2018 September 23 - يکشنبه 01 مهر 1397
=متعه الحج: متعه الحج از ديدگاه صحابه
کد مطلب: ٦٥٦٩ تاریخ انتشار: ١٠ اسفند ١٣٨٨ تعداد بازدید: 788
خارج فقه مقارن » متعة الحج
=متعه الحج: متعه الحج از ديدگاه صحابه

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

تاریخ : 88/12/10

 

 

بحث ما در رابطه با «متعة الحج» بود. آيات قرآن و سخنان و سيره نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را در مشروعيت «متعة الحج» خوانديم و اشاره شد بر اين كه خليفه دوم با وجود آيات و روايات، اعتراف كرد:

قد علمت أن النبي صلي الله عليه و سلم قد فعله و أصحابه و لكن كرهت أن يظلوا معرسين بهن في الأراك ثم يروحون في الحج تقطر رؤسهم

مي داني كه نبي (صلي الله عليه و سلم) و صحابه، «متعة الحج» را انجام داده اند، ولي من كراهت دارم كه مردم با زنان شان همبستر شوند، سپس به حج بروند در حالي كه قطرات آب غسل از سرشان سرازير است

صحيح مسلم، ج4، ص46 ـ مسند احمد، ج1، ص50 ـ سنن ابن ماجة، ج2، ص992 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج5، ص20 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص165 ـ علل الدارقطني، ج2، ص126

عرض شد كه اين كار عمر بن خطاب، خلاف قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و سيره صحابه است. قرآن مي فرمايد:

وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا

هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارد هنگامي كه خدا و پيامبرش أمري را لازم بدانند، اختياري از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرماني خدا و رسولش را كند، به گمراهي آشكاري گرفتار شده است

سوره أحزاب/آيه36

در بعضي از روايات آمده است كه خليفه دوم، سخنان ديگري را در رابطه با علت تحريم «متعة الحج» و «متعة النساء» مطرح كرده است. أبو موسي اشعري مي گويد:

قدمت علي رسول الله صلي الله عليه و سلم و هو منيخ بالبطحاء، فقال لي: أحججت؟ فقلت: نعم، فقال: بم أهللت؟ قال: قلت: لبيك بإهلال كإهلال النبي صلي الله عليه و سلم، قال: فقد أحسنت طف بالبيت و بالصفا و المروة و أحل، قال: فطفت بالبيت و بالصفا و المروة، ثم أتيت إمرأة من بني قيس، ففلت رأسي، ثم أهللت بالحج، قال: فكنت أفتي به الناس حتي كان في خلافة عمر رضي الله عنه، فقال له رجل: يا أبا موسي! أو يا عبد الله بن قيس! رويدك بعض فتياك فإنك لا تدري ما أحدث أمير المؤمنين في النسك بعدك، فقال: يا أيها الناس! من كنا أفتيناه فتيا فليتّئد، فإن أمير المؤمنين قادم عليكم، فبه فائتموا، قال: فقدم عمر رضي الله عنه، فذكرت ذلك له فقال: إن نأخذ بكتاب الله فإن كتاب الله يأمر بالتمام و إن نأخذ بسنة رسول الله صلي الله عليه و سلم فإن رسول الله صلي الله عليه و سلم لم يحل حتي بلغ الهدي محله

من به حج آمدم، درحالي كه نبي (صلي الله عليه و سلم) براي حجة الوداع، در مكه بودند و از من سوال كردند: چگونه احرام بستي؟ گفتم: به همان نيتي احرام بستم كه نبي (صلي الله عليه و سلم) بسته بود. ... ، من به همين فتوا مي دادم ـ كه اگر كسي به حج بيايد، بايد بعد از طواف و سعي و تقصير، از إحرام خارج شود و در روز ترويه، إحرام ديگري براي حج ببندد ـ تا اين كه در زمان عمر، مردي به أبو موسي گفت: خبر نداري كه خليفه، چه كارهاي جديدي در مسائل حج انجام داده است! وقتي أبو موسي اين موضوع را شنيد، به مردم گفت: اي مردم! هر فتوايي كه ما داديم، دست نگه داريد. الآن خليفه دوم مي آيد و در اعمال حج، به او اقتداء كنيد. عمر آمد و گفت: اگر كتاب خدا را ملاك قرار بدهيم، كتاب خدا مي فرمايد حج را تمام كنيد و اگر سنت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را ملاك قرار بدهيم، ايشان از إحرام خارج نشده است ...

صحيح مسلم، ج4، ص44، حديث2846 ـ صحيح بخاري، ج2، ص188 ـ مسند احمد، ج4، ص396

يعني ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قرآن را متوجه نشده است، صحابه هم متوجه نشده است، ابوبكر هم متوجه نشده است، امروز خليفه دوم متوجه شده است! اين همان خليفه است كه مي گويد:

براي حفظ سوره بقره، 12 سال تلاش كردم و بعد هم براي شكرانه اش، يك گاو ذبح كردم

سخن خليفه دوم كه مي گويد: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از إحرام خارج نشده است» يعني شيره بر سر مردم ماليدن! پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رسما فرمود:

من كان معه هدي و من لم يكن معه هدي فليحل

هر كس قرباني آورده است، نبايد از إحرام خارج شود و هر كس با خودش قرباني نياورده است، بايد از إحرام خارج شود

همان طور كه در روايات جلسات قبل خوانديم، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم با خودش قرباني نياورده بود. ولي خليفه دوم مي گويد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از إحرام خارج نشد

يعني قرباني آورده بود!

از جناب خليفه دوم سوال مي كنيم:

شما كه مي گوييد مردم نبايد از إحرام خارج شوند، آيا تمام مردم با خودشان قرباني آورده اند؟ اگر آورده اند، حرفي نيست.

ولي أبو موسي كه مي گويد من بعد از زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين گونه فتوا مي دادم، به مجرد قول خليفه، از فتوايش برمي گردد. آن وقت به ما اعتراض مي كنند كه شما قائل به ولايت تشريعي براي ائمه (عليهم السلام) هستيد و منكر خاتميت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستيد! پس جناب خليفه دوم استدلال مي كند به قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي كاري كه خلاف قرآن و خلاف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

در روايت ديگري در صحيح مسلم آمده است:

عن أبي نضرة قال: كان إبن عباس يأمر بالمتعة و كان إبن الزبير ينهي عنها، قال: فذكرت ذلك لجابر بن عبد الله فقال: علي يدي دار الحديث تمتعنا مع رسول الله صلي الله عليه و سلم، فلما قام عمر قال: إن الله كان يحل لرسوله ما شاء بما شاء و إن القرآن قد نزل منازله، فأتموا الحج و العمرة لله، كما أمركم الله و ابتوا نكاح هذه النساء، فلن أوتي برجل نكح إمرأة إلي أجل إلا رجمته بالحجارة

أبي نضره مي گويد: إبن عباس مردم را أمر مي كرد به انجام «متعة الحج» و إبن زبير هم از آن نهي مي كرد. ماجرا را به جابر بن عبد الله گفتم. او گفت: حديث رسول الله (صلي الله عليه و سلم) به وسيله ما به جريان افتاد و ما در نشر احاديث رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نقش داشتيم. ما به همراه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) «متعة الحج» را انجام مي داديم. عمر گفت: «خداوند اعمال را هرگونه كه بخواهد، براي رسولش حلال مي كند. قرآن مطلب را روشن كرده است»

صحيح مسلم، ج4، ص38، حديث2836

يعني خداوند بر خلاف قرآن، اموري را براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حلال كرده است.

روايت ديگر را آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ و إبن قيّم جوزيه در زاد المعاد آورده اند و نقل مي كنند:

إبراهيم عن الأسود قال: بينا أنا واقف مع عمر بعرفة، مر رجل شعره يفوح منه ريح الطيب، فقال له عمر: أمُحْرم أنت؟ قال: نعم، قال: ما هيئتك هيئة مُحْرم، إنما المُحْرم الشعث الأغبر الأدفر، قال: إني قدمت متمتعا و إنه كان معي أهلي و إنما أحرمت اليوم، فقال عمر عند ذلك: لا تمتعوا في هذه الأيام، فإني لو رخصت في المتعة لهم لعرسوا بهن في الأراك، ثم راحوا بهن حجاجا

ابراهيم بن أسود نقل مي كند: در عرفه، در كنار عمر ايستاده بودم و مردي از كنار ما ردّ شد كه بوي خوش از او به مشام مي رسيد. عمر به او گفت: آيا مُحْرم هستي؟ گفت: بله، از إحرام خارج شده ام و تمام مُحْرمات إحرام را براي خودم حلال كرده ام و همسرم هم با من بود ـ و با او نزديكي كرده ام ـ و امروز دوباره إحرام بسته ام براي حج. عمر گفت: حق نداريد در ايام حج با زنان تان نزديكي كنيد. اگر متعه را اجازه بدهم، اينها با زنان شان همبستر مي شوند و سپس به همراه زنان شان عازم عرفات مي شوند

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج3، ص816

عمر مي گويد:

فإني لو رخصت

اگر اجازه بدهم

آيا خدا و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بايد اجازه بدهند يا ايشان؟

آقاي إبن قيّم جوزيه بعد از اين روايت مي گويد:

و هذا يبيّن أن هذا من عمر رأي رآه، قال إبن حزم و كان ماذا و حبّذا ذلك و قد طاف النبي (ص) علي نسائه، ثم أصبح مُحْرما و لا خلاف أن الوطئ مباح قبل الإحرام بطرفة عين

اين نظر عمر بوده است و مجتهد بود و رأي داد. ابن حزم مي گويد: چه شد و چه زيبا شد؟! نبي (ص) قبل از إحرامش با زنانش همبسر مي شد و صبح هم مُحْرم مي شد. هيچ خلافي نيست كه همبستر شدن با زنان، مباح است؛ حتي به اندازه يك چشم به هم زدن قبل از مُحْرم شدن

زاد المعاد لإبن قيّم الجوزية، ج1، ص258

يعني اگر ملاك اين است كه انسان به مجرد اين كه با زنش همبستر شد، نمي تواند مُحْرم شود، اين مختص به مكه نيست و اگر كسي از مدينه هم بخواهد مُحْرم شود، بايد جناب عمر بگويد شما از يك هفته قبل، حق نداريد با زنان تان همبستر شويد. چون اگر با زنان تان همبستر شويد، به حمام مي رويد و عطر استعمال مي كنيد كه با مُحْرم بودن، منافات دارد.

روايت ديگر از سعيد بن مسيب آمده است:

أن عمر بن الخطاب نهي عن المتعة في أشهر الحج و قال: فعلتها مع رسول الله صلي الله عليه و سلم و أنا أنهي عنها و ذلك أن أحدكم يأتي من أفق من الآفاق شعثا نصبا معتمرا في أشهر الحج و إنما شعثه و نصبه و تلبيته في عمرته، ثم يقدم فيطوف بالبيت و يحل و يلبس و يتطيب و يقع علي أهله إن كانوا معه، حتي إذا كان يوم التروية أهل بالحج و خرج إلي مني يلبي بحجة لا شعث فيها و لا نصب و لا تلبية إلا يوما و الحج أفضل من العمرة، لو خلينا بينهم و بين هذا لعانقوهن تحت الإزار من أهل هذا البيت ليس لهم ضرع و لا زرع و إنما ربيعهم فيمن يطرأ عليهم

عمر بن خطاب نهي كرد از «متعة الحج» در ايام حج و گفت: من به همراه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) «متعة الحج» را انجام مي دادم و الآن از آن نهي مي كنم. زيرا حاجيان از راه هاي دور مي آيند و خسته هستند و اين حالت خستگي، در ايام حج در آنها باقي مي ماند. بعد از إحرام خارج مي شود و خوشبو مي كند و با همسرش ـ اگر آمده باشد ـ همبستر مي شود تا اين كه دوباره در روز ترويه، إحرام براي حج مي بندد و با همان حالت به منا مي رود، بدون آن كه آن حالت خستگي اوليه در او باشد إحرام مي بندد ... . حج برتر است از عمره. اگر ما به مسلمانان «متعه النساء» را اجازه بدهيم، در زير لباس هاي شان هم با زنان شان همبستر مي شوند. اگر آنها متعه را انجام بدهند، چون ديگر به خريد نمي روند و مشغول اين كار هستند، مشكلات اقتصادي مردم مكه زياد مي شود. بهارِ مردم مكه به خاطر جمعيتي است كه به آنجا مي روند

مسند الشاميين للطبراني، ج3، ص320 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص164

اينها خلاصه سخن خليفه دوم است كه مي گويد كسي حق ندارد از إحرام خارج شود و با همسرش همبستر شود. در جايي مي گويد مخالف قرآن است، چون قرآن مي فرمايد حج و عمره را تمام كنيد و در جايي مي گويد مخالف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از إحرام خارج نشد و با خودش قرباني آورده است. اين هم خلاف است. در جايي مي گويد چون آن حالت خستگي حاجيان بايد در ايام حج باقي بماند، نبايد با همسران همبستر شوند. اگر اين گونه باشد، پس مردم نبايد بخوابند و استراحت كنند و حمام بروند. وقتي به مكه آمدند، بايد چندين كيلومتر در زير آفتاب راه بروند تا حالت خستگي در آنها بماند تا روز ترويه. در جايي هم مي گويد اگر حاجيان با زنان شان همبستر شوند، چون مشغول همبستر شدن هستند، به خريد نمي روند و براي مردم مكه مشكلات اقتصادي ايجاد مي شود.

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English