2020 May 27 - چهار شنبه 07 خرداد 1399
تحريف و جعل تاريخ در شبكه به اصطلاح نور !
کد مطلب: ٤٠٩٠ تاریخ انتشار: ٢٢ ارديبهشت ١٣٨٨ تعداد بازدید: 59003
اخبار » عمومي
تحريف و جعل تاريخ در شبكه به اصطلاح نور !

شبكه "نور" در تلاشي آشكار براي تطهير چهره متهمان و عاملان اصلي غائله "ثقيفه بني ساعده" و غصب فدك دائم روايات و جملاتي از جنس آنچه دو موردش ذكر شد به خورد مخاطبان ميدهد.

به گزارش البرز ، همزمان با ايام فاطميه و شهادت دختر عزيز پيامبر اسلام(صلي عليه واله وسلم) يك شبكه ماهواره اي تلويزيوني پخش برنامه هاي خود در راستاي تبليغ مذهب "تسنن" را آغاز كرد.
شبكه "نور" كه روي امواج شبكه IPN برنامه پخش ميكند در پيامهاي زيرنويس دائما" از بينندگان خود براي مشاركت در برنامه هادعوت ميكند.
تلويزيون آي.پي.ان شبكه اي با اهداف تجاري بود كه صرفا" با پخش ترانه هاي خوانندگان لس آنجلسي و تبليغات بازرگاني گذران امور ميكرد و معلوم نيست مسئولان اين شبكه در قبال دريافت چه مبلغي حاضر به واگذاري امتياز آن شده اند.

اين شبكه در تلاش براي عادي سازي برخي تحريفهاي تاريخي و جعل تاريخ از قول بينندگان خود كه به اصطلاح از نقاط مختلف ايران برايش پيام ارسال كرده اند چنين مينويسد:
پيامبراكرم (صلي عليه واله وسلم) فرمود: ثروت هيچ احدي مانند ثروت ابوبكر برايم نرساند

حال آنكه كم اطلاع ترين مردم درباره تاريخ اسلام اگاهند كه اين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود كه با بذل دارايي خود در راه اسلام حقيقي پيامبر اعظم(ص) را ياري نمود.
اين شبكه همچنين از قول زيدبن عمربن خطاب نوشت: به خودم ميبالم چون من فرزند دو خليفه هستم چرا كه مادرم ام كلثوم ! دختر زهرا همسر علي مرتضي و پدرم عمربن خطاب است.

درباره اين مطلب انحرافي نيز در ميان حتي عالمان سني هم اختلاف جدي وجود دارد و چنين ادعايي كاملا" مورد ترديد است.

شبكه "نور" در تلاشي آشكار براي تطهير چهره متهمان و عاملان اصلي غائله "ثقيفه بني ساعده" و غصب فدك دائم روايات و جملاتي از جنس آنچه دو موردش ذكر شد به خورد مخاطبان ميدهد.

اين شبكه همچنين در ديگر بخشهاي برنامه هاي خود توضيح برخي روايات منسوب به پيامبر عالي مقام اسلام از قول يكي از سخنرانان اهل سنت و پخش تلاوت قران كريم به روش ترتيل را در دستوركار دارد.
كارشناسان بارها به مسئولان فرهنگي براي مقابله مناسب با چنين شبيخونهايي كه اعتقادات پاك متدينين را هدف گرفته هشدار داده اند. تقويت صحيح برنامه هاي رسانه ملي ، تدوين و توزيع كتب مرتبط با آموزه هاي ناب شيعه و انسجام بخشي به فعاليتهاي هيئت هاي مذهبي از جمله راهكارهاي مبارزه با اين انحرافات آشكار است.




Share
641 | aaaaaaaaaaaaaaaaaaa | , ایران | ١٣:٠٣ - ١٨ خرداد ١٣٩٢ |
سلام در اول مقاله با رنگ آبي و فونت درشت آمده: (شبکه "نور" در تلاشي آشکار براي تطهير چهره متهمان و عاملان اصلي غائله "ثقيفه بني ساعده" و غصب فدک دائم روايات و جملاتي از جنس آنچه دو موردش ذکر شد به خورد مخاطبان ميدهد.) که "سقيفه" درست مي باشد نه "ثقيفه"

پاسخ:
با سلام و تشكر از جنابعالي
642 | عليرضا | , ایران | ٠٥:٤٠ - ٠٦ تير ١٣٩٢ |
لعنت بر ابن ملجم مرادي و فيروز ابو لولو که دو جنگاور اسلام را به شهادت رساندندو موجبات تضعيف لشکر اسلام شدند من يه شيعه واقعي هستم و هيچ وقت به خلفاي اهل سنت توهين نکردم و مي خوام به دوست هاي هم مذهبم بگم يه کم فکر کنند و به اين نوشتم توجه کنن که اگه شما تاريخ دوم راهنمايي رو خونده باشين متوجه ميشين که ايران توسط عمر فتح شده و مردم ايران به دين مقدس اسلام روي مي آورند و اگه اين کار انجام نمي شد ما ايراني ها خواهر و مادر خودمون رو نمي شناختيم پس ما مديون عمر و سپاهيان گمنامش هستيم پس بهتره اين همه توهين نکنيم
643 | لولا علي لهلك عمر | , ایران | ١٢:٥٠ - ١٦ تير ١٣٩٢ |
امام صادق فرمودند: کسي دشمني نميکند با اهل بيت مگر اينکه ولادتش ناپاک باشد. گواه بر اين حديث دشمنان اهل بيت در طول تاريخند که حرامزادگي آنان در کتابهاي معتبر اهل سنت ثبت شده است.
644 | امير | , ایران | ١٥:١٠ - ٠٣ شهریور ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم
نظرات مختلف را در اين سايت مي خواندم مطالبي بيادم آمد از جمله آن که چند روز قبل در سايت اداره اوقاف عربستان سعودي تحت عنوان موقع الاسلام ( http://quran.al-(islam.com/Page.aspx?pageid=221&BookID=13&Page=1 ) تفاسير علماي اهل سنت را بر روي اين سايت قرارداده و در تفسير طبري در مورد آيه اي از سوره بينه که خداوند مي فرمايد: ان الذين آمنو و عملواصالحات اولئک هم خير البريه. از قول طبري به اسناد خود مي نويسد7} إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ
يَقُول : مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ مِنْ النَّاس فَهُمْ خَيْر الْبَرِيَّة . وَقَدْ : 29208 - حَدَّثَنَا اِبْن حُمَيْد , قَالَ : ثنا عِيسَى بْن فَرْقَد , عَنْ أَبِي الْجَارُود , عَنْ مُحَمَّد بْن عَلِيّ { أُولَئِكَ هُمْ خَيْر الْبَرِيَّة } فَقَالَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَنْتَ يَا عَلِيّ وَشِيعَتك خوب براين اساس علي و شيعيان او بهترين هستند.
از سوي ديگر امام احمد حنبل در کتاب مسند خود در مسند علي حديث نقل مي کند که پيامبر فرمود: اين دو(حسن و حسين) و پدر و مادر اين دو روز قيامت با من هم درجه هستند.و بازهم در همين مسند امام احمد حنبل حديثي دارد که در يکي از جنگها پيامبر به علي دستور داد که بماند و از شهر و خانواده او حفاظت کند . علي خدمت ايشان عرض کرد: يا رسول الله مرا با زنان و کودکان تنها مي گذاري؟ پيامبر فرمود يا علي نمي خواهي نسبت به من مانند هارون باشي نسبت به موسي پيامبر بجز آن که بعد از من پامبري نخواهد آمد. باز هم امام حنبل در همين مسند حديثي دارد که روزي رسول الله راديدند که بسيار گريسته بود وقتي علت را پرسيدند ايشان گفتند که هم اکنون جبرئيل نازل شد و خاک سرزميني را به من داد تا استشمام کنم و گفت در اين سرزمين نوه ات حسين را مي کشند.

بازهم از سايت ديگري اين مطلب را با مدرک مي آورم:
::« مستدرك » حافظ ابن عبداللّه حاآکم نيشابورى حدثنا ابوالحسين محمد بن احمد بن تميم الحنظلى ببغداد، ثنا ابوقلابة عبدالملك بن محمد الرقاشى، ثنا يحيى بن حماد، وحدثنى
ابوبكر محمد بن احمد بن بالويه وابوبكر احمد بن جعفر البزاز، قالا ثنا عبدالله بن احمد بن حنبل، حدثنى ابى، ثنا يحيى بن حماد و ثنا
ابونصر احمد بن سهل الفقيه ببخارى، ثنا صالح بن محمد الحافظ البغدادى، ثنا خلف بن سالم المخرمى، ثنا يحيى بن حماد، ثنا
ابوعوانة، عن سليمان الاعمش، قال ثنا حبيب بن ابى ثابت عن ابى الطفيل، عن زيد بن ارقم رضى اللّه عنه قال: لمّا رجع رسول
اللّه صلى اللّه عليه وآله وسلم من حجة الوداع ونزل غديرخم امر بدوحات فقممن فقال: آانّى قد دعيت فاجبت. انى قد ترآت
فيكم الثقلين احدهما اآبر من الآخر: کتاب اللّه تعالى وعترتى فانظرواکيف تخلفونى فيهما فانّهما لن يفترقا حتى يردا علىّ
الحوض. ثم قال: ان اللّه عزّ وجلّ مولاى وانا مولى آل مؤمن. ثم اخذ بيد علي رضى اللّه عنه فقال: من آنت مولاه فهذا وليّه،
اللهم وال من والاه وعاد من عاداه. و ذآر الحديث بطوله. هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه بطوله. المستدرك على
الصحيحين، حاآم نيشابورى، تصحيح: مرعشلى، بيروت، دارالمعرفة، بى تا، ج 3، ص 109 و 1

خوب طبق اين حديث هم عترت پيامبر و قرآن از يک ديگر جدا شدني نيستند.
در ضمن چند ين سال پيش يکي از علماي شيعه ميهمان يکي از علماي اهل سنت در مکه بود. عالم شيعي از عالم اهل سنت مي پرسد: اگر عم اکنون جناب عمر زنده بود ند و ملک فهد بر عليه ايشان قيام مي کرد شما چه مي کرديد؟( در آنزمان ملک فهد بر سر قدرت بود) عالم اهل سنت پاسخ مي دهد که بلافاصله ملک فهد را مي کشيم. عالم شيعي مي پرسدچرا؟ عالم اهل سنت پاسخ مي دهد چون جناب عمر امير المومنين و خليفه رسول الله است. عالم شيعي مجددا مي پرسد: مگر علي امير المومنين و خليفه رسول الله نبود که معاويه بر عليه او قيام کرد و شما هم اکنون در تمجيد معاويه کتاب چاپ کرده ايد تحت عنوان : امير المو منين معاويه بن ابي سفيان؟
چون در حديث فوق هم اشاره شده که هر که با علي دشمني کند با پيامبر خدا دشمني کرده است. البته زماني خليفه سوم به امام علي گفته بود:
آقا جان اينها (مخالفان ايشان مانند معاويه عمر عاص و...) شما را دوست ندارند چون شما پدران و اقوام اينها را در جنگهاي اسلام با کفار کشته اي.
البته آنها بايد رسول الله و خدا را دوست نمي داشتند چون غزوات به فرمان الهي و نبوي صورت گرفته بود. چه مي شود کرد گويا تا بوده همين بوده است. پس از واقعه کربلا وقتي شمر و خولي و امثالهم را محاکمه مي کردند از آنها پرسيده بودند چرا با فرزند پيامبر خود چنين کرديد؟ مي گفتند ما انتقام جنگهاي بدر و حنين و... را گرفتيم. از چه کسي؟ از پيامبر ؟ از خدا؟ پس چرا مسلمان شديد؟ هم اکنون در سوريه اين به اصطلاح لشگريان کتائب عمر عاص و شمر بن ذي الجوشن هم وقتي علوي و شيعي را مي گيرند قلب و کبدش را در مي آورند و گاز مي زنند. البته اين مسبوق به سابقه است چون هند همسر ابوسفيان و مادر جناب معاويه هم جگر حمزه عموي پيامبر را داد بيرون اورد و آنرا گاز زد و خورد . در نتيجه اين سيره هنوز ادامه دارد.
645 | حق | , ایران | ١٥:٤٤ - ٠٢ مهر ١٣٩٢ |
اگه يه نفر به من بگه چچوري امام زمان در 5 سالگي زمام امت و رهبري و امامت و... به دست گرفتند اونم در 5 سالگي (دقت کن بچه 5 ساله) باور کن من شيعه ميشم

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

از نظر قرآن امامت، نبوّت و ولايت در کودکي نه ‏تنها امري ناممکن نيست، بلکه قرآن آشکارا مي ‏فرمايد: ما ولايت، نبوّت را به افرادي در کودکي داديم. خداوند متعال خطاب به حضرت يحيي‏ عليه السلام مي‏فرمايد: «يا يَحْيي خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ وَآتَيْناهُ الْحُکْمَ صَبِيّا» اي يحيي! تو کتاب آسماني ما را به قوت فراگير و به او در کودکي مقام نبوّت داديم » . همچنين خطاب درباره عيسي عليه السلام فرمود: «قالُوا کَيْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيّاً قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْکِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً» «گفتند: چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوييم؟عيسى زبان به سخن گشود و گفت: من بنده خدايم او كتاب (آسمانى) به من داده و مرا پيامبر قرار داده است». فخر رازي دربارۀ حکمي که خداوند به حضرت يحيي ‏عليه السلام داد، مي‏ گويد: مراد از حکم در آيه شريفه، همان نبوّت است زيرا خداوند متعال عقل او را در کودکي محکم و کامل کرد و به او وحي فرستاد. چرا که خداوند متعال، حضرت يحيي ‏عليه السلام و عيسي ‏عليه السلام را در کودکي به پيامبري برگزيد، برخلاف حضرت موسي‏ عليه السلام و محمّد صل الله عليه و آله که آنان را در بزرگسالي به رسالت قندوزي حنفي با شاهد آوردن اين آيه كه درباره عيسي و آيه قبل كه درباره يحيي است مي نويسد: گفته‏ اند که خداوند تبارک و تعالي او (مهدي عليه السلام) را در کودکي حکمت و فصل الخطاب عنايت فرمود و او را نشانه‌اي براي عالميان قرار داد.قندوزي، ينابيع المودة لذوي القربى، تحقيق ناشر ، ج 3 ص117

بنابراين همان‌گونه كه براي رسيدن به مقام نبوت، سن شخص، ملاك نيست، در امامت و ولايت نيز سن شرط نيست، بلكه معيار لياقت، كمال و رشد فكري است. همچنانكه حضرت علي عليه السلام بخاطر همين كمال و رشد فكري درسن كودكي به عنوان جانشين و وصي پيامبر صلي الله عليه وآله برگزيده شد و مردم مآمور به اطاعت از ايشان شدند . شركت امام حسن و امام حسين عليه السلام در جريان مباهله كه درآن زمان كودكي بيش نبودند نيز دلالت بر بزرگي شان و قابليت اين دو کودک با وجود سن کم دارد .همچنين بيعت آن دو بزرگوار با پيامبرصلي الله عليه و آله در كودكي نشان از آن دارد كه ملاك رشد عقلي است نه سن. با اين وجود چه اشكالي دارد كه خداوند حضرت مهدي (ع) بخاطر رشد فكري و كمال به عنوان امام براي مسلمانان نصب كند؟

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
646 | حق | , ایران | ٢٣:٠٨ - ٠٩ مهر ١٣٩٢ |
سوال اصلي اينجاست که تعريف شما از امامت با تعريف شما از نبوت بزنم به تخته زمين تا آسمون فرق ميکنه.چون امام ضمن اينکه رسول هست بايد رهبري جامعه رو هم به دست بگيره (مثل همين ولايت فقيهي که ميگيد)بايد دست مردم رو بگيره ، ولي پيامبران فقط رسول بودند و هدايتگر.حالا با اين تعريفي که شمااز امامت دارين ، خداييش امامت رو 10 برابر نبوت بزرگش نکردين؟؟؟؟
يعني حاضريد الان به جاي آقاي خامنه اي يه بچه 5 ساله بياد بشينه ؟؟؟ اگر عقل شما قبول ميکنه عقل من قبول نميکنه من سني ميمونم ممنون!

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ امام در صورت "اقبال" مردم رهبري را به عهده مي گيرد نه اينكه "بايد" رهبري را برعهده بگيرد بله بر مردم واجب است كه رهبري آنها را بپذيرند ولي اگر نپذيرند بر امام چيزي لازم نيست طبق سخن رسول خدا صلي الله عليه و آله كه به حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: «أنت بمنزلة الكعبة تؤتى ولا تأتي ، فإن أتاك هؤلاء القوم فسلموها إليك - يعني الخلافة - فاقبل منهم ، وإن لم يأتوك فلا تأتهم حتى يأتوك؛ تو اي علي به مانند كعبه اي كه مردم نزد تو مي آيند و تو نزد مردم نمي روي اگر اين قوم خلافت را تسليم تو كردند از آنها قبول كن و اگر نزد تو نيامدند تو نرو تا آنها نزد تو بيايند.» (أسد الغابة ج 4 ص 106 / 3789 ؛ المسترشد ص 387).

هيچ گاه در تعريف امام نيامده است كه او بايد رسول هم باشد و همچنين هيچ گاه نگفته ايم كه پيامبران "فقط" رسول اند! بلكه سخن ما اين است كه امامت مقامي بالاتر از رسالت و نبوت است و برخي از انبيا اين مقام را داشته اند و اين بدين معنا نيست كه پس امام بايد رسول و نبي باشد تا به مقام امامت برسد بلكه گاهي وصي رسول هم امام است.

تصور شما از بچه پنج ساله اگر به نحوي كه شيعه مي گويد باشد چنين اشكالي نمي كنيد. اين بچه اين مشخصات را دارد:

ا. او منتصب از طرف خداست.

2. او داراي علم امامت است.

3. او متصل به غيب است.

4. او معصوم از گناه و اشتباه است.

5. او داراي توانايي اداره جامعه اسلامي است.

و...

آيا عقل جنابعالي چنين بچه پنج ساله اي را براي رهبري نمي پذيرد؟

ما مي گوييم اگر مقام معظم رهبري در زمان اين ائمه طاهريني كه در كودكي به مقام امامت رسيدند مانند امام جواد عليه السلام بودند خود را نوكر و مخلص و خادم ايشان مي دانستند كما اينكه الان هم اينچنين مي دانند از اينگونه شيعيان در زمان اين ائمه فراوان بودند و اين كار را كرده اند چنانكه كسي مثل مامون كه خليفه شماست هم در برابر علم امام رضا و امام جواد عليهما السلام سر تعظيم فرود مي آورد. در اين مورد تاريخ را مطالعه كنيد بخصوص تاريخ اصحاب اين ائمه را، تا مساله برايتان واضح شود.همچنين سخن علماي خود را در مورد ائمه دوازده گانه شيعه ببينيد كه همه به علم و فضل آنها اذعان كرده اند. مضاف به اينكه خداوند پيامبراني كوچكتر از آنها را هم به نبوت رسانده مانند دو مثالي(حضرت عيسي و يحيي عليهماالسلام) كه در قرآن ذكر شده و در پاسخ قبلي گذشت تعجب مي كنيم كه اصلا به آن توجهي نكرده ايد و همچنان در عالم محسوس خود غوطه وريد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
647 | bisetareh | , ایران | ٢٤:٠٦ - ١٠ مهر ١٣٩٢ |
آقاي حق ما امامت را بزرگ نکرديم خدا بزرگ کرده آنجا که پاداش حضرت ابراهيم را امامت قرار ميده جايي که پيامبر رسول وخليل الله شده به نظر شما آيا مقام پايين تر را آخر عمري ميدهند اين تناقض داره توي کانت هام برو دلايل برتري امام حضرت علي ع را بر انبيا بجز خاتم بخون
اون بچه 5 ساله که شما ميگويي نميتواند امام باشد ولي حضرت عيسي ميتواند در گهواره پيامبر باشد؟ دلايل روشني در قران چون حضرت عيسي و حضرت يحيي آمده شما نابه خردان ايراد نگيريد مقام امامت در قرآن مثال حضرت ابراهيم ذکر شده قرآن پر از معاني ومعارف است که درک بالايي ميخواهد در قران همه چيز هست اما خيلي چيزها مانند نام حضرت علي مستقيم برده نشده
آقاي خامنه اي را ما به عنوان بدل معصوم پذيرفته ايم ايشان گرچه داري فضايل زيادي هستند ولي مطلقا معصوم نيستند مطمئن باش خود آقاي خامنه اي فکر وذکرش آقاست و همه ما شيعيان منتظريم تا پرچم را به آقا برسانيم کاري که خيلي ها خواستند انجام دهند توفيق نيافتند چون مختار رحمت خدا بر او شهيد باد
انشالله ما ورهبرمان حالا امام خميني -آقاي خامنه اي و... پرچم را به صاحبش برسانيم
ياعلي
648 | حرف حق | , ایران | ١٢:٤٧ - ٠٦ آبان ١٣٩٢ |
مدعيان حق،! ازتون جواب ميخوام!! فعلا همينا رو جواب بدين بازم سوال دارم،اساسي!
(1) شيعـه معتقدنـد که علي(رض) امامي معصوم است سپس – چنان که خود شيعيان قبول دارند – علي را مي‌بينيم که دخترش ام کلثوم «خواهر حسن و حسين» را به ازدواج عمر بن خطاب(رض) در مي‌آورد !! شيعه بايد از دو چيز يکي را بپذيرند که هر يک برايشان ناخوشايند و تلخ است: اول اينکه بايد قبول کنند که علي معصوم نيست؛ چون که دخترش را به ازدواج مرد کافري در آورده است! و چنين سخني با پايه‌هاي اساسي مذهب شيعه متضاد است، و بلکه از آن لازم مي‌شود که بگويند ديگر ائمه به طريق اولي معصوم نيستند.
(2) شيعه مي‌گويند ابوبکر و عمر م کافر بوده‌اند، سپس مي‌بينيم که علي که از ديدگاه شيعه اما معصوم است خلافت آنها را مي‌پسندد و با هر يک پس از ديگري بيعت کرده و عليه آن قيام ننموده است.
(3)، سؤال اينجاست که آيا پدري حاضر است فرزندش را به نام سرسخت‌ترين دشمن خود نامگذاري کند؟ آن هم در صورتي که پدر علي بن ابي طالب باشد.
پس چگونه علي اسم کساني را بر فرزندانش مي‌گذارد که شما مي‌گوييد آنها سر سخت‌ترين دشمن او بوده‌اند؟!
و آيا انسان عاقلي اسم دشمنانش را بر دوستانش مي‌گذارد؟! و آيا مي‌دانيد که علي اولين قريشي بود که اسم فرزندانش را ابوبکر و عمر و عثمان ناميد؟
(4)کليني در کتاب الکافي مي‌گويد: «أن الأئمة يعلمون متى يموتون، وأنهم لا يموتون إلاَّ باختيار منهم». «ائمه مي‌داند که چه زماني مي‌ميرند، و آنها جز با اختيار خودشان نمي‌ميرند» ، و مجلسي در کتابش (بحار الانوار) حديثي را ذکر مي‌کند که مي‌گويد: «لم يكن إمام إلاَّ مات مقتولاً أو مسموماً». «هيچ امامي نبوده مگر آن که او را کشته‌اند يا مسمومش کرده‌اند» ؛ اگر آن گونه که کليني و حر عاملي گفته‌اند امام غيب مي‌داند، پس امام آب و غذايي را که به او داده مي‌شود مي‌داند و اگر مسموم باشد مي‌داند که مسموم است، و از خوردن آن پرهيز مي‌کند، اگر پرهيز نکند و آن را بخورد و بميرد خودکشي کرده است؛ چون او مي‌داند که غذا سم دارد! بنابراين پس او خودکشي کرده است، و پيامبر ص مي‌فرمايد هر کس خودکشي کند به دوزخ مي‌رود! پس آيا شيعه چنين چيزي را براي ائمه مي‌پسندند؟!.

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

قبل از اينکه سؤال هاي تکراري و کپي شده و به خيال خود اساسي را براي ما بفرستيد، به جواب هاي اين شبهات که در سايت هاي مختلف شيعي بويژه سايت تحقيقاتي ولي عصر (عج) وجود دارد نيز نگاه مي کرديد بعد اگر توانايي داشتيد به آنها پاسخ مي داديد! نه اينکه بياييد و سؤالات تکراري را براي ما کپي کنيد . هرچند اين شبهات بي پايه جواب داده شده است ولي بخاطر اينکه شايد شما به دنبال آگاهي بيشتر هستيد سؤالاتتان را بي پاسخ نمي گزاريم

در خصوص سؤال اولتان عرض مي کنيم

اولا: شما که مبناي شيعه را در خصوص کافر دانستن افراد درست نمي دانيد چطور به خود اجازه مي دهيد و دروغي را به شيعه نسبت مي دهيد؟. کجا شيعيان گفته اند که عمر کافراست؟! طبق نظر شيعيان هر فردي که شهادتين را بر زبان جاري کند مسلمان است چه شهادتين را با تمام وجود گفته باشد و يا اينکه فقط به زبان اقرار کرده باشد، که در صورت اول اين شخص مسلمان واقعي است و در صورت دوم اين شخص مسلمان غير واقعي است. بنابراين خلفاء چون شهادتين را ولو به زبان گفته باشند مسلمانند و آنها را کافر نيستند

ثانيا:ازدواج کردن چه ربطي به عصمت دارد حضرت لوط دخترانش را به ازدواج کفار درآورد آيا لطمه اي به عصمتش وارد شد؟! پيامبر(ص) با ام حبيبه دختر ابوسفيان ازدواج كرده و يا با دختر کافري ديگر که دشمنش بود ازدواج کرد آيا عصمتش لکه دار شد؟! حضرت آسيه با فرعون که کافر بود ازدواج کرد آيا به ايمان او نقصي وارد شد؟!

ثالثا: اول بياييد اين ازداوج را ثابت کنيد بعد بيايد اشکال کنيد؟ اگر هم تلاش بکنيد که اين ازدواج را ثابت کنيد، باز به ضرر خودتان است چون عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم . الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد شما که طرفدار خليفه هستيد پاسخ دهيد كه آيا درست است حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند. تا انجا که سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ... ( وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟) تذكرة خواص الأمة : 321

رابعا: برفرض هم بگوييم اين ازدواج رخ داده باشد، اين ازدواج با اجبار و خشونت عمر بوده است . هيثمي از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي عليه السلام خطاب به عباس فرمود: خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد (درة عمر أحرجته الي ماتري) . مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

آيا اين ازدواج اجباري نشان از ظلمي نيست که عمر درباره مرتکب شده است؟ آيا شما حاضر هستيد ثابت کنيد عمر شخص ظالمي بوده است؟! آيا اگر اين اتفاق براي يکي از اقوام شما اتفاق بيفتد مثلا يک پيرمرد که قدرت نظامي هم دارد بيايد و از فاميل شما يک دختر 9 ساله را براي ازدواج خواستگاري کند نگاه شما به اين شخص چگونه است ؟ آيا از کار او ناراحت مي شويد و يا پدر دختر را مذمت مي کنيد که چرا دخترت را به اين شخص دادي؟!

در خصوص افسانه ازدواج ام کلثوم با عمر مقاله مفصلي در سايت موجود است جهت اطلاع بيشتر به آنجا رجوع کنيد


حالا اين تضاد در مذهب شماست يا مذهب شيعيان ؟!

اما درباره سؤال دومتان نيز بايد بگوييم اين سؤال شما نشان از ضعف علمي و عدم اطلاع جناب عالي از منابع خود و شيعيان است لذا بهتر بود قبل از اينکه قاطعانه بگوييد حضرت علي عليه السلام با سه خلبفه بيعت کرد، اول به منابع رجوع مي کرديد و يا از بزرگان خودتان مي پرسيديد تا برايتان روش مي شد که آيا واقعا حضرت علي (ع) با خلفاء بيعت کرده است يانه؟!

شيعيان معتقدند که حضرت علي عليه السلام حتي براي يک لحظه نيز با ابوبکر بيعت نکرد و در کتب شما نيز آمده است که حضرت بعد از شش ماه آن هم با اجبار و تهديد و آنهم با دست کشيدن ابوبکر با دست بسته حضرت علي (ع)، بيعت کرد و در هيچ کتابي نيز نيامده است که حضرت علي عليه السلام با عمر و عثمان بيعت کرده باشد

جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد تا واقعيات تاريخ بر شما آشکار شود


اما اينکه گفتيد امام علي (ع) خلافت ابوبکر و عمر را پسنديده مي دانستند هرگز چنين نبوده است؛ زيرا حضرت علي عليه السلام ابوبکر و عمر را دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏ دانست ؛ « فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسول اللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكر فقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152 ، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

در اين صورت چگونه امکان دارد حضرت خلافت آنها را قبول کرده و بپسندد آيا اين حرف شما توهين به حضرت علي عليه السام نيست که ايشان را متهم به حمايت از خائن و دروغگو، و گنکار مي

خود حضرت شديداً از کارهاي آنان انتفاد کرده اند و اصل خلافت آنها را زير سؤال برده اند. نمونه آشکار آن در خطبه شقشقيه که قبل از سيد رضي اهل سنت نقل کرده اند، مشهود است

اگر واقعا حضرت علي عليه السلام سيره شيخين را مي پسنديد، چرا در روز شوراي ششه نفره وقتي سه بار به حضرت پشنهاد دادند كه بر طبق سنت ابوبكر و عمر رفتار كند تا با او بيعت كنند ، حضرت با قاطعيت تمام رد نموده و اعلام کرد معيار و ملاك حكومت من فقط كتاب خدا و سنّت پيامبر است و با وجود اين دو ، نيازى به ضميمه كردن سيره ديگرى نيست.


درخصوص اينکه گفتيد آيا پدري حاضر است فرزندش را به نام سرسخت‌ترين دشمن خود نامگذاري کند؟ آن هم در صورتي که پدر علي بن ابي طالب باشد، اولا: اينجا نيز شما يک چيزي را به عنوان فرض ثابت مي گيريد بعد اشکال مي کنيد .شما اين را يک چيز حتمي گرفتيد که پدر نام فرزندش را انتخاب مي کند درحالي که خيلي جاها کسان ديگر بويژه مادر نيز نام فرزندش را انتخاب مي کند همچنانکه خود عمر نام فرزند حضرت علي (ع) را به عمر نام گذاري کرد

ثانيا: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلى او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافى كه وجود دارد) انتخاب مى‌كرد نه از كنيه او يعني ابوبکر

ثالثا: بنا بر قولى، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است

رابعا: چه کسي گفته علي (ع) اولين قرريش بوده که نام فرزندانش را به اسم خلفاء گذاشت؟ خيلي از صحابه بودند که نام شان ابوبکر و يا عمر و عثمان بود يکي از صحابه نامش عثمان بن مظعون بود از طرف ديگر فرزند حضرت علي عليه السلام که عثمان نام داشت بعد از پيامبر متولد شد آيا حضرت علي عليه السلام اولين شخصي بود که نام فرزندش را به نام عثمان گذاشت؟! مگر اينکه بگوييم عثمان بن مظعون که لاز صحابه بود، بعد از فرزند حضرت علي (ع) متولد شده باشد!!!

جهت اطلاع در اين خصوص نيز به اين آدرس رجوع کنيد


اما سؤال آخرتان نيز نشان از بي اطلاعي شما از مسئله علم غيب پيامبر و ائمه عليهم اذلسلام صلي الله عليه و آله است؛ زيرا هرچند امامان علهم السلام از علم غيب خدادادي برخوردار بودند و از گذشته و آينده خبر مي‌دادند و از نحوه شهادت خود با خبر بودند، ولي مکلف نبودند طبق علم‌شان عمل کنند، بلکه در همه مواردمگر مصلحت ايجاب کند، مطابق آن چه علوم عادي اقتضا مي‌کرد، عمل مي‌نمودند. همان گونه که خداوند مي‌توانست در تمام برخوردهاي بين کفر و توحيد، پيامبران، امامان و اولياي الهي و رهروان راه حق را پيروز گرداند و کفر و کافران را مغلوب کند، ولي اين کار را جز در موارد استثنايي انجام نداد، زيرا که سنت الهي بر اين است که جريان امور دنيوي به طور عادي و طبيعي پيش رود.

حال ما نيز از شما سؤالي داريم اگر مي شود پاسخ بدهيد .پيامبر که عالم به همه چيز است ، غذاي مسموم را خوردند آيا خودکشي کردند؟!

شما مگر معتقد نيستيد که عمر بن خطاب علم غيب مي دانست؟ همچنانکه داستان ساري الجبل معروف است يا اينکه از آتش سوزي خانه يک نفر خبر داد. قال من بني ضرام قال من أين أقبلت قال من حرة النار قال فأين تركت أهلك قال بلظى قال أدرك أهلك فقد احترقوا فكان كذلك قوله من الحرقة لأن بني حميس يقال لهم الحرقة حميس بضم الحاء المهملة وفتح الميم وبالياء تحتها نقطتان وآخره سين مهملة . اللباب في تهذيب الأنساب ج 2 ص 263

در اين صورت که علم غيب داشتند چرا به مسجد رفت تا کشته شود آيا اين خودکشي نيست؟!

ثالثا:اين حرف شما بر خلاف سيره صحابه مي باشد؛ زيرا صحابه در رکاب پيامبر صلي الله عليه و آله عاشقانه به جنگ مي رفتند و احتمال شهادت و کشته شدنشان نيز وجود داشت آيا رفتن آنها به جنگ خودکشي بود؟! شهادت را با خودکشي اشتياه نگيريد خيلي از جاها انسان خود را به خطر مي انذازد تا بلاء و يا مشکلي را بر طرف کند شهادت ائمه باعث شد دين از خطر سقوط محفوظ بماند آيا اين خودکشي است؟! اگر خداديي نکرده بچه شما در آب بيفتد و احتمال غرق شدنش نيز وجود دارد اگر شما خود را به آب بيندازيد و او را نجات بدهيد و از آن طرف هم مي دانيد که احتمال غرق شدن خود نيز هست آيا اين خودکشي است؟!

بنابرين عوض اينکه خود را به اين در و آن دربزنيد مقداري محققانه تحقيق کنيد و تعصب را کنار بگذاريد تا نور حقيقت براي شما روشن شود

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
649 | bisetareh | , ایران | ١٤:٣٣ - ٠٧ آبان ١٣٩٢ |
حرف ناحق دوباره سوال هاي تکراري لازم نيست جاديگه رجوع کني همين سايت بارها پاسخ داده الانم جوابت روگرفتي برو تا يک ماه ديگه نوبتي باشه نوبت ما نيست سوالاتمون چرا بي پاسخه سايتاي معتبرتون ميرم شبه ميزارم کامنتم پاک ميشه
چندبار بگيم فراواني اسم آن زمان بايد ياداورشد به خاطر يک بي نماز در مسجد رونميبندند
1- اسامي ابوبکر کنيه است نه اسم نه خليفه اول نه پسر حضرت علي برو اول ياد بگير کنيه چيه کي روفرزند ميزاره بعد سوال اساسي بپرس
نام عمر که نام فرزند ابراهيم بود عمر به زور عمر گذاشت از اخلاق عمر ممنوعيت نام محمد وبزور گذاشتن اسم عمر جريان عثمان مشخص است بخاطر حب عثماني ديگر همنام باخليفه که در سايت ذکر شده
اگر اينهام نبود فراواني اسم همون طور که الان لاي وهابيت هنوز اسم علي حسن وحسين وجود داره بزرگان شيعه هم به اسم عمر وعثمان ويزيد وجود دارند بخاطر فراواني اسم آن زمان ودوران ها
2-معصوميت حضرت علي در آيه تطهير آمده است اولا که عمر وقتي به خاستگاري حضرت فاطمه رفت بخاطر سن حضرت محمد اورا راند چطور بعد از چند سال مگر عمر معجون جواني خورده که دختر همان بانو را بگيرد در سايت بحث شده پس بگذريم
3-سوال سوم عمر وابوبکر ظاهرن مسلمان ومنافق بودند موقع مرگ بايد ديد چطور مردند حضرت علي جايي از آنها تعريف نکرده خطبه 3 نهج البلاغه را بخوان اگر جايي از نهج البلاغه فلان آمده است 1- گفته شده منظور سلمان است که حاکم مداين بود2- از سخن آقا نبوده پيرزني حرف زده و وارد نهج البلاغه شده خطبه هاي زيادي در رد خلفا شده- حضرت با غاصبين بيعت نکرد بيعت با ابوبکر بازور بود وابوبکر دست رو دست مولا گذاشت
4- درباره علم غيب علم امامان غيبي از سمت خداست هرگاه خدا بخواهد آنان را بر اسرار آگاه ميکند و خدا از آنها خواسته مثل انسانهاي عادي زندگي کنند ورنه امثال تو ميتوانند ادعا کنند آنه انسان نبودند با آن قدرت حجتي بر مانيست ما در مقابل شيطان تسليم هستيم آنان الگو هايي هستند که ما بايد روش آنان را انجام دهيم ولي اگر عادي رفتار نکنند آيا ميتوانيم علم به شهادت امامان وراضي شدن خود به تقدير الهي خود برتري آنان را ميرساند چون آنه بيهوده شهيد نشدند ومرگ انها باعث باروري اسلام شد
آتش نشانان سالي چندين نفر رانجات ميدهند ولي باز تعدادي از آنها در همين راه ميميرند آيا آنها خودکشي کرده اند يا بامرگشان انسانهايي را نجات داده اند
يا کساني که مجبور بودند روي مين بروند تا راه باز شود آنها ميدانستند کشته ميشوند آيا خودکشي است
ياعلي
فقط يکي دوسوال ما ازشما
ابوبکر بر چه ملاکي خليفه شد پس چرا عمر وعثمان به آن طريق خليفه نشدند ؟؟
چرا وقتي پيامبر قلم دوات ميخواهد بر خلاف نص قرآن هذيان ميگويد ولي ابوبکر وقتي ميخواهد مي آورند وعمر خليفه ميشود
چرا پيامبر جانشين تايين نکرد ولي ابوبکر تايين کرد
امام زمان حضرت فاطمه که بود اواز شيخين راضي نبود واگر امام زمانش را نميشناخت به مرگ جاهليت ميمرد ولي او جزو آيه تطهير است
ياعلي مدد
650 | bisetareh | , ایران | ١٦:٣٦ - ٠٧ آبان ١٣٩٢ |
درضمن درجواب حرف حق
گفتي خودکشي در تشيع حسين فهميده به زير تانک رفت وبا انفجار آن شهيد شد ولي جلوي پيشروي دشمن گرفته شد ميدانست کشته ميشود ولي شهيد است با آنکه علم غيب نمي دانست
در آيين شمام احمق هايي هستند به خود مواد منفجره مي بندند و بين شيعان خود را ميکشند از ديد شما خود کشي است
آناني که نا رنجک به خود بستند وبين صهيونيست خود را منفجر کردند با علم به مردن آيا خودکشي کردند پس دانستن زمان مرگ منافاتي با علم غيب نداره
ياعلي
651 | كبير خان | , نروژ | ٠٥:٢٦ - ٠٤ فروردين ١٣٩٣ |
محمد بن مضارب کوفي مي گويد: حدمت امام صادق عليه السلام ، از بي زني و طغيان شهوت شکايت کردم. حضرت يکي از کنيزانشرا به من تحليل کردکه تا هر زمان که در مدينه هستم از او کام بگيرم، وقتي خواستم به کوفه مراجعه کنم، کنيز را به خود آن حضرت بايد تحويل دهم. ( وسايل الشيعه ، ج14، کتاب النکاح، فصل تحليل امه. ) آيا اين عمل با زن فروشي چه تفاوت دارد؟

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ روايت از اين قرار است:

عن محمد بن عبد الله يعني ابن زرارة ، عن ابن أبي عمير ، عن هشام بن سالم ، عن محمد بن مضارب قال : قال لي أبو عبد الله ( عليه السلام ) : يا محمد ، خذ هذه الجارية تخدمك وتصيب منها ، فإذا خرجت

فارددها إلينا؛ اين کنيز را بگير به تو خدمت کند و از او بهره مند شوي وقتي خارج شدي آن را به ما برگردان. (وسائل الشيعة، طبع إسلامية، شيخ حر عاملي، ج 14، ص 533) در کجاي اين روايت ادعاي شما آمده است که به آن اشکال مي کنيد؟ روايت را آنگونه که مي خواهيد ترجمه و تفسير مي کنيد تا بتوانيد اشکال کنيد! عجيب است. بين کنيز و زن تفاوت است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
652 | فرهاد | , ایران | ١٩:٤١ - ٢٨ فروردين ١٣٩٣ |
با سلام من نمي دونم چرا شيعيان سعي مي کنند همش از منابع اهل سنت مايه بگذارند اهل سنت کاملا بر مباحث خود اشراف دارند اگر واقعا دوستدار مثلا يکيشون مثل فاطمه صديقه سرورزنان بهشت هستيد چرا هيچ حديث صحيحي از او ندارين يا اصلا يک کتاب صحيح معرفي کنين بابا دست بردارين شما که به کتاب خدا رحم نمي کنين بقيه پيش کش خداوند باريتعالي مگر با احدي تعارف داره که بحثي از امامت رو مطرح نکرده يا رسول گراميش همين طور يا خود حضرت علي حتي يکبار ادعاي امامت نکرد بگذريم خواهشا از منابع خود مايه بگذاريد وسعي نکنيد با ذکر منابع يا علماي اهل سنت تاييدي بر مطلب خود بگيريد توصيه مي کنم برادران و خواهراني که نظر ميدن بيشتر مطالعه کنن

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ گويا شما از الفباي مناظره و بحث و گفتگو هم بي اطلاع هستيد! در بحث با مخالف بايد از معتقدات خودش دليل آورد چون طرف مقابل معتقدات ما را قبول ندارد.

در مورد حضرت فاطمه سلام الله عليها و از ايشان روايات صحيح فراوان وجود دارد در اين مورد به کتاب «موسوعه الکبري عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها» نوشته اسماعيل انصارى زنجانى خوئينى‏ مراجعه نماييد اين کتاب 25 جلد دارد و در انتشارات دليل ما به چاپ رسيده است.

به سوال آخر شما هم در مقالات مختلف اين سايت جواب داده شده است در اين مورد به مقالاتي مانند:





و... مراجعه نماييد.

اضافه مي کنيم که علماي خود شما هم امامت را از اصول دين دانسته اند لذا آنها هم بايد پاسخگوي اين شبهه شما باشند! در اين مورد به مقاله «آيا كسى از علماى اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟» مراجعه نماييد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
653 | ارتش | , ایران | ١٦:٠٧ - ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٣ |
ما نبايد باهم در بيافتيم ولي باغ فدک غصب نشده است توسط خلفا به چند علت:اينکه اگر ميخواستن اين باغ را به ميراث خواران نبي بدهند بايد به دختر عمر.دختر ابوبکر هم از همسران پيامبر داده ميشد و همانطور که ميدانيد اين باغ به عايشه.حفصه.عباس عموي پيامبر .زنان درقيد حيات نبي اکرم.سرور وسالار زنان اهل جنت يعني فاطمه وميراث خواران پيامبر ميرسيد اما اين بزرگواران گفتند اي ابوبکر همانطور که نبي اکرم اين را اداره کرده است اداره کن و ابوبکر گفت به خدا قسم همانطور که نبي اکرم اداره کرد اداره ميکنم.

پاسخ:
با سلام
 
دوست گرامي
 
اولا: فدک اصلا ارث نبود که مي گوييد بايد به زنان پيامبر نبز بايد مي رسيد؛ فدک هديه اي بود که در زمان حيات پيامبر (ص) به حضرت فاطمه عليها السلام بخشيده شد . مگر خداوند به پيامبر صلي اللله عليه و آله فرمان نداد که حق ذي القربي داده شود، پيامبر نيز طبق دستور خداوند فدک را به دخترش فاطمه داد در اين صورت اگر عايشه و ديگران نيز جزء ذي القربي بودند چرا حضرت از فدک به آنها چيزي نداد آيا پيامبر(ص) از دستور خدا سرپيچي کرد؟ و يا اينکه فدک فقط بايد به فاطمه (س) داده شود؟
 
در مسند ابويعلي روايتي چنين آمده است: قرأت على الحسين بن يزيد الطحان هذا الحديث فقال هو ما قرأت على سعيد بن خثيم عن فضيل عن عطية عن أبي سعيد قال لما نزلت هذه الآية ) وآت ذا القربى حقه ( الإسراء دعا النبي صلى الله عليه وسلم فاطمة وأعطاها فدك .مسند أبي يعلى ج 2 ص 334


طبق اين احاديث فدک مال حضرت زهراء عليها السلام بوده است و اينجا ديگر جاي اين بحث نيست که کسي بيايد بگويد شما اي ابوبکر همانند پيامبر آن را اداره کن؟! چون از دست پيامبر (ص) در زمان حيات خارج و در دست دخترش بود لذا ديگر جاي تصميم گيري نبود که انها بيايند و درباره آن صحبت کنند خود حضرت نيز فرموده اند که اين ملک شخصي ايشان بوده است:فقد جعلها رسول الله صلى الله عليه وسلم لي .پيغمبر اين را در اختيار من قرار داده و ملک من است

فتوح البلدان- ج ۱- ص ۳۵ .ياقوت حموي هم در معجم البلدان- ج ۴- ص ۲۳۸
 
جهت اطلاع بيشتر به اين آردس رجوع کنيد
 
 
موفق باشيد
 
گروه پاسخ به شبهات
654 | ارتش | , ایران | ١٢:١٥ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٣ |
چرا در هيچ جاي زبان عربي کلمه مولاه به منظور جانشين نيامده است

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

به سؤال شما در مقاله جداگانه اي پاسخ داده شده است


موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
655 | شيعه حق است و لاغير | , ایران | ٢٣:٥٦ - ١٠ شهریور ١٣٩٣ |
با سلام خدمت همه دوستان عزيزم
از گروه پاسخ به شبهات واقعا قدرداني ميکنم که اينقد کامل و جامع به سوالات پاسخ ميده
واقعا خوش به سعادتتون که به نصرت امام زمان و در نتيجه خداوند متعال شتافتيد.
ان شاالله که تلاش هاي شما مثمر ثمر واقع بشه و دوستانمون با سوال هاي اساسيشون !!!!!! هدايت بشن
والله قسم قلبا ميگم: چيزي که عيان است چه حاجت به بيان است
توروخدا بياييد تعصب رو کنار بذاريد.دنبال حقيقت واقعي باشيد.خدا کمک ميکنه اگر با نيت پاک و خالص دنبالش باشيد
همه دست به دست هم بديم و ظهور هرچه زودتر آقامونو از خدا بخوايم.
التماس دعا از شما جويندگان حق
656 | منتظر | , ایران | ٢٣:١٤ - ٠٦ آذر ١٣٩٣ |
من تلزه به اين وبلاگ سر زدم اتفاقي. واقعا ممنونم که اينفدر عالمانه و با ادب جواب دوستان اهل سنت ما رو که سؤال دارن براشون مي گذاريد حالا با هر هدفي که مي پرسند فقط چون فردي با عنوان لافتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار - تاريخ: 11 اسفند 92 - 17:44:17 در اين صفحه مطلب گذاشتند تقاضاي من اين استيا مطالب اينگونه افراد را تاييد نکنيد تا در صفحه نمايش داده نشود و يا پاسخ در خور به آنان بدهيد اينگونه صحبت کردن ها در باره برادرا اهل سنت فقط از شيخيه يا کساني که در دام فرهنگي بعضي از؟؟؟تندرو شيعه که متاسفانه سرشان در آخور انگليس و امريکا هست صادر مي شوند ما در منطقه خودمان با دوستان اهل سنت با صلح زندگي مي کنيم و آنان به اهل بيت پيامبر ارادت دارند به کساني که خود را شيعه مي دانند و توهين به خلفا و اصحاب پيامبر و همسران ايشان را راحت انجام مي دهند مي گويم که مگر ما خود را شيعه همان امامي مي دانيم که فرمود اني اکره ان تکونوا سبابين
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English