2020 January 23 - پنج شنبه 03 بهمن 1398
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
کد مطلب: ٥٣١٨ تاریخ انتشار: ٢٩ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: 4281
سخنراني ها » نقد خلافت خلفای سه گانه
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي

بررسی صحت پشیمانی ابوبکر از آتش زدن منزل حضرت زهرا در کتب معتبر اهل سنت
حبل المتين 92/01/29

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 92/01/29

مجري:

در جلسه گذشته روايتي را مطرح نموديد راجع به اينكه جناب ابوبكر گفته بود كه 3 كار انجام دادم كه از آن پشيمانم و 3 كار انجام ندادم كه از آن پشيمانم و غيره.

اگر لطف بفرماييد نسبت به مباحثي كه در جلسه قبل مطرح شد براي اينكه ارتباط عزيزانمان هم برقرار شود يك مختصري بفرماييد تا من سوال جديد را از حضرت عالي بپرسم.

استاد قزويني:

من قبل از اينكه به سوال برادر بزرگوارم جناب حاج آقاي محسني عزيز پاسخ دهم چند نكته را براي بينندگان عزيز لازم است عرض كنم.

نكته اول اين شبكه هاي وهابي و شبكه هاي نفاق به تعبير دكتر احمد طيب شيخ الازهر اينهايي كه خوارج عصر هستند يا به تعبير دكتر علي جمعه مفتي اعظم مصر اينها سگ هاي جهنم هستند اينها در اين شبكه هاي خود آن ماهيت پليد خود را نسبت به اهل بيت هر روز دارند نشان مي دهند.

همان طوري كه در يكي از جلساتي كه بين برادر عزيزمان جناب آقاي عباسي و سجودي اين شيعه گمراه شده اگر شيعه بوده كه براي ما محرز نيست بحث بود مطرح شد كه اينها كاريكاتوري از فاطمة زهرا سلام الله عليها كشيدند كه واقعا قلب هر بيننده را جريحه دار كرد و اينها واقعا ماهيت پست و رذل و پليد خود را نشان دادند.

و اينكه واقعا ثابت كردند كه

صدق رسول الله

آن كساني كه با اهل بيت عناد دارند از نسل پدران خود نيستند. و من تعجب مي كنم از عزيزان اهل سنت كه چرا علماي اهل سنت خواب هستند و همچنين از برادر عزيزم جناب مولوي مرادزهي و جناب مولوي عبدالحميد كه چرا در برابر اين اهانت وقيحانه ساكت شدند؟

وقتي 5 -6 سال قبل در شبكه سلام مجري آمد گفت من نمي خواهم عايشه مادرم باشد اين آقايان قيصرية را آتش زدند و اين بزرگوار در نماز جمعه ركيك ترين جملات را نثار شبكه سلام كردند ولي الان در طول اين 2 سال اخير كه وقيح ترين عبارت را نسبت به مراجع شيعه انجام مي دهد و نسبت به ائمه اطهار جسارت مي كنند، نسبت به حضرت ولي عصر وقيح ترين عبارت را به كار مي برند من نمي دانم اين آقايان چرا هيچ عكس العملي نشان نمي دهند؟

يا خدايي نكرده خدايي نكرده هدايت اينها به عهده اين حضرات است و اينها دارند راهنمايي مي كنند كه اگر اين باشد تكليف ما با اين بزرگواران طور ديگرخواهد شد ولي حالا من در يكي از بحث هايي كه با يكي از عزيزان داشتم گفتند كه ايشان ر ندارد ايشان كه مدعي است رهبري اهل سنت را دارد و واقعا به قول

وإن كنت لا تدري فتلك مصيبة * وإن كنت تدري فالمصيبة أعظم

عقد الجمان في تاريخ أهل الزمان - العيني - ج 3 ص 306

و من تعدادي از كليپ ها و غيره را فرستادم ولي نديديم كه اين بزرگواران كوچكترين عكس العملي نسبت به اين اهانت ها و جسارت ها داشته باشند.

مخصوصا اين جسارت اخير و اين كاريكاتوري كه از حضرت زهرا كشيدند اين به هيچ وجهي درست نيست، آنها ماهيت پليد خود را اثبات كردند ولي تعجب از علماي اهل سنت كه داعية مودت اهل بيت و احترام به حضرت زهرا را از واجبات مي دانند ساكت ماندند در برابر اين توهين وقيحانه اينها.

و ما انتظار داريم كه اين عزيزان در برابر اين قضيه موضع بگيرند و اگر نگرفتند ما ناگزير هستيم مطالبي را بيان كنيم.

نكته ديگر كه ما بارها الان 2-3 است كه گفتيم مناظره مناظره، آخر اين آقايان به قولي اين آقاي سجودي اول كارشناس بود بعد شد استاد بعد شيعه هدايت يافته بعد هم كه امروز ظهر آوردند صورت ايشان نقطه نقطه كردند و به قول معروف به صورت لكه حيضي كنار انداختند.

حالا ما نمي دانيم ولي ما باز هم به همين خيلي راضي بوديم و خيلي از عزيزان اهل سنت و غيره مسائل برايشان روشن شد گرچه ما اين را اصلا مناظره نمي دانيم و از همان روز اول فرار او از پاسخ به سوالات بوده و از همان جلسه اول هر چه سوال از ايشان كردند ايشان از پاسخ دادن فرار كردند.

و در يكي از جلسات هم گفتند كه جناب آقاي خدمتي حاضر هست كه با يكي از مراجع كه نام او را هم بردند مناظره كند و اين را ما بارها هم گفتيم ما با احترامي كه براي همه قائل هستيم اين آقاي را اين قدر برايش ارزش قائل نيستيم كه كفش اين مرجع تقليد را جفت كند و با گوشه عمامه اش نعلين اين مرجع بزرگوار را بخواهد پاك كند تا چه رسد بخواهد مناظره كند.

مثل اينكه ما بگوييم خانم صفايي مي خواهد با آل شيخ مناظره كند گرچه ما مي دانيم جناب آل شيخ با تمام احترامي كه براي او قائل هستيم سوالي اگر آقاي زارعي، و شريفي و خانم صفايي بكنند يقين داريم كه نمي تواند جواب بدهد و در اين هيچ شك و شبهه اي نداريم.

ما عزيزمانمان آن روز اينجا آمدند و گفتند كه هر كدام را كه شما انتخاب مي كنيد و ما آماده هستيم اصلا اسمش را هم مناظره نگذاريد بياييد گفتگوي دوستانه كنيم.

در اين چند جلسه مناظره نبود و دوستان ما بودند كه تلفن كردند و هر چه منتظر شدند آنها تلفن نزدند و حتي از نوشتن اسم شبكه ولايت هم اين آقايان وحشت داشتند يعني واقعا

يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ

سوره حشر آيه 2

با اينكه ما آمديم نصف مانيتور شبكه را اختصاص به تصوير اين آقا و نصف ديگر آن را به تصوير آقاي عباسي اختصاص داديم و نوشتيم هم كه مناظره با شبكه كلمه ولي اين آقايان ابتدا نوشتند از حوزه علميه قم بعد نوشته قم و امروز هم كه چندين بار تلفن را قطع كردند و از جواب دادن طفره رفتند.

البته ما مي دانستيم از اول قضيه چيست و اينها يك مهره سوخته به قول بعضي هاي آنها نفوذي آوردند در ميدان و ديدند كه آبرويشان رفت و مرتب اهل سنتي كه به آنجا زنگ مي زنند مشخص است قضيه چه است.

و ايشان هم صراحتا در برنامه ديشب خود گفت در سوره نور آيه 14 و همچنين آيه 11 آمده است كه خداي عالم به تمام آنهايي كه به عايشه تهمت زده بودند مشمول رحمت و مغفرت خود هم در دنيا و هم در آخرت قرار داده است.

پس بنابراين اگر كسي تهمت هم بزند و مشمول رحمت خدا در دنيا و آخرت شود هيچ مسئله اي نيست و تعابيري كه در صحيح بخاري از نبي مكرم بوده از خليفه اول بوده اين آقا جواب نداد و حالا ما بحثمان با اهل سنت نيست گرچه ما خيلي از روايات صحيح بخاري و مسلم را ساخته پرداخته يهود مي دانيم و عقيده ما اين است و اينها روايات پيامبر نيست.

اينها آمدند با اين كار خود توسط بعضي از افراد نفوذي بني اميه يك سري مطالبي را آقايان مطرح كردند حتي نبي مكرم كه يك عمري با همسرش زندگي مي كند نسبت به همسرش خاطر جمع نيست و مي گويد عايشه اگر فلان كار بد را كردي بيا به من بگو و توبه كن.

اين واقعا بالاترين اهانت به نبي مكرم است و اگر همچين اتفاقي براي همين اقاي كارشناس و همچين تعبيري ببرد آيا حاضر هست كه اين قضيه را به همين شكلي كه در صحيح بخاري است بيان كند؟ يا خود جناب ابي بكر وقتي مي آيد به تعبير عايشه نظر افترا زننده و تهمت زننده ها را تصديق مي كند و مي گويد تا آنها را تصديق مي كني.

يك كسي كه انقدر نسبت به دختر خود خاطر جمع نيست آيا اين بالاترين اهانت به همسر پيامبر نيست؟ بالاترين اهانت به رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم نيست؟

البته ما ديشب خدا توفيق داد مشهد مقدس بوديم و همان جا برنامه را مي ديديم و امروز صبح هم كه به نيابت همه عزيزان مشرف شديم در حرم حضرت رضا و هم زيارت كرديم و هم دعا و با اين زبان الكن ما انشاءالله قبولي اش با خداي عالم است.

ولي ما از خدايمان است كه يك مناظره علمي و دوستانه و منطقي ميان كارشناسان اين آقايان نه اينكه يك مهره سوخته و تاريخ مصرف گذشته بيايد و اين گونه بازي ها را به سر او در بياورند ما كاملا آمادگي داريم هر كدام از اين دوستان ما را انتخاب كنند بيايند مخصوصا آقاي خدمتي كه رئيس اين مجموعه است و مسئول اين شبكه است.

تشريف بياورند صحبت كننده دوستانه و مودبانه و مردم هم دوست دارند كه اين مباحث را بشنوند. به هر حال اين بازي ها تاريخ مصرفش گذشته است عصر عصر رسانه است، مردم فكر دارند، مردم آگاهي دارند، مردم داوري و قضاوت مي كنند و با اينكه اين 3-4 جلسه ما اسمش را مناظره نمي گذاريم حتي گفتگوي دوستانه هم نمي گذاريم فرار دم به دم اين آقا از پاسخ دادن بوده ولي قضيه براي خيلي ها روشن شد كه بعضي از مسائلي هست كه انسان نمي تواند بيان كند ولي حالا اگر لازم شد تاثير همين 3-4 جلسه را ما براي بينندگان توضيح خواهيم داد كه قضيه چه بوده است.

البته ما بارها عرض كرديم كه اگر واقعا مناظره اي صورت بگيرد انجا دنبال بازنده و برنده و غالب و مغلوب و پيروز و شكست مطرح نيست و همين اندازه كه براي بينندگان حق روشن شود و حجت تمام شود اين بالاترين موفقيت و بالاترين پيروزي است.

اما در رابطه با سوال برادر عزيزم جناب آقاي محسني بزرگوار كه ما در جلسه گذشته اين بحث براي بينندگان خيلي به اختصار بيان كرديم حالا من يك مقداري توضيح مي دهم و مابقي را دوستان به حول و قوه الهي هر چقدر توانستيم مي رسيم و اگر نرسيديم هم انشاءالله فرصت ديگري، حالا يا بنده يا دوستانمان اين را توضيح مي دهند.

ندامت ابوبكر به نقل ابن زنجويه را مفصل آوردم متوفاي 251 هجري و بعد عرض كرديم كه اين با نقل هاي متعدد اين قضيه آمده است كه البته تعابير مختلف است در عبارت آقاي ابن زنجويه اين بود كه:

فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة عن شيء، وإن كانوا قد أغلقوا علي الحرب

من دوست داشتم كه حرمت خانه زهرا را نگه مي داشتم و حرمت شكني نمي كردم و دستور هجوم و ورود به خانه

لم أكن كشفت بيت فاطمة

خيلي واضح و روشن است و من بيش از اين توضيح نمي دهم.

الأموال لابن زنجويه ج 1، ص 387، أبو أحمد حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله الخرساني المعروف بابن زنجويه (المتوفي : 251هـ) الوفاة: 251، دار النشر :

در عبارت بلاذري است كه

وددت أني لم أفتش منزل فاطمة

دوست داشتم كه خانه فاطمه را تفتيش نمي كردم

ولو نصب علي لي الحرب

و لو اينكه خانه فاطمه به عنوا مركز جنگي بود.

أنساب الأشراف ج 3، ص 406، أحمد بن يحيي بن جابر البلاذري

در حديث طبري است كه :

فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه علي الحرب

ببين عبارات كاملا متفاوت است، اي كاش من دستور به هجوم و ورود به خانه فاطمه را نمي دادم.

تاريخ الطبري ج 2، ص 353، أبي جعفر محمد بن جرير الطبري

و همچنين در عبارت جناب طبراني اين تعبير است كه:

فَوَدِدْتُ أَنِّي لم أَكُنْ كَشَفْتُ بَيْتَ فَاطِمَةَ وَتَرَكْتُهُ

اي كاش دستور هجوم و ورود به زور به خانه فاطمه نمي دادم و صرف نظر مي كرد

وَأَنْ أَغْلِقَ عَلَيَّ الْحَرْبَ

اگر چه اين قضيه باعث مي شد كه درهاي جنگ بسته شود.

المعجم الكبير ج 1، ص 62، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني

همچنين جناب ضياء الدين مقدسي بعد از اينكه روايت را نقل و تصحيح مي كند مي گويد:

فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة أو تركته وأن أعلق علي الحرب

همان تعبيري كه از طبراني بوده است.

الأحاديث المختارة ج 1، ص 89، محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي

و ابن عساكر باز مي گويد:

وودت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة عن شيء مع أنهم أغلقوه علي الحرب

اي كاش دستور هجوم به خانه زهرا را نمي دادم با اينكه آنها خانه را به عنوان مركز جنگي بر روي من بسته بودند.

تاريخ مدينة دمشق ج 30، ص 418، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي

البته دوستان مي دانند در خانه حضرت زهرا در روايات قبلي هم عرض كرديم كه تعدادي از صحابه آنجا بودند، اميرالمؤمنين سلام الله عليه و زبير آنجا بودند و عباس عموي پيامبر و تعدادي از بني هاشم آنجا بودند و با هم فكر مي كردند، مذاكر ه مي كردند كه در برابر هيئت حاكمه كه آنها آمدند حقوق مسلم اهل بيت را غصب كردند تكليف ما چيست و برخورد ما چگونه بايد باشد؟ اينكه مي گويد:

مع انه اغلقوا علي الحرب

شايد اينها داشتند آنجا شور مي كردند تصميم مي گرفتند كه در برابر هيئت حاكمه قيام كنند و به فكر براندازي اين هيئت حاكمه اي كه غاصبانه اين امر را غصب كرده بودند بودند.

عبارتي كه ذهبي دارد كه آقايان كاملا مي دانند كه ذهبي وقتي يك مطلبي را نقل مي كند دوستان مراجعه كنند كه آيا ذهبي بعد از نقل خود عبارتي دارد يا ندارد، همين تعبير طبراني را نقل مي كند:

فَوَدِدْتُ أَنِّي لم أَكُنْ كَشَفْتُ بَيْتَ فَاطِمَةَ وَتَرَكْتُهُ وَأَنْ أَغْلِقَ عَلَيَّ الْحَرْبَ

و عاصمي مكي آخرين نفري است كه من آوردم در اين 10-12 نفري كه پيدا كرديم.

سمط النجوم العوالي ج 2، ص 465 ، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي العاصمي المكي

البته غير از اينها هم افراد ديگري نقل كردند شايد بالاي 27 مورد در كتب اهل سنت اين قضيه را نقل كردند با عبارت هاي مختلف و بعضا با سندهاي متعدد كه جناب خليفه اول به هنگام نزديكي مرگ آمدند گفتند كه من نسبت به چند قضيه پشيمان هستم و اظهار ندامت كرده است كه يكي از آنها قضيه دستور هجوم به خانه زهرا و ورود عدواني به خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها بوده است.

مجري:

از جهت سندي اين روايت چگونه است آيا صحيح است يا ضعيف؟

استاد قزويني:

ببينيد من يكي از چيزهايي كه در اين مناظرات بايد قبلا روشن بشود يا درگفتگوها مبناي افراد در بحث رجالي است كه اصلا اينها قائل به بحث رجالي هستند يا نه؟ ما تا به حال در اين شبكه هاي وهابي نديديم كه يك بحث رجالي عاقلانه اي داشته باشند.

آن آقايي كه از پشت ويرانه هاي سقيفه مي آيد و گويي بين زباله و زباله داني گير مي كند و فرق بين كَشي و كِشي را نمي داند و بين پسر و پدر گير مي كند و من احساس مي كنم بيني و بين ربي هذيان مي گويد و حرف هاي او با هيچ كدام از موازين عقلي جور در نمي آيد و آدم احساس مي كند كه يك كسي از جنگل آمازون آمده و يك سري اهانت و فحش و توهين مي كند و اصلا حرف هايي كه مي زند اگر شما مبناي شيعه را داريد شيعه مي گويد اين راوي چنين است چنين است چنين است چنين است.

و همچين فضولي به تو نيامده كه بيايي بين زباله و زباله داني كه چون فلان آقا در زباله داني مرده پس اين آقا ثقة نيست، پس آن خانمي كه به قول خودتان داخل چاه انداختند آن هم بايد بگوييد اهل جهنم است.

اينها حرف هايي است كه مخاطبين دارند مي شنوند و قضاوت مي كنند ما وقتي مي آييم بحث سندي مي كنيم طبق نظر خود آقايان اهل سنت مي گوييم اين سند اين طوري است و اين آقايان هم اين را گفتند.

مثلا ما الان 10-12 تا مدرك آورديم و جناب نووي متوفاي 671 هست و شارح صحيح مسلم است كه مي گويد:

إن الحديث إذا روي من طرق ومفرداتها ضعاف يحتج به

عمدة القاري - العيني - ج 3 ص 307

اگر يك روايت با سندهاي متعدد بيايد و تك تك سندها هم ضعيف باشد انسان مي تواند احتجاج كند.

چون اسانيد متعدد

يقوي بعضها بعضا

اگرچه تك تك اينها ضعيف باشد.

البداية والنهاية ج 7، ص 114، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء

ما مواردي را آورديم مي گوييم اين چند مورد است و اين هم شهادت جناب آقاي نووي.

البته ما اين را براي آقايان اهل سنت مي گوييم چون آقايان وهابي ها كه عملا با علماي اهل سنت كاري ندارند و حتي با صحابه هم كاري ندارند، وقتي مي آيد و مي گويد زيد بن ارقم اين طوري گفته است مي گويد ايشان معصوم نبوده و اشتباه كرده است وظاهرا معصوم فقط خود اين آقايان هستند.

حتي ما از ابن تيميه آورديم كه مي گويد كثيري از صحابه دشمن علي بودند و بغض علي را در سينه داشتند و گفتيم طبق روايت صحيح مسلم حديث 144 پيامبر اكرم فرموده است بغض علي نفاق است و قرآن هم مي گويد:

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ

سوره نساء آيه 145

آقا ابن تيميه كه معصوم نبوده و اشتباه كرده است، وقتي كه گير مي كنيد و جوابي نداريد مي گوييد كه ايشان اشتباه كرده است و معصوم نبوده است و از كجا معلوم در ديگر روايات اشتباه نكرده است؟ ما روي همين هست كه معتقد هستيم كه طبق آيه قرآن و روايات متواتر ائمه عليهم السلام معصوم بودند هم از خطا و هم از نسيان و هم از گناه كبيرة و صيغره.

و لذا دشمنان اهل بيت با همه دقت ها و پيگيري هايي كه داشتند نقاط ضعف ائمه عليهم السلام را بگيرند كوچكترين نقطه ضعفي از اميرالمؤمنين، امام حسن، امام حسين، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و ديگر ائمه نتوانستند بگيرند.

خود ذهبي مفصل مي آيد تك تك ائمه را مطرح مي كند و مي گويد اينها عالم و زاهد و متدين بودند و تك تك شان صلاحيت براي خلافت داشتند.

اين بهترين دليل است كه اينها معصوم بودند و اگر چنانچه لغزشي داشتند مي گفتند كه امام صادق در فلان جا اين اشتباه را كرد در فلان جا اين گناه را كرد.

از آن جهت خود ابن تيميه اين را ما بارها گفتيم در مجموعه فتاوي صفحه مي گويد:

فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوي بعضها بعضا حتي قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا

اگر روايات متعدد شد همديگر را تقويت مي كند و روايت صحيح مي شود گرچه ناقلين همگي فجار و فساق باشند.

مجموع الفتاوي ج 18، ص 26، أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس

مي گوييم تك تك اين آقايان كه 10-12 تا مدرك آورديم با سند هاي مختلف تك تك سندها همه فاجر و فاسق و طبق نظر آقاي ابن تيميه خدا و پيامبر شما ايشان اين گونه مي گويد.

آقاي ناصر الدين الباني در كتاب ارواء القليل جلد 1 صفحه 160 همين تعبير را دارد كه اگر در يك جا سند متعدد بود كافي است و لو اينكه تك تك اين سندها و روايت ها ضعيف باشد و مشكل داشته باشد.

نكته دوم اين است كه بعضي از علماي بزرگ اهل سنت تصحيح كردند اين روايت را، ما براي تصحيح روايت 2 راه داريم، يكي اينكه علماي شيعه و اهل سنت بگويند اين روايت صحيح است اگر يك روايتي را آيت الله العظمي خوئي آمد گفت صحيح است، شيخ طوسي آمد گفت صحيح است، علامه حلي گفت صحيح است، مقدس اردبيلي گفت صحيح است، صاحب جواهر يا يكي از اينها بگويد در حقيقت اين يكي از راه هاي اثبات صحت روايت است.

مگر اينكه ما بياييم براي علما هيچ ارزشي قائل نشويم، اين يكي از راه هايي است كه از روز ازل بوده و الان هم تمام اهل سنت بر اين عقيده هستند.

همين آقاي ناصر الدين الباني در قضيه حديث:

علي ولي كل مؤمن بعدي

لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي

مي آيد مي گويد حاكم نيشابوري گفته است صحيح است، ذهبي هم گفته است صحيح است

المستدرك علي الصحيحين ج 3 ، ص 143

و هو كما قالا

من هم مي گويم همانطوري كه ذهبي و حاكم نيشابوري گفته است حق هم همين است و صحيح است.

يعني اين مبناي بزرگان است حتي وهابي، ناصر الدين الباني وهابي مي آيد مي گويد 2 تا از علماي بزرگ ما گفتند صحيح است و من چكاره هستم كه بگويم كه اين صحيح نيست ولي اين آقا يك پديده جديده آوردند كه وقتي مي آييم مي گوييم فلان عالم گفته است صحيح است مي گويند كه اشتباه كرده گفته است و من قبول ندارم.

مي گوييم ابن حزم و فلاني اين گونه گفتند مي گويد كه من اينها را قبول ندارم، تو چكاره مملكت هستي؟ حالا ذهبي، ابن حجر مكي، ابن حجر عسقلاني يا ابن حزمي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است و خود ابن تيميه در چندين جاي منهاج السنة به كلام ابن حزم استناد مي كند و نظر ابن حزم براي ابن تيميه به عنوان يك نظر مقدس مطرح است و به عنوان يك سخن مقبول نقل مي كند.

به هر حال آقاي ضياء الدين مقدسي وقتي اين روايت را مي آورد مي گويد:

قلت وهذا حديث حسن عن أبي بكر

الأحاديث المختارة، ج 1، ص 90، محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي

آقايان يكي از مبنايشان اين است كه حديث حسن

إن كل حديث حسن كالصحيح في الاحتجاج

المختصر في علم الأثر ج 1، ص 170

ضياء الدين مقدسي هم ذهبي در مورد او دارد كه:

هو الإمام العالم الحافظ الحجة

طبقات الحفاظ ج 1، ص 497، عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي أبو الفضل

من ديگر گمان نمي كنم با اين تعبير ديگر جايي براي تشكيك باشد.

و همچنين سعيد بن منصور متوفاي 227 بعد از اينكه اين روايت را نقل مي كند مي گويد اين حديث حسن است الا اينكه چيزي از پيامبر نقل نشده ولي حديث حديث حسن است. چون ما دنبال اين نبوديم كه چيزي ابوبكر از پيامبر نقل كند ما مي گوييم در اين قضيه ابوبكر اظهار ندامت كرده است و اين را مي خواهيم اثبات كنيم و دنبال اين نبوده كه روايتي از پيامبر نقل كند.

اين را در مسند فاطمة جناب آقاي سيوطي قبول دارد، متقي هندي در كنز العمال نقل مي كند و خود آقاي سعيد بن منصور هم آقايان در مورد او مثل ذهبي مي گويند كه:

الحافظ الامام الحجة

تذكرة الحفاظ ج 2، ص 416، أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي

با توجه به اين قرائن و شهادت اين حضرات كاملا نشان مي دهد بر اينكه اين مسئله كاملا واضح و روشن است.

نكته پاياني خود ابن تيميه اعتراف مي كند در منهاج السنة جلد 8 صفحه 291 ايشان مباحث را مطرح مي كند و مي گويد:

وغاية ما يقال إنه كبس البيت

ابن تيميه مي گويد نهايت اين است كه بگوييم ابوبكر به زور وارد خانه حضرت زهرا شده است.

ولي يك جسارت وقيحانه اي كرده كه واقعا همين ها معلوم است اين جسارت هايشان به اين خاطر است كه تخم و تركه ي ابن تيميه هستند كه مي گويد:

لينظر هل فيه شيء من مال الله

آيا در خانه حضرت زهرا چيزي از بيت المال هست كه اينها را ازخانه زهرا بيرون بياورد و به مستحقين تقسيم كند.

ثم رأي أنه لو تركه لهم لجاز

بعد ديد يك چيزهايي از بيت المال در آنجاست، گفت حالا اين چيزهايي كه از بيت المال هست خود علي و زهرا خرج كنند چون مي توانستند اينها از في و غنائم استفاده كنند.

منهاج السنة النبوية ج 8، ص 291

يعني به قدري اين عبارت وقيح و زشت و توهين است من نمي دانم اين آقايان به قول خيلي از بزرگان اهل سنت مانند جناب آقاي سقاف كه مي گويد بعضي ابن تيميه را بحر علم مي دانند ايشان منافق و زنديق است.

و يا بعضي از بزرگان ديگر مثل جناب سقاف و اينها تعابيري در رابطه با ابن تيميه دارند كه واقعا خيلي تعابير تندي است.

مجري:

در برخي از كتب اهل سنت اين قضيه تحريف شده است، يعني به گونه آمده و جابه جا گفته شده است و خواستم از زبان شما بشنوم كه آيا واقعا اين قضيه تحريف شدن صحت دارد؟

استاد قزويني:

در اين رابطه البته دوستان من هم نشان دادند و براي اينكه وقت عزيزان را نگيرم فقط پاور پوينت را نشان مي دهم و اگر نياز شد متن كتاب را هم خدمت دوستان نشان مي دهم.

اين را دركتاب الاموال كه جديدا چاپ شده نشر دار الفكر بيروت با تحقيق خليل محمد ايشان آمدند به جاي اينكه بگويد:

لم اكشف بيت فاطمه

اي كاش خانه فاطمه را دستور حمله نمي دادم

مي گويد:

وددت اني لم افعل كذا ذكرها

براي قضايايي كه ذكر كرده است.

آقا اگر واقعا شما امين هستيد بايد عين قضيه را نقل كنيد، يا در كتاب معجم ما استعجم كه براي بكري اندلسي است در نشر عالم الكتب بيروت مي آيد به جاي:

وددت اني لم اكشف بيت فاطمه

يا

لم اكن كشفت بيت فاطمة

مي گذارد:

وددت أني لم أفعل كذا

معجم ما استعجم ج 3، ص 1077، عبد الله بن عبد العزيز البكري الأندلسي أبو عبيد

مثل صحيح بخاري كه مي آيد

كاذبا آثما خائنا

را مي گويد:

تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ كَذَا وَكَذَا

صحيح البخاري ج 5، ص 2049

اينها در حقيقت بازي كردن با مقدسات مذهبي است، اينها خيانت در گزارش تاريخ است و اي كاش اين آقايان يك نمونه هايي از اين ها را مطرح مي كردند.

من ديگر بيش از اين توضيح نمي دهم كه به تماس هاي تلفني برسيم.

مجري:

يك اشكال اساسي كه آقايان وهابي ها دارند اين روزها همين حديثي كه حضرت عالي مي فرماييد از جناب آقاي ابوبكر مطرح شده است كه به يكي از روات كه علوان بن داوود باشد را توثيق نمي كنند.

استاد قزويني:

من ابتدا به اينها توصيه مي كنم كه خوب بخوانند چون آقاي خدمتي گفت علوان ولي شما مي گوييد علوان، و ايشان هم مي گويد در كتاب مصنف ابن ابي شيبة است و شايد اين مصنف ابي شيبه كه در اختيار آقاي خدمتي است با فتحه آمده است ولي ما هر چه گشتيم كه اين قضيه ندامت ابوبكر را نياوردند.

ما ديديد دوستان هم كه من اين همه مدارك آوردم از مصنف ابن ابي شيبة هيچ مدركي نياورديم ولي اين آقا افاضه فرمودند كه در مصنف ابن ابي شيبة هست.

حالا شايد بوده و در اختيار ايشان يك نسخه اي است كه اين ندامت ابوبكر است ولي درچاپ هايي كه در دست ماست تحريف شده است و ما از ايشان تقاضا مي كنيم اين كتاب مصنف اگر در اختيارشان هست قضيه ندامت جناب ابوبكر از هجوم به خانه زهرا است حداقل فتوكپي اش را براي ما بفرستند يا حداقل بزرگواري كنند در شبكه نشان بدهند ما هم استفاده بكنيم.

حالا علوان و علوان و اين قضايا مهم نيست و حرجي بر اين ها نيست.

در رابطه با اين قضيه آقاي خدمتي گفت كه همه اين را گفتند كه ضعيف است حالا ما يك جا پيدا نكرديم كه يك نفر از علماي رجال اهل سنت گفته باشند كه علوان بن داوود ضعيف و اگر جناب آقاي خدمتي عزيز جايي ديدند محبت كنند براي ما بفرستند يا حداقل در شبكه خود اين را نشان دهند.

من نمي دانم ايشان هم دختر كوچولو 5-6 ماهه دارند يا ندارند بدهند حداقل نقاشي كنند و بگويند ذهبي علوان را گفته است ضعيف، ابن حجر علوان را ضعيف گفته است، ابن كثير علوان ضعيف است.

همان بازي هايي كه آن آقا در آورد يك نقاشي بكشند به مردم نشان بدهند و حداقل براي جك هم كه باشد ادخال سرور ثواب دارد و پيامبر اكرم فرمود كه كساني كه به قلوب مومنين سرور وارد مي كنند پاداش زيادي دارد.

آنچه كه ما توانستيم پيدا كنيم اين عبارت است كه ذهبي در ميزان الاعتدال خود مسئله را در جلد 5 صفحه 135 مطرح مي كند و مي گويد:

قال البخاري علوان بن داود ويقال ابن صالح منكر الحديث

گفتند علوان منكر الحديث است، حالا كلمه ضعيف با منكر الحديث تفاوت از زمين تا آسمان است.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 5، ص 135، شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي

بعد ايشان مي گويد عُقِيلي كه آقاي خدمتي عَقيلي مي خواند.

مجري:

كلاس رجال بگذاريد تا دوستان شركت كنند.

استاد قزويني:

نه اگر باشد بايد بگوييم بعضي از اين بيننده ها مانند خانم صفايي و ديگران براي آنها كلاس رجال بگذارند اينها ما را قبول ندارند و بلك ليست شديم چون از ما و از عكس ما هم مي ترسند و جالب اين است كه حتي از اسم شبكه ولايت هم مي ترسند.

به هر حال دوستان من خيلي خلاصه بگويم اينكه در رابطه با علوان كه مي گويد:

قال البخاري

كتاب هاي بخاري هست، تاريخ كبير و تاريخ اوسط، ضعفاء و المغني و غيره و اصلا در هيچ كتاب رجالي آقاي بخاري اثري از اينكه بيايد در رابطه با علوان بن داوود حرف بزند ما پيدا نكرديم و اگر آقايان دارند بزرگواري كنند و نشان دهند.

و عمدتا هم همه بر مي گردد به ضعفاء الكبير آقاي عقيلي، ايشان هم مي آيد اين قضيه را از آدم بن موسي نقل مي كند كه مي گويد:

سمعت البخاري

از بخاري شنيدم

يعني معلوم مي شود كه اين قضيه سماعي بوده و آن هم از آدم بن موسي كه گفته است كه علوان بن داوود منكر الحديث آن هم از قول بخاري نه، بلكه مي گويد بخاري گفته است كه

يقال

الباني مي آيد مي گويد:

لكن آدم بن موسي لم أجد له ترجمة الآن

تا الان ما ترجمه و شرح حالي از آقاي آدم بن موسي پيدا نكرديم.

إرواء الغليل - محمد ناصر الألباني - ج 5 ص 242

وقتي يك فردي مي آيد يك مطلبي را مطرح مي كند مادامي كه اين مورد وثوق نباشد ما نمي توانيم اين را قبول كنيم.

اين يك نكته كه مي گويد در كتاب هاي بخاري نيست و عمدتا در كتاب هاي عقيلي است و آن هم از آدم بن موسي كه آن هم مجهول است.

اما اينكه منكر الحديث بودن ضعيف است يا نه؟

ذهبي است حالا اگر شما قبول نداريد اهل سنت ذهبي را قبول دارند، كه مي گويد:

ما كل من روي المناكير يضعف

اين گونه نيست كه هر كس مطالب منكر نقل كند ما بگوييم ضعيف است.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 1، ص 259

ابن حجر هم مي گويد:

فلو كان كل من روي شيئا منكرا استحق ان يذكر في الضعفاء لما سلم من المحدثين أحد

اگر بنا باشد هر منكر الحديثي را ضعيف بگوييم تمام محدثين ما ضعيف هستند.

گر قصد شود كه مست گيرند در شهر هر آنچه هست گيرند

لسان الميزان ج 2، ص 307، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي

اين آقاياني كه به رجال خود مي بالند اين رجالشان است، كه مي گويد اگر واقعا منكر الحديث ها را بخواهيم بگيريم بايد تمام محدثين را ضعيف حساب كنيم.

اضافه همين آقاي بخاري كه شما مي گوييد فقط او را قبول داريم بيش از شايد 50-60 مورد از افرادي نقل مي كند كه مي گويد منكر الحديث.

خالد بن مخلد كه از شيوخ بخاري است كه ذهبي مي گويد:

خالد بن مخلد القطواني من شيوخ البخاري صدوق إن شاء الله

انشاءالله صدوق است

المغني في الضعفاء ج 1، ص 206، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي

حالا نمي دانم اين انشاءالله اينجا چه صيغه اي است؟ آيا اين ان شرطيه است يا ان نافيه است؟

احمد بن حنبل گفته كه مناكير دارد، ابن سعد گفته منكر الحديث است و جالب اين است كه مي گويد جوزجاني گفته است:

وخالد بن مخلد كان شتاما

اين آقا استاد بخاري شماست مي گويد اين آقا نسبت به خلفا و صحابه سب و ناسزا مي گفته

معلنا بسوء مذهبه

اون مذهب بدي كه داشته كه مذهب شيعه است علنا مطرح مي كرده است.

أحوال الرجال ج 1، ص 82، إبراهيم بن يعقوب الجوزجاني أبو إسحاق

ابوحاتم هم گفته كه اين قابل احتجاج نيست ولي اين آقا از اسانيد جناب آقاي بخاري شما است، جناب آقاي حيدري

كسي كه خانه شيشه اي دارد سنگ پرت نمي كند

انشاءالله به حول و قوه الهي من اين قول را مي دهم در رابطه با مباني رجالي اين بزرگواران بحث كنند كه ثابت كنيم كه اصلا رجال از ديدگاه آقايان مفهوم ندارد، رجال سرابي بيش نيست.

اين را انشاءالله به حول و قوه الهي ثابت خواهيم كرد مطالبي ما داريم در رابطه با بزرگان رجالي شما، در رابطه با مشايخ بخاري و شما به جاي اينكه بياييد آسمان و ريسمان را به هم ببافيد و هذيان بگوييد بياييد همين اساتيد بخاري را درست كنيد و كارتان به مشايخ آقاي كليني نداشته باشيد.

نعيم بن حماد است آقايان دقت كنند، اين آقاي نعيم بن حماد از شيوخ بخاري هم هست، امام اهل سنت هم هست ولي مي گويد اين آقاي استاد بخاري منكر الحديث بوده است.

هو السلمي ضعيف الحديث منكر الحديث

الجرح والتعديل ج 8، ص 310

اينها كاملا واضح و روشن است كه اين حضرات اين چنين آوردند.

محمد بن عبدالرحمن است كه از روات بخاري است كه در مورد او مي گويد:

محمد بن عبد الرحمن هذا منكر الحديث

فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي - ج 6 ص 147

آقاي حسان بن حسان بصري است كه ابوحاتم گفته است

قال أبو حاتم منكر الحديث

الكاشف ج 1، ص 320، حمد بن أحمد أبو عبدالله الذهبي الدمشقي

حسن بن بشر است كه ابن خراش گفته است

وقال ابن خراش منكر الحديث

فيض القدير ج 2 ، ص 498، عبد الرؤوف المناوي

اينها نمونه هايي از روات آقاي بخاري است كه در باره شان آمده است منكر الحديث و اگر واقعا علوان بن داوود به اين خاطر بناست زير سوال برود بايد انبوهي از روايات بخاري زير سوال برود چون مشايخ بخاري بحث منكر الحديث بودن در پرونده دارند.

مجري:

حاج آقا ابن حبان مگر علوان را توثيق نكرده است؟

استاد قزويني:

بله ابن حبان كه كاملا توثيق كرده و كاملا واضح و روشن است كه آقاي ابن حبان مي گويد:

علوان بن داود البجلي من أهل الكوفة يروي عن مالك بن مغول روي عنه عمر بن عثمان الحمصي

علوان بن داوود بجلي از اهل كوفه است و فلاني و فلاني از او روايت دارند.

الثقات ج 8، ص 14829، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي

آقاي مزي و ابن حجر هم به صراحت نظرات آقاي ابن حبان را تاييد كردند.

اينكه بعضي ها مي گويند ايشان متساهل در توثيق بوده اينها دروغي بيش نيست و بزرگان اهل سنت كاملا مخالف اين قضايا هستند.

مجري:

حاج آقا مگر يك روايت نداريم كه غير اين روايتي كه شما فرموديد اصلا بدون علوان آمده باشد مگر در كتب اهل سنت نيست؟

استاد قزويني:

البته اين را هم خيلي سريع در 30 ثانيه جواب مي دهم.

شما ببينيد در كتاب انساب الاشراف بلاذري اصلا هيثم بن عدي، يونس بن يزيد، ظهري عبدالرحمن بن عوف هيچ علوان بن داوودي نيست.

روايت آقاي ابن عساكر نقل مي كند شماملاحظه بفرماييد اصلا اسمي از علوان نيست.

در روايت ذهبي كه نقل مي كند آنجا هم اسمي از علوان نيست.

اصلا ما گيريم كه روايات علوان را كنار بگذاريم كه نمي شود كنار گذاشت و منكر الحديث بودن او را اين گونه اثبات كرديم و اينكه ابن حبان توثيق دارد و سوم اينكه ما سندهايي داريم كه اصلا علوان در آنجا نيست.

بيننده: زردوست از زابل

دست سيد بزرگوار را از زابل مي بوسم واقعا ما شيعه بايد افتخار كنيم و بباليم به خودمان، من يك آدم بي سوادي هستم و از روزي كه شبكه ولايت را مي بينم به دينم پايبند تر شدم.

چون اين وهابيت اصلا منطقشان اين است و اين بچه اي كه در اينجا شهيد اسمش بود 11 سال پيش مسجد جمكران امام زمان رفته بود، البته فاطمه شفايش داد ولي اينها آمدند در حرم امام رضا به او سم خوراندند و اينها منطقشان اين گونه است كه مثل اين روز با ما اين گونه صحبت كنند.

جواب قانع كننده كه نمي دهند هيچ فقط مي گويند به شما ربطي ندارد و به شما چه؟ و مي گويند كه ما خودمان مي دانيم كه چگونه است.

استاد قزويني:

حالا انشاءالله ما قضيه فيلم مستند جناب آقاي شهيد سعيد چنداني پخش خواهيم كرد و نظر بعضي از بزرگان اهل سنت و اعاظم آنها كه در اين رابطه چه گفته اند و صحبت هاي اخوي و والده مكرمشان را ما قول مي دهيم براي بينندگان پخش كنيم كه اين سعيد چنداني يك نوجوان سني كه به مسجد مقدس جمكران مي آيد و با توسل به حضرت مهدي ارواحنا فداه شفا مي يابد و بعد از شفا يافتن شيعه مي شود و به دست يكي از مراجع بزرگوار حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني لباس روحانيت به تن مي كند.

ولي دست پليد وهابيت تحمل او را نمي توانند بكنند و او را حذف مي كنند و به شهادت مي رسانند و اين طلب بينندگان عزيز من از دوستان عزيزمان در قسمت توليد و پخش مي خواهم كه انشاءالله در اسراع وقت ما 2-3 تا مستند در اين زمينه داريم.

يك عزيزي كه از كردستان شيعه شده و مصيبت هايي كه تحمل كرده است درد آور است و اشك هر شنونده را به جريان مي اندازد و قضيه جناب سعيد چنداني.

بيننده:

اي جانم، خيلي هم به خدا خوشنود مي شويم، همه مردم، چه سني و چه شيعه و همه مي دانيم كه حق كجاست ولي اين وهابيت در استان ما واقعا كودتا كرده بودند.

2 سال قبل مسجد علي بن ابيطالب زاهدان بمب گذاري كردند شب شهادت بي بي فاطمه زهرا مردم را شهيد كردند، اينها منطق شان با بمب و اينها هست.

بيننده: حسين از زاهدان (اهل سنت)

ببخشيد استاد تو اين مسئله اي كه امروز بيان كرديد در صحيح ترين كتاب هاي ما نيامده است و اگر از كتاب طبري آورديد كتاب طبري همه رواياتش صحيح نيست.

مجري:

استاد تقريبا 8 تا آدرس را نشان دادند

بيننده:

درست است ولي علوان در آن هست كه منكر الحديث است

مجري:

بحث منكر را كه قشنگ مطرح كردند و گفتند براي شما، مثال ها و نمونه هايش را آوردند و اگر شما اهل علم هستيد بايد اين مطالب براي شما مشخص شود.

بيننده:

من يك عامي هستم ولي همچين چيزي كه شهادت فاطمه را

مجري:

قربان شوم خدا را يك بام و دو هوا

در جاهاي ديگر منكر الحديث را قبول داريد ولي به اينجا كه مي رسد قبول نمي كنيد. ضمن اينكه آقاي ابن حبان هم ايشان را توثيق كرده است.

بيننده:

درست است، امام بخاري هم اين را هم گفتند كه منكر الحديث است، ابن حجر هم گفته است كه منكر الحديث است، خود ذهبي هم گفته است كه منكر الحديث است.

استاد قزويني:

آقاي حسين آقاي عزيز گفتيم منكر الحديث بودن اگر بنا باشد ملاك ضعف باشد از ابن حجر نقل كرديم كه هيچ محدثي ما نداريم كه منكر الحديث نباشد، شما در مورد اين چه مي فرماييد؟ من گمان نمي كنم نيازي باشد كه بخواهم نشان دهم دوباره ولي به احترام ايشان دوباره اين را نشان خواهيم داد.

ذهبي مي گويد:

ما كل من روي المناكير يضعف

اين طور نيست كه هر كس منكر الحديث بود ضعيف باشد

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 1، ص 259،

ابن حجر مي گويد اگر هر كس منكر الحديث بود ما او را ضعيف بشماريم

لما سلم من المحدثين أحد

يك نفر از محدثين ما جان سالم به در نمي برد.

لسان الميزان ج 2، ص 307، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي

اگر بنا باشد اين گونه باشد تمام محدثين اهل سنت تمام رواتشان منكر الحديث هستند. و اضافه اساتيد بخاري را ما آورديم برادر بزرگوار10-20 مورد كه اينها منكر الحديث بودند و استاد بخاري هم هستند و در بخاري هم روايت از آنها نقل شده است.

شما مي گوييد بخاري صحيح ترين كتاب شما است در اين مورد چه مي فرماييد؟

بيننده:

استاد ببخشيد اين قضيه خيلي مهم است اصلا قضيه شهادت فاطمه را از كسي كه منكر الحديث باشد شما قبول مي كنيد؟

استاد قزويني:

قضيه عشره مبشره چقدر مهم است از ديدگاه شما؟

بيننده:

مهم است اما نه به اندازه شهادت حضرت زهرا

استاد قزويني:

آقاي بزرگوار شما عشره مبشره را در اوج قضايا مي دانيد ولي عشره مبشره به من بفرماييد در كجاي صحيح بخاري آمده است؟

بيننده:

نيامده است مي دانم

استاد قزويني:

من يك سوالي از شما دارم در خود صحيح بخاري نسبت به جناب خليفه دوم در قضيه نماز بر عبدالله ابي مي آيد در برابر پيامبر مي ايستاد و لباس پيامبر را مي گيرد و مي كشد و مي گويد تو چه حقي داري كه بر او نماز بخواني و بعد خود خليفه دوم مي گويد:

فَعَجِبْتُ بَعْدُ من جُرْأَتِي علي رسول اللَّهِ

آن جراتي كه من در برابر پيامبر به خرج دادم واقعا تعجب مي كنم.

صحيح البخاري ج 1، ص 182

آيا اين طور جسورانه با پيامبر برخورد كردن مهم است يا قضيه شهادت حضرت زهرا؟ در نبوت پيامبر شك كردن مهم يا شهادت حضرت زهرا؟ كدامش از ديدگاه شما مهم است؟

بيننده:

نه استاد نگاه كنيد حضرت زهرا سيده شباب اهل الجنة است بعد هم در كتاب صحيح بخاري و صحيح ترمذي و اينها نيامده است بعد هم از يك تاريخ طبري و آقاي مقدسي و آقاي سيوطي نقل كردند درست است؟

استاد قزويني:

مقدسي از بزرگان اهل سنت است و در مورد او مي گويند امام، ببين برادر بزرگوارم تمام صحاح سته شما چند تا روايت دارد؟

بيننده:

حقيقت نمي دانم

استاد قزويني:

اگر نمي داني من خدمت شما عرض مي كنم، آقاي ابن اثير جزري كتابي دارد به نام جامع الاصول و تمام روايات اين 6 كتاب را جمع كرده است شده حدود 9800 تا روايت كه حالا مي گوييم 10 هزار تا روايت.

آيا شما در كتاب هاي روايي خود مي توانيد با 10 هزار روايت از اول طهارت تا ديات احكام الهي را به دست بياوريد؟ فقط مسند احمد شما به تنهايي نزديك به 30 هزار روايت دارد.

بيننده:

قضيه شهادت حضرت زهرا مهم تر از همه چيز است

استاد قزويني:

يعني مسند احمد به تنهايي 3 برابر صحاح سته روايت دارد

بيننده:

آيا حضرت در جايي گفته كه حضرت فاطمه شهيد شده است؟

استاد قزويني:

بله در خطبه 202 ما خوانديم براي شما برادر بزرگورام.

بيننده:

چه گفتند؟

استاد قزويني:

حالا خوانديم الان ديگر فرصت نيست من براي شما دوباره تكرار كند و اينها را ما بارها جواب داديم و گفتيم.

پيامبر اكرم خودش فرموده بعد از من خلفايي خواهند آمد و اينها خودشان و صفتشان صفت شيطاني است ولي در غالب انسان و وظيفه شما امت اين است كه در برابر اينها صبر كنيد.

اينها خيلي واضح و روشن است و چيزي نيست كه ما بخواهيم اين مسائل را از خودمان مطرح كنيم شما همين يك جواب را ببين كه پيامبر اكرم فرمود بعد از من

يَكُونُ بَعْدِي

بعد از وفات من

أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ

اينها هدايت من را ندارند

ولا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي

به سنت من هم عمل نمي كنند

وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ في جُثْمَانِ إِنْسٍ

قلبشان قلب شيطاني است در غالب انسان

بعد راوي كه حذيفه است مي گويد وظيفه ما چيست؟ پيامبر فرمود:

تَسْمَعُ

حرف شنوي داشته باشيد

وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ

در برابر اينها مطيع باشيد

وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ

اگر مال تو را گرفتند، شلاق بر كمرت زدند وظيفه تو اطاعت كردن است.

صحيح مسلم ج 3، ص 1476

بيننده:

بعد از پيامبر كه حضرت علي هم خليفه شد

استاد قزويني:

آن بحث جدايي است، شما مي گوييد علي بن ابيطالب چرا؟ بله اگر در برابر علي بن ابيطالب هم كسي علي در حق او ظلم كرده باشد طبق فرمايش پيامبر بايد سب كند

بيننده:

نه استاد شما مي گوييد كه پيامبر سكوت كرد در مقابل كفار كه سميه را شكنجه كردند آنجا طرف مقابل پيامبر مشركان بودند و نه مسلمانان

استاد قزويني:

برادر عزيزم آنها مشرك بودند دفاع از سميه واجب بود يا نبود؟

بيننده:

خدا گفته بود صبر كنيد

استاد قزويني:

كجا گفته بود خدا كه صبر كنيد؟

بيننده:

خدا گفته است تا زمان هجرت

استاد قزويني:

هجرت كه برادر عزيزم سال 18 اتفاق افتاده است و قضيه شهادت سميه و ياسر و غيره 5 سال قبل از هجرت است و ارتباطي به هجرت ندارد.

بيننده:

تعداد مسلمانان كم بوده و كفار خيلي زياد بودند

استاد قزويني:

آيا وظيفه پيامبر چه بود؟ يعني پيامبر از شهادت خودش مي ترسيده؟

بيننده:

نه، خود پيامبر

استاد قزويني:

پيامبر مي آمد از سميه دفاع مي كرد، از ياسر دفاع مي كرد و منتها اين بود كه شهيد بود

بيننده:

اگر شهيد مي شدند رسالت كامل نمي شد

استاد قزويني:

اميرالمؤمنين هم همين بود، ياري نداشت و همان طوري كه پيامبر ياري نداشتند اميرالمؤمنين هم ياري نداشت.

بيننده:

نه زماني كه ابوسفيان به ايشان گفت به اگر مي خواهي تمام اين بيابان را.......

استاد قزويني:

عزيز من ابوسفياني كه مسلمان نيست اميرالمؤمنين قسم به خدا مي خورد و مي گويد: ابوسفيان و ديگر كساني كه در فتح مكه مسلمان شدند مي گويد قسم به خدا اينها مسلمان نشدند و كفر خود را مخفي كردند و همان جا اميرالمؤمنين برگشت گفت كه تو منافقي و نمي خواهي اينجا بحث دفاع و مي خواهي اختلاف بيندازي و مسلمانان را به جان هم بيندازي و اسلام را از بين ببريم

بيننده:

اينجا چرا حضرت حسن با معاويه بيعت كرد؟

استاد قزويني:

كجا بيعت كرده است؟

بيننده:

در بحار الانوار است

استاد قزويني:

بفرماييد آدرسش را به ما بفرماييد

بيننده:

بعد هم خود ياران

استاد قزويني:

برادر بزرگوارم قضيه امام حسن بحثش جداست و ما صد بار جواب داديم، امام حسن سلام الله عليه مي بيند آنجا نيرويي ندارد و نيروهاي او به او خيانت مي كنند و اگر بخواهند ادامه دهند همين 4 تا بچه مذهبي و بچه شيعه ها و بچه مسلمان ها را معاويه نابود مي كند.

امام حسن آمد با او صلح تحميلي كرد همان طوري كه پيامبر با مشركين در صلح حديبيه صلح كردند و اگر امام حسن هم صلح كرده است اقتدا به پيامبر كرده است.

اميرالمومنين هم از خود و همسرش دفاع نكرد چرا كه اقتدا كرده است به پيامبر، پيامبر اكرم يك روز صلاح مي بيند كه با مشركين صلح كند و يك روز صلاح مي بيند كه در برابر مشركين صبر كند و يك روز هم صلاح مي بيند كه لشكر كشي كند.

اميرالمومنين سلام الله عليه همين شكل بود و آن روزي كه نيرو دارد در برابر عايشه، طلحه و زبير لشكر كشي مي كند يك بار هم در برابر معاويه و خوارج لشكر كشي مي كند و وقتي كه نيرو ندارد در خانه مي نشيند همسرش را مي زنند و شهيد مي كنند و مي گويد:

فصبرت وفي العين قذي، وفي الحلق شجي، أري تراثي نهبا

من صبر كردم در حالي كه خار در چشمم و استخوان در گلويم بوده

نهج الحق وكشف الصدق - العلامة الحلي - ص 326

علل الشرائع - الشيخ الصدوق - ج 1 ص 151

اگر اميرالمؤمنين را قبول داريد اين اميرالمؤمنين است

بيننده:

يك دقيقه من صحبت كنم، اينجا شما مي گوييد تنها هستند حضرت امام حسن 40 هزار تا نيرو داشت.

استاد قزويني:

برادر عزيزم آقا حسين شما در اين 14 دقيقه از اين شاخه به آن شاخه رفتيد و اين گونه صحيح نيست، يك دفعه شما يك بحث را تمام بكن بعد بگو من قانع شدم يا قانع نشدم بعد مي آييم بحث دوم را، از اميرالمؤمنين سلام الله عليه به قضيه عمار و سميه مي رويد، از حضرت فاطمه به امام حسن.

اين روش سوال كردن نيست اگر سوال داريد سوالتان را مطرح بفرماييد اگر نسبت به جواب ما قانع نشديد دوباره همان سوال را پي بگيريد نه اينكه همين طوري از اين شاخه به آن شاخه بپريد اين روش استفهامي نيست برادر عزيزم، ميليون ها انسان اين شبكه را مي بينند و اين كار شما در حقيقت يك كار خلاف شرع است چون وقت ميليون ها انسان بيننده را شما تلف مي كنيد.

شما سوالاتي داريد مطرح بفرماييد براي ما پيامك بدهيد ما مي گوييم اين سوال اول، سوال دوم، سوال سوم است و دانه دانه و لو نيم ساعت هم وقت بگيرد جواب مي دهيم.

بيننده: سعيد از يزد

به صبر و بردباري آفرين بايد گفت و سوالي هم ندارم و هر وقت كه مي خواهم زنگ بزنم و سوالي كنم همان شب اون سوال من جواب داده مي شود.

بعد خواستم در مورد اين عبدالشيطان كه در شبكه كلمه زنگ مي زند

استاد قزويني:

به شيطان توهين نكنيد

بيننده:

نه حاج آقا

استاد قزويني:

به شيطان توهين نكن، شيطان فرداي قيامت از دست تو شكايت مي كند.

بيننده:

آهان، .... صحبت بيننده به علت لهجه يزدي مفهوم نيست...

استاد قزويني:

آقا سعيد خيلي يزدي غليظ غليظ صحبت مي كنيد شما،

بيننده:

بله من يزدي هستم

استاد قزويني:

مي دانم ولي يك مقداري آرام تر، يك كسي رفته بود در نجف رب بخرد گفته بود ربع داريد يا نه؟

گفت داريم ولي نه به اين غليظي، حالا شما هم خلاصه خيلي يزدي غليظ صحبت مي كنيد.

بيننده:

يزدي يزدي هستيم

استاد قزويني:

بله كاملا، يزدي ها در تقوا و تدين خلاصه شهره آفاق هستند.

بيننده:

من اصلا يكي از ولايت ياوران هستم الان خداشاهده خجالت كشيدم فقط اين هزينه اي مي دهم پول تلفني است كه من تا الان پشت خط بودم شده است، من 3 ماه است كه اندكي پول مي ريزم خودم خجالت كشيدم خداشاهده

مجري:

خدا خيرتان بده، ممنونيم

بيننده:

لبخند شما براي ما خيلي ارزشمند است

مجري:

درود بر شما

بيننده: علي از كرمانشاه (اهل سنت)

آقاي قزويني چند تا سوال كه در قرآن پيش آمده است خواستم خدمت شما بگويم.

شنيدم كه اسم تمام ائمه در قرآن آمده است خواستم بدانم كه صحت دارد يا نه؟

استاد قزويني:

ببينيد برادر بزرگوار من جوابي خدمت حضرت عالي عرض كنم آقايان عزيز اهل سنت مي گويند تعدادي از آيات قرآن را بز ام المؤمنين عايشه خورده است و ما هم گفتيم آن آياتي كه بز خورده است بياوريد تا ببينيم آنجا اسامي ائمه هست يا نه اگر آورديد ما نشان خواهيم داد.

و همچنين جناب عمر بن خطاب، ابي بن كعب، ابوسعيد خدري مي گويند سوره احزاب 200 آيه از آن حذف شده است، حالا موش خورده، بز خورده، بز خورده، ما هر وقت اين آقايان 200 آيه را اوردند كه چه آيه اي بوده حتي اگر چنانچه مي گويند لفظش نسخ شده، مفهومش مانده مفهومش را بياورند ما آنجا از اين 200 آيه 50 آيه ثابت كنيم كه نام ائمه آنجا بوده است.

اين جواب حضرت عالي

بيننده:

اولا ما هم اندازه يا شايد هم بيشتر از شما به حضرت علي اعتقاد داريم و قبولش داريم كه يك موقع اين شبهه پيش نيايد كه ما مي خواهيم عليه امام ها صحبت كنيم ولي سوال اينجا پيش مي آيد كه امامان نسبت به زمان وقوع مرگ خود در زمان مشخصي آگاهي داشتند؟ علمي داشتند كه در كجا و چگونه كشته مي شوند؟

استاد قزويني:

ما روايات متعددي داريم كه ائمه نسبت به اين قضيه آگاهي داشتند آن هم به تعليم الله و به آموزشي كه نبي مكرم براي آنها داده بود.

بيننده:

پس ببخشيد آيه آخر سوره لقمان تمام حرف هايي كه شما مي زنيد را رد مي كند

استاد قزويني:

آيه را بخوانيد

بيننده:

مي گويد كه همانا علم ساعت قيامت نزد خداوند است و او باران را فرو باريد و او آنچه را از نر و ماده و زشت و زيبا در رحم هاي آبستن مي داند و هيچ كس نمي داند كه فردا چه خواهد كرد و هيچ كس نمي داند كه به كدام سرزمين مرگش فرا رسد پس تنها خدا به همه چيز خلائق و بر كليه اسرار و دقائق عالم مطلع است.

استاد قزويني:

در اينكه علم غيب را فقط خدا مي داند درست است؟

بيننده:

درست است

استاد قزويني:

شما نسبت به عمر بن خطاب كه در مدينه مشغول خواندن خطبه بود يك دفعه مي گويد:

يا ساريه الجبل

ساريه اسم يكي از فرماندهان ارتش بوده كه در نهاوند مشغول جنگ بوده و جناب عمر هم در مدينه بود كه مي گويد آقاي ساريه برويد سريع در كوه سنگر بگيريد وگرنه نابود مي شود.

بعد از چند ماهي اين آقايان آمدند مدينه و گفتند ما ديديم كه صداي جناب عمر بن الخطاب آمد و ما به كوه پناه برديم.

اين را كه بزرگان شما همه نقل كردند يعني اين اتفاقي است و از كرامات جناب عمر بن الخطاب است.

منهاج السنة النبوية ج 6، ص 64، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني

البداية والنهاية ج 7، ص 131، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء

الروح ج 1، ص 239، أبو عبد الله شمس الدين محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد الزرعي الدمشقي

اين يك قضيه، جناب ابوبكر آيه اي كه شما خوانديد يك بخشش اين بود كه هيچ كسي نمي داند در رحم چه است؟ كه اين رحم پسر است يا دختر است و حال آنكه در موطا مالك كه تقريبا از صحاح سته اهل سنت است در جلد 2 صفحه 752 ايشان در آنجا دارد كه آقاي ابوبكر كه از دنيا مي رفتند گفتند زن من بنت خارجهء حامله هست و دختر در شكم او دختر است و به عايشه گفت وقتي اين خواهرت به دنيا آمد چنين و چنان كن.

حتي امام سبكي مي گويد در اين روايت دو كرامت براي ابوبكر است:

إحداهما إخباره بأنه يموت في ذلك المرض حيث قال وإنما هو اليوم مال وارث

مي دانست كه چه ساعتي از دنيا خواهد رفت

ببينيد شما فرموديد كه چرا ائمه خبر داشتند از مرگ شان، امام سبكي مي گويد در اين روايت نشان مي دهد كه آقاي ابوبكر از مرگش خبر داشته است و دوم هم :

إخباره بمولود يولد له وهو جارية

خبر داد بر اينكه اين همسر من كه حامله هست بچه به دنيا مي آورد و بچه او هم دختر است

طبقات الشافعية الكبري ج 2، ص 322، تاج الدين بن علي بن عبد الكافي السبكي

موطأ مالك ج 2، ص 752، مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي

شرح معاني الآثار ج 4، ص 88، أحمد بن محمد بن سلامة بن عبدالملك بن سلمة أبو جعفر الطحاوي

اينها را شما ملاحظه بفرماييد، اگر چنانچه علم غيب برخلاف اين آيه اي است كه حضرت عالي خوانديد اينها را قبول داريد يا منكر هستيد؟

بيننده:

آقاي قزويني آيا آيه اي كه خداوند بر پيامبر نازل كرده مقامش بالاتر است يا يك روايتي كه حالا كاري نداريم صحيح است يا صحيح نيست.

استاد قزويني:

من اين را گفتم يا قبول داريد يا قبول نداريد، اگر قبول نداريد من از آيات قرآن به شما جواب بدهم

بيننده:

من از قرآن سوال كردم شما هم از قرآن جواب بدهيد

استاد قزويني:

نه اينها را قبول داشتيد يا قبول نداشتيد؟

بيننده:

شما خدا را قبول داريد يا بنده را؟

استاد قزويني:

ببين عزيز دل من بحث اين است كه شما سوال كرديد ائمه علم غيب دارند يا نه؟ ائمه از مرگشان خبر دارند يا نه؟ گفتم بله مشابهش اين هم من آوردم گفتم بزرگان اهل سنت جناب ابوبكر و جناب عمر و عثمان علم غيب داشتند.

اگر بنا باشد علم غيب داشتن خلاف قرآن است فقط علم غيب ائمه كه نبايد خلاف قرآن باشد، علم غيبي كه علماي شما هم از عمر و ابوبكر آوردند آن هم خلاف قرآن است.

شما اين را بفرماييد من چشم از قرآن جواب مي دهم.

بيننده:

آقاي قزويني شما از قرآن جواب بدهيد

استاد قزويني:

نه اينها را خلاف مي دانيد

بيننده:

من خلاف نمي دانم ولي كسي كه شما از حضرت ابوبكر وعمر و علي داريد نقل مي كنيد

استاد قزويني:

پس اينها علم غيب داشتند؟

بيننده:

اينها گذشتند و قدرتشان فاني بوده ولي قدرت خدا كه من الان حاضر و ناظر به گفتگو من و شما فقط خداوند است. من از قرآن مي گويم شما هم از قرآن بگوييد.

استاد قزويني:

عزيز من جواب من را ندهيد من از قرآن جواب نمي دهم.

بيننده:

من قبول دارم

استاد قزويني:

قبول داريد اينها را يا نه؟

بيننده:

خيلي ها را نخواندم ولي آنهايي را كه خواندم

استاد قزويني:

پس همانطوري كه شيعه معتقد هستند كه ائمه علم غيب دارند اهل سنت هم معتقد هستند كه ائمه شان علم غيب دارند.

اما از آيه قرآن شما آورديد از آيه آخر سوره لقمان را براي من خوانديد

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ

سوره لقمان أيه 34

ببينيد برادر عزيزم علم غيب دو نوع است يك علم غيبي است كه من مي آيم ادعا مي كنم كه از پيش خودم علم غيب دارم كه اين كفر است و شرك است ولي يك دفعه من مي آيم و مي گويم كه من به تعليم الله علم غيب دارم كه اين نه تنها شرك نيست بلكه خود توحيد است و دليل آن آيه 26 سوره جن است كه مي فرمايد:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا

بر غيبش كسي را آگاه نمي كند

إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ

الا كسي كه از او راضي باشد مانند پيامبر

اينجا كاملا خداي عالم مي گويد علم غيبم را به پيامبران مي دهم

و در سوره آل عمران آيه 49 از قول حضرت عيسي كه مي فرمايد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ

من به شما ر مي دهم هر آنچه كه مي خوريد و در خانه هاي خود ذخيره مي كنيد

حضرت عيسي قطعا مقامش از نبي مكرم پايين تر است اين آيه 49 سوره آل عمران اثبات مي كند كه حضرت عيسي علم غيب داشته است همانطوري كه حضرت عيسي در رابطه با زنده كردن مردگان خدا

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَي

اين خداي عالم است كه مرده ها را زنده مي كند

سوره حج آيه 6

ولي حضرت عيسي هم مي گويم

وَأُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ

ولي يك تبصره خيلي كوچولو دارد كه آن تبصره كوچولو رمز بين كفر و ايمان است كه به اذن الله است

وَأُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ

من مرده زنده مي كنم ولي به اذن خدا

سوره آل عمران آيه 49

من از غيب ر ميدهم ولي به اذن الله، اگر كسي بيايد و بگويد ائمه و پيامبر يا هر كسي از پيش خودشان علم غيب دارند اين كفر و شرك است ولي اگر كسي بگويد به تعليم الله من علم غيب دارم اين نه تنها شرك نيست اين عين توحيد است و اين چيزي نيست كه ما بخواهيم رويش مانور بدهيم.

در صحيح مسلم شما حديث 7159 حذيفه مي گويد:

أرني رسول اللَّهِ

پيامبر به من ر داد

بِمَا هو كَائِنٌ إلي أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ

به تمام مطالبي كه تا قيامت اتفاق مي افتد پيامبر به من ر داد.

صحيح مسلم ج 4، ص 2217

بيننده:

تماس بيننده قطع مي شود.

استاد قزويني:

اگر دوستان دوباره مي توانند علي آقا را بگيرند دوباره تماس بگيرند.

بيننده: حاجي حسني از ابهر

فقط زنگ زدم خدمت حضرت عالي و حضرت آيت الله قزويني سلامي عرض كنم و خسته نباشيد بگويم و برنامه شما را هميشه پيگيري مي كنم و خيلي استفاده مي كنيم و التماس دعا داريم، خداوند به شما طول عمر با عزت به شما بدهد انشاءالله هميشه موفق باشيد، شما افتخار ما هستيد موفق و مويد باشيد خداحافظ

استاد قزويني:

ما از دعاي خير خود دريغ نفرماييد

بيننده:

خداحافظ

بيننده: اشجع از اصفهان

بنده 2 تا مطلب داشتم كه مي خواستم خدمت شما عرض كنم يكي به حسين آقا از زاهدان كه فرمودند كه جريان هجوم به خانه حضرت زهرا در صحاح سته نيامده است همين قدر هم كه آمده از معجزات است چرا كه 600 سال حكومت اسلامي دست بني اميه و بني عباس بوده كه مي خواستند اهل بيت را حذف كنند.

مي گفتند كه چرا حضرت علي از حضرت زهرا دفاع نكرده است، اينها نه اسلام را مي شناسند نه سيره اميرالمؤمنين را بهش معرفت دارند براي اينكه اميرالمؤمنين كه ابن ملجم به او ضربه مي زند به آقا امام حسن وصيت مي كند فقط شما حق داريد كه يك ضربه بزنيد فردا نگوييد خليفه كشته شده بريزيد مردم را بكشيد. آن به من يك ضربه زده است شما هم حق داريد كه يك ضربه بزنيد. اين يعني چه؟

يعني اينكه از نظر اميرالمؤمنين خليفه مسلمين با پايين ترين افراد فرقي نمي كند يك ضربه زده است بايد يك ضربه بخورد نه بيشتر، حمله كردند به خانه حضرت علي پهلوي بي بي حضرت زهرا را شكستند محسن را سقط كردند اگر اميرالمؤمنين دست به شمشير ببرد نمي تواند صد نفر را بكشد چون اگر 2 نفر هم كشته شوند اين با عدالت علي جور در نمي آيد.

اميرالمومنين قدرت ندارد كه طبق موازين اسلامي مقابله با مثل كند اگر هم دست به شمشير ببرد از عدالت خارج مي شود چاره اي جز صبر ندارد امروز هم اگر به خانه كسي حمله شود صاحب خانه هجوم كنند گان را بكشد كدام دادگاه او را تبرئه مي كند؟

و آيا اين عمل صاحب خانه عقلاني است؟ آنها اصلا نه سيره اميرالمؤمنين را مي شناسند و نه موازين اسلامي را و از طرفي ديگر مرد مصاب در همه جا يافت مي شود و در هيچ جا مرد تحمل نديده اند.

اميرالمومنين تحمل كرد كه يك نويسنده مسيحي 7 جلد كتاب نوشت به نام علي بن ابيطالب صوت العدالة البشريه.

من خيلي عذر مي خواهم اگر نواقصي در كلام بنده بود حضرت آيت الله قزويني توضيح بدهند.

بيننده: ساراني از گلستان (اهل سنت)

جناب آقاي قزويني يك سوال داشتم من از برادران اهل تسنن هستم شما گفتيد كه توسل به امام زاده ها جايز است درسته؟

استاد قزويني:

سوالتان را بفرماييد

بيننده:

يك سوال داشتم كه الان يك عالمي در اين زماني كه ما در حال حاضر زندگي مي كنيم يك عالمي در حد مثلا عالم بزرگي باشد علم غيبي كه شما گفتيد كاري به انها نداريم، بعد در اين زمان آدم هاي زيادي هستند كه از ايشان كمك مي خواهند اگر ايشان حساب كنيم و با ائمه در نظر بگيريم در آن زمان ائمه انسان هاي بزرگي بودند. درست است؟

استاد قزويني:

بله

بيننده:

بله انسان هاي بزرگي مانند آيت الله مكارم شيرازي و آدم هاي ديگري هستند اگر وفات بكنند بعد از اين ها به اين ها هم مي توان توسل كرد؟

استاد قزويني:

از ديدگاه شيعه جواب بدهم يا اهل سنت؟

بيننده:

هر كدام كه خواستيد فقط قانع كننده باشد

استاد قزويني:

شما كتاب فتح الباري ابن حجر را باز بكنيد ابن حجر كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است متوفاي 852 هجري است و مي گويند اهل سنت عيال كنار سفره 4 نفر از بزرگان اهل سنت هستند ابن حجر و ذهبي و مزي و آقاي عراقي.

ايشان در جلد 2 كتاب خود صفحه 413 بعد از نقل قضيه توسل جناب عمر بن خطاب به عباس مي گويد ما مي توانيم از اين استفاده كنيم كه مستحب است متوسل شدن به اهل خير و اهل صلاح، يعني هر اهل خير و صلاحي مي شود به او متوسل شد و اينكه عمر آمد متوسل به عباس عموي پيامبر شد :

ويستفاد من قصة العباس استحباب الاستشفاع بأهل الخير والصلاح

فتح الباري ج 2 ، ص 497، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي

حالا و اهل بيت النبوة بحث ديگري دارد. جناب آقاي مرداوي حنبلي از علماي بزرگ اهل سنت است ايشان هم تقريبا معاصر ابن حجر عسقلاني است متوفاي 885 هجري است كه ايشان هم مي گويد:

يَجُوزُ التَّوَسُّلُ بِالرَّجُلِ الصَّالِحِ علي الصَّحِيحِ من الْمَذْهَبِ

به رجل صالح مي توان متوسل شد

الإنصاف للمرداوي ج 2، ص 456، علي بن سليمان المرداوي أبو الحسن

آقاي محمد بن محمد عبدري مالكي حدود 100 سال قبل از آقاي ابن حجر عسقلاني بودند ايشان مي گويد اگر يك ميتي كه دفن مي شود

فان كان الميت

قشنگ دقت كنيد اين آقايان وهابي مانند آقاي سجودي هم دقت كنند اين عبارت كليني و مجلسي نيست عبارت يكي از فقهاي بزرگ مالكي است در كتاب فقهي خود آورده است المدخل جلد 1 صفحه 254 كه مي گويد:

فإن كان الميت المزار ممن ترجي

شما مي روي بالاي سر يك ميتي مي خواهي فاتحه بخواني مي داني كه اين ميت آدم خوبي بوده

بركته فيتوسل إلي الله تعالي به

انسان مي تواند به اين ميتي كه

ترجي بركته

متوسل شود

المدخل ج 1، ص 254، أبو عبد الله محمد بن محمد بن محمد العبدري الفاسي المالكي الشهير بابن الحاج الوفاة: 737هـ، دار النشر : دار الفكر - 1401هـ - 1981م

از اينها من بخواهم خدمت حضرت عالي بگويم الي ماشاالله تا صبح هم بگويم مطلب دارم و فقط يك آدرس به شما مي دهم كتاب تاريخ بغداد جلد اول كه از صفحه 132 به بعد از شما مراجعه بفرماييد كه ايشان يك بابي دارد كه باب (ما ذكر في مقابر بغداد المخصوصة للعلما و الزهاد) آنجا آمده علمايي كه در آنجا دفن شده اند و مردم متوسل شده اند و نتيجه گرفتند را دانه دانه بيان كرده برادر عزيزم.

بيننده:

حاج آقا مي خواستم بگويم كه ما به فرض مثال مي خواهيم به مشهد برويم پابوس امام رضا، در روز چقدر اينها زائر دارند و امام رضا با يك گوش شنوا چقدر مي تواند شنوايي داشته باشد؟ حداقل مي گوييم 5 ميليون زائر دارند كه در اين 5 ميليون زائر اين امام رضا كه مخلص در آن زمان بوده است الان امام رضا اگر زنده باشد صحبت يك يا 2 نفر را مي تواند بشنود ولي ايشان به گفته علم غيب هم كه دارد بعد از زنده بودن شان در نزد ما كه زنده نيستند و در نزد ما از اين دنيا رفته اند و به اذن الله زنده است و به اذن الله مگر مي تواند 5 ميليون يا 10 ميليون بتواند بفهمد كه تك تك افراد چه نذر و نيازي دارد.

مجري:

در نماز جماعت وقتي سلام به پيامبر مي دهيد در يك آن چند ميليون نفر نماز مي خوانند؟

بيننده:

سلام به پيامبر داديم ولي از پيامبر چيزي درخواست نكرديم

مجري:

سلام را پس چرا مخاطب مي دهيد؟

بيننده:

درست است ولي من از پيامبر چيزي نخواستم

استاد قزويني:

آقاي ساراني اجازه بدهيد من جواب شما را بدهم شما بزرگ اهل سنت معتقد هستيد و روايات صحيح آورديد كه خداي عالم به ملك الموت اين اختيار و قدرت را داده است كه تمام خلايق چه بشر چه غير بشر، چه انسان چه غير انسان كاملا جلوي دستش است

بين يدي أحدكم

مثل اينكه يك تشتي جلويت باشد و همه جاي اين سيني يا تشت را مي بيني آقاي ملك الموت هم در يك آن تمام مردم خلايق روي زمين را مي بيند.

الدر المنثور ج 6، ص 541، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي

ببينيد اينها آوردند با سند محكم و صحيح از ابن ابي حاتم كه آقاي ابن تيميه در جلد 7 منهاج صفحه 179 مي گويد تفسير ابن ابي حاتم صحيح است و روايات صحيح و درستي دارد.

ولذا همان خدايي كه اين قدرت را به جناب ملك الموت داده است همان خدا هم مي تواند به امام رضا يا پيامبر همين قدرت را بدهد.

جوابتان را گرفتيد يا نه؟

بيننده:

نه، اين قدر علم غيب داشتند در حيات خودشان

استاد قزويني:

عزيز من ببين شما دوباره شروع كرديد از اين شاخه به شاخه ديگر پريدن

بيننده:

از اين شاخه به آن شاخه پريدن نيست

استاد قزويني:

شما مي گوييد امام رضا چطور در يك آن 5 ميليون نفر زائر را جواب مي دهد و صدايش را مي شنود من مي گويم خدايي كه قدرت دارد به ملك الموت اين اختيار را بدهد كه مي گويد من هر روز تمام مردم كره زمين را

ما من أهل بيت إلا يتصفحهم ملك الموت في كل يوم

حلية الأولياء ج 5، ص 88، أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني

شرح الصدور بشرح حال الموتي والقبور ج 1، ص 56، جلال الدين عبد الرحمن السيوطي

يعني الان در روي زمين 7 ميليارد و خرده اي جمعيت است ملك الموت طبق اين روايتي كه ابن كثير دمشقي سلفي مورد تاييد تمام اهل سنت آورده جلد 3 صفحه 466 و آن خدايي كه قدرت داده به ملك الموت كه در هر روز تمام خلائق را برود سر بكشد آن خدا مي تواند اين قدرت را بدهد يا نه؟

مجري:

آقاي ساراني ما يك دقيقه تا پايان برنامه وقت داريم و بحث شما همچنان ادامه دارد انشاءالله باشد براي يك وقت ديگر

بيننده:

انشاءالله

استاد قزويني:

به هر حال اين آقايان گاه مي گويند امام رضا در يك آن چگونه؟ اگر واقعا خدا را قبول داريد به اينكه امام رضا زنده بوده يعني به تو مربوط نيست تو نمي داني و ر نداري، ما مي دانيم كه امام رضا قطعا شهيد شده است و خدا هم در قرآن مي فرمايد:

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

سوره آل عمران آيه 169

تو مغز حضرت عالي هم فرو كردند كه برزخ است و اين مزخرفات وهابيون را كنار بگذاريد.

اگر مي خواهيد حقايق براي شما روشن شود ما عرض كرديم، پيامبر اكرم مي فرمايد:

هيچ مردي نيست كه در روي زمين به من سلام بدهد الا اينكه من جواب او را مي دهم.

پيامبري كه همانطور كه آقاي محسني گفت كه در يك آن ممكن است ميليون ها نفر به پيامبر سلام مي دهند و سلام مستحب است و جواب آن واجب است.

آن خدايي كه به پيامبر اكرم قدرت داده است جواب سلام را بدهد همين خداي عالم هم به امام رضا سلام الله عليه اين اختيار را داده است كه صداي زائرين خود را بشنود.

بهترين چيز اينكه ميليون ها انسان مي روند حرم امام رضا با اين همه شلوغي متوسل مي شنود و حاجت مي گيرند، اگر واقعا شما سني هستيد بفرماييد ابوعلي خلال مي گويد: در برابر قبر امام موسي بن جعفر عليه السلام كه مي رفت آن چنان خاضعانه و خاشعانه همه را به حيرت وا مي داشت.

تاريخ بغداد ج 1، ص 120، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي

آقاي ابن حبان مي گويد:

قد زرته مرارا كثيرة وما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر علي بن موسي الرضا صلوات الله علي جده وعليه ودعوت الله إزالتها عني إلا أستجيب لي وزالت عني تلك الشدة وهذا شيء جربته مرارا

مدتي من در كنار حرم امام رضا بودم هر وقت براي من گرفتاري پيش مي آمد مي رفتم دعا مي كردم و آقا امام رضا را شفيع قرار مي دادم و نماز مي خواندم و متوسل مي شدم و حاجت مي گرفتم و مي گويد من اين را بارها تجربه كردم.

وقتي مثل ابن حبان مي گويد تجربه كردم و نتيجه گرفتم

الثقات ج 8، ص 457

اين هم آدرس دقيق، ديگر بعد از اينها از اين شاخه به آن شاخه پريدن اين دور از شان يك انسان آزاده است.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولاي ما بقية الله الاعظم نزديك بگردان.

اللهم عجل لوليك الفرج





Share
1 | میهمان | , ایران | ١١:١٣ - ١٥ دي ١٣٩٥ |
با سلام و خسته نباشید متن عربی این عبارت را هم لطف می کنید که در متن بالا بود ؟ با تشکر
مي‌گويند اهل سنت عيال کنار سفره 4 نفر از بزرگان اهل سنت هستند ابن حجر و ذهبي و مزي و آقاي عراقي

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
این عبارت به این صورت آمده است
 إن المحدثين عيال الآن في الرجال وغيرها من فنون الحديث على أربعة المزي والذهبي والعراقي وابن حجر
طبقات الحفاظ ،  عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي أبو الفضل الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1403 ، الطبعة : الأولى  ج 1   ص 522
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

 
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English