2024 April 22 - دوشنبه 03 ارديبهشت 1403
از دیدگاه فقهای شیعه، آیا اهل سنت کافر و اهل جهنم هستند!؟
کد مطلب: ١٥٥٦٧ تاریخ انتشار: ١٤ مرداد ١٤٠٢ - ١٨:٠٤ تعداد بازدید: 1690
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
از دیدگاه فقهای شیعه، آیا اهل سنت کافر و اهل جهنم هستند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی01-04-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

01/04/1402

موضوع: از دیدگاه فقهای شیعه، آیا اهل سنت کافر و اهل جهنم هستند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

مروری بر خلاصه مطالب مطرح شده در جلسات قبل!

از دیدگاه فقهای شیعه، آیا اهل سنت کافر و اهل جهنم هستند!؟

آقایان علما و طلاب گرانقدر، اینجا را حتما بخوانند!

تهمتی عجیب به شیخ یوسف بحرانی درباره دیدگاه ایشان به اهل سنت!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمین‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق نصیبمان شد باز در شب جمعه ای دیگر در سیداللیالی خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند باشیم و برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را محضر همه شما گرامیان تقدیم بکنیم.

برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد، حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

مثل همیشه در ابتدای برنامه بحث، بحث معرفتی است تمامی برنامه های که در این شبکه الحمدلله برگزار می شود با همین هدف هم انجام می شود و این نوع بحث هایی که با قلب و دل سر و کار دارند باید این قلب آماده بشود.

بحمدلله از محضر حضرت استاد استفاده می کنیم، ابتدائاً زنگار زدایی از دل را با نام نامی حضرت زهرای مرضیه انجام می دهند، ان شاء الله که دلها برای کسب نور معرفت آماده بشود. حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم.

همان طور که عزیزمان اشاره کردند خودمان، دینمان، دنیا و آخرت مان را بیمه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بکنیم با یادی از مظلومیت آن بزرگوار

تنها نگشت خانه ای من قتلگاه من * جان داد پشت در پسری بی گناه من

بین من و مغیره خدایا تو حکم کن * ای روز دادخواهی من دادخواه من

جرمم چه بود بر بدنم تازیانه زد * در پیش دیده ای پسرم ای الاه من

مردم ز من به پیش علی شکوه می برند * تا نشنوند ناله و افغان و آه من!

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی صدیقه طاهره منتی بگذار بر شیعیان، مسلمانان، مظلومان و مستضعفان چشم به راهان و منتظران فرج موفور السرور مولای مان بقیة الله الأعظم را نزدیک کن تا بیاید تقاص خون مادرش صدیقه طاهره را بستاند و ظالمان را سر جای خود بنشاند و مظلومان، آنهایی که غیر از خدا پناهی ندارند به داد آنها برسد ان شاء الله.

مجری:

الهی آمین، خیلی ممنون و متشکر. حضرت استاد بحمدلله در محضر شما بودیم از اخلاق علوی و سیره مهدی شنیدیم برای شروع این بحث و برنامه اگر امکانش است یک مختصری از آن چیزی که فرمودید بفرمایید تا ان شاء الله وارد بحث بشویم.

مروری بر خلاصه مطالب مطرح شده در جلسات قبل!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه یا أبا صالح المهدیّ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ أدرکنی

در رابطه با رسیدن به مرحله بالای کمالات عرض کردیم:

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

یا برسد به مقامی که:

«لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ»

هیچ مَلک مقربی و هیچ نبی مرسلی به ذهنش خطور نمی کند.

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّى الله علیهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: کوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، ج1، ص21

آن مقام نورانیت اهل بیت (علیهم السلام) است که در زیارت عاشوراء می خوانیم:

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص177

حسین جان از خدا می خواهیم که ما را به مقام محمودی که پیش خدا داری برسانی! آن مقامی که انبیاء آرزوی رسیدن به آن مقام را داشتند. راه برای همه باز است ولی بشرطها و شروطها به تعبیر آقا امام هشتم «وأنا مِن شروطها».

ما اگر میخواهیم اخلاق علوی را در خودمان، در خانواده مان، در بستگانمان، در جامعه و محل کارمان پیاده کنیم و سیره مهدوی را در خودمان احیاء کنیم باید اول صبح برخیزیم و با مولایمان بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) عهد و پیمان ببندیم و دعای عهد را بخوانیم.

«اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏، ناشر: مؤسسة فقه الشیعة، ج‏1، ص 227

این دعا در حقیقت یک عهد و پیمانی بین دوستداران اهل بیت و دوستداران آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) با خود حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. صبح بلند می شویم با امام زمان عهد و پیمان ببندیم آقاجان با تو عهد و پیمان می بندیم امروز تمام تلاشمان را به کار می بریم گناه نکنیم. تمام تلاشمان را به کار می بریم واجباتمان را انجام بدهیم. اخلاقمان را اخلاق علوی کنیم روش و سیره مان را سیره مهدوی بکنیم

ولی آقاجان هر چه باشیم قدرتمان کم است و دشمن ما که شیطان و سپاهیانشان باشد قوی هستند آنها ما را می بینند ولی ما آنها را نمی بینیم، آنها ما را وسوسه می کنند:

(أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطینَ عَلَى الْکافِرینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا)

آیا ندیدى که ما شیاطین را به سوى کافران فرستادیم تا آنها را شدیدا تحریک کنند

سوره مریم (19): آیه 83

تنها چیزی که ما را از وسوسه های شیطانی خلاص می کند عنایت و بزرگواری شما است. ما امام زمان را به مادرشان صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قسم می دهیم به تعبیر آیت الله بهجت ما را از لغزش ها حفظ کند.

«فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 99، ص93

هر توفیقی بخواهد در زندگی نصیب ما بشود واسطه این توفیق بین ما و خدای عالم بقیة الله الأعظم حجت ابن الحسن است. نفس کشیدن ما اگر عنایت او نباشد برای ما امکان پذیر نیست حرف زدن، راه رفتن، فکر کردنمان همه و همه؛ یعنی ارزش ما به وجود ما است. این چشم، گوش و دست، گوشت و استخوانی بیش نیستند مرده هم اینها را دارد ولی هیچ خاصیتی ندارد؛ آنکه به ما ارزش داده است روح ما است این روح ما هم بر گرفته از روح اهل بیت (علیهم السلام) است.

(فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ)

هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید!»

سوره حجر (15): آیه 29

در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

«وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِی الْقُبُور»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج2، ص616

به تعبیر علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) هر عبادتی از ما سر بزند کاری از ما سر بزند در حقیقت شعاع تجلی وجود مقدس حضرت ولی عصر به ما است. بدون نظر لطف آن حضرت هیچ کاری نمی توانیم بکنیم به قول بعضی از بزرگان حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) وجود را از ذات حق می گیرد و به عالم هستی پمپاژ می کند.

به تعبیر امام راحل (رضوان الله تعالی علیه):

«فالحقیقة المحمّدیّة هی الَّتی تجلَّت فی صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّیها»

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص57

ایشان این تعبیر را از مرحوم محمد رضا قمشه ای استادشان دارند. اصلا عالم هستی غیر از جلوه محمد و آل محمد چیز دیگری نیست. مثل روشنایی که همه جلوه نور خورشید است و نور خورشید هم از خورشید است.

وجود ما دارد حرکت می کند در حقیقت یک روشنایی است این روشنایی را از نور وجود اهل بیت گرفته ایم نور وجود اهل بیت هم از ذات اقدس ربوبی است.

یا من مثال می زنم الان این لامپ محیط اطرافش را روشن کرده است لامپ از خودش روشنایی دارد؟ خیر. اگر چنانچه رابطه این لامپ با کارخانه برق قطع بشود هم استودیو تاریک است هم خود این لامپ جز تاریکی چیز دیگری نیست. این لامپ بخواهد روشن بشود احتیاج است یک سیمی از این لامپ به کارخانه برق متصل بشود آن جایی که مولد برق است.

وجود ما هم مثل این لامپ است می خواهد روشنایی بدهد، می خواهد حرکتی بکند آثار وجودی از خودش سر بزند، باید به منبع وجود لا یتناهی خدای عالم متصل بشود. واسطه ما به آن وجود لا یتناهی و آن وجود لا رسمَ ولا اسم چه کسی است؟ وجود مقدس ائمه (علیهم السلام) هستند.

در دعای آل یاسین که دوستان را توصیه کردیم بخوانند، علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) نقل کرده است:

«فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل‏»

هیچ آثار وجودی از ما سر نمی زند جز این که شما سبب و واسطه هستید.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

اگر ما به این مرحله از معرفت نرسیم هنوز در شناخت امام، شناخت آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) مشکل داریم باید در شناختمان تجدید نظر کنیم. البته شنیدن اینها هم خیلی ساده است بارها شاید شنیدیم خودمان هم گفتیم مردم از ما شنیدند ولی آیا این را در خودمان لمس می کنیم یا نه؟

الان بنده دارم با شما حرف می زنم احساس می کنم حرکات وجودی که از من صادر می شود صحبتهایی که دارم می کنم مطالبی که بیان می کنم علمی که از آن استفاده می کنم آیا لمس می کنم که اینها همه از وجود حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است یا فقط لقلقه زبان است.

چیزهایی برای شما می گوییم شما یک چیزهایی از ما می شنوید مثل این که کسی از دور آتشی را می بیند تعریف می کند آتش شعله دارد و می سوزاند، معمولاً‌ این طوری هستیم. ولی یک کسی که داخل آتش رفت اعضای بدنش را سوزاند او می فهمد آتش یعنی چه، او سوزش آتش را درک می کند.

اگر معرفتمان در ما سوزش ایجاد کند، به طوری که در همه حال احساس کنیم تمام آثار وجودی ما یک شبه و سایه ای از وجود مطلق بر گرفته از خدای حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است، آن وقت به معرفت حقیقی رسیده ایم.

به یکی از بزرگان - گمان می کنم مرحوم محمد جواد انصاری همدانی بود - گفتند راه تشرف به محضر مقدس حضرت ولی عصر چیست؟ گفت: اگر برای شما زمان غیبت با زمان حضورش یکی شد - خیلی جالب است - آن وقت است که زمینه تشرف برای شما حاصل می شود.

یعنی الان من اینجا نشسته ام نه تنها خود را در محضر حضرت ولی عصر می بینم، بلکه تمام آنچه که از من سر می زند نفس کشیدن من، حرف زدن من، تفکر من، دست تکان دادن من همه و همه سایه وجود حضرت ولی عصر است.

اگر همچنین احساسی کردم یعنی غیبت با حضور برای ما فرقی نکند، اگر به این مرحله توانستیم برسیم و حضرت ولی عصر را در وجود خودمان یافتیم و لمس کردیم احساس کردیم در هر کجا هستیم وجود مقدس حضرت ولی عصر، محیط بر ما است آنچه که از ما سر می زند از آن وجود مقدس به این مرحله رسیدیم دیگر راه برای تشرف قطعاً باز است، پیش منی در یمنی، در یمنی پیش منی.

لذا تلاش کنیم به این مرحله برسیم به این مرحله چیزی نمی خواهد فقط دو تا کلمه است. ترک محرمات، انجام واجبات. البته دو کلمه است ولی به تعبیر مرحوم قاضی مثل این است که انسان بخواهد برود با مژه کوه بکند چقدر سخت است! این که انسان تلاش کند در زندگی گناهی از او سر نزند واجبی از او ترک نشود مثل کندن کوه توسط مژه های چشم است.

ولی این را هم داشته باشیم - تا یار که را خواهد و میلش به که باشد - هر چه بخواهیم تلاش بکنیم، تا نظر آنها نباشد کار به جایی نمی برد.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی * کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

ما باید برویم در خانه حضرت ولی عصر گدایی را گدایی کنیم، این را بارها گفتم گدایی را بلد نیستیم. به خود حضرت بگوییم به ما توفیق گدایی بده، از حضرت بخواهیم توفیق التماس به ما بدهد از حضرت بخواهیم توفیق درک حضور به ما بدهد.

توفیق بدهد در همه حال وجود مقدسش را در وجودمان و زندگیمان کاملاً لمس کنیم. همان طوری که ما هوا را لمس می کنیم و استشمام می کنیم یک لحظه اگر این هوا و اکسیژن نباشد خفه می شویم اینگونه وجود مقدس امام زمان را لمس کنیم.

عرض کردیم یکی از چیزهایی که به ما کمک می کند تا از گناهان دور باشیم و به انجام واجبات اهتمام بورزیم، فکر مرگ و قیامت است. روایات زیاد در این زمینه داریم خیلی از بزرگان و اولیاء الله اگر به جایی رسیده اند این روحیه را در خودشان احیاء کردند که من در همه حال قبل از نماز، بعد از نماز، در حال نماز، در حال مطالعه، در حال غذا خوردن احساس کنم یک روزی باید بمیرم. امام سجاد می فرماید:

«یَا وَیْلَتَا إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی»

وای بر من اگر با این حال بخواهم وارد قبر بشوم. من برای آسایشم آنجا را آماده نکردم!

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشیعة ، ج‏2، ص 591

باید ببینیم اولیاء خدا و بندگان خاص خدا که ما به مقامات والا و بالای آنها تأسف می خوریم، آنها هم در همین دنیا زندگی کردند آنها هم همین غذایی که ما می خوردیم خوردند همین آبی که ما می نوشیم نوشیدند. آنها هم همین نماز و دعا را خواندند ولی غذا، آب و عبادت های آنها رنگ و بوی خدایی داشت.

آنها رسیدند به جایی که خداوند در حقشان فرمود:

«کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ‏»

الکافی ( ط- الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الکتب الإسلامیة، تهران‏: 1407 ق‏؛ ج2، ص 352، ح7

یعنی گوش، چشم و دستشان، خدایی شده است. بعد از مردن تأسف می خوریم، مدام به خودمان فشار می آوریم و خودمان را مذمت می کنیم می گوییم خدایا چه می شود به دنیا بر گردیم ما دیدیم نتیجه غفلت، چقدر سخت است ولی دیگر فایده ای ندارد. جناب عزرائیل آمد پرونده مختومه شد هر کاری کردیم، کردیم.

لذا دوستان عزیز! همین یک جمله بنده را در نظر داشته باشید. شبانه روز، قبل از نماز و بعد از نمازمان یکی دو دقیقه چشممان را ببندیم احساس کنیم که الان جناب ملک الموت آمده و می خواهد ما را قبض روح کند و پرونده های سنگینی داریم که چندین تریلی نمی کشد و با خودمان داریم می بریم.

به حضرت عزرائیل التماس کنیم جناب ملک الموت اجازه بده ما بر گردیم! بعد چشممان را باز کنیم ببینیم عزرائیل به ما اجازه داده و ما برگشتیم به دنیا.

اگر این حالت و روحیه را بتوانیم در خودمان احیاء کنیم هر روز دو دقیقه، زیاد هم نه، دو دقیقه نماز صبح، دو دقیقه نماز ظهر و دو دقیقه هم نماز مغرب و عشا، این خودش درهای بزرگ ملکوت را به روی ما باز می کند. به یک جایی می رسیم که:

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

در جلسات گذشته در رابطه با احوالات قبر، جان کندن و قیامت روایاتی مطرح کردیم رسیدیم به جایی که آیا در قیامت غیر از شیعیان دیگر فِرَق اهل سنت، مسیحی ها، یهودی ها، زرتشتی ها و افراد دیگری کارهای خوبی انجام دادند آیا اینها هم اهل نجات هستند یا نیستند؟

در این زمینه عباراتی را از برخی آقایان نقل کردیم که گفته بودند علمای شیعه می گویند غیر از شیعه همه کافر و نجس و اهل جهنم هستند. گفتیم این فرمایش ایشان با روح روایات اهل بیت ما هیچ سازش ندارد. روایات ما چیز دیگری می گوید.

آنچه که از روایات استفاده می کنیم اینست که غیر از شیعه، کسانی که بغض، عداوت و کینه اهل بیت در دلشان نباشد خداوند با رحمتش با اینها برخورد می کند. در بهشت هم گفتیم درهای متعددی وجود دارد. یک در مخصوص غیر شیعه ها است.

این را آقا امام صادق می گوید. آن وقت منِ آخوند بیایم بگویم نه حتماً باید شیعه به آن جا برود، یا فلان مداح بزرگوار بگوید بهشت مال ما شیعه ها است. ما حدود چهل روایت داریم غالب روایات هم صد در صد صحیح است. اینها را چه کار کنیم؟ این ها را رد کنیم با چه دل و جرأتی رد کنیم؟

ما در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

بزرگوارید، الحمدلله از محضرتان استفاده می کنیم. این صحبت حضرت استاد، بحثهایی در فضای مجازی و محافل علمی به وجود آورد. البته ما از حضرت استاد چیزی جز روایت نشنیدیم و طبیعتاً زمانی که روایت وجود داشته باشد فقهاء هم بر اساس روایات، فرمایشات خودشان را سازگاری می دهند.

جلسه پیش، نسبت به کلام مرحوم امام (رحمة الله علیه) شنیدیم که چه نوع دیدی نسبت به این مطلب داشتند. ان شاء الله امشب مفصل تر نسبت به دیگر بزرگان و فقهای شیعه خواهیم پرداخت که درباره این مسئله که بهشت صرفاً جایی برای شیعیان است یا نه؛ چه نظری دارند آیا آنها هم وارد بهشت می شوند یا نه؟

یک جمعی از فقهای مطرح را طبیعتاً‌ قصد داریم ان شاء الله بررسی بکنیم. حضرت استاد جلسه پیش برخی از این فقهاء را فرمودید اگر این جلسه هم امکانش است بفرمایید تا ان شاء الله بحث را ادامه بدهیم.

از دیدگاه فقهای شیعه، آیا اهل سنت کافر و اهل جهنم هستند!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) به صراحت در کتاب طهاره، می فرماید "تمام آنچه حقیقت اسلام به او مترتب است جز اقرار به شهادتین نیست." روایتی هم نقل می کنند بعد در پایان فتوا می دهند:

«فإنّ المنساق من الروایات أنّ الشهادتین تمام حقیقة الإسلام»

شهادت به وحدانیت خدا و رسالت نبی مکرم حقیقت اسلام است.

«وتمام الموضوع لترتّب الآثار الظاهرة على مظهرها»

و تمام موضوع برای ترتب آثار ظاهره بر کسی است که شهادتین را اظهار کند.

کتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السید الخمینی (وفات : 1410)، تحقیق: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی (س)، ناشر: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی (س)، قم 1427، ج 4 ص 378

ایشان هم فرمودند امامت، جزء اصول مذهب است:

«فالإمامة من أُصول المذهب، لا الدین»

امامت از اصول مذهب است اصول دین نیست.

کتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السید الخمینی (وفات : 1410)، تحقیق: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی (س)، ناشر: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی (س)، قم 1427، ج 3 ص 437

آقای خویی (رضوان الله تعالی علیه) هم در کتاب الطهارة به صراحت می فرماید:

«الولایة بمعنى الخلافة من ضروریات المذهب لا من ضروریات الدین»

کتاب الطهارة؛ نویسنده: السید الخوئی (وفات : 1413)، ناشر: دار الهادی للمطبوعات قم: 1410، ج2، ص86

می گوید ولایت به معنای خلافت از ضروریات مذهب است یعنی اگر کسی قبول نکند شیعه نیست، نه این که مسلمان نباشد. ایشان در کتاب الطهارة، به صراحت می فرماید ملاک در اسلام و حفظ خون، مال، ناموس، توارث و ارث بردن و جواز ازدواج، شهادت به وحدانیت خدا و رسالت نبی مکرم است.

«وهی التی علیها أکثر الناس»

کتاب الطهارة؛ نویسنده: السید الخوئی (وفات : 1413)، ناشر: دار الهادی للمطبوعات قم: 1410، ج2، ص86

واژه «الناس»، «العامه»، «مخالفین» در کلمات فقهای ما غالباً به معنای اهل سنت است. آیت الله العظمی گلپایگانی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «نتایج الأفکار» جلد 1، صفحه 235 - که البته نتوانستیم کتابش را پیدا کنیم و تصویر بگیریم ولی عبارتشان را نقل می کنم - می گوید:

«فحاصل الروایات أن العارف بشأنه مؤمن والمنکر الجاهل ضال والمنکر العالم کافر فلم یثبت الکفر الا لمنکر العالم»

می گوید کفر برای آن کسانی است که عالم هستند و می دانند و یقین دارند که امیر المؤمنین خلیفه پیغمبر است، با اینحال انکار می کنند. بله راه نجاتی برای اینها نیست همان تعبیری که خدای عالم در رابطه با آل فرعون دارد:

(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ)

و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند،

سوره نمل (27): آیه 14

اینها حقانیت حضرت موسی را می دانستند ولی با این که می دانستند انکار کردند. یک وقت است کسی نمی داند و شبهه دارد با تقلید از بزرگان، با تقلید از علماء، با تقلید از پدران و مادران که تعبیر حضرت آیت الله خویی و حضرت امام است، اینها به هیچ وجهی در دایره کفر نیستند و فردای قیامت راه نجات برای اینها باز است.

مرحوم آیت الله العظمی اراکی از مراجع بزرگوار در کتاب الطهارة، صفحه 517 نسبت به غیر شیعه می گوید اینها واسطه بین ایمان و کفر هستند. آنهایی که می دانند و یقین دارند امیرالمؤمنین خلیفه منصوب است. ائمه، امامان منصوب هستند و با علم و یقین انکار می کنند تکلیفشان روشن است. ولی آنهایی که به این مرحله از علم نرسیده اند تمام اینها اهل نجات هستند.

همچنین بزرگان و افراد دیگری جناب آیت الله سند که از مراجع بزرگوار نجف هستند از دوستان نزدیک ما هم هستند، ایشان یک کتابی دارد بنام «الصحابة بین العدالة والعصمة»، از صفحه 321 نزدیک 15- 16 صفحه بحث کردند در اینجا ایشان هم ثابت کردند که فردای قیامت آن دسته از اهل سنتی که عداوت با اهل بیت ندارند و نسبت به اهل بیت سب و شتمی ندارند و بغض اهل بیت را در دل ندارند، اهل نجات هستند.

البته این مطلب را عرض کنیم آنجا:

(فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ * وَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ)

پس هر کس هموزن ذره‌ ای کار خیر انجام دهد آن را می ‌بیند!  و هر کس هموز ذره‌ ای کار بد کرده آن را می ‌بیند!

سوره زلزلة (99): آیات 7 و 8

برای تمام خلایق حاکم است. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و چه یهودی. اگر یک شیعه سیلی به صورت یک یتیمی زده، این ربطی به مذهب ندارد فردای قیامت باید مجازات شود. یک سنی مال یتیمی را خورده است باید مجازات بشود.

یک مسیحی مال کسی را دزدیده است. یک یهودی سیلی به صورت یک مظلومی زده و مال کسی را خورده است حسابش جدا است ربطی به مبحث مذهب ندارد. ما داریم در رابطه با مسائل مذهبی بحث می کنیم. عزیزان دقت بکنند اگر چنانچه کسی هر مذهبی و هر دینی دارد اگر طبق رهنمود عقلش عمل بکند می شود (فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ).

طبق رهنمود عقل، شارع به ما بگوید یا نگوید، می دانیم سیلی زدن به صورت یتیم درست نیست. دزدیدن مال مردم درست نیست. خدا به ما دستور بدهد یا ندهد، عقل به ما حکم می کند. اگر بر خلاف نظرات عقل حرکت کردیم باید آنجا تاوان بدهیم.

البته این را هم داشته باشیم (فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ) تمام اعمال خوب را در یک کفه می گذارند و اعمال بد را هم در یک کفه می گذارند می سنجند.

زمان سابق کشاورز پول نداشت یک کیسه گندم را به مغازه می برد می کشید می گفت گندم من پولش این قدر است به من این قدر قند، چایی، شکر و بده. فردای قیامت اعمال ما این طوری است. اعمال خوب مان در یک کفه است اعمال بدمان هم در کفه دیگر است. اینها را با هم می سنجند.

اعمال بد ما مثلاً نود درجه است اعمال خوب ما صد درجه است اینها را کسر می کنند ده درجه اعمال خوبمان اضافه آمد اهل نجات می شویم. یا نه اعمال بد ما نود درجه است اعمال خوب ما هفتاد درجه است تازه بیست درجه آنجا بدهکار هستیم. آنجا مو را از ماست می کشند و هیچ ملاحظه ای در آن جا نیست.

ولی از آن طرف درب شفاعت باز است، خدای عالم به رسول اکرم، مقام محمود که مقام شفاعت کبری است داده است شیعه و هم سنی دارد رسول اکرم فرمود:

«إِنَّمَا شَفَاعَتِی لِأَهْلِ الْکَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِی»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج3، ص574

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج3، ص213

فرمود شفاعتم را ذخیره کرده ام برای آن دسته از امتم که گناه کبیره دارند. البته شفاعت شرط و شروطی دارد؛

(مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ)

کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!

سوره بقره (2): آیه 255

همه شفاعت ها به اذن خدا است

(وَلَا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى)

و آنها جز برای کسی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمی ‌کنند؛

سوره انبیاء (21): آیه 28

شفاعت برای کسی است که رضایت خدا، رضایت نبی مکرم و اهل بیت را دارد. این ها را باید مرزبندی بکنیم همین طوری فله ای نگوییم اینها باید به بهشت بروند آنها باید به جهنم بروند. آن که دلمان می خواهد بخواهیم وارد بهشت یا جهنم کنیم. قیامت این طوری نیست.

به دوستان بارها توصیه کردم جلد دوم کتاب «حق الیقین» تألیف علامه شُبَّر را مطالعه کنند. کتابش در اینترنت هم است نمی دانم ترجمه شد یا نشده. نسبت به حالات قیامت، به نظرم می رسد این بهترین کتاب است که برگرفته از آیات و روایات اهل بیت (علیهم السلام) است.

مرحوم علامه شُبر (رضوان الله تعالی علیه) جمع بندی زیبایی هم دارد، اضافه این که روایات را آورده است پیام و نتیجه روایت را هم بیان کرده است. یک دفعه روایتی نقل می کنیم رد می شویم می رویم نتیجه گیری نمی کنیم ولی ایشان نتیجه گیری قشنگی کرده است.

آقایان علما و طلاب گرانقدر، اینجا را حتما بخوانند!

امیرالمؤمنین فرمود:

«عَلَیْکُمْ بِالدِّرَایَاتِ لَا بِالرِّوَایَاتِ هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَایَةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَایَة»

کنز الفوائد؛ نویسنده: کراجکى، محمد بن على، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله‏، ناشر: دارالذخائر، ج2، ص31

می فرماید عالمان درایت می کنند یعنی وقتی یک روایتی می خوانند بررسی سندی و بررسی دلالی می کنند این روایت با روایات دیگر در تعارض است در تعارض نیست پیامهای این روایت چیست. این طوری تحلیل می کنند.

آیت الله مؤمن (رضوان الله تعالی علیه) کتابی دو جلدی در رابطه با امامت دارد. از روش ایشان هم خوشم می‌ آید. ایشان یک روایتی که نقل می کند بررسی سندی می کند بعد می گوید از این روایت این مطالب را استفاده می کنیم.

برداشت از روایت، تحلیل روایت، درک پیام روایت مهم ترین چیز است. آن دسته از عزیزانی که از بنده حرف شنوی دارند، از عزیزان علماء، منبری های بزرگوار و مداحان بزرگوار خواهش می کنم دست و پیشانیشان را می بوسم تلاش کنند یک روایتی می خواهند در یک موضوع نقل بکنند تمام روایت را ببینند. نه اینکه یک روایتی دید خوشش آمد اگر من بالای منبر بگویم مردم به به و چه چه بگویند یا بالای منبر بگویم مردم را می ترسانم این ملاک نشود.

چه بسا بعضی از روایات مردم را مأیوس می کند. حتی دو رکعت نمازی که می خواند آن را هم نمی خواند مثلاً بگوید:

«الْغِیبَةُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا»

غیبت از زنا بدتر است.

الخصال؛ ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین، ج1، ص63

بالای منبر بیرویم این را بگوییم یا در ماهواره و فضای مجازی این را با آب و تاب نقل کنیم، طرف روزی بیست، سی تا غیبت می کند پیش خودش می گوید من روزی بیست، سی تا بدتر از زنا انجام می دهم پس کارم تمام است نماز و روزه ام فایده ای ندارد این مردم را مأیوس می کند خلاف شرع و حرام است.

اگر ما در رابطه با غیبت بخواهیم بحث کنیم بگوییم غیبت، مراحلی دارد یک دفعه غیبت پدر، مادر، برادر است مثلاً‌ فلانی بد غذا می خورد فلانی بد راه می رفت یک دفعه یک غیبتی می کنیم این غیبت باعث می شود به گوش آن فرد برسد فتنه درست کند چه بسا از این قتل و شر به پا خیزد. بله، قطعاً غیبتی که منجر به فتنه و قتل بشود گناهش از زنا بالاتر است هیچ شکی در آن نیست؛

(الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ)

و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!

سوره بقره (2): آیه 191

ولی این که بگوییم شما اینجا نشستید غیبت فلانی را کردید یک زنا در پرونده ات ثبت شد، درست نیست. باید یک مقداری فقه الحدیث داشته باشیم. فرمود:

«هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَایَةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَایَةُ»

عزیزان طلبه، برادران بزرگواری که در نشر معارف دینی دارند تلاش می کنند یا به تعبیر مقام معظم رهبری در جهاد تبیین دارند تلاش می کنند، به روایات، کلمات بزرگان و مراجع که می رسند باید دقت بیشتری داشته باشند.

الان می بینیم بعضی از آقایان دم از تقریب می زند یک عبارتی از امام، رهبری و مراجع که به نفع خودش است و در ذهنش از تقریب درست کرده را قبول می کند و آنی که در ذهنش تقریب نمی داند را کنار می گذارد. اینها روش های تقریب نیست تخریب است.

تقریب درست این است که ما فرمایش یک بزرگوار را که می خواهیم نظرش را بدانیم ببینیم در مجموع در یک جلسه، یک مطلبی گفته است جلسه دیگر هم گفته است جلسه بعد هم گفته است اینها را جمع بکنیم از کلمات این بزرگ، نتیجه بگیریم بگوییم ظاهر قضیه این است.

به عنوان نمونه مرحوم شیخ صدوق کتابی به نام «الاعتقادات» دارد. ایشان در این کتاب اعتقادات شیعه را بیان کرده است. ایشان در صفحه 107 این کتاب نقل می کند:

«وَ قِیلَ لِلصَّادِقِ- عَلَیْهِ السَّلَامُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یُسَمِّیهِمْ. فَقَالَ: مَا لَهُ لَعَنَهُ اللَّهُ یَعْرِضُ بِنَا»

اعتقادات الإمامیه( للصدوق)؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏ (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: کنگره شیخ مفید، ایران؛ قم‏، 1414 ق‏، ص107

مرحوم شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه) کتابی به نام «تصحیح الإعتقادات» دارد، ایشان در صفحه 137 این کتاب نسبت به فرمایش مرحوم شیخ صدوق نقد دارد. دو تا عالم و بزرگوار، مرحوم شیخ مفید نسبت به برداشت شیخ صدوق از روایات اعتراض دارد و می گوید آقای شیخ صدوق این برداشتی که شما کردید:

«و هذا رأی یضر صاحبه فی دینه و یمنعه المقام علیه عن الاستبصار»

تصحیح اعتقادات الإمامیة؛ نویسنده: مفید، محمد بن محمد (تاریخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: درگاهى، حسین‏، ناشر: کنگره شیخ مفید، ایران؛ قم:‏ 1414 ق‏، ص137

به گمانم فحشی بدتر از این نمی شود داد. فحش علماء، فحش چار وداری نیست. ایشان نسبت به این روایات به قدری زیبا و عالی تعبیر کرده مرتبط به وحدت، تقریب و برخورد با اهل سنت هم است، اگر ما در تقریب همین روایتی که شیخ صدوق آورده و نقدی که شیخ مفید دارد ملاک قرار دهیم خیلی چیزها برای ما روشن می شود.

مجری:

بسیار عالی و زیبا، این ریز بینی هاست که انسان را به آن حد درایت می رساند. یک نکته ای که در لا به لای صحبت افرادی که تکفیر را نسبت به همه اهل سنت ابراز می دارند وجود دارد، استناد به یک فردی به اسم شیخ یوسف بحرانی صاحب حدایق است. می گویند آقای صاحب حدایق چنین مطلبی داشته است. این تکفیر را به این عالم بزرگوار نسبت می دهند.

آیا واقعاً صاحب حدایق این گونه بوده و این مطلب را به این شکل بیان می کرد؟ آیا ایشان مَشرب اخباری گری داشته است!؟

تهمتی عجیب به شیخ یوسف بحرانی درباره دیدگاه ایشان به اهل سنت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مرحوم بحرانی (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 1186 مشهور بر این است که اخباری است. البته بنده همچنین عقیده ای ندارم. اخباری مثل مرحوم استرآبادی صاحب کتاب الفوائد المدنیة است که اجتهاد را باطل می داند و تقلید را حرام می داند. الان هم در گوشه کنار کشورمان و در عراق و بعضی از کشورهای دیگر هستند که معتقدند اصلاً ما نباید تقلید کنیم.

من معتقد هستم یکی از فاسدترین و لجن ترین عقیده ها، عقیده اخباری گری است. یک عده قرآنی هستند قرآن بسندگی هستند می گویند ما اصلاً به اخبار نباید نگاه کنیم هر چه هست قرآن. یعنی دنیا جنگل مولاست. یک عده هستند اخباری هستند و می گویند ما به هیچ چیزی کار نداریم خودمان ببینیم اخبار چه می گوید. چرا باید مقلد باشیم؟ مگر ما گاو و گوسفند هستیم بخواهیم مقلد باشیم؟ هر دوی اینها گمراه هستند. ملاک، هم کتاب خداست و هم سنت پیامبر است.

مرحوم صاحب بحار (رضوان الله تعالی علیه) تقریباً تمایل کمی نسبت به اخباری گری دارد ولی اخباری نیست. یک مقداری نسبت به اخبار و احادیث شاید در مقایسه با صاحب جواهر، صاحب ریاض، پسر صاحب ریاض، مرحوم سید مجاهد و امثال اینها که گرایش اینها به اصول بیشتر از اخبار هست، به اخبار بیشتر گرایش دارد.

شما کتاب حدایق را از اول تا آخر مطالعه کنید می بینید که همه اجتهاد است، ولی ایشان یک مبنایی دارد در جلد اول، 70- 80 صفحه می آورد که تمام احادیث کتب اربعه صحیح است. البته این هم سر جای خودش نقد شده است آیت الله خویی (رضوان الله تعالی علیه) در جلد اول، معجم رجال الحدیث پنبه اینها را زده خیلی هم عالی زده است. به گمانم کسی بهتر از آیت خویی پنبه این فرمایشات صاحب حدایق را رد نکرده است.

یک بحثی علمی است شیخ صدوق یک حرفی می زند شیخ مفید نقدش می کند. شیخ مفید حرفی می زند شاگردش سید مرتضی می آید نقد می کند سید مرتضی حرفی می زند شاگرد بزرگوارشان شیخ طوسی نقد می کند. شیخ طوسی حرف می زند ابن ادریس صاحب سرائر نقد می کند به تعبیر امام نقد از هدایای خدا به بشر است. با این نقد خیلی از مسائل حل می شود.

فقه شیعه که فقه پویا است راه نقد را باز گذاشتند بیاییم بگوییم جناب آقای ابوحنیفه 150 سال قبل یک حرفی زده است دیگر نباید روی حرف ایشان حرفی بزنیم!؟

محمد رشید رضا در کتاب المنار تعبیری دارد می گوید قرآن می گوید در وضو باید پاها را مسح کرد سنت می گوید مسح کرد عمل صحابه هم می گوید باید مسح کرد، ولی بزرگان ما می گویند چون ائمه ما گفتند پا را بشویید ما باید پای مان را بشوییم! یعنی خلاف قرآن، سنت و سیره صحابه؛ این دین و مذهب نشد!!

یک مقداری دقت کنیم از عزیزان و فضلای اهل سنت تقاضا می کنم در این زمینه حرفی دارند تشریف بیاورند ده دقیقه یک ربع این تریبون را در اختیارشان قرار می دهمین بیایند ادله خودشان را مطرح کنند ما هم ادله خودمان را مطرح می کنیم مردم بشنوند. اگر حرف شما خریدار داشت بخرند.

یعنی ما کالای خودمان را در این بازار نورانی معرفتی به حراج بگذاریم. من می گویم کالای من خوب است شما می گویید کالای من خوب است. این مشتری است که انتخاب می کند کدام کالا را بر دارد. کالای من را بردارد یا کالای شما را بردارد. قرآن هم می گوید:

(فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)

پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانی که سخنان را می ‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می ‌کنند.

سوره زمر (39): آیات 17 و 18

در رابطه با این موضوع نمی دانم چقدر ما می توانیم عرض کنیم. ده نوع عبارت ما از صاحب حدائق ثبت کردیم. خلاصه این ده مورد این است کلید بهشت و جهنم دست کسی نیست. کلید بهشت و جهنم دست رسول اکرم و امیرالمؤمنین است و آنجا هم این طوری نیست که بگویند هر چه شیعه هست به بهشت بیایند هر چه غیر شیعه است به جهنم برود. ملاک در آن جا شهادت به وحدانیت خدا، شهادت به رسالت نبی مکرم است. اگر عداوتی نسبت به اهل بیت نداشته باشد

(قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى)

بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست ‌داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‌]

سوره شوری (42): آیه 23

در بعضی از جاها دارد ناسزا به اهل بیت نگوید توهین به اهل بیت (علیهم السلام) نکند برایشان راه نجات باز است عاقبت هم وارد بهشت خواهد شد. این فرمایش صاحب حدایق است. جناب آقای حیدری می گوید: صاحب حدایق می گوید هر چه غیر شیعه است نجس و کافر است. اگر شما این حرفها را دیدید ما هم دیدیم.

یک جلسه ای ایشان منزل ما تشریف آوردند عزیزمان جناب آقای علیدوست هم تشریف داشتند. گفتم سید بزرگوار این حرفهایی که می زنید در رسانه های وهابی هم دارد پخش می شود. همین فرمایشات ایشان را دیدم در خیلی از کانال ها و گروه ها گذاشتند و می گویند ببینید شیعه ها چه دارند می گویند.

گفتم: یک دفعه شما نظر خودت را می گویی مسئله ای نیست آزاد هستی. اما این که بگویی هیچ عالم شیعه همچنین حرفی نزده است؛ شما وقتی از صاحب حدایق نقل می کنید کتاب های ایشان در اختیار همه مردم است می بینند وقتی ثابت می شود فرمایشات شما بی اساس است آن وقت موقعیت علمی شما زیر سوال می رود و دیگر حرف های شما را مردم نمی خرند.

مرحوم شیخ یوسف بحرانی صاحب کتاب«حدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة» می گوید مردم فردای قیامت سه دسته هستند: مؤمن، کافر و مسلمان:

«الاول من عرف الإمامة ودان بها»

مؤمن کسی که امامت را شنید و قبول کرده است.

«الثانی من جحدها وأنکرها والثالث من جهلها ویعبر عنه فی الأخبار بمن لا یعرف ولا ینصب»

کافر کسی است که علم دارد به این که امامت حق است ولی با علم به حقانیت انکار می کند و مسلمان کسی که علم ندارد در روایات ما است. یعنی نه شناخت دارد نه توهین می کند.

الحدائق الناضرة؛ نویسنده: المحقق البحرانی (وفات : 1186) ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج22، ص272

بعد ایشان می گوید طبق روایاتی که از امام صادق (سلام الله علیه) داریم، آن وسطی ها که علم به حقانیت اهل بیت دارند و انکار می کنند یا نسبت به اهل بیت جسارت می کنند تکلیفشان روشن است اینها راه نجات ندارند. ولی آنهایی که شیعه هستند و آنهایی که علم به حقانیت اهل بیت ندارند و ناسزا نمی گویند اهل بهشت هستند هیچ حرفی در اینجا نیست.

ایشان در جلد ده کلامی را از ابن ادریس (رضوان الله تعالی علیه) نوه دختری شیخ طوسی نقل می کند که گفته است: مستضعف کسی است که عارف به اختلاف مردم در مذاهب نشود و خیلی در مسئله شیعه، سنی اطلاعاتی ندارد

«ولا یبغض أهل الحق على اعتقادهم»

 نسبت به اهل حق (شیعه) بغض و کینه ندارد.

یعنی نمی گویند چون شیعه ها معتقد هستند که علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) خلیفه اول است، پس اینها کافر و مشرک هستند. سپس می گوید از شیخ مفید در کتاب الغریة نقل شده که:

«أنه عرفه بأنه الذی یعرف بالولاء ویتوقف عن البراء»

ولایت را می شناسد ولی نسبت به اهل بیت توقف می کند.

الحدائق الناضرة؛ نویسنده : المحقق البحرانی (وفات : 1186) ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج10، ص443

می گوید مفهوم اخبار این است آن کسانی که مستضعف هستند یعنی حقانیت اهل بیت به گوش شان نرسیده است یا به گوش شان رسیده ولی علم برای اینها نیامده است و انکار هم نکردند گفتند هر چه است شیعه به دین خود، سنی به دین خود؛ فردای قیامت طبق آیه شریفه

(إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا یسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَلَا یهْتَدُونَ سَبِیلًا)

مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته ‌اند (و حقیقتا مستضعفند)؛ نه چاره ‌ای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محیط آلوده) می ‌یابند.

سوره نساء (4): آیه 98

همه اینها فردای قیامت وارد بهشت خواهند شد. ایشان در جای دیگر می گوید روایات مستفیض از ائمه (علیهم السلام) داریم که مردم سه دسته هستند. مؤمن، کافر و مستضعف. مؤمن مُقر به امامت ائمه است و کافر، منکر هستند.

«والأولان من أهل الوعدین بالجنة والنار»

آنهایی که معتقد به امامت اهل بیت هستند بهشتی هستند، آنهایی که نسبت به اهل بیت ناسزا می گویند جهنمی هستند؛ اما آنهایی که نه ائمه را قبول دارند و نه نسبت به ائمه اهانت می کنند اینها:

«من المرجئین لأمر الله»

به رحمت خدای عالم بستگی دارد فردا خدای عالم با اینها چه کار بکند.

الحدائق الناضرة؛ نویسنده : المحقق البحرانی (وفات : 1186) ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج12، ص317

این فرمایشات مرحوم صاحب حدایق است نباید همه مسائل را بر مبنای حرف های خودمان بگذاریم. ایشان می گوید آنهایی که ائمه را قبول ندارند ولی ناسزا هم نمی گویند شیعه را ناسزا نمی گویند به خاطر این که معتقد به امامت هستند مشرک و واجب القتل نمی دانند، فردای قیامت همه اینها اهل بهشت هستند.

باز در جای دیگر می گوید:

«ومما یؤکد ذلک أنه قد ورد فی أخبارنا أن المستضعفین من المخالفین»

آن که در روایات ما مورد تأکید است آن دسته از اهل سنتی که مستضعف هستند.

مستضعف یعنی حق به گوش شان نرسیده است یا حق به گوششان رسیده ولی انکار نکرده اند.

«ممن یرجى لهم الفوز بالجنة»

از روایات استفاده می کنیم امید رفتن به بهشت برای اینها است.

وقتی این را صاحب حدایق به صراحت می گوید دیگر نگوییم ایشان غیر شیعه را بهشتی نمی داند. یا:

«إلا أن ظاهر جملة من الأخبار أن عاقبة أمرهم إلى الجنة»

جمله ای از روایات ما می گوید اهل سنتی که ائمه را قبول ندارند ولی ناسزا هم نمی گویند عداوت هم ندارند عاقبت همه وارد بهشت می شوند.

الحدائق الناضرة؛ نویسنده: المحقق البحرانی (وفات : 1186) ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج1، ص86

این را صاحب حدایق دارد می گوید. آن وقت بگوییم صاحب حدایق معتقد است تمام اهل سنت چنین و چنان هستند، اگر هم می گوید در دنیا طهارت دارند در آخرت این ها اهل جهنم هستند.

این نظر صاحب حدائق است می گوید ظاهر بخشی از روایات ما این است که عاقبت امر آقایان اهل سنت که امامت ائمه را قبول ندارند و نسبت به ائمه هم ناسزا نمی گویند، به خاطر عقیده شان جهنم نمی روند اینها عاقبت به بهشت می روند.

اگر خدای ناکرده یک گناهی کرده باشد آن گناه مال خودش است فرقی نمی کند آن گناه را شیعه، سنی و مسیحی کرده باشد هر کس نسبت به گناهش باید جواب بدهد ولی بحث ما در رابطه با مسائل عقیدتی است.

باز ایشان در حدایق، جلد 22 می گوید کسانی که نصب ائمه نمی کنند جاهل به امر امامت هم هستند

«وهم أکثر الناس فی زمان الأئمة علیهم السلام »

اکثریت مسلمانها زمان ائمه این طوری بودند؛ یعنی امامت ائمه را قبول نداشتند و نسبت به ائمه جسارت نمی کردند روایات مستفیض داریم در آخر می گوید:

«ربما دلت بعض الأخبار على دخولهم الجنة بسعة الرحمة الإلهیة»

این صاحب حدایق است به قول شما اخباری است، گفتیم قبول نداریم اخباری است شما می گویید اخباری است. در شبکه های وهابی عمدتاً می گویند صاحب حدایق این را گفته است.

این مطلب را آن دفعه هم عرض کردم آخرین مناظره ای که با پرفسور غامدی در منزلشان داشتیم سال 95- 96 چند نفر از بزرگان هم آنجا بودند. جناب آقای دکتر مبلغی، دکتر زمانی، دکتر معارف و دکتر عادل از ایران بودند.

ایشان یک تکه های از حدایق را بیان کرد گفت ببین مراجع شما می گویند سنی ها نجس و کافر هستند. ما هم همان جا لپ تاپ را در آوردیم گفتیم این دارد نقل قول می کند بعد رد می کند.

آخر این انصاف است ما بیاییم قولی که صاحب حدایق از دیگران نقل کرده و رد کرده است آن را ملاک قرار بدهیم و بگوئیم که یکی از علمای شیعه گفته است سنی ها چنین و چنان هستند. ایشان به صراحت می گوید:

«ربما دلت بعض الأخبار على دخولهم الجنة بسعة الرحمة الإلهیة»

روایات دلالت می کند اهل سنتی که سب ائمه نمی کنند توهین ندارند کینه شیعه را در دل ندارند اینها با رحمت وسیع خداوند وارد بهشت می شوند.

الحدائق الناضرة؛ نویسنده : المحقق البحرانی (وفات : 1186) ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج22، ص510

از این بهتر عبارت صاحب حدایق داشته باشد؟ انصاف هم یک چیز خوبی است. به قول حضرت زینب (سلام الله علیه) که فرمود: «أ من الانصاف یابن الطلقاء»!؟

من ده عبارت از ایشان یادداشت کرده بودم از این ده عبارت پنج تایش را عرض کردم ان شاء‌ الله جلسه بعدی از عبارت ششم به بعد عرض می کنیم.

مجری:

استفاده خواهیم کرد هر چند با یک سند هم اگر کسی اهل پیدا کردن حق و معرفت باشد به آن می رسد اما چون ادعا، ادعای فردی بود که خودش را عالم به این نوع منهج ها و رسم و رسومات می دانست جا دارد تک تک این ها را پر رنگ کرد و ما هم حضرت استاد از محضرتان استفاده می کنیم.

خیلی از محضرتان تشکر می کنم الحمدلله این جلسه هم استفاده کردیم و همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه ما بودید ان شاء الله موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها