2024 June 22 - شنبه 02 تير 1403
توهين "سني نيوز" به شيعيان اهل بيت
کد مطلب: ٤٧٠٠ تاریخ انتشار: ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٧ تعداد بازدید: 182711
اخبار » عمومي
توهين "سني نيوز" به شيعيان اهل بيت

پايگاه اطلاع رساني "سني نيوز" كه گويا به اهل سنت ايران اختصاص دارد، طي گزارشي كه امروز (26 ارديبهشت) منتشر كرد، به طور مستقيم زيارت حرم مطهر ائمه(ع) را زير سوال برده و به شيعيان اهل بيت(ع) توهين كرده است.

در گزارش توهين آميز اين پايگاه اطلاع رساني آمده: امروز بسياري از قبرپرستان براي كساني كه نسبت به آنان گويا احترام قائل هستند، اوقات مشخص و «مناسبت هايي اختراع!» كرده اند كه در كنار قبرها يا مزارهاي آنان جمع مي شوند، و اعتكاف مي نشينند و عبادت مي كنند!!. كردار زشت اين بيچاره ها را همه مي دانند و مي بينند اينها واقعاً بدبخت و بيچاره هستند كه پرستش خداوندي كه آنها را آفريده و روزي ميدهد و مي ميراند و زنده ميكند، رها كرده و بندگاني را مي پرستند كه زير خاك دفن شده و قدرت و توانايي ندارند كه حتي منفعتي براي خود جلب كنند يا ضرري از خود دفع نمايند.

نام اين گزارش توهين آميز: "حل مشكل اختلاف بين علماء (وحدت عقيده)" است.

گفتني است متأسفانه اين پايگاه اطلاع رساني فعاليت خود را به طور رسمي در همان روزي آغاز كرد كه پايگاه خبري - تحليلي "شيعه نيوز" فيلتر شد.

منبع: شيعه آنلاين


Share
641 | محمود | | ٢٣:٠١ - ١٨ آبان ١٣٩١ |
مرده پرستي ممنوع فک نکنم توهيني به اهل بيت کرده باشد!!! چرا خودتان رابه اهل بيت نسبت مي دهيد ! آيا اهل بيت ديني جدا رسول الله داشتن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
642 | مجيد م علي | | ١٦:٤١ - ١٩ آبان ١٣٩١ |
الله اکبر

با سلام

نه خير جناب محمود اون و غيره هستند که ربطي به دين رسول الله نداشتند و ندارند و ما خودمان را به انها ربط نمي دهيم ابداٌ ..
لبيک يا علي
643 | عبدالله | | ١٣:٠٣ - ٢٠ آبان ١٣٩١ |
واقعا شعيه ها مشکلاتي زيادي دارند مثل توهين صحابه وياران دست اول وفاتحان مناطق امپراتوري فارس وروم که خداوند رضايت خود را از ايشان در قرآن بيان نموده است مثل لقد رضي الله عن المومنين اذ يبايعونک تحت شجره آيا در زير درخت ابوبکر ، عمر وديگر صحابه جليل القدر حاضر نبودند؟ آيا خرافات مثل زدن خود با زنجير چاقو در روز عاشورا و قبر پرستي هاي شان از مشکلات شان نيست؟ آيا مزئين نمودن مساجد به عوض نام خدا توسط نام ائمه خلاف اصول دين نيست ؟ آيارسانه هاي مربوط به شعيان نسبت به نام خدا ورسول گراميش نام ائمه را بيشتر ياد نمي کنند. آيا حکومت شعيه ايران بخاطر دفاع از تشيع از کفار دفاع نمي کند مثلاً وقتي صدام را به نام بعثي بد مي گفت ولي فعلاً از بشار الاسد بعثي به جان ودين دفاع مي کند . هيچ سني در دنيا پيدا نيم شود که به ياران واهلبيت رسول الله احترام نداشته باشد خصوصاً حضرت علي کرم الله وجه را از جان خود بيشتر دوست نداشته باشد وهيچ وخت يک سني به يکي از ائمه اهل تشيع بي احترامي ننموده است ولي اين شعيه ها اند که در مقابل دوستان خداورسول يعني کساني که با مال وجان دين را به ايران و اقصي شرق وغرب رساندن بي ادبي و بي احترامي مينمايند اميداوريم که شعيه ها به خود آمده وتوهين به دوستان خدا ورسول را کنار بگذارند ربنا لاتجعل في قلوبنا غل للذين آمنوا
644 | عبدالله | | ٢٤:٥٤ - ٢٠ آبان ١٣٩١ |
واقعا شعيه ها مشکلاتي زيادي دارند مثل توهين صحابه وياران دست اول وفاتحان مناطق امپراتوري فارس وروم که خداوند رضايت خود را از ايشان در قرآن بيان نموده است مثل لقد رضي الله عن المومنين اذ يبايعونک تحت شجره آيا در زير درخت ابوبکر ، عمر وديگر صحابه جليل القدر حاضر نبودند؟ آيا خرافات مثل زدن خود با زنجير چاقو در روز عاشورا و قبر پرستي هاي شان از مشکلات شان نيست؟ آيا مزئين نمودن مساجد به عوض نام خدا توسط نام ائمه خلاف اصول دين نيست ؟ آيارسانه هاي مربوط به شعيان نسبت به نام خدا ورسول گراميش نام ائمه را بيشتر ياد نمي کنند. آيا حکومت شعيه ايران بخاطر دفاع از تشيع از کفار دفاع نمي کند مثلاً وقتي صدام را به نام بعثي بد مي گفت ولي فعلاً از بشار الاسد بعثي به جان ودين دفاع مي کند

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در مورد آيه اي كه ذكر كرديد در اين دو آدرس به تفصيل سخن گفته ايم مراجعه كنيد:
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
645 | اردشير | | ١٩:٥٣ - ٢٣ آبان ١٣٩١ |
عبدلله جان! سني وهيچ کس جرات توهين به اهل بيت را ندارد چون کفر آشکار است ومزد رسالت رسول الله(ص) فقط دوستي و حب اهل بيت است واگر شخص ناداني اين کار را بکند ضديت با کلام خداست که در اين صورت کافر است واينکه ميگوييد به دوستان رسول خدا توهين نکنيم اين چگونه دوستاني هستند غسل ودفن رسول الله را رها ميکنند در طمع تعيين خليفه -خانه يگانه فرزندش را به آتش مي کشند وبرادر و داماد و جانشينش را دست بسته براي بيعت به مسجد ميبرند واز ترس اين دوستان شما نه دوست رسول الله فاطمه زهرا را اميرالمومنين غريبانه شبانه دفن ميکند اين دوستي که ميگوييد معاويه را به خاطر دشمني با اميرالمومنين حاکم شام نمود چون در جنگ بدر اميرالمومنين برادر ودايي وعموي معاويه را کشته بود و به اين دليل وجودش سرشار از دشمني وکينه نسبت به اميرالمومنين بودوبعدها چه مشکلاتي بوجود آورد فرزندش يزيدملعون نيز واقعه کربلا را بوجود آورد خانه خدا را به منجنيق بست ويرانش نمود لشکرش به زنهاي مدينه تجاوز نمودنداي مسلمان آيااين موارد باعث آزار رسول الله ميشوديانه اگربگويي اينها دروغ است مثل کبک سرت را زير برف کرده اي واگر قبول کني در اين صورت ميداني که بر طبق قرآن هرکس موجب آزار رسول الله شود ملعون خداوند است و اين که گفته اي اين دوستان شما اسلام را به غرب وشرق رساندد ميداني که سه چهارم مردم زمين مسلمان نيستند که علت آن ترس ووحشت آنها از اسلام است در صورتي که دين اسلام جهاني بوده و اگر خلافت به اميرالمومنين ميرسيد اسلام کل دنيا را فرا ميگرفت که گناه گمراهي اسانهاي گمراه به گردن اين دوستان شماست و اينکه گفته اي زير درخت خدا از آنها راضي شد ميداني کنار درخت چه کردند از شجاعت عمر که خودت بهتر ميداني واين که چند کشور را وحشيانه لشگرش گرفت اين سفره ي حاضري بود که به همت رسول الله واميرالمومنين شکل گرفت و اين عمر؟؟؟ شما آنرا تکه تکه کرد وجلو نشر اسلام راگرفت 3و آنکسي که از اسراييل ويهودي ها در مقابل مقاومت دفاع ميکند شيعيان نيستندبلکه اهل بدعتند وبا هزينه عربستان وقطر وکمک امريکا علوي ها وشيعيان سوري راميکشند و به نواميسشان تجاوز ميکنند اون وقت تو از حکومت ايران که هنوز هم در سوريه دخالت نکرده انتقاد ميکني اللهم العن جبت والطاغوت وابنيتها اللهم العن اول الظالم ظلم حق محمد و آل محمد والثاني والثالث والرابع نظرات من در صفحه 13- 14 هست ميتوني مطالعه کني
646 | اردشير | | ١٩:١٣ - ٢٥ آبان ١٣٩١ |
سلام چرا نظر اين حقيرو نذاشتين اگه خواستين مطالب تفرقه انگيزشو سانسور کنيداميرالمومنين ميفرمايد( قولوا حق و لو کان ضرا)
647 | نوكر اهل بيت | | ٠٢:٤٣ - ٠٥ آذر ١٣٩١ |
شيعه مرتضي علي شعارش اينه منکر حيدر که حلال زاده نميشه تازنده ايم وخون تو رگهامون ميجوشه لعن ميفرستيم به شوراي سقيفه اين پنبه رو ازگوشتون بيرون بياريد ماباحروم زاده برادري نداريم خاک پاي تمام بچه شيعه ها (لعن الله ؟؟؟)
648 | عليرضا زند | | ٠٨:٢٥ - ٠٦ آذر ١٣٩١ |
عمر بن خطّاب مي‌گفت:
روزي پس از نماز جماعت ظهر در خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله بوديم. پيامبر در حالي که چون ماه شب چهارده به محرابش تکيه داده بود و اصحابش گردش حلقه زده بودند، نظري طولاني به آسمان و سپس به زمين افکند، آن گاه به دشت و کوه نگريست و فرمود:« اي مسلمانان! به سخنانم گوش فرا دهيد. بدانيد که در جهنم، وادي‌اي (بياباني) است به نام سباع (درندگان) که در آن چاهي است و در آن چاه ماري است. جهنم ازشدت عذاب وآتش آن بيابان به خداوند شکايت مي‌کند، و بيابان از چاه و چاه از آن مار، و اين شکايت‌ها روزي هفتاد بار تکرار مي‌شود.»
اصحاب از پيامبر پرسيدند:«اي رسول خدا، اين عذاب سنگين که جهنم و وادي و چاه از آن شکايت مي‌کنند، عذاب چه کسي است؟»
فرمود:«اين عذاب کسي است که روز قيامت ببينند پايبند و معتقد به ولايت علي بن ابي طالب نبوده است.»
البته اين عذاب مربوط به کساني است که حقانيت وبرتري اميرالمؤمنين عليه السلام را نزد خدا وپيامبر دريافته اند و با اين حال از پذيرش ولايت آن حضرت سر باز ميزنند که نتيجه اش دوري از خداوند و رحمت اوست که همان آتش وعذاب باشد.
منابع:
•بحارالانوار، ج 39، ص 250، حديث 14 ----------- روضه، فضايل
649 | محمديان | | ١٢:٥٧ - ٠٦ آذر ١٣٩١ |
دوست اهل سنت چرا بي خودي ميگي شيعيان به ما توهين مي کنند شما که بيشتر توهين مي کنيد ضمنا کساني که احيانا به شما توهين مي کنند از روي تعصبات بي جا و نا بخردانه است مثلا همين مراسم عمر کشون که برگزار ميشه مورد تاييد هيچ شيعه علي ابن ابيطالب نيست به جز گروهي جاهل و نادان که دست به اين کارا مي زنند راستي ما شيعيان که اهن پرست يا قبر پرست نيستيم بلکه ما با محتواي ان ضريح يا قبر کار داريم و نه چيز ديگر اميدوارم اهل سنت ايران از مطالب گفته شده وهابيت که چيزي جز تفرقه و نابودي ريشه اسلام نيست استفاده نکنند و وحدت را حفظ کنيم
650 | امير | | ١٢:٣٦ - ٠٩ آذر ١٣٩١ |
بهترين يار پيامبر حضرت علي -وقتي حضرت علي به عنوان اولين مسلمان ايمان اورد عمر کجا بود_
651 | عارف | | ٢٤:١٥ - ١٢ آذر ١٣٩١ |
با سلام ايمان اوردن دست خداست امير اقا شما که گفتيد موقع ايمان اوردن حضرت علي رضي الله عنه حضرت عمر کجا بود بايد بگويم که ان زمان وقت اسلام اوردن عمر نبود و هنوز پيامبر اسلام دين را علني نکرده بود عبدالله ممنونم بخاطر روشن بيني شما ؟؟؟ خداوند ترسي از عمر و ابوبکر رضي الله عنهما در دل شما انداخته که با گذشت 1400 سال هنوز از انها مي ترسيد نمي گذاريد کسي اسم بچه اش را با نام صحابه هاي رسول الله نام گذاري کند در حالي که حضرت علي رضي الله عنه نام بچه هايش را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشتند همچنين حضرت حسن وحسين
652 | سميه | | ١٤:٢٦ - ١٥ آذر ١٣٩١ |
واقعا كه شيعه يك فرقه ي ضاله ست و هر كشوري حكومتش شيعه باشه بدبخت و بيچاره ست. هيچ احدي دروغگوتر از رافضي ها نديدم. انقد خرافات تو ذهن اين مردم بدبخت ريختيد كه ...
ولايت ديگه چه صيغه اي يه؟ چرا تو قرآن اسم حضرت علي رو نياورده؟؟ بس كنيد ديگه خجالت بكشيد.
درود بر ابوبكرصديق و عمرفاروق و عثمان ضي النورين و علي رضي الله عنه
653 | مجيد م علي | | ٢٤:٣٦ - ١٦ آذر ١٣٩١ |
الله اکبر با سلام جناب سمي ه 651 خوشبخت با چاره اين ابوبکر ,عمر, عثمان کي هستند .... من که تو قران کريم اسماشون را نديدم تو اگر ديدي بما خبر بده ... بيا دعا کن که خدا تو را با ابوبکر عمر عثمان محشور کنه تا درباره دروغ و دروغگو بحث کنيم لبيک يا علي
654 | amir | | ١٨:٤٣ - ١٧ آذر ١٣٩١ |
چرا خودتونو به خريت ميزنيد ؟؟ خودتون خوب ميدونين اين قبر پرستي نيست. امامان ما کساني هستند که دستو هاي خداوندرا به مردم ميگويندنه مثل عمر و ابوبکر فاسد که تمام بدي ها از گور او بلند ميشود

655 | amir | | ١٩:٠٩ - ١٧ آذر ١٣٩١ |
شما فقد بلديد به شيعيان تو هين کنيد
656 | جلال خائف | | ١٩:٣٢ - ١٧ آذر ١٣٩١ |
سلام به رهروان راه حق
خدمت سميه خانوم و آقا عبدالله عارض هستم كمي اطلاعات مذهبي شان را بيشتر كنند. من دوستان زيادي از اهل تسنن دارم كه با منطق قانع شدن و تندروي نكردن در جواب اين دو عزيز صحبت و ادله از كتابهاي معتبر خودتان زياد است. چون دوست ندارم با شما نزاعي داشته باشم كتاب شبهاي پيشاور را به شما معرفي ميكنم تا حقايقي از حقانيت شيعه و علي ابن ابيطالب(ع) كه در كتاب هاي اهل سنت است برايتان روشن گردد حتما" مطالعه بفرماييد. ضرر نمي كنيد. مطمئن باشيد (به اميد صبحي روشن براي همه ي مسلمانان حقيقي )
657 | خادم شيعه | | ١٢:١١ - ١٩ آذر ١٣٩١ |
بايد خدمت سميه عرض کنم که اگر ميگيد چرا اسم امير المومنين علي(ع) در قرآن مجيد نيومده خوب اسم سه تا خليفه شما هم نيومده پس اونارو هم نبايد قبول داشته باشيد. و نکته ديگه اي که اينجا مطرح ميشه اينه که قرآن مجيد به بيان کليات پرداخته و اگر قرار بود به جزئيات بپردازه ديگه به اين صورتي که هست نبود و حجم مطالبش بسيار زياد ميشد.ببينيد قرآن بدونه مفسر قرآن نميتونه پاسخ گوي نياز هاي فقهي اعتقادي مردم باشه براي مثال شما چطور ميتونيد از داخل قرآن نحوه وضو گرفتن يا تعداد رکعات نماز و يا بسياري از مسائل ديگه رو به تنهايي استخراج کنيد؟ و بدونيد که مفسرين قرآن کسي جز رسول خدا(ص) و اهل بيت آن بزرگوار نميتونه باشه شما اگر تونستيد يه کلمه و تنها يک کلمه علم و يا کلامي در راه رسيدن به خدا از سه تا خليفتون بيارن، بعد بيايد دايه دار تفسير قرآن بشيد. و اينو بدونيد که تنها اميرالمومنين علي(ع) نداي سلوني سر داد چون درياي علم بود جون باب علم نبوي بود که احاديثشم به کرات از زبان مقدس پيامبر (ص) در کتب صحاح خودتون پيدا ميشه.فحش و ناسزا گفتن و ما شيعيان رو رافضي خوندن مشکل شمارو حل نميکنه مگر اين که براي دلهاي بيمار بعضيها تسکين دهنده است. اگر شما و کل علماتون تونستيد به صورت علمي مکتبه حقه شيعه رو محکوم کنين من هم به شما احسنت ميگم.ولي علماي ما (سلطان الواعظين در شب هاي پيشاور، علامه اميني در مجموعه الغدير) و بسياري ديگه به صورت علمي از تو کتب معتبر خودتون شمارو محکوم کردن ولي شما به ما احسنت نگفتي. چرا چون خودتونو به خواب زديد و به جاي اينکه حق رو قبول کنيد فحش داديد و تعصب ورزيديد. انشالا روزي همه ما در دادگاه حق تعالي حاضر ميشيم و بنده حقير و تمامي شيعيان آرزو داريم با علي(ع) و اولاد بزرگوارش محشور بشيم بقيه هم با هر کسي که دوسش دارن محشور بشن انشاالله.
658 | مصطفي | | ١١:٣٠ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
اي خادم اهل بيت سوره فتح ايه 29 را بخوان تا بداني اين ايه براي چه كسي نازل شده است ؟ اصحاب الرسول
659 | مصطفي | | ١١:٥٧ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
من أعجب ما تفتقت عنه حيل المنافقين في مكرهم وكيدهم للإسلام والمسلمين بالمدينة المنورة، أن يبنوا مسجدا يلتقون فيه تحت ستار العبادة ورغبتهم في الخير، حيث ذهبوا إلى النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ وهو في طريقه إلى غزوة تبوك ليصلي بهم فيه، فاعتذر النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ ، وأرجأ ذلك لحين عودته .. وفي أثناء عودة النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ إلى المدينة راجعا من تبوك نزلت عليه هذه الآيات: { وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ . لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُّحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا وَاللهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ } (التوبة: 107-108) . ذكر ابن كثير في تفسيره قصة مسجد الضرار بتمامها في سبب نزول هذه الآيات : " .. أنه كان بالمدينة رجل من الخزرج يقال له أبو عامر الراهب، وكان قد تنصر في الجاهلية وقرأ علم أهل الكتاب، وله شرف في الخزرج كبير، فلما قدم رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ مهاجرًا إلى المدينة واجتمع المسلمون عليه، وصارت للإسلام كلمة عالية، وأظهرهم الله يوم بدر، شرق اللعين أبو عامر بريقه، وبارز بالعداوة وظاهر بها، وخرج فارًّا إلى كفار مكة من مشركي قريش، فألبهم على حرب رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ، فاجتمعوا بمن وافقهم في أحياء العرب فكان من أمر المسلمين ما كان، وامتحنهم الله عز وجل، وكانت العاقبة للمتقين، وكان هذا الفاسق قد حفر حفائر فيما بين الصفين فوقع في إحداهن رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ وأصيب ذلك اليوم فجرح وكسرت رباعيته اليمنى والسفلى، وشج رأسه ـ صلوات الله وسلامه عليه ـ، وتقدم أبو عامر في أول المبارزة إلى قومه من الأنصار فخاطبهم، واستمالهم إلى نصره وموافقته، فلما عرفوا كلامه قالوا: لا أنعم الله بك عينا يا فاسق يا عدو الله، ونالوا منه وسبوه، فرجع وهو يقول: والله لقد أصاب قومي بعدي شر، وكان رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ قد دعاه إلى الله قبل فراره وقرأ عليه القرآن، فأبَى أن يسلم وتمرد، فدعا عليه رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ أن يموت بعيدًا طريدًا فنالته هذه الدعوة، وذلك أنه لما فرغ الناس من أحد، ورأى أمر الرسول ـ صلى الله عليه وسلم ـ في ارتفاع وظهور، ذهب إلى هرقل ملك الروم يستنصره على النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ، فوعده ومَنَّاه، وأقام عنده وكتب إلى جماعة من قومه الأنصار من أهل النفاق والريب يعدهم ويمنيهم بجيش يقاتل به رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ ويغلبه ويرده عما هو فيه، وأمرهم أن يتخذوا له معقلا يقدم عليهم فيه من يقدم من عنده لأداء كتبه، ويكون مرصدا له إذا قدم عليهم بعد ذلك . فشرعوا في بناء مسجد مجاور لمسجد قباء، فبنوه وأحكموه وفرغوا منه قبل خروج رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ إلى تبوك، وجاءوا فسألوا رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ أن يأتي إليهم فيصلي في مسجدهم، ليحتجوا بصلاته فيه على تقريره وإثباته، وذكروا أنهم بنوه للضعفاء منهم وأهل العلة في الليلة الشاتية، فعصمه الله من الصلاة فيه فقال: إنا على سفر، ولكن إذا رجعنا إن شاء الله . فلما قفل ـ عليه السلام ـ راجعًا إلى المدينة من تبوك ولم يبق بينه وبينها إلا يوم أو بعض يوم، نزل عليه جبريل بخبر مسجد الضرار، وما اعتمده بانوه من الكفر والتفريق بين جماعة المؤمنين في مسجدهم ـ مسجد قباء ـ الذي أُسِّس من أول يوم على التقوى، فبعث رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ إلى ذلك المسجد من هدمه قبل مقدمه المدينة .. " . ويقول ابن تيمية : " وكان مسجد الضرار قد بني لأبي عامر الفاسق الذي كان يقال له أبو عامر الراهب، وكان قد تنصر في الجاهلية، وكان المشركون يعظمونه، فلما جاء الإسلام حصل له من الحسد ما أوجب مخالفته للنبي ـ صلى الله عليه و سلم ـ وفراره إلى الكافرين، فقام طائفة من المنافقين يبنون هذا المسجد، وقصدوا أن يبنوه لأبي عامر هذا، والقصة مشهورة في ذلك، فلم يبنوه لأجل فعل ما أمر الله به ورسوله بل لغير ذلك ". وذكر ابن هشام في سيرته أن رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ أمر عمار بن ياسر ، و مالك بن الدخشم مع بعض أصحابه وقال لهم: ( انطلقوا إلى هذا المسجد الظالم أهله فاهدموه وحرقوه، ففعلوا ) . وقد روى الحاكم أن جابر بن عبد الله ـ رضي الله عنهما ـ كان يقول: " رأيت الدخان من مسجد الضرار حين انهار " . وقد استجاب الله ـ عز وجل ـ لدعاء النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ على أبي عامر ذلك المنافق، أن يموت بعيدًا طريدًا، فمات بالشام وحيداً غريباً . لقد أراد المنافقون ببناء هذا المسجد تقوية النفاق والمنافقين، والإعداد لمحاربة المسلمين، والتفريق بين المؤمنين، وقد خيَّب الله مسعاهم، وأبطل كيدهم بأن نهى نبيه ـ صلى الله عليه وسلم ـ عن الصلاة فيه، فقال تعالى: { لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً }(التوبة: من الآية108)، ومن ثم فما قام به الرسول ـ صلى الله عليه وسلم ـ من الأمر بهدمه وإزالته هو التصرف الأمثل . لقد سلك النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ مع المنافقين الذين يتظاهرون بالإسلام طريق اللين والإغضاء، يقبل منهم أعذارهم على ضعفها وكذبها، فإذا وقع أحدهم في خيانة ربما تهدر دمه، تجاوز عنه حتى لا يقال: إن محمدا يقتل أصحابه، وما هم من صحبته في شيء، ولكن هكذا ربما يقول الناس .. ولو كان في هؤلاء المنافقين خير لأسرهم هذا الحلم والعفو والخلق النبوي، ولأقبلوا على الإسلام، غير أن هذا الأسلوب الكريم من النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ لم يزدهم إلا جرأة على نفاقهم وباطلهم، ومن ثم لم يبق بد من كشف خبثهم ومؤامراتهم . وفي قصة مسجد الضرار ظهر أن الكفر كله ملة واحدة، والكافرون أولياء بعض، وقد تبين هذا في موقف أبي عامر الفاسق، إذ غضب غضبا شديدا، وتألم لهزيمة المشركين في بدر، فأعلن عداءه للرسول، وتوجه إلى مكة يحث أهلها على قتال المسلمين، وخرج مقاتلا معهم في أحد، وحاول تفتيت الصف الإسلامي، ثم ذهب إلى هرقل ملك الروم ليتحالف معه ويتقوى به، وصدق الله تعالى: { وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ }(الأنفال: من الآية73) . وهكذا حاول المنافقون ـ كعادتهم ـ الكيد والـتآمر على الإسلام والمسلمين ببنائهم لهذا المسجد، لأسباب مقنعة في الظاهر ـ من التيسير على ضعفاء المسلمين ـ، وهو أسلوب ماكر خبيث قد ينطلي على كثير من الناس، كما يفعل المنافقون وأعداء الإسلام اليوم . فمسجد الضرار ليس حادثة في المجتمع الإسلامي الأول انتهت وانقضت، بل هي فكرة ومؤامرة مستمرة، يُخَطط لها، وتختار الوسائل الدقيقة لتنفيذها، في صور كثيرة ومختلفة، فلا يزال أعداء الإسلام ـ من المنافقين والمبشرين وغيرهم ـ يقيمون أماكن ظاهرها البناء والخير والإصلاح، وباطنها حرب على الله ورسوله، وهدفها الطعن في الإسلام، وتشكيك المسلمين في معتقداتهم، وإبعادهم عن قيمهم وآدابهم، فيقيمون مدارس باسم التعليم ليتوصلوا بها إلى بث سمومهم بين أبناء المسلمين، وصرفهم عن دينهم، ويعقدون الندوات والمنتديات باسم الثقافة والتطوير، والغرض منها خلخلة العقيدة في القلوب، والقضاء على القيم في النفوس، ويبنون مستشفيات باسم المحافظة على الصحة والخدمات الإنسانية، والغرض منها التأثير على المرضى والفقراء وصرفهم عن دينهم، وقد اتخذوا من البيئات الجاهلة والفقيرة - لاسيما في بلاد إفريقيا - ذريعة للتوصل إلى أهدافهم ومؤامراتهم الخبيثة .. ومن ثم فعلى المسلمين أن يأخذوا من سيرة النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ الدروس والعبر التي تساعد الأمة على معرفة الطريق إلى عز الإسلام والمسلمين، من خلال معرفة عوامل النهوض والنصر، وأسباب السقوط والهزيمة، ويتعرفون على هدي النبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ في تعامله مع الأعداء، وتربيته للأفراد، وبنائه للدولة .
660 | سيدمحمدجوادعبادي | | ١٢:٣٣ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
کساني که ميان به اميرالمومنين(عليه السلام)وشيعيان ايشان که به حديث نقل شده ازپيامبرگرامي اسلام توسط جندب(جناب ابوذر):هم الفائزون هستند توهين ميکنندبايد بدانندمسئله وهابيون کثيف براي تمام مسلمين حل شده است.
برادران اهل تسنن ازوهابيت ملعون جداهستند.مسلمين جهان ازوهابيت کثيف که باکمک يک عده انگليسي کافر بوجودآمدن ومانند يک نطفه حرام ويک غده سرطاني به جان اسلام ناب محمدي افتادن بيزارندو اين ملاعين به هيچ وجه جايي درمباحث مامسلمانان(شيعه وسني)ندارند...
اين گروه نهايتاباارفاق200ساله راه افتاده وهيچي نداره حتي عقيده وقدمت!!!
پس لعنت بروهابيون...
ولبيک يااميرالمومنين اسدالله الغالب يااخ الرسول ياعلي بن أبي طالب(عليه السلام)
661 | اميد شيعه در حد مرگ... | | ٢٢:٤٢ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
اولا در جواب محمود ؟ بگويم كه اگر قدري به فكرش توسعه دهد و يه نگاهي به سوره ي مباركه ي آل عمران بندازه, خداوندتعالي چنين مي گويد رسول خودش,هرگز آنان كه در راه خدا كشته شده اند مرده ندان بلكه آنان زنده اند و در نزد خدا روزي مي گيرند و همه ي نورهاي اعظم ما شهيد درگاه خداوند دند در نتيجه زنده اند.ثانيا ما كسي را جز خداونداحد نمي پرستيم بلكه طبق متن صريح قرآن كريم اطيعو الله واطيعو الرسول و اولي لامر منكم ما از اين سه مورد اطاعت كامل مي كنيم
662 | اميد شيعه در حد مرگ... | | ٢٢:٤٨ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
در جواب سميه مگر اسم ابوبكر,عمر,عثمان در قرآن آمده كه ما از آن خبر نداشتيم ها.در قرآن كريم ويژگي هاي بارز حضرت مولانا امير المومنين علي(ع) آمده اگر قدري تحقيق كنيد براي تحقيق كتاب شبهاي پيشاور را معرفي مي كنم...
663 | اميد شيعه در حد مرگ... | | ٢٢:٥٥ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
در جواب عارف بگويم كه اسم ابوبكر عمر عثمان اولا اسم رايج زمان آن حضرت بوده دوما به اصطلاح ما اين شيوه تقييه بوده و ربطي ندارد و ما با اسم مشكلي نداريم
664 | جلال خائف | | ٢٣:٤٦ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
اي مصطفي به گفته بسياري از علماي شما بيش از 300 آيه در مقام علي ابن ابيطالب (ع) آمده است و يك مورد آن (محمد ابن يوسف شافعي اذعان ميكند و ......) تحقيق كن تا برايت روشن شود
665 | جلال خائف | | ٠١:١٦ - ٢٢ آذر ١٣٩١ |
درود خدا بر 625 (سيدنا علي ابن ابيطالب ) من واقعا" فيض بردم از بيانات و ادله هاي محكم جنابعالي من خيلي خواستارم يك نشانه از شما داشته باشم تا اگر شبه ي وارد شد به شما مراجعه كنم jalal_li@ yahoo.com اين ايميل من است حتما ايميل يا شماره تلفنتان را براي من بفرستيد و من در كنار حرم امام رضا دعا گوي شما هستم .
666 | اگرقران وعترت قبول كنند نوكرشونم | | ١٥:٢٠ - ٢٢ آذر ١٣٩١ |
اعوذبالله من الشيطان الرجيم وامابعدسلام خدمت تمامي مدافعان راه حقيقت وسلام بر خواهران وبرادراني که صبر پيشه مي کنندوبا صبر جواب ياوه گويان و روافض اصلي(وهابيت وتسنن)را مي دهند ومايه مباهات اسلام وسنت پيغمبر(طريق روشن شيعه)هستند خدا جزاي خير دهد شمارا من حرف هاي شمارا ديدم فقط مانده ام که چرا بعضي ها سرخودرا زيربرف کرده ودم نمي زنند وفقط پايبند چرت وپرت هايشان هستند متاسفم واما اي عبد الشيطان واي عارف به حق ابوبکر وشهادت دهنده لواط واي سميه کنيزک دربار معاويه ويزيد حرف هاي شما پشيزي هم نمي ارزد فقط کورکورانه وتعصبانه است بدانيد امام اول ما کسي است که به قول احمدبن حنبل،شافعي،ابن عباس و...شان نزول300ايه ازقران ايشان هستند خواستيد مدرک هم دارم ايات را هم ميدانم مادر ما کسي است که پيغمبر خدا در موردش فرمودندفاطمه بضعة مني امام دوم وسوم ما کساني هستند که رسول خاتم فرمودند حسن وحسين سيدي شباب الجنة امام چهارم ما سيدالساجدين وزينت تمامي عبادت کنندگاننند امام پنجم ما باقرالعلوم وشکافنده تمامي علم هايند امام ششم ما کسي هستند که امامان شما کوردلان وامامان چهارمذهبتان پيش ايشان علم اموختند امام هفتم ما کسي است که کظم غيظ ميکردند وهمانا خداوند کاظم ناميدش امام هشتم ما وولي نعمت شيعيان ايران کسي است که خاک حرمش به تمام دبدبه وکبکبه جهانيان مي ارزد امام نهم ما کسي است که دريک مناظره به هزاران سوال جواب دادند امام دهم ما هادي امت است امام يازدهم ما نيز کسي است که چنان ترسي در دل دشمنان انداخت که ايشان را درپادگان اسير کردند امام دوازدهم ما همان کسي است که خداوند از ايشان در قران نام برده(قصص5) اري اينان مايه فخر اسلام وبرتري اسلام نسبت به ديگر اديانند والسلام عليکم ورحمة وبرکاته
667 | سيدناعلي بن ابيطالب | | ١٨:٥٣ - ٢٢ آذر ١٣٩١ |
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم باسلام خدمت آقاي جلال خائف اينجانب محمدکاظمي هستم که تا 4 سال پيش سني بودم .4سال پيش در اربعين حسيني ضربه مغزي شدم و تمامي دکتران از من قطع اميد کردند ولي باچشمان خود حضرت زهرا(س) راديدم و شفا يافتم حال به مذهب حقيقي شيعه ايمان آورده ام. اثبات کفر عمر و ابابکر از کتب اهل سنت: 1. بدعتگذار كافر است. قال رسول الله صلي الله عليه و اله: لا يقبل الله لصاحبِ بدعةٍ صوماً و لا صلوةً و لا صدقةً و لا حجّاً و لا عُمرةً و لا جهاداً و...يخرج من الاسلامِ کما تخرج الشعرة من العجين. (2) خدا هيچ عملي را از قبيل نماز روزه صدقه حج و...از بدعت گذار قبول نمي کند و او از اسلام خارج ميشود... . قال رسول الله صلي الله عليه و اله: اهل البدع شرالخلق و الخليفة (کنزالعمال) اهل بدعت بدترين مخلوقات و موجودات هستند قال رسول الله صلي الله عليه واله: اهل البدع کلاب اهل النار (کنزالعمال) اهل بدعت سگ هاي اهل آتش هستند. عنه في قوله تعالي: إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً هم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء ليس لهم توبة. انا منهم بريء و هم مني بُراء. (کنزالعمال) پيامبر اکرم صلي الله عليه واله درباره اين آيه قرآن: "كسانى كه دين خويش را پراكنده كردند و گروه گروه شدند" فرمودند آنها اهل بدعت و اصحاب و ياران هوا و هوس هستند . براي ايشان توبه اي نيست. من از ايشان بيزارم و ايشان نيز از من بيزارند. تا اينجا از کتب اهل سنت اثبات شد که بدعت گذار کافر است. حال سوال اينجاست که آيا عمر بدعت گذار بوده است يا خير ؟ طبق اعتراف خود او در دين بدعتهاي بسياري را گذاشته است. مانند: الف) بدعت حلال کردن شراب توسط عمر: عمر مي گفت: آب را داخل شراب کنيد و بخوريد مانعي ندارد! همچنين آورده اند يک وقتي مردم شام از سرما و سنگيني آب و بدي محصول زمين نزد عمر شکايت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتي دو ثلث آن کم شد يک سوم باقيمانده را بياشامند! (3) جصاص داستان جالبي دراين رابطه از عمر نقل ميکند. ميگويد: يک روز عربي که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازيانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابي را خوردم که خودت ميخوري!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در اين موضوع شک کرد آب را داخل شراب نمايد مانعي ندارد آنگاه پس از اينکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشيد ! (4) در حالي که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله فرمود: هر چه را که زيادي آن مستي آورد کمي آن نيز حرام ميباشد خواه مستي بياورد يا نياورد. (5) ب) پايه گذاري بدعت قياس توسط عمر: حافظان حديث و تاريخ نگاران اسلامي نامه اي درباره دستور العمل حکومتي و قضائي از عمر به ابوموسي اشعري نقل کرده اند که بيان گر پيش قدمي عمر در مطرح نمودن قياس است. و اينکه او قياس را به عنوان يک قاعده فقهي و يک قانون اسلامي در جهت استنباط احکام شرعي پايه گذاري کرد. اين نامه هنگامي نوشته شد که نامبرده از طرف عمر والي حکومت عراق بود و مشتمل بر اين فراز است: الفهم الفهم فيما تلجلج في صدرک مما ليس في کتاب الله و لا سنه. ثم اعرف الاشباه و الامثال و قس الامور عند ذلک. ترجمه: هر آنچه به خاطرت خطور مي کند و خبري از آن در کتاب و سنت نيست پيرامون آن فهمت را به کار انداز. آنگاه شبيه ها و همانندهاي آن را شناسائي کن و آنها را به يکديگر قياس نما. يعني حکم آنچه را که مورد نص کتاب و سنت است بر آنچه در کتاب و سنت مطرح نشده جاري کن... (6) ج) بدعت تراويح: ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبي از شبهاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز مي خواند و بعضاً مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين بديد گفت: به عقيده من اگر اينها را با يک امام گرد آوريم بهتر است. و در پي اين تصميم ابيّبن کعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نماز مي خواندند، عمر گفت: نعم البدعة هذه اين بدعت خوبي است! البته نمازي که پس از خوابيدن بخوانند; يعني آخر شب از اينکه اوّل شب اقامه شود بهتـر خـواهـد بـود. (7) د) بدعت نهي از متعه توسط عمر: عمر گفت: متعتان کانتا علي عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب (8) يعني دو متعه در زمان پيامبر اکرم صلوات الله عليه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام ميکنم و مرتکبين آنها را به کيفر ميرسانم. يكي متعه زنان و ديگري متعه حج. پس سير منطقي و يا به بياني ديگر خلاصه اين بحث اين شد که: عمر طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار هستند. طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار کافر است. نتيجه: عمر کافر است. 2) نزاع کننده در خلافت کافر است ! ابن مغازلي به سند متصل از ابوذر روايت کرده که پيامبر اکرم ص فرمودند: هرکه بعد از من با علي عليه السلام در خلافت منازعه کند کافر است. (9) در نزاع عمر و ابابکر با آقا امير المومنين عليه السلام در رابطه با خلافت هيچ شکي وجود ندارد. فکر نکنم که نياز به استدلال باشد. همان بس که به اعتراف بزرگان اهل سنت نزاع عمر و ابابکر با علي عليه السلام بر سر خلافت به جايي کشيد که ابوبکر دستور حمله به خانه آقا اميرالمومنين عليه السلام را صادر کرد و عمر به پيروي از او به خانه وحي حمله کرد و اين حمله باعث کشته شدن حضرت زهرا سلام الله عليها و حضرت محسن سلام الله عليه شد. براي اطلاع بيشتر در اين مورد ميتوانيد به مصادر (اهل سنت) زير مراجعه فرماييد: مصنف ابن ابي‏شيبه 8/ 572 ميزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549 انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره تذکره الحفاظ 3- 092، شماره 860. سير اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96. البدايه والنهايه 11/ 65، حوادث سال 279 الامامه و السياسه، ص 12، چاپ المکتبه التجاريه الکبري، مصر عقد الفريد، ج 4 ص 268 تاريخ طبري، ج 3 ص 430 مروج الذهب، ج 2 ص 303. و... 3) گوينده: حسبنا کتاب الله کافر است ! إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً يعني: آنان كه به خدا و رسولان او كافر شوند و خواهند كه ميان خدا و پيغمبرانش جدايى اندازند و گويند: ما به برخى (از انبياء) ايمان آورده و به پاره‏اى ايمان نياوريم و خواهند كه ميان كفر و ايمان راهى اختيار كنند به حقيقت كافر اينهايند و ما براى كافران عذابى خوار كننده مهيا ساخته‏ايم. (10) از اين آيه شريفه فهميده مي شود که کساني که قصد دارند تا بين خدا و رسول جدائي بياندازند کافران حقيقي هستند. و نکته جالب اينجاست که قران تنها درباره اين نوع کافران فرموده است که اين ها کافران حقيقي هستند ! اما ببينيم چگونه عمر سعي کرد تا بين خدا و رسولش جدائي بياندازد: پيامبر اکرم صلي الله عليه واله در لحظات آخر عمرشان فرمودند: قلم و کاغذ بياوريد تا وصيتنامه اي براي شما بنويسم که بعد ازمن هرگز گمراه نشويد. ولي عمر بن خطاب گفت: ان النبي غلبه الوجع و عندکم کتاب الله حسبنا کتاب الله !!! (11) (اين حديث در اصح کتب اهل سنت موجود مي باشد) در قسمت اول جمله عمر توهين بسيار بزرگي به پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله مي کند. اينقدر اين توهين بزرگ است که حقير خجالت ميکشم آن را ترجمه کنم. ولي بحث ما بر سر قسمت دوم جمله است که گفت: "کتاب خدا ما را بس است" عمر با گفتن اين جمله همان کاري را کرد که در ايه شريفه مذکور در مورد آن صحبت ميکند. يعني او با اين جمله قصد بر اين داشت تا بين کلام خدا (قران) و پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله جدائي بيافکند. و در واقع او چنين گفت که خدا يک چيز مي گويد و پيامبر ص چيز ديگر. و در ميان اين دو ما بايد به کلام خدا تمسک بجوئيم ! در حاليکه خود قران درباره پيامبر اکرم صلي الله عليه واله مي فرمايد: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى. يعني: وهرگز از روي هواي نفس سخن نميگويد! آنچه ميگويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست. خلاصه اين بحث: عمر بن خطاب با گفتن "کتاب خدا ما را بس است" بين خدا و رسول جدائي افکند. قران کريم کساني که بين خدا ورسول جدائي مي افکنند را کافر حقيقي مي نامد. نتيجه: عمر (طبق قران و روايت معتبر اهل سنت) کافر حقيقي مي باشد. 4) آزار دهنده حضرت زهرا سلام الله عليها کافر است ! خداوند ميفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِينا يعني: قطعاً آنان كه خدا و پيامبرش را مى‏آزارند، خدا در دنيا و آخرت لعنتشان مى‏كند، و براى آنان عذابى خواركننده آماده كرده است. قال رسول الله صلي الله عليه و اله: فاطمة بضعة مني من آذاها آذاني و من آذاني فقد آذي الله. يعني: فاطمه سلام الله عليها پاره تن من است. هر کس او را اذيت کند مرا اذيت نموده و هرکس مرا بيازارد خدا را آزرده است. (12) اين حديث بين شيعه و سني متواتر و صحيح مي باشد. البته ما اينجا به اقتضاي بحث تنها اسناد سني را آورديم. و اما عمر و ابابکر اين قدر حضرت زهرا سلام الله عليها را اذيت و ازار نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود: اني اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتماني و ما ارضيتماني و لئن لقيت النبي لاشکونکما اليه. (13) خدا و ملائکه اش را شاهد ميگيرم که شما دو نفر مرا به خشم آورديد و رضايت مرا جلب نکرديد و اگر پيامبر ص را ملاقات نمايم هر اينه شکايت شما دو نفر را به وي خواهم کرد. در صحيح بخاري ح6230 امده است: فوجدت فاطمة علي ابي بکر في ذلک فهجرته فلم تکلمه حتي توفيت...فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يوذن بها ابابکر و صلي عليها. يعني: فاطمه سلام الله عليها بر ابوبکر غضب نمودو با او قطع رابطه کرد و تا زماني که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامي که از دنيا رفت. شوهرش علي عليه السلام وي را شبانه دفن کرد. و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وي نماز خواند. ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه خود ج6ص50 مي نويسد: ان فاطمة ماتت و هي واجدة علي ابي بکر و عمر. يعني فاطمه سلام الله عليها از دنيا رفت در حالي که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود. با توجه به روايات مذکور آزار و اذيت حضرت زهرا سلام الله عليها توسط عمر از مسلّمات مي باشد. خلاصه بحث: عمر و ابابکر حضرت زهرا سلام الله عليها را آزرده اند. (طبق روايات معتبر اهل سنت) آزرده شدن حضرت زهرا سلام الله عليها مساوي است با آزرده شدن خدا و رسول. (طبق روايت متواتر بين شيعه وسني) آزرده شدن خدا و رسول لعن و عذاب الهي را به دنبال دارد. (طبق ايه اي که ذکر شد) 5) دشمن اهل بيت عليهم السلام کافر است ! در اين رابطه احاديث فراوان و متواتري در کتب اهل سنت يافت مي شود. که ما در اينجا تنها به گوشه اي از آن ها اشاره مي کنيم: قال رسول الله صلي الله عليه و اله: يا علي لو ان احدا عبدالله حق عبادته ثم شک فيک و اهل بيت (في) انکم افضل الناس کان في النار. اي علي اگر کسي آنچنان خدا را عبادت کند که حق عبادت او را ادا کرده باشد. پس درباره افضليت و برتري تو اهل بيتت بر مردم شک نمايد سرنوشتش اتش است. (13) قال رسول الله صلي الله عليه و اله: يا علي لو ان امتي صاموا حتي يکونوا کالحنايا و صلوا حتي يکونوا کالاوتار. ثم ابغضوک لاکبهم الله في النار. اي علي اگر امت من انقدر روزه بگيرند که (همانند قوس و کمان) کمر خميده شوند و آن قدر نماز بخوانند تا چون زه کمان لاغر گردند و با تودشمني نمايند خداوند آن ها را به رو در آتش افکند. (14) و اما اثبات دشمني عمر و ابابکر با مولا علي و اهل بيت عليهم السلام براي اهل تحقيق و علماي غير متعصب بسيار واضح و مسلم است. قطعا مي توان به عنوان مثال به ظلم ايشان بعد از شهادت پيامبر صلي الله عليه واله به ال رسول در غصب حق خلافت مولا علي عليه السلام و غصب فدک از حضرت زهرا سلام الله عليها و ....اشاره کرد. البته روايات مذکور در بحث قبلي مبني غضب حضرت زهرا سلام الله عليها بر عمر و ابابکر و همچنين ازار و اذيت حضرت زهرا سلام الله عليها توسط آن دو نفر به خوبي نشان دهنده عداوت و دشمني عمر و ابابکر با اهل بيت عليهم السلام مي باشد. خلاصه بحث: عمر و ابابکر (طبق روايات و مصادر تاريخي فراوان اهل سنت) دشمن اهل بيت عليهم السلام بوده اند. دشمن اهل بيت عليهم السلام (طبق روايات اهل سنت) کافر است. نتيجه: عمر وابابکر کافرند. اسناد: 1) سنن ابن ماجه ج1ص78 2) سنن ابن ماجه ج1ص77 3) سنن بيهقي ج8 ص 300 و 301- سنن نسائي ج8 ص 329- کنز العمال هندي ج 3ص 109و 101- تيسير الوصول ج2 ص 178- جامع مسانيد ابوحنيفه ج2ص 191 4) احکام القران ج2 ص 565 5) سنن دارمي ج2 ص 113- سنن نسائي ج8 ص 301 - سنن بيهقي ج8 ص 296- مصابيح السنه ج2 ص 67- تاريخ خطيب بغدادي ج3 ص 327- صحيح ترمذي ج 1ص342 6) البيان و التبيين-جاحظ2/24 --صحيح مسلم 1/24-25 -- سنن بيهقي 10/150 -- شرح نهج البلاغه- ابن ابي الحديد 12/90-91 -- عقدالفريد-ابن عبد ربه 1/86-88 -- تاريخ دمشق-ابن عساکر (به نقل از کنز العمال). و بسياري از کتب ديگر... 7) صحيح البخاري ك التراويح ج 2 / 252، موطأ مالك ج 1 / 114، الطرائف لابن طاوس ص 445 عن الجمع بين الصحيحين. 8) تفسير الرازي ج 2 / 167 وج 3 / 201 و 202 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 12 / 251 و 252 وج 1 / 182، البيان والتبيان للجاحظ ج 2 / 223، أحكام القرآن للجصاص ج 1 / 342 و 345 وج 2 / 184، تفسير القرطبى ج 2 / 270 وفى طبع آخر ج 2 / 39، المبسوط للسرخسي الحنفي باب القرآن من كتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القيم ج 1 / 444 فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج 2 / 205 فصل اباحة متعة النساء، كنز العمال ج 8 / 293 و 294 ط 1، ضوء الشمس ج 2 / 94، سنن البيهقى ج 7 / 206، الغدير للاميني ج 6 / 211، المغنى لابن قدامة ج 7 / 527، المحلى لابن حزم ج 7 / 107، شرح معاني الاثار باب مناسك الحج للطحاوي ص 374، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 200. 9) مناقب ابن مغازلي ص45ح68- ينابيع المودة ص97 - کنزالعمال ج1ص209 ح1046 - مناقب ابن شهر آشوب ح3ص216. 10) سوره نساء 150-151 11) صحيح بخاري باب کتابه العلم من کتاب العلم 1/22 و مسند احمد بن حنبل تحقيق احمد محمد شاکر حديث 2992 و طبقات ابن سعد 2/244 چاپ بيروت. 12) صحيح بخاري ح3427و 3483- کنزالعمال ج6ص220- فيض القدير ج4ص421 - مسند احمدبن حنبل ج4ص328 - حلية الاولياء ج2ص40 - صحيح مسلم ح4483 - سنن ترمذي ج2ص319 - مستدرک حاکم ج3ص159 - اسدالغابة ج5ص522- الاصابة ج8ص159 - مسند ابن يعلي ج1ص190 13) سند سني: صحيح بخاري ج5ص26 - صحيح مسلم ج4ص193 - بخاري در صحيح خود مينويسد: پس از آن که دختر پيامبر ميراث خود را از خليفه خواست. و او گفت که از پيغمبر شنيدم که ما ميراث نميگذاريم . زهرا سلام الله عليها ديگر با او سخن نگفت تا مرد ( صحيح بخاري . 5/177) سند شيعه:کتاب سليم بن قيس حديث 48 13) مودة القربي موده هفتم ص22 ودر چ مندرج در ينابيع الموده 2/298 14) تاريخ دمشق ابن عساکر بخش امام اميرالمومنين ج1ص145 شماره 179 به نقل از جابر بن عبدالله - مناقب ابن مغازلي ص297 شماره 340 - فرائد السمطين ج1ص51 شماره 16 - کفاية الطالب ص179و در چ ديگر ص318
668 | ش | | ١٣:٥٤ - ٢٣ آذر ١٣٩١ |
با سلام خدمت شما من سني هستم اما اصلا به سني وبدن يا شيعه بودن فکر نميکنم ما همه مسلمانيم اين اختلاف ها چيه؟ من الان به عنوان يه مسلمان نه به عنوان يه سني ميخوام بگم حق ندارين به حضرت عمر توهين کنيد بهرته که مطالعات خودتون رو ببريد بالا اين حرف چيه که حضرت عمر حضرت فازمه رو به شهادت رسوندن؟به نظر خودتون مطقيه؟ بعدشم گفتين سني ها صبح وضو ميگيرن تا شب با همون وضو نماز ميخونن من خودمدر ميان سني ها زندگي ميکنم و ميگم که اصلا اينجورينيست و هر بار نماز بخونن وضو ميگرن من دوس ندارم بگم سنيم دوس ندارم بگم شيعه م چون مسلمانم شيعه و سني خدا رو ميپرستن و دوستداران خدا رو دوس دارن ديگه چيه هي ميگين شيعه هي ميگين سني بگين مسلمانان به نظر من گفتن شيعه يا سني فقط اختلاف بين مردم ايجاد ميکنه ما همه برادر هاي مسلمان همديگريم ديگه اين حرفا چيه ؟
669 | ش | | ١٣:٥٨ - ٢٣ آذر ١٣٩١ |
انسان هاي امروز نسبت به قبل روشن فكر تر شدن واقعا متاسفم كه بين شيعه و سني اختلاف ميندازين بايد متحد بشيم ما بايد دنبال درست ترين باشيم بعضي چيزاي شيعه ها و بعضي چيزاي سني ها اشتباهن و ما بايد دنبال درستش باشيم حالا ميخوام در مذهب شيعه باشه يا سني نبايد تعصب داشنه باشيم بگيم كه نه همه چيز شيعه ها يا بر عكس همه چيز سني ها درسته و ديگري اشتباه ..اين طرز تفكر رو كنار بزاريد شيعه و سني نداريم ما همه مسلمانيم و بس
670 | شيعه از زاهدان | | ٢٠:٤١ - ٢٣ آذر ١٣٩١ |
از قديم گفتند که نرود ميخ آهني در سنگ کسي که با اين عقاءد پوچ بزرگ شده هدايت پذير نيست از هفتادو سه فرقه که پيامبر گفته فقط يک فرقه ناجيه و مابقي در آتش جهنم صفا خواهند کرد اينها هنوز هم نميدونند از اين چهار فرقه کدام ناجيه اند وعجيب اينکه مابقي رو مسلمان نميدونند جالبتر اينکه وقتي ميگيم خدا شما رو با عمر محشور بکنه ناراحت ميشن بيخيال بابا به قول بخاري في کتاب محکم صحيح بخاري چاپ هند قال کان سيدنا عمر مابونا نميدونم اينها چي ترجمه ميکنن يا شجره نامه متبرک عمر رو چطور تفسير ميکنن که چطور يک نفر هم جد آدم هم دايي هم پدر آدم ميشه ومادر عمر هم عمشه هم خواهر قاب کنين بزنين در منازل خودتون تا متبرک بشين الا لعنت الله علي القوم اظالمين کاذبين فاسقين
671 | غديري ام. سقيفه اي نيستم | | ٢٠:١٣ - ٢٤ آذر ١٣٩١ |
كتاب ( شب هاي پيشاور)،سلطان الواعظين را بصورت MP3 درگوگل سرچ كنيد ودانلود كنيد وبعد بدون هيچ قضاوت اوليه وبا دقت گوش كنيد تا حقيقت fبرايتان روشن و اشكار شود تاكيد ميكنم نه قست دانلود ميباشد
672 | غديري ام. سقيفه اي نيستم | | ٢٠:٢٢ - ٢٤ آذر ١٣٩١ |
غديري ام سقيفه اي نيستم بدنبال هرخليفه اي نيستم بنددلم گره خورده با علي بجزعلي با ديگري نيستم ياعلي مدد
673 | غديري ام. سقيفه اي نيستم | | ٢٢:٤١ - ٢٤ آذر ١٣٩١ |
غديري ام سقيفه اي نيستم بدنبال هرخليفه اي نيستم بنددلم گره خورده با علي بجزعلي با ديگري نيستم ياعلي مدد
674 | سيد مسلم | | ١٩:١١ - ٢٦ آذر ١٣٩١ |
همه ما منتظريم مهدي جان نداي حق الا يا اهل العالم انا المهدي سر دهي العجل يا مولاي
675 | مهدي | | ٢٢:٥٢ - ٢٧ آذر ١٣٩١ |
ميخواستم بدونم اين وهابيهاي ملعون چرا خون شيعه را مباح ميدوننددر صورتي که دورو برشان مثل پاکستان پر از بت پرست است.خون بت پرستا مباح نيست ام شيعه چرا؟.... اين موضوع کينه سگي اونا را ميرسونه.بريد ادم بشيد روانيها
676 | فهيمه شرفي | | ٢١:٤٩ - ٢٩ آذر ١٣٩١ |
سلام كرلي ها. شيعه سني نداره دعوا نكنيد .................هركي خدارو قبول داره قرانشم قبول داره . تو قران خداام نامي از عمرو عثمان ابوبكرم كه امام باشنو ادامه دهنده راه باشن نيومده ولي حضرت علي ع مصداق بارزي هس ....بعضي ها هنوز تو جاهليت موندن....بابا يكم خودتون تحقيق كنيد ....به اميد فردايي روشن...
677 | مهدي | | ٢٢:٥٠ - ٢٩ آذر ١٣٩١ |
چرا اين اهل ظلت ببخشيد سنت جواب سوالها را نميدند.1 نسب عمر.2علم عمر
678 | مجيد م علي | | ١٩:٤٧ - ٣٠ آذر ١٣٩١ |
الله اکبر با سلام جناب مهدي داده اند شما متوجه نشويد فرموديد نسب . جوابش ندارد فرموديد علم جوابش ندارد ... براي همينه که جوابش بود ندارد .. يعني خالي لبيک يا علي
679 | م س | | ٠١:٥٢ - ٠١ دي ١٣٩١ |
با سلام
دوستان راه همه يكيست، فقط كمي مطالعه داشته باشيد از هر مذهبي تا با مذاهب آشنا بشين و هر كدام را صلاح ديدين انتخاب كنبد،‌شما مختاريد، و در ضمن بيخود بهم ديگر فحش و ناسزا نگيد هر كس حتي كافر هم براي خودش شعني داره، و در آخر 1 مسئله هست كه ميگم كمي روش فكر كنيد، مذهب سني همه ي امامان را قبول دارد ولي شيعيان عده اي را و حتي به بعضي از خلفاي راشيدين فحش و ناسزا ميگويد كه بسيار ناپسند است، فقط يك درصد احتمال بدين كه حرفتان اشتباه باشد، واي به حال آن عده واي... ، چه فرقي ميكند كه حضرت علي (ع) خليفه يا امام اول باشد يا چهارم ؟؟؟ در هر صورت خليفه شد و چيزي نيست كه براي آن اينهمه برادران شيعه روي آن بحث ميكنند و باعث تفرقه شده، موضوع اول يا چهارم شدن خلافت نيست موضوع اصلي چيز ديگريست، آيا شما مسلمانيد؟؟؟ اگر مسلمانيد كه اين براي شما فرقي نميكند كه خواستي از مذهب شيعه باش و اگر خواستي سني، در آخر قيامت همه چيز رو خواهد شد، هركس بسته به عقل خودش مسيري انتخاب ميكنه و به سمت اسلام ميره، هدف يكيست، هرچند راهها فرق كند ولي هدف يكيست.
به شخصه خودم سني هستم چون در وجود آن ابهام ها كمتر است و مستندات آن هم زياد و همه مطالب واضح است و دست خوردگي در آن بسيار كم، ولي كتابهاي شيعه خيلي زياد تحريف است، من فقط نظر و تحقيقات خودمو گفتم، شما هم خواستيد بريد تحقيق كنيد بدون تعصب روي مذاهب بيطرفانه مطالعه فرمائيد، فرض كنيد چيزي از هيچ ملا، آخوند نشنيده ايد، چون شايد آنها ذهن شما را بسته باشند!!!.
به اميد رفع همه كدورتها بين شيعيان عزيز و سني هاي عزيز.
با آرزوي سلامتي و عاقبت بخيري همه برادران و خواهران مسلمان جهان.
680 | 123 | | ٠٢:٠٣ - ٠١ دي ١٣٩١ |
آقاي محمدکاظمي (666) يعني چه كه سني هستم و در اربعين حسيني ضربه مغزي شدم و حضرت زهرا (س) را ديدم و بعد شيعه شدم !!!
مگر حضرت زهرا را ميشناختي‌!!!؟
بهتر است ذهن بسته خود را بازتر كنيد اينجا جايش براي اين كارها نيست محمد جان.
توهين به خلفاي راشدين بدترين كاريست كه كردي، هرچه هستي باش، نميگويم نباش، ملت با ذهن باز راه خودشونو پيدا ميكنن با مطالعه و دليل، نه مثل شما با خواب و ... .
خدا از تقصيرات ما بگذره
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24] [25]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها