2024 February 21 - چهار شنبه 02 اسفند 1402
جریان عظیم «مباهله» و پاسخ به چند شبهه مهم و اساسی!
کد مطلب: ١٥٦٠٥ تاریخ انتشار: ١٨ مهر ١٤٠٢ - ١٦:٥٦ تعداد بازدید: 1597
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
جریان عظیم «مباهله» و پاسخ به چند شبهه مهم و اساسی!

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی22-04-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

22/04/1402

موضوع: جریان عظیم «مباهله» و پاسخ به چند شبهه مهم و اساسی!

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

آیا جریان مباهله با اخلاق کریمانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) سازگاری دارد!؟

مبارزه طلبی استاد «حسینی قزوینی» از علمای وهابی و اهل سنت!

جریان «مباهله» در کتب روایی معتبر اهل سنت!

استشهاد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) برای اثبات امامت خود به جریان مباهله!

واقعه مبارک «مباهله» در کتب و منابع معتبر شیعه!

دستور صریح ائمه اهلبیت (علیهم السلام) به انجام مباهله با مخالفین!

تو دهنی جالب استاد «حسینی قزوینی» به اصلاح طلب های ورشکسته!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» (عج الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق نصیب مان شده در این ایام الله فرخنده ولایت و امامت محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم بکنیم.

این فرصت غنیمت است در این ایام فرخنده در محضر شما باشیم مخصوصا در این شب نورانی که امروز واقعه مبارک «مباهله» و همچنین نزول آیه «تطهیر» بود با این برنامه هم در خدمتتان هستیم.

ان شاء الله سعی می کنیم به تناسب این یوم مبارک که این واقعه مبارک در آن اتفاق افتاده است برنامه هم با همین موضوع مرتبط باشد و بتوانیم از محضر استاد حضرت آیت الله حسینی قزوینی استفاده بکنیم که بحمدلله در شب های جمعه در محضرشان هستیم.

در این شب بزرگ هم ان شاء‌الله تلاش می کنیم سوالاتی راجع به بحث «مباهله» از محضرشان داشته باشیم و بتوانیم معرفت خودمان را نسبت به این واقعه، نسبت به ذوات مقدسه اهل بیت (علیهم السلام) بیش از پیش روز افزون بکنیم.

همانطور که مطلع هستید ابتدا و حسن مطلع برنامه از کلمات حضرت استاد نسبت به بحث امامت حضرت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بهرمند می شویم که بعد از ذکر و نامی از حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) اتفاق خواهد افتاد حضرت استاد سلام عرض می کنم در محضرتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه شما از خدای منان خواهانم.

روز «مباهله» و پیروزی حق بر باطل و اثبات حقانیت نبی مکرم و اهل بیت گرامش را به پیشگاه مقدس مولایمان بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض می کنم.

خدا را قسم می دهم به حقیقت آل کساء عیدی ما را فرج موفور السرور مولایمان ولی عصر (ارواحنا فداه) ان شاءالله قرار بدهد.

«ابن ابی الحدید» معتزلی و سنی در شرح «نهج البلاغه» روایتی را از حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل می کند که فرمود:

«أَنَّ السَّعِيدَ كُلَّ السَّعِيدِ حَقَّ السَّعِيدِ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ»

همانا حقیقت و واقعیت تمام سعادتها و تمام رستگاری ها در دوستی علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) است چه در زمان حیات حضرت و چه بعد از حیاتشان!

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج9، ص169

یعنی اگر کسی بخواهد به سعادت واقعی برسد جز درِ خانه امیرالمؤمنین را زدن، هیچ راه دیگری ندارد.  این سخن صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است که حضرت امام عسکری (سلام الله علیه) فرمودند:

«نحن حجّة اللّه على الخلق و فاطمة حجّة علينا»

ما حجتهای الهی بر خلایق هستیم و زهرای مرضیه بر ما ائمه، حجت است.

عوالم العلوم (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)؛ بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، محقق: موحد ابطحى اصفهانى، محمد باقر، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف - ج‏11-قسم-1-فاطمة (سلام الله علیها)، ص8

تو کیستی تو تمام پیمبری زهرا * تو حجت حجج الله اکبری زهرا

بهشت احمدی و رکن حیدری زهرا * ز چار بانوی باغ و جنان سری زهرا

تو مادر حسنینی نه مادر همه ای * چه بهتر است که بگویم فقط تو فاطمه ای

«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء»

به امید آن روزی که به دعای حضرت و با امضاء حضرت خدای عالم لباس فرج بر اندام ملکوتی مولایمان بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) بپوشاند و با آمدنش بساط ظلم، ستم و ستمگری برای همیشه از جهان برچیده شود و حکومت عدل الهی در سراسر گیتی گسترده شود ان شاء الله.

مجری:

الهی آمین. انسان این دعا را می شنود آن اشتیاقش برای دیدن آن لحظات بیشتر می شود ان شاء الله که بتوانیم با چشم و گوش مان بشنویم و ببینیم آن منجی عالم بشریت را که ان شاء الله می آید و دنیا را پر از عدل و داد می کند.

حضرت استاد به فراخور این روز مبارک و میمون و این ایام همه اش الحمدلله برکت است بالخصوص امروز که روز مباهله است بخواهیم این واقعه یک مقدار جنبه پاسخ به شبهاتی داشته باشد. اصل جریان را بسیار شنیدیم اما در حیطه این که بخواهیم یک روشنگریهایی نسبت به زوایای این مطلب داشته باشیم.

یک مطلبی که بعضاً نسبت به آن سوال می شود این که وجود نازنین حضرت آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله) آن چیزی که برایش مبعوث شده بود دعوت بود.

اتفاقاً نسبت به اهل کتاب در آیاتی می خوانیم

(ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ)

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما!

سوره نحل (16): آیه 125

با این بیان، باید دعوت صورت بگیرد. دعوت بسیار نرم و ملایمی صورت بگیرد چطور است وقتی حضرت به «نصارای نجران» می رسند اینها را به «مباهله» دعوت می کنند. اینها به ظاهر تفاوتی با همدیگر دارند.

آیا جریان مباهله با اخلاق کریمانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) سازگاری دارد!؟

آن دعوت در جایی است که صلح، صفا و صمیتی است در صورتی که در «مباهله» قرار است برای همدیگر آرزوی مرگ کنند اینها چطور با همدیگر قابل جمع هستند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه

عزیزان اگر به آیه مباهله دقت کنند می فرماید:

(فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ)

هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

سوره آل عمران (3): آیه 61

(فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ) فائی که در این جا است فاء تفریع است پس، یعنی بعد از این قضایا آن کسانی که با تو محاجه می کنند بعد از آن که بر رسالت و حقانیت خود قطع داری بگو بیایند با هم مباهله کنیم. کلمه (فَمَنْ) اشاره به آیات قبل است.

 مهمتر از آن چیزی که شما اشاره کردید سه آیه بعد از آن آیه 64 است:

(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَينَنَا وَبَينَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيئًا وَلَا يتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)

بگو: ای اهل کتاب! بياييد به سوی سخنی که ميان ما و شما يکسان است؛ که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزی را همتای او قرار ندهيم؛ و بعضی از ما، بعضی ديگر را -غير از خدای يگانه- به خدايی نپذيرد.» هرگاه (از اين دعوت،) سر باز زنند، بگوييد: «گواه باشيد که ما مسلمانيم!»

سوره آل عمران (3):‌ آیه 64

این آیه دعوت به همدلی و وحدت می کند. می فرماید بیایید با هم نسبت به مشترکاتی که می توانیم داشته باشیم وحدت انجام بدهیم. بیایید خدای یگانه بپرستیم برای خدا شریک قائل نشویم. (وَلَا يتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا) ریاست بازی در نیاوریم به این که من رئیس هستیم شما مرئوس من فرمانده هستم شما فرمانبر یعنی برده کشی را کنار بگذاریم. این یک نکته.

 نکته دیگر آیات قبل آیه مباهله است:

(إِذْ قَالَ اللَّهُ يا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَي وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَي مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَينَكُمْ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ)

(به ياد آوريد) هنگامی را که خدا به عيسی فرمود: «من تو را بر می ‌گيرم و به سوی خود، بالا می ‌برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می ‌سازم؛ و کسانی را که از تو پيروی کردند، تا روز رستاخيز، برتر از کسانی  که کافر شدند، قرار می ‌دهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داوری می‌کنم.

سوره آل عمران (3): آیه 55

اینها نسبت به حضرت عیسی یک سری ادعاهایی داشتند. مثلا می گفتند عیسی فرزند خدا است. معتقد به «أب»، «إبن» و «روح القدس» هستند. از روحانی مسیحی، کشیش و نصارای نجران سوال می کنند می گویند شما نمی فهمید الانش هم دارند همین را می گویند «پدر، پسر، روح القدس» پدر است پسر نیست؛ پسر است پدر نیست؛ روح القدس است پدر و پسر نیست!! می گوییم معنایش چیست؟ می گویند شما نمی فهمید همین را باید به صورت تعبدی قبول کنید.

خدای عالم می گوید حضرت عیسی نه پدر، نه پسر و نه روح القدس است. خدای عالم به عیسی فرمود: (إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَي)، (مُتَوَفِّیکَ) اینجا به معنای وفات و مرگ نیست. بعضی از وهابی های بی سواد و احمق می گویند (مُتَوَفِّيكَ) به معنای وفات است. نه، آیات دیگر هم داریم بر این که:

(وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ * بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيهِ)

لکن امر بر آنها مشتبه شد. بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد.

سوره نساء (4):‌ آیات 157 و 158

خدای عالم حضرت عیسی را زنده به آسمان چهارم برد (مُتَوَفِّيكَ) یعنی دیگر پایان کار شما است و آنچه که ما بتوانیم در حق تو خوبی می کنیم.

«تَوفی» مثلاً کارگری می آید کار می کند غروب آن چه که حق کارگری است به او می دهند می گویند «توفیٰ» یعنی آن چه که حق او بود به تمامه انجام شد.

یک کسی ساختمانی را برای کسی درست می کند تمام می شود تمام حق و حقوقش را می دهند می گویند تمام حق و حقوق او را پرداخت کرد، یعنی چیزی کم نگذاشت. «مستوفات» یعنی تمام آن چه که حق ریز و درشتش بود داد. پس (إِنِّي مُتَوَفِّيكَ) یعنی آنچه که حق ریز و درشت تو است می دهیم.

اینجا خدای عالم به حضرت عیسی می گوید: (مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَي)، پس دیگر «أب، إبن، روح القدس» معنا ندارد. یا در آیه 59 می گوید:

(إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)

مثل عيسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فورا موجود شد. (بنابراين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيت او نيست.)

سوره آل عمران (3): آیه 59

گفتند یا رسول الله آیا غیر از حضرت عیسی کسی بدون داشتن پدر به دنیا آمده است؟ این فضیلت مال حضرت عیسی است برای کسی همچنین فضیلتی نیست. قرآن می گوید اگر عیسی بدون داشتن پدر به دنیا آمده است حضرت آدم نه پدر و نه مادری داشت. بعد در آیه 60 می گوید:

(الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ)

اينها حقيقتی است از جانب پروردگار تو؛ بنابراين، از ترديد کنندگان مباش!

سوره آل عمران (3): آیه 60

بعد این گفتگو، رسول اکرم و «نصارای نجران» به نتیجه نمی رسند، چون منطق رسول اکرم نسبت به اهل کتاب و نسبت به کل معاندین، روش گفتگو است. مناظره و به قول امروزی ها میز آزاد اندیشی است.

«یهود و نصاری» می گویند بهشت فقط برای یهودی ها و نصاری است و غیر از یهود و نصاری کسی وارد بهشت نمی شود. این آرزوی اینها است. قرآن هم می فرماید:

(قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)

بگو: «اگر راست می ‌گوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد!»

سوره بقره (2): آیه 111

دلیل تان را اقامه کنید ببینیم دلیلی هم برای گفتارتان دارید یا ادعای بیجا است. این که من بگویم من آنم که رستم بود پهلوان هنر نیست.

می گویند یک کسی گفت من در همدان از کَردوهای هفده هجده متری می پریدم گفتند همدان دور، کردویش نزدیک. «کَردو» یعنی باغبان دور باغ حصاری سه متر در ده متر درست می کند آبیاری کند و آب همه جا را بگیرد.

می گوید این که دارید می گویید دلیل تان چیست؟ در بهشت غیر از «یهود و نصارا» هیچ کس وارد نمی شود دلیلی هم دارید؟ کلمه (هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ) در قرآن زیاد استعمال شده است. در آیه 24 انبیاء دارد:

(أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ)

آيا آنها معبودانی جز خدا بر گزيدند؟! بگو: دليل تان را بياوريد!

سوره انبیاء (21): آیه 24

آنهایی که مشرک به غیر از خدا هستند خدای دیگری هم درست می کنند می گویند آن بالا یک خدای بزرگ است پایین ها هم بت «هُبل» و امثالهم است. دلیل شما چیست؟ دلیلی دارید بر این که اینها هم خدا هستند؟ آفریننده هستند، روزی دهنده هستند حاجت روا کننده هستند؟ (هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ) دلیل بیاورید!

در سوره نمل آیه 64 می گوید:

(أَمَّنْ يبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يعِيدُهُ وَمَنْ يرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)

يا کسی که آفرينش را آغاز کرد، سپس آن را تجديد می‌کند، و کسی که شما را از آسمان و زمين روزی می ‌دهد؛ آيا معبودی با خداست؟! بگو: «دليل تان را بياوريد اگر راست می ‌گوييد!»

سوره نمل (27): آیه 64

غیر از خدا، خدا دیگری هم است؟ اگر سراغ دارید دلیل تان را بیاورید. برهان و دلیل بیاورید «نحنُ ابناء الدلیل» ما فرزند دلیل هستیم. باز دارد:

(وَنَزَعْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ)

(در آن روز) از هر امتی گواهی بر می ‌گزينيم و (به مشرکان) می ‌گوييم: «دليل خود را بياوريد!»

سوره قصص (28): آیه 75

نسبت به قیامت اینها ادعاهایی دارند. این ادعایی که می آورید ما ادعای بدون دلیل نمی پذیریم ما فرزند و تابع دلیل هستیم دلیلتان را برای ما بیاورید.

در تمام این موارد، چند موردی یادداشت کردم قرآن نسبت به اهل کتاب، نسبت به بت پرست ها، نسبت به مشرکین، نسبت به منکرین معاد می گوید دلیلی دارید دلیل بیاورید ما را قانع کنید، ما حرف بدون دلیل نمی پذیریم. چقدر زیباست.

مبارزه طلبی استاد «حسینی قزوینی» از علمای وهابی و اهل سنت!

در سوره سبأ آیه 24 اوج تواضع نبی مکرم است که دیگر بنیانگذار مناظره و محاجه و تشکیل دهنده میز آزاد اندیشی به قول امروزی ها است. فرمود:

(وَإِنَّا أَوْ إِياكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

و ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در ضلالت آشکاری هستيم!

سوره سبأ (34): آیه 24

شما که این همه ادعا می کنید خودتان را حق می دانید بیایید با هم بحث کنیم بنشینیم صحبت کنیم اگر شما حق هستید و ما باطل هستیم ما را راهنمایی کنید. اگر ما حق و شما باطل هستید، ما شما را راهنمایی کنیم.

این دیگر اوج اوجِ تواضع نبی مکرم است. با این که خودش را حق مطلق می داند رسول قطعی می داند، نبی قطعی می داند، تمام کلمات و افعالش همه بر گرفته از وحی است خودش را به قدری پایین می آورد و تنزل می دهد می گوید شما حق هستید ما باطل هستیم، دلیل تان را بیاورید. دلیل حقانیت شما چیست؟ دلیل بطلان ما چیست؟ بیایید با هم بحث کنیم.

این روش، روش قرآنی است ما هم در طول 25- 30 سالی که در رسانه های بین المللی بودیم چه به آقایان وهابی و چه علمای اهل سنت، گفتیم بیایید با هم بنشینیم صحبت کنیم.

من قبلاً هم عرض کردم در مدینه سال 74 به حج مشرف بودیم، به مرکز فرهنگی وهابی ها رفتم حدود 12 نفر از اساتید دانشگاه مدینه آنجا بودند بحث زیاد کردیم.

دیدم ما مدام حرف می زنیم اینها دارند توجیه می کنند به آنها گفتم مذهب من شیعه است، معتقد به امامتِ بلافصل امیرالمؤمنین و یازده فرزند او هستم، آمادگی دارم شما دوازده تا استاد، برای من دلیل بیاورید که مذهب اهل سنت حق است. من همین جا «أشهدوا الله وملائکتَهُ» از مذهب شیعه دست بر می دارم سنی می شوم!

دلیل بیاورید فرقه وهابیت حق است، «والله العلی الأعلاء» همینجا از مذهب شیعه دست بر می دارم وهابی می شوم. هیچ مسئولیتی هم ندارم شما روزنامه ها و رسانه هایتان را بیاورید مصاحبه کنند می گویم بله این آقایان دلیل قانع کننده آوردند از مذهبم دست کشیدم.

یعنی آغاز و شکل گیری بحثهای ما در عربستان از اینجا شروع شد. این دوازده نفر به همدیگر نگاه کردند چون قبلاً بحث کردند ما ادله ای از شیعه برای بطلان عقیده اینها آوردیم نسبت به ما شناخت داشتند. جلسه حدود دو ساعت و خرده ای بود گفتند ما نمی توانیم با شما بحث کنیم! یک استادی داریم الان در دانشگاه مدینه منوره مشغول تدریس است بعد از مغرب شما بیایید با ایشان بحث کنید.

گفتم شما دوازده نفر الان مفتی هستید آدم عادی نیستید، یعنی به درجه افتاء‌ رسیدید؛ مدرک افتاء گرفتید. وقتی نمی توانید ثابت کنید مذهبت حق است این افتاء به چه درد می خورد؟ این مذهب به چه درد می خورد؟

قضیه گذشت البته استخاره کردم بعد از مغرب بروم چون برای رفتن به مکه و مراسم حج آماده می شدیم با دوستان هم مشورت کردیم اینها گفتند شما کار خودتان را کردید.

الان هم داریم اعلام می کنیم هر کدام از علمایی که داعیه سلفی و وهابی دارند تابع ابن تیمیه، محمد بن عبد الوهاب و ابن قیم و امثال اینها هستند بیایند با هم بنشینیم به صورت زنده مناظره کنیم از طریق واتساپ یا از طریق اپلیکیشن های دیگر روی خط بیایند.

اگر ثابت کردند بر این که مذهب شیعه باطل است و فرقه وهابیت حق است، مردم! من در جلوی شما اعتراف می کنم کاری به هیچ کس ندارم. من مالک خودم هستم بنده جلوی همه مردم اگر ثابت کرد مذهب وهابی حق است بنده از مذهب شیعه دست می کشم وهابی می شوم.

یا بیاید بگوید من سنی هستم مذهب اهل سنت حق است. خلیفه بلافصل پیغمبر آقای ابوبکر، بعد آقای عمر و بعد آقای عثمان بعد امیرالمؤمنین است. این را با دلیل قانع کننده برای من ثابت کند، آی مردم! شاهد باشید خدا تو شاهد باش آقا ولی عصر شاهد باش بنده از مذهب دست می کشم سنی می شوم.

بیایید! (قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ) یا آیه 24 سوره سبأ (وَإِنَّا أَوْ إِياكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ) یا ما حق هستیم شما باطل هستید بیایید شما را به طرف حق راهنمایی کنیم. اگر شما حق هستید ما باطل هستیم ما را راهنمایی کنید. این که شما بالای منبر، در خطابه، در ماهواره و فضای مجازی همین طوری شعار بدهید من آنم که رستم بود پهلوان، این به درد نمی خورد.

مذهبی که نتوانید بیایید در یک رسانه بین المللی اثبات کنید این مذهب به درد ننه کلثوم می خورد. نه به درد دنیای شما می خورد، نه به درد آخرت شما می خورد، نه به درد قبر شما می خورد.

ما شما را دوست داریم که این بحث را مطرح می کنیم تشریف بیاورید. اگر ان شاءالله به «مباهله» رسیدیم اگر چنانچه حرف یکدیگر را نتوانستیم حذف کنیم نه شما از حرف من قانع شدید نه من از حرف شما قانع شدم، نوبت «مباهله» است. بنده قول می دهم فرزندان و نوه هایم را اینجا می آورم شما هم خانواده و فرزندان تان را با هر برنامه ای بیایید با همدیگر «مباهله» کنیم. «مباهله» معجزه اسلام است.

«مقام معظم رهبری» در برنامه دیروزشان یک نکته خیلی ظریفی فرمودند گفتند ما اضافه بر این که باید برهان اقامه کنیم و حقانیت خودمان اثبات کنیم، باید به طرف مقابل هجمه و حمله کنیم.

ما حق هستیم به این دلیل شما به این دلیل باطل هستید. فحش، توهین و جسارت نباید کرد، احساسات طرف مقابل را هم نباید تحریک کرد، ولی بحث علمی است به تعبیر شهید «مطهری» مباحث علمی، سر و کارش با عقل، منطق و خرد است.

مجری:

بسیار عالی، پس جریان از این قرار بود که انواع و اقسام دعوتها انجام شد و از آنها برهان خواسته شد اما بعد از این که اینها مقبول نیفتاد آن وقت فرصت به «مباهله» رسید.

بینندگان عزیز! از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در روز «مباهله» در خدمت شما هستیم و جریان «مباهله» را بررسی میکنیم.

حضرت استاد سوال دیگری که مطرح می شود اینست که آیا جریان «مباهله» صرفاً مطلبی است که در کتب شیعه ذکر شده است یا اهل سنت هم آوردند؟

جریان «مباهله» در کتب روایی معتبر اهل سنت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با قضیه «مباهله» گمانم اگر کسی انکار «مباهله» بکند اولاً انکار قرآن است. زیرا «مباهله» در «قرآن» آمده است و این که چه کسانی در «مباهله» شرکت کردند، این را هم بخواهد انکار کند، انکار یک قطعی از قطعیات و ضرورتی از ضروریات اسلامی کرده است.

کتاب «صحیح مسلم» نقل کرده است که «معاویه» به «سعد بن ابی وقاص» می گوید چرا امیرالمؤمنین را ناسزا نمی گویی؟ گویا یک واجبی ترک کرده است! «سعد بن ابی وقاص» می گوید من به سه دلیل به علی ناسزا نمی گویم. یکی از آنها این است که:

«وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ»

وقتی این آيه مباهله نازل شد

«دَعَا رسول اللَّهِ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا»

نفس و جان پیغمبر، علی شد؛ (نِسَاءَنَا) حضرت زهرا شد؛ (أَبْنَاءَنَا) حسن و حسین شدند بعد فرمود:

«اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

اینها اهل بیت من هستند.

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح2404

 

این خیلی واضح و روشن است و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست. «ابن کثیر دمشقیه سلفی» شاگرد «ابن تیمیه» تفسیری به نام «تفسیر القرآن العظیم» دارد. ایشان هم می گوید بعد از این که با «نصارای نجران» به این نتیجه رسیدند که با هم ملاعنه و «مباهله» کنند فردای آن روز:

«فأخذ بيد علي وفاطمة والحسن الحسين ثم أرسل إليهما فأبيا أن يجيبا وأقرا له بالخراج»

دست علی، فاطمه، حسن و حسین (سلام الله علیهم) را گرفت و گفت ما فرزندان مان را آوردیم شما هم بیایید. نصارای نجران نیامدند و حاضر شدند جزیه بدهند ولی حاضر نشدند «مباهله» کنند.

تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج1، ص371

«جابر» می گوید: «أنفسنا وأنفسکم» رسول الله و علی ابن ابی طالب است «أبنائَنا» الحسن والحسین «نسائَنا» فاطمه زهرا است.

«ابن کثیر دمشقی» می گوید «حاکم نیشابوری» آورد و گفته این روایت صحیح است و شرایط «صحیح مسلم» را دارد. این برای «ابن کثیر دمشقی» است. «حاکم نیشابوری» در کتاب «معرفت علوم الحدیث» می گوید:

«وقد تواترت الأخبار»

روایات متواتر داریم.

قبلاً هم گفتیم «ابن تیمیه» می گوید:

«من أنكر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو كافر»

هر کس حدیث متواتر را انکار کند کافر است.

كتب ورسائل وفتاوى؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني، الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج1، ص109

«حاکم نیشابوری» در کتاب «معرفت علوم الحدیث» می گوید:

«وقد تواترت الأخبار في التفاسير عن عبد الله بن عباس وغيره أن رسول الله أخذ يوم المباهلة بيد علي وحسن وحسين وجعلوا فاطمة وراءهم»

در آن هیچ شکی نیست می گوید روایات متواتر داریم رسول اکرم در روز «مباهله» دست امیر المؤمنین، امام حسن، امام حسین را گرفت و فاطمه هم پشت سرشان بود فرمود:

«هؤلاء أبناءنا وأنفسنا ونساؤنا فهلموا أنفسكم وأبناءكم ونساءكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين»

اینها فرزندان و جان ما و زنان ما هستند. شما هم جانتان، فرزندان و زنانتان را بیاورید تا با هم «مباهله» کنیم و لعنت خدا را بر دروغگو نثار کنیم.

معرفة علوم الحديث؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1397هـ - 1977م، الطبعة: الثانية، تحقيق: السيد معظم حسين، ج1، ص50

مطالب خیلی زیاد است. جالب است یک عبارتی را از «بیهقی» نقل کنم، البته «بیهقی» صاحب «المحاسن والمساوی» ایشان متوفای 320 هجری است. می گوید در «بصره» بحثی داشتیم بر این که کدام یک از اصحاب پیغمبر افضل هستند؟ در مجلس «عبد الله» فرزند خلیفه دوم آنجا بود. گفتند:

«يا أبا عبد الرحمن من أفضل أصحاب رسول الله؟»

افضل اصحاب پیغمبر چه کسی است؟

«فقال: أبو بكر وعمر وعثمان وطلحة والزبير وسعد وسعيد وعبد الرحمن بن عوف وأبو عبيدة بن الجراح.»

گفتند پس چرا از علی بن ابیطالب اسم نبردی؟

«فقال له: فأين علي بن أبي طالب، رضي الله عنه؟»

برگشت گفت:

«يا هذا تستفتي عن أصحابه أم عن نفسه؟»

از جان پیغمبر سوال می کنی یا از اصحاب پیغمبر سوال می کنی؟

«قال: بل عن أصحابه»

 گفت از اصحابش پرسیدم.

«قال: إن الله تبارك وتعالى يقول: ' قل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم فكيف يكون أصحابه مثل نفسه؟»

چطور می گویی اصحاب پیغمبر مثل جان پیغمبر باشند؟!

المحاسن والمساوئ؛ اسم المؤلف: إبراهيم بن محمد البيهقي الوفاة: بعد 320هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية  - بيروت/ لبنان - 1420هـ - 1999م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عدنان علي، ج1، ص 38

از این طور عبارت ها در کتب اهل سنت، الی ماشاء الله داریم. «زمخشری» وقتی در «کشاف» قضیه «مباهله» را مطرح می کند آخر می گوید:

«وفيه دليل لا شيء أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم السلام»

بر فضیلت اصحاب کساء بهتر از آیه «مباهله» نداریم!

 از این بهتر می خواهید؟ می گوید:

«وفيه برهان واضح على صحة نبوة النبي»

آیه «مباهله»‌ دلیل و برهانی روشن بر صحت نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است.

الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري الخوارزمي الوفاة: 538، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: عبد الرزاق المهدي، ج 1، ص 397

مجری:

بسیار عالی! پس اصل «مباهله»‌ بسیار درست و صحیح و فضیلت برای اصحاب کساء بوده است و در کتب اهل سنت هم ذکر شده است و هیچ شک و شبهه و خللی در آن نیست.

اما سؤال این است که آیا شیعه می تواند به استناد همین آیه و قضیه ای که اتفاق افتاده است بخواهد تمسک بکند و بگوید امیرالمؤمنین طبق این آیه خلیفه بلافصل پیامبر و جانشین پیامبر است؟ آیا این آیه، این قابلیت را دارد؟

سؤال دیگر اینکه خیلی وقتها در شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی می بینیم این را مکرر می گویند شما دارید فضیلت تراشی می کنید. خود امیرالمؤمنین هیچ جا نیامده است به این آیه برای اثبات امامت خودش استناد بکند.

پس این را هم بفرمایید آیا معصومین و امیرالمؤمنین چنین استنادی را انجام دادند؟

استشهاد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) برای اثبات امامت خود به جریان مباهله!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شیعه و سنی در تعریف خلافت و امامت، معتقد هستند خلافت، در حقیقت استمرار رسالت است. امامت، استمرار رسالت است. برای استمرار رسالت کسی که جان پیغمبر است صلاحیت دارد بیاید مسئولیت رسالت را ادامه بدهد یا نه کسانی که مدتها بت پرست بودند و از اسلام خبری نداشتند و امثال این. یا نه آن را هم اصلاً‌ نگیریم فقط صحابه پیامبر بودند.

به قول آقازاده خلیفه دوم می گوید اصحاب پیغمبر چه زمانی می تواند مثل جان پیغمبر باشند؟ اصلاً کاری نداریم تمام روایات مانند حدیث غدیر و منزلت را کنار بگذاریم ما هستیم و می خواهیم یک فردی را که مسئولیت رسالت را ادامه دهد انتخاب کنیم چند نفر اینجا هستند آقای «ابوبکر»، «طلحه»، «زبیر»، «عمر بن خطاب»، «عبد الرحمن بن عوف»، «سعد بن ابی الوقاص» و ... در کنارش هم «علی بن ابی طالب» (سلام الله علیه) است.

درباره امیرالمؤمنین آیه قرآن است جان پیغمبر و نفس پیغمبر است آیا این کسی که جان پیغمبر است می تواند مسئولیت را به عهده بگیرد یا کسی که جان پیغمبر نیست؟ از این بهتر، واضح و روشن تر؟ بحث، بحث عقلی است.

در «تاریخ دمشق» نقل شده که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در روز شورا، که «عثمان»، «طلحه»، «زبیر»، «عبد الرحمن بن عوف» و «سعد بن ابی وقاص» هستند و امیرالمؤمنین هم است حضرت فرمود:

«والله لأحتجن عليهم بما لا يستطيع قرشيهم ولا عربيهم ولا عجميهم رده»

من امروز می خواهم استدلالی کنم که نه «قرشی» نه غیر «قرشی» نه «عربی» نه «عجمی» هیچکدام نمی توانند یکی از حرفهای من را رد کنند.

تاريخ مدينة دمشق؛ اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص431

حضرت در اینجا شصت هفتاد مورد از فضائل خودش را مطرح می کند در کتابهای ما هم آمده است «شیخ طوسی» در «کمال الدین» دارد آقای «ابن مردویه» متوفای 410 در «مناقب» دو روایت آورده است. روایتش صد در صد صحیح است بعد حضرت می گوید:

«أفيكم أحد وحد الله قبلي»

آیا در میان شما کسی است قبل از همه خدا را عبادت کرده باشد؟

همین طوری فرمایش می کند تا آنجا که می فرماید شما را به خدا سوگند می دهم:

«هل فيكم أحد أقرب إلى رسول الله في الرحم ومن جعله رسول الله نفسه وأبناه أبناءه ونساءه نساءه غيري»

آیا در میان شما نزدیک تر از من به پیغمبر است؟ کسی که پیغمبر او را جان خودش معرفی کرد. آیا غیر از من کسی جان پیغمبر در آیه مباهله است؟

«قالوا اللهم لا»

گفتند به خدا غیر از شما کسی نیست.

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص431

از این واضح تر و روشن تر!؟ آقای «ابن عساکر» متوفای 571 شیعه هم نیست.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) استدلال می کند آیه هم نشانگر این است که جان و روح پیغمبر است. کسی که جان و روح پیغمبر است صلاحیت دارد یا کسی که در این حد نیست، فضیلت زیاد دارد کاملاً مشخص است. ولی اینکه جان پیغمبر باشد نیست.

مجری:

این نکات، نکات عقلانی بسیار دقیقی هستند، به اندک تأملی برای انسان واضح می شود فقط کسی که می خواهد از حق و حقیقت فرار کند می تواند از اینها چشم پوشی کند.

نکته ای که از باب میمنت و مبارکی این روز هم باشد و بسیاری از عزیزان دنبال این هستند استنادات نسبت به جریان «مباهله» را از کتب شیعه هم بتوانند ببینند. بفرمائید در شیعه چطور این قضیه بیان شده است!؟

واقعه مبارک «مباهله» در کتب و منابع معتبر شیعه!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتب شیعه مفصل مطرح شده است. در کتاب «عیون اخبار الرضا» روایت کاملاً معتبر است از آقا موسی ابن جعفر (سلام الله علیه) است.

«لَمَّا دَخَلْتُ عَلَى الرَّشِيدِ سَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ»

وارد بر «هارون الرشید» شدم سلام گفتم سلامم را جواب داد.

بعد مطالبی را مطرح شده یک تعبیری که وجود دارد در همینجا حضرت امام کاظم (سلام الله علیه) نسبت به قضیه رسول اکرم که «هارون الرشید» خطاب به قبر رسول الله گفت:

 

 «السَّلَامُ عَلَيْك‏ يَا ابْنَ عَمِّي‏»

 چون عباس پسر عموی پیامبر بود. حضرت امام کاظم گفت:

 «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا»

«هارون الرشید» خجالت کشید گفت بله، پیامبر پسر عموی ما است ولی پدر شما است. شما فرزند او و ما پسر عموی او هستیم.

بعد بحث های مفصلی مطرح شد از جمله این که چه کسانی در زیر کساء بودند آیه 61 سوره آل عمران آیه «مباهله» نازل شد. آقا امام کاظم (سلام الله علیه) فرمود در آنجا جز علی ابن ابی طالب، فاطمه، امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهم) نبودند. مراد از «أبنائنا» حسن و حسین است. «نسائنا» فاطمه است «وأنفسنا» علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) است.

بعد بحث هایی در رابطه با این که آیا نوه دختری را می شود به عنوان فرزند آورد، در آنجا حضرت مفصل در رابطه با حضرت عیسی مطرح فرمودند:

«أَلْحَقْنَاهُ بِذَرَارِيِّ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ طَرِيقِ مَرْيَمَ وَ كَذَلِكَ أُلْحِقْنَا بِذَرَارِيِّ النَّبِيِّ مِنْ قِبَلِ أُمِّنَا فَاطِمَةَ»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان،ج1، ص 81 و 84

به همین شکل است همان طوری که فرزندان حضرت مریم به عنوان فرزندان حضرت یعقوب شمرده شده است از طریق دختر بوده است. فرزندان حضرت زهرا هم فرزندان پیغمبر است.

مناظره ای بین امام رضا (سلام الله علیه) با «مأمون» است «مأمون» روزی به امام رضا گفت:

«أَخْبِرْنِي بِأَكْبَرِ فَضِيلَةٍ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ يَدُلُّ عَلَيْهَا الْقُرْآن»

بزرگ ترین فضیلت علی که قرآن دلالت می کند چیست؟

حضرت فرمود:

 «فَضِيلَتُهُ فِي الْمُبَاهَلَة»

بالاترین فضیلت علی «مباهله» است.

«فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَكَانَا ابْنَيْهِ وَ دَعَا فَاطِمَةَ فَكَانَتْ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَكَانَ نَفْسَهُ بِحُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»

بعد می گوید:

«وَ قَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَفْضَل‏»

در میان خلق الهی افضل از پیغمبر نیست از آن طرف هم علی، نفس و جان پیغمبر است پس افضل از علی ابن ابی طالب هم نیست.

الفصول المختارة؛ مفيد، محمد بن محمد، محقق / مصحح: میر شریفی، علی ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص 38

«افضل الافضل افضل» یعنی کسی که به جای پیغمبر نشسته است و جان پیغمبر شمرده شده است خود پیغمبر، افضل خلایق است کسی که جان پیغمبر هم است این هم افضل خلایق است. بعد یک مقداری اشکالاتی «مأمون» می کند و حضرت (سلام الله علیه) مفصل جواب می دهد.

همچنین در «امالی شیخ صدوق» (رضوان الله تعالی علیه) است که در مجلس «مأمون» در «مرو» حضرت رضا (سلام الله علیه) در آنجا بود جماعتی از علمای اهل «عراق» و «خراسان» نشسته بودند.

در آنجا بحث آیه «مباهله» شد نسبت به آیه «مباهله» خواستند اشکالی وارد کنند حضرت آن جا مفصل در رابطه با آیه «مباهله»‌ توضیح دادند گفتند وقتی در این جا علی ابن ابی طالب نفس و جان پیغمبر است.

«فَهَذِهِ خُصُوصِيَّةٌ لَا يَتَقَدَّمُهُ فِيهَا أَحَدٌ وَ فَضْلٌ لَا يَلْحَقُهُ فِيهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لَا يَسْبِقُهُ إِلَيْهِ خَلْقٌ أَنْ‏ جَعَلَ نَفْسَ عَلِيٍّ كَنَفْسِه‏»

ویژگی های برای علی شمرده شده است احدی این ویژگی ها را ندارد و فضیلتی برای علی شمرده شده است نه سابقین، نه متقدمین و متأخرین احدی همچنین فضیلتی ندارد.

بعد اینها برگشتند گفتند مراد از «أنفسنا» و «أنفسکم» یعنی خود پیغمبر است کسی نمی آید خودش را بگوید حضرت می گوید:

 «غَلِطْتُم إِنَّمَا عَنَى بِهَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ »

 حرف غلطی دارید می زنید. در اینجا مراد از نفس و جان پیغمبر، علی ابن ابی طالب است.

 به دلیل همان حدیثی که شما قبول دارید در رابطه با آیات برائت که از دست «ابوبکر» گرفت و امیرالمؤمنین را فرستاد آنجا گفت:

«لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا كَنَفْسِي‏ يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ»

فردی را می خواهم بفرستم آیات سوره برائت را برای مردم «مکه» بخواند که او به منزله جان من است یعنی علی ابن ابی طالب!

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 525

در آنجا شما چه می گویید؟ آنجا می گویید «نفسی» یعنی خود پیغمبر می خواست برود آیه برائت را بخواند؟ اینها مباحثی است که کاملاً مشخص است.

مجری:

بسیار عالی. عزیزان بیننده دقت داشته باشید ما ابتدای بحث را با این سوال آغاز کردیم چرا آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) سراغ «مباهله» کردن رفتند؟

در لا به لای این مطلب حضرت استاد اشاره ای داشتند به این نکته که ما هم، همه پیروان مذاهب دیگر را دعوت می کنیم بیایند حق را بشنوند و برهان خودشان را اقامه بکنند. نکته ای که حضرتعالی اشاره فرمودید این بود که اگر آن ها نپذیرفتند ما هم «مباهله» می کنیم.

دستور صریح ائمه اهلبیت (علیهم السلام) به انجام مباهله با مخالفین!

سوالی که من می خواستم الان مطرح کنم این که، آیا این «مباهله» امکانش است؟ الان حضرتعالی بخواهید «مباهله»‌ انجام دهید آیا این کار مختص زمان پیامبر نبود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در زمینه امکان مباهله بعد از پیامبر، روایات متعددی از ائمه (علیهم السلام) داریم. مرحوم «شیخ مفید»‌ در کتاب «تصحیح الإعتقادات الإمامیة» - «إعتقادات الإمامیة» نوشته «شیخ صدوق» متوفای 381 است و «تصحیح الإعتقادات» نوشته «شیخ مفید» متوفای 413 است - می گوید:

امام صادق (سلام الله علیه) برای طایفه ای از اصحابش فرمود:

«بينوا للناس الهدى الذي أنتم عليه و بينوا لهم [ضلالهم الذي هم عليه‏]»

ادله حقانیت خودتان را برای مردم بیان کنید. و ادله گمراهی آنها را نیز بیان کنید.

همان تعبیری که دیروز «مقام معظم رهبری» فرمودند شما بیایید حمله کنید، یعنی هم حقانیت خودتان را ثابت کنید هم بطلان طرف مقابل را ثابت کنید.

باز هم دارم عرض می کنم بطلان طرف مقابل با فحش، توهین، اهانت و ناسزا اصلاً عقلاً درست نیست. ما کاری به آیات و روایات نداریم که ائمه نهی کردند. عقلاً درست نیست که ما بیاییم برای این که عقاید طرف مقابل را نقد کنیم با فحش و ناسزا شروع کنیم. ما با منطق و دلیل مطلب را می گوییم شما می گویید این است این دلیل شما به این دلیل باطل است.

همانطوری که خود این آقایان عمل کردند مثل «قاضی عبد الجبار معتزلی» در کتاب «المغنی فی الإمامة» دو جلدش را به بحث خلافت اختصاص داده است جلد 10 که دو جلد می شود یعنی 19 و 20 در جلد 19 ادله شیعه را برای اثبات حقانیت خود نقد کرده است.

دستش درد نکند خیلی عالی یک جلدی از «مغنی» اش را به نقد ادله شیعه اختصاص داده است. گرچه بعضی جاها توهین و جسارت کرده است کاری نداریم از کوزه برون همان ترواد که در اوست. یک جلدش را هم برای اثبات حقانیت آقای «ابوبکر»، «عمر» و «عثمان» اختصاص داده است.

مرحوم «سید مرتضی» شاگرد «شیخ مفید» آمده کتاب «الشافی» را نوشته است. ایشان هم کل ادله ای که ایشان برای حقانیت خلافت خلفای ثلاثه آورده است به اینها جواب های محکم و قطعی داده است. شبهاتی هم که ایشان مطرح کرده است و ادله ای که برای بطلان عقیده شیعه آورد اینها را هم جواب داده است.

 این بحث، یک بحث علمی و مقبول است ولی این که بیاید در یک شبکه ماهواره ای شروع به فحاشی کند یا همین الان این شیخ «افغانی»‌ در فضای مجازی شروع به فحاشی کردن و ... می کند درست نیست. ایشان دیگر عمامه را هم کنار گذاشته است این که چه زمانی اسلام را کنار بگذارد نمی دانیم!؟

(ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يسْتَهْزِئُونَ)

سپس سرانجام کساني که اعمال بد مرتکب شدند به جايي رسيد که آيات خدا را تکذيب کردند و آن را به مسخره گرفتند!

سوره روم (30): آیه 10

منتظر این هستیم. بعد می گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«و باهلوهم في علي بن أبي طالب‏»

به اصحاب شان فرمود در رابطه با حقانیت امیرالمؤمنین «مباهله» کنید.

تصحيح اعتقادات الإمامية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: درگاهى، حسين‏، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص71

حضرت فرمود بروید با اینها صحبت و مناظره کنید. تحریک و اصرار هم کرده است. راوی می گوید گفتم آقا جان شما بعضاً بعضی از اصحاب را می گویید برای مناظره نروید فرمود بله بعضی از اصحاب ما هستند مناظره بلد نیستند از قاعده مناظره خبری ندارند به اینها می گوییم شما مناظره نکنید. ولی بعضی از افراد هستند.

«أبصر بالحجج و أرفق منه‏»

اینها بیان حقایق را دارند و از فن مناظره هم با خبر هستند.

تصحيح اعتقادات الإمامية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: درگاهى، حسين‏، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص71

بنابر نقل کتاب «الحکایات» مرحوم «شیخ مفید» امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«خَاصِمُوهُمْ وَ بَيِّنُوا لَهُمُ الْهُدَى الَّذِي أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ بَيِّنُوا لَهُمْ ضَلَالَهُمْ وَ بِاهِلُوهُمْ فِي عَلِيٍّ»

هم حقانیت خودتان را بگویید و هم ادله بطلان مخالفین را بیان کنید و در رابطه با امیرالمؤمنین «مباهله» کنید.

الحكايات في مخالفات المعتزلة من العدلية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: كنگره شيخ مفيد، ناشر: كنگره ي شيخ مفيد، قم: 1413ق، ص 75

مرحوم «نوری» در «مستدرک» با سند خود از امام صادق (سلام الله علیه) نقل کرده است که حضرت فرمود:

«خَاصِمُوهُمْ وَ بَيِّنُوا لَهُمُ الْهُدَى الَّذِي أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ بِاهِلُوهُمْ فِي عَلِيٍّ»

حقانیت خودتان را بیان کنید و در رابطه با امیرالمؤمنین هم «مباهله» کنید.

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏5، ص262

روایت جالبی در کتاب «کافی» آمده است «علامه مجلسی» می گوید روایت معتبر است. این روایت خیلی جالب است. راوی «ابو مسروق» از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) است.

خدمت امام صادق می آید گلایه می کند می گوید با علمای اهل سنت بحث می کنیم به هر آیه ای استدلال می کنیم بهانه ای می آورند. به آیه ای:

(أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

اشاره می کنیم می گوید:

«نَزَلَتْ فِي أُمَرَاءِ السَّرَايَا»

 می گویند «اولی الأمر» در رابطه با فرماندهان جنگی نازل شده است.

به آیه ولایت:

 (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)

سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا مي‌دارند، و در حال رکوع، زکات مي‌دهند.

سوره مائده (5): آیه 55

استدلال می کنیم می گویند:

«نَزَلَتْ فِي الْمُؤْمِنِينَ»

در رابطه با کل مؤمنین است.

به آیه مودت:

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‌کنم جز دوست‌داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌].

سوره شوری (42): آیه 23

احتجاج می کنیم می گویند:

«نَزَلَتْ فِي قُرْبَى الْمُسْلِمِينَ»

 این آیه در رابطه با قُرب های تمام مسلمین نازل شده است.

بعد می گوید به امام صادق عرض کرد آقا جان:

«فَلَمْ أَدَعْ شَيْئاً مِمَّا حَضَرَنِي ذِكْرُهُ مِنْ هَذِهِ وَ شِبْهِهِ إِلَّا ذَكَرْتُهُ»

هر آیه و دلیلی می آوریم اینها یک بهانه ای می آورند و توجیه می کنند.

حضرت فرمود:

«إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَادْعُهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ»

اینها اگر این طور دارند لجاجت و توجیه می کنند دعوت به «مباهله» کنید.

«قُلْتُ وَ كَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ أَصْلِحْ نَفْسَكَ ثَلَاثاً وَ أَظُنُّهُ قَالَ وَ صُمْ وَ اغْتَسِلْ وَ ابْرُزْ أَنْتَ وَ هُوَ إِلَى الْجَبَّانِ فَشَبِّكْ أَصَابِعَكَ مِنْ يَدِكَ الْيُمْنَى فِي أَصَابِعِهِ ثُمَّ أَنْصِفْهُ وَ ابْدَأْ بِنَفْسِكَ»

بعد گفت چه کار کنم؟ فرمود به مدت سه روز، معنویت خودت را بساز روزه بگیر و غسل کن با اینها به بیابان برو انگشتان دست راستت را باز کن در انگشتان دست او قفل کن.

بعد فرمود این دعا را بخوان:

«اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ إِنْ كَانَ أَبُو مَسْرُوقٍ جَحَدَ حَقّاً وَ ادَّعَى بَاطِلًا فَأَنْزِلْ عَلَيْهِ حُسْبَاناً مِنَ السَّمَاءِ أَوْ عَذَاباً أَلِيماً ثُمَّ رُدَّ الدَّعْوَةَ عَلَيْهِ فَقُلْ وَ إِنْ كَانَ فُلَانٌ جَحَدَ حَقّاً وَ ادَّعَى بَاطِلًا فَأَنْزِلْ عَلَيْهِ حُسْبَاناً مِنَ السَّمَاءِ أَوْ عَذَاباً أَلِيماً»

بعد بگو خدایا اگر اینها حق هستند من باطل، من را نابود کن؛ من حق هستم اینها باطل هستند این ها را نابود کن. راوی «ابو مسروق» می گوید:

«فَوَ اللَّهِ مَا وَجَدْتُ خَلْقاً يُجِيبُنِي إِلَيْهِ»

وقتی بحث می کردیم آيات و روایات می آوردیم اینها توجیه می کردند ولی زمانیکه آنها دعوت به «مباهله» کردیم یک نفر حاضر نشد!

الكافي (ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏، ج2، ص 513 و 514، بَابُ الْمُبَاهَلَة، ح1

این چه مذهبی است حاضر نیستی جانت را فدای مذهب کنی؟ ما در «شبکه المستقلة»، «وهابی» ها از «عربستان» آمده بودند به نظرم «عثمان الخمیس» یا «عبد الرحمن دمشقیه» بود. آقای دکتر «عبد الزهراء» از علمای شیعه و اساتید «دانشگاه بغداد» که به «لندن» رفتند و در دانشگاه بین المللی آن جا تدریس دارد.

آقای «تیجانی» هم بودند البته در آن جلسه «مباهله» نبود به آیت الله «بهجت» نامه نوشتند می خواهیم اینها را به «مباهله» دعوت کنیم چه کار کنیم؟

گفت دعوت کنید ولی اینها زیر بار «مباهله» نمی روند گفت اگر دعوت کردیم شرایط «مباهله» چیست؟ آیت الله «بهجت» نوشتند باید سه روز، روزه بگیرید به بیابان بروید چنین و چنان تمام شرایط و دعای «مباهله» را برای اینها نوشتند فرستادند.

آن ابتدا گفتند برای «مباهله» حاضر هستیم. جلسه بعد گفتند «مباهله» باید در کنار «بیت الله الحرام» باشد نه در شبکه ماهواره ای. اینها گفتند ما حاضر هستیم آنجا بیاییم. بعد گفتند اصلاً «مباهله» نمی کنیم!! این خبر در کل جهان پیچید.

آن زمان خودشان ادعا می کردند «شبکه المستقلة» بیش از 70 میلیون مخاطب دارد یعنی وقتی مناظرات شروع می شد، دوستان می گفتند در کشور «قطر»، «بحرین»، «کویت» و «امارات» در خیابانها کسی پیدا نمی شد، همه پای تلویزیون ها بودند.

حتی دوستان ما عکس گرفتند و فیلم داشتند آنهایی که تلویزیون نداشتند یا در خیابان بودند به مغازه یا جایی که تلویزیون داشت می رفتند ببینند مناظره بین شیعه ها و «وهابی» ها به کجا می رسد؟

همانطور که «ابو مسروق» می گوید:

«فَوَ اللَّهِ مَا وَجَدْتُ خَلْقاً يُجِيبُنِي إِلَيْهِ»

قسم به خدا هیچ کدام از این ها برای «مباهله» حاضر نشدند!

ما هم که آمدیم این را اعلام کردیم نه مناظره و نه «مباهله» هیچ کدامش را آقایان حاضر نیستند. فقط اینها به تنهایی می آیند می خواهند در شبکه هایشان یک سری بحث ها بکنند.

همین روایت را مرحوم «علامه مجلسی» در «مرآة العقول» جلد 12، صفحه 185 آورده و می گوید روایت حسن و معتبر است.

مجری:

بسیار عالی! پس این مباحث، مباحثی است که همچنان در جریان است. نسبت به این مطلب چقدر امر صریح و قطعی داشتیم که یکی از وظایف هر انسانی است همان طور که حضرت استاد اشاره فرمودند که از یک طرف،‌ این قدر خودش را در این مسائل قوی کند که دعوتش، دعوت درست و کاملی باشد.

از آن طرف هم جان چه ارزشی دارد در مقابل آن دینی که تمام آخرت انسان قرار است جان در گرو همین اعمالی باشد که در این دین، این ها را انجام می دهد.

حضرت استاد سوالات دیگری هم داشتیم، الحمد لله مردم، پی گیری مطالب معرفتی هستند ان شاءالله هر کدام از این افراد بتوانند خودشان یک پاسخگوی به شبهات و یک فردی باشند تا معرفت را هم برای دیگران ان شاءالله تقدیم کنند.

حضرت استاد ما فرصت چندانی نداریم در انتهای برنامه در این روز فرخنده و میمون برای همه عزیزان دعا بفرمایید نکته پایانی در خدمتتان هستیم.

تو دهنی جالب استاد «حسینی قزوینی» به اصلاح طلب های ورشکسته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

از این که مردم در ایام غدیر چه در «تهران» و چه در شهرستان ها واقعاً عاشقانه به میدان آمدند نسبت به مسئله غدیر و پیمان با امیرالمؤمنین را به نحو احسن به نمایش گذاشتند بسیار خرسند و خوشحال شدم. شاید در طول 1400 سال سابقه نداشت. حتی حضور مردم امسال با سال گذشته قابل مقایسه نبود.

اما متأسفانه متأسفانه بعضی از آقایانی که داعیه اصلاح طلبی و تشیع دارند در روزنامه هایشان و در فضای مجازی این را پوشش ندادند، بلکه آمدند با کمال تأسف و بی عقلی و با کمال حماقت و نفهمی گفتند مثلا در روز غدیر خیابان ها کثیف و چنین و چنان شد!!

آقایان دیگر هیچ بهانه ای نداشتند در آشوب ها که این همه در خیابان ها سنگ پرت می کردند لاستیک می سوزاندند و از این کارها می کردند اینها را نمی بینند.

یا الان در «فرانسه» که خیابان به زباله دانی تبدیل شده است این ها را نابینا و کور هستند نمی بینند ولی از این طرف مثلا کیسه خالی پوفک یا پوست تخمه ای که در زمین ریخته این ها می بینند و برجسته می کنند.

اولاً بر این که خود مردم جمع می کردند. اضافه پاکبان های عزیز ما با عشق و علاقه مخصوصاً‌ در «قم» شاهد بودیم چه در «جمکران» چه بین «جمکران» و «قم» حدود 12 کیلومتر در حرم نزدیک به 300 نفر از پاکبان ها شب غدیر و روز غدیر با عشق و علاقه تمیز می کردند و خوشحال هم بودند شاید در طول سال از هیچ کار پاکبانی شان این قدر خوشحال نبودند.

این را هم اشاره کنم یک توفیقی هم امیرالمؤمنین به ما داد با استاندار محترم «قم» تماس گرفتیم اسامی این ها را لطف کردند امروز پاکبان های عزیزی که در شب و روز غدیر خیابانها را پاک کردند به حدود 300 نفر، نفری 500 هزار تومان تقدیم کردیم.

این هم تفضلی از خدای عالم بود البته در برابر زحمات اینها، خیلی ناچیز است ولی این آقایان اصلاح طلب ها و مخالفین از غصه می ترکند بیشتر بترکند!

(قُلْ مُوتُوا بِغَيظِكُمْ)

بگو: با همين خشمي که داريد بميريد!

سوره آل عمران (3): آیه 119

از غصه بمیرید این که مردم به عشق امیرالمؤمنین زحمت می کشند و تلاش می کنند و شما به جای این که تشکر کنید این طور حرف می زنید دیگر مسئله امیر المؤمنین، مسئله سیاسی و ... نیست.

خدا را قسم می دهیم به آبروی امیر المؤمنین زمینه هدایت این ها را فراهم کند. راضی نیستیم این ها به آتش جهنم بسوزند و یقیناً هم اگر توبه نکنند خواهند سوخت.

خدایا به آبروی امیرالمؤمنین به حقانیت امیرالمؤمنین به حقانیت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهم) فرج مولای ما امام زمان نزدیک بگردان، ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکاب حضرتش قرار بده.

رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما، حوائج حاجتمندان روا فرما، دعاهای همه و دعاهای ما به حق امیر المؤمنین به اجابت برسان!

«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

مجری:

خیلی ممنون و متشکر از محضرتان. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند ان شاءالله موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها