2020 February 24 - دوشنبه 05 اسفند 1398
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
کد مطلب: ٥٣٨١ تاریخ انتشار: ٢٥ خرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: 5562
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب

احادیث اعلمیت امیرالمؤمنین بررسی حدیث مدینه العلم
حبل المتين 91/03/25

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 25 / 03 / 91

مجري:

در روايت آمده است كه امير المؤمنين بيانگر و حلال اختلافات امت بوده است در زمان خود حضرت رسول هم كه حضرت ايشان را به يمن براي امر قضاوت فرستاد، بيانگر اختلافات امت بوده است؛ يعني اگر اختلافي پيش مي آمد، حضرت امير را به عنوان ناجي و قاضي مي فرستادند تا قضاوت كند و اختلافات را از بين ببرد و آمده اند اين گونه حضرت علي عليه السلام را به عنوان اعلم صحابه مطرح كردند.

لطف كنيد اين قضيه را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

ما در جلسه گذشته بحثي را كه در باره تعبيرهاي «كتاب الله وعترتي» و «كتاب الله وسنتي» شروع كرده بوديم.

گفتيم: روايت عترتي هيچ گونه تعارضي با سنتي ندارد؛ چون در درون كتاب، سنت هم خوابيده است؛ يعني وقتي مي گوييم:

كتاب الله؛

يعني كتاب خدا با آيه شريفه:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل آيه 44

در آيه 7سوره حشر آمده است كه:

مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

يعني در درون خود قرآن كتاب و سنت كاملاً خوابيده است.

حالا بعضي از اين كارشناسان جاهل و نادان مي گويند اگر چنانچه «كتاب الله و عترتي» باشد، پس پيامبر چه شد؟ چقدر بايد اين آقا جاهل و نادان و احمق باشد؟ اصلاً قرآن جز از طريق نبي مكرم براي ما رسيده است؟ اصلاً بحث شريعت نبوي است كه اين شريعت نبوي كه قرآن و سنت است مي خواهد اهل بيت را پياده كنند.

خداي عالم عقل و فكر بعضي ها را از دستشان گرفته است كه مي گويند: اگر «كتاب الله و عترتي» باشد تكليف پيامبر چه مي شود؟ پيامبر كنار رفت؟

كتاب الله و عترتي و اهل بيتي.

اهل بيت و عترت پيامبر.

در آيه شريفه هم كه دارد:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري آيه 23

پس پيامبر كجا رفت؟ نمي دانيم بعضي از افراد چه كار مي كنند ، آيا جهل خود را به نمايش مي گذارند؟ يا عناد خود را نسبت به اهل بيت نشان مي دهند از سويي هم شعار مي دهند كه ما محب اهل بيت هستيم.

من تتمه بحث جلسه گذشته رابه صورت فشرده عرض مي كنم:

عدم تعارض سنت با عترت را عرض كرديم كه سنت مبين و مفسر قرآن است، اقوال بزرگان اهل سنت را آورديم كه ابو حنيفه مي گويد: اگر سنت نبود، هيچ احدي از ما قرآن را نمي فهميد.

اهل بيت وارث سنت پيامبر هستند، در اين رابطه هم ما روايات متعددي براي بينندگان عزيز بيان كرديم.

اهل بيت ناقل سنت پيامبر هستند، ما گفتيم تمام رواياتي كه از امير المؤمنين از امام باقر و صادق از امام عسگري سلام الله عليهم اجمعين است، سلسله سند اينها همه به امير المؤمنين و نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم، بر مي گردد.

اما نكته چهارم كه حضرتعالي اشاره كرديد: اهل بيت بيانگر موارد اختلاف بين امت هستند.

حاكم نيشابوري از انس بن مالك نقل مي كند كه پيامبر اكرم به امير المؤمنين فرمود:

أنت تبين لأمتي ما اختلفوا فيه من بعدي.

تو بيانگر اختلافات امت هستي بعد از من؛ يعني تو هستي كه براي امت من موارد اختلافي را تبيين مي كني.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه.

حديث صحيحي است و شرائط صحيح مسلم و بخاري را دارد.

المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص4620

آقايان بفرمايند غير از امير المؤمنين پيامبر براي احدي از صحابه چنين تعبيري داشته است؟ آقايان مي گويند اگر بنا باشد كه علي عليه السلام بيانگر باشد، يك نفر مي خواهد چه كار كند؟ مي گوييم: پيامبر در زمان حيات خود تنها بود؛ پس چگونه پيامبر به تنهايي توانست و از 50 پيامبر ديگر كمك نگرفت؟

نه، قضيه اين است كه بايد فردي همانند نبي مكرم معصوم از گناه، معصوم از خطا ، معصوم از نسيان و اشتباه، بيانگر شريعت باشد.

حتي اگر كسي معصوم از خطا و اشتباه نباشد، نمي تواند بيانگر احكام شريعت باشد؛ چرا كه اشتباهاً يك حكم حلال را حرام مي كند، آنگاه چه اتفاقي مي افتد؟ حرام را اشتباها حلال اعلام كند، آن وقت اين باعث مي شود كه غير شريعت در جامعه به جاي شريعت جا بيفتد و اين برخلاف فلسفه بعثت انبياء و بر خلاف فلسفه نزول كتاب است؛ لذا در هر عصري بايد تمام مباحث به شخصي برسد كه او معصوم از هر خطا، اشتباه و نسيان است، مانند خود نبي مكرم.

و اما در رابطه با اعلميت: كسي بيانگر اختلاف است كه از همه علميتش بالا باشد ، اگر 2 نفر در يك موضوعي اختلاف مي كنند به كسي مراجعه مي كنند كه او از نظر علميت و آگاهي به سنت از اين ها بالاتر است اگر هم سطح يا پايين تر آنها باشد، مراجعه كردن معنا ندارد و لذاست كه پيامبر اكرم فرمود:

أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا .

من شهر علم هستم و علي بن ابي طالب هم در آن شهر است.

فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِهِ من بَابِهِ.

هر كس دنبال علم مي گردد بايد از در وارد شود.

المعجم الكبير، ج11، ص65

اسد الغابة ابن اثير جزري، ج 4، ص 22

يعني آن كساني كه غير از كانال امير المؤمنين و اهل بيت بخواهند علم من را بگيرند، در حقيقت از در وارد نشده و از ديوار آمده اند.

اين آقاي گمراه مي گويد: چرا پيامبر گفته است:

انا مدينة العلم.

مي گفت:

أنا بحار العلم.

نبي مكرم مي خواهد اينجا علم را تشبيه به شهر كند؛ چون در زمان گذشته شهر ها در و دروازه داشتند، مي گويد: اگر كسي بخواهد، وارد شهر علم شود، بايد از در وارد شود، نه از ديوار وارد شود.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

ولهذا الحديث شاهد من حديث سفيان الثوري بإسناد صحيح.

المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص137

هيچ عذري باقي نمي ماند كه آقايان بگويند روايت ضعيف است.

ابن حجر عسقلاني در فتاواي حديثه گفته است كه حديث:

أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا

رواه جماعة ، وصححه الحاكم ، وحسنه الحافظان العلائي وابن حجر

حديث فوق را جماعتي نقل كرده اند ، حاكم نيشابوري آن را تصحيح كرده و دو حافظ به نامهاي ابن حجر عسقلاني و علائي آن روايت را تحسين كرده اند.

الفتاوي الحديثية، ج1، ص123

از طرف ديگر ابن عباس مي گويد:

لقد أُعطي عليّ تسعة أَعشار العلم ، وأَيم الله لقد شاركهم في العشر العاشر.

امير المؤمنين سلام اله عليه 90 درصد علم را داراست و ويژه خود اوست؛ يعني 90 درصد علوم اسلامي منحصراً در اختيار علي بن ابي طالب است و 10 در صد را ديگران دارند كه در آن هم باز علي بن ابي طالب سهيم است.

اسد الغابة، ج4، ص109

الاستيعاب، ج3، ص1104

و همچنين عبد الملك بن سليمان مي گويد: به عطا (از فقهاي به نام اهل سنت) گفتم:

أَكان في أَصحاب محمد أَعلم من علي؟

آيا در ميان اصحاب پيامبر اعلم تر از علي است؟

قال: لا ، والله لا أَعلمه.

به خدا سوگند من اعلم از علي را نمي شناسم.

الاستيعاب، ج3، ص1104

بخاري در تاريخش از جهدب تيمي نقل مي كند كه مي گويد:

قال لنا علي حدثنا يحيي بن اليمان عن سفيان عن جحدب التيمي قال سمعت عطاء قالت عائشة علي أعلم الناس بالسنة.

علي بن ابي طالب عالم ترين انسان ها به سنت پيامبر است.

التاريخ الكبير، ج2، ص255

و همچنين طبري در جامع البيان در تفسيرش مي گويد:

سمعت عليا رضي الله عنه يقول لا تسألوني عن كتاب ناطق ولا سنة ماضية إلا حدثتكم .

امير المؤمنين فرمود: هر آنچه كه از كتاب ناطق و سنت گذشته از من سؤال كنيد من به شما بيان مي كنم.

تفسير الطبري، ج26، ص186

آقاي ابن تيميه هم مي گويد: تفسير طبري احاديثش مورد اعتماد است.

ابن حجر عسقلاني در فتح الباري از ابو الطفيل (كه پيرمرد ترين صحابه و تا 110 هجري قمري زنده بوده است) نقل مي كند كه مي گويد:

شهدت عليا وهو يخطب وهو يقول:

ديدم علي بن ابي طالب در مسجد كوفه خطبه مي خواند و مي گويد:

سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلي يوم القيامة إلا حدثتكم به.

به خدا سوگند تا قيام قيامت هر آنچه كه از من سؤال كنيد من به شما جواب مي دهم.

وسلوني عن كتاب الله.

از كتاب خدا سؤال كنيد.

فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم أبليل أنزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل.

قسم به خدا هيچ آيه اي نيست در قرآن كه من مي دانم شب نازل شده است يا در روز نازل شده است، در شهر نازل شده است يا در بيابان.

فتح الباري، ج8، ص599

عمدة القاري، ج 19، ص 190

تفسيرالسمعاني، ج 5، ص 250

تفسير قرطبي، ج 1، ص35

آقاي ابن حجر اين را به عنوان يك روايت قطعي بدون كوچكترين مناقشه در سند و دلالت آن را نقل كرده است.

تهذيب التهذيب، ج 7، ص 297

ذهبي كه شمشير بر عليه اهل بيت را از رو بسته است و در بعضي موارد كه مي بيند روايت مشكلي از نظر سند و دلالت ندارد، مي گويد:

يشهد القلب أنه باطل.

قلب من شهادت مي دهد كه اين روايت باطل است.

ميزان الاعتدال، الذهبي، ج1، ص 82

انشاء الله فرداي قيامت بايد قلب ذهبي بيايد و شهادت بدهد كه قضيه به چه شكلي بوده است.

به نقل ذهبي، سعيد بن مسيب (كه از فقهاي اهل سنت است) مي گويد:

لم يكن أحد من الصحابة يقول: سلوني إلا علي.

غير از علي بن ابي طالب هيچ كدام از صحابه نتوانستند بگويند: از من هر چه مي خواهيد سؤال كنيد.

تاريخ الإسلام، ج3، ص638

تاريخ الخلفاء سيوطي، ص 188

اگر يك مورد از اين مدارك اشتباه بود به ما بگويند ما اشتباهمان را پس مي گيريم و عذر مي خواهيم و در برابر هر اشتباه، 50 هزار تومان به آقايان جايزه مي دهيم.

آقاي نووي مي گويد:

وسؤال كبار الصحابة له ورجوعهم إلي فتاويه وأقواله في المواطن الكثيرة والمسائل المعضلات مشهور

سؤال كبار صحابه و مراجعه كبار صحابه به فتاوا و اقوال علي، در جاي جاي متعدد و در مشكل ترين مسائل، مشهور است.

تهذيب الاسماء، ج1، ص317

آيا اين مطالبي كه بيان شد كافي نيست كه ما يك مقداري از غفلت بيدار شويم و ببينيم كه جايگاه امير المؤمنين قابل مقايسه با ديگر صحابه نيست، شما بفرماييد آيا اين مطالبي كه عرض شد در حق كدام يكي از صحابه بوده است؟

اگر چنانچه امير المؤمنين براي خلافت انتخاب هم نشود ولي افضليت ملاك باشد يكي از بالاترين و بهترين ملاك افضليت اعلميت است، خود آقايان اهل سنت هم مي گويند كه يكي از شرائط خليفه و امام اين است كه بايد اعلم از ديگران باشد.

بياييد منصفانه قضاوت كنيد آنچه كه در علم امير المؤمنين و فضيلت اين حضرت را با علوم و فضايل ديگران مقايسه كنيد، اين آقايان مرتب مي گويند: اين كساني كه مي گويند ما تابع اهل بيت هستيم، كتاب اهل بيت كجاست؟ كتاب امام صادق كجاست؟ كتاب امام باقر كجاست؟

خوب آقا! شما بفرماييد كتاب جناب آقاي ابوبكر را به ما نشان بدهيد، ما هم كتاب امام صادق را به شما نشان مي دهيم ،كتاب جناب عمر را در بياوريد مخطوطش را به ما نشان دهيد مي بينيد كه 200 صفحه اول براي جناب عمر است و 200 صفحه ديگر آن براي امام باقر است ، اگر راست مي گوييد به ما نشان دهيد آن وقت ببينيد ما به شما ثابت مي كنيم يا نه.

اين مسخره بازي ها چيست كه انجام مي دهيد؟ خودتان را مسخره كرديد يا مخاطبين خود را؟ اگر يك كسي از شما بپرسد: پيامبر اكرم كه مي گويد سنت، در كدام كتاب نوشته شده است؟ نشان بدهيد به ما كه جناب عثمان چند تا كتاب نوشته است؟ طلحه و زيبر و عايشه ام المؤمنين چند تا كتاب نوشته اند؟ اگر ملاك اين است كه كسي كه تابع اهل بيت است آن اهل بيت بايد كتاب داشته باشد خوب بفرماييد ما كه دفعه گذشته ثابت كرديم كه سال 151 سنت پيامبر توسط بزرگان شما نوشته شده است ، با اينكه كتابهايي كه نوشته شده است مانند كتاب امير المؤمنين گرچه مرحوم سيد رضي جمع كرده است ولي اين خطبه هايي بوده كه امير المؤمنين در زمان خودش اينها را قرائت كرده است.

اين صحيفه سجاديه امام سجاد سلام الله عليه دنيا مانند آن را ندارد ، نه تنها اهل سنت نه مسيحيت ، نه يهودي ، نه زرتشتي هيچ ديني و هيچ مذهبي آثاري مانند دعاي صحيفه سجاديه ندارد اگر دارند بيايند و به ما نشان دهند.

اتفاقاً خودمان هر وقت به مكه مشرف مي شويم، بعضي از اين علماي اهل سنت يا از يمن كه مي آيند و ما را مي بينند، مي گويند: صحيفه سجاديه داريد به ما هديه دهيد؟ يعني همين كه احساس مي كنند ما شيعه هستيم و از ايران هستيم اولين چيزي كه مطالبه مي كنند از ما صحيفه سجاديه است.

من همين جا توصيه مي كنم عزيزاني كه به عمره مي روند يا به حج واجب اگر مي توانند 5 تا 10 تا صحيفه سجاديه با خود ببرند اگر در فروگاه جده يا مدينه هم گرفتند مشكلي ندارد؛ چون اين آقايان هيچ دين و ايماني ندارند كه حتي از ورود صحيفه سجاديه به عربستان وحشت دارند.

البته اين را هم من عرض كنم در قطيف برادرمان جناب آقاي صفار كتاب صحيفه سجاديه را چاپ كردند اگر باز عزيزان اهل سنت يا شيعيان عزيزي كه از عربستان بيننده برنامه ما هستند از طريق همان كتابفروشي هاي قطيف يا آقاي صفار ارتباط برقرار كنند، البته ايشان گفتند ما وقتي مي خواستيم كتاب صحيفه سجاديه را چاپ كنيم رفتيم به وزارت ارشاد آنجا اعلام كرديم كه مي خواهيم چاپ كنيم گفتند كه اين كتاب جزء كتاب هاي ممنوعه است و نمي توانيد چاپ كنيد.

گفتيم در صحيفه سجاديه بحث خلفاء نيست ، بحث امامت نيست، حتي تمجيد صحابه هم نيست، اهانت به صحابه نيست، اهانت به امهات مؤمنين نيست؛ بلكه فقط يك دعا است ، اسمش را هم عوض مي كنيم و به جاي اينكه بگوييم صحيفة علي بن الحسين مي گوييم: دعاء علي بن الحسين ، گفتند اشكالي ندارد اسمش را عوض كنيد ما چاپ مي كنيم بعد تمام كتاب را خواندند و گفتند ما هيچ اشكالي در اين كتاب نمي بينيم ، حالا چرا دولت عربستان سعودي دستور داده است كه اين كتاب جزء كتب ممنوعه است و نبايد در عربستان سعودي چاپ شود.

اين آقاياني كه دم از آزادي مي زنند ، دم از حقوق مي زنند ، حرف از مسجد تهران مي زنند، بيايند به ما نشان بدهند، از چاپ كردن كتاب دعاي امام سجاد هم مي ترسند ، آيا امام سجاد از اهل بيت است يا نيست؟ شما قبول داريد يا نه؟ چرا وحشت داريد از چاپ كردن كتابي كه مربوط به اهل بيت است؟

مجري:

حاج آقا اين روايتي كه بيان كرديد از امير المؤمنين كه اگر تا روز قيامت هم از من سؤال كنيد جواب خواهم داد، آيا اين با علم غيبي كه خداي عالم براي مختص خود قرار داده است منافاتي ندارد؟

استاد قزويني:

عزيزان دقت كنند كه شبكه هاي نفاق هم در اين چند مدت برنامه هاي مختلفي گذاشتند كه شيعه ها معتقدند ائمه علم غيب دارند و امثال اين سخن ها، پس اينها شرك و كفر است از طرفي هم مي گويند كه شيعه ها اهل قرآن نيستند، قرآن مطالعه نمي كنند حالا من نمي دانم خود آقايان اصلاً قرآن مطالعه مي كنند يا نه؟ قرآن مي فرمايد:

أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ

سوره بقره، آيه 85

اين ويژگي هاي يهود است؛ يعني شما داريد عين همان صفات يهود را در خودتان احيا مي كنيد و يهود گونه به قرآن مراجعه مي كنيد طوري كه يك آيه را مي گيريد:

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ.

سوره انعام آيه 59

يا اينكه پيامبر مي فرمايد:

لا اعلم الغيب.

اما در سوره انعام آيه 59 در سوره يوسف آيه 102 مي فرمايد:

ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ.

اين از اخبار غيبي است كه ما به تو مي گوييم.

يا در سوره جن آيه 26 تعبير اين است:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا.

خدا كسي را بر غيبش آگاه نمي كند؛ مگر كسي كه از او راضي باشد.

عزيزان شيعه و اهل سنت توجه كنند، البته ما كاري با آقايان وهابي كه صحبت ما براي آنان مانند يس خواندن است نداريم ، اگر كسي معتقد باشد پيامبر يا امام از پيش خود علم غيب دارد، اين كفر و شرك است؛ ولي اگر كسي معتقد باشد كه پيامبر اكرم و ائمه عليهم السلام به تعليم من الله و به وحي من الله از غيب آگاهي دارند، اين عين قرآن و عين توحيد است كه در قرآن مي فرمايد:

فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي.

سوره جن، آيه 26-27

آيه 49 آل عمران در رابطه با حضرت عيسي عليه السلام مي فرمايد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ.

من خبر مي دهم از آنچه كه شما در خانه هايتان مي خوريد و در آن ذخيره كرده ايد.

آيا اين علم غيب نيست كه حضرت عيسي دارد؟ آيا اين كفر و شرك است؟ علم غيب حضرت عيسي به تعليم من الله است ، و همچنين پيامبر اگر وحي دارد به تعليم و وحي من الله است يا اگر ما معتقديم به علم غيب امام، به تعليم من النبي صلي الله عليه و آله و سلم است نه اينكه از پيش خودشان علم داشته باشند.

شما كه اين آقاي ابن تيميه را از ائمه و پيامبر بالاتر دانستيد، فقط مانده كه بگوييد خدا هم از شاگردان ابن تييمه بوده است. همين ابن تيميه ي شما در منهاج السنه در جواب علامه حلي كه مي گويد: علي بن ابي طالب خيلي از اخبار آينده را خبر داده و به وقوع پيوسته است، مي گويد:

اما اخبار از آينده:

وفي أتباع أبي بكر وعمر وعثمان من يخبر بأضعاف ذلك.

تابعين ابوبكر و عمر و عثمان چند برابر علي بن ابي طالب، از غيب خبرداده اند.

منهاج السنة النبوية، ج8، ص135

شما بفرماييد اينها درست است يا درست نيست؟

يا خود جناب خليفه دوم در مدينه بالاي منبر خطبه مي خواند ناگهان برگشت گفت:

يا سارية الجبل.

ساري اسم فرماندهي بود كه در جنگ نهاوند بوده است ، مردم تعجب كردند كه چه شد كه ناگهان گفت: يا سارية الجبل

بعد از چند مدتي كه سپاه اسلام برگشت به مدينه، آقاي سارية آمد گفت ما در مصاف لشكر ايران قرار گرفته بوديم، صداي عمر بن خطاب در فضا پيچيد كه گفت:

يا سارية الجبل

سارية برويد در كوه پناه بگيريد و ما رفتيم سنگرگرفتيم و پيروز شديم.

مجموع الفتاوي، ج11، ص278

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج1، ص293

تاريخ الإسلام، ج3، ص249

خوب جناب خليفه اين را از كجا متوجه شد؟ آيا در مدينه تلسكوپ داشتند؟ يا دوربين مادون قرمز داشتند؟ يا ماهواره و راديو داشتند؟ از كجا متوجه شد؟ چطور اگر نسبت به خليفه دوم اين چنين قضيه اي باشد اين را آقايان به عنوان يك امر قطعي قبول دارند و اگر كسي شك كند، كفرش هم ثابت مي كنند.

خود آقاي ابن تيميه همين قضيه ي از غيب خبر دادن عمر بن خطاب را در كتاب مجموع فتاوي مفصل نقل مي كند.

از همه اينها بالاتر، امير المؤمنين مي گويد: از من سؤال كنيد تا قيامت هر آنچه كه سؤال كنيد به شما جواب مي دهم، من مشابه اين روايت را از صحيح مسلم براي شما مي آورم:

حذيفة يماني نقل مي كند مي گويد:

أخبرني رسول اللَّهِ بِمَا هو كَائِنٌ إلي أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ.

صحيح مسلم، ج4، ص2891

به ما خبر داد پيامبر تمام اتفاقاتي را كه تا قيامت اتفاق مي افتد.

آيا حذيفه را مؤمن مي دايند يا كافر؟

اولا:ً پيامبر از كجا مي دانست؟ و ثانياً: آقاي حذيفة از پيامبر تمام اخبار را تا قيام قيامت گرفته است. آيا اين خبر دادن هاي پيامبر موافق قرآن است يا ضد قرآن؟ اگر ضد قرآن است پس در صحيح مسلم شما چكار مي كند؟

يا در روايتي ديگر در صحيح مسلم جناب عمرو بن اخطب نقل مي كند كه پيامبر اكرم نماز صبح را با ما خواندند و بالاي منبر رفتند شروع كردند به خطبه خواندن و تا ظهر پيامبر با ما حرف زد:

ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي حَضَرَتْ الْعَصْرُ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّي ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي غَرَبَتْ الشَّمْسُ.

مي گويد: بين نماز صبح تا ظهر و بين نماز ظهر تا عصر و بين نماز عصر تا غروب پيامبر يك روز تمام براي صحابه سخنراني كرده است. موضوع سخنراني چه بوده است؟ اين صحيح مسلم است.

فَأَخْبَرَنَا بِمَا كان.

از تمام گذشته ها خبر داد.

وَبِمَا هو كَائِنٌ

هر چه در آينده مي خواهد اتفاق بيفتد به ما خبرداد.

فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا

آنهايي كه اهل علم و استعداد بودند، گرفتند و آنهايي كه استعدادشان ضعيف بود كم گرفتند و آنهايي كه اصلاً استعداد نداشتند هيچ چيز ياد نگرفتند.

صحيح مسلم، ج4، ص2891

اين 2 روايت را كنار هم بگذاريد، ببينيم شما براي اين روايات چه جوابي داريد، هر جوابي كه شما براي اين روايات داديد، ما همان جواب را براي رواياتي كه شيعه دارد از ائمه يا امير المؤمنين كه از آينده خبر مي دهد، جواب قرار مي دهيم.

يا مي گوييد: علي بن ابي طالب جزء صحابه و مسلمانها نيست ، اهل بيت را ما جزء اين قضايا نمي دانيم ، اگر دليل شما اين است موضع خود را روشن كنيد كه ما ديگر كاري به شما نداشته باشيم و تصور مي كنيم كه يك يهودي آمده و سخن مي گويد.

و لذا جناب آقاي محسني و بينندگان عزيز من درخواستم اين است هم دوستان اين 2 روايت را خوب روي آن كار كنند. آقايان مراجعه كنند ببينند آيا درست است يا درست نيست، اگر درست است يك مقداري نظرشان را نسبت به اهل بيت تجديد كنند و اين طور بي پروا نسبت به اهل بيت يا شيعه تاخت و تاز نداشته باشند.

بيننده: موسوي از آمريكا

من مي خواستم سؤال كنم كه ما اينجا در شرق امريكا زندگي مي كنيم و و دسترسي به مساجد شيعيان نداريم.

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صداي بيننده قطع و وصل مي شود.

مجري:

صحبت شما براي ما مفهوم نيست دوباره تكرار بفرماييد

بيننده

ما آيا مي توانيم در مساجد شيعه اي كه اجاره كردند و پول؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صدا قطع و وصل مي شود

استاد قزويني:

صداي شما قطع و وصل مي شود خواهر محترم ، اگر شما بتوانيد از طريق اينترنت تماس بگيريد يا اين ارتباط داخلي ايران تماس مي گيريد شماره خود را لطف كنيد تا شماره مستقيم شما را بگيرند.

بيننده:

من از آمريكا صحبت مي كنم

استاد قزويني:

مي دانم الان بعضي از قسمت هاي صداي شما مفهوم است و بعضي از قسمت ها قطع مي شود ما متوجه نمي شويم.

بيننده:

بله، مي خواهيد باز دومرتبه چون شما از ايران اين شماره را گرفتيد.

مجري:

بله ما با ايشان تماس گرفتيم

استاد قزويني:

دوباره اگر دوستانمان شماره خواهرمان خانم موسوي را بگيرند ممنون مي شويم.

بيننده: متين از كردستان (اهل سنت)

مي خواستم يك سؤالي از شما بپرسم كه در كتاب كافي ج 5 ص 452 مي شود اين كتاب را بياوريد؟

مجري:

سؤال خود را بفرماييد.

بيننده:

در اين كتاب من روايت فارسي را نوشتم كه مي گويد: شخصي رفت نزد امام جعفر صادق و فرمود كه من مي خواهم زني را صيغه كنم، چند تا صيغه جائز است؟ امام جعفر صادق مي گويد: مي تواني 1000 تا زن را هم صيغه كنيد.

الكافي، الشيخ الكليني، ج 5، ص 452

مي خواستم بدانم جواب آقاي قزويني چيست؟

استاد قزويني:

ما بارها جواب داده ايم برادر عزيزم و مفصل اين را ما جواب داديم.

كلمه «مستأجرات» كه بعضي از آقايان مي گويند كرايه اي هستند، معناي مستأجرات را نمي فهمند كه چيست ، مستأجرات؛ يعني اينها در برابر عقد خود اجرت مي گيرند كه مراد از اجرت همان مهر است.

اين آيه قرآن است برادر من در سوره نساء آيه 24:

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

هر آنچه را كه شما از زنان صيغه و عقد موقت مي كنيد اجر و مهر آنان را بدهيد.

در رابطه با آيه 24 سوره نساء امام قرطبي مي گويد:

وقال الجمهور: المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام.

مراد از اين آيه نكاح صيغه است.

تفسير القرطبي، ج5، ص130

تفسير فتح الغدير، ج1، ص 449

و در خود صحيح مسلم جابر بن عبدالله مي گويد:

كنا

ما همه صحابه

نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.

صحيح مسلم، ج2، ص1405

ما صحابه زمان پيامبر زنها را با يك مشت خرما يا يك مشت آرد صيغه مي كرديم ، در زمان ابي بكر هم همين كار را مي كرديم بخشي از زمان عمر هم اين كار را مي كرديم تا اينكه عمر بن خطاب آمد و از اين قضيه نهي كرد.

بفرماييد اين كارشان زنا بوده است؟ اين را پاسخ دهيد تا من بخش ديگري از عرائضم را عرض كنم.

بيننده:

علماي ما بر اين عقيده هستند كه در زمان پيامبر حرام شده است.

استاد قزويني:

يعني در صدر اسلام بوده است؟

بيننده:

بله بوده است

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد ، آيا در آن زمان زنا بوده است يا نبوده است؟

بيننده:

نه نبوده است

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد ، اگر پيامبر نهي كرده است جابر مي گويد:

ما در زمان پيامبر صيغه مي كرديم در زمان ابي بكر هم صيغه مي كرديم و بخشي از زمان عمر هم صيغه مي كرديم اگر پيامبر نهي كرده است جابر مي گويد:

كنا نَسْتَمْتِعُ....

ما صحابه همگي در زمان رسول خدا متعه مي كرديم.

اگر پيامبر اكرم نهي كرده است چطور در زمان ابي بكر صيغه مي كردند؟

بيننده:

اين روايت در كتاب هاي اهل سنت آمده است؟

استاد قزويني:

ما صحيح مسلم را براي شما نشان داديم باب نكاح متعه.

مجري:

پاسخ كاملي بود و فكر نمي كنم جوابي براي آن داشته باشيد.

بيننده:

من اين را مي پذيرم.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد، مهمتر از همه اينها برادر بزرگوارم! بعد از خود نبي مكرم هم تا حدود نزديك 80 - 90 سال هم بزرگان اهل سنت صيغه مي كردند.

ابن جريج است كه مي گويد: من 80-90 تا زن صيغه اي داشتم. ذهبي در باره ابن جريج مي گويد:

مجمع علي ثقته.

آيا اين فرد كه 90 تا زن صيغه اي داشته، كار درستي مي كرده يانه؟ در زمان عبد الله زبير هم بوده است.

بيننده:

من اون مطلب را پذيرفتم ،فقط اون روايت كه مي گويد با هزار زن هم مي توان صيغه كرد را شما مي پذيريد؟

استاد قزويني:

ابن جريج، عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج متوفاي 150 و معاصر امام صادق (كه آن حضرت در سال 148 به شهادت رسيده) است.

شما به كتاب «سير اعلام النبلاء» مراجعه بفرماييد كه آقاي ابن جريج در وصيت نامه اش به فرزندانش مي گويد:

كان ابن جريج يري المتعة تزوج بستين إمرأة.

60 تا زن صيغه اي داشت.

سير أعلام النبلاء، ج6، ص331

تهذيب الكمال علامه مزي، ج 4، ص 544

وقال لا تزوجوا بهن فإنهن أمهاتكم.

با اينها مبادا عقد ببنديد همه مادران شما هستند.

سير أعلام النبلاء، ج9، ص11

در سير اعلام النبلاء ج 6 ص 331 ذهبي مي گويد:

استمتع ابن جريج بتسعين امرأة.

90 تا زن صيغه اي داشته است.

سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 331

فرقي نمي كند چه 90 تا باشد چه هزار تا باشد ، وقتي كه جايز باشد، عدد مشكل ندارد برادر بزرگوارم.

بيننده:

ممنون از راهنمايي شما، مي توانم يك سؤال ديگر بپرسم؟

مجري:

الان 8 دقيقه است شما صحبت مي كنيد.

استاد قزويني:

برادر بزرگوارم! اين منطق قرآن است ، مستأجرات؛ يعني آنان اجرت مي گيرند و مراد از آن اين نيست كه اجاره اي هستند؛ بلكه كلمه اجرت، مستأجر گرفته شده از قرآن است.

از سوره نساء آيه 24 خواندم كه:

فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ.

در سوره نساء 25 به همين شكل ، مهمتر از همه اينها، برادر من شما كه آدم منصفي هستيد قرآن را باز كن بعد از اينكه تلفن قطع شد، سوره احزاب آيه 50 را ببين كه به پيامبر اكرم مي گويد:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آَتَيْتَ أُجُورَهُنَّ.

ما آن زناني را كه اجرتشان را دادي بر تو حلال كرديم.

يعني تمام زنان پيامبر اجاره اي بودند كه پيامبر اجرتشان را داده است؟ كلمه مستأجرات كه اين آقا مي گويد كرايه اي، نه عقل دارند نه شعور دارند نه فهم دارند و اينكه مي خواهند شيعه را بكوبند.

در كتابهاي شيعه آمده است:

فإنهن مستأجرات.

الكافي - الشيخ الكليني - ج 5 ص 452

كرايه اي، پس زنان پيامبر هم نستجير بالله كرايه بودند؟

آَتَيْتَ أُجُورَهُنَّ.

يعني پيامبر كرايه آنان را دادي؟ خوب اين را چگونه معنا مي كنند؟

مجري:

خيلي ممنون آقا متين ، تقريبا 9 دقيقه در خدمت شما بوديم و انشاء الله شبهاي ديگر هم تشريف بياوريد در خدمت شما باشيم.

بيننده: محمدرضا از لاهيجان

من 2 سؤال داشتم و يك پيشنهاد اگر وقت داشته باشيد.

مجري:

بفرماييد عزيزم.

بيننده:

من 2-3 هفته قبل داشتم اين شبكه كلمه را نگاه مي كردم ديدم آقاي هاشمي در برنامه طلسم شكنان آقاي خالد انصاري را روي خط آورده و مي گفت كه اين آقا قبلاً شيعه مذهب بوده است و آمده كتاب هاي علماي اهل سنت را مطالعه كرده است ، كتابهاي شيعيان را مطالعه كرده است و به اين نتيجه رسيده است كه مذهب شيعه مذهب باطلي است.

من مي خواستم سؤال كنم كه آيا ايشان شيعه مذهب بوده است يا نه؟

مجري:

شما قيافه اين آقا را تا به حال ديديد؟

بيننده:

من نه نديدم.

بعد اينكه آقاي برقعي كه 24 ساعته روي آن مانور مي دهند كه آقاي برقعي آمده و سني مذهب شده است ، من مي خواستم بدانم آيا اين قضيه واقعا حقيقت دارد؟

مجري:

بارها استاد درباره آقاي برقعي صحبت كردند.

استاد قزويني:

بفرماييد شما سؤال خود را مطرح بفرماييد.

بيننده:

اهل سنت مي گويند بين حضرت علي و ابوبكر و عمر اختلافي نبوده است ، ما مي بينيم كه چرا حضرت علي اسم پسرش را ابو بكر گذاشته است، در حالي كه علماي ما شيعيان مي گويند كه ابو بكر كنيه بوده است و كنيه را هم در بين اعراب، مردم انتخاب مي كنند. در حالي كه من امروز در كتاب شرح لمعه شهيد ثاني خواندم در قسمت مستحبات ولادت كه امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايند كه:

إنا لنكني أولادنا في صغرهم.

ما هستيم كه بر روي اولاد خود كنيه مي گذاريم.

شرح اللمعة، الشهيد الثاني، ج 5 ، ص 444

مي خواستم بدانم اين روايت چگونه با اين مطلب كه مي گويند مردم انتخاب مي كردند سازگاري دارد؟

در يك جا مي گويند كه مردم انتخاب مي كنند؛ ولي امام باقر مي گويند كه ما خودمان كنيه را انتخاب مي كنيم.

اما پيشنهاد بنده اين بود كه از حاج آقاي قزويني خواهش مي كنم عده اي هستند از دوستان كه دوست دارند در همين مبحث ولايت تحقيقات انجام بدهند اما روش تحقيق در منابع اهل سنت را به آن صورت ياد ندارند ، من از حاج آقا خواهش مي كنم كه به ما آموزش دهند يا به صورت پاور پوينت يا هر كار ديگري كه ما ياد بگيريم اگر مي خواهند درباره حديث ثقلين در منابع اهل سنت تحقيق بكنيم چگونه بايد تحقيق كنيم.

اين مطالب بنده بود و از حاج آقاي قزويني خواهش مي كنم كه اين مطلب آخر را انجام دهند، خيلي خيلي تشكر مي كنم از برنامه خوب شما انشاء الله كه در همه عرصه ها موفق و مؤيد باشيد.

استاد قزويني:

ما انشاء الله به شرط توفيق و به شرط حيات تصميم داريم كه انشاء الله امسال درسهاي حوزه و دانشگاه كه تعطيل شد، فرصت داريم اگر دوستان ما را براي شهرستان ها و كشورهاي مختلف بزرگواري كنند و دعوت نكنند تا به اين كارهاي خود برسيم انشاء الله به حول و قوه الهي ما امسال تابستان بنا داريم روي حدود 200-300 اساتيد حوزه را كار كنيم و روش تحقيق و پاسخ به شبهه را براي آنان آموزش دهيم و نتيجه برنامه ها هم فيلم گرفته شود و در اينترنت قرار داده شود البته اين برنامه به درد مبتدي ها و عموم مردم نمي خورد و حداقل براي خيلي از اساتيد چه دانشگاه و چه حوزه كه مي خواهند در اين قضايا كارهاي كاربردي انجام دهند و روش پاسخ گويي به شبهات را باد بگيرند ما انشاء الله يكي از كارهايمان به حول و قوه الهي و توكل بر خداي عالم و عنايت آقا حضرت وليعصر اين را اولين برنامه مان كه مديريتش هم با جناب آقاي محسني بزرگوار هست و انشاء الله از هفته آينده كليدش خورده مي شود.

و يك كاري هم كه انشاء الله ما داريم مجموع شبهاتي كه وهابيت دارند كه 13-14 تا هم بيشتر نيست، ما نسبت به اين شبهات هم به حول و قوه الهي جواب هاي ساندويچي مي دهيم كه در عرض 7-8 دقيقه جواب داده شود و يك جواب تفصيلي 50 - 60دقيقه اي كه مفصل پخش شود و دوستان ما كاملاً برايشان فرهنگ شود و در درون ذهن ها و خانه ها و كانون پاك خانواده ها اين مطالب وارد شود.

اين آقاياني هم كه مي گويند: ما شيعه بوديم و سني شديم ، تحقيق كرديم ، بزرگواري كنند تشريف بياورند روي خط و نتايج تحقيقات خود را بگويند تا ما هم سني شويم ، ما از خدامون است كه بيايند براي ما ثابت كنند كه مذهب سني حق است ، اين آقايي كه هر روز عربده مي كشد و مي گويد: به والله به تالله مذهب شيعه باطل است.

اين آقاي برقعي هم يك جا نگفته است كه من شيعه بودم و سني شده ام و چند روز قبل خدمت حضرت آية الله شبيري زنجاني بوديم كه از اساتيد بزرگوار حوزه هستند و بنده افتخار مي كنم كه 14سال خدمت ايشان درس خارج را تلمذ كرده ام كه ايشان كاملاً از نزديك با برقعي آشنا بود و گفت كه ايشان ديوانه بود و عقل درست و حسابي نداشت و اين آقا آخر عمر خود پشيمان شد و گريه كرد و او را طبق وصيتش در امام زاده شعيب در روستاي كن اطراف تهران دفن كردند.

يا اون آقاي خالد انصاري كه معلوم نيست چه موجودي است كه تا به حال جرأت نكردند تصوير او را نشان بدهند، همانطوري كه ما ثابت كرديم عزيزان اهل سنت ما از مولوي ها و ماموستاها تشريف آوردند در شبكه ولايت، اينجا ما احترام هم كرديم. همين ديشب جناب ماموستا راستي امام جمعه سنندج گفتند: كه بنده از مهمان نوازي دوستان شبكه ولايت تشكر مي كنم.

و ما واقعاً در خدمت دوستان هستيم و اين آقاياني كه مي گويند ما طلسم شكن بوديم، لطف كنند روي خط ما بيايند يا تشريف بياورند اينجا، همين آقاي خالد انصاري اگر واقعا در ايران است كه ظاهراً هم در ايران است اگر تشريف بياورند 1 جلسه 2 جلسه 10 جلسه خواهيم گذاشت.

اگر آمدند و ما وقت نداديم بروند شكايت كنند كه ما رفتيم شبكه ولايت و خواستيم آقايان را سني كنيم و ادله بطلان شيعه را نشان دهيم به ما اجازه نداند.

و اما در رابطه قضيه كنيه:

برادر عزيزم ما جوابي را كه بارها داديم اين است كه اصلاَ در آن زمان اين اسامي ابو بكر و عمر و عثمان اسامي رايج بوده است. شما ببينيد خود كتاب العصابة ابن حجر كه از كتب معتبر اهل سنت است در ج 4، ص 483 تعداد 21 صحابه را نام مي برد كه نامشان عمر بوده است ، 38 نفر را نام مي برد كه نامشان عثمان بوده است ، 6 نفر را هم نام مي برند كه كنيه شان ابو بكر بوده است.

ما گفتيم در زمان شاه اگر كسي اسمش را مي گذاشت محمد رضا آيا مي گفتند كه ايشان شاه دوست است؟

شما يك روايت ضعيف بياوريد بگوييد:

امير المؤمنين فرموده است كه من اسم بچه ام را عمر گذاشتم به خاطر علاقه اي كه به عمر بن خطاب دارم ، اگر اين روايت را آورديد ما دستهايمان را بالا مي گيريم و تسليم مي شويم.

يك روايت ضعيف بياوريد براي ما براينكه من به خاطر علاقه ام به ابو بكر اسم بچه ام را ابوبكر گذاشته ام ، به خاطر علاقه ام به عثمان بن عفان اسم فرزندم را عثمان گذاشتم و بر عكسش موجود است.

زمان سابق هم خود امير المؤمنين دارد كه:

أنا الذي سمتني أمي حيدرة

من كسي هستم كه مادرم من را حيدر ناميده است.

صحيح مسلم، ج3، ص1440

بيننده: رضائي از زاهدان (اهل سنت)

آقاي قزويني صيغه را جائز دانستند و گفتند پيامبر اكرم صيغه مي كردند در آن زمان درست است؟

مجري:

در زمان پيامبر صيغه رايج و حلال بوده

بيننده:

حلال بوده؟

مجري:

بله

بيننده:

اعتقاد شيعه هم همين است؟

مجري:

بله

بيننده:

آقاي قزويني الان صيغه اي دارند؟

استاد قزويني:

عزيز من طلاق جائز بوده است، آيا پيامبر همسرش را طلاق داده است؟

هر چه كه جائز بود همه بايد عمل كنند؟

بيننده:

شما مي گوييد چيزي كه جائز است بايد به آن عمل كرد.

استاد قزويني:

شما بفرماييد حنفي هستيد يا مالكي؟

بيننده:

حنفي مذهب هستم.

استاد قزويني:

خدا جزاي خير بدهد، جناب امام مالك مي گويد:

رجل استأجر امرأة ليزني بها فزني بها فلا حد عليهما.

كسي زني را براي زنا اجاره كند و زنا انجام دهد، حدي بر او نيست.

آيا شما اين كار را كرديد؟

بيننده:

آيا امام شافعي كه همچنين حرفي را زده صيغه كرده؟

استاد قزويني:

عزيز من شما گفتيد من حنفي هستم.

بيننده:

آيا ابو حنيفه صيغه كرده است؟

استاد قزويني:

عزيز من شما گفتيد من حنفي هستم .

بيننده:

من مي خواهم نظر شيعه را بدانم.

استاد قزويني:

عزيز من شما مي فرماييد هر چيزي كه جائز باشد، بايد همه به آن عمل كنند خوب من روايت آوردم از المبسوط كه كتاب آقاي سرخسي است كه يكي از كتابهاي فقهي معتبر حنفي ها است مي گويد:

رجل استأجر امرأة ليزني بها.

اگر چنانچه كسي زني را اجاره كند

فزني بها

زنا هم بكند

فلا حد عليهما في قول أبي حنيفة

نه بر مرد و نه بر زن حدي نيست.

المبسوط للسرخسي، ج9، ص58

آيا شما به مطالب ايشان عمل كرديد تا به حال؟

بيننده:

يعني از نظر شما اين جائز بوده؟

استاد قزويني:

من كتاب به شما نشان دادم برادر من .

بيننده:

شما روايتي بياوريد كه يكي از علماي اهل سنت احناف بگويند: اين روايت درست است و صيغه كرده است.

استاد قزويني:

عزيز من ، من مي گويم ابوحنيفه مي گويد اين كار جائز است و اشكال و حد ندارد.

بيننده:

يكي از مقلدين امام ابوحنيفه را بياوريد كه به اين عمل كرده باشد و صيغه كرده باشد.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد ، پس اگر هر چه كه جائز شد لازم نيست كه به آن عمل كنيم.

مجري:

تازه اين جائز است براي واجب هم مثلا حج كه واجب است درست است؟

بيننده:

خب

مجري:

ولي چه كسي مي تواند حج برود؟

بيننده:

كسي كه توانايي داشته باشد.

مجري:

اگر كسي نياز دارد و استطاعت هم دارد مي تواند صيغه كند؛ ولي آن كسي كه قدرت ندارد، لزومي ندارد انجام دهد.

بيننده:

متأسفانه در مشهد مقدس بنيادي است به نام بنياد كوثر كه بالفور صيغه مي دهند.

استاد قزويني:

من حضرتعالي را دوست دارم و احترام مي گذارم ولي هر كسي كه گفته است همچين برنامه اي در آنجا است غلط كرده است با پدر و مادرش.

بيننده:

يعني ما در ساسان ديديم .

استاد قزويني:

ببين برادر من شما داريد حرف هايي مي زنيد كه ما روي خط قرمز ها بياييم ، من كتاب المحلي را ج 11 ص 253 ابوحنيفه مي گويد:

من تزوج امة اللتي ولدته و بنته و اخته و جدته و عمته و خالته فلا حد عليهم .

كسي با مادرش ازدواج كند با دخترش ازدواج كند حد ندارد.

اين را شما به من جواب بده.

كتاب المحلي ج 11 ص 253

بيننده:

با يك عالمي تماس بگيريد

استاد قزويني:

عزيز دل من اگر اشكالي داريد قدمتان روي چشم ما ، ما از دور دست شما را مي فشاريم ، پيشاني شما را هم مي بوسيم.

بيننده:

در زاهدان كه ما هستيم نه شيعه و نه سني صيغه را جائز نمي دانند ،99 درصد ما كه در اينجا با شيعه ها رفت و آمد داريم مبرّي هستند از اين صيغه.

استاد قزويني:

يعني مي گويند حرام است؟

بيننده:

يعني بر خودشان عيب مي دانند.

استاد قزويني:

ببينيد، عيب دانستن يك بحث است و جائز نبودن يك بحث ديگر است.

مجري:

آقاي رضائي احكام الهي هر كدام كه حلال است يا مستحب است يا حرام است يا مكروه است اصلش اين گونه است مي خواهد من عمل بكنم يا عمل نكنم ، الان خيلي از احكام الهي تعطيل شده است چه مقدار از آقاياني كه بايد زكات دهند زكات مي دهند؟

بيننده:

خيلي كم مي دهند ، با اينكه اين واجب هم است حالا شما يك امري كه جائز هم است مي آييد سؤال مي كنيد حالا عقل شما ، عرف شما ، تبليغات سوئي كه شده است قبول نمي كنند به وسيله اين كه نمي توان احكام الهي را تغيير داد.

استاد قزويني:

شما برويد دقت كنيد اگر سؤال داريد ما در خدمت شما هستيم ولي اگر هدف شما اين است

بيننده:

سؤال من همين است كه اگر در زمان پيامبر اكرم صيغه جائز بوده است آيا خود شما هم صيغه كرديد يا نه؟

استاد قزويني:

عزيز دل من شما همچنين حقي نداريد كه اين سؤال را از بپرسيد و اصلاً به شما مربوط نيست، فضول نيستيد كه شما بخواهيد در كار من دخالت كنيد ، شما بگو اين جائز است يا جائز نيست، اصلا من عمل مي كنم يا عمل نمي كنم بحث ديگري است بنده هم جواب شما را دادم كه ابوحنيفه مي گويد: اگر كسي با مادر خودش ازدواج كند اشكالي ندارد حالا اين را حضرتعالي به عنوان يك حنفي عمل كرديد؟ چرا عمل نمي كنيد؟

بيننده:

آيا او با مادرش ازدواج كرده است؟

مجري:

من از شما سؤال مي كنم كه شما چند تا زن دائم داريد؟

بيننده:

1 زن

مجري:

اين سؤال خوب است

بيننده:

اسلام 4 تا را جائز دانسته است بنده 1 زن دارم.

استاد قزويني:

چرا 1 زن داريد؟

بيننده:

خوب توانايي اش را نداشتم

مجري:

خدا پدر و مادرت را بيامرزد ، اگر كسي هم توانايي صيغه را داشته باشد اين كار را مي كند.

بيننده:

كسي كه توانايي اش را داشته باشد بايد صيغه كند؟

مجري:

مگر در واجب نيست كه اگر كسي استطاعت داشته باشد و عدالت هم بتواند برقرار كند مي تواند 4 تا زن داشته باشد.

بيننده:

بيشتر چطور؟

مجري:

در ازدواج دائم بيشتر از 4 تا جائز نيست ولي در صيغه جائز است

احكام را شما تشريع مي كنيد يا خدا و پيامبر؟

بيننده:

خدا و پيامبر

مجري:

خيلي خوب اگر پيامبر را قبول داريد پيامبر اين گونه بوده است ، شما خودتان هم مي گوييد كه صيغه در زمان پيامبر و ابوبكر و بخشي از زمان عمر بوده است

بيننده:

ما كه يك همچين حرفي را نزديم آقاي قزويني گفتند

مجري:

در كتابهاي شما بوده

استاد قزويني:

برادر من اين انصافتان كجا رفته است؟

مجري:

شما اگر مي خواهيد قبول نكنيد قبول نكنيد ، اين مغالطه است پس ، باشه ممنونيم جناب آقاي رضائي خدانگهدار شما.

استاد قزويني:

من كتاب صحيح مسلم و بخاري را آوردم

مجري:

ما انتظار داريم كه دوستان بحث علمي بكنند.

استاد قزويني:

در يكي از اين جلسات يك آقايي زنگ زد به كارشناسان جسارتي كرد كه البته اين جسارت بنيانگذارش اين هاشمي جاهل و نادان و منحرف است كه به آقاي زارعي گفت كه شما كه معتقد به صيغه هستيد. زن و مادر و خواهرتان را صيغه كردند يا نه؟ جوابشان اين است كه شما هر وقت آمديد و با مادرتان ازدواج كرديد با خواهرتان ازدواج كرديد طبق فتواي ابو حنيفه بعد بياييد و سؤال كنيد.

بيننده: بزاز از تهران

اين دوستان دقت نمي كنند، چرا ما بايد با منطقي كه اين آقايان دارند، برويم سني يا وهابي شويم؟ مي رويم مسيحي مي شويم ، همان منطقي كه اسلام را رد مي كند به كل اينها آمدند با همان منطق مي خواهند شيعه را رد كنند.

اين آقاي خالد انصاري را هم دوستان يك اشاره اي كردند خودشان در همان برنامه دليل اينكه از شيعه خارج شده است را گفت كه ما نمي دانيستيم كه پيامبر داماد خليفه اول و دوم بوده است بعد آمديم اينجا فهميديم و از شيعه استعفا داديم و طلسممان شكست.

اينها فرق علم امامت را با علم غيب نمي دانند، هر آنچه امام براي امامت بايد بداند مي داند و اين بالقوه و بالفعل بودنش را در نظر نمي گيرند.

در مورد حديث ثقلين هم اين عزيزان اهل سنت خيلي دوست دارند بدانند ، حديث ثقلين بالاخره جزء سنت است خود حديث ثقلين سنت است مگر اينكه اينها چيز ديگري از سنت مي فهمند ، حديث ثقلين را چه سنتي بگوييم و چه عترتي بگوييم هر دوتاي اينها گير است ، مثال من هم همين دوستاني هستند كه شما به آنها از صحيح بخاري ومسلم مي گوييد چيزي نمي گويند.

اگر فرمايشي نداريد از حضورتان مرخص مي شوم. خدانگهدار شما

بيننده: ابوماهر از جنوب (اهل سنت)

من سؤالي دارم كه جناب حضرت علي كرم الله وجهه علم غيب داشتند كه اين خوارجي كه همراهش بودند و بعد عليه او خارج شدند و او را شهيد كردند آيا به اين علم آگاهي داشتند يا نه؟

و اينكه راجع به صيغه صحبت كرديد ، الآن اگر از ما بپرسيد راجع به اينكه ازدواج كرديد يا نه من به صراحت مي گويم بله ازدواج كردم و زن دارم اما اگر بخواهيد بگوييد شما صيغه هم داريد به قول شما شايد اين چيز درستي باشد ولي من يا طفره مي روم يا اصلاً بيان نمي كنم يا اگر خود جنابعالي هم اگر كسي از شما سؤال كند از زير آن شانه خالي مي كنيد دليلش چيست؟ ازدواجي كه دائم است ما به صراحتاً اعلام مي كنيم بله داريم ولي اگر از صيغه از ما سؤال كنند از پاسخ به آن شانه خالي مي كنيم ، دليل اين چه است؟

استاد قزويني:

ببين برادر عزيزم اينها دنبال اين نيستند كه سؤال كنند كه صيغه داريد يا نه؛ بلكه اينها دنبال اين هستند كه طعنه به شيعه بزنند ، اگر كسي بيايد سؤال كند كه صيغه جائز است يا نيست؟ مي گوييم جائز است.

مي گويد آقا اگر جائز است آيا هر جائزي بايد حتما همه به آن عمل بكنند يا نه؟ آيا حتما شما خودتان عمل مي كنيد؟ نه اين نيست قضيه، اينها دنبال اين هستند كه يك طعني بر شيعه وارد كنند و اين را شروع كنند يك تنقيصي براي شيعه ، ما اجازه نمي دهيم و ما جواب نقضي به آقايان مي دهيم.

يا اينكه بيايد به طور دوستانه ، آقاي محسني سؤال كردند كه چند تا زن داريد مي گويد: 1 زن

خوب قرآن مي گويد:

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَي وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

اول مي گويد 2 تا زن بگير بعد مي گويد 3 تا بعد مي گويد 4 تا

فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً

سوره نساء آيه 3

مي گوييم چرا شما 4 تا زن نگرفتيد؟ مي گويد: كه نتوانستم حالا فرض سؤال مي كند شما صيغه داريد يا نه؟

اولاً: به اينها هيچ ارتباطي ندارد كه اصلا فلان آقا صيغه دارد يا ندارد ، حالا اگر يك كسي بگويد من صيغه ندارم بعد مي گويد: حالا كه جائز است پس چرا شما انجام نداديد؟ ما هم مي گوييم خيلي از مسائل است كه جائز است و شما انجام نداديد و اضافه اين قضيه را كه آوردم اين آقا گفت كه آقاي قزويني گفت كه اهل سنت اين گونه گفته اند.

ببينيد جناب آقاي ابو ماهر بزرگوار اين حديث صحيح مسلم است از نرم افزار آقايان اهل سنت به نام الجامع الكبير كه ما از اينترنت دانلود كرديم و هر كسي هم مي تواند از اينترنت بگيرد:

خود روايت از جابر بن عبدالله است كه مي گويد:

كنا نَسْتَمْتِعُ

ما متعه مي كرديم زنان را

بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ

در برابر يك مشت خرما و يك مشت آرد.

الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ

زمان پيامبر ما زنان را صيغه مي كرديم ، زمان ابوبكر هم ما صيغه مي كرديم

اگر زمان پيامبر حرام شد پس چرا زمان ابوبكر اين كار انجام مي شد؟

حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.

صحيح مسلم، ج2، ص1405

عمر آمد در قضيه عمرو بن حريث كه رفته بود زني را صيغه كرده بود و زن بچه دار شده بود ولي مردي كه صيغه كرده بود اينها را رها كرده بود و رفته بود و زن مانده بود و بچه اش و عمر آمد نهي كرد.

اگر واقعاً اين شريعت پيامبر است آقاي عمر به چه مجوزي شريعت پيامبر را نهي كرده است؟ و اگر پيامبر نهي كرده بود، نهي عمر كه ديگر ارزشي نداشته است بايد عمر مي گفت: ايها الناس پيامبر نهي كرده است شما از اين پس عمل نكنيد و اگر زمان ابوبكر هم صيغه كرديد اشتباه كرديد ، زمان پيامبر هم صيغه كرديد اشتباه كرديد.

مجري:

آقاي ابوماهر يك سؤالي دارم.

بيننده:

بفرماييد .

مجري:

شراب حرام است؟

بيننده:

شراب حلال بوده بعد حرام شده است.

مجري:

بعد از پيامبر حرام بوده يا حلال؟

بيننده:

بعد از پيامبر به تدريج حرام شد.

مجري:

اگر مسلماني بخورد خوب است يا بد است؟

بيننده:

وقتي تدريجي حرام شد و قرآن اعلام كرد حرام است.

مجري:

خيلي خوب پس چرا ملك عبدالله كه در جلوي همه دوربين ها شراب مي خورد و ليوان خود را به ليوان ديگران مي زند اين خوب است يا بد است؟

بيننده:

او الگوي ما كه نيست.

مجري:

اشكال ندارد اگر قومي شرابي كه حرام است خوردنش برايشان عادي شود همچنان كه در بعضي از جوامع مسلمانها شراب مي خورند و عادي هم است ، آيا اين از قبح آن حكم مي كاهد يا نمي كاهد؟

بيننده:

بله و ليكن او الگو نيست.

مجري:

خيلي خوب اگر مي كاهد خوب پس حكم مشكل پيدا مي كند ولي اگر نمي كاهد براي صيغه هم همينطور، حالا در بعضي قوم ها و در بعضي از جاها كه تبليغات سوء زيادي انجام دادند نعوذ بالله عمل زنا انجام مي شود ولي عمل صيغه كه اسلام آن را قرار داده است انجام نمي دهند.

شما سؤال كرديد كه چرا من خجالت مي كشم بگويم صيغه مي كنم ولي ازدواج را خحالت نمي كشم اين به خاطر قبحي است كه عارض شده است در قوم و منطقه شما والا اصلش كه تكان نمي خورد همچنان كه اصل حكم شراب خوردن تكان نمي خورد.

بيننده:

حديث صحيح داريم از حضرت علي كه خود ايشان روز خيبر از طريق پيامبر اعلام كرد:

؟؟؟ان الله ينهيانكم ان اكل اللحم الحمر الاهلي و المتعه؟؟؟

استاد قزويني:

كجاست اين حديث صحيح؟ مي شود آدرسش را بفرماييد؟

بيننده:

من در بلوغ المرام ابن حجر عسقلاني خواندم.

استاد قزويني:

ابن حجر چه ربطي به حضرت امير دارد؟

بيننده:

نه مي گويم كه اين حديثي است كه رسول الله به امير المؤمنين گفتند كه اعلام كنند و حضرت علي هم در روز خيبر اعلام كرد براي مسلمانان.

استاد قزويني:

اگر در روز خيبر نهي كرده چرا جابر بن عبدالله انصاري مي گويد ما در تمام عمر پيامبر صيغه مي كرديم؟

بيننده:

جناب جابر بن عبد الله انصاري اصلا در زمان عمر نبوده است و اين حديث اشكال دارد.

استاد قزويني:

جابر بن عبد الله كي از دنيا رفته است؟

بيننده:

دقيق نمي دانم ولي اواخر زمان خلافت ابوبكر از دنيا رفته است.

استاد قزويني:

نه عزيز من

بيننده:

اوائل خلافت حضرت عمر از دنيا رفته است.

استاد قزويني:

نه عزيز من در خلافت عثمان از دنيا رفته و تمام خلافت عمر را درك كرده است ، خلافت عثمان را درك كرده است، اين چه فرمايشي است كه شما مي گوييد؟ اگر واقعاً اين گونه است كه شما مي گوييد؛ پس چرا در صحيح مسلم اين روايت آمده است؟

بيننده:

نمي دانم اصل روايت چطوري بيان شده است ، من نخواندم و اگر شما مرحمت كنيد براي ما بيان كنيد متن عربي آن را ممنون مي شوم.

استاد قزويني:

از جابر بن عبدالله است كه مي گويد:

كنا نَسْتَمْتِعُ

ما متعه مي كرديم زنان را

بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ

در برابر يك مشت خرما و يك مشت آرد.

الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ

زمان پيامبر ما زنان را صيغه مي كرديم، زمان ابوبكر هم ما صيغه مي كرديم.

حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ

صحيح مسلم، ج2، ص1405

آيا كفايت مي كند يا كفايت نمي كند؟

بيننده:

بله روي اين حديث بايد بررسي شود.

استاد قزويني:

باشه ، بررسي كنيد هفته آينده تماس بگيريد.

حالا كه مي خواهيد بررسي كنيد من يك آدرس ديگر هم مي دهم آقاي ابو ماهر اين را هم بزرگواري كنيد بررسي كنيد:

غزوه خيبر در سال 6 هجري بوده است و فتح مكه در 8 هجري بوده است ربيع بن سبره مي گويد با پيامبر اكرم در فتح مكه كه در سال 8 هجري بوده است.

مي گويد در فتح مكه رفتيم خدمت پيامبر اكرم عرض كرديم: يا رسول الله ما به اين خاطر كه از زن و بچه دور هستيم وضعمان مشكل است آيا اجازه مي دهيد ما خودمان را اخته كنيم؟

حضرت فرمود: خير ، صيغه كنيد.

ايشان فرمود: من با يك رفيقم داشتيم در خيابان ها و كوچه هاي مكه مي گشتيم تا به يك خانمي كه قد و گردن بلندي داشت، خواستيم او را صيغه كنيم، من گفتم بيا صيغه من شو رفيقم گفت بيا صيغه من شو ، گفت خوب اگر من صيغه شوم اجرت و مهريه چيست؟

گفتيم خانم ما غير از اين عبائي كه روي دوشمان است هيچ چيزي نداريم ، عباي من خيلي نو بود ولي قيافه ام خوب نبود ولي رفيقم عبايش پاره بود ولي قيافه اش خوب بود ، نگاه كرد به من و رفيقم و گفت: من با رفيقت صيغه ميشوم.

گفتم: ببين عباي من خيلي نو است ، گفت: قيافه رفيقت قشنگ تر است و با او صيغه شد.

صحيح مسلم، ج2، ص1023

ببينيد برادر بزرگوارم! اين روايات براي فتح مكه است شما بيا من روايت نشان مي دهم كه بعد از فتح مكه در قضيه جنگ اوطاس كه براي طائف است در آن جنگ هم صحابه صيغه مي كردند.

مجري:

جناب آقاي ابو ماهر از اين ادب شما سپاسگذاريم انشاء الله جلسه بعد هم توفيق شود با شما باشيم، تا الان 13 دقيقه در خدمت شما بوديم.

استاد قزويني:

البته فرمايش ايشان فرمايش متيني است ، الآن كلاً در ميان شيعه ها مسأله صيغه يا متعه در اثر تبليغات سوء تقريباً يك شئ قبيح در آمده است، يعني اگر بگويند فلان خانم صيغه فلاني است يا فلان دختر صيغه فلان پسر است براي او عيب مي گيرند ولي اگر بگويند فلان دختر دوست پسر فلاني است اين خيلي در ميان جامعه ما آمده روابط خلاف شرع قبحش ريخته شده است.

الآن بحث دوست پسر و دوست دختر بودن قباحتش ريخته شده است و هيچ اشكالي ندارد، پدر هم اگر بفهمد دخترش با يك آقا پسري رفيق است اشكال نمي داند ولي همين پدر احساس كند دخترش با آن پسر عقد موقت خوانده است سر او را مي برد و براي خودش ننگ مي داند.

اين فرمايش آقاي ابوماهر را قبول دارم امروز جامعه ما آمده يك مسأله شرعي و مباح قبيح شده است و يك مسأله خلاف شرع مباح شده است، اضافه شما مي فرماييد: صيغه اشكال دارد شما اين ازدواج مسياري كه در كشورهاي عربي رواج دارد اين را براي ما بياييد معنا كنيد كه از كجا در آمده است؟ آيه داريد؟ روايت داريد؟ پيامبر گفته؟ ابا بكر و عمر و عثمان گفتند؟ به چه دليل؟ ازدواج مسياف دارند آقايان، ازدواج مسافرتي دارند، ازدواج به شرط طلاق دارند.

شما بياييد اينها را مقايسه كنيد با متعه شيعه، ببينيد فرقش چيست و لذا اين جهت را من حق مي دهم به آقاي ابو ماهر كه واقعاً اين مسأله در نزد شيعيان در حقيقت يك تبليغات سوء است

مجري:

البته همه جاي شيعيان اين گونه نيست ، چون بعضي از اقوام شيعه هستند كه خود خانم ها مي روند براي شوهر خود صيغه مي آورند ، حالا نمي توانم اسم ببرم شايد بد باشد ولي اين جوري است.

استاد قزويني:

بد آموزي نفرماييد آقاي محسني، شما داريد مي رويد خانه خلاصه به فكر خانه هم باشيد.

بيننده: حسين از قزوين

آيا كسي كه ولايت امير المؤمنين را قبول نكرده باشد تكليفش چيست؟ آيا جاي او در بهشت است يا در جهنم؟

استاد قزويني:

در رابطه با ولايت امير المؤمنين همانطوري كه حضرت آية الله خوئي دارند اگر كسي براي او ثابت شود كه ولايت امير المؤمنين جزء ما جاء به النبي است، اعتقاد به ولايت علي از واجبات است و بعد از اين كه معتقد بشود و دليل براي او اقامه شود كه امير المؤمنين خليفه بلا فصل پيامبر بوده است، انكار كند، قطعاً اهل جهنم است و در آن شكي نيست.

ولي اگر كسي دليل به او رسيده ولي قانع كننده نيست، يا دليل به گوش او نرسيده و دليل بر او تمام نشود كه ولايت علي عليه السلام مانند نماز واجب است و معتقد نباشد، هيچ اشكالي براي او نيست و او نزد خداي عالم معذور است.

قرآن هم مي گويد ما كساني را عذاب مي كنيم كه حجت براي آنان تمام شده باشد و پيامبر حقائق را به گوش آنان رسانده باشد.

اگر كسي ولايت علي براي او ثابت نشده باشد حالا يا دليل به او نرسيده است يا دليل رسيده است و قانع نشده است ، اينها هيچ مشكلي فرداي قيامت ندارند ، بله ما داريم كه نسبت به

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ.

سوره نساء آيه 98

فرداي قيامت خداوند آنان را دوباره امتحان مي كند مانند اطفال كفار و مشركين كه از دنيا مي روند فرداي قيامت هيچ عملي ندارند، خدا يك امتحاني از آنان مي گيرد اگر از امتحان خوب در آمدند به بهشت مي روند و الا به جهنم مي روند.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد و به ويژه به آبروي زهرا مرضيه فرج مولاي ما امام زمان نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.


اللهم عجل لوليك الفرج

 




Share
1 | فراهاني | , ایران | ١٨:٠٣ - ٠٩ مهر ١٣٩١ |
سلام عليكم خدا قوت من توي يه محيط سالم چت ميكنم و فقط هم چت روم گروهي هست و چت دو نفره خصوصي نيست با دوستاني كه همه براي هم مثل خواهر و برادر ميمونيم با دوستي آشنا شدم چند وقتي هم چت ميكرديم من يه وبلاگ مذهبي هم دارم ايشون وبلاگ منو ديد و ديگه ازون موقع به گفته ي خودش خيلي ديگه به من ارادت داره! امروز اين داداشمون بهم گفت كه سني هست! گفت شنيدم شيعه ها از سني ها خوششون نمياد حالا تو ازم بدت مياد؟ من بهش گفتم سني ها و شيعه ها برادرن شيعه ها و سني ها هردوشون از وهابي ها متنفرن اونايي كه كشتن شيعه رو عامل رفتن به بهشت ميدونن... خلاصه... من ازش پرسيدم تو ته دلت امام حسين عليه السلام رو امام زمان عجل الله رو قبول داري يا نه؟ گفت : معلومه که قبول دارم اين چه حرفيه منم گفتم خب تو مذهب تسنن اعتقاد دارن که امام زمان هنوز بدنيا نيومده! بهش گفتم تو چقدر درباره ي مذهبت ميدوني؟ من مذهبم يجورايي ارث بابامه! خيلي در بارش نميدونم و به اين خاطر خيلي هم شرمنده ام! و حرفاي ديگه ( اين صحبت ها رو از طريق گذاشتن نظر خصوصي تو وبلاگه همديگه ميزديم/ ) آخرش قرار شد که من و اون هر دو تحقيق کنيم درباره ي مذهب هامون از شما ميخوام که کمکم کنيد به لطف خدا و امام زمان و همه ي ائمه انشالله بتونم باعث شيعه شدن اين دوست بشم انشالله قرار شد من تحقيق کنم درباره ي اين که چرا حضرت علي امام شد اونم تحقيق کنه چي شد ابوبکر خليفه شد. حالا از شما ميخوام که کمکم کنيد بهم اولا در باره ي اين موضوع و حقانيت امام علي کمک کنيد هم بگين که چطور بايد باعث بشم که شيعه بشه دوستم؟ ممنون ميشم جواب رو به ايميلم هرچه زودتر بفرستين و من الله توفيق/ منتظرم، خداحافظتون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در مورد اثبات ولايت و خلافت حضرت علي عليه السلام از چند راه مي توان اقدام كرد:
1. از قرآن:
اولاً بايد امام را خدا مشخص كند:www.valiasr-aj.com/fa/page.php
آياتي كه بر امامت حضرت علي عليه السلام دلالت دارد با طريقه استدلال در اين آدرسهاي بررسي شده است.
2. رواياتي كه از آن بر ولايت امام علي عليه السلام استناد مي شود:
بحثهاي جانبي قابل استفاده:
پاسخ به برخي شبهات در اين زمينه:
سوالاتي كه مي توانيد از آنها عليه اهل سنت در اين بحث استفاده كنيد:
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
2 | مجيد م علي | , سوئد | ١٢:٠٥ - ١٠ مهر ١٣٩١ |
الله اکبر با سلام جناب فراهاني : چند سوال پيشنهاد مي کنم که از دوستان اهل سنت بپرسيد . 1 ) چه کساني در انتخاب ابوبکر بعنوان خليفه دخيل بودند ... اين افراد قبل از رحلت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و اله و سلم براي اسلام چه کار کرده بودند . 2 ) نقش سه خلفاي اسلام در جنگهاي قبل از رحلت حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلام .. 3 ) موقعيت علمي سه خليفه اول لهل سنت .. 4 ) چرا براي مدت بيش از 150 سال نقل حديث در بين اهل سنت ممنوع بوده . 5 ) عايشه و طلحه و زبير چرا بر عليه خليفه اهل سنت جنگيدند . 6 معاويه در چه مقامي دز بين مسلمانان قبل از رحلت رسول اکرم بوده لبيک يا علي
3 | ميثم حيدري | , استرالیا | ٠٥:١٠ - ١٥ مهر ١٣٩١ |
سلام عليکم خدمت مديران زحمت کش سايت وليعصر!!! قبلا چندتا نظر داده بوديم به هيچکدوم جواب نداديد و باعث شد يکم ازتون ناراحت بشيم درصورتي که در سايت هاي اهلسنت تا يک نظر رو مينويسي هزار جواب مياد انشاالله که جواب اين سوال ما رو بدهيد!! فرق بين وحي و علم غيب چيست؟ آيا اخبار غيبي از طريق وحي بر پيامبر ص و انبياء الهي ارسال ميشود؟ ويا اين علم به انها اموزش داده ميشود؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
وحي عبارتست از همان ارتباط آسماني و ملكوتي كه بين پيغمبر و خداوند برقرار مي‏گردد و وحي فقط اختصاص به پيامبران است و به غير انبياء وحي نازل نمي شود ولي علم غيب اختصاص به پيامبران نيست بلكه ائمه نيز از آن بهره مي برند و دليل آن اين است كه خداوند در سوره جن صريحاً مى‏ فرمايد: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ ...؛ «خداوند كه عالم و داناى غيب است، احدى را بر غيب خويش آگاه نمى ‏سازند، مگر كسانى كه از رسولان برگزيده خويش را ....» اين آيه صراحت كامل دارد كه برگزيدگان و رسولان، از كساني هستند كه علم غيب به آنها داده مي شود
اما اينكه آيا اخبار غيبي از طريق وحي است، در جواب بايد بگوييم كه يكي از راههاي دريافت اخبار غيبي، وحي است و از طريق ديگري نيز مانند تماس با عالم غيب و مجراي الهامْ، مي توانند اخبار غيبي را بدست آورند
در جواب سوال سوم نيز بايد عرض كنيم كه علم غيب لدني است و اكتسابي نيست و از دليلهاي قاطع و محكم به دست مي‏ آيد كه امامان«عليهم السلام» و رهبران راستين علوم‏شان مانند علوم عادّي نيست و از رهگذر عادّي آنها را تحصيل نكردند. قسمتي از علوم آنان علومي است كه خداوند به پيامبرش از طريق وحي تعليم كرده و پيامبر(ص) نيز آن را به حضرت اميرالمؤمنين علي«عليه السلام» و آن حضرت امام‏ حسن«عليه السلام» و هر يك از امامان به امام ديگر(نه از طريق آموزش عادّي) تعليم و قسمت ديگر از علوم آنان علومي است كه از مجراي الهام و تماس با عالم غيب و جهان ملكوت به دست مي‏ آورند و بايد توجّه شود كه وحي شريعت و دين به پيامبر پايان پذيرفته است ولي ارتباط با عالم ملكوت پس از پيامبر«صلي الله عليه وآله» براي امامان«عليهم السلام» نيز باقي بوده و هست
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
4 | علي | , ایران | ١٨:٠٦ - ١٥ مهر ١٣٩١ |
سلام عليكم
جناب ميثم حيدري بفرماييد در كدام سايت اهل سنت مطلبي را به راحتي نمايش مي دهند كه برسد به جواب دادن من خودم در سايت عقيد و سني نيوز مطلب نوشتم يكسري از مطالب كه به ضرر خودشان است مانند رضاي كبير نمايش نمي دهند يا دليل بر اينكه حضرت علي عمر را غاصب مي داند جواب ندارند بدهند كجا اين سايتها مطالب مرا نمايش مي دهند شما بفرماييد يك سايت درست و حسابي اهل سنت كه بتواند سوالات مارا بدون كم و كاست جواب دهد مادوست داريم بيشتر اونجا مطلب بنويسيم تا حقايق هم برما و هم براهل سنت آشكار شود كلا سايتهاي اهل سنت بي سواد هستند و اطلاعات كافي ندارند و قدرت جواب دهي به سوالات ما را ندارند ولي شما هرچي اينجا سوال بپرسي تماما پاسخ داده مي شود بدون كم و كاست
با آرزوي روزي كه امام زمان ما وشما بيايد و ما را ازدست جنايتكاران ايران و خارج نجات دهد همه بفرماييد آمين
5 | غضنفري | , ایران | ١٦:٥٧ - ١٦ مهر ١٣٩١ |
با سلام: جناب سومي$$$$(ميثم حيدري):وجداناَ راستشو بگو!! آخه اينا توي شبكه تلويزيوني خودشون جلوي چشم مردم وقتي حقايق بزرگانشون را يك بچه شيعه افشا ميكنه اينقدر ظرفيت ندارن و با ترس و وقاحت حرفش را قطع مكنن چه برسه به اينكه توي به اصطلاح سايتشون جواب بدن اون هم هزار تا هزارتا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با حلوا حلوا كردن دهن شيرين نميشه با اين رويا پردازيها هم كار شما درست نميشه راستي براي ما توضيح بده معني نعثل چيه؟سومي
6 | سيد مبشر | , افغانستان | ٢٤:٣٢ - ١٧ ارديبهشت ١٣٩٣ |
سخنان آغازين شما که در مورد حضرت علي بود ما سني ها کوچکترين ترديد نداريم چون ابابکر وعمر وعثمان وعلي شاگردان يک مکتب بودند که استاد شان سرورکائنات ميباشد ومن تأسف به اين ميکنم که ما مسلمانان هميشه در بين يکديگر توسط دست دشمن در مجادله وکشمکش قرار داريم تا جايي که شياطين اعمال بد مارا براي ما زيبا جلوه داده ودر گمراهي خود از سر وجان ومال خود گذشته ايم وحتي احساس ما از ما گرفته شده تا جايي که اصحاب پيامبر مان را بد مي بينيم ولي اينرا نميدانيم که بد بيني شاگرد بد بيني استاد است ، ما سني ها نه تنها علي کرم الله وجهه را دوست داريم ودر قلب هاي ما جا دارد بلکه کوچگترين توهين را در حق هيچيک از اصحاب نمي پذيريم حتي اگر واقعيت داشته باشد وچه رسد به ابابکر وعمر وعثمان ويا عشره مبشره که به اعلي درجه بعد از پيامبر مان دوست شان داريم ،وشما شيعه ها بايد بخاطر بد بيني عشره مبشره ايمانتانرا تجديد کنيد که سخت در گمراهي قرار گرفته ايد ورنه روز محشر ايمان بشما سودي نخواهند رسانيد زيرا که شما دروازه هاي همچون ابابکر وعمر وعثمان را شکسته ايد وعلي کرم الله وجهه را به مقام پيامبر نشانده ايد وقصد داريد خداوند را فريب دهيد در حاليکه همه اصحاب با پيامبر بزرگ شدند ومقام يافتند وشما امروز آمده ايد وسخنان پيامبرتانرا به امام سجاد وامام جعفر صادق نسبت ميدهيد ، اي کاش بتوانيد با علماي سني بشينيد تا ايمان تان تجديد شود در حاليکه تا بحال هيچ شيعه نتوانسته اين کار را بکندمگر اينکه ار مجلس فرار کرده ،ومن نميدانم که مشکل شما با عشره مبشره چه است وچرا خود را بهلاکت قرار داده ايد

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛‌ توهين به صحابه و هرکس ديگري اشتباه است و شيعه چنين اعتقادي ندارد بله بايد حقايق را بيان کرد و هر کس را در حد خودش داشت. بحث با علماي شما هم بارها صورت گرفته و در مناظره شکست خورده اند و اين مناظرات در سطوح پايينتر هم به همين منوال بوده کسي از بحث با شما فرار نکرده از اين نمونه ها اخيرا در شبکه هاي ماهواره اي زياد صورت گرفته است. گويا در جريان نيستيد!.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
7 | مجتبی | , آمریکا | ١٥:١٧ - ١٨ خرداد ١٣٩٤ |
سلام
ایا ایه 50 انعام علم غیبت پیامبر رو نقض نمی کند ؟
ممنون

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين ايه به پيامبر (ص) امر مي شود که علم غيب استقلالي را از خود نفي کند يعني در حقيقت مي خواهد اين را بگويد که بدون عنايت خدا پيامبر علم غيب نمي داند و شکي نيز نيست که غيب پيامبران، ذاتي و استقلالي نيست؛‌ بلكه تبعي و عرضي است به اين بيان كه علم غيب آنان اعطا شده از جانب خداوند است. اين مطلب را از آيات قرآن بدست مي آيد
لذا در آيه مورد نظر نيز در حقيقت خداوند علم استقلالي پيامبر را نفي مي‌کند  همچنانکه مفسرين نيز به اين مطلب اشاره کرده اند
ابن کثير در اين خصوص مي نويسد:
 أي بل أنا عبد رسول لا أعلم من علم الله إلا ما أعلمني به
بلکه من عبد و رسول هستم که از علم غيب چيزي نمي دانم مگر آنچه که خدا  به من تعليم بدهد . البداية والنهاية  ج 1   ص 108
در تفسير سمعاني نيز آمده است:
ولا أعلم الغيب ) فيه إضمار ، أي : ولا أعلم الغيب إلا ما أعلمنيه الله . من علم غيب نمي دانم مگر آنچه که خدا تعليم بدهد
تفسير السمعاني  ج 2   ص 106
در تفسير شيعه نيز آمده است
و أما قوله: «وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ» فإنما أريد بالعلم الاستقلال به من غير تعليم بوحيأنه.اين است كه من در علم به چيزى از خود، استقلال ندارم، و چنان نيستم كه بى اينكه از وحى بياموزم به چيزى علم پيدا كنم            
الميزان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 95
اما در مقابل اين آيه آيات ديگري نيز داريم که علم غيب را براي پيامبر نيز ثابت مي‌کند مانند عالِمُ الْغَيبِ فَلا يظْهِرُ عَلى‏ غَيبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يسْلُكُ مِنْ بَينِ يدَيهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (جن/26-27)
عالم الغيب او است، و هيچكس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏ سازد، مگر رسولانى كه آنها را برگزيده است و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد.
صدر اين آيه،‌ علم غيب را براي ذات يگانه هستي اثبات و آن را از ديگران نفي مي‌كند؛ اما جمله استثنائيه، آن را براي عده‌اي خاصي كه عبارت از رسولان الهي باشند، نيز ثابت مي‌كند و اين جمله عموميت نفي جمله اولي را مي‌شكند.
با توجه به اين اين نتيجه به دست مي‌آيد كه علم غيب در واقع و حقيقت اختصاص به خداوند دارد و به ديگر عبارت، علم غيب ذاتا و استقلالا مال خداوند است. ما علم غيب پيامبران، ذاتي و استقلالي نيست؛‌ بلكه تبعي و عرضي است به اين بيان كه علم غيب آنان اعطا شده از جانب خداوند است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English