2021 June 22 - سه شنبه 01 تير 1400
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
کد مطلب: ٥٠٠١ تاریخ انتشار: ٢٨ اسفند ١٣٩٢ تعداد بازدید: 127262
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

طرح شبهه:

علي كه شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يك دست بلند كرد، چگونه حاضر مي شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشي از خود نشان ندهد؟!

نقد و بررسي:

يكي از مهمترين شبهاتي كه وهابي ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مي كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع ترين فرد زمان خود بود و...

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه پاسخ هاي گوناگوني داده اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مي كنيم.

عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زماني كه آن ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايي كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مي خواست به آن ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائي نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسي جرأت نمي كرد كه اين فكر را حتي از مخيله اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان هاي الهي بوده است.

سليم بن قيس هلالي كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مي نويسد:

وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.

فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالي كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوي فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوي حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مي كنند»!

علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولي به ياد سخن پيامبر صلي الله عليه وآله و وصيتي كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اي پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبري مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهي و عهدي كه پيامبر با من بسته است، نبود، مي دانستي كه تو نمي تواني به خانه من داخل شوي»

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

همچنين آلوسي مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شيعه اين روايت را نقل كرده است:

أنه لما يجب علي غضب عمر وأضرم النار بباب علي وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو في غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ علي بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته

عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش كشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را كه در غلاف بود بلند كرد و به پهلوي فاطمه زد، تازيانه را بلند كرد و بر بازوي فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد.

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

آتسليم وصيت پيامبر اكرم (ص):

اميرمؤمنان عليه السلام در تمام دوران زندگي اش، مطيع محض فرمان هاي الهي بوده و آن چه او را به واكنش وامي داشت، فقط و فقط اوامر الهي بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصي از خود واكنش نشان نمي داد.

آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكيبائي در برابر اين مصيبت هاي عظيم بوده است و طبق همين فرمان بود كه دست به شمشير نبرد.

مرحوم سيد رضي الدين موسوي در كتاب شريف خصائص الأئمه (عليهم السلام) مي نويسد:

أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِي فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَيْهِ النِّسَاءُ يَبْكِينَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِيَ أَيْنَ عَلِيٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّي دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَخِي... أَنَّ الْقَوْمَ سَيَشْغَلُهُمْ عَنِّي مَا يَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِي الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَي مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ وَنَأْيٍ سَحِيقٍ وَلَا تَأْتِي وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَي وَنُورُ الدِّينِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ يَا أَخِي وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْهِمْ بِالْوَعِيدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَيْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّي لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِيعِ مَا أُوصِيكَ بِهِ وَغَيَّبْتَنِي فِي قَبْرِي فَالْزَمْ بَيْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَي تَأْلِيفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَي تَنْزِيلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ ] عَلَي غير لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَي مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَيْكَ بِالصَّبْرِ عَلَي مَا يَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [يعني بفاطمة] حَتَّي تَقْدَمُوا عَلَيَّ.

امام كاظم عليه السلام مي فرمايد: از پدرم امام صادق عليه السلام پرسيدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گريه بلند كردند، مهاجرين و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مي كردند، علي فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روي بدن پيغمبر انداختم، فرمود:

برادرم، اين مردم مرا رها خواهند كرد و به دنياي خودشان مشغول خواهند شد؛ ولي تو را از رسيدگي به من باز ندارد، مثل تو در بين اين امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاي دور نزد آن بيايند... پس چون از دنيا رفتم و از آنچه به تو وصيت كردم فارغ شدي و بدنم را در قبر گذاشتي، در خانه ات بنشين و قرآن را آنگونه كه دستور داده ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتيب نزول جمع آوري كن، تو را به بردباري در برابر آنچه كه از اين گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله عليها خواهد رسيد سفارش مي كنم، صبر كن تا بر من وارد شوي.

الشريف الرضي، أبي الحسن محمد بن الحسين بن موسي الموسوي البغدادي (متوفاي406هـ) خصائص الأئمة (عليهم السلام)، ص73، تحقيق وتعليق: الدكتور محمد هادي الأميني، ناشر: مجمع البحوث الإسلامية الآستانة الرضوية المقدسة مشهد - إيران، 14066هـ

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

در روايت ديگري سليم بن قيس هلالي نقل مي كند:

ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) إِلَي فَاطِمَةَ وَإِلَي بَعْلِهَا وَإِلَي ابْنَيْهَا فَقَالَ يَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله) عَلَي عَلِيٍّ (عليه السلام) فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّكَ سَتَلْقَي [بَعْدِي ] مِنْ قُرَيْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَيْهِمْ ] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ يَدَكَ وَلا تُلْقِ بِيَدِكَ إِلَي التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّي ] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَي وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِيهِ مُوسَي إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي .

پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهي كرد و فرمود: اي سلمان! خدا را شاهد مي گيرم افرادي كه با اينان بجنگند با من جنگيده اند، افرادي كه با اينان روي صلح داشته باشند با من صلح كرده اند، بدانيد كه اينان در بهشت همراه منند.

سپس پيامبر صلي الله عليه وآله نگاهي به علي عليه السلام كرد و فرمود: اي علي! تو به زودي پس از من، از قريش و متحد شدنشان عليه خودت و ستمشان سختي خواهي كشيد. اگر ياراني يافتي با آنان جهاد كن و به وسيله موافقينت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و ياوري نيافتي صبر كن و دست نگهدار و با دست خويش خود را به نابودي مينداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسي هستي، هارون براي تو اسوه خوبي است، به برادرش موسي گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي؛ اين قوم مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص569، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

همچنين در ادامه روايت پيشين كه از سليم نقل شد، اميرمؤمنان عليه السلام خطاب به عمر فرمود:

يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

اي پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندي و پيمان و سفارش رسول خدا صلي الله عليه وآله نبود، هر آينه مي فهميدي كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداري.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

البته روايات در اين باب بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد؛ از اين رو به همين چند روايت بسنده مي كنيم.

به راستي چه كسي جز حيدر كرّار مي تواند از چنين امتحان سختي بيرون بيايد؟! زماني ارزش اين كار مشخص مي شود كه بدانيم علي عليه السلام همان كسي است كه در ميدان نبرد، همچون شير ژيان بر دشمن حمله مي كرد و پهلوانان و يلان كفر را يكي پس از ديگري از سر راه بر مي داشت، روزي پشت پهلواني همچون عمر بن عبدود را به خاك مي مالد و روزي ديگر فرق سر مرهب يهودي را همراه با كلاه خودش مي شكافد.

آن روز فرمان خداوند اين بود كه دشمنان از ترس ذوالفقارش خواب آسوده نداشته باشند؛ ولي روز ديگر فرمان اين است كه همان ذوالفقار در نيام باشد تا اساس اسلام حفظ شود و دشمنان اسلام از نابود كردن آن مأيوس شوند.

احتمال شهادت حضرت زهرا عليها السلام هنگام درگيري:

دفاع از ناموس، از مسائل فطري و مشترك ميان همه انسان ها است؛ اما روشن است كه اگر كسي بداند كه قصد دشمن از تعرض به ناموس وي اين است كه او را به واكنش وادار كنند تا به مقصود مهمتر و شوم تري دست يابند؛ انسان عاقل، با تدبير و مسلط بر نفس خويش، هرگز كاري نخواهد كرد كه دشمن به مقصودش برسد.

قصد مهاجمين به خانه وحي اين بود كه اميرمؤمنان عليه السلام را به واكنش وادار كنند و با استفاده از اين فرصت، ثابت كنند كه شخصي همانند علي عليه السلام براي رسيدن به حكومت دنيوي حاضر شد كه افراد زيادي را از دم شمشير بگذراند.

و نيز اگر اميرمؤمنان عليه السلام از خود واكنش نشان مي داد و با آن ها درگير مي شد، ممكن بود كه فاطمه زهرا در اين درگيري ها كشته شود، سپس دشمنان شايع مي كردند كه علي عليه السلام براي به دست آوردن حكومت دنيايي، همسرش را نيز فدا كرد و در حقيقت او بود كه سبب كشتن همسرش شد؛ چنانچه در باره عمار ياسر، يار وفادار اميرمؤمنان عليه السلام چنين كردند.

هنگام ساختن مسجد مدينه، عمار ياسر برخلاف ديگران كه يك خشت برمي داشتند، او دو تا دو تا مي آورد، پيامبر اسلام او را ديد، با دست مباركش، غبار را از سر و صورت نازنين عمار زدود و پس فرمود:

وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَي الْجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَي النَّار.

عمار را گروه ستمگر مي كشند، او آنان را به بهشت مي خواند وآنان او را به جهنّم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ في بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسير، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِي السَّبِيلِ، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

صدور اين روايت از رسول خدا صلي الله عليه وآله در حق عمّار قطعي بود و تمام مردم از آن آگاه بودند و نيز ثابت مي كرد كه معاويه و دار و دسته اش همان گروه نابكار هستند؛ از اين رو هنگامي كه معاويه شنيد عمار كشته شده و لرزه بر دل بسياري از مردم انداخته، و اين فرمايش پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله سر زبان ها افتاده است، عمرو عاص را به حضور طلبيد و پس از مشورت با او شايع كردند كه علي عليه السلام او را كشته است و اين گونه استدلال كردند كه چون عمار در جبهه علي وهمراه او بوده است و علي او را به جنگ فرستاده است؛ پس او قاتل عمار است.

احمد بن جنبل در مسندش مي نويسد:

مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَي عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا يُرَجِّعُ حَتَّي دَخَلَ عَلَي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ مَا شَأْنُكَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ فِي بَوْلِكَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِيٌّ وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّي أَلْقَوْهُ بَيْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَيْنَ سُيُوفِنَا.

ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مي كند كه گفت: هنگامي كه عمار ياسر به شهادت رسيد، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار كشته شد، رسول خدا صلي الله عليه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مي كشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مي گفت تا نزد معاويه رفت، معاويه پرسيد: چه شده است؟ گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت: كشته شد كه شد، حالا چه شده است؟ عمرو گفت: از رسول خدا صلي الله عليه وآله شنيدم كه مي فرمود: عمار را گروه باغي وستمگر خواهد كشت، معاويه گفت: مگر ما او را كشته ايم، عمار را علي و يارانش كشتند كه او را همراه خويش وادار به جنگ كردند و او را بين نيزه ها و شمشيرهاي ما قرار دادند.

الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص199، ح 17813، ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر؛

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي أبو بكر (متوفاي 458هـ)، سنن البيهقي الكبري، ج8، ص189، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414 - 1994؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 1، ص 420 و ص 426، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

هيثمي پس از نقل روايت مي گويد:

رواه أحمد وهو ثقة.

الهيثمي، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج7، ص242، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت - 1407هـ.

و حاكم نيشابوري پس از نقل روايت مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشخين ولم يخرجاه بهذه السياقة.

اين حديث با شرائطي كه بخاري و مسلم قبول دارند، صحيح است؛ ولي آن ها به اين صورت نقل نكرده اند.

الحاكم النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج2، ص155، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990م.

مناوي به نقل از قرطبي مي نويسد:

وهذا الحديث أثبت الأحاديث وأصحّها، ولمّا لم يقدر معاوية علي إنكاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه عليّ بأنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم إذن قتل حمزة حين أخرجه.

قال ابن دحية: وهذا من علي إلزام مفحم الذي لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض عليها.

اين حديث از محكم ترين و صحيح ترين احاديث است و چون معاويه قدرت بر انكارش نداشت، گفت: عمار را كسي كشت كه او را همراه خود آورده است و لذا علي (ع) در پاسخش فرمود: پس بنابراين حمزه را هم در جنگ احد پيامبر كشته است؛ چون آن حضرت بود كه حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحيه مي گويد: اين پاسخ علي چنان كوبنده است كه حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد ودليلي است كه انتقادي بر آن نيست.

المناوي، عبد الرؤوف (متوفاي: 1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6، ص 366، ناشر: المكتبة التجارية الكبري - مصر، الطبعة: الأولي، 1356هـ

چرا امير المؤمنين در هيچ جنگي در زمان خلفاء شركت نكرد؟

اين كه اميرمؤمنان عليه السلام شجاعترين فرد زمان خودش بود، هيچ شك و شبهه اي در آن نيست؛ آن قدر شجاع و دلاور بود كه شنيدن نامش خواب را از چشمان پهلوانان دشمن مي پراند؛ تا جايي كه عمر بن خطاب مي گفت:

والله لولا سيفه لما قام عمود الاسلام.

به خدا سوگند! اگر شمشير علي عليه السلام نبود ، عمود خيمه اسلام استوار نمي شد.

إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 12، ص 51، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، 1418هـ - 1998م.

حتي در زماني كه تمام ياران بي وفاي رسول خدا صلي الله عليه وآله در جنگ احد و حنين آن حضرت را رها و از معركه گريختند، امام علي عليه السلام پروانه وار اطراف شمع وجود پيامبر گرامي چرخيد و از او دفاع مي كرد.

اما چرا همان علي عليه السلام در هيچ يك از جنگ هاي زمان خلفاء شركت نكرد؟

همان كسي كه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله در تمام نبردهاي مسلمانان عليه كفار، يهوديان و... شركت فعال داشت و پيشاپيش تمام سربازان پرچم اسلام را به دوش مي كشيد و پهلوانان دشمن را يكي پس از ديگري بر زمين مي كوبيد، چه اتفاقي افتاده بود كه در زمان خلفاء در هيچ نبردي حضور نمي يافت؟

آيا شجاعتش را از دست داده بود، يا جنگ در ركاب خلفاء را جهاد نمي دانست؟ يا اين كه خلفاء، بر خلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله قصد استفاده از آن حضرت را نداشتند؟

امير المؤمنين عليه السلام بهترين تصميم را گرفت:

امر دائر بود بين اين كه اميرمؤمنان عليه السلام اساس اسلام را حفظ نمايد و از حق خود بگذرد؛ يا اين كه بر آن عده اندك حمله نموده و آن ها را از دم تيغ بگذراند و در عوض دشمنان اسلام و منافقين با استفاده از اين فرصت اساس اسلام را به خطر بيندازند، اميرمؤمنان عليه السلام راه دوم را برگزيد و با اين فداكاري دين اسلام را براي هميشه حفظ و دشمنان اسلام را نا اميد كرد و به طور قطع اين تصميم عاقلانه تر بوده است.

در خطبه سوم نهج البلاغه مي فرمايد:

وَطَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَي طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ. يَهْرَمُ فِيهَا الْكَبِيرُ وَيَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ وَيَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّي يَلْقَي رَبَّهُ. فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَي هَاتَا أَحْجَي. فَصَبَرْتُ وَفِي الْعَيْنِ قَذًي وَفِي الْحَلْقِ شَجًا. أَرَي تُرَاثِي نَهْباً.

در اين انديشه فرو رفته بودم كه: با دست تنها (با بي ياوري) به پا خيزم (و حق خود و مردم را بگيرم) و يا در اين محيط پر خفقان و تاريكيي كه پديد آورده اند صبر كنم، محيطي كه: پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگي به رنج وا مي دارد.

(عاقبت) ديدم بردباري و صبر به عقل و خرد نزديكتر است؛ لذا شكيبائي ورزيدم؛ ولي به كسي مي ماندم كه: خاشاك چشمش را پر كرده، و استخوان راه گلويش را گرفته، با چشم خود مي ديدم، ميراثم را به غارت مي برند.

و در خطبه پنجم نهج البلاغه، هنگامي كه شخصي همانند ابوسفيان به قصد گرفتن ماهي از آب گل آلود و استفاده از موقعيت به دست آمده، نزد آن حضرت آمد و پشنهاد بيعت و جنگ با أبوبكر را داد، امام عليه السلام خطبه خواند و فرمود:

أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ... أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ... فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَي الْمُلْكِ وَإِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَالَّتِي وَاللَّهِ لابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ. بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَي مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ.

اي مردم امواج كوه پيكر فتنه ها را، با كشتي هاي نجات در هم بشكنيد... (دو كس راه صحيح را پيمودند) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروي كافي به پا خاست و پيروز شد، و آن كس كه با نداشتن نيروي كافي كناره گيري كرد و مردم را راحت ساخت. اگر سخن گويم (و حقم را مطالبه كنم) گويند: بر رياست و حكومت حريص است، و اگر دم فرو بندم (و ساكت نشينم) خواهند گفت از مرگ مي ترسد. (اما) هيهات پس از آن همه جنگ ها و حوادث (اين گفته بس ناروا است). به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب، به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است؛ اما من از علوم و حوادثي آگاهم كه اگر بگويم همانند طناب ها در چاه هاي عميق به لرزه درآئيد.

چرا رسول خدا (ص) از سميه و ديگر زنان مسلمان دفاع نكرد؟

اميرمؤمنان عليه السلام، به همان دليل از خود واكنش نشان نداد كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در هنگام كشته شدن سميه، مادر عمار ياسر توسط مشركان و تعرض آن ها به وي، از خود واكنشي نشان نداد.

ابن حجر عسقلاني در الإصابة مي نويسد:

( 11342 ) سمية بنت خباط... والدة عمار بن ياسر كانت سابعة سبعة في الاسلام عذبها أبو جهل وطعنها في قبلها فماتت فكانت أول شهيدة في الاسلام... عذبها آل بني المغيرة علي الاسلام وهي تأبي غيره حتي قتلوها وكان رسول الله صلي الله عليه وسلم يمر بعمار وأمه وأبيه وهم يُعذّبون بالأبطح في رمضاء مكة فيقول صبرا يا آل ياسر موعدكم الجنة.

سميه دختر خباط... مادر عمار ياسر هفتمين كسي است كه اسلام آورد، ابوجهل او را اذيت مي كرد و آن قدر نيزه بر پايين شكمش زد تا به شهادت رسيد، و او نخستين زن شهيد در اسلام است. آل بنومغيره، چون مسلمان شده بود و دست بردارد نبود او را آزار و اذيت كردند؛ تا كشته شد. رسول خدا (ص)، منظره شكنجه شدن عمار و مادر و پدرش را در مكه مي ديد و مي فرمود: اي خاندان ياسر! صبور باشيد كه وعده گاه شما بهشت است.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 7، ص 712، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

با اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ديد كافري همچون ابوجهل متعرض ناموس مسلمانان مي شود؛ ولي در عين حال هيچ واكنشي از خود نشان نمي داد و به آنان نيز فرمان مي داد كه صبر نمايند.

مگر نه اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله غيورترين و شجاع ترين فرد عالم است، پس چرا از ناموس مسلمانان دفاع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت تا گردن ابوجهل را از تنش جدا كند؟

و نيز زماني كه عمر بن خطاب، متعرض زنان مسلمان مي شد و آن ها را به خاطر اسلام آوردنشان كتك مي زد، چرا رسول خدا صلي الله عليه وآله از خود واكنشي نشان نمي داد.

ابن هشام در السيرة النبوية، مي نويسد:

ومر [ابوبكر] بجارية بني مؤمل، حي من بني عدي بن كعب، وكانت مسلمة، وعمر بن الخطاب يعذبها لتترك الاسلام، وهو يومئذ مشرك، وهو يضربها، حتي إذا مل قال: إني أعتذر إليك، إني لم أتركك إلا ملالة، فتقول: كذلك فعل الله بك.

ابوبكر مي ديد كه كنيز مسلمان شده از بنو مؤمل از خاندان عدي بن كعب، عمر او را كتك مي زد تا دست از اسلام بردارد و مسلمان بودن را ترك كند (چون عمر هنوز مشرك بود) آن قدر او را زد تا خسته شد، گفت: اگر تو را كتك نمي زنم براي اين است كه خسته شده ام، از اين جهت مرا ببخش. كنيز در پاسخ گفت: بدان كه خدا نيز اين گونه با تو رفتار خواهد كرد.

الحميري المعافري، عبد الملك بن هشام بن أيوب أبو محمد (متوفاي213هـ)، السيرة النبوية، ج 2، ص 161، تحقيق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجيل، الطبعة: الأولي، بيروت - 1411هـ؛

الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبد الله (متوفاي241هـ)، فضائل الصحابة، ج 1، ص 120، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولي، 1403هـ - 1983م؛

الكلاعي الأندلسي، أبو الربيع سليمان بن موسي (متوفاي634هـ)، الإكتفاء بما تضمنه من مغازي رسول الله والثلاثة الخلفاء، ج 1، ص 238، تحقيق د. محمد كمال الدين عز الدين علي، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الأولي، 1417هـ؛

الانصاري التلمساني، محمد بن أبي بكر المعروف بالبري (متوفاي644هـ) الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة، ج 1، ص 244؛

الطبري، أحمد بن عبد الله بن محمد أبو جعفر (متوفاي694هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج 2، ص 24، تحقيق عيسي عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولي، 1996م؛

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج 16، ص 162، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1424هـ - 2004م.

چرا رسول خدا صلي الله عليه وآله جلوي عمر را نگرفت و او را از اين كار منع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت و گردن عمر را نزد؟

اهل تسنن، هر پاسخي دادند، ما نيز عين همان را در باره صبر اميرمؤمنان عليه السلام و شمشير نكشيدن آن حضرت خواهيم داد.

چرا عثمان از زنش دفاع نكرد؟

هنگامي كه ياران رسول خدا صلي الله عليه وآله به خانه عثمان ريختند و همسر او را زده و انگشتش را قطع كردند، او از همسرش دفاع نكرد، شما از اين عملكرد عثمان چه پاسخي داريد؟

طبري، در تاريخش مي نويسد:

وجاء سودان بن حمران ليضربه فانكبت عليه نائلة ابنة الفرافصة واتقت السيف بيدها فتعمدها ونفح أصابعها فأطن أصابع يدها وولت فغمز أوراكها وقال أنها لكبيرة العجيزة وضرب عثمان فقتله.

سودان بن حمران آمد تا او را كتك بزند، نائله دختر فرافصه (زن عثمان) خود را بر روي او انداخت، سودان شمشير را گرفت و انگشت او را قطع كرد و سپس دست به پشت او زد و گفت: عجب پشت بزرگي دارد، سپس عثمان را زد و كشت.

الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 676، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

همچنين ابن أثير در الكامل في التاريخ مي نويسد:

وجاء سودان ليضربه فأكبت عليه امرأته واتقت السيف بيدها فنفح أصابعها فأطن أصابع يديها وولت فغمز أوراكها وقال أنها لكبيرة العجز وضرب عثمان فقتله.

الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج 3، ص 68، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.

ابن كثير دمشقي سلفي مي نويسد:

ثم تقدم سودان بن حمران بالسيف فمانعته نائلة فقطع أصابعها فولت فضرب عجيزتها بيده وقال: أنها لكبيرة العجيزة. وضرب عثمان فقتله.

القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 188، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت.

چرا عثمان از زنش دفاع نكرد، مگر نه اين كه او مرد بود، غيرت داشت و بايد از زنش دفاع مي كرد؟ پس چرا هيچ واكنشي از خود نشان نداد و حاضر شد كه ببيند ياران رسول خدا به همسر او اهانت كرده و متعرض همسر او شوند؟

چرا عمر از زنش دفاع نكرد؟

اهل سنت اصرار دارند كه امّ كلثوم دختر امير مؤمنان عليه السلام همسر عمر بوده است؛ اما مي بينيم كه هنگامي كه مغيرة بن شعبه اهانت زشتي به امّ كلثوم كرده و او را با امّ جميل، زنا كار مشهور عرب تشبيه و قياس مي كند، عمر هيچ عكس العملي از خود نشان نمي دهد.

ابن خلكان در وفيات الأعيان مي نويسد:

ثم إن أم جميل وافقت عمر بن الخطاب رضي الله عنه بالموسم والمغيرة هناك فقال له عمر أتعرف هذه المرأة يا مغيرة قال نعم هذه أم كلثوم بنت علي فقال له عمر أتتجاهل علي والله ما أظن أبا بكرة كذب عليك وما رأيتك إلا خفت أن أرمي بحجارة من السماء.

ام جميل (كسي كه سه نفر شهادت دادند مغيره با او زنا كرده است، و به خاطر امتناع شاهد چهارم از شهادت، از حد رهايي يافت) در حج، با عمر همراه شده و مغيره نيز در آن زمان در مكه بود. عمر به مغيره گفت: آيا اين زن را مي شناسي؟

مغيره در پاسخ گفت: آري اين امّ كلثوم دختر علي است!

عمر گفت: آيا خودت را به بي خبري مي زني؟ قسم به خدا من گمان مي كنم كه ابوبكرة در باره تو دروغ نگفته است؛ و هر زمان كه تو را مي بينم مي ترسم كه از آسمان سنگي بر سر من فرود آيد!

إبن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي681هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج6، ص366، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

و ابوالفرج اصفهاني مي نويسد:

حدثنا ابن عمار والجوهري قالا حدثنا عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد عن يحيي بن زكريا عن مجالد عن الشعبي قال كانت أم جميل بنت عمر التي رمي بها المغيرة بن شعبة بالكوفة تختلف إلي المغيرة في حوائجها فيقضيها لها قال ووافقت عمر بالموسم والمغيرة هناك فقال له عمر أتعرف هذه قال نعم هذه أم كلثوم بنت علي فقال له عمر أتتجاهل علي والله ما أظن أبا بكرة كذب عليك وما رأيتك إلا خفت أن أرمي بحجارة من السماء.

ام جميل همان كسي است كه مغيره را به زناي با او متهم كردند و در كوفه به نزد مغيره رفته و كارهاي او را انجام مي داد! اين زن در زمان حج با مغيره و عمر همراه شد. عمر به مغيره گفت: آيا اين زن را مي شناسي؟ پاسخ داد: آري اين امّ كلثوم دختر علي است!

عمر گفت : آيا در مقابل من خود را به بي خبري مي زني؟ قسم به خدا من گمان ندارم كه ابوبكرة در باره تو دروغ گفته باشد! و تو را نمي بينم، مگر آنكه مي ترسم از آسمان سنگي بر سر من فرود آيد!

الأصبهاني، أبو الفرج (متوفاي356هـ)، الأغاني، ج 16، ص 109، تحقيق: علي مهنا وسمير جابر، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان.

زنا كردن مغيره با امّ جميل، مشهور و معروف و امّ جميل به بدكاره بودن شهره شهر و انگشت نماي عام و خاص بود. چرا هنگامي كه مغيرة بن شعبه، دختر رسول خدا را با چنين زني زناكاري مقايسه مي كند، خليفه دوم او را مجازات نمي كند؟

اهل تسنن از اين مطلب هر پاسخي دادند، ما نيز همان پاسخ را به آن ها خواهيم داد.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 



Share
241 | مجتبي ابراهيمي | | ١٨:١٠ - ١٨ مهر ١٣٩١ |
سلام دوستان من يه شيعه گناهكارم كه خجالت ميكشم بگم شيعه هستم ولي الان كه اينا رو خوندم هم خوشحالم كه حداقل محب علي هستم هم خجالت كشيدم كه گناهكارم.اما به سني ها ميگم كوركورانه دنباله روي اين همه ظلم نباشيد.
اگه ظالم اولي نميگفت علي بايد كنار بره واقعه كربلا هم پيش نميومد
242 | قزويني | | ٢٤:٣٥ - ٠٩ آبان ١٣٩١ |
خيلي مزخرف گفتيد
243 | غضنفري | | ٢٤:١١ - ١٠ آبان ١٣٩١ |
جناب دويست و چهل و سومين ولد ابن ماجه:
معني لغوي مزخرف چيه؟
دقت کن که مدارک اينها از کدام کتابهاست. بعد برو کتب جد بزرگت پسر ماجه را هم ببين خيلي حقايق ناگفته را خواهي ديد که اساس مذهبت را دمرو ميکند
سپس برو فتاواي مفتکيهاي موز و خياري خودت را هم ببين که براي خودش يک مجموعه طنز جالبي است بعد اين فتاوا را هم عمل کن
244 | سلمان | | ١٦:٢٦ - ٢٨ آبان ١٣٩١ |
اجرتون باسيدالشهدا خدا خيرتون بده كه حقايق رو به اين خوبي بيان ميكنيد
من فقط يه سوال از وهابيون دارم
ايت الله مكارم بارها اظهار آمادكي كردن با بزرگترين مفتي هاتون مناظره كنن و اين مناظره به طور زنده از شبكه هاي جهاني بخش بشه به نظرتون چرا واسه مناظره جلو نميان؟
به نظرتون وقت اين نرسيده كه بدون تعصب به دين فكر كنيد
245 | سيد مجتبي فرهام فر | | ٠٢:٣٦ - ٢٩ آبان ١٣٩١ |
سلام
اولا مادر نزاييده که کسي بخواد فکر تعرض به اهل بيت داشته باشه چه اينکه بخواد قصدشو داشته باشه .
ثانيا اصلا اين مطلب خوب نبود خواهشا قسمت هاي اولشو برداريد که دانستن و انتشار بعضي مطالب هنر نيست. تو تمامي مجالس هيچ کس به خودش جرأت نميده خيلي ازين مطالبو بازگو کنه . شما با چه اجازه و چه جور طرز فکري واقعه را شرح داديد.
خواهشا اوايلشو برداريد و سعي کنيم ازين نقدها نداشته باشيم و کمي فکر ديگران باشيم و با بررسي کردن راجع به بعضي وقايع و انتشارشان ديگران را عذاب ندهيم.
حال اگر بخواهيد راجع به ريشه ي حراميان بحث کنيد خيلي بهتره ثواب دنيا و آخرت هم داره.
اللهم العن عمر
246 | مجتبي خدادوست | | ١٤:٥٨ - ٢١ دي ١٣٩١ |
سلام آقاي سيد مجتبي فرهام فر و سلام بر اجداد پاک و مطهرت فرمايش جنابعالي کاملا صحيح هست من هم موافقم فقط چيزي که مطرح کردن اين مطالب را لازم ميگرداند فتنه همان مخلوقات هست که بهشون اهل سنت مي گويند مي باشد. اونها بجاي مطالعه حوادث زمان پيامبر و بعد از ايشان با حرفهاي پوچ و بي اساس در بين اذهان مردم شبهه ايجاد مي کنند و از آنجايي که اکثر مردم مطالعه لازم را در رد اين اراجيف ندارند ضروري مي نمايد دفع شبهه شود با اينکه اهل به اصطلاح سنت غالبا ياد نگرفته اند با سند سر و کار داشته باشند و اين هم البته طبيعي هست چون اگر بخواهند با سند حرف بزنند زود متوجه مي شوند که راه ضلالت را مي روند و بايد مطابق عقل و شرع مسلمان واقعي يا همان شيعه اثناعشري باشند راستش تعجيل ظهور آقا براي اينها هم نفع دارد و به اين بدبختي پايان مي دهند يا ايمان مي آورند و رستگار مي شوند يا دشمني کرده به هلاکت مي رسند و در هر دو صورت به ادامه تبعيت از اين فرقه ضاله نمي پردازند اين السبب المتصل بين الارض و السماء
247 | جوان احمدي | | ١٦:٣٢ - ٢٣ دي ١٣٩١ |
حکمت خدا رو ببينيد از 7 ميليارد آدم يک ميليارد ادعاي مسلماني ميکنند بعد از يک ميليارد 220 ميليون نفر ادعاي شيعه اهل بيت را دارند و حالا از اينها چقدر شيعه واقعي هستند و در حد محب اهل بيت نيستند بماند خدا آدما رو چه جور داره غربال مي کنه همه رو داره آزمايش مي کنه چون هنوز صادقين مجاهدين راستگويان امانتداران صالحين و ... مشخص نشدن تا به بهشت برن .
248 | مصطفي | | ١٧:٣٩ - ٠١ بهمن ١٣٩١ |
دوستان عزيز بگذاريد يه مسئله رو بگم پيامبر به امام علي فرمودند که که اي علي من ريشه اسلام و تو تنه و حسن و حسين شاخه هاي اين درخت هستن و شيعيان برگ هاي آن.
و اين حديث به شجره طيبه معروف است شيعه از کلمه مشايعت مياد حالا مشايعت يعني پشت سر کسي رفتن و درست جا پاي نفر جلويي گذاشتن است نه اينکه اين معنايي که اهل سنت گذاشتن حالا افتخار ميکنيم که شيعه امام علي و پيامبرش هستيم و اين افتخار است که جا پاي کسي بذاريم که جاي پاي پيامبر گذاشت و بارها شده که پيامبر به امام علي گفته که اي علي تو برادر من و وصي من و جانشين و خليفه من بعد از من هستي.
ولي اهل سنت از پيامبر پيروي نکردند بلکه از همون خلفاي قبل از امام علي پيروي کردند نه از سنت پيامبر در زمان پيامبر حي علي خير العمل بود ولي چرا اهل سنت ندارن چون اين خلفاي نابه کار حذفش کردند حالا چرا حذف کردند جاي بحث داره مگه از پيامبر بالاتر بودند جواب با شما برادران اهل سنت.
و چرا صدق الله علي العظيم رو ناقص ميگيد و کلي معني اون عوض ميشه و خيلي مبحث هاي ديگه.
به اميد ظهور مولايمان صاحب زمان تنها حجت خدا بر روي زمين که صد البته نزديک است.
249 | پاري | | ١٣:٢٠ - ٢٨ بهمن ١٣٩١ |
فرموديد كه وهابي ها قبول ندارند كه عمر بن الخطاب قاتل حضرت فاطمه سلام الله عليه بوده، خب! شما از ميان اهل سنت كنوني (نه كتب تاريخي) چند نفر را نشان دهيد كه اين باورمند به شهارت حضرت فاطمه و قاتل بودن خليفه دوم باشند! در جهان حدودا يك ميليارد و سيصد الي چهارصد ميليون مسلمان وجود دارد كدام يك از ايشان معتقد به حادث شدن اتفاق مطروحه هستند؟!؟!!!! ميخواستيم نتيجه بگيريم كه اهل سنت و وهابيت هر دو يك اعتقاد دارند و اقدام شما در اينكه بنويسيد (وهابيت) به گونه تقيه ي آشكار است!
250 | مجيد م علي | | ١٦:١٠ - ٢٩ بهمن ١٣٩١ |
الله اکبر با سلام جناب باري چه استدلال مسخره ئي ... اولاٌ مگر بسيار از اين علماي اهل سنت جرئت ميکنند که چنين حرفي را بزنند .. در ثاني الان بالاي 7 ميليارد نفر بروي زمين هستند که بيشتر از 5 ميليارد انها قائل به نبوت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و اله نيستند لين را په ميگوئي ؟؟؟ در اخر اگه راست ميگي لعنت کن ان جماعتي که باعث شهادت حضرت فاطمه شدند حتي بدون نامبردن اسمهايشان ... ببينم چي ميگي لبيک يا علي
251 | غلام اهل بيت | | ٠٣:١١ - ٠٦ اسفند ١٣٩١ |
مدينه مکه مشهد نجف و کرببلا . قسم به کوثر و قرآن و عترت و ثقلبن - محمد و علي و فاطمه حسن وحسين قسم به ذکر خدا لا اله الا الله - قسم به رحمت العالمين رسول الله به کوري دل انکه نمي تواند ديد - بگو که اشهدوان علي ولي الله. به نام ذکر دل من به نام تاج سرم - حسن خداي کريمان حسين خداي حرم بگو به نيت توبه براي عف گناه - بخوان به ياد همه عارفان دل آگاه به نيت فرج صاحب الزمان مهدي - بگو که اشهدوان علي ولي الله
252 | يه عاقل | | ١٦:١٦ - ٠٧ اسفند ١٣٩١ |
اين چرنديات چيه اول متن نوشتي؟ واقعا از رو نمي رين فقط ميخواين بگين : تشيع و بس. ابروي علي(رض) و هر کي ميدونيد برديد
253 | سلطان | | ١٤:١٥ - ٢٢ اسفند ١٣٩١ |
مزخرف همه دلايل شما بي موجب و بي مورد و پوچ است، شما شيعه ها فريب خورده ايد کوشش کنيد راه درست را پيدا کنيد
254 | علي غايبي | | ٢١:٣٨ - ٠٤ فروردين ١٣٩٢ |
فقط يك سوال مگر دومي نگفت حسبنا کتاب الله و هيچ کس حق نقل حديث ندارد و صد سال منع نقل حديث بود صد سال يعني چند نسل يعني تا زمان امام باقر عليه السلام پس تمامي احاديث عامه جعلي است چگونه ممکن است کسي صد سال از پيامبر فاصله داشته باشد و از پيامبر حديث نقل کند اگر سلسه سند حديث هم جعلي نباشد متخلف از فرمان خليفه هستند و گنه کار پس مسلمان گنه کار قابل اعتماد نيست و به نقل او نمي توان اعتماد کرد
255 | ناشناس | | ٠٢:٥٥ - ١٧ ارديبهشت ١٣٩٢ |
قال المعصوم: در سه مورد انسان مومن از بحث وجدل نمي كند 1-حق با اوست 2-در مورد چيزي كه نمي داند 3-موردي كه هر دو يك حرف ميرنند من ا.. توفيق
256 | ناشناس | | ٠٣:٢١ - ١٧ ارديبهشت ١٣٩٢ |
كسي كه نعمت فكر كردن در مورد اعتقاداتش را ندارد لعنت شده خداوند است.اصلا اين همه كتب ديني وعلما هيچ يك ذره فكر وانديشه دور از غرض وتعصب جاي بحث براي هر دوطرف نمي گذارد از نعمت خدا (فكر كردن وانيشيدن )بيشتر استفاده كنيم .
257 | موحديان | | ١٣:١٣ - ١٦ خرداد ١٣٩٢ |
يکي ازعلت هاي سکوت امام علي اين است که اگر ايشان دست به شمشير ميبردند جنگ داخلي رخ مي داد سه گروه معاند (مسيلمه کذاب و امبراتوري ايران و روم)با اطلاع از جنگ داخلي متحد ميشدند وريشه اسلام را ميکندند
258 | موحديان | | ١٣:١٤ - ١٦ خرداد ١٣٩٢ |
يکي ازعلت هاي سکوت امام علي اين است که اگر ايشان دست به شمشير ميبردند جنگ داخلي رخ مي داد سه گروه معاند (مسيلمه کذاب و امبراتوري ايران و روم)با اطلاع از جنگ داخلي متحد ميشدند وريشه اسلام را ميکندند
259 | روح الله | | ٠٣:٣٨ - ٢٤ خرداد ١٣٩٢ |
مهر علي از سينه ي ما کم شدني نيست که نيست اين مهر به زيور آلات فراهم شدني نيست که نيست خود را بکشي در ره اثبات ولايت خصم علي و فاطمه آدم شدني نيست که نيست
260 | شيعه | | ١٩:١٥ - ٠٦ تير ١٣٩٢ |
يه عاقل و سلطان گوش کنيد اگه واقعا ما فريب خورديم چرا بزرگانتان با علامه قزويني مناظره نمي کنند يا بيسوادند يا از حقيقت فرار مي کنند مثل شبکه کلمه که دروغاشون رو علامه قزويني واسه همه رو کرده
261 | شيعه | | ١٩:٢٢ - ٠٦ تير ١٣٩٢ |
احسان پس اين کتاباتون پر از دروغه يا تو داري دروغ ميگي يا اينکه سواد نداري برو اول مطالعه کن بعد صحبت کن تا بي سواديت واسه همه رو نشه
262 | سيما | | ١١:٣٢ - ٢٧ تير ١٣٩٢ |
http://www.valiasr255.com/fa/page.php?bank=question&id=6015 هر که به ولايت علي شک دارد......................دامان عفاف مادرش لک دارد کل داستان يه طرف....حکمت خدا يه طرف کل دنيا تو دستت باشه وصبر کني....ببيني يه مشت بي لياقت جاهل احمق خودشونو ادم حساب ميکنن وحرمتها رو زير پاميزارن الله اکبر................................................................................................................................................... اولين آرزو < الهم عجل لوليک الفرج> دومين آرزو ديدن داگاه الهي و دادستاني از مظلوميت اهل بيت پيامبر مظلوم...............
263 | محمد | | ٢٢:٤٦ - ٠٩ مرداد ١٣٩٢ |
فقط ميخواستم تشکر کنم و بگم که کسي که خوابه رو ميشه بيدار کرد ولي کسي که خودشو به خواب بزنه با لگد هم کاريش نميشه کرد همچنين به اهل سنت ميخوام بگم در ست نيست آدم پيرو تعصب باشه به نظر من بايد حرف همه رو شنيد -مسيحي-يهودي و شيعه و سني -مسلما اگر کسي واقعا دنبال حق باشه به رحمت خدا راهو پيدا ميکنه. شما که اين همه پاي صحبتاي مولوياتون نشستين يک ساعت هم پاي صحبت روحاني هاي ما بشينيد البته بدون تعصب چون بعضي هاتون مياي پاي صحبت ولي از همون اول شمشيرو از رو ميبنديد. فقط پاي صحبت ميشينند که يک جوري جواب بدن.کاري هم ندارن جوابشون عاقلانست يانه.حقيقتا من هم از تورات خوندم و هم از انجيل و هم از کتاباي اهل سنت.و حتي مقداري از سخنراني هاشونم نگاه کردم. اما بعد از همه اينها بايد بگم خدارو بي نهايت شکر ميکنم که اسم خودشو فرستاده هاشو(رسول الله و اهل بيت و..)رو رو قلبم نوشت و مذهبي رو به من عطا کرد که ميتونه خودشو از کتاباي اديانو مذاهب ديگه اثبات کنه و همچنين منو در مکتب اماماني قرار داد که بر خلاف بعضي ها که معتقد به پيروي مذهب و دين پدري شون بي هيچ عقلانيت ودليلي هستند.فرمودند. اگر در مورد مذهبتان تحقيق نکنيد و آن را از پدرتان بگيريد اهل عذاب خواهيد بود(منظور حديث اين بود .ببخشيد حديثو کامل حفظ نيستم )ياعلي حجه الله
264 | هادي رحيمي | | ١٠:٥٨ - ٠٧ شهریور ١٣٩٢ |
هادي از افغانستان تشکر از زحمات شماه خادمين اهلبيت که ما دوستاران اهلبيت را سربلند وه دشمنان اهلبيت را کور ميسازيد به حق آن حضرت
ولي عصر (ع) دشمنان آن حضرت ودشمنان خادمين اهلبيت را نابود بساز (واجل فرجهم)
265 | سيد مسعود | | ٢٤:٥٧ - ٠٨ شهریور ١٣٩٢ |
فقط از خداوند يه چيز مي خوام قل از مرگ فقط يكبار من رو با عمر روبرو كنه
و در جواب برادران سني مولا علي مامور به اطاعت از خداوند است چون منسوبه از طرف خداوند است پس مولا فقط فرمان خداوند رو انجام مي دهند نه فرامين نفس خويش را گاهي لازم است انسان در راه خداوند از عزيزترين عزيزان خود بگذرد
و اين مسئله در تاريخ بارها تكرار شده : آقا امام حسين در روز عاشورا عزيزترين عزيزان خود را در راه خداوند به ميدان قتلگاه فرستاد و مولا علي نيز براي خداوند عزيزترين عزيزان خود يعني حضرت مادر را به قتلگاه فرستاد و با اين كار خود در بين اهل تشيع مكتبي رو به وجود آورد به نام مكتب اشك كه قرنهاست تمام شيعيان عالم زير پرچم اين كتب به ياد حضرت زهرا گريان هستند كافيست شما اهل تسنن به يكي از مراسم هايي كه براي حضرت زهرا گرفته مي شه شركت كنيد تا ببينيد چگونه بچه شيعه ها به ياد مادر خود بر سر و سينه مي زنند
در ضمن ما در همين جنگ تحميلي خود نيز داشتيم پدران و مادراني كه لباس رزم بر تن فرزندان خود مي كردند و آنان رو به ميدان شهادت مي فرستادند
آيا مي شود گفت آنان بي احساس بوده اند يا بي غيرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
متاسفانه شما به يك نكته توجه نكرديد كسي كه عاشق خداوند باشد در راه خداوند از همه چيز خود ميگذرد حتي اگر آن چيز زهراي مرضيه باشد و اين يك معني فقط دارد ايثار
266 | علي ا.جان فداي مولي الموالي علي (ع) | | ١٧:٤٨ - ١٤ شهریور ١٣٩٢ |
لعنت بر تمام حروم زاده هايي که حق را قبول ندارند وحق از کسي جز مولي الموالي اميرالمومنين علي نيست
267 | مسعود نظر سومار | | ٢٠:٠٣ - ٢٠ آبان ١٣٩٢ |
اللهم العن العمر
درود بر تمام کساني که در راه روشن کردن حقايق دين قدم بر ميدارند.
خدا قوت
268 | حسن | | ٠٨:٥٢ - ٠٨ دي ١٣٩٢ |
با سلام و ارزوي توفيق از اين سايت نيز ديدن فرمائيدhttp://toghyany.ir/
269 | علي اصغر | | ٢٢:٥٦ - ٠٤ فروردين ١٣٩٣ |
سلام عليکم
انشالله در پناه خداوند باشيد، از اقاي ايت الله قزويني خواهش دارم که انقدر با برخي اشخاص تعصبي بحث نکنند که خاطر گراميشان مشوش گردد، زيرا خاطر ايشان براي ما عزيز هست و ناراحتيشان موجب ناراحتي ما ميگردد، ممنون از مطالب مفيد و موثر شما
270 | عباس | | ٠٢:٢٨ - ٠٥ فروردين ١٣٩٣ |
با سلام
لطفا هيچ سني را به خواري منگريد
همه ايران شيعه است مگه قراره هر روز کارمون لعنت ديگران باشه مگه قرآن و محمد و علي اينهارو ياد مسلمونا دادن
قرآن ميگه اتحاد داشته باشيد
محمد ميگه من براي اتمام مکارم اخلاق آمده ام
و علي ميگه انسانها دو گونه اند يا برادر ديني تو هستند يا در انسانيت با تو برابرند
خطا نرويد ما حق انتقاد عقلي و علمي از همه و در ذيلشون خلفا را داريم ولي بايد دقت کنيم مثل مولا علي باشيم که در خطبه شقشقيه فقط انتقاد ميکند اگر لعنت کار خوبي بود علي اول از همه لعنت ميکرد
با تشکر
271 | محمدي | | ٢٤:٣٦ - ٠٥ فروردين ١٣٩٣ |
به دوستان عزيزم چه اهل سنت و چه اهل تشيع توصيه ميکنم که سخنراني << بصيرت فاطمي/علي اکبر رائفي پور>> رو گوش کنن....توي سايت<< زهرا مديا>> هست...

عاري از هر گونه توهينه و ميتونه مفيد باشه...

موفق باشين.
272 | شيعه مولا حضرت اميرالمومنين | | ٠٣:٤٩ - ٠٨ فروردين ١٣٩٣ |
اقاي سلطان از برادران اهل سنت هستي يا از اون وهابي هاي از خدا بي خبر
اگه راست ميگي بيا مناظره کنيم تا ببينيم کي منحرف و گمراه شده
مولا فقط علي ( ع )
273 | sanei | | ٠٩:٣٩ - ٠٩ فروردين ١٣٩٣ |
با سلام.
در مورد لعن که دوست عزيزمون فرمودن ابتدا بگم که خدا تو زيارت عاشورا لعن برخي افراد را آورده
لعن در مورد اين اشخاص چيزي نيست که مکارم اخلاق رو بهش خدشه وارد کنه.
همين اينا بودن که الان ما داريم توي بدترين شرايط زندگي مي کنيم ، اگه گذاشته بودن حکومت امير المومنين و فرزندان طاهرينش اجرا بشه الان توي اين بدبختي هاي دنيا غوطه ور نبوديم.
به اميد ظهور منتقم حضرت زهرا سلام الله عليها
آمين
274 | مجيدقاسمي مرزبالي | | ١١:١٧ - ١١ فروردين ١٣٩٣ |
مطالب شمابسيار مفيدبوده لطفا اگرامکان دارادبراي استفاده بهترآدرس کتاب هارادرزيرمطالب بنويسيدخيلي ممنون ازتلاشهاي فراوان شمادربرطرف کردن شبهات ديني مردم

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اگر دقت کرده باشيد در ذيل تمام مطالب آدرسها دقيق ذکر کند

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
275 | شيعه كردستاني | | ١٧:٠٩ - ١١ فروردين ١٣٩٣ |
سلام.در روايات مربوط به فرار گسترده صحابه از جنگ احد،اينطور بر مياد که تنها يک نفر باقي مانده و از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم دفاع ميکرده.آيا مدارکي در دست هست که آن شخص, علي بن ابي طالب عليهما السلام است؟
در ضمن اگر امکانش هست آدرس فروشگاه هاتون رو هم بنويسيد.

پاسخ:
لام

دوست گرامي

درخصوص فرار صحابه در جنگ احد به اين آدرس رجوع کنيد

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=128

در روايات اهل سنت بيان شده است که حضرت علي عليه السلام در جنگ احد در کنار پيامبر صلي الله عليه و آله بوده و از حضرت دفاع مي کردند به عنوان نمونه چند مورد را ذکر مي کنيم

أخبرنا أبو حفص عمر بن محمد بن الحسن الفرغولي بمرو وأبو سعيد عبد الله بن مسعود بن محمد بن منصور قالا أنا أبو بكر بن خلف أنا أبو طاهر بن محمش أنا أبو حامد أحمد بن محمد بن يحيى بن بلال نا أبو جعفر محمد بن إسماعيل بن سمرة نا مفضل بن صالح حدثني سماك بن حرب عن عكرمة عن ابن عباس قال لعلي أربع خصال ليس لأحد من العرب غيره أول عربي أو عجمي صلى مع النبي صلى الله عليه وسلم وهو الذي كان لواؤه معه في كل زحف وهو الذي صبر معه يوم المهراس ( يوم احد) انهزم الناس كلهم غيره وهو الذي غسله وأدخله قبره . تاريخ مدينة دمشق ج 42 ص 073

در نقل ديگر نيز چنين آمده است :وروى يحيى بن سلمة بن كهيل قال : قلت لأبي : كم ثبت مع رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم أحد ؟ فقال : اثنان ، قلت من هما ؟ قال : علي وأبو دجانة . شرح نهج البلاغة ج 13 ص 178

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
276 | علي | | ١٩:٤٤ - ١٣ فروردين ١٣٩٣ |
آقاي قزويني مخالف اين لعن ها اند!!!!!!!
جناب ساني توجه داشته باش بايد نفرت را کنار بگذاري اين چه ديني شد که فقط مي گه نفرت؟از سني از مسيحي از يهودي از کافر از ...
پس با کي دوست باشيم؟؟؟؟؟؟؟؟
اي خدا ببين با دينت دارند چه مي کنند؟؟؟؟؟؟
277 | سعيد رضايي | | ٢٣:٣٤ - ١٣ فروردين ١٣٩٣ |
همان هايي که از حيدر بريدند حسين بن علي را سر بريدند.
تنها چيزي که ميتونم بگم اينه که خدا بهتون صبر بده ائمه جان تا وقتي به دنيا بودين زجرتون دادن و حالاکه دارين ما رو ميبينين ما باعث خجالتتونيم شرمندم بخدا بدجور شرمندم.
فدات بشم بي بي
278 | همايون حسين قلي زاده | | ٢٤:٥٩ - ١٣ فروردين ١٣٩٣ |
سلام
خدا شاهده اين پاسخ به شبهات جهاد در راه اسلام هست
تشکر ميکنم از همتون
عزيزان اين سايت رو به همه معرفي کنيد
و من الله توفيق
279 | احسان | | ٠٨:٤٨ - ١٤ فروردين ١٣٩٣ |
روايات ذکر شده همه از کتب شيعه است که نزد اهل سنت مردود هستند.

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اين حرف شما نشان مي دهد در شناخت کتابهاي خودتان نيز اطلاع کافي ندرايد. اگر دقت مي کرديد مي ديديد مطالب فراواني از منابع اهل سنت نقل شده است

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
280 | مهم يك كليپ زيبا در پاسخ به شبهه | | ١٥:٣٤ - ١٤ فروردين ١٣٩٣ |
کليپي کوتاه بسيار زيبادر پاسخ به شبهاتي در مورد شهادت حضرت زهرا:
توصيه ميکنم از دست نديد
http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://bayanmanavi.persiangig.com/audio/hemase%20fatemi/hemasefatami2-1.wma
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها