2020 May 28 - پنج شنبه 08 خرداد 1399
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
کد مطلب: ٥٣١٩ تاریخ انتشار: ٢٥ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: 5535
سخنراني ها » نقد خلافت خلفای سه گانه
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن

تحلیل و اسناد تهدید به آتش زدن منزل حضرت زهرا، پشیمانی ابوبکر از حمله به منزل حضرت زهرا علیها سلام
حبل المتين 92/01/25

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم 

تاريخ : 92/01/25

مجري:

آيا تهديد به آتش كشيدن خانه حضرت زهرا باسند صحيح در كتب اهل سنت آمده است يا خير؟

استاد قزويني:

من قبل از آغاز سخن لازم مي دانم از همه علاقه مندان به اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين چه در ايران و چه در ديگر نقاط جهان كه امروز با حضور در مراسم عزاداري فاطمة زهرا سلام الله عليها و اظهار همدردي با بقية الله الاعظم در شهادت مادر مظلومه اش فاطمة زهرا تشكر كنم و به حق مردم حق مطلب را نسبت به مظلومه شهيده فاطمة زهرا اين بزرگ بانويي كه قدر آن به حق مجهول است ادا كردند.

و آنچه كه ما از رسانه ها مي ديديم و همچنين در خود شهر قم با حضور مراجع بزرگوار در اين مراسم عزاداري يك عاشوراي ديگري بود و الحق امروز مردم قلب زهرا را خوشحال كردند، قلب اميرالمؤمنين را خوشحال كردند، قلب مقدس امام زمان را با اين كار خود خوشحال كردند.

و من يك نكته اي را قبل از اينكه به سوال برادر عزيزم جناب آقاي محسني اشاره كنم حالا من مفصل اين را اشاره خواهم كرد بعضي از عزيزان اهل سنت تصور مي كنند كه اين قضيه شهادت حضرت زهرا و اين عزاداري ها خدايي نكرده با وحدت منافات دارد و يا اهانت به مقدسات آنها است، نه اين چنين نيست و اين از اصول مسلم تاريخ است و مگر ما مي توانيم با ناديده گرفتن تاريخ تاريخ را عوض كنيم؟

و اين از عقائد شيعه است و مسئله شهادت حضرت زهرا جمله اي است كه اميرالمؤمنين سلام الله عليه در نهج البلاغه خطبه 202 مفصل مطرح مي كند كه به هنگام دفن اين صديقه طاهره كه خطاب به نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد:

وستنبئك ابنتك بتضافر أمتك علي هضمها

دخترت به تو ر خواهد داد كه امتت چقدر در حق او ظلم و جفا كردند.

پهلوي او را شكستند، محسن او را سقط كردند و همين قضايا منجر به شهادت مظلومانه آن بزرگوار شد.

و بعد اميرالمؤمنين اشاره مي فرمايد:

فأحفها السؤال واسترها الحال

يا رسول الله از زهرا با اصرار سوال كن به من كه دردهاي دل خود را نگفت فقط فهميدم كه دست و پهلويت زخمي شده ولي ندانستم كه چگونه شبهاي محن را سحر كردي.

ولم يطل العهد ولم يخل منك الذكر

يا رسول الله اين همه مصيبت بر دخترت هنوز ياد تو از زبان ها نيفتاده بود و هنوز چيزي از رحلت جانگداز و جانكاه تو نگذشته بود.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 2 ، ص 183

و اين تعابير كاملا نشان مي دهد از عمق مصيبت حضرت زهرا سلام الله عليها و وقايعي كه بعد از نبي مكرم بر فاطمه زهرا وارد شد تا آنجايي كه مي گويد:

قل يا رسول الله عن صفيتك صبري

يا رسول الله ديگر صبر علي به سر آمد و كاسه صبرم لبريز شد، ديگه شبهاي علي بعد از اين سحر ندارد، غم هاي علي پايان ندارد.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 2 ص 182

نقل مي كنند ابن عباس در يكي از شب هاي صفين يعني در حقيقت نزديك 27 سال بعد از شهادت حضرت زهرا حنايي آماده كرده بودند و به علي عليه السلام تعارف كردند كه علي جان بيا با هم حنا بگذاريم ريش مبارك شما سفيد شده است.

اميرالمؤمنين مي فرمايد ابن عباس مگر نمي داني ما هنوز عزادار فاطمه هستيم، يعني بعد از گذشت 27 سال هنوز اميرالمؤمنين به فكر داغ فاطمه زهرا است و داغ زهرا از دل علي هنوز نرفته وحتي فرزند زهرا امام كاظم سلام الله عليه مستشهد 183 حجري است كه وقتي از زهراي مرضيه نام مي برد مي گويد:

إِنَّ فَاطِمَةَ ع صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ

از مادرش زهرا به عنوان يك مظلومه شهيده تعبير مي كند.

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 1 ص 458

صراط النجاة ( تعليق الميرزا التبريزي ) - السيد الخوئي - ج 3 ص 441

اينها چيزي نيست كه مخصوص امروز و ديروز و 10 سال و 50 سال و 100 سال اخير باشد و من يك نكته اي را مي خواهم امشب اشاره كنم كه نمي خواستم بگويم ولي بعضي از افرادي كه در اين شبكه هاي خيلي دارند نسبت به حضرت زهرا بي حيايي و جسارت و اهانت مي كنند و بعضي از تعابيري كه لايق خودشان و اجداد خودشان هست نثار مي كنند من ناگزيرم اين جمله را حداقل با آقايان اهل سنت در مي ان بگذارم.

شما مي گوييد فرض قضيه شهادت حضرت زهرا توهين به خليفه دوم است و خليفه دوم آمد و مقدمات شهادت حضرت زهرا را فراهم كرد و به او سيلي زد و چنين و چنان كرد، اينها توهين به عمر است.

من از آقايان اهل سنت سوال مي كنم مقام حضرت زهرا بالاتر است يا مقام نبي مكرم؟ شما در خود صحيح بخاري نقل مي كنيد نسبت به نبي مكرم خليفه دوم نسبت هذيان مي دهد، شما در صحيح مسلم نقل مي كنيد در قضيه نماز بر عبدالله ابي خليفه دوم جسورانه با نبي مكرم اهانت مي كند.

مقام زهرا از ايشان بالاتر است؟ شما خودتان آورديد اگر واقعا آنها اهانت است چرا در صحاح آورديد؟ در قضيه حديبيه شما مي آوريد بر اينكه خليفه دوم مي گويد من در نبوت پيامبر شك داشتم.

آيا آنها اهانت به مقدسات شما نيست؟ جلو چشم نبي مكرم وقتي براي دختر پيامبر كه از دنيا رفته است زن ها گريه مي كنند شلاق بر مي دارد و به جان زن ها مي افتد جلو چشم پيامبر، اينها را شما خودتان نقل كرده ايد.

وقتي ابوبكر از دنيا مي رود حمله مي كند به خانه عايشه كه آنجا عزاداري مي كردند تمام زن ها را مورد ضرب و شتم قرار مي دهد، اينها چيزهايي است كه خودتان نقل كرديد از خليفه دوم، اينها عيب و جسارت و اهانت نيست، اينها مقدسات اهل سنت را مورد هجمه قرار دادن نيست ولي قضيه هجوم به خانه حضرت زهرا و ضرب و شتم قرار دادن دختر پيامبر اكرم اهانت است و شيعه ها چنين و چنان هستند؟

آن آقاي گرگيج هم كه در يك همايشي در زاهدان مي گفت آقا اگر مي خواهيد وحدت برقرار بشود بايد دست از شهادت حضرت زهرا بردارند ما به اين آقا و همفكرانش مي گوييم:

مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ

سوره آل عمران آيه 119

شما بميريد هم ما شهادت حضرت زهرا را هر سال همانطور كه داريد مي بينيد به كوري چشم دشمنان حضرت زهرا مردم ايران و شيعيان هر چه با شكوه تر برقرار مي كنند.

هزاران مرگ بر آن وحدتي كه ما بخواهيم از اصل و اصول خودمان شهادت حضرت زهرا دست برداريم كه حالا ما مي خواهيم وحدت برقرار كنيم؟ شهادت حضرت زهرا كه جاي خود دارد مرحوم شهيد مطهري مي گويد ما حاضر نيستيم به خاطر وحدت يك مستحب كوچك و مكروه كوچك مان را مصالحه كنيم همانطوري كه انتظار هم نداريم برادران اهل سنت بيايند و براي وحدت از يك مستحب و مكروه كوچك خود دست بردارند.

اينها نيست برادران عزيز و سروران گرامي، گوش به حرف افرادي كه خود فروخته و مزدور هستند، افرادي كه از جاي ديگر دارند دستور مي گيرند براي اينكه اين درآمدشان ادامه داشته باشد و اين پول هايي كه مي گيرند جواب بدهند شروع مي كنند همچين مطالبي را بيان مي كنند.

و من در اينجا ناگزيرم جناب آل شيخ مفتي اعظم عربستان سعودي نمي دانم اين آخوندهاي درباري هر روز يك خزعبلاتي از خودشان صادر مي كنند در خطبه نماز جمعه شروع مي كند نسبت به شيعه جسارت كردن و تحريك مي كند ديگران را در برابر شيعه و از مذهب شيعه به عنوان يك مذهب باطل تعبير مي كند.

جناب آقاي آل شيخ اگر واقعا مردانگي و وجدان داريد واقعا روي حرف خود هستيد و شيعه را يك مذهب باطل مي دانيد، مراجع ما كه بارها اعلام مناظره كردند چرا اين مردانگي را نداريد كه بياييد؟ امروز هم عصر عصر رسانه است و لازم نيست كه شما به ايران يا مراجع ما به عربستان سعودي بيايند در يكي از اين ماهواره هاي عربستان سعودي شما بياييد آقايان مراجع ما هم بيايند در شبكه ولايت يا ديگر شبكه ها و در رسانه هاي ملي مناظره كنيد و ثابت كنيد مذهب شيعه باطل است.

چرا جرات نمي كنيد؟ چرا توان حضور در مناظره را نداريد؟ چون مي دانيد چيزي براي گفتن نداريد. خودتان هم مي دانيد كه مذهب شيعه تنها مذهب منطبق با مذهب راستين نبي مكرم و برخواسته از قرآن است و در برابر منطق شيعه حرفي براي گفتن نداريد.

حالا اگر بعضي از اين علقه مزقه ها و كلباني ها حرف مي زنند اين ها عددي نيستند يا اين عرعور ها كه هر روز عرعر مي كند اينها عددي نيستند ولي يك شخصيت محترمي مثل آل شيخ حرفي مي زند اينها را ما نمي توانيم از كنارش به سادگي رد بشويم.

و آن دسته از عزيزاني كه صداي ما را مي شنوند به اين آقايان برسانند واقعا راست مي گوييد شما بياييد براي گفتگو و مناظره و ثابت كنيد. اين 500ميليون شيعه است كه حداقل در ايران 60 مي ليون شيعه وجود دارد، در هند و پاكستان، عراق و غيره مي ليون ها شيعه است و امروز همه ماهواره دارند و از تلويزيون مي بينند بياييد ثابت كنيد بگذاريد اين شيعه ها متوجه شوند كه مذهبشان باطل است چرا نمي آييد؟

ديگر گذشت آن زماني كه جناب آقاي آل شيخ بزرگوار كه بخواهيد در يك گوشه اي در يك مسجدي براي 300 نفر مطالبي را بيان كنيد و مردم از كنار اين قضايا بخواهند به سادگي عبور كنند.

من از بينندگان عزيز عذر مي خواهم و ناگزير بوديم كه بعضي از مطالب را بيان كنيم تا مردم بدانند كه قضيه چيست و همين مناظره اي كه برادر عزيزمان آقاي عباسي با آقاي سجودي داشتند اين آقايان نه تنها از عكس قزويني مي ترسند حتي از بردن اسم شبكه ولايت هم مي ترسند.

آقاي عباسي مي گويد چرا مي نويسيد عباسي از قم بنويسيد عباسي از شبكه ولايت، مي گويد ما نمي نويسيم كه شبكه ولايت يعني اين اندازه وحشت دارند و مي ترسند. اسم شبكه ولايت براي اينها مايه ترس و وحشت شده است.

ما نصف مانيتورمان تصوير ايشان را گذاشتيم و اگر واقعا راست مي گوييد شما هم بياييد تصوير شبكه ولايت را درگوشه مانيتور و تلويزيون خود قرار بدهيد كه مردم هم بدانند قضيه چيست و مسئله روشن شود.

ما باز هم با همه اينها از جناب آقاي سجودي تشكر مي كنيم كه اين 2-3 تا مناظره كه حالا اسمش را هم مناظره نگذارم به عنوان گفتگوي دوستانه يا گلايه و غيره همين اندازه، جلسه قبل هم عرض كردم كه اصلا بحث پيروزي و غيره نيست بحث اين است كه مسئله يك مقداري روشن شود، سوالاتي كه شيعه دارد اين آقايان جواب بدهند و وقتي اينها نمي توانند جواب بدهند مردم بهتر مي توانند قضاوت و داوري كنند.

ما نياييم عقيده خود را به زور به مردم تحميل كنيم شما حرف خود را بزنيد دوستان ما هم حرف خود را مي زنند و داوري را به عهده مردم مي گذاريم، نه ما قضاوت و نتيجه گيري كنيم و نه شما و قضاوت را به عهده مردم بگذاريم.

اما در رابطه با قضيه مسئله حضرت زهرا سلام الله عليها كه يك مقدار من يك نكته اي را بيان كنم كه قضيه تهديد به آتش زدن خانه حضرت زهرا چند تا نكته است كه من اينها را به اختصار چون فرصت زيادي هم نداريم بيان مي كنم و براي بينندگان عزيز توجيه مي كنم

تهديد به احراق به نقل طبري متوفاي 310 اين حميد از جرير از مغيره از زياد بن كليم مي گويد:

اتي عمر بن الخطاب منزل علي و فيه طلحه و زبير و رجال من المهاجرين

وقتي عمر بن خطاب منزل علي بن ابي طالب آمد در اين خانه هم طلحه بود هم زبير و تعدادي از مهاجرين بودند و برگشت گفت:

والله لأحرقن عليكم

به خدا قسم اين خانه را بر شما به آتش مي كشم

أو لتخرجن إلي البيعة

يا اينكه همگي آماده بشويد تا با ابوبكر بيعت كنيد

تاريخ الطبري ج 2، ص 233، لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري

عزيزان اهل سنت دقت كنند اين تعبيري كه دارند جناب خليفه دوم مي گويد به خدا سوگند خانه را به آتش مي كشم اين همه مهاجرين، علي، طلحه و زبير آنجا بودند اين اهانت نيست؟ آيا اين والله لاحرقن عليكم با كدام آيه از آيات قرآني تطبيق مي كند؟ با كدام روايت از روايات نبوي تطبيق مي كند؟

آيا نبي مكرم براي اسلام آوردن تهديد به آتش زدن كرده است؟ حالا آن بعضي از رواياتي كه قضيه نماز كه مطرح مي كنند مال منافقين است و كاملا مشخص است و آنها را همه را ما در كتاب نقد قفاري و قصة الحوار الهادي مفصل جواب داديم و همچنين درسايت هم همه اينها را ما جواب داديم.

اينجا من به اختصار رد مي شود، محمد بن حميد از يحيي بن معين از ابوزرعة و احمد بن حنبل مي گويند ثقة است، جرير بن عبدالحميد مي گويند ثقه است، مغيره بن مقسم است، يحيي بن معين، ابن ابي حاتم، نسائي مي گويند ثقة است.

زياد بن كليب است عجلي و نسائي گفته است كه ثقه است، تمام راويان اين سند همه ثقه هستند و مشكل سندي هم ندارد كه آقايان بگويند اين مشكل سندي دارد.

اين حضراتي كه ايراد مي كنند كه چرا اميرالمؤمنين سلام الله عليه دفاع نكرد از حضرت زهرا به ما جواب بدهند از اين حمله اي كه جناب خليفه به خانه زهرا كرده و اين تهديد به آتش زدن كرده است اينجا چرا اميرالمؤمنين دفاع نكرده است؟

من انشاءالله اگر خدا توفيق دهد تصميم دارم يكي از همين شب هاي آينده را يا شب جمعه يا دوشنبه كه سوال اين وهابي كه مي گويند چرا اميرالمؤمنين از خود يا همسرش دفاع نكرد مفصل اين را به حول و قوه الهي جواب خواهم داد.

آقايان به ما بگويند در اينكه آمده در خانه حضرت زهرا و علي بن ابيطالب اين چنين تهديد مي كند مگر همين علي بن ابي طالب فاتح بدر و حنين نيست؟ فاتح خيبر نيست؟ همين علي بن ابي طالب نيست مگر كه خليفه دوم مي گويد:

لولا سيف علي لما قام عمود الاسلام

اگر شمشير علي نبود پرچم اسلام برافراشته نمي شد.

چرا علي بن ابيطالب دفاع نكرد؟ شما هر جوابي داديد ما همان جواب را در مورد قضيه دفاع از حضرت زهرا بيان مي كنيم.

روايت ديگر تهديد به احراق به نقل ابن ابي شيبة استاد بخاري است، محمدبن بشر از عبيدالله بن عمر، زيد بن اسلم ايشان هم باز نقل مي كند تا آنجايي كه مي گويد:

وقتي كه به عمر رسيد كه تعدادي آمدند در خانه علي بن ابيطالب جمع شدند آمد و حتي

دخل علي فاطمه

عمر بن خطاب آمد و با فاطمه مواجه شد

فقال يا بنت رسول الله ما من الخلق احد احب الينا من ابيك

كسي از پدرت بر ما محبوب تر نيست.

الوافي بالوفيات ج 17، ص 167، صلاح الدين خليل بن أيبك الصفدي

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 2، ص 520، أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي

حالا احب الينا من ابيك، عرض كرديم اين پيامبر محبوب همان پيامبر محبوبي است كه شما در صحاح خود نقل كرديد در قضيه نماز بر عبدالله جسورانه اهانت كرد و به همين پيامبر نسبت هذيان داد و امثال اينها. و كسي هم بعد از پيغمبر محبوب از تو نزد ما نيست ولي اين كه ما شما را دوست داريم قسم به خدا اين مانع نيست از اينكه اين افرادي كه در خانه جمع شده اند دستور بدهم خانه را بر اينها به آتش بكشيم.

به قول يكي از اين آقايان مي گفت چماق و هويج، از يك طرف مي گويد كسي عزيزتر از شما نيست و از طرفي هم مي گويد قسم به خدا خانه را بر شما به آتش مي كشم.

اگر واقعا محبوب تر از اينها نيست اگر واقعا زهراي مرضيه عزيزترين و گرامي ترين افراد است براي چه مي خواهد اين خانه را بر سر اينها به آتش بكشد؟ بعد از اينكه عمر رفت حضرت زهرا مي گويد عمر قسم خورده و به قسم خود هم عمل خواهد كرد.

چون او را مي شناسد چون سوابقي كه از خليفه دوم در جامعه است همه با آن سوابق آشنا هستند.

از نظر سند هم محمد بن بشر، يحيي بن معين و نسائي مي گويند ثقة، عبيدالله بن عمر بن حفص است كه يحيي بن معين مي گويد از ثقات است، ابوزرعة و ابوحاتم و نسائي مي گويند كه ثقه است، زيد بن اسلم است كه احمد بن حنبل، ابوزرعه و ابوحاتم مي گويند ثقه است، اسلم قرشي است كه مولا و غلام عمر بن خطاب بوده و زمان پيامبر را هم درك كرده كه عجلي در مورد او مي گويد:

ثقة من كبار التابعين

معرفة الثقات ج 1، ص 223، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح العجلي الكوفي

حالا اينكه زمان پيامبر را درك كرده است يا پيامبر را در خواب ديده است يك بحث مفصلي دارد ولي ما كاري با ان نداريم و همين كه آقاي عجلي و ابوزرعة مي گويد ثقة براي ما كافي است.

اين نشان مي دهد كه سند اين روايت هم كاملا صحيح است چون تمام راويان آن ثقة هستند، آقايان اگر نسبت به هريك از اين روات اشكال سندي و رجالي دارند ما درخدمتشان هستيم.

تهديد به احراق به نقل آقاي بلاذري كه متوفاي 270 است از مسلمة، سليمان تيمي و ابن عون نقل مي كند كه:

أن أبا بكر أرسل إلي عليّ يريد البيعة، فلم يبايع

ابوبكر دنبال علي فرستاد تا بيايد بيعت كند ولي علي گفت من بيعت نمي كنم

أنساب الأشراف - أحمد بن يحيي بن جابر ( البلاذري ) - ج 1 ص 586

در خود صحيح بخاري ج 5 صفحه 82 است كه اميرالمؤمنين تا 6 ماه بيعت نكرد در همان روز هم بعد از شهادت حضرت زهرا خواست بيعت كند 2 نكته ظريف دارد:

يكي اين است كه به ابوبكر برگشت گفت:

اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ

در امر خلافت در حق ما استبداد كردي به طوري كه قطرات اشك از چشمان ابوبكر جاري شد.

دوم هم گفت اگر مي خواهي به خانه ام بيايي تا با هم صحبت كنيم عمر را نياورد

ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ

من اصلا به حضور عمر كراهت دارم و از نشستن با عمر ناراحت هستم.

صحيح البخاري ج 4 ، ص 1549

اين كتاب كافي و تهذيب و بحار نيست و صحيح بخاري است و به قدري ما اين را گفتيم كه همه اين را حفظ كردند و حتي بعضي از خواهران ما كه روي خط مي آيند مي بينيم اين آدرس ها را به قدري كه ما تكرار كرديم حفظ كردند و حاج آقاي محسني ما هم حفظ است.

اين است كه به ابوبكر برگشت گفت:

اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ

در امر خلافت در حق ما استبداد كردي به طوري كه قطرات اشك از چشمان ابوبكر جاري شد.

دوم هم گفت اگر مي خواهي به خانه ام بيايي تا با هم صحبت كنيم عمر را نياورد.

كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ

من اصلا به حضور عمر كراهت دارم و از نشستن با عمر ناراحت هستم.

اين كتاب كافي و تهذيب و بحار نيست و صحيح بخاري است و به قدري ما اين را گفتيم كه همه اين را حفظ كردند و حتي بعضي از خواهران ما كه روي خط مي آيند مي بينيم اين آدرس ها را به قدري كه ما تكرار كرديم حفظ كردند و حاج آقاي محسني ما هم حفظ است.

مجري:

من حفظ نيستم حاج آقا

استاد قزويني:

صحيح بخاري جلد 5 صفحه 82 حديث 4240

صحيح بخاري هم كه شما مي گوييد صحيح ترين كتب بعد از قرآن است، علي بيعت نكرد

فجاء عمر، ومعه قبس

عمر آمد با شعله اي از آتش

من نمي توانم بيش از اين توضيح دهم و اين را عزيزان اهل سنت يك لحظه اين تعصب را كنار بگذارند و اين كارشناسان وهابي هم براي يك لحظه هم شده اين پنبه را گوش خود بيرون بكشند و ببينند كه قضيه چيست.

فتلقته فاطمةُ علي الباب

عمر با پاره اي از آتش آمده بود و با زهراي مرضيه دم درب برخورد كرد

فقالت فاطمة: يا بن الخطاب، أتراك محرّقاً علي بابي؟

فاطمه زهرا فرمود: دارم مي بينم كه آمدي خانه مرا به آتش بكشي

قال نعم

بله آمدم خانه را به آتش بكشم.

قال: نعم، وذلك أقوي فيما جاء به أبوك

و آتش زدن خانه تو باعث مي شود دين پدرت تقويت شود

أنساب الأشراف ج 1، ص 252، أحمد بن يحيي بن جابر البلاذري

خيلي عجيب است، واقعا بايد گفت انا لله و انا اليه راجعون، پيامبري كه مي فرمايد:

فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي

اين را هم بخاري نقل كرده است و قضيه خواستگاري بنت ابي جهل هم نيست.

صحيح البخاري ج 3، ص1361، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي

در صحيح مسلم است كه:

فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي ما آذَاهَا

صحيح مسلم ج 4، ص 1903، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري

اين چيزي است كه شما در صحيح بخاري و مسلم آورديد و اين از احاديثي است كه همه بينندگان ما با جلد و صفحه آن به قدري كه ما تكرار كرديم حفظ كردند.

مجري:

مخصوصا حاج آقاي محسني

استاد قزويني:

بله مخصوصا حاج آقاي محسني ما، و حتي به خاطر اين جريمه هم داده است.

مدائني را يحيي بن معين مي گويد

مدائني ثقة

تاريخ ابن معين (رواية الدوري) ج 4، ص 163، يحيي بن معين أبو زكريا

مسلمة بن محارب را ابن حبان توثيق نموده است

سليمان تيمي را ذهبي در مورد او مي گويند:

الحافظ الإمام شيخ الإسلام

تذكرة الحفاظ ج1، ص150، أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي

عبدالله بن عون كه خودش از صحابه است مي گويد:

ليس في القوم مثل ابن عون

تاريخ مدينة دمشق ج 31، ص 351، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي

ابن مبارك هم مي گويد:

ما رأيت أحدا أفضل من ابن عون

من افضل از ابن عون كسي را نديدم و سراغ ندارم

سير أعلام النبلاء ج 6، ص 365، محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله

ما سه روايت نقل كرديم با سند صحيح مبني بر هجوم خانه زهراي مرضيه سلام الله عليها، ما از عزيزان يك سوال داريم و اين سوال را اگر دوستان اهل سنت كه مي خواهند بيايند روي خط و صحبت كنند اگر بتوانند جواب بدهند ما ممنون مي شويم.

خداي عالم در سوره نور آيه 27و 28 مي گويد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّي تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَي أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ

اي مومنين به خانه ديگران كه مي خواهيد وارد شويد اجازه بگيريد و سلام دهيد.

سوره نور آيه 27

آيا اين چنين تهديد كردن با شعله اي از آتش به خانه زهرا آمدن اين هست معناي تستانس و تسلم علي اهلها؟

و يا در سوره احزاب آيه 53 مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ

وارد خانه پيامبر نشويد مگر اينكه به شما اذن داده شود

طبق روايت صحيحي كه از جناب ابوبكر است كه مي گويد پيامبر فرمود: خانه علي و زهرا از خانه انبياست بس افضل از خانه انبيا است.

در ذيل آيه شريفه

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ

سوره نور آيه 36

حالا اينها از سوالاتي است كه اميدواريم عزيزان ما درباره اش دقتي كنند يه مقداري فكري كنند، حالا جوابي هم داشتند بيان كنند و ما هم انشاءالله استفاده كنيم.

مجري:

قضيه ندامت و پشيماني خليفه اول را كه به وفور در كتب اهل سنت پيدا مي شود و انشاءالله بيشتر بشود بحث كرد در آخرين لحظات عمرشان گفتند كه حمله به خانه حضرت زهرا پشيمان هستم، البته از خيلي چيزها اظهار ندامت كردند كه يكي از آنها اين كار است كه گفته بود كه كاش اين كار را انجام نمي دادم قضيه حمله به خانه زهرا سلام الله عليها است.

آيا اين در كتب اهل سنت آمده است يا نه؟

استاد قزويني:

در رابطه با اظهار ندامت و پشيماني خليفه اول از هجوم به خانه حضرت زهرا روايتي است كه من معتقدم چند جلسه پيرامون آن بايد بحث كرد خيلي روايت عجيبي است و من به نظرم اگر هيچ روايتي ما نداشته باشيم براي حقانيت شيعه و بطلان كاري كه خليفه اول و دوم بعد از رحلت پيامبر انجام دادند همين قضيه بس است.

من از عزيزان اهل سنت تقاضا دارم اين روايت را بروند و خوب مطالعه كنند چون از نظر سند هم مشكلي ندارد و اين را من انشاءالله در جلسه بعد مفصل خواهم كرد كه جناب خليفه اول وقتي روزهاي آخر زندگي دم مرگ مي گويد من 3 كار انجام دادم كه از هر 3 پشيمان هستم.

تك تك اين 3 تا مطالعه و بررسي شود كه يكي از آنها قضيه هجوم به خانه زهرا است و آن 2 كار ديگري كه خليفه كرده است آيامگر نه اين است كه خليفه پيامبر بايد تمام كارهايش يا منطبق با قرآن يا منطبق با سنت راستين پيامبر باشد؟

اگر واقعا خلافت خلافت صحيحي بوده و درست بوده اصلا در كار صحيح كه نبايد پشيمان شد و 3 تا كاري هم مي گويد اينها را اي كاش من از اول به اين شكل نبود و من سوال مي كردم و ورق بر مي گشت.

يكي از آنها اين است كه اصلا از اصل خلافت پشيمان است و مي گويد از اينكه دو سال و اندي در مسند خلافت قرار گرفتم ناراحت و پشيمانم و اي كاش در همان سقيفه خلافت را به گردن عمر، ابوعبيده جراح مي انداختم و خودم كمك كار اينها بودم.

اگر اين خلافت مشروع و حق است مگر انسان از خلافت حق و مشروع اظهار پشيماني و ناراحتي مي كند؟ نمي دانم اين آقاياني كه دست و پا مي زنند و ما الان چند ماه است كه به اين آقايان گفتيم كه يك دليل از كتاب وسنت براي اثبات مشروعيت خلافت جناب آقاي ابوبكر براي ما بياوريد ولي تا كنون كوچكترين جوابي حتي يك كلمه هم نگفتند.

ما الان 4-5 ماه است كه از كتاب و سنت ده ها دليل و برهان با سند صحيح بر اثبات خلافت اميرالمؤمنين اقامه كرديم شما هم دو تا روايت بياوريد.

و اين روايت خيلي از قضايا را روشن مي كند و چون فرصت نيست تقريبا 7-8 مسئله است كه بايد روي آن كار شود.

يكي ندامت ابوبكر به نقل ابن زنجويه كه قديمي ترين مدرك كه در كتاب الاموال خود آوردند.

دوم ندامت ابابكر به نقل هاي متعدد و اسانيد مختلف كه مثل طبراني و ذهبي و طبري و اينها.

سوم صحت روايت كه صحيح است يا نه.

چهارم تحريف اين حديث است كه وقتي اين آقايان ديدند كه اين روايت كل عقائد و مباني اينها را به هم و متزلزل مي كند و در اين چاپ هاي اخير برداشتند و تحريف كردند كه اين را انشاءالله سر فرصت تصوير كتاب را با چاپش به مردم نشان مي دهيم كه اگر واقعا اين دليل بر حقانيت اهل بيت نيست و واقعا اين هجوم صورت نگرفته است اينها چرا تحريف مي كنند؟

بعد بحث ديگري كه آقايان اشكال سندي به ضعف عنوان دارند كه اين را كه ما مفصل جواب مي دهيم.

و از همه بالاتر ما چند تا روايت داريم كه اصلا عنوان در آن سند نيست و اضافه اينكه عنوان توسط ابن حبان و ديگران توثيق شده است.

اما من فقط متن روايت را مي خوانم و صداي بينندگان عزيزمان را انشاءالله مي شنويم، بعد انشاءالله در جلسه بعد مفصل در مورد اين قضيه صحبت مي كنيم.

عبدالرحمن بن عوف از پدرش نقل مي كند كه من وارد بر ابوبكر صديق شدم در آن مرضي كه از دنيا رفت، داستان مفصل است حالا من اصل روايت را هم انشاءالله از كتاب طبراني يا ابن زنجويه مي خوانم كه ابوبكر برگشت گفت كه من 3 كار انجام داده ام و تاسف مي خورم و دوست داشتم كه اينها را انجام نداده بودم و 3 چيز را ترك كردم كه دوست داشتم كه آن كارها را انجام مي دادم و 3 چيز بود كه مي خواستم از پيامبر سوال كنم ولي سوال نكردم.

يعني 9 تا قضيه است، 3 كار انجام داده و پشيمان است، 3 كار انجام نداده و پشيمان است، 3 سوال هم از پيامبر دوست داشت سوال كند و از اينكه سوال نكرده ناراحت است.

اين هر 9 تا قابل دقت است كه اگر فرصت شود من دريك جلسه مستقل نسبت به 9 تا كه يكي در رابطه به قضيه هجوم به خانه حضرت زهرا است كه آن را ما مفصل بحث خواهيم كرد و نسبت به 8 تاي ديگر هم ما فقط سوال مي كنيم و اميدواريم كه اين كارشناسان جواب بدهند كه هرگز جواب نمي دهند و نمي توانند جواب بدهند.

اما آنهايي كه دوست داشتم انجام نمي دادم و پشيمان هستم

فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة عن شيء

من ناراحتم اي كاش خانه فاطمه زهرا را هتك حرمت نكرده بودم و دستور حمله و هجوم به خانه زهرا نداده بودم

وإن كانوا قد أغلقوا علي الحرب

اگر چه اين خانه به عنوان سنگر جنگي بود، اگر چنانچه خانه حضرت زهرا به عنوان سنگر جنگي بسته شده بود و مركز جنگ هم بود به احترام زهرا من نبايد دستور حمله و هجوم به خانه زهرا مي دادم.

الأموال لابن زنجويه ج 1، ص 387، أبو أحمد حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله الخرساني المعروف بابن زنجويه (المتوفي : 251هـ) الوفاة: 251، دار النشر :

المعجم الكبير ج 1، ص 62، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني

الأحاديث المختارة ج 1، ص 89، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي

مختصر تاريخ دمشق، ج 4، ص 300، محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي

تاريخ الإسلام ج 3 ، ص 118، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي

سمط النجوم العوالي، ج 2، ص 465، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي العاصمي المكي

اينها اين قضيه را نقل كردند يعني يك نفر و دو نفر نيست، البته غير از اينها هم افرادي نقل كردند و ما براي اينكه قضيه روشن شود كه اين فقط يك روايت نيست و يك سند نيست و يك عالم نقل نكرده اينها را انشاءالله ما به تفصيل نسبت به اين نقل ها و تكه هايي كه در اين نقل ها انشاءالله خدمت بينندگان عزيز به حول و قوه الهي توضيح خواهيم داد.

بيننده: عمراني از بوشهر

تسليت مي گويم شهادت بي بي دو عالم حضرت زهراي مرضية سلام الله عليها.

عارضم خدمت حضرت عالي حقيقتش من مدتي است كه روي خط مي آيم ولي موفق نمي شوم كه صحبت كنم.

و عرائضي داشتم در چند زمينه، يكي اينكه اين اقاي سجودي كه ادعا مي كنند شمالي هستند ايشان من روي تيپ و سيماي ايشان مي توانم كه بگويم كه ايشان بچه جنوب شرقي استان فارس هستند، و ايشان جزو منطقه لار هستند و بايد آنجايي باشند.

مجري:

لهجه شان هم به همان منطقه مي خورد.

بيننده:

بله عرض مي كنم، اينها متاسفانه دروغ گو هستند، دوم آقاي ترشابي در يك برنامه اي 3 فرقه شيعه، سني و وهابي را به تفكيك اسم برد، در يك قضيه اي بود كه مربوط به زيارت قبر يكي از ائممه شان در منطقه تاجيكستان بود كه فراموشم شده است و چند بار هم مي خواستم كه خدمت شما بگويم ولي موفق نشدم.

مطلب سوم اينكه يك روز ايشان در يكي از صحبت هاي خود ادعا كردند كه ام المؤمنين عايشه گفته من زماني كه در كنار مرقد حضرت رسول قرار مي گرفتم زماني كه پدرم و حضرت رسول دفن بودند من با لباس معمولي آنجا حاضر مي شدم ولي از روزي كه عمر آنجا دفن شد من ديگر از عمر شرم و حيا داشتم.

من مي خواستم بگويم اينها كه ادعا مي كنند كه كسي كه مرده است ديگر دستي در اين دنيا ندارد و كاري نمي تواند بكند چه دليلي دارد كه عايشه اين ادعا را مي كند كه عمر مي توانسته ايشان را ببيند.

چگونه عايشه فهميد كه عمر به حضور ايشان اعتراف مي تواند داشته باشد؟

حقيقتش مسائل زيادتري در ذهنم بود ولي يادداشت هايم را الان نمي دانم كجا گذاشتم و نتوانستم پيدا كنم و انشاءالله در يك فرصت ديگر، و بعد هم آقاي ابوبكر اگر راست مي گويد كه پشيمان شد چرا همان ساعت بلند نشد حكومت را به اميرالمؤمنين واگذار كند و كنار بكشد؟

آقايان هم مي گويند كه شماچرا تاريخ را ورق مي زنيد و چه فايده دارد گفتن اين مسائل؟ اگراين مسائل اتفاق نيفتاده بود كي بين امت اسلامي تفرقه مي افتاد؟ و ما مي خواهيم بدانيم دليل اين تفرقه بين امت اسلامي چيست؟ آيا شيعه حق است يا اهل سنت حق هستند؟

اهل سنتي كه حداقل اقل اقل با فرقه ضاله وهابيت كه ما مي دانيم انگليسي هستند و با صهيونيسم و بهائي 3 شاخه يك درخت هستند، مي گويند 5 فرقه اين 5 فرقه كدامش بر حق است؟

حالا ما مي گوييم بر فرض شيعه ناحق است، از فرق آنها كدامشان بر حق هستند؟

و انشاءالله براي حضرت عالي و جناب آيت الله قزويني اين سيد بزرگوار و ذخيره جامعه اسلامي و جامعه روحانيت و سلاله نبي مكرم اسلام و حضرت زهرا آرزوي سعادت و توفيق و سربلندي دارم و به شما را به خداي بزرگ مي سپارم.

استاد قزويني:

اين نكته را كه اين عزيزمان مطرح كردند در رابطه با عايشه ام المؤمنين كه مي گويد وقتي پيامبر دفن بود در خانه من من با همان لباس آزاد و سر برهنه بودم چون خانه خودم بود و پدرم هم كه دفن شد همين طوري بود ولي

فلما دُفِنَ عُمَرُ مَعَهُمْ فَوَاللَّهِ ما دَخَلْتُ إِلاَّ وأنا مَشْدُودَةٌ عَلَيَّ ثيابي حَيَاءً من عُمَرَ

وقتي كه عمر بن خطاب را در خانه من دفن كردند همواره با چادر و پوشش خودم را مي پوشاندم چون از عمر خجالت مي كشيدم.

مسند أحمد بن حنبل ج 6، ص 202

حاكم نيشابوري هم در مستدرك بعد از نقل اين روايت مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه

اين روايت صحيح است و شرائط صحيح بخاري و مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين ج 3، ص 63،

آقاي هيثمي هم در مجمع الزوائد مي گويد روايت صحيح است.

مجمع الزوائد ج 8، ص 26

اين جناب آقاي سجودي و ديگران است كه مي گويند آقا وقتي كه كسي مرد ديگر ر از اين دنيا ندارد و ما را نمي بيند و اطلاع از حالات ما ندارد بفرمايند به قول اين برادر ما از اين روايت جواب بدهند كه عايشه اگر واقعا عمر مرد و رفت و ر ندارد و نمي بيند و اطلاعي از اين طرف ندارند اين كار عايشه ام المؤمنين كه روايت هم صحيح است و نمي توانند بگويند اين روايت چنين و چنان است چون امثال آقاي سجودي در آن حد نيستند كه مثلا بخواهند و بيايند بر حاكم نيشابوري ايراد بگيرد كه ايشان بيايد روايتي را تصحيح كند و اين آقا بگويد من قبول ندارم.

چون ايشان در اين حد نيست چون آن بزرگترشان هم كه مي آيد در زباله و زباله داني و مزبله گير مي كند و در يك روايت چند تا گاف مي دهد كه آبروريزي مي شود تا چه رسد به آقاي سجودي كه نسبت به مباحث رجالي خيلي پياده تشريف دارند.

بيننده: فضلي از تهران (اهل سنت)

من خدمت حاج آقا قزويني ضمن عرض ادب چند تا سوال دارم و اولين سوالم اين است كه خيلي دوست دارم بدانم كه اولا من به نوبه خودم آناني كه در كل كره زمين از اول دنيا تا به امروز هرچه ظلم كردند من به نوبه خودم لعنت خدا را به آنها مي فرستم هركسي كه ظالم است.

ولي من اين سوال را دارم خدمت حاج آقا قزويني بالفرض براي همه واضح و روشن شد حالا فعلا مي گويند وهابيون يا اهل تسنن همچنين چيزي وجود نداشته و افسانه بوده است و اهل تشيع هم مي فرمايند اتفاق افتاده و حمله به خانه حضرت زهرا بوده است.

به هر حال جنايت است و بنده در هر شرايطي اين جنايت اتفاق افتاده باشد فعلا كه روشن نيست براي يك عده اي و عده اي هم كه قبول كردند اين اتفاق افتاده است من محكوم مي كنم.

ولي سوالم اين است كه بالفرض اين اتفاق براي همه روشن و كل دنيا گفتند اين اتفاق افتاده است و شيعه بر حق است و سني تا الان زور گفته است و ظلم كرده از اول تا امروز و همه گفتيم شيعه هستيم و هيچ سني وجود ندارد، سوالم اين است كه آيا مشكلات موجود جامعه بر طرف مي شود يا نه؟

مجري:

من از شما سوال مي كنم اگر قضيه مهدويت اتفاق بيفتد كه شما اهل سنت هم قبول داريد آن وقت چه مي شود؟

بيننده:

مهدويت يعني امام زمان ظهور كند؟

مجري:

بله

بيننده:

خيلي خوب مي شود ولي فعلا كه اتفاق نيفتاده است.

مجري:

نه فرض مي گيريم ديگه

بيننده:

خيلي خوب مي شود و اين را روي تخم چشمهايم مي گذارم

مجري:

پس اون سوالي كه شما كرديد اگر قضيه حضرت حجت عليه السلام صورت بگيرد همين جواب پاسخ داده خواهد شد.

بيننده اگر قضيه حضرت حجت عليه السلام صورت بگيرد همين جواب پاسخ داده خواهد شد.

بيننده:

فعلا كه بنده 50-60-70 سال خدا به من عمر بدهد 20 سال عمر به من عمر بدهد فعلا من در ضلالت و در بدبختي زندگي مي كنم و آقا هم تشريف نياورده من اين را مي گويم و هر موقع آقا تشريف آوردند قدمشان روي چشم من، من خودم يكي از مريدان ايشان مي شوم من يكي از كوچكانش مي شوم ولي فعلا مشكلاتي كه همگي داريم و با پوست و استخوان لمس مي كنيم آيا اين مشكلات بر طرف مي شود؟

و اينكه نمي دانم حالا اگر صحبت كنيم يك خرده ممكن است برداشت هايي شود و وصله هاي مختلف به ما بزنند كه چرا اينجوري و از حاج آقا قزويني تقاضا دارم كه اين مناظره هايي كه مي گذارند يك خرده مناظره هاي منطقي باشد مثلا قبلش موضوع را روشن كنند و اين به آن نگويد و به نظر من اينجا يك خرده براي اين شبكه ها كسر شان مي شود.

اين به اون يك جور ديگه مي گويد و بالاخره يك چيزهايي مي گويند كه خاله زنكي اسمش را بگذاريم يا كوچه بازاري، من خودم خجالت مي كشيدم از اين صحبت ها كه اين مي گويد از حوض نمي خواهم بيرون بروم و اون مي گويد بايد بيايي بيرون.

بابا صحبت تان را روشن كنيد در هر موضوعي كه هست و اين يك انتقاده بود بعدش هم خدمت شما عرض شود كه نقطه مشترك اهل تسنن و تشيع چيست؟ غير از قرآن كه چيز ديگري نيست.

مجري:

پيامبر، قرآن، قبله

بيننده:

پيامبر و قرآن را كه تشيع و تسنن قبول دارند تمام شد، به نظر شما اگر كاسه اي زير نيم كاسه نباشد منطق اين را نمي گويد كه خدا و قرآن ببين چه گفته است و طبق همان گفته قرآن و نوشته قرآن كه كلام خداست ما پيش برويم.

حالا اگر عمر ظلم كرد محولش مي كنيم به خدا، علي خدايي نكرده ظلم كرده است همچنين، يا هركس ديگري ظلم كرده است محول مي كنيم به خدا، ما فعلا بايد طبق قرآن پيش برويم.

استاد قزويني:

ببينيد جناب آقاي فضلي بزرگوار اين يك جمله اي است كه هميشه من و شما مي گوييم كه گذشته چراغ راه آينده است و خود قرآن مي آيد داستان حضرت آدم و حوا، قابيل و هابيل، ابراهيم و موسي و اينها را مي آورد براي چه؟ براي اينكه ما بياييم از آن چه كه گذشته از كار بد گذشتگان و از كار خوب گذشتگان عبرت بگيريم و يكي از آداب خواندن قرآن اين است كه وقتي ما مي آييم در آياتي كه صفات خوبان برده شده، صفات مبارزين عليه باطل و استبداد تلاش كنيم خودمان را متخلق كنيم به اخلاق خوبان، وقتي در آيات قرآن اسمي از بدها و بدكاره و ظالم و فاسق و امثال اين مي آيد تلاش كنيم كه ويژگي هاي آن افراد در ما نباشد و اگر هست از خود دور كنيم.

فإذا مروا بآية فيها تشويق ركنوا إليها طمعاً، وتطلعت نفوسهم إليها شوقاً وظنوا أنها نصسب أعينهم

جمله اميرالمؤمنين اين است كه وقتي به آيات بهشت مي رسند از خدا طلب كنند و يقين كنند بر اينكه اين نعمت هاي بهشت را خداي براي او آفريده

وإذا مروا بآية فيها تخويف، أصغوا إليها مسامع قلوبهم، وظنوا أن زفير جهنم وشهيقها في أصول أذانهم

وقتي به آيه عذاب مي رسند صداي گر گر آتش جهنم در گوششان وز وز كند و احساس كنند بر اينكه اين آتش براي خود اين هم هست اگر چنانچه راه بدكاران را برود.

شرح نهج البلاغة ج 10، ص 78، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني

ولذا روي اين جهت ما نمي توانيم جناب آقاي فضلي بزرگوار من از ادب حضرت عالي و از متاننت حضرت عالي تشكر مي كنم و به وجود بزرگواراني مانند حضرت عالي افتخار مي كنيم و بدون تعارف عرض مي كنم ولي نكته اين است ما كه دو مرتبه بنا نيست به دنيا بياييم كه در يك مرتبه تجربه به كار بيندازيم و در مرتبه ديگر تجربه را به كار ببريم.

وقتي كه جناب ملك الموت آمد و سرو گوشش از دم در پيدا شد

فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ

سوره اعراف آيه 34

ديگر آنجا پشيماني سودي ندارد و هر چه التماس كنيم از ملك الموت از خدا از پيامبران كه

قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ

نه اصلا و ابدا

كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ

سوره مومنون آيه 100

ما كه اينجا هستيم برادر بزرگوار قرآن واضح و روشن است و فرض بفرماييد كه الان شما مشاهده كرديد كه ما الان 5-6 ماه است ولايت و امامت اميرالمؤمنين را از آيات قرآن و روايات خوانديم و بررسي ها از كتب اهل سنت خوانديم نه از كتب شيعه.

شما اين مطالب را ببينيد حالا آن شبكه هاي ديگر هم اگر واقعا در رابطه با ادله خلافت جناب ابوبكر جناب عمر و عثمان دارند ببينيد.

قرآن خودش مي گويد:

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر آيه 17-18

بشارت بده به آن بنده هايي كه اقوال مختلف را مي شنوند و بهترين را انتخاب مي كنند.

اين انتخاب احسن سرنوشت ساز است جناب آقاي فضلي بزرگوار و ما نمي توانيم از كنار اين قضايا به سادگي رد بشويم.

بيننده:

من

استاد قزويني:

الان ببينيد حضرت عالي مي خواهيد نماز بخوانيد چون اول چيزي كه قيامت از من و شما مي پرسند نماز است

أول ما يحاسب به العبد يوم القيامة الصلاة فإن صلحت صلح له سائر عمله وإن فسدت

فسد سائر عمله

تنوير الحوالك، ج 1، ص 144، عبدالرحمن بن أبي بكر أبو الفضل السيوطي

المعجم الأوسط، ج 2، ص 240، أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني

اگر نماز قبول شد ديگر اعمال هم يواش يواش قبول مي شود و اگر نماز رد شد ديگر كار تمام است.

الان فرض بفرماييد بنده مي خواهم نماز بخوانم آيا پيامبر هميشه نمازش را پشت درب هاي بسته مي خواند و اصلا كاري به ديگر قضايا نداريم، پيامبر اكرم 23 سال مخفي بود و 20 سال هم جلوي مردم نماز خوانده و وضو مي گرفت و همه صحابه مي آمدند و قطرات وضوي پيامبر را به عنوان تيمن و تبرك بر مي داشتند به طوري حمله مي كردند براي گرفتن قطرات وضو

فيقتتلون

تا آنجايي كه ديگر به كشت و كشتار مي رسيد و زير دست و پا له مي شدند. آيا اين پيامبر اكرم چگونه وضو گرفته؟ آيا موقع وضو گرفتن از انگشت به طرف آرنج بوده؟ پاهاي خود را شسته يا مسح كرده؟ پيامبر اكرم موقعي كه نماز خوانده دست بسته خوانده؟ آمين گفته است؟ بسم الله گفته است؟

يك مقداري ما بياييم جناب آقاي فضلي عزيز اين تاريخ را ورق بزنيم ولي به دور از تعصب اين مطالبي كه در دوران بني اميه اين بني اميه اي كه 21 سال با اسلام جنگيدند، 13 سال در مكه و 8 سال در مدينه، اينها امدند و قدرت را در دست گرفتند و اينها مي خواهند انتقام كشته هاي خود را بگيرند.

اميرالمؤمنين سلام الله عليه به معاويه مي نويسد كه معاويه با آن شمشيري كه جد و برادرت را كشتم آن شمشير با من موجود است.

مشخص است كه معاويه اي كه جد و برادرش توسط علي به درك واصل شده است اين مي تواند اين كينه از دلش برداشته شود؟ تمام اينها قابل تامل است ولي ما كاري نداريم و آنچه كه مهم است قرآن نسبت به مخالفين مي گويد:

قُلْ هاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

سوره بقره آيه 111

فرمايش حضرت عالي نسبت به مناظره بنده هم با حضرت عالي كاملا هم عقيده هستم و آن مناظره اي مي تواند مفيد باشد كه با آداب و اخلاق اسلامي باشد.

اين قضيه حوض و اينها را كه مطرح مي كردند چون حديث حوض و حديث حوض هم يكي از احاديثي است كه به نظر ما بطلان عقائد عزيزانمان را ثابت مي كند چون عزيزمان آمدند دينشان را از صحابه كردند.

مي گويند آقا ابوزرعه و ديگران مي گويد قرآن را، خدا را و پيامبر را صحابه به ما منتقل كردند و اگر چنانچه صحابه منحرف باشند دين و خدا و پيامبر ما به هوا است.

حديث حوض هم به صراحت همانطوري كه آقاي عباسي نقل كردند در صحيح بخاري مفصل اين قضيه را حديث 6587 مفصل مي گويد كه زمره زمره اصحاب من را به طرف آتش جهنم مي برند

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

جز تعداد اندك

صحيح البخاري ج 5، ص 2407

ابن اثير و ديگران مي گويند اشاره به افراد خيلي قليل و اندك هست كه از صحابه نجات مي كنند، صحابه اي كه نتوانستند خودشان را نجات بدهند، صحابه اي كه نتوانستند از آتش جهنم خلاصي يابند.

خود اين بزرگان صحابه مانند ابوسعيد خدري و ديگران اعتراف دارند بر بدعت و امثال اين دارند و آيا اينها مي توانند ما را نجات دهند؟ اينكه مي گفتند از حوض بيرون آمد و غيره اين به خاطر همان روايت حديث حوض بوده و در حقيقت به عنوان كنايه و اهانت نبوده است.

بيننده:

اتفاقا من هم در جايگاه يك بيننده موقعي كه نگاه مي كردم اين مناظره را چهره هم آقاي سجودي و هم آقاي عباسي را مي ديدم و اين جوري برداشت مي كردم كه اينها دارند با كنايه با هم صحبت مي كنند، يعني به زور و از روي تعصب مي خواهند مغلوب كنند.

به نظر من بايد در مناظره منطق باشد، مناظره خوب است مناظره براي من بيننده آگاهي مي آورد منتها از روي تعصب نباشد به نظر من خيلي بيشتر مي توانم پاي تلويزيون بنشينم و گوش دهم.

و خدمت شما عرض شود كه من صحبتم سر اين است كه اتحاد داشته باشيم و همه مسلمان هستيم و نقطه مشترك مان هم همان است و من خودم به شخصه الان اگر اشتباه مي كنم دوست دارم كه بگوييد.

شما كه مي فرماييد اهل تسنن يا وهابيون از صحابه مي گرفتند يا آنها مي گويند شما از امامت دين گرفتيد من يكي از قرآن دين مي گيرم، مثلا چنانچه من يه مشكل شرعي يا سوال شرعي يا كار شرعي داشته باشم به هيچ چيزي مراجعه نمي كنم مگر قرآن.

مجري:

شما اگر شك بين نماز ركعت دوم و سوم كرديد كجاي قرآن اين احكام را پيدا مي كنيد؟

بيننده:

اتفاقا من اين را مي خواستم بگويم كه شما كه مي فرماييد اينجوري است بنده مثلا مي گويم من از تهران مي خواهم به پاكدشت بروم مي گويم وسط راه يك گرگ هم هست يا چندين گر گ و بهتر است كه من يك چاقو با خودم ببرم.

اين وسط موقعي كه در نماز در قرآن نيست ديگر، نماز كه مي خوانم يك دستم را باز مي گذارم و يك دستم را بسته كه نه شيعه ناراحت شود و نه سني چون خودم 20 سال است كه در تهران ساكن هستم و با برادران اهل تشيع برخورد داشتم و خانه آنها مي روم و خانه من مي آيند و با آنها رفت و آمد دارم و نه آنها مشكلي دارند نه من.

استاد قزويني:

موقع سجده چكار مي كنيد؟ در وقتي كه ايستاده ايد يكي از دست ها را باز و يكي از بسته مي كنيد حالا در وضو هم شما شايد بگوييد يك دفعه من وضو مي گيرم با مسح و يك دفعه هم با شستن مي گيرم، موقعي كه مي خواهي سجده كني چون شيعه مي گويد بر روي فرش سجده باطل است مگر اينكه شما بياييد كنار فرش خود نصف پيشاني باشد و نصف ديگر هم روي فرش باشد.

مجري:

من عذر خواهي مي كنم فكر كنم شما يك مذهب جديد آورديد.

بيننده:

آقا منظورم اين است كه اتحاد داشته باشيم.

مجري:

از جهت اتحاد خوب است ولي از اين جهت كه ما بايد مطابق يك سري احكامي باشيم كه قابل استناد باشد و كلام خدا و پيامبر يا اهل بيت باشد.

بيننده:

خدا به خاطر اينكه من يك دستم باز است و يك دستم بسته است به جهنم مي اندازد به نظر شما؟

مجري:

به هر صورت نماز خواندن اگر قبول نشود الان روايتش را حضرت استاد گفتند كه هم در كتب شيعه است و هم در كتب اهل سنت كه اگر نماز قبول نشود چون به هرصورت نماز هم يكي از فروعات است و اگر خوب نخوانيم جهنم مي رويم يعني اعمال از ما قبول نمي شود و وقتي قبول نشود جهنمي هستيم.

استاد قزويني:

همه اين اعمال توقيفي است يعني متوقف بر شرع است مثلا حضرت عالي الان مي خواهيد نماز صبح بخوانيد من از شما سوال مي كنم مثلا كجاي قرآن گفته است كه نماز صبح بخوانيد؟ من مثلا مي خواهم نماز صبح يك ركعت بخوانم و كجاي قرآن گفته است كه نماز صبح دو ركعت است؟

بيننده:

الان من گفتم كه من اينجور جاها رو مراجعه مي كنم به منطقم و منطق من آنجا مي گويد من مثال پاكدشت را زدم هيچ ضرري نمي كنم كه دو ركعت بخوانم

استاد قزويني:

منطق شما براي نماز صبح چه مي گويد؟ نماز صبح بخوانيم يا نخوانيم؟

بيننده:

بخوانيم، سحر خيزي خيلي خوب است

استاد قزويني:

من خواندم از كجاي قرآن استفاده كنم نماز صبح را؟ من از كجاي قرآن استفاده كنم كه نماز صبح بخوانم، الان من نماز صبح نمي خوام بخوانم و شما مي خواهيد از قرآن براي من ثابت كنيد كه نمازصبح واجب است. كدام آيه را براي من مي خوانيد؟

بيننده:

همين ستايش و تشكر از خدا و اطاعت از خدا اين منطق به من مي گويد كه اينجا كار بدي نيست و انجام مي دهم بعدشم به جاي يك ركعت عيب ندارد بگذار دو ركعت باشد ولي

استاد قزويني:

حالا اگر كسي 4 ركعت بخواند بيشتر شكر كرده است خدا را؟

بيننده:

به نظر من

مجري:

اين تشريع مي شود و حرام است

استاد قزويني:

وليد هم شراب خورده بود و با حالت مستي به مسجد آمد و نماز صبح را به جاي دو ركعت 4 ركعت خواند به او اعتراض كردند كه چرا 4 ركعت خواندي گفت من امروز خيلي شنگول هستم اگر بخواهي بيشتر هم مي خوانم.

ببين برادر عزيزم جناب آقاي فضلي عزيز ما از اين بزرگواري حضرت عالي تشكر مي كنيم و اميدواريم اين فرمايشات حضرت عالي به عنوان جك و شوخي باشد و گرنه ما بايد تمام اعمالمان و حركات و سكناتمان منطبق با قرآن و سنت باشد.

اگر ما قرآن را قبول داريم حضرت عالي الان قرآن را باز كنيد سوره نحل آيه 44 كه به صراحت مي گويد:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل آيه 44

يعني قرآن بدون بيان پيامبر قرآن نيست

در سوره حشر آيه 7 قرآن مي گويد:

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر آيه 7

به دستورات پيامبر عمل كنيد و از منهايات او اجتناب كنيد و اگر ما بخواهيم قرآن بخوانيم قرآن خودش مي گويد بدون سنت هيچ فايده اي ندارد، خود جناب ابوحنيفه مي گويد:

لولا السنة، ما فهم أحد منا القرآن

اگر سنت نبود يك نفر از ما قرآن را نمي فهيد.

قواعد التحديث ج 1، ص 298، محمد جمال الدين القاسمي

اين را نه تنها ما مي گوييم بلكه بزرگان اهل سنت هم مي گويند حتي احمد بن حنبل مي گويد:

السنة تفسر الكتاب وتعرف الكتاب وتبينه

الكفاية في علم الرواية - الخطيب البغدادي - ص 30

ما از شما تشكر مي كنيم الان حدود 20 دقيقه است كه با شما صحبت مي كنيم و در خدمت شما بوديم.

اي كاش حضرت عالي شب عيد نوروز بوديد كه اين فرمايشات حضرت عالي مردم را يك مقداري از آن حالت غم و قصه در مي آورد و امشب كه اولين شب دفن حضرت زهراست خلاصه من احساس مي كنم كه مناسب نباشد.

بيننده: احمد از افغانستان

خدا خيرتان بدهد ما به شما افتخار مي كنيم آقاي قزويني، به شما و تمامي استادان شبكه ولايت.

آقاي قزويني من شبي كه آقاي استاد عباسي مناظره داشتند هر چه كوشش كردم با شما تماس بگيرم و از ايشان تشكر كنم موفق نشدم.

ارتباط بيننده قطع مي شود.

استاد قزويني:

يك ربع پشت خط بودند قطع نشد ولي تا وصل شدند قطع شد.

بيننده: كرامتي از شاهرود

ضمن عرض تسليت به ساحت مقدس ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و تمامي شيعيان.

با تشكر از برنامه بسيار ارزنده و مفيد شما مي خواستم بگويم اين ملحدان و اين سني هاي وهابي اينها مهر كينه و عداوت در سينه هايشان است.

مجري:

نفرماييد سني هاي وهابي بفرماييد وهابي ها

بيننده:

بله به قول معروف كينه عمر در سينه دارند چون روايت دارند كه عمر در يك

استاد قزويني:

اين تعبير را نبريد خواهر من، حداقل مي ليون ها اهل سنت هم دارند برنامه را مي بينند و اين را بزرگواري كنيد خواهر من ما هرچه مودب تر صحبت كنيم چون خود اميرالمؤمنين هم در خطبه 26 نهج البلاغه مي گويد:

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 2، ص 185

ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

به نظر من اگر عمر اين بي احترامي و هتك حرمت را به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله عليها انجام نمي داد هرگز در دوران امامت حسن مجتبي عليه السلام و امام حسين هيچ وقت همچين جراتي را نمي كردند كه به امام حسين كوچكترين اهانتي كنند.

ايشان در اصل اسلام تغيير ايجاد دادند در وضو در شكل نماز در بسياري از كارهاي ديگر ايشان تغييراتي را انجام دادند كه به نظر من شرم آور است.

از جناب استاد دكتر قزويني سوال داشتم كه آيا عمر چه كينه اي از علي عليه السلام داشته كه در آن زمان اين هتك حرمت را انجام داده و درزمان زندگي پيامبر آيا پيش آمده كه حسادت عمر نسبت به حضرت علي روايتي گفته شده باشد؟

خيلي ممنون از برنامه خوب شما.

استاد قزويني:

اگر شما مراجعه كنيد به كتاب سر العالمين آقاي ابوحامد غزالي ايشان يك تعبيري دارد كه مي گويد با اينكه خليفه دوم در غدير با اميرالمؤمنين بيعت كرد و قبول كرد حاكميت اميرالمؤمنين را ولي هوا و هوس و رياست طلبي باعث شد كه تمام آن بيعت ها را زير پا گذاشت و دستورات پيامبر را

فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ

سوره آل عمران آيه 187

بيننده: احمد از افغانستان

جناب استاد تسليت مي گويم شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها به تمام دست اندر كاران شبكه ولايت و تمام شيعيان جهان و مي خواهم بگويم كه استاد شما افتخار شيعه هستيد و ما واقعا به شما افتخار مي كنيم.

استاد قزويني:

شما لطف داريد ما در خور حسن ظن دوستان نيستيم.

بيننده:

خواهش مي كنم و بنده حقير بر اين باورم كه اجر شما عزيزان كمتر از اجر مجاهدين و شهيدان جنگ صفين و جمل و نهروان كمتر نخواهد بود چرا كه مولايمان علي عليه السلام فرمودند كه من بودم كه چشم فتنه را در آوردم ولي در حال اين شما عزيزان هستيدكه به حمد الله چشم فتنه را در مي آوريد و ما به شما افتخار مي كنيم.

سوالي داشتم از آقاي قزويني مي خواستم بپرسم كه ما ضمن اينكه احترام خاصي به سادات داريم سيد به چه كسي اطلاق مي شود؟ آيا به فرموده رسول اكرم كه فرمودند كه.....

تماس بيننده قطع مي شود.

استاد قزويني:

متوجه سوال شما شديم، سادات از ديدگاه شيعه به كساني كه نسبش به حضرت هاشم برسد به او سادات مي گويند، سيدي كه بتواند خمس بگيرد فرزندان حضرت هاشم.

ولي ساداتي كه امروز در جامعه مطرح هست يعني كليه كه كساني كه نسبشان به حضرت زهرا سلام الله عليها مي رسد يعني از طريق حضرت زهرا مي شوند فرزند پيامبر و ساداتي كه در عرف مطرح هستند يعني فرزند رسول اكرم.

خدا بيامرزد امام راحل را كه با اينكه مي فرمودند اگر به من خدمتگذار بگويند بهتر از اين است كه رهبر بگويند ولي ايشان در مقدمه مصباح الهداية كه يكي از دوستان هم سوال كرده بود كه اين كتاب براي كيست براي امام راحل است كه در مقدمه اش مي نويسد كه من افتخار مي كنم خون رسول الله و اميرالمؤمنين و زهراي مرضيه در رگ هاي من در جريان است و منتسب به نبي مكرم هستم.

البته اين را عرض كنم اين نعمت خدادادي است و دست افراد نيست و خريدني نيست كه مثلا حاج آقاي محسني تشريف ببرند فلان مغازه بخواهند سيادت را بخرند يا آقاي محسني سيادت را بكارد و درو كند و بياورد.

نه اينها نه درو كردني است و نه خريدني خلاصه و نه كاشتني نعمتي كه:

إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ

سوره ال عمران آيه 73

بيننده: اميري از آلمان

تسليت مي گويم اين ايام را به شما آقاي محسني و جناب استاد قزويني و به تمامي مسلمانان جهان.

عرض كنم كه شما سوالي طرح كرديد در مورد اينكه كسي كه بدون اجازه به خانه ديگران وارد شود آن هم خانه دختر پيامبر، من نمي دانم كسي كه حتي حكم تيمم را هم نمي داند حتما اين حكم را هم نمي داند.

در جواب آقاي فضلي كه چند روز قبل با اسم ديگري تماس گرفتند با شبكه ولايت، اين بابا با اينكه سوره عصر

وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

سوره عصر آيه 1-3

اين سوره مباركه به ما مي گويد كه ما چگونه زندگي كنيم همانطوري كه حضرت استاد فرمودند كه گذشته چراغ راه آينده است و بايد از تاريخ عبرت گرفت.

عرض كنم كه 99 درصد تلفن ها اكثرا اين جوري است كه شخصي كه تلفن در دستش است شايد مايل باشد كه خانواده اش صداي او را بشنوند و مي تواند كه اتاق ديگري برود و شرط نيست كه صداي تلويزيون را ببندد و خيلي ها حساس هستند.

اگر قرار باشدكسي 20 دقيقه صحبت كند تايم گذاشتن ضروري نيست و اضافي است.

مجري:

البته نگاه كنيد جناب آقاي اميري بعضي از دوستان ما مثل آقاي فضلي واقعا ما اگر يك نفر را هم بتوانيم كه واقعا مي آيد و مشكلات او را حل كنيم اين كار را مي كنيم و شما بايد به هرصورت عفو بفرماييد. اگر كسي مانند امثال آقاي فضلي مي آيد و واقعا سوال استفهامي دارد نه اينكه سوالات ديگري كه مي خواهند وقت شبكه را بگيرند من خواهش مي كنم از شما و بينندگان عزيز كه اجازه دهيد كه وقت بيشتري به آنها داده شود.

چون نياز است ولي ما عذر خواهي مي كنيم چون وقت محدود است. و نسبت به انعكاس صدا هم دوستان ما بايد خودشان مديريت كنند و ما كه نمي دانيم كه تلفن شان سيار است يا ثابت و به هر صورت وقتي كه تلويزيون صدايش باز باشد مشكل انعكاس پيش مي آيد و عزيزانمان بايد فكرش بكنند و اگر مي خواهند صداي خود را از گيرنده گوش دهند به اتاق ديگر بروند.

بيننده:

خيلي ممنون من مي خواستم چيزي را ياد آور باشم كه حضرت زهرا سلام الله عليها زماني كه وارد منزل او مي شوند مي فرمايد:

يا أبت يا رسول الله ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة

الإمامة والسياسة ج 1، ص 16، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري

همچين چيزي مي گويد و اين استغاثه است و شما بهتر از ما هم مي دانيد و اين درس ها را خوانديد و كسي اين استغاثه را لبيك نمي گويد ولي ما مي دانيم كه اكثر منافقان حتي همين امروز در بين خودشان كلمه وامعتصماه را مي گويند كه مسلمان بايد به داد مسلمان برسد ببينيد آن موقع چگونه با جواب ندادن به سيده نساء عالمين چكارمي كنند و امروز چگونه اكثر منافقين از اين كلمه استفاده مي كنند تا اينكه اكثرا مذهب حق را بهش هجوم كنند.

و نمي خوام سياسي حرف بزنم و بگويم چه كساني هستند ولي خود شما مي دانيد كه چه كساني هستند.

خيلي ممنون كه وقت به بنده داديد خداحافظ.

بيننده: احمد از دماوند (اهل سنت)

35 دقيقه است كه من پشت خط هستم آقاي محسني

مجري:

عذر خواهي مي كنم

بيننده:

خواهش مي كنم، من عرض ادب دارم خدمت آقاي قزويني عرض سلام دارم، سوال اولم را مي خواهم جواب سوال اولين بيننده شما را بدهم كه پرسيدند اهل سنت 4 فرقه و با وهابيت شدند 5 فرقه، اصلا وهابيتي وجود ندارد و اين يك سناريو است كه هركسي را حساب مي كنيد وهابيتي وجود ندارد.

بيننده محترم شما را ارجاع مي دهم به كتاب آقاي نوبختي كه ببينيد من تا صفحه 81 كه مطالعه كردم اهل تشيع تا آنجا 154 فرقه را مشخص كرده است.

چون زياد پشت خط بودم خسته شدم و مي خواهم سوالات خود را مطرح كنم و از تلويزيون جوابش را بشنوم.

آقاي قزويني راجع به احاديثي كه فرموديد شيخ حسن حسيني از بحرين كه امروز هم مناظره اش در شبكه وصال فارسي پخش شد جواب شما با حضور در مناظره كاملا داد.

رواياتي را كه شما بيان كرديد آنها به در خانه حضرت علي و فاطمه زهرا رفتند ولي به هيچ وجه هيچ بي احترامي و هتك حرمت و زدن و كشتني نبوده و حتي چيزي در اين روايت پيدا نمي شود نمي توان تا آخر دنيا هم در اين روايات چيزي پيدا كنيد.

مجري:

يك سوال بكنم از شما

بيننده:

بفرماييد

مجري:

چرا حضرت زهرا قبرشان مخفي است؟

بيننده:

آن را بايد از حضرت علي بپرسيد

مجري:

نه ديگر

بيننده:

آقاي محسني آن را بايد از حضرت علي بپرسيد كه آقاي علي چرا بايد قبر فاطمه زهرا مخفي باشد؟

مجري:

چرا از صحيح بخاري و مسلم نمي پرسيد؟

بيننده:

مگر صحيح مسلم و بخاري العياذ بالله جاي پيامبر هستند يا علم غيب داشتند

مجري:

نه ديگر اونجا نوشته شده است

بيننده:

آنها هم علمايي بودند كه واقعا پرسيدند و تحقيق كردند و احاديث درست را جمع آوري كردند و اينكه آقاي قزويني رواياتي را نشان مي دهد ما در كردستان صوفي را داريم كه آنها هم اعتقاد دارند به علم غيب، اعتقاد به كرامت پشگامان خود دارند، اعتقاد به خليفه و خلفا و جايگزيني تا به امروز دارند.

چرا از كتاب هاي واقعي اهل سنت يا مسلم يا بخاري آقاي قزويني نقل نمي كند؟

راجع به مناظره هم من خواهش مي كنم از آقاي قزويني به عنوان رئيس شبكه ولايت از آقاي عباسي خواهش كنند كه مطلبي را كه مطرح مي كنند آن مطلب را تا آخر برنامه كامل حلاجي كنند تا هم ما متوجه شويم و از وهابيت در بياييم و شيعه بشويم يا آنهايي كه مي خواهند به حقيقت برسند برسند نه از اين شاخه پريدن به شاخه ديگر.

استاد قزويني:

آقاي احمد آقا برادر بزرگوارما مگر از خود صحيح بخاري و مسلم امشب چند تا روايت نخوانديم؟

بيننده:

آقاي قزويني شما روايتي را خوانديد راجع به روايت حوض كه اين روايت چيزي را مي رساند كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم موقعي كه فوت كردند بعد از وفاتش نمي دانستند كه اصحابش بعد او چه اتفاقي برايشان افتاده است و سر حوض گفت اينها را كجا مي بريد به او گفتند كه تو نمي داني كه اينها بعد از تو چكار كردند.

استاد قزويني:

از شما سوال مي كنم آيه شريفه

و ما ادرئك ما ليلة القدر

معنايش اين است كه پيامبر تو نمي داني كه ليلة القدر چيست؟

بيننده:

ليلة القدر چيزي است كه در قرآن است و بر پيامبر نازل شده است

استاد قزويني:

برادر من شما اگر با منطق قرآن آشنا باشيد وقتي در آنجا مي گويد:

إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ

صحيح البخاري ج 4، ص 1691

نمي خواهد بگويد كه نمي دانستي، ببينيد اين يك اصطلاحي است كه وقتي من با تو صحبت مي كنم مي گويم ر نداري چه ها شد، ببينيد اين ر نداري نه به اين عنوان كه نمي داني و اين براي عظمت كار به كار مي رود مثل

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ

سوره قدر آيه 2

شما مفسرين خود را برويد ببينيد، نه به عنوان اينكه نفي كند از پيامبر كه تو نمي داني و ر نداري تو نستجير بالله اطلاع نداري، اين نيست كه عزيز من

إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ

صحيح البخاري ج 4، ص 1691

مي خواهد عظمت كار و مهمي كار و عمق كار را براي پيامبر بيان كند نه اينكه بخواهد نستجيربالله جهل پيامبر را بيان كند اگر پيامبر نمي دانست اينها را پيامبر گفته است يا نگفته است؟

آقاي احمد آقا اين را پيامبرفرموده كه فرداي قيامت همچين چيزي به من مي گويند يا نگفته است؟

بيننده:

بله گفتند ولي نه آنكه علم غيب بعد از عمرش

استاد قزويني:

پيامبر اگر علم غيب ندارد از كجا مي داند كه فرداي قيامت كنار حوض به او مي گويند

إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ

صحيح البخاري ج 4، ص 1691

بيننده:

آقاي قزويني قرآن به 2 تا زبان نازل شد يكي اين قرآني كه جلوي ماست و يكي هم احاديث قدسي است

استاد قزويني:

آقا جان شما به من جواب بده ببين عزيز دل من، من خيلي ساده سوال كردم، پيامبر اگر نمي داند بعد از خودش چه اتفاق مي افتد اين را درحال حيات خود گفته است يا نگفته است؟

بيننده:

بله در حال حيات گفته است

استاد قزويني:

خدا پدرت را بيامرزد از كجا پيامبر علم پيدا كرده فرداي قيامت به او مي گويند كه تو ر نداري كه چه كردند؟

بيننده:

آقاي قزويني

استاد قزويني:

آقا خدا خيرت بده برادر بزرگوار خود پيامبر دارد مي گويد در قيامت به من اين گونه مي گويند اگر پيامبر علم غيب ندارد از كجا مي داند؟

بيننده:

اجازه بده اجازه بده از اين شاخه به آن شاخه نپر تا من جوابت را بدهم، آقاي قزويني خدمت شما عرض كردم كه قرآن به 2 تا زبان يكي قراني كه الان حاضر است و احاديث قدسي كه كلام خدا هستند كه به پيامبر نازل شده است به اين مي گويند حديث قدسي و اين هم يكي از احاديث قدسي است.

استاد قزويني:

آقا اين حديث قدسي، اين را پيامبر فرموده است يا نفرموده است؟

بيننده:

پيامبر فرموده

استاد قزويني:

پيامبر از كجا دانسته كه فرداي قيامت به او مي گويند تو ر نداري؟

بيننده:

اين را خدا به او گفت كه اصحاب او بگويد چنين مسئله اي را

استاد قزويني:

خدا امواتت را بيامرزد پس پيامبر اكرم ر دارد به وحي من الله، پس اين روايت دليل بر اين نيست كه پيامبر ر ندارد، پيامبر اگر ر ندارد از كجا گفته است اين را؟

بيننده:

پيامبر بعد از وفاتش به هيچ چيز در دنيا ر ندارد آقاي قزويني

استاد قزويني:

اين را از كجا دانستيد؟

بيننده:

از قرآن مي دانم كه مي گويد:

مِنْ دُونِ اللَّهِ

سوره انعام آيه 56

كساني كه غير از خدا را مي خوانند گمراه هستند

استاد قزويني:

مگر پيامبر من دون الله است نستجير بالله؟

بيننده:

شما سوالاتي مي پرسيد كه بنده عالم نيستم به آنها جواب بدهم ولي شما جواب سوال من را نمي دهيد.

استاد قزويني:

آقا احمد من خيلي ساده از شما سوال كردم، اون آقاي سجودي يك گافي داد و گفت اين روايت اثبات مي كند كه پيامبر بعد از مرگ از هيچ چيز ر ندارد، من از شما سوال مي كنم شما زنگ بزن از آقاي سجودي سوال كن اگر پيامبر ر ندارد از كجا دانسته فرداي قيامت به او مي گويند پيامبر ر نداري چه شد بعد از تو و مردم همه مرتد شدند.

همين كه پيامبر دارد مي گويد پس پيامبر ر دارد، از ارتداد امت ر دارد، از دخول اينها ر دارد و اين را دانه دانه حل كن از آن طرف هم شما برو سوره جن آيه 26 را بخوان كه خداي عالم مي گويد:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ

سوره جن آيه 26-27

شما برو تمام تفاسير اهل سنت را ببين كه خداي عالم علم غيبش را به كسي نمي دهد مگر به پيامبران حتي آلوسي و حتي بعضي از علماي وهابي مي گويند كه خداي عالم به اولياء هم علم غيب مي داده است.

خود ابن تيميه پيامبر وهابي ها به صراحت مي گويد اتباع ابوبكر و عمر چند برابر علي علم غيب مي دانستند اگر واقعا

بيننده:

تماس بيننده قطع مي شود

استاد قزويني:

حالا برادر عزيزم ديدند كه اوضاع خوب نيست، اينها را شما داريد مي گوييد و آن جمله اي كه برادر عزيزم آقاي محسني گفتند كه چرا قبر حضرت زهرا مخفي است شما مي گوييد از صحيح بخاري و مسلم شما همان روايتي كه عرض كردم مي گويد:

فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا

وقتي كه حضرت زهرا از دنيا رفت همسرش علي او را شبانه دفن كرد

ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّي عليها

و به ابابكر هم ر ندادند و علي خودش براي او نماز خواند

صحيح البخاري ج 4، ص 1549

صحيح مسلم ج 3، ص 1380

آقاي ابن قتيبه دينوري از علماي بزرگ اهل سنت مي گويد:

وأوصت أن تدفن ليلا لئلا يحضرها فدفنت ليلا

حضرت زهرا وصيت كرد كه من را شبانه دفن كنيد چون من راضي نيستم آن كساني كه در حق من ظلم كردند در تشييع جنازه من بيايند

تأويل مختلف الحديث - ابن قتيبة الدينوري - ص 279

المصنف عبدالرزاق صنعاني متوفاي 215 هجري كه استاد بخاري است كه يحيي بن معين در مورد او مي گويد:؛

لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما تركنا حديثه

اگر عبدالرزاق از دين هم مرتد شود حديثش را ما رد نمي كنيم.

تاريخ الإسلام ج 15، ص 265، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي

معرفة علوم الحديث ج 1، ص 139، أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاكم النيسابوري

ايشان مي گويد:

أن فاطمة بنت النبي صلي الله عليه وسلم دفنت بالليل قال : فر بها علي من أبي بكر أن يصلي عليها، كان بينهما شئ

به خاطر آن عداوت و كينه اي كه بين علي و ابابكر بوده به هيچ وجه راضي نشدند كه بيايد و در تشييع جنازه و نماز فاطمه زهرا شركت كند.

إلا أنه قال : أوصته بذلك .

علي بن ابيطالب براي اينكه مردم را هم قانع كند گفت حضرت زهرا به اين وصيت كرده كه من را شبانه دفن كن.

المصنف - عبد الرزاق الصنعاني - ج 3 ص 522

اينها را شما، برادر بزرگوارم اين كتاب ها در اختيار شما است و كاملا روشن است.

جناب آقاي ابن بطال در شرح صحيح بخاري نگاه كنيد جلد 3 صفحه 325 همين قضيه را دارد كه حضرت زهرا وصيت كرد من را شبانه دفن كنيد و راضي نيستم كساني كه در حق من ظلم كردند در تشييع جنازه من بيايند.

برادر من نمي دانم فلان آقا در چنين جا آمد چنين و چنان كرد، فلان مناظره و غيره، اين مناظره اي كه بنده در شبكه المستقلة داشتم در سال 87 بود ظاهرا من اين روايات را خواندم و 3 نفر از وهابي ها در برابر من بودند ببينيد كه كوچكترين دفاعي كردند؟

امشب هم آمدم دانه دانه سند روايت ها را بررسي كردم، اگر واقعا شما اشكال سندي داريد بفرماييد، اشكال دلالي داريد بفرماييد، حالا ما همين تهديد هجوم به خانه حضرت زهرا، شما به ما بفرماييد به چه دليل هجوم كردند؟

اگر مي گوييد كه علي بيعت نكرده بود و رفتند به زور بياورند تا بيعت كند بيش از 600 تا از صحابه بيعت نكرده بودند، سعد بن عباده تا آخر عمر نه بيعت كرد و نه در نماز جماعت ابوبكر وعمر حاضر شد و نه در حج با اينها رفت، چرا در خانه سعد بن عباده نرفتند؟ چرا در خانه ديگر مهاجرين و انصاري كه حداقل بيش از 50 نفرش را من آمار دادم و اينها را انشاءالله به حول و قوه الهي آمار اينهايي كه با ابوبكر بيعت نكردند تا 6 ماه حتي بعضي تا آخر عمر بيعت نكردند.

اگر واقعا علت اينكه بيعت علي بن ابيطالب بوده پس چرا به خانه ديگر صحابه كه بيعت نكرده بودند نرفتند؟ برادر بزرگوارم مسئله به قدري واضح و روشن است همان آقايان چرا نمي آيند با هم مناظره كنيم؟

چرا الان كه 2 سال و خرده اي است كه داد و فرياد مي كنيم كه بياييد بنده خودم گفتم كه تك تك آقايان كارشناسان اين شبكه ها ما حاضر هستم و هيچ تكبر هم نداريم كه بيايند دوستانه با هم صحبت كنيم ولي چرا حاضر نيستند؟ حتي ما را در بلك ليست قرار دادند نه تنها من بلكه آقاي ابوالقاسمي و يزداني را هم برداشتند و در بلك ليست قرار دادند و حتي وحشت دارند كه تصوير آقاي عباسي را در تلويزيون خود بياورند. و حتي وحشت دارند كه اسم شبكه ولايت را بياورند و از اين مي ترسند.

حضرت عالي به عنوان يك عزيز سني ما به خارج كار نداريم و در داخل كشور هر كدام از علماي بزرگوار اهل سنت را آمادگي دارند ما با هزينه خودمان منت شان هم مي كشيم و پيشاني آنها را هم مي بوسيم بيايند با هم گفتگوي دوستانه داشته باشيم.

حتي در رابطه با قضيه هجوم به خانه حضرت زهرا، شهادت حضرت زهرا، هركدام را دوست دارد با هم بنشينيم صحبت كنيم و هم حرف ما را گوش بدهيم هم حرف عزيزان را.

شما كه مي آييد يك جايي گير مي كنيد مي گوييد من كه عالم نيستم، اونجايي كه گير نمي كنيد همين طوري مي خواهيد و از اين شاخه به آن شاخه بپريد اونجا عالم هستيد.

من نمي دانم اين عزيزاني كه به اين شكل دارند

مجري:

البته حاج آقا من يك گله هم دارم از اين احمد آقا كه اين گونه گفتندكه به هر صورت آقاي عمراني بود كه گفتند كه 5 فرقه اضافه شدند ايشان خيلي قصد داشتند و دوست داشتند كه وهابيت را هم با اهل سنت حساب كنندكه واقعا اين گونه نيست و عزيزاني كه روي خط مي آيند فرقه وهابيت را كاملا مجزا مي دانند و ما با برادران اهل سنت كاملا دوست و رفيق هستيم و با يكديگر ارتباط عميق داريم ولي وهابيت به خاطر ناصبي گري آنها و اينكه دارند با مكتب اهل بيت اين گونه دشمني مي كنند و قصد دارند كه نور اهل بيت را خاموش كنند مخالفت آشكارا مي كنيم و الا اگر اعتقادات همديگر را نگاه كنيم ما در بعضي موارد با هم اختلاف داريم ولي دوستانه يا هم صحبت مي كنيم.

بيننده: خانم رحيمي

ببخشيد من از حاج آقا مي خواستم بپرسم كه پيامبر غيب مي دانستند؟

استاد قزويني:

بله كاملا غيب مي دانستند البته به تعليم الله مي دانستند.

بيننده:

مثلا من الان در رسانه شما مي گويم كه من نه سني هستم ونه شيعه و يك مسلمان هستم ولي يك سري سوالات خيلي زياد مثلا تك سوالاتي در ذهن من هست كه مي خواهم از برنامه شما جوابش را بگيرم و اگر اين برنامه نشد در برنامه بعدي جوابم را مي گيرم.

من مي گويم حضرت پيامبر غيب مي دانست اين غيب هم يعني ارتباط با جبرئيل آيا ايشان كه غيب مي دانستند چرا در شبكه وهابي مي گويند كه وقتي پيامبر مي خواست رحلت كند در گوش حضرت زهرا 2 بار زمزمه كرد كه حضرت فاطمه يك بار گريه كرده و يك بار هم خنده كرده است.

اگر ايشان غيب داشته چرا از شهادت چيزي نگفتند؟ اين يك سري سوالات مبهمي است كه در ذهن من است كه شبكه كلمه مي گويد كه يك بار به حضرت فاطمه گفته است كه من مي خواهم وداع كنم با اين دنيا و شما و يك بار هم به حضرت فاطمه گفته است كه شما سيد نساء هستيد.

اگر علم غيب مي دانستند مي گفتند كه يا فاطمة شما به وسيله فلان شخص به شهادت مي رسيد و اين يك سري از سوالات است.

مي گوييم كه چرا به حضرت ابوبكر پيامبر گفته است صديق؟ يكبار جبرئيل مي آمد مي گفت كه يا محمد اين بعد رحلت اين كار را مي كند يا يك بار مي گفتند كه پيامبر عمر بعد تو اين كار را مي كند.

من مي خواهم كه اين سوالات براي من خيلي مشخص شود و واقعا اين سوالات در ذهن من است.

استاد قزويني:

ببينيد خواهر عزيزم در اينكه پيامبر علم غيب مي دانست اگر ما بگوييم پيامبر يا امام از پيش خود علم غيب مي دانستند اين كفر است، علم غيب يعني هرچيزي كه مربوط به خداي عالم است و به هركس كه بخواهد علم غيب خود را مي دهد هر اندازه هم كه بخواهد مي دهد.

حضرت رسول كه از عيسي كه كمترنيست در سوره آل عمران آيه 49 حضرت عيسي مي گويد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ

سوره آل عمران آيه 49

آنچه كه شما در خانه هاي خود مخفي مي كنيد را هم من ر دارم.

آيه 26 سوره جن به صراحت قرآن مي گويد پيامبر علم غيب مي دانست و اينكه علم غيب مي دانستد اين را داشته باشيد خواهر عزيزم انبيا عليه السلام در عمل به تكاليف مثل ما هستند يعني آنها مجاز نيستند از علم خود استفاده كنند مگر آنجايي كه خدا اجازه بدهد.

براي هدايت مردم باشد، براي كشف يك مشكلي باشد و غيره و اگر بنا باشد امام يا پيامبر به علم غيبش بخواهد عمل كند اصلا به هيچ وجهي پيامبر نبايد بميرد و مريض شود و نبايد در جنگ احد شكست بخورد چون به علم خود بناست كه عمل كند.

نه اينطوري نيست علم غيب ائمه و پيامبر محدود به ارادة الله و مشية الله است، خود امام صادق سلام الله عليه فرمود خدا هر قدر و هركجا بخواهد ما مي دانيم و اگر نخواهد نمي دانيم و آنجايي كه خدا اراده كرده است اينها استفاده مي كنند نه هر كجا كه خودشان بخواهند.

در رابطه با صحبت هاي اخيري كه بود حضرت زهرا آنچه كه پيامبر يك دفعه مي گويد خوشحال مي شود و يك بار گريه مي كند اينها به وحي الهي هست.

خود نبي مكرم هم يك دفعه وحي مي آيد خوشحال است و يك دفعه هم مي آيد براي امت وعده عذاب مي دهد كه پيامبر ناراحت است و اين مهم نيست.

ولي اينكه شما مي گوييد چرا نسبت به ابوبكر گفتند صديق يا عمر فاروق اينها همه بارها ما گفتيم كه دروغ و كذب و جعلي است و صديق و فاروق اميرالمؤمنين است خود ابن كثير دمشقي مي گويد كه يهودي ها آمدند واژه فاروق را براي خليفه دوم مطرح كردند.

و از همه اينها مهمتر به جاي اينكه پيامبر اكرم بيايد نسبت به ابوبكر و عمر بخواهد حرفي بزند شما ببيند نسبت به صورت كلي آمده پيامبر اكرم فرموده:

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي

من دارم مي بينم يك سري كينه هايي در دل مردم هست و اين كينه ها را اينها به ظهور نمي آورند الا بعد از من.

مجمع الزوائد ج 9، ص 118، علي بن أبي بكر الهيثمي

شما ببينيد اين مسائلي كه پيامبر اكرم مطرح كرده يا نه

أن الأمة ستغدر بي بعده

اين چيزي است كه آقايان اهل سنت با سند هاي صحيح نقل كردند

أن الأمة ستغدر بي بعده

يا علي امت در حق تو خيانت مي كند، حيله مي كند، كينه ها در سينه ها مي بينم و اين كينه ها بعد از من ظاهر مي شود.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه

اينها را آقايان اهل سنت در كتب خود با سند صحيح نقل كردند شما مراجعه كنيد يا از اين آقايان اهل سنت بخواهيد.

المستدرك علي الصحيحين ج 3، ص 150

الخصائص الكبري ج 2، ص 235، جلال الدين عبد الرحمن أبي بكر السيوطي

و ده ها كتاب ديگر اينها مباحثي است كه پيامبر اكرم با زبان گويا مطرح كرده است، به خود علي بن ابي طالب جلوي همه مردم برگشت و فرمود كه آي مردم

وان تؤمروا عليا ولا اراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا

مجمع الزوائد ج 5، ص 176، علي بن أبي بكر الهيثمي

إن تستخلفوا عليا وما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا

حلية الأولياء ج 1، ص 64، أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني

الأمالي ج 1، ص 188، المرشد بالله يحيي بن الحسين بن إسماعيل الحسني الشجري الجرجاني

اگر علي را خليفه بر گزينيد، گرچه مي دانم اين كار را نمي كنيد اگر اين كار را بكنيد علي بن ابي طالب شما را به صراط مستقيم هدايت مي كند.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي زهرا به آبروي زهرا به آبروي زهرا هر چه سريعتر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان بقية الله الاعظم بپوشان و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

اللهم عجل لوليك الفرج

 
 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English