2020 June 6 - شنبه 17 خرداد 1399
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
کد مطلب: ٨٠٣٢ تاریخ انتشار: ٠٩ خرداد ١٣٩٤ - ١٠:٥٤ تعداد بازدید: 1873
خارج کلام مقارن » شبهات وهابیت در مسئله مهدویت
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)

جلسه یکصد و یکم 94/03/09

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه یکصد و یکم   94/03/09

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

 

 

گزارشی از سفر یک هفته ای به «عتبات عالیات»

ما در این یک هفته ای که نبودیم، نائب الزیاره دوستان در عتبات عالیات بودیم. و هر کجا که مشرف می شدیم، از طرف دوستان هم زیارت می کردیم و دعا می کردیم.

همایشی بود در «کربلا» با عنوان «بهار شهادت»، که تقریباً از چهل و چهار کشور دنیا در آن حضور داشتند و برنامه بسیار خوب و زیبائی داشتند. و ما هم، تمام این برنامه همایش را در بخش عربی «شبکه ولایت» به صورت زنده پخش کردیم.  تنها سخنران ایرانی حاضر در این همایش هم، بنده بودم و مقاله ای را هم که ما به این همایش داده بودیم، مقاله ممتاز شناخته شد و مورد تقدیر قرار گرفت.

در این سفر، ما دیدارهایی هم با علمای اهل سنت و علمای شیعه در «بغداد» داشتیم، که جلسات خیلی خوبی بود. مخصوصاً جلسه ای که با «شیخ خالد ملّا» رئیس علمای اهل سنت عراق و از علمای بیدار و روشن و ضد وهابی تمام عیار داشتیم، جلسه خیلی خوبی بود و بنا شد که کارهای مشترکی نیز با هم انجام بدهیم.

یک دیدار هفت، هشت دقیقه ای هم با حضرت آیةالله العظمی سیستانی داشتیم. ایشان خیلی نگران آینده عراق بود. خیلی نگران و ناراحت بودند! ایشان خیلی مصر بود که شما به همه، خصوصاً به مراجع، اعلام کنید که حل معضل عراق، فقط به دست خدای عالم است. و دیگر از حالت عادی خارج شده است.

ایشان می فرمود که ما تا بحال هر چه موفق شدیم، کار خدا و عنایات ائمه (علیهم السلام) بوده است. و ما به صورت عادی کاری را انجام ندادیم. اتفاقاً شبی که ما در نجف بودیم، شب پنجشنبه بود و خیلی از رزمنده ها که قرار بود در عملیات «بیجی» شرکت کنند، برای خداحافظی به حرم امیرالمؤمنین آمده بودند. و چون معمولاً به ما خیلی محبت داشتند، تا ما را دیدند، دور ما حلقه زدند و خیلی هم ما را منقلب کردند.

لازم است که دوستان دعا بکنند که شرّ این اشرار و داعشی ها و آل سعود (آل یهود) از عراق کنده بشود. به حق اینها خیلی ضربه زدند. به قدری اوضاع به هم ریخته است، به قدری فرزندان بی سرپرست، و زن و بچه های آواره، دلخراش است که حتی جنگ هم تمام بشود، آثار تخریبی مادی و معنوی و به خصوص آثاری که بر خانواده ها وارد شده است، به این سادگی ها جبران نخواهد شد.

اثر مخرب تبلیغات رسانه ای وهابیت در عراق!

نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد و ضرورت دارد که دوستان در نظر داشته باشند تبلیغات شدیدی است که وهابیت در رسانه ها و یا فضای سایبری بر ضد شیعه انجام می دهند.

متأسفانه این داعشی ها و وهابی ها، تعداد قابل توجهی از اهل سنت را شستشوی مغزی داده اند، یا به گونه ای تبلیغ کرده اند که «شیعه» دشمن جان و مال و ناموس شماست!  و الآن در غالب شهرهایی که در اطراف «موصل» هستند با وجود اینکه مردان اینها را جلوی چشمشان سر می برند، فرزندانشان را می کشند، به زنانشان تجاوز می کنند و... غالب اهل سنت از آنها طرفداری می کنند و راضی نیستند که شیعه وارد شهر بشود. و این یک معزلی شده است که اینها معتقدند که این داعشی ها با تمام کشت و کشتارشان از شیعه بهتر هستند.

کاری که ما می توانستیم در این زمینه انجام بدهیم، این بود که صدای بعضی از علمای اهل سنتی که روشن هستند را، روی آنتن ببریم که از طریق آنها بتوانیم در اهل سنت منطقه تأثیر بگذاریم تا شاید از این خواب غفلت بیدار بشوند.

لزوم پرداختن به مسئله «مهدویت»

با توجه به اینکه این هفته، آخرین هفته درسی سال تحصیلی هست، به نظرم رسید که یکی از موضوعاتی که خیلی ضرورت دارد دوستان به آن توجه بکنند و حسابی روی آن کار بکنند، موضوع «شبهات مهدویت» است.

بزرگترین شاخص میان شیعه و سنی، مسئله «امامت» است. و امروز هم موضوع امامت، در مسئله «مهدویت» نمود پیدا کرده است. در حقیقت موضوع مهدویت، اساسی ترین موضوعی است که می تواند هم برای شیعه سرنوشت ساز باشد و هم زمینه بر طرف کردن خیلی از شبهاتی که در اذهان اهل سنت هست را برطرف کند، و چه بسا زمینه ساز وحدت میان شیعه و سنی هم باشد.

این کتاب، مجمع شبهات مهدویت است!

شبهاتی که وهابیت تقریباً در این دو قرن اخیر، در زمینه مهدویت داشتند، شاید در کمتر موضوعی به این وسعت شبهه داشتند. مجمع این شبهات نیز، کتاب «اصول مذهب الشیعه الإثنی عشریه» قفاری است. ایشان در فصل چهارم، در حدود صد و ده صفحه، نزدیک دویست شبهه پیرامون مسئله «مهدویت»، مطرح کرده است.

البته ما تمام شبهاتی که اهل سنت، و وهابیت پیرامون مسئله مهدویت دارند را جمع کردیم، یعنی از زمان «ابن تیمیه» تا عصر حاضر، مجموعاً رسیده است به 848 شبهه! ما نمی خواهیم بگوئیم که در این زمینه کاری نشده است، ولی در برابر این هجمه گسترده شبهات، کار گسترده مناسبی انجام نشده است.

در این زمینه من دو کتاب را خدمت دوستان معرفی می کنم، تا ملاحظه نمائید. یکی کتابی است که ما در زمینه رد شبهات آقای قفاری نوشتیم، در جلد سوم حدود سیصد صفحه، برخی از شبهات اساسی قفاری را ما جواب دادیم.

معرفی کتاب «دلیل روشن» در حوزه شبهات مهدویت:

کتاب دوم، کتابی است که اخیراً یکی از طلبه ها به نام آقای آیتی نوشته است، به نام «دلیل روشن» که ایشان رساله سطح چهار (دکتری) خودش را موضوع شبهات قفاری قرار داده بود. من هم استاد راهنما بودم که ایشان با نمره 5/19 قبول شدند. خیلی کم هست در سطح چهار، کسی این نمره را بگیرد. معمولاً با نمره 16 و 17 قبول می شوند.

این کتاب «دلیل روشن» را مؤسسه آینده روشن، چاپ کرده است و فارسی هم هست. هر چند من مطالعه کردن کتاب فارسی را بر طلبه حرام می دانم! زیرا کتاب فارسی را انسان زود می خواند، و زود هم از ذهنش پاک می شود. ولی حالا برای کسی که تازه کار است، و می خواهد یک دوره ای مطالب را مطالعه کند ایرادی ندارد.

ایشان در این کتاب، حدود 78 شبهه، از شبهات آقای قفاری را جواب داده است. و حدوداً 70% مطالب این کتاب، مورد تأیید ماست. دوستان این کتاب را تهیه کنند، و مطالعه نمایند، بسیار خوب است. من در تاریخ حوزه ندیدم که به این زیبائی و علمی جواب شبهه داده شود. هم جواب نقضی می دهد، هم جواب حلی. ایشان سه سال و نیم زمان گذاشت تا این رساله تکمیل شود. و الحق که خیلی زحمت برای آن کشید.

لزوم استفاده از «پاورپوینت»، در زمینه پاسخگوئی به شبهات!

در زمینه پاسخگوئی به شبهات، خصوصاً شبهات مهدویت، دوستان اگر از امکانات کامپیوتری مثل «پاورپوینت» استفاده کنند، بسیار جالب توجه خواهد بود. خصوصاً در مراکز آموزشی و دانشگاهی و مدارس و... بسیار مورد نیاز است که مباحث امامت و مهدویت، به این صورت به مخاطب ارائه بشود.

تعدادی از دوستان ما که برای تبلیغ به خارج از کشور می روند، از همین امکانات استفاده می کنند. لپ تاپ را بالای منبر می برند و از طریق پاورپوینت و پرده و ویدئو پروژکتور، مباحث خودشان را ارائه می دهند. خیلی هم مورد استقبال واقع شده است و می گفتند که مخاطبین ما نسبت به سالهای گذشته، چند برابر شده است. چون مردم در کنار شنیدن مباحث، آنها را با چشم خودشان می بینند. و این قطعاً در تدبیر آنها روی مطالب و تأثیر گذاری مطالب بر آنها، بسیار مفید است.

در زمینه مهدویت، ما یک فایل «پاورپوینت» داریم که وقتی کامل شد، حتماً خدمت دوستان تقدیم خواهیم کرد. در این فایل، در ابتدا ما آمدیم و چند مسئله مهم و عمده را مطرح کردیم. که یکی از آنها مسئله «مهدویت از منظر قرآن و سنت» است.

الآن در شبکه های وهابی، اگر شما نگاه کنید، یکی از اساسی ترین شبهاتشان این است که مسئله «مهدویت»، که شیعه به شدت به آن معتقد است و آن را از اصول دین می داند، چرا ما یک آیه از قرآن، در موضوع مهدویت نداریم!؟

ما در اینجا به صورت مفصل این شبهه را جواب داده ایم و گفتیم که برخی ها بالای 300 الی 350 آیه در قرآن که در تفاسیر شیعه و سنی به حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، تفسیر و یا تأویل شده است، بیان کرده اند. ما در این فایل، به «نه آیه» مهم از کتب تفسیر اهل سنت، و به «چهار آیه» مهم از کتب تفسیری شیعه اشاره کردیم و مفصل نظرات مفسران را در اینجا ذکر کرده ایم که گفته اند این آیات مربوط است به حضرت مهدی (ارواحنا فداه).

در قسمت «امام مهدی در قرآن» این فایل پاورپوینت، یک بخشی را مطرح کرده ایم با عنوان «مقدمه ضروری»؛ که مطالعه اش ضرورت دارد. در اینجا گفتیم که سنت مبین و مفسر قرآن است و این از ضروری ترین مباحث مهدویت است که من بارها این مسئله را خدمت دوستان عرض کرده ام.

مخصوصاً در بخش «قرآن بدون سنت ضالّ و مضلّ است» ما نظرات علمای شاخص اهل سنت را آورده ایم و شواهدی نیز در این زمینه بیان کرده ایم.

دوستان حتماً مستحضرند که اهل سنت اجماع دارند که آیه «غار» (آیه 40 سوره توبه)؛ درباره «ابوبکر» است! یا آیه 11 سوره نور، درباره «عایشه» است! و حال آنکه هیچ اسمی از «ابوبکر» و «عایشه» در این دو آیه وجود ندارد. بلکه اینها به کمک «سنت» هست که می گویند این دو آیه درباره این دو نفر نازل شده است.

اگر بناست که شما به کمک «سنت»، آیه «غار» را بر «ابوبکر» حمل کنید، ما هم به کمک سنت، این بیش از سیصد آیه را بر حضرت مهدی (ارواحنافداه) حمل می کنیم. از این سیصد آیه، شما بیائید و بگوئید که 290 آیه دلالتش بر مسئله مهدویت، ضعیف است؛ آقایان هم معتقدند که تعدد طرق، مطلب را ثابت می کند. «ابن تیمیه» در این باره می گوید:

«فَإِنَّ تَعَدُّدَ الطُّرُقِ وَ كَثْرَتَهَا يُقَوِّي بَعْضَهَا بَعْضًا حَتَّى قَدْ يَحْصُلُ الْعِلْمُ بِهَا وَ لَوْ كَانَ النَّاقِلُونَ فُجَّارًا فُسَّاقًا»

همانا تعدد و کثرت طرق نقل یک روایت، یکدیگر را تقویت می کند و از این کثرت نقل، به آن مطلب علم حاصل می شود، اگر چه ناقلین روایت، فساق و فجار باشند.

مجموع الفتاوی، ج18، ص 26

از این سیصد آیه، ده آیه هم دلالتش صحیح باشد، مطلب تمام است.

بزرگترین فرق بین عقیده شیعه و عقیده اهل سنت!

دومین فصلی که ما در این فایل به صورت مفصل بحث کرده ایم، مبحث «شبهات وهابيت پيرامون مهدويت» است. در این فصل، ما هفت شبهه مهم وهابیت را پیرامون مسئله مهدویت مطرح کرده ایم و جواب دادیم. یکی از این شبهات، شبهه ولادت حضرت مهدی (ارواحنافداه) است. که بزرگترین فرق بین عقیده شیعه و عقیده اهل سنت، همین مسئله ولادت حضرت مهدی است.

ما در اینجا مفصل بحث کردیم و عرض کردیم که بزرگان اهل سنت، به ولادت حضرت مهدی، اعتراف کرده اند. و حتی «ابن تیمیه» و «بن باز» مسئله مهدویت را قطعی می دانند. و به عنوان یک موضوع متواتر تلقی می کنند. حالا کاری نداریم که چهارتا جوجه وهابی! امروز آمدند و منکر مهدویت شدند. زیرا اینها اصلاً عددی نیستند. چرا که بعضی از بزرگان اینها گفته اند که هر کس منکر مهدویت بشود، کافر است. در این زمینه سؤالی از «بن باز»، مفتی اعظم سابق عربستان شده است:

«يوجد لدينا رجل ينكر المسيح الدجال و المهدي و نزول عيسى عليه السلام و يأجوج و مأجوج و لا يعتقد في شيء منها...و هو يصلي و يصوم و يأتي بالفرائض. فما حكمه؟

در اين جا افرادي ديده مي‌شود که دجال، مهدي و نزول عيسي و يأجوج و مأجوج را منکر مي‌شود و به هيچ يک از آن‌ها اعتقاد ندارند و ادعا مي‌کنند که روايات وارد شده در اين زمينه‌ها صحت ندارد... در حالي که اين افراد نماز مي‌خوانند، روزه مي‌گيرند و واجبات را نيز انجام مي‌دهند. حکم اين مسأله چيست؟

جناب «بن باز»، در جواب گفته است:

«مثل هذا الرجل يكون كافراً و العياذ بالله؛ لأنه أنكر شيئاً ثابتاً عن رسول الله عليه الصلاة والسلام»

چنين شخصي کافر است؛ زيرا او چيزي را انکار کرده است که از رسول خدا صلي الله عليه وآله ثابت شده است!

فتاوي نور علي الدرب، ج1، ص 355-356

یعنی اینها تا این اندازه جلو رفته اند. و منکر حضرت مهدی را کافر دانسته اند.

و یا از رسول اکرم نقل کرده اند که فرمود:

«مَن أنكَر خُروجَ المَهدي فَقَد كَفَر»

هر کس خروج مهدی را منکر شود، به تحقیق کافر شده است.

لسان المیزان، ج5، ص 130، ح 437  

این آقایان به ما اعتراض می کنند که شما معتقدید که کسی که امامت را انکار کند، کافر است؛ خب ما عرض می کنیم که «مهدویت» یک دوازدهم «امامت» است. شما در یک دوازدهم می گوئید «من انکر المهدی فقد کفر»! چگونه است که وقتی ما در دوازده نفرشان این را می گوئیم، شما به ما خورده می گیرید!؟

آیا می شود کسی «خلیفه الله» باشد!؟

همچنین این آقایان به ما اعتراض شدید دارند که شما معتقد هستید که «علی بن ابی طالب»، خلیفه از جانبه خداست و خلیفة الله است. و پیغمبر اکرم او را از طرف خدای عالم، به عنوان خلیفه معین کرده است!

شما اگر کتابها و شبکه های ماهواره ای اینها را ببینید، مفصل درباره این مسئله اراجیف علیه شیعه بافته اند و می بافند! و حال آنکه اینها در ضمن روایات صحیح، اسم حضرت مهدی را با عنوان «خلیفه الله» آورده اند. و گفته اند:

«خَلِيفَةَ اللهِ الْمَهْدِيَّ»

مسند احمد بن حنبل، ج5، ص 277، ح 22441؛ سنن ابن ماجه، ج2، ص 1367، ح 4084؛ مستدرک علی الصحیحین، ج4، ص 510، ح 8432، و ج4، ص 547، ح 8531

اینها یک جواب نقضی است. که خیلی جاها به دردمان می خورد و لازم است که دوستان این نکات مهم و ریزه کاریها را در گوشه ای یادداشت کنند و داشته باشند.

ما معتقد هستیم که خداوند دوازده خلیفه برای پیغمبر معین فرموده است. خود نبی مکرم در این زمینه فرمود:

«إِنَّ هَذَا الأَمْرَ لاَ يَنْقَضِي حَتَّى يَمْضِيَ فِيهِمُ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً»

اين امر (اسلام) منقضي نمي‌شود تا اينکه دوازده خليفه در بين آنها بگذرد (حکومت کند).

صحيح مسلم، ج6، ص3، ح 4598

در مورد اولین خلیفه، ما روایت صحیح از خود شما داریم که پیامبر فرمود:

«قال رسول الله لعلی: ... وأنت خليفتي في كلّ مؤمن من بعدي»

پیامبر به علی فرمود: تو پس از من، جانشين من در ميان همه مؤمنان هستي.

السنة ابن ابی عاصم، ج2، ص 565، ح 1188

در مورد آخرین خلیفه هم که شما می گوئید: «خَلِيفَةَ اللهِ الْمَهْدِيَّ»

شما بفرمائید و این ده نفر وسط این دو خلیفه را برای ما معرفی کنید که چه کسانی بودند؟!

این نکات کلیدی است که دوستان در ذهن خود داشته باشند. در این زمینه نکات دیگری هم وجود دارد که در جلسات بعدی خدمت دوستان عرض خواهیم کرد.

لزوم ورود به شبکه های وهابی برای رساندن کلام شیعه!

این شبکه های وهابی، درست است که از طرفی تهدید هستند، ولی از طرف دیگر، فرصتی طلائی هستند برای ما که وارد بشویم و حرف خودمان را بزنیم. تا میلیونها بیننده ای که این برنامه ها را می بینند، حرف شیعه را هم بشنوند.

البته ممکن است شما بیست دقیقه، حتی چهل دقیقه هم پشت خط اینها بمانید، تا یک دقیقه حرف بزنید؛ ولی می ارزد. در آن یک دقیقه، یا سی ثانیه، حرف شما را میلیونها نفر در اقصی نقاط جهان می شنوند. افرادی که بیننده شبکه های وهابی هستند ولی بیننده شبکه های شیعی نیستند، سخن یک شیعی را نیز می شنوند.

بعضی آقایان که به این شبکه ها، ورود پیدا می کنند، خیلی عالی کار می کنند. چون اینها معمولاً روزی دو ساعت، دو ساعت و نیم، برنامه زنده دارند. بعضی از طلبه ها و جوان ها، می روند و یک سری بحثهایی را آنجا مطرح می کنند، و در عرض یک دقیقه، چهارتا کلمه کلیدی مطرح می کنند، و تمام تلاش های دو ساعته اینها را پنبه می کنند.

امروز جنگ، جنگ رسانه است. امروز در حقیقت جنگ بدر و احد و احزاب و یا جنگ «صفین» است! هر کس که عقب بماند، گویا که از جنگ صفین عقب مانده است. ما دیگر نیائیم بگوئیم که چرا «عبدالله بن عمر» در جنگ صفین شرکت نکرد!؟ چرا «عبدالله بن عمرو عاص» شرکت نکرد!؟

اینها امروز در این جنگ رسانه ای، تمام جگر پاره هایشان را آورده اند وسط میدان! اگر من طلبه حضور پیدا نکنم، معلوم نیست که فردای قیامت، با عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو عاص، تفاوتی داشته باشم! آنها یقین داشتند که «علی» حق است، ولی از ترس کشته شدن و ضرر داشتن و... نرفتند.

ما نیز اگر امروز با این بهانه ها، در این جنگ عظیم رسانه ای حضور پیدا نکردم، همان سرنوشت را دارم.

 

والسلام علیکم و رحمة الله





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English