2024 February 29 - پنج شنبه 10 اسفند 1402
سه روایت شنیدنی و جانسوز از وقایع شب عاشورا در کربلا
کد مطلب: ١٥٥٨٩ تاریخ انتشار: ٠١ شهریور ١٤٠٢ - ١٥:٥٩ تعداد بازدید: 1328
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
سه روایت شنیدنی و جانسوز از وقایع شب عاشورا در کربلا

ویژه برنامه مع امام منصور05-05-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

05/05/1402

موضوع: سه روایت شنیدنی و جانسوز از وقایع شب عاشورا در کربلا

ویژه برنامه مع امام منصور

فهرست مطالب این برنامه:

روایتی غرورآفرین از اعلام وفاداری اصحاب امام حسین (علیه السلام) در شب عاشورا

روایتی از غربت و مظلومیت حضرت سیدالشهدا (سلام الله علیه) در شب عاشورا

گفتگوی جانسوز برادر حبیب بن مظاهر با همسرش در شب عاشورا

در عصر حاضر چطور با قافله امام حسین همراه شویم؟!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب شهادتنامه عشاق امضا می‌شود * فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می‌شود

امشب کنار یکدگر بنشسته آل مصطفی * فردا پریشان جمعشان چون قلب زهرا می‌شود

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی * فردا صدای الأمان زین دشت برپا می‌شود

امشب کنار مادرش لب تشنه اصغر خفته است * فردا خدایا بسترش آغوش صحرا می‌شود

امشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبان * فردا کنار علقمه بی دست سقا می‌شود

امشب گرفته در میان اصحاب ثار الله را * فردا عزیز فاطمه بی یار و تنها می‌شود

امشب به دست شاه دشت باشد سلیمانی نگین * فردا به دست ساربان این حلقه یغما می‌شود

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین السلام علیک یا أباالفضل العباس

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله آجرک الله یا بقیة الله

سلام و درود و ارادت و تحیت به محضر مولا و آقاجانمان صاحب عزای این شب‌ها و روزها امام زمان (ارواحنا له الفدا) و عرض سلام خدمت همه شما ارادتمندان به ساحت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام).

مردم عزیز، بینندگان نازنین «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» سرتان سلامت. امشب شب عاشوراست، شب حزن است، شب غم است، شب اندوه است، شب گریه است. عجب عاشورایی است امسال. جمعه روز عاشورا و امشب شب عاشوراست. شب جمعه شب زیارتی مخصوص حضرت سیدالشهدا.

خوشا به حال کسانی که امشب کربلا هستند و در محضر حضرت سیدالشهدا. ما هم تلاش کردیم در این شب‌ها و امشب در قالب برنامه زنده «مع امام منصور» خیمه عزایی برپا کنیم و از مولا و اربابمان امام حسین بگوییم.

تلاش می‌کنیم تمام قد از قیام حضرت سیدالشهدا و از شهادت آن بزرگوار در مقابل شبهاتی که مطرح می‌شود دفاع کنیم. ان شاءالله مولا و آقاجانمان حضرت سیدالشهدا از همه ما بپذیرند.

امشب توفیق داریم در برنامه «مع امام منصور» در محضر استاد عزیز و بزرگوار و گرانقدرمان حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم. حضرت استاد سلام علیکم، خیلی خوش آمدید، عرض تسلیت و تعزیت دارم؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل آجرک الله یابن رسول الله

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت حضرتعالی تسلیت عرض می‌کنم. خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

فرارسیدن شب و روز عاشورا و شهادت مظلومانه فرزند نبی گرامی اسلام و فرزند امیرالمؤمنین و حضرت زهرای مرضیه و اسارت اهلبیت امام حسین را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان به اهلبیت عصمت و طهارت به ویژه شما بینندگان عزیز و گرامی تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به قلب‌های شکسته دشت نینوا و به مضطرات روز عاشورا سوگند می‌دهیم فرج مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا له الفداء) را نزدیک کند و مقدمات ظهورش را فراهم کند و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد.

ما قبل از آغاز بحث توسلی به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) داریم. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: روز عاشورا روز حزن و اندوه است. گریه بر مصیبت امام حسین پلک‌های چشم ما را زخمی کرده است.

ریشه مصیبت‌ها روزی آغاز شد که به خانه حضرت فاطمه زهرا هجوم آوردند و حضرت را کتک زدند و به شهادت رساندند. زبانحال حضرت صدیقه طاهره کنار قبر رسول گرامی اسلام چنین است:

دیگر مدینه جای ماندن نیست بابا * این شهر بی تو حرمت ما را ندارد

گفتند یا شب گریه کن یا روز، اما * دل که بگیرد روز و شب معنا ندارد بابا

من خواستم حق ولایت را بگیرم * ورنه یک قطعه زمین دعوا ندارد بابا

وقتی سلام مرتضی‌ات بی جواب است * این درد غربت گریه دارد یا ندارد بابا

من آرزو دارم بیایم پیشت اما * می‌ترسم از روزی که او زهرا ندارد

شب عاشوراست، شب دردناکی است، شب غصه و غم اهلبیت عصمت و طهارت است. عزیزم اشعار زیبایی که همه ما با این اشعار مأنوس هستیم خواندند.

من معمولاً شب‌های عاشورا بحث را با شعری که پدر بزرگوار آیت الله بهجت سروده‌اند آغاز می‌کنم. حال نمی‌دانیم ایشان با چه نیتی این شعر را گفته است. بارها شنیده‌ایم و بارها گفته‌ایم، اما هروقت که این اشعار را زمزمه می‌کنیم غوغایی در دل ما ایجاد می‌شود.

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است * مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است * مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

غمش امشب همه از تشنگی طفلان است * مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

چرخ ای چرخ نزن چرخ دگر امشب را * تا قیامت تو نگهدار همه کوکب را

نه حسین فکر عیال است نه به فکر جان * مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

ای آسمان ویران شوی، ای چرخ سرگردان شوی*  اولاد پیغمبر کجا، این ظلم این آزارها

«فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیکمْ أَهْلَ الْبَیت»

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم. دوستان عزیز امشب شب عاشوراست، شبی که همه آسمانیان و زمینیان در غم شهادت حضرت سیدالشهدا در عزا هستند.

چقدر دلمان می‌خواست که امشب کربلا باشیم. هرچند که توفیق نداریم، اما از راه دور به ساحت نورانی و ملکوتی حضرت سیدالشهدا سلام دادیم. ان شاءالله آقاجانمان از ما بپذیرند.

توصیه و سفارشی که بزرگان ما فرموده‌اند، این است که فردا برای سلامتی حضرت صاحب الزمان (ارواحنا له الفداء) حتماً صدقه کنار بگذارید. فردا روز عاشوراست و قلب مقدس حضرت ولی عصر در فشار است.

وجود نازنین حضرت ولی عصر از همه عالم بیشتر این داغ و غم و عزا را حس می‌کنند. ما روضه‌ها را می‌شنویم یا می‌خوانیم، اما حضرت صاحب الزمان تمام مصیبت‌ها و روضه‌های روز عاشورا را می‌بینند. لذا قلب مقدس حضرت صاحب الزمان در فشار است. ان شاءالله هرکسی به هر مقدار که می‌تواند به نیت سلامتی حضرت بقیة الله صدقه کنار بگذارد و ان شاءالله حضرت برای ما دعا کنند.

حضرت استاد امشب شب عاشوراست. شب خیلی خاص و ویژه‌ای در خیمه گاه امام حسین هست. مثل چنین شبی در سال 61 هجری حال و هوای خیمه امام حسین خیلی خاص بوده است.

می‌خواهیم ببینیم سخنان حماسی یاران باوفای امام حسین (علیه السلام) چه بوده است. حضرت سیدالشهدا فرمودند: در طول تاریخ اصحاب و یارانی مثل یاران من نیست. مطالب را از منابع اهل سنت بفرمایید تا کاملاً برای ما واضح و روشن شود.

روایتی غرورآفرین از اعلام وفاداری اصحاب امام حسین (علیه السلام) در شب عاشورا

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

جمله‌هایی که حضرتعالی نسبت به غصه‌های قلب حضرت ولی عصر اشاره کردید. این جمله از حضرت آیت الله بهجت از زبان دوستشان آیت الله ناصری نقل شده است.

آیت الله بهجت فرموده بودند که من دوستی دارم که خدمت حضرت ولی عصر می‌رسد. ایشان نقل می‌کند که حضرت ولی عصر فرمودند: در این هزار و اندی سال روزی نیست که مصائب جدم حضرت سیدالشهدا جلوی چشمم نیاید. روزی نیست اشکم جاری نشود و قلبم نسوزد. همانطور که حضرت ولی عصر می‌فرماید:

«فَلَأَنْدُبَنَّک صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکینَّ عَلَیک بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما»

فرازی از زیارت ناحیه مقدسه

در رابطه با شب عاشورا و سخنان حماسی و جاودانه یاران امام حسین منابع شیعه گفته‌اند. «مرحوم شیخ مفید» در کتاب «الإرشاد» جلد دوم صفحه 91 مفصل این قضایا را نقل کرده است. همانطور که حضرتعالی اشاره کردید من نمی‌خواهم به سراغ کتب شیعه بروم، بلکه می‌خواهم به سراغ کتب اهل سنت بروم و ببینیم اهل سنت چه آورده‌اند تا شاید شبکه‌های پلید وهابی حیا کنند و خجالت بکشند.

«شبکه ایران اینترنشنال» بی حیا که شرف را خورده و حیا را قورت داده است، نسبت به عاشورا عبارت‌های وقیح و بی سابقه مطرح می‌کند.

این تعابیر حتی از نواصب و خوارج و دشمن‌ترین دشمنان اهلبیت هم مطرح نشده است که این بی حیاها این تعابیر را در «شبکه ایران اینترنشنال» به کار می‌برند. همچنین بعضی از افرادی که ورشکسته سیاسی هستند، بعضی از این تعابیر را به کار می‌برند.

آقایان در شبکه‌های وهابی یک شب در شب عاشورا لباس قرمز می‌پوشند و یک شب طعنه می‌زنند. واقعاً وقتی بعضی از قضایا را در رسانه‌ها و فضای مجازی می‌بینیم، قلبمان آتش می‌گیرد. حال نمی‌دانیم چه بر قلب مقدس حضرت ولی عصر می‌گذرد!!

در کتاب «تاریخ طبری» مطلبی در خصوص شام عاشورا آمده است. تعبیر «ذهبی» این است که «طبری» امام و پیشوای مورخین است. ایشان در جلد سوم صفحه 315 روایتی از قول امام سجاد (علیه السلام) نقل می‌کند.

حضرت فرمودند که پدر بزرگوارم حضرت سیدالشهدا خطبه‌ای خواندند، بر خداوند عالم ثنا گفتند و فرمودند:

«اللهم إنی أحمدک علی أن أکرمتنا بالنبوة وعلمتنا القرآن وفقهتنا فی الدین وجعلت لنا أسماعا وأبصارا وأفئدة ولم تجعلنا من المشرکین»

حضرت در ادامه فرمودند:

«ألا وإنی أظن یومنا من هؤلاء الأعداء غدا»

من احساس می‌کنم فردا این سپاه غیر از من با کسی کاری ندارند.

«وإنی قد رأیت لکم فانطلقوا جمیعاً فی حل لیس علیکم منی ذمام»

همگی بلند شوید و بروید، هیچ گلایه‌ای از هیچکسی ندارم و بیعتم را از همه برداشتم.

«هذا لیل قد غشیکم فاتخذوه جملا»

از تاریکی شب استفاده کنید و همگی بروید.

حضرت به اصحاب فرمودند وقتی که دارید می‌روید، هرکدام از شما یکی از اهلبیت مرا بردارد و از این منطقه ببرد. این افراد نه با شما کار دارند و نه با اهلبیت من کار دارند، بلکه تنها با من کار دارند.

ابتدا برادران امام حسین و فرزندان برادر و فرزندان عبدالله بن جعفر و حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) برخاستند و عرضه داشتند:

«لم نفعل لنبقی بعدک لا أرانا الله ذلک أبدا»

کجا برویم؟! بعد از تو زنده بمانیم؟! هرگز خداوند روزی را نیاورد که بعد از تو زنده بمانیم.

امام حسین (علیه السلام) رو به فرزندان حضرت مسلم کردند و فرمودند

«یا بنی عقیل حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم»

ای فرزندان عقیل! برای خانواده شما شهادت پدرتان کافی است، از اینجا بروید.

«قالوا فما یقول الناس یقولون إنا ترکنا شیخنا وسیدنا وبنی عمومتنا خیر الأعمام ولم نرم معهم بسهم ولم نطعن معهم برمح ولم نضرب معهم بسیف ولا ندری ما صنعوا لا»

فرزندان حضرت مسلم عرض کردند: اگر ما تو را رها کردیم و رفتیم و شمشیر نخوردیم، مردم ما را مذمت نمی‌کنند که عمویتان را رها کردید و برای چند روز زندگی آمدید؟!

«والله لا نفعل ولکن تفدیک أنفسنا وأموالنا وأهلونا ونقاتل معک حتی نرد»

به خدا سوگند این کار را نمی‌کنیم. ما می‌مانیم و دار و ندارمان را در طبق اخلاص می‌گذاریم و تقدیم شما می‌کنیم.

این سخنان اهلبیت (علیهم السلام) بود. قضایای دیگری هم در رابطه با حضرت قاسم مطرح شده است که کاری با آنها نداریم.

یکی از یاران حضرت سیدالشهدا، «مسلم بن عوسجه» (رضوان الله تعالی علیه) است. ایشان بلند شد و سخنرانی کرد که این سخنرانی در تاریخ بشریت بی نظیر است.

نه در میان یاران انبیاء گذشته و نه در میان یاران رسول اکرم کسی تا به حال چنین سخنرانی نکرده بود. بنده تا به حال تعابیر ایشان را در هیچ منبعی نشنیده‌ام و ندیدم. ایشان عرضه داشت:

«والله لوعلمت أنی أقتل ثم أحیا ثم أحرق حیا ثم أذر یفعل ذلک بی سبعین مرة ما فارقتک حتی ألقی حمامی دونک فکیف لا أفعل ذلک وإنما هی قتلة واحدة »

به خدا سوگند اگر کشته شوم، دوباره زنده شوم، بدنم را آتش بزنند و خاکسترم را به باد بدهند از تو دست برنمی دارم. حال چه کنم که یک جان بیشتر ندارم.

کشتن با شمشیر بحث جدایی است، اما اینکه انسان را آتش بزنند و زنده زنده بسوزانند هر لحظه‌اش یک بار کشته شدن است. این کاش این کشته شدن‌ها تکرار می‌شد!

«زهیر بن قین» بلند شد گفت:

«والله لوددت أنی قتلت ثم نشرت ثم قتلت حتی اقتل کذا ألف قتلة»

بعضی افراد نسبت به «زهیر بن قین» کم مهری می‌کنند. ان شاءالله در فرصتی مناسب نسبت به شخصیت «زهیر بن قین» حرف زیاد دارم.

بعضی افراد می گویند که قلب ایشان با بنی امیه بود و نمی‌خواست با امام حسین مواجه شود، به همین خاطر خیمه‌هایش را دورتر از امام حسین قرار می‌داد. اگر چنین بود، یک روز دیرتر از امام حسین از مکه خارج می‌شد. انصاف هم چیز خوبی است. وجدان هم چیز خوبی است.

چطور این شخص با امام حسین از مکه حرکت کرده است و در همان منزلی که امام حسین خیمه می زند، خیمه زده است. حال قدری دورتر خیمه زده است.

مشخص است قلب و دل «زهیر بن قین» هوای امام حسین را دارد و غیر از هوای امام حسین چیز دیگری نیست. حال بعضی افراد می گویند که او از یارانش تقیه می‌کرد. ما کاری با این قضایا نداریم.

در همان منزل یکی از یاران امام حسین نزد او آمد و گفت: امام حسین تو را می‌طلبد. یاران «زهیر» لقمه در دهانشان خشک شد و دهانشان برای جویدن غذا خشکید!!

همراه «زهیر» افرادی بودند که خیلی زیاد با او هم عقیده نبودند. «زهیر» قدری تأمل کرد و به یارانش نگاه کرد. همسرش به او گفت: فرزند رسول الله شخصی را به دنبال تو فرستاده است، اما تو تأمل می‌کنی!؟

ملاحظه کنید «زهیر» به میدان رفت و چه حماسه‌ای آفرید. در همان لحظه‌ای که با امام حسین صحبت کرد، وفاداری‌اش را به امام حسین اعلام کرد. چنین نیست که بعضی افراد حرف‌هایی می‌زنند.

برخی از عزیزانی که مدرک دکتری تاریخ می‌گیرند، تصور می‌کنند که علامه دهر هستند. حال ما کاری با این قضایا ندارم و خواستم از «زهیر بن قین» دفاع کرده باشم. ایشان بلند شد و جمله‌ای حماسی‌تر از جمله «مسلم بن عوسجه» گفت.

جمله «زهیر بن قین» در طول این مدت در فضای عالم هستی هر لحظه به گوش آزادمردان و آزاد زنان می‌رسد و گوش هر انسانی را نوازش می‌دهد. او عرضه داشت:

«والله لوددت أنی قتلت ثم نشرت ثم قتلت حتی اقتل کذا ألف قتلة»

به خدا سوگند اگر هزار بار کشته شوم دوباره زنده شوم از تو دست برنمی دارم.

بعضی از صحابه هم بلند شدند و گفتند:

«والله لا نفارقک ولکن أنفسنا لک الفداء نقیک بنحورنا وجباهنا وأیدینا»

به خدا سوگند از تو جدا نمی‌شویم. ما یک جان بیشتر نداریم، اما ای کاش بهتر و عزیزتر از این جان داشتیم تا فدای تو می‌کردیم.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 3، ص 315 - 316

آقای «طبری» در اینجا مطالب زیادی را نقل می‌کند، سپس قضایای حضرت زینب (سلام الله علیها) را نقل می‌کند.

بنده در اینجا تعبیری از کتاب «الدمعة الساکبة فی احوال النبی و العترة الطاهرة» اثر «مرحوم محمد باقر بهبهانی» متوفای 1285 نقل می‌کنم که ایشان هم از منابع اهل سنت نقل می‌کند.

در اینجا آمده است که حضرت سیدالشهدا دو مرتبه با یارانش اتمام حجت کرد. یک مرتبه ابتدای شب و مرتبه دوم وقتی بود که صحابه در خیمه «حبیب بن مظاهر» جمع شده بودند و بنی هاشم در خیمه حضرت قمر بنی هاشم جمع شده بودند.

روایتی از غربت و مظلومیت حضرت سیدالشهدا (سلام الله علیه) در شب عاشورا

ابتدای امر حضرت زینب و حضرت سکینه (سلام الله علیهما) نقل می‌کنند که چه وقایعی در امشب گذشت. یک عده اینطور حماسه آفریدند و عده دیگر هم احساس می‌کردند که اگر از کربلا دور شوند یک زندگی جاودانه پیدا می‌کنند.

حضرت سکینه می فرماید:

«فوالله ما اتم کلامه الا و تفرق القوم من عشرة و عشرین»

کلام پدرم تمام نشده بود که افراد ده نفر ده نفر و بیست نفر بیست نفر رفتند.

یک عده به طمع غنائم و حکومت آمده بودند. آن‌ها خیال می‌کردند که امام حسین حکومت را به دست می‌گیرند و ما هم صاحب مسئولیت و ریاستی می‌شویم.

«فلم یبق معه الا واحد و سبعون رجلا»

و جز هفتاد و یک نفر کسی دیگر باقی نماند.

حضرت سکینه می‌فرماید: وقتی من دیدم افراد دارند به صورت گروهی می‌روند، قلبم شکست و اشکم جاری شد. گریه امانم نمی‌داد، اما صدایم را آرام کردم تا صدایم به گوش پدرم و یارانش نرسد. حضرت دستانش را به دعا بلند کرد و فرمود:

«أللّهمّ إنّهم خذلونا، فاخذلهم ولا تجعل لهم دعاءً مسموعاً وسلّط علیهم الفقر ولا ترزقهم شفاعة جدّی یوم القیامة»

خدایا آنها ما را ذلیل کردند، آن‌ها را در دنیا ذلیل کن و هرگز دعایی از آنها به اجابت نرسان. خدایا فقر و تنگدستی را بر این افراد مسلط کن و این افراد را از شفاعت جدم پیغمبر محروم کن.

الدمعة الساکبة فی احوال النبی و العترة الطاهرة؛ نویسنده: بهبهانی، محمد باقر بن عبدالکریم، ناشر: مکتبه العلوم العامه، بیروت – لبنان؛ ج 4، ص 272

حساب کنید وقتی یک دختر این قضیه را می‌بیند، جگرش آتش می‌گیرد. این در حالی بود که طرف مقابل سیصد هزار جمعیت بود.

روایتی را از کتاب «إقبال الأعمال» اثر «مرحوم ابن طاووس» نقل کنم سپس اگر سؤال دیگری هست در خدمت حضرتعالی هستم. ایشان در این کتاب از نبی گرامی اسلام نقل می‌کند که حضرت فرمود:

«مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ عَاشُورَاءَ فكما [فَكَأَنَّمَا] عَبَدَ اللَّهَ عِبَادَةَ جَمِيعِ الْمَلَائِكَةِ وَ أَجْرُ الْعَامِلُ فِيهَا لَعَلَّهُ [يَعْدِلُ‏] سَبْعِينَ سَنَة»

اگر کسی شب عاشورا را احیا نگهدارد معادل عبادت تمام ملائکه به او پاداش می‌دهند. هرکسی کاری انجام دهد معادل هفتاد سال عبادت در پرونده اعمالش می‌نویسند.

إقبال الأعمال( ط- القديمة)؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏، تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏، محقق: ندارد، ناشر: دار الكتب الإسلاميه‏، تهران‏، 1409 ق‏؛ ج 2، ص 555

هرکسی در شب عاشورا صدقه بدهد، احسان کند، قرآن بخواند، به مستحق کمک کند و مشغول نماز شود معادل هفتاد سال عبادت و احسان در پرونده عملش می‌نویسند.

«مرحوم سید بن طاووس» می‌نویسد: امشب امام حسین تا صبح با اصحابشان مشغول دعا و نماز و راز و نیاز بودند. بهتر است شیعیان هم خودشان همگام با مولایشان امام حسین سرور آزادگان امشب را به دعا و قرآن خواندن و عبادت بپردازند.

نکته جالبی که حضرت زینب از وقایع امشب نقل می‌کند، این است که می‌فرماید: من می‌رفتم و به خیمه‌ها سر می‌زدم. وقتی پشت خیمه برادرم امام حسین رسیدم، دیدم مشغول نماز و عبادت و قرآن خواندن است.

وقتی پشت خیمه حضرت ابوالفضل العباس رسیدم، دیدم همهمه‌ای است و حرف‌هایی دارد زده می‌شود. وقتی به حرف‌ها گوش دادم، دیدم حضرت قمر بنی هاشم دارند برای بنی هاشم سخنرانی می‌کند و می‌فرماید: فردا باید در سرزمین کربلا حماسه بیافرینید. اولین کسی که باید برای جانبازی میدان برود شما هستید.

مبادا اجازه بدهید انصار اول به میدان بروند، زیرا فردا می گویند آنها خودشان ماندند و ما را دم تیغ دشمن قرار دادند. همه کسانی که در آن جمع بودند، گفتند: یا قمر بنی هاشم! ما تابع تو هستیم. هرچه تو اختیار کنی ما هم اطاعت می‌کنیم.

حضرت زینب می‌فرماید وقتی کنار خیمه «حبیب بن مظاهر» رفتم، دیدم ایشان اصحاب را جمع کرده‌ و سخنرانی می‌کند. «حبیب بن مظاهر» گفت: فردا چکار می‌خواهید کنید؟! اصحاب گفتند: هرچه تو بگویی ما همان کار را می‌کنیم.

فردا اولین نوبت قتال از آن ماست. اول ما باید برای جانبازی در رکاب حضرت سیدالشهدا برویم. مبادا اجازه بدهید فرزندان حضرت فاطمه زهرا جلوتر از ما بروند تا فردا نگویند اصحاب خودشان پشت صحنه ماندند و ما را جلو انداختند.

ببینید چقدر زیبا و ارزشمند است! اصحاب دارند با همدیگر بگو مگو می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که فردا جلوتر از بنی هاشم به میدان بروند. همینطور بنی هاشم به دنبال این بودند تا جلوتر از اصحاب به میدان بروند.

جالب این است که حضرت زینب می‌فرماید: پاسی از شب گذشت و دیدم برادرم امام حسین دومرتبه اصحاب و بنی هاشم را صدا زدند و جمع کردند و فرمودند: عزیزان من! هدف این افراد تنها من هستم. هرکسی دوست دارد برود من بیعتم را از او برداشتم، از تاریکی شب استفاده کند و برود.

بازهم اصحاب هرکدام مطالبی گفتند. البته این مطالب در تاریخ نیامده است، اما مشخص است که آمادگی جانبازی در رکاب امام حسین را دوباره بیان کردند. امام حسین جمله عجیبی دارند که در تاریخ ثبت شده است. حضرت فرمودند:

«إِنَّ نِسائی تُسْبی بَعْدَ قَتْلی وَأَخافُ عَلی نِسائِکمْ مِنَ السَّبْی»

بعد از شهادت من زنان و فرزندان من اسیر می‌شود و می‌ترسم زنان و فرزندان شما هم اسیر شود.

قبیله بنی اسد در همان نزدیکی بودند و می‌خواستند به کمک امام حسین بیایند، اما سپاه عمر بن سعد نگذاشت. حضرت فرمودند: بروید زنان و فرزندان خود را به قبیله بنی اسد بسپارید تا آنها را به خاندان شما تحویل دهند.

گفتگوی جانسوز برادر حبیب بن مظاهر با همسرش در شب عاشورا

«علی بن مظاهر» برادر «حبیب بن مظاهر» هم جزو اصحاب بود. واقعاً وقتی انسان این قضایا را می‌شنود قلبش آتش می‌گیرد. «حبیب بن مظاهر» یک پیرمرد هفتاد و پنج ساله بود که سابقه شرکت در جنگ جمل و جنگ بدر داشت و پرونده درخشانی دارد.

«فمضی علی بن مظاهر إلی خیمته، فقامت زوجته إجلالاً له، فاستقبلته وتبسّمت فی وجهه فقال لها: دعینی والتبسّم!»

وقتی علی بن مظاهر به خیمه خود رسید، همسرش نزد او آمد و او را احترام کرد.

«فقالت: یا ابن مظاهر! إنّی سمعت غریب فاطمة خطب فیکم وسمعت فی آخرها همهمة ودمدمة فما علمت ما یقول؟»

همسرش گفت: ای پسر مظاهر! شنیدم امام حسین حرف‌هایی زد، اما گریه و همهمه شما نگذاشت دقیق حرف‌هایشان را متوجه شوم. حضرت چه فرمودند؟!

«قال: یا هذه! إنّ الحسین (علیه السلام) قال لنا: ألا وَمَنْ کانَ فی رَحْلِهِ امْرَأَةٌ فَلْیذْهَبْ بِها إِلی بَنی عَمِّها لأَِنّی غَداً أُقْتَلُ وَنِسائی تُسْبی!»

علی بن مظاهر گفت: ای زن! امام حسین فرمود هرکسی از شما زنی همراه دارد او را نزد بستگان خود ببرد، زیرا می‌ترسم زنان شما همانند زنان من به اسارت برده شوند.

«فقالت: وما أنت صانع؟ قال: قومی حتّی ألحقک ببنی عمّک بنی أسد»

همسرش گفت: اینک تو چه می‌خواهی؟ علی بن مظاهر گفت: برخیز تا تو را نزد عموزاده‌هایت در قبیله بنی اسد برسانم.

«فقامت ونطحت رأس‌ها فی عمود الخیمة، وقالت: والله! ما أنصفتنی یا ابن مظاهر! أیسرّک أن تسبی بنات رسول الله، وأنا آمنة من السبی!؟»

همسرش بلند شد، سرش را به عمود خیمه کوبید و گفت: ای پسر مظاهر! به خدا سوگند در مورد من انصاف نمی‌ورزی. آیا شادمان می‌گردی که دختران پیامبر به اسارت برده شوند، آنگاه من در این سرزمین در کنارشان باشم و از اسارت در امان بمانم؟!

«أیسرّک أن تسلب زینب إزارها من رأسها، وأنا أستتر بإزاری!؟ أیسرّک أن تذهب من بنات الزهراء أقراطها، وأنا أتزین بقرطی!؟ أیسرّک أن یبیضّ وجهک عند رسول اللّه ویسودّ وجهی عند فاطمة الزهراء؟ والله! أنتم تواسون الرجال ونحن نواسی النساء»

آیا شادمان می‌گردی که لباس‌های زینب به غارت برود، آنگاه من در این سرزمین و در کنار سراپرده باشم؟! آیا شادمان می‌گردی که گوشواره از گوش‌های دختران حضرت فاطمه زهرا بردارند، اما گوش من سالم بماند؟! آیا شادمان می‌گردی که خودت در پیشگاه رسول الله روسپید گردی، اما من در پیشگاه حضرت فاطمه زهرا روسیاه باشم؟! به خدا سوگند شما در کنار مردان هستید و ما هم در کنار زنان هستیم.

«فرجع علی بن مظاهر إلی الحسین (علیه السلام) وهو یبک فقال له الحسین (علیه السلام): ما یبْکیک؟ فقال: سیدی! أبت الأسدیة إلاّ مواساتکم! فبکی الحسین (علیه السلام) وقال: جُزیتُمْ عَنّا خَیراً»

علی بن مظاهر با چشم گریان نزد امام حسین (علیه السلام) برگشت. حضرت فرمود: چرا گریه می‌کنی؟! علی بن مظاهر گفت: سرور من! همسرم که خود از قبیله بنی اسد است، جز یاری و مواسات با خاندان شما را نمی‌پذیرد. امام حسین گریه کردند و فرمودند: خداوند بهترین پاداش‌ها را به خاطر یاری ما به شما و همسران شما بدهد.

موسوعة کلمات الإمام الحسین (ع)، نویسنده: لجنة الحدیث فی معهد باقر العلوم (ع)، ص 497، ح 258

دوستان عزیز! این قضایا نشانگر این است که یاران امام حسین (علیه السلام) عالمانه و عاشقانه در رکاب حضرت سیدالشهدا جانبازی کردند.

«مسلم بن عوسجه» با «حبیب بن مظاهر» با همدیگر به صورت مخفیانه از کوفه خارج شدند. وقتی امام حسین جایگاه اصحاب را در بهشت به آنها نشان داد، «حبیب بن مظاهر» شروع به شوخی کردن کرد و گفت: حوری‌ها منتظر ما هستند.

«مسلم بن عوسجه» گفت: ای «حبیب»! امشب شب شوخی است. «حبیب» گفت: تا به حال از من هیچ مزاحی نشنیدی، اما امشب شب شوخی نیست بلکه شب عشق و صفا است. ما می‌خواهیم در رکاب حضرت سیدالشهدا جانبازی کنیم.

نقل شده است بعد از اینکه امام حسین جایگاه اصحاب را به آنها نشان داد، «حبیب بن مظاهر» به همراه عده‌ای نزد امام حسین آمدند و فرمودند: یابن رسول الله! اجازه بدهید ما شبانه به دشمن حمله کنیم و به جایگاهی که برایمان بیان کردید برسیم.

حضرت فرمودند: خیر، ما آغازگر جنگ نخواهیم شد. سپاهیان عمر بن سعد باید آغازگر جنگ باشند و ما از خود دفاع خواهیم کرد. باید در تاریخ بماند که فرزند پیغمبر اکرم آغازگر جنگ نبود.

یکی از وقایع امشب این است که ظاهراً دو بار یا شاید سه بار حضرت علی اکبر با عده‌ای از اصحاب کنار شریعه فرات رفتند، در حالی که عمر بن سعد نزدیک به سه هزار نفر نیرو در شریعه فرات گذاشته بود.

حضرت علی اکبر آنها را پراکنده کردند و دو یا سه مرتبه آب به خیمه‌ها آوردند. نقل شده است که امام حسین و یارانشان امشب هم غسل کردند و هم وضو گرفتند. در بعضی از منابع آمده است که یک مرتبه هم حضرت قمر بنی هاشم رفتند از شریعه فرات آب آوردند.

نمی‌دانیم امشب در کربلا چه گذشت، اما چیزی شبیه خواب از قضایای کربلا دیدیم. باید از خداوند بخواهیم حقیقت کربلا را به ما نشان بدهد، البته به کسانی که دل دیدن این قضایا را داشته باشند.

بنده به یاد دارم زمانی که قدری جوان‌تر بودم و گناهانم کمتر از الآن بود، یک مرتبه در حالتی میان رؤیا و خواب واقعه عاشورا را دیدم. یکی از توفیقاتی که خداوند عالم به من عطا کرده است، این است که از پانزده سالگی هر روز زیارت عاشورا خوانده‌ام. روزی موقع خواندن زیارت عاشورا از خداوند تقاضا کردم که حقیقت کربلا را به من نشان بدهد.

قسم به حضرت سیدالشهدا و قسم به دستان بریده حضرت قمر بنی هاشم یک مرتبه صحنه‌ای مشاهده کردم و دیدم که در حال جان دادن هستم. نفسم به شماره افتاد و هرکاری کردم که آن لحظه را تحمل کنم نتوانستم، سپس گفتم: خدایا این حالت را از من بگیر.

دلیل اینکه سفارش شده است که برای سلامتی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در شب و روز عاشورا صدقه کنار بگذارید، به این خاطر است که حضرت دارند صحنه‌های کربلا را می‌بینند.

وقایع حادثه عاشورا برای ما تنها گفتن و شنیدن است، اما برای حضرت ولی عصر هر لحظه تمام حوادث مجسم می‌شود و حضرت دارند آن منظره‌ها را مشاهده می‌کنند.

بنده در اینجا لازم می دانم از مردم شریف شیعیان و اهل سنت ایران در داخل و خارج از کشور و اقصی نقاط جهان تشکر کنم، زیرا امسال در عزاداری برای امام حسین خط شکن بودند. بنده نمونه عزاداری امسال را سراغ ندارم.

دشمن هرچه می‌خواهد نور امام حسین را خاموش کند و هرچه علیه امام حسین و اهلبیت بیشتر تلاش کند، مردم ما اعم از شیعیان و اهل سنت حتی مسیحی‌ها و ارادتمندان به امام حسین همگی بیش از گذشته در صحنه حاضر می‌شوند.

همین امروز در تلویزیون نگاه می‌کردم بعضی از هیئت‌هایی هست که انسان احساس می‌کند تنها حدود هشت هزار خانم در عزاداری امام حسین شرکت کرده‌اند.

هرچه انسان نگاه می‌کند انبوه جمعیت و گریه کردن این جمعیت را می‌بیند. انسان می‌بیند حتی فرزندان کوچک گریه می‌کنند. امیدواریم تمام اینها در پرونده عزاداران باشد و بهترین ذخیره برای شب اول قبر و روز قیامت آنها باشد.

روزی که حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تشریف می‌آورند و این عزاداری‌ها و گریه‌ها باعث می‌شود که ان شاءالله حضرت ولی عصر هم نظر بزرگواری کنند و به پرونده‌های سیاه ما نگاه نکنند.

ان شاءالله حضرت بقیة الله الأعظم به روی سیاه ما نگاه نکند، به آقایی خود نگاه کند و با آقایی خود با ما معامله کند. در دعای بعد از زیارت امام رضا (علیه السلام) جمله‌ای هست و آن اینکه:

«فَامْنُنْ عَلَی بِمَا أَوْجَبَهُ فَضْلُک وَ لَا تَخْذُلْنِی بِمَا یحْکمُ بِهِ عَدْلُک»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 99، ص 56، ح 11

اگر ائمه اطهار بخواهند با عدل با ما برخورد کنند، مشخص است که وضعیت همه ما چگونه است. در این صورت جز تعداد اندکی از این وادی نجات پیدا نمی‌کنند.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم. حدود سه چهار دقیقه بیشتر فرصت نداریم. من تنها یک درخواست از حضرتعالی دارم و آن اینکه شاید خیلی از بینندگان و خودمان دلمان می‌خواست کربلا باشیم.

روزگار اینطور رقم خورده است که امروز در این عصر و زمان هستیم. چطور می‌توانیم با امام حسین باشیم، با امام حسین بمانیم و در رکاب امام حسین در عصر امروز و در سال 1445 هجری قمری باشیم.

در عصر حاضر چطور با قافله امام حسین همراه شویم؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

امروز نماد امامت در وجود مقدس حضرت ولی عصر است. هرکسی می‌خواهد پیغمبر اکرم را ببیند، امام زمان را ببیند. هرکسی می‌خواهد امیرالمؤمنین را ببیند، امام زمان را ببیند. هرکسی می‌خواهد امام حسین را ببیند، امام زمان را ببیند.

نقل شده است از «مرحوم محمد جواد انصاری همدانی» سؤال کردند: می‌شود خدمت امام زمان رسید؟! ایشان در جواب گفتند: خدمت خدای امام زمان هم می‌توان رسید.

از ایشان پرسیدند: راه رسیدن به امام زمان چیست؟! ایشان در جواب گفت: مادامی که انسان سنخیتی با امام زمان پیدا نکرده باشد، تشرف حاصل نمی‌شود. اطرافیان پرسیدند: ساده‌ترین راه سنخیت چیست؟! «مرحوم محمد جواد انصاری همدانی» گفتند: من تضمین می‌کنم هرکسی یک سال صبح و شب برای امام حسین گریه کند و اشک بریزد، در حقیقت سنخیتی با امام زمان پیدا می‌کند.

این شخص یقین داشته باشد که سال به پایان نرسیده خدمت حضرت ولی عصر خواهد رسید. اگر ما به آن مقام رسید، همه بزرگواران هستند. رسول گرامی اسلام، امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسن و ائمه اطهار (علیهم السلام) همگی هستند.

اهلبیت (علیهم السلام) امروز در وجود مقدس حضرت ولی عصر متبلور است. اگر کسی دستش به آنجا رسید، به دریا و اقیانوس رسیده است.

من برای کربلا خواستن هم هیچ راهی بهتر از گریه برای امام حسین سراغ ندارم. یک شب آقازاده «علامه امینی» مهمان ما بودند. ایشان گفتند من یک شب پدرم را در خواب دیدم و گفتم: پدر کتاب الغدیر و دفاعیات شما چقدر به دردتان خورده است؟!

پدرم گفت: اینجا غیر از زیارت امام حسین و گریه برای امام حسین هیچ عملی به داد ما نرسیده است. همه بازارها کساد است و تنها بازاری که در جهان بعد از مرگ رونق دارد، گریه برای امام حسین است. آرزو می‌کنم که به دنیا برگردم و در یک مجلس عزای امام حسین شرکت کنم و برای آن حضرت گریه کنم.

این مطالب از قول «علامه امینی» است که امین اهلبیت و امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره است. ما از بزرگان دیگر هم شنیدیم که می گویند تنها آرزوی ما این است که به دنیا برگردیم و در یک مجلس امام حسین شرکت کنم.

«مرحوم قاضی» استاد آیت الله بهجت و دیگران می گوید: اگر عزاداری برای امام حسین باعث شود که نماز نافله شب با تمام اهمیتی که دارد فوت شود، عزاداری مقدم است!

نماز شب تنها نمازی است که قضا دارد. اگر نافله صبح و ظهر و عصر و مغرب شما فوت شود نمی‌توانید قضا کنید، زیرا بدعت است. در مقابل اگر نافله شب فوت شد، می‌توانید فردای آن روز قضای آن را به جای آورید.

البته این غیر از نماز واجب است. هیچ عمل مستحبی در برابر نماز واجب اهمیت ندارد. آن عمل واجب است، همانطور که از اسمش هم مشخص است. هزاران و میلیاردها عمل مستحب به اندازه سر سوزن عمل واجب قابل مقایسه نیست و نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند. نماز نافله شب فضیلت زیادی دارد، تا جایی که خداوند عالم به پیغمبر اکرم می‌فرماید:

(وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسی أَنْ یبْعَثَک رَبُّک مَقاماً مَحْمُودا)

پاسی از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان، این یک وظیفه اضافی برای تو است، تا پروردگارت تو را به مقامی درخور ستایش برانگیزد!

سوره إسراء (17): آیه 79

در مقابل اگر عزا برای امام حسین باعث شود که نماز شب ما ترک شود، طبق فرمایش «مرحوم قاضی» عزاداری برای امام حسین مقدم است.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنونم. خداوند ان شاءالله سایه شما را مستدام بدارد و نفستان همیشه گرم باشد و توان داشته باشید همیشه از اهلبیت دفاع کنید. امشب برای دوستان عزیز بیننده هم ویژه دعا کنید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یکی از بزرگان نقل می‌کرد که خدمت یکی از مراجع قم رسیدم و گفتم: گرفتاری‌ام خیلی زیاد است. ایشان گفتند: من چیزی می گویم که به آن عمل کن. با حضور قلب خدا را به مضطر میان در و دیوار و به مضطرات روز عاشورا و به مضطر زیر سم اسبان و به مضطر در گوشه زندان سوگند بده.

ایشان نقل می‌کردند که من به این طرز دعا کردن عمل کردم و در مدت کوتاهی بسیاری از گرفتاری‌هایم حل شد.

خدایا امشب تو را به مضطر بین الحائط و الباب و به مضطرات روز عاشورا و به مضطر تحت سم اسبان و به مضطر گوشه زندان سوگند می‌دهیم فرج مولایمان حضرت صاحب الزمان را نزدیک بگردان.

خدایا ما را از یاران خاص و سربازان فداکار حضرت قرار بده. خدایا انقلاب ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر متصل بفرما.

خدایا خدمتگزاران به اسلام و قرآن اعم از مراجع بزرگوار و رهبر انقلاب اسلامی در هر لباس و منصبی هستند را موفق و مؤید بدار.

خدایا حوائج ما را به آبروی حضرت سیدالشهدا و اهلبیتش برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی ممنونم. دوستان عزیزان شاءالله عزاداری‌هایتان قبول باشد. امشب و فردا اوج عزاداری‌هاست. نکند یک مرتبه بدون عذر در خانه بمانیم. فردا روز عاشوراست، باید به کوچه و خیابان‌ها برویم و هیاهو کنیم.

امام حسین نیاز به هیاهو دارد، نیاز به فریاد دارد، نیاز به نماد و پرچم و دسته عزا دارد. نکند به بهانه‌های مختلف فردای عاشورا در خانه بمانیم.

حتماً باید به خیابان‌ها برویم و در دسته‌های عزاداری و هرجا که می‌توانیم شرکت کنیم تا عظمت و شکوهی که در عاشورای حسینی هست چند برابر شود.

یا رب الحسین بحق الحسین إشف صدر الحسین بظهور الحجة یا رب الحجة بحق الحجة إشف صدر الحجة بظهور الحجة

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها