2020 August 11 - سه شنبه 21 مرداد 1399
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
کد مطلب: ١٠٩٦١ تاریخ انتشار: ١٠ ارديبهشت ١٣٩٦ - ١٤:٠٥ تعداد بازدید: 1297
خارج کلام مقارن » عمومی
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)

جلسه هفتاد و چهارم 96/01/27

 

  

بسم الله الرحمن الرحیم 

جلسه هفتاد و چهارم  96/01/27

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با صحابه و ادله اهل سنت بر آیه:

(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسان)

و پیشروان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی پیرویشان کردند.

سوره توبه (9): آیه 100

مطرح شد. ما گفتیم که استدلال بر این آیه به مسئله عدالت صحابه؛ اشکالات متعددی دارد. اشکال اساسی این است که ما مشاهده می‌کنیم تعدادی از صحابه از مسیر حق، قرآن کریم و از مسیر سنت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) منحرف شدند و به هیچ وجه به بهشت راه پیدا نمی‌کنند. شاهد ما در این زمینه آیات قرآن است!

اضافه بر اینکه آیاتی هم در اینجا در مذمت صحابه داریم:

(إِنْ جاءَکمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا)

اگر فاسقی خبری برایتان آورد تحقیق کنید.

سوره حجرات (49): آیه 6

همچنین در آیه شریفه دیگری نسبت به صحابه وارد شده است:

(یحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا کلِمَةَ الْکفْرِ وَ کفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِم)

به خدا سوگند می‌خورند که (چیزی) نگفته‌اند و حال آنکه کلمه کفر را بزبان راندند و بعد از اسلامشان کافر شدند.

سوره توبه (9): آیه 74

آقایان اهل سنت بفرمایند (کلِمَةَ الْکفْرِ) و (کفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِم) و (هَمُّوا بِما لَمْ ینالُوا) چه بوده است!؟ حال ما نمی‌خواهیم بگوییم که 12 نفر از صحابه می‌خواستند رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را ترور کنند!! شما خودتان بروید و تفاسیر خودتان را در ذیل این آیات نگاه بکنید ببینید داستان چه بوده!؟

شما هم که معتقدند؛ «والصحابة کلهم عدول»؛ «الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»؛ و صحابي هم کسی است که «من رأي رسول الله ولو لحظة»!!

همچنین در آیه دیگر وارد شده است:

(قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ کنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ لا تَعْتَذِرُوا قَدْ کفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمانِکم)

بگو آیا خدا و آیات و رسول او را مسخره می‌کنید عذر نیاورید، که بعد از ایمانتان کافر شدید.

سوره توبه (9): آیات 65 و 66

می فرماید شما بعد از اینکه ایمان آورده بودید و مؤمن بودید، کافر شدید. اگر در آیه قبلی بود که خداوند متعال می‌فرماید:

(کفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِم)

می‌گفتیم این افراد منافق بودند؛ و خداوند هم می فرماید:

(قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکم)

اعراب بادیه‌نشین به تو گفتند ایمان آوردیم. بگو: نه، هنوز ایمان نیاورده‌اید و باید بگویید اسلام آوردیم چون هنوز ایمان در دل‌های شما داخل نشده.

سوره اعراب (49): آیه 14

ولی در اینجا خداوند متعال می‌فرماید:

(قَدْ کفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمانِکم)

این را می خواهید چه کار کنید!؟

خود «محمد بن عبدالوهاب» زمانی که این آیات را مطرح می‌کند، به صراحت در کتاب «کشف الشبهات» می‌گوید:

«أما سمعت الله کفرهم بکلمة مع کونهم فی زمن رسول الله - صلی الله علیه وسلم - ویجاهدون معه ویصلون ویزکون ویحجون ویوحدون»

آیا نشنیدی که خداوند عده ای را فقط به خاطر گفتن یک کلمه تکفیر کرده است. در حالی که اینها صحابی پیغمبر بودند و مجاهد بودند، روزه می‌گرفتند، زکات می‌دادند، حج می‌رفتند و موحد بودند.

مردم به ما می‌گویند شما مسلمانان را تکفیر می‌کنید و آن‌ها را می‌کشید، درحالی‌که آن‌ها دارند نماز می‌خوانند و حج می‌روند و زکات می‌دهند و روزه می‌گیرند. چرا آن‌ها را می‌کشید؟!

او در جواب چند دلیل می‌آورد؛ از جمله می‌گوید که اگر ما آن‌ها را می‌کشیم درحالی‌که نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و حج می‌روند، خود قرآن کریم این راه را برای ما باز کرده است!!

موحّد به معنای مسلمان واقعی است و کسی است که ایمان در قلب او دخول کرده است. یعنی منافقین را شامل نمی شود. و این کاملاً واضح و روشن است. در ادامه می‌گوید:

«فهؤلاء الذین صرح الله فیهم أنهم کفروا بعد إیمانهم وهم مع رسول الله - صلی الله علیه وسلم - فی غزوة تبوک قالوا کلمة ذکروا أنهم قالوها علی وجه المزح»

سپس می‌گوید:

«فتأمل هذه الشبهة وهی قولهم تکفرون من المسلمین أناسا یشهدون أن (لا إله إلا الله) ویصلون ویصومون»

نسبت به ما شبهه‌ای مطرح کردند که شما مسلمانان را تفکیر می‌کنید و به ما می‌گویند: شما عده‌ای از مردمی که شهادت به وحدانیت خداوند می‌دهند و نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند را تکفیر می‌کنید.

بنابراین خداوند متعال هم صحابه را با وجود اینکه اهل نماز و روزه بودند و موحد بودند، تنها به خاطر یک کلمه‌ای که گفته بودند تکفیر کرده است؛ بنابراین کار ما خلاف قرآن نیست!! او سپس می‌گوید:

«ثم تأمل جوابها، فإنه من أنفع ما فی هذه الأوراق»

جواب به این شبهه از پر منفعت‌ترین مطالبی است که من در این کتاب آوردم.

کشف الشبهات، المؤلف: محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان التمیمی النجدی (المتوفی: 1206 هـ)، الناشر: وزارة الشؤون الإسلامیة والأوقاف والدعوة والإرشاد - المملکة العربیة السعودیة، الطبعة: الأولی، 1418 هـ، ج 1، ص 42، الفصل الثانی عشر

حال ما از این آقایان سؤال می‌کنیم شما که معتقدید:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

حرف شما را بپذیریم یا حرف «محمد بن عبدالوهاب» را بپیذیریم؟ او ادعا می‌کند من که صحابه را تکفیر می‌کنم، خدا هم صحابه را تکفیر کرده است. آیا کافر در بهشت جای دارد؟! اگر «الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً» این تفسیر و این توضیح چیست؟!

نکته دیگری در اینجا وجود دارد که عزیزان باید به آن دقت کنند، زیرا یکی از مباحث کلیدی است. تعدادی از صحابه، امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را سب و لعن می کردند و با او قتال می‌کردند. یعنی سه چیز؛ سب، لعن و قتال! این را هم ما نمی گوئیم، «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد 7 صفحه 137 می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه»

می گوید بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی بن أبی طالب را در دل داشتند. ما در اینجا سؤال می‌کنیم: «ما هو حكم من کان بغض علی فی قلبه»؟ کسی که بغض علی را در دل داشته باشد چه حکمی دارد؟

«و یسبونه»

و به علی بن أبی طالب ناسزا می‌گفتند.

«و یقاتلونه»

و با علی به قتال می‌پرداختند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 137

حال می‌پرسیم: «ما هو حکم من سب علیا»؟؛ «ما هو حکم من قاتل علیا»؟

آیا این افراد اهل بهشت هستند؟ یا طبق روایات شما این افراد نه تنها اهل بهشت نیستند، بلکه در قعر جهنم‌اند!؟ زیرا بغض امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نشانه نفاق است و:

(إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْک الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار)

منافقان در طبقه زیرین جهنم‌اند.

سوره نساء (4): آیه 145

مسئله دیگر این است که «ابن تیمیه» در جلد پنجم کتاب «منهاج السنة النبویة» به صراحت می‌نویسد:

«أن الذین قاتلوه ولعنوه وذموه»

کسانی که با علی می‌جنگیدند و علی را لعن می‌کردند. و او را مذمت می کردند.

بنابراین صحابه نسبت به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) «یبغضونه» و «یسبونه» و «یقاتلونه» و «لعنوه» داشتند؛ ما سؤال می پرسیم که «ما هو حکم من لعن علی بن أبی طالب»؟ یا اصلاً: «ما هو حکم من لعن المسلم»؟ «ما هو حکم من ذم واحداً من الخلفاء»؟

سپس می‌گوید:

«أن الذین قاتلوه ولعنوه وذموه هم أعلم وأدین من الذین یتولونه»

کسانی که علی را لعن و مذمت می‌کردند، متدین‌تر از کسانی هستند که ولایت علی را دارند!!!

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 5، ص 10

حال از آقایان اهل سنت می‌پرسیم که آیا شما محبت و ولایت به معنای محبت را دارید یا ندارید؟! «ابن تیمیه» معتقد است کسانی که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را لعنت می‌کردند از تمام کسانی که علی را دوست می‌دارند بهتر و متدین‌تر هستند؟! آخر این چه دیانتی است؟!

شاید کسی بگوید این اجتهاد «ابن تیمیه» است! در این صورت باید بگویم که «ابوجهل» متدین‌تر از «سلمان» است و «ابولهب» متدین‌تر از «ابوذر» است. اجتهاد یا باید از آیات قرآن کریم و یا سنت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد.

من که نمی‌توانم بی حساب و کتاب اجتهاد کنم. در این صورت من هم اجتهاد می‌کنم که تو بی‌هوا حرف می‌زنی و قتلت هم واجب است و باید جنازه تو را آتش بزنند!!

اگر قرار باشد که از روی هوای نفس اجتهاد صورت بگیرد، ما هم می‌گوییم شما که چنین حرفی می‌زنید کافر و مرتد و حلال المال و الدم هستید!! اجتهاد از روی هوای نفس هیچ سرمایه‌ای نیاز ندارد و تنها به مجرد زبان است.

ولی اگر قرار است اجتهاد بر مبنای قرآن کریم باشد، باید ببنیم که قرآن درباره امیرالمؤمنین چه دارد!؟ اجماع فریقین است که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) مشمول آیه تطهیر است.

آیا سب کنندگان و لعن کنندگان کسی که مشمول آیه تطهیر است متدین محسوب می‌شوند؟! آیا این افراد متدین‌تر از کسانی هستند که علی را دوست دارند یا علی را به ولایت قبول دارند؟!

همچنین در آیه مباهله خداوند عالم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را نفس پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی می‌کند. نفس پیغمبر اکرم به معنای جان و روح پیغمبر اکرم است. آیا اگر کسی جان پیغمبر اکرم را لعنت کند، متدین‌تر از طرف مقابل است؟!

ما نمی‌دانیم این دیانت چه دیانتی است!! این ديانت بنی امیه و بنی مروان است یا دیانت محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) است!! این مسئله را برای ما روشن کنید.

عجیب است که «ابن تیمیه» می گوید:

«أن الذین قاتلوه ولعنوه وذموه من الصحابة والتابعین»

از یک طرف داریم که می گویند:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

از طرف دیگر همین صحابه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را لعن می‌کنند. از طرف دیگر قرآن کریم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را در آیه تطهیر جزو مطهرات آورده است!! و یا در آیه مباهله برای اثبات نبوت و صداقت پیغمبر اکرم شهادت می‌دهد!! در قضیه لیلة المبیت خداوند عالم حضرت امیر را ثنا می‌گوید و می‌فرماید: علی کسی است که جان خود را تقدیم خداوند کرده است و با خداوند متعال معامله کرده است.

گذشته از تمام این قضایا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خلیفه چهارم اهل سنت است. زمانی که نستجیر بالله لعنت کردن، سب و شتم خلیفه چهارم اهل سنت نشانه دیانت است معلوم می‌شود کسانی که ابوبکر و عمر را لعن می‌کنند خیلی تدین بالایی دارند!!

آیا در آنجا هم حاضرید بگویید:

«کل من کان یلعن ابابکر، یسب ابابکر، یشتم ابابکر أدین من الذین یتولون أبابکر»

آیا در اینجا هم حاضرید این حرف را بزنید؟!

در وجوب موالات حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شکی نیست. قرآن می فرماید:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء.

سوره شوری (42): آیه 23

تمام اهل سنت معتقدند که موالات علی بن أبی طالب واجب است؛ زیرا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قطعاً جزو اهل بیت هستند و گذشته از آن، خلیفه چهارم اهل سنت هستند. آیا موالات خلیفه چهارم واجب است یا واجب نیست؟!

«ابن تیمیه» می نویسد:

«ولو تخلی أهل السنة عن موالاة علی رضی الله عنه وتحقیق إیمانه ووجوب موالاته لم یکن فی المتولین له من یقدر أن یقاوم المبغضین له من الخوارج»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 5، ص 10

اگر چنانچه اهل سنت که موالات علی را واجب می‌دانند کنار بروند، شیعیان نمی‌توانند در برابر خوارج حرفی بزنند. به قول شما از یک طرف «وجوب موالاته» را به کار می‌برد و از طرف دیگر «أدین من الذین یتولونه» را به حساب می‌آورد.

مشاهده کنید این نکات از آن دسته نکاتی است که ما غالباً در بحث‌ها از آن غافل هستیم. ما گاهی اوقات بحث را روی شاخه‌های فرعی می‌بریم و خودمان را آویزان می‌کنیم، درحالی‌که آن‌ها با یک تکان دادن ما را پایین می‌اندازند و دوباره باید شاخه دیگر را بگیریم.

ولی اگر ما ریشه‌ای کار کنیم و تنه درخت را بگیریم، دیگر جایی برای طرف مقابل باقی نمی‌ماند. بنابراین این بحث‌ها، بحث‌های ریشه‌ای و اساسی است و طرف مقابل هم حاضر نیست در این حوزه‌ها بحث کند و جوابی هم برای گفتن ندارد.

همچنین در جلد هفتم کتاب «منهاج السنة النبویة» - این موارد یک یا دو مورد نیست - وارد شده است:

«قد علم قدح کثیر من الصحابة فی علی»

قطعاً معلوم است که بسیاری از صحابه علی را قدح و تضعیف و مذمت می‌کردند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 147

حالا به ما جواب دهيد که «من قدح أبابکر ما هو حکمه»؟ و: «من قدح عمر و عثمان ما هو حکمه»؟ شما این مسئله را برای ما روشن بفرمایید بعد بگوییم این «کثیر من الصحابة» که در علی «قدح» می‌کردند، چه حکمی دارند؟!

 اگر ما صدها ساعت روی همین چند عبارت «ابن تیمیه» که درباره امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) کار کنیم جا دارد! و برای ما کافی است!

ما می‌توانیم در یک ماه رمضان حدود سی منبر یک ساعته علمی درباره همین سه عبارتی که «ابن تیمیه» آورده است کار کنیم.

بنده چند نکته از این عبارات را می‌آورم؛ ایشان می‌گوید: صحابه، امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را سب می‌کردند. «ما هو حکم من سب علیا». «حاکم نیشابوری» در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» در جواب این مسئله می‌نویسد:

«سمعت رسول الله یقول من سب علیا فقد سبنی»

پیغمبر اکرم فرمودند: هرکسی علی را ناسزا بگوید من (پيغمبر) را ناسزا گفته است.

«هذا حدیث صحیح الإسناد»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 130، ح 4615

حال بفرمایید: «ما هو حکم من سب رسول الله»؟ آیا سب رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) جایز است یا حرام است؟! «من سب رسول الله یطلق علیه أنه مسلم؟!» یا سب رسول الله نشانه خارج شدن از دین است؟!

هم «حاکم نیشابوری» و هم «ذهبی» هردو این روایت را صحیح می‌دانند. همچنین در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» وارد شده است:

«سمعت رَسُولَ اللَّهِ یقول من سَبَّ عَلِیاًّ فَقَدْ سبنی»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 6، ص 323، ح 26791

همچنین در همین کتاب با تحقیق «شعیب ارنؤوط» وهابی، وارد شده است:

«أم سلمة فقالت لی: أیسب رسول الله صلی الله علیه و سلم فیکم»

گفتم معاذالله کسی پیغمبر را فحش بدهد. گفت:

«سمعت رسول الله صلی الله علیه و سلم یقول من سب علیا فقد سبنی»

در آخر روایت در مورد سند روایت وارد شده است:

«إسناده صحیح»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، الناشر: مؤسسة قرطبة – القاهرة، الأحادیث مذیلة بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها، ج 6، ص 323، ح 26791

«حاکم نیشابوری» و «ذهبی» گفته‌اند که سند این روایت صحیح است. همچنین آقای «ابن ابی شیبه» در کتاب «المصنف» پا را فراتر گذاشته و از قول «ام سلمه» نقل می کند که از «اباعبدالله جدلی» پرسید:

«یا أبا عبد الله أیسب رسول الله فیکم ثم لا تغیرون»

ای ابا عبدالله! در شهر شما به پیغمبر اکرم فحش می‌دهند و شما جواب نمی‌دهید؟!

«قال قلت ومن یسب رسول الله »

گفت: چه کسی جرئت دارد به پیغمبر اکرم ناسزا بگوید؟

«قالت یسب علی ومن یحبه وقد کان رسول الله یحبه»

ام سلمه گفت: شما علی و دوستدارانش را فحش می‌دهید، درحالی‌که پیغمبر اکرم علی را دوست می‌داشت.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 371، ح 32113

در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» به صراحت وارد شده است که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: من فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و پیغمبر او را دوست دارد و او هم خدا و پیغمبر اکرم را دوست دارد. طبق این روایات این افراد کسی را سب می‌کنند که خداوند متعال او را دوست دارد.

بنابراین سب امیرالمؤمنین، سب رسول الله هست! حال ببینیم که سب نبی مکرم چه حکمی دارد!؟  «ابن تیمیه» در کتاب «الإستغاثة فی الرد علی البکری» می‌نویسد:

«من سب أبا بکر أو عمر أو عثمان أو علیا رضی الله عنهم فهو کافر»

هرکسی به ابوبکر، عمر، عثمان و علی (رضی الله عنه) ناسزا بگوید کافر است.

بنابراین طبق نظر «ابن تیمیه» که گفت «کثیر من الصحابة یسبونه»؛ این صحابه کثیر، کافر هستند!!

حتی می‌گوید:

«من سب فاطمة أو عائشة أنه یقتل»

الإستغاثة فی الرد علی البکری، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: دار الوطن - الریاض - 1417، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبدالله بن محمد السهلی، ج 2، ص 600، فصل قال ولقد بالغ السلف فی الاحتیاط بجنابه

آخر هم همین نظریه را می‌پذیرد و می‌گوید: سب خلفا کفرآور است و سپس می‌گوید: رافضه کافر هستند به جهت اینکه به ابوبکر و عمر ناسزا می‌گویند. حال اگر صحابه به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) ناسزا بگویند آن‌ها هم کافر هستند، یا نه؟!

همچنین در کتاب «مجموع الفتاوی» جلد چهارم صفحه 437 وارد شده است: جمع زیادی از بنی امیه و شیعیانشان، علی را سب می‌کردند. سپس می‌گوید:

«وَکانَ سَبُّ عَلِی وَلَعْنُهُ مِنْ الْبَغْی الَّذِی اسْتَحَقَّتْ بِهِ الطَّائِفَةُ أَنْ یقَالَ لَهَا: الطَّائِفَةُ الْبَاغِیةُ»

بنابراین طایفه باغیه که معاویه یکی از آن‌هاست؛ امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را سب و لعن می‌کردند. سپس در مورد طایفه باغیه چنین می‌نویسد:

«الْفِئَةُ الْبَاغِیةُ یدْعُوهُمْ إلَی الْجَنَّةِ وَیدْعُونَهُ إلَی النَّارِ»

جالب اینجاست که در ادامه می‌گوید:

«یدُلُّ عَلَی صِحَّةِ إمَامَةِ عَلِی وَوُجُوبِ طَاعَتِهِ وَأَنَّ الدَّاعِی إلَی طَاعَتِهِ دَاعٍ إلَی الْجَنَّةِ وَالدَّاعِی إلَی مُقَاتَلَتِهِ دَاعٍ إلَی النَّارِ - وَإِنْ کانَ مُتَأَوِّلًا»

مجموع الفتاوی، المؤلف: تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: 728 هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک، فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، عام النشر: 1416 هـ/1995 م، ج 4، ص 437، فَصْلٌ: فِی أَعْدَاءِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِینَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَهْدِیینَ

در اینجا مراد امامت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تنها در زمان خودشان است، نه امامتی که ما قبول داریم.

در حقیقت این عبارت تیر خلاصی به همه چیز زد!! خداوند عالم طوری به گردن این پست فطرت‌ها زده است که با دست خودشان چاله‌ای برای خودشان درست می‌کنند که در ته آن چاه می‌مانند. این افراد معتقد هستند که «معاویه»، «عایشه» و «طلحه» اجتهاد کرده اند. آیا این اجتهاد کردن كه داع الي النار (به طرف آتش دعوت مي‌كنند) فایده‌ای دارد؟!

بحث‌های دیگری در رابطه با سب صحابه وجود دارد که اساساً «من سب صحابیا ما هو حکمه»؟ ما در اینجا سؤالات متعددی داریم که یکی پس از دیگری باید پاسخ داده شود و ببینیم آیا کسانی که با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) جنگیدند، ایشان را سب و لعن کردند و بغض آن حضرت را داشتند اگر به عنوان خلیفه ایشان را لعن کنند چه حکمی دارد!؟

بر فرض امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خلیفه مسلمین نباشد؛ سب کردن ایشان به عنوان یک مسلمان چه حکمی دارد؟! «من سب مسلماً ما هو حکمه»؟

پرسش:

چه مقدار از اهل سنت، مطالب «ابن تیمیه» را قبول دارند؟!

پاسخ:

نود درصد اهل سنت مطالب «ابن تیمیه» را قبول دارند. اگر در نماز جمعه خيلي از اهل سنت شرکت کنید، می‌بینید که در خطبه‌های نماز جمعه «ابن تیمیه» را با عنوان (رحمه الله) یاد می‌کنند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده