2020 July 9 - پنج شنبه 19 تير 1399
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
کد مطلب: ٥٢٩٦ تاریخ انتشار: ٢٠ آذر ١٣٩٠ تعداد بازدید: 1843
سخنراني ها » وهابیت
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش

دفاع وهابیت و ابن تیمیه از معاویه و یزید و تمامی جنایات بنی امیه - بررسی شخصیت رادمهر
حبل المتين 90/09/20

 
 
    
 بسم الله الرحمن الرحيم 

تاريخ 90/09/20

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

همانطور كه مستحضر هستيد اين برنامه كه به صورت علمي تقديم شما عزيزان مي شود قصد دارد تاريخ اسلام را بر بوته ي نقد و بررسي قرار بدهد و در يك واكاوي تاريخي حقائق تاريخ را براي شما منعكس كند و قضاوت را هم به عهده ي شما عزيزان خواهيم گذاشت.

ما از انتخاب شما تشكر مي كنيم ولي از عزيزان دعوت مي كنيم كه احترام برنامه را رعايت بكنند ما نمي خواهيم مثل بعضي از شبكه هاي وهابي باشيم كه دارند جسارت و بي ادبي مي كنند و الحمد لله همين امر هم باعث شده است كه اين شبكه ها بيننده ي كمي داشته باشند. مواليانمان به ما دستور داده اند كه بايد با احترام و ادب صحبت كنيم و نقد علمي خود را هم انجام بدهيم. ما در خدمت حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيزم.

استاد حسيني قزويني:

سلام عليكم و رحمت الله و بركاته. بنده هم همچنين خدمت همه ي بينندگان عزيز و گرامي كه در هر كجاي اين كره ي خاكي بيننده ي اين برنامه هستند و ما را مهمان كانون گرم و با صفاي زندگي خويش قرار داده اند سلام و درود عرض مي كنم. موفقيت همه ي عزيزان و بزرگواران را از خداي منان خواهانم. ما در اين برنامه ها قصد اهانت به مقدسات اديان گذشته و ديگر مذاهب اسلامي را نداريم بلكه برنامه ما بازگو كردن حقائق و مسائلي از منابع عزيران اهل سنت يا از منابع مورد اعتماد آقايان وهابيون است و اگر نقل مطلب از اين منابع و كتابها را بر اهانت حمل كنند، اولين اهانت كننده نويسندگان اين كتابها و ناشرين اين كتاب ها هستند كه اين مطالب را در كتابهايشان نوشته اند.

و ما اميدواريم كه برادران عزيز اهل سنت و آقايان وهابيون ، حتي آقايان مسيحي و يهودي ، احساسات يكديگر را جريحه دار نكنند. چون قرآن بحث اتحاد را فقط بين شيعه و سني مطرح نمي كند بلكه نسبت به اهل كتاب هم دارد

قل يا أهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم.

سوره آل عمران، آيه 68

بياييد با هم متحد باشيم. ولي در يك نقطه ي مشتركي كه در محور توحيد الهي باشيم.

و لذا اين بحث وحدت اسلامي از ضروريات قرآني است و اگر كسي منكر وحدت باشد در حقيقت منكر قرآن است و كسي بخواهد امروز وحدت را زير سوال ببرد قرآن را زير سوال برده است. ولي بايد دقت كرد كه معناي وحدت اين نيست كه شيعه از اصولش دست بردارد با سني همگام شود و يا سني از اصولش صرف نظر كند و با شيعه همراه باشد بلكه معناي وحدت همانگونه كه شهيد مطهري دارد اين است كه ما در مباحث خدايي نكرده عبارت هاي تند، ناسزا، شتم، اهانت به كار نبريم به طوريكه احساسات و عواطف طرف مقابل را جريحه دار كنيم و اجازه ندهيم ديگران با پخش بعضي از برنامه هايشان يا نقل بعضي از مطالب، احساسات و عواطف عزيزان شيعه را جريحه دار كنند.

گرچه ما در اين 4 ماه اخير شاهد بوديم كه در بعضي از شبكه ها افرادي كه واقعا بهره و سرمايه اي از علم و دانش ندارند و فقط به خواندن 4 آيه از قرآن بسنده مي كنند، مطالعه ندارند، دقت ندارند، به جريحه دار كردن احساسات و عواطف شيعه اقدام كرده اند. مخصوصا در اين ماه محرم الحرام كه واقعا اينها وقاحت را از حد گذراندند. ولي اين را هم بدانند همانگونه كه بارها گفته ايم شيعه ديگر همانند گذشته در انزوا نيست. شما هر چه بخواهيد ميدان داري و تاخت و تاز كنيد، به عنايت اهل بيت عليهم السلام شيعه بيدار شده و امكانات در اختيار دارد. فرياد مظلوميت اهل بيت را به گوش جهانيان خواهد رساند. يكي از بزرگترين رسالات شبكه هاي شيعي به ويژه شبكه جهاني ولايت، بيان اين كج روي ها و انحرافاتي است كه در رسانه هاي جهاني عليه شيعه مطرح مي شود. ما در اين زمينه مصمّم هستيم و به هيچ قيمتي از موضع خود عقب نشيني نخواهيم كرد.

اينها هتّاكيها را ادامه بدهند، ما هم رسوايي هاي آن ها را ادامه خواهيم داد. حال ببينيم آن ها ضرر مي كنند و يا نفع مي برند.

مجري:

خيلي ممنون حضرت استاد، واقعا خدا را شاكريم براي وجود چنين شبكه اي و وجود چنين برنامه اي و وجود امثال حضرت عالي در اين شبكه كه حقائق شيعه و اعتقاد ما و اسلام ناب را مطرح مي كنند و تماسهاي دوستان بيننده ما با شبكه حاكي از تأثير گذاري اين شبكه و موفقيت در انجام رسالتش است. ان شاء الله تا پايان هم همينطور باشد.

حاج آقا اگر اجازه بفرماييد ما بحثمان را شروع كنيم. جلسه ي قبل پيرامون دفاع آقايان وهابي ها از يزيد بوزينه باز، سگ باز و زناكار طبق تاريخ خودشان-كه خيلي هم با افتخار از اين قضيه دفاع مي كردند- بحث داشتيم. اينطور وقيحانه دفاع مي كنند و آن سيد شباب اهل الجنه را در مقابل يزيد قرار مي دهند. در حقيقت يزيد را مبرّا مي كنند! واقعا براي همه حتي آنهايي كه اصلا با شيعه و سني كاري ندارند ولي يك مقداري انصاف دارند خيلي عجيب است كه چگونه مي شود اين شبكه با اين ماهيت مي آيد و از يزيد دفاع مي كند؟!

البته اين براي ما جاي بسي شكر است كه امثال آقايان وهابي از يزيد دفاع مي كنند. حضرت استاد! بعد از آن پاسخي كه حضرت عالي در آن جلسه داديد و آن صحبت را و آن كليپ را پخش كرديد، سيل عظيمي از پيامكها و سوالات برايمان آمد از جمله يكي از بينندگانمان شبكه كلمه را شبكه حرمله خواند.

آيا واقعا يزيد از قتل امام حسين اظهار ناراحتي كرد يا نه؟ اين را براي بينندگان عزيز توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با قضيه اي كه حضرات مطرح كردند من ديروز خدمت يكي از مراجع عظام بودم يك گزارشي از اين برنامه ها داده شد گفتند اين از نعمت هاي الهي است كه اينها با اين دفاعشان از يزيد آبرو و حيثيتي هم كه تصور مي كردند دارند به باد دادند! مردم بدانند كه اينها چه هستند؟ و دنبال چه قضيه اي هستند؟ مي گفتند به هيچ وجه شما ناراحت نباشيد اينها دارند

يخربون بيوتهم بأيديهم.

سوره حشر، آيه 2

خانه هايشان را به دست خودشان ويران مي كنند.

حداقل آقايان اهل سنت يك مقداري توجه كنند كه آيا يزيد قابل دفاع است؟ يزيد ارزش دفاع دارد؟ حالا يك كسي هم بخواهد برود جهنم يك كار ارزشمندي بكند به آتش جهنم بيرزد! نه اينكه براي يك آدم سگ باز و شارب الخمر و قاتل فرزند پيغمبر، خودش را گرفتار آتش جهنم بكند. در اين رابطه يكي از مسائلي كه اين شبكه ها مطرح كرده اند و در برخي كتابها و سايتها و شب نامه ها هم هست و در خود عربستان سعودي كتاب ويژه اي نوشته اند، دفاع از يزيد بن معاويه است. حتي يك سايت مخصوصي به عنوان دفاع از اميرالمومنين يزيد تأسيس كرده اند.

اينها همان راهي را مي روند كه بنيانگزار فكري وهابيت ابن تيميه ي حرّاني مي رود . ايشان صراحتا در ج 4 ص 486، مي گويد:

إن يزيد لم يظهر الرضا بقتل الحسين.

مجموع فتاوي، ج27، ص480

يزيد اظهار رضايت از قتل امام حسين نكرد.

بلكه ايشان آمد اظهار ناراحتي كرد از شهادت امام حسين سلام الله عليه، و جالب اين است كه ابن تيميه كتاب ديگري دارد به نام رأس الحسين. اين كتاب خواندني است من توصيه مي كنم دوستان اهل سنت هم بخوانند. نكات قابل تأملي دارد مي گويد:

و إن يزيد ظهر في داره الندب لقتل حسين.

رأس الحسين، ص207

مراسم عزا داري در خانه اش براي امام حسين ايجاد كرد.

اين آقاياني كه مي گويند عزاداري بدعت است يزيد هم كه اولي الامر آقايان است وليّ امر آقايان است امير المومنين آقايان است. اگر واقعا بدعت است چطور يزيد اولي الامر آقايان و وليّ امر آقايان آمده عزاداري را انجام داده است؟! اين عبارت خود ابن تيميه است:

ظهر في داره الندب لقتل الحسين.

رأس الحسين، ص207

تا اينكه مي گويد زن و بچه اش را جمع كرد و در كنار زن و بچه ي امام حسين شروع كردند براي امام حسين و شهداي كربلا گريه كردن، در منهاج السنه كه به تعبير آقاي سقاف منهاج البدعه است مي گويد اصلا يزيد بن معاويه به هيچ وجهي حريم حرم امام حسين و حريم امام حسين را اسير نكرده است! اينكه مي گويند اسراي كربلا را به كوفه و شام برده اند، همه اينها دروغ است!

بل أكرم أهل بيته

منهاج السنه، ج2، ص226

بلكه يزيد اهل بيت امام حسين را احترام كرد

به قول يكي از آقايان بنابراين يزيد گفت شما در كربلا خسته شديد و بياييد تفريح بكنيد و گردشي هم داشته باشيد! سوار بر اين شترهاي بي محمل و با غل و زنجير بياييد فعلا در شام يك چند روزي استراحت كنيد و خستگي رفع كنيد! حالا دين و مذهب اينها هيچ، عقل خدادادي را نمي خواهند به كار بگيرند؟ يا در همين كتاب رأس الحسين مي گويد:

إن نقل رأس الحسين الي الشام لا أصل له في زمن يزيد.

اين كه سر مطهر امام حسين را به شام برده اند، اصلا هيچ اصل و ريشه اي ندارد دروغ محض است!

مجري:

هر چه به ذهنش رسيده ، گفته است!

استاد حسيني قزويني:

بله ديگر عقل را كنار گذاشته است ، تاريخ و حقائق را كنار گذاشته است و هر چه كه به ذهنش آمده نوشته است! تصور كرده كه اين مطلب را بگويد تمام است. ولي بي خبر از اين كه 700 يا 800 سال پس از او عبارتهاي كتابش بوسيله ماهواره ها در درون خانه هاي مردم نقل مي شود و مردم لعن و نفرينشان را به كساني مثل او كه از شخصي مثل يزيد دفاع مي كنند نثار مي كنند. آقاي آلوسي وهابي، نسبت به يزيد جانانه وارد ميدان شده است مي گويد مگر عاقلي هست كه در لعن يزيد شك كند؟! يا در لعن طرفداران و مدافعين يزيد شك كند؟!

اين آقايان كه اينچنين دارند در ماهواره ها دفاع مي كنند مثلا كسي به خلفا توهين مي كند فحش مي دهد و لعن مي كند كارشناس شبكه مي گويد: حالا بفرماييد! ولي همين وقتي مي آيد به ابن تيميه مي خواهد توهين كند، كارشناس شبكه عصباني مي شود، داد و فريادش بلند مي شود و توهين مي كند. از اينجا معلوم مي شود، آقايان وهابي براي ابن تيميه بيشتر احترام قائلند تا ابو بكر و عمر! البته به نظر ما ابن تيميه براي اينها از پيغمبر هم عزيزتر و گرامي تر است يعني اگر كسي به پيغمبر اهانت كند آنقدر به آنها بر نمي خورد تا به ابن تيميه توهين كند.

اما براي پاسخ به ابن تيميه كه مي گويد اصلا يزيد خوشحال نشد و اظهار ندامت كرد، ابتدا از كتاب تاريخ الخلفا شروع كنيم كه ج 1 ص 208،

و لمّا قتل الحسين و بنو أبيه بعث ابن زياد بروسهم إلي يزيد.

وقتي كه امام حسين و عزيزانش به شهادت رسيدند ابن زياد سرهاي اينها را بريد و براي يزيد فرستاد.

ابن تيميه مي گفت اصلا سري براي يزيد فرستاده نشد!

فسرّ بقتلهم أولا ثم ندم.

ابتدا يزيد بن معاويه خوشحال شد. از كشته شدن امام حسين اظهار شادماني كرد، سپس پشيمان شد.

چرا؟

لما مقته المسلمون علي ذلك و أبغضه الناس.

تمام مسلمانها عصباني شدند و مذمت و لعنش كردند. بغض مردم نسبت به يزيد هر روز گسترده تر شد.

بعد آقاي سيوطي مي گويد:

و حق لهم أن يبغضوه.

و مردم حق داشتند كه يزيد را مورد غضب قرار بدهند.

اين عبارت كتاب تاريخ الخلفاي آقاي سيوطي بود. كتاب سير اعلام النبلا -كه ديگر مورد عنايت آقايان است- نقل مي كند:

لما قتل ابا عبد الله الحسين و أهله بعث برؤوسهم إلي يزيد فسر بقتلهم أولا.

يزيد از ديدن سرهاي بريده شهدا به ويژه امام حسين عليه السلام اظهار شادماني كرد.

ثم لم يلبث حتي ندم علي قتلهم.

مدتي نگذشت تا اينكه اظهار ندامت كرد.

كه البته قضيه خيلي مفصل است ولي غرض ما ردّ حرف ابن تيميه است كه مي گويد سرها را به شام نفرستاده اند و يزيد اظهار خوشحالي نكرده است. همچنين در كتاب تاريخ الاسلام ج 5 ص 20، ذهبي همين مطلب را نقل مي كند. اينكه ابن تيميه دارد مي گويد سرهاي شهدا به شام فرستاده نشد و از قتل امام حسين اظهار خوشحالي نكرد اينها همه جزء دروغ ها و كذب هايي است كه آقاي ابن تيميه حراني مطرح مي كند و متأسفانه يك سري افراد جاهل و نادان حرفهايش را قبول مي كنند.

جناب علامه شهاب الدين احمد بن عبد الوهاب نويري كه از بزرگان اهل سنت است متوفي 773 است كتابي دارد به نام «نهاية الأرب في فنون ادب» -انتشارات دار الكتب العلميه بيروت سال 1424قمري-

در اين كتاب مي گويد:

لما وصل رأس الحسين إلي يزيد حسنت حال ابن زياد عنده.

نهاية الأرب في فنون ادب، ج20، ص296

آقاي كارشناسي كه مي گويي وقتي كه يزيد خبر شهادت امام حسين را شنيد گفت:

لعن الله ابن مرجانه

-و اين را از يك روايت ضعيف ابو مخنف نقل مي كني- تو كه فرصت مطالعه نداري، وقت هم نداري، چند دقيقه اي تحمل كن و برنامه هاي ما كه مستند به منابع خودتان است را ببين تا حداقل بار ديگر كه قصد ورود به اين مباحث را داري، آبرو ريزي نكني و حيثيت خودت را بيش از اين به باد ندهي! زيبنده نيست كسي كه خودش را عالم ديني مي داند در رسانه اي جهاني هر چه به زبانش آمد مطرح كند. فردا خود اهل سنت به شما مي خندند همانطور كه همين حالا به شما مي خندند. در كتاب نهايه الارب في فنون ادب مي گويد:

لما وصل رأس الحسين إلي يزيد حسنت حال ابن زياد عنده و حسنت حال ابن زياد عنده و وصله و سرّه ما فعل. ثم لم يلبس إلا يسرا حتي بلغه بغض الناس له و لعنهم إياه و سبهم فندم علي قتل الحسين.

نهاية الأرب في فنون ادب، ج20، ص296

وقتي كه سر مطهر امام حسين به نزد يزيد رسيد اظهار شادماني كرد و نسبت به ابن زياد نيكويي كرد حال ابن زياد پيش يزيد بهتر شد و به عبيد الله بن زياد صله و جايزه داد. كاري كه عبيد الله انجام داده بود مايه خوشحالي يزيد شد. مدتي نگذشت تا اينكه يزيد متوجه شد مردم به خاطر كارش، او را دشمن مي دانند و لعنت و سبّش مي كنند پس اظهار ندامت كرد.

اين مطلب واضح و روشن و از منابع اهل سنت است. البته همين تعبير را آقاي ابن اثير در كامل ج 4 ص 87 دارد. ايشان هم مي گويد.

لما وصل رأس الحسين إلي يزيد حسنت حال ابن زياد عنده و زاده و وصله.

وقتي كه يزيد سر امام حسين را ديد نسبت به ابن زياد اظهار شادماني كرد به او هديه داد و بر ارزش ابن زياد نزد يزيد افزوده شد. مدتي نگذشت ديد مردم او را دشمن مي دارند و سبّ و لعنش مي كنند.

فندم علي قتل الحسين.

شروع كرد به اظهار ندامت كردن.

شما ببينيد اين قضايا واضح و روشن است. بدانيد كه امروز حتي خود جوانهاي وهابي حاضر نيستند در بسته و سر بسته از شما حرف بپذيرند.

مجري:

خيلي ممنون و سپاسگزاريم. حاج آقا سوال ديگري كه مي خواهم اينجا مطرح كنم قضيه آقاي ابن تيميه است به عنوان رئيس اين قوم آقايان وهابيها اين قضيه چوب زدن يزيد لعنت الله عليه به دهان مبارك امام حسين عليه السلام كه در كتب ما هم هست آقاي ابن تيميه اين را تكذيب كرده است مثل خيلي از حقائق ديگري كه در كتابهايش تكذيب كرده است. هر چه به ذهن خودش خوب باشد خوب و هر چه به ذهنش بد باشد بدون مدرك و دليل مي آيد آن را منكر مي شود. قضيه چوب خيزران در شام را منكر شده و مي گويد اصلا چنين قضيه اي اتفاق نيفتاده است. لطفا در اين مورد توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني:

البته مسئله چوب زدن بر دهان مبارك ابا عبدالله عليه السلام واقعا براي من درد آور است حتي نقل آن هم براي من درد آور است. ولي ديگر چه كنيم ناگزير هستيم. ايام، ايام عزاداري امام حسين سلام الله عليه است من فقط به عبارت ابن تيميه اشاره اي كنم و بعد مانيتور را به آنتن مي دهيم كه دوستان ببيننده بهتر در جريان مسئله قرار بگيرند. ابن تيميه در همان كتاب رأس الحسين ص 206، به صراحت مي گويد:

أن القصة التي يذكرون فيها حمل الرأس إلي يزيد و نكته بالقضيب كذبوا فيها

اينكه مي گويند سر بريده امام حسين را نزد يزيد در شام برده اند و يزيد با چوب خيزران به لبهاي خشكيده امام حسين مي زد، همه دروغ گفته اند!

ولم ينقل بإسناد معروف عن الرأس حمل إلي قدام يزيد .

اين ها همه دروغ است و ساخته و پرداخته ي يك عده افراد است!

در كتاب تاريخ طبري ج 3 ص 341، صراحت دارد بر اينكه وقتي امام حسين توسط ابن زياد به شهادت رسيد سر مطهر را نزد ابن زياد آوردند -تا آنجا كه مي گويد- بعدا اين سرها پيش يزيد بن معاويه رفت.

و مع يزيد قضيب فهو ينكت به في ثغره.

دست يزيد ملعون يك چوب خيزراني بود و با چوب خيزران به لبها و دندان خشكيده آقا امام حسين سلام الله عليه مي زد.

شما ببينيد اين قضايايي است كه هم طبري دارد و هم ابن اثير جزري در كتاب الكامل في التاريخ، ج 4 ، ص 85 . جالب اين است كه آقاي ابن جوزي كه از افراد مورد اعتماد اهل سنت است كتابي دارد در ردّ يزيد و لعن و ذمّ او تحت عنوان:

الرد علي المتعصب العنيد المانع من لعن يزيد

در صفحه 45 اين كتاب تعبير مفصلي دارد مي گويد عبيد الله بن زياد سر مطهر امام حسين و ديگر عزيزانشان را براي يزيد فرستاد

و وضع رأس الحسين بين يدي يزيد و عنده أبو برزه فجعل ينكته علي فيه

سر مطهر امام حسين را در برابر يزيد بن معاويه قرار دادند و نزد او ابو برزه بود -كه يكي از صحابه است- يزيد بن معاويه با چوب بر لبهاي آقا امام حسين مي زد.

اين صحابي يعني ابو برزه فرياد برآورد:

إرفع عصاك

اين عصا و چوب را از لبهاي امام حسين بردار.

فو الله لربما رأيت النبي علي فيه.

به خدا سوگند ديدم كه لبهاي پيغمبر بر اين لبها بود و بوسه مي زد تو داري جايي را با چوب و عصايت مي زني كه پيغمبر اكرم با لبانش آنجا را بوسيده.

و جالب اين است كه آقاي ذهبي نيز در تاريخ الاسلام ج 5 ص 19، تعبير مي گويد:

و علي بن الحسين في غلّ فضرب يزيد علي ثنيتي الحسين.

آقا امام سجاد همانجا در غل و زنجير بود جلوي چشم امام سجاد يزيد خبيث لعين با چوب بر دندانهاي جلويي امام حسين سلام الله عليه مي كوبيد.

لذا حرفهاي ابن تيميه مردود است. سالها قبل و سالها بعد از او بزرگان و استوانه هاي علمي اهل سنت مطالبي دارند كه حرفهاي او را رد مي كند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم حاج آقا.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك.

مصباح المتهجد، ص776

استاد حسيني قزويني:

بله و لذا مدافعين و محبين يزيد هم بايد انشاء الله همانطوري كه آقاي آلوسي دارد كه عرض خواهم كرد مورد لعن قرار بگيرند تا اينها يك مقداري قلبشان بسوزد از اين لعني كه بزرگان شيعه مي كنند.

تماس بينندگان

مجري:

ارتباط بر قرار است. جناب آقاي قاضي سلام عرض مي كنم

بيننده:

شبكه ي نواصب اخيرا ادعا كردند كه آقاي مرتضي راد مهر هم طلبه حوزه علميه بوده و هم دانشجوي دانشگاه شهيد بهشتي بوده و هم خواهر ايشان عروس حضرت آيت الله مكارم شيرازي هستند. به ادعاي اين آقايان ايشان شيعه بوده و سني شده است و به تعبير خودشان ايشان را شهيد كرده اند. حالا شايد چگونگي كشته شدن يا از دنيا رفتن ايشان قابل تحقيق نباشد اما فكر مي كنم اظهارات ديگرشان قابل بررسي باشد. اگر حضرت استاد مصلحت مي دانند در اين مورد توضيحاتي بفرمايند

مجري:

خيلي ممنون آقاي قاضي مختصر و مفيد فرموديد. خواهش مي كنيم بيننده مان پشت خط بماند ممنون هستيم. حاج آقا اگر ممكن است در اينباره توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

بله، بايد گفت: كار اينها جز دروغ گفتن و افترا بستن نيست. اين ديگر نهايت ذلّت اينها را مي رساند و روزهاي آخر عمر وهابيت را نشان مي دهد . اينها نزد مردم هيچ آبرويي ندارند و محبوبيتشان را از دست داده اند مردم چه شيعه و چه سني و چه مسيحي و چه غير مسيحي از اينها متنفر هستند. اگر اتاق فرمان بتوانند با يكي از آقازاده هاي آيت الله مكارم شيرازي ارتباط برقرار كنند ممنون هستم تا اصلا ما بفهميم آيا خواهر ايشان عروس آيت الله مكارم شيرازي هست يا نه؟

يكي از شاگردان خود من از مسئولين دانشگاه شهيد بهشتي هستند. چندي پيش از او سوال كردم كه آيا دانشگاه شهيد بهشتي و بخش علوم پزشكي دانشجويي به نام آقاي راد مهر داشته است يا نه؟ ايشان يكي دو روز پيش با من تماس گرفت و گفت ما پرونده تمام دانشجويان را از سال 1358 تا سال 90 بررسي كرديم و دانشجويي در اين دانشگاه به نام آقاي مرتضي رادمهر نداريم. حتي در بين دانشجوهايي كه درس را نيمه كاره گذاشته اند و رفته اند هم كسي به اين نام نداريم.

مجري:

حاج آقا مسعود مكارم پشت خط است اگر اجازه بفرماييد صداي ايشان را بشنويم.

آقاي مكارم:

سلام عليكم.

مجري:

و عليكم السلام شب شما به خير،

استاد حسيني قزويني:

من هم سلام عرض مي كنم خدمت حاج آقا مسعود، در يكي از اين شبكه ها گفته اند يك فردي به نام مرتضي رادمهر طلبه حوزه علميه قم بوده، ماجرايي را درست كرده اند و كشتن او را هم به گردن شيعه انداخته اند، الان چند روزي است كه مي گويند خواهر ايشان عروس حضرت آيت الله مكارم شيرازي بوده! بفرماييد آيا اخوي هاي بزرگوارتان برادر زني روحاني به نام مرتضي رادمهر داشته اند يا نه؟ - مردم هم صحبت شما را بصورت پخش زنده مي شنوند-.

آقاي مكارم:

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما و تمامي بينندگان محترم شبكه ي ولايت،

من به نوبه ي خودم از زحمات تمامي دست اندركاران و مسئولين اين شبكه كه در ترويج مكتب اهل بيت عليهم السلام صادقانه خدمت مي كنند تشكر مي كنم. ان شاء الله بتوانيم همه با تمام صداقت و راستي در جهت اعتلاي اين مكتب بكوشيم.

در مورد سوالي كه فرموديد بايد عرض كنم كه در مجموعه ي بيت حضرت آيت الله مكارم شيرازي چه در فاميلهاي نسبي و چه فاميلهاي سببي ما اصلا شخصي به اسم رادمهر نداريم. علاوه بر اين در بين برادران عروسهاي منتسب به اين بيت اصلا معمم و روحاني وجود ندارد كه اسمش بخواهد رادمهر باشد. من فكر مي كنم كه ما الان در عرصه اي هستيم كه دروغ زود خودش را نشان مي دهد. عصر اينترنت و ماهواره و عصري كه مطلبي زودتر از 1 ثانيه در همه دنيا پخش مي شود. بايد يك طوري حرف بزنيم و عمل كنيم كه بتوانيم جوابگو باشيم هم در نزد خدا و هم در مقابل مردم، اگر حرفهايمان دروغ باشد مسلّما مشكل به وجود مي آورد. مذهبي كه بخواهد بر اساس دروغ و اكاذيب جلو برود مسلّما در بين مردم جايگاهي نخواهد داشت .

استاد حسيني قزويني:

جناب آقا مسعود بزرگوار از اين محبتي كه كرديد ممنون هستيم. مردم دنيا ببينند كه اينها دروغ است. ما قضاوت را به عهده خود بينندگان عزيز مي سپاريم.

دوستمان كه از مسئولين دانشگاه شهيد بهشتي است گفت: ما تنها 2 نفر داشتيم يكي به نام مهرداد آهن ساز، ايشان فاميلش را عوض كرده به راد مهر و بعد از اينكه فارغ التحصيل شده در ارتش استخدام شده و الان شاغل است. ديگري هم فردي به نام علي جان درده گرايي بوده و ايشان هم فاميلش را به رادمهر تغيير داده است. ايشان هم فارغ التحصيل شده و الان در استان فارس در سازمان تأمين اجتماعي شاغل هستند. هر دو نفر زنده هستند. اگر دوستان ما براي اينها پيام دهند و در برنامه هاي بعدي بيايند روي خط ديگر رسوايي شبكه هاي وهابي صد چندان خواهد شد.

هر چند برادرمان جناب آقاي يزداني و حاج آقاي ابو القاسمي در اين زمينه كاملا توضيح داده اند، ولي من براي تكميل فرمايش آنها بگويم كه اين همان كتابي است كه آقايان آورده اند اگر اتاق فرمان كتاب ايشان را كه براي من فرستاده اند، به آنتن دهند كه بينندگان عزيز هم ببينند ممنون مي شوم. اسم كتاب را هم گذاشته اند: توليد دوباره! به جاي تولد دوباره نوشته اند توليد دوباره! حالا توليد سه باره اش كي باشد نمي دانيم! اين صفحه 16 كتاب است. ببينيد بينندگان عزيز نوشته است كه دوره ي سطح و خارج علوم حوزوي را در حوزه علميه رضوي سپري كرده اند. من اين را براي يكي از آقايان مراجع خواندم خنده اش گرفت و گفت مدرسه علميه رضويه كه در خيابان آذر قم است تا پايه 6 بيشتر ندارد!

مجري:

من هم محصل همانجا بودم.

استاد حسيني قزويني:

بله خود حضرتعالي هم آنجا بوده ايد و بنده هم آنجا تدريس و جلسه داشته ام. من از مسئولين آنجا هم سوال كردم ، گفتند ما طلبه اي به نام رادمهر تا بحال نداشته ايم و علاوه بر اين دروس خارج در مدارس تدريس نمي شود بعد از پايان پايه 10 كه در حقيقت كفايه و رسائل و مكاسب است معمولا درس خارج در مسجد اعظم برگزار مي شود. همچنين جالب اين است مي گويند ايشان در سال 1368 براي گذراندن سال ششم حوزوي، اول خارج!

حاج آقاي محسني! سال ششم در حوزه چه مي خوانند؟

مجري:

حاج آقا لمعه مي خوانند.

استاد حسيني قزويني:

لمعتين مي خوانند يعني هنوز ما 5 سال فاصله داريم تا درس خارج، آن وقت حوزه علميه قم ثبت نام كرده است. فيضيه اصلا جايي براي درس خارج نيست و درس خارج هم به هيچ وجه ثبت نامي نيست. همچنين ايشان در صفحه 19 مي گويد توسط بعضي از مراجع من كمك هزينه مي گرفتم. آيت الله اميني، آيت الله مشكيني، آيت الله وحيد خراساني، آيت الله مشكيني كه از دنيا رفته اند.

در مورد آيت الله مشكيني بايد بگويم بنده تقريبا از سال 47 كه وارد حوزه شدم با ايشان از نزديك آشنا بودم ايشان هم به من خيلي محبت داشتند تا آخرين سال -كه 3 سال قبل از دنيا رفتند- ايشان يك ريال شهريه به كسي ندادند. اصلا اهل شهريه نبودند. آيت الله اميني هم در قيد حيات است ايشان هم اصلا شهريه مي گيرند نه اينكه شهريه بدهند. حضرت آيت الله وحيد خراساني هم تقريبا الان 4 يا 5 سال است كه شهريه را شروع كرده اند و تا بعد از سال 1380 هم شهريه نمي دادند.

مجري:

آن زمان كه شهريه نمي دادند.

استاد حسيني قزويني:

آن موقع ايشان اصلا شهريه نمي دادند. اين دروغهايي است كه اين حضرات بافته اند و دهها دروغ ديگر و جالب اين است كه اين تصويري است كه از آقاي رادمهر آورده اند گرچه اينها را برادر عزيزمان جناب آقاي يزداني و دوستانمان مفصل گفته اند. بينندگان عزيز دقت كنند اين در حقيقت مجلس شوراي اسلامي است اين سخنران هم ظاهرا شهيد باهنر است كه دارند آنجا صحبت مي كنند. تصوير سر آقاي رادمهر را چسبانده اند اينجا براي اينكه بيايند شخصيت سازي بكنند. اينجا شما ببينيد در حقيقت آقاي خاتمي است با اين لباس و عبا و قبا. يك سري افراد ديگر را هم پشت سرشان آورده اند. وزير دفاع در يك طرف و وزير اقتصاد در يك طرف، آقاي موسوي لاري دارد اين آقا را همراهي مي كند. ببينيد اين برادر رادمهر است تصوير سرش را كنده اند چسبانده اند اينجا يكي از محافظين آقاي خاتمي، اين هم تصوير خودش را آورده اند گذاشته اند آنجا و همچنين اين محافظ آقاي خاتمي است دوستان دقت كنند همين را برداشته اند و گذاشته اند پشت سر آقاي رادمهر، اين هم وزير دفاع است، پشت سر آقاي رادمهر چه كار مي كرده؟ آقاي راد مهر جزء رجال سياسي بوده؟! اين جناب آقاي جهانگيري وزير وقت بوده تصوير ايشان را هم برداشته و پشت سر عكس گذاشته اند.

يا مثلا آقاي موسوي لاري وزير كشور بوده اينجا چكار مي كرده؟! آقايان! ديگر زماني كه بخواهيد مردم را فريب دهيد سپري شده است.

ساير حرفهايشان نيز، همه از اين قماش است. همه آنها تزوير، دروغ، خيانت، افترا و ساختگي است. يك مذهبي كه بر محور دروغ باشد بهتر از اين نمي شود.

مجري:

خيلي ممنون حاج آقا، جناب آقاي امير آقا سلام عرض مي كنم از كردستان، از برادران اهل سنت،

بيننده:

آقاي حسيني! جنابعالي در صحبتهايتان - بي ادبي نباشد من شرمنده ام- مي فرماييد لعنت بر دروغگو، ما اهل سنت هستيم توهين كردن به خلفاي راشدين هم كاملا جرم است چون در قرآن آمده:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. و الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله و الذين آووا و نصروا اولئك هم المؤمنين حقا لهم مغفرة و رزق كريم.

سوره انفال، آيه 74

يعني براي هميشه هستند مومن حقيقي اند. حالا هم خلاف كرده اند و هم فرار كرده اند خدا اسمشان را مومن گذاشته و يا در آيه ي 100 سوره توبه،

والسابقون الأولون من المهاجرين والأنصار

سوره توبه، آيه 100

حالا شما فرموديد «من» تبعيض است ولي تبعيض نيست چون بعد آورده است:

والذين اتبعوهم بإحسان.

سوره توبه، آيه 100

اينجا شامل همه مي شود. -كار نداريم به اين- آيا اهل سنت ايران چه گناهي كرده كه توهين به خلفاي راشدين مي شود؟ در كتابهاي برادران در زيارت عاشورا بر چه مبنايي اولي، دومي، سومي و چهارمي معاويه و پنجمي يزيد را لعنت مي كنند؟ جواب اين سوالات را از شما مي خواهيم بدهيد. شما مي فرماييد ما به اهل سنت توهين نمي كنيم. ما برادران اهل سنت را برادر مي دانيم. ولي آيا شما مي دانيد كسي كه به خلفاي راشدين توهين بكند اهل سنت او را كافر مطلق مي دانند؟ - به اين كار نداريم-. آيا در اين حرفها ضدّ و نقيص نيست؟ يا در كتابهايتان مي نويسيد كه اهل سنت ناصبي هستند حالا بگوييم در اين كتابها حديث هاي ضعيفي هستند ولي درباره كتابهايي كه در قم چاپ مي شوند چه مي گوييد؟

استاد حسيني قزويني:

حضرتعالي مي توانيد كتابي به ما معرفي كنيد كه چاپ شده است و گفته اند اهل سنت ناصبي هستند؟

بيننده:

كليني.

استاد حسيني قزويني:

بفرماييد كجاي كتاب كليني آمده كه اهل سنت ناصبي هستند؟

بيننده:

عرض كنم نوشته است كه... آقاي قزويني حالا كتاب دستم نيست، ولي كتابهايي كه به خلفاي راشدين توهين شده است مي آورم!

مجري:

بگوييد ديگر جناب آقا امير.

استاد حسيني قزويني:

آقا امير بزرگوار ما به شما فرصت هم داديم صحبتتان را هم قطع نكرديم 2 دقيقه تان هم تمام شده است الان ديگر خارج از 2 دقيقه است كه ما قطع كرديم صحبت شما را، ببين برادر بزرگوار اگر بنا است ما نبش قبر بكنيم اجازه بدهيد ما كتابهاي شما را بياوريم بيرون ببينيد كه چقدر به شيعه ها توهين شده است، به علماي شيعه توهين شده است. آيا امير المومنين علي عليه السلام مگر خليفه نيست؟ چرا در برابر سبّ علي عليه السلام، شما موضع نمي گيريد؟ معاويه اين سب را علني كرده؟ شما داريد مي گوييد معاويه رضي الله عنه، مگر پيغمبر نفرمود:

من سبّ عليّا فقد سبّني؟

مسند احمد، ج6، ص323

بيننده:

مدرك نشان بدهيد كه كجا است. من از كتاب مي پرسم چشم. مدركش را بده كجا لعن كرده است؟

مجري:

شما مدركتان را بدهيد حاج آقا هم مدرك را مي دهد.

بيننده:

عرض كردم من حالا نه! ولي چشم در جلسه بعد حتما پيدا مي كنم ولي كتابها را مي آورم كه كجا لعن كرده است خلفاي راشدين را.

استاد حسيني قزويني:

الان كتاب را دادند به آنتن بفرماييد اين كتاب صحيح مسلم ج 4 ص 1871، نرم افزار جامع الكبير است برنامه هم مال خودتان است ما ننوشته ايم.

بيننده:

صفحه ي چند؟

استاد حسيني قزويني:

صفحه 1871 ج 4 ح 2404، الان داريد مي بينيد شما در مانيتور عزيز من! چشم بندي هم كه نيست. بفرماييد مي گويد:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا

معاويه به سعد بن وقاص دستور داد

چه گفت؟

ما منعك ان تسبّ أبا التراب.

چرا ابو تراب علي بن ابي طالب را سبّ نمي كني؟

بفرماييد اين صحيح مسلم است بفرماييد چه موضعي داريد درباره اين؟

بيننده:

آقاي قزويني ما اهل سنت هستيم بله معاويه را هم دوست داريم. شما هم در صحبتهايتان آن شب فرموديد كه لعنت بر دروغگو شما با اهل سنت هم مشكل داريد.

استاد حسيني قزويني:

شما به من گفتي مدرك به من نشان بده كه من معاويه را لعنت كنم.

بيننده:

شما در حرفهايت همين را مي فرماييد بله ما به شما حق مي دهيم شما فرموديد ما با اهل سنت هيچ مشكلي نداريم با وهابيت مشكل داريم لعنت بر آنهايي كه وهابيت هستند. كار نداريم. به وهابيت مي گويم آنها كه مي گويند ما وهابيت هستيم لعنت بر آنها. من هيچ توهين و جسارتي نمي كنم چون او استاد ما است. لعنت بر آن كسي كه بر خلفاي راشدين هم توهين مي كند لعنت خدا.

استاد حسيني قزويني:

امير آقا! حضرتعالي فرموديد به من مدرك بده كه معاويه به علي ناسزا گفته است من هم از صحيح مسلم برايت آوردم شما بفرماييد آيا علي خليفه بود يا خليفه نبود؟

بيننده:

آقاي كياني حالا گفته مثل آن 2 تا حديثي است كه آقاي كياني دارد مانور مي دهد رويش حديث288، حديث 290 صحيح مسلم كه در خصوص حضرت عايشه كه نا محرم ها مي رفتند خانه اش و محتلم مي آمدند.

مجري:

اينكه در كتب خودتان است.

بيننده:

اجازه بدهيد عرض كنم خدمت تان اين حديثها دروغ است.

مجري:

صحيح مسلم ضعيف است؟ صحيح بخاري ضعيف است؟ بگوييد كه ما قبول كنيم.

بيننده:

اين حديثها اصلا در اين خصوص نيست شما هر روز اين كارتان است از همين شبكه ها يك كليپ مي سازيد همان كليپي كه همين آقايي كه همين 288 را همين 290 را. اگر در خصوص حضرت عايشه بود، من همينجا شيعه مي شوم.

استاد حسيني قزويني:

روايت چه بود؟ بفرماييد.

بيننده:

همان كليپي را بياوريد كه آن حديث 288 را و 290 را آورده روي آنتن كه اصلا اين در خصوص حضرت عايشه است؟ همان كليپ را از آن شبكه كلمه بياوريد. اقاي قزويني! من اين را مي گويم كه شما بر خلفا لعنت كرديد.

مجري:

لعن در قرآن در 7 مورد آمده است. لعنت قضيه اش با فحش متفاوت است و ما اگر مي گوييم كلّي مي گوييم در زيارت عاشورا هم است.

استاد حسيني قزويني:

دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند. آقا امير بزرگوار شما مي گوييد اگر الان آدرس بدهيد من شيعه مي شوم. ما نمي خواهيم شيعه بشويد فقط مي خواهيم اين قفلي كه در ذهن مباركتان و قلبتان زده اند را برداريد. اين قفل را باز كنيد. حديث 290، از صحيح مسلم است از نرم افزار الجامع الكبير هم است ج 1 ص 239، بفرماييد.

عن عبد الله بن شهاب خولاني قال كنت نازلا علي عائشة.

وارد خانه عايشه شدم مهمان عايشه شدم.

نزلت علي فلان

يعني مهمان فلاني شدم.

فاحتلمت في ثوبي

و من محتلم شدم.

آيا اين دروغ است؟ اگر دروغ است چرا صحيح مسلم آورده است؟ شما مي گوييد كه ما دروغ مي گوييم روايتي نيست. الان تمام مردم دنيا دارند اين صحيح مسلم را كه در نرم افزار الجامع الكبير است مي بينند. نرم افزار خود شما هم است. آيا اين درست است؟ يا درست نيست؟ در اين شبكه ها مي گويند خانه جناب عايشه به قدري كوچك و تنگ بود كه پيغمبر مي خواست نماز بخواند موقع سجده كردن عايشه پايشان را جمع مي كردند. اين آقاي عبد الله بن شهاب خولاني مي گويد:

كنت نازلا علي عائشة فاحتلمت في ثوبي.

وارد خانه ي عايشه شدم يعني خوابيدم آنجا محتلم شدم.

يعني در خواب عمل نزديكي با فردي را انجام مي دهد. حالا البته كاري ما نداريم.

فاحتلمت في ثوبي

كلمه ي «احتلم» هم خواب را مي گيرد و هم بيداري را ولي ما كاري به آن نداريم. شما كه مي گوييد نسبت به همسر پيغمبر بي احترامي مي كنيد آيا بدتر از اين بي احترامي هم مي شود ؟ شما هزار بار لعن بر عائشه را در يك كفه ترازو بگذار ، همين عبارتي را كه صحيح مسلم آورده است را در كفه ديگر ترازو بگذار. تو را به همان دينت، تو را به مذهبت، تو را به قيامتت، تو را به خدايت، آيا اين عبارتي كه صحيح مسلم آورده آيا با لعن و ناسزا قابل مقايسه است؟ شما از يكي از كتابهاي سيد نعمت الله جزائري روايتي پيدا مي كنيد بر اينكه چنين و چنان است. بعضي بزرگان ما فتوا داده اند خواندن بعضي از كتاب هاي سيد نعمت الله جزائري حرام است، كتاب انوا النعمانيه ج 2 ص 108، از مرحوم آيت الله انگجي نقل مي كند كه خواندن برخي از كتابهاي سيد نعمت الله جزائري خلاف شرع و حرام است.

ولي صحيح مسلم از كتابهايي است كه بعد از قرآن صحيح ترين كتابها است. شما مي گوييد من شيعه مي شوم ان شاء الله اميدواريم شب 4 شنبه بزرگواري كنيد آقا امير زنگ بزنيد يا اگر دوستان ما اتاق فرمان تلفن اين بزرگوار را دارند زنگ بزنند و وصل بكنند و اينكه به ما حمله كردند و گفتند شما دروغ مي گوييد و در صحيح مسلم چنين روايتي نيست در اين مورد به ما جواب بدهند. زيرا ما از صحيح مسلم اين روايت را آورديم.

البته فردا شب هم به من اعلام كردند كه در برنامه جناب آقاي يزداني و جناب آقاي ابو القاسمي در اين زمينه مطالب متعددي ارائه مي شود. دوستاني كه به شيعه انتقاد دارند كه شيعه نسبت به زنان پيغمبر هتك حرمت مي كند، فردا شب هم بيننده اين برنامه باشند و ما بارها گفته ايم اهانت به مقدسات اهل سنت

ذنب لا يغفر

است. ما به كتابها و شبكه هاي ديگران كاري نداريم. امثال آقا امير اگر در شبكه ما كه مسئوليت و خدمتگزاريش با بنده است اگر يك موردي اهانت به مقدسات اهل سنت بود براي ما بگويند و الله، بالله، هم رسما عذر خواهي مي كنم و هم جبران مي كنم، يك مورد براي ما بگوييد در اين 18 ماه در اينجا شما آمده ايد به ياران پيغمبر ، به زنان پيغمبر فحش داده ايد و لعن كرديد.

در مورد زيارت عاشورا هم

اللهم خص أنت أول ظالم باللعن مني و ابدأ به أولا ثم الثاني.

مصباح المتهجد، ص776

شما به چه دليلي مي گوييد اولي و دومي و سومي فلان افراد هستند؟ وقتي شيخ طوسي را گرفتند بردند پيش خليفه عباسي گفت مراد از اولي قاتل حضرت هابيل بوده يعني قابيل، مراد از دومي آن كسي بوده كه ناقه حضرت صالح را پي كرد، مراد از سومي آن كسي است كه حضرت زكريا را بين درخت گذاشت، مراد از چهارمي قاتل امير المومنين سلام الله عليه بوده، ما نمي گوييم نيست. در كتابهاي ما هست ولي در كتابهاي شما چند برابر كتابهاي ما هست. اگر بنا شد كه نبش قبر بشود اين را بدانيد قبرهايي كه ما بشكافيم كتاب هاي شما را بياوريم ارائه بدهيم حداقل 100 برابر كتابهاي شيعه است. ما مي گوييم گذشته ها را بگذاريد كنار از امروز ما بياييم برادروار با هم زندگي كنيم به همديگر توهين نكنيم و اهانت نكنيم. روايات ضعيف يكديگر را به رخ همديگر نكشيم. مطالبي كه يك عالمي هزار سال قبل گفته است اين را نياوريم امروز در آنتن ها نمايش دهيم.

آقا امير بزرگوار! اگر اين باشد و الله مطالبي در سينه من است دردهايي در سينه دارم فقط من ميترسم كه اين مطالب گفته بشود متهم به تفرقه بشوم. ولي يك روزي اگر كارد به استخوان برسد و اينها را بگوييم خود شما هم خجالت مي كشيد كه بزرگان شما اينچنين هتّاكي و جسارت كرده اند.

بيننده:

سلام عليكم سوالي از خدمتتان داشتم. سوال اولم اينكه در شبكه هاي وهابي قضيه آب خواستن امام حسين عليه السلام براي حضرت علي اصغر را به عنوان سوال هفته مطرح كرده اند و اين موضوع را به استهزاء گرفته اند و گفته اند اصلا بچه شير خواره گلو ندارد كه بخواهد تير 3 شعبه به گلوي آن بزنند. از حضرت آيت الله دكتر قزويني در خواست مي كنم كه پاسخ اين سوال وهابيها را بدهند. سوال دوم هم اينكه در شبكه حرمله اعلام كردند كه 1 ميليون سني در تهران زندگي مي كنند و حتي اجازه ساختن 1 مسجد هم ندارند. لطفا بفرماييد كه آيا واقعا 1 ميليون سني در تهران وجود دارند؟ و با اين جمعيت زيادي كه وجود دارند به آنها اجازه ساختن مسجد نمي دهند؟ ضمنا در همين شبكه كار نشناسانشان در سوالي يكي از بيننده ها كه از آنها پرسيد چرا در مكه اجازه ساختن مسجد به شيعيان نمي دهند؟ گفتند با وجود خانه خدا در مكه كسي نياز به ساختن مسجد ندارد. لطفا پاسخ اين قضيه يك بام و دو هواي اين آقايان به اصطلاح مسلمان را بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

اجازه بدهيد من از همين آخر شروع كنم كه اين را در اين شبكه ها به قول يكي از بيننده ها ي سني كه گفت شبكه ي حرمله! ايشان خيلي ذوق زده شدند كه در تهران 1 ميليون سنّي زندگي مي كنند و من تعجب كردم بلا فاصله وارد اينترنت شدم تا بفهمم قضيه چه است؟ اگر ممكن است دوستان كليپ 101 و 102 را پخش كنند تا جوابي كه مي خواهم بدهم يك مقداري مستند و مستدل باشد.

كليپ:

بيننده:

شما انتقاد مي كنيد كه چرا در ايران مساجد اهل تسنن موجود نيست. من از شما سوال دارم كه در عربستان سعودي كه سرزمين وحي است در آنجا چرا به شيعه ها اجازه نمي دهند مسجد داشته باشند؟

آقاي هاشمي:

به نظرتان آيا عاقلانه است كسي كعبه را رها كند دنبال مسجد ديگري باشد؟

بيننده:

چرا سني ها مسجد دارند؟

آقاي هاشمي:

كعبه مگر مال سني ها است؟

بيننده:

مال همه مسلمانها است.

آقاي هاشمي:

پس تمام شد.

بيننده:

در اطراف مكه ي معظمه چرا اجازه نمي دهند كه شيعه ها مسجد بسازند.

آقاي هاشمي:

مثلا در كدام شهر از اطراف مكه مسجد است كه شيعه مسجد ندارند؟

بيننده:

در خود مكه.

آقاي هاشمي:

در خود مكه كه مگر كعبه مال سني ها است؟

بيننده:

نه مال شيعه ها هم است. مراسم سوگواري امام حسين را چرا اجازه نمي دهند؟

آقاي هاشمي:

كجا اجازه نمي دهند؟

بيننده:

در مكه معظمه.

آقاي هاشمي:

چه كسي مي گويد كه اجازه نمي دهند؟

بيننده:

به كشتار مي كشند.

آقاي هاشمي:

به كشتار مي كشند به خاطر چه؟

بيننده:

به خاطر اينكه شيعه كار مذهبي خود را انجام مي دهند آنها را به زندان مي كشند.

آقاي هاشمي:

به اين حرفي كه مي زنيد مطمئن هستيد؟

بيننده:

بله من صد در صد مطمئن هستم

آقاي هاشمي:

متشكرم آقاي اكبري.

استاد حسيني قزويني:

اين كارشناس يا مجري اين شبكه مي گويد در مكه شيعه ها مسجد براي چه مي خواهند؟ با وجود مسجد الحرام كه نيازي به مسجد نداريم. جالب اين است من الان همين لحظه كه اين كليپ را پخش مي كردند وارد اينترنت شدم دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند ، ببينيد در يكي از اين سايتها آمده است تعداد 200 مسجد در مكه رو به قبله نيستند. خيلي جالب است، از كجا نقل شده است؟ از روزنامه رسمي سعودي گازت، شبنه 15 فروردين ماه 1390، يعني شما اگر برويد در مكه در هر 100 متر يا 150 متر اهل سنت يك مسجد دارند اين را هم عزيزان ببينند در حقيقت يك پژوهش ميداني است.

مجري:

كعبه كه هست كافي است مسجد را براي چه مي خواهند!

استاد حسيني قزويني:

آقاي عبد العزيز بن سقر الغامدي نسبت به مساجد مكه يك پژوهش ميداني انجام داده است. اين هم حوزه، دات، نت. دوستان و بينندگان عزيز ببينند. جدول شماره ي 5 فاصله ي ميان مسجد و خانه در وضع كنوني در مكه مكرمه، در كمتر از 100 متر 213 نفر، در 100 تا 190 متر 108 نفر، از 200 متر تا 299 متر 75 نفر مسجد دارند. يعني در مكه در محله هاي مختلف تا شعاع 100 متري براي 213 نفر مسجد هست. در جدول بعدي آمده است كه فقط در منطقه ي عزيزيه 27 مسجد دارند -كه منطقه عزيزيه يك خيابان بيشتر نيست- همه آنهايي كه به مكه رفته اند خبر دارند خيابان عزيزيه در حقيقت مانند حد فاصل ميان ميدان انقلاب تا ميدان آزادي در تهران است. شايد هم كمتر باشد. منطقه ي زاهر كه كوچكتر از منطقه عزيزيه است 39 مسجد دارد. منطقهي جرول 19 مسجد دارد. جالب اين است كه مي گويد تعداد 27 مسجد در عزيزيه، كم است و تعدادشان بايد به 35 مسجد برسد.

اين آقا كه مي فرمايد آيا عاقلانه است كسي در مكه مسجد داشته باشد؟ حالا اين آقا -عذر مي خواهم- يا بينندگان را احمق فرض كرده است يا خودش تمام عقل و شعورش را لاي پارچه پيچيده است و انداخته در سطل آشغال! مي گويد در مكه شيعه ها مسجد را مي خواهند چه كار كنند؟ آدم به اين آقا چه بگويد؟! دروغ ها و تزويرهاي اينها را ببينيد.

مجري:

البته ما خوشحال مي شويم كه اينطور رفتار مي كنند.

استاد حسيني قزويني:

واقعا خيلي جالب است كه مي گويد شيعه ها در مكه مسجد را مي خواهند چه كار كنند؟! بروند در مسجد الحرام نماز بخوانند. فقط 200 مسجد در مكه قبله اش منحرف است و فقط در منطقه عزيزيه 27 مسجد دارند در منطقه زاهر 39 تا، در جرول 91 مسجد، يعني در يك خيابان 27 مسجد براي اهل سنت است، چرا آقايان اهل سنت نمي آيند بروند بيت الله الحرام نماز بخوانند؟ اين مساجد را مي خواهند چه كار بكنند؟ شما بفرماييد در تمام مكه كه شايد 700 يا 1000 تا مسجد داشته باشد 1 مسجد براي شيعه به ما نشان بدهيد. در سراسر مدينه منوره يك مسجد براي شيعه به ما نشان بدهيد. يا در منطقه قطيف و احساء حتي شيعيان در خانه هاي علما نماز مي خواندند خانه ها را بستند. الان شما ببينيد چقدر از علماي شيعه منطقه قطيف و احساء در زندان هستند؟ اگر بنا است شما حرف حق بزنيد همه جا حرف حق بزنيد. اما در مورد نكتهي بعدي، اگر دوستان كليپ بعدي را هم پخش كنند ممنون مي شوم.

كليپ:

آقاي هاشمي:

آقا قاسم شما اين را يادداشت بفرماييد به مسئولينتان بدهيد كه معلومات اشتباهي به شما ندهند. من 99 درصد مطمئنم كه فردا اين مطلب از اين سايت حذف مي شود. به گزارش نداي انقلاب به نقل از شيعه آنلاين يك منبع آگاه از مركز آمار جمعيت جمهوري اسلامي ايران به خبرنگار ما گفت بر اساس آخرين سر شماري انجام شده در سراسر كشور كه در يك ماه گذشته انجام گرديد بيش از يك ميليون سني مذهب ساكن استان تهران به عنوان پايتخت تشيع جهان است.

مجري:

بله، خيلي ممنون هستيم. از همكاران عزيز مان متشكريم.

استاد حسيني قزويني:

متشكريم از همكاران عزيز كه سريع پخش كردند. اولا ايشان مي گويد كه يقين دارم و اطمينان دارم اين را حذف مي كنند. عزيزان اگر مانيتور من را بدهند به آنتن ممنون مي شوم . حدود 200 تا سايت اين مطلب يك ميليون سني در تهران را در مطالبشان دارند و حذف هم نشده است. مثلا هنوز از سايت نداي انقلاب برداشته نشده است. در حاليكه ايشان مي گفت من اطمينان دارم فردا حذف مي شود. اگر اطمينان حضرتعالي اين است بايد بگوييم

و علي الإسلام السلام.

اما نكته ي ديگر، من در مورد ادعاي يك ميليون سني در تهران با مركز آمار تهران تماس گرفتم، اين هم سايت مركز آمار ايران است كه دوستان مي توانند ببينند،www.amar.org.ir به يكي از اين دوستان گفتم آيا اين صحت دارد كه يكي از مسئولين آمار گفته است يك ميليون سني در تهران وجود دارد؟ ايشان گفت هر كس چنين چيزي گفته غلط و دروغ گفته است. چون در فرمي كه ما براي آمارگيري به مردم مي دهيم اصلا بحث شيعه و سني مطرح نيست. حتي رئيس مركز آمار هم خبر ندارد كه در كوچه و خيابانش چند تا شيعه يا چند تا سني وجود دارد.

گفتم مي شود اين فرم آمار گيري را براي من ارسال كنيد؟ گفت در همين سايت داريم. عزيزان ملاحظه كنند فرم شماره ي 2 پرسش نامه خانوار، سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1390، ببينيد فقط از دين سوال مي كنند كه مسلمان هستيد يا نيستيد؟ اين فرم آمارگيري است كه مركز آمار در اختيار عموم كارمندهايش گذاشته است از مردم نظر خواهي مي كنند. مردم دنيا ببينيد كه اين آقايان چطور دارند دروغ مي گويند! در اين فرم آمارگيري مسلمان، مسيحي، آشوري يا كلداني، ارمني و ساير دينها هست ولي اصلا گزينه اي به نام مذهب وجود ندارد.

مجري:

همين هم يك دليل حقانيت ما است كه اصلا نمي خواهيم اختلافي بين مذاهب باشد.

استاد حسيني قزويني:

بله و جالب اين است كه اين آقا وقتي دارد از شيعه آنلاين نقل مي كند من به آن سايت مراجعه كردم ديدم شيعه آنلاين بلافاصله در روز بعد تكذيب كرده است و تصريح كرده كه اين قضيه دروغ بوده. در سايتهاي مختلف هم اين قضيه تكذيب شده است. اگر دوستان عزيز در سايت گوگل با عنوان تكذيب يك ميليون سني در تهران، جستجو كنند، در همان رديف اول، خود سايت شيعه آنلاين كه اين آقا خبرش را به آنجا استناد كرده است ، رسما تكذيب كرده است. تكذيب يك ميليون سني ساكن پايتخت جهان تشيع، آيا شما امانت داريد؟! شما با اين تكذيب مي خواهيد چه كار كنيد؟ فرداي قيامت چه جوابي شما براي اين قضايا داريد؟ نه تنها خود شيعه آنلاين تكذيب كرده است بلكه 30 يا 40 سايت ديگر آن را تكذيب كرده اند. اين آقا اگر واقعا مأمور يا كارمند مركز آمار بوده چرا اسمش را معين نكرده است؟

ببين آقاي بزرگوار! ديگر آن زمان گذشت كه شما بخواهيد با دروغ ، تزوير ، افترا و بحران، مطلبتان را بقبولانيد. من يك سوالي از اين آقايان دارم كه آيا شما مسئولين هر كشور را اولي الامر مي دانيد يا نه ؟ صدام اولي الامر است ولي مسئول نظام جمهوري اسلامي ايران اولي الامر نيست؟ نستجير بالله اولي الشيطان هست؟ آقاي ملك عبد الله اولي الامر است؟ آقاي اوباما اولي الامر است؟ ولي مسئولين جمهوري اولي الامر نيستند؟ مگر شما نمي گوييد اطاعت از اولي الامر واجب است؟ شما در اين 30 سال گفتيد مسجد مي خواهيم گفتند صلاح نمي دانم. چرا در برابر اولي الامر اينگونه جبهه مي گيريد؟ يا بايد بگوييد ما تمام مسئولين كشورهاي جهان اعم از شيعه و سني جنايت كار را اولي الامر مي دانيم ولي مسئولين جمهوري اسلامي را چون مشرك هستند، كافر هستند، لا مذهب هستند، اينها را اولي الامر نمي دانيم.

زمان امام راحل آمدند گفتند ايشان گفتند صلاح نيست. بعد از آن هم آمدند گفتند. حالا ما نمي خواهيم دفاع كنيم. اينجا وقتي كه شما سوال مي كنيد مسئولين يك نظام روي يك مصالحي مي گويند ما صلاح نمي بينيم در تهران شما مسجد داشته باشيد، مگر نبايد اطاعت كنيد؟ مگر خود جناب عمر نمي گويد؟

فأطع الامام و إن كان عبدا حبشيا ان ضربك فاصبر و ان امرك بأمر فاصبر و ان حرمك فاصبر وان ظلمك فاصبر و ان امرك بأمر ينقص دينك فقل سمع و طاعة دمي دون ديني

السنن الكبري، ج8، ص159

مجري:

خيلي ممنون حاج آقا، سركار خانم احمدي گفتند در شبكه حرمله آب خواستن براي حضرت علي اصغر را مسخره كردند و گفته اند كه اصلا بچه كوچك گلو ندارد كه حالا بخواهند با تير گلويش پاره بشود. لطف كنيد براي بينندگان عزيزمان توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

بله. اگر دوستان اين كليپ 107 را هم پخش كنند ممنون مي شوم.

كليپ:

سوال هفته: علماي صفوي اعتقاد دارند: امام حسين فرزند شش ماهه اش به نام علي اصغر را روي دست بلند كرد و گفت اگر به من تشنه آب نمي دهيد به اين نوزاد تشنه آب بدهيد كه تير حرمله آمد و گلوي علي اصغر را پاره كرد. حالا سوال اين است كه تنها غذاي كودك شش ماهه كه تشنگي و گرسنگي را رفع مي كند. چيست؟

1. چلو كباب، 2.آب، 3. شير مادر، 4. آش رشته،

آقاي هاشمي:

سوال واضح است اما براي اين است كه تلنگري باشد و جرقه اي باشد براي اينكه متأسفانه روايتهاي ساختگي و جعلي تا چه حد وجود دارد و اين به هر صورت سببي بشود كه ما اين روايت را غربال كنيم و باهوشتر و بيدارتر به اين روايتها توجه كنيم.

مجري:

چقدر جسارت وقيحانه است! نمي دانم اينها از چه ساخته شده اند واقعا ديگر جسارت را به اوج رسانده اند. چلو كباب و شير مادر!

بيننده:

با عرض سلام و خسته نباشيد دارم خدمت حضرت آيت الله قزويني.

ضمن عرض تسليت شب هفتم شهداي سر افراز دشت كربلا، بايد عرض كنم با توجه به سوال يكي از بينندگان عزيز كه در شبكه وهابي قضيه آب خواستن امام حسين عليه السلام براي علي اصغر را به عنوان سوال هفته مطرح كرده و به تمسخر و استهزا گرفته است، بايد بگويم كه پاسخ آن نياز به گرفتن وقت آيت الله دكتر قزويني نيست من يك كارمند ساده حوزه نديده به راحتي پاسخ مي دهم. اولا در كتب معتبر شيعي اصلا اشاره اي به اين قضيه نشده است. شيخ مفيد در كتاب ارشاد كه از كتب معتبر شيعه محسوب مي شود در ج 2 ص 108 مي نويسد امام به خيمه آمد فرزندش را نزد او آوردند و آن حضرت طفل را در دامان خود نشانيد در اين وقت مردي از بني اسد تيري پرتاب كرد و آن طفل را به شهادت رساند. ثانيا شهيد مطهري درباره اين كه آيا ابا عبد الله عليه السلام تقاضاي آب از دشمن كرده است يا نه مي فرمايد باور نكنيد كه ابا عبد الله عليه السلام چنين درخواستي كرده باشد حسين عليه السلام اهل اينطور درخواستها نبود بلكه او در مقابل لشكر دشمن مي ايستد و فرياد مي كند مردم كوفه آن كس پسر نا كس، آن زنازاده پسر زنازاده فرمانده كل شما، آن كسي كه به فرمان او آمده ايد، به من گفته است كه از اين 2 كار يكي را انتخاب كن يا شمشير يا تن به ذلت دادن، آيا من تن به ذلت بدهم؟

هيهات منا الذله، هيهات.

كه زير بار ذلت بروم. حماسه حسيني، ج 1 ، ص 136، ثالثا طريحي در منتخب ص 431 مي نويسند كه بعد از شهادت حضرت عباس امام حسين عليه السلام گفت آيا كسي هست كه مقداري آب براي اين طفل بياورد كه او طاقت تشنگي را ندارد. علي اكبر كه در آن زمان 17 سال داشت بلند شد و گفت من مي روم آب مي آورم و رفت وارد شريعه شد و مقداري آب آورد. امام خواست آب را به طفل بخوراند وقتي طفل آماده آشاميدن آب شد تير مسمومي آمد و قبل از اينكه علي اصغر عليه السلام آب بياشامد بر گلوي او نشست تا او را به شهادت رساند. منتخب طريحي ص 431، معالي السبتين ج 1 ص 423، رابعا داستان آب خواستن امام حسين عليه السلام در كتب اهل سنت آمده كه به نظر مي رسد از توطئه دودمان اموي بوده كه عزت و كرامات امام حسين عليه السلام را زير سوال ببرند.

ديروز بني اميه و بني مروانه به دروغ روايت نقل كردند و امروز نسل بني اميه آن را ابزار دست خود مي سازند و روي آن مانور مي دهند و حماسه عاشوراي امام حسين عليه السلام را زير سوال مي برند. من از حضرت آيت الله دكتر قزويني مي خواهم و خواهش مي كنم نمونه اي از كتابهاي اهل سنت كه اين قضيه را نقل كرده اند براي بينندگان بخوانند. و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته.

استاد حسيني قزويني:

من در اينجا اين نكته را عرض كنم كه بيش از 20 سايت به اين شبهه جواب داده اند. من فقط تأسفم اين است كه از عزيزان شيعي كه با آن برنامه تماس گرفتند يك نفر سوال نكرد اي آقايان بي انصاف و بي وجدان! اي نسل بني مروان و بني مرجانه! اين حرفي كه شما آورده ايد با كدام مدرك و كدام كتاب شيعه است؟ همين كه علماي شيعه ي صفوي نقل كرده اند كفايت مي كند؟ چرا حرف بي مدرك را نقل مي كنيد و شروع مي كنيد به استهزا و مسخره كردن؟ خدا شما را با همان موالي تان كه از آنها دفاع مي كنيد محشور كند ما را هم با موالي مان محشور كند .

اما اينكه خانم صفايي گفتند از منابع اهل سنت، اولا در منابع اهل سنت اين قضيه به 2 شكل آمده است. يكي اينكه اصلا بحث آب خواستن امام حسين مطرح نشده است، كتاب مقتل الحسين آقاي خوارزمي كه از كتابهاي معتبر اهل سنت است و چه بسا ما هم در بعضي از قضايا به او استناد مي كنيم در ص 32 ج 2 چاپ جديد، الفتوح ابن اعثم ج 5 ص 131، مي گويد آقا امام حسين سلام الله عليه آن آخرين لحظه اي كه ديگر تمام يارانش به شهادت رسيده بودند،

نادي هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله. هل من موحد يخاف الله فينا هل من مغيث يرج الله في إغاثتنا.

آيا يك نفري است كه از حرم پيغمبر دفاع كند؟آيا يك خدا شناسي هست كه از خدا بترسد از ما دفاع كند؟

آيا يك نفري است در ميان شما به فرياد برسد؟

ببينيد اينها نشانگر اين است كه امام حسين مي خواهد با اين ندا نهايت پستي دودمان بني اميه و لشكر عمر سعد را به نمايش بگذارد. و بعد خوارزمي مي گويد

فارتفعت اصوات النساء بالعويل

وقتي صداي هل من ناصر از امام حسين به گوش رسيد صداي زنها به گريه بلند شد حضرت به طرف خيمه آمد.

فقال ناوليني عليا الطفل حتي اودعه.

آن طفل شير خوار را به من بدهيد تا از او هم خداحافظي كنم.

آقايان مي دانند پدر و مادر نسبت به بچه ي كوچك و شيرخواره يك رأفت ويژه اي دارند

فناوله الصبي

اين بچه ي كوچك شير خواره را به دست امام حسين دادند.

فجعل يقبله

داشت علي اصغر را مي بوسيد.

و فرمود پسرم واي بر اين قوم.

إذا كان خصمهم جدك

فرداي قيامت جد تو خصم اينها باشد.

مي گويد:

و بينا الصبي في حجره

اين بچه ي كوچك در دامن امام حسين بود.

إذ رماه حرملة بن كاهل الاسدي فذبحه في حجر الحسين.

تيري از طرف حرمله پرتاب شد و اين كودك شير خواره را به شهادت رساند.

بعد آقا امام حسين سلام الله دست مباركشان را گرفت زير گلوي علي اصغر

حتي امتلأت كفه

تا اينكه كف امام حسين از خون گلوي علي اصغر پر شد.

ثم رمي به نحو السماء.

اين خون را به طرف آسمان پرت كرد.

گفت خدايا تو شاهد باش بر اينكه اينها هر ظلمي در حق ما كردند ولي تو آنچه كه براي ما قرار داده اي از همه بهتر است.

همچنين در كتاب تاريخ طبري ج 4 ص 342 و نيز كتاب كامل ابن اثير ج 2 ص 57، آمده است:

أتي الحسين بصبي له فهو في حجره إذ رماه أحدكم يا بني أسد بسهم فذبحه.

در قضيه مفصلي، امام باقر سلام الله عليه از قبيله ي بني اسد گلايه مي كند و مي فرمايد: ما خوني به گردن شما داريم. گفتند: چطور؟ فرمود: امام حسين روز عاشورا يك طفل شير خواره را در بغل گرفت كه از او خداحافظي كند يكي از مردان شما، او را با تير زد و به شهادت رساند. آقا امام حسين سلام الله عليه دست مباركش را زير گلوي اين طفل شير خواره گرفت و اين خون را به طرف آسمان پرت كرد. اين قضايا كاملا مشخص است. در آن عبارتي هم كه از مرحوم شيخ مفيد نقل شد در جلد 2 صفحه 108 بر مبناي نرم افزار مكتبه اهل بيت، آنجا هم چنين نيامده است كه امام حسين بگويد اگر به من رحم نمي كنيد به بچه ام رحم كنيد. اگر به من آب نمي دهيد به بچه ام آب بدهيد.

مجري:

حاج آقا اگر هم باشد چه اشكالي دارد؟

استاد حسيني قزويني:

سپهر در ناسخ التواريخ نقل كرده است.

مجري:

مگر اين اشكالي دارد؟ ما براي اينكه مي خواهيم عمق فاجعه را نشان بدهيم كه اينها انقدر بي رحم و دور از انسانيت هستند كه حتي راضي نمي شوند به اين طفل كه در حال دست و پا زدن است ذره اي آب بدهند. اين چه اشكالي دارد؟

استاد حسيني قزويني:

اينها كه نمايش مي دهند بچه شير خواره به چلو كباب نياز دارد؟ به چه نياز دارد؟ و استهزاء مي كنند، رذل تر از آنها هستند.

اما گونه دوم كه در كتابهاي اهل سنت نقل شده است: در تذكره الخواص ابن جوزي ص 227، اين تعبير را دارد كه امام حسين فرمود:

إن لم ترحموني فرحموا هذا الطفل.

اگر به من رحم نمي كنيد به اين بچه رحم كنيد.

اين هم مي خواهد پستي اينها را برساند. ويل دورانت مورخ آمريكايي در كتاب تمدن اسلام مي گويد اگر لشكر يزيد براي كشتن علي اكبر يا كشتن قاسم يا كشتن عباس، عذري داشته باشد براي شهادت علي اصغر هيچ عذري ندارد. و اين نشانگر پستي و ذلت اينها است. ايشان اين تعبير را دارد كه امام حسين گفت:

إن لم ترحموني فارحموا هذا الطفل.

مقتل الحسين خوارزمي بنا به نقلي مي گويد حضرت ام كلثوم سلام الله عليها اين بچه را به امام حسين داد و عرضه داشت كه حسين جان اين بچه آب نخورده است و براي او يك شربتي آب بياور، حضرت امام حسين طفل را گرفت و در مقابل لشكر يزيد فرمود كه اي مردم ببينيد كه غير از اين بچه ياوري براي من نمانده.

و هو يتلظي عطشا

از شدت تشنگي دست و بال مي زند.

يا مثل مرغ پر شكسته بال بال مي زند.

اسقوه شربة من الماء

اين را آقاي خوارزمي در كتاب مقتل الحسين در ص 129، بخش

مصرع أهل بيته

مي آورد و بعد مي گويد يك آدم شوم و ناكسي به نام حرمله تيري را به كمان گذاشت و علي اصغر را هدف قرار داد و تير را به حلقوم علي اصغر سلام الله عليه زد. البته بيننده محترم از كتاب منتخب طريحي نقل كرده اند و اين كتاب از كتابهاي خيلي معتبر شيعه نيست ولي اين هست كه حتي شب عاشورا علي اكبر سلام الله عليه با حدود، 60 نفر، يا 30 نفر رفته اند از فرات آب آورده اند آن شب آقا امام حسين و يارانش از آن آب غسل كرده اند و وضو گرفته اند و لباسهايشان را شسته اند. اينكه مي گويند از مدينه با خودش آب مي آورد آيا عقل شما قبول مي كند؟! و حتي در روز عاشورا هم كه مرحوم طريحي در منتخب (چاپ جديد) ص 431، مي گويد امام حسين سلام الله عليه فرمود كه اين بچه ها عطشان هستند كسي برود آب بياورد. علي اكبر رفت آب آورد و به اين بچه دادند و بعد از آن بود كه آقا علي اكبر اجازه ي ميدان گرفت و رفت و به درجه شهادت رسيد.

 

حالا اين آقا كه مسخره مي كند ما نمي دانيم اينها به بچه هاي 6 ماهه شان آب مي دهند يا نمي دهند؟ يا آنچه كه در روايات خودشان آمده كه بعضي از بچه هايشان 4 سال در رحم مادر مي مانند و خلاصه ريش درآورده از شكم مادر بيرون مي آيند! 4 سال در رحم مي مانند و با ريش و پشم و دندان به دنيا مي آيند! آن لحظه اي كه بچه مي آيد بيرون دنبال غذا است. حالا فرصت نيست ان شاء الله اگر فرصت بود من تمام اينها را نمايش مي دادم تا اينكه يك مقداري روشن بشود. خلاصه كسي كه خانه اي از شيشه بنا كرده است نبايد سنگ به طرف كسي پرت كند.

 

 

 






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده