2024 February 29 - پنج شنبه 10 اسفند 1402
آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟
کد مطلب: ١٥٥٩٨ تاریخ انتشار: ٠٦ شهریور ١٤٠٢ - ١٨:٠٢ تعداد بازدید: 358
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی17-06-1401

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

17/06/1401

موضوع: آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

توجه به «خودسازی» از ویژگیهای مهم منتظران ظهور!

اندر احوالات مرحوم «بید آبادی» در تبدیل مجلس عیاشی به مجلس عزا!

فرازی که نورٌ الأنوار زیارت عاشوراست!

جواب جالب امام جواد (علیه السلام) از سؤال درباره علم غیب ائمه (علیهم السلام)

آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟

1-     روایات نفی علم غیب ائمه، به جهت نبود ظرفیت پذیرش مخاطب!

2-     روایات نفی علم غیب از ائمه، جعلی و ساختگی است!

تماس های بینندگان برنامه

دو نمونه از علم غیب «کعب الاحبار» یهودی!!

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَأحْشُرْنَا مَعَهُمْ وَالعَنْ أَعْدائَهُمْ السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ، وَعَلیٰ أبَائِه الطَیّبینَ الطَاهِرینَ المَعْصُومین.

عرض سلام، ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، عاشقان، موالیان و پیروان آل الله (صلوات الله علیهم اجمعین) در هر نقطه ای از جهان!  

پیشاپیش تسلیت و تعزیت عرض می کنم ایام اربعین حسینی را به محضر مولای مان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما بزرگواران. ان شاءالله که زیارت و شفاعت آن سرور و سالار شهیدان در دنیا و آخرت نصیب تمام عاشقان و محبین شان بگردد.

با برنامه دیگری از سلسله برنامه های اخلاق علوی و سیره مهدوی از عُش آل محمد جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم.

همچون هر برنامه، استفاده می کنیم از محضر استاد گرامی و ارجمند آیت الله حسینی قزوینی، حاج آقا سلام علیکم خیلی خوش آمدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می کنم. ایام اربعین سالار شهیدان، سرور آزادگان سید الشهداء (علیهم السلام) و بازگشت اهل بیت بزرگوارش را به «دشت نینوا» خدمت مولایمان بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

خدا را سوگند می دهم به قلب شکسته آل الله، فرج مولایمان بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاءالله.

طبق برنامه همیشگی یادی می کنیم از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) ام المصائب که تمام این مصائب اهل بیت به مصیبت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بر می گردد.

مرحوم آیت الله «کمپانی» (رضوان الله تعالی علیه) شعری دارد:

سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود * کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

ناله ای بانو زدند در خرمن هستی شرر * گویی اندر تور غم چون نخل آتش بار بود

آن که کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی * از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود

صورتش نیلی شد از سیلی که چون سیل سیاه * روی گردون زین مصیبت تا قیامت تار بود!

صُبَّــــــتْ عَلَیَّ مَصَائِــبُ لَوْ أَنَّهَا ** صُبَّـتْ عَلَـى الْأَیَّـامِ صِـرْنَ لَیَالِیَا

مصائبی بر من وارد شد اگر این مصائب بر روز روشن وارد می شد به شب ظلمانی مبدل می شد.

 نمی دانیم چه شب هایی را صدیقه طاهره در آن سه ماه بعد از رسول الله سپری کرد. ولی همین اندازه می دانیم که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود:

من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا * جز خداوند نبی فاطمه نشناخت مرا

من که یک باره در قلعه خیبر کندم * غم زهرا به خدا از کمر انداخت مرا

و سَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ

مجری:

طیب الله انفاسکم، السَّلاَمُ عَلَیٰ الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ، فَاطِمَة الزهراء (سلام الله علیها)  جناب استاد! همچون روال همیشگی پیرامون اخلاق علوی و سیره مهدوی با توجه به فاصله ای که افتاده است ابتدا لطف بفرمایید خلاصه ای از مباحث و جلسات گذشته بفرمایید تا ان شاءالله سوالات جدید را هم مطرح کنیم.

توجه به «خودسازی» از ویژگیهای مهم منتظران ظهور!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در گذشته عرض کردیم با توجه به روایت مرحوم «نعمانی» در «الغیبة» که امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»

الغيبة (للنعماني)؛ ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، محقق- مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق، ص200، باب16

یکی از ویژگی های منتظران حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) خودسازی است. همان طوری که کار ویژه حضرت ولی عصر در دوران غیبت، مُخْلَص سازی است.

یعنی اگر ما بخواهیم در تعجیل فرج آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) کمکی کرده باشیم قدمی بر داشته باشیم هیچ چیزی به اندازه خود سازی مهم نیست. نمی دانیم تا چه اندازه می تواند این حدسمان صحیح باشد که اگر حضرت سیصد و سیزده نفر یار مخلص داشته باشد یک لحظه درنگ نمی کند.

البته در طول این هزار و دویست و اندی سال چه شد که ما نتوانستیم آن سیصد و سیزده نفر را تکمیل کنیم یعنی کسانی که به مرتبه خلافة اللهی برسند. به مرتبه ای برسند که:

«كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح7

یعنی چشم، گوش و زبان شان، زبان خدایی باشد. همان گونه ای که خدای عالم با درخت، با حضرت موسی سخن گفت:

(إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)

من «الله» هستم؛ معبودی جز من نيست! مرا بپرست، و نماز را برای ياد من به پا دار!

سوره طه (20): آیه 14

اولیاء حضرت ولی عصر باید به یک مرتبه ای برسند خیلی بالاتر از مقام حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) یعنی مرتبه لقاء الله رسیده باشند. به مرتبه ای که حضرت موسی وقتی گفت:

  (رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي)

پروردگارا خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم! گفت: هرگز مرا نخواهي ديد!

ولی نا امیدش نکرد گفت اگر می خواهی من را ببینی:

(وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي)

 ولي به کوه بنگر، اگر در جاي خود ثابت ماند، مرا خواهي ديد!

اگر چنانچه این جَبل تجلی مرا طاقت آور تو هم طاقت می آوری. روایات متعددی داریم که فردی از ملکوتیان به کوه طور نگاهی کرد کوه طور تکه تکه شد.

(فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا)

اما هنگامي که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد و موسي مدهوش به زمين افتاد.

سوره اعراف (7): آیه 143

اندر احوالات مرحوم «بید آبادی» در تبدیل مجلس عیاشی به مجلس عزا!

مرحوم «آیت الله بید آبادی» که از اولیاء الله است. قضیه عجیبی از او نقل می کنند می گویند یک روزی چند نفر از لات های محل گفتند آقای «بید آبادی» می خواهیم بیایی برای ما روضه بخوانی مگر ما لات ها دل نداریم، فقط برای خوبها روضه می خوانی.

آقای «بید آبادی» هم قبول کرد وارد منزل شد دید عجب جمعیتی اینجا هستند بساط شراب و اینها بود، یک رقاصه ای هم دارد شعر می خواند و می رقصد اینها مشغول عیش و نوش هستند.

تا این که رقاصه به این شعر رسید: گر تو نمی پسندی تغییر ده قضاء را؛ مرحوم «بید آبادی» گفت تغییر دادیم! دیدند این خانم این طرف و آن طرف دنبال لباس است. اینها ظرف شراب و غیره را شکستند و جلسه منقلب شد و جلسه عیش و شراب به جلسه عزا و گریه مبدل شد.

به آقای «بید آبادی» گفتند چه کار کردی؟ گفت دیدم این خانم می گوید گر تو نمی پسندی تغییر ده قضاء را. من هم گفتم تغییر دادم. من نگفتم خدا از زبان من گفت.

همانطوری که خداوند از درخت سخن گفت که (إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي) از زبان من هم خدای عالم فرمود که تغییر دادم. من کاره ای نبودم هر چه بود مال او بود.

بینندگان عزیز سیصد و سیزده نفر این طور می خواهیم یعنی کسانی که:

«كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص 2384، ح 6137

یعنی زبان، زبان خدا بشود خدا با زبان او حرف بزند خدا با چشم او ببیند خدا با دست او حرکت کند.  اگر ما به این جا رسیدیم یقیناً‌ یک قدم کوچکی برای تعجیل فرج حضرت ولی عصر برداشتیم. به قول آن شاعر می گوید:

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد مقام آدمیت

یا:

بار دیگر از ملک پران شوم * آن چه در وهم تو ناید آن شوم

حضرت موسی می گوید: (رب أرنی) ولی نسبت به رسول اکرم داریم که:

(ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى)

سپس نزديکتر و نزديکتر شد... تا آنکه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو کمان يا کمتر بود

سوره نجم (53): آیات 8 و 9

محمد و دیدن موسی شنیدن * شنیدن کی بود مانند دیدن

فرازی که نورٌ الأنوار زیارت عاشوراست!

یکی از اولیاء الله نقل می کند می گوید هر روز سه مرتبه زیارت عاشوراء می خوانم. می گفت وقتی به این جمله می رسم یکی از دوستان می گوید من شاهد بودم

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص177

حسین جان از خدا می خواهم به آن مقام محمودی که شما را رسانده است (فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏) برسم. سمت راست صورتش را روی خاک می گذاشت صد مرتبه این ذکر را می گفت «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏» بعد سمت چپ صورتش را می گذاشت زمین، صد مرتبه می گفت. پیشانی به مهر می گذاشت صد مرتبه می گفت.

زیارت عاشوراء از اول تا آخر همه نور است ولی عبارت «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏» نورٌ الأنوار است. یعنی اگر این قبول بشود دیگر همه چیز درست شده است.

خدا بیامرزد مرحوم «علامه طباطبایی» را، جمله زیبایی دارد می گوید اگر بخواهید به مرتبه ای برسید که ملائکه و انبیاء غبطه بخورند، از خدای عالم، خود خدا را بخواهید چیز دیگر نخواهید. اگر خود خدا را خواستید انسان کامل می شوید. تمام انبیاء و ملائکه دنبال رسیدن به انسان کامل هستند. انسان کامل که شد چشم و دست همه خدایی می شود:

(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)

چون به چيزي اراده فرمايد کارش اين بس که مي‏گويد باش پس [بي‏درنگ] موجود مي‏شود.

سوره یس (36): آیه 82

«عبدى اطعنى حتّى اجعلك مثلى أو مثلى أقول للشي‏ء كن فيكون و تقول للشي‏ء كن فيكون‏‏»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 102، ص 165

اگر ما به اینجا بتوانیم برسیم، می شویم انسان کامل.

خداوند نعمت اهل بیت به ما داده است الان می بینیم این همه جمعیت از مرز یک میلیون نفر گذشت کسانی که به طرف زیارت اربعین دارند می روند که در حقیقت یک نمایش بزرگی برای پیشواز آمدن حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است.

در حقیقت یک تمرینی هم است که حضرت می خواهد بیاید بعضی سال ها می گویند بیست میلیون، بیست و دو میلیون، بیست و سه میلیون می گویند.

ولی برای پیشواز حضرت باید یک جمعیت دویست، سیصد میلیون نفری به پیشواز بروند. خیلی عجیب است. این رمز است خیلی ها در فضای مجازی می آورند ولی کسی نتوانست رمزش را به دست بیاورد.

در «مکه» مجموعاً دو میلیون نفر می رود ولی چقدر مشکلات ترافیکی در ایام حج است. وقتی انسان می خواهد یک جایی برود بعضی وقت ها یک ساعت، یک ساعت و نیم دنبال این است ماشین گیر بیاورد برود.

حتی بعضی وقت انسان وانت بار بخواهد گیر بیاورد پشتش سوار شود پیدا نمی شود. آذوقه و ... در حد انفجار است. با دو میلیون نفر آن هم با آن امکانات عریض و طویل و بودجه هایش. اگر واقعاً این جمعیت بیست میلیون نفری وارد «عربستان» بشود آن جا قحطی می آید.

چند سال توفیق داشتیم اربعین آنجا می رفتیم بعضی وقت ها برنامه داشتیم ساعت یازده، شب می دیدیم خیلی از کاروان ها غذای شان اضافه آمده است التماس می کنند حتی به امام حسین قسم می دهند بیا غذا بخور. «عربستان» با آن قیمت بالا و گرانی به آن شکل، ولی در «کربلا»‌ به این شکل.

خیلی از «عرب»ها را خودمان از نزدیک شاهد بودیم می گفت اربعین که تمام می شود کار می کنیم بخشی از کارمان را کنار می گذاریم تا اربعین آینده برای زوار امام حسین خرج کنیم.

همین امروز غروب در فضای مجازی می دیدم دولت «عراق» مرزها را بست گفت امکانات ندارد حتی عده ای در مرز مانده بودند. جمعیت خیلی زیادی پشت مرزها جمع شد. مردم «بصره» هر کس هر وسیله نقلیه ای داشت آورده اتوبوس، سواری، کامیون، وانت و...

یعنی فیلم را نگاه می کردم دیدم به اندازه پنجاه برابر این جمعیت زائر هم باشد مردم «بصره» امکانات آوردند زوار را به «کربلا» منتقل کنند. چه عشق و مسئله ای است وقتی می شنوند دولت امکانات ندارد مردم با امکانات شخصی خودشان در صحنه حاضر می شوند.

البته بعضی ها ماشینهای خیلی گران قیمت داشتند آوردند التماس می کند بیایید سوار شوید شما را به «کربلا»‌ برسانیم. همه اینها نشان می دهد بر این که عشق امام حسین (سلام الله علیه) در نهاد و فطرت شیعه ها قرار گرفته است.

می خواهم عرض کنم مقداری فراتر از این نیاز داریم همه اینها خوب و عالی است یعنی واقعاً عشق است آدم این خبرها را می شنود می خواهد از خوشحالی بال در بیاورد و پرواز کند.

ولی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) به همراه سیصد و سیزده نفر یارانش دارد حضرت وقتی در «مکه» قیام می کند تعدادی از اینها با طی الأرض خدمت حضرت مشرف می شوند. بعضیها با طی الهواء. از حضرت سوال می کنند کدام یک از اینها مقامشان بالاتر است؟ فرمود آنهایی که با طی الهواء می روند.

در روایت دارد در رختخوابشان هستند زن و بچه می بینند هیچ در رختخواب نیست از رختخواب شان گم می شوند در کنار «بیت الله الحرام» در محضر حضرت ولی عصر، حاضر می شوند.

لذا امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»

الغيبة( للنعماني)؛ ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، محقق- مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق، ص200

کسی بخواهد از اصحاب حضرت ولی عصر باشد باید با خودسازی خودش را به این مرحله برساند که انبیاء به مقام آنها غبطه بخورند. یکی از آنها به کوه نظر کند کوه تکه تکه بشود.

(فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا)

اما هنگامي که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسي مدهوش به زمين افتاد.

سوره اعراف (7): آیه 143

این طوری نیاز داریم. عرض کردیم بهترین راه و قدم اول برای رسیدن به اینجا، همان:

«اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاه‏ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك‏»

مصباح الشريعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (عليه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص8

آنچنان باش، آنچنان از خدا بترس، آنچنان خدا را عبادت کن که گویا خدا را می بینی. این مهم است حضرت موسی می گوید: (قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ).

رسول اکرم می گوید عبادت آن طوری کن همانی که حضرت موسی خواست و طاقتش را نداشت به آنجا برسی. «اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاه‏» خدا را عبادت کن گویا خدا را می بینی.

امیرالمؤمنین می گوید:

«وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ أَكُنْ بِالَّذِي أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»

من خدایی که نبینم عبادت نمی کنم.

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص342

بینندگان عزیز فرضاً الان بنده نگاه می کنم در کنارم کامپیوتر، موس، کیبورد، میز و یک عزیزی اینجا است. اینها ماهیتهایی است که از همدیگر جدا می شود. مثلاً ماهیت کامپیوتر غیر از ماهیت میز است.

ولی در یک مسئله همه اشتراک دارند و آن وجود است. کامپیوتر وجود دارد، مانیتور وجود دارد، میز وجود دارد، من وجود دارم و چشم من وجود دارد. این وجود از کجا است؟ این وجود غیر از این است که از ذات اقدس ربوبی است؟

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

وجه الله این کامپیوتر، میز و دوربین نیست. آیه شریفه

(كُلُّ شَيءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ)

همه چيز جز ذات (پاک) او فانی می ‌شود

سوره قصص (28): آیه 88

همه چیز هالک است و وجه الله، می ماند. این کامپیوتر برای همیشه باقی می ماند؟ نه. این میز و بنده برای همیشه باقی می مانم؟ نه. همه هالک است (إِلّا وَجْهَهُ).

وجه الله چیست؟ آن وجودی است که در همه اشیاء و در تمام موجودات است. از وجود ذوات مقدسه ائمه گرفته تا ریزترین موجودات خاک و ذرات خاک هم باشد در وجود همه چیز اشتراک دارد همه مال خدا است.

منِ «قزوینی» قبل از این که به دنیا بیایم خدا بود من به وجود آمدم خدا بود بعد از من هم خدا هست. پس (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر کجا نگاه کنید همه جا وجه الله است.

مردان خدا پرده پندار دریدند * یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند!

اگر به این جا رسیدیم یا به تعبیری دیگر، خیلی ساده که عموم فهم باشد برسیم به «لا حول ولا قوة الا بالله» ما می گوییم «بحول الله وقوته وأقوم وأقعد وأرکع وأسجد وأتکلم وأمشی» و همه چیزمان چون هر چه از ما صادر می شود همه ثمره وجود است، وجود هم وجه الله است وجه الله هم همیشه باقی است. اگر این برای ما خوب درک شود بالاترین مرتبه توحید است.

یکی از بزرگان می گفت در مجلسی بودیم بزرگواری آمد گفتم به پشتی تکیه بدهید گفت من به غیر از خدا به هیچ چیزی تکیه نمی دهم مگر غیر از خدا چیزی هم است؟ یک مقداری فکر کرد گفت حرفی برای زدن ندارم گفت همه چیز، مظهر خدا است «لا حول ولا قوة الا بالله»! یعنی همان تعبیر حضرت امیر که فرمود:

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

چیزی ندیدم مگر این که قبل از او خدا را دیدم با او خدا را دیدم بعد از او خدا را دیدم.

اگر این مسئله شد می رسیم به آن مرحله ای که خدا به خاطر آن ما را آفریده است که آن مقام، مقام خلیفة اللهی است. اگر نه به این مرحله نرسیدیم بدبخت آمدیم، بدبخت زندگی کردیم. بدبخت هم مردیم. بیچاره به دنیا آمدیم، بیچاره زندگی کردیم. بیچاره هم مردیم. در قیامت وقتی همه چیز روشن شد:

(لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيوْمَ حَدِيدٌ)

(به او خطاب مي‌شود:) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودي و ما پرده را از چشم تو کنار زديم، و امروز چشمت کاملا تيزبين است!

سوره ق (50): آیه 22

همه چیز کنار می رود و خدا می گوید:

(لِمَنِ الْمُلْكُ الْيوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ)

روزي که همه آنان آشکار مي‌شوند و چيزي از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ (و گفته مي‌شود:) حکومت امروز براي کيست؟ براي خداوند يکتاي قهار است!

سوره غافر (40): آیه 16

هیچ کس نمی تواند جواب بدهد. آن جا تأسف می خورد و می گوید:

(يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ)

«افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آيات او) بودم!»

سوره زمر (39): آیه 56

عرض کردم این یک راه دارد

«اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاه‏ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك‏»

مصباح الشريعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (عليه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص8

البته مقدمه از ذی المقدمه طولانی شد. خدا حفظ «آیت الله سبحانی» را بعضی وقت مقدمه بیشتر می شود زیارت دو طفلان مسلم می شود. اذن دخولش نزدیک به سی سطر است زیارتنامه اش چهار پنج سطر بیشتر نیست!!

در هر صورت ...

بهترین راه این است که ما خدا را ناظر و شاهد خودمان بدانیم. خدا را «عالم السرّ والخفیات» بدانیم. البته نه این که من یک چیزی هستم خدا هم یک چیزی است، علم خدا هم یک چیزی است، نه، این تثلیث است.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

دارد که:

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏»

مصباح الشريعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (عليه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص13، الباب الخامس في العلم

اگر ما به خودمان نگاه کنیم همان علمی که خودمان داریم به گذشته مان، آینده مان، به اسرار زندگی مان این نمونه ای از علم الله است. اگر به این جا برسیم همه چیز درست است دیگر دوئیتی در کار نیست. اگر این دوئیت برداشته شد موحد می شویم. دوئیت برداشته نشد هنوز در پیچ و خم های شرک داریم زندگی می کنیم.

(وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ)

با اينکه خداوند هم شما را آفريده و هم بت هايی که می ‌سازيد!

سوره صافات (37): آیه 96

(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ وَكِيلٌ)

خداوند آفريدگار همه چيز است و حافظ و ناظر بر همه اشياء است.

سوره زمر (39): آیه 62

اگر به این مرحله برسیم خدا و ائمه (علیهم السلام) را ناظر بدانیم در جلسه گذشته مفصل، نظارت ائمه (علیهم السلام) به اعمال بندگان، روایات متعددی خواندیم. مصادیق متعددی از ائمه (علیهم السلام) آوردیم.

مثلاً «ابو بصیر» از «کوفه» خدمت امام صادق (سلام الله علیه) می آید حضرت می گوید کلاس قرآن داشتی چرا با آن خانم شوخی کردی؟ می گوید من سرم را پایین انداختم.

یا «ابو الصباح کنانی» دستی به بدن نا محرم زد خدمت حضرت می آید می گوید: «لا أمَ لک» این چه کاری است کردی؟ می گوید می خواستم ببینم شما اطلاع دارید یا نه؟ فرمود اگر دیوار و خانه ها بین ما و شما فاصله باشد پس فرق ما و شما چه است؟

جواب جالب امام جواد (سلام الله علیه) از سؤال درباره علم غیب ائمه (علیهم السلام)

ما مصادیق متعددی از علم ائمه (علیهم السلام) به احوال بندگان داریم. از آقا امام جواد روایت خیلی زیبایی است در «بحار» دارد راوی می گوید به امام جواد عرض کردم:

«إِنَّ شِيعَتَكَ تَدَّعِي أَنَّكَ تَعْلَمُ كُلَّ مَاءٍ فِي دِجْلَةَ وَ وَزْنَهُ»

پیروان تو ادعا می کنند که شما میزان آب دجله و وزن آب دجله را می دانید.

امام فرمود:

«يَقْدِرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُفَوِّضَ عِلْمَ ذَلِكَ إِلَى بَعُوضَةٍ مِنْ خَلْقِهِ أَمْ لَا»

آیا خدا قدرت دارد این علم را به پشه ای بدهد یا نه؟

راوی می گوید معطل ماندم اگر بگویم خدا قدرت ندارد کفر است.

«قُلْتُ نَعَمْ يَقْدِرُ»

گفتم بله خدا قدرت دارد.

 حضرت فرمود:

«أَنَا أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ بَعُوضَةٍ وَ مِنْ أَكْثَرِ خَلْقِهِ.»

من پیش خداوند از پشه و از بسیاری از مخلوقاتش گرامی تر هستم.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 50، ص 100

پس خدا قدرتش را دارد به پشه بدهد. منی که از او گرامی تر هستم به من نمی دهد؟ در روایات متعدد است که خدای عالم، عزیزتر و گرامی تر از این است که اطاعت یک عبدی را برای تمام خلایق از جن، انس، ملک، عرش و فرش واجب کند ولی علم آسمان و زمین را به او ندهد و از علم آسمان و زمین محجوب کند. ولذا در جلسات گذشته مفصل گفتیم. ما در خدمتتان هستیم.

مجری:

مطالبی که فرمودید بسیار جذاب و شیرین بود. این جزء افتخارات مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است که چنین معارف متقن و استواری دارد.

صلی الله علیک یا أبا عبدالله، عرض خیر مقدم مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند دارم با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما و در محضر آیت الله حسینی قزوینی هستیم.

آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟

جناب استاد! در برخی از روایات آمده است به ظاهر علم غیب ائمه (علیهم السلام) نفی می شود. آیا اساسا همچنین روایاتی وجود دارد، این روایات چه می گویند؟ منظور و مقصود از این روایات چیست؟

1- روایات نفی علم غیب ائمه، به جهت نبود ظرفیت پذیرش مخاطب!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این که در بعضی از روایات آمده است ائمه (علیهم السلام) علم غیب را از خودشان نفی کردند دو نکته وجود دارد. یکی این که جامعه آن روز پذیرای این نبودند. یعنی مصیبت و مظلومیت بزرگ ائمه (علیهم السلام) این بود که مردم اینها را نشناختند. اگر آن مسائل را می گفتند مردم رَم می کردند و ادعای غلو می کردند.

حضرت «سلمان» ده درجه ایمان داشت یعنی از صد درجه به ده درجه رسیده بود «ابوذر» نُه درجه دارد. فرمود:

«لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَه‏»

اگر «ابوذر» بداند از معرفت امام در قلب «سلمان» چه می گذرد او را تکفیر می کند و می کشد.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص332

در یک درجه اختلاف. عرض کردم بعضی مطالب است مقداری احتیاط می کنم شاید خیلی زیاد صلاح نباشد که نسبت به ذوات مقدسه ائمه (علیهم السلام) که می گوید مصداق بارز همان اسماء حسنیٰ الهی در اول سوره حدید است.

(هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ)

اول و آخر و پيدا و پنهان اوست؛ و او به هر چيز داناست.

سوره حدید (57): آیه 3

حضرت «امام» (رضوان الله تعالی علیه) در «مصباح الهدایة» مطالبی دارد که اگر غیر از «امام» کسی می گفت مقداری آدم تردید می کرد. ضد انقلاب ها اگر سیاست «امام» را قبول نکنند علمیت «امام» را همه قبول دارند.

حتی وقتی از «سروش» در رابطه با «امام» در مقایسه با دیگران سوال می شود می گوید ما در تاریخ بشریت یک حاکمی از نظر علمی، ‌فقاهت، حکمت و.. مثل «امام خمینی» ندیدیم و در تاریخ نخواهیم دید. کلیپ «سروش» هم موجود است. آقای «مهاجرانی» و دیگران هم به همین شکل. حتی ضد انقلاب ها علمیت «امام» را قبول دارند.

تعبیری که امام دارد دوستان اگر مراجعه کنند صفحه 42- 43 «مصباح الهدایة» چاپ «مکتبة اهل بیت» است. از حضرت امیر سوال کردند خودتان را معرفی کنید فرمود:

«أَنَا الَّذِي عَلَوْتُ فَقَهَرْتُ أَنَا الَّذِي أُحْيِي وَ أُمِيتُ أَنَا الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن‏»

الإختصاص، نويسنده: مفيد، محمد بن محمد، تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران؛ قم‏،1413 ق‏؛ ص 163

بعد همه گفتند یا علی، کفر گفتی! این چه حرفی است داری میزنی. قرآن در مورد خدا گفته است (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ) دید نمی توانند درک کنند گفت وقتی گفتم «أنا الأول» یعنی اول من آمن هستم. من آخر هستم آخرین کسی است که پیغمبر در دامن من، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

حضرت شروع کرد ظاهری برایشان توصیف کردن. گفتند این طوری است درست است قبول داریم؛ یعنی اینها توانایی هضم معارف بالای اهل بیت را نداشتند.

یا مثل مرحوم «کمپانی» از مراجع بزرگ است فقیه، اصولی، عارف و فلیسوف است و شاید در این دویست یا پانصد سال اخیر از نظر علمیت مثل مرحوم آقا «شیخ محمد حسین اصفهانی» رضوان خدا بر او باد نداریم. حاشیه ایشان بر «کفایه آخوند خراسانی» از «کفایه» مشکل تر است.

مرحوم «آقا بزرگ تهرانی» صاحب «الذریعه» می گوید فهمیدن کلمات «شیخ آقا بزرگ تهرانی» در حاشیه اش بر «کفایة» کار هر کس نیست. باید مردان را امتحان کرد که واقعاً علم دارند فقیه و اصولی هستند یا نه؟ اگر عبارت «شیخ محمد حسین اصفهانی»‌ را خوب فهمید، می فهمیم مجتهد است.

ایشان وقتی به ائمه می رسد می گوید:

«لهم الولاية المعنوية والسلطنة الباطنية على جميع الأمور التكوينية والتشريعية»

حاشية كتاب المكاسب؛ تأليف : الشيخ محمد حسين الأصفهاني، تحقيق: الشيخ عباس محمد آل سباع، الطبعة: الأولى / 1418 ه‍ ق، الناشر: أنوار الهدى، المطبعة: علمية، ج 2، ص 379

اینها بر تمام امور ولایت کلی دارند. ولایت تکوین بر تمام اشیاء دارند. اگر اشتباه نکنم در صفحه 122 چاپ قدیم حاشیه ایشان بر «کفایه آخوند خراسانی» (رضوان الله تعالی علیهم) اینها را اگر در زمان ائمه یکی از ائمه می گفت «بنی العباس» و «بنی امیه» ائمه را متهم به غلو، ادعای خدایی و ... می کردند.

در روایت هم داریم اول سوره حدید و آخر سوره حشر، برای علمای آخر الزمان نزدیک ظهور نازل شده است. آنها معنای آیات اول سوره حدید و آیات آخر سوره حشر را می فهمند

(هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)

او خدايی است که معبودی جز او نيست، دانای آشکار و نهان است، و او رحمان و رحيم است! و خدايی است که معبودی جز او نيست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عيب منزه است، به کسی يتم نمی ‌کند، امنيت بخش است، مراقب همه چيز است، قدرتمندی شکست ‌ناپذير که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح می ‌کند، و شايسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شريک برای او قرار می ‌دهند! او خداوندی است خالق، آفريننده ‌ای بی ‌سابقه، و صورتگری (بی ‌نظير)؛ برای او نام های نيک است؛ آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او می ‌گويند؛ و او عزيز و حکيم است!

سوره حشر (59): آیات 23 تا 24

اینها را می گوید خدای عالم برای علمای نزدیک ظهور حضرت ولی عصر نازل کرده است. من به همه دوستان توصیه می کنم این کتاب حضرت امام را از دست ندهند. گفتم نود و نُه درصد عمرمان را در این وادی گذراندیم الحمدلله و هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي.

کتابی در معرفت امام، در مسائل معرفتی ائمه، مثل «مصباح الهدایة» حضرت «امام» والله ندیدم. که این طور بی پرده و مستند به آیات و روایات، مطالب را مطرح کند. ایشان هر کجا مطلب می آورد بلافاصله روایات از ائمه می آورد. روایاتی که ائمه برای اصحاب سرّ مطرح کردند نه برای هر کس.

«کمیل» از اصحاب نیمه سرّ امام است وقتی می گوید یا ابا الحسن حقیقت چیست؟  حضرت می گوید:

«مالك والحقيقة»

چه کار به حقیقت داری؟

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة( خوئى)؛ نويسنده: هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله / حسن زاده آملىٍ، حسن و كمرهاى، محمد باقر، محقق / مصحح: ميانجى، ابراهيم‏، ناشر: مكتبة الإسلامية، تهران‏: 1400 ق، ج2، ص 305

بعد اصرار می کند می گوید مثل شما دیگر نباید سائل را ناامید کند. حضرت مسائل ریزی در رابطه با حقیقت می گوید خدا بیامرزد «علامه حلی» دیدم شرحی بر حدیث حقیقت «کمیل» زده است شاید بیست بار مطالعه کردم.

 کتابی جدیداً نوشته شده است اسم کتاب یادم نیست کل علمای بزرگ از «علامه حلی» گرفته و بزرگانی مثل «شیخ محمد حسین اصفهانی» و ... در رابطه با حدیث حقیقت امیرالمؤمنین نسبت به «کمیل» اظهار نظر کردند.

ولی وقتی «اباذر» و «سلمان» می آیند از حقیقت سوال می کنند امیرالمؤمنین نمی گوید «ما لکما والحقیقة» شما چه کار به حقیقت دارید! می گوید مرحبا به دو رفیق، دوست و ولی خدا. حضرت آنجا شروع می کند از حقیقت بیان کردن تا به آنجا می رسد می گوید:

«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّة»

معرفت نورانی من مساوی با معرفت الله است.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1

بعضاً برای اصحاب سرّ یا سِرُّ السِرّ یا مستتر به سرّ، بزرگان تعابیری دارند خیلی زیادی در آن فازها نرویم، مطرح کردند «امام» (رضوان الله تعالی علیه) این روایات را از لا به لای روایات انتخاب کرد در کتاب «مصباح الهدایة» شان بیان کرده است.

پس یکی از علتهایی که ائمه (علیهم السلام) بعضی از جاها دارند که می گویند ما علم غیب نمی دانیم. به خاطر این است که طرف مقابل ظرفیت و کشش را ندارد.

2- روایات نفی علم غیب از ائمه، جعلی و ساختگی است!

بعضی از روایات هم آمده است روایات جعلی و ساختگی است که توسط «بنی امیه» و «بنی العباس» ساخته شده است.

مرحوم «مامقانی» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «تنقیح المقال» روایتی دارد. شاید چهل سال قبل دیدم هر چه گشتم پیدا نکردم چون کتابشان در نرم افزار نیامده است. روایاتی که نسبت به قبایل و فضایل مردم فلان جا و فلان جا آمده است. مثلا:

«... لَا تُخَالِطُوهُمْ فَإِنَّ الْأَكْرَادَ حَيٌّ مِنْ أَحْيَاءِ الْجِنِّ كَشَفَ اللَّهُ عَنْهُمُ الْغِطَاءَ فَلَا تُخَالِطُوهُمْ.»

 الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج 5، ص 158، بَابُ مَنْ تُكْرَهُ مُعَامَلَتُهُ وَ مُخَالَطَتُه‏، ح2

یک سری چیزهایی که بعضی از قبایل را ائمه مذمت کردند بعضی از قبایل را مدح کردند و ... آن جا مرحوم «مامقانی» می گوید کسی بود از «بنی امیه»‌ پول می گرفت می رفت روایت از قول امام باقر و امام صادق جعل می کرد می آ‌مد در میان مردم در مذمت قبایل و شهرها می گفت.

مثلاً در رابطه با مذمت «اصفهان» ده تا روایت جعل کرد. تا مردم «اصفهان» می شنوند امام صادق این را گفت پس ما قبولش نداریم.

شما ببینید کتاب «التدوین فی أخبار قزوین» یکی از علمای بزرگ اهل سنت نوشت یک روایاتی در رابطه با فضایل «قزوین» آورده است من در فضیلت «مکه» این روایت را ندیدم. خیلی رُک بگوییم. عباراتی در آن جا آمده است در فضیلت «مکه» همچنین روایتی ندیدیم. این دیگر داد می زند روایات جعلی است ساخته پرداخته دودمان «بنی امیه» و «بنی العباس» است.

خدا بیامرزد آقای «عطاردی» بی کار بوده این را در 3 جلد تحقیق کرد جدیداً هم در 3 جلد چاپ شده است. دوستان جلد اول این کتاب را ببینند سی چهل صفحه اول، روایاتش را آدم می خواند مگر این که کسی عقل سالمی نداشته باشد این روایات را بپذیرد. حتی من معتقد هستم این روایت را در تیمارستان ببرند به دیوانه ها بگویند دیوانه ها می گویند این روایت جعلی است!!

یا در رابطه با «قم» و بعضی از شهرها یا مذمت «شمالی» ها، «خوزستانی» ها بعضی از کشورها و ... یک سری مطالبی می بینیم از قول ائمه ساخته شده است همه این ها جعلی است.

یکی از روایات را عرض می کنم مثلاً در «رجال کشی» (رضوان الله تعالی علیه) از «عبد الله ابن مُسکان» روایتی نقل شده است.

بعضی از حوزوی های بی سواد ما عذر می خواهم غیر از این که بگویم بی سواد هستند تعبیر دیگری ندارم؛ یا امثال «کدیور» و این ها به ظاهر لباس روحانیت بر تنش است این روایتها را عَلم می کند.

روایت می گوید دو نفر آمدند پیش امام صادق و گفتند: «مفضل بن عمر» می گوید که شما بر روزی بندگان قدرت دارید! امام فرمود:

«وَ اللَّهِ مَا يُقَدِّرُ أَرْزَاقَنَا إِلَّا اللَّهُ وَ لَقَدِ احْتَجْتُ إِلَى طَعَامٍ لِعِيَالِي فَضَاقَ صَدْرِي»

فرمود روزی بندگان فقط دست خداست. من خودم بعضی وقت ها برای عیالم دنبال مواد غذایی هستم پول ندارم. سینه ام به تنگ می آید از کجا برای زن و بچه ام غذا تهیه کنم!!

«وَ أَبْلَغَتْ إِلَيَّ الْفِكْرَةُ فِي ذَلِكَ حَتَّى أَحْرَزْتُ قُوتَهُمْ فَعِنْدَهَا طَابَتْ نَفْسِي»

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص 323، ح 587

این روایت را نقل می کنند. این روایت چند اشکال اساسی دارد. سه تا از راویان مثل «الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَار» مهمل است. «حسین ابن حسن» است مهمل است چند روای اینجا است مهمل، مجهول و ضعیف است. همچین روایتی که رواتش ضعیف هستند مگر می توانیم این روایت ها را بپذیریم؟

یا در «کافی شریف» روایت از مرحوم «کلینی» است. ایشان نگفت همه روایاتی که آوردم صحیح است. روایات را آورده است فقیه می آید نگاه می کند هر روایت «کافی»، «تهذیب»، «من لا یحضر» با مبانی رجالی درست باشد می گوید صحیح است بر طبق آن فتوا می دهد. با مبانی رجالی تطبیق نکند فتوا نمی دهد.

مثلاً در جلد 1، صفحه 152، چاپ «بیروت». جلد 1 صفحه 257 چاپ دار الکتب الاسلامیه. «سدیر» می گوید من و «ابا بصیر»، «یحیی بزاز»، «داود ابن کثیر» در خدمت امام صادق بودیم. حضرت خیلی ناراحت از منزل بیرون آمد فرمود:

«يَا عَجَباً لِأَقْوَامٍ يَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ الْغَيْب‏ وَ مَا يَعْلَمُ إِلَّا الله»

عجب! یک عده ای تصور می کنند ما علم غیب می دانیم

بعد می گوید:

«لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِيَتِي فُلَانَةَ فَهَرَبَتْ مِنِّي فَمَا عَلِمْتُ فِي أَيِّ بُيُوتِ الدَّارِ هِي‏‏»

می خواستم فلان کنیزم را بزنم فرار کرد نمی دانم کجا مخفی شده است؟

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص257، بَابٌ نَادِرٌ فِيهِ ذِكْرُ الْغَيْب‏، ح3

اولاً بر این که، ائمه (علیهم السلام) کنیزی تخطی کرده باشد بخواهد بزند با اخلاق ائمه اصلاً‌ سازگاری ندارد. کسی سندش را نگاه نکند، متن، داد می زند من جعلی هستم!

مرحوم «علامه مجلسی» وقتی به این روایت در کتاب «مرآة العقول» در جلد 3، صفحه 112 می رسد می گوید این روایت مجهول است به هیچ وجه به درد استناد نمی خورد.

در جلد 3، صفحه 114 توجیهات و تأویلات خیلی زیبایی دارد این که ائمه (علیهم السلام) این مطالب را مطرح می کنند علت و انگیزه این طور روایتها چه است.

همان طور که ابتدا عرض کردم بعضی از مردم آن حالت و روحیه پذیرش این مطالب را ندارند و نمی توانند بپذیرند. وقتی نمی توانند بپذیرند اصلاً از امام دست می کشند که هیچ، از توحیدش هم دست می کشند.

مگر «ابن إبی العوجاء» نیست قبلاً مسلمان بود جزء «معتزله» یا «اشاعره» بود سوالاتی پیش می آید می رود با علمای کلام صحبت می کند این ها نمی توانند متقاعدش کنند نه تنها دست از اسلام می کشد دست از توحید هم می کشد کلاً همه را کنار می گذارد.

بعضی از مطالبی است که جامعه آن روز، آن مقام معرفتی را نسبت به ائمه را نداشتند حتی خیلی از اصحابی که با ائمه زندگی می کردند.

«رجال کشی» را آدم مطالعه می کند واقعاً آدم تأسف می خورد، اینها در دریای از عظمت و نور بودند ولی اصلاً و ابداً نتوانستند حتی به اندازه سر سوزن از این دریا استفاده کنند. چهار تا احکام، واجبات و محرمات و امثال اینها را گرفتند. واقعا آدم معطل می ماند.

 الحمدلله خدا را شاکر هستیم درست است در زمان غیبت آقا و سرورمان حضرت ولی عصر هستیم و یتیم هستیم. فرمود: یتیم ترینِ یتیم ها کسی است که دستش از امام زمانش بریده باشد.

گرچه امام زمان از ما غایب نیست امام زمان در هر حالی ما را می بیند از تمام مکنونات ما هم خبر دارد گذشته و آینده ما را هم امام می بیند چون هستی ما با وجود ما است. وجود ما هم از او است.

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

ما هر چه داریم روح عالم هستی، حضرت ولی عصر است. تمام شئونات، وجود، فکر و اعمال ما همه نشأت گرفته از وجود مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است، او از ما غایب نیست. ما از او غایب هستیم.

هفته گذشته تعدادی از اساتید سطوح عالی از سطح کشور تشریف آورده بودند «قم» با اینها کلاس داشتیم یک مقدار برای بعضی از اینها پذیرش این جایگاه ائمه حتی برای بعضی از اولیاء الله، یک مقداری سخت است.

به آقایان گفتم یک خواهشی از شما دارم چهل روز مراقب باشید گناه از شما سر نزند در دل تان حسد، بخل و کینه کسی نباشد. زبان تان به دروغ، غیبت، افتراء باز نشود. چشم تان به نا محرم نیافتد. گوشتان ترانه و صدای نا محرم نشنود.

«مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ.»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص249

این روایت در حد متواتر است مرحوم «سید بحر العلوم» در رساله «سیر و سلوک» سندهای متعددی برای این روایت آورده و یک شرح غوغایی برای این داده است.

ندیدم کسی مثل مرحوم «سید بحر العلوم»‌ که شاید جزء کسانی است که اکثر تشرفاً خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بوده است، شرح جامعه ای بر این روایت داشته باشد.

گفتم چهل روز مراقب باشیم. مراقبه مرتبه اول که به مراقبه ثواب، مراقبه حضور و مراقبه اخلاص نرسیده است آنهایی که عرفاء و بزرگان دارند نه. مراقب باشیم که خدای عالم ما را می بیند و از تمام اسرار قلبی ما هم با خبر است.

(وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ)

و (از اين رو) اگر آنچه را در دل داريد، آشکار سازيد يا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می ‌کند.

سوره بقره (2): آیه 284

یا:

 (أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)

آيا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می ‌بيند؟!

سوره علق (96): آیه 14

این دوربین در بالا دارد ما را می بیند در قلب مان کینه به کسی داریم خدای عالم این کینه را می بیند نسبت به ما با نظر بغض نگاه می کند.

من (إِياكَ نَعْبُدُ) می گویم خدا می گوید داری دروغ می گویی. فقط تو را عبادت می کنم اگر من را عبادت می کنی این کینه قلبی و بُخل چیست؟ این عبادت من است یا عبادت شیطان است؟ خیلی کوچه بازاری بیان می کنیم مسائل پیچیده عرفانی هم نمی گوییم.

می گوییم خدایا فقط تو را عبادت می کنیم فقط از تو تبعیت می کنیم خدا گفته است به نامحرم نگاه نکن، غیبت نکن، صدای ترانه نشنو، بغض و کینه نداشته باش غضبناک نشو، هزاران محرمات و مکروهات. من همه اینها را انجام می دهم از آن طرف هم می گویم (إِياكَ نَعْبُدُ).

 وقتی (إِياكَ نَعْبُدُ) من غلط و دروغ بود (وَإِياكَ نَسْتَعِينُ) من غلط است. (وَإِياكَ نَسْتَعِينُ) متفرع بر (إِياكَ نَعْبُدُ) من است. او وقتی پایه هایش متزلزل است دیگر به درد نمی خورد.

«امام» (رضوان الله تعالی علیه) تعبیری در کتاب «اسرار الصلاه» دارد می گوید «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» اول می گویی یک مقداری فکر کن. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم لقلقه زبان به درد نمی خورد. چون در قرآن دارد

(إِنَّ الشَّيطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ)

البته شيطان دشمن شماست!

سوره فاطر (35): آیه 6

شیطان دشمن آشکار برای شما است. از شر شیطان می خواهی به خدا پناه ببری اگر کنار ساختمانی هستی گرگ یا سگی به تو حمله می کند آن جا چه کار می کنی؟ می گویی خدایا بر تو توکل کردم همانجا می ایستی؟ یا نه فرار می کنی اگر دری باز است داخل در و ساختمان می روی یعنی در ضمن این که به خدا توکل می کنی حرکتی هم انجام می دهی.

اگر «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» داری می گویی از آن طرف گناه داری می کنی این «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» تو غلط است. وقتی این دشمن آشکار، همواره دنبال این است که با خطوراتش ذهن شما را در نماز این طرف،‌ آن طرف ببرد. اول کار شیطان این است که نگذارد نماز درست بخوانیم. چون خودش در برابر سجده الهی، تکبر کرد و از درگاه خدا رانده شد.

ولذا هیچ کاری برای شیطان سخت تر، دشوارتر، درد آورتر از نماز، رکوع و سجود نیست. یک کسی نمی خواهد با حضور قلب نماز بخواند شیطان با او کار ندارد ولی همین که شما تصمیم می گیری نماز با حضور بخوانی می بینی این نمازت از همه نمازها خراب تر شد از اول تا آخر همه افکار آمد با «السلام علیکم ورحمة الله» همه چیز رفت.

ان شاءالله اگر فرصت شود برای رفع خطورات نکاتی را عرض می کنم. ولی آن فرمایشات مرحوم «علامه مصباح یزدی» از او سوال می کنند راه رفع خطور چیست؟ ایشان می گوید من غیر از یاد امام زمان هیچ چیزی دیگر بلد نیستم.

می گوید فقط به یاد امام زمان باشید طوری کنید که احساس کنید همیشه در محضر او هستید احساس کنید دوستی دارید همیشه به یاد او باشید، وقتی همیشه به یاد امام زمان باشید این خطورات از ذهن شما می رود و شیطان به طرف شما نمی آید.

آیت الله العظمی «بهجت» می گوید تکان می خوری یا صاحب الزمان بگو، می نشینی یا صاحب الزمان بگو، بر می خیزی یا صاحب الزمان بگو. اگر این کار را کردی دیگر شیطان هرگز اطراف تو نمی گردد. این ساده ترین راه است.

ولی آیا شیطان می گذارد ما به یاد امام زمان باشیم؟ این مشکل است از آن طرف هم

«أَعْدَي عَدُوِّكَ نَفْسَكَ الَّذَي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»

مجموعة ورّام‏؛ نويسنده: ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 605 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مكتبه فقيه‏، قم‏: 1410 ق‏، ج1، ص59

نفس هم از سپاهیان شیطان است. او از طریق نفس می خواهد ما را از راه به در کند.

امیدواریم که ان شاءالله خدای عالم یک توفیقی عنایت کند همیشه از خدای عالم بخواهیم

«اللَّهُمَّ وَفِّقْنِي لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَىَّ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا‏»

خدایا ما را به آن راهی که رضای تو است آن راهی که خودت دوست داری خودت ما را به آن راه، هدایت کن! یک آنی به نفس مان، ما را وا مگذار. اگر این دعا به اجابت برسد همه چیز درست است اگر نه این دعا به اجابت نرسد همین طوری داریم دور خودمان می چرخیم فردا هم جناب ملک الموت می آید می گوید بفرما، می گوییم:

(يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ)

(اين دستورها براي آن است که) مبادا کسي روز قيامت بگويد: افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم

سوره زمر (39): آیه 56

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم از محضرتان استفاده کردیم.

تماس های بینندگان برنامه:

بیننده (آقای عزیزی از قزوین – شیعه):

سلام علیکم و خسته نباشید خدمت شما بزرگواران. حضرت آقا عنایاتی که خدا به ما کرده این سه شبکه «ولایت»، «ولی عصر» و «جنت البقیع» است. شکر این را نمی توانیم به جا بیاوریم. قبلاً هم قرآن می خواندیم همین طور می خواندیم و می رفتیم. روزی قرآن می خواندم رسیدم به آیه ای که حضرت علی در رکوع، زکات داد به همسرم گفتم برای آقای مان این آیه نازل شده است قبلاً نمی دانستم. ولی به لطف خداوند این شبکه ها به ما آموخته است.

یک سوال خدمتتان دارم بعضی از آقایان در سخنرانی هایشان می گویند حضرت آقا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 313 یارش آماده نیست نمی تواند بیاید. من ماندم با یک ندای عمه جان حضرت آقا هزاران نفر سرازیر شدند «کُلنا عباس» با ندای «امام (رحمة الله علیه)» هشت سال مردم سرازیر شدند. یعنی 313 یار در این ها نیست، این را برای من روشن کنید؟ ممنون با تشکر از شما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در قسمت اول برنامه جناب آقای «عزیزی» بزرگوار عرض کردیم حضرت ولی عصر، افرادی می خواهد که بالاتر از مقام انبیاء باشد نه مقام انبیائی باشد. یعنی به یک مرحله ای برسد که «آصف ابن برخیا» در یک چشم بر هم زدن وقتی تخت و تاج «بلقیس» را از چند صد کیلومتر از «یمن» بعضی ها دارند «صنعاء»؛ از «یمن» تا «فلسطین» چقدر فاصله است؟ در یک چشم به هم زدن تخت و تاج «بلقیس» را از «یمن» به «فلسطین» پیش حضرت سلیمان آورد.

آقای «عزیزی» از میان این افرادی که همه مان دم از امام حسین می زنیم چند تا این طوری داریم به اینجا رسیده باشیم که دارای ولایت تکوینی باشیم خدای عالم به ما این ولایت را داده باشد.

(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)

فرمان او چنين است که هرگاه چيزی را اراده کند، تنها به آن می ‌گويد: «موجود باش!»، آن نيز بی ‌درنگ موجود می ‌شود!

سوره یس (36): آیه 82

خدای عالم هر چه اراده کند اراده اش در خارج محقق می شود. اگر بنده به آن مرحله خلیفة اللهی برسد از او کار خدایی سر می زند.

 حتی حضرت سلیمان می گوید:

(قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيهِ لَقَوِي أَمِينٌ)

عفريتی از جن گفت: «من آن را نزد تو می ‌آورم پيش از آنکه از مجلست بر خيزی و من نسبت به اين امر، توانا و امينم!»

سوره نمل (27): آیه 39

عفریتی از أجنه گفت آن ها مؤمن، عابد، دارند به مقامات بالاتر می رسند این طور نیست

(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيعْبُدُونِ)

من جن و انس را نيافريدم جز برای اينکه عبادتم کنند (و از اين راه تکامل يابند و به من نزديک شوند)!

سوره ذاریات (51): آیه 56

ولذا او وقتی می گوید قبل از این که از جایت بر خیزی «تخت بلقیس» را می آورم حضرت سلیمان می گوید نه فاصله اش خیلی زیاد و طولانی است این را قبول ندارم.

الان ما چند تا از این ها داریم؟ آقای «عزیزی» آیا شما پنج تا از این افراد سراغ دارید و می شناسید که قدرت آصف ابن برخیایی داشته باشند که وزیر و وصی حضرت سلیمان است؟ یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) هم از «آصف ابن برخیا» مقام شان بالا است.

بی پرده بگویم «وهابی»ها می خواهند از غصه بمیرند، بمیرند (قُلْ مُوتُوا بِغَيظِكُمْ) کاری به این ها نداریم مقام یاران حضرت ولی عصر از مقام حضرت سلیمان هم بالا است. خودشان هم نقل کردند:

«علماء أمتي كأنبياء بني إسرائيل»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج 17، ص 93

نص روایت است شوخی بردار نیست. اگر ما به اینجا رسیدیم کار تمام است. تمام بحث ما امشب همین بود چه کار کنیم به این جا برسیم؟ به مرتبه ولی اللهی برسیم به مرتبه ای برسیم که چشم ما، چشم خدا بشود. گوش ما گوش الهی، زبان ما زبان الهی، دست ما دست الهی، فکر ما فکر الهی باشد.

یا قرآن می گوید:

(صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ)

رنگ خدايی (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام؛) و چه رنگی از رنگ خدايی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می ‌کنيم.

سوره بقره (2): آیه 138

آیا از رنگ خدا، بهتر رنگی سراغ دارید؟ چند تا داریم اینهایی که میلیونی می روند خیلی خوب است فقط از «ایران» از سراسر جهان، کشورهای «اروپایی» و «آمریکایی» چقدر می آیند. حتی «روسیه» چقدر برای اربعین آن جا می آیند خیلی زیاد اطلاعات آن چنانی نداریم آمار دقیقی دست ما نیست.

ولی در مسیر «نجف» به «کربلاء» یا در «کربلاء» مشخص است افرادی که از کشورهای خارج می آیند روی عشق به امام حسین (سلام الله علیه) آن جا می آیند.

همه این ها عشق به امام حسین و اهل بیت دارند خیلی خوب است، ولی برای یاران حضرت ولی عصر جناب آقای «عزیزی» و آقایان عزیزی ها افرادی که مقامات شان خیلی بالاتر از این ها است نیاز داریم.

باید این ها کل دنیا را اداره کنند نه یک شهر و نه یک کشور. در بعضی از روایات داریم حضرت ولی عصر می آید کل جهان را به 313 بخش تقسیم می کند هر کدام از این ها یک بخشی را اداره می کنند.

فقط اداره سیاسی و ظاهری نیست اینها هم سیاست ظاهری دارند هم سیاست باطنی؛ ولایت ظاهری دارند ولایت باطنی دارند. یک افراد این چنین نیاز داریم.

یک قولی است می گویند اگر 313 نفر آماده باشند حضرت می آید ولی غیر از آن جناب آقای «عزیزی» بزرگوار نکته مهم این جاست جامعه جهانی هم روحیه پذیرش آن حکومت مهدوی را باید داشته باشند فقط 313 نفر نیست.

شرط لازم است، شرط کافی نیست علت تامه نیست یکی از علت ها است باید جامعه به طوری تشنه باشد برای یک حکومت جهانی که بیاید تمام مشکلات ریز و درشت سیاسی، اقتصادی و اخلاقی مردم را بر طرف کند.

 احادیثی که در رابطه با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) داریم وقتی می آید از نظر مسائل سیاسی، اقتصادی و ... کل جهان را تحت سیطره خودش در می آورد.

به طوری که در کره زمین یک نفر بت پرست، مسیحی، یهودی، خارجی وجود ندارد همه گوینده «لا اله الا الله محمد رسول الله علیٌ ولی الله» هستند.

یقیناً آن لحظه ای که جامعه پذیرای این باشد حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ظاهراً عقل ما این را تشخیص می دهد نمی دانیم یک لحظه هم حضرت درنگ نمی کند.

همان طوری که ما برای آمدن حضرت ولی عصر عجله داریم یقین بدانیم آقا ولی عصر، میلیاردها میلیارد برابر ما برای آمدن شان عجله دارند. خودشان هم فرمودند

«وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص485

در هیچ جا «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ» نداریم فقط یک جا «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ» داریم، «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ» برای فرج زیاد دعا کنید.

اگر اشتباه نکنم از امام عسکری یا امام کاظم است می گوید برای فرج فرزندم حجة ابن الحسن آن طوری دعا کنید که اگر یک مادری تنها فرزندش را دکترها جواب کردند و تنها امیدش به خدای عالم است بالای سر فرزندش چطور ضجه و ناله می زند خدا را صدا می کند تمام امیدش از همه جا بریده شده است فقط به خدای عالم امید بسته است آن طوری دعا کنید خدا فرجش را می رساند.

آقای «عزیزی» چند نفر از شیعه ها برای فرج حضرت ولی عصر، این طوری دعا می کنیم؟ خیلی مهم است دعا که می کنیم قبل از این که برای حضرت ولی عصر دعا کنیم برای خودمان، فرزندان مان، زندگی مان و این ها دعا می کنیم این ها را مقدم می داریم.

این ها را جلوتر می آوریم. این ها واقعاً مایه تأسف است. من بارها عرض کردم در این بحث هم عرض کردم خدایا اگر بنا است یک دعا برای ما به اجابت برسانی آن را تعجیل فرج امام زمان قرار بده.

به این جا رسیدیم یا نرسیدیم؟ فرزندم، مادرم، همسرم، خواهرم بیمار است گرفتار هستم هزار و یک مشکل دارم دلم شکسته است احساس می کنم خدای عالم یک دعای مستجاب برای من دارد با همه گرفتاری هایی که دارم حاضر هستم بگویم خدایا اگر بنا است یک حاجت به من بدهی آن را فرج امام زمان قرار بده. آیا این طوری حاضر هستیم؟

فرزندمان بیمار است بیمارستان بردیم دکترها هم جوابش کردند دل مان هم شکسته است اشک مان هم بی اختیار سرازیر است خدای عالم می گوید وقتی اشک جاری شد دل شکست آن جا دعا به اجابت می رسد.

همان جا بگوییم خدایا فرزندم بیمار است دکترها جواب کردند طاقت دیدن داغ فرزندم را ندارم سخت است ولی تأخیر در فرج حضرت ولی عصر داغش از داغ فرزندم برای من بیشتر است.

آن جا اگر حضرت را دعا کردم گفتم اگر خدایا یک حاجت برای من می خواهی بدهی امروز شفای فرزندم را نمی خواهم، شفای مادرم را نمی خواهم، شفای پدرم را نمی خواهم فرج امام زمان را می خواهم!

«فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏»

اگر ما این چنین کردیم هم فرج نزدیک می شود هم خدا فرزندمان را شفاء می دهد و هم گرفتاری ما را بر طرف می کند. اگر این طوری برای حضرت ولی عصر دعا کردیم قطعاً حضرت ولی عصر هم برای ما دعا می کند.

معلوم نیست دعای ما در حق خودمان به اجابت برسد یا نه. ولی دعای حضرت ولی عصر قطعاً در حق ما به اجابت می رسد. اگر این چنین بودیم دوست شدیم. وگرنه مدعی دوست هستیم خیلی ها ادعاها کردند.

مجری:

احسنتم خیلی ممنون و متشکرم حاج آقا. سوال دیگری پیرامون علم غیب از کتب اهل سنت می ترسم این بحث باز شود طولانی شود اگر تمایل دارید اشاره ای بفرمایید اصلاً این علم، علم غیبت افراد غیر از پیامبران و انبیاء الهی در کتب اهل سنت چطوری است؟ در فرصتی که باقی مانده یک اشاره بفرمایید.

دو نمونه از علم غیب «کعب الاحبار» یهودی!!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قبلاً در «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» آوردیم که «حذیفه»، «ابو سعید خدری» و دیگران می گویند رسول اکرم آمد از اول صبح بعد از نماز صبح تا مغرب سخنرانی کرد از تمام حوادث گذشته، آینده تا قیامت خبر داد.

من می خواهم در قسمت آخر نکته ای بگویم. وهابی ها که منکر هستند یا آقا «سعید» عزیز ما بعضاً می آید مقداری به قول خودش می خواهد طوفان به پا کند علم غیب چیست.

ببینید این کتاب «تفسیر ابن کثیر دمشقی» شاگرد «ابن تیمیه» متوفای 774 و خیلی جالب است ببینید درباره «کعب الأحبار» چه می گوید. «کعب الأحبار» طبق نظر ما سال هشت هجری در فتح «یمن» مسلمان شد. بعضی ها می گویند سال یازدهم بوده که آن قطعاً اشتباه است. خیلی ها هم دارند «یهودی» بود تظاهر به اسلام کرده بود.

ابن کثیر نقل می کند:

«أن كعبا قال لعمر بن الخطاب يا أمير المؤمنين لولا آية في كتاب الله لأنبأتك بما هو كائن إلى يوم القيامة»

تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر : دار الفكر - بيروت – 1401، ج2، ص520

می گوید اگر این آیه در قرآن نبود

(يمْحُو اللَّهُ مَا يشَاءُ وَيثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ)

خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مي‌کند؛ و «ام الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد اوست!

سوره رعد (13): آیه 39

اگر این آیه نبود من از تمام وقایع تا قیامت به تو خبر می دادم «ابن کثیر دمشقی» از قول ایشان نقل می کند.

جالب این است «طبری» متوفای 310 در تاریخش، جلد 2، «دار الکتب العلمیة» می گوید «کعب الأحبار» به خلیفه دوم گفت آقای خلیفه دوم برو وصیتت را بنویس تا سه روز بعد از دنیا خواهی رفت. این روایت خیلی جالب است. عمر گفت:

«وما يدريك قال أجده في كتاب الله عز وجل التوراة»

در تورات من خواندم شما سه روز بعد از این خواهی مُرد.

 عمر هم قبول کرد. فردا آمد گفت آقای خلیفه!

«ذهب يوم وبقي يومان»

یک روز گذشته است دو روز به مرگت مانده است.

 بعدش آمد:

«فقال ذهب يومان وبقي يوم وليلة‌وهي تلك إلى صبحتها»

 گفت دو روز گذشته است یک روز به مرگت مانده است. فردا صبح از دنیا رفتنی هستی!

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص559

این را آقای «کعب الأحبار» از کجا آورده بود؟ این را آقایان با آب و تاب نقل می کنند بعد می گوید فردا صبح برای نماز آمد «ابو لؤلؤ» آمد در دستش خنجری بود و چنین و چنان و الی آخر.

 آقایان هم این مسئله را آوردند به هیچ وجه نیامدند بگویند روایت ضعیف است جرأت هم نمی کنند «کعب الأحبار» را زیر سوال ببرند ایشان این علم غیب را از کجا آورده است؟

اینجا آقایان نمی گویند آخر خلیفه دوم چرا این را قبول کرد؟ اگر خلاف بود واقعاً علم غیب را غیر از خدا نمی دانست باید خلیفه یک سیلی محکم به دهان «کعب الأحبار» می زد چه غلطی داری می کنی!

(قُلْ لَا يعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يشْعُرُونَ أَيانَ يبْعَثُونَ)

بگو: «کساني که در آسمانها و زمين هستند غيب نمي‌دانند جز خدا، و نمي‌دانند کي برانگيخته مي‌شوند!»

سوره نمل (27): آیه 65

 (وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيبِ لَا يعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ)

کليدهای غيب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسی آنها را نمی ‌داند.

سوره انعام (6): آیه 59

از این موارد خیلی زیاد است، حتی از جنگ «صفین» و «جمل» خبر داده تمام اینها در کتابهای اهل سنت مملو است. اگر مثل این را برای امام صادق و امام باقر نقل می کنیم کافر شدیم آقایان باید آسمان را بر سر ما باید ویران کنند.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم جناب استاد ارجمند آیت الله حسینی قزوینی استفاده کردیم. ان شاءالله توفیق داشته باشیم بازهم بیشتر از مباحث حضرتعالی استفاده کنیم.

تشکر می کنم از شما بینندگان و همراهان عزیز و ارجمند که ما را همراهی فرمودید وقت ما به پایان رسید. شب جمعه است شب زیارتی آقا و مولایمان حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) از همه شما عزیزان التماس دعای فرج و دعای خیر داریم دعای ما در پایان برنامه این باشد که:

 «یَا رَبَّ الْحُسَيْنِ بِحَقِّ الحُسَین إشْفِ صَدْرَ الْحُسَيْن‏ بِظُهورِ الحُجة»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها