2024 July 14 - يکشنبه 24 تير 1403
مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت!
کد مطلب: ١٥٥٧٥ تاریخ انتشار: ٢٥ شهریور ١٤٠٢ - ١٧:٥٣ تعداد بازدید: 4054
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت!

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی08-10-1401

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

08/10/1401

موضوع: مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت!

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

رویدادی بسیار عجیب در زمان ظهور حضرت ولیعصر (سلام الله علیه)

مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت

تبیین امامت ائمه اثنی عشر (علیهم السلام) توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)

اعترافی بسیار تلخ، از خلیفه اول و خلیفه دوم!

تماس های بینندگان برنامه

نکته طلایی یک بیننده که پایه فکری اهل سنت را ویران می کند!!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمین‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

هنوز در حال و هوای فاطمیه هستیم، شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) را تسلیت عرض می کنم.

در شب جمعه و در سید اللیالی هستیم، برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم شما می کنیم. البته اخلاق علوی و اخلاق فاطمی که (مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ) است.

قطعاً‌ ما اخلاق حضرت زهرا را بشناسیم اخلاق حضرت آقا امیرالمؤمنین را شناختیم و بالعکس. ان شاء الله بتوانیم امشب در این راستا حرکت کنیم. هنوز حال و هوای فاطمی در دلهای ما است.

در محضر آیت الله حسینی قزوینی هستیم، ان شاء الله بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم. سعی می کنیم بحث امشب را متمرکز نسبت به وجود نازنین حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) قرار بدهیم البته در ابتدای مبحث ذکر توسل را فراموش نخواهیم کرد سلام عرض می کنم و خدمتتان تسلیت عرض می کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت همه عزیزان از خدای منان می خواهم ایام شهادت مظلومانه و غریبانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولایمان، تاج سرمان، ولی نعمتمان بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

خدا را به آبروی فاطمه زهرا قسم می دهم پاداش ما فرج موفور السرور مولایمان بقیة الله الأعظم قرار بدهد. گرچه ایام، ایام فاطمیه است سخن از حضرت زهرا است ولی ما طبق برنامه همیشگی مان آغاز برنامه مان را با یادی از مصائب صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.

شب است و از شهر پیغمبر بوی گل های چیده می آید * کنار سجاده ای مادر اشک زینب از دیده می‌ آید

بیا مادر کو سوی کاشانه * که شد خانه بی تو غمخانه

فدای آن دست پر مهری کز وفا می زد بر سرم شانه * به قربان آن تنی که از خانه برون بردند شب غریبانه

چو شمع روشن به کاشانه * گریه ها اندر نیمه شب کردی

ز درد پهلو نخوابیدی * مرگ خود را از حق طلب کردی

بیا مادر سوی کاشانه * که شد خانه بی تو غمخانه

وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ

مرحوم علامه امینی نقل می کند می گوید خیلی گشتم مطالعه زیاد کردم به این نتیجه رسیدم زهرای مرضیه بین در و دیوار قرار گرفت در آن حالت اضطرار فرمود «ولدی مهدی جان» در آن حال به یاد حضرت مهدی بودند. بین در و دیوار در آن حال اضطرار «یا ابتا یا رسول الله» از یک طرف «ولدی المهدی» از طرفی دیگر.

امیدواریم که ان شاء الله حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) بیاید انتقام همه مظلومان را، انتقام امیر المؤمنین، صدیقه طاهره، ائمه هدیٰ و کل کسانی که ناحق خونشان به زمین ریخته شد تمام کسانی که قلبشان به ناحق رنجیده شد و آن کسانی که به ظلم، اشک چشمانشان سرازیر گردید و داغدار شدند حضرت بقیة الله الأعظم انتقام همه را بگیرد ان شاء الله.

رویدادی بسیار عجیب در زمان ظهور حضرت ولیعصر (سلام الله علیه)

روایتی را آقای ابو نعیم اصفهانی نقل می کند در کتاب عِقد الدرر می گوید وقتی حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) می آید:

«وَمُبَایِعَتُهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَام‏»

بیعت حضرت بین رکن و مقام صورت می پذیرد.

یعنی از مکه ظهور می کند و در مکه هم مردم با او بیعت می کنند. این که وهابی های پلید درست کردند که شیعه معتقد است حضرت مهدی از سرداب خروج می کند مطالب لاطائلاتی است که در دکان هیچ عطاری نیست.

به تعبیر شیخ آغا بزرگ تهرانی یا سید محسن امین است می گوید ما در هیچ کتاب شیعه با سند ضعیف هم پیدا نکردیم که یک عالم شیعی، یک روایتی نقل کرده باشد که حضرت مهدی (ارواحنا فداه) از سرداب قیام می کند. اینها بافته های وهابی ها و امثال ابن تیمیه و دُر دانه های آنها است.

ایشان هم از نُعیم ابن حمّاد که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب الفتن نقل می کند که حضرت بین رکن و مقام قیام می کند و مردم بیعت می کنند.

«وخروجه متوجهاً إلى الشام»

حضرت از آنجا به طرف سوریه و شام می رود.

چون طبق بعضی از روایات، دجال از منطقه شامات (منطقه سوریه، دمشق و این ها) قیام می کند مراد از دجال یک شخص، یک فرهنگ و یا یک قدرت است با آن فعلاً کار نداریم.

«وجبریل على مقدمته ومیکائیل على ساقته یفرح به أهل السماء وأهل الأرض والطیر، والوحوش، والحیتان، فی البحر»

جبرئیل پیشاپیش حضرت حرکت می کند و میکائیل هم پشت سر حضرت حرکت می کند. مردم آسمان و زمین به قیام حضرت مهدی اظهار شادمانی می کنند. حتی پرندگان وحشی بیابان و جنگل ها و ماهیان دریا از ظهور حضرت مهدی اظهار شادمانی می کنند.

عقد الدرر فی أخبار المنتظر؛ المؤلف: یوسف بن یحیى المقدسی السلمی الشافعی (المتوفى: بعد 658هـ)؛ حققه: الشیخ مهیب بن صالح البورینی، الناشر: مکتبة المنار، الزرقاء – الأردن، الطبعة: الثانیة، 1410ه؛ ص 152

شاید برای بعضیها این که پرندگان و حیوانات اظهار شادمانی می کنند مستبعد بیاید ولی اگر قرآن را خوانده باشیم قرآن می گوید:

(وَإِنْ مِنْ شَیءٍ إِلَّا یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ)

و هر موجودی، تسبیح و حمد او می ‌گوید

سوره إسراء (17): آیه 44

تمام عالم، ملائکه، انسان، جن، حیوانات، نباتات و جمادات همه در حال تسبیح خدا هستند همه شعور دارند ولی هر بخشی شعور لایق خودش را دارد، گیاه شعور متناسب خودش را دارد جمادات به همین شکل، حیوانات به همین شکل، ملائکه به همین شکل انسان هم به همین شکل است.

لذا اگر در روایت است حیوانات از قیام حضرت اظهار خوشحالی و شادمانی می کنند این در حقیقت همان منطق قرآنی است که حیوانات، جمادات و نباتات دارای شعور هستند ولی شعور متناسب با خودشان.

مجری:

ان شاء الله که بتوانیم آن لحظات را همراه و هم رکاب با حضرت باشیم ببینیم آن لحظات شیرین را و این اندوه ها و غمهایی که بر مادر ایشان بر مادر همه مؤمنان حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) وارد شد را که انتقام آن خون خواهد گرفته شد.

در همین ایام هستیم دوست داریم از محضر حضرت استاد بیشتر استفاده کنیم بحث را اگر اجازه بدهید این طور آغاز بکنیم در صفات و ویژگی های حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) زیاد شنیدیم چه آن صفات اکتسابی، چه صفات انتسابی که خود حضرت بنت رسول الله (صلی الله علیه وآله) بودند و این همه کمالاتی که برای ایشان نقل می کند.

اما یکی از آن چیزهایی که خیلی رویش تکیه می شود وقتی می خواهند اصل شهیده بودن ایشان را مطرح بکنند می گویند اولین شهیده راه ولایت، یعنی آن مسئله ولایت محوری و ولایت پذیری ایشان ظاهراً بسیار پر رنگ است تا جایی که بحث شهادتشان را هم اضافه می کنند به این که ایشان شهیده این راه هستند.

اگر لطف بفرمایید نسبت به این نوع نگاه به حضرت زهرای مرضیه که ایشان یک ولایت پذیر تام و کامل بودند بیشتر بخواهیم بشنویم از محضرتان استفاده می کنیم.

مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه

در رابطه با بحث ولایت پذیری، ولایت مداری و دفاع از حریم ولایت و امامت، صدیقه طاهره (سلام الله علیها) پیشتاز بود. این که حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) می فرماید:

«ولی فی‏ ابنة رسول‏ اللّه‏ اسوة حسنة»

فاطمه زهرا الگوی من است.

عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال؛ بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، مؤسسة الإمام المهدى، ایران ؛ قم، 1413 ق، ج‏11، ص8

شاید مراد از این الگو بودن، دفاع از حریم ولایت و امامت و گستره مفهوم امامت و ولایت در کره زمین است. دفاع صدیقه طاهره از حریم ولایت مراحل متعددی دارد - عزیزان دقت کنند - همان روزی که می آیند درب خانه فاطمه زهرا تهدید می کنند برای بیعت بیایید وگرنه خانه را به آتش می کشیم، حضرت دفاع میکند.

قبلاً دوستان ما هم در طول این هفته نقل کردند از طبری در تاریخش با سند صحیح، از انساب بلاذری با سند صحیح، مصنف ابن ابی شیبه با سند صحیح آوردند. شاید بیش از 20 مصدر از مصادر اهل سنت ندامت خلیفه اول را از هجوم به خانه حضرت زهرا مطرح کردند.

صدیقه طاهره در اولین فرصتی که در تاریخ می بینیم از حریم ولایت دفاع کرد به هنگام هجوم در خانه است. مرحوم طبرسی در احتجاج، می گوید خلیفه دوم آمد آتشی را آماده کرد گفت قسم به خدایی که جان عمر در دست اوست یا باید بیایید بیعت کنید یا ما خانه را با تمام ساکنینش به آتش می کشیم

«خَرَجَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ إِلَیْهِمْ فَوَقَفَتْ خَلَفَ الْبَابِ»

فاطمه دختر پیامبر آمد و پشت در ایستاد.

«ثُمَّ قَالَتْ لَا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ أَسْوَأَ مَحْضَراً مِنْکُمْ تَرَکْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ َنَازَةً بَیْنَ أَیْدِینَا وَ قَطَعْتُمْ أَمْرَکُمْ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ لَمْ تُؤَمِّرُونَا وَ لَمْ تَرَوْا لَنَا حَقّاً کَأَنَّکُمْ لَمْ تَعْلَمُوا مَا قَالَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ»

سپس گفت: قومی پست تر از شما سراغ ندارم جنازه پیغمبر را در دست ما رها کردید و به حق ما عمل نکردید و ما را امیر خود نساختید و مثل اینکه ندانستید رسول خدا در غدیر چه گفت.

منتظر نماندید پیغمبر غسل داده شود کفن شود نماز بر او گذارده شود دفن شود

«وَ اللَّهِ لَقَدْ عَقَدَ لَهُ یَوْمَئِذٍ الْوَلَاءَ لِیَقْطَعَ مِنْکُمْ بِذَلِکَ مِنْهَا الرَّجَاءَ وَ لَکِنَّکُمْ قَطَعْتُمُ الْأَسْبَابَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ نَبِیِّکُمْ وَ اللَّهُ حَسِیبٌ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة‏»

قسم به خدا، رسول اکرم در غدیر بحث ولایت علی را به عنوان یک مسئله قطعی مطرح کرد و از همه شما عهد و پیمان و بیعت گرفت ولکن شما آن تعهد و بیعتی که بین خود و بین رسول اکرم داشتید را نا دیده گرفتید و خداوند بین ما و شما در دنیا و آخرت قضاوت کند.

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)؛ طبرسى، احمد بن على، نشر مرتضى - مشهد، چاپ: اول، 1403 ق، ج‏1، ص80

این اولین مرحله ای است که می بینیم صدیقه طاهره از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دفاع می کند. بحث غدیر و بحث غصب خلافت را مطرح می کند.

مورد بعد ظاهراً‌ روز سوم یا چهارم رحلت پیغمبر است. طبری می نویسد:

«لَمَّا بَلَغَ فَاطِمَةَ إِجْمَاعُ أَبِی بَکْرٍ عَلَى مَنْعِهَا فَدَکَ وَ انْصَرَفَ عَامِلُهَا مِنْهَا لَاثَتْ خِمَارَهَا ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ لَهَا الْقَوْمُ بِالْبُکَاءِ»

فاطمه خبر دار شد که ابوبکر فدک را غصب کرد و عوامل او را از فدک بیرون کرد، روسری و چادرش را به سر کرد به طرف مسجد حرکت کرد. حضرت یک ناله ای کرد و آهی کشید

دلائل الإمامة (ط- الحدیثة)؛ نویسنده: طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر، محقق: قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة،: ایران؛ قم‏: 1413ق، ص111

حرکت زهرا یادآور حرکت رسول اکرم بود. بر مسجد که ابوبکر بود وارد شد در کنارش مهاجرین و انصار بودند آنجا حضرت آهی کشید. «أجهَشَ» یعنی مردم با آه حضرت زهرا با صدای بلند و شیون ناله زدند به طوری که جگرها پاره شد حلقوم ها خسته شد و یک حالت خیلی ناراحت کننده عجیبی برای مردم ایجاد شد. یعنی ناله، ناله طبیعی نبود. شیون، شیوه طبیعی نبود.

صدیقه طاهره خطبه ای خواند که مفصل است. این را ابن ابی طیفور سنی متوفای 280 آورده است و دیگران هم آوردند. من جمله از مسائلی که در آنجا مطرح کرد بعد از این که مطالبی گفت، رافع ابن رفاعة آمد گفت:

«یَا سَیِّدَةَ النِّسَاءِ، لَوْ کَانَ أَبُو الْحَسَنِ تَکَلَّمَ فِی هَذَا الْأَمْرِ وَ ذَکَرَ لِلنَّاسِ قَبْلَ أَنْ یَجْرِی هَذَا الْعَقْدُ، مَا عَدَلْنَا بِهِ أَحَداً»

ای دختر پیغمبر اگر علی می آمد همین حرفهای شما را می زد قبل از اینکه ما با ابوبکر بیعت کنیم هرگز کسی را جایگزین علی نمی کردیم.

 حضرت سخن رافع ابن رفاعة را رد کرد و فرمود:

«إِلَیْکَ عَنِّی فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ بَعْدَ غَدِیرِ خُمٍّ مِنْ حُجَّةٍ وَ لَا عُذْرٍ»

از من دور شو، برو! خداوند بعد از غدیرخم برای کسی عذری باقی نگذاشت.

دلائل الإمامة (ط- الحدیثة)؛ نویسنده: طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر، محقق: قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة،: ایران؛ قم‏: 1413ق، ص 122

علی می آمد می گفت!؟ هفتاد روز قبل پیغمبر سه شبانه روز در غدیر شما را جمع کرد بیعت گرفت چنین و چنان کرد، شما حرف پیغمبر را رها کردید می گویید اگر علی می آمد این حرف ها را می زد ما غیر از علی کسی دیگر را نمی پذیرفتیم!

همچنین در خصال شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) خیلی مفصل آمده است می گوید حضرت زهرا انصار را مورد خطاب قرار داد فرمود:

«وَ هَلْ تَرَکَ أَبِی یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ عُذْراً.»

آیا پدرم بعد از غدیر خم عذر و بهانه ای برای کسی گذاشت؟

الخصال؛ نویسنده: الشیخ الصدوق (وفات: 381)، تحقیق: علی أکبر الغفاری، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، 1403ق، ص173

این هم یک مرحله. روایتی از اهل سنت است که «نزهة الحفاظ» آورده است. ابو موسی محمد ابن عمر اصفهانی متوفای 581 حدیثی از فاطمه معصومه (سلام الله علیها) آورده و می گوید متفقٌ علیه است فرمود:

«أنسیتم قول رسول الله یوم غدیر خم»

آیا قول پیامبر در رابطه با امیرالمؤمنین در غدیر خم را فراموش کردید!؟

نزهة الحفاظ؛ اسم المؤلف: محمد بن عمر الأصبهانی المدینی أبو موسى الوفاة: 581، دار النشر: مؤسسة الکتب الثقافیة - بیروت - 1406، الطبعة: الأولى، تحقیق: عبد الرضى محمد عبد المحسن، ج 1، ص 102

مرحله دیگر را مرحوم خزاز متوفای 400 در کتاب کفایة الأثر نقل کرده است. این کتاب یکی از بهترین کتابهایی است که در رابطه با ائمه (علیهم السلام) نوشته شده است عرض کردیم دو کتاب خیلی ناب، عالی و جامع در رابطه با ائمه (علیهم السلام) داریم. فضائل ائمه، امامت ائمه، علم ائمه کل آنچه که مربوط به ائمه است در این دو کتاب مطرح شده است.

یکی کتاب بصائر الدرجات مرحوم صفّار متوفای 290 اواخر عمر امام هادی و امام عسکری را هم درک کرده است در غیبت صغرا از دنیا رفت قبل از کلینی هم بوده است. کلینی متوفای 329 است ایشان 290 است.

کتاب دوم کفایة الأثر تألیف مرحوم خزاز متوفای 400 در حقیقت معاصر شیخ مفید، شیخ صدوق و سید مرتضی بوده، شیخ صدوق متوفای 381، شیخ مفید 415، سید مرتضی 436 است تقریباً در یک عصر بودند همدیگر را در یک زمانی درک کردند.

ایشان کل روایاتی که از حضرت زهرا در رابطه با امامت امیر المؤمنین و ائمه آمده را مطرح کرده است. راوی سهل ابن سعد انصاری است می گوید از حضرت فاطمه در رابطه با ائمه (علیهم السلام) امامت ائمه یعنی 12 امام سوال کردم همان خلفای اثنی عشر آیا پیغمبر چیزی فرمود؟ حضرت زهرا فرمود:

«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ یَقُولُ لِعَلِیٍّ»

یعنی همواره می گفت نه یک بار کلمه «کانَ» دلیل بر استمرار است. مدام به علی می گفت:

«یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ أَنْتَ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »

ای علی! تو امام و جانشین بعد از من هستی. ولایت تو بر مؤمنین از خود مؤمنین بر خودشان مقدم است.

 همان آیه سوره احزاب:

(النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است

سوره احزاب (33): آیه 6

همین هم برای امیرالمؤمنین بود:

«فَإِذَا مَضَیْتَ فَابْنُکَ الْحَسَنُ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»

وقتی تو از دنیا رفتی فرزندت امام حسن (أوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ) است.

همینطور تک تک ائمه را نام برد و اسامی ائمه را شمرد تا رسید به امام زمان (سلام الله علیه) فرمود:

«فَالْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا»

حضرت مهدی ولایتش بر مؤمنین از مؤمنین اولیٰ‌ است. خداوند توسط او شرق و غرب عالم را فتح می کند.

این سخن حضرت زهرا است:

«فَهُمْ أَئِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُمْ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُم»

این دوازده نفر امامان حق و لسان صادق هستند. هر کس اینها را یاری کند خدا او را یاری می کند و هر کس با اینها دشمنی کند گرفتار عذاب خدا خواهد شد.

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 196

این هم یک نوع دفاع حضرت صدیقه طاهره است. باز در کفایة الأثر می بینیم صدیقه طاهره (سلام الله علیها) از ابو طفیل تقریباً آخرین صحابی پیغمبر است که از دنیا رفته است متوفای سال 102 یا 103 است.

ابوطفیل از ابوذر نقل می کند می گوید از صدیقه طاهره شنیدم فرمود از پدرم درباره آیه «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ» سوال کردم فرمود:

‏ «هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی عَلِیٌّ وَ سِبْطَایَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ‏ صُلْبِ الْحُسَیْنِ هُمْ رِجَالُ الْأَعْرَافِ»

این رجال و مردانی که در اعراف هستند ائمه بعد از من هستند. علی و دو فرزندش و نُه نفر از صلب حسین مردان اعراف هستند.

«لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ یَعْرِفُهُمْ وَ یَعْرِفُونَهُ وَ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْکَرَهُمْ وَ یُنْکِرُونَهُ لَا یُعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِهِمْ»

بهشت وارد نمی شود مگر کسی که ائمه را بشناسد و ائمه هم شیعه بودن او را قبول کنند. داخل آتش نمی شود مگر کسی که ائمه را انکار کند و ائمه هم اینها را انکار کند. خداوند شناخته نمی شود مگر از طریق شناختن امامان

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 194

یعنی کسی بخواهد خدا را بشناسد باید سراغ ائمه برود:

«مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ بِکُم‏»

هر کس بخواهد به طرف خدا برود باید از شما شروع کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج‏4، ص576

همین تعبیر را مرحوم شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع از آقا امام حسین نقل کرده که حضرت برای اصحابش سخن می گفت فرمود:

«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ ... فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه‏»

علل الشرائع‏؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏، تاریخ وفات مؤلف: 381 ق، ناشر: کتاب فروشى داورى‏،قم‏، 1385ش، ج1، ص9، باب علة خلق الخلق و اختلاف أحوالهم

اگر خدا را شناختند او را عبادت می کنند، وقتی خدا را نشاخته است می گوید خدا بالای عرش نشسته است از هر طرف یک وجب بدن خدا - نستجیر بالله - از عرش بزرگ تر است نیمه شب سوار الاغ می شود پایین می آید

این خدا پرستش نمی خواهد. قابل پرستش نیست این خدایی که برای نشستنش به عرش احتیاج دارد، برای آمدن به کره زمین احتیاج به الاغ دارد، این خدایی نیست که بخواهیم بپرستیم. ما خدایی را می پرستیم که:

(وَلَمْ یکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ)

و برای او هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است!

سوره اخلاص (112): آیه 4

خدایی را می پرستیم که:

(لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ)

هیچ چیز همانند او نیست.

سوره شوری (42): آیه 11

خدایی را می پرستیم که:

(هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ)

اول و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست.

سوره حدید (57): آیه 3

خدایی را می پرستیم که:

(هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى یسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ)

او خداوندی است خالق، آفریننده ‌ای بی ‌سابقه، و صورتگری (بی ‌نظیر)؛ برای او نام های نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او می ‌گویند؛ و او عزیز و حکیم است!

سوره حشر (59): آیه 24

ما این خدا را می پرستیم کسی این خدا را بشناسد پرستیدن دارد. خدای الاغ سوار پرستیدن ندارد. خدایی که بیمار می شود ملائکه به عیادتش می روند پرستیدن ندارد. خدایی که در منا سوار شتر می شود همه مردم برای رمی جمرات پیاده می روند خدا سوار شتر می شود این خدا عبادت کردن نمی خواهد این هم یک نوع بت پرستی است ولی در یک قالب دیگر.

اینجا حضرت امام حسین (سلام الله علیه) فرمود معرفت خدا:

«مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه‏»

صدیقه طاهره هم فرمود:

«لَا یُعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِهِمْ»

یعنی خدا شناخته نمی شود مگر از طریق معرفت ائمه (علیهم السلام)، علی و یازده فرزند بزرگوارش.

یک روایتی از حضرت زهرا خیلی جالب است شاید اولین بار است دارم عرض می کنم چون فرصتی این طوری نبود در رابطه با حضرت زهرا (سلام الله علیها) بحث کنیم مرحوم علامه مجلسی آورده است که فاطمه زهرا به بعضی از زنها فرمود:

«أَرْضِی أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً بِسَخَطِ أَبَوَیْ نَسَبِکَ»

تمام تلاشتان این باشد رضایت آن دو پدر دینی تان محمد و علی را داشته باشید ولو با ناراحتی پدر و مادر نسبی تان.

یعنی شبانه روز تلاش تان این باشد کاری انجام بدهید که مورد رضایت رسول الله و  علی ابن ابی طالب است ولو با ناراحتی پدر و مادر نسبی تان. یعنی اگر امر دائر شد از پیغمبر و علی اطاعت کنید یا از پدر و مادرتان اطاعت کنید از پیغمبر و علی اطاعت کنید ولو این که پدر و مادرت از تو ناراحت و غضبناک شدند و بر تو قهر کردند؛ قهر کردن پدر و مادر ملاک نیست ملاک رضایت علی و رسول الله است.

می گوید جلسه امام حسین و علی نرو، «أشهد انَّ علیاً ولی الله» بگویی راضی نیستم؛ به درک اسفل راضی شو. فرمود:

«وَ لَا تُرْضِی أَبَوَیْ نَسَبِکَ بِسَخَطِ أَبَوَیْ دِینِکَ»

مبادا رضایت پدر و مادر نسبیت را به دست بیاوری ولی با غضب رسول و علی!

یعنی شما از پدرت و مادرت اطاعت کنی دست از علی و رسول الله برداری، از پدر و مادرت اطاعت کنی ولی دستورات پیامبر و علی (سلام الله علیهما) را زمین بگذاری.

بعد حضرت خیلی جالب استدلال می کند می گوید:

«فَإِنَّ أَبَوَیْ نَسَبِکَ إِنْ سَخِطَا أَرْضَاهُمَا مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ»

اگر پدر و مادرت به خاطر اطاعت از محمد و علی از تو غضبناک شدند این دو بزرگوار می آیند رضایت پدر و مادر تو را جلب می کنند.

با چه چیزی رضایت اینها را جلب می کنند؟

«بِثَوَابِ جُزْءٍ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ جُزْءٍ مِنْ سَاعَةٍ مِنْ طَاعَاتِهِمَا»

رسول اکرم، امیر المؤمنین یک ذره ای از یک میلیونیم جزء از ساعت اطاعتشان را به اینها می دهند.

اصلاً نمی شود تصور کرد ساعت اطاعت این ها را به 60 ثانیه تقسیم کنید این 60 ثانیه را به میلیون قسم تقسیم کنید می گوید یک جزئی از این میلیونیم اطاعتشان را به پدر و مادرت می دهند اینها را راضی می کنند نگران ناراحتی پدر و مادر نباشید.

«وَ إِنَّ أَبَوَیْ دِینِکَ إِنْ سَخِطَا لَمْ یَقْدِرْ أَبَوَا نَسَبِکَ أَنْ یُرْضِیَاهُمَا»

اگر علی و پیامبر به غضب بیایند پدر و مادرت نمی توانند بروند رضایت رسول اکرم و علی را به دست بیاورند.

آن ها عددی نیستند ثواب و عملی ندارند، شاید بگوید پدر من تمام شبانه روز نماز خوانده و تمام عمرش را روزه گرفت همه را به رسول اکرم و امیرالمؤمنین می دهد راضی می کند حضرت می گوید:

«لِأَنَّ ثَوَابَ طَاعَاتِ أَهْلِ‏ الدُّنْیَا کُلِّهِمْ لَا تَفِی بِسَخَطِهِمَا»

ثواب تمام اطاعت اهل روی زمین کفاف کسب رضایت پیامبر و علی (سلام الله علیهما) را نمی کند.

بحار الأنوار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج23، ص261

چقدر زیباست! شیعه به خودت ببال سرت را بلند کن افتخار کن شیعه علی و زهرا هستی افتخار کن محب زهرا و علی هستی، افتخار کن امید شفاعت علی و زهرا را در دل داری، افتخار کن تمام وجود مملو از عشق علی،‌ زهرا و رسول الله است.

آدم لذت می برد وقتی این عبارت ها را می بیند البته در اینجا حرف خیلی زیاد است چون خیلی وقت گذشت تصمیم نداشتم این قدر توضیح بدهم ولی «الکلام یجُر الکلام» حواله خودشان است.

«فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل»

بحار الأنوار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

مجری:

بسیار زیبا. ‌عزیزانی که در این برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی همراه ما بودند قطعاً خاطرشان است اهمیت احترام گذاشتن و اطاعت از والدین را حضرت استاد در جلسات گذشته اشاره فرمودند.

وقتی که اینها را با این دید می بینیم وقتی می بینیم آن جایگاه چه مقدار است آن وقت چه چیزی بالاتر از آن قرار می گیرد این حلاوت، زیبایی و چاشنی کار قطعاً بسیار بیشتر می شود، ان شاء ‌الله مفصل تر نسبت به وجود نازنین حضرت زهرای مرضیه و مطلب ولایت محوری، ولایت پذیری و ولایت مداری ایشان صحبت خواهیم کرد.

«السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَة الزهراء» الحمدلله این توفیق همچنان همراه مان است که با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در این ایام که منسوب به حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) است همراه تان هستیم.

 هر جلسه بلا استثناء یاد کردیم از وجود نازنین حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) الان که گل سر سبد مجلس خود بانوی دو عالم هستند نسبت به ولایت پذیری حضرت زهرای مرضیه داریم صحبت می کنیم و از محضر حضرت استاد استفاده می کنیم.

روایاتی را که مطرح فرمودند بسیار روایات جالبی بود روایاتی که نه تنها ولایت حضرت آقا امیرالمؤمنین از آن برداشت می شد بلکه ولایت تمامی ائمه اثنی عشر را تصریح کرده بودند و بسیار مطلب واضح بود برای آن افرادی که همراه ما بودند.

مثلا آنجائیکه فرمودند:

«وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ سِبْطَایَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ»

علی امام و جانشین من است و سپس دو نوه من و نه فرزند از صلب حسین که امامان نیکوکار هستند.

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 199

اگر نسبت به این نکته و این فراز هم صحبتی بشود استفاده خواهیم کرد.

تبیین امامت ائمه اثنی عشر (علیهم السلام) توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یکی از مسائلی که صدیقه طاهره خیلی جانانه از امیرالمؤمنین و ائمه دفاع کرد و حقانیت ائمه را اثبات کرد حدیثی است که باز مرحوم خزاز از محمود بن لبید نقل کرده است. محمود بن لبید از انصار و اهل مدینه است در زمان حیات پیغمبر به دنیا آمد، ولی از او به تابعی تعبیر می کنند چرا به تابعی تعبیر می کنند نمی دانم. کفایت الأثر در پاورقی دارد بر این که:

«محمود بن لبید بن عقبه انصاری ابو نعیم المدنی فی الطبقة الأولیٰ ولد فی حیاة النبی وکان ثقة»

در طبقه اولیٰ از تابعین است.

در هر صورت او ثقه بوده و در سال 97 از دنیا رفته است. مزی در تهذیب الکمال، جلد 27، صفحه 309 و ابن حجر در تهذیب التهذیب، جلد 10، صفحه 59 آورده است.

محمود بن لبید می گوید:

«لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ کَانَتْ فَاطِمةُ تَأْتِی قُبُورَ الشُّهَدَاءِ وَ تَأْتِی قَبْرَ حَمْزَةَ وَ تَبْکِی هُنَاکَ»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت فاطمه کنار قبور شهدا می رفت و در کنار قبر حمزه گریه می کرد.

«فَلَمَّا کَانَ فِی بَعْضِ الْأَیَّامِ أَتَیْتُ قَبْرَ حَمْزَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَوَجَدْتُهَا تَبْکِی هُنَاکَ فَأَمْهَلْتُهَا حَتَّى سَکَتَتْ فَأَتَیْتُهَا وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهَا وَ قُلْتُ یَا سَیِّدَةَ النِّسْوَانِ قَدْ وَ اللَّهِ قُطِعَتْ أَنْیَاطُ قَلْبِی مِنْ بُکَائِکِ»

در یکی از روزها کنار قبر حمزه رفتم دیدم فاطمه گریه می کند ساکت ماندم تا حضرت گریه اش تمام شد. خدمت حضرت آدم سلام گفتم، گفتم: ای سیده نسوان تمام رگ های قلب من از شدت گریه تو تکه تکه شد.

 فرمود:

«یَا بَا عُمَرَ یَحِقُّ لِیَ الْبُکَاءُ وَ لَقَدْ أُصِبْتُ بِخَیْرِ الْآبَاءِ رَسُولِ اللَّهِ وَا شَوْقَاهْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ»

شایسته است من گریه کنم. بهترین پدران عالم را از دست دادم. چقدر اشتیاق و علاقه دارم با پیغمبر ملاقات کنم.

بعد حضرت یک شعری گفت:

«إِذَا مَاتَ یَوْماً مَیِّتٌ قَلَّ ذِکْرُهُ             وَ ذِکْرُ أَبِی [مُذْ] مَاتَ وَ اللَّهِ أَکْثَرُ»

هر کس از دنیا می رود آوازه اش از بین می رود ولی پدرم از دنیا رفت آوازه اش بیشتر شده است.

«قُلْتُ یَا سَیِّدَتِی إِنِّی سَائِلُکِ عَنْ مَسْأَلَةٍ تَلَجْلَجُ فِی صَدْرِی»

گفتم ای سیده من، من از یک مسئله سوال می کنم این سوال در سینه ام است و من را بی تاب و اذیت می کند می خواهم از شما بپرسم.

«قَالَتْ سَلْ قُلْتُ هَلْ نَصَّ رَسُولُ اللَّهِ قَبْلَ وَفَاتِهِ عَلَى عَلِیٍّ بِالْإِمَامَةِ»

فرمود سوال کن! گفتم: آیا پیغمبر قبل از رحلتشان امامت علی را به صراحت فرمودند؟

«قَالَتْ وَا عَجَبَاهْ أَ نَسِیتُمْ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ»

فرمود چه جای شگفتی است شما روز غدیر خم را فراموش کردید؟

«قُلْتُ قَدْ کَانَ ذَلِکِ وَ لَکِنْ أَخْبِرِینِی بِمَا أَسَرَّ إِلَیْکِ»

غدیر خم را می دانم. می خواهم در رابطه با امامت علی آنی که به صورت سرّی پیغمبر به شما گفته است را برای من بگویید.

صدیقه طاهره آن مسائل سرّی را برای محمود بن لبید نگفت چون در آن حدی نیست که بخواهد اسرار ولایت را درک بکند. در روایتی امام باقر (سلام الله علیه) فرمود:

«إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَان‏»

اسرار امامت و ولایت ما را نه پیغمبر مرسل نه ملک مقرب نمی توانند تحمل کنند مگر کسانی که سینه پاک و قلبی طاهر داشته باشند.

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّى الله علیهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: کوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، ج1، ص26

برای هر کس اسرار را مطرح نمی کنند. بعد فرمود من خدا را شاهد می گیرم:

«لَقَدْ سَمِعْتُهُ یَقُولُ عَلِیٌّ خَیْرُ مَنْ أُخَلِّفُهُ فِیکُمْ»

شنیدم پیغمبر می فرمود علی بهترین کسی است که من بعد از خودم میان شما می گذارم!

عزیزان دقت کنند بهترین کسی که بعد از من است علی ابن ابی طالب است یعنی «افضل الناس» علی ابن ابی طالب است این که می گویند «افضل الناس علی ترتیب الخلافة» است این با منطق حضرت زهرا سازگاری ندارد. با روایاتی هم که آقایان آوردند سازگاری ندارد. بعد فرمود:

«وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ سِبْطَایَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ»

امام و خلیفه بعد از من علی و دو فرزندم و نُه نفر از صلب امام حسین است.

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 199

این جمله صدیقه طاهره است. یک مقداری در رابطه با این توضیح بدهم. همین تعبیری که رسول اکرم دارد بهترین و افضل مردم علی ابن ابی طالب و اهل بیتش است. نهج البلاغه را ملاحظه کنید از اول تا آخر در خطبه های مختلف امیرالمؤمنین همین مسئله را مطرح کرده است.

اهلبیت پیغمبر در میان شما است بهترین و با فضیلت ترین افراد هستند کسی در فضیلت، همتای اهل بیت نیست. در نهج البلاغه، خطبه 87 دارد:

«فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ وَ أَنَّى تُؤْفَکُونَ وَ الْأَعْلَامُ قَائِمَةٌ وَ الْآیَاتُ وَاضِحَةٌ وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ ‏ فَأَیْنَ یُتَاهُ بِکُمْ»

مسلمانها به کجا می روید؟ به کجا فرار می کنید؟ نشانه های حق همه بر پا است. آیات حق همه روشن است. مناره های حق که انسان بتواند مسیر درست را از نا درست تشخیص بدهد نصب شده است. کجا می روید که خودتان را نابود کنید؟

«وَ کَیْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَیْنَکُمْ عِتْرَةُ نَبِیِّکُمْ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّینِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ»

کجا دارید خودتان را بیچاره می کنید؟ در میان شما عترت پیامبر شما است. نشانه حق این ها هستند. اینها نشانهای دین هستند و لسان صادق دارند همانطور که احترام قرآن را دارید همانطور احترام عترت را هم داشته باشید.

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص120، خطبه 87

چقدر زیباست؟ همان تعبیری که صدیقه طاهره از رسول اکرم نقل می کند حضرت امیر (سلام الله علیه) در خطبه 97می فرماید:

«انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ یُعِیدُوکُمْ فِی رَدًى»

به اهل بیت پیغمبرتان نگاه کنید. جا پای اینها بگذارید از آثار اینها تبعیت کنید. اهل بیت پیغمبر، شما را از هدایت بیرون نمی کنند و هرگز شما را به فلاکت، بدبختی، بیچارگی و ذلت نمیاندازند.

فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِکُوا»

اگر اینها نشستند بنشینید، اگر قیام کردند قیام کنید. هرگز از اینها سبقت نگیرید که گمراه می شوید و هرگز از اینها عقب نمانید که به هلاکت می رسید.

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص143، خطبه 97

یعنی تمام حرکات و سکنات تان طبق حرکات و سکنات اهل بیت باشد. همین تعبیری است که صدیقه طاهره نقل می کند امیرالمؤمنین در نهج البلاغه همین را دارد.

اعترافی بسیار تلخ، از خلیفه اول و خلیفه دوم!

پیغمبر فرمود بهترین فرد افضل و خیر الناس بعد از من علی ابن ابی طالب است؛ ولی این ها دارند می گویند افضل الناس بعد از پیغمبر خلیفه اول است حالا نمی دانیم اقوال علمای بزرگوار اهل سنت را بشنویم یا اعتراف خود خلیفه اول را بشنویم؟

کتاب السیر الکبیر تألیف شیبانی شاگرد دُردانه ابو حنیفه است متوفای 189 یعنی 39 سال بعد از ابو حنیفه از دنیا رفت. ابو حنیفه هم هیچ کتابی ندارد، شیبانی و یکی از شاگردان دیگر، آثار ابو حنیفه را نوشتند. وی از حسن بصری نقل می کند می گوید کسی پیش عمر بن الخطاب آمد به او گفت:

«یا خیر الناس»

 عمر متوجه نشد گفت چه گفتی؟ گفتم «یا خیر الناس» گفت نزدیک بیا:

 «لستُ بخیر الناس لست بخیر الناس، ألا أنبئک بخیر الناس؟»

من خیر الناس نیستیم، اگر بخواهی خیر الناس را برایت معرفی کنم بیا برایت معرفی کنم.

السیر الکبیر؛ اسم المؤلف: محمد بن الحسن الشیبانی الوفاة: 198هـ، دار النشر: معهد المخطوطات - القاهرة، تحقیق: د. صلاح الدین المنجد، ج 1، ص 35

ابن سعد متوفای 230 در الطبقات از قول خلیفه اول خطبه ای را نقل کرده است. ظاهراً غیر از این یک خطبه، خطبه دیگری ندیدم خلیفه اول خوانده باشد. حسن بصری می گوید تنها خطبه ای که از او مانده است همین است گفت:

«أیها الناس قد ولیت أمرکم ولست بخیرکم»

من ولی امر شما شدم بهترین شما نیستم

الطبقات الکبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری الزهری الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بیروت، ج3، ص182

خودش می گوید من بهترین شما نیستم چه کار کنیم!؟ آقای آلوسی در روح المعانی، می گوید خلیفه اول گفت:

 «أقیلونی فلستُ بخیرکم»

 این خلافت را از من کنار بزنید و مرا رها کنید، من بهترین شما نیستم.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی؛ اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج27، ص180

محمد بن عبد الوهاب گُل سر سبد وهابی ها در مختصر سیرة النبی دارد ابوبکر خطبه خواند گفت:

«قد وُلِّیتُ علیکم ولست بخیرکم»

من ولی امر شما شدم ولی بهترین شما نیستم!

مختصر السیرة؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1206 هـ، دار النشر: مطابع الریاض - الریاض، الطبعة: الأولى، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی، د . محمد بلتاجی، د . سید حجاب، ج1، ص255

 بعد عبارتی را می آورد الان صلاح نیست مطرح کنم.

مجری:

بسیار عالی! مطلبی که از حضرت زهرای مرضیه سوال شده بود، از آن طرف یک اعتراف، همه چیز برای افرادی که دنبال شناخت حق هستند واضح و روشن هست!

درباره ولایت پذیری و ولایت مداری وجود نازنین حضرت زهرای مرضیه دوست داشتیم بیشتر از استاد بشنویم اما فرصت محدود است و عزیزانی که تماس گرفته اند طبق رسمی که خود حضرت استاد دارند اولویت را به این عزیزان می دهیم.

تماس های بینندگان برنامه:

بیننده (آقای بهادری از کرج شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار! حضرت آقا، در دُر المنثور، جلد 3، صفحه 186 طبق نقل ابن ابی شیبه از جبیر ابن مُطعم می گوید با عثمان ابن عفان خدمت رسول خدا رسیدیم تا اعتراض کنیم چرا از شأن ذی القربی به بنی هاشم توصیه کردی به ما ندادی؟ در حالی که در ریشه و نسب یکی هستیم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) پاسخ داد علت این که به بنی هاشم از سهم ذی القربی دادم چون آنها در جاهلیت و هم در دوره اسلام از ما جدا نشدند.

یعنی تا حضرت ابراهیم احدی از اجداد پیغمبر به بت سجده نکرده بودند رسول خدا فرمودند تا روز قیامت شاخه ای از ذریه ابراهیم هستیم که صفَ و عابد در صراط مستقیم بودیم و این ذریه، منتخب عابد در صراط مستقیم محمد و آل محمد (صلی الله علیه وآله) است.

با این که حضرت عالی هم فرمودید علی بر حق بود یعنی طبرانی به سند خودش از ام سلمه همسر پیامبر نقل می کند علی بر حق بود هر کس از او تبعیت کند از حق تبعیت کرده است و هر کسی او را رها کند انگار حق را رها کرده است و این عهد و تقدیر ثابت خداوندی است. به خدا سوگند علی در گذشته و آینده بر حق بوده و این عهد و تقدیر و ثابت است. تاریخ دمشق، جلد 2، صفحه 449

حاکم نیشابوری از ام سلمه نقل می کند که:

«علی مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض هذا حدیث صحیح الإسناد»

المستدرک على الصحیحین؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص134، 6428

«علی مع الحق والحق مع علی»

تاریخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج14، ص320

سند زیاد است. ابن عساکر خبر 9606- 9607- 9908؛ کنز العمال خبر 6523، جلد 12، صفحه 398؛ مطالب العالیة خبر 3960 ابن جوزی نقل کرده است پیامبر به علی گفت علی جان یک دُمل چرکی در قلوب صحابه وجود دارد فقط لحظه شماری می کنند تا من بمیرم تا بر سرت خواهند ریخت.

حالا حضرت آیت الله سوالم این است کسانی که نصف عمرشان در جاهلیت بوده بعداً اسلام آوردند کار نداریم یا با زبان و یا دلی بوده چرا این قدر پیش آقایان وهابی عظمت پیدا کردند؟ آقا امیرالمؤمنین چه کار کرده بود گناه علی چه بود تا یک قرن قبر او مخفی بود؟

حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه کار کرد که تا قیامِ قیامت قبر او مخفی است چه بلایی سر اهل بیت پیغمبر آوردند؟ این بود که پیغمبر به صحابه اش گفت

(قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى)

بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی ‌کنم جز دوست‌ داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‌]؛

سوره شوری (42): آیه 23

نمی دانستند حضرت زهرا جزء آیات تطهیر است نمی دانستند سوره کوثر در حق حضرت زهرا نازل شده است؟ نمی دانستند حدیث کساء یا آیه مباهله در مورد اهل بیت پیغمبر است؟ آقایان وهابی چه جوابی دارند به ما بدهند؟ چرا اهل بیت پیغمبر این قدر مظلوم بودند این را به ما بگویند. «والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

مجری:

بسیار عالی طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر جناب آقای بهادری عزیز بسیار خوب مثل همیشه سوالات اساسی را بیان کردند ان شاء الله قطعاً این سوالات که قرار است منکرین را یک مقدار به خودشان بیاورد ان شاء الله آنها دنبال پاسخ بروند قطعاً به پیدا کردن مسیر حق منجر خواهد شد.

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام جناب اقای مرعشی و سلام خدمت حضرت آیت الله قزوینی شب شما بخیر، تسلیت عرض می کنم به مناسبت شهادت حضرت صدیقه طاهره. یک شبهه ای مخالفان شیعه (وهابیت) مطرح می کنند حتی بعضی از بچه های ساده لوح اهل سنت را هم می خواهند فریب بدهند به این صورت که شما شیعیان می گویید با خروج حکومت اسلامی از مدار امامت پس کارهای مجاهدان و پیامبر اکرم بیهوده است؟ به نظرم یک نکته ای رسید حضرت استاد تصحیح بفرمایند اگر اشتباه عرض می کنم.

از مجموع آیات و روایاتی که شما می فرمایید و شب های پیاپی گوش کردیم خوشبختانه هیچ کدامش تکراری نیست با این که موضوع برنامه اسلام است اما هر روز تازه تر است از این آیات و روایات می فهمیم آن وعده ای که مبنی بر غلبه دین حق و خلافت و امامت ائمه اطهار وعده داده شده است یک طوری نیست که منظور هزار سال دیگر است.

از این ها این طور برداشت می کنیم در عمر طبیعی ده دوازده امام حدود 200 سال دین حق بر جهان غلبه می کند آیا این تشخیص ما درست است؟ یعنی حرفی که این معاندین می زنند واقعاً‌ تحقق پیدا کرده و خیلی ضربه خورده است به طوری که هدف خداوند این بود که جمعیت مسلمانان به همین وضع باشد آیا سرنوشت مسلمانها و سران کشورهای اسلامی همین باشد که هست جمعیتی مسلمانان به همین نسبتی که هست منظور است؟

از آیات و روایاتی که شما می فرمایید تشخیصم این است منظور این است که خیلی زودتر از اینها حکومت حق بر جهان حاکم بشود نه این که الان در غیبت امام زمان بسوزیم و معلوم نباشد عمر ما آیا کفاف می دهد محضر ایشان را درک کنیم یا نه؟ وصلی الله علی محمد واله الطاهرین.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جزاکم الله خیرا ان شاء الله اقای محمدی عزیز!

نکته طلایی یک بیننده که پایه فکری اهل سنت را ویران می کند!!

مجری:

تماس بعدی جناب آقای حسین وند از خرم آباد سلام علیکم بفرمایید

بیننده (آقای حسین وند از خرم آباد – شیعه):

سلام علیکم ورحمة الله وقت شما بخیر خدا قوت. من دو نکته خواستم عرض کنم ابتدا در مورد آقایی که مدتی است در بلوچستان گرد و خاک به راه انداخته بود گفته بود در مورد مطالبی که دارم بیان می کنم و مردم را به سمت اغتشاش و شرارت دارم سوق می دهم حاضر هستم مناظره کنم.

ما شاهد بودیم بلافاصله حضرت آیت الله حسینی قزوینی دعوت به مناظره ایشان را قبول کردید فرمودید من حاضر به مناظره هستم و رسماً‌ ایشان و دیگران را به مناظره دعوت کردید.

خواستم بپرسم آیا پاسخی هم از این مرد بسیار عالم و بزرگ که ایشان تسلط بسیار بالایی در رو خوانی قرآن دارد و قرآن را همیشه بدون غلط می خوانند آیا پاسخی از ایشان دریافت کردید یا باز هم هیچ؟! این یک مطلبی بود که من از محضرتان بپرسم. نکته دوم در مورد موضوع برنامه شما چون در مورد اخلاق علوی است یک روایتی را خواستم از منابع اهل سنت بخوانم در مورد اخلاق علوی و فحاشی عثمان به امیر المؤمنین.

جناب آقای ابن حجر عسقلانی که آقایان اهل سنت گفتند ما هر چه داریم از این آقا داریم و سه نفر دیگر ایشان می گوید یک روایت صحیحی را در کتاب المطالب العالیة آوردند محقق کتاب گفته است رجال این روایت همه ثقه و از رجال بخاری هستند از مالک ابن ربیعه ایشان صحابی پیغمبر بودند می گوید:

«إن عثمان بن عفان رضی الله عنه نهى عن العمرة فی أشهر الحج أو عن التمتع بالعمرة إلى الحج فأهل بها علی مکانه »

مالک ابن ربیعه گفت عثمان ابن عفان از تمتع در حج عمره نهی می کرد ولی علی (علیه السلام) چنین نکرد.

چون امیر المؤمنین تابع محض سنت پیغمبر بودند و حاضر نبودند به خاطر هیچ کسی سنت برادرشان را زیر پا بگذارند عثمان را بی محلی کردند و کاری به کار عثمان نداشتند.

«فنزل عثمان رضی الله عنه عن المنبر فأخذ شیئاً فمشى به إلى علی رضی الله عنه»

پس عثمان از منبر پایین آمد و یک چیزی برداشت معلوم نیست چوب یا آهن بود و به سمت علی (علیه السلام) حمله کرد.

 چون عثمان بحث نابود کردن سنت پیغمبر را در دستور کار داشت این جا شجاع شد.

«فقام طلحة و الزبیر رضی الله عنهما فانتزعاه منه»

طلحه و زبیر برخواستند و آن وسیله را از دست عثمان گرفتند

 نمی دانم چرا آن موقعی که صحابه به خانه عثمان حمله کردند و یک سیلی آبدار زیر گوش زنش زدند و آن جسارت زشت جنسی را به او کردند چرا آن موقع شجاعت به خرج نداد این یک سوالی است. عثمان از منبر پایین آمد خواست به حضرت علی حمله کند با یک شیئ او را بزند که طلحه و زبیر عثمان شجاع را گرفتند!

«فمشى إلى علی رضی الله عنه فکاد أن ینخس عینه بإصبعه ویقول له إنک لضال مضل»

پس عثمان به سمت علی رفت و نزدیک بود که انگشتانش را داخل چشم علی کند. همیشه به حضرت علی می گفت ای علی تو یک آدم گمراه و گمراه کننده هستی!

عجب صحابه همدیگر را گمراه و گمراه کننده می دانستند جالب شد فقط نمی فهمم اینهایی که خودشان را گمراه می دانستند چرا می گویند از اینها دین بگیرید؟ این اخلاق علوی.

«ولا یرد علی رضی الله عنه علیه شیئاً»

ولی علی (علیه السلام) هیچ پاسخی به عثمان نداد.

المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر العسقلانی الوفاة: 852، دار النشر: دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة - 1419هـ، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ج10، ص44

اینجا آن اخلاق علوی را آدم می بیند همان آیه قرآن که می فرماید:

(وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا)

چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ می‏دهند

سوره فرقان (25): آیه 63

در واقع این را هم خواستم حضرت عالی یک توضیحی بفرمایید این صحابه ای که آقایان می گویند بهترین بشر بودند و خدا از این عثمان شجاع اعلام رضایت ابدی کرده است چرا این طور وحشیانه به حضرت علی حمله کرد و شروع به فحاشی به امیر المؤمنین کرد؟

مجری:

تشکر می کنیم جناب آقای حسین وند عزیز الحمد لله در ترویج و تبلیغ امر اهل بیت موفق هستند ان شاء الله که مأجور باشید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

البته این بحث را طبری و ابن اثیر هم آورده است متأسفانه می گوید:

 «إنی أکرَهُ ذِکرها»

 دوست ندارم این درگیری که بین علی و عثمان بود ذکر کنم.

 چون مردم تحملش را ندارند یا:

«کرهت ذکرها لما فیه مما لا یحتمل سماعها العامة»

کراهت دارم ذکر کنم

تاریخ الطبری؛ اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج3، ص68

یا تعبیری دارد:

«وأمورا شنیعة کرهت ذکرها»

امور شنیعی را آوردند ولی نمی خواهم این را بیان کنم.

تاریخ الطبری؛ اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج2، ص616

عبارت خوبی را مطرح فرمودید. البته غیر از این، در رابطه با مسئله تبعید ابوذر به ربذه باز یک درگیری خیلی شدیدی میان حضرت امیر و عثمان اتفاق افتاد که عبارتهای خیلی از این زننده تر نمی توانم بیان کنم، آقای عثمان در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) بیان کرد انسان شرمش می آید بخواهد بیان بکند.

خیلی از این آقایان وقتی می خواهند بیان کنند می گویند مطالبی گفت ولی این مطالب: «کرهتُ ذکرها» همین طور در رابطه با قضیه معاویه با حضرت امیر مطالبی دارند می گوید:

«فذکر مکاتبات جرت بینهما کرهت ذکرها لما فیه مما لا یحتمل سماعها العامة»

تاریخ الطبری؛ اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج3، ص68

خیلی از اینها را نمی توانم بیان کنم مطالبی است که متأسفانه آقایان بیان کردند. از حضرتعالی تشکر می کنیم جزاکم الله خیراً یادآوری کردید. این طور بحث ها الحق والإنصاف نشان می دهد که اخلاق علوی چه است و اخلاق غیر علوی چه است.

یا مثلا عثمان در منا نماز را تمام می خواند ابن عباس می گوید پیغمبر اینجا نماز را شکسته خوانده است عثمان می گوید پیغمبر خواند من دوست دارم تمام بخوانم؛ چون علی ابن ابی طالب شکسته می خواند مخالفتاً لعلی می خواهم نمازم را تمام بخوانم آقای ابن عباس از خیمه اش بیرون می آید می گوید خدا اینها را لعنت کند

فَإِنَّهُمْ قد تَرَکُوا السُّنَّةَ من بُغْضِ عَلِیٍّ»

به خاطر بغض علی ابن ابی طالب سنت پیغمبر را ترک می کنند.

سنن النسائی؛ المؤلف: أبی عبدالرحمن أحمد بن شعیب بن علی النسائی (متوفی 215- 203 هـ)، تحقیق: محمد ناصر الدین الآلبانی، الناشر: مکتبة المعارف، ص465، ح3006

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، بپردازیم به سوال جناب آقای محمدی این که طبق نظر شیعیان اگر ما ولایت آقا امیر المؤمنین را نپذیریم پس آن مقدار رسالتی که آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله) انجام داده بودند آیا همه اش بر باد می رود؟ پس این همه تلاش ها به کجا می رسد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید حضرت نوح 950 سال نبوت کرد.

(وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ)

با او جز [عده] اندکی ایمان نیاورده بودند

سوره هود (11): آیه 40

بنا نیست مردم به زور یا با معجزه ایمان بیاورند اراده الهی و سنت خداوند به این تعلق گرفته است من با اختیار خودم گناه کنم با اختیار خودم هم عبادت و اطاعت کنم و این را به خود مردم واگذار کردند.

رسول اکرم را این طوری گفتند حضرت موسی چه؟ حضرت موسی به طرف طور سینا رفت بنی اسرائیل گوساله پرستی کردند پس حضرت موسی موفق نبوده است؟

فرعون، حضرت موسی را دنبال کرد حضرت موسی عصا را به رود نیل زد راهی از میان آب باز شد عبور کردند فرعون خواست از راه عبور کند آبها به هم پیوست غرق شدند همین که آن طرف رفتند دیدند یک تعدادی بت پرست هستند گفتند:

(یا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ)

به موسی گفتند: «تو هم برای ما معبودی قرار ده، همان ‌گونه که آنها معبودان (و خدایانی) دارند!»

سوره اعراف (7): آیه 138

برادر بزرگوارم! این سنت الهی است که بشر را مختار آفریده است که به اختیار خودش گناه و معصیت کند یا ایمان بیاورد تا روزی که حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بیاید و حکومت جهانی و عدالت سراسری را برپا کند.

(هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ)

او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

سوره توبه (9): آیه 33

حضرت مهدی (ارواحنا فداه) می آید آمال تمام انبیاء و آرزوی تمام اولیاء را ان شاء الله محقق خواهد کرد.

مجری:

ان شاء الله حضرت استاد آقای حسین وند پرسیدند آیا پاسخی گرفتید نسبت به مناظره ای که دعوت شده بودید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه ما پاسخ نگرفتیم حتی بعضی از علمای بزرگوار شیعه در زاهدان هم اعلان مناظره کردند البته بنا شد استانی باشد آنچه که اطلاع دارم آنها هم جواب نگرفتند.

خیلی خوشحال می شویم اگر مناظره ای باشد چه در قم، چه در تهران، چه در مشهد، چه در زاهدان یا هر کجای کره زمین مناظره صورت بگیرد تمام هزینه هایش را حاضر هستیم بپردازیم.

مناظره های علمی خیلی خوب است خیلی از بد بینی ها را بر طرف می کند و خیلی از مشکلاتی که در ذهن مردم است چه ذهن شیعه، چه ذهن سنی در مناظرات بر طرف می شود. رسول اکرم به مشرکین می گوید:

(قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ)

بگو: «اگر راست می ‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید!»

سوره بقره (2): آیه 111

یا فرمود:

(وَإِنَّا أَوْ إِیاکُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)

و ما یا شما بر (طریق) هدایت یا در ضلالت آشکاری هستیم!»

سوره سبأ (34): آیه 24

بیایید مناظره کنیم ببینیم ما در هدایت هستیم شما در گمراهی، یا شما در هدایت هستید ما در گمراهی هستیم. من بارها گفتم اگر قرآن همچنین تعبیری نکرده بود بنده جرأت نمی کردم این را بگویم که پیغمبر بگوید: (لَعَلَى هُدًى أَوْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)

«أوْ ضلال» را به پیغمبر نسبت دادن خیلی سنگین است چون قرآن گفته است ما مجبور هستیم نقل قول از قرآن می کنیم قصد انشاء نمی کنیم قصد إخبار می کنیم.

اگر مناظره باشد به نظر من خیلی مبارک است حتی برای خیلی از عزیزان اهل سنت مسئله روشن می شود بدبینی‌ ها، ناراحتی ها و تبلیغات مسموم از بین می رود.

عزیزمان از خرم آباد زنگ زده بودند از قول من به نماینده محترمتان که پریشب در شبکه سیما یک حرف نامربوط، نادرست و غلط بیان کردند از ما سلام برسانید بگویید در یک برنامه زنده مراقب زبانت باش، این عزیزانی که حافظ امنیت کشور هستند عزیزان و نور چشم ما هستند که اگر اینها نباشند آقای نماینده محترم زن و بچه تو بیشتر از زن و بچه ما در معرض خطر داعشی ها و وهابی ها هستند.

من صحبتهای ایشان را هم برای رئیس مجلس فرستادم هم برای بعضی از نماینده ها فرستادم که تعبیر ایشان درست نیست. حال یک وقت یک آدم عادی می گوید هیچ گلایه نمی کنیم، یک سلبریتی یا هنرمند و یا یک آخوند بی سواد می گوید ما گلایه نداریم ولی یک نماینده مجلس یک تعبیر وقیحی به کار ببرد قابل گذشت نیست.

مجری:

حضرت استاد از محضرتان تشکر می کنیم الحمد لله این جلسه هم بسیار استفاده کردیم. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه ما بودید ان شاء الله موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها