2018 May 23 - چهار شنبه 02 خرداد 1397
=متعه الحج: تعداد عمره هايي كه رسول خدا ص انجام داده
کد مطلب: ٦٥٦٧ تاریخ انتشار: ١٥ اسفند ١٣٨٨ تعداد بازدید: 746
خارج فقه مقارن » متعة الحج
=متعه الحج: تعداد عمره هايي كه رسول خدا ص انجام داده

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

تاریخ : 88/12/15

بحث ما در رابطه با «متعة الحج» بود.

سوال:

در جلسه قبل، يكي از دوستان اين سوال را مطرح كردند:

در بعضي از روايات، از عبد الله بن عمر نقل شده است كه وقتي از او در رابطه با «متعة الحج» سوال مي كنند، مي گويد:

فعله رسول الله (صلي الله عليه و سلم)

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) «متعة الحج» را انجام داده است

يا

فعلنا مع رسول الله (صلي الله عليه و سلم)

ما با رسول الله (صلي الله عليه و سلم) «متعة الحج» را انجام داديم

يا:

اگر پدرم نهي كرده، رسول الله (صلي الله عليه و سلم) أمر كرده است.

مراد از فعله يا فعلنا چيست؟

جواب:

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) چه تعداد عمره انجام داده است؟

در كتب شيعه، مرحوم كليني (ره) و مرحوم شيخ صدوق (ره) صراحت دارند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) 3 مرتبه عمره انجام داد:

إعتمر رسول الله (صلي الله عليه و آله) عمرة الحديبية و قضي الحديبية من قابل و من الجعرانة حين أقبل من الطائف ثلاث عمر كلهن في ذي القعده

الكافي للكليني، ج4، ص252 ـ من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق، ج2، ص450

تمام اين عمره ها در ذي القعده بود. با اين كه عرب جاهلي، عمره را در أشهر الحج از أفجر الفجور [بدترين گناهان] مي دانستند.

در صحيح بخاري آمده است:

إعتمر رسول الله صلي الله عليه و سلم أربع عمر كلهن في ذي القعدة إلا التي كانت مع حجته، عمرة من الحديبية في ذي القعدة و عمرة من العام المقبل في ذي القعدة و عمرة من الجعرانة حيث قسم غنائم حنين في ذي القعدة و عمرة مع حجته

صحيح البخاري، ج5، ص62

روايتي كه امام صادق (عليه السلام) فرموده است نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) 3 عمره انجام داده است، عمره مستقل بوده است و عمره اي كه ضميمه حجة الوداع بوده را بيان نكرده است و اين روايات با هم تعارض ندارد.

در روايت ديگري آمده است:

إعتمر النبي صلي الله عليه و سلم حيث ردّوه و من القابل عمرة الحديبية و عمرة في ذي القعدة و عمرة مع حجته

صحيح البخاري، ج2، ص 199

در روايت ديگري آمده است:

عن عائشة قالت: ما اعتمر رسول الله صلي الله عليه و سلم عمرة إلا شهدتها و ما اعتمر إلا في ذي القعدة

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج4، ص234

إبن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح صحيح البخاري، أقوال مختلف را نقل مي كند كه عمره در أشهر الحج چگونه است؟ اتفاق نظر ميان اهل سنت است كه عمره در غير ذي الحجه را قائل به جواز هستند. ولي بعضي ها مانند شافعي مكروه مي دانند.

بعضي از آقايان با تبعيت از عمر، نهي عمر را حمل كرده اند بر كراهت. بعضي از آقايان هم فعل رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را حجت مي دانند. بعضي هم فعل عمر را حجت مي دانند؛ چون متأخر از فعل رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مجتهد بود، عمر هم مجتهد بود. با توجه به اين كه نهي كرده، ميان حج عمره جمع نمي كنند. اين مطالب در بدائع الصنائع أبو بكر كاشاني جلد 2، صفحه 227 آمده است. إبن حجر عسقلاني هم در ذيل روايت عبد الله بن عمر، أقوال زيادي را آورده است. روايتي را از ابوذر نقل مي كند بر اين كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در حجة الوداع، به قصد عمره نيامده بود. إبن حجر در فتح الباري شرح صحيح البخاري و عيني در عمدة القاري في شرح صحيح البخاري آورده اند كه قول اين صحابي، مخالف كتاب خداوند است.

(حاشيه بحث)

وقتي به ابوذر مي رسند، مي گويند:

قول هذا الصحابي مخالف لكتاب الله

ولي وقتي به عمر بن خطاب مي رسند، مي گويند:

عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين بعدي

أصحابي كالنجوم بأيهم إقتديتم إهتديتم

اين عبارت إبن حجر و عيني، ثابت مي كند كه صحابه بر خلاف قرآن هم حرف مي زنند و قول صحابه نمي تواند مرجع براي شريعت باشد. هم چنين نشان مي دهد كه اين آقايان، گزينشي حرف مي زنند. وقتي به قول ابوبكر مي رسند كه گفت:

نحن معاشر الأنبياء لا نورث

مي گويند:

قول هذا الصحابي مخصص لكتاب الله

قول ابوبكر، قرآن را تقييد، تخصيص يا نسخ كرده است. چون قرآن صراحت دارد كه هر انساني از پدرش إرث مي برد. أنبياء (عليهم السلام) هم از پدران شان إرث برده اند؛ مانند حضرت زكريا و سليمان (عليهما السلام). قول آقاي ابوبكر كه مي گويد:

نحن معاشر الأنبياء لا نورث

كتاب خدا را نسخ كرده است. ولي وقتي به أبوذر مي رسند، مي گويند:

قول هذا الصحابي مخالف لكتاب الله

آقايان اهل سنت كه دَم از صحابه مي زنند، حسن بن فرهان مالكي ـ از انديشمندان بيدار اهل سنت و وهابيت معاصر ـ مي گويد:

ما اهل سنت كه دم از صحابه مي زنيم، مرادمان از صحابه، چند نفر بيشتر نيست؛ ابوبكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير ... . اگر كسي به غير اينها متعرّض شود، صداي مان در نمي آيد. همان طور كه امير المومنين (عليه السلام) را اين همه در دوران بني أميه بر بالاي منابر ناسزا گفتند و هيچ حساسيتي نشان نداديم. ولي اگر نسبت به عمر و ابوبكر اين چنين كاري كرده بودند، آسمان و زمين را به هم مي ريختيم

من بارها گفته ام كه اختلاف اساسي ما با اهل سنت، خلافت يا عصمت يا امامت ائمه (عليهم السلام) و خلافت ابوبكر و عمر و عثمان نيست؛ اينها همه متفرّع بر بحث صحابه است. يعني اساسي ترين اختلاف ما با اهل سنت، بحث صحابه و اهل بيت (عليهم السلام) است. اگر بياييم هزاران ساعت در رابطه با صحابه بحث و مطالعه كنيم، باز هم كم كار كرده ايم. تمام مباحث اختلافي ما، مترتّب بر بحث امامت است. يعني اگر ما بگوييم اين همه روايت در رابطه با خلافت حضرت علي (عليه السلام) داريم، از حديث دار تا حديث غدير و حديث ثقلين، آنها مي گويند:

صحابه هم اين احاديث را شنيده اند و بهتر از ما مي فهميدند. مي گويند مگر مي شود صحابه بشنوند از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه حضرت علي (عليه السلام) خليفه است و مخالفت كنند؟ امكان پذير نيست.

اگر قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مطرح كنيم، مي گويند:

مگر صحابه نسبت به دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم چنين جسارتي مي كنند.

تمام اين قضايا را كه مطرح مي كنيد، حربه اي به عنوان عدالت و قداست صحابه درست كرده اند و عَلَم مي كنند. در كتاب هاي رجالي، وقتي به صحابه مي رسند، مي گويند:

صحابي و هو فوق الوثاقة

يكي از بزرگان اهل سنت مي گويد:

ما به شيعيان اعتراض مي كنيم كه قائل به عصمت 12 نفر از ائمه شان هستند. ولي ما اهل سنت معتقد به عصمت 120 هزار صحابه هستيم و گفتار و كردار صحابه را مانند وحي منزل مي دانيم و سنت صحابه را در رديف سنت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قرار مي دهيم.

(ادامه بحث)

رسيديم به اينجا كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در همان حجة الوداع، هم عمره انجام داده و هم تمتع و اين كه عبد الله بن عمر مي گويد:

فعله رسول الله (صلي الله عليه و سلم)

به اين معناست:

تمتع رسول الله صلي الله عليه و سلم في حجة الوداع بالعمرة إلي الحج و أهدي فساق معه الهدي من ذي الحليفة و بدأ رسول الله صلي الله عليه و سلم، فأهل بالعمرة، ثم أهل بالحج، فتمتع الناس مع النبي صلي الله عليه و سلم بالعمرة إلي الحج، فكان من الناس من أهدي فساق الهدي و منهم من لم يهد، فلما قدم النبي صلي الله عليه و سلم مكة قال للناس: من كان منكم أهدي، فإنه لا يحل لشئ حرم منه، حتي يقضي حجه و من لم يكن منكم أهدي، فليطف بالبيت و بالصفا و المروة و ليقصر و ليحلل، ثم ليهل بالحج ...

صحيح البخاري، ج2، ص181

در روايت ديگري آمده است:

قال عبد الله بن عبد الله بن عمر رضي الله عنهم لأبيه: أقم، فإني لا آمنها أن ستصدّ عن البيت، قال: إذاً أفعل كما فعل رسول الله صلي الله عليه و سلم و قد قال الله: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (سوره أحزاب/آيه21)»، فأنا أشهدكم أني قد أوجبت علي نفسي العمرة، فأهل بالعمرة، قال: ثم خرج حتي إذا كان بالبيداء أهل بالحج و العمرة و قال: ما شأن الحج و العمرة إلا واحد، ثم اشتري الهدي من قديد، ثم قدم، فطاف لهما طوافا واحدا، فلم يحل حتي حل منهما جميعا

صحيح البخاري، ج2، ص182

عبد الله بن عمر، هم طواف عمره را انجام داد و هم طواف تمتع را و بعد هم خارج شد.

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English