2024 February 24 - شنبه 05 اسفند 1402
پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه
کد مطلب: ١٥٥٤٦ تاریخ انتشار: ٠٤ تير ١٤٠٢ - ١٤:٣٨ تعداد بازدید: 674
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی31-01-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

31/01/1402

موضوع: پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

سه ویژگی مهم دوره حکومت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه)

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه

تماس‌های بینندگان برنامه

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمین‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق را داریم در آخرین شب ماه مبارک رمضان در شب جمعه برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی را تقدیم همه شما عزیزان بکنیم.

برنامه ای که این افتخار را داریم از محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی بهرمند بشویم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

همان طور که مُطّلع هستید حسن مَطلع این برنامه ها که در محضر حضرت استاد هستیم ذکر نامی از حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) است، آماده هستیم از دلهایمان زنگار زدایی بکنیم تا نور معرفت را در دلهای خودمان ان شاء الله جاری کنیم سلام عرض می کنم در خدمتتان هستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

همان طوری که عزیزمان اشاره کردند مطلع عرائض ما یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشد که حضرت دین ما، دنیای ما و آخرت ما را بیمه کنند.

دوست دارم کز غمت یا فاطمه تنها بگریم * از یتیمان تو تنها در دل شبها بگریم

دوست دارم سر فرود آرم منِ بی کس به چاهی * بر کشم فریاد غربت های های آن جا بگریم

دوست دارم زینب من اشک چشمانم نبیند * گه به نخلستان و گاهی در دل صحرا بگریم

دوست دارم جانم از تن با نفس هایم بر ‌آید * بس که یا زهرا بگویم بس که بی پروا بگریم

نَفْسِی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحْبُوسَةٌ  * یَا لَیْتَهَا خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَرَات‏

مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏1، ص240

ان شاء‌ الله برسد روزی که حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) تشریف بیاورد جهان را پر از عدل و داد و ظلم و ستم را برای همیشه ریشه کن کند و انتقام مظلومان عالم را از حضرت هابیل گرفته تا الی زمان ظهور بگیرد.

سه ویژگی مهم دوره حکومت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه)

در کتاب کمال الدین مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) می فرماید وقتی حضرت می آید:

«فَیُطَهِّرُ الْأَرْضَ وَ یَضَعُ الْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً»

زمین را از هرگونه پلشتی و پستی پاک می کند. عدالت الهی را در روی زمین گسترده می کند و هیچ کس به کس دیگری ظلم نمی کند.

کمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ج‏1، ص 78

ان شاء الله امیدواریم به حق حضرت صدیقه طاهره آن روز بیاید و خدا ما را هم از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاء الله.

مجری:

الهی آمین، ان شاء الله از همین جلسات استفاده بکنیم بدانیم یاران خاص حضرت چه ویژگیهایی دارند و چگونه باید باشیم تا در زمره آن یاران فداکار قرار بگیریم.

بحمدلله در این جلسات این توفیق را داشتیم در محضر حضرت استاد بودیم از محضرشان نسبت به اخلاق علوی سیره مهدوی استفاده کردیم.

این که یاران خاص حضرت چه ویژگی دارند؟ چگونه خداوند را می شناسند؟ چگونه خداوند را عبادت می کنند؟ رابطه شان با خداوند خودشان چگونه است؟ با خودشان چگونه رابطه ای دارند؟

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

به خاطر اینکه بیشتر بخواهیم با این فضا آشنا بشویم اگر امکانش است مختصری از آن چیزی که در جلسات گذشته مطرح شد بیان بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏

برای این که ما بتوانیم خودمان را از یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار بدهیم باید تلاش کنیم اخلاق علوی و سیره مهدوی را در خودمان احیاء کنیم.

عرض کردیم اولین مرتبه و اولین قدم این است که تقوا را در زندگیمان احیاء کنیم. چه در زندگی فردی، چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی. مراد از تقوا تقوای عام است. آقایان چند نوع تقوا بیان کردند تقوای خاص، تقوای خاص الخاص و تقوای اخصّ الخواص. که بزرگان بحث های مفصلی دارند. مراد ما همان تقوای عام است که ترک گناه و انجام واجبات اولین مرحله از تقوا است.

تلاش کنیم نسبت به کارهایی که در گذشته انجام داده ایم و مرضی خدای عالم

نبود یا مورد غضب خدا و حضرت ولی عصر بود آنها را جبران کنیم. اگر نمازی از ما قضاء شد این نماز را قضاء کنیم، بعد از رفتن ما اولاً وراثی که ما در این جامعه می بینیم کاری با پدر و مادر ندارند که نماز قضا داشت یا نداشت. تمام همّ شان این است اموالی که از پدر و مادر مانده است تصاحب کنند.

این را هم عزیزان بدانند فرزند بزرگ خانواده وظیفه دارد و بر او واجب است اگر پدر و مادری نماز و روزه اش قضاء شده است قضاهایش را به جا بیاورد. حالا از اموال پدر و مادر سهمی به او برسد یا نرسد بر او واجب است و اگر انجام ندهد فردای قیامت کتک خواهد خورد.

اضافه بر این که پدر و مادر به خاطر ترک واجب عذاب می شوند، فرزند بزرگ را هم برای ترک واجب عذاب می کنند. یعنی در حقیقت یک گناهی است حتی همین فرزند هم از دنیا رفت نمازها و روزه خودش که به گردنش بود نماز پدر و مادرش به گردنش بوده فرزند او موظف است اینها را به جا بیاورد. اگر به جا نیاورد هم پدر، هم پدر بزرگ، هم نوه در عذاب با هم سهیم هستند. این نص روایات و فتاوای مراجع بزرگوار است.

یا حداقل اگر نمی توانند قضاء بکنند کفاره آن را بپردازند و کفاره هم خیلی سنگین است اگر کسی عمداً روزه نگرفته باشد خیلی سخت است. حتی من دیدم دوستان در یک جدولی فتاوای آقایان مراجع را آورده بودند، بعضی ها برای هر یک روز یک میلیون و پنجاه شصت هزار تومان باید کفاره بدهد.

یعنی اگر سی روز، روزه خورده است باید سی میلیون تومان کفاره بدهد البته در صورتی که ما قائل به ترتیب باشیم یعنی اول بتواند روزه بگیرد نتواند برایش انفاق کند و نتوانست کفاره بدهد.

اگر معتقد باشیم تعیُن در همان اولی است باید برای هر روزی که روزه خورده است 60 روز، روزه بگیرد آن هم به این شکل که 31 روزش پشت سر هم باشد. یعنی اگر 25 یا 27 روز گرفت در وسط مسافرتی پیش آمد رفت دوباره باید از اول شروع کند یعنی این قدر سخت است ولی همه این سختیها در برابر مصائب و عذابهای آخرت خیلی راحت است.

نمی دانم دوستان برنامه «زندگی پس از زندگی» را می بینند یا نه؟ شاید یکی از بهترین برنامه های رسانه ملی در این سالهای اخیر باشد. شاید از صد مورد یکی دو مورد تخیل باشد ولی 90- 95 موردش واقعاً حقیقت دارد. حتی راستی آزمایی می کنند افرادی که این آقا نقل می کند از پرستارها و افراد دیگر و ...

همین امروز غروب یک بخشی را دیدم فرصت نمی کنم زیاد ببینم می گفت دیدم یک خانمی بغل دست من از دنیا می رود، فرزندش آمده مدام یا أماه می گوید بعد رفتند فرزندش را پیدا کردند گفتند بله دیدم مادرم اینجا در حال جان دادن است حالم خراب شد. این نشانه هایی که افراد می دهند و بعداً‌ اینها را مواجهه می کنند مشخص است یک قضایایی است. بعضی ها که عذاب می بینند می گویند آنجا بدن ما به میلیاردها ذره تبدیل شد هر ذره اش آتش می گرفت و سوزناک بود.

دوستان عزیز اینها حجتی برای ماهاست آنهایی که مخصوصاً حق الناسی به گردن دارند، حتی بی جهت حیوانی را اذیت کردند یا کشتند اینها فردای قیامت با مشکلات مواجه هستند. اگر اینجا بتوانند جبران بکنند خیلی راحت است آنجا دیگر هیچ خبری نیست جز عذاب، گرفتاری و آتش.

آتش آنجا مثل آتش دنیا نیست. امیر المؤمنین در دل شب گریه می کند ضجه می زند و می فرماید:

«آهِ مِنْ نَارٍ تُنْضِجُ الْأَکْبَادَ وَ الْکُلَى آهِ مِنْ نَارٍ نَزَّاعَةٍ لِلشَّوَى‏»

ای وای از آتشی که تمام کلیه ها و روده های انسان را به هم می ریزد تکه تکه می کند پوست انسان را از بین می برد و قطعه قطعه می کند.

الأمالی (للصدوق)؛ ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: کتابچى، ص 78

آن آتش قابل مقایسه با آتش دنیا نیست. یک مقداری دقت کنیم قبل از آن که، آن روز برسد و تأسف بخوریم راهی برای برگشت برای ما نباشد اینجا جبران کنیم.

گفتیم یکی از چیزهایی که در اخلاق علوی و سیره مهدوی مطرح است بحث توحید و خداشناسی است علت این که ما این همه گناه و معصیت می کنیم و نسبت به واجباتمان بی تفاوت هستیم به تعبیر امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) همه اینها به ضعف ایمان بر می گردد اگر ما آیه شریفه:

(أَلَمْ یعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یرَى)

آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می ‌بیند؟!

سوره علق (96): آیه 14

اگر ما همین حالت را داشته باشیم که خدا ما را می بیند و از همین که می بیند فردای قیامت هم محاکمه می کند به تعبیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه):

«اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِم‏‏»

از گناه کردن در خلوت بپرهیزید که آن کسی که ما را می بیند همان، محاکمه خواهد کرد.

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص532

اگر یک کسی گناهی انجام بدهد و قاضی شاهد باشد که این مجرم آمد دزدی کرد، سیلی زد، فردی را کشت، در اینجا احتیاجی به شاهد ندارد همه آقایان فتوا دادند قاضی اگر خودش شاهد بود علم قطعی داشت طبق علم قطعی خودش حکم صادر می کند. فردای قیامت هم «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِم‏»؛ آن کسی که شاهد اعمال ما است او ما را محاکمه می کند.

در دعای محزون که قول دادیم برای دوستان بعد از نماز شب بخوانیم. امام سجاد (سلام الله علیه) بعد از نماز شب این دعا را می خواند دعای خیلی عجیبی است. در آخرش می گوید:

«فَإِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی فَمَنْ یَرْحَمُنِی وَ مَنْ یُونِسُ فِی الْقَبْرِ وَحْشَتِی وَ مَنْ یُنْطِقُ لِسَانِی إِذَا خَلَوْتُ بِعَمَلِی‏»

خدایا اگر تو به من ترحم نکنی چه کسی به من رحم می کند؟ خدایا در شب اول قبر چه کسی است شهادتین را برای من تلقین کند؟ چه کسی است در این وحشت ها مرا یاری کند؟

«وَ سَاءَلَتْنِی عَمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی»

خدایا اگر از اعمال من سوال کنی که خودت از من آگاهتر هستی

«فَإِنْ قُلْتُ نَعَمْ فَأَیْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِکَ»

اگر بگویم خدایا این گناه ها را من انجام دادم از عدالت تو چطوری فرار کنم؟

«وَ إِنْ قُلْتُ لَمْ أَفْعَلْ قُلْتُ أَ لَمْ أَکُنِ الشَّاهِدَ عَلَیْکَ »

اگر بگویم خدایا من این گناهان را انجام ندادم خدا می گوید مگر من شاهد نبودم این کارها را انجام دادی؟

آن وقت می گوید:

«فَعَفْوَکَ عَفْوَکَ یَا مَوْلَایَ قَبْلَ سَرَابِیلِ الْقَطِرَانِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یَا مَوْلَایَ قَبْلَ أَنْ تُغَلَّ الْأَیْدِی إِلَى الْأَعْنَاقِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ خَیْرَ الْغَافِرِین‏»

خدایا مرا مورد عفو قرار بده قبل از این که وارد آتش بشوم. خدایا مرا مورد عفو قرار بده قبل از این که دستانم را به زنجیر آتشین بر گردنم ببندند.

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشیعة، ج1، ص 164

پس باید دقت کنیم یکی از چیزهایی که انسان را برای تقوا مهیاء می کند، زمینه را فراهم می کند یاد مرگ و یاد مواقف بعد از مرگ است.

در جلسات قبل آیات زیادی را خواندیم خدای عالم مسائل جان کندن انسان ها را با عبارت های مختلف در قرآن مطرح می کند. مباحث مربوط به قبر را، مباحث مربوط به حضور در قیامت را و مقایسه می کند

(هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ)

بگو: آیا کسانی که می ‌دانند با کسانی که نمی ‌دانند یکسانند؟!

سوره زمر (39): آیه 9

(قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ)

بگو: آیا نابینا و بینا مساویند؟!

سوره انعام (6): آیه 50

(هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ)

آیا ظلمت ها و نور برابرند؟!

سوره رعد (13):‌ آیه 16

یکی از چیزهایی که در قرآن خیلی رویش تأکید شده است قانون تشبیه و مقایسه است.

در حقیقت یک برهان کوچه بازاری و عامیانه است و بحث علمی نیست که ما بگوییم این بحث علمی است. آنی که در ظلمت است و آنی که در نور است یکی است؟ آنی که عالم است با آنی که جاهل است یکی است؟ یعنی خدای عالم با این مثال هایش می گوید آنی که به طرف خدا دارد حرکت می کند اخلاق علوی سیره مهدوی دارد به همه چیز آگاه است جاهل نیست. این در نور است در ظلمت نیست. این بینا است کور و نابینا نیست.

تمام اینها نشان می دهد که خدای عالم با این مثالهایش می خواهد ما را بیدار کند. ما را متنبه کند. ما را از خواب غفلت بیدار کند که:

«إِنَّمَا خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاء»

شما برای ماندن آفریده شدید نه برای نابود شدن و از بین رفتن.

غرر الحکم و درر الکلم (مجموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)؛ نویسنده: تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سید مهدى‏،  ناشر: دار الکتاب الإسلامی، ص272

امام زین العابدین (سلام الله علیه) فرمود:

«إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ وَ الْآخِرَةَ دَارُ مَقَرٍّ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرِّکُمْ»

الأمالی (للصدوق)؛ ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: کتابچى، ص220

این دنیا به منزله جلسه امتحان است. امتحان مدرسه، دبیرستان، دانشگاه و کنکور است. بستگی دارد شما اینجا سوالات را خوب جواب بدهید و جزء رتبه اول کنکور ریاضی، فیزیک، شیمی و علوم انسانی باشید یا نه نفر صدم باشید، یا نفر پانصدم و یا نفر پنج هزارم باشید یا به طور کلی شما رد بشوید.

دنیا همین است یک کاغذی به دست ما داده اند و یک سوالاتی در اینجا است ما به این سوالات به هر نوعی که جواب دادیم نتیجه متعلق به نحوه جواب دادن ما است.

لذا دقت کنیم که در دار دنیا که دار امتحان است از امتحان سربلند بیرون بیاییم. تلاش کنیم توکلمان را بر خدای عالم و توسلمان را به اهلبیت (علیهم السلام) هر چه پر رنگ تر کنیم.

مجری:

ان شاء الله بتوانیم به همین وضع پیش برویم. خیلی جالب است این نکته ای که حضرتعالی اشاره می فرمایید که وقتی انسان مقایسه ای پیش می رود کاملاً‌ وجدانش آگاه می شود. در دعای وداع که در صحیفه سجادیه است داریم که:

«اللَّهُمَّ یَا مَنْ لَا یَرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ وَ یَا مَنْ لَا یَنْدَمُ عَلَى الْعَطَاءِ وَ یَا مَنْ لَا یُکَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السَّوَاءِ. مِنَّتُکَ ابْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُکَ تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُکَ عَدْلٌ، وَ قَضَاؤُکَ خِیَرَة»

الصحیفة السجادیة؛ على بن الحسین علیه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص192

یک عقوبت یک پاداش، یک عقوبت یک پاداش گویا این رابطه ای که بین عقاب و پاداش است هر جایی در کلام معصومین، در کلام خداوند تبارک وتعالی به چشم می خورد.

پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه

جلسات پیش بحمدلله در محضر حضرتعالی بودیم توانستیم این آیات مقایسه ای را مفصل ببینیم؛ اما حالا بخواهیم به پیام اساسی اینها برسیم اینها چه چیزی را می خواهند به ما منتقل بکنند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با پیام این آیات باید عرض کنم که اولاً با این مقایسه ها می خواهد به ما بفهماند شما اگر از این راه رفتید نتیجه اش این است و اگر از آن طرف رفتید نتیجه اش آن است. یعنی شما اگر وارد ظلمت شدید آخرش هم ظلمت، جهنم و آتش است. وارد نور شدید آخرش نورانیت و بهشت است. انتخاب با شما است:

(إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا)

ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!

سوره انسان (76): آیه 3

مخصوصاً در رابطه با بحث عالم و جاهل که در حقیقت مراد از عالم و جاهل، علماء و جُهال نیستند بلکه بحث سر آگاه و نا آگاه است.

مثلا من مسائل را می بینم سوادم هم ندارم ولی تشخیص می دهم این مسیر را اگر بروم سر از جهنم در می آورد؛ این مسیر را بروم سر از بهشت در می آورد. اینجا در حقیقت من عالم هستم و علم دارم. ولی یک کسی اصلاً‌ و ابداً کار ندارد نتیجه اش به بهشت در می آید یا از جهنم در می آید. افسار خودش را دست شیطان داده است به هر طرف می خواهد می کشد.

ولی در رابطه با علماء بحث دیگری است:

(إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ)

از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می ‌ترسند؛

سوره فاطر (35): آیه 28

اینجا دارد «یعلمون لا یعلمون» بحث به علماء و غیر علماء ندارد. ولذا می بینیم در قرآن و سنت تعابیر خیلی عجیبی دارد. مثلا در سوره قصص آیه 79 می گوید:

(فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یرِیدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِی قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ * وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ)

سوره قصص (28): آیه 79

قارون با آن دبدبه و کبکبه با آن ثروت آن چنانی اش آمد صدها شتر طلا و نقره هایش را حمل می کرد. آنهایی که نا آگاه بودند فقط دنیا را می دیدند با آخرت کار نداشتند گفتند ای کاش ما مثل قارون ثروت داشتیم چه بهره خوبی از این دنیا برده است.

اما آنهایی که آگاهی داشتند بحث علماء نیست آگاهی داشتند و می دانستند در پسِ‌ این دنیا، دنیای دیگری است گفتند آنی که ملاک است ثواب خدا، پاداشی که خدای عالم در قیامت به ما خواهد داد این برای کسانی که عمل صالح انجام می دهند و در عبادت و ترک معصیت شکیبا هستند اینها بهرمند هستند.

اینجا خدای عالم علم را سرچشمه زهد و بی توجهی به دنیا قرار داده است. می گوید آنهایی که آگاه هستند و بهره ای از علم دارند و می دانند دنبال این دنیا، دنیای دیگری است که جاودانه است در حقیقت یک نردبانی برای او است.

یا در سوره سبأ آیه 6 داریم که:

(وَیرَى الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَیهْدِی إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ)

کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می دانند و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می ‌کند.

سوره سبأ (34): آیه 6

باز هم در اینجا بحث علماء نیست بحث کسانی است که آگاهی دارند. در مکه این همه افرادی که مسلمان شدند در کل مکه چهار پنج نفر بیشتر سواد نداشتند در مدینه کل کسانی که سواد خواندن و نوشتن داشتند 17 نفر بودند؛ پس اینجا بحث علماء و جهّال نیست بحث آگاهان و نا آگاهان است.

یا در سوره نمل علم را سرچشمه قدرت قرار می دهد:

(قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ)

(اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت

سوره نمل (27): آیه 40

این خیلی بالاتر است. بحث این که به مدرسه رفت و درس خواند نیست در اثر تزکیه و تقوا خدای عالم از علم خودش به او داده است. این از باب:

(وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیعَلِّمُکُمُ اللَّهُ)

از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می ‌دهد؛

سوره بقره (2): آیه 282

است. این علم در مکتب، مدرسه و دانشگاه نیست. این علم لدنی است که در اثر تقوا و پاکی، خدای عالم به افراد می دهد.

(قَالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیهِ لَقَوِی أَمِینٌ)

عفریتی از جن گفت: «من آن را نزد تو می ‌آورم پیش از آنکه از مجلست بر خیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم!»

سوره نمل (27): آیه 39

در رابطه با قضیه حضرت سلیمان، هدهد رفت از قوم سبأ و بلقیس خبر آورد. یکی از توفیقات حضرت سلیمان این بود که اجنه، انس و بزرگان در اختیارش بودند. به یارانش خطاب کرد گفت چه کسی می تواند قبل از اینکه بلقیس بیاید تخت و تاج بلقیس را در کمترین زمان اینجا حاضر کند؟

یک فردی از جن گفت من می توانم. معلوم است که اجنه هم در اثر ریاضت، عمل به واجبات، ترک محرمات و سیر و سلوک به مقام هایی می رسند.

(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ)

من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!

سوره ذاریات (51): آیه 56

یک جن گفت من تخت بلقیس را می آورم قبل از این که از جایت بلند شوی. از جا بلند شدن شاید دو سه ثانیه طول بکشد. حضرت سلیمان قانع نشد گفت نه خیلی دیر است به درد من نمی خورد.

(قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیکَ طَرْفُکَ)

(اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!»

سوره نمل (27): آیه 40

کسی دیگر گفت: قبل از این که پلک چشم بر هم زنی یعنی یک صدم ثانیه تخت بلقیس را برایت می آورم.

این علم، چه علمی است؟ آیا «آصف بن برخیا» در مدرسه، مکتب خانه و دانشگاه این علم را یاد گرفته است؟ یا نه با سیر و سلوک (وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیعَلِّمُکُمُ اللَّهُ) بوده است؟

این دیگر یکی از مفاخر علم در قرآن است (قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ) ذره ای از علم کتاب داشت. وقتی از آقا امام صادق (سلام الله علیه) سوال می کنند می گوید این آیه در رابطه با آصف ابن برخیا است.

در آیه ای دیگر می گوید:

(وَیقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَینِی وَبَینَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ)

آنها که کافر شدند می ‌گویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!»

سوره رعد (13): آیه 43

گفتند کسی که تمام علم الکتاب را دارد کیست؟ گفت علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه). آنی که ذره ای از علم کتاب را دارد همچنین قدرتی دارد آنی که تمام علم الکتاب را دارد چه قدرتی دارد؟

حضرت می گوید به تمام آسمان، زمین، بهشتیان همه و همه آگاه هستم راوی خیلی تعجب می کند می گوید این را از قرآن یاد گرفتم

(وَنَزَّلْنَا عَلَیکَ الْکِتَابَ تِبْیانًا لِکُلِّ شَیءٍ)

و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است.

سوره نحل (16): آیه 89

همان طوری که آصف ابن برخیا علمی از کتاب داشت آن کار را انجام داد تمام علم الکتاب دست ما است.

همه اینها نشان می دهد که بحث علم از مفاخر بشریت است و یکی از عوامل رسیدن به ساحل نجات است. بحث آگاهی، حالا آگاهی به توحید باشد. آگاهی به سنت باشد. آگاهی به قرآن باشد در هر کجا باشد این آگاهی فرقی نمی کند از کانال مکتب، مدرسه و دانشگاه برای آدم پیش بیاید یا از طریق سیر کمالات، زهد و تقوا برای آدم پیش بیاید هیچ فرقی نمی کند.

ولی یکی از پیام های این آیاتی که متعدد خدای عالم به رخ مردم می کشد (یعلمون لا یعلمون) این همه واژه علم و آگاهی در قرآن مطرح شده است، احساس می کنم یکی از پیام های این آیات این است اگر چنانچه بناست کسی زمام امور جامعه را به عهده بگیرد، آن کس باید عالم و آگاه باشد.

(أَفَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیفَ تَحْکُمُونَ)

آیا کسی که هدایت به سوی حق می ‌کند برای پیروی شایسته ‌تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی ‌شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می ‌شود، چگونه داوری می ‌کنید؟!»

سوره یونس (10):‌ آیه 35

فرمان، ریاست، امامت، حکومت جامعه دست عالم و آگاه باشد یا آن کسی که هنوز در الفباء است تازه به مدرسه رفته است آب بابا دارد یاد می گیرد روز دوم هم می رود مطالبی که استاد روز اول گفته است یادش نیست چه بود! آیا این شایسته خلافت و رهبری است یا آن کسی که تمام علوم دستش است؟

این کتاب صحیح مسلم است، اصلاً کاری با هیچ چیزی نداریم توهین و جسارت هم نمی خواهیم بکنیم.

از عزیزان تقاضا دارم این را دقت کنند، این مربوط به جناب خلیفه دوم است. در مکتب رسول اکرم هم بوده است از سال اول مسلمان شده تا سال یازدهم هم با پیغمبر بوده است یعنی ده، دوازده سال با رسول اکرم بود. کسی خدمت خلیفه دوم آمد گفت:

«إنی أَجْنَبْتُ فلم أَجِدْ مَاءً»

من جنب شدم غسل جنابت به گردنم آمد آب پیدا نکردم چه کار کنم؟

«فقال لَا تُصَلِّ»

حق نداری نماز بخوانی!

«فقال عَمَّارٌ أَمَا تَذْکُرُ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ أنا وَأَنْتَ فی سَرِیَّةٍ فَأَجْنَبْنَا فلم نَجِدْ مَاءً فَأَمَّا أنت فلم تُصَلِّ وَأَمَّا أنا فَتَمَعَّکْتُ فی التُّرَابِ وَصَلَّیْتُ فقال النبی إنما کان یَکْفِیکَ أَنْ تَضْرِبَ بِیَدَیْکَ الْأَرْضَ ثُمَّ تَنْفُخَ ثُمَّ تَمْسَحَ بِهِمَا وَجْهَکَ وَکَفَّیْکَ»

ما در یک سریه بودیم محتلم شدیم آب پیدا نکردیم تو نماز نخواندی ولی من تیمم کردم و نماز خواندم پیغمبر فرمود بعد از این دستانت را به خاک بزن و به صورت و دستانت بکش.

 بعد دارد عمر گفت:

«اتَّقِ اللَّهَ یا عَمَّارُ»

مگر تو فضول هستی این حرفها را می زنی تقوا پیشه کن.

«إتق الله» تقوا پیشه کن یعنی چه؟ یعنی روایت پیغمبر که فرمود در حال جنابت کسی آب پیدا نکرد باید برود تیمم بکند این را نگو. عمار هم می ترسد می گوید:

«إن شِئْتَ لم أُحَدِّثْ بِهِ»

اگر شما نظر منفی دارید برای کسی نمی گویم.

صحیح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی، ج1، ص280، ح 368

شما قرآن را ملاحظه بفرمایید دیگر بحث شیعه، سنی، عمار و عمر نیست. فرمود:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صَعِیدًا طَیبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا)

ای کسانی که ایمان آورده‌ اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می ‌گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت» کرده ‌اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‌ اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید! (به این طریق که) صورت ها و دستهای تان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است.

سوره نساء (4): آیه 43

آیا اگر کسی این آیه را خواند باید بگوییم «إتق الله» قرآن را هم نخوان. شما این را مقایسه بفرمایید با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که پیامبر در حق او فرمود:

«أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیَأْتِ الْبَابَ»

من شهر علم هستم علی هم درب این شهر است. هر کس می خواهد وارد شهر علم من شود از درب آن وارد بشود.

جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی  الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193، ح 4783

این روایت را آقایان از علمای بزرگ و متعدد با سند صحیح آورده اند. جالب این است آقای «عبدالله بن عمر بن سلیمان الدمیجی» یکی از علمای معاصر، کتابی دارد به نام «الإمامة العظمی عند اهل السنة والجماعة» عزیزان خوب دقت کنند این کتاب رساله ارشد ایشان است و رتبه اول را هم گرفته است یعنی بالاترین نمره را از دانشگاه ام القریٰ در مکه مکرمه، دانشکده شریعت و دراسات الإسلامیة گرفته است.

ایشان می گوید:

«من شروط الإمام أن یکون لدیة حصیلة علمیة کافیة لتدبیر الأمور على وجهها الأکمل»

یکی از شرایط امام، حاکم و خلیفه این است علم کافی از شریعت برای تدبیر عموم به وجه أکمل داشته باشد.

الإمامة العظمى عند أهل السنة والجماعة؛ تألیف عبد الله بن عمر بن سلیمان الدمیجی، من منشورات الجبهة الإسلامة الإعلامیة العالمیة صفر1428ه؛ ص 221

ایشان در ادامه به آیاتی از قرآن اشاره می کند مثل قضیه طالوت که فرمود:

(وَقَالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوا أَنَّى یکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَینَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ)

و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته ‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما بر گزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است.

سوره بقره (2): آیات 246 و  247

فرمود: خداوند، طالوت را انتخاب کرد و آگاهی های لازم را برای فرماندهی، خلافت و امامت در اختیار او قرار داده است و از نظر جسمانی هم شرایط را دارد.

یا در رابطه با حضرت سلیمان فرمود:

(وَشَدَدْنَا مُلْکَهُ وَآتَینَاهُ الْحِکْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ)

و حکومت او را استحکام بخشیدیم، (هم) دانش به او دادیم و (هم) داوری عادلانه!

سوره ص (38): آیه 20

یا در رابطه با حضرت یوسف فرمود:

(قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ)

(یوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم!»

سوره یوسف (12): آ‌یه 55

حضرت یوسف به عزیز مصر گفت وزارت امور اقتصادی کشور را به من بسپار. من هم آدم متعهد و هم عالم هستم. هم آگاه به مسائل اقتصادی هستم هم امین هستم. در رابطه با فرماندهی و وزارت، خدای عالم، علم را آورده است.

بعد ایشان می گوید در آیات زیادی است که فرمود:

(هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ)

بگو: آیا کسانی که می ‌دانند با کسانی که نمی ‌دانند یکسانند؟!

سوره زمر (39): آیه 9

ایشان هم همین عرضی که ما داشتیم را آورده است. این را چند روز قبل داشتم مطالعه می کردم یک دفعه به این عبارت ایشان برخورد کردم کتابش را دانلود کردم و از این صفحه تصویر گرفتم.

می گوید پیام آیه (هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ) این است که اگر یک حاکمی بخواهد در جامعه حکومت را به دست بگیرد شرط اولش داشتن علم کافی است. اگر کسی علم کافی ندارد نمی تواند در جامعه حکومت بکند.

آقای «محمد بن علی طیب» متوفای 436 و معاصر شیخ مفید و سید مرتضی است. شیخ مفید متوفای 413 و سید مرتضی متوفای 436 است. ایشان می گوید:

«فروی عن أبی بکر الصدیق أنه قال فی الکلالة»

از آقای خلیفه اول روایتی در رابطه با کلاله نقل کردند. یعنی کسی از دنیا رفته است یکی از معنایش این است که خواهر و برادر ابوینی و أبی دارد یعنی یک برادری دارد از نظر پدر با هم یکی هستند یک برادر و خواهری دارد پدر و مادرشان یکی است.

سوال کردند گفت:

«أقول فیها برأیی فان یکن صوابا فمن الله وإن یکن خطأ فمنی ومن الشیطان والله ورسوله منه بریئان»

من رأی خودم را می گویم. اگر رأی من درست بود این از خدا است ولی اگر

این فتوای من اشتباه بود، از من و از شیطان است و خدا و پیغمبر از این فتوای من بیزار هستند.

این روایت را چه کار کنیم؟ باز در ذیلش دارد:

«قال عمر بن الخطاب لکاتبه اکتب هذا ما رآه عمر فان یکن صوابا فمن الله وإن یکن خطأ فمن عمر»

به رئیس دفترش گفت این را بنویس این رأی منِ عمر است. اگر درست بود از خدا است و اگر غلط بود این از من است.

المعتمد فی أصول الفقه؛ اسم المؤلف:  محمد بن علی بن الطیب البصری أبو الحسین الوفاة: 436، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1403 ، الطبعة: الأولى ، تحقیق : خلیل المیس، ج2، ص381

آیا این برای حاکم جامعه اسلامی شایسته است؟

(أَفَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ)

آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته ‌تر است.

سوره یونس (10): آیه 35

امیرالمؤمنینی که شیعه و ‌سنی حتی خود خلیفه دوم می گوید:

«أنه أعلم الناس بالسنة»

طبقات الفقهاء، اسم المؤلف: إبراهیم بن علی بن یوسف الشیرازی أبو إسحاق الوفاة: 476، دار النشر: دار القلم - بیروت، تحقیق: خلیل المیس، ج 1، ص 23

عایشه می گوید: «علی أعلم الناس بالسنة» سعد ابن ابی وقاص می گوید: «علی أعلم الناس بالسنة» همه دوست، دشمن، مخالف و موافق معتقد هستند «علی أعلم الناس بالسنة» و یک مورد هم از علی نتوانستند در طول عمرش اشتباه بگیرند. آیا آن (أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ) است یا نه کسی که «لا یَهِّدی إلا أن یُهدی»؟.

این همان پیام آیه (هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ) است در انتخاب حاکم جامعه اسلامی! کسی که حکومت جامعه را به دست می گیرد شرط اولش این است که عالم به تمام احکام شریعت باشد.

بحث های دیگری داریم که حتماً امام جامعه باید معصوم باشد اگر معصوم نباشد نمی تواند عدالت را پیاده کند و معصوم هم غیر از ائمه، کسی دیگر نیستند. حتی آقای فخر رازی در ذیل آیه شریفه اولی الامر می گوید آیه به صراحت دلالت می کند که باید حاکم معصوم باشد ولی ما چه کار کنیم! چون ابوبکر و عمر معصوم نبودند ناگزیر هستیم از دلالت آیه دست بر داریم!!!

آیا این انصاف است؟ قرآن می گوید:

(أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ)

اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

اطاعت مطلق است اگر چنانچه اولی الامر معصوم نباشند تناقض لازم می آید یعنی معصوم نیست دستور خلاف می دهد. دستور خلاف می دهد خدای عالم می گوید از دستور خلاف شما نباید تبعیت کنید در اینجا هم می گوید از اولی الامر،‌ تبعیت کنید. چه کار کنیم؟ به آیه عمل کنیم یا نه؟ به این که از ظالم تبعیت نکنیم به کدامش عمل کنیم؟

آقایان این حرف ها را در این جا زدند امیدواریم که ان شاء الله فردای قیامت هم جواب خوبی داشته باشند.

مجری:

بسیار زیبا. نکات، نکات بسیار ارزشمندی است. هم خودمان دنبال این باشیم که جزء افراد عالم قرار بگیریم ان شاء الله، هم در مقابل سراغ افرادی برویم که خودشان علم دارند و تبعیت از آنها بکنیم نه کسی که علم ندارد مگر این که بخواهد به او آموزش داده بشود گاهاً اگر هم آموزش داده بشود از این آموزش ها سرباز می زند.

تماس‌های بینندگان برنامه:

بحمدلله تا اینجا در برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی از محضر حضرت استاد استفاده کردیم و در فرصت انتهایی برنامه خدمت شما هستیم پیام هایی عزیزانمان فرستادند تماس هایی برقرار شده است. آقای مؤذن از تبریز سلام عرض می کنم بفرمایید:

بیننده (آقای مؤذن از تبریز – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و مجری محترم. من 3 تا سوال داشتم می خواستم از حضرت استاد اینها را بپرسم. سوال اول در رابطه با وثاقت «معلی ابن خنیس» است. سوال دیگر در رابطه با «یونس ابن ظبیان» که بعضاً روایاتی در ذم ایشان است. سوال بعدی مبنای اهل سنت در مورد حجاب چیست؟

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی عرض سلام دارم. حضرت آقا حدیثی عزیزان محترم اهل سنت در کتاب هایشان دارند:

«خیر الناس قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی الوفاة: 235، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج6، ص404

رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند بهترین مردم، مردم زمانه من در قرن اول هستند. نووی در کتابش، حدیث 6561 می گوید قول جمهور در تعریف صحابه این است که این مردم یعنی خیر قرون (صحابه) بهترین مردم هستند

در پاورقی گفته است صحیح است یعنی هم صحابه هم تابعین هم فرزندان تابعین در میان این صحابه قاتلین امام حسین (علیه السلام)، دشمنان اهل بیت هستند آیا واقعاً می شود گفت بهترین مردم، مردمی بودند که در قرن رسول خدا بودند؟ در بین اینها کسانی بودند که خیلی فساد کردند کارهای حرام انجام دادند این اعتقاد ما است. بعد آقای زرارة ابن اوفی از بزرگان مخالف شیعه می گوید:

«القرن عشرون ومائة سنة فبعث رسول الله فی قرن وکان آخره موت یزید بن معاویة»

منظور از قرن، 120 سال است رسول خدا در قرنی متولد شده یعنی در آخرین قرن 120 ساله فوت یزید ابن معاویه بوده است.

یعنی خواستند یزید بن معاویه علیه لعنت الله را داخل همین قرن کنند این مبنای اعتقادی آقایان وهابی است. کتاب بخاری ومسلم هم این حدیث را آوردند:

«عن النبی قال خَیْرُ الناس قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ»

صحیح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج4، ص1963، ح2533

‌یعنی روایات جعلی دروغی بنی امیه را اینها ثبت کردند. در کتاب سیره اعلام النبلاء شمس الدین ذهبی، جلد 4، روایت 29 می گوید زرارة ابن اوفی از امام الکبیر، قاضی بصره از بزرگ ترین فقهای عصر خودش است. این یک روایت.

می گوید از احمد ابن حنبل پرسیدند می شود یزید را لعن بکنند؟ ایشان اول جواب داد من جواب نمی دهم سوال کردند آدم بزرگ و موجهی یزید را لعن کرده است ایشان گفت لعن مؤمن موجب قتل لعن کننده است چرا یزید مؤمن است؟ باز اشاره به همین روایت می کنند «خَیْرُ الناس قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ»

با این که احمد حنبل عالم به این بود که یزید قاتل صحابه بود با افتخار هم در حال حاضر در منابر و سخنرانی ها همین را می گویند عمر ابن سعد لعنت الله، شبة ابن ربیع، شمر ابن ذی الجوشن این صحابی که جنایت کردند آیا می شود گفت اینها بهترین مردمان زمان پیغمبر هستند؟ چرا در مورد قاتلین عثمان نمی گویند اینها بهترین مردم قرن رسول خدا هستند چرا این را نمی گویند؟

چرا در مورد امام حسین نمی گویند؟ چرا در مورد یزید می گویند که این خبیث، خیر القرون است می گویند حسین بن علی بر علیه خلیفه، امام یا حاکم خروج کرده است چرا در مورد کسانی که در مقابل خلیفه چهارم امام علی ابن ابی طالب خروج کردند به حق هم امام واقعی بود منصوب از طرف خدا و پیغمبرش بوده است لال می شوند و چیزی نمی گویند؟

اما یک روایت صحیح هم در مستدرک حاکم نیشابوری آورده است ابو عبیده جراح از رسول خدا می پرسد یا رسول الله آیا بهتر از ما صحابه کسانی بودند؟ ما همراه شما اسلام آوردیم و به همراه شما جهاد کردیم آیا بهتر از ما کسان دیگری هستند؟ رسول خدا فرمود بله بهتر از شما هستند گروهی می آیند که مرا ندیدند و مؤمن هستند و ندیده به من ایمان می آورند، سند این هم صحیح است. اگر می شود شما توضیح بدهید ممنون و سپاسگزارم «والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

بیننده (آقای صدرالدین از رشت – شیعه):

سلام علیکم خدمت مجری محترم و حضرت استاد قزوینی. اول به آقای بهادری بگوییم افتخارمان این است که ما یزید و معاویه را إلی الأبد لعن شان می کنیم. سوال من از استاد الان داشتم حدیث کساء را می خواندم این سوال برای بنده مطرح شد می گوید «جابر بن عبد الله عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها» می خواستم ببینم اصحاب مثل جابر یا سلمان مخصوصاً با توجه به مسائل خاصی که اهل بیت داشتند اینها چگونه به حضور حضرت می رسیدند و حضرت حدیث برایشان می خواندند. ممنون می شوم اگر استاد توضیح بفرمایند. یا علی مدد خدا حافظ شما

مجری:

حضرت استاد آقای مؤذن از تبریز راجع به وثاقت معلی ابن خنیس و یونس ابن ظبیان بحث رجالیش را پرسیدند و بعد از آن هم مبنای اهل سنت در مسئله حجاب!

حضرت‌ آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با معلی ابن خنیس مطالب متعددی داریم. جناب آقای خویی (رضوان الله تعالی علیه) در معجم الرجال، جلد 19، صفحه 257 معلی ابن خنیس را مطرح می کند می گوید ایشان از کسانی است که از یونس ابن ظبیان هم روایاتی دارد.

آقای خویی (رضوان الله تعالی  علیه) مفصل اقوال بزرگان را نقل می کند در آخر هم آنچه که من در ذهنم است نظرشان نسبت به معلی ابن خنیس مثبت است. یعنی روایاتی که در مدح معلی ابن خنیس آمده است قبول می کند و روایاتی که در مورد مذمت ایشان است رد می کند.

اما در رابطه با یونس ابن ظبیان که از غلات بود و هیچ مدحی درباره اش نداریم بلکه ائمه (علیهم السلام) لعنش کردند امام صادق فرمودند:

«وَ لَعَنَ یُونُسَ بْنَ ظَبْیَانَ أَلْفَ لَعْنَة»

رجال الکشی إختیار معرفة الرجال؛ کشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص364

«وَ لَعَنَ یُونُسَ بْنَ ظَبْیَانَ أَلْفَ لَعْنَةٍ تَتْبَعُهَا أَلْفُ لَعْنَةٍ کُلُّ لَعْنَةٍ مِنْهَا تُبْلِغُکَ قَعْرَ جَهَنَّمَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 25، ص 264

این دو نفر را نمی شود با یک چوب راند در مورد معلی ابن خنیس روایاتی در مدح و هم در ضعف او آمده است ولی علی الظاهر آنچه که در ذهنم است آقایی نظرشان توثیق معلی ابن خنیس است. اما یونس ابن ظبیان قطعاً‌ ضعیف است جزء غلات بوده و مورد لعن اهل بیت (علیهم السلام) قرار گرفته است.

البته این هم دلیل بر این نیست هر چه معلی ابن خنیس نقل کرد ما قبول کنیم. مثلاً‌ در رابطه با رفع قلم و ... ایشان مطالبی دارد که اینها با قرآن تطبیق نمی کند ائمه فرمودند اگر روایاتی از ما نقل کردند به قرآن عرضه کنید اگر با قرآن مخالف بود به دیوار بکوبید یعنی این ارزش روایی ندارد.

نسبت به بزرگان باید حواسمان را کاملاً‌ جمع کنیم خدای ناکرده با بی توجهی در مخصمه نیافتیم.

اما در رابطه با بحث حجاب باید عرض کنم که اهل سنت خیلی ملتزم هستند از ما شیعه ها هم بیشتر ملتزم هستند. خودمان هم در داخل و خارج از کشور با اهل سنت حتی با وهابی ها رفت و آمد داریم اینها نسبت به بحث حجاب خیلی ملتزم تر از ماها هستند.

اینکه بعضی از آقایان در شرق کشور قانون شکنی و سنت شکنی کردند و بی حجاب ها را در مسجد راه دادند در حقیقت بحث اهل سنت و شیعه نیست؛ بحث اپوزیسیون و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و دهن کجی به نظام است. می خواهند با دهن کجی به سنت و آیات قرآن یک نوع مخالفت خودشان را با نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کنند.

من در کشورهای خارج هر کجا رفتم در ترکیه، الجزایر هیچ جا اجازه ندادند بی حجاب وارد مسجد بشود. پس معلوم است که اهل سنت ملتزم به حجاب هستند. این آقا برای اینکه خودش را مطرح بکند این کار انجام داد و لذا همه اهل سنت با ایشان مخالف هستند.

ایشان نسبت به مسئله فلسطین و صهیونیست نظر داده بود، یکی از بزرگان از سرزمین قدس اعلام کرد من حاضر هستم با ایشان مناظره کنم. متأسفانه بعضی از نماینده های کم تقوا یا بی تقوا به جای اینکه ایشان را محکوم کند یک کاری خلاف اسلام، خلاف قرآن که فرمود:

(أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا)

دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت؛

سوره مائده (5): آیه 82

شروع به اهانت به آن عالم سنی کرده است که این آقا در اینجا آزاد است که هر اظهار نظری کند. چه کسی گفت هر کس آزاد است؟ این چه غلطی است شما می کنید؟ این چه حرف یاوه ای است شما می زنید؟ یعنی هر کسی آزاد است یعنی من آزاد هستم هر حرفی بزنم؟ شما آزاد هستی هر حرفی بزنی؟

ما در چارچوب اسلام و قرآن آزاد هستیم نه خارج از اسلام و قرآن. این که ما بیاییم حجاب را زیر سوال ببریم فلسطینی که نزدیک به 70 سال است زیر چکمه های دژخیم صهیونیزم بین المللی دارند لگدکوب می شوند آنها سنی هستند شما باید بیشتر غیرت دینیتان تحریک بشود برای حمایت از آنها تا ما شیعه ها. چه شده اینجا برعکس حرف می زنید؟

یا حرفهایی که این آقا قبلاً‌ اعلام کرد من حاضر هستم در مظلومیت فلسطین مناظره کنم و این که رژیم اشغالگر صهیونیزم چنین و چنان کرده است. چرا هفت هشت سال قبل یک طور دیگر حرف زده امروزه هم یک طور دیگر حرف می زند؟

یک مقداری دقت کنیم که از چارچوب اسلام بیرون نرویم. آزاد هستیم اظهار نظر کنیم این حرف غلط، یاوه و بیهوده ای است. بله در چارچوب اسلام آزادی داریم فرضاً بنده یک حرفی می زنم شما می آیید حرف من را نقد علمی می کنید. شما حرفی می زنید نظرم را نسبت به حرف شما می زنم ولی نه اینکه خارج از چارچوب محدوده قرآن و سنت بخواهیم هر حرف و اظهار نظری بکنیم.

بحث ایشان، بحث شیعه و سنی نیست. آن کسی که در فضای مجازی بحث شیعه و سنی مطرح می کند کاملاً‌ منطقشان نادرست است و حرف شان کاملاً مردود است. بحث اپوزیسیون و نظام جمهوری اسلامی است.

مجری:

سؤال شده که لطفا بفرمائید مبانی اهل سنت نسبت به رؤیت هلال چیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رؤیت هلال، سنت پیامبر گفته است:

«صُمْ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ»

با دیدن ماه روزه بگیرد با دیدن ماه هم افطار کنید.

تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر:  دار الکتب الإسلامیه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج4، ص159، بَابُ عَلَامَةِ أَوَّلِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ آخِرِهِ وَ دَلِیلِ دُخُولِه‏، ح17

ولی متأسفانه این آقایان با توجه به اعتمادی که به تقویم ها دارند 3- 4 روز مانده به شوال اعلام می کنند فلان روز عید فطر است. در حالیکه کسی ماه را ندیده است. حتی یکی دو مرتبه هم در عربستان آقایان فتوا دادند و مردم روزه شان را خوردند بعد معلوم شد که ماه رمضان بوده حکومت را وادار کردند کفاره تمام چند میلیون نفر مردم را داد. یعنی ثابت شد شوال وارد نشده بود و فتوای این آقایان نادرست بود.

ولی افتخار ما «صُمْ لِلرُّؤْیَةِ» است. مادامی که برای ما رؤیت حاصل نشود یا برای شخص ما یا برای چند نفری که مورد اعتماد مراجع و رهبری هستند اگر رؤیت حاصل شد ماه را دیدیم افطار می کنیم ماه را ندیدیم روزه می گیریم. ملاک برای ما شرع مقدس است.

مجری:

جناب آقای صدر الدین از رشت نسبت به حدیث کساء و اینکه جابر بن عبد الله نقل کرده است یا روایتی که سلمان نقل می کند چطور اینها به محضر حضرت شرفیاب می شدند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خطبه غراء حضرت زهرا را نقل کردند چطوری نقل کردند؟ همانهایی که خطبه حضرت زهرا را در مسجد در جمع صدها یا هزاران صحابی مهاجر و انصار شنیدند اینها هم نقل کردند.

اگر شما می گویید در مسجد حضرت پشت پرده خطبه خواند جابر و امثال جابر هم خدمت حضرت می رسیدند پشت پرده حضرت مطالبی می گفت اینها هم می شنیدند. اگر نه بگویید باز بودن وجه کفین اشکالی ندارد در مسجد خطاب به مهاجرین و انصار، پرده ای نبود خطاب به مردم خطبه خواندند با جابر و ... هم که خدمت حضرت رسیده بودند به همین شکل بوده ملاک برای ما همان خطبه غراء صدیقه طاهره در مسجد است.

پس یک بحثی است که اینها خدمت حضرت زهرا رسیدند و حضرت برای اینها مطرح کرد. یک دفعه نه قضیه حدیث کساء که در خانه ام سلمه بود حضرت امیر، حضرت زهرا، حضرت امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهم) وارد شدند و حضرت عبایی را روی اینها کشید فرمود:

 «هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی»

و بعد فرمود:

(اِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا)

خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33):‌ آیه 33

این بحث جدایی است. قضیه نزول آیه تطهیر و قضیه حدیث کساء که در منزل ام سلمه نازل شد. عایشه می گوید در خانه من نازل شد. ام سلمه می گوید:

«وأنا جالسة عند الباب قالت قلت: یا رسول الله ألست من أهل البیت؟ قال: إنک إلى خیر إنک من أزواج النبی»

من دم درب نشسته بودم گفتم: ای رسول خدا آیا من از اهلبیت نیستم؟ فرمود: تو آدم خوبی هستی. تو همسر من هستی.

معرفة الصحابة، اسم المؤلف: لأبی نعیم الأصبهانی؛ ج 6، ص 3222، ح 7418

حتی می گوید کساء‌ را گرفتم وارد شوم:

«فَجَذَبَهُ من یدی وقال انک على خَیْرٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج 6، ص 323، ح 26789

پیغمبر از دستم عباء را گرفت کشید فرمود زیر کساء جای شما نیست مخصوص چهار نفری است که اینجا هستند.

مجری:

جناب آقای بهادری هم راجع به این که خیر امت، صحابه هستند فرمایشاتی داشتند ضمن این که جناب آقای دارابی تماس گرفتند گفتند از دانش پژوهان دکترای فلسفه و عرفان هستند با رفقاء و هم رشته ای های خودشان افرادی هستند که پی گیرانه بحث را پی گیری می کنند از حضرتعالی و این برنامه تشکر کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با حدیث «خیر القرون قرنی» در صحیح بخاری دارد که پیامبر فرمود:

«خَیْرُکُمْ قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ»

بهترین شما هم قرن من هستند بعد تابعین و اتباع تابعین هستند.

و در حدیث بعدی دارد که فرمود:

«خَیْرُ الناس قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج2، ص938، ح2508 و 2509

در جای دیگر صحیح بخاری، دارد که پیامبر فرمود:

«خَیْرُ أُمَّتِی قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج3، ص1335، ح3450

عبارتها متفاوت است. ظاهر قضیه این است که اینها را بنی امیه برای تطهیر صحابه، تطهیر تابعین و اتباع تابعین ساختند. اگر این طوری است: «خَیْرُ الْقٌرُونِ قَرْنِى، ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ» دیگر علم رجال برای چیست؟

این همه کتاب رجال نوشتند برای چیست؟ صحابه که «کلهم فی الجنة» پیغمبر هم به افضلیّت و خیریّت اینها شهادت داده است. تابعین و اتباع تابعین هم به همین شکل تقریباً تا سال 140- 150 اتباع تابعین می شود. ابو حنیفه، اتباع تابعین می شود.

با این حساب شما بساط علم رجالتان را باید جمع کنید. این همه علم رجال نوشتید فلانی ضعیف یا کذاب است فلانی ثقه است اگر این ملاک است شما بساط علم رجالتان را جمع کنید بیروید.

مشخص است که این روایت هیچ مدرکی ندارد. مگر کسانی که عثمان را کشتند برای زمان خیر القرون نیستند؟ قرن پیغمبر نیستند؟ یا قرن تابعین بگیریم آنجا چرا این همه اراذل و اوباش و ... می گویید و لعنت می فرستید اینها خیر القرون هستند شما نباید نسبت به اینها جسارتی داشته باشید.

در مدینه به دستور عمر 700 نفر از مهاجرین و انصار را کشتند شما نباید مسلم بن عقبه را لعنت و مذمت کنید چون مال خیر القرون بودند یعنی این در حقیقت ابطال شریعت است. پیام خیر القرون یعنی شریعت باطل است و اینها هر کاری می توانند انجام بدهند صحابه، تابعین، اتباع تابعین هیچ گناهی هم بر اینها نیست پیغمبر به خیریّت اینها شهادت داده است.

مجری:

بسیار عالی! متشکرم، فرصت نیست عزیزانی که به صورت متنی پیام دادند ان شاء الله در برنامه های آینده سوالات را می پرسیم از حضرت استاد تقاضا می کنیم پاسخ به این عزیزان بدهند. حضرت استاد از محضرتان استفاده کردیم و همچنین از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنم. ان شاء الله موفق و مؤید و منصور باشید. التماس دعا خدا نگهدار!

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها