2024 February 29 - پنج شنبه 10 اسفند 1402
تبیین روایتی شیرین در چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها)
کد مطلب: ١٥٥٥١ تاریخ انتشار: ٠٣ تير ١٤٠٢ - ١٦:٤٥ تعداد بازدید: 493
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
تبیین روایتی شیرین در چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها)

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی18-03-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

18/03/1402

موضوع: تبیین روایتی شیرین در چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها)

برنامه اخلاق علوی  سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

ذکر توسل و بیان مصیبت جانسوز حضرت زهرا (سلام الله علیه)

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

شناختن گناه؛ اولویت ضروری در مسیر رعایت تقوا

آیا منکرین امامت و ولایت ائمه (علیهم السلام) اهل جهنم هستند!؟

روایت فوق العاده شیرین برای چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها)

تماس‌های بینندگان برنامه

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمین‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق را باز پیدا کردیم در شب جمعه ای دیگر در سید اللیالی برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را محضر همه شما گرامیان تقدیم کنیم. ان شاء‌ الله که این جلسه هم تا انتهاء بتوانیم همراه شما باشیم.

همان طور که مستحضر هستید این برنامه در محضر حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی هستیم ان شاء الله بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

در ابتدای برنامه حُسن مطلع این برنامه هایی که در خدمت حضرت استاد هستیم دل ها را زنگار زدایی می کنیم آماده می کنیم برای تابش نور معرفت بر این دلهای غبار آلود با ذکر نامی از حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها).

حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. امیدوارم که خدای عالم به برکت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به همه ما عنایت کند فرج مولای مان را نزدیک کند و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار حضرت ان شاء الله قرار بدهد.

ذکر توسل و بیان مصیبت جانسوز حضرت زهرا (سلام الله علیه)

همانطور که عزیزمان هم اشاره کردند یادی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشته باشیم. بهترین روضه، روضه ای است که امیرالمؤمنین به هنگام دفن صدیقه طاهره (سلام الله علیها) خواندند. امیرالمؤمنینی که مردم در طول 23 سال دوران رسالت از امیرالمؤمنین جز شجاعت و شهامت چیز دیگری ندیده بودند.

شاید اولین بار است که می بینند امیرالمؤمنین دارد اشک می ریزد و کاسه صبرش لبریز شده است. می خواهد زهرای مرضیه را دفن کند، معمولاً عزیزان موقع دفن یک نفر سر جنازه را یک نفر طرف پای جنازه را می گیرد وارد قبر می کند.

صدیقه طاهره غیر از امیرالمؤمنین محرمی ندارد فرزندانش کوچک هستند توانایی گرفتن یک طرف جنازه را ندارند سلمان و ابوذر هم محرم نیستند. امیرالمؤمنین معطل مانده بود یک دفعه دید دو دستی شبیه دست رسول الله از قبر بیرون آمد یک طرف جنازه را گرفت، طرف دیگر هم امیرالمؤمنین داشت. حضرت خطاب به نبی مکرم عرضه داشت:

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِکَ وَ السَّرِیعَةِ اللَّحَاقِ بِکَ»

درود بر تو ای رسول خدا از من و از دخترت که به جوار تو آمد. با سرعت زیاد در مدت کوتاه عمرش پایان پذیرفت و به شما ملحق شد.

این جمله علی خیلی درد آور است عرضه داشت:

«قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ رَقَ‏ عَنْهَا تَجَلُّدِی»

ای رسول خدا بر مصیبت نور چشم تو صبر من به لب رسیده است. طاقتم بی طاق شده است.

تا آنجایی که می فرماید:

«أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 320

دیگر حزن و اندوه من در فراغ زهرا پایان پذیر نیست، تا آخر عمرم مصیبت زهرای مرضیه در دل من شعله می کشد و یک لحظه آرام نمی گیرم. از فراق زهرا شبها آرامشی ندارم بخواهم استراحت کنم. شبهای علی با بیداری، روزهای علی با غصه همراه است.

من چند روز قبل در نزد یکی از بزرگان یک جمله ای گفتم، ایشان هم خیلی منقلب شد. عرض کردم اگر سید الشهداء (سلام الله علیه) در کربلا و در کنار جنازه مطهر قمر بنی هاشم یک بار گفت:

«الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج58، ص233

ولی امیرالمؤمنین سی سال بعد از زهرای مرضیه هیچ روزی نبود که نگوید «انْکَسَرَ ظَهْرِی» کمرم شکست با رفتن زهرا تاب و توانم تاب شد.

امیدوارم خدای عالم به آبروی قلب محزون امیرالمؤمنین، به احترام داغ دل علی غصه های جگر علی، اشک چشمان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)؛ عنایتی کند فرج فرزندش بقیة الله الأعظم را نزدیک کند همه ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاء الله.

مجری:

الهی آمین، خیلی ممنون و متشکر. بحمدلله ما در شب های جمعه این توفیق را داشتیم و داریم که در محضر استاد با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی باشیم. آن فرمایشاتی که حضرت استاد داشتند فرمایشات گهرباری بودند که انسان را آماده می کنند برای اینکه حقیقتاً بخواهد یکی از پا در رکابان مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بگیرد. حضرت استاد اگر امکانش است یک مختصری از مطالب گذشته بیان بفرمایید ان شاء‌ الله وارد مبحث جدید بشویم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه.

در رابطه با اخلاق علوی و سیره مهدوی عرض کردیم در رکاب امیرالمؤمنین بودن و از یاران حضرت بودن با ادعا نمی شود، با سخن گفتن خالی بدون عمل نخواهد شد. باید سنخیتی با خود حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) داشته باشیم تا بتوانیم در رکاب آن بزرگوار قرار بگیریم.

البته در اینکه در تمام امور هم سنخ و هم سطح او باشیم برای امثال ماها خیلی سخت است یا اصلاً‌ تصورش هم امکان پذیر نیست. حتی انبیاء و اولیاء الهی هم برای رسیدن به آن مقامی که خدای عالم برای محمد و آل محمد قرار داده است آرزو می کردند که به آن مقام برسند، به تعبیر حضرت امیر:

«أَلَا وَ إِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد»

نهج البلاغة( للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین‏، تاریخ وفات مؤلف: 406 ق‏، محقق: فیض الإسلام‏، ناشر: هجرت‏، قم‏، 1414 ق‏؛ ص 417، نامه 45

گرچه نمی توانید مثل علی باشید ولی تلاش کنید

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ)

پس تا می ‌توانید تقوای الهی پیشه کنید

سوره تغابن (64): آیه 16

آن اندازه ای که می توانید تقوا داشته باشید؛ یعنی از محرمات اجتناب کنید و به واجبات هم عمل کنید. بارها عرض کردم گفتن این قضیه خیلی ساده است ولی تصور و پیاده کردنش خیلی سخت است.

شناختن گناه؛ اولویت ضروری در مسیر رعایت تقوا

اولاً خود شناختن گناه و معصیت یک بابی است که خیلی وقتها ما گناهی را انجام می دهیم اصلاً‌ تصور نمی کنیم گناه است. به سر بچه داد می کشیم سیلی می زنیم؛ زن به سر شوهر داد می زند شوهر سر زن داد می کشد. اصلاً تصور نمی کنیم گناه داریم می کنیم.

یا یک عبارت خیلی ساده عرض کنم می خواهیم وضو بگیریم آب شیر را باز می کنیم همین طوری آب شیر دارد می رود ما هم داریم وضو می گیریم، این خلاف شرع و حرام است. یعنی این آبی که متعلق به میلیون ها نفر است داریم اسراف می کنیم ضِمان دارد فردای قیامت گرفتار می شویم. پنج دقیقه وضوی من طول می کشد و پنج دقیقه هم این آب می رود.

می توانم شیر آب را باز کنم برای هر قسمت از وضو دستم را پر از آب کنم شیر را ببندم. در شرح حال امام ملاحظه بفرمایید نسبت به بعضی از افرادی که شیر را باز می گذاشتند وضو می گرفتند چقدر امام عصبانی می شدند و در تمام عمرشان همواره وضو می گرفتند شیر آب را باز می کرد دستش پر می شد شیر را می بستند.

یا آقا حمام می رود می خواهد غسل بکند یک غسلی که می شود در عرض یک دقیقه انجام داد یا کمتر از یک دقیقه انجام داد، پنج دقیقه، شش دقیقه، فقط سرش را می شوید و هنوز یقین نمی کند که آب به همه جا رسید. چندین بار می شوید. همه اینها خلاف شرع و حرام است.

بعضی وقتها یک کارهایی از ما سر می زند که ما اصلاً توجه نداریم. در اتاق نشستیم با یک لامپ می توانیم مطالعه کنیم پنج شش تا چراغ روشن کردیم. این خلاف شرع و حرام است. یا موقع خوابیدن تلاش می کنیم چراغ خوابی روشن کنیم چه نیازی دارد؟ یک دفعه یک بچه شیر خواره ای است اگر محیط اتاق روشن نباشد خدای ناکرده مشکلی پیش می آید ولی ماهایی که در اتاق می خوابیم یک چراغ خوابی هم باید روشن کنیم تا صبح ما خوابیدیم آن چراغ هم دارد برق مصرف می کند.

یا چراغ دم در روشن است با اینکه اداره برق تمام خیابانها را برق کشی کرده است. یادم نمی رود در شرح حال حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) دارد که ایشان مشغول استراحت می خواستند بشوند طبقه بالا بودند نگاه می کنند می بینند چراغ دم در روشن است. پیرمرد از پله ها پایین می آید می رود چراغ را خاموش می کند می گوید این اسراف، حرام و خلاف شرع است. به مستخدمش هم می گوید شب چراغ دم در نباید روشن باشد اول شب رفت و آمد است بحث دیگری است، ولی می خواهیم استراحت کنیم چه نیازی است جلوی درمان چراغ مان روشن باشد؟

دوستان عزیز اینکه گفتند تقوا، اولش ترک گناه است ترک گناه هم اولش شناخت گناه است، باید دقت کنیم در درس اخلاق بعضی از بزرگان و اساتید اخلاق بنشینیم. یا کتاب معراج السعادة مرحوم نراقی که شاید مثلش در تاریخ شیعه نوشته نشده است را بخوانیم. که هم در شناخت گناهان و هم راه ترک گناهان. آیات، روایات، داستان و اشعار یعنی یک چیز جامع جامعی است.

مرحوم محدث قمی که بحارالأنوار 110 جلدی را در دو جلد خلاصه کرده به نام سفینة البحار؛ می گوید هر وقت مسافرت می روم «معراج السعادة» مرحوم نراقی را با خودم می برم.

چاپ قدیم این کتاب بزرگ است. می گوید دیدم بردن این کتاب برای من خیلی سخت است نشستم این کتاب را خلاصه کردم یادداشت کردم یادداشت های خودم را می بردم. این یادداشتها بعداً به نام «مقامات العلیة» چاپ شد. دو سالی که ما در حوزه علمیه قزوین بودیم این کتاب، کتاب درسی طلبه ها بود.

من از عزیزن تقاضا می کنم کتاب مقامات العلیة که خلاصه ای از معراج السعادة مرحوم نراقی به قلم محدث قمی است را تهیه کنند فایلش را در موبایل شان داشته باشند روزی پنج دقیقه، ده دقیقه مطالعه کنند.

چون این مطالب فرار است و به تعبیر آقای قاضی چیزهایی که فرار است باید کرّار باشد تنها راه فرّار، کرّار بودن است. تکرار متعدد کنیم تا برای ما ملکه بشود تا ملکه نشده نمی توانیم.

لذا عرض می کنیم مقدمه (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) این است که مطالعه کنیم و ببینیم گناه و معصیت چیست. مثلا غذا می خوریم سیر شدیم چند لقمه بیشتر می خوریم همین باعث بیماری می شود و این خلاف شرع است. چون چیزی که ضرر داشته باشد خلاف شرع است. یا بنده هنوز احساس گرسنگی نمی کنم غذا می خورم هم در روایات ما است هم پزشکان می گویند مادامی که شما گرسنگی کامل احساس نکردید غذا نخورید ضرر دارد.

ببینید گناه، اطراف ما همین طوری چیده شده است معصیت، کل اطراف ما را آلوده کرده است خوشا به حال آنهایی که گناهان را می شناسند و از گناهان اجتناب می کنند.

این یک بحثی است که ما در هر هفته تکرار کردیم هر بار با یک بیانی یک چیزی خدای عالم به ذهن ما می اندازد که هم برای خود ما عبرت باشد بتوانیم از این حرفها، تکان بخوریم؛

(وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ)

و پیوسته تذکر ده، زیرا تذکر مؤمنان را سود می ‌بخشد.

سوره ذاریات (51): آیه 55

اولش خودمان هستیم بعد هم بینندگان عزیز جملاتی را که برخواسته از کلمات معصومین (سلام الله علیهم)، عرفاء و بزرگان است دقت کنیم.

بعد عرض کردیم در رابطه با مسئله توحید یکی از ویژگیهای یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) این است که خدا را آن گونه ای که شایسته است موحَّد می دانند.

«عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»

خدا را آن گونه ای که شایسته است می شناسند.

کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عیسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبریز، ج‏2، ص478

تمام این گناهان و معاصی ما به خاطر غفلت از خدا است. اگر ما خدا را شناختیم و به این یقین رسیدیم که تمام اعمال ما چه اعمال ظاهری و چه اعمال باطنی در محضر حق است، خدای عالم آگاه است آنچه که از زاویه ذهن ما می گذرد از این هم آگاه است دیگر گناه و معصیتی از ما سر نمی زند.

امام تعبیری دارد گمان می کنم در شرح دعای سحر باشد می گوید: «مایه تمام گناهانی که بشر مرتکب می شود به ضعف ایمان به خدا بر می گردد.» اگر ایمان به خدای ما قوی باشد خدا را ناظر و شاهد ببینیم همانطوری که اگر یک کسی از ما فیلمبرداری می کند تلاش می کنیم حرکات و صحبتهای ما، یک صحبتهای سنجیده باشد فردا افراد از این صحبتهای ما بر ضد ما استفاده نکنند چقدر مراقب هستیم؟

یک آقایی که یک دوربین جامد و خشک و خالی دستش گرفته ما این قدر رعایت می کنیم ولی خدای عالم از تمام ظاهر، باطن و گذشته ما آگاه است در عالم اَلست چه بر ما گذشته است، در عالم رحم مادران ما و صُلب پدرمان بر ما چه گذشته است، دوران شیر خوارگی بر ما چه گذشته است، دوران طفولیت بر ما چه گذشته است، نوجوانی، جوانی، پیری چه گذشته است، عاقبت و فردا، مرگ و قبر، قیامت، بهشت و جهنم ما، همه چیز را خدا می داند.

یعنی یک کسی که این چنین آگاهی دارد و او ناظر حال ما است او شاهد حال ما است فردا همان حاکم خواهد بود:

«اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِم‏»

آن کسی که امروز شاهد ما است فردا ما را به محاکمه خواهد کشید.

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 532

مثل یک قاضی که خودش شاهد است طرف دارد دزدی می کند خودش دارد می بیند که این طرف دارد قتل انجام می دهد دیگر احتیاجی به بیّنه و شاهد ندارد. قاضی در آنجا به علم خودش عمل می کند می گوید خودم دیدم تو داشتی مغازه یا خانه فلانی را به سرقت می بردی. خدای عالم هم شاهد است و هم حاکم است هم قاضی است هم مجری است ولذا ما باید دقت کنیم.

یکی از چیزهایی که به ما کمک می کند از گناهان اجتناب بکنیم و به یاران حضرت ولی عصر نزدیک شویم یاد مرگ بودن،‌ یاد جان دادن، یاد شب اول قبر، یاد فشار قبر، عذابهایی که در قبر می کشیم عذابهایی که در قیامت می کشیم است. در آیه 71 سوره مریم فرمود:

(وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیا)

و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم می ‌شوید؛ این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت!

سوره مریم (19): آیه 71

در این زمینه مطالبی را از مفسران بزرگ و عالیقدر نقل کردیم و عرائضی هم گفتیم. عرض کردیم این مربوط به پل صراط است که بر بالای جهنم کشیده شده است و عبور از آنجا برای رسیدن به بهشت است مؤمنین و اولیاء خدا می آیند همانند برق می گذرند اصلاً احساس نمی کنند از بالای جهنم رد شدند نه آتش، نه حرارتی. ولی افراد فساق، کفار، مشرکین و نواصب موقع عبور می لغزند و وارد آتش جهنم می شوند، دیگر به بهشت نمی رسند و بهشت را هم نمی بینند.

در ادامه عرض کردیم یکی از چیزهایی که در آنجا اُس اساس کار است، قسیم بودن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است.

«علی قَسِیمُ الجنَّةِ والنَّار»

نثر الدر فی المحاضرات؛ اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسین الآبی الوفاة: 421هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت /لبنان - 1424هـ - 2004م، الطبعة: الأولى، تحقیق: خالد عبد الغنی محفوط، ج 5، ص 138

تقسیم بهشت و جهنم به دست علی است از پل صراط کسی بخواهد رد بشود اگر ولایت و محبت علی را داشته باشد رد خواهد شد و اگر ولایت علی را نداشته باشد با سر داخل آتش جهنم خواهد شد. خلاصه بحث ما گرچه طول کشید این بود اگر سوال جدید دارید بفرمایید

مجری:

بزرگوار هستید از محضرتان استفاده می کنیم. استاد این مسائلی که مطرح شد قطعاً مسائل مهمی بود و شناختیم که باید محبت امیرالمؤمنین را داشت تا مجوز عبور از پل صراط و رسیدن به بهشت را به همراه خودمان داشته باشیم.

قبل از این که سوال را مطرح بکنم، بعضی از بینندگان عزیزی که همراه ما هستند همچنانکه روزهای قبل هم همراه برنامه حضرت استاد در برنامه حبل المتین بودند و برنامه را مشاهده کردند سوالاتی که در آنجا مطرح شده بود پاسخش را دادند و از طریق فضای مجازی برای سر شماره های که خدمت شان اعلام شده ارسال کردند.

ان شاء الله بنا شده بود و همچنان هم بنا بر همین است امشب قرعه کشی را در محضر حضرت استاد انجام خواهیم داد و در انتهای برنامه برنده آن مسابقه را هم مشخص خواهیم کرد.

آیا منکرین امامت و ولایت ائمه (علیهم السلام) اهل جهنم هستند!؟

حضرت استاد نسبت به محبت و ولایت آقا امیر المؤمنین این سوال مطرح می شود یک سری افراد هستند ممکن است این ولایت و امامت را به آن معنای اصلی خودش قبول نداشته باشند حکمشان چه می شود؟ آیا اینها وارد جهنم می شوند یا راهی برای عبورشان وجود دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سوال خیلی خوب و زیبایی است، اگر بنا باشد فردای قیامت کسی که معتقد به امامت حضرت امیر و فرزندانش نشود اهل جهنم باشد، خیلی کم خواهد شد کسانی که به بهشت داخل می شوند. این سوال برای خیلی از عزیزان چه شیعه، چه اهل سنت حتی مسیحی ها، یهودی ها و زرتشتی ها مطرح است.

در اینجا باید بین عالم و جاهل، جاهل قاصر، جاهل مقصر فرق بگذاریم. اگر اینها را خوب توانستیم فرق بگذاریم مسئله کاملاً‌ حل خواهد شد.

یک تعبیری از امام (رضوان الله تعالی علیه) در وصیتنامه سیاسی الهی بیاورم عزیزان خوب دقت کنند. نکته خیلی ظریفی است این آخرین نظر امام (رضوان الله تعالی علیه) است.

بعضی از افراد جُهال و نادان خودشان را پشت سر امام و رهبری مخفی کردند، مطالبی را برای یک سری امیال و آرزوهای شیطانی خودشان مطرح می کنند که خطر اینها برای شیعه از خطر وهابیت خیلی بیشتر است.

خیلی زیاد نمی خواهم در این زمینه حرف بزنم، این متن کامل وصیتنامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی (رحمه الله) است. در اینجا در رابطه با حدیث ثقلین دارد که این حدیث متواتر بین جمیع مسلمین است در کتب اهل سنت از صحاح شش گانه تا کتاب دیگر با الفاظ مختلف و موارد مکرر از پیغمبر اکرم به طور متواتر نقل شده است.

ان شاء‌ الله در شب دوشنبه در رابطه با علمای اهل سنت و شیعه ای که گفتند حدیث ثقلین متواتر است عرض می کنیم. بعد دارد: این حدیث شریف، حجت قاطع است بر جمیع بشر - نه فقط به مسلمانها - بویژه مسلمانان مذاهب مختلف باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند.

شاهد مثال من این جمله امام است که این ملاک و قضاوت ما در این سوالی است که عزیزمان کردند. می گوید: «و اگر عذری برای جاهلان بی خبر باشد برای علمای مذاهب نیست.»

عزیزان دقت کنند یعنی کسی که خبر ندارد حجت برایش تمام نشده رسول اکرم، امیر المؤمنین را به عنوان خلیفه بلافصل معین کرده است اینها جاهل هستند و حجت تمام نشده است. «وَمَا کَانَ اللَّهُ یعَذِّبَ قَوْماً» که حجت برای آنها تمام نشده است.

ولی کسانی که حجت بر آنها تمام شده مثل علماء که یقین دارند رسول اکرم، امیر المؤمنین را به عنوان خلیفه معین کرده است ولی خودشان را به جهل می زنند متجاهل هستند. در روایت داریم که پیامبر فرمود:

«وَ مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَنِی وَ مَنْ جَحَدَنِی فَقَدْ جَحَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏»

هرکس یکی از ائمه را انکار کند، من را انکار کرده است و کسی که من را انکار کند خدا را انکار کرده است.

کمال الدین و تمام النعمة؛ ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: اسلامیه، ج1، ص262

یعنی درهای نجات برای او همیشه بسته است. جحد یعنی چه؟ یعنی انکار «عن علمٍ»! یعنی می دانم امیرالمؤمنین خلیفه است ولی انکار می کنم در رابطه با فرعونیان می گوید:

(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ)

و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند

سوره نمل (27): آیه 14

آل فرعون یقین داشتند که موسی حق است ولی با این که یقین داشتند زیر بار حضرت موسی نمی رفتند. مثل کسانی که عالم هستند و برایشان محرز شده است که امیرالمؤمنین، ائمه و حدیث ثقلین حق است ولی با اینحال به خاطر هوای نفس، به خاطر ریاست، به خاطر مقام، به خاطر درآمدهای آنچنانی که ماهیانه دارند که اگر از دست بدهند همه چیزشان را از دست دادند و چیزی برایشان باقی نمی ماند، با اینهمه ولایت امیرالمؤمنین را انکار می کنند.

یک دفعه عرض کردم یکی از ائمه جمعه و جماعات ریاض شاید 10- 15 سال قبل به ایران آمده بود یک دیداری هم با ما داشتند. ایشان داستانش را مفصل نقل کرد که من با یک شیعه ای در ریاض آشنا شدم و ایشان مطالبی را از من سوال کرد نتوانستم جواب بدهم یقین کردم مذهب شیعه حق است، به ایران برای زیارت امام رضا آمدم خودش هم می گفت با گذرنامه غیر رسمی آمدم.

خیلی اصرار می کرد اسم من را نبرید اگر حکومت آل سعود بفهمد من شیعه شدم اولاً مسجد را از دستم می گیرد حقوق ماهیانه ای که من دارم قطع می کنند خانه سازمانی دارم از دستم می گیرند بدبخت و بیچاره می شوم.

یعنی بعضیها یقین می کنند ولی به خاطر بعضی از مسائل ابراز نمی کنند یا نه اصلاً جرأت تغییر عقیده هم ندارند. این آقا این قدر مردانگی دارد وقتی برایش ثابت شد امیرالمؤمنین حق است مذهب شیعه را انتخاب می کند ولی برای رعایت تقیه به ایشان حق می دهم که کتمان کند. ایشان مادامی که دنیا یا دینش در خطر باشد در آنجا معذور است باید به تقیه عمل بکند. ائمه هم ان شاء الله فردای قیامت قطعاً دست همچنین فردی را می گیرند.

ولی کسانیکه حق برای آنها روشن شده و حاضر هم نیستند زیر بار حق بروند تکلیف اینها روشن است فردای قیامت در بعضی از روایات داریم اگر صدها پیغمبر در حق اینها شفاعت کنند شفاعت پیغمبران به حال اینها نفعی ندارد.

ولی یک سری روایاتی داریم یکی دو تا هم نیست شاید 40- 50 روایت است. بابش باز شد خیلی دوست داشتم در این زمینه یک فرصتی بیاید مفصل صحبت کنم. این روایات می گوید خیلی صریح بگویم اغلب اهل سنت وارد بهشت خواهند شد. زیرا یا جزء مستضعفین هستند یا جاهل و قاصر هستند یا نسبت به اهل بیت عدوات، نصب، دشمنی و ناسزایی نگفتند. معتقد به امامت امیرالمؤمنین و ائمه هم نیستند.

عرض کردم نزدیک بیش از چهل روایت داریم که اینها یا به خاطر محبت به شیعیان، به خاطر کارهای خوبشان، به خاطر رحمت واسعه الهی و شفاعت اهل بیت (علیهم السلام) وارد بهشت می شوند.

اگر دیدید یک عالم شیعی آمد در مورد بهشت انحصار طلبی کرد و بهشت را در انحصار شیعه ها قرار داد، بدانید این با روایات اهلبیت نمی سازد. آن احادیثی که ما داریم کسی ولایت علی را نداشته باشد وارد بهشت نمی شود مخصوص کسی است که ولایت علی برایش ثابت بشود و زیر بار نرود. ایشان روی بهشت را که هیچ، بوی بهشت را هم نخواهد شنید.

روایت فوق العاده شیرین برای چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها)

روایتی در تفسیر فرات کوفی هست از جابر که خدمت امام باقر (سلام الله علیه) می رسد. به ذهنم می رسد جابر بن عبدالله انصاری است و جابر بن یزید جُعفی نباشد. تحقیق خیلی گسترده ای نداشتم ولی لحن روایت به جابر بن عبدالله انصاری می خورد که آخر عمرش امام باقر را درک کرد. البته جابر بن یزید جُعفی هم باشد ثقه هست.

جابر می گوید به امام باقر عرض کردم:

«جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَدِّثْنِی بِحَدِیثٍ فِی فَضْلِ جَدَّتِکَ فَاطِمَة إِذَا أَنَا حَدَّثْتُ بِهِ الشِّیعَةَ فَرِحُوا بِذَلِک‏»

فدایت شوم حدیثی در فضیلت فاطمه بگویید که اگر من این را برای شیعه ها گفتم خوشحال بشوند.

نحوه آغاز روایت یک آغاز مبارکی است. البته ای کاش جابر می گفت: «إِذَا أَنَا حَدَّثْتُ بِهِ المُسلمین فَرِحُوا بِذَلِک‏»، یعنی اگر من به جای جابر بودم نمی گفتم برای شیعه ها می گفتم یک حدیثی برای من بگو اگر برای مسلمانها گفتم همه خوشحال بشوند. یا نه برای همه مردم مسیحی، یهودی، زرتشتی گفتم مایه خوشحالی اینها بشود.

روایت حضرت امام باقر (سلام الله علیه) مفصل است. فرمود در روز قیامت برای انبیاء منبرهایی از نور تشکیل می شود. منبر ما بالای منابر است خدای عالم به رسول اکرم خطاب می کند خطبه ای بخوان؛ خطبه ای می خواند. بعد برای اوصیاء منابری است وصی پیغمبر، امیرالمؤمنین در وسط اینها منبری از نور دارد منادی صدا می کند:

«أَیْنَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ أَیْنَ خَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أَیْنَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ أَیْنَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ أَیْنَ أُمُّ کُلْثُومٍ أُمُّ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا»

این افراد که می آیند خدای عالم می گوید:

«یَا أَهْلَ الْجَمْعِ لِمَنِ الْکَرَمُ الْیَوْمَ فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ‏»

امروز کرامت برای چه کسی است؟ محمد، علی، حسن، حسین می گویند کرامت مخصوص خداوند است.

تا آنجایی که می گوید حضرت زهرا (سلام الله علیها) می آید به در بهشت می رسد توقف می کند خدای عالم می گوید:

«یَا بِنْتَ حَبِیبِی مَا الْتِفَاتُکِ وَ قَدْ أَمَرْتُ بِکِ إِلَى جَنَّتِی»

دختر حبیب من چرا دو دل هستی، دستور دادم که تو را به طرف بهشتم ببرند.

«فَتَقُولُ یَا رَبِّ أَحْبَبْتُ أَنْ یُعْرَفَ قَدْرِی فِی مِثْلِ هَذَا الْیَوْمِ»

فاطمه عرضه می دارد خدایا می خواهم آن قدر و منزلت من که در نزد توست برای مردم روشن بشود.

«فَیَقُولُ اللَّهُ [تَعَالَى‏] یَا بِنْتَ حَبِیبِی ارْجِعِی فَانْظُرِی»

خدای عالم می گوید ای دختر حبیب من برگرد و ببین در میان این جمعیت از حضرت آدم تا الی قیامِ قیامت یا نه حضرت آدم را هم حذف کنیم از اول خلقت، انسان ها یا ملائکه یا اجنه ای که قبل از حضرت آدم بودند، چون حضرت آدم اولین بشر و اولین موجود نبود قبل از او موجوداتی بودند. خدای عالم می گوید:

«مَنْ کَانَ فِی قَلْبِهِ حُبٌّ لَکِ أَوْ لِأَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّتِکِ خُذِی بِیَدِهِ فَأَدْخِلِیهِ الْجَنَّةَ»

زهرا جان نگاه هر کس در قلبش شیعه، سنی، مسیحی، یهودی، زرتشتی،‌ مشرک و کافر چیزی ندارد، می گوید هر کدام از اینها در قلبش محبت تو و یکی از ذریه تو است بگیر و وارد بهشت کن. امام باقر فرمود:

«وَ اللَّهِ یَا جَابِرُ إِنَّهَا ذَلِکَ الْیَوْمَ لَتَلْتَقِطُ شِیعَتَهَا وَ مُحِبِّیهَا کَمَا یَلْتَقِطُ الطَّیْرُ الْحَبَّ الْجَیِّدَ مِنَ الْحَبِّ الرَّدِیِّ فَإِذَا صَارَ شِیعَتُهَا مَعَهَا عِنْدَ بَابِ الْجَنَّةِ یُلْقِی اللَّهُ فِی قُلُوبِهِمْ أَنْ یَلْتَفِتُوا فَإِذَا الْتَفَتُوا یَقُولُ [فَیَقُولُ‏] اللَّهُ یَا أَحِبَّائِی مَا الْتِفَاتُکُمْ وَ قَدْ شَفَعَتْ فِیکُمْ فَاطِمَةُ بِنْتُ حَبِیبِی»

فرمود حضرت صدیقه طاهره شیعیان را جدا و دوستداران را هم جدا قرار می دهد. یعنی دو تا باب مستقلی است. شیعه هایی که محبت زهرا و اهل بیت را دارند و غیر شیعه ها همه اقوام و همه ملل. مثلا یک نفر هندو است ولی محبت اهل بیت در دلش است نصب ائمه ندارد نسبت به ائمه عداوت هم ندارد.

ان شاء الله روایات را این جلسه یا در جلسات بعدی نقل می کنم که می فرماید تمام کسانی که عداوت اهلبیت در قلبشان نباشد نسبت به اهل بیت ناسزا نگفته باشند چه سنی، چه غیر سنی، فردای قیامت مشمول رحمت واسعه خدا و شفاعت اهل بیت می شوند.

این را خوب دقت داشته باشیم بهشت را ملک خودمان ندانیم. نگوییم هر کس من دلم بخواهد باید به بهشت برود هر کس دل نخواهد نباید به بهشت برود؛ این نیست. ائمه (علیهم السلام) این را نمی گویند روایات در حد متواتر یا قریب به متواتر است. شیعیانش را انتخاب می کند مثل این که یک پرنده دانه های گندم را از لا به لای سنگریزه ها می چیند جدا می کند صدیقه طاهره اینها را جدا می کند.

اینها نزد بهشت می آیند خداوند به اینها می گوید وارد بهشت بشوید حضرت زهرا در حق شما شفاعت کرد. اینها وارد بهشت نمی شوند می گویند:

«یَا رَبِّ أَحْبَبْنَا أَنْ یُعْرَفَ قَدْرُنَا فِی مِثْلِ هَذَا الْیَوْم فَیَقُولُ اللَّهُ یَا أَحِبَّائِی ارْجِعُوا وَ انْظُرُوا»

ای پروردگار ما که مشمول شفاعت حضرت زهرا شدیم می خواهیم قدر و منزلت ما برای تمام مردم دنیا روشن بشود خداوند به اینها می گوید: ای دوستان من برگردید و نگاه کنید.

«أحبائی» یعنی کسانی که مشمول شفاعت حضرت زهرا شدند. حب الله و دوست خدا می شوند. می گوید نگاه کنید.

«مَنْ أَحَبَّکُمْ لِحُبِّ فَاطِمَةَ انْظُرُوا مَنْ أَطْعَمَکُمْ لِحُبِّ فَاطِمَةَ انْظُرُوا مَنْ کَسَاکُمْ لِحُبِّ فَاطِمَةَ انْظُرُوا مَنْ سَقَاکُمْ شَرْبَةً فِی حُبِّ فَاطِمَةَ انْظُرُوا مَنْ رَدَّ عَنْکُمْ غِیبَةً فِی حُبِّ فَاطِمَةَ خُذُوا بِیَدِهِ وَ أَدْخِلُوهُ الْجَنَّةَ.»

ببینید در میان مردم هر کس به خاطر حضرت زهرا به شما محبت کرده؛ میهمانی داده لباس داده یک دستمالی در اختیار شما قرار داده یا جورابی به شما داده یا یک جایی از شما غیبت کردند جلوی غیبت شما را گرفته یعنی هر کس کوچک ترین محبتی به شما به خاطر حضرت زهرا کرده دست اینها را بگیرید وارد بهشت کنید.

جمله آخر جالب است. اگر بخواهیم بهشت را تقسیم بندی کنیم این طوری تقسیم بندی کنیم.

«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ اللَّهِ لَا یَبْقَى فِی النَّاسِ إِلَّا شَاکٌّ أَوْ کَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ»

امام باقر فرمود: قسم به خدا در میان مردم جز کسانی که شک داشتند یا کافر بودند یا منافق بودند، باقی نمی ماند.

تفسیر فرات الکوفی‏؛ نویسنده: کوفى، فرات بن ابراهیم‏ (تاریخ وفات مؤلف: 307 ق‏)، محقق / مصحح: کاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی‏، تهران‏: 1410 ق، ص 298 و 299

منافق، هیچ راه چاره ای ندارد. یک سوم قرآن در رابطه با منافقین است. آقای خطیب از علمای بزرگ الأزهر کتابی نوشته بنام «النفاق والمنافقون فی القرآن» آنجا ثابت کرده است ده جزء قرآن در رابطه با منافقین است. قرآن می گوید:

(إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا)

منافقان در پایین‌ترین درکات دوزخ اند؛ و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت!

سوره نساء (4): آیه 145

یعنی منافقین از کفار و مشرکین هم یک درجه پایین تر هستند یعنی جایشان سخت تر و تنگ تر است. عذابشان سخت تر از کفار و مشرکین است. چقدر بدبخت است می داند پیغمبر حق است ولی؛

(وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ)

و هنگامی که افراد با ایمان را ملاقات می ‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده ‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطان های خود خلوت می ‌کنند، می ‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می ‌کنیم!»

سوره بقره (2): آیه 14

به پیغمبر می گویند ما مسلمان هستیم و با شما هستیم ولی پیش کفار و یهودی می روند می گویند با شما هستیم. آنها را مسخره می کردیم و دست انداخته بودیم. یعنی منافق، قلباً حقانیت رسول اکرم، حقانیت ائمه را می شناسد ولی با اینکه می شناسد، انکار می کند و حاضر نیست زیر بار برود.

کسانی که شک داشتند هم در جهنم می مانند. کسانیکه؛

(فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ)

اما آنها که در قلوب شان انحراف است

سوره آل عمران (3): آیه 7

یا:

(فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ)

در دلهای آنان یک نوع بیماری است

سوره بقره (2): آیه 10

خلاصه اینکه از تمام خلایق که در آنجا هستند شاید 90- 95 درصدشان به شفاعت حضرت زهرا و به شفاعت کسانی که مشمول شفاعت شدند وارد بهشت می شوند. پنج درصد هم می مانند در جهنم. خدا جهنم آفریده است برای اینکه آنجا خالی نباشد. مالک جهنم هم زحمت کشیده است یک مدتی آنجا آتش روشن کرده است!! برای اینکه آنها بی کار نباشند پنج یا حداکثر ده درصدی منافقین، کفار و مشرکین وارد جهنم خواهند شد.

این روایت کاملاً برای ما روشن می کند کسانی که در دنیا ولایت علی را نپذیرفتند، ولی شکی هم نداشتند کافر و منافق هم نبودند برای اینها فردای قیامت راه نجات است. این باید برای ما ملاک باشد نه آن که ما دلمان می خواهد بیاییم دو تا روایت را بگیریم ده تا روایت را رها کنیم.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود قرآن، ناسخ و منسوخ دارد احادیث ما هم ناسخ و منسوخ دارد. کسی اگر منسوخ را بگیرد ناسخ را رها کند گمراه است. کلمات ما عام و خاص دارد اگر کسی عمومات را بگیرد از خصوصات اجتناب کند به بیراهه رفته است. کلمات ما مطلقات و مقیّداتی دارد مطلق را اگر بدون تفحص و بدون نگاه به مقیّد بگیرد به بیراهه رفته است. یعنی همان طوری که در قرآن داریم:

(نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ)

به بعضی ایمان می‌آوریم، و بعضی را انکار می کنیم

سوره نساء (4): آیه 150

نسبت به اهل بیت هم نباید این طوری باشیم. توصیه می کنم به عزیزانی که در روایات اهل بیت کار می کنند خوب یک دوره حداقل جلد 1 و 2 کافی را مطالعه کنند. اقل اقلش این است به کمتر از این نمی شود اکتفاء کرد.

ترجمه اش هم است آقایان متعددی مثل جناب آقای مصطفوی ترجمه کرده. در اینترنت و بعضی از نرم افزارهای علوم اسلامی هم است. آقای کمره ای هم ترجمه کردند ولی ترجمه آقای کمره ای خودش ترجمه می خواهد ایشان مرد خیلی ملایی بوده است ولی ترجمه اش، ترجمه خیلی روان و ساده نیست که همه استفاده کنند.

جناب آقای سید هاشم رسولی محلاتی کافی را ترجمه کرده است. ایشان واقعاً مرد ملایی بود هم کتاب غیبت نعمانی و هم کتاب کافی را ایشان ترجمه کرده است. هفت هشت تا کتاب ترجمه کرده است قلمش، قلم سلیس است. من از آن ترجمه هایی خوشم می آید که عموم فهم باشد. در ترجمه کانَ یکونُ معنا نکنیم آزاد ترجمه کنیم آقای رسول محلاتی خدا روحشان را شاد کند ما هم خدمتشان ارادت داشتیم مرد خیلی بزرگواری است.

البته قلم ایشان به جواد فاضل نمی رسد، جواد فاضل یکی بود و آمد و رفت «شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ» ولی بعد از او قلم آقای سید هاشم رسولی محلاتی خوب است. در نرم افزار مکتبه اهل بیت دو تا ترجمه است هم ترجمه آقای مصطفوی است هم ترجمه آقای رسولی محلاتی است.

مجری:

اولویت را مثل همیشه با تماس های شما بینندگان عزیز می گذاریم ان شاء الله اگر فرصت شد حتما از محضرتان برای ادامه صحبتها استفاده خواهیم کرد.

تماس‌های بینندگان برنامه:

بیننده (آقای محمد از مازندران – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم خدمت مجری محترم و استاد عزیز خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم. می خواهم وصیتنامه شهید 23 ساله مازندرانی مصطفی کمیل صفری تبار که در سال 90 در مبارزه با اشرار به شهادت رسید را بخوانم.

«شنیده بودم که فرماندهان ما گفتند دست پدر و مادر را باید بوسید من هم با چند ترفند پاسداری توانستم به مقصود خود برسم. چند توصیه به خواهرانم دارم اول این که حجاب را رعایت کنند منظورم از حجاب این است که حتی یک تار موی خود را در معرض دید نامحرم قرار ندهند، چون شهدای ما برای حفظ ناموس و حفظ اسلام شهید شدند. دوم این که فرزندان خود را طوری تربیت کنید که با روحیه ایثار و انفاق و گذشت از جان خود در راه خداوند تبارک و تعالی بزرگ شوند.»

در ادامه نوشته: «احساس کردم این مطلب را اینجا ذکر کنم من خیلی به حضرت زهرا (سلام الله علیها) علاقه دارم طوری که هر وقت به فکرش می افتم اشکم جاری می شود.» جالب است بدانید این شهید وصیت کرده بود اگر شهید شدم قبرم را به یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) خاکی بگذارید الان قبرش در بابل خاکی است و چیزی نوشته نیست. یا علی مدد!

مجری:

طیب الله، خدا آن شهید را رحمت کند و ان شاء الله مشمول شفاعتش بشوند همه افرادی که به این راه متوسل می شوند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

واقعاً ما امروز هر چه داریم از برکت خون شهداء داریم که اگر این شهداء نبودند صدام آمده بود ایران را گرفته بود الان معلوم نبود که یک شیعه در ایران زنده گذاشته بودند. یک حسینه، یک مسجد مانده بود. همان جنایات و قتل عام های عمومی که در عراق کرد در ایران انجام می داد.

یا در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب اگر مدافعین حرم شهدای فاطمیون و زینبیون نبودند داعش ایران آمده بود معلوم نبود با ما چه کار می کردند.

آقایان سلبریتی ها و بعضی از روشن فکرها و بعضی از افراد خود فروخته یا وطن فروش ها بدانند اگر این شهدا نبودند داعش به ایران آمده بود نه امنیتی برای ما بود، نه عفتی برای ما بود و نه هیچ آزادی برای ما بود. به برکت خون این شهداء است که ما این امنیت و آزادی را داریم. این همه نمک خورده نمکدان نشکنند. اینچنین بی حرمتی نسبت به خون شهداء نکنند.

اگر این آقایان هم به یک جایی رسیدند به یک شهرتی رسیدند از این شهرتشان دارند علیه نظام، انقلاب،‌ شهداء و اسلام فعالیت می کنند تمام اینها مدیون خون شهداء هستند، مدیون زجرهای خانواده محترم شهداء هستند و بدانند خون شهداء کمر این ها را خواهد شکست.

آه دل خانواده شهداء گردن اینها را خواهد شکست، این عرض من را به عنوان یک فرضیه داشته باشید می بینید این آقایانی که نسبت به خون شهداء این چنین عملاً، قولاً بی احترامی می کنند سرنوشتشان چه خواهد شد!

مجری:

ان شاء الله بتوانیم قدرشناس باشیم و بتوانیم یاد این عزیزان را مثل آقا محمد که از مازندران تماس گرفتند بتوانیم یاد شهداء را زنده نگه داریم.

بیننده (آقا امیر از گلستان – شیعه):

سلام بر استاد گرانمایه و مجری محترم. واقعاً از برنامه های خوبتان تشکر می کنم استاد دو سه سال پیش فرمودند کتابی را دارند تألیف می کنند اگر اشتباه نکنم تحت عنوان دانشنامه ولایت، کار چاپ این کتاب به کجا رسید؟ آیا در سایت موجود است. دوم این که مدتی است استاد یزدانی دیده نمی شوند ایشان چه زمانی برنامه دارند از برنامه شان استفاده کنیم با تشکر از شما و برنامه های خوبتان.

بیننده (آقای فتحی از کرج – شیعه):

خدمت شما و استاد گرامی سلام عرض می کنم امیدوارم همیشه در سلامت کامل باشید و ما از شما فیض ببریم. یک مطلبی در آیه 15 سوره قصص است. می فرماید موسی وارد شهر شد و دید دو نفر با هم درگیر هستند. یکی شیعه است و دیگری دشمن. دوستان در ترجمه ها گفتند آن شیعه، شیعه حضرت موسی است. در حالی که آنجا جناب موسی هنوز پیغمبر نیست هنوز ده سال به پیغمبری شان مانده است.

اگر آیه 130 سوره بقره را ببینید می گوید کجا بودید وقتی که یعقوب فرزندانش را جمع کرد و نصیحت کرد گفت بعد از من چه می کنید؟ همین در تورات صِفر پیدایش صفحه 45 باز شده این آیه قرآن کامل آمده است یعنی آنجا جناب یعقوب اشاره می کند بنی اسرائیل، پیامبری با بنی اسرائیل آغاز می شود ولی با بنی اسرائیل تمام نمی شود تا بیاید آن شخصی که همه آدم ها دورش جمع بشوند و از کلمه شیرویه استفاده می کند.

طبیعتاً حضرت رسول را نمی گفت چون همه دور حضرت رسول جمع نشدند پس صد در صد حضرت مولا را می گفت که همه مردم قرار است دورش جمع بشوند یعنی بنی اسرائیل از آن اول با آمدن حضرت رسول و حتی جانشینانشان و مولای مان امیرالمؤمنین و مولای مان حضرت حجت آشنایی داشتند.

به این خاطر به آن آدم شیعه می گوید آن آدم با ولایت علی آشنا بوده در سوره قصص به او شیعه می گوید روایت هایش با شما قرآنش با من. امام صادق (سلام الله علیه) روایتی دارد می فرماید آن شیعه، شیعه ما بود. به نظر شما درست می گویم یا نه؟ ممنون از برنامه خوب تان.

مجری:

تشکر می کنم، مثل همیشه تناسبی که آقای فتحی بین قرآن و عهدین ایجاد می کنند و صحبتها و جمع جالبی که انجام می دهند ان شاء الله از محضر حضرت استاد استفاده خواهیم کرد. تماس بعدی آقای بهادری از کرج بفرمایید!

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم حضرت آیت الله حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دوست عزیز و بزرگوار!

حضرت آقا، آقایان ما را رافضی می دانند نمی دانم چرا؟ فکر کنم کلمه رافضی را برای اولین بار رسول مکرم اسلام به جناب عمر گفتند. دین و روایات مان را از رسول مکرم اسلام به علی ابن ابی طالب منتقل کرد ایشان هم به یازده امام بعد از خودش منتقل کرد. یعنی تمام روایات شیعیان بر گرفته از رسول مکرم اسلام است.

آقایانی که ما را رافضی می دانند می خواهم این را بگویم تاریخ دمشق، جلد 43، صفحه 231 آقایان وهابی یادداشت کنند بروند نگاه کنند. ابن عساکر می گوید پسر ابن عباس، غلام پدرش را گرفت، در پشت مزبله برد گفتند پشت کوکب محل جمع اوری زباله هست. گفتند آقا چرا این کار را می کنی؟ گفت مدام دارد از پدرم روایت جعل می کند می خواهم او را بفروشم. عکرمه گفت برای 4 هزار دینار یا 4 هزار درهم من را نفروش.

همین آقا می گویند کذاب بود و جعل حدیث می کرده این آقا را آزاد کردند در مدینه 15 نفر از او اسلام یاد گرفتند در کوفه 20 نفر، در بصره 4 نفر اینها دست پرورده آقای زندانی شده در محل زباله است.

این ها نمونه هایی است که بدنه کتاب های اهل سنت از این آقایان می شود با این که جناب خلیفه گفته بود «حسبنا کتاب الله» دستور داده روایات پیامبر را آتش زدند همین آقای عکرمه در طبقات ابن سعد، جلد 3، صفحه 470 می گوید جزء خوارج و ناصبی بوده مردم بر علیه او حرف می زدند تا رسید به این جا که خود مفسرین می گویند عکرمه بحر العلوم، اعلم الناس تفسیر می کنند.

طبقات، جلد 4، صفحه 468 می گوید وقتی عمامه عکرمه خراب شد هیچ پارچه ای قبول نکرد گفت این امراء و حاکمان باشند یعنی بنی امیه به من عمامه بدهند یعنی مزدوری ایشان توسط بنی امیه امضاء شده است. طبقات ابن سعد، جلد 3، صفحه 470 می نویسد عکرمه جزء خوارج بوده این آقا چه کسی بود؟ به عنوان اولین مورخ در صدر اسلام معرفی شده. یعنی منبع اصلی آقای طبری بوده است.

خود آقای واقدی دو کتاب به نام المغازی نوشته است دو جلد چاپ شده است در ایران هم منتشر شده است آقای واقدی از چه کسی می گیرد؟ از عکرمه می گیرد، طبری هم از واقدی می گیرد در تاریخ طبری از دیدگاه ناصبی و خوارج پر شده است بر ضد دین و کاملاً بنی اسرائیلی حالا ما رافضی هستیم یا شما آقایان وهابی؟ «والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

مجری:

علیکم السلام خیلی ممنون آقای بهادری عزیز از کرج بودند که سوالات متناسب با اعتقاد وهابیت را متوجه این ها کردند.

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت مجری محترم و استاد گرامی شب شما بخیر، تشکر از برنامه شما بخصوص امشب که آن روایت خیلی خوب را مثل همه برنامه ارائه فرمودید. یک شعری درباره امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارم چهار دقیقه طول می کشد سروده خودم است. نمی دانم فرصت است یانه؟

مجری:

به خاطر این که بشود شمرده شمرده و با عنایت خوانده بشود اگر اجازه بدهید برای هفته آینده بگذاریم ان شاء الله سر فرصت خوانده شود برنامه قرعه کشی را هم داریم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاء الله در جلسه آینده اولین تماس را تماس شما قرار می دهیم اشعار زیبایتان را بخوانید ما و بینندگان عزیزمان استفاده کنند.

مجری:

حضرت استاد فرصت زیاد نداریم اما آقای امیر از گلستان دو سوال داشتند و بعد از آن آقای فتحی به غیر از این عزیزان به آن صورت سوال خاصی نبود در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دانشنامه ولایت الان مشغول هستیم مجموعاً می توانم بگویم بیش از 20- 25 جلدش آماده شده است. بعضی از مجلدهایش برای ویراستاری رفته است آماده چاپ است. الان منتظر مقدمه این کتاب هستیم، این را خودمان یک مقدار کار کردیم دوستان دیگر هم دارند کار می کنند مقدمه آماده بشود ان شاء الله به تدریج کتاب دانشنامه را زیر چاپ می بریم. احساس می کنیم این کتاب نزدیک به 50 جلد خواهد شد.

ان شاء الله بلکه بتوانیم امسال تا ‌آخر سال یکی دو جلد از این کتاب را چاپ کنیم در اختیار آقایان قرار بدهیم کاری هم که شده است می توانم عرض کنم کاری بی نظیر است. مثلا علامه امینی در الغدیر در رابطه با آیه اکمال نهایتاً جمع کنیم 30 صفحه مطلب ندارد. مرحوم میر حامد حسین هم همینطور؛ ولی ما در رابطه با آیه اکمال نزدیک به 800 صفحه مطلب از منابع شیعه و سنی جمع کردیم.

همچنین تمام شبهاتی که در آیه اکمال بوده از عصر معصومین بعضی ها شبهه کردند تا محمد ابن عبدالوهاب، احسان الهی ظهیر، شبکه وهابی در فضای مجازی شبهاتی مطرح کردند به عنوان نمونه آیه کمال، آیا ابلاغ، آیه ولایت و همین طور احادیث یک بخش اعظم مان در رابطه با شبهات است.

مثلاً در مورد حدیث ثقلین از این هفته به شبهات شروع کردیم، بعضی از این شبهات از همین دانشنامه گرفته شده است. شاید 40- 50 شبهه در رابطه با حدیث ثقلین است البته 148 شبهه ثبت کردیم ولی بعضی از اینها تکراری است در کل 40- 50 شبهه قابل جواب دادن است.

جناب آقای یزدانی کارهای دیگری دارند برای خداحافظی به منزل ما تشریف آوردند ایشان عذری داشتند، هر وقت ایشان تشریف بیاورند در خدمت این عزیزمان هستیم. هر کسی صلاح میداند یک روز در این سنگر فعالیت کند یک روز هم در سنگری دیگر.

عزیزمان آقای یزدانی نور چشم مان هستند ما به ایشان علاقمند هستیم ما این چند نفر عزیزمان را از فرزندان خودمان هم بیشتر دوست داریم. حاج آقای یزدانی، حاج آقای ابوالقاسمی، حاج آقای روستایی و حاج آقای عباسی. اینها را نه تنها مثل فرزندان بلکه از فرزندانمان هم برای ما عزیز دُر دانه تر هستند.

در رابطه با سوال جناب آقای فتحی در سوره قصص دارد:

(هَذَا مِنْ شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ)

یکی از پیروان او بود (و از بنی اسرائیل)، و دیگری از دشمنانش

سوره قصص (28): آیه 15

کلمه شیعه یعنی اتباع، طرفدار می گوییم ما شیعه علی هستیم ما طرفدار امیر المؤمنین هستیم. کلمه شیعه در اصطلاح مخصوص شده به کسانی که معتقد به ولایت و امامت بلافصل امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هستند؛ ولی در لغت به عنوان کل تابع است. مثلا امام حسین در عاشوراء می گوید: «یا شیعة آل ابی سفیان» یعنی یا اتباع آل ابی سفیان.

اما در رابطه با کلمه شیعه در قرآن در دو جا این کلمه به کار رفته است سوره قصص آیه 15، سوره صافات آیه 83 این دو مورد است، سوره بقره هم ایشان یک اشاره ای داشتند.

در رابطه با شیعه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) روایات متعدد داریم که خدای عالم در روز ألست روزی که گفت:

(أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ)

آیا من پروردگار شما نیستم؟

سوره اعراف (7): آیه 172

بحث ولایت علی را هم مطرح کرد یک عده ای پذیرفتند یک عده ای هم نپذیرفتند. این که حضرت آدم بعد از خروج از بهشت به محمد و آل محمد متوسل می شود نشان می دهد بر این که قضیه شیعه امیر المؤمنین مربوط به بعد از بعثت رسول اکرم نبوده است.

روایات متعدد هم داریم هیچ پیغمبر مبعوث نشده مگر به نبوت رسول الله و ولایت امیر المؤمنین (سلام الله علیه). روایت زیاد داریم هم شیعه و اهل سنت با سند صحیح دارند.

عزیزمان جناب آقای بهادری در مورد عکرمه فرمودند عَکرمه نیست عِکرَمه است، ایشان از زنداقه و نواصب هستند خوارج طرفدار ایشان بودند متأسفانه می بینیم در مصادر مخصوصاً‌ تفسیری ما آقایان از عِکرمه روایات زیادی دارند و این مایه تأسف است.

مجری:

همان طور که وعده داده بودیم همچنان بسیاری از بینندگان هم منتظر هستند، فقط یک آماری را خدمتتان عرض بکنم نسبت به سوالی که شده بود، بحمد لله هزاران نفر شرکت کردند سوالی که در جلسه پیشین که در برنامه حبل المتین مطرح شد امشب هم دقیقاً در ذیل فرمایشات حضرت استاد به پاسخ اشاره ای شده بود البته متناسب با بحث حدیث ثقلین بود.

از بین این افراد 1253 نفر پاسخ درست دادند، انتخاب کردن 3 نفر از میان اینها سخت است تعداد، تعداد پایینی است ان شاء‌ الله اگر بشود تعداد را بیشتر بکنیم قطعاً متناسب با این مطلب هم خواهد بود. ان شاء الله برای جلسات آینده هم همچنان منتظر باشید در روزهای یک شنبه سوال مطرح می شود و در جلسات پنج شنبه شب های جمعه قرعه کشی را ان شاء الله انجام خواهیم داد و به افراد برگزیده جایزه ای که در نظر گرفته شده پرداخت خواهیم کرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

با توجه به استقبالی که وجود دارد قول می دهیم ان شاء الله برای هفته آینده آمار جوایز را بالاتر ببریم 5 یا 10 تا می بریم

(تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ)

این، ده روز کامل است.

سوره بقره (2): آیه 196

فکر نمی کردیم این قدر استقبال بشود.

مجری:

بسیار عالی ان شاء الله. به خاطر که مطلب واضح بشود همه عزیزانی که پاسخ درست را انتخاب کرده بودند در قرعه کشی شرکت کردند «حدیث ثقلین» پاسخ درست بود که اتمام حجت بر همه عالمیان است با وجود این حدیث شریف راه گریزی برای هیچ کس به وجود نمی آید.

این صحبت و فرمایش، فرمایش حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بود که به وضوح مشاهده کردید در سایت منتسب به ایشان هم ملاحظه فرمودید. حضرت استاد از محضرتان تشکر می کنیم خیلی استفاده کردیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

موفق و مؤید باشید تشکر می کنیم از عزیزان اتاق فرمان و حضرتعالی که زحمت کشیدند و همچنین بینندگان عزیز و بویژه از شرکت کنندگان در جواب سوال هم تشکر می کنیم.

مجری:

از محضرتان تشکر می کنم و همچنان تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید موفق و منصور و مؤید باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها