2020 July 16 - پنج شنبه 26 تير 1399
بطلان ادعای احمد بصری در لسان مبارک امام کاظم علیه السلام و اهانت های احمد بصری به ایشان
کد مطلب: ١٣٢٢٢ تاریخ انتشار: ٢٩ اسفند ١٣٩٨ - ٢٢:٣٠ تعداد بازدید: 390
فتنه احمد الحسن » مقالات
بطلان ادعای احمد بصری در لسان مبارک امام کاظم علیه السلام و اهانت های احمد بصری به ایشان

در برخی روایات، نشانه هایی برای امام ذکر شده است. يکي از دلائل بيان اين روايات و صفات براي مردم توسط ائمه اين است که مردم بتوانند به راحتي مدعيان دروغين را از حجت خدا تشخيص دهند و همين روايات يکي از ادله ما در اثبات باطل بودن ادعاي مدعي دروغيني مثل احمد بصري مي باشد.

يکي از صفات امام علم ايشان است که اعلم بر همه مردم و بي نياز از علم آنان و يکي از اين علوم تسلط به همه زبان ها و لهجه ها مي باشد که در اين مورد بيش از دويست روايت جمع آوري نموده ايم.

ما در اين قسمت به چند روايت از حضرت موسي بن جعفر عليه السلام در اين موضوع اشاره مي کنيم.

علم به زبان ها راه شناخت امام از غير امام

باب الأمور التي توجب حجة الإمام عليه السلام

7 - أحمد بن مهران ، عن محمد بن علي ، عن أبي بصير قال : قلت لأبي الحسن عليه السلام : جعلت فداك بم يعرف الامام ؟ قال : فقال : بخصال : أما أولها فإنه بشئ قد تقدم من أبيه فيه بإشارة إليه ( 3 ) لتكون عليهم حجة ويسأل فيجيب وإن سكت عنه ابتدأ ويخبر بما في غد ويكلم الناس بكل لسان ، ثم قال لي : يا أبا محمد أعطيك علامة قبل أن تقوم فلم ألبث أن دخل علينا رجل من أهل خراسان ، فكلمه الخراساني بالعربية فأجابه أبو الحسن عليه السلام بالفارسية فقال له الخراساني : والله جعلت فداك ما منعني أن أكلمك بالخراسانية غير أني ظننت أنك لا تحسنها ، فقال : سبحان الله إذا كنت لا أحسن أجيبك فما فضلي عليك ثم قال لي : يا أبا محمد إن الامام لا يخفي عليه كلام أحد من الناس ولا طير ولا بهيمة ولا شئ فيه الروح ، فمن لم يكن هذه الخصال فيه فليس هو بإمام .

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 284

کافي با ترجمه فارسي ج2 ص385

اموري كه امامت امام عليه السلام را ثابت ميكند

7- - ابو بصير گويد : بحضرت ابو الحسن عليه السلام عرضكردم : قربانت گردم ، امام بچه دليل شناخته شود ؟ فرمود : بچند خصلت : اولش اينكه : چيزي از پدرش كه باو اشاره داشته باشد در باره أش پيشي گرفته باشد ( مانند تصريح بر امامت و وصيت در باره او و سپردن علم و سلاح و ساير نشانه هاي امامت باو ) تا براي مردم حجت باشد و از هر چه بپرسند فورا جوابگويد و اگر در محضرش سكوت كنند . او شروع كند و از فردا خبر دهد و بهر لغتي با مردم سخن گويد ، سپس بمن فرمود : اي ابا محمد ! پيش از آنكه از اين مجلس برخيزي نشانه ديگري بتو مينمايانم . طولي نكشيد كه مردي از اهل خراسان وارد شد و بلغت عربي با حضرت سخن گفت و امام عليه السلام بفارسي جوابش داد ، مرد خراساني گفت . قربانت گردم ، بخدا من از سخن گفتن بلغت خراساني با شما مانعي نداشتم جز اينكه گمان ميكردم شما آن لغت را خوب نميدانيد ، فرمود : سبحان الله ! اگر من نتوانم خوب جوابت گويم چه فضيلتي بر تو دارم ؟ ! ! سپس بمن فرمود : اي ابا محمد : همانا سخن هيچ يك از مردم بر امام پوشيده نيست و نه سخن پرندگان و نه سخن چار پايان و نه سخن هيچ جانداري ، پس هر كه اين صفاترا نداشته باشد ، امام نيست .

طبق اين روايت حضرت بيان مي فرمايند، يکي از صفات دائمي که راه شناخت حجت خدا از مدعيان کذاب مي باشد علم به زبان همه موجودات اعم از انسان ها و حيوانات و پرندگان مي باشد و اگر کسي چنين صفتي را نداشت وي امام و حجت خدا نيست بلکه کذاب است.

سخن گفتن امام کاظم به زبان حبشي

93 - الخرائج : روي عن ابن أبي حمزة قال : كنت عند أبي الحسن موسي عليه السلام إذ دخل عليه ثلاثون مملوكا من الحبشة اشتروا له ، فتكلم غلام منهم فكان جميلا بكلام فأجابه موسي عليه السلام بلغته ، فتعجب الغلام وتعجبوا جميعا وظنوا أنه لا يفهم كلامهم ، فقال له موسي : إني لأدفع إليك مالا فادفع إلي كل منهم ثلاثين درهما فخرجوا وبعضهم يقول لبعض : إنه أفصح منا بلغاتنا ، وهذه نعمة من الله علينا . قال علي بن أبي حمزة : فلما خرجوا قلت : يا ابن رسول الله رأيتك تكلم هؤلاء الحبشيين بلغاتهم ؟ ! قال : نعم ، قال : وأمرت ذلك الغلام من بينهم بشئ دونهم ؟ قال : نعم أمرته أن يستوصي بأصحابه خيرا وأن يعطي كل واحد منهم في كل شهر ثلاثين درهما ، لأنه لما تكلم كان أعلمهم فإنه من أبناء ملوكهم ، فجعلته عليهم وأوصيته بما يحتاجون إليه ، وهو مع هذا غلام صدق ، ثم قال : لعلك عجبت من كلامي إياهم بالحبشة ؟ قلت : إي والله قال : لا تعجب فما خفي عليك من أمري أعجب وأعجب ، وما الذي سمعته مني إلا كطائر أخذ بمنقاره من البحر قطرة ، أفتري هذا الذي يأخذه بمنقاره ينقص من البحر ؟ ! والامام بمنزلة البحر لا ينفد ما عنده وعجائبه أكثر من عجائب البحر

از ابن ابي حمزه، روايت شده است كه گفت: من در محضر امام هفتم (عليه السلام) بودم، سي برده كه از حبشه براي آن حضرت خريده بودند وارد شدند. يكي از آنان سخن گفت، خوش سخن بود. امام هفتم (عليه السلام) به زبان حبشي به او پاسخ دادند. آن غلام شگفت زده شد و همه غلامان تعجب كردند. آنان مي پنداشتند كه آن حضرت سخنشان را نمي فهمند. امام هفتم (عليه السلام) به او فرمودند: من مالي را به تو مي پردازم، تو به هر يك از غلامان سي درهم بپرداز. غلامان بيرون رفتند و برخي از آنان به برخي ديگر گفتند: آن حضرت به زبان ما فصيح تر از ماست و اين نعمتي از سوي خداوند بر ماست.

علي بن حمزه گفت: آن گاه غلامان، بيرون رفتند. من گفتم: اي پسر رسول خدا، ديدم كه شما با حبشيان به زبان حبشي سخن مي گوييد. فرمود: آري. گفتم: شما تنها به آن غلام فرمان داديد. فرمود: آري، فرمان دادم كه يارانش را سفارش به نيكي كند و به هر كدام از آنان ماهانه سي درهم بپردازد، از سخن گفتنش معلوم شد كه داناترين آن هاست. او از پسران شاهان است. از اين رو او را بر آنان گماشتم و درباره نيازمندي هايشان سفارش كردم. علاوه بر اين ها، وي غلام راست پيشه اي است. سپس فرمود: شايد تو از سخن گفتن من با آنان به زبان حبشي شگفت زده شدي؟ گفتم: آري به خدا سوگند. فرمود تعجب مكن، آنچه از كار من بر تو پوشيده مانده، شگفت تر و تعجب آميزتر است. آن چه شنيدي نيست مگر مانند پرنده اي كه با منقارش از دريا قطره اي برگيرد. آيا مي پنداري با يك قطره، از آب دريا مي كاهد؟ امام به گونه درياست، آنچه دارد پايان نمي پذيرد و شگفتي هاي او از دريا بيش تر است

بحار الانوار علامه مجلسي ج 48ص70

در اين روايت امام به زبان حبشي با غلامان حبشي سخن مي گويد آنهم به نحوي که خود غلامان تصريح ميکنند حضرت فصيح تر از خود ما سخن فرمودند و در ادامه روايت خود حضرت بيان مي دارند که اين مسئله و علم به لسان ها در بين علومي که امام در اختيار دارد قطره اي است از درياي علم امام.

سخن گفتن امام کاظم(ع) به زبان صقلابي

( 11 ) باب في الأئمة عليهم السلام انهم يتكلمون الألسن كلها .

( 2 ) حدثنا أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن حماد بن عبد الله الفرا عن معتب انه اخبره ان أبا الحسن الأول لم يكن يرى له ولد فاتاه يوما اسحق ومحمد اخواه وأبو الحسن يتكلم بلسان ليس بعربي فجاء غلام سقلابى فكلمه بلسانه فذهب فجاء بعلى عليه السلام ابنه فقال لاخوته هذا على ابني فضموه إلى واحدا بعد واحد فقبلوه ثم كلم الغلام بلسانه فحمله فذهب فجاء بإبراهيم فقال هذا إبراهيم ابني ثم كلمه بكلام فحمله فذهب فلم ينزل يدعوا بغلام بعد غلام ويكلمهم حتى جاء خمسة أولاد والغلمان مختلفون في أجناسهم وألسنتهم .

ترجمه بصائر الدرجات صفار ج2 ص163

باب يازدهم در اينکه ائمه علیهم السلام  به همه زبانها تکلم مي کنند

حماد بن عبدالله فراء از متعب نقل کرده که خبر به امام موسي بن جعفر علیه السلام  رسيد که بعضي مي گويند براي حضرت موسي بن جعفر  علیه السلام  فرزندي ديده نشده بودند. روزي اسحاق و عبدالله دو برادر امام به محضرشان آمدند. آن جناب با زبان غير عربي صحبت ميفرمودند ناگهان پسري صقلابي وارد شد و حضرت با او با زبان مادريش صحبت کردند.

 در روايت سوم که مرحوم صفار در باب علم ائمه به همه زبان ها آن را بيان کرده است تصريح مي فرمايند که حضرت به زبان صقلابي با مردم اهل اين منطقه صحبت کردند.

علم به زبان کبوتر توسط امام کاظم(ع)

وعن الصفار عن عبد الله بن محمد عن محمد بن إبراهيم عن عمر أخبرنا بشير النبال عن علي بن أبي حمزة قال دخل رجل من موالي أبي الحسن ( ع ) فقال له رأيت أن تتغذي عندي فقام فمضي معه فلما دخل بيته وضع له سريرا فقعد عليه وكان تحته زوج حمام فذهب الرجل ليحمل طعامه وعاد إليه فوجده يضحك فقال أضحك الله سنك مم تضحك فقال إن حمامك هذا هدر الذكر علي الأنثي فقال يا سكني وعرسي والله ما علي وجه الأرض أحد أحب إلي منك ما خلا هذا القاعد علي السرير فقلت وتفهم ذلك فقال نعم علمنا منطق الطير وأوتينا من كل شئ .

ترجمه مختصر بصائر الدرجات - حسن بن سليمان الحلي ص394

آگاهي امام به زبان پرندگان

علي بن ابي حمزه گفت: مردي از دوستان حضرت موسي بن جعفر علیه السلام  (برآن جناب)

وارد شد و به آن حضرت عرض کرد: آيا مايليد نزد من صبحانه بخوريد ؟ حضرت برخاست و همراه او رفت، هنگامي که به خانه اش داخل شد، براي آن حضرت تختي قرار داد که زير آن يک جفت کبوتر بود، و(امام) روي آن نشست. پس آن مرد رفت تا غذا را بياورد و هنگامي که نزد آن حضرت برگشت او را خندان يافت. عرض کرد: خداوند لب شما را خندان گرداند، براي چه ميخنديد؟ فرمود: اين کبوترت صدايي کرد و کبوتر نر به ماده گفت: اي مايه ي آرامش من! واي عروس من! به خدا سوگند! بر روي زمين احدي نزد من دوست داشتني تر از تو نيست، جز اين کسي که روي اين تخت نشسته است. به آن حضرت عرض کردم: آيا اين (سخن گفتن پرندگان) را مي فهميد؟ فرمود: بله، زبان پرندگان به ما ياد داده شده، و از هر چيزي به ما داده شده است.

در روايت چهارم هم حضرت معناي سخن گفتن کبوتران را براي اصحاب بيان مي فرمايند و هنگامي که يکي از اصحاب از ايشان سوال مي کند که آيا شما زبان حيوانات را مي دانيد، ايشان بيان فرمودند، بله ما اين علم را در اختيار داريم.

نتيجه گيري:

از باب اختصار نويسي به همين چند مورد کفايت ميکنيم و از همين موارد ثابت شد که طبق سخن حضرت موسي بن جعفر(ع) حجت هاي الهي صفاتي را دارند و يکي از اين صفات علم است که يک بخش از اين علم، آگاهي و تسلط به زبان هاي همه موجودات اعم از انسان و حيوانات و پرندگان مي باشد و اين علم و صفت راه شناخت مدعيان دروغين از حجت هاي حقيقي خداوند مي باشد و هر کس چنين صفت و علمي نداشت او امام نبوده و کذاب است.

آيا احمد بصري علم به زبان ها را دارد

اکنون که از لسان مبارک امام کاظم علم به زبان ها را به عنوان صفت امام و راه شناخت حجت خدا بيان کرديم قصد داريم نظر احمد بصري را هم خدمت شما ارائه کنيم تا با مطالعه نظر ايشان خود متوجه بطلان اين ادعا و مدعي شويد.

دروغ هاي احمد در مورد علم به زبان ها

 ائمه علم به زبان ها را به عنوان شناخت حجت خدا بيان نکردند

در قسمت قبلي ثابت کرديم که در روايات ائمه يکي از راه هاي شناخت امام داشتن علم به تمام زبان ها مي باشد.

ازآنجاي که احمد بصري ناتوان از ارائه چنين علمي مي باشد و داراي چنين علمي نبوده و نيست چون اساسا بيش از يک مدعي دروغين نيست، باز هم مجبور شده است به ائمه دروغ بسته و اين روايات را انکار کند تا جاي که مدعي شده است اصلا ائمه در هيچ جا مدعي نشده اند که راه شناخت حجت و خدا و از صفات آنان علم به زبان ها مي باشد؛ چنانچه وي چنين مي گويد:

سوم:ائمه علیهم السلام علامت ها و نشانه هايي که با آن حجت بر مردم شناخته مي شود را مشخص و معين کرده اند که در آنها شناخت عميق نسبت به زبان ها را قيد ننموده اند

پاسخ هاي روشنگر  احمد الحسن ج4 ص153

وي در کتاب ديگر خودش هم باز اين ادعاي دروغ را چنين مطرح مي کند.

احمد:علم به زبان ها جزء علوم امامت و راه شناخت حجت خدا نيست

علمي که دانستن آن براي حجت خدا لازم است به هيچ وجه آگاهي از زبان هاي کتاب هاي آسماني يا زبان هاي ديگر يا حفظ جملات کتاب هاي آسماني نيست

عقائد اسلام و از تو درباره روح مي پرسند احمد الحسن ص194

احمد بصري: عقيده به علم زبان ها جاهلانه و مضحک است

احمد در کتاب خود به نام عقائد اسلام تصريح کرده است که براي ائمه لازم نيست که تمام علوم را آگاه باشد و امام ميتواند مانند بقيه مردم عادي علوم را با خواندن  و تحصيل نزد ديگران فرا گيرد و عقيده به اينکه امام به زبان هاي مختلف آگاه مي باشد عقيده مضحک و جاهلانه مي باشد.

لازم نيست که خليفه ي خدا به علوم استقرائي يا تجربي يا حتي علوم ديني گذشته مثل رسالتهاي خلفاي گذشته آگاه باشد...پس ممکن است او گاهي آن ها را از طريق تحصيلات يا حتي با الهام الهي يا از هر دو طريق بداند يعني مانند بقيه مردم آن ها را مثلا با خواندن فرا بگيرد...اما اعتقادات مضحک برخي از حاشيه پردازان که مي گويند خليفه ي خدا بايد همه زبان ها را بداند و در زبان معصوم باشد و عقايد جاهلانه مشابه اين که بگويند هنگامي که بر روي سنگي راه ميرود و بر روي سنگ تاثير بگذارد و جاي پايش باقي بماند و... به زودي پاسخ اين اعتقادات باطل و جهالت کساني که معتقد به اين امور هستند را بيان خواهد شد

عقائد اسلام و از تو درباره روح مي پرسند احمد الحسن ص103.

معتقد به علم تمام زبان ها براي ائمه بدعت گذار جاهل نادان و دشمن ائمه است

وي در کتاب ديگرش تصريح ميکند:کساني که معتقد هستند ائمه عالم بوده و علم به زبان ها را دارند انسان هاي بدعت گذار نادان،جاهل و کم خرد هستند که با اين عقيده جزء محاربين و دشمنان اهل بيت(ع) هستند.

عقائد بدعت آميز شيعيان مرجع گرا

روزگار باعث شده ما از انسان هاي ناداني که دم از عقيده مي زنند واقعا شگفت زده شويم و اين چه مصيبت عظيمي است اين افراد معصوم را با اموري چند که مهم ترين آنها از اين قرار است مي شناسند،..سخن گفتنش به همه زبان ها،...

سيد احمد الحسن در خصوص اين عقائد بدعت آميز مي فرمايد... برخي عمامه داران جاهل به سراغ آنها مي آيند و به ايشان مي گويند:اين روايت قائل بر اين است که معصوم از ويژگي ها و صفاتي چند برخوردار مي باشد:سايه ندارد جاي پايش در سنگ مي ماند همه زبان ها را مي داند...اين راي باطل است و به وضوح با واقعيت تناقض دارد و فقط انسان هاي کم خرد به چنين چيزي قائل اند...

 با چنين عقيده ي باطلي جزو محاربين و دشمنان حضرت مهدي خواهند بود

در محضر عبد صالح ج2 ص59

نتيجه گيري سخنان احمد:

1-ائمه در هيچ جا بيان نکردند که علم به زبان ها را در اختيار دارند و اين علم جزء صفات امام و حجت خدا مي باشد

2-ائمه علم به زبان ها نداشته و در اين امر جاهل هستند

3- هر کس معتقد باشد که حجت خدا بايد عالم به زبان ها باشد، انسان بدعت گذار، جاهل،نادان کم خرد و دشمن ائمه مي باشد که اعتقادي مضحک دارد.

 

احمد در حالي چنين مطالبي را گفته است که ما در قسمت اول خلاف سخنان وي را فقط از يک امام يعني امام کاظم(ع) ثابت نموديم و احمد بصري سخنان ائمه را انکار و تکذيب کرد

حکم تکذيب و انکار روايت توسط خود احمد بصري

اکنون که انکار و تکذيب روايات اهلبيت(ع) توسط خود احمد بصري را ثابت کرديم جا دارد حکم چنين شخصي را از زبان خود اين جريان بيان کنيم.

ناظم العقيلي شيخ علمي اين جريان در مورد حکم کسي که روايت اهلبيت(ع) را انکار کند صراحتاً بيان ميکند که وي کافراست

هر کسي که حديثي از احاديث آل محمد را انکار کند به کفر محکوم مي کند حتي اگر مخالف عقلش باشد

وصيت و وصي احمد الحسن ناظم عقيلي ص53.

علت دروغ گفتن احمد بصري به ائمه چيست؟آيا اين سخن وي به علت جهالت است يا انکار روايات؟

به راستي دليل انکار سخنان ائمه توسط احمد بصري در اين امر چيست؟

آيا اين سخنان احمد توهين و اهانت به ائمه نيست؟

آيا جزء اين است که احمد بصري يک مدعي دروغين مي باشد که به واسطه نداشتن صفات ائمه و حجت هاي الهي مجبور شده است روايات را انکار و تکذيب کند.

آيا احمد بصري طبق مبناي خودش به دليل انکار روايات ائمه کافر نشده است؟

چگونه يک انسان کافر مي تواند مدعي امامت باشد؟

اينها سوالات بي پاسخي است که هنوز جواب علمي از اتباع احمد بصري نشنيده ايم

قضاوت با شما





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

بی‌راهه
مستند خواب پریشان
کلیپ
عمومی
برادر ناتنی وهابیت
مستندات تصویری
سخنرانی
مقالات
کتابخانه
سایت های مرتبط
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده