لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
2017 January 21 - شنبه 02 بهمن 1395
فهرست نظرات

از تاریخ: تا تاریخ: شامل عبارت: محل عبارت: تعداد نمایش:

شماره صفحه از 2759  »
1
کد مطلب: 10669 - عنوان: پیام شیخ «زکزاکی» از داخل زندان
نام و نام خانوادگی: ع - تاریخ انتشار: ٢٣:١٣ - ٢٧ دي ١٣٩٥
با آرزوی پیروزی همه مستضعفان عالم
2
کد مطلب: 5095 - عنوان: آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
نام و نام خانوادگی: سیروان - تاریخ انتشار: ١٤:٠٨ - ٢٧ دي ١٣٩٥
سلام ممنون از جواب شما دوستان گرامی واقعا من نمیتوانم خود را قانع کنم که صرف اینکه امیرالمومنین سیدنا علی رضی الله عنه اولین خلیفه بعد از نبی اکرم میشد باعث عدم گمراهی امت تا قیامت بشود فرض کنیم که علی مرتضی کرم الله وجه اولین خلیفه میشد و همه امت را از گمراهی نجات میداد پس با آن احادیثی که نبی اکرم در زمان حیاتشان در مورد تفرقه و چند دستگی امت بعد از وفاتشان خبر داده بودند چکار کنیم واقعا انسان گیج میشود لطفا توضیح بدین واقعا که من نمیتوانم خود را راضی کنم خدا نگهدارتان
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
این در حقیقت شبیه ارسال انبیاء است که اگر به گفتار آنها عمل می شد و مردم قبول می کردند همه هدایت شده و اختلافی بوجود نمی آمد اما اگر در قرآن برخی جاها  اشاره شده است که آنها ایمان نمی آورند و یا مردم اختلاف پیدا می کنند این در حقیقت یک پیشگویی را دارد می گوید در خصوص امت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز چنین است پیامبر (ص) عدم اختلاف را به تمسک به اهل بیت مقید کرده است یعنی اگر مردم حضرت علی علیه السلام را به عنوان خلیفه قبول بکنند و از ایشان اطاعت کنند، در این صورت اختلافی پیش نخواهد آمد اما اگر در جای دیگر می فرماید امت من گرفتار اختلاف می شوند این در حقیقت دارد پیشگویی  می کند و از واقعیت خارجی خبر می دهد یعنی چون مردم حضرت علی علیه السلام را قبول نکردند لذا دچار اختلاف شدند پس خبر دادن از واقعیت خارجی که مردم گرفتار تفرقه می شوند با بیان، این مطلب که با تمسک به اهل بیت مردم از تفرقه نجات پیدا می کنند، منافات  و تعارض ندارد
به عبارت دیگر علت اختلاف و گمراهی، عدم تمسک به اهل بیت است که در حدیث ثقلین بیان شده است و پیامبر (ص) که از آینده خبر داشت و میدانست که مردم مطیع امام علی (ع) نشده و حضرت را کنار می گذارند لذا گرفتار تفرقه و اختلاف می شوند این کجایش تعارض است!!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 

3
کد مطلب: 6299 - عنوان: اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
نام و نام خانوادگی: محمد علی - تاریخ انتشار: ٠١:٣٩ - ٢٧ دي ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 58227
شما اگه خودتون برید یه نگاهی بندازید دیگه نمیگید اینا کذب هستن
برادر اگه اهل سنت یکم تحقیق داشت اونم فقط کتب خودشون رو مطالعه می کردن
اونوقت بود که گفته دانشگاه الازهر مبنی بر اشتراک اهل سنت وشیعه که 95 درصد هستش تحقق پیدا میکرد . . .
4
کد مطلب: 8819 - عنوان: حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
نام و نام خانوادگی: میهمان - تاریخ انتشار: ٠١:٠٦ - ٢٧ دي ١٣٩٥
با سلام و خسته نباشید ببخشید سند این روایت که حضرت فاطمه (س) فدک را به عنوان ملک شخصی خودش طلب نموده صحیح اند ؟
با تشکر
وَحَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَيْمُونٍ الْمُكْتِبُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا الْفُضَيْلُ بْنُ عَيَّاضٍ، عَنْ مَالِكِ بْنِ جَعْوَنَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَتْ فَاطِمَةُ لأَبِي بَكْرٍ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله جَعَلَ لِي فَدَكَ، فَأَعْطِنِي إِيَّاهُ، وَشَهِدَ لَهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، فَسَأَلَهَا شَاهِدًا آخَرَ، فَشَهِدَتْ لَهَا أُمُّ أَيْمَنَ، فَقَالَ: قَدْ عَلِمْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لا تَجُوزُ إِلا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ أَوْ رَجُلٍ وَامْرَأَتَيْنِ، فَانْصَرَفَتْ.
«مالك بن جعونه از پدرش نقل كرده كه وي گفته است: فاطمه به ابوبكر گفت: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فدك را براي من قرار داد پس آن را به من برگردان و علي بن أبي طالب براي حضرت زهرا شهادت داد. ابوبكر شاهد ديگري خواست، ام ايمن شهادت داد. ابوبكر گفت: اي دختر رسول خدا مي‌داني كه قبول نمي‌شود مگر شهادت دو مر يا يك مرد و دو زن. حضرت زهرا با شنيدن اين سخن از نزد او برگشت.»
البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، فتوح البلدان، ج 1، ص 44، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1403هـ
وَحَدَّثَنِي رَوْحٌ الْكَرَابِيسِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا خَالِدُ بْنُ طَهْمَانَ، عَنْ رَجُلٍ حَسِبَهُ رَوْحٌ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَنَّ فَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ لأَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَعْطِنِي فَدَكَ، فَقَدْ جَعَلَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِي، فَسَأَلَهَا الْبَيِّنَةَ، فَجَاءَتْ بِأُمِّ أَيْمَنَ، وَرَبَاحٍ مَوْلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم فَشَهِدَا لَهَا بِذَلِكَ، فَقَالَ: إِنَّ هَذَا الأَمْرَ لا تَجُوزُ فِيهِ إِلا شَهَادَةُ رَجُلٍ وَامْرَأَتَيْنِ.
«جعفر بن محمد گفته است: فاطمه به ابو بكرصديق رضي الله عنه گفت: فدك را به من باز گردان زيرا رسول خدا آن را به من بخشيده است، ابوبكر از ايشان شاهد خواست. فاطمه ام ايمن و رباح غلام پيامبر را آوردند و آنها بر اين اعطاي فدك شهادت دادند. آنگاه ابوبكر گفت: شهادت قبول نمي‌شود جز اين كه شاهد يك مرد و دو زن باشد.»
البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، فتوح البلدان، ج 1، ص 44، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1403هـ.
وعن عبد الله بن أبي بكر بن عمرو بن حزم عن أبيه قال جاءت فاطمة إلى أبي بكر فقالت اعطني فدك فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم وهبها لي قال صدقت يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ولكني رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقسمها فيعطي الفقراء والمساكين وابن السبيل بعد ان يعطيكم منها.
«فاطمه نزد ابوبكر آمد و فرمود: فدك را به من بده زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله آن را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وسلم راست گفتي اما من ديدم كه رسول خدا صلي الله عليه وآله آن را ميان فقرا، مساكين و در راه مانده ها تقسيم كرد بعد از اين كه سهم شما را مي‌داد.»
الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاى694هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج 2، ص 126، تحقيق: عيسي عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.
الْمَدَائِنِيُّ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ خَالِدٍ مَوْلَى خُزَاعَةَ ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُقْبَةَ ، قَالَ : دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ حِينَ بُويِعَ . فَقَالَتْ : إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ وَرَبَاحًا يَشْهَدَانِ لِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَعْطَانِي فَدَكَ . فَقَالَ : وَاللَّهِ مَا خَلَقَ اللَّهُ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ أَبِيكِ ، لَوَدِدْتُ أَنَّ الْقِيَامَةَ قَامَتْ يَوْمَ مَاتَ ، وَلَأَنْ تَفْتَقِرَ عَائِشَةُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَفْتَقِرِي ، أَفَتَرَيْنِي أُعْطِي الأَسْوَدَ وَالأَحْمَرَ حُقُوقَهُمْ وَأَظْلِمُكِ وَأَنْتِ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، إِنَّ هَذَا الْمَالَ إِنَّمَا كَانَ لِلْمُسْلِمِينَ ، فَحَمَّلَ مِنْهُ أَبُوكِ الرَّاجِلَ وَيُنْفِقُهُ فِي السَّبِيلِ ، فَأَنَا إِلَيْهِ بِمَا وَلِيَهُ أَبُوكِ ، قَالَتْ : وَاللَّهِ لا أُكَلِّمُكَ قَالَ : وَاللَّهِ لا أَهْجُرُكِ . قَالَتْ : وَاللَّهِ لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ . قَالَ : لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ لَكِ.
«موسي بن عقبه مي‌گويد: حضرت فاطمه [سلام الله عليها] هنگام بيعت بر ابو بكر وارد شد و به او فرمود: ام ايمن و رباح براي من شهادت مي‌دهند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فدك را به من بخشيده است. ابوبكر گفت: به خدا سوگند خداوند جز پدرت محبوب تر در نزد من كسي را نيافريده است، دوست داشتم كه روز رحلت او قيامت بر پا مي‌شد. اگر عايشه محتاج و فقير شود، نزد من محبوب تر از اين است كه تو فقير شوي.
آيا شما عقيده داريد كه من به مردمان سياه و سرخ پوست عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستي. اين مال، براي مسلمين است پدرت از آن به سواران در راه خدا انفاق مي‌كرد. (يعني رسول خدا از اين مال براي مردان جنگي در حال جنگ انفاق مي‌كرد) من نيز همان كاري انجام مي‌دهم كه پدرت انجام مي داد. فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند با تو قهر نمي‌كنم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: من براي شما دعا مي كنم.»
البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج3، ص 316، طبق برنامه الجامع الكبير.
وروى هشام بن محمد، عن أبيه قال: قالت فاطمة، لأبي بكر: إن أم أيمن تشهد لي أن رسول الله (صلى الله عليه وآله)، أعطاني فدك، فقال لها: يا ابنة رسول الله، والله ما خلق الله خلقا أحب إلي من رسول الله (صلى الله عليه وآله) أبيك، ولوددت أن السماء وقعت على الأرض يوم مات أبوك، والله لأن تفتقر عائشة أحب إلي من أن تفتقري، أتراني أعطي الأحمر والأبيض حقه وأظلمك حقك، وأنت بنت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)، إن هذا المال لم يكن للنبي (صلى الله عليه وآله وسلم)، وإنما كان مالا من أموال المسلمين يحمل النبي به الرجال، وينفقه في سبيل الله، فلما توفي رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) وليته كما كان يليه، قالت: والله لا كلمتك أبدا، قال: والله لا هجرتك أبدا، قالت: والله لأدعون الله عليك، قال: والله لأدعون الله لك، فلما حضرتها الوفاة أوصت ألا يصلي عليها، فدفنت ليلا، وصلى عليها عباس بن عبد المطلب، وكان بين وفاتها ووفاة أبيها اثنتان وسبعون ليلة .
«فاطمه به ابو بكر گفت: ام ايمن براي من شهادت مي‌دهد كه رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له فدك را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله به خدا سوگند، به نظر من خداوند هيچ مخلوقي را محبوب تر از رسول خدا نيافريده است، دوست داشتم كه روز وفات پدرت آسمان به زمين فرود مي‌آمد. به خدا سوگند، اگر عايشه فقير شود نزد من محبوبتر از اين است كه شما فقير باشيد. به خدا سوگند آيا شما عقيده داريد كه من به با طلاي سرخ و نقره سفيد حق او را عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستيد. اين اموال (فدك) از آن رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له نبود بلكه جزئي از اموال مسلمين است كه مردم براي او مي آوردند و رسول خدا آن را در راه خدا انفاق مي‌كرد. هنگامي كه وفات يافت من متولي ‌آن شدم همانگونه كه ايشان متولي آن بود.
فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: هرگز با شما قهر نمي‌شوم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند براي تو دعا مي كنم. هنگامي‌كه زمان وفاتش فرار رسيد وصيت نمود كه ابو بكر بر او نماز نخواند؛ پس شبانه دفن شد و عباس بن عبد المطلب بر او نماز خواند. ميان وفات رسول خدا و وفات فاطمه 72 شب فاصله بود.»
الجوهري، أبي بكر أحمد بن عبد العزيز (متوفاي323هـ)، السقيفة وفدك، ص 104، تحقيق: تقديم وجمع وتحقيق: الدكتور الشيخ محمد هادي الأميني، ناشر : شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت – لبنان، الطبعة الأولى 1401 ه‍ - 1980م / الطبعة الثانية 1413 ه‍ . 1993م
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
همین تعدد طرق برای اعتبار روایت کفایت می کند هر چند در سند این روایات افراد ضیف نیز وجود داشته باشند الله در نظر قبلی برای شما روایات معتبر نیز معرفی شد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

5
کد مطلب: 10667 - عنوان: مناظره تلویزیونی بین شبکه ماهواره ای الولایه و شبکه وهابی وصال عربی برگزار گردید.
نام و نام خانوادگی: ابوعلی - تاریخ انتشار: ٢٣:٠٣ - ٢٦ دي ١٣٩٥
با عرض سلام و تشکر از زحمات ولایی شما و از خداوند منان کمال اجر و عافیت رو نصیب شما بکنه
لطفا فایل صوتی یا ویدیویی این مناظره رو در سایت قرار بدید
6
کد مطلب: 5095 - عنوان: آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
نام و نام خانوادگی: سیروان - تاریخ انتشار: ٢٢:٢٥ - ٢٦ دي ١٣٩٥
با عرض سلام خدمت کارشناسان محترم ممنون از اینکه برای شما مذهب مهم نبوده و بدون تعصب به سوال همه جواب میدهید اولا خدمت شما عرض کنم که من حدیثشناس نیستم که در مورد صحت و سقم احادیث صحبت کنم و اگر هم این روایت را قبول ندارم فقط نظر شخصی خودم میباشد اصلا بالفرض که حدیث را قبول کردیم شما لطف کنید بگویید که پیامبربزرگوارمان میخواستند که چه موضوعی را مطرح کنند که همه امت را از گمراهی نجات دهند در حالی که قبل از آن به کرات فرموده بودند که بسیاری از امت من گمراه خواهند شد از شما خیلی ممنونم لطفا به من جواب بدهید خدانگهدار
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
از اینکه قبول کردید بدون دانستن علم رجال و حدیث، نباید در خصوص روایات قضاوت کرد این جای تشکر دارد اما اینکه پیامبر (ص) چه چیزی را می خواست بنویسد خود این چیزی خیلی مهمی بوده است که برخی از صحابه خوششان نمی آمد که حضرت بنویسد اگر در روایات دیگر و کسانی که شارح روایات قرطاس بودند اشاره کرده اند که آن مسئله مهم بحث امامت و خلافت بوده است همچنانکه علماي اهل سنت اعتراف کرده اند هدف اصلي پيامبر (ص) از نوشتن حديث قرطاس، معين کردن خليفه بعد از خود بوده است
 نووي در شرح مسلم چنين مي گويد :فقد اختلف العلماء في الكتاب الذي هم النبي صلي الله عليه وسلم به فقيل أراد أن ينص على الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع
 وفتن علما در اينکه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله چه چيزي را مي خواستند نگارش کنند اختلاف است ، گفته شده که ايشان مي خواستند نص بر خلافت شخص معيني داشته باشند تا بعد از يشان ،نزاع و فتنه بر سر خلافت سر نگيرد
 صحيح مسلم بشرح النووي ، ج 11 ص 90 ، اسم المؤلف:  أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392 ، الطبعة : الطبعة الثانية
سيوطي نيز چين ذکر کرده است: وهو امتناع الكتاب أكتب لكم كتابا قيل أراد أن ينص على الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع
الديباج على مسلم ، اسم المؤلف:  عبدالرحمن بن أبي بكر أبو الفضل السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : دار ابن عفان - الخبر-السعودية - 1416 - 1996 ، تحقيق : أبو إسحاق الحويني الأثري ج 4   ص 237
علي قاري نيز همين مطلب را ذکر کرده است: فقيل أراد أن ينص على الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ، اسم المؤلف:  علي بن سلطان محمد القاري الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : جمال عيتاني ج 11   ص 112
حال اگر مراد خلافت امثال ابوبکر و یا عمر بوده باشد در این صورت نباید آنها شلوغ کرده و مانع نوشتن بشوند پس معلوم است که این خلافت کس دیگر در نطر بوده است که قرائن و روایات دیگر مشخص کرده است که مراد حضرت علی علیه السلام بوده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

7
کد مطلب: 9788 - عنوان: آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
نام و نام خانوادگی: محمد علی - تاریخ انتشار: ٢١:٤٦ - ٢٦ دي ١٣٩٥
سلام علیکم
لطفا درباره روایات صحیح و غیر صحیح توضیح دهید.
یا علی
پاسخ:
با سلام
دوست  گرامی
روایت از نظر معاصرین شیعه به چهار دسته تقسیم می شود، صحیح روایتی که سند متصل، راوی امامی و عادل باشد ، موثق روایتی که راوی امامی نباشد اما راوی موثق است
حسن روایتی که راوی امامی اما راوی ممدوحد است
ضعیف نیز روایتی که شروط بالا را نداشته باشد
فقال الشهيد في الذّكرى: الصحيح‏ ما اتّصلت روايته إلى المعصوم بعدل إماميّ‏.
و الحسن ما رواه الممدوح من غير نصّ على عدالته.
و الموثّق ما رواه من نصّ على توثيقه مع فساد عقيدته و يسمّى القويّ، قال: و قد يطلق الصحيح على سليم الطريق من الطّعن و إن اعتراه إرسال أو قطع.
ابن شهيد ثانى، منتقى الجمان فى احاديث الصحاح و الحسان ؛ ج‏1 ؛ ص4
البته روایت صحیح در نزد اهل سنت با شیعه فرق دارد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

8
کد مطلب: 10556 - عنوان: افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
نام و نام خانوادگی: عبدالله - تاریخ انتشار: ١٥:٤١ - ٢٦ دي ١٣٩٥
باسلام.
آیا در روایات، احادیثی مکتب ناب تشیع به این مضمون وجود دارد اینکه امام زمان علیه السلام در روز قیامت از برخی گناه ها از بندگان الله سوال میکند به این معنا که چرا فلان کار گناهی را انجام داده ای ؟
و اینکه بین ما شیعیان مرسوم هست که فلان کار گناه را انجام نده، باید روز قیامت به امام زمان علیه السلام جواب بدی؟ آیا این منبع روایی دارد؟
باتشکر
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
احادیثی در باب اینکه اعمال بندگان بر امام عرضه می شود وجود دارد ونیز روز قیامت هر امت با امام خویش محشور می شود که این مطالب با روایات معتبر در کتب شیعه نقل شده است چه بسا این گفته مرسوم از این باب می باشد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

9
کد مطلب: 10514 - عنوان: نرم افزار نهج البلاغه جامع
نام و نام خانوادگی: رضا - تاریخ انتشار: ١٤:٢٨ - ٢٦ دي ١٣٩٥
سلام
باتشکر از شما بابت نرم افزار جامع نهج البلاغه .من نظیر این نرم افزار رو جایی ندیدم . تشکر
من هر دو شکل نرم افزار رو دانلود و نصب کردم ( 30 مگابایتی و 80 مگابایت)
اما موقع اجرا - زمانی که می خوام وارد هر یک از بخش ها بشوم پیغام خطا میده ( نرم افزار متوقف شد) و نرم افزار بسته میشه
گوشی من LG - D724 انرویدش 5 هست
روی گوشی GLX هم امتحان کردم همین خطا رو میده.
خواهشمندم پیگری کنید.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص با بخش مربوطه  یا از قسمت تماس سایت، تماس بگیرید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

10
کد مطلب: 6343 - عنوان: بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...» و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
نام و نام خانوادگی: میهمان - تاریخ انتشار: ١٢:٢٩ - ٢٦ دي ١٣٩٥
با سلام و خسته نباشید ببخشید سند این روایت که حضرت فاطمه (س) فدک را به عنوان ملک شخصی خودش طلب نموده صحیح اند ؟
با تشکر
وَحَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَيْمُونٍ الْمُكْتِبُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا الْفُضَيْلُ بْنُ عَيَّاضٍ، عَنْ مَالِكِ بْنِ جَعْوَنَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَتْ فَاطِمَةُ لأَبِي بَكْرٍ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله جَعَلَ لِي فَدَكَ، فَأَعْطِنِي إِيَّاهُ، وَشَهِدَ لَهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، فَسَأَلَهَا شَاهِدًا آخَرَ، فَشَهِدَتْ لَهَا أُمُّ أَيْمَنَ، فَقَالَ: قَدْ عَلِمْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لا تَجُوزُ إِلا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ أَوْ رَجُلٍ وَامْرَأَتَيْنِ، فَانْصَرَفَتْ.
«مالك بن جعونه از پدرش نقل كرده كه وي گفته است: فاطمه به ابوبكر گفت: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فدك را براي من قرار داد پس آن را به من برگردان و علي بن أبي طالب براي حضرت زهرا شهادت داد. ابوبكر شاهد ديگري خواست، ام ايمن شهادت داد. ابوبكر گفت: اي دختر رسول خدا مي‌داني كه قبول نمي‌شود مگر شهادت دو مر يا يك مرد و دو زن. حضرت زهرا با شنيدن اين سخن از نزد او برگشت.»
البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، فتوح البلدان، ج 1، ص 44، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1403هـ
وَحَدَّثَنِي رَوْحٌ الْكَرَابِيسِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا خَالِدُ بْنُ طَهْمَانَ، عَنْ رَجُلٍ حَسِبَهُ رَوْحٌ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَنَّ فَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ لأَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَعْطِنِي فَدَكَ، فَقَدْ جَعَلَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِي، فَسَأَلَهَا الْبَيِّنَةَ، فَجَاءَتْ بِأُمِّ أَيْمَنَ، وَرَبَاحٍ مَوْلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم فَشَهِدَا لَهَا بِذَلِكَ، فَقَالَ: إِنَّ هَذَا الأَمْرَ لا تَجُوزُ فِيهِ إِلا شَهَادَةُ رَجُلٍ وَامْرَأَتَيْنِ.
«جعفر بن محمد گفته است: فاطمه به ابو بكرصديق رضي الله عنه گفت: فدك را به من باز گردان زيرا رسول خدا آن را به من بخشيده است، ابوبكر از ايشان شاهد خواست. فاطمه ام ايمن و رباح غلام پيامبر را آوردند و آنها بر اين اعطاي فدك شهادت دادند. آنگاه ابوبكر گفت: شهادت قبول نمي‌شود جز اين كه شاهد يك مرد و دو زن باشد.»
البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، فتوح البلدان، ج 1، ص 44، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1403هـ.
وعن عبد الله بن أبي بكر بن عمرو بن حزم عن أبيه قال جاءت فاطمة إلى أبي بكر فقالت اعطني فدك فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم وهبها لي قال صدقت يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ولكني رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقسمها فيعطي الفقراء والمساكين وابن السبيل بعد ان يعطيكم منها.
«فاطمه نزد ابوبكر آمد و فرمود: فدك را به من بده زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله آن را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وسلم راست گفتي اما من ديدم كه رسول خدا صلي الله عليه وآله آن را ميان فقرا، مساكين و در راه مانده ها تقسيم كرد بعد از اين كه سهم شما را مي‌داد.»
الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاى694هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج 2، ص 126، تحقيق: عيسي عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.
الْمَدَائِنِيُّ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ خَالِدٍ مَوْلَى خُزَاعَةَ ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُقْبَةَ ، قَالَ : دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ حِينَ بُويِعَ . فَقَالَتْ : إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ وَرَبَاحًا يَشْهَدَانِ لِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَعْطَانِي فَدَكَ . فَقَالَ : وَاللَّهِ مَا خَلَقَ اللَّهُ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ أَبِيكِ ، لَوَدِدْتُ أَنَّ الْقِيَامَةَ قَامَتْ يَوْمَ مَاتَ ، وَلَأَنْ تَفْتَقِرَ عَائِشَةُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَفْتَقِرِي ، أَفَتَرَيْنِي أُعْطِي الأَسْوَدَ وَالأَحْمَرَ حُقُوقَهُمْ وَأَظْلِمُكِ وَأَنْتِ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، إِنَّ هَذَا الْمَالَ إِنَّمَا كَانَ لِلْمُسْلِمِينَ ، فَحَمَّلَ مِنْهُ أَبُوكِ الرَّاجِلَ وَيُنْفِقُهُ فِي السَّبِيلِ ، فَأَنَا إِلَيْهِ بِمَا وَلِيَهُ أَبُوكِ ، قَالَتْ : وَاللَّهِ لا أُكَلِّمُكَ قَالَ : وَاللَّهِ لا أَهْجُرُكِ . قَالَتْ : وَاللَّهِ لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ . قَالَ : لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ لَكِ.
«موسي بن عقبه مي‌گويد: حضرت فاطمه [سلام الله عليها] هنگام بيعت بر ابو بكر وارد شد و به او فرمود: ام ايمن و رباح براي من شهادت مي‌دهند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فدك را به من بخشيده است. ابوبكر گفت: به خدا سوگند خداوند جز پدرت محبوب تر در نزد من كسي را نيافريده است، دوست داشتم كه روز رحلت او قيامت بر پا مي‌شد. اگر عايشه محتاج و فقير شود، نزد من محبوب تر از اين است كه تو فقير شوي.
آيا شما عقيده داريد كه من به مردمان سياه و سرخ پوست عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستي. اين مال، براي مسلمين است پدرت از آن به سواران در راه خدا انفاق مي‌كرد. (يعني رسول خدا از اين مال براي مردان جنگي در حال جنگ انفاق مي‌كرد) من نيز همان كاري انجام مي‌دهم كه پدرت انجام مي داد. فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند با تو قهر نمي‌كنم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: من براي شما دعا مي كنم.»
البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج3، ص 316، طبق برنامه الجامع الكبير.
وروى هشام بن محمد، عن أبيه قال: قالت فاطمة، لأبي بكر: إن أم أيمن تشهد لي أن رسول الله (صلى الله عليه وآله)، أعطاني فدك، فقال لها: يا ابنة رسول الله، والله ما خلق الله خلقا أحب إلي من رسول الله (صلى الله عليه وآله) أبيك، ولوددت أن السماء وقعت على الأرض يوم مات أبوك، والله لأن تفتقر عائشة أحب إلي من أن تفتقري، أتراني أعطي الأحمر والأبيض حقه وأظلمك حقك، وأنت بنت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)، إن هذا المال لم يكن للنبي (صلى الله عليه وآله وسلم)، وإنما كان مالا من أموال المسلمين يحمل النبي به الرجال، وينفقه في سبيل الله، فلما توفي رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) وليته كما كان يليه، قالت: والله لا كلمتك أبدا، قال: والله لا هجرتك أبدا، قالت: والله لأدعون الله عليك، قال: والله لأدعون الله لك، فلما حضرتها الوفاة أوصت ألا يصلي عليها، فدفنت ليلا، وصلى عليها عباس بن عبد المطلب، وكان بين وفاتها ووفاة أبيها اثنتان وسبعون ليلة .
«فاطمه به ابو بكر گفت: ام ايمن براي من شهادت مي‌دهد كه رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له فدك را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله به خدا سوگند، به نظر من خداوند هيچ مخلوقي را محبوب تر از رسول خدا نيافريده است، دوست داشتم كه روز وفات پدرت آسمان به زمين فرود مي‌آمد. به خدا سوگند، اگر عايشه فقير شود نزد من محبوبتر از اين است كه شما فقير باشيد. به خدا سوگند آيا شما عقيده داريد كه من به با طلاي سرخ و نقره سفيد حق او را عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستيد. اين اموال (فدك) از آن رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له نبود بلكه جزئي از اموال مسلمين است كه مردم براي او مي آوردند و رسول خدا آن را در راه خدا انفاق مي‌كرد. هنگامي كه وفات يافت من متولي ‌آن شدم همانگونه كه ايشان متولي آن بود.
فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: هرگز با شما قهر نمي‌شوم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند براي تو دعا مي كنم. هنگامي‌كه زمان وفاتش فرار رسيد وصيت نمود كه ابو بكر بر او نماز نخواند؛ پس شبانه دفن شد و عباس بن عبد المطلب بر او نماز خواند. ميان وفات رسول خدا و وفات فاطمه 72 شب فاصله بود.»
الجوهري، أبي بكر أحمد بن عبد العزيز (متوفاي323هـ)، السقيفة وفدك، ص 104، تحقيق: تقديم وجمع وتحقيق: الدكتور الشيخ محمد هادي الأميني، ناشر : شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت – لبنان، الطبعة الأولى 1401 ه‍ - 1980م / الطبعة الثانية 1413 ه‍ . 1993م

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص روایات فراوان وجود دارد جهت اطلاع بیشتر به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

11
کد مطلب: 10463 - عنوان: ابن حبان ( از علمای بزرگ اهل سنت ) و زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) و برآورده شدن حاجاتش
نام و نام خانوادگی: ریکا - تاریخ انتشار: ١١:١٠ - ٢٥ دي ١٣٩٥
علي بن موسي الرضا از بزرگان اهل بيت و عقلاي بني هاشم است. اگر از وي روايتي شود، واجب است حديثش معتبر شناخته شود و كسيكه غير از فرزندانش و سایرین که از اون نقل روایت میکنند نشان دهنده باطل بودنشان باشد که به او روایت دروغ میبندند و در طوس بخاطر شربتی که مامون به او داد در آخرین روز سال 203وفات کردو قبرش در سناباد بیرون از نوقان مشهور است و قبرش کنار قبر هارون رشید است من به دفعات قبر يشان را زيارت کرده‌ام. زماني که در طوس بودم، هر مشکلي برايم رخ مي‌داد، قبر علي بن موسي الرضا را که درود خدا بر جدش و خودش باد زيارت مي‌کردم و براي برطرف شدن مشکلم دعا مي‌کردم و دعايم مستجاب و مشکلم حل مي‌شد. اين کار را به دفعات تجربه کردم و جواب گرفتم. خداوند ما را بر محبت مصطفي و اهل بيتش که درود خدا بر او اهل بيتش باد بميراند.
آیا این تر جمه درسته؟؟؟؟؟ یه سنیمیگه: وقتی نوشته ابن حبان رو میخوانیم در آن توسل به قبر و استغاثه و حاجت از قبر نیست بلکه فقط دعای نزد قبر بوده و این دعا کردن نزد قبر شرک نیست در متن آمده (( دعوت الله )) یعنی الله را میخواندم یا از خدا میخواستم .
جواب این حرف رو می خوام. هر چند باید واسه آدم عاقل این سوال پیش بیاد که بر فرض ابن حبان امام رو واسطه نمی گرفت ژس چرا میگه هر دفعه سر قبر ایشان می رفتم دعایم مستجاب می شد!!!!
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اگردر سخن ابن حبان دقت کنید خود او می گوید که هر وقت مشکلی داشتم به زیارت قبر علی بن موسی الرضا علیه السلام  می رفتم مشکلم حل می شد خود همین جمله  وما حلت بي شدة في وقت مقامى بطوس فزرت قبر على بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعليه ودعوت الله إزالتها عنى إلا أستجيب لي وزالت عنى تلك الشدة وهذا شيء جربته مرارا فوجدته
الثقات  ج 8   ص 457
هم توسل هم مشروعیت زیارت را ثابت می کند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 

12
کد مطلب: 9788 - عنوان: آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
نام و نام خانوادگی: محسن هدایتی - تاریخ انتشار: ٠١:٢٨ - ٢٥ دي ١٣٩٥
با عرض سلام خدمت کارشناسان محترم آیا فرضیه زیر درست میباشد و آیا واقعا اهل سنت حدیث در مورد ادامه نسل حضرت آدم ندارند نظر ائمه اطهارعلیهم السلام در باره این موضوع چیست با عرض تشکر
بسم الله الرحمن الرحیم...توسعه نسل آدم
حدیث صحیح مبنی بر چگونگی ادامه نسل آدم وجود ندارد و روایاتی که در تاریخ طبری یا کتب تاریخی دیگر آمده است سندشان صحیح نبوده و قابل حجت نیست همانطور که امام مالک گفته صحبت در مورد ادامه نسل آدم بدعت میباشد اما میتوان گفت که شاید پسران آدم با جن ها ازدواج کرده اند این حرف امام مالک میباشد که قضیه ازدواج فرزندان حضرت آدم را قبول نکرده است من هم میگویم که در این رابطه نباید با اطمینان نظر دادزیرا اظهار نظر در مورد موضوعی که پیامبر اکرم هیچ گونه صحبتی در مورد آن نفرموده اند، درست نمیباشد اما میخواهم بگویم که علاوه بر این دو فرضیه یعنی ازدواج پسران آدم با خواهرانشان یا ازدواج با جن ها راه دیگری نیز وجود دارد که برای آن دلیل قرآنی هم موجود میباشد البته باز هم میگویم این یک نظر شخصی بوده که پذیرفتن آن بدعت میباشد اما باید گفت که راه های زیادی برای توسعه نسل آدم وجود دارد که به خاطر ناقص بودن عقل بشر نمیتوان آن راه ها را درک کرد و اما موضوع اصلی این است که خداوند اراده فرمودند که حضرت مریم علیها السلام بدون شوهر پسری به دنیا بیاورد و خداوند متعال این پسر یعنی حضرت عیسی علیه السلام را نشانه ای برای جهانیان قرار داد واما اگر خداوند به دختران حضرت آدم به شکل حضرت مریم فرزند داده باشد فرزندان این دختران برای همدیگر حلال می شوند زیرا خاله زاده همدیگر خواهند شد و اما هدف از ابراز این نظر فقط همین است که نبی اکرم در مورد تکثیر نسل آدم حدیثی بیان نفرموده اند و ما هم باید سکوت کنیم و واقعا هم نمیدانیم که ادامه نسل آدم به چه شکلی بوده است وتنها خداوند متعال به آن امر آگاه است
نویسنده:هیوا کردنیا
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
هر چند در این خصوص نظریات مختلفی نقل شده است اما قول قوی در شیعه  طبق روایات اهل بیت علیهم السلام این است ازدواج در نسل اول اولاد آدم بين دو فرزند از آدم يعني شيث و يافث باملائکه الهي که به زمين آمدند وبه صورت بشري بوده اند انجام شده است.
با توجه به نقاط ضعف نظريه قبل  وتاييدات اين نظريه، قول قوي نيز اين نظريه مي‌باشد . روايتي درادامه خواهد آمد که چونگي گسترش نسل را از فرزندان آدم بيان مي‌کند .
2 أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ دَاوُدَ الْيَعْقُوبِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُقَاتِلٍ عَمَّنْ سَمِعَ زُرَارَةَ يَقُولُ‏ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ بَدْءِ النَّسْلِ مِنْ آدَمَ كَيْفَ كَانَ وَ عَنْ بَدْءِ النَّسْلِ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ فَإِنَّ أُنَاساً عِنْدَنَا يَقُولُونَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى آدَمَ أَنْ يُزَوِّجَ بَنَاتِهِ بِبَنِيهِ وَ أَنَّ هَذَا الْخَلْقَ كُلَّهُ أَصْلُهُ مِنَ الْإِخْوَةِ وَ الْأَخَوَاتِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً
علل الشرائع، ج‏1، ص: 19
يَقُولُ مَنْ قَالَ هَذَا بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ صَفْوَةَ خَلْقِهِ وَ أَحِبَّاءَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ مِنْ حَرَامٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْقُدْرَةِ مَا يَخْلُقُهُمْ مِنْ حَلَالٍ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى الْحَلَالِ الطُّهْرِ الطَّاهِرِ الطَّيِّبِ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ تَبَيَّنْتُ أَنَّ بَعْضَ الْبَهَائِمِ تَنَكَّرَتْ لَهُ أُخْتُهُ فَلَمَّا نَزَا عَلَيْهَا وَ نَزَلَ كُشِفَ لَهُ عَنْهَا فَلَمَّا عَلِمَ أَنَّهَا أُخْتُهُ أَخْرَجَ غُرْمُولَهُ ثُمَّ قَبَضَ عَلَيْهِ بِأَسْنَانِهِ حَتَّى قَطَعَهُ فَخَرَّ مَيِّتاً وَ آخَرَ تَنَكَّرَتْ لَهُ أُمُّهُ فَفَعَلَ هَذَا بِعَيْنِهِ فَكَيْفَ الْإِنْسَانُ فِي إِنْسِيَّتِهِ وَ فَضْلِهِ وَ عِلْمِهِ غَيْرَ أَنَّ جِيلًا مِنْ هَذَا الْخَلْقِ الَّذِي تَرَوْنَ رَغِبُوا عَنْ عِلْمِ أَهْلِ بُيُوتَاتِ أَنْبِيَائِهِمْ وَ أَخَذُوا مِنْ حَيْثُ لَمْ يُؤْمَرُوا بِأَخْذِهِ فَصَارُوا إِلَى مَا قَدْ تَرَوْنَ مِنَ الضَّلَالِ وَ الْجَهْلِ بِالْعِلْمِ كَيْفَ كَانَتِ الْأَشْيَاءُ الْمَاضِيَةُ مِنْ بَدْءِ أَنْ خَلَقَ اللَّهُ مَا خَلَقَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ أَبَداً ثُمَّ قَالَ وَيْحَ هَؤُلَاءِ أَيْنَ هُمْ عَمَّا لَمْ يَخْتَلِفْ فِيهِ فُقَهَاءُ أَهْلِ الْحِجَازِ وَ لَا فُقَهَاءُ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ الْقَلَمَ فَجَرَى عَلَى اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ بِمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ قَبْلَ خَلْقِ آدَمَ بِأَلْفَيْ عَامٍ وَ أَنَّ كُتُبَ اللَّهِ كُلَّهَا فِيمَا جَرَى فِيهِ الْقَلَمُ فِي كُلِّهَا تَحْرِيمُ الْأَخَوَاتِ عَلَى الْإِخْوَةِ مَعَ مَا حُرِّمَ وَ هَذَا نَحْنُ قَدْ نَرَى مِنْهَا هَذِهِ الْكُتُبَ الْأَرْبَعَةَ الْمَشْهُورَةَ فِي هَذَا الْعَالَمِ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَنِ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ عَلَى رُسُلِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ مِنْهَا التَّوْرَاةُ عَلَى مُوسَى ع وَ الزَّبُورُ عَلَى دَاوُدَ ع وَ الْإِنْجِيلُ عَلَى عِيسَى ع وَ الْقُرْآنُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص وَ عَلَى النَّبِيِّينَ ع وَ لَيْسَ فِيهَا تَحْلِيلُ شَيْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ حَقّاً أَقُولُ مَا أَرَادَ مَنْ يَقُولُ هَذَا وَ شِبْهَهُ إِلَّا تَقْوِيَةَ حُجَجِ الْمَجُوسِ فَمَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ثُمَّ أَنْشَأَ يُحَدِّثُنَا كَيْفَ كَانَ بَدْءُ النَّسْلِ مِنْ آدَمَ وَ كَيْفَ كَانَ بَدْءُ النَّسْلِ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ فَقَالَ إِنَّ آدَمَ ع وُلِدَ لَهُ سَبْعُونَ بَطْناً فِي كُلِّ بَطْنٍ غُلَامٌ وَ جَارِيَةٌ إِلَى أَنْ قُتِلَ هَابِيلُ فَلَمَّا قَتَلَ قَابِيلُ هَابِيلَ جَزِعَ آدَمُ عَلَى هَابِيلَ جَزَعاً قَطَعَهُ عَنْ إِتْيَانِ النِّسَاءِ فَبَقِيَ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَغْشَى‏ حَوَّاءَ خَمْسَمِائَةِ عَامٍ ثُمَّ تَخَلَّى مَا بِهِ مِنَ الْجَزَعِ عَلَيْهِ فَغَشِيَ حَوَّاءَ فَوَهَبَ اللَّهُ لَهُ شَيْثاً وَحْدَهُ لَيْسَ مَعَهُ ثَانٍ وَ اسْمُ شَيْثٍ هِبَةُ اللَّهِ وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ أُوصِيَ إِلَيْهِ مِنَ‏الْآدَمِيِّينَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ وُلِدَ لَهُ مِنْ بَعْدِ شَيْثٍ يَافِثُ لَيْسَ مَعَهُ ثَانٍ فَلَمَّا أَدْرَكَا وَ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُبْلِغَ بِالنَّسْلِ مَا تَرَوْنَ وَ أَنْ يَكُونَ مَا قَدْ جَرَى بِهِ الْقَلَمُ مِنْ تَحْرِيمِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَخَوَاتِ عَلَى الْإِخْوَةِ أَنْزَلَ بَعْدَ الْعَصْرِ فِي يَوْمِ الْخَمِيسِ حَوْرَاءَ مِنَ الْجَنَّةِ اسْمُهَا نَزْلَةُ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ شَيْثٍ فَزَوَّجَهَا مِنْهُ ثُمَّ أَنْزَلَ بَعْدَ الْعَصْرِ مِنَ الْغَدِ حَوْرَاءَ مِنَ الْجَنَّةِ اسْمُهَا مَنْزِلَةُ فَأَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى آدَمَ أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ يَافِثَ فَزَوَّجَهَا مِنْهُ فَوُلِدَ لِشَيْثٍ غُلَامٌ وَ وُلِدَتْ لِيَافِثَ جَارِيَةٌ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ حِينَ أَدْرَكَا أَنْ يُزَوِّجَ بِنْتَ يَافِثَ مِنِ ابْنِ شَيْثٍ فَفَعَلَ فَوُلِدَ الصَّفْوَةُ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ مِنْ نَسْلِهِمَا وَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ عَلَى مَا قَالُوا مِنَ الْإِخْوَةِ وَ الْأَخَوَاتِ
محمّد بن يحيى عطّار از حسين بن حسن بن ابان، از محمّد بن اورمه، از نوفلى از على بن داود يعقوبى، از حسن بن مقاتل از كسى كه از زراره شنيد و او گفت:
از امام صادق عليه السّلام سؤال شد كه پيدايش نسل از آدم عليه السّلام چگونه بود و نيز كيفيت توليد نسل از ذريّه حضرت آدم عليه السّلام به چه نحو صورت گرفته؟
سپس سائل گفت: دسته‏اى از مردم پيش ما هستند كه مى‏گويند: خداوندعزّ و جلّ به آدم وحى فرمود كه دخترانش را به نكاح پسران خود درآورد و اين همه مخلوقات در اصل از ازدواج خواهران و برادران مى‏باشند آيا اين سخن صحيح است يا نه؟
حضرت فرمودند: خدا منزّه و مبرّا از اين گفتار است، كسى كه اين سخن را مى‏گويد در واقع قائل است به اين كه حقّ عزّ و جلّ برگزيدگان از مخلوقات و احباب و انبياء و سفراء و مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات را از حرام آفريده و قدرت نداشته كه آنها را از حلال خلق كند با اين كه عهد و پيمان بسته و بر اساس آن، ملتزم شده كه خلق را از راه حلال ايجاد نموده و ايشان را پاك و پاكيزه و طيّب و منزّه از هر آلودگى بيافريند، به خدا سوگند برايم نقل كردند كه چهارپايى اشتباها روى خواهرش جست و بعد از آن كه پايين آمد و معلوم شد كه آن ماده خواهرش بوده آلت خود را بيرون آورد و سپس با دندانهايش آن را گرفت و فشرد تا قطع نمود و سپس افتاد و مرد و از چهارپاى ديگرى بمن خبر دادند كه اشتباها با مادرش جمع شده و پس از معلوم شدن، آن حيوان نيز همان كرد كه چهار پاى مذكور انجام داده بود و وقتى حيوانات چنين باشند انسان كه واجد فضايل و علم و كمال است اين طور نيست؟! منتهى همان طورى كه استثناء در همه موارد هست در اين جا نيز چنانچه مى‏بينى گروهى از مردم روى از علم و دانش تافته و به كارهايى كه امر نشده‏اند پرداخته و با ارتكاب آنها به ضلالت و گمراهى كشيده مى‏شوند و با انجام اعمال شنيع و قبيح به انحطاط مى‏گرايند و اين گونه از حركات ناهنجار از بدو پيدايش مخلوقات تا الآن ادامه داشته و تا ابد خواهد بود سپس حضرت فرمودند:
واى بر اين گروهى كه اعتقادشان چنين است و معتقد به اين قول هستند، ايشان چقدر بى‏خبرند از آنچه را كه فقهاء حجاز و عراق با هم در آن اتفاق نظر دارند و اختلافى ندارند، خداي تبارك و تعالى دو هزار سال قبل از آفرينش آدم عليه السّلام به قلم امر فرمود و آن بر لوح محفوظ جارى شد و حكم تحريم خواهران بر برادران و محرّمات ديگر را تا روز قيامت ثبت و ضبط نمود.
ما مشاهده مى‏كنيم اين كتب چهارگانه آسمانى مشهور در اين عالم را كه عبارت باشند از: تورات و انجيل و زبور و فرقان، خداوند متعال مطالب لوح محفوظ را در اين كتب قرار داد و آنها را بر انبياء و پيامبران- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- نازل فرمود، تورات را بر موسى عليه السّلام و زبور را بر داود عليه السّلام و انجيل را بر عيسى عليه السّلام و قرآن را بر حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و در هيچ يك از اين كتب آنچه را كه در لوح محفوظ حرام‏ است ،وجود ندارد .كسى كه اين گفتارو نظير آن را بيان كرده صرفا قصدش تقويت حجج و براهين مجوس مى‏باشد، خداوند آنها رانابود کند .
سپس امام عليه السّلام پرداختند به بيان كيفيّت پيدايش نسل از جناب آدم عليه السّلام و تكثيرش از ذريّه آن حضرت و فرمودند: براى آدم هفتاد پشت متولّد شد كه در هر پشت يك پسر و يك دختر بود تا وقتى كه هابيل به دست قابيل كشته شد پس از وقوع اين حادثه آدم سخت به جزع آمد و از فراغ هابيل بسيار گريست به طورى كه تا پانصد سال توان نزديكى نمودن با حوا را نداشت‏  و بعد از سپرى شدن اين دوران با حوّا نزديکي کرد، خداوند متعال بر خلاف هر بار تنها شيث را به او عنايت فرمود و با وى دوّمى نبود، اسم شيث هبة اللَّه بوده و اوّلين كسى مى‏باشد كه در زمين به عنوان وصىّ تعيين گرديد و بعد از شيث خداوند متعال تنها يافث را به وى عنايت نمود و با او نيز دوّمى نبود و وقتى هر دو به سن بلوغ و ادراك رسيدند و حقّ عزّ و جلّ اراده كرد با رعايت نمودن آنچه قلم بر صفحه لوح محفوظ ثبت و ضبط كرده و نكاح خواهر با برادر را حرام اعلام نموده، لذا بدين منظور روز پنجشنبه بعد از ظهر فرشته‏اى از بهشت به نام «نزله» به زمين فرو فرستاد و به جانب آدم امر فرمود كه او را به تزويج شيث درآورد و آدم نيز چنين نمود سپس بعد از ظهر فرداى آن روز فرشته‏اى ديگر به نام «منزله» از بهشت به زمين فرستاد و به آدم فرمان داد او را به تزويج يافث درآورد و آدم اطاعت امر نمود از ازدواج شيث با حوريه، پسرى و از تزويج يافث با فرشته ، دخترى متولد شد و پس از به بلوغ رسيدن اين پسر و دختر خداي تبارك و تعالى دستور داد دختر يافث با پسر شيث ازدواج كند و پس از اين ازدواج انبياء و سفراء از نسل اين دو به عرصه وجود آمدند و بايد به خدا پناه برد از آنچه كه اين افراد گفته اند و معتقدند كه نسل انبياء از تزويج خواهر و برادر بوده است .
علل الشرائع، ج‏1، ص: 20 ابن بابويه، محمد بن على، - قم، چاپ: اول، 1385ش / 1966م.
در اين روايت امام معصوم ضمن تکذيب و مخالفت بانظريه ازدواج فرزندان آدم با يکديگر و اشاره به مخالف بودن اين ازدواج با سنت الهي، اين عمل را عملي قبيح معرفي مي‌کنند ومي‌فرمايد: پديد آوردن خلق از حرام باسنت الهي درتضاد است بنابراين بايد راهي براي ادامه نسل باشد و حضرت با اشاره به ازدواج دو فرزند شيث و يافث با فرشته‌گاني که به زمين آمدند و در قيافه بشر ظاهر شدند، آنرا آغاز خلقت بشر مي‌شمارد مي‌فرمايند .اين نظريه واين بيان قول قوي دراين بحث مي باشد وايرادات نظريه قبلي را ندارد.
البته احتمال ديگري را عده اي از افراد نقل کرده اند که احتمال ازدواج فرزندان آدم با فرزندان آدم از نسل هاي قبل حضرت آدم است
.قبل از حضرت آدم انسانها و موجودات ديگر وجود داشته اند و احتمال ازدواج اولاد حضرت آدم با آنها مي باشد
در اين خصوص رواياتي نقل شده است که وجود موجودات ديگر را در عوامل ديگر ثابت مي‌کند:
 أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ قَالَ يَا جَابِرُ تَأْوِيلُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَكَنَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَالَماً غَيْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ خَلْقاً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ خَلَقَ لَهُمْ أَرْضاً غَيْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَيْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ وَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ بَشَراً غَيْرَكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ‏ أَلْفِ‏ عَالَمٍ‏ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّين‏ .
 پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از عمرو بن شمر از جابر بن يزيد كه گفت ازحضرت باقر عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عز و جل‏ أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ يعنى آيا پس ما بتنگ آمديم و مانده شديم بآفرينش اول بلكه ايشان در اشتباه و آشفتگى از آفريدن تازه‏اند و حضرت فرمود كه اى جابر تأويل اين آيه آنست كه خداى عز و جل چون اين خلق و اين عالم را نيست و نابود گرداند و اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ ساكن كند عالمى را غير از اين عالم تازه خلق كند و خلقى را تازه بيافريند بى‏نرها و ماده‏ها كه او را بپرستند و توحيد او كنند و زمين را غير از اين زمين از براى ايشان بيافريند كه ايشان را بردارد و آسمانى را غير از اين آسمان خلق كند كه‏بر ايشان سايه افكند و شايد كه تو چنان مى‏بينى كه خدا عالمى مگر اين يك عالم را نيافريده و چنان مى‏بينى كه خدا آدميانى را غير از شما نيافريده بلى بخدا سوگند كه خدا هزار هزار عالم و هزار هزار آدم را آفريده و تو در آخر اين عالمها و اين آدمهائى.
التوحيد (للصدوق) ؛ ص277ابن بابويه، محمد بن على، التوحيد (للصدوق) - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.
از اين روايت شريف بدست مي آيد که انسانهايي قبل از انسانهاي زمان آدم وجود داشته است واحتمال گسترش نسل بشر از طريق ازدواج با آنها بوده است که هنوز منقرض نشده بودند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

13
کد مطلب: 10655 - عنوان: دیدگاه یک قاری مشهور مصری درباره تشیع
نام و نام خانوادگی: احمد - تاریخ انتشار: ٢٢:١٠ - ٢٤ دي ١٣٩٥
ما شاء الله .. احسنت
14
کد مطلب: 10667 - عنوان: مناظره تلویزیونی بین شبکه ماهواره ای الولایه و شبکه وهابی وصال عربی برگزار گردید.
نام و نام خانوادگی: رستمی - تاریخ انتشار: ٢٠:٥٨ - ٢٤ دي ١٣٩٥
سلام
فایل صوتی را هم بگذارید
ممنون
15
کد مطلب: 9788 - عنوان: آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
نام و نام خانوادگی: aa - تاریخ انتشار: ١٦:٢٥ - ٢٤ دي ١٣٩٥
وضع رجال سند روایت زید بن وهب از زید بن ارقم در معظم کبیر طبرانی چگونه است؟
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
تنها اشکال سندی که برخی به این روایت (کور شدن زید بن ارقم بخاظر انکار جریان غدیر) گرفته اند، وجود دو راوی  إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَمْرٍو الْبَجَلِيُّ، و أَبُو إِسْرَائِيلَ الْمُلائِيُّ می باشد
در پاسخ باید بگوییم
 هر چند این دو راوی را ضعبف دانسته اند اما در مقابل توثیقات نیز دارد ابن حبان اسماعیل بن عمرو را در الثقات ذکر کرده و حاکم نیز روایت او را صحیح دانسته است
أخبرنا أبو عبد الله محمد بن أحمد بن بطة الأصبهاني ثنا عبد الله بن محمد بن زكريا الأصبهاني ثنا إسماعيل بن عمرو البجلي ثنا الأجلح بن عبد الله الكندي عن حبيب بن ثابت عن عاصم بن ضمرة عن علي رضي الله عنه قال أخبرني رسول الله صلى الله عليه وسلم أن أول من يدخل الجنة أنا وفاطمة والحسن والحسين قلت يا رسول الله فمحبونا قال من ورائكم صحيح الإسناد ولم يخرجاه
المستدرك على الصحيحين  ج 3   ص 164
در خصوص راوی بعدی أَبُو إِسْرَائِيلَ الْمُلائِيُّ نیز باید بگوییم این راوی نیز هر چند تضعیف دارد ولی توثیقات نیز دارد
ابن حجر گوید:
إسماعيل بن خليفة العبسي بالموحدة أبو إسرائيل الملائي الكوفي معروف بكنيته وقيل اسمه عبد العزيز صدوق سيء الحفظ نسب إلى الغلو في التشيع من السابعة مات سنة تسع وستين وله أكثر من ثمانين سنة ت ق
تقريب التهذيب  ج 1   ص 107
ابن سعد نیز می نویسد:
أبو إسرائيل الملائي العبسي واسمه إسماعيل بن أبي إسحاق قال يقولون إنه صدوق وكان بهز بن أسد يحكي أنه سمع أبا إسرائيل تناول عثمان وأشياء نحو هذا تحكى عنه
الطبقات الكبرى  ج 6   ص 380
در این صورت روایت مختلف فیه می شود با اين وجود که اين راوي هم توثيق دارد هم تضعيف،طبق رجال اهل سنت روايت مختلف فيه مي شود  و اين نوع روايت را روايت حسن گويند:  وقال ابن القطان هو صدوق ولم يثبت عليه ما يسقط له حديثه إلا أنه مختلف فيه فحديثه حسن .
تهذيب التهذيب ، ج 5 ، ص 228
گذشته از بحث سندی روایت، این کار زید بن ارقم ( یعنی جسارت وی در مقابل حضرت علی علیه السلام و مشمول نفرین ایشان شدن ) آنقدر مشهور است که به کتب رجالی و تاریخی نیز راه  پیدا کرده است .
ابوعبدالله علاء الدین مغلطای در ترجمه زید بن ارقم میگوید :
وذكر - أيضا-: أن عليا لما ناشد من سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه»، قال زيد: فكنت فيمن كتم، فذهب بصري، وكان علي قد دعا على من كتم.
همچنین بیان شده که علی علیه السلام قسم داد افراد را که چه کسی از رسول الله صلی الله علیه و آله شنیده است که میفرمود : هر کس من مولای او هستم ، پس علی (علیه السلام) هم مولای اوست ؟ زید گفت : من از دسته افرادی بودم که این حدیث را مخفی کردم پس کور شدم زیرا علی علیه السلام کسانی را که این حدیث را کتمان کردند ، نفرین کرد.
إكمال تهذيب الكمال في أسماء الرجال ، ج 5 ص 129 ، المؤلف: مغلطاي بن قليج بن عبد الله البكجري المصري الحكري الحنفي، أبو عبد الله، علاء الدين الوفاه 762هـ ، الناشر: الفاروق الحديثة للطباعة والنشر ،الطبعة: الأولى، 1422 هـ‍‍ - 2001 م ،المحقق: أبو عبد الرحمن عادل بن محمد - أبو محمد أسامة بن إبراهيم
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

16
کد مطلب: 9788 - عنوان: آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
نام و نام خانوادگی: aa - تاریخ انتشار: ١٦:٢٠ - ٢٤ دي ١٣٩٥
بر فرض که حدیث من کنت مولی فعلی مولی صحیح باشد.
کجای آن امامت را اثبات میکند؟
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

17
کد مطلب: 10667 - عنوان: مناظره تلویزیونی بین شبکه ماهواره ای الولایه و شبکه وهابی وصال عربی برگزار گردید.
نام و نام خانوادگی: علی - تاریخ انتشار: ١٠:٥٧ - ٢٤ دي ١٣٩٥
لطفا دانلود این مناظره را بگذاریذ یا متن نوشتاری ان را چون ما ماهواره نداریم
18
کد مطلب: 9788 - عنوان: آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
نام و نام خانوادگی: معین - تاریخ انتشار: ٠٢:٠٦ - ٢٤ دي ١٣٩٥
سلام من هنوز برام خیلی جای سواله که چرا این شاگردان امام در محضر ایشان بودند ولی شیعه نشدند در مورد پیامبر خب گفته شده اونموقه خیلی از ایمان ها ظاهری بوده و منافق بودند ولی در مورد علمایی که برای اسلام تلاش کردند برایشان مسئله امامت و علم و عصمت امام توسط ایشان تبیین شده و نپذیرفتند؟ مدت دو سال شاگرد امام صادق علیه السلام باشی و شیعه ی ایشان نشوی؟ خیلی برام جای سواله و پاسختون قانعم نکرد اگه اطلاعات بیشتری دارید در اختیار بگذارید ممتون
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص به قسمت نظرات مقاله ذیل رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

19
کد مطلب: 10667 - عنوان: مناظره تلویزیونی بین شبکه ماهواره ای الولایه و شبکه وهابی وصال عربی برگزار گردید.
نام و نام خانوادگی: امیر - تاریخ انتشار: ٠٠:٥٥ - ٢٤ دي ١٣٩٥
سلام.اگه ممکنه فایل ویدیویی را در سایت قرار بدین.ممنون
20
کد مطلب: 10170 - عنوان: ماجرای ازدواج حضرت ام کلثوم سلام الله علیها با عمر بن خطاب
نام و نام خانوادگی: محمد از رومانی - تاریخ انتشار: ٢٠:٤٠ - ٢٣ دي ١٣٩٥
بسيار مستند مفید و پر فایده ای بود ، از شبکه ولایت بسیار بسیار ممنون هستیم که گامی جدید در مباحث شبهاتی برداشته است ان هم با ساخت مستند ها و برنامه های این چنینی ؛ در ضمن مجری این برنامه ها خیلی متین و با وقار ظاهر شده ؛ دست همگی تان درد نکند