2024 February 29 - پنج شنبه 10 اسفند 1402
طبق نظر صاحب جواهر و محدث بحرانی، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟
کد مطلب: ١٥٥٦٨ تاریخ انتشار: ١٤ مرداد ١٤٠٢ - ١٨:٠٨ تعداد بازدید: 1632
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
طبق نظر صاحب جواهر و محدث بحرانی، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی08-04-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

08/04/1402

موضوع: طبق نظر صاحب جواهر و محدث بحرانی، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟

برنامه اخلاق علوی  سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

مروری بر مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

عبد و بنده حقیقی خداوند، باید اینگونه باشد!

استبصار مبلغ مسیحی به برکت گریه بر سیدالشهدا (سلام الله علیه)

طبق نظر محدث بحرانی صاحب حدائق، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟

طبق دیدگاه مرحوم صاحب جواهر، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟

جناب فخر رازی! دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمین‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

سلام عرض می کنم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق نصیبمان شد در شب جمعه ای دیگر و در شام عید سعید قربان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را محضر همه شما گرامیان تقدیم بکنیم و از فرمایشات حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی استفاده می کنیم. ان شاء الله امشب هم مثل تمامی اوقاتی که این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد باشیم بتوانیم از محضرشان بهرمند بشویم.

همان طور که مطلع هستید در ابتدای این جلسات، فرمایشات و برنامه ها حسن مطلع برنامه ها ذکر نامی از حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. این نامی که هم دلهای ما را آرام می کند هم غبار از دلهای ما می زداید آماده تابیدن نور معرفت به این دلها می شود از یک طرف و هم از طرفی دیگر ما را برای گرفتن شفاعت آن حضرت آماده می کند.

ان شاء الله دلهای ما به حضرتش متصل بشود و آماده باشیم تا نام حضرت را بشنویم و ان شاء الله نور معرفت را در دلهای خودمان جاری بکنیم. حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم ایام عید اضحی (عید قربان) را به همه شما تبریک عرض می کنم. قبولی اعمال، عبادات و اجابت دعاهای روز عرفه و عزیزانی هم که به زیارت خانه مشرف شدند آرزوی قبولی حج و اجابت دعای آنها در حق ما، خودشان و در حق مؤمنین را دارم.

همانطور که عزیزمان اشاره کردند برای اینکه خودمان را بیمه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بکنیم یادی از آن بانوی دو سرا داشته باشیم.

فاطمه اصل کلام عشق بازی با خداست * فاطمه بخش نخستین جمله سازی با خداست

«لَوْ لا فَاطِمَةَ لَمَا خَلَقْتُکُمَا»

عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال (مستدرک سیدة النساء إلى الإمام الجواد)؛ بحرانى اصفهانى، عبد الله، محقق / مصحح: موحد ابطحى، محمد باقر، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى - ایران - قم، 1413 ق، ج‏11، ص44

فاطمه یعنی خط راز نیاز با جلی * فاطمه یعنی شط خون حسین ابن علی

فاطمه یعنی کتاب عشق بی نام و نشان * فاطمه یعنی گل باغ بقیع عاشقان

فاطمه نام و نشان از بی نشانی داشته * فاطمه مهر علی را در دل خود کاشته

فاطمه محصولی از بود و نبود حیدر است * فاطمه نیلوفر سرخ کبود حیدر است

فاطمه نیلی زسیلی گشته رخ بر کوچه ها * فاطمه گوشی که خونین گشته در پس کوچه ها

فاطمه یعنی گناه بردن نام علی * فاطمه یعنی سزای گفتن نام علی

«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)»

وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُون

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم خیلی ممنون و متشکر، الحمدلله این دلها با شنیدن نام حضرت زهرای مرضیه آن لطافت را کسب می کند؛ لطافتی که این دلها را آماده تابش نور معرفت به خود کرده باشد.

حضرت استاد بحمدلله ما این توفیق را داشتیم با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در محضرتان بودیم، اگر بخواهیم سیره مهدوی داشته باشیم باید چه مسیری را طی بکنیم؟ چه نوعی اخلاقی را باید پی بگیریم که ان شاء الله آن دعای همیشگی که انجام می دهیم «اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ» به سود خودمان باشد بتوانیم با حضرت همراهی بکنیم و پا در رکاب حضرت باشیم اگر امکانش هست یک مختصری از آن چیزی که فرمودید مطرح بفرمایید.

مروری بر مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه یا أبا صالح المهدیّ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ أدرکنی

عرض کردیم اگر ما بخواهیم از یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) و در صف سربازان آن بزرگوار قرار بگیریم لازمه اش این است که اخلاقمان، اخلاق علوی و سیره و رفتارمان، سیره و رفتار مهدوی باشد.

اخلاق علوی و سیره مهدوی از مسائل اعتقادی و توحید گرفته تا مسائل اخلاقی برخورد با زن، بچه، همسایه، همکار، مافوق و زیر دست شامل می شود. ولی در رأس این مسائل بحث های توحیدی است. لذا عرض کردیم حضرت می فرماید:

«فهم الذین وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحیده‏»

إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشریف؛ ‏نویسنده: یزدى حایرى، على‏ (تاریخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص165

یاران حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) کسانی هستند که حق توحید را ادا کردند. حق توحید یعنی این که انسان در عالم جز خدا و جلوه خدا چیز دیگری نبیند.

به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت * نشان از صُنع زیبای تو بینم

یا تعبیر آقا مولایمان امیرالمؤمنین:

«ما رَأَیْتُ شَیْئاً اِلاّ وَ رَأَیْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

اگر این تعبیر امیرالمؤمنین را با تمام وجودمان لمس کنیم؛ یعنی خودمان را داریم می بینیم زن و بچه، کره زمین، کرات بالا و تمام عوامل سه مرحله دارد یک: خدای عالم قبل از خلقت این عالم بوده و عالَمی نبوده است. عالم را آفریده است و این عالم آنچنان به وجود حق تعالی متصل است که:

(وَهُوَ مَعَکُمْ أَینَ مَا کُنْتُمْ)

و هر جا باشید او با شما است

سوره حدید (57): آیه 4

(وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ)

مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی ‌نیاز و داناست!

سوره بقره (2): آیه 115

«ما رَأَیْتُ شَیْئاً اِلاّ وَ رَأَیْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»، یعنی این. یعنی انسان برای خودش نه اراده ای در برابر اراده خدا تصور کند نه وجودی در برابر وجود خدا تصور کند. بنده مثالی زدم به نور نسبت به خورشید، نور بدون خورشید تصور و وجودی برایش نیست. تمام وجودش بستگی به خورشید دارد قبل از او خورشید بوده بعد از او خورشید است و با او خورشید هم است. یا عرفاء مثال می زنند موج دریا، عالم هستی به منزله موج است. ذات اقدس ربوبی به منزل دریا - بلا تشبیه بلا تشبیه - این موج دریا از خودش چیزی ندارد هر چه است مال دریا است. شاید یک کسی به موج نگاه می کند موج می بیند ولی با عمق نگاه کند این موج دریا جز دریا چیز دیگری نیست.

ما اگر به این مرحله بتوانیم برسیم، وقتی نماز می خوانیم بسم الله الرحمن الرحیم می گوییم همه عالم هستی را از ریزترینش تا درشت ترینش همه را جلوه حق، آیات حق و نشانه حق ببینیم.

خودمان، علممان، صفات و قدرتمان همه چیز را از جلوه های حق ببینیم این توحید می شود آنچه که ماها درک می کنیم. حالا آن توحید واقعی که اهل بیت (علیهم السلام) دارند و انبیاء خالص و مخلَصین دارند عقل ما به آنجا نمی رسد. آن که عقل مان می رسد همین اندازه است که احساس کنیم جهان و عالَم هستی ذات اقدس ربوبی و جلوه اوست. جز حق و جلوه حق چیز دیگری نیست.

به تعبیر استاد بزرگوار ما آیت الله شیخ محمد شاه آبادی تصورات ذهنیمان را وقتی دقت کنیم یک لحظه از ما جدا نیستند. الان ما این جا نشسته ایم فرض مشهد، کربلا و مکه را در ذهنمان می آوریم صورت پدر و مادرمان در ذهنمان می آوریم این صور ذهنی ما نسبت به ما عین حضور و عین ربط به ما است و مخلوق ما هم است. آنچنان این صور ذهنی به ما متصل است یک آنی اگر از صور ذهنی غفلت کنیم دیگر صور ذهنی نیست. اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب ها.

وقتی همه جا را جلوه حق دیدیم و برای هیچ فردی، احدی و موجودی کمالی غیر از کمال حق ندیدیم آن وقت معنا پیدا می کند بگوییم الحمد لله رب العالمین؛ تمام حمدها برای اوست. تمام سپاسها برای اوست چون غیر از او برای کسی کمالی نیست که بخواهد حمدی برای او صورت بگیرد. دلیل می آید:

(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ)

ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (خداوندی که) مالک روز جزاست.

سوره فاتحه (1): آیات 2 – 3- 4

بسط وجود از اوست. کمال وجود از اوست. دیگر در عالم جز وجود و کمال وجود چیز دیگری نیست ما می گوییم تمام حمدها برای اوست چرا؟ چون بسط وجود و کمال وجود هم مال اوست آنهایی که اهل دل هستند یک مقداری شاید برایشان این مطالب بیشتر آشنا باشد.

عبد و بنده حقیقی خداوند، باید اینگونه باشد!

خدای عالم نه تنها (مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ) است مالک کُل شیئ است مالک ما سَوی الله است. ولی چون ما در دنیا به قدری در غفلت هستیم مالکیت حق را خوب تصور نمی کنیم، احساس می کنم من هستم این لباس مال من است این کامپیوتر مال من است خانه من، ماشین من، همسر من، فرزند من. این من من ها پدر ما را در آورده است. برای ما یک شرک بزرگی درست کرده است

(وَمَا یؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ)

و بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

ولی در قیامت، پرده ها کنار می رود همه برایشان ثابت می شود که جز خدای عالم مالکی نیست خدای عالم وقتی می گوید:

(لِمَنِ الْمُلْکُ الْیوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ)

حکومت امروز برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهار است!

سوره غافر (40): آیه 16

مالکیت مال کیست؟ تمام ما سِوی الله از وجود مقدس رسول اکرم،‌ انبیاء گرامی، ملائکه و خلایق کسی جرأت جواب دادن ندارد چون مالکیتی آنجا دیگر نمی بینند چون تمام مالکیت را از آن حق می بینند هیچ کس نمی تواند جواب بدهد.

پس (لِمَنِ الْمُلْکُ الْیوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ) در اینجا هم است، ولی به خاطر غفلتمان در اینجا مالک به یوم الدین رفته است خوشا به حال آنهایی که وقتی (مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ) می گویند تمام عالم هستی و خودشان را مِلک حق می دانند و تلاش می کنند غیر از اراده حق چیز دیگری نشود. در رابطه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خدا این همه کمالات برای نبی مکرم قائل است

(وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ)

و تو اخلاق عظیم و برجسته ‌ای داری!

سوره قلم (68): آیه 4

ولی در نماز «أشهد أن محمداً عبدُهُ ورسوله» می گوییم. عبد یعنی چه؟ عبد یعنی کسی که جز اراده حق، اراده ای برای خود تصور نمی کند اراده او، عین اراده حق است.

استاد ما آیت الله شاه آبادی (رضوان الله تعالی علیه) 8 سالی که در خدمتشان بودیم بارها تکرار می کرد یک فردی رفت بازار برده فروش ها برده ای خرید. برده خیلی با معرفتی بود. آورد گفت اسمت چیست؟ گفت هر چه تو بگویی. گفت غذا چه می خوری؟ گفت هر چه تو بدهی. گفت کجا استراحت می کنی؟ هر کجا تو انتخاب کنی. چه کار می کنی؟ هر چه تو اراده کنی، یعنی این عبد برای خودش اراده ای ندارد. اراده عبد، تابع اراده مولا است هر چه مولا اراده کند این هم اراده می کند.

دوستان اگر ما به این مرحله رسیدیم کار درست خواهد شد. «أشهد أنَّ محمداً عبدُهُ ورسوله» یعنی رسول اکرم در برابر الهی، اراده ای ندارد، اراده حضرت رسول اکرم عین اراده حق است لذا امیر المؤمنین می فرماید:

«أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص90، ح 5

 یعنی چه؟ یعنی همان طوری که رسول اکرم در برابر خدا هیچ اراده ای ندارد، من هم در برابر رسول اکرم اراده ای ندارم اراده من، عین اراده رسول الله است.

دوستان عزیز اینها یک سری نکاتی است اگر بتوانیم در زندگیمان پیاده کنیم تحول عظیمی در زندگی خواهیم دید. یعنی تلاش کنیم اول صبح بلند می شویم تا آخر شب ببینیم خدا از ما چه خواسته است؟ اراده الهی چیست؟ تمام قوای ظاهری و باطنی از چشم، گوش، دست و زبان ما همه چیز تابع ارادة الله باشد قوای باطنی،‌ قوه غضبیه، قوه شهوییه، قوه خیالیه و قوه عقلیه ما تابع ارادة الله باشد.

یعنی هر کاری می خواهیم بکنیم ببینیم خدا چه اراده کرده است؟ تلاش کنیم از خودمان اراده نداشته باشیم معنای (تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ) یعنی همین؛ «تَوَکَّلْ عَلَى اللَّه‏ بتَّفْوِیض‏ أَمْرِکَ إِلَیْه‏» توکل یعنی چه؟ کسی که وکیل انتخاب می کند به دادگاه می رود موکل دیگر اراده ای ندارد تمام اختیاراتش را به وکیل محول کرده است.

اگر به خدای عالم توکل می کنیم «خذهُ وکیلاً» نسبت به رسول اکرم است خدا را وکیل خودت قرار بده وکیل خودت قرار بدهی یعنی چه؟ «بتَّفْوِیض‏ أَمْرِکَ إِلَیْه‏»، تمام کارهایت را به او واگذار کن تلاش کن بندگیت را انجام بدهی به خدای عالم خدایی یاد نده؛ خدا، خدایی را بلد است. بعضی وقتها جایمان با خدا عوض می شود خدا می گوید نماز می گوییم نه!

می گویند یک بنده خدایی بُزش فرار کرد رفت به مسجد. صاحب بز شروع کرد این بُز را لعنت کردن ای فلان فلان شده پای من را به مسجد باز کردی! یعنی در عمرش به مسجد نرفته بود برای این که بُزش را پیدا کند به مسجد رفت.

بعضی وقتها است اگر مسجد هم می رویم یک جشنی چیزی است. یک بُزی ما را به مسجد می کشاند. البته بُزها جلوه های مختلفی دارد.

این طوری نباشیم یعنی تلاش کنیم ببینیم خدای عالم از ما چه خواسته است. خدا می گوید غیبت نکن، می کنم. دروغ نگو، می گویم. به همسایه اذیت نکن، می کنم. به زن و بچه احترام بکن و اذیت نکن، می کنم. ولی از آن طرف دعا می کنیم خدایا دعای من را به اجابت برسان به من ثروت بده خانه و بچه بده! یعنی جای ما کلاً عوض شده است.

به جای اینکه ما تابع خدا باشیم می خواهیم خدا تابع ما باشد این مصیبت ما است. اخلاق علوی و سیره مهدوی این قالب را عوض می کند، این منظومه را به هم می زند چه کار می کند؟ ما را در جای بندگی، خدا را در جایگاه ربوبیت قرار می دهد. اگر این طوری شدیم متخلق به اخلاق علوی و سیره مهدوی می شویم.

این یک مقدمه کوتاهی بود که عرض کردم این هم روزی خود من و روزی دوستان بیننده عزیز بود. بعد گفتیم یکی از چیزهایی که ما را از یاد خدا غافل می کند بی توجهی به عالم آخرت و مرگ است ما تصور می کنیم در این دنیا همیشه هستیم اصلاً تصور نمی کنیم یک روزی خواهیم مُرد. یک روزی وارد قبر خواهیم شد یک روزی با نکیر و منکر مواجه خواهیم شد. یک روزی در برابر سوالات ملائکه باید پاسخگو باشیم. یک روزی باید در قیامت پاسخگوی اعمال خودمان باشیم، آن وقت چه اعمالی؟ اعمالی که مو را از ماست می کشند.

در رابطه با قضیه حضرت عیسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام) دوستان دقت کنند اگر امشب ما چیزی نداشته باشیم غیر از همین قضیه، ما را کفایت می کند. این قضیه در کتاب های مختلف آمده است من اولین بار در کتاب «ثمرات الحیات» دیدم سال 47- 48 بود آن اوائل منبر می رفتیم دیدم حضرت عیسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام) با حوارییون می رفتند به قبرستانی رسیدند.

به صورت تصادفی بالای قبری رسیدند از حضرت عیسی خواستند یا عیسی صاحب قبر را زنده کن ببینیم چه کار می کند؟ حضرت عیسی صاحب قبر را زنده کرد شروع کرد حرف زدن گفت یا عیسی روح الله از خدا بخواه عذاب را از من بر طرف کند از روزی که این جا آمده ام گرفتار هستم.

پرسید آدم کشتی؟ گفت نه. دزدی کردی؟ نه. عمل خلاف کردی؟ نه. نماز نخواندی؟ روزه نگرفتی؟ نه همه را انجام دادم. شغلت چه بود؟ حمال بودم مال مردم را به جای این که به صاحبش تحویل بدهی به خانه ات بردی و یا فروختی؟ نه یک روزی داشتم باری را می بردم شاخه های درخت بود تازه غذا خورده بودم دیدم لای دندانم غذا گیر کرده است یک چوب کوچکی از شاخه های درختی که پشتم بود کندم دندانم را خلال کردم الان دارند از من حساب می کشند که چرا آن یک ذره چوب را کندی از صاحبش اجازه نگرفتی.

(فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ * مَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ)

پس هر کس هموزن ذره‌ ای کار خیر انجام دهد آن را می ‌بیند! و هر کس هموزن ذره‌ ای کار بد کرده آن را می ‌بیند!

سوره زلزله (99): آیات 7 و  8

در رابطه با شرح حال مرحوم شیخ انصاری همه باید بارها شنیده باشند ایشان بعضی وقت ها روزهای جمعه از نجف به کربلا مشرف می شدند، سنشان بالا بود گاهاً الاغی، اسبی،‌ شتری اجاره می کردند یک روز الاغی اجاره کرده بود به کربلا رفت یکی دو تا از آقایان نامه ای دادند گفتند این نامه را در نجف به فلان دوست ما برسان. شیخ انصاری برگشتنی سوار الاغ نشد پیاده آمد الاغ را جلو انداخت گفتند چرا؟ گفت من از صاحب الاغ اجازه نگرفته بودم که پاکت دیگران را با خودم حمل کنم وزن پاکت چند گرمی بیشتر نیست چون اجازه نگرفتم شاید عمرم کفاف نداد به نجف برسم از صاحب الاغ اجازه و حلیّت بگیرم همان آیه قرآن است که فرمود: (فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ * وَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ).

امام فرمود اگر از مثقال ذره مثالی دقیق تر بود خدای عالم آن را مثال می زد مثقال ذره ای کار خوب و بد آنجا نتیجه اش را خواهیم دید.

نکته دیگری که شروع کردیم این بود که هر چه تلاش کنیم بنده خوب باشیم دشمن مان قوی تر از ما است بندگی را 40- 50 سال است یاد گرفتیم شیطان، شیطنت را از زمان خلقت آدم شروع کرده است. اگر بنا باشد یک نفر متخصص به تمام معنا در عالم هستی معرفی کنیم شیطان است

چند هزار سال از خلقت آدم می گذرد شیطان دارد شیطنت می کند. تمام روش ها و تجربه های سخت، آسان، فراز و نشیب های که بندگان را اغوا کرده است همه دستش است، ولی دست مان کوتاه است ولذا ما جز توکل بر خدای عالم، امید شفاعت به اهل بیت هیچ راه چاره ای نداریم.

به این جا رسیدیم که گفتیم اهل بیت (علیهم السلام) شفاعت می کنند این شفاعت مخصوص فقط شیعیان نیست غیر شیعه اگر چنان چه کفر، شرک، عداوت اهل بیت را نداشته باشند به شفاعت اهل بیت خواهند رسید.

در خدمت یکی از اولیاء‌ الله بودیم جمله زیبایی گفت این که می گویند اهل بیت شفاعت می کنند در قیامت اصلا نوبت به اهل بیت نمی رسد شیعیان امیرالمؤمنین به قدری شفاعت می کنند که دیگر جز منافقین، کفار، مشرکین و نواصب هیچ کس نمی ماند.

مرحوم محدث قمی می گوید میرزای قمّی صاحب قوانین را خواب دیدم گفتم آقا جان حضرت معصومه فردای قیامت شفاعت مردم قم را می کند یا نمی کند؟ مرحوم میرزای قمی از مراجع بزرگ شیعه است کتابش، کتاب درسی حوزه ها است گفت آقای محدث قمی شفاعت مردم قم از دست من ساخته است حضرت معصومه اگر بخواهد شفاعت کند شفاعت جمیع مؤمنین و مؤمنات را می کند جمیع شیعیان عالم را شفاعت می کند. اینکه برای حضرت معصومه کوچک است فقط بخواهد مردم قم را شفاعت کند.

در این بحث بودیم به یک بحثی رسیدیم بعضی از بزرگواران مطلبی نقل کردند فردای قیامت، بهشت در انحصار شیعه ها است قباله بهشت را به نام شیعه ها زدند غیر از شیعه ها هیچ کس حق رفتن به بهشت ندارد غیر از شیعه همه کافر، نجس و چه و چه است. گفتم این با منطق قرآن و اهل بیت سازش ندارد با فرمایشات مراجع بزرگوار هم همخوانی ندارد.

از مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) آوردیم بر این که ایشان فرمودند در اسلام،‌ جز شهادتین چیز دیگری نیست ولایت از ضروریات مذهب است از ضروریات دین نیست. از آیت الله خویی (رضوان الله تعالی علیه) آوردیم ایشان هم فرمود آنچه که برای نجات، طهارت، تعامل، تعایش ملاک است شهادتین است. شهادت بر ولایت شرط نیست.

بله برای کسانی که ولایت به گوش آنها رسیده است و یقین کردند بر این که امیرالمؤمنین وصی بلافصل رسول اکرم است. همان طوری که به رسالت نبی مکرم یقین کردند به ولایت علی هم یقین کردند بعد از یقین انکار کردند اینها کُلهم ملا قلی! فردای قیامت راهی برای نجات اینها نیست. شیعه، سنی، وهابی، مسیحی، یهودی و زرتشتی باشد فرق نمی کند.

ما خیلی افراد داریم خیلی زیاد با اسلام ارتباطی ندارند ولی یک روزنه هایی از نورانیت اهل بیت به رویشان باز شده است. در کلیپ ها و فضای مجازی می بینیم حتی بعضی از افرادی که مسیحی، یهودی و ... هستند یک چیزهایی از اهل بیت می شنوند آنچنان شیفته و دلباخته می شوند که صدها مرتبه از ما دلباخته تر می شوند.

استبصار مبلغ مسیحی به برکت گریه بر سیدالشهدا (سلام الله علیه)

یک دفعه قبلا عرض کردم هفت - هشت سال قبل ماداگاسکار در آفریقا رفته بودیم روزی پیر مردی حدود 70- 75 ساله به منزلی که ما بودیم آمد میزبان مان معرفی کرد این آقا اینجا نزدیک 30- 35 سال مبلغ مسیحی بود.

یک شب تاسوعایی این آقا را به روضه تاسوعا بردیم منبری یک مقداری در رابطه با آقا امام حسین (سلام الله علیه)، قمر بنی هاشم و امیرالمؤمنین گفت، ایشان همان جا اشک از چشمش جاری شد جلسه تمام شد فردا صبح این آقا در خانه آمد به قدری گریه کرده بود چشمانش پر از خون است، گفت فلانی نمی دانم این روحانی با این صحبتهایی که از امام حسین و قمر بنی هاشم کرد من را دیوانه کرده است.

خانه رفتم تا صبح فقط ضجه زدم و شیون کردم، تو را به هر کسی معتقد هستی من را به آن روحانی برسان نجاتم بده. پیش آن روحانی رفتیم شهادتین و شهادت بر ولایت را تلقین کرد و ایشان مسلمان و شیعه شد گفت ایشان 12 یا 14 سال است مبلغ سخت کوش شیعه در آفریقا است.

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. بعض وقتها منِ شیعه لیاقتی پیدا نمی کنم ولی در یک مسیحی، خدای عالم یک بارقه و جرقه ای در ذهنش ایجاد می کند این چنین عاشق و دلباخته می شود.

مجری:

خیلی استفاده کردیم و لذت بخش بود، بحمدلله خدا را شکر می کنیم که در این مجلس و مجالس هستیم و این صحبتها را می شنویم ان شاء الله نظر حضرات اهل بیت، خصوصا حضرت آقا اباعبدالله الحسین همچنان که در صحرای عاشوراء به افراد بود ان شاء الله ما هم جزء آن نظر کرده ها باشیم.

حضرت استاد فرمودید یک سری افراد گفته بودند روز قیامت صرفاً افرادی وارد بهشت می شوند که شیعه باشند این بیان را به تمام علماء نسبت داده بودند گفته بودند تمام علمای شیعه این صحبت را می کنند.

و افرادی که شیعه نیستند اگر به انواع و اقسام کفر دچار نباشند وارد جهنم نمی شوند. از جمله جناب محدث بحرانی صاحب حدایق در جلسه پیش مختصری در محضرتان بودیم و شنیدیم از صحبتهای صاحب حدایق اما مطلب فکر می کنم تکمیل نشد اگر تکمله ای دارد در محضرتان هستیم از حضرتعالی بشنویم.

طبق نظر محدث بحرانی صاحب حدائق، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مشهور است که مرحوم صاحب حدایق اخباری است عرض کردیم ایشان اخباری نیست اصولی هست، ولی اصولی مثل صاحب جواهر نیست اخباری هم مثل صاحب فوائد المدنیة شیخ محمد استرآبادی نیست.

الان یک عده خودشان را اخباری می دانند تقلید را باطل می دانند یک سری حرف های مفت و بی اساس می زنند. اینها را صد در صد گمراه و از مسیر هدایت بیرون می دانیم و از جوانها تقاضا می کنیم فریب اینها را نخورند توقیع حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) را دقت کنند که حضرت فرمودند:

«مَنْ کَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوه‏»

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج27، ص131

عوام نمی تواند برود احکام شرعیه اش را از کتاب کافی، تهذیب و وسائل به دست بیاورد. حالا چه کار کند؟ یعنی تمام مردم باید بروند مجتهد بشوند شغل و کاسبی شان را کنار بگذارند بروند درس بخوانند مجتهد بشوند احکام شان را به دست بیاورند؟

الان طرف می خواهد نماز بخواند طهارت نماز، واجبات نماز، مبطلات نماز و شکیات نماز چطوری است چه کار کند؟ مجبور است به مجتهد و کسی که از قرآن و سنت احکام الهی را به دست آورده است مراجعه کند و از آنها تقلید کند.

در هر صورت کتاب حدائق، کتاب استدلالی، فقاهتی و اصولی است ولی اصولی یک مقداری کمرنگ مثل مرحوم فیض کاشانی، مثل علامه محمد باقر مجلسی که اصولی بودنشان یک مقداری کمرنگ است. ایشان در بحار کارهای اجتهادی از روایات می کند کمتر مجتهدی داریم این طور نسبت به روایات اجتهاد کند.

در نرم افزار بحار کلمه «بیان» را جستجو کنید ده بیست تا روایت می آورد بعد بیان می آید وجه جمع بین روایات، پیام روایات و تحلیل روایات را انجام می دهد. یا در کتاب «مرآة العقول» علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در کارهای رجالی متخصص فن رجال است.

ظاهرا دکتر شریعتی خیلی نسبت به مجلسی حرفهای بی ادبانه و خارج از نزاکت میزد، در یکی از کتاب هایش می گوید وقتی مرآة العقول علامه مجلسی را خواندم دیدم اشتباه کردم. ایشان مرد ملا، فاضل،‌ فقیه، محدث و رجالی است.

آیت الله خزعلی هم بارها برایم نقل کرد ایشان بنا بود یک کتابی بنویسد نسبت به جسارتی که نسبت به بزرگان داشت حتی حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در نجف بودند در رابطه با شریعتی و جسارت ایشان به علامه مجلسی برخورد خیلی تندی کردند و عبارتهای خیلی خشنی نسبت به شریعتی داشتند.

شریعتی و امثال ایشان در برابر کمونیست ها سد بزرگی بودند نمی توانیم فراموش کنیم؛ ولی از این طرف اسلام شناسی ایشان به تعبیر شهید مطهری، اسلام شناسی نبود اسلام سرایی بود!!

در جلسه قبل گفتیم صاحب حدایق دوازده عبارت دارد در رابطه با اینکه غیر شیعه فردای قیامت وارد بهشت می شوند. پنج مورد را خواندیم بقیه عبارات را در این جلسه خواهیم خواند.

کتاب «الحدایق الناظرة فی احکام عترت الطاهرة» نوشته الفقیه، المحدث الشیخ یوسف البحرانی متوفای 1186 ایشان در جلد 12 می گوید: مراد از مؤمن کسانی هست که مُقر به امامت ائمه (علیهم السلام) هستند و اما نسبت به آنهایی که ناصبی نیستند و نسبت به اهلبیت (سلام الله علیهم) جسارت و فحاشی نمی کنند.

«ویفهم من بعض الأخبار أنهم یدخلون الجنة بعفو الله من حیث عدم انکارهم الإمامة ونصبهم»

الحدائق الناضرة؛ نویسنده : المحقق البحرانی (وفات: 1186) ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج12، ص 317

امامت ائمه را قبول ندارد ولی انکار هم نمی کند نسبت به ائمه ناسزا نمی گوید بی احترامی هم نمی کند؛ ایشان می گوید اینها وارد بهشت می شوند.

عبارت بعدی ایشان، در جلد 5، صفحه 158 است که می گوید مشهور بین علماء حکم به اسلام و طهارت کسانی است که عداوت اهل بیت را اظهار نمی کنند اینها فردای قیامت اهل نجات هستند.

عبارت هشتم ایشان از کتاب «الشهاب الثاقب» است که می گوید: کثیری از مردم که جاهل به امامت هستند و مطالب امامت به گوش شان نخورده است و یقین به امامت ندارند اینها جزء کسانی هستند که مستضعف هستند و فردای قیامت اهل نجات هستند.

«أنّ کثیراً من الناس کانوا من الجاهلین بالإمامة»

الشهاب الثاقب فی بیان معنى الناصب؛ نویسنده : المحقق البحرانی (وفات: 1186)، تحقیق: السید مهدی الرجائی، ناشر: المحقق، قم: 1419 – 1377ش، ص190

عبارت نُهم باز در کتاب الشهاب الثاقب، صفحه 190 است که می گوید صریح زراره است که:

«أنّهم من أهل الجنّة»

آن کسانی که شیعه نیستند ولی نسبت به اهل بیت عداوت ندارند صحیحه زراره دلالت می کند اینها اهل بهشت هستند. این را چه کار کنیم؟ هم روایت را می آورد هم به این شکل تحلیل می کند. باز در پایان می گوید:

«مع أنّ هذه الأخبار کما رویت صریحة فی کونهم من المرجئین، بل من أهل الجنّة»

نه تنها از مرجعین هستند یعنی امید نجات دارند نه بلکه قطعاً اهل بهشت هستند. ایشان در جای دیگر می گوید افرادی که مؤمن به ولایت نیستند و کافر به ولایت هم نیستند اینها افرادی هستند که فردای قیامت با توجه به روایتی که زراره نقل کرده است و صحیح است اینها اهل بهشت هستند.

عبارتهای مختلف دیگری باز از ایشان است ده دوازده عبارتی که از ایشان آورده بودیم نشان می دهد که مرحوم محدث بحرانی (رضوان الله تعالی علیه) معتقد است غیر از شیعه کسانی که منکر امامت نیستند نسبت به ائمه جسارت و عداوت ندارند اینها:

«مرجون لأمر الله»

 بلکه اینها داخل بهشت خواهند شد.

الشهاب الثاقب فی بیان معنى الناصب؛ نویسنده: المحقق البحرانی (وفات: 1186)، تحقیق: السید مهدی الرجائی، ناشر: المحقق، قم: 1419ق، ص189 و 190 و 193

جناب آقای حیدری می گوید فقهای ما گفتند تمام غیر شیعه نجس هستند در حالیکه ما دوازده عبارت از صاحب حدایق آوردیم که ایشان می گوید غیر شیعه اگر ناصبی نباشد اهل بهشت است.

 البته باز تکرار می کنم دوستان عزیز می گوییم اهل بهشت است نه این که فردای قیامت همه را همین طوری بدون حساب و کتاب به بهشت می برند نه، به خاطر این که شیعه نیست معتقد به امامت ائمه نیست به جهنم نمی برند.

 ولی اگر یک نفر سنی است آدم کشته یک شیعه است آدم کشته مسیحی آدم کشته، دزدی و زنا کرده حسابش جدا است. ما اصلا در رابطه با آنها هیچ بحثی نداریم بحث ما بحث عقیدتی است. آیا این عقیده عدم ایمان به ولایت امیرالمؤمنین مثلاً یک کسی هیچ گناهی نکرده است، یا اگر گناه هم کرد توبه کرده تنها نقص پرونده اش این است که معتقد به امامت ائمه نیست آیا این را جهنم می برند به خاطر این که معتقد به امامت اهل بیت نیست یا بهشت می برند؟

مراجع ما امام خمینی، آیت الله خویی، آقای گلپایگانی و از بزرگواران دیگر از صاحب حدایق آوردیم اگر اینها عداوت اهل بیت را نداشته باشند و مسئله امامت برای اینها قطعی نباشد جزء «المرجون لأمر الله» بلکه جزء داخلین در بهشت خواهند شد.

مجری:

بسیار عالی، ما باید منتظر پاسخ آن افرادی باشیم که این اتهام و تهمت را به این بزرگان زدند. این همه عبارت و مستندات که همه شما بینندگان عزیز با چشم خودتان اینها را مشاهده کردید.

حضرت استاد نامی که زیاد در سخنان حضرتعالی مطرح شد وقتی که بحث اجتهاد را مطرح می فرمودید نام صاحب جواهر بود. البته طبیعی هم است. الان دوره فقهی که می خواهند بنویسند می گویند یک دوره فقه جواهری است. مرجع تقلیدی که می خواهد مرجع تقلید بشود باید بر اساس آن فقه خودش را بچیند. خلاصه مرحوم محمد حسن نجفی صاحب جواهر به عنوان یک نماد مطرح است. لطفا دیدگاه مرحوم صاحب جواهر را در مسئله مورد بحث بفرمائید.

طبق دیدگاه مرحوم صاحب جواهر، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کتاب جواهر با 43 جلد مبسوط ترین کتاب فقه شیعه است. یعنی از زمان شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 413، سید مرتضی 436، شیخ طوسی 460، علامه حلی 726، محقق حلی 676 تا به فقهای معاصر ما برسد، یکی از بهترین کتب فقهی و استدلالی ما کتاب جواهر است. یعنی یک نفر بخواهد درس خارج شروع کند بدون مراجعه به جواهر نمی تواند در درس خارج بالندگی داشته باشد.

دیدم یکی از اساتید بی مزه در کلاس درس گفته بود آقایان مراجع رساله می نویسند از همدیگر تقلید می کنند، مگر می شود یک نفر در تمام این مسائل از اول تا آخر رساله مجتهد بشود؟ بابا جان تو در این فاز نیستی بلد نیستی اصلاً نمی دانی فقه با قاف است یا با غین، آمدی در رابطه با فقهاء حرف می زنی؟

صاحب جواهر 43 جلد کتاب نوشته است. این 43 جلد کتاب، کتاب استدلالی است، تمام کتابهای روایی شیعه را دیده، کتب اربعه را دیده، کتاب وسائل را دیده، کتاب مستدرک را دیده، اقوال تمام فقهاء از شیخ مفید تا زمان خودش صاحب ریاض و اینها همه را دیده است بعد این کتاب را نوشته است.

حتی نقل می کنند ایشان فرزند جوانش از دنیا رفته بود، جمعیت زیادی در نجف برای تشییع جنازه آمده بودند به قبرستان رفتند مشغول کندن قبر و اینها بودند دیدند صاحب جواهر گوشه ای رفته است و مشغول نوشتن است. گفتند شیخ همه مردم برای جوان شما آمدند گفت من نذر کردم هر روز فلان صفحه از جواهر را بنویسم چون بر خودم واجب کردم می ترسم مشغول تشییع جنازه بشوم نتوانم چند صفحه بنویسم کفاره قسم به گردنم بیاید.

اینها اینطوری بودند. نه مثل برخی که صبح بلند می شوند دو تا درس تکراری می دهند خانه می روند سریال می بینند در 24 ساعت، 4 ساعت درست و حسابی وقتشان را برای علم نمی گذارند آن وقت در رابطه با فقهاء اظهار نظر می کنند؟! خیلی تأسف می خورم به حال اینها، تأسف بیشتر هم به حال آنهایی که پای درس این افراد نشسته اند.

جواهر جزء کرامات شیعه است، یعنی یک نفر شروع کند جواهر را مطالعه کند از جلد 1 تا آخر جلد 43 خوب دقت کند و مطالعه کند شاید 25- 30 سال طول بکشد یعنی این قدر، این کتاب پیچیده و عمیق است. ولذا در میان بزرگان ما هم جایگاه خیلی ویژه دارد ایشان متوفای 1266 است.

ایشان در جلد 4 کتاب «جواهر الکلام فی شرح شرایع الإسلام» که در حقیقت شرحی بر شرایع محقق حلی استاد علامه حلی است در موضوع بحث نکاتی دارد.

عرض کردیم محقق حلی متوفای 676، علامه حلی 726، صاحب جواهر هم 1266 است. ایشان در جلد 4، می گوید آقایانی که نسبت کفر به مخالفین دارند:

«هو معلوم الفساد»

این عقیده کفر مخالفین فاسد است.

از این بهتر بگوید؟ کسی نسبت به غیر شیعه می گوید کافر است این معلوم الفساد است چرا؟ اخبار معتبری داریم منجبر به عمل اصحاب، سیره قاطعه دال بر تحقق اسلام به شهادتین است. یعنی مسلمان بودن لازمه اش شهادت بر ولایت نیست شهادتین است.

«وأنه الذی علیه جماعة الناس وبه تحقن الدماء وتنکح النساء وتحل المواریث»

عموم اهل سنت هم همین هستند این که خون، عِرض و مال مردم محفوظ می شود و کسی حق تعرض ندارد و ازدواج با آنها جایز است ارث از آنها می شود بُرد قضیه شهادتین است.

جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام؛ المؤلف: النجفی، الشیخ محمد حسن (المتوفى1266هـ)، تحقیق وتعلیق وتصحیح: محمود القوچانی، ناشر: دار الکتب الاسلامیة تهران، الطبعة: السادسة، 1363ش. ج4، ص83

عرض کردیم برای کسی که ولایت به گوشش نخورده است ادله ولایت برای او قانع کننده نبوده، یقین نکرده همان طوری که رسالت رسول اکرم قطعی است امامتِ امیر المؤمنین هم قطعی است ولی به این نتیجه نرسیده است، این معذور است.

جناب فخر رازی! دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟

فخر رازی در اوایل کتاب تفسیرش می گوید:

«من إقتدى فی دینه بعلی فقد أهتدى»

هر کس در دینش به علی ابن ابی طالب اقتداء کند هدایت پیدا کرده است.

بعد دلیل می آورد چون پیغمبر گفته است:

 «اللهم أدر الحق مع علی حیث دار»

 خدایا حق را همواره با علی همراه کن

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة: الأولى، ج1، ص 168

آقای فخر رازی چه کار کنیم تو که این طوری لا لایی بلد هستی چرا خوابت نمی آید؟ شما ببینید همین فخر رازی چه عبارتهای زشت و ‌بی ادبانه نسبت به فقهای شیعه بیان کرده است. تعابیر کلب، خنزیر و امثال اینها.

ایشان از طرفی در آیه غار حدود پنجاه صفحه در رابطه با اثبات خلافت آقای ابوبکر استدلال آورده و ادله شیعه را نقد کرده و از این طرف می گویی: «من إقتدى فی دینه بعلی فقد أهتدى» کدام را قبول کنیم؟ دم خروس یا قسم حضرت عباس را؟

یک کسی که یقین کرده است امامت اهل بیت قطعی است مثل رسالت رسول الله همان طوری که رسالت رسول اکرم برای کسی قطعی است از ادله کسی بفهمد ولایت علی هم قطعی است ولی با این حال انکار کند این والله، تالله، بالله روایات و فتاوای فقهای ما این است این شخص اهل نجات نیست. می خواهد سنی یا شیعه باشد فرقی نمی کند.

شریعت سنگلجی یک عمر در تهران امام جماعت بود بالای منبر دم از ولایت و امامت می زد، یک مسافرتی به مدینه رفت چون مبانی اعتقادی درستی نداشت وهابی شد، فردای قیامت این را شاید از شمر جلوتر به جهنم ببرند.

ابو الفضل برقعی بیش از سی جلد کتاب در دفاع از ولایت نوشت، وقتی وهابی شد و از مذهب شیعه برگشت نزدیک 36 کتاب علیه شیعه نوشت. الان هم در شبکه های وهابی دارند سخنرانی های او را نسبت به اهل بیت پخش می کنند.

برای ما فرقی نمی کند شیعه باشد سنی باشد. کسی یقین کرد ولایت علی استمرار رسالت نبی مکرم است ولی با این حال این را انکار کرد، اهل جهنم است.

در مورد مصطفی طباطبایی، آیت الله سبحانی چندین بار به خود بنده فرمود شکی در ناصبی بودن طباطبایی ندارم، از ادله برایش روشن است حالا برای اینکه بعضیها می خواهند از ریالهای عربستان و دلارهای آمریکا استفاده کنند یا با بعضی از سفارتها بده بستانی دارند یک سری حرفهای می زنند.

در مناظره هم می آید حرفی برای زدن ندارد سه ساعت و اندی با آقای مصطفی طباطبایی هفت، هشت سال قبل مناظره داشتیم. بنا بود دوستان فیلم مناظره را پخش کنند نمی دانم به کجا رسید. یک زمانی بنا نبود پخش شود ولی الان تصمیم گرفتیم پخش شود.

آقایان مراجعه کنند مناظره را ببینند یک مناظره خیلی دوستانه هم بود. یک نفر هم ناظر علمی بود یعنی وقت را تقسیم می کرد. شما مناظره را ان شاء الله ببینید ایشان چه ادله ای برای عقیده خودش داشت. خودش هم بعد از مناظره سه، چهار ماه کلاسش را تعطیل کرد گفت من اشتباه کردم با قزوینی مناظره کردم اشتباه دوم من این بود که در رابطه با مهدویت مناظره کردم. اینها در مهدویت دستشان خیلی پر بود ای کاش در علوم قرآن مناظره می کردم دستشان خالی است.

بنده الان در همینجا اعلام می کنم جناب آقای طباطبایی تشریف بیاورید هر موضوعی را جنابعالی انتخاب بکنید حاضر هستیم با شما مناظره کنیم. بنده نه، شاگردهای ما جناب آقای یزدانی عزیزمان رساله شان در رابطه با انحرافات اعتقادی شما بود بیایید با ایشان مناظره بفرمایید آماده هستیم مردم ببینند. چرا از مناظره فرار می کنید؟ مگر شما نمی گویید ما قرآنی هستیم؟ قرآنییون چرا به قرآن عمل نمی کنید؟ رسول اکرم می گوید:

(قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ)

بگو: «اگر راست می ‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید!»

سوره بقره (2): آیه 111

(وَإِنَّا أَوْ إِیاکُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)

بگو کیست که شما را از آسمانها و زمین روزی می‏دهد بگو خدا و در حقیقت‏یا ما یا شما بر هدایت ‏یا گمراهی آشکاریم

سوره سبأء (34): آیه 24

یا ما گمراه هستیم شما بر حق هستید یا به عکس، بیایید بنشینیم حق روشن بشود آنی که در ضلالت است به حق بر گردد هیچ حرفی نداریم. شما تشریف بیاورید.

چندی قبل سه چهار باری زنگ زده بود نبودم دوستان وصل کردند سلامٌ علیکم من مصطفی حسینی پسر عموی ناخلف شما هستم «إقرار العقلاء علی انفسهم» خودش می گوید پسر عموی ناخلف شما هستم، بعد ایشان گلایه می کرد در فلان جا می روم نقد آتئیست ها را می کنم چرا شما پشت سر من حرف زدید؟

ایشان هم نمی دانست وقتی حرف می زنیم تا دستمان پر نباشد حرف نمی زنیم گفتم پسر عموی ناخلف ما، شما هفته گذشته در رابطه با مرحوم کلینی نسبت به کافی این همه حرفهای پرت و پلا گفتید چه ربطی به آتئیست ها داشت؟ جوابی نداشت خداحافظی کرد و رفت.

در هر صورت برای ما فرقی نمی کند کسی که علم به ولایت دارد انکار می کند شیعه باشد یا سنی باشد، البته ما در طول 14 قرن تعداد کسانی که به خاطر پول، ثروت و اینها مثل عمر سعد آمدند امام حسین کشی کردند تعداد اینها از انگشتان دو دست تجاوز نمی کند خیلی کمتر است.

ولی به عکس کسانی که مستبصر شدند و به مذهب شیعه کشیده شدند مسیحی، یهودی بودند، هندو بودند بودای بودند، سنی یا وهابی بودند در هر قرنی می توانیم این ها را دهها هزار نفر معرفی کنیم.

دوستان توصیه می کنم به سایت مرکز الأبحاث العقائدیة که زیر نظر حضرت آیت الله سیستانی است کتابی دارند موسوعةٌ من حیات المستبصرین، دانشنامه مستبصرین است. این ها آمدند مخصوصاً‌ در این دو سه قرن اخیر مستبصرین آن جا را آوردند.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر حضرت استاد الحمدلله استفاده کردیم ان شاء الله حتماً‌ تکمله این بحث را در جلسات آینده خواهیم داشت و از محضرتان استفاده خواهیم کرد. همچنین تشکر از شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا پایان برنامه همراه ما بودید تا دیدار خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها