2021 June 22 - سه شنبه 01 تير 1400
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
کد مطلب: ٥٠٠١ تاریخ انتشار: ٢٨ اسفند ١٣٩٢ تعداد بازدید: 127259
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

طرح شبهه:

علي كه شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يك دست بلند كرد، چگونه حاضر مي شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشي از خود نشان ندهد؟!

نقد و بررسي:

يكي از مهمترين شبهاتي كه وهابي ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مي كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع ترين فرد زمان خود بود و...

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه پاسخ هاي گوناگوني داده اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مي كنيم.

عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زماني كه آن ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايي كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مي خواست به آن ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائي نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسي جرأت نمي كرد كه اين فكر را حتي از مخيله اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان هاي الهي بوده است.

سليم بن قيس هلالي كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مي نويسد:

وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.

فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالي كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوي فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوي حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مي كنند»!

علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولي به ياد سخن پيامبر صلي الله عليه وآله و وصيتي كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اي پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبري مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهي و عهدي كه پيامبر با من بسته است، نبود، مي دانستي كه تو نمي تواني به خانه من داخل شوي»

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

همچنين آلوسي مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شيعه اين روايت را نقل كرده است:

أنه لما يجب علي غضب عمر وأضرم النار بباب علي وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو في غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ علي بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته

عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش كشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را كه در غلاف بود بلند كرد و به پهلوي فاطمه زد، تازيانه را بلند كرد و بر بازوي فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد.

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

آتسليم وصيت پيامبر اكرم (ص):

اميرمؤمنان عليه السلام در تمام دوران زندگي اش، مطيع محض فرمان هاي الهي بوده و آن چه او را به واكنش وامي داشت، فقط و فقط اوامر الهي بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصي از خود واكنش نشان نمي داد.

آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكيبائي در برابر اين مصيبت هاي عظيم بوده است و طبق همين فرمان بود كه دست به شمشير نبرد.

مرحوم سيد رضي الدين موسوي در كتاب شريف خصائص الأئمه (عليهم السلام) مي نويسد:

أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِي فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَيْهِ النِّسَاءُ يَبْكِينَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِيَ أَيْنَ عَلِيٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّي دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَخِي... أَنَّ الْقَوْمَ سَيَشْغَلُهُمْ عَنِّي مَا يَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِي الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَي مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ وَنَأْيٍ سَحِيقٍ وَلَا تَأْتِي وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَي وَنُورُ الدِّينِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ يَا أَخِي وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْهِمْ بِالْوَعِيدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَيْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّي لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِيعِ مَا أُوصِيكَ بِهِ وَغَيَّبْتَنِي فِي قَبْرِي فَالْزَمْ بَيْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَي تَأْلِيفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَي تَنْزِيلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ ] عَلَي غير لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَي مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَيْكَ بِالصَّبْرِ عَلَي مَا يَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [يعني بفاطمة] حَتَّي تَقْدَمُوا عَلَيَّ.

امام كاظم عليه السلام مي فرمايد: از پدرم امام صادق عليه السلام پرسيدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گريه بلند كردند، مهاجرين و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مي كردند، علي فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روي بدن پيغمبر انداختم، فرمود:

برادرم، اين مردم مرا رها خواهند كرد و به دنياي خودشان مشغول خواهند شد؛ ولي تو را از رسيدگي به من باز ندارد، مثل تو در بين اين امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاي دور نزد آن بيايند... پس چون از دنيا رفتم و از آنچه به تو وصيت كردم فارغ شدي و بدنم را در قبر گذاشتي، در خانه ات بنشين و قرآن را آنگونه كه دستور داده ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتيب نزول جمع آوري كن، تو را به بردباري در برابر آنچه كه از اين گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله عليها خواهد رسيد سفارش مي كنم، صبر كن تا بر من وارد شوي.

الشريف الرضي، أبي الحسن محمد بن الحسين بن موسي الموسوي البغدادي (متوفاي406هـ) خصائص الأئمة (عليهم السلام)، ص73، تحقيق وتعليق: الدكتور محمد هادي الأميني، ناشر: مجمع البحوث الإسلامية الآستانة الرضوية المقدسة مشهد - إيران، 14066هـ

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

در روايت ديگري سليم بن قيس هلالي نقل مي كند:

ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) إِلَي فَاطِمَةَ وَإِلَي بَعْلِهَا وَإِلَي ابْنَيْهَا فَقَالَ يَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله) عَلَي عَلِيٍّ (عليه السلام) فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّكَ سَتَلْقَي [بَعْدِي ] مِنْ قُرَيْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَيْهِمْ ] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ يَدَكَ وَلا تُلْقِ بِيَدِكَ إِلَي التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّي ] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَي وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِيهِ مُوسَي إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي .

پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهي كرد و فرمود: اي سلمان! خدا را شاهد مي گيرم افرادي كه با اينان بجنگند با من جنگيده اند، افرادي كه با اينان روي صلح داشته باشند با من صلح كرده اند، بدانيد كه اينان در بهشت همراه منند.

سپس پيامبر صلي الله عليه وآله نگاهي به علي عليه السلام كرد و فرمود: اي علي! تو به زودي پس از من، از قريش و متحد شدنشان عليه خودت و ستمشان سختي خواهي كشيد. اگر ياراني يافتي با آنان جهاد كن و به وسيله موافقينت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و ياوري نيافتي صبر كن و دست نگهدار و با دست خويش خود را به نابودي مينداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسي هستي، هارون براي تو اسوه خوبي است، به برادرش موسي گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي؛ اين قوم مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص569، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

همچنين در ادامه روايت پيشين كه از سليم نقل شد، اميرمؤمنان عليه السلام خطاب به عمر فرمود:

يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

اي پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندي و پيمان و سفارش رسول خدا صلي الله عليه وآله نبود، هر آينه مي فهميدي كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداري.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

البته روايات در اين باب بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد؛ از اين رو به همين چند روايت بسنده مي كنيم.

به راستي چه كسي جز حيدر كرّار مي تواند از چنين امتحان سختي بيرون بيايد؟! زماني ارزش اين كار مشخص مي شود كه بدانيم علي عليه السلام همان كسي است كه در ميدان نبرد، همچون شير ژيان بر دشمن حمله مي كرد و پهلوانان و يلان كفر را يكي پس از ديگري از سر راه بر مي داشت، روزي پشت پهلواني همچون عمر بن عبدود را به خاك مي مالد و روزي ديگر فرق سر مرهب يهودي را همراه با كلاه خودش مي شكافد.

آن روز فرمان خداوند اين بود كه دشمنان از ترس ذوالفقارش خواب آسوده نداشته باشند؛ ولي روز ديگر فرمان اين است كه همان ذوالفقار در نيام باشد تا اساس اسلام حفظ شود و دشمنان اسلام از نابود كردن آن مأيوس شوند.

احتمال شهادت حضرت زهرا عليها السلام هنگام درگيري:

دفاع از ناموس، از مسائل فطري و مشترك ميان همه انسان ها است؛ اما روشن است كه اگر كسي بداند كه قصد دشمن از تعرض به ناموس وي اين است كه او را به واكنش وادار كنند تا به مقصود مهمتر و شوم تري دست يابند؛ انسان عاقل، با تدبير و مسلط بر نفس خويش، هرگز كاري نخواهد كرد كه دشمن به مقصودش برسد.

قصد مهاجمين به خانه وحي اين بود كه اميرمؤمنان عليه السلام را به واكنش وادار كنند و با استفاده از اين فرصت، ثابت كنند كه شخصي همانند علي عليه السلام براي رسيدن به حكومت دنيوي حاضر شد كه افراد زيادي را از دم شمشير بگذراند.

و نيز اگر اميرمؤمنان عليه السلام از خود واكنش نشان مي داد و با آن ها درگير مي شد، ممكن بود كه فاطمه زهرا در اين درگيري ها كشته شود، سپس دشمنان شايع مي كردند كه علي عليه السلام براي به دست آوردن حكومت دنيايي، همسرش را نيز فدا كرد و در حقيقت او بود كه سبب كشتن همسرش شد؛ چنانچه در باره عمار ياسر، يار وفادار اميرمؤمنان عليه السلام چنين كردند.

هنگام ساختن مسجد مدينه، عمار ياسر برخلاف ديگران كه يك خشت برمي داشتند، او دو تا دو تا مي آورد، پيامبر اسلام او را ديد، با دست مباركش، غبار را از سر و صورت نازنين عمار زدود و پس فرمود:

وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَي الْجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَي النَّار.

عمار را گروه ستمگر مي كشند، او آنان را به بهشت مي خواند وآنان او را به جهنّم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ في بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسير، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِي السَّبِيلِ، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

صدور اين روايت از رسول خدا صلي الله عليه وآله در حق عمّار قطعي بود و تمام مردم از آن آگاه بودند و نيز ثابت مي كرد كه معاويه و دار و دسته اش همان گروه نابكار هستند؛ از اين رو هنگامي كه معاويه شنيد عمار كشته شده و لرزه بر دل بسياري از مردم انداخته، و اين فرمايش پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله سر زبان ها افتاده است، عمرو عاص را به حضور طلبيد و پس از مشورت با او شايع كردند كه علي عليه السلام او را كشته است و اين گونه استدلال كردند كه چون عمار در جبهه علي وهمراه او بوده است و علي او را به جنگ فرستاده است؛ پس او قاتل عمار است.

احمد بن جنبل در مسندش مي نويسد:

مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَي عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا يُرَجِّعُ حَتَّي دَخَلَ عَلَي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ مَا شَأْنُكَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ فِي بَوْلِكَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِيٌّ وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّي أَلْقَوْهُ بَيْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَيْنَ سُيُوفِنَا.

ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مي كند كه گفت: هنگامي كه عمار ياسر به شهادت رسيد، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار كشته شد، رسول خدا صلي الله عليه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مي كشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مي گفت تا نزد معاويه رفت، معاويه پرسيد: چه شده است؟ گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت: كشته شد كه شد، حالا چه شده است؟ عمرو گفت: از رسول خدا صلي الله عليه وآله شنيدم كه مي فرمود: عمار را گروه باغي وستمگر خواهد كشت، معاويه گفت: مگر ما او را كشته ايم، عمار را علي و يارانش كشتند كه او را همراه خويش وادار به جنگ كردند و او را بين نيزه ها و شمشيرهاي ما قرار دادند.

الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص199، ح 17813، ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر؛

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي أبو بكر (متوفاي 458هـ)، سنن البيهقي الكبري، ج8، ص189، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414 - 1994؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 1، ص 420 و ص 426، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

هيثمي پس از نقل روايت مي گويد:

رواه أحمد وهو ثقة.

الهيثمي، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج7، ص242، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت - 1407هـ.

و حاكم نيشابوري پس از نقل روايت مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشخين ولم يخرجاه بهذه السياقة.

اين حديث با شرائطي كه بخاري و مسلم قبول دارند، صحيح است؛ ولي آن ها به اين صورت نقل نكرده اند.

الحاكم النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج2، ص155، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990م.

مناوي به نقل از قرطبي مي نويسد:

وهذا الحديث أثبت الأحاديث وأصحّها، ولمّا لم يقدر معاوية علي إنكاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه عليّ بأنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم إذن قتل حمزة حين أخرجه.

قال ابن دحية: وهذا من علي إلزام مفحم الذي لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض عليها.

اين حديث از محكم ترين و صحيح ترين احاديث است و چون معاويه قدرت بر انكارش نداشت، گفت: عمار را كسي كشت كه او را همراه خود آورده است و لذا علي (ع) در پاسخش فرمود: پس بنابراين حمزه را هم در جنگ احد پيامبر كشته است؛ چون آن حضرت بود كه حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحيه مي گويد: اين پاسخ علي چنان كوبنده است كه حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد ودليلي است كه انتقادي بر آن نيست.

المناوي، عبد الرؤوف (متوفاي: 1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6، ص 366، ناشر: المكتبة التجارية الكبري - مصر، الطبعة: الأولي، 1356هـ

چرا امير المؤمنين در هيچ جنگي در زمان خلفاء شركت نكرد؟

اين كه اميرمؤمنان عليه السلام شجاعترين فرد زمان خودش بود، هيچ شك و شبهه اي در آن نيست؛ آن قدر شجاع و دلاور بود كه شنيدن نامش خواب را از چشمان پهلوانان دشمن مي پراند؛ تا جايي كه عمر بن خطاب مي گفت:

والله لولا سيفه لما قام عمود الاسلام.

به خدا سوگند! اگر شمشير علي عليه السلام نبود ، عمود خيمه اسلام استوار نمي شد.

إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 12، ص 51، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، 1418هـ - 1998م.

حتي در زماني كه تمام ياران بي وفاي رسول خدا صلي الله عليه وآله در جنگ احد و حنين آن حضرت را رها و از معركه گريختند، امام علي عليه السلام پروانه وار اطراف شمع وجود پيامبر گرامي چرخيد و از او دفاع مي كرد.

اما چرا همان علي عليه السلام در هيچ يك از جنگ هاي زمان خلفاء شركت نكرد؟

همان كسي كه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله در تمام نبردهاي مسلمانان عليه كفار، يهوديان و... شركت فعال داشت و پيشاپيش تمام سربازان پرچم اسلام را به دوش مي كشيد و پهلوانان دشمن را يكي پس از ديگري بر زمين مي كوبيد، چه اتفاقي افتاده بود كه در زمان خلفاء در هيچ نبردي حضور نمي يافت؟

آيا شجاعتش را از دست داده بود، يا جنگ در ركاب خلفاء را جهاد نمي دانست؟ يا اين كه خلفاء، بر خلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله قصد استفاده از آن حضرت را نداشتند؟

امير المؤمنين عليه السلام بهترين تصميم را گرفت:

امر دائر بود بين اين كه اميرمؤمنان عليه السلام اساس اسلام را حفظ نمايد و از حق خود بگذرد؛ يا اين كه بر آن عده اندك حمله نموده و آن ها را از دم تيغ بگذراند و در عوض دشمنان اسلام و منافقين با استفاده از اين فرصت اساس اسلام را به خطر بيندازند، اميرمؤمنان عليه السلام راه دوم را برگزيد و با اين فداكاري دين اسلام را براي هميشه حفظ و دشمنان اسلام را نا اميد كرد و به طور قطع اين تصميم عاقلانه تر بوده است.

در خطبه سوم نهج البلاغه مي فرمايد:

وَطَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَي طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ. يَهْرَمُ فِيهَا الْكَبِيرُ وَيَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ وَيَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّي يَلْقَي رَبَّهُ. فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَي هَاتَا أَحْجَي. فَصَبَرْتُ وَفِي الْعَيْنِ قَذًي وَفِي الْحَلْقِ شَجًا. أَرَي تُرَاثِي نَهْباً.

در اين انديشه فرو رفته بودم كه: با دست تنها (با بي ياوري) به پا خيزم (و حق خود و مردم را بگيرم) و يا در اين محيط پر خفقان و تاريكيي كه پديد آورده اند صبر كنم، محيطي كه: پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگي به رنج وا مي دارد.

(عاقبت) ديدم بردباري و صبر به عقل و خرد نزديكتر است؛ لذا شكيبائي ورزيدم؛ ولي به كسي مي ماندم كه: خاشاك چشمش را پر كرده، و استخوان راه گلويش را گرفته، با چشم خود مي ديدم، ميراثم را به غارت مي برند.

و در خطبه پنجم نهج البلاغه، هنگامي كه شخصي همانند ابوسفيان به قصد گرفتن ماهي از آب گل آلود و استفاده از موقعيت به دست آمده، نزد آن حضرت آمد و پشنهاد بيعت و جنگ با أبوبكر را داد، امام عليه السلام خطبه خواند و فرمود:

أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ... أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ... فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَي الْمُلْكِ وَإِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَالَّتِي وَاللَّهِ لابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ. بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَي مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ.

اي مردم امواج كوه پيكر فتنه ها را، با كشتي هاي نجات در هم بشكنيد... (دو كس راه صحيح را پيمودند) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروي كافي به پا خاست و پيروز شد، و آن كس كه با نداشتن نيروي كافي كناره گيري كرد و مردم را راحت ساخت. اگر سخن گويم (و حقم را مطالبه كنم) گويند: بر رياست و حكومت حريص است، و اگر دم فرو بندم (و ساكت نشينم) خواهند گفت از مرگ مي ترسد. (اما) هيهات پس از آن همه جنگ ها و حوادث (اين گفته بس ناروا است). به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب، به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است؛ اما من از علوم و حوادثي آگاهم كه اگر بگويم همانند طناب ها در چاه هاي عميق به لرزه درآئيد.

چرا رسول خدا (ص) از سميه و ديگر زنان مسلمان دفاع نكرد؟

اميرمؤمنان عليه السلام، به همان دليل از خود واكنش نشان نداد كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در هنگام كشته شدن سميه، مادر عمار ياسر توسط مشركان و تعرض آن ها به وي، از خود واكنشي نشان نداد.

ابن حجر عسقلاني در الإصابة مي نويسد:

( 11342 ) سمية بنت خباط... والدة عمار بن ياسر كانت سابعة سبعة في الاسلام عذبها أبو جهل وطعنها في قبلها فماتت فكانت أول شهيدة في الاسلام... عذبها آل بني المغيرة علي الاسلام وهي تأبي غيره حتي قتلوها وكان رسول الله صلي الله عليه وسلم يمر بعمار وأمه وأبيه وهم يُعذّبون بالأبطح في رمضاء مكة فيقول صبرا يا آل ياسر موعدكم الجنة.

سميه دختر خباط... مادر عمار ياسر هفتمين كسي است كه اسلام آورد، ابوجهل او را اذيت مي كرد و آن قدر نيزه بر پايين شكمش زد تا به شهادت رسيد، و او نخستين زن شهيد در اسلام است. آل بنومغيره، چون مسلمان شده بود و دست بردارد نبود او را آزار و اذيت كردند؛ تا كشته شد. رسول خدا (ص)، منظره شكنجه شدن عمار و مادر و پدرش را در مكه مي ديد و مي فرمود: اي خاندان ياسر! صبور باشيد كه وعده گاه شما بهشت است.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 7، ص 712، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

با اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ديد كافري همچون ابوجهل متعرض ناموس مسلمانان مي شود؛ ولي در عين حال هيچ واكنشي از خود نشان نمي داد و به آنان نيز فرمان مي داد كه صبر نمايند.

مگر نه اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله غيورترين و شجاع ترين فرد عالم است، پس چرا از ناموس مسلمانان دفاع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت تا گردن ابوجهل را از تنش جدا كند؟

و نيز زماني كه عمر بن خطاب، متعرض زنان مسلمان مي شد و آن ها را به خاطر اسلام آوردنشان كتك مي زد، چرا رسول خدا صلي الله عليه وآله از خود واكنشي نشان نمي داد.

ابن هشام در السيرة النبوية، مي نويسد:

ومر [ابوبكر] بجارية بني مؤمل، حي من بني عدي بن كعب، وكانت مسلمة، وعمر بن الخطاب يعذبها لتترك الاسلام، وهو يومئذ مشرك، وهو يضربها، حتي إذا مل قال: إني أعتذر إليك، إني لم أتركك إلا ملالة، فتقول: كذلك فعل الله بك.

ابوبكر مي ديد كه كنيز مسلمان شده از بنو مؤمل از خاندان عدي بن كعب، عمر او را كتك مي زد تا دست از اسلام بردارد و مسلمان بودن را ترك كند (چون عمر هنوز مشرك بود) آن قدر او را زد تا خسته شد، گفت: اگر تو را كتك نمي زنم براي اين است كه خسته شده ام، از اين جهت مرا ببخش. كنيز در پاسخ گفت: بدان كه خدا نيز اين گونه با تو رفتار خواهد كرد.

الحميري المعافري، عبد الملك بن هشام بن أيوب أبو محمد (متوفاي213هـ)، السيرة النبوية، ج 2، ص 161، تحقيق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجيل، الطبعة: الأولي، بيروت - 1411هـ؛

الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبد الله (متوفاي241هـ)، فضائل الصحابة، ج 1، ص 120، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولي، 1403هـ - 1983م؛

الكلاعي الأندلسي، أبو الربيع سليمان بن موسي (متوفاي634هـ)، الإكتفاء بما تضمنه من مغازي رسول الله والثلاثة الخلفاء، ج 1، ص 238، تحقيق د. محمد كمال الدين عز الدين علي، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الأولي، 1417هـ؛

الانصاري التلمساني، محمد بن أبي بكر المعروف بالبري (متوفاي644هـ) الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة، ج 1، ص 244؛

الطبري، أحمد بن عبد الله بن محمد أبو جعفر (متوفاي694هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج 2، ص 24، تحقيق عيسي عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولي، 1996م؛

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج 16، ص 162، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1424هـ - 2004م.

چرا رسول خدا صلي الله عليه وآله جلوي عمر را نگرفت و او را از اين كار منع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت و گردن عمر را نزد؟

اهل تسنن، هر پاسخي دادند، ما نيز عين همان را در باره صبر اميرمؤمنان عليه السلام و شمشير نكشيدن آن حضرت خواهيم داد.

چرا عثمان از زنش دفاع نكرد؟

هنگامي كه ياران رسول خدا صلي الله عليه وآله به خانه عثمان ريختند و همسر او را زده و انگشتش را قطع كردند، او از همسرش دفاع نكرد، شما از اين عملكرد عثمان چه پاسخي داريد؟

طبري، در تاريخش مي نويسد:

وجاء سودان بن حمران ليضربه فانكبت عليه نائلة ابنة الفرافصة واتقت السيف بيدها فتعمدها ونفح أصابعها فأطن أصابع يدها وولت فغمز أوراكها وقال أنها لكبيرة العجيزة وضرب عثمان فقتله.

سودان بن حمران آمد تا او را كتك بزند، نائله دختر فرافصه (زن عثمان) خود را بر روي او انداخت، سودان شمشير را گرفت و انگشت او را قطع كرد و سپس دست به پشت او زد و گفت: عجب پشت بزرگي دارد، سپس عثمان را زد و كشت.

الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 676، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

همچنين ابن أثير در الكامل في التاريخ مي نويسد:

وجاء سودان ليضربه فأكبت عليه امرأته واتقت السيف بيدها فنفح أصابعها فأطن أصابع يديها وولت فغمز أوراكها وقال أنها لكبيرة العجز وضرب عثمان فقتله.

الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج 3، ص 68، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.

ابن كثير دمشقي سلفي مي نويسد:

ثم تقدم سودان بن حمران بالسيف فمانعته نائلة فقطع أصابعها فولت فضرب عجيزتها بيده وقال: أنها لكبيرة العجيزة. وضرب عثمان فقتله.

القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 188، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت.

چرا عثمان از زنش دفاع نكرد، مگر نه اين كه او مرد بود، غيرت داشت و بايد از زنش دفاع مي كرد؟ پس چرا هيچ واكنشي از خود نشان نداد و حاضر شد كه ببيند ياران رسول خدا به همسر او اهانت كرده و متعرض همسر او شوند؟

چرا عمر از زنش دفاع نكرد؟

اهل سنت اصرار دارند كه امّ كلثوم دختر امير مؤمنان عليه السلام همسر عمر بوده است؛ اما مي بينيم كه هنگامي كه مغيرة بن شعبه اهانت زشتي به امّ كلثوم كرده و او را با امّ جميل، زنا كار مشهور عرب تشبيه و قياس مي كند، عمر هيچ عكس العملي از خود نشان نمي دهد.

ابن خلكان در وفيات الأعيان مي نويسد:

ثم إن أم جميل وافقت عمر بن الخطاب رضي الله عنه بالموسم والمغيرة هناك فقال له عمر أتعرف هذه المرأة يا مغيرة قال نعم هذه أم كلثوم بنت علي فقال له عمر أتتجاهل علي والله ما أظن أبا بكرة كذب عليك وما رأيتك إلا خفت أن أرمي بحجارة من السماء.

ام جميل (كسي كه سه نفر شهادت دادند مغيره با او زنا كرده است، و به خاطر امتناع شاهد چهارم از شهادت، از حد رهايي يافت) در حج، با عمر همراه شده و مغيره نيز در آن زمان در مكه بود. عمر به مغيره گفت: آيا اين زن را مي شناسي؟

مغيره در پاسخ گفت: آري اين امّ كلثوم دختر علي است!

عمر گفت: آيا خودت را به بي خبري مي زني؟ قسم به خدا من گمان مي كنم كه ابوبكرة در باره تو دروغ نگفته است؛ و هر زمان كه تو را مي بينم مي ترسم كه از آسمان سنگي بر سر من فرود آيد!

إبن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي681هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج6، ص366، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

و ابوالفرج اصفهاني مي نويسد:

حدثنا ابن عمار والجوهري قالا حدثنا عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد عن يحيي بن زكريا عن مجالد عن الشعبي قال كانت أم جميل بنت عمر التي رمي بها المغيرة بن شعبة بالكوفة تختلف إلي المغيرة في حوائجها فيقضيها لها قال ووافقت عمر بالموسم والمغيرة هناك فقال له عمر أتعرف هذه قال نعم هذه أم كلثوم بنت علي فقال له عمر أتتجاهل علي والله ما أظن أبا بكرة كذب عليك وما رأيتك إلا خفت أن أرمي بحجارة من السماء.

ام جميل همان كسي است كه مغيره را به زناي با او متهم كردند و در كوفه به نزد مغيره رفته و كارهاي او را انجام مي داد! اين زن در زمان حج با مغيره و عمر همراه شد. عمر به مغيره گفت: آيا اين زن را مي شناسي؟ پاسخ داد: آري اين امّ كلثوم دختر علي است!

عمر گفت : آيا در مقابل من خود را به بي خبري مي زني؟ قسم به خدا من گمان ندارم كه ابوبكرة در باره تو دروغ گفته باشد! و تو را نمي بينم، مگر آنكه مي ترسم از آسمان سنگي بر سر من فرود آيد!

الأصبهاني، أبو الفرج (متوفاي356هـ)، الأغاني، ج 16، ص 109، تحقيق: علي مهنا وسمير جابر، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان.

زنا كردن مغيره با امّ جميل، مشهور و معروف و امّ جميل به بدكاره بودن شهره شهر و انگشت نماي عام و خاص بود. چرا هنگامي كه مغيرة بن شعبه، دختر رسول خدا را با چنين زني زناكاري مقايسه مي كند، خليفه دوم او را مجازات نمي كند؟

اهل تسنن از اين مطلب هر پاسخي دادند، ما نيز همان پاسخ را به آن ها خواهيم داد.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 



Share
201 | سهيل صالح | | ١٧:١٦ - ٠٥ خرداد ١٣٩٠ |
من در جواب خود مشتي اباطيل يافتم. شما ظرف 10 سال به اراجيف (شهادت زهراٍس)دست ّيافتيد!!!!!!!!!!!حداقل علي(ع)راهم اگاه كنيد.تا اسم فرزند خود را عمر نگذارد. ودختر به قاتل همسر خود ندهد!در ضمن من يك شيعه هستم ولي بسياري از اراجيف شماها شيعيان صفوي را قبول ندارم.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- اگر مقصود شما از ده سال ، بحث تقويم است ، بهتر است آدرس ذيل را ملاحظه کنيد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6058

2- در مورد بحث نامگذاري هم به صورت مفصل در آدرس ذيل پاسخ داده شده است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437

3- هر بخشي از پاسخ که از جهت علمي اشکال دارد ، مطرح کنيد تا اصلاح گردد ، اما وقتي بدون مشخص کردن چنين بگوييد ، بيشتر احتمال اشتباه بودن نظر شما مي رود !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

202 | محمد تقي | | ١٠:٥١ - ٠٨ خرداد ١٣٩٠ |
با سلام . در پاسخ به اين شبهه چند موضوع از قلم افتاده است.
1 . پيشقدم شدن حضرت زهرا س در هنگام هجوم پيمان شکنان بر اساس وظيفه هر مومن و مومنه در دفاع از امام زمان خود مي باشد.اين دان معني است که آن حضرت دفاع از امام زمان خود را يک وظيفه قطعي دانسته و به وظيفه شرعي خود عمل نمودند و لذا ايشان با اين تصور که مهاجمان حرمت نسبي ايشان با رسول الله ص را رعايت و از ورود بدون اذن به حريم اهل بيت که نص دستور قرآن است خود داري خواهندنمود ، اقدام به دفاع از اميرالمومنين ع نمودند که البته انتظار ايشان برآورده نشد و مهاجمان حرمت ايشان را هتک نمودند.
2 . در مسئله هجوم به بيت امير المومنين علي ع ، ظاهرا تمام مهاجمان و اسلاف فعلي ايشان مي دنستند که قرار است حضرت زهرا س کتک بخورند و مورد تعرض قرار بگيرند و اين موضوع قطعيت داشته و لذا تصور مي کنند که حضرت علي ع عليرغم علم به اين موضوع از همسرش دفاع نکرده است!!!
3 . در خصوص برخورد حضرت امير ع با غاصب دوم شما حق مطلب را ادا نکرده ايد . در ديگر روايتهاي کتاب سليم نحوه برخورد به شرح ذيل درج گرديده است: حضرت علي ع با دو انگشت مبارک گلوي آن نابکار را گرفتند و از زمين بلند نموده و سپس به زمين کوفتند و آنقدر فشردند که حالت خفگي بر او غالب شد و خودش را خراب کرد و پس از آن عبارتهاي فوق الذکر از لسان اميرالمومنين ع خارج شد و او را رها کردند.
4 . حرکت شجاعانه حضرت زهرا در دفاع از ولي و امام خود باعث شد ديگر اصحاب حضرت علي نيز به دفاع در مقابل مهاجمان بپردازند و در روايت وارد شده که زبير بن عوام شمشير کشيده و بسوي عمر حمله کرد که جمعي بر سر او ريخته و مضروبش کردند و شمشير او را شکستند.
5 . در خصوص عملکرد مهاجمان امام محمد غزالي حق مطلب را ادا کرده است . او مي گويد : عمر در روز غدير به علي بن ابيطالب ع تهنيت گفت و ولايت او را بر خود قبول کرد اما پس از وفات رسول الله ص حب دنيا و رياست و هوي و هوس بر او غلبه کرد و عهد خود را شکست. اين مطلب را سابقا در يکي از پاسخ ها خوانده بودم که اميدوارم اصل مطلب و سند آن را قيد بفرماييد.
موفق باشيد.
203 | رضا | | ٠١:٠٩ - ٢٤ خرداد ١٣٩٠ |
سلام من شيعه هستم و به مذهبم معتقدم، ولي 1- در يکي از وبلاگهاي اهل تسنن شخصي نظري بصورت زير منتشر کرده بود: جوابيه ي افترا بر مفسر شهير اهلسنت آلوسي!!! متأسفانه شخصي شيعي بنام آقاي قزويني در سايت دروغين و ضاله ي خود موسوم به سايت وليعصر طبق عادات خود و امثالش استدلال به اقوال علماء را بصورت قيچي وار بيان مي کند . آدرس مطلب آورده شده در سايت وليعصر : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015 فانظر بالله تعالى عليك من يروي هذه الأكاذيب عن الإمام كرم الله تعالى وجهه هل ينبغي له أن يقول بنسبة التقية إليه سبحان الله تعالى ، هذا العجب العجاب والداء العضال . ( آلوسي در تفسير آيه ي 28 ال عمران استدلال شيعه بر تقيه را با احاديث مستدله ي آنها آورده است) ولي متأسفانه شيعي غالي بنام اقاي قزويني در سايت دروغين خود طبق عادات خود و امثالش استدلال به اقوال علماء را بصورت قيچي وار بيان مي کنند و چنين مي گويد : همچنين آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مى‌نويسد: أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته ادامه:::وب سايت نويسنده: عمر عليدوشنبه 23 خرداد1390 ساعت: 16:10ادامه ي رد دروغ سايت وليعصر در افترا به مفسر شهير اهلسنت آلوسي: عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد. الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. قزويني در ادامه ميگويد : ( آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد . ) ولي ما ميبينيم که اينطور نيست . ادامه ي كلام آلوسي ( رحمة الله عليه) كه توسط اقاي قزويني قيچي و حذف گرديده در زير مي آيد ((فانظر بالله تعالى عليك من يروي هذه الأكاذيب عن الإمام كرم الله تعالى وجهه هل ينبغي له ان يقول بنسبة التقية إليه سبحان الله تعالى ، هذا العجب العجاب والداء العضال ))) اگه امکان داره جواب رو برام ايميل کنيد 2- وبلاگي با آدرس: ؟؟؟؟؟؟ وجود داره که پر از شبهاته اگه امکان داره ترتيب يه مناظره با مدير وبلاگش بديد 3- وبلاگي با آدرس: ؟؟؟؟؟؟ وجود داره که پر از شبهاته ولي ظاهرآ اهل منطق و گفتگو و مباحثه و مناظره است اگه امکان داره ترتيب يه مناظره با مدير وبلاگش بديد 4- در اين آدرس: شبهاتي بيان شده اند که ميخواهم جواب اين شبهات رو بدونم و برام ايميل کنيد اگه امکان داره ؟؟؟؟ ؟؟؟؟ 5- در اين آدرسها: ؟؟؟؟ ؟؟؟؟ ???? ???? مطالبي شبهه ناک هستند که دلايل رد آنها را از شما خواهشمندم! و در آخر اگه امکان داره جواب ابن نظر رو حتمآ برام ايميل کنيد (جواب هر5قسمت) ممنون از لطفتون موفق و پيروز باشيد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

متن مطرح شده در آدرس ادعايي به صورت ذيل است :

همچنين آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شيعه اين روايت را نقل كرده است:

أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته

عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد.

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

و خود مي توانيد با مراجعه به آدرس متوجه افتراي به ما بشويد .

2و 3- در مورد مناظره با صاحبان وبلاگ ها و سايت ها ، کارشناسان موسسه و جناب دکتر قزويني بارها و بارها حتي از مفتيان اهل سنت ايران دعوت به مناظره کردند ، اما آنها حاضر به چنين کاري نمي شوند .

اگر هر کسي حاضر به مناظره باشد ما نيز آماده ايم .

4- ا. نويسنده خود گفته است که اين روايات را تصحيح نمي کند ، البته واضح است چرا ، چون نمي تواند اين روايات را تصحيح کند ! او با استناد به روايات ضعيف ذکر شده در کتب شيعه مي گويد شيعه نيز به حضرت علي اهانت کرده است ! اما نمي گويد که در کتب خود آنها با سند صحيح چنين اهانت هايي آمده است !

بنا بر اين استدلال و پاسخ او صحيح نيست .

ب. نويسنده تنها يک مدرک معتبر شيعي ارائه کرده است و ساير مدارک او از اهل سنت است . دو مدرک ديگر از کتب شيعه هر دو با سند ضعيف است . اما آنچه از نهج البلاغه ذکر کرده است نيز دچار تقطيع و تحريف شده است ، و انتهاي آن را که حضرت مي گويند من امکان خطا دارم مگر آنکه لطف الهي مانع خطا کردن من شود ؛ و اين مطلب عين اعتقاد شيعه در مورد عصمت است ؛ إلا أن يكفي الله من نفسي ما هو أملك به مني شيعه تمامي الطاف را از جانب خداوند متعال مي داند .

5- ا. پاسخ اين شبهه در آدرس ذيل داده شده است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=147

ب. راجع به مولف کتاب فرائد السمطين ، ابراهيم بن محمد بن مويد در آدرس ذيل که کتاب خود ذهبي موجود است ، مي توانيد نظر ذهبي را در مورد او چنين ببينيد :

إبراهيم بن محمد بن المؤيد بن عبد الله بن علي بن محمد بن حمويه الإمام الكبير المحدث شيخ المشائخ صدر الدين أبو المجامع الخراساني الجويني الصوفي
ولد سنة أربع وأربعين وستمائة ( 644 ه 1246 م )
وسمع بخراسان وبغداد والشام والحجاز وكان ذا اعتناء بهذا الشأن وعلى يده أسلم الملك غازان

http://www.dahsha.com/uploads/MujmMuhdthin.rarو...

ساير مطالب مطرح شده نيز نيازي به پاسخ نداشت ، چون تنها ادعاي ضعف ادله ما است بدون اينکه به کل ادله مااشاره کند .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

204 | حقيقت درغدير است | | ١٧:٢٤ - ٣١ خرداد ١٣٩٠ |
باسلام.انان كه به اقا امير المومنين ع اعتراض ميكنند از دو صورت خارج نيست يا دوست يا دشمن هستند.اگر دوست هستند چرا امام معصوم را زير سوال مي برند عبادت چرا را بكار مي برند مگر غير از اين است فعل وقول و عمل امام,حجت است پس چرا گفتن معنا ندارد بايد معرفت مان را بالا ببريم...امااگر دشمن است چون از روي جهل وكينه وحسادت و بغض حرف مي زند هر عملي را كه امام انجام دهد چرا چراچرا ميگويد چون دل مرده و چشم حق بين گور است و كور كوررانه راه مي رود تا اخر به چاه افتد.
205 | نويد كاتبي | | ٢٤:٢٨ - ٠٣ تير ١٣٩٠ |
جواب شبهاتم را گرفتم باتشكر
206 | محمد ميرزازاده | | ١١:٢٤ - ٠٢ مرداد ١٣٩٠ |
با سلام
بايد عرض كنم كه چگونه انسانهايي هستيم كه موضوعاتي را كه خودمان آنها را قبول داريم رد مي كنيم . متاسفانه اهل سنت خود در كتب حديث خود ( كه از ديدگاه خودشان معتبر مي باشد ) موضوعاتي چون غدير و ... مسايل را مطرح مي كنند اما چشمان خود را بسته و با تعصب بدنبال مسايل و احاديث جعلي مي گردند كه زير بار آن نروند و جالب است همه جوره سعي مي كنند كه استدلال بياورند كه منظور آن اين نيست چيز ديگري است . اگر مي خواهيد حقايق را نپذيريد , كه حتي اگر رهبران خودتان هم برايتان استدلال كنند قبول نخواهيد كرد . بنابراين - اگر دين نداريد لاقل آزاده باشيد - اگر چشمان خود را بسته ايد لاقل با منطق و بدور از تعصبات تاريخ اسلام را خود مطالعه و تحليل كنيد .
207 | سيد سعيد طباطبايي | | ١٨:٥٩ - ٠٢ مرداد ١٣٩٠ |
در جواب سهيل صالح
بايستي عرض كنم كه برادر عزيز ازدواج سنت پيامبراست و هيچ كس حتي خود رسول الله (ص) نمي تواند مانع اين حكم الهي شود و كسي كه مسلمان است و يا مسلمان شده ولو اينكه در باطن و افكارش اهداف ديگري داشته باشد طبق حكم خدا و رسول خدا مجاز و محق به ازدواج با زن مسلمان ديگريست و هيچ استثنايي در پيشگاه خدا نيست حتي فرزندان رسول خدا و اهل بيتشان !
نماد بارز اين موضوع خواستگاري عمر از حضرت زهرا (س) مي باشد كه بارها از رسول الله بانوي دو عالم را خواستگاري كرد ولي رسول الله مولي علي را براي وي در نظر داشت و حضرت رهرا(س) نيز تنها به مولا آري گفت و ازدواج الهي رخ نمود. پس مي بينيد كه بحث ازدواج و خواستگاري سنتي است كه تمام مسلمانان چه زيرك و حقه باز و چه مومن در آن سهيمند و نمي توان به خاطر مثلا حيله گر بودن و زشت بودن و زيبا بودن و فلان و بهمان مسلمانان را تفكيك كنيم و بگويم فلاني حق دارد برود خواستگاري و ازدواج كند و بهماني حق ندارد!! مصداق بارز اين رو مي توان عينا" در عمل الگوي مطلق مسلمانان و شيعيان كه رسول خدا و ائمه هستند ديد كه اجازه خواستگاري به كساني غير از خاندان خود را با خوشرويي مي دادند و نمي گفتند چون معصوم نيستيد و از ما هم نيستيد حق تقاضاي ازدواج و خواستگاري را نداريد ! به عنوان نمونه مي توان به فرزندان مولا و ساير امامان اشاره كرد كه به غير از فرزندان معصوم ( امام آينده و مقربين) ساير فرزندان و همسران(دامادها و عروسان) آنها از قبايل مختلف بودند.
پس اينكه مي گوييد چرا دخترشان به همسري عمر درآمده ( البته اين ادعاي اهل سنت است كه مورد رد و تكذيب برخي علما شيعه هم هست)
سوالي بي مورد مي باشد البته قطعا مبحث ازدواج بنت امير المومنين كه جاي بحث و شك قوي دارد بعد از وقايع توهين و حتك حرمت به حضرت زهرا (س) نبوده است. در رابطه با حضرت ام كلثوم نيز علماي شيعه مباحث مستدلي مبني بر نفي ازدواج دختر امام علي با عمر بن خطاب دارند
رجوع كنيد به لينك زير:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
208 | طه | | ٠٥:٠٠ - ٠٧ مرداد ١٣٩٠ |
يا علي . ممنون از جواب كامل و دقيقتون

خوشحالم كه مذهبي دارم كه هميشه جوابهاي بي شك و ترديد داره و داراي انحراف و هزار رنگي نيست . يا علي
209 | سعيد | | ٢٤:٢٩ - ٠٩ مرداد ١٣٩٠ |
واسم يه سوال پيش امده که چرا حضرت علي در مقابل معاويه صبر نکرد و در آنجاکه 25000 نفر از مسلمانان کشته شدند علي ع صلاح امت و وحدت مسلمانان را در نظر نگرفت.چرا در جنگ جمل و صفين علي صبر نکرد ولي بخاطر ناموسش صبر کرد وسکوت اختيار کرد مگر حضرت علي از پيامبر نشنيده بود که هرکس بخاطر ناموس خودش کشته شود شهيد است .

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

حاكم اسلامي بودن مسائل و احكام خاصي دارد :

يكي از آنها اين است كه در صورتي كه مردم از وي خواستند ، بايد به ياري آنها بشتابد و حق را براي آنها بستاند ، تا حجت بر مردم تمام شود ، و ديگر ادعا نكنند كه اگر امام به كمك ما ميشتافت ما حكومتي اسلامي درست مي‌كرديم

بعد از رحلت رسول خدا (ص) مردم از آن حضرت اعراض كردند ؛ و به همين دليل آن حضرت قيام نكردند ، اما مردم بعد از عثمان از حضرت تقاضاي رهبري كردند و بر حضرت واجب است كه به كمك آنها بشتابد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

210 | حقيقت | | ٠١:١٢ - ٢١ مرداد ١٣٩٠ |
با عرض سلام وخسته نباشيد من يك سني هستم يه نظري داشتم به نظر من نميشه كلا به اين حرف ها اعتماد كرد چون منبع معتبري نداره و در مرور زمان قابل تغييره و بهترم هستش كه بيخودي تهمت نزنيم هر مذهبي كار خودش رو انجام بده ما مذهب خودمون رو جلو ببريم به بقيه چيكار داريم عيسي به دين خود موسي به دين خود
211 | حسين هلالي | | ٠٩:٢٦ - ٢٥ مرداد ١٣٩٠ |
سلام عليکم

اين چيزاي خنده دار چيه دارين ميگين کلاه سره خودتان ميزاريد يا ما

نقل قول :علي (ع) به عمر زد بعد گفت نه بزار يکم هم عمر به همسرم بزند ببينم چه اتفاقي ميفتد

خدا انشاء الله به شما و کساني که اين چرنديات راباور دارند يک عقل بدهد با اينکه بعيد ميدانم که به راه راست هدايت شويد واقعا شما با شيطان درس خوانديد
ميخواهيد کلاه سره ما بزاريد يک چيز ساختگي به نام وهابيت ساختيد خدارا هزار بار شکر که از قبر پرستي دور شدم
212 | مجيد م علي | | ١٥:١٥ - ٢٥ مرداد ١٣٩٠ |
با سلام
جناب هسين حلالي ( ؟؟؟؟ )
بعضي از دوستان ممكن است به من اشكال املائي بگيرند مهم نيست براي من مهم رساندن معنا ان هست .
شما فرموديد " ميخواهيد کلاه سره ما بزاريد ... " نه عزيز دل برادر ما نمخواهيم كلاه بر سر شما بگذاريم بلكه دوست داريم اين كلاهي را كه بر سر شما گذاشته اند برداريم تا شايد يك كم اكسيژن به ان مغز دست نخوردهتان برسد ان شاء الله.

لبيك يا علي
213 | منتظر منتقم فاطمه | | ١٣:٥٢ - ٣٠ مرداد ١٣٩٠ |
سلام به شيعه ها.
اقاي (مجيد م علي) بله!توي سني بايد هم همين بحثهاي آبكي را بكني!!!!!!!!!
اين بحث ها حاشيه است!!!!!!!!!!
من چند سوال اساسي از شما پرسيدم.نه از شما بلكه از همه ي سني هاي متعصب!!!!كه هنوز جوابم را نداديد كه ميدونم جوابي هم نداريد!!!!!
براي صدمين بار ميگم:
شما سني ها ميگوييد هر چهار خليفه براي شما فرقي ندارند كه اين مطلب را به صراحت بيان كرده ايد.نه شما بلكه علماي شما هم به اين مطلب اذعان كرده اند!!!!!
و گفته اند كه هر كس با ابوبكر و ... و عثمان وارد جنگ شود مرتد واز دين خارج و خونش حلال است!!!!!!
پس شما بايد نسبت به حضرت امير المومنين علي عليه السلام نيز هم اينگونه باشيد!!!!
پس چرا عايشه با ان حضرت وارد جنگ شد؟؟؟؟ شما متعصبها چه ميگوييد؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!! ام المومنين !!!!!!!!!!!!!
چرا زبير با ان حضرت وارد جنگ شد؟؟؟؟؟؟
پس عايشه نيز خونش حلال واز دين خارج است!!!!!
پس زبير هم ازدين خارج است!!!!!!
پس بعضي به اصطلاح صحابه هم مرتد بوده وخونشان حلال است!!!!!


جواب بدبد!!!!!!!!
اي كاش يه ذره جرات داشتيد به اين سوالها جواب ميداديد!!!
نداريد!!!فقط تعصب بي جاي اهل جاهليت را داريد!!!!!!!!

اللهم عجل لوليك الفرج
214 | سعد الله | | ١٣:٥٥ - ٣١ مرداد ١٣٩٠ |
بسم الله القاصم الجبارين........!!!!!!! با سلام و عرض تسليت به برادرانم مجيد م علي ..... مومن عبد الله......... سعيد حسيني ........ و همه مومنين و متبرئين من اعداء الله. مدت مديي است که حضور در بحث هاي سايت نداشتم. و خطاب به برادرمان منتظر منتقم فاطمه(س).! برادر من. جناب مجيد م علي نه اينکه عمري نيستند هيچ. بلکه از متبرئين و اعداء آن ملعون هستند. مثل اينکه سوء تفاهمي رخ داده. لعن الله عبد الرحمن ابن ملجم مرادي لعن الله ؟؟؟؟؟ نصر الله من نصر محمد و آل محمد(ص) و لعن الله من نصر اعداء محمد(ص) و آل محمد(ص)
215 | حقيقت | | ١٧:٢٦ - ٣١ مرداد ١٣٩٠ |
سلام جناب منتظر منتقم فاطمه همينطور هستش ما چهار تاخليفه داريم كه باهم فرق ندارن اينهاي كه شما ميگي در مورد حضرت عايشه وديگران تو كتاب شماست تو كتاب ما كه نيست ما اونهارو قبول نداريم اين حضرت علي ما با مال شما خيلي فرق داره حالا يه سوال از شما دارم چرا تو اسم اكثر امام ها اسم عمر عثمان وبخصوص عايشه ديده ميشه يعني اگه يه دختر داشتن حتما اسمش عايشه ميزاشتن چرا مگه با اونها دشمني نداشتن....
216 | منتظر منتقم فاطمه | | ١٩:٢٤ - ٠٢ شهریور ١٣٩٠ |
سلام.
جناب حقيقت يا همون متعصب!!!! جواب من اين نبود!!!!!!!!
جوابهاي کليشه اي ممنوع!!!!!!!!!!
اين سوال من يه سوال اساسيه!
سوال من بسيار واضح بود!!
به نظر ما و شما هر کس با امام زمان خود وارد جنگ شود خونش حلال و مرتد است!
که اگر شما به اين مساله اعتقاد نداشته باشيد بايد به مسلمان بودن خود شک کنيد!!!!!!!!!

عايشه با امام زمان خود وارد جنگ شد!!
زبير با امام زمان خود وارد جنگ شد!!
بعضي به اصطلاح صحابه با امام زمان خود وارد جنگ شدند!!!!!
شما ميگوييد اين را فقط در کتابهاي شيعه ميتوان پيدا کرد؟؟؟؟!!!!!!!!!!
پس شما متعصبي بيش نيستي!!!!!! اينها در کتابهاي شما هم موجود هست و علماي شما زباني هم به اين مساله اذعان کرده اند!!!
برو مطالعه کن و بعد بيا بحث کن!!!!!!!!!!

!!!!!!!سوال را با سواي جواب نميدهند!!!!!!!الحق که متعصبي بيش نيستيد!!!!

اللهم عجل لوليک الفرج
217 | مجيد م علي | | ٢٠:١٥ - ٠٢ شهریور ١٣٩٠ |
با سلام
دوست و برادر عزيز جناب منتظر منتقم فاطمه اينكه به من گفتيد سني هستم در جواب بايد بگويم ان شاء الله من حقير بتوانم سني حقيقي حضرت محمد صلي الله عليه و اله كه همان شيعه امير المومنين حضرت علي عليه السلام و يازده امام پر بركتشان باشم ان شاء الله .

فرموديد كه سني جهار خليفه , نه برادر عزيز ان شاء الله خداوند متعال مرا جزو سني هاي دوازده امامي عليهما السلام قبول كنند .
فرموديد كه بنده اعتقاد دارم به اينكه با ابو بكر .... عثمان وارد جنگ شود ..... نه برادر عزيز بنده گفته اما هر كس اراده ميكرد با ابوبكر عمر عثمان وارد جنگ شود بايد قهرمان دو صد متر و دويست متر ....... دو مارتون باشه با فراري كه انها در غزوات كردند تنها راه رسيدن بهشون همين راه باشه.
گفتي عايشه ( البته بنده ميگويم حميرا , يا همان ترجمه اش بفارسي سرخو ) البته در قران كريم به تمامي زنهاي پيغمبر اكرم حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم ام المومنين گفته شده اما باز هم در قران كريم اين زن و حفصه دختر عمر بن حطاب را به زنان حضرت حضرت نوح ( ع ) و لوط ( ع ) تشبيه كرده است .

البته .بير و طلحه و عايشه و هركس ديگر كه بر عليه حضرت علي عليه السلام ايستاد را از دين خارج ميدانيم .

حالا اين ايه قران را با تفسير ان مهمان من باش

بسم الله الرحمن الرحيم

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ. التحريم/10.

خداوند براى كسانى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مى‏شوند!».

قرطبى در تفسير اين آيه مى‌نويسد:

قوله «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا» مثل ضربه الله يحذر به عائشة وحفصة في المخالفة حين تظاهرتا على رسول الله.

اين سخن خداوند «ضرب الله...» مثلى است كه خداوند به منظور ترساندن عائشه و حفصه نازل كرده است ؛ در آن هنگام كه مخالفت كردند و عليه رسو ل خدا همپيمان شدند .

الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج 18، ص 202 ، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

لبيك يا علي

218 | منتظر منتقم فاطمه | | ١٩:١٨ - ١٠ شهریور ١٣٩٠ |
آقاي (مجيد و علي)............خوبه...............
219 | احمد | | ٠١:٢٦ - ١٤ شهریور ١٣٩٠ |
قرآن کريم :بشارت دهيد به آنان که مي شنوند وبهترين سخنان را انتخاب مي کنند
خداوند توفيق درک وفهم وقبول حق را عطا فرماييد.انشاءالله
220 | ركسانا | | ١٥:٤٧ - ١٨ شهریور ١٣٩٠ |
باسلام
قبل از انکه به داستانهاي بي اساس سليم بن قيس اعتنا واکتفا کنيد اول به اين بحث مهم بپردازيد که چرا فاطمه ي زهرا طلحه وزبير را درخانه ي خود مخفي کرده بود تا خليفه ي دوم ناچارشود انها را تهديد کند؟؟؟
بعد ميتوانيد کتاب سليم بن قيس را زير ذره بين نقد قرار داده و بپذيريد که اين کتاب به هيچوجه نوشته ي سليم بن قيس نيست.
شما اول بايد ثابت کنيد سليم بن قيس سواد خواندن ونوشتن داشته است يا خير؟؟ اگر ثابت کنيد سليم بن قيس سواد خواندن ونوشته داشته وامي نبوده است مرحله ي دوم براي اثبات اينکه اين کتاب جعلي نوشته ي سليم بن قيس نيست فرا ميرسد.ادبيات اين کتاب بايد با ادبيات قرن اول هجري يکي باشد که نيست. ميتوانيد در مسير اثبات اين ادعا قرار بگيريد وجعلي بودن اين کتاب برايتان اشکارشود.
با ارزوي موفقيت.
221 | شاه عباس صفوي كبير ( رضي الله عنه ) | | ٢١:٥٢ - ٢٠ شهریور ١٣٩٠ |
بسم رب الحيدر

سخني با جناب رکسانا

خاهشا شما لطفي کرده و اول واسه ما ثابت کنيد که سليم بن قيس هلالي سواد خواندن و نوشتن نداشته است تا بعد برسيم به اثبات مرحله دوم
با تشکر
باورکن اگه تو اين کتاب از سه خليفه شما تعريف ميشد آنگاه سليم ابن قيس هلالي از نظر شما علامه دهر و عالم دين ميشد

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت علي ابن ابيطالب عليه السلام
222 | ابراهيم نصرالهي | | ١٨:٢١ - ٢٦ شهریور ١٣٩٠ |
با عرض سلام/
جناب رکسانا داري اشتباه ميري بد جور.
يا حيدر مدد"
223 | سيد محمد حسيني | | ١٣:٠٠ - ٢٩ شهریور ١٣٩٠ |
جواب نظر
جناب--------------------------------رکسانا-------------------------------
قاضي بدرالدين سبکي از بزرگان نامدار اهل سنت ميگويد اولين کتابي که در شيعه تاليف شد کتاب سليم است.(محاسن الوسايل في المعرفه الاوايل)
ابن ابي الحديد وعتزلي متعصب سني ميگويد: سليم مذهبش معروف است و کتاب معروف او بين شيعه به نام کتاب سليم خوانده مي شود.(شرح نهج البلاغه خود جلد 12 ص 216)
ابن نديم نيز به صراحت ميگويد اولين کتابي که براي شيعه ظاهر شد همين کتاب سليم بن قيس مشهور است.(کتاب الفهرست ص 275)
حالا شما پاسخ دهيد که آيا بازهم براي کتابت سليم بن قيس شبهه اي مي ماند؟
و ثانيا کتاب المصنف ابن ابي شيبه-انساب الاشراف بلاذري-الامامه والسياسه ابن قتيبه و کتب ديگر را چکارميکنيد که اين قضايا را مطرح کرده اند؟
يا حق
224 | سعيد حسيني ) شاه اسماعيل صفوي | | ١٧:٥٥ - ٠١ مهر ١٣٩٠ |
سلام عليکم

نظرات جناب رکسانا در تمامي پستهاي اين وبلاگ زير موجود است
http://maktabshia.blogfa.com/

لطفا بعد از مطالعه کامل نظرات ايشان، از وي بخواهيد تا ابتدا عقل خود را اثبات کند تا بعد از آن بتواند بر مبناي اثبات عقل خويش، مجاز به طرح سئوالي عقلاني باشد!

هر چند که اثبات واقعه ي شهادت حضرت زهرا س تنها از کتاب سليم بن قيس هلالي نيست!
ديگر منابعتان را چه ميکنيد؟!

هر چند که من هنوز هم در پي چگونگي فتواي شير دادن توسط عايشه و هم چنين قائليت او بر تحريف قرآن از طرف شما هستم و جوابي تا بحال به سئوالات ما نداده ايد!

مخصوصا آنجائي که در بخاري به نقل از عايشه آمده است که آيه ي "رضاء کبير" قبلا در قرآن بود، اما بعد از وفات رسول خداص بزي آن قرآن را که در زير تخت عايشه بود خورد و آن آيه از قرآن حذف گرديد!!!

من نميدانم عقل جناب عايشه چگونه عقلي است که اين خزعبلات را که هدف از آن بسيار واضح و متاسفانه قبيح است را بر مبناي اسلام مي پذيرد، اما حقايق را نمي پذيرد!!!

آيا عقل سليم اين است؟!

البته بهتر است نظرات جناب رکسانا را در ويلاگ زير حتما بخوانيد و بعد قضاوت فرمائيد

http://maktabshia.blogfa.com/

يا حق
225 | مجيد م علي | | ٢٢:٤٠ - ٠٢ مهر ١٣٩٠ |
با سلام
جناب سيد محمد حسيني حضرت علي صلوات الله عليه و اولاد مكرمشان باد مي فرمايند :
لا يقاس بآل محمد صلى الله عليه وآله من هذه الامة أحد، ولا يسوى بهم من جرت نعمتهم عليه أبدا . هم أساس الدين، وعماد اليقين . إليهم يفئ الغالي، وبهم يلحق التالي، ولهم خصائص حق الولاية، وفيهم الوصية والوراثة، الآن إذ رجع الحق إلى أهله ونقل إلى منتقله .

نهج البلاغة عبده ج 1 ص 30،

دقيقاً ميتوان همين حرف را ميتوان راجع به علماي شيعه گفت خصوصاُ جناب سليم بن قيس هلالي كه از شعيان مخلص و معاصر علي ابن ابي طالب صلوات الله عليه بود و با وجود منافقيني بمثل عتيق , عمر و عثمان ذوالمكانين و معاويه ملعون و يزيد شوهر مادرش و خواهرش و عنتر باز مشهور ووووو
توانست به همراه اهل بيت تا امام باقر عليه صلوات و نوشتن احاديث از انها نام خود را بصورت احسن جاودانه بكند و ابرويي براي امثال بخاري و مسلم و ابن حنبل يهودي صفت بي سواد درباري ( دربار خلفاي فاسق عباسي ) نگذارد و فقط كساني متعصب كه ابوبكر و عمر اين غاضبين امامت مولاي متقيان را نعوذ بالله بالاتر از پيغمبر صلي الله عليه و اله ميدانند بايد بگويند كه ايشان سواد نداشت اما كتاب كسي بمثل بخاري كه از هر پنج حديثش سه تاي ان با هم تعارض دارند بحساب صحيح بخواند .


لبيك يا علي
226 | ركسانا | | ١١:٣١ - ٠٣ مهر ١٣٩٠ |
خدمت اقاي سيد محمدحسيني شيخ مفيد ازعلماي به نام شيعه اين کتاب(کتاب سليم بن قيس) را ردکرده است. بي صبرانه منتظر شنيدن دلايل مخفي شدن طلحه وزبير درخانه ي حضرت فاطمه(س) هستم..

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

بحث در مورد كتاب سليم ، يك بحث علمي و اختلافي است و هر كدام از دو طرف ، ادله علمي خود را دارند ؛ در اينگونه موارد به جاي اينكه بگوييم فلان عالم جليل القدر چنين گفته است ، ادله او مورد بررسي قرار مي گيرد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

227 | سيد محمد حسيني | | ١٦:٢٢ - ٢٧ مهر ١٣٩٠ |
جواب نظر
جناب ركسانا
اينكه شيخ مفيد اين كتاب را رد كرده است به علت دلايلي است كه بايد آن دلايل بررسي شود.آيا بسياري از علماي شما برخي روايات صحيحين را رد نكرده اند؟!!!
پس چگونه شما هنوز قائل به صحت اين كتب هستيد.
اين سخن شما از آنجا سرچشمه ميگيرد كه هنوز نميدانيد علم حديث از ديدگاه شيعه اجتهدي است و در مورد يك شخصيت ممكن است سخنان مختلفي وجود داشته باشد كه ما به همه ي آنها اخترام ميگذاريم اما با بررسي ادله هاي بزرگواران به نظر نهايي ميرسيم.
در خصوص علت مخفي شدن طلحه و زبير بايد بگويم كه هم امير المومنين و هم طلحه و زبير با حكومت اختلاف داشتند و اين دشمن واحد باعث شد آنها در ظاهر در يك جبهه قرار بگيرند.مانند برخي از سپاهيان امام حسن
(ع) كه شايد محب واقعيه اهل بيت نبودند اما بخاطر دشمني با معاويه در سپاه ايشان قرار گرفته بودند.
يا حق
228 | مسلمان | | ١٧:٣٠ - ٢٩ مهر ١٣٩٠ |
خداوند به هر دو فرقه شفا عنايت بفرمايد شما زماني تونستين دين رو ترويج كنين و جلوي فساد رو بگيرين و شيطان پرستي رو نابود كنيد اون موقع ادعا كنيد در مورد مذاهب بعدش سر فرعيات الكي بحث كنيد كه پايه واساس درستي نداره هر دو شما ميدونين تند رو هستين پس خيلي با هم درگير نشين شما خودتون سر چي ميجنگيد؟شما خودتون ببيند هر يك از خلفا يه عيب داشتن قادسيه رو فراموش كردين براي عرب ميميرين و احترام ميزارين؟زماني عمر اومد ايران نواميس ايران رو برد و تجاوز كردهرگز راي سلمان فارسي رو نخواست در صورتي سلمان از اهل بيت بود و عمر هرگز به ايراني ها احترام نزاشت در صورتي اكه اگر ايراني ها كه نيازي به عرب ندارن سلمان اگر نبود اسلام در نطفه خفه ميشد تو جنگ خندق همه كشته ميشدن حالا بزرگاني چون سلمان فراموش شدن كه از اهل بيت بوده به گفته پيامبر (سلمان از اهل بيت من است) همهتون چسبيدين در صورتي كه فقط يكي از خلفا از اهل بيت و همون بر حقه هم شيعه ميدونه و هم سني حديث ثقلين چي ميشه اين وسط؟
به گفته پيامبر فقط قران و اهل بيت ديگه هيچ جاي بحثي نيست بين شيعه و سني اگر بحث الكي باشه هر دو گمراه خواهيد بود؟هر كس در هر مذهب باشه فقط انسان باشه هيچ كس با جنگ نميتونه اصل دين رو اثبات كنه من خودم سني هستم ولي تاحالا نتونستم مذهب خودم رو اثبات كنم و در شيعه هم تحقيق كردم اون مذهب رو هم نميشه اثبات كرد اسلام در وجود محمد بيابيد نه در خلفا راشد اگر محمد رو بشناسيد خدا رو هم خواهيد شناخت به اميد روز حقيقت(درود بر خداي جهان آفرين)
229 | بخت النصر | | ٢٤:٣٣ - ٠٣ آبان ١٣٩٠ |
جناب مسلمان
بنده براي شما چند توصيه دارم.
1) ابتدا آنکه لطفا قرص شيشه و شادي و آمفتامين و ... از اين قبيل مصرف نفرماييد. چرا که عقل انسان را ضايع مي‌کند.
2) هميشه قبل از بيان مطلبي تفکر فرماييد. کنار هم گذاشتن کلمات به صورت اتفاقي هنر نيست. عاقلانه آن است که کلمات شما معني داشته باشد:

«(درود بر خداي جهان آفرين) »!!!!!
1)) تو هنوز بعد از اينهمه به قول خودت تحقيق نمي‌داني که سلام و درود از خداوند است؟
هنوز نمي‌داني که مخلوق را توان آن نيست که بر خالق درود فرستد؟

اصلا خداوند سلام است و هر سلامي از اوست!!
2)) دوم آنکه اين جمله معترضه تو خطاب به کيست؟
از چه کسي مي‌خواهي که درود فرستد؟ يا درود را باعث شود؟

مگر ما نعوذبالله قانوني و يا مکانيسمي و يا الهي داريم که تو از آن درخواست فرستادن درود به خدا مي‌کني؟!!!!!
*********
«اسلام در وجود محمد بيابيد نه در خلفا راشد»!!!
از ديگر مشخصات سخن جاهلانه وجود تناقض در آن است.
سخن متناقض برخواسته از تفکرات و مغز منتاقض و آشفته است.

شما که خود معترف به جنايات عمربن خطاب هستيد چگونه از او به عنوان خليفه راشد ياد مي‌کنيد؟
آيا توحش و تجاوز و کودتا مصاديق رشد است؟
*******
در پايان بازهم خدمت شما عرض مي‌کنم از مصرف مواد آلوده کننده روح و روان پرهيز نماييد تا انشاء الله مشمول هدايت الهي شويد، چرا که الحمد الله ضمير پاکي داريد.
230 | ehta eani | | ٠٩:٣٣ - ٠٤ آذر ١٣٩٠ |

سلام.
در ويکيپدياي فارسي هم اين موضوع دختر ابي جهل از چند منبع اخذ شده که مي تونيد نگاه کنيد: فاطمه/http://fa.wikipedia.org/wiki
خوبه که شما ويرايشي براي اين صفحه بفرستيد.
 
اما از اون مهمترمن فکر مي کنم يه جواب خوب براي Encyclopaedia Iranica و Encyclopedia of Islam خيلي مفيد ومهم هست. 
غير مسلمان ها و مسمان هاي اسميِ غير مذهبي  معمولا سعي در پايين آوردن مقام بزرگان  اسلام و معصومين رو دارند. دايرت المعارف هاي جهاني و به زبان انگليسي به دليل گستردگي و مخاطبينشون که قصد آشنايي با اسلام رو دارند خيلي موثر و مهم هستند. لطفا جواب به زبان انگليسي قوي و به صورت علمي با تاکيد بر اصول داده بشه.

باتشکر
231 | صادق صالحي | | ٢٣:٣٤ - ١١ دي ١٣٩٠ |
با سلام از زحمتي که در اثبات حقانيت اهل بيت عليهم السلام ميکشيد به نوبه خودم تشکر ميکنم.انشاالله در اين راه مستدام باشيد.
232 | احسان | | ٠٨:٣١ - ٠٨ ارديبهشت ١٣٩١ |
با سلام. از همه اين بحث ها اين نتيجه را مي توان گرفت که ميگن عمر به خانه علي رفت که زن او را کتک بزند و اين کار را کرد اما علي به خاطر حفظ اسلام عکس العملي نشان نداد. اگر اسلام حفظ مي شد ؛دچار تفرقه،جنگ داخلي،دودستگي و ..... نمي شد اين حرف بجا بود ولي در عمل در زمان علي هم تفرقه هم جنگ داخلي هم دودستگي هم مسلمان کشي و ..... رويي داد. پس علي نتونست وصيت پيامبر را انجام بده .جنگ و تفرقه به وجود امد شما اينو به حساب چي ميذارين؟ بي کفايتي علي ؟يا اينکه علي به خاطر منافع شخصيش وصيت پيامبر رو انجام نداد ؟ در هر حال اين توجيه جالبي برا رفتار علي نيست. اصل اسلام بر پايه دفاع از مظلوم و ناموس و .... پايه ريزي شده علي از هيچکدومش دفاع نکرد.به خاطر چي؟؟ حکومت يا اسلام؟ اسلام به اين شکل چه معنايي ميده؟ بعدش هم اين مستنداتي که براي کتک زدن عمر آوردن اصلا درست نيست به نظر من عمر هيچوقت اينکارو نکرده ايها همه داستانهايي براي عوام ساخته شده در جهت بهره برداري هاي سياسي. خلفا چهار شخصي بودند که اسلام روي آنها شکل گرفت .ابوبکر پير و مغز متفکر در ميان مردم آن زمان بود اکثر از تصميمات پيامبر از توصيه هاي ابوبکر نشات مي گرفت.عمر فرمانده نظامي و بازوي قدرت در عربستان بود .عثمان ثروتمند ترين فرد عرب در زمان پيامبر بود و هزينه جنگ ها و سلاح و .... بر عهده داشت. علي هم باروي قدرت ديگري بود براي اسلام که اگر هر کدوم از اين چهار نفر را از صحنه خارج کنيم اسلام هيچوقت به اينجا نميرسيد .پس از همه شما دوستان ميخام که منطقي و بدور از تعصب به اين موضوعات نگاه کنين.به نظر من نه عمر دختر پيامبر را کتک زده نه علي اينقدر بي غيرت بوده که شاهد چنين ماجرايي باشد و عکي العملي نشان ندهد. ابوبکر،عمر،عثمان علي جانشين سياسي پيامبر بودند نه جانشين ديني او.هيچکس در هيچ مرتبه اي لياقت جانشيني ديني پيامبر را نداشته و نخواهد داشت. ممنوم

پاسخ:
با سلام
كاربر گرامي
دوران امام علي عليه السلام با دوران ابوبكر فرق مي كند چون در دوران حكومت امام علي عليه السلام ايشان قدرت را در اختيار داشتند برخلاف دوران ابوبكر و ايشان در دوران ابوبكر مآمور با صبر بودند چون امام حفظ شود ولي جنگهاي دوران زمامداريشان همه توسط رسول الله پيش بيني و به آن دستور داده اند به اين آدرس مراجعه كنيد:www.valiasr-aj.com/fa/page.php شجاعت عمر هم با آنچه در روايات آمده نمي سازد.
السلام علي من اتبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
233 | دانيال عبدلي | | ٢٢:٢٥ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩١ |
ببخشيد من يک سوال داشتم . چرا حضرت محمد اسم دختر خود را فاطمه گذاشتند؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
فاطمه از ريشه فطم به معني بريدن است و در کتاب هاي شيعه و سني آمده است که پيغمبر فرمود او را فاطمه ناميدند، چون خود و شيعيان او از آتش دوزخ بريده اند (1) مجلسي از عيون اخبار الرضا و او باسناد خويش از علي بن موسي الرضا و محمد بن علي (ع) و آنان از مامون و او از هارون و او از مهدي و او به سند خويش از ابن عباس روايت کنند که: وي از معاويه پرسيد مي داني چرا فاطمه را فاطمه ناميدند؟ گفت نه!ابن عباس گفت چون او و شيعيان او به دوزخ نمي روند (2) فتال نيشابوري ضمن حديثي از امام صادق آورده است که چون از بدي ها بريده شد او را فاطمه ناميده اند (3) بدين مضمون روايت هاي ديگر هم آمده است آنچنانکه براي صيغه وصفي نيز معناهاي ديگر جز آنچه نوشتيم ضبط کرده اند. (4)
پي نوشتها:
1. بحار ص 18 ج 43 از امالي شيخ طوسي.نسائي، حافظ ابو القاسم دمشقي و جمعي ديگر اين حديث را ضبط کرده اند (الصواعق المحرقه ص 160) .
2. بحار ص 12 ج 43.
3. روضة الواعظين ص 148
4. بحار ص 12 ج43.
234 | حسن | | ٢٣:٢٧ - ١١ ارديبهشت ١٣٩١ |
در پاسخ اينکه چرا حضرت رسول (ص) از سميه در برابر مشرک دفاع نکرد ؟ اينگونه جواب داده اند : پاسخ : عدم دفاع پيامبر از سميه به اين دلايل بود. اولا سميه برده ديگري بود و كسي حق نداشت اعتراضي به صاحبش براي شكنجه او داشته باشد. ولي فاطمه همسر علي بود و قطعا بايد هر فرد مومن و مسلمان از همسرش دفاع نمايد. پيامبر از بقيه بردگان توانست دفاع كند و ابوبكر صديق هفت برده زير شكنجه را خريد و در راه خدا آزاد كرد از جمله عمار و بلال را. ياران پيامبر در آن دوره همان ابوبكر و عمر و عثمان و علي و طلحه و زبير بودند و تا پاي جان هميشه در سخت ترين شرايط در مكه و بعدها در جنگ هاي نابرابر با مكه در دوران مدني از او دفاع كردند و دين اسلام را ياري كردند آنهم در شرايطي بسيار سخت كه مشركان براي مسلمين ايجاد كرده بودند. شما كه مشركان مكه در برابر پيامبر را با ابوبكر و عمر در برابر علي مقايسه ميكنيد چه جوابي براي جانفشاني هي اين بزرگواران داريد. علي برادر ابوبكر و عمر بود و افسانه شهادت فاطمه ساخته يهود و پرورش شده ي شماست كه براي دشمني با ياريگران پيامبر و اسلام اين كار را ميكنيد. از تاريخ و بصورت مستند اين ها را اثبات كنيد كتاب هاي پر فتنه رافضيان هيچ دليلي براي اينجانب نميتواند باشد. جواب شما چيست ؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اولا سميه مسلمان بوده و صاحبش هم او را كشته است نه اينكه او را تنبيه كند، قتل يك مسلمان در ميان بوده است و كنيز مسلمان ناموس همه مسلمانان است به چه دليل اينقدر بايد در مقابل خشونت كوتاه مي آمدند آيا جز بخاطر عدم نيرو و توان و ضعف مسلمانان و احتمال از بين رفتن تمام مسلمانان مي تواند باشد؟ چرا با عمر برخورد نكردند؟ عمر كه كنيز خود را نمي زده؟؟؟تا بگوييد حق نداشتند به صاحبش چيزي بگوييد!
ثانيا پيامبر از كدام برده دفاع كرده است؟ نام ببريد؟ ادعاي بدون دليل!!!
ثالثا آزاد كردن ابوبكر هم با پول حضرت خديجه سلام الله عليها و به دستور پيامبر صلي الله علبه و آله بوده است
رابعا ما شجاعت و جانفشانيي در دفاع از رسول الله در جنگها در مورد ابو بكر و عمر و عثمان نداريم! جز فرار و پس كشيدن!!!
خامسا علي برادر ابوبكر نبوده بلكه برادر رسول الله عليهما السلام بوده است.
در مورد شهادت حضرت زهرا به اندازه كافي در اين سايت مقاله وجود دارد مراجعه كنيد:
و...
السلام علي من اتبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
235 | دشمن رافضي هاي منحرف | | ٢٠:١٨ - ١٢ ارديبهشت ١٣٩١ |
اين کسانيکه که ميخواهيد مردم را با قصه هاي دروغين تان به انحراف بکشاند! اي دجالين رافضي! اي مشرکين ! اي اولاد هاي صيغه !!!!اگر از اين کفر و شرک و گمراهي که به پيش گرفته ايد و مردم را به دلايل بي ثبات و سند بيش از اين فريب ندهيد و رنه در همين دنيا به دست هاي ما الله تعالي شما را چنان عذابي بچشاند که در تاريخ ثبت شود و از عذاب الله خو هيچ خلاصي نخواهيد داشت و عذاب الله بسيار درد ناک است
236 | بخت النصر | | ٢١:١١ - ١٦ ارديبهشت ١٣٩١ |
جناب احسان
پس شما اعتقاد داريد که سياست حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) جداي از ديانت ايشان بود؟
يعني سياست ايشان به منبعي غير از منبع ديانت ايشان متکي بود؟

واقعا تا کي تناقض گويي و خرافه بافي؟
«عمر فرمانده نظامي و بازوي قدرت در عربستان بود»!!!!

ها ها!!!
فراري از جنگها بازوي نظامي بود؟
اين است عقل و منطق شما؟
237 | رابعه | | ٢٣:١٦ - ٢٠ ارديبهشت ١٣٩١ |
من از همچون مسلمان نماهاي که دين را ويران ميسازند بيزارم اګر شما خود را مسلمان ميدانيد بايد خداوند را به يګانه نګي پرستيده و بخاطر اعلاي کليمه الله کار نماييد ، اما شما در اصل دشمنان اسلام هستيد که اينوع موضوعات را دامن زده راه دشمنان اسلام را هموار ميسازيد، اګر کمي ايمان هم داريد بخاطر دين وبيشبرد دين اسلام تحقيق نماييد نه براي بربادي اسلام بنظرم شما کمي خجالت بکشيد که مسلمانان را بنام هاي ګوناګون متضرر ميسازيد. من ميشرمم که شما خود را مسلمان خطاب ميکنيد ، اين کار هاي تان روزي به ميزان کشيده ميشود و واي به حالتان که در آنروز شما بجرم تفرقه اندازي محکوم به جهنم شويد..... اګر شما خودرا اسلام ميدانيد بخاطر اتفاق اسلام تحقيق و ديګر مسلمانان را دعوت دهيد............
238 | محمدحسين دشتي | | ٠٤:١٢ - ٢٨ تير ١٣٩١ |
سلام. من يه نويسنده م . چند وقتيه دارم درباره ي حضرت زهرا تحقيق ميکنم.اما نتونستم منبع جامعي پيدا کنم که اختصاصا شبهات مربوط به حضرت زهرا رو به صورت روشن پاسخ داده باشه.اگه کارشناسي داشته باشيد که من بتونم تلفني يا حضورا باهاشون تماس بگيرم ممنون ميشم منو خبر کنيد. شماره موبايل بنده ؟؟؟.اگر به صورت پيام کوتاه منو در جريان بذاريد ممنون ميشم

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
كتاب درباره شبهات مربوط به حضرت زهراء عليها السلام فراوان است ازجمله ظلامة الزهراء نوشته الدوخي كه عربي است و كتاب شبهات فاطميه سيد مجتبي عصيري كه فارسي است و در كتاب هاي آيت الله ميلاني نيز از شبهات فاطميه پاسخ داده شده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
239 | دانش مولايي | | ٢٣:٢٩ - ٠٩ مرداد ١٣٩١ |
دسته همه ي شما رو مي بوسم
240 | ghgg | | ١٠:٥٣ - ٢١ مرداد ١٣٩١ |
اصلادرزمان پيغمبر چيزي به اسم شيعه وجود نداشته وسني هم ازسنت آمده.يعني دنباله روکارهاي پيغمبرويارانشان وديگرهيچ حرفي باقي نمي مونه.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اگر مقداري در منابع مطالعه مي كرديد، مي ديديد كه اولين كسي كه لفظ شيعه را استعمال كرد، و شيعيان علي ـ عليه السّلام ـ را مدح و ثنا كرده، خود پيامبر صلي الله عليه وآله بود؛ زيرا زماني که آيه ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) سورة البينة ، آية 7 نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي امير المؤمنين عليه السلام فرمودند : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد الدرالمنثورـ سيوطي ـ ج 6 ، ص 379؛ تفسير الطبري ج 3 ، ص 146
جهت اطلاع بيشتر در اين مورد به اين آدرس مراجعه كنيد
اما كلمه اهل سنت يا سني در ابتدا بيشتر در مقابل معتزله مطرح بود تا شيعيان معتزله كه در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم به وجود آمدند، به مسائل كلامي خيلي توجه داشتند و خيلي به دلايل عقلي تأكيد مي‌كردند و آيات قرآن و احاديث را با روش عقلاني و بنابر قالبهاي عقلي تبيين مي‌نمودند. در مقابل اينها ساير مسلمانان غير از شيعيان قرار داشتند كه به احاديث و سنت پيامبر توجه داشتند كه بعدها در قالب كلام اشعري مطرح شدند.شهرستاني، الملل و النحل، قم، منشورات الشريف الرضي، ج 1، ص 95
و به جهت ادعاي تبعيت آنان ازسنت پيامبر به آنها اهل سنت مي‌گفتند و چون بعد از قرن چهارم كلام اشعري كلام رايج اهل سنت شده و عموم آنان از كلام اشعري پيروي كردند. لذا لفظ اهل سنت در مقابل شيعه كه از كلام وعقايد اهل بيت پيروي مي كردند به كار رفت.الملل و النحل ج 1، ص 85
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها