2020 February 24 - دوشنبه 05 اسفند 1398
نكاح متعه: پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (4)
کد مطلب: ٦٥٩٠ تاریخ انتشار: ٢٦ آبان ١٣٨٨ تعداد بازدید: 941
خارج فقه مقارن » نكاح متعه
نكاح متعه: پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (4)

جلسه 31_تاریخ : 88/08/26

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

جلسه 31_تاریخ : 88/08/26

اضطراب فقهاء اهل سنت در زمان تحريم متعه

بحثي كه تا حدودي مي تواند افسانه تحريم متعه را باطل كند، اضطراب كلمات اهل سنت در زمان تحريم است كه اين تحريم در چه زماني حلال و حرام شد. نووي در شرح صحيح مسلم، در رابطه با زمان تحليل و تحريم متعه، مفصل بحث كرده است و خلاصه اش اين است:

1. أُحلت و حُرّمت في غزوة خيبر، رووه عن علي عليه السَّلام

2. ما حُلّت إلاّ في عمرة القضاء و هو المروي عن الحسن البصري و روي هذا عن سبرة الجهني

3. أُحلّت و حرمت يوم الفتح و هو المروي عن سبرة الجهني أيضاً

4. نهي عنها النبي في غزوة تبوك، كما في رواية إسحاق بن راشد عن الزهري

5. أباحها يوم أوطاس

6. أباحها يوم حجة الوداع.

شرح صحيح مسلم للنووي، ج9، ص191

تمام اينها به دليل دفاع از موضع خليفه دوم در مورد حرمت متعه است، در حالي كه قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گواهي بر مشروعيت متعه مي دهند.

توجيه نووي

آقاي نووي مي گويد: «إنّ الذي جري في حجّة الوداع مجرّد النهي، كما جاء في غير رواية و يكون تجديده صلَّي الله عليه و آله و سلَّم النهي عنها يومئذ لاجتماع الناس و ليبلغ الشاهد الغائب و لتمام الدين و تقرر الشريعة كما قرر غير شيء و بين الحلال و الحرام يومئذ و بتَّ تحريم المتعة حينئذ لقوله إلي يوم القيامة : در حجة الوداع، فقط نهي از متعه شده است، نه تحريم. به خاطر اين كه همه مردم در اين روز جمع شده بودند و صلاح نبود كه متعه در حجة الوداع انجام شود و دستور داده شد تا به همه اطلاع دهند ... »

شرح صحيح مسلم للنووي، ج9، ص180

اين گفتار آقاي نووي، فقط حدس است، وگرنه تمام برنامه هاي حجة الوداع، از شروع تا پايان و تمام خطبه هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ثبت شده است و در هيچ كدام از اين خطبه ها، كوچك ترين اشاره و كنايه و تصريحي بر متعه نشده است.

توجيه ابن قدامه

ابن قدامه مقدسي ـ كه از فقهاء بزرگ اهل سنت و حنبلي مذهب است و وهابي ها هم ارادت ويژه اي به او دارند ـ مي گويد: «إختلف أهل العلم في الجمع بين هذين الخبرين تحريم المتعة يوم خيبر و في فتح مكة فقال قوم في حديث علي: «نهي عن متعة النساء يوم خيبر و عن لحوم الحمر الأهلية»، تقديم و تأخير و تقديره: أنّ النبي صلَّي الله عليه و سلَّم نهي عن لحوم الحمر الأهلية يوم خيبر و نهي عن متعة النساء و لم يذكر ميقات النهي عنها و قد بيّنه الربيع بن سبرة حديثه أنّه كان في حجة الوداع، لأنّه قال: أشهد علي أبي أنّه حدّث أنّ النبي نهي عن المتعة في حجة الوداع : ميان اهل علم در جمع بين اين دو خبر ـ تحريم متعه در روز خيبر يا در فتح مكه ـ اختلاف شده است و گروهي گفتند در حديث علي كه گفت: «متعه كردن زنان و گوشت الاغ در روز خيبر نهي شد» تقديم و تأخير وجود دارد. يعني رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نهي كرد از گوشت الاغ در روز خيبر و نهي كرد از متعه كردن زنان و زمان نهي از متعه ذكر نشده است... »

المغني لعبد الله بن قدامه، ج7، ص572

ببينيد كه شريعت را چگونه بازيچه قرار داده اند؟! تصرف در روايت مي كنند! مي گويد قيد «روز خيبر» را براي «گوشت الاغ ها» بايد قرار داد و نهي از متعه زنان، قيد ندارد. بر فرض كه در اين روايت تصرف كردند، رواياتي كه تحريم متعه را در يوم أوطاس و فتح مكه و حجة الوداع و تبوك مي دانند، چه مي كنند؟! آيا مي توانند در آنجا هم اين تصرف را بكنند؟ اگر افراد عادي اين حرف را بزنند، آدم گلايه نمي كند، ولي كسي كه از فقهاء كم نظير اهل سنت است، نبايد اين حرف را بزند. جناب عمر آمده در شريعت تصرف كرده و اين آقايان هم براي توجيه اين تصرف، تصرفات ديگري انجام مي دهند.

توجيه شافعي

«و قال الشافعي: لا أعلم شيئاً أحلّ اللّه ثمّ حرمه، ثمّ أحلّه، ثمّ حرمه، إلاّ المتعة. فحمل الأمر علي ظاهره و أنّ النبي صلَّي الله عليه و سلَّم حرمها يوم خيبر، ثمّ أباحها في حجة الوداع ثلاثة أيام ثم حرمها : ابن قدامه مي گويد: شافعي مي گويد: چيزي را سراغ ندارم كه خداوند آن را حلال كند و سپس حرام كند و باز حلال كند و سپس حرام كند، مگر متعه. آقاي شافعي، أمر را بر ظاهرش حمل كرده است ...»

المغني لعبد الله بن قدامه، ج7، ص572

حديث سبره اي كه اينها به رخ مي كشند، اين است:

« ... وَ كَانَ رِدَاءُ صَاحِبِي أَجْوَدَ مِنْ رِدَائِي وَ كُنْتُ أَشَبَّ مِنْهُ فَإِذَا نَظَرَتْ إِلَي رِدَاءِ صَاحِبِي أَعْجَبَهَا وَ إِذَا نَظَرَتْ إِلَيَّ أَعْجَبْتُهَا، ثُمَّ قَالَتْ أَنْتَ وَ رِدَاؤُكَ يَكْفِينِي، فَمَكَثْتُ مَعَهَا ثَلاَثًا. ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و سلم قَالَ: مَنْ كَانَ عِنْدَهُ شَيْءٌ مِنْ هَذِهِ النِّسَاءِ الَّتِي يَتَمَتَّعُ، فَلْيُخَلِّ سَبِيلَهَا»

صحيح مسلم، ج4، ص131، حديث3309

در روايت ديگري هم آمده است:

« ... إِنَّ بُرْدَ هَذَا خَلَقٌ وَ بُرْدِي جَدِيدٌ غَضٌّ، فَتَقُولُ بُرْدُ هَذَا لاَ بَأْسَ بِهِ، ثَلاَثَ مِرَار أَوْ مَرَّتَيْنِ، ثُمَّ اسْتَمْتَعْتُ مِنْهَا، فَلَمْ أَخْرُجْ حَتَّي حَرَّمَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و سلم»

صحيح مسلم، ج4، ص132، حديث3310

نتيجه سخن آقاي شافعي اين مي شود كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) متعه را حلال كرد و ديد به صلاح نيست و فسادي بر آن مترتب است و حرام كرد و باز هم ديد حرمت آن فساد دارد، متعه را حلال كرد و باز هم ديد جواز متعه، فساد دارد، حرام كرد. ما در قوانين دنيا هم سراغ نداريم كه مجلس، قانوني را تصويب كند و لغو كند و دوباره تصويب كند و لغو كند. حتي در مجالس عادي مردمي، هم چنين چيزي را نشنيده ايم، تا چه رسد به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه: «وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي ـ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي (سوره نجم/4-3)». اين كار، زير سوال بردن حكمت خداوند است. يعني ـ نستجير بالله ـ خداوند متوجه نبود و آمد حلال كرد و پشيمان شد و حرام كرد و ... . اين نشان مي دهد كه اينها براي منزّه كردن ساحت عمر، حاضر هستند حتي به خدا نسبت هاي نادرست بدهند.

توجيه ابن حجر

«قال السهيلي: و قد اختلف في وقت تحريم نكاح المتعة، فأغربُ ما روي في ذلك، رواية من قال في غزوة تبوك، ثمّ رواية الحسن أنّ ذلك كان في عمرة القضاء و المشهور في تحريمها إنّ ذلك كان في غزوة الفتح كما أخرجه مسلم من حديث الربيع بن سبرة عن أبيه و في رواية عن الربيع أخرجها أبو داود أنّه كان حجّة الوداع، قال: و من قال من الرواة كان في غزوة أوطاس فهو موافق لمن قال عام الفتح : سهيلي مي گويد: در زمان تحريم متعه، اختلاف شده است و غريب ترين روايتي كه در اين مورد آمده، روايتي است كه زمان تحريم را در غزوه تبوك مي داند، سپس روايت حسن بصري كه زمان تحريم را در عمره قضاء مي داند. مشهور اين است كه اين تحريم در غزوه فتح مكه بوده است، چنانچه صحيح مسلم روايتي از سبره آورده است و در روايت ابو داود از ربيع، تحريم متعه در حجة الوداع آمده است. كساني هم زمان تحريم را در غزوه أوطاس مي دانند كه اين قول، موافق قول تحريم متعه در سال فتح مكه است»

فتح الباري لإبن حجر، ج9، ص145

در روايت آمده است كه تحريم، در فتح مكه بوده است، نه در سال فتح مكه، تا ايشان بتواند روايت تحريم در غزوه أوطاس را موافق آن بداند.

ابن حجر در ادامه مي گويد: «فتحصّل ممّا أشار إليه ستة مواطن: خيبر، ثمّ عمرة القضاء، ثمّ الفتح، ثمّ أوطاس، ثمّ تبوك، ثمّ حجّة الوداع، إلي أن قال: و من قال لا مخالفة بين أوطاس و الفتح لأنّ الفتح كان في رمضان ثمّ خرجوا إلي أوطاس في شوال : نتيجه موارد اشاره شده اين است كه در اين 6 زمان، متعه تحريم شده است: جنگ خيبر، عمره قضاء، فتح مكه، غزوه أوطاس، غزوه تبوك، حجة الوداع. ...»

فتح الباري لإبن حجر، ج9، ص146

استوانه هاي علمي اهل سنت در حل اين مسئله مانده اند كه چه كنند.

داستان عمره القضاء

«عمرة القضاء في ذي القعدة سنة سبع من الهجرة: سميت بذلك لأنها كانت قضاء للعمرة التي صدت قريش فيها النبي (ص) عن العمرة عام الحديبية سنة ست من الهجرة، فإنه جاء قاصدا العمرة لا يريد حربا، فصدته قريش و منعته من ذلك، ثم جرت المهادنة و الصلح بينهم و بينه علي ترك الحرب عشر سنين و إن يرجع عنهم في تلك السنة، فإذا كانت السنة الآتية خرجوا عن مكة و دخلها بأصحابه فاعتمر و أقام بها ثلاثا، معه سلاح الراكب السيوف في الأغماد، كما مرّ تفصيله في الجزء الثاني، فلما كانت هذه السنة جاء لقضاء العمرة التي صد عنها في السنة الماضية حسب المعاهدة بينه و بين قريش و كان معه في هذه العمرة علي و الزهراء V»

أعيان الشيعة للعاملي، ج1، ص407

نتيجه

«و علي كلّ حال فهذا الإختلاف الكبير يجرّ الباحث إلي التشكيك في أصل التحريم و إلاّ فكيف خفي زمان التحريم و مكانه علي المسلمين حتّي صاروا طوائف ست لا سيما في مسألة كمسألة المتعة التي يبتلي بها الناس في حلّهم و ترّحالهم، فلا يمكن نسخ القرآن الكريم بهذه الأخبار المشوّشة المضطربة»

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | محب مولا | , ایران | ٠٤:٣٠ - ١٢ تير ١٣٩٤ |
در مورد اباحه ی متعه در حجه الوداع چه اسنادی هست؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
متعه الحج در زمان پیامبر (ص) حلال بود اما عمر آن را حرام کرد همچنانکه سرخسي در دو کتاب خود روايتی را با سند صحيح از عمر چنین نقل می کند که عمر خودش گفت این متعه در زمان پیامبر حلال بود من از آن نهی می کنم
 وقد صحّ أنّ عمر رضى اللّه عنه نهى الناس عن المتعة فقال: متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم وأنا أنهى الناس عنهما ؛متعة النساء، ومتعة الحج .
با روايت صحيح از عمر نقل شده است که وي مردم را از متعه نهي کرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع
المبسوط للسرخسي ج4 ص27 - أصول السرخسي ج2 ص6
در مسند احمد نیز آمده است
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا هُشَيْمٌ أَنْبَأَنَا يُونُسُ عَنِ الْحَسَنِ ان عُمَرَ رضي الله عنه أَرَادَ ان يَنْهَى عن مُتْعَةِ الْحَجِّ فقال له أبي ليس ذلك لك قد تَمَتَّعْنَا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ولم يَنْهَنَا عن ذلك فاضرب عن ذلك عُمَرُ وَأَرَادَ ان يَنْهَى عن حال الْحِبَرَةِ لأَنَّهَا تُصْبَغُ بِالْبَوْلِ فقال له أبي ليس ذلك لك قد لَبِسَهُنَّ النبي صلى الله عليه وسلم وَلَبِسْنَاهُنَّ في عَهْدِهِ
مسند أحمد بن حنبل  ج 5   ص 142
همچنین نقل شده است
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا بَهْزٌ قال وثنا عَفَّانُ قَالاَ ثنا هَمَّامٌ ثنا قَتَادَةُ عن أبي نَضْرَةَ قال قلت لِجَابِرِ بن عبد اللَّهِ ان بن الزُّبَيْرِ رضي الله عنه يَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ وان بن عَبَّاسٍ يَأْمُرُ بها قال فقال لي على يدي جَرَى الْحَدِيثُ تَمَتَّعْنَا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال عَفَّانُ وَمَعَ أبي بَكْرٍ فلما ولي عُمَرُ رضي الله عنه خَطَبَ الناس فقال ان الْقُرْآنَ هو الْقُرْآنُ وان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم هو الرَّسُولُ وأنهما كَانَتَا مُتْعَتَانِ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِحْدَاهُمَا مُتْعَةُ الْحَجِّ وَالأُخْرَى مُتْعَةُ النِّسَاءِ
مسند أحمد بن حنبل  ج 1   ص 52
بنابراین این متعه مانند متعه النساء در زمان پیامبر (ص) حلال بود که عمر از آن نهی کرد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English