2024 February 29 - پنج شنبه 10 اسفند 1402
حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»!
کد مطلب: ١٥٦٠٠ تاریخ انتشار: ١٢ مهر ١٤٠٢ - ١٧:٣٩ تعداد بازدید: 2070
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»!

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی14-07-1401

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

14/07/1401

موضوع: حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»!

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

اشعاری بسیار زیبا و شنیدنی، در وصف حضرت زهرا (سلام الله علیها)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): من عاشق خدیجه بودم!

روایت قابل تأمل از «ابن عباس» درباره ویژگی حکومت امام زمان (سلام الله علیه)

مروری بر مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»!

تماس بینندگان برنامه

با سؤال بیننده سنی، عشق استاد حسینی قزوینی به حضرت خدیجه گُل کرد!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

همچنین تبریک عرض می کنم سالروز آغاز امامت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف وارواحنا لتراب مقدمه الفداء) را ان شاءالله که بتوانیم سرباز خوبی برای حضرتش باشیم.

همچنین جا دارد تبریک عرض کنم سالروز مبارک ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها) با نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) را. این مناسبت فرخنده و میمون را هم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 الحمدلله این توفیق را داریم به رسم سید اللیالی شب های جمعه محضر همه شما گرامیان برنامه «اخلاق علوی سیره مهدوی» را تقدیم کنیم، برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله «حسینی قزوینی» هستیم.

ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را محضرشان ببریم. مثل همیشه محضرشان یک سلام و عرض ادبی داشته باشیم و از ایشان بخواهیم دلهای ما را روانه کنند و زنگارهای دل مان زدوده شود با نامی از حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها).

استاد سلام عرض می کنم در خدمتتان هستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم و آرزوی موفقیت بیش از پیش برای همه عزیزان از خدای منان خواهان هستم.

اولین روز از آغاز امامت و ولایت حضرت بقیة الله الأعظم در کل عالم هستی و ما سوی الله را به پیشگاه مقدسش و همه علاقمندانش تبریک و تهنیت می گوییم.

خدا را قسم می دهیم به آبروی رسول اکرم و حضرت خدیجه که امشب، شب وصال این دو بزرگوار است. دو نور، دو سید و دو نیّر قسم می دهیم به این دو بزرگوار عیدی ما و مسلمانها را عیدی خلایق را فرج موفور السرور مولایمان بقیة الله الأعظم قرار بدهد ان شاءالله.

اشعاری بسیار زیبا و شنیدنی، در وصف حضرت زهرا (سلام الله علیها)

معمولاً تلاشمان این طوری است که یک یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم. به خاطر این که شب شادی اهل بیت است شعری را که منسوب به مرحوم «کمپانی» است را برای عزیزان بخوانم و هدیه کنیم به ساحت مقدس ولی عصر (ارواحنا فداه)، نبی مکرم و خدیجه کبریٰ!

دختر فکر بِکر من غنچه لب چو وا کند * از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند

ناطقه ای مرا مگر روح قدس کمک کند * تا که ثنای حضرت سیدة نساء کند

فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه * چشم دل از نظاره در مبدأ و منتها کند

مطلع نور ایزدی مبدأ فیض احمدی مبدأ فیض سرمدی * جلوه او حکایت از خاتم انبیاء کند.

لیله قدر اولیاء نور نهار اصفیاء*  صبح جمال او طلوع از افق علیٰ کند

بضعه ای سیده بشر ام ائمه غُرر * کیست جز او که همسری با شه لا فتیٰ کند

وحی نبوتش نسب جود فتوتش حسب * قصه ای از مروتش سوره هل اتیٰ کند

لوح قدر به دست او کلک قضاء به شصت او * تا که مشیت الهیه چه اقتضاء کند

در جبروت حکمران در ملکوت قهرمان * در نشئات کن فکان حکم بما تشاء کند

قبله خلق روی او کعبه عشق کوی او * چشم امید به سوی او تا به که اعتناء کند؟

مفتقریٰ متیٰ بر او از در او به هیچ رو * زان که مس وجود او فضه او طلا کند!

اگر «فضه» صدیقه طاهره به ما نگاهی کند دنیا، آخرت و همه چیزمان آباد است.

خدا را قسم می دهیم به صدیقه طاهره که محصول ازدواج مبارک حضرت خدیجه و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است فرج موفور السرورش را نزدیک کند و ما را از یاران خاصش قرار بدهد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): من عاشق خدیجه بودم!

اجازه بدهید در رابطه با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) مطالبی بیان کنم، چون احساس می کنم حضرت خدیجه در میان ما شیعه ها مظلوم است.

اهل سنت را کار نداریم آنها وقتی ام المؤمنین می آید سراغ کسی دیگر می روند. خدیجه گویا 25 سال همسر پیغمبر و ام المؤمنین نبود. روایت خیلی زیبای است و اهل دل و آنهایی که عاشق هستند عشق سراسر وجودشان را فرا گرفته است این روایت را ببینند.

کتاب «مستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری» جلد 3، روایت از «شهاب الدین زُهری» از علمای بزرگ اهل سنت متوفای 124- 125 است می گوید پیامبر فرمود:

«الحمد لله الذي أطعمني الخمير وألبسني الحرير وزوجني خديجة وكنت لها عاشقا»

خدا را شاکرم که خدیجه را همسر من کرد. من عاشق خدیجه بودم.

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص201، ح4840

تعبیر خیلی زیبایی است غیر از اینجا، جای دیگر ندیدم. رسول اکرم می گوید من عاشق خدیجه هستم. 25 سال زندگی کردند دشمن، دوست، سنی، شیعه، مسیحی و مستشرق به اندازه سر سوزن اختلاف نه، بوی اختلاف بین حضرت رسول اکرم و خدیجه پیدا کردند؟

همین افتخار برای خدیجه بس در 25 سال رسول اکرم با وجود خدیجه، همسر دیگری انتخاب نکرد؛ ولی «مدینه» آمد بعد از ازدواج با «عایشه» و دیگران در بعضی از زمان ها ده یازده تا همسر داشت.

در «صحیح بخاری»‌ روایت خیلی زیبایی از «ابو هریره» است.

«أتى جِبْرِيلُ النبي فقال يا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِيجَةُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فيه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ»

رسول اکرم در «کوه حراء» بود. دوستانی که «مکه» مشرف شدند می دانند اولاً فاصله «مکه» تا «کوه حراء» گمان می کنم حدود هفت، هشت کیلومتر باشد. دوران جوانی هم مشرف شدیم دیدم توان رفتنش را ندارم رفتن بالای «کوه حراء» هم خیلی سخت است. خدیجه کبریٰ هر روز غذا به همراه آب برای رسول اکرم می برد.

آقا رسول اکرم یک جای معینی نداشت از ترس کفار «قریش» مکانش را عوض می کرد، مثلاً یک روزی این طرف کوه و یک روزی آن طرف کوه بود. بعضی ها دارند غذا دست حضرت خدیجه بود بالای کوه سرگردان بود. مدام صدا می زند «حبیبی محمد»

می گوید «جبرئیل» نزد پیغمبر بود عرضه داشت یا رسول الله خدیجه آمده است برای شما غذا آورده است.

«فإذا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عليها السَّلَامَ من رَبِّهَا ومنى»

وقتی خدیجه پیش تو رسید از خدا و منِ جبرئیل به خدیجه سلام برسان!

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص 1389، ح 3609

شما ببینید این فضیلت برای کدامیک از همسران پیغمبر بود؟ آیا بی انصافی نیست که ما نام خدیجه را فقط سالگرد ازدواجش یا قضیه وفاتش مطرح کنیم غیر از این چیز دیگری نیست؟

حتی حضرت رسول اکرم به «مدینه» آمده می گوید وقتی گوسفندی را قربانی می کرد می گفت گوشت قربانی را ببرید بین دوستداران خدیجه تقسیم کنید. «عایشه» می گوید روزی غضبناک شدم. البته در بعضی جاها عبارت عایشه مقداری دور از ادب است. دارد که:

«فَأَغْضَبْتُهُ يَوْمًا فقلت خَدِيجَةَ فقال رسول اللَّهِ إني قد رُزِقْتُ حُبَّهَا»

روزی پیغمبر را به غضب آوردم. فرمود خداوند محبت خدیجه را در دلِ من قرار داده است.

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص 1888، ح 2435

عبارت «إني قد رُزِقْتُ حُبَّهَا» خیلی مفهوم دارد. در رابطه با ثروت حضرت خدیجه، دقیقاً در ذهنم نیست بعضی از جاها دارد هشتصد شتر مال التجاره حضرت را جا به جا می کردند. تمام این ثروت را در اختیار رسول الله قرار داد.

حالا شب شادی است ولی چه کار باید کرد، آن لحظه ای که خدیجه داشت از دنیا می رفت رسول اکرم مالی به اندازه این که کفن تهیه کند در بساط نداشت.

خدیجه وصیت کرد و گفت یا رسول الله یک وصیت دیگر دارم خجالت می کشم این را بگویم لطفا شما بیرون تشریف ببرید این وصیت را به دخترم حضرت زهرا بگویم او به شما بگوید. ادب و معرفت را نگاه کنید رسول اکرم از اتاق بیرون رفت. حضرت زهرا چهار پنج سالش است گفت زهرا جان رویم نشد. آن همه ثروت و اموال در اختیار پیغمبر قرار داد چه چیزی می خواهد رویش نمی شود؟

گفت از پدرت بخواه پیراهنی که با آن نماز می خواند یا در بعضی از روایات آمده با آن پیراهنی که در «غار حراء» تنش بود و با آن مناجات می کرد آن را به عنوان کفن برای من قرار بدهد! در بعضی از جاها دارد که حضرت رسول یک سال تمام در فراق حضرت خدیجه گریه می کرد.

امیدواریم که ان شاءالله خداوند به برکت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عشق و صفای خدیجه، ایثار خدیجه، محبت های خدیجه و گذشت های خدیجه که اسلام پرچمش بر افراشته نشد مگر به ثروت خدیجه و به شمشیر علی؛ خداوند ولی خود را برساند.

حالا بعضی از بدل سازان یک سری احادیث ساختند ثروت فلانی، فلانی و فلانی. این احادیث را «بنی امیه»‌ درست کردند برای این که بتوانند یک بدلی از فضائل حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را هم برای بعضی ها اثبات کنند.

مجری:

الحمدلله توفیقی است آشنا می شویم با آن افرادی که واقعاً به گردن اسلام و مسلمین و همه ما حق دارند اما متأسفانه ذکر و نامشان محدود می شود خیلی وقتها اصلاً مطرح نمی شود. باز هم خدا را شاکریم هر چند اندک معرفت مان را به آن ذوات نورانیه بیشتر می کنیم.

اما بپردازیم به حصیله، ثمره و نور چشمی همه این خاندان نورانی این اصلاب شامخه و ارواح مطهره وجود نازنین صاحب العصر والزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف). حضرت استاد از محضرتان استفاده می کنیم.

روایت قابل تأمل از «ابن عباس» درباره ویژگی حکومت امام زمان (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با حکومت جهانی حضرت ولی عصر، هر شب یک روایت را به صورت مستند از منابع شیعه و یا سنی می خوانیم. روایتی را مرحوم «علامه مجلسی» (رضوان الله تعالی علیه) در«بحار الانوار»، از «ابن عباس» در ذیل آیه شریفه:

(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)

او کسی است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين ‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

سوره توبه (9): آیه 33

نقل کرده است که می گوید:

«لَا يَكُونُ ذَلِكَ حَتَّى لَا يَبْقَى يَهُودِيٌّ وَ لَا نَصْرَانِيٌّ وَ لَا صَاحِبُ مِلَّةٍ إِلَّا دَخَلَ فِي الْإِسْلَامِ»

این آیه، آن زمانی محقق می شود که در کره زمین نه یک «یهودی»، نه یک «مسیحی» و نه صاحب ملتی باشد الا این که همه داخل اسلام خواهند شد.

 یعنی در کره زمین غیر مسلمانی دیده نخواهد شد.

«حَتَّى يَأْمَنَ الشَّاةُ وَ الذِّئْبُ وَ الْبَقَرَةُ وَ الْأَسَدُ وَ الْإِنْسَانُ وَ الْحَيَّةُ»

می گوید گرگ در کنار میش با همدیگر زندگی مسالمت آمیز پیدا می کنند. و گاو در کنار شیر زندگی مسالمت آمیزی دارند نه شیر متعرض گاو می شود و نه گرگ متعرض گوسفند نه گوسفند و گاو از گرگ و شیر می ترسند. مار و عقرب در کنار انسان زندگی می کنند نه آنها جرأت می کنند به انسان ضرر برسانند نه انسان از آن ها وحشتی دارد.

«وَ حَتَّى لَا تَقْرِضَ فَأْرَةٌ جِرَاباً»

و هیچ موشی هم دنبال لانه و سوراخی نمی گردد.

«وَ حَتَّى تُوضَعَ الْجِزْيَةُ وَ يُكْسَرَ الصَّلِيبُ وَ يُقْتَلَ الْخِنْزِيرُ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ ذَلِكَ يَكُونُ عِنْدَ قِيَامِ الْقَائِمِ (علیه السلام).»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 51، ص 61

یعنی آنچنان زندگی ها با صفا می شود که حتی حیوانات احساس صفا و صمیمت می کنند. خیلی جالب است. یعنی نه تنها انسانها که حتی حیوانات هم احساس امنیت می کنند. حضرت ولی عصر فدای خاک زیر پایش شوم چه کار می کند، ما فقط اینها را می خوانیم ولی ان شاءالله روزی بیاید که خدا قسمت کند ببینیم آن روز خیلی ارزش دارد.

 شاید یک روزی در همین شبکه خدمت شما بینندگان عزیز بگوییم دوستان یادتان هست یک شب این را می گفتیم؟ الان آن روزها و آن فصل ها فرا رسیده است. آن روز جز بانگ «لا اله الا الله محمد رسول الله علیٌ ولی الله» در کره زمین هیچ بانگ دیگری به صدا در نخواهد آمد.

نود درصد مردم طوعاً به حضرت ایمان خواهند آورد. بارها خدمت دوستان می گوییم این که در بعضی از روایات آمده که حضرت این قدر آدم می کشد چه کار و چه کار می کند، این روایتها از دیدگاه بنده هیچ سندیتی ندارد، بلکه به عکسش است یکی از اوصاف حضرت ولی عصر وصف نبوت «رحمةً للعالمین» است.

حتی به طوری که نایب خودش در «مکه» یا «استاندار مکه» را معین می کند و به طرف «مدینه» حرکت می کند مردم «مکه» جمع می شوند فرماندار و حاکم حضرت را به قتل می رسانند حضرت بر می گردد می گوید: اگر نبود که من «رحمةً للعالمین» هستم انتقام فرماندارم را از شما می گرفتم، ولی همه تان را بخشیدم. چقدر بزرگوار؟ همان:

«اليوم يوم المرحمة»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، محقق/ مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل‏، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، قم‏: 1404ق، ج17، ص272

ولذا این که در بعضی از شبکه های شیطانی «وهابی» می گویند بله در روایتها است حضرت مهدی می آید این قدر آدم می کشد و چه کار می کند، دروغ است.

بله یک آدمهای مزدوری مثل جنایتکاران «صهیونیسم»، سردمداران «وهابی» به هیچ وجه حاضر نیستند زیر بار عدالت حضرت ولی عصر بروند حضرت با اینها تعارف ندارد ولی اینها در کره زمین خیلی معدود و محدود هستند. یعنی همان سردمداران، آنهایی که ثروتهای باد آورده دارند. به قدرتهای آن چنانی متکی هستند.

یا بعضی از مفتی های «عربستان» یا چه بسا بعضی از علمای شیعه، فرقی نمی کند. هر کس در برابر حضرت بایستد حضرت شوخی ندارد. این کسی که ایستاده است. «صهیونیست» باشد «رئیس جمهور آمریکا»، «سازمان سیا» باشد «پادشاه عربستان» و یا یک روحانی شیعه باشد برای حضرت هیچ فرقی نمی کند. ملاک برای حضرت قبول آن حکومت جهانی است که: (لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)

مجری:

بسیار عالی متشکر استفاده کردیم. حضرت استاد در جلسات گذشته این توفیق را داشتیم در رابطه با اخلاق علوی و سیره مهدوی از محضرتان استفاده می کردیم اگر امکانش است یک مختصری از آن چیزی که مطرح شده است بیان بفرمایید ان شاءالله وارد مبحث بشویم.

مروری بر مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در جلسه گذشته روایتی را از کتاب «الفتوح ابن اعثم کوفی» خواندیم که متوفای 314 هجری و معاصر مرحوم «کلینی» متوفای 329 هست. ایشان از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل کرده که حضرت درباره ویژگی یاران حضرت مهدی فرمود:

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»‏

مردان مؤمنی هستند که خدا را به آن معرفتی که شایسته است شناختند.

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

یعنی یکی از ویژگیهای یاران حضرت ولی عصر معرفت به خدا و شناخت خدا آنگونه که حق معرفت است. عرض کردیم این که در بعضی از جاها می گویند:

«مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك‏»

التوحيد( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏، (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: حسينى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، ص114

صددرصد اشتباه است. مرحوم «علامه طباطبایی» می گوید اصلاً تصور همچنین چیزی امکان پذیر نیست که رسول اکرم بگوید: «مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك»، اگر بنا باشد آنها حق معرفت را نشناسند چه کسی می خواهد بشناسد؟ امیرالمؤمنین می گوید:

«لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏2، ص38

در جای دیگر می فرماید:

«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1

«مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ» را آقایان قبول دارند ولی «مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ» را از من یادگار داشته باشید در جایی برای خودتان نگهدارید.

از شیعه ها هم مرحوم «یزدی حائری» رضوان خدا بر او باد، در «الزام الناصب» دارد:

«فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏»

یکی از ویژگی های یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) این است که به وحدانیت خدا رسیده اند به آن گونه ای که حق وحدانیت است.

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص 165

یعنی به توحید واقعی رسیده اند نه توحید موهومی و خیالی. کلاً بحث مان روی این قضیه بود. هفته گذشته توضیح بیشتری دادیم و مقدمه نه تنها از ذی المقدمه بیشتر شد بله اصلاً وقتی برای ذی المقدمه نبود. لذا به همین اندازه اکتفاء می کنم.

مجری:

پس الان بیشتر بپردازیم به مسیری که باید در بحث توحید انتخاب کنیم با این فراز و نشیب ها و خصوصیاتی که دارد قطعاً باید در همه مسائل در خانه اهل بیت برویم در اینجا بخصوص بسیار بحث، عمیق تر و جدی تر می شود. نگاه اهل بیت به توحید در این مسئله به چه صورت است؟ اگر بتوانیم این را درک کنیم قطعاً می توانیم به آن نتیجه و هدف مقصود برسیم.

حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته زیبایی است اگر بخواهیم توحید را هم بگیریم باید سراغ کسانی برویم که واقعاً خدا را شناخته اند و با سرچشمه وحی مرتبط هستند رسول اکرم آن چه داشت در اختیار اینها قرار داده است.

«فَمَا فَوَّضَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص 265، بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ

امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می گوید:

«لَمْ أَكُنْ بِالَّذِي أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»

خدایی که من نبینم او را عبادت نمی کنم.

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص342

اینها خدا را چطور معرفی می کنند؟ در «نهج البلاغه صبحی صالح» خطبه اول، پاراگراف دوم حضرت می فرماید:

«أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ»

اولِ دین معرفت حق است، و کمال معرفت، تصدیق و باور خداست.

آغاز دین، شناخت خدا است و کمال معرفت خدا باور کردن خدا است. شناخت خدا یک چیز است و باور کردن خدا یک چیز دیگری است. یک مرتبه مرده ای در اتاقی است به ما می گویند می روی در آن اتاق تا صبح بمانی؟ می گوییم مرده بلند می شود ما را می خورد. می گوییم این که زنده بود نمی ترسیدی حالا چه شد؟

چون تصور می کنیم مرده، شاخ و دم دارد وقتی که مُرد یک قدرت ماورایی می گیرد ما را می بلعد. ولی آن کسی که غسال است شبانه روز سر و کارش با مرده است پنجاه تا مرده هم کنارش باشد عین خیالش نیست. چرا؟ چون باور کرده که از این مرده کاری بر نمی آید.

امیر المؤمنین می گوید کمال معرفت خدا این است که با تمام وجودت او را تصدیق کنی. ذرات وجودت به خدای عالم گواهی بدهد. تمام وجودت یعنی هر چه را می بینی قبل از این که او را ببینی خدا را ببینی، با او خدا را ببینی، در او خدا را ببینی، بعد از او هم خدا را ببینی.

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

کلمه «وفیه» در عبارت بعضی از مصادر نیست ولی بزرگان و عرفاء مخصوصاً خدا روح «آیت الله شیخ محمد شاه آبادی» را شاد کند، ایشان همیشه این به شکل می خواندند که:

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَفیهِ وَ بَعْدَهُ»

یعنی انسان احساس کند اعتقاد به خدا با تمام رگ، پوست و استخوان او عجین شده است.

 بعد در ادامه وایت حضرت می گوید:

«وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ»

چقدر زیباست! این روایت ها را بگذارید کنار روایاتی که «وهابیت» دارد یا «صحیح بخاری» در رابطه با توحید دارد ببینید چقدر تفاوت دارد! کمال تصدیق، یگانه دانستن خدا است. یعنی انسان برای خدا شریک قائل نشود، شریک قائل نشود نه این که یک خدا و یکی هم بت نه، در سوره یوسف می گوید:

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

اکثر کسانی که دم از توحید می زنند مشرک هستند. آنهایی که اهل دل هستند مخصوصاً عزیزمان از «تهران» زنگ زند گفت ما از بحثهای عرفانی صفا می کنیم. سوالی می خواهیم از این دوستان بپرسم. خدای عالم در روز اَلست - بعضیها می گویند در عالم مثال و عالم برزخ قبل از این عالم بود قطعاً عالم اسماء و عالم عقل نبود چون آنجا امتحان و تشکیلاتی نیست به تعبیر آقایان وحدت محض است - می گوید:

«ألستُ بربّكم قالوا بلى»

آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند بله هستی!

نگفت «ألستُ بإلاهِکُم، ألستُ بخالِقکم» آنها جلوتر از رب است، خالقیت و الاهیت حق قبل از ربوبیت حق است. چون خدای عالم می داند مشکل ما، مشکل توحید ربوبی است نه توحید در خالقیت، نه توحید در الوهیت. لذا فرمود:

(وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ)

و هرگاه از آنان سؤال کنی: «چه کسی آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلما می ‌گويند: «الله»، بگو: «الحمدلله (که خود معترفيد)!» ولی بيشتر آنان نمی ‌دانند!

سوره لقمان (31): آیه 25

سوال کنی خلایق را چه کسی روزی می دهد؟ می گویند خدا. اینها در رازقیت و خالقیت خدا شک ندارند در ربوبیت حق شک دارند. می گویند یک خدایی - نستجیر بالله - آن بالا نشسته است چند خدایی هم این پایین هستند. یا «أهورا» و «مزدا»‌ درست می کنند.

دوستان عزیز مادامی که خودمان را صاحب اثر می دانیم به توحید نخواهیم رسید. حضرت «امام خمینی» (رضوان الله تعالی علیه) در اول کتاب «سرّ الصلاة» تعبیری دارد می گوید وقتی شما نماز می خوانی اگر بنا شد خودت را هم صاحب اثر بدانی یعنی این من هستم دارم حرف می زنم، من هستم دارم راه می روم، من هستم دارم غذا می خورم، من هستم دارم نماز می خوانم، همین که خودت را صاحب اثر دانستی گرفتار شرک هستی.

ما باید تلاش کنیم این منیّت را از خودمان دور کنیم. عرض کردیم آقایی در خانه پیغمبر را زد پیغمبر گفت چه کسی هستی؟ گفتم منم! حضرت فرمودند تا کی منم، منم، منم؟ گفت من بنده خدا هستم، در را برایش باز کرد.

می گوید مرحوم «علامه طباطبایی» یک دفعه در عمرش «من» نگفت. همیشه «عبدالله» و «بنده خدا» می گفت. حساب و کتابی دارد همین طوری الکی نیست به مقامات بالا برسند.

مادامی که ما از قید إنیَّت رها نشدیم، من هستم دارم حرف می زنم. من هستم دارم می شنوم. من هستم دارم می بینم؛ این منم منم ها وقتی از بین نرفته باشد این منیّت نمرده باشد به این مرحله نخوهیم رسید که:

«كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏؛ ج2، ص 352، ح7

باید احساس کنیم من که دارم می بینم، من نمی بینم خدا می بیند.

(وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى)

و اين تو نبودی (ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت!

سوره انفال (8): آیه 17

اگر این باشد می شود توحید! معنای توحید یعنی چه؟ یعنی در جهان هستی یک مؤثر است.

«لا مؤثر في الوجود إلّا الله»

یا کوچه بازاری حرف بزنیم الفبای توحید «لا حول ولا قوة الا بالله»، «ماشاء‌ الله»‌ هر چه خدا بخواهد نه «ماشاء الناس». «لا قوة الا بالله» اگر ما به اینجا رسیدیم نفسمان را به قدری کشتیم برای خودمان هیچ اثری قائل نشدیم همان تعبیر حضرت امیر در خطبه 220 «نهج البلاغه»:

«قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 337، خطبه 220

عقل را احیاء می کند یعنی به خوبی نگاه می کند بر این که من نبودم، بود شدم و یک زمان هم نبود خواهم شد. پس یک کسی من را بود کرده است و بعد از نبود من هم است در بود من هم بودِ من او است. هر چه دارم از او دارم اگر این شد می رسیم به آنجایی که:

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)

و هر جا باشيد او با شما است.

سوره حدید (57): آیه 4

(وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)

و ما به او از رگ قلبش نزديکتريم!

سوره ق (50): آیه 16

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ) او با شما است هر کجا که هستید. این معیت، معیت قیومی است یعنی همان طوری که صور ذهنی شما قوامش به شما است. الان شما صورت پدر، مادر، همسر و فرزندتان را در ذهنتان تصور می کنید. حرم امیرالمؤمنین را تصور می کنید این تصورات ذهنی، قوامش به شما است. یک لحظه اگر ذهن شما برود این صور ذهنی شما پاک می شود. همان «اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب ها»، «به دریا بنگرم دریا تو بینم» نه این شرک است

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

به صحرا بنگرم صحرات ببینم. من به فرزندم نگاه می کنم فرزند من نبینم، عطیه خدا ببینم با چشمم نگاه می کنم نگویم چشم من این عطیه و فضل الهی است نه از فضل الهی! فرق است بین «هذا فضل الله» یا «هذا مِن فضل الله» اگر کلمه مِن آوردیم هنوز به آن توحید واقعی نتوانستیم برسیم. توحیدی که اهل بیت رسیده اند ولذا حضرت می فرماید:

«وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ»

کمال باور کردن خدا، معتقد به خدا این که عقیده به خدا با رگ، پوست، استخوان، قلب، روح و عقل ما عجین شود نشانه اش توحید، و وحدانیت خدا است. یعنی تنها کسی که صاحب اثر است اوست. یک نفر حاکم در این عالم است مابقی همه محکوم به قدرت او هستند.

(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ وَكِيلٌ)

خداوند آفريدگار همه چيز است و حافظ و ناظر بر همه اشياء است.

سوره زمر (39): آیه 62

(وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)

و تمام کسانی که در آسمانها و زمين هستند، از روی اختيار يا از روی اجبار، در برابر (فرمان) او تسليمند

سوره آل عمران (3): آیه 83

بعد دارد:

«وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ»

حضرت رها نمی کند می گوید پله پله. اول دین معرفت خدا؛ کمال معرفت خدا، تصدیق و باور کردن خدا، کمال باور کردن خدا، رسیدن به وحدانیت فقط یک چیز در عالم ببینی خدا و آثار خدا، خدا و جلوه خدا، خدا و مظهر خدا «وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ»، اگر رسیدیم به این که در دنیا خدا و جلوه خدا را دیدیم دیگر کار برای غیر خدا نمی کنیم همه کارها برای اوست؛ چون خودمان و اعمالمان همه جلوه اوست.

اینجا برای غیر خدا کار کردن اصلاً معنا پیدا نمی کند یعنی به خودی خود این اخلاص می آید وجودمان خالص مال اوست، ملک اوست، نیتمان اعمالمان و همه چیزمان مال اوست.

ان شاءالله بعد در رابطه با مراقبه شاید یک جلسه صحبت کنم. بزرگان و اولیاء الله به مراقبه توصیه می کنند. ما روایات متعددی از ائمه (علیهم السلام) در رابطه با مراقبه داریم مخصوصاً مراقبه حضور، از مراقباتی است که ماها می توانیم خودمان را برسانیم.

مراقبه فناء و غیره اینها نه درک می کنیم نه می فهمیم چه است و نه حاضر هستیم درباره اش حرف بزنیم. یعنی چیزی که نه گفتنی و نه شنیدنی است حرف زدنش درست نیست آن جا باید رفت و دید. به قول «شهید مطهری» آنجا رفتنی و دیدنی است و فرق بین توحید «افلاطون» و توحید «ارسطو» همین است.

«ارسطو» می گوید شناخت باید با استدلال و عقل باشد ولی «افلاطون» که قائل به فلسفه اشراق است می گوید نه، عقل یک جای محدود می رود از آن بالاتر رسید به بن بست می رسد. آنجا باید نور الهی و اشراق از بالا بیاید و صفای قلبی پیدا کنیم در اثر رسیدن به کمال پرده ها کنار برود. نور الهی دمیده شود.

(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)

خداوند نور آسمانها و زمين است؛

سوره نور (24): آیه 35

نمی گوییم خدا آسمان و زمین را نورانی کرده است خدا (نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) است این را با عقل نمی شود درک کرد. این کار، کار اشراق است.

یعنی باید نور الهی در قلب دمیده شود با کمک نورانیت قلبی، سیر و سلوک فتوحاتی به دست ما بیاید بتوانیم بشویم «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند» آنجایی که:

(تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ...)

فرشتگان بر آنان نازل می ‌شوند...

سوره فصلت (41): آیه 30

وقتی «ألستُ بربّكم، قالوا بلى» شد، این را انجام دادیم و استقامت هم کردیم، راه «ألستُ‌ بربکم» که به خدا قول داده بودیم ادامه دادیم آن (تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ) است.

دیگر عقل اینجا ناقص است پایه عقل در آن جا دیگر کار نمی کند. به انوار قلبی احتیاج است، نورانیت دل، مکاشفات، رسیدن به جایی که از این عالم ماده رفتن به بالا با ملائکه همنشین شدن. از ملک هم بالاتر رفتن و برسیم به آن جایی که فقط اولیای الهی و ائمه (علیهم السلام) آنجا را می بینند.

اگر ما به آنجا رسیدیم توانستیم به مرحله بالا برسیم اگر نه نرسیدیم هنوز خودمان را معطل کردیم. احتیاج است به قول بعضی از آقایان مثل آقایان «افلاطون» یک حالت اشراقی از طرف خدای عالم برای ما بیاید و بتوانیم به آن جا برسیم.

به قول یکی از بزرگان می گوید: «العقل حجاب انت» عقل، حجاب أنتَ است، من خودم را چیزی تصور می کنم خدا را هم چیز دیگری تصور می کنم. «والنفس حجاب أنا» نفس من هم حجاب أنا است. من هنوز در خودم گرفتار هستم از خودم بیرون نیامدم «أماتَ نفسَه» نشدم

بعد می گوید: هر کس از عقل و نفس به بالا بپرد نفس را بکشد و عقل را هم عاجز بداند، نفس را کنار بگذارد و استدلال عقل را هم در آن جا عاجز بداند.

«ترقى من محضر طور سينا (قاب قوسين أو أدنى)»

اگر کسی از حجاب نفس و حجاب عقل بالا رفت از محضر طور سینای حضرت موسی به قاب قوسین و أدنای رسول اکرم می پرد.

 محمد دیدن و موسی شنیدن * شنیدن کی بود مانند دیدن

اگر ما بتوانیم به اینجا برسیم عمل به شریعت هم برای همین است. عمل به شریعت، ترک محرمات، انجام واجبات برای این است که ما این حجاب «أنا» و «أنتَ» را از بین ببریم.

یعنی به مرحله ای برسیم که (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر کجا بگردید همه وجه الله است. (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ).

یک عبارتی هم داخل پرانتز بگویم بعداً‌ توضیح می دهم در ذیل (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) امام صادق فرمود ما (نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) هستیم.

«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1

همان تعبیر سید الشهداء است. از امام حسین فدایش بشوم. فدای خاک زیر پای زوار امام حسین. - ما قابل این که فدایی خاک زیر پای امام حسین باشیم شاید نداشته باشیم - سوال می کنند:

«فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ؟»

شناختن خدا چیست؟

می گوید:

«مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه‏»

علل الشرائع‏؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏، تاريخ وفات مؤلف: 381 ق، ناشر: كتاب فروشى داورى‏، قم‏، 1385 ش / 1966 م‏، ج1، ص 9، باب 9‏، ح1

رسیدن به خدا یک راه دارد آن هم شناختن امام است. اینها مظهر أتم تمام صفات ذاتی، کمالات ذاتی، کمالات صفاتی، کمالات اسمائی و کمال افعالی خدا هستند.

عین تعبیر «امام راحل» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «آداب عبادت» صفحه 185 و 186 این می شود خدا شناسی. ولذا امیرالمؤمنین فدای خاک زیر پای «قنبرش» می گوید:

«وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ»

کمال توحید این است که همه چیز خالص برای او باشد.

یعنی همان:

(إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ)

من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمين را آفريده

سوره انعام (6): آیه 79

جالب اینجا است:

(قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْياي وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)

بگو: «نماز، تمام عبادات، زندگي و مرگ من، همه براي خداوند پروردگار جهانيان است.

سوره انعام (6): ایه 162

این را می گویند اخلاص! نماز خالص برای خدا شدن هنر نیست خیلی ها می گویند خالص برای خدا نماز می خوانم. ولی می گوید «حیاتی ومماتی» هم زندگی ام هم مرگم خالص برای خدا است. این می شود توحید. بعد می گوید:

«وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 39، خطبه 1

این دیگر یک مقداری بحثهای ریز فلسفی و کلامی دارد. فقط تنها چیزی که می توانم عرض کنم ما بیاییم خدا را همان تعبیری که از آقا امام هادی (سلام الله علیه) است.

«وَ إِنَّ الْخَالِقَ لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ»

خدا را آن گونه که در قرآن خودش را توصیف کرده توصیف کنید نه کمتر و نه بیشتر!

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص138، بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد‏، ح3

این جمله اخیر حضرت امیر (سلام الله علیه) یا عبارتی که گفتم عبارتش سخت است شاید توضحیش هم برای عموم مقداری مشکل باشد. «وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ»؛ کاغذ سفید می بیند کاغذ «شیئٌ»، سفیدی «شیئٌ آخر» اگر شما خدا را این طوری تصور کنید شرک است توحید نیست.

«وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ»؛ شهادت می دهد هر سفیدی غیر از آن کاغذ است و حال آن که کاغذ را تکه تکه کنیم غیر از سفیدی چیز دیگری نیست ولی این صفتِ سفیدی با کاغذ دو شیئ دیگر است.

ان شاءالله در جلسه بعدی بخش اول این خطبه را که با «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ ...» شروع می شود تا آن جایی که می گوید:

«الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص39

این توحید اهل بیت است. اگر این چهار فراز عبارت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را ما برای خدای عالم خوب شناختیم، به توحید رسیدیم. همان تعبیر امام هادی (سلام الله علیه) که فرمود:

«وَ إِنَّ الْخَالِقَ لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ»

خدا را آن طور توصیف کنید که خدای عالم خودش را در قرآن، آن طوری توصیف کرده است. وقتی خدا می گوید:

(لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ)

هيچ چيز همانند او نيست

سوره شوری (42): آیه 11

(وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)

و برای او هيچگاه شبيه و مانندی نبوده است!

سوره اخلاص (112): آیه 4

«ابن تیمیه» با جد و اجدادش غلط می کند می گوید خدای عالم سوار الاغ می شود. خدای عالم چشم و گوش دارد. خدای عالم را ما می توانیم با چشم مان هم ببینیم، خدای عالم مو در صورتش نیست موهایش هم فرفری است. این از اوهامات شیطانی است.

(وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلَى أَوْلِيائِهِمْ)

و شياطين به دوستان خود مطالبی مخفيانه القا می ‌کنند.

سوره انعام (6): آیه 121

ولی آقا امام هادی می گوید: «لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ» و این همان حقیقت و کمال توحید است.

مجری:

بسیار عالی! فقط کافی است افرادی که به هر مناسبتی شیعه را متهم به شرک می کنند یکی دو جلسه پای همین مجلس و درس بنشینند فقط گوش بدهند ببینند این معارف توحیدی را کجا می توانند پیدا کنند! این کلمات را کجا می توانند ببینند! نهایت عقل خودشان را هم به کار ببندند همه شان با هم جمع بشوند می توانند یک جمله مانند این جملات بیاورند؟ حضرت استاد بسیار استفاده کردیم.

می خواستیم یک فاصله بگیریم عزیزان اشاره می کنند ظاهراً عزیزان اهل سنت پشت خط هستند. این فاصله را حذف می کنیم که بیشتر در خدمت عزیزان باشیم. جناب آقا «ماجد» از «هرمزگان» بفرمایید

تماس بینندگان برنامه:

بیننده (آقای ماجد از هرمزگان – اهل سنت):

سلام عرض می کنم. حاج آقا «قزوینی» شما گفتید اهل سنت ام المؤمنین می گویند فقط «عایشه» ام المؤمنین است و انگار که خدیجه همسر پیامبر نبوده است. شما حدیث از اهل سنت آوردی می گویید اهل سنت این طوری گفتند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

الان خطبا و بزرگان شما وقتی در منبرها می گویند «ام المؤمنین»، مراد از «ام المؤمنین» چه کسی است؟

بیننده:

ام المؤمنین، زن های پیامبر است

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه، بگوئیم ام المؤمنین این طوری گفته است. ام المؤمنین این کار را انجام داده است.

بیننده:

ام المؤمنین عایشه است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خداوند اموات شما را بیامرزد. البته اول گلایه از خودمان کردیم گفتیم ما شیعه ها هم در حق حضرت خدیجه واقعاً ظلم کردیم. خیلی کم از او حرف می زنیم. آقا «ماجد» جان اول من عیب خودم را گفتم بعد هم گفتم آقایان اهل سنت در منبرها، خطبه های نماز جمعه شان و در صحبت هایشان ام المؤمنین می گویند، ام المؤمنین انصراف دارد فقط به «عایشه»!

ما که منکر ام المؤمنین بودن «عایشه» نیستیم. هر کس منکر ام المؤمنین بودن «عایشه»، «حفصه» و «ام السلمه» باشد قرآن را انکار کرده است. این که بعضی از تندروها حرفهای غلط می زنند با آنها کار نداریم خود قرآن می گوید:

(النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم)

پيامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها اولى است، و همسران او مادران آنها (مؤمنان) محسوب مى‏شوند!

سوره احزاب (33): آیه 6

در این که تمام این یازده دوازده نفر ام المؤمنین هستند هیچ شکی نداریم. پیش خدا در قیامت شهادت می دهیم تمام همسران پیغمبر، ام المؤمنین هستند، البته ام المؤمنین هم یک شرفی است. ولی ام المؤمنین که ما می گوییم و همین طور اهل سنت نه به معنای این که واقعاً مادر ما هستند.

یعنی الان اگر حضرت خدیجه با سر برهنه این جا بیاید اگر کسی از نسل همسر زهرا باشد محرم هستیم برایمان هیچ مشکلی نیست. ولی آقا «ماجدی» که سید نیست نمی تواند نگاه کند. یا آقای «ابوالقاسمی» ما سید نیست نمی تواند نگاه کند.

یعنی این ها در حدی نیستند که جلوی مؤمنین روسری شان را بر دارند. من گلایه ام این بود که ما زیاد از حضرت خدیجه باید نام ببریم چون حق بزرگی به گردن همه ما دارد. وگرنه اول از خودمان و بعد از اهل سنت گلایه کردیم. فرمایش دیگری دارید در خدمتتان هستم.

با سؤال بیننده سنی، عشق استاد حسینی قزوینی به حضرت خدیجه گُل کرد!

بیننده:

حاج آقا قزوینی آیا اهل تشیع حدیثی از پیامبر دارند که در مورد خدیجه این حرف را زده باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

الی ماشاءالله. کتاب «کافی» را نگاه کنید چقدر در رابطه با فضیلت حضرت خدیجه دارد و همچنین کتاب «بحار الأنوار» نزدیک به دویست صفحه در رابطه با فضیلت حضرت خدیجه دارد. این طوری نیست که نداشته باشیم.

بیننده:

از خود پیامبر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله از زبان پیغمبر، از زبان امیر المؤمنین، از زبان حضرت زهرا، از زبان امام حسن و امام حسین، امام صادق، امام باقر اخیراً یکی از فضلای حوزه کتابی به نام «خدیجه کبریٰ» نوشته است. حدود 700- 800 صفحه است.

اگر جلسه بعد پای صحبت بنده تشریف بیاورید این کتاب را می آورم خدمت تان نشان می دهم. اتفاقاً اولین بار خدمت آیت الله «مکارم شیرازی» بودم دیدم روی میز ایشان است مقداری مطالعه کردم دیدم خوب است.

گفتم حاج آقا من این کتاب را بردم هر چه ایشان گفت این کتاب را تازه آوردند می خواهم مطالعه کنم گفتم فعلاً من دارم می برم. خیلی عذر می خواهم زورکی برداشتم بردم دو سه هفته مطالعه کردم دیدم کتاب خیلی خوبی است. نود درصد این کتاب از منابع شیعه است.

آقا «ماجد» عزیز! این تصویر کتاب است «خدیجة الکبریٰ» شامل 160 ویژگی از خصوصیات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبریٰ. آقای «حسین تهرانی» کتاب را نوشته این چاپ پنجم است گمانم چاپ 9 یا 10 را دارم، ناشرش «طوبی محبت» است.

در رابطه با حضرت خدیجه، روایت الی ماشاء الله داریم. مثلا همان جریان غار حرا:

«حتى جاءت السنة التي أكرمه الله فيها بالرسالة فجاور في حراء شهر رمضان و معه أهله خديجة و علي بن أبي طالب و خادم لهم فجاءه جبريل بالرسالة.»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج13، ص 124

مفصل هم از شیعه و هم از اهل سنت داریم. مثلاً ثروت خدیجه و نقش آن در اسلام. این طور نگویید که شما ندارید. در کتاب «بحار الأنوار» جلد 16، صفحه 22 شاید بیش از 70- 80 روایت در رابطه با خدیجه داریم. اتفاقاً این روایت یادم نبود می گوید:

«إن لها أزيد من ثمانين ألف جمل متفرّقة في كلّ مكانٍ و كان لها في كلّ ناحية تجارة»

بیش از 80 هزار شتر حضرت خدیجه در نقاط مختلف کره زمین داشت در قسمت «حجاز»، «عراق» و ... بود

«كان لخديجة دار واسعة تسع أهل مكة جميعا»

خانه حضرت خدیجه به قدری وسیع بود که تمام مردم مکه آنجا امکان پذیرایی بود.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص 22

باز هم «بحار الأنوار» دارد که حضرت خدیجه فرمود:

«إن مالي و عبيدي و جميع ما أملك و ما هو تحت يدي فقد وهبته لمحمد، يا معاشر العرب إن خديجة تشهدكم على أنها قد وهبت نفسها و مالها و عبيدها و خدمها و جميع ما ملكت يمينها و المواشي و الصداق و الهدايا لمحمد»

ای جماعت عرب! شاهد باشید خدیجه خودش را هبه کرد به پیغمبر. مال، بنده ها، خدم، جمیع املاک، جمیع گاو و گوسفند و حتی مهریه و هدایایی که دارد همه را به رسول اکرم بخشید!

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص 71

شما همچنین روایتی دارید؟ از شما تشکر می کنیم هر وقت می آیید باعث می شوید عشق شیعه گری مان گُل کند. باز در «امالی شیخ صدوق» (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 468 چقدر در رابطه با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) روایت دارد.

بیننده:

حاج آقا قزوینی! شما می گویید هر کس از اهل تسنن بگویند ما فقط خدا را قبول داریم فقط از خدا می خواهیم شما داخل برنامه تان می گویید اینها که یا خدا می گفتند سر می بریدند یا «داعشی ها» سر می بریدند مگر هر کسی یا خدا بگوید سر می برد؟

مجری:

این تعبیر را درست بفرمایید. حضرت استاد داشتند در باب انتقاد به «داعشی ها» می فرمودند «داعشی ها» افرادی هستند که یا الله می گویند و سر می برند. نه این که هر کس یا الله می گوید سر می برد! این صحبت در انتقاد به این مطلب بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا «ماجد» جان! «خوارج» هم همین طور بود. نه تنها یا الله می گفتند بلکه به قدری عبادت کرده بودند پیشانی شان پینه بسته بود. به قدری سجده کرده بودند دست هایشان هم پینه بسته بود. اینها با همان یا الله گفتن شکم زن حامله را پاره می کردند و جنینش را تکه تکه می کردند.

بیننده:

پس همه این طوری هستند اگر کسی یا الله بگوید جنینی را می کشد!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیزم این افرادی که اسلام را عوضی فهمیدند مثل «داعش»، «خوارج» این ها با یا الله گفتن شیعه و سنی را هم می کشند. مگر در «موصل» گفتند «علی برکت الله» خدایا برای رضای تو، چند نفر «ائمه جمعه اهل سنت» را مگر اعدام نکردند؟ همین اهل سنت را اعدام می کردند مگر این ها یا الله نمی گفتند؟

نمی دانم جلسه قبل حضرت عالی تشریف داشتید یا نه؟ همین آقایی که «جهاد نکاح» می کند از «داعشی ها» است می گوید با 175 دختر «جهاد نکاح» کردم اگر خدا قبول کند!!

آقا «ماجد» عزیز ایشان می گوید من با 175 نفر جهاد نکاح کردم شما این را قبول می کنید؟ یعنی با یک «لا اله الا الله» گفتن عقد می کنند با «لا اله الا الله» گفتن هم طلاق می دهند. با گفتن «لا اله الا الله» به ناموس مردم تجاوز می کنند.

در یک روز هم با یک خانم 10 نفر ازدواج می کنند «لا اله الا الله» هم می گویند نه یا الله این ها را مگر شما قبول دارید؟ نه تنها شیعه، نه تنها سنی حتی این روش را «صهیونیست» هم قبول ندارد. از آقا «ماجد» عزیز تشکر می کنیم.

بیننده (سرکار خانم احمدی از شیراز – شیعه)

سلام عرض می کنم خدمت شما و خدمت آیت الله قزوینی بزرگوار و عزیز. یک سوال داشتم درست است افراد منافقی که در لباس پیامبر یعنی لباس «روحانیت» هستند و به اسلام و دین ضربه می زنند اینها عذابشان بیشتر از کفار و مشرکین است یا خیر؟

در عصر حاضر می بینیم خیلی از «روحانیان» متأسفانه «روحانیان شیعه انگلیسی» هستند می خواستم بدانم این صحت دارد که عذاب این ها از عذاب کفار و مشرکان بیشتر است. خیلی متشکر خدا نگهدار شما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با عذاب، مشرکین و کفار هیچ راه نجاتی برای آن ها نیست. این ها در عذاب مخلد هستند تا الی ماشاء الله هر چه شما تصور کنید این ها به صورت مخلد در عذاب هستند. ولی اگر کسی مؤمن از دنیا برود قطعاً یک سری عذاب هایی در عالم برزخ می کشد اگر گناهش پاک نشد در قیامت، اگر گناهش هم پاک نشد به جهنم می رود.

روایت داریم تعبیر حضرت «امام » (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «ولایت فقیه» اوائل کتاب یادم است قبل از انقلاب جزء پخش کنندگان کتاب «ولایت فقیه» بودیم. در آن جا هم آمده است مضمون روایت این است که: «أشد الناس عذاباً» یا «حسرتاً» در قیامت آن علمایی هستند با گفتنشان مردم عمل کردند بهشت رفتند ولی این ها به جهنم رفتند.

حضرت «امام» بارها می گفت من می ترسم افرادی با گفتن من به بهشت بروند ولی من گرفتار عذاب خدا بشوم. روایت هم داریم در جهنم، آتش جهنم، حالا آن آتش جهنم که حضرت امیر (سلام الله علیه) می فرماید:

«آهِ مِنْ نَارٍ تُنْضِجُ الْأَكْبَادَ وَ الْكُلَى آهِ مِنْ نَارٍ نَزَّاعَةٍ لِلشَّوَى»

خدایا به تو پناه می برم از آن آتشی که کلیه و کبد را تکه تکه می کند. پوست آدم را می کند.

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص79

عذاب و آتش دنیا از ظاهر شروع می کند به باطن می رود ولی آتش جهنم از داخل شروع می کند بیرون می آید. دارد این عذاب و زقّومی که در آن جا است می گویند بدترین عذاب جهنمیان عبارت از بوی گندیده آن عالمی است که گفته و عمل به قول خودش نکرده است. افراد به قول این آقا بهشت رفتند و خودش گرفتار آتش جهنم شده است.

آقا امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

(يُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ يُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ.)

خدا برای جاهل هفتاد گناه می بخشد قبل از این که برای عالم یک گناه ببخشد.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص47

قطعاً آقایان «روحانیان» چه شیعه چه سنی باشد فرقی نمی کند مسئولیتشان سنگین است و فردای قیامت هم حساب و کتابشان سنگین است جهنم هم بروند عذابشان سنگین است.

مجری:

طیب الله، ان شاءالله که همه ما عاقب بخیر بشویم و بتوانیم آن مسیری که در آن قرار گرفتیم در عمل هم ان شاءالله نشان بدهیم. حضرت استاد از محضرتان تشکر می کنم بسیار استفاده کردیم و بهره بردیم و همچنین از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنم که امشب هم همراه ما بودید ان شاءالله که بتوانیم اخلاق مان را علوی کنیم و سیره مهدوی را بشناسیم و سرباز خوبی برای حضرتش باشیم. تا دیدار آینده خدا نگهدار!

 

 

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها