2020 October 24 - شنبه 03 آبان 1399
نكاح متعه: تلخيص بحثهاي گذشته (2)
کد مطلب: ٦٥٧٨ تاریخ انتشار: ٢٧ دي ١٣٨٨ تعداد بازدید: 1479
خارج فقه مقارن » نكاح متعه
نكاح متعه: تلخيص بحثهاي گذشته (2)

جلسه 43_تاریخ : 88/10/27

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم


جلسه 43_تاریخ : 88/10/27

 

بحث ما در رابطه با خلاصه اي از جلسات گذشته بود. ديروز 6 دليل إقامه كرديم كه مراد از اين آيه:

«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ»

سوره نساء/آيه24

«عقد موقت» است، نه «عقد دائم».

دليل هفتم: إتفاق نظر أئمه (عليهم السلام) بر دلالت اين آيه بر متعه

در إبتداء جلسات، شايد حدود 20 جلسه در رابطه با متعه از ديدگاه أئمه (عليهم السلام) بحث كرديم. اكنون هم به آن دسته از روايات إستناد مي كنيم كه أئمه (عليهم السلام)، آيه قرآن را تفسير كرده اند به «عقد موقت».

روايت اول:

عن أبي بصير قال: سألت أبا جعفر (عليه السلام) عن المتعة؟ فقال: نزلت في القرآن «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ»

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج21، ص5، ح26356

روايت دوم:

عن إبن أبي عمير عمن ذكره عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: إنما نزلت «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إلي أجل مسمي فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً»

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج21، ص5، ح26358

اين روايت صحيح است؛ چون إبن أبي عمير از كساني است كه:

لا يروي و لا يرسل إلا عن ثقة

روايت سوم:

عن أبي مريم عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنة من رسول الله (صلي الله عليه و آله)

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج21، ص6، ح26360

روايت چهارم:

عن عبد الرحمن بن أبي عبد الله قال: سمعت أبا حنيفة يسأل أبا عبد الله (عليه السلام) عن المتعة؟ فقال: عن أي المتعتين تسأل؟ قال: سألتك عن متعة الحج، فأنبئني عن متعة النساء أحق هي؟ قال: سبحان الله! أما تقرأ كتاب الله: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» فقال أبو حنيفة: و الله! لكأنها آية لم أقرأها قط

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج21، ص7، ح26361

روايت پنجم:

عن بكر بن محمد قال: سألت أبا عبد الله (عليه السلام) عن المتعة؟ فقال: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ»

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج21، ص9، ح26372

حدود 10 روايت صحيح داريم كه أئمه (عليهم السلام) به آيه 24 سوره نساء إستناد كرده اند بر مشروعيت و حلّيت متعه.

دليل هشتم: سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)

روايات متعددي در صحاح خود أهل سنت وجود دارد بر مشروعيت متعه. ولي اين يك قاعده كلي است كه اگر روايتي را در صحيح بخاري يا صحيح مسلم داشتيم، نيازي نداريم كه از ساير صحاح و سنن و كتب معتبر ديگر نقل كنيم. چون با وجود روايت در اين دو كتاب، مسئله تمام است و آقايان أهل سنت معتقدند روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم، تالي تلو قرآن است و اين دو كتاب، أصح الكتب بعد الكتاب هستند.

روايت اول:

عن قيس قال: قال عبد الله: كنا نغزو مع رسول الله صلي الله عليه و سلم و ليس لنا شئ، فقلنا: أ لا نستخصي؟ فنهانا عن ذلك، ثم رخص لنا أن ننكح المرأة بالثوب، ثم قرأ علينا: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (سوره مائده/آيه87»

صحيح بخاري، ج6، ص119 ـ صحيح مسلم، ج4، ص130

روايت دوم:

عن جابر بن عبد الله و سلمة إبن الأكوع قالا: كنا في جيش فأتانا رسول الله صلي الله عليه و سلم فقال: إنه قد أذن لكم أن تستمتعوا فاستمتعوا

صحيح بخاري، ج6، ص129

روايت سوم:

عن سلمة بن الأكوع و جابر بن عبد الله: أن رسول الله صلي الله عليه و سلم أتانا فأذن لنا في المتعة

صحيح مسلم، ج4، ص130

روايت چهارم:

قال عطاء: قدم جابر بن عبد الله معتمرا، فجئناه في منزله، فسأله القوم عن أشياء، ثم ذكروا المتعة، فقال: نعم، إستمتعنا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر و عمر

صحيح مسلم، ج4، ص130

روايت پنجم:

أبو الزبير قال: سمعت جابر بن عبد الله يقول: كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر، حتي نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث

صحيح مسلم، ج4، ص131

روايت ششم:

عن الربيع بن سبرة أن أباه غزا مع رسول الله صلي الله عليه و سلم فتح مكة قال فأقمنا بها خمس عشرة (ثلاثين بين ليلة و يوم) فأذن لنا رسول الله صلي الله عليه و سلم في متعة النساء، فخرجت أنا و رجل من قومي و لي عليه فضل في الجمال و هو قريب من الدمامة، مع كل واحد منا برد فبردي خلق و أما برد إبن عمي فبرد جديد غض، حتي إذا كنا بأسفل مكة أو بأعلاها، فتلقتنا فتاة مثل البكرة العنطنطة، فقلنا: هل لك أن يستمتع منك أحدنا؟ قالت: و ماذا تبذلان؟ فنشر كل واحد منا برده، فجعلت تنظر إلي الرجلين و يراها صاحبي تنظر إلي عطفها، فقال: إن برد هذا خلق و بردي جديد غض، فتقول: برد هذا لا بأس به، ثلاث مرار أو مرتين، ثم إستمتعت منها ...

صحيح مسلم، ج4، ص132

و روايات ديگري كه دلالت دارد بر اين كه در عصر رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، متعه، أمري مشروع بوده است. اگر كسي عقل داشته باشد، اين چند روايت كفايت مي كند بر اين كه «عقد موقت»، أمري مشروع بود. اگر در مورد آيه قرآن هم بخواهند توجيه بكنند، در اينجا نمي توانند و قابل توجيه نيست. چون حتي در اين روايت أخير، خصوصيات خودش و دوستش و لباس خودش و دوستش را هم مي گويد:

جابر هم مي گويد با يك مشت خرما يا آرد، زنان را متعه مي كرديم

اينها واضح و روشن است و قابل توجيه و تأويل نيست و راهي براي إنكار وجود ندارد. آقاياني كه مي گويند:

متعه، زنا است

در حقيقت مضافا بر إنكار قرآن، ـ نستجير بالله ـ نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را كه مي فرمايد:

إنه قد أذن لكم أن تستمتعوا فاستمتعوا

متهم مي كنند به دستور دادن به زنا. صحابه اي مانند جابر و سبره را متهم مي كنند ـ نستجير بالله ـ به عمل به زنا. پناه مي بريم به خداوند از تعصب كور و كر.

دليل نهم : سيره صحابه و تابعين

روايت اول:

إبن حزم آندلسي مي گويد:

و قد ثبت علي تحليلها بعد رسول الله صلي الله عليه و سلم جماعة من السلف رضي الله عنهم. منهم من الصحابة رضي الله عنهم:

أسماء بنت أبي بكر الصديق و جابر بن عبد الله و إبن مسعود و إبن عباس و معاوية بن أبي سفيان و عمرو بن حريث و أبو سعيد الخدري و سلمة و معبد أبناء أمية بن خلف و رواه جابر بن عبد الله عن جميع الصحابة مدة رسول الله صلي الله عليه و سلم و مدة أبي بكر و عمر إلي قرب آخر خلافة عمر

المحلي لإبن حزم، ج9، ص520

آيا از اين واضح تر و روشن تر؟! اگر واقعا نسخ شده بود، آيا اين آقايان عمل خلافي را مرتكب شده اند و زنا كرده اند؟! يا اين كه شما مي گوييد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نسخ كرده است و نسخ به گوش اينها نرسيده است؟! اين عذر بدتر از گناه است. شما مي گوييد صحابه، ناقل شريعت بوده اند و شريعت از اينها به دست ما رسيده است. صحابه اي كه عرضه نداشتند نسخ متعه را بشنوند و بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مرتكب زنا مي شدند، آيا اين صحابه، أهليّت براي مرجعيت علمي دارند؟! شما هر طرف را بگيريد، به بن بست مي خوريد.

روايت دوم:

إبن عبد البر مي گويد:

أصحاب بن عباس من أهل مكة و اليمن كلهم يرون المتعة حلالا علي مذهب بن عباس

الإستذكار لإبن عبد البر، ج5، ص506 ـ تفسير القرطبي، ج5، ص133

روايت سوم:

آقاي راغب اصفهاني در المحاضرات خود آورده است:

سأل يحيي بن أكثم شيخا من أهل البصرة فقال له: بمن إقتديت في جواز المتعة؟ فقال: بعمر بن الخطاب، فقال له: كيف و قد كان عمر من أشد الناس فيها؟ قال: نعم، صح الحديث عنه، إنه صعد المنبر فقال: أيها الناس!متعتان أحلهما الله و رسوله لكم و أنا أحرمهما عليكم و أعاقب عليهما، فقبلنا شهادته و لم نقبل تحريمه

يحيي بن أكثم از يك شيخ در بصره سوال كرد: در جواز متعه از چه كسي تقليد مي كني؟ گفت: از عمر بن خطاب. يحيي به او گفت: چگونه از او تقليد مي كني كه او در متعه از سخت گيرترين مردم است؟ گفت: در خبري صحيح از او آمده است: او بر منبر رفت و گفت: «اي مردم! دو متعه بودند كه خدا و رسولش آنها را حلال كرده بودند و من آن دو را براي شما حرام مي كنم و عامل به آن را مجازات مي كنم». پس ما هم شهادت او را در حلال بودن متعه قبول مي كنيم و تحريم او را قبول نمي كنيم.

المحاضرات الأدباء، ج2، ص214

دليل دهم : إتفاق علماء شيعه

1. صاحب جواهر (ره)

و أما من الطائفة المحقة فهو واضح، بل هو من ضروريات مذهبهم

از ضروريات مذهب شيعه، إعتقاد به جواز حليت متعه است

جواهر الكلام للشيخ الجواهري، ج30، ص149

2. مرحوم شيخ حر عاملي (ره)

إباحة المتعة من ضروريات مذهب الإمامية

از ضروريات مذهب شيعه، مباح بودن متعه است

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج21، ص12

همين دو عبارت از يك محدث و از يك فقيه، مبني بر حلّيت و جواز متعه در مذهب شيعه كفايت مي كند.

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | مجتبی | | ٢٠:٢٩ - ١٧ شهریور ١٣٩٤ |
سلام
ایا متعه در زمان حضرت علی (ع) انجام می شود ؟ اگر نمی شد چرا؟

پاسخ:
با سلام 
دوست گرامي
دربرخي از منابع آمده است که حضرت علي عليه السلام دستور به حليت متعه حج و متع نساء
دادند و أمرت بإحلال‏ المتعتين‏
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏8 ؛ ص61
همچنين در منابع اهل سنت آمده است :
قال الحكم قال علي رضي الله عنه لولا أن عمر رضي الله عنه نهى عن المتعة ما زنى إلا شقى
تفسير الطبري  ج 5   ص 13
موضع حضرت علي عليه السلام در اين خصوص روش است اما اگر در زماني هاي بعدي نشد که کاملا بدعت تحريم متعه برداشته شود اين مانند همان بدعت تراويح بوده که مردم  اغتشاش کرده لذا حضرت علي عليه السلام ديگر متعرض آنان نشد اگر در اين خصوص حضرت واکنش شديد نشان نمي داد همان شعار واسنه عمراه سر مي دادند مشت نمونه خروار است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

 
2 | سید علی سیدی | , ایران | ٠٠:٠٤ - ٠٣ تير ١٣٩٥ |
سلام علیکم
سوالی داشتم
اینارو مطرح میکنم بفرمایید درست هستند یا خیر اگر غلط هستند درستشون رو مرحمت کنید ارائه بدید
در حدیثی از امام جعفر صادق نقل شده بود خوندم که زنان صیغه ای زنان کرایه ای هستن و این فقط نشان استفاده ابزاری از زن هست ..
.اما حتی نوشته شده بود که در اینباره که زن همسری دارد یا خیر تحقیق نکنید همین که زن بگوید شوهر ندارم کفایت میکند .اخه این یعنی چی

ممنون
یا علی

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
چنین چیزی دروغی بیش نیست و نشان از فهم غلط و برداشت نادرست از روایات است
روایتی آمده است که آنهم در حقیقت ناظر به این مطلب است که باید سخن زن مؤمنه در خصوص شوهر نداشتن  را تصدیق کرد و این امر در خصوص ازدواج دائم و موقت حتی در خصوص عده داشتن و یا حائض بودن که مربوط به خود زن می باشد، فرقی ندارد و نیاز به نحقیق نیست
به عبارت دیگر امام متذکر می شود که بر تو واجب نیست که تحقیق کنی زیرا خود آن زن  اگر بگوید شوهردارم دیگر نمی شود ازدواج کرد اما  اگر بگوید شوهر ندارم تکلیف از گردن تو برداشته می شود. لذا این روایت ربطی به متعه زن شوهردار ندارد
این چیزی است که حتی اهل سنت نیز به آن فتوا داده اند
در کتاب المهذب آمده است:
فصل: وإن طلق امرأته ثلاثا وتفرقا ثم ادعت المرأه أنها تزوجت بزوج أحلها جاز له أن یتزوجها لآنها مؤتمنه فیما تدعیه من الإباحه.
اگر زنی سه طلاقه شد و جدا شدند و سپس زن ادعا کرد که ازدواج کرده است و حلال شده است جایز است بر مرد که با او ازدواج کند چون زن در مورد خود در مورد اباحه قابل اعتماد است.
المهذب فی فقه الإمام الشافعی ج۳ص۵۰
همچنین آمده است:
وَإِذَا ادَّعَتْ الْمَرْأَهُ خُلُوَّهَا مِنْ الْمَوَانِعِ ، وَأَنَّهَا لَا وَلِیَّ لَهَا زُوِّجَتْ ، وَلَوْ لَمْ یَثْبُتْ ذَلِکَ بِبَیِّنَهٍ ذَکَرَهُ الشَّیْخُ تَقِیُّ الدِّینِ وَاقْتَصَرَ عَلَیْهِ فِی الْفُرُوعِ.
اگر زنی ادّعا کرد که خالی از موانع است و ولی ندارد می شود با او ازدواج کرد ،حتّی اگر این ادّعا با دلیل و بیّنه ثابت نشود و شیخ تقی الدین در فروع آن را ذکر کرده است.
 کشاف القناع عن متن الإقناع ج۵ص۵۲
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده