2020 June 6 - شنبه 17 خرداد 1399
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
کد مطلب: ٨٠٣٤ تاریخ انتشار: ١١ خرداد ١٣٩٤ - ١٣:٢٣ تعداد بازدید: 1687
خارج کلام مقارن » شبهات وهابیت در مسئله مهدویت
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)

جلسه یکصد و سوم 94/03/11

 
 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه یکصد و سوم 94/03/11

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

 در جلسات گذشته، پیرامون مسئله مهدویت، و شبهاتی که در این حوزه وارد شده است، بحث می کردیم و مواردی را در این زمینه عرض کردیم.

اساسی ترین شبهه در زمینه مسئله مهدویت، شبهه ولادت حضرت است. در حقیقت مهمترین نقطه اختلافی ما با اهل سنت، همین شبهه ولادت حضرت مهدی (ارواحنافداه) است. زیرا حتی وهابیت هم، تواتر حدیث مهدویت را قبول دارند. و این یک نکته مثبت و خوبی است. و چه بسا در این زمینه از ما هم تندتر باشند.

نظر وهابيت درباره حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه) 

1-    «ابن تیمیه» در این باره می نویسد:

«أَنَّ الْأَحَادِيثَ الَّتِي يُحْتَجُّ بِهَا عَلَى خُرُوجِ الْمَهْدِيِّ أَحَادِيثُ صَحِيحَةٌ، رَوَاهَا أَبُو دَاوُدَ، وَ التِّرْمِذِيُّ، وَ أَحْمَدُ، وَ غَيْرُهُمْ، مِنْ حَدِيثِ ابْنِ مَسْعُودٍ وَ غَيْرِهِ.»

همانا احادیثی که خروج مهدی به آنها مستند می شود، احادیث صحیحی هستند. که ابوداود و ترمزی و احمد و دیگران نیز این احادیث را از طریق ابن مسعود و دیگران نقل کرده اند.

منهاج السنة، ج4، ص 211

2-    «بن باز» فراتر از «ابن تیمیه» می گوید:

«أمرَ المَهدي مَعلومٌ، و الأَحاديثُ فيه مُستفيضَةٌ، بَل مُتواترةٌ... تَدُل عَلى أنّ هَذا الشخص الموعود به أمره ثابت و خروجه حق»

موضوع مهدویت کاملاً مشخص است و احادیث مهدویت مستفیض، بلکه متواتر هستند... این روایات دلالت می کنند که این شخصی که وعده آمدنش داده شده، قطعی و آمدنش حق است.

مجلة الجامعة الإسلامية بالمدينة المنورة، العدد 3، السنة الأولى 1388

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! نقل است که در سال 1405 قمری، در شهر مکه یک نفر ادعای مهدویت نمود و آمد در کنار بیت الله الحرام، و گفت که من مهدی هستم و... وی بیت الله الحرام را هم به تصرف خودش درآورد. در ادامه نیروهای امنیتی ریختند و درگیری به راه افتاد. و قائله خاموش شد.

همین مسئله باعث شد تا وهابی ها در این مسئله ورود پیدا کردند و گفتند این کسی که ادعای مهدویت کرده بود، مهدی واقعی نبود و مهدی که پیامبر وعده آمدنش را داده است غیر از این است.

اگر دوستان این مجله «الجامعة الاسلامیة»، را ببینند، مقالات متعددی در رابطه با مهدویت از نویسندگان وهابی ها در این مجله چاپ شده است.

سخنی در کیفیت علائم ظهور حضرت مهدی

تفاوت ما با وهابیت در مسئله مهدویت، مربوط  به دنیا آمدن و یا نیامدن ایشان است که آنها معتقدند ایشان هنوز به دنیا نیامده و در مدینه به دنیا خواهد آمد و همچنین در نام پدر حضرت مهدی نیز یک سری حرفهای دارند. ولی در زمینه علائم ظهور، اکثر روایاتی که ما در علائم ظهور حضرت مهدی داریم، وهابیت نیز دارند.

البته در مسئله علائم ظهور، ما روایات جعلی زیادی داریم. هم در مدعیان مهدویت؛ و هم در علائم ظهور، ما جعلیات زیاد داریم. ما یک زمانی که قصد کردیم این روایات علائم ظهور را بررسی کنیم، در بررسی ها، ما گاهاً از میان بیست روایت علائم ظهور، یک روایت صحیح نتوانستیم پیدا بکنیم!

یکی از این طلبه های تخصصی مهدویت، می خواست موضوع پایان نامه سطح3 خودش را روایات علائم ظهور انتخاب کند، با من که مشورت کرد، من گفتم شما برو، ده روایت در این زمینه را بررسی سندی کن برای من بیاور، تا راهنمائیت کنم! ایشان رفت و دیگر نیامد!!

یکی از این وهابی ها، کتابی نوشته است در دو جلد، در مورد احادیث صحیح و احادیث ضعیف مهدویت؛ با نام «الأحادیث الصحیحة فی المهدی» و «الأحادیث الضعیفة فی المهدی»؛ به حق کتاب خوبی است! گر چه در احادیث ضعیف، بی انصافی کرده است. ولی در مجموع، اینکه یک نفر وهابی آمده و در این زمینه کتاب نوشته است، قابل توجه است.

مخصوصاً کتاب «الأحادیث الصحیحة فی المهدی» که خیلی به درد ما می خورد. و در کتاب «الأحادیث الضعیفه» هم، در حدود پنجاه، شصت درصد تضعیفات صورت گرفته در این کتاب، بی حساب تضعیف شده است. البته هر چه باشد، ایشان یک وهابی است! و نمی شود خیلی انتظار بالائی از او داشت.

3-    «رابطة العالم الاسلامي» عربستان نیز، در این زمینه اعلام کرده است:

«فإنّ الاعتقادَ بِظهورِ المهدي يُعتَبر واجِباً على كُلّ مُسلمٍ و هو جُزءٌ مِن عَقائد أهل السنة و الجماعة و لا يُنكِر ذلك إلاّ كلُّ جاهلٍ أو مُبتدَعٍ»

همانا اعتقاد به ظهور مهدی، بر هر مسلمانی واجب است. و این مسئله جزئی از اعتقادات اهل سنت است. و هیچ کس جز جاهل و بدعتگذار، این مسئله را منکر نمی شود.

مجلة التمدن الإسلامي الدمشقية ، شمارۀ 27 و 28، سال 22، ص 642

«رابطة العالم الاسلامي»، بزرگترین مرکز فرهنگی وهابیت است. و بودجه ای هم که دولت عربستان سعودی برای این مرکز تعیین کرده است، نامحدود است. این مرکز، در تمام کشورهای اسلامی، نمایندگی دارد. حتی در «سازمان ملل متحد» نیز عضو مراقب دارند.

ما یکسال در ماه مبارک رمضان که در مکه بودیم، به دیدن این مرکز رفتیم و حدود هشت ساعت بازدید ما طول کشید. من به دوستان «سازمان تبلیغات» گفتم که شما اگر می خواهید فرهنگ شیعه را نشر بدهید، یک سر به این مرکز «رابطة العالم الاسلامی» عربستان بزنید، ببینید که چگونه کار می کنند، و روش تبلیغ را از اینها یاد بگیرید.

این مرکز بخشهای مختلفی دارد، که هر کدامشان مستقل از دیگری عمل می کنند. به عنوان نمونه ما که رفتیم از بخش علوم قرآنی این مرکز بازدید کنیم، این بخش علوم قرآنی، خودش ده، دوازده قسمت داشت. یک قسمتش، اعجاز قرآن بود. که کارکنان آنجا، فقط در همین زمینه اعجاز قرآن کار می کردند. یعنی مقاله داشتند، مجله داشتند، کتاب داشتند و... همه هم در زمینه اعجاز قرآن. حتی ما وقتی سؤالی از غیر اعجاز قرآن پرسیدیم، مسئول بخش اعجاز به ما گفت که ما مجاز نیستیم که در غیر مسئله اعجاز، کلمه ای سخن بگوئیم! ما فقط درباره اعجاز سؤالات شما را جواب می دهیم!

ولی ماها همین که چهار روز در حوزه درس بخوانیم، در فقه صاحب نظر می شویم، در اصول صاحب نظر می شویم، در فلسفه و علوم قرآنی و... خودمان را متخصص می دانیم!

4-    «ناصرالدین البانی» نیز در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» بعد از نقل کلام «ابن تیمیه» می نویسد:

«فهؤلاء خمسة من كبار أئمة الحديث قد صححوا أحاديث خروج المهدي، ومعهم أضعافهم من المتقدمين والمتأخرين»

این پنج نفری را که ابن تیمیه اسم برده است، از بزرگان ائمه حدیث هستند که احادیث خروج مهدی را تصحیح کرده اند. به همراه ایشان چند برابر از علمای گذشته ایشان و علمای بعد ایشان، احادیث خروج مهدی را تصحیح کرده اند.

سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج4، ص 41

«البانی» مطالب خوبی در رابطه با مهدویت دارد. در هفت، هشت صفحه، احادیث مهدویت را جمع کرده، و دسته بندی کرده است. و یک بحث خیلی خوبی کرده است.

مسئله ولادت حضرت مهدی، مشکل اساسی ما با وهابیت!

مشکل اساسی که ما با وهابیت داریم، مسئله ولادت حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه) است. و اختلاف اساسی ما در همین زمینه است. برخی از علمای وهابیت، معتقدند که امام حسن عسکری، فرزندی نداشته است!

«ابن تیمیه» به این شکل مسئله ولادت حضرت مهدی را زیر سؤال می برد:

«قد ذكر محمد بن جرير الطبري و عبد الباقي بن قانع و غيرهما من أهل العلم بالأنساب و التواريخ أن الحسن بن علي العسكري لم يكن له نسل و لا عقب و الإمامية الذين يزعمون أنه كان له ولد يدعون أنه دخل السرداب بسامرا و هو صغير منهم من قال عمره سنتان و منهم من قال ثلاث و منهم من قال خمس سنين...»

طبری و ابن قانع و دیگر علمای نسب شناس و تاریخ نگار گفته اند که حسن بن علی، فرزندی و نسلی نداشته است. و امامیه که معتقدند حسن بن علی فرزندی داشته است، مدعی هستند که آن فرزند در سامرا داخل سرداب شد، در حالی که کودک خردسالی بود. برخی از امامیه گفته اند که در آن زمان، او دو سال داشته است. و برخی دیگر گفته اند که او سه سال داشته، و بعضی دیگر گفته اند که او پنج سال داشته است.

منهاج السنة النبوية، ج4، ص87

«قفاري» نیز در این زمینه می نویسد:

«إذ بعد وفاة الحسن ـ إمامهم الحادي عشر ـ سنة (260هـ) لم يُر له خلف، ولم يُعرف له ولد ظاهر، فاقتسَم ما ظهر من ميراثه أخوه جعفر و أمّه...»

از آنجائی که بعد از وفات حسن، - یازدهمین امام شیعیان – در سال 260 هجری، جانشینی برای او دیده نشد و فرزندی آشکار برای او شناخته نشد، لذا جعفر و مادرش، میراث او را تقسیم کردند.

اُصول مذهب الشيعة، ج2، ص1004

«احسان الهي ظهير» نیز می گوید:

«من أكاذيب الشيعة على اهل البيت انهم نسبوا اليهم الأقوال و الروايات التي تنبيء بخروج القائم من اولاد الحسن العسكري الذي لم يولد له مطلقاً»

از دروغهائی که شیعه به اهل بیت نسبت داده است، روایات و گفتارهائی است منتسب به اهل بیت، که گفته اند قائمی که خروج می کند، از فرزندان حسن عسکری است؛ حسن عسکری که اصلاً فرزندی برای او متولد نشده است.

الشيعة وأهل البيت، ص 244

این عقیده وهابیت است که امام حسن عسکری فرزندی نداشته است، ولی اهل سنت و حتی بخشی از صوفی ها، عقیده ای غیر از عقیده وهابی ها را دارند.

واژه «صوفی»، چماقی در دستان وهابیت!

ما خیلی مواقع، مطلبی را از اهل سنت نقل می کنیم، آقایان اشکال می گیرند که این شخص، صوفی بوده، و روایت صوفی ارزشی ندارد! از «ابن حجر هیثمی» روایت نقل می کنیم، می گویند او صوفی بوده! از «سبکی» نقل می کنیم، می گویند آقا این صوفی بوده! الآن واژه «صوفی»، چماقی شده است در دست وهابیت.

این در حالی است که اگر ما یک نگاهی به آمار جمعیتی صوفی ها بیاندازیم، وضعیت تغییر خواهد کرد. سایت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، در قسمت «ادیان و مذاهب» نوشته است که: در حال حاضر نزدیک به 370 میلیون نفر صوفی اهل سنت در جهان اسلام وجود دارد.

یعنی یک چهارم اهل سنت کره زمین، صوفی هستند! این در حالی است که تمام حنبلی های روی زمین، به 50 میلیون نفر هم نمی رسد. و وهابی ها هم می گویند که ما حنبلی هستیم.

قطب علمای اهل سنت شرق کشور، از نوادگان امام عسکری است!

یکی از فرقه های صوفیه، «نقش بندی ها» هستند. نقشبندی ها که عمدتاً در هند و پاکستان و افغانستان؛ و در ایران هم قسمتهای زاهدان و بندر عباس، ساکن هستند؛ پرجمعیت ترین صوفی های اهل سنت هستند. جالب است که بدانید، نقشبندی ها خودشان می گویند که ما از نسل امام حسن عسکری هستیم!

«ملا محمد عمر سربازی»، تقریباً گل سرسبد علمای اهل سنت شرق کشور است. اکثر علمای طراز اول شرق کشور، شاگرد او هستند. و از او به «قطب اهل سنت» تعبیر می کنند. ایشان کتابی دارد به نام «فتاوی منبع العلوم کوه ون»؛ در این کتاب، از ملامحمد عمر سربازی سؤال کرده اند:

«بعضی از علمای اهل سنت می گویند که امام حسن عسکری، اصلاً اولادی نداشته است، شیعه می گوید او یک فرزند داشته که امام غائب است، و شما در شجره نامه خود نوشته اید که من از اولاد حسن عسکری هستم!؟»

ایشان در جواب می نویسد:

«این یک اختلاف قدیمی و تاریخی بین تشیع و تسنن است. با وجود اینکه همه اینها متفق اند که امام مهدی خواهد آمد، ولی اهل تسنن می گویند که تا به حال از مادر متولد نشده و در آخر الزمان در مدینه منوره از پدر حسنی و مادری حسینی به دنیا می آید... در این هم اختلاف شده است که حضرت امام عسکری چند پسر داشته است؛ از اهل تسنن بعضی ها قائلند که دو پسر داشته است...در اسم او نیز اختلاف کرده اند، بعضی گفته اند که امام محمد (رضی الله عنه)، بعضی گفته اند امام محمود، به لقب علی اکبر نوشته اند، بعضی لقب او را حجت، منتظر، قائم، مهدی، و صاحب الزمان دانسته اند. ولادت گرامیشان را در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 هجری نوشته اند. و وقت فوت پدرش، پنج ساله بوده است.»

فتاوی منبع العلوم کوه ون، ج3، ص 141

«ابن تیمیه» می گوید امام حسن عسکری فرزندی نداشته است، ولی آقای «ملامحمد عمر سربازی» می گوید من از فرزندان امام حسن عسکری هستم!

«عبدالوهاب شعراوی»، متوفای 976 هجری، و از علمای بزرگ اهل سنت است. که در کتاب «شذرات الذهب» در ذیل وفیات سال 973، در ترجمه او گفته شده است:

«قال الشيخ عبد الرؤوف المناوي في «طبقاته»: هو شيخنا الإمام العالم العامل العابد الزاهد الفقيه المحدّث الأصولي الصوفي المربّي المسلّك، من ذريّة محمد بن الحنفيّة»

مناوی گفته است که شعراوی، استاد ما بود. او پیشوا، دانشمند، متدین، پرهیزگار، زاهد، فقیه، محدث اصولی، صوفی، استاد طریقت، و از ذریه محمد بن حنفیه بود.

شذرات الذهب في أخبار من ذهب، ج10، ص 544

آقای شعراوی با این همه توصیفات، درباره حضرت مهدی می گوید:

«المهدي و هو من أولاد الامام حسن العسكري و مولده ليلة النصف من شعبان سنة 255 و هو باق إلى أن يجتمع بعيسى بن مريم فيكون عمره إلى وقتنا هذا و هو سنة 958 سبعمائة سنة و ست سنين»

مهدی از فرزندان امام حسن عسکری است و زمان تولدش در شب نیمه ماه شعبان سال 255 و ایشان هنوز زنده است تا با عیسی بن مریم اجتماع کنند. بنابراین عمر ایشان در این زمان یعنی سال 958، هفتصد و شش سال است.

اليواقيت و الجواهر ج2 ص  127

والسلام علیکم و رحمة الله





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English