2021 May 7 - جمعه 17 ارديبهشت 1400
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
کد مطلب: ٦٢٩٥ تاریخ انتشار: ١٢ خرداد ١٣٩٧ تعداد بازدید: 29484
مقالات » نقد خلافت خلفا
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام

حكم جنگ ناسزا و اذيت اميرالمومنين، بررسي دستور معاويه به سب حضرت، اقوال علماي اهل سنت درمورد سب اميرالمومنين، بني اميه و سب حضرت

جنگ با علي ، جنگ با رسول خدا :

ناسزا به علي ، ناسزا به رسول خدا :

اذيت كردن امير المؤمنين ، اذيت رسول خدا :

پيش بيني امير المؤمنين عليه السلام از سب آن حضرت توسط دشمنانش:

بررسي روايت دستور معاويه ، به سبّ امير المؤمنين عليه السلام در صحيح مسلم :

تلاش نووي در توجيه روايت صحيح مسلم :

اعتراف علماي اهل سنت به حذف «مأمور به»

1 . ابن تيميه حراني :

2 . مقبل بن هادي الوادعي :

3 . دكتر شيخ موسي شاهين لاشين :

4 . شيخ حسن بن علي السقاف :

5 . ملا علي قاري :

6 . محب الدين طبري :

7 . علامه قندوزي :

روايات ديگر در اثبات ناسزا گويي معاوية به حضرت امير عليه السلام:

ناسزاگوي معاويه به امام علي ، امام حسن و امام حسين عليهم السلام :

اقوال علماي اهل سنت در سبّ امير المؤمنين عليه السلام توسط معاويه

1 . ابن تيميه حراني :

2 . حافظ شمس الدين ذهبي :

3 . عماد الدين أبي الفداء :

4 . قاضي شيخ محمد الخضرمي المصري :

5 . الإمام الحافظ احمد بن محمد بن الصديق الغماري :

6 . شيخ محمد بن أحمد ابوزهرة :

7 . استاد شيخ أبو علي المؤدودي :

8 .استاد كاتب عبد الرحمن الشرقاوي :

9. دانشمند مغربي ، شيخ عبد الله بن عبد القادر التليدي :

10 . شيخ حسن بن فرحان المالكي :

رواياتي در سبّ امير المؤمنين عليه السلام توسط بني امية

احدي از بني اميه برنمي خواستند ، مگر اين كه امير المؤمنين عليه السلام را لعن مي كردند :

ناسزاگويي به علي (عليه السلام) تا زمان عمر بن عبد العزيز ادامه داشت :

مغيرة بن شعبة و سبّ امير المؤمنين :

مرواني ها و ناسزاگويي به امير المؤمنين (عليه السلام)

لكنت زبان ، هنگام ناسزاگويي به امير المؤمنين (عليه السلام) :

علي (عليه السلام) را در منابر شرق و غرب عالم لعن مي كردند :

ناسزا گويي به علي (عليه السلام) بر فراز هفتاد هزار منبر :

تواتر اخبار ناسزاگويي بني اميه :

ناسزا گويي به اهل بيت عليهم السلام براي تقرب به دشمنان آنان :

نقل فضائل امير المؤمنين (عليه السلام) با سبّ آن حضرت جمع نمي شود :

بني اميه ، سزاوار سرزنش :

استواري حكومت بني اميه با ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام :

تحريف روايت منزلت :

تهمت خيانت به امير المؤمنين عليه السلام:

تهمت ارتداد به امير المؤمنين عليه السلام:

عباس و علي (عليه السلام) از اهل آتش هستند !

علي (عليه السلام) سبب بروز فاجعه در مدينه :

چهار صد هزار درهم جايزه جعل حديث در مذمت امير المؤمنين عليه السلام:

نزول آيه «تولي كبره» در مذمت علي (عليه السلام)

كشتن هر كودكي كه نامش علي باشد :

كشتن و زنداني كردن شيعيان در تمامي شهرها :

سزاي مقاومت كنندگان در برابر ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام :

كشتن نسائي به خاطر نقل فضائل امير المؤمنين عليه السلام :

قطع گردن ظهير الدين اردبيلي به خاطر عدم اعتقاد به وجوب مدح صحابه :

شلاق زدن ابن أبي ليلي :

مجلس را با لعن ابو تراب به پايان ببرد :

آب كشي جاي نشستن كسي كه حديث طير را نقل كرده بود :

هزار تازيانه ، جزاي نقل فضائل حسنين عليهما السلام :

شكستن منبر حاكم نيشابوري به علت عدم نقل فضائل معاويه :

چهار صد ضربه شلاق ، جزاي كسي كه امير المؤمنين عليه السلام را لعن نكرد :

امتناع مردم سيستان از لعن امير المؤمنين عليه السلام :

امتناع مردم قزوين از لعن امير المؤمنين عليه السلام :



Share
1 | مهرداد حيدري پيش1 ( رحيمي) | | ١٢:٠٠ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٨٧ |
نظري هم مگه ميمونه!عاليه
2 | يه سني | | ١٢:٠٠ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٨٧ |
جمع كن اينا رو........ اگه راست ميگين! علما تونو بردارين بيايين با علماي اهل سنت بحث و گفت و گو كنين معلوم بشه حق با كيه! تو شبكه پخش زنده كنين............

پاسخ:
جناب سني! از ايرانشهر
ما خيلي دوست داريم كه با علماي شما مناظره و مباحثه داشته باشيم ؛ اما متأسفانه علماي اهل سنت ؛ به ويژه مولوي‌هاي ايراني از مناظره و مباحثه با علماي ما طفره مي‌روند .
بهترين شاهد بر اين مطلب طفره رفتن مولوي عبد الحميد امام جمعه زاهدان ، از مناظره با دكتر حسيني قزويني ، مدير مسؤول همين سايت بود . عجيب است كه شما از مطلب بي خبر مانده‌ايد .
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=68
ما در همين جا اعلام مي‌كنيم كه هر شخصي از علماي شناخته شده اهل سنت حاضر باشند كه ما دوستان گروه پاسخ به شبهات اين سايت مناظره كنند ، با كمال ميل حاضر به مناظره هستيم .
3 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٦ ارديبهشت ١٣٨٧ |
بر مبناي عقيده بسياري از تشيعها که عمر(رض) را عامل مرگ حضرت فاطمه ميدانند اين چطور امکان دارد درحاليکه حضرت علي(ع) يکي از دخترانش را به نام ام الکلثوم به عقد عمر درآورد او را داماد خويش کردآيا مردي چون علي که اسوه شهامت وشجاعت ومردانگي وآزادگي است ميتواند با قاتل زنش چنين مدارا کند ميتواني براي صحت گفته هايم به منابع معتبر وبه دور از تعصب شيعي رجوع کني که ببيني واقعيت داشته که خليفه دوم داماد حضرت علي بوده يا خير؟؟

پاسخ:
جناب سوران !
لطف کنيد قبل از طرح اين شبهات، مطالب سايت را مطالعه فرماييد تا متوجه شويد که اين شبهات را ما خيلي قبل پاسخ داده ايم و جهت اطلاع بيشتر به لينک ذيل مراجعه نماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
4 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٦ ارديبهشت ١٣٨٧ |
چند نفر از علمايان اهل سنت و جماعت با شبكه سلام تماس گرفته اند اما وقتي كه جواب نداشتند تلفن را قطع كردند چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما شخص خود من از شما سوال مي كنم و اگر راستگو هستي پس تمام سوالات مرا تاييد كنيد و جواب دهيد آيا مايليد اگر حقيقت جوئي ، بسم الله

پاسخ:
همانطور که در نظر قبلي شما در بخش ديگر سايت اعلام کرديم ، ما تمامي نظرات را درصورت عدم فحاشي و بي ادبي نمايش مي دهيم
و در مورد سؤالات (که فکر کنم منظور شما در نظر اعلام شده، همان متن نظرات هست نه سؤالات) نيز اگر در بخش طرح پرسش سايت مطرح کنيد مطمئنا بعد از پاسخگويي نمايش داده مي شود.
و در مورد ادعاي شما راجع به شبکه سلام نيز چنين مواردي را حداقل ما نديدم اما فرض بر اين که چنين بوده نيز بهتر است مسئولين در شبکه سلام پاسخگو باشند.
ولي قابل ذکر است که در حين سخنراني استاد حسيني قزويني تماس تلفني بسياري از بزرگان اهل سنت بوده که تمامي مطرح و پاسخ داده شده. (و حتي مولوي آقاي ملازاده بعد از شکست در مناظره بارها تماس و سعي در ايجاد مزاحمت و طرح شبهات سياسي کرده که خوب همانطور که از ابتدا در شبکه سلام مطرح شده ، پايه و اساس پرسش و پاسخ و سخنراني ها، مطالب علمي باشد نه عملکرد سياسي دولتمردان )
5 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٦ ارديبهشت ١٣٨٧ |
با سلام : چندين با من در اين وبلاگ سوال مطرح كردم اما نه تنه جوابي نداشتن بلكه آن را حذف كردند
1- نقش الله جل جلاله در اين ماجرا
اگر حکايت شيعه ها را قبول کنيم آنوقت حق داريم از نقش الله جل جلاله تعجب کنيم و مجبوريم اين سوال را مطرح کنيم که چرا رب العالمين در کلام خود، در قرآن، ذکر صريحي از اين مسئله مهم به ميان نياورده است. چرا از تقسيم ارث گرفته تا داستان اصحاب کهف، تا داستان تولد بچه حضرت زکريا، تا صدها موضوع ديگر موضوعي نيست که قرآن به آن نپرداخته باشد.
اما حرف به اين مهمي (جانشيني علي را ) حرفي که به گفته شيعه در طول و عرض اسلام تاثير دارد را ناديده گرفت و هيچ سخن صريحي در اين باره نيست. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2- چرا تا سال 1367 در تقويم مي نوشتند وفات حضرت فاطمه اما از سال 1367 به بعد نوشتند شهادت حضرت فاطمه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
3- عاقد پيامبر براي عقد با زنانش چه کسي بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
4- خداوند درباره زنان پيامبر گرامي(ص) مي فرمايد :
النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ?6> پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است و همسرانش مادران ايشانند و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا بعضى [نسبت] به بعضى اولويت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند] مگر آنكه بخواهيد به دوستان [مؤمن] خود [وصيت‏يا] احسانى كنيد و اين در كتاب [خدا] نگاشته شده است (6)
سوره احزاب آيه 6 ترجمه مکارم شيرازي :پس شما شيعيان يا بايد اين آيه قرآن را باور نکنيد؟ و اعلام کنيد که اين آيه رو قبول نداريم! يا اينکه دست از فتنه گري و گمراهي عوام برداريد و شهادت دهيد که ام المومنين پاک دامن بودند و فرياد بزنيد که ام المومنين مادر تمام مسلمانان است آيا همچين جمله اي رو به زبان مي آوريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
اين قسمت سؤالي از بخش پرسش و پاسخ است و اين محيط ، يک سايت مي باشد نه يک وبلاگ
اما راجع به نظرات قبلي ما سعي کرده ايم تمامي نظرات را در صورت عدم فحاشي و بي ادبي نمايش دهيم (حتي مخالفين، که بسياري از نظرات فعلي خود گوياي اين امر هست) وليکن موارد مورد ادعا شما (موارد حذفي) را نديديم ، شايد شما طبق اعتراض خود محيط اين سايت را با ساير وبلاگهايي که در آن فعاليت مي کنيد اشتباه گرفته ايد. (و در وبلاگهاي موردنظر خود ، اعلام نظر کرديد)
و اما بعد
در پاسخ سؤال اول: بد نيست قبل از اعلام اعتراض و يا سؤال محتويات سايت را از جهت مطالب قبلي جستجو مي کرديد تا مطلع مي شديد که اين شبهه قبلا مطرح و پاسخ داده شده بود.
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=500
در پاسخ سؤال دوم:
اولا: شما بايد براي ادعاي خود مدرک ارائه دهيد (منظور ادعاي شما مبني تغيير تاريخ عنوان شهادت حضرت فاطمه (س) در تقويم هاي سال 67 به قبل)
ثانيا: همانطور که اجماع شيعه و سني هست و در صحيح بخاري (مهمترين مدرک اهل سنت که به هيچ عنوان اهل سنت آن را رد نمي کنند و اين کتاب را بعد از قرآن صحيح ترين کتاب خود مي دانند) هم آمده رسول خدا (ص) شهيد شدند (جهت توضيحات بيشتر به لينک ذيل مراجعه نماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1084)
آيا اينکه در تمام تقويم هاي شيعه و سني تاريخ شهادت حضرت را با عنوان رحلت مطرح مي کنند به معني منکر شدن شهادت پيامبر است يا بايد تقويم ها را اصلاح کرد
و در پاسخ سؤال سوم:
بايد بگوييم ظاهرا عاقد ازدواج پيامبر با همسرانش شخصي مانند عاقد ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان بوده است.
(نياز به توضيح نيست که خداوند در قرآن راجع به همسر حضرت لوط و حضرت نوح ايشان را درس عبرتي براي کفار معرفي کند)
و در پاسخ سؤال چهارم:
منظور شما را درست متوجه نشديم، آيا مي خواهيد ما را متهم کنيد که العياذ بالله به همسر رسول خدا (ص) تهمت عدم پاکدامني زده ايم؟ که اينچنين نيست و نه تنها در هيچ يک از مطالب سايت ما چنين مطلبي نبوده بلکه آلوسي مفسر شهير اهل سنت اعتراف مي کند که در هيچ يک از کتب معتبر اهل سنت چنين مطلبي موجود نيست.
اما اينکه در کتب معتبر اهل سنت چنين آمده است که همسر رسول خدا (ص) به نام قتيله بعد از رحلت پيامبر مرتد شد ، آيا اين جسارت به همسر رسول خدا نيست و اهل سنت در مقابل اين اتهام (که تناقض با استدلال شما دارد) چه پاسخي دارند؟
اما اگر منظور شما بحث شان نزول آيه افک هست که ربطي به ادعاي شما ندارد جهت توضيحات بيشتر به لينک ذيل مراجعه نماييد.
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1265
6 | مهدي ذ | | ١٢:٠٠ - ٢٦ ارديبهشت ١٣٨٧ |
جناب سني! از ايرانشهر ، با سلام :
من 10 ثانيه از الان وقت مي گيرم تا در مورد مطلب من فكر كنيد .
در ليست 12 خليفه رسول خدا كسي مثل معاويه را معرفي مي كنيد كه دستور مسموم كردن امام حسن سيد جوانان بهشت را ميدهد ( البدايه و النهايه ) و دستور لعن و فحش به علي (ع) را به تمام بلاد مسلمين صادر ميكند .
جالب است ! در اين ليست يزيد هم ديده مي شود ، او كه قاتل امام حسين سيد جوانان بهشت است خليفه بر حق رسول الله معرفي شده . از بين اين خلفا آنهائي كه جزو اهل بيت بودند چه شدند ؟
يا توسط يكي از خلفاي 12گانه كشته شدند يا قاتل آنها توسط شيخ الاسلام هاي اهل سنت ، پارسا وعابد و مسلمان معرفي شده اند ( منهاج السنه ) .
به راستي بايد خلفاي رسول خدا ، كه بشارت به آمدن انها داده قاتل بهترين خلق خدا و زناكار و شراب خوار و حتي مورد لعن برخي علماي سني ( ابن جوزي ) قرار بگيرد ؟! همين 10 ثانيه براي تفكر كافيست .
توهين و بي ادبي كار انسان مسلمان نيست ، اولين خاصيت مسلمان منطق و عقل اوست . قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين
7 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٧ |
سلام :
مردي به سفري دور و طولاني به خارج از کشور ميرود که حداقل يک سال طول مي کشد و در آن کشور زني را صيغه مي کند لازمه اين ازدواج موقت يک پسر بچه است در زمان بازگشت به کشورش نمي تواند بچه را با خود بياورد به سه دليل
1- کشور مقيم اجازه خروج بچه را نمي دهد چون احتمال کودک ربائي وجود دارد مرد از آن مي ترسد که مبادا به جرم کودک ربائي دستگير شود
2- زمان ورود ايران اجازه ورود بچه را نمي دهد چون در زمان خروج تنها بوده و هيچ مدرکي از آن بچه ندارد که بچه متعلق به وي باشد پس بنابراين اجازه ورود بچه خارجي بدون هويت به داخل کشور ممنوع است
3- از آن دو دليل هم بگذريم مرد جرأت گفتن حقايق را ندارد که با زني خارجي بطور موقت ازدواج کرده است و حاصله آن ازدواج يک بچه است که بايد آن را بزرگ کند و مي داند که اگر همسرش از ماجرا مطلع شود از او جدا مي شود و زنديگش به ميريزد
4- و از آن طرف هم زن موقت"خارجي" مسئوليت بچه را بعهده نمي گيرد
لطفاً تکليف بچه براي ادامه زندگي و ارث و ميراث، روشن کنيد.آيا اصلاً ارث و ميراثي به اين بچه تعلق مي گيرد
با تشکر

پاسخ:
جناب سوران ! اولاً : هر وقت شما تكليف اين بچه‌ها را مشخص كرديد ، ما نيز تكليف فرزند متولد شده از متعه را روشن خواهيم كرد :
لو تزوج رجل امرأة في مجلس ثم طلقها فيه قبل غيبته عنهم ثم أتت امرأته بولد لستة أشهر من حين العقد أو تزوج مشرقي بمغربية ثم مضت ستة أشهر وأتت بولد لم يلحقه وبذلك قال مالك والشافعي وقال أبو حنيفة يلحقه نسبه لأن الولد إنما يلحقه بالعقد ومدة الحمل ألا ترى أنكم قلتم إذا مضى زمان الإمكان لحق الولد وإن علم أنه لم يحصل منه الوطء ...
المغني لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفكر الأولى 1405 هـ .
اگر مردى بازنى ازدواج كند و در همان مجلس عقد و در حضور شهود او را طلاق دهد سپس آن زن بعد از گذشتن شش ماه فرزندى به دنيا آورد أبو حنيفه گفته است آن بچّه متعلّق به همان مرد خواهد بود .
اين فرزند نيز همان مشكلاتي را دارد كه شما براي فرزند متعه برشمرديد .
ثانياً : ضرورتي وجود ندارد كه از هر ازدواج موقتي ، فرزندي نيز به دنيا بيايد ؛ آن‌هم با راههايي كه علماي شما ، پشنهاد كرده‌اند . من فقط به دو مورد اشاره مي كنم .
سبكي از علماي بزرگ اهل سنت ، متوفاي 771 هـ در كتاب طبقات الشافعيه ، در ذيل ترجمه عبد القاهر بن طاهر بن محمد تميمي مي‌نويسد :
من لفّ ذكره بحريرة وأولجه في فرج ولم ينزل ، لا غسل عليه ولا حد علي الأصحّ إن كان في حرام ، ولا يفسد به شيء من العبادات .
طبقات الشافعية – ج5 – ص143 .
و ابن نجيم حنفي متوفاي 970 هـ مي‌گويد :
ولو لف ذكره بخرقة وأدخله ، إن وجد حرارة الفرج واللذة ، يفسد (اي الحج ) و إلا فلا .
البحر الرائق - ج3 - ص16 – چاپ دار المعرفه بيروت .
والسلام علي من اتبع الهدي
از آن جايي كه جناب سوران ، بارها گفته‌اند كه ايميل شان دروغي است ، ما مجبور شديم براي اطلاع ايشان ، اين نظر را نمايش دهيم.
گروه پاسخ به شبهات
8 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٧ |
ببخشيد كه من تمام نظراتم رو در يك پست ارسال مي كنم چون براي پاسخ شما به آن مجبورم كه شايد آدرسي كه در آن نظر داده ام دير پيدا كنم و يا اصلاَ پيدا نكنم چون چند روز پيش در يک پست در مورد داستان حضرت موسي و هارون(ع) و حضرت محمد(ص)و حضرت علي(ر) نظر دادم اما هنوز هم ان را پيدا نکرده ام.لطفاً براي پيدا کردن پاسخ به نظرم تا جائي که مي توانيد راهنمائي کنيد چون خيلي از پستها رو گشتم پيدا نکردم
با اينحال مرا ببخشيد چاره اي جز اين نيست

پاسخ:
بسمه تعالى
با سلام، از ارتباط صميمانه شما سپاسگزاريم
بازديده کننده محترم جناب سوران
شما در هر بخشي که ارسال نظر کنيد (منظور تيترمطلب در هر بخش (پرسش و پاسخ، مقالات، سخنراني ها و...) ) در پايين همان مطلب مشابه همين نظر و ساير نظرات ارسالي شما ، نمايش داده مي شود و درصورت وجود جوابيه از طرف مؤسسه در ذيل همان نظر شما مطلب ما نيز نمايش مي يابد.
موردي که را هم که شما اشاره کرديد (داستان حضرت موسي و هارون و ...) پيدا نکرديم (جهت يافتن مطلب موردنظر از قابليت جستجو کلي سايت و همچنين جستجو اختصاصي موجود در هر بخش مي توانيد استفاده کنيد)
ولي بهتر است که نظر در رابطه با مطلب نمايش داده شده باشد و نظرات راجع به ساير مطالب و بخش ها را نيز در بخش مربوطه وارد نماييد تا بازديدکننده دچار اشتباه نگردد (از جهت خلط مبحث نشدن کلام و ايرادات و انتقادات)
با تشکر
معاونت اطلاع رساني
9 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٧ |
شما گفتيد در کتب معتبر اهل سنت چنين آمده است که همسر رسول خدا (ص) به نام قتيله بعد از رحلت پيامبر مرتد شد ، آيا اين جسارت به همسر رسول خدا نيست.
لطفاً نام کتاب و نويسنده و آدرس صحيح رو بنويسيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
سير اعلام النبلاء ، جلد 2 صفحه 260 درمورد قتيله همسر رسول خدا (ص) آورده است که قتيله بعد از رحلت پيامبر مرتد شده است.
(اين کتاب از ذهبي از معروفترين علماي اهل سنت است ، اگر توهيني هم صورت گرفته از جانب بزرگان اهل سنت بوده است)
10 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٧ |
برادر من در مورد وفات و شهادت حضرت فاطمه سوال کردم نه در مورد پيامبر گرامي(صلي عليه وسلم)

پاسخ:
جناب سوران در قسمتي که اين نظر را گذاشته ايد
در نظر قبلي، شما تنها اشاره اي مبني بر بحث ازدواج عمر با ام کلثوم داشته ايد که مثلا چگونه مي شود که حضرت علي به قاتل همسرش دختر بدهد و .... ؟
که ما نيز در پاسخ مقاله مربوط به رد شبهه ازدواج عمر با ام کلثوم را براي شما لينک داديم
حالا اين چه ربطي به طرح سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه (س) داشت و ما چه پاسخي راجعي به پيامبر داديم؟!!!
احتمالا اين نظر را در قسمتي ديگر (شايد مرتبط با عنوان مطرح شده شما باشد) بايد وارد مي کرديد
معاونت اطلاع رساني

11 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٨ ارديبهشت ١٣٨٧ |
در مورد بقيه جوابهاي كه دادي هيچ كدام مرا قانع نكرده چون شما براي اثبات افسانه خود كتاب 200 سال پيش رو معرفي مي کنيد که فلان ايت الله فرمود اما کتابهاي صحيح بخاري و مسلم و ترمذي و..................که در هر موردي که باشد مادامي که بر خلاف عقيده شما باشد قبول نداريد انکار مي کنيد شما لطف کنيد اگر نهج البلاغه تحريف نشده در اختيار داريد نامه ششم آنرا بخوانيد که آنحضرت چي فرمودند من به بحثش نمي پردازم شما خود مطالعه کنيد براي من کافية موفق باشيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
جناب سوران ! ما مي‌دانيم كه شما هيچ‌گاه قانع نخواهيد شد حتي اگر رسول خدا همين الآن بيايد و بگويد كه علي عليه السلام خليفه بعد از من بوده است شما نخواهيد پذيرفت ؛ همان طوري كه عمر در غدير خم ، به ظاهر پذيرفت و خلافت را به امير المؤمنين تبريك گفت ؛ اما بعد‌ها هواي نفس و حبّ رياست او را به شكستن بيعت وادارد كرد .
غزالي ، عالم مشهور اهل سنت در اين باره مي‌گويد :
من خطبته في يوم غديرحم باتفاق الجميع وهو يقول: " من كنت مولاه فعلي مولاه " فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.
سر العالمين وكشف ما في الدارين ، ابوحامد غزالي ، ج1 ، ص4 ، باب في ترتيب الخلافة والمملكة .
«از خطبه‌هاي رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) خطبه آن حضرت به اتفاق همه مسلمانان در روز عيد غدير خم است كه در آن فرمود : هر كس من مولا و سرپرست او هستم ، علي مولا و سرپرست او است . عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علي (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت :
«افتخار ، افتخار اي ابوالحسن ، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاي ديگري هستي .»
اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبري علي (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب علي (عليه السلام) به رهبري امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثير هواي نفس و علاقه به رياست و رهبري خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلي تغيير داد و با لشكر كشي‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاي ديگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و [مصداق اين آيه قرآن شد :]
پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند.»
نامه ششم نهج البلاغه را نيز ما پيش از اين جواب داده‌ايم كه مي‌توانيد به اين آدرس مراجعه بفرماييد :
http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=449
والسلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات
12 | سوران | | ١٢:٠٠ - ٢٨ ارديبهشت ١٣٨٧ |
برادر من هزار سلام و درود بر شما فقط تفره نرو شما لطف كنيد سوال شماره 2 اينجانب رو 10 بار ديگه مرور كنيد كه ببينيد من چي نوشتم در ضمن شما جواب دادي يا به سوال توجه نكردي يا اينكه خدا مي داند اين جواب شماست .
در پاسخ سؤال دوم:
اولا: شما بايد براي ادعاي خود مدرک ارائه دهيد (منظور ادعاي شما مبني تغيير تاريخ عنوان شهادت حضرت فاطمه (س) در تقويم هاي سال 67 به قبل
مدرك من تقويم شماست
××××××××
برادر جان در مورد عاقد پيامبر گرامي (صلي عليه و سلم) باز تفره رفتي ميدانيد چرا ؟؟؟؟
1- حضرت نوح و حضرت لوط(ص) حدود4000 سال قبل پيامبر گرامي( صلي عليه و سلم )بود آنطور كه شما مي گوييد آن شخص تا آن زمان زنده بوده امكان ندارد همان عاقد باشد در ضمن جوابي كه شما دادي توهين بزرگي كه به پيامبر نسبت ميدهيد يعني شما مي گوييد كه زنان پيامبر گرامي(صلي عليه و سلم) مثل زنان آن دو پيامبر بوده فراموش نكن كه خداي تعالي تمام مخلوقات را بخاطر پيامبر گرامي صلي عليه و سلم آفريده گفتم باز هم ميگيم عاقد چه كسي بود اسمشو بگو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به ايميل توجه نكن جعلية!!!!!!

پاسخ:
جناب سوران ! اولاً : اين گفته‌ايد مدرك تقويم است‌ ، ما پاسخ شما را داديم كه آنچه در تقويم است (‌به ادعاي شما )‌مدرك تاريخي نيست و ارزش استدلال ندارد ؛ اگر كسي به شما بگويد كه رسول خدا شهيد نشده است ، زيرا در همه تقويم هاي شما آمده است رحلت پيامبر اسلام ، آيا در اين صورت شما منكر اين فضيلت براي رسول خدا (‌ص)‌خواهيد شد ؟ لطفا طفره نرفته و درست پاسخ دهيد
ثانيا :در مورد عاقد رسول خدا :
الف)‌ما منظور شما را مي دانستيم كه مي خواهيد ادعا كنيد كه عاقد عقد ازدواج رسول خدا با عائشه خدا ، خود رسول خدا بوده است و اين دلالت بر بالا بودن مقام اين زنان دارد ؛ اما ما در پاسخ به صورت تلويحي و اشاره اي بيان كرديم كه حتي اگر عاقد خدا يا پيامبر او باشد باز هم فضيلتي براي او نمي شود ؛ زيرا شبيه همين حرف را مي توان در مورد همسر حضرت نوح و لوط ادعا كرد كه قطعا شما چنين ادعايي را محكوم كرده و مي گوييد اين كه عاقد رسول خدا باشد و يا حتي عقد با خود رسول خدا (‌نوح و لوط )‌بسته شده باشد دلالت بر فضيلت ندارد
ب)‌در مورد عاقد بايد بگوييم به نظر اهل سنت عاقد ازدواج رسول خدا با ام المومنين خديجه (‌كه به اقرار اهل سنت بر ترين همسر ايشان بوده است ) عموي ايشان ابو طالب است ؛‌ وقتي در مورد بهترين همسر ايشان عاقد عموي ايشان است كه به نظر اهل سنت كافر است ،‌ در مورد ساير همسران ايشان چه مي خواهيد بگوييد ؟
والسلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات
13 | علي | | ١٢:٠٠ - ٠٩ خرداد ١٣٨٧ |
اصل ازدواج عمر با ام كلثوم فقط در طبقات ابن سعد امد انهم با سلسله حديث مجعول ولي بنا به گفته بقيه كتاب ها اين ام كلثوم دختر عمرحضمي است نه علي ابن ابي طالب پس چرا از مباحثه طفره مي رويد
14 | علي رضا فاطمي | | ١٢:٠٠ - ٣٠ خرداد ١٣٨٧ |
بنام خداي فاطمه
سخنم از از كلام حضرت رسول آغاز مي كنم .
من شهر علمم و علي درب اين شهر است .
من كنت مولا فهذا علي مولا .
امروز پرچم را به دست كسي مي دهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول نيز . همان زمان كه اولي فرار كرد و دومي مي لرزيد .
فاطمه پاره تن من است . آن كس كه فاطمه را دوست دارد مرا دوست دارد و هركس مرا دوست دارد خدا را دوست دارد .
دوستان و محبين مولاتي فاطمه و مولا علي .
تمام اين كينه ناكثين از حسد است بياييم .
شيعيان خوبي براي مولا علي باشيم .
وهابي و سني همچون غاصبين خلافت از حسد مي سوزند .
ما عشق و عقل داريم آنها ندارند .
عقل در تشيع حجت است اما سني ها اجازه تفكر ندارند .
ما عشق داريم آنها فقط آنها مي خوانند را احساس مي كنند .
ما آزاديم و آنها مجبور قضا و قدر جباران حاكم .
كينه عمر و ابوبكر از مولا ريشه فجايعشان است و حسد آنها و عايشه تلاش حضرت رسول را آتش زد .
حسد عايشه به بانويمان فاطمه (من بوي بهشت را از فاطمه استشمام مي كنم ) .
حسد ابوبكر و عمر . ازدواج فاطمه با خداست و خدا علي را برگزيد .
حسد نامردان به مولا . ابوبكر در غار ثور مي لرزيد و قرآن گواه اين ترس است و مولا زير شمشير بر جاي پيامبر خوابيده بود .
مولا در خيبر را مي شكست و مرهب را به خاك انداخت و عمر و ابوبكر مي لرزيدند و پرچم انداخته فرار مي كردند .
مولا برادر و وصي پيامبر بود و آنها ناخن مي جويدند .
مولا همراز پيامبر بود و آنها حسد مي خوردند .
و هزاران كينه كه تنها در آتش در و ديوار و غصب فدك مي جستند .
خدا تمام ظالمين به حق پيامبر و خاندانش را لعنت كند .
يا علي در پناه خداي فاطمه
15 | حسين | | ١٢:٠٠ - ١١ مرداد ١٣٨٧ |
برادران اهل تسنن لطف كنند به چند سوال پاسخ دهند
1- به چه دليل ابوبكر و عمر و عثمان در مراسم تشييع حضرت پيامبر ص شركت نكردند و بدون حضور افراد خاندان بني هاشم اقدام به انتخاب خليفه كردند؟
اين كار آنان ميتواند 2 دليل داشته باشد يا اين كار آنان از ترس اين بوده كه با وجود حضرت علي آنان به خلافت نرسند و براي رسيدن به خلافت اقدام به خدعه و نيرنگ كرده اند و يا اين مقدار براي شخص رسول الله اهميت قائل نبودند كه در مراسم تشييع جنازه اش شركت كنند و در مراسم تشييع آن بزرگوار شركت نكردند كه در هر دو صورت كار آنان زشت و نكوهيده بوده است
2 - آيا سنت پيامبر انتخاب كردن جانشين بوده و يا انتخاب نكردن جانشين؟ در صورت اول چرا وصيت پيامبر ص را عمل نكردند؟ و در صورت دوم چرا ابوبكر و عمر و معاويه بر خلاف سنت پيامبر اقدام به انتخاب جانشين براي خود كردند ؟
ايا آنان بيش از حضرت رسول به مصلحت جامعه آگاه بودند ؟
3-شما اهل سنت مي گوييد روش انتخاب خليفه در جامعه اسلامي شورا و مشورت عمومي است اما چهار روش مختلف براي انتخاب ابوبكر و عمر و عثمان و معاويه وجود داشته كه عبارتند از 1-انتخاب يك نفر (ابوبكر)2-انتصاب خليفه قبلي (عمر)3-انتصاب در يك شوراي شش نفره (عثمان)4-با زور و شمشير و محاربه با خليفه قبلي و رشوه و كشتن هزاران بي گناه (معاويه)
به ما بگوييد تا بدانيم كدام يك از روش هاي فوق صحيح و ثواب بوده است و كدام اشتباه ؟
شما اهل سنت مي گوييد معاويه به سنت پيامبر رفتار مي کرده است و بسيار از او تمجيد مي کنيد اما کتب خود شما مي گويد که معاويه بن ابوسفيان شرابخوار بوده است )صحيح مسلم جلد سوم صفحه 163 و زنا کار بوده است ربيع الابرار زمخشري صفحه 98و هزاران صفت زشت ديگر که در کتب خودتان آمده است شما دروغ ميگوييد يا مسلم و بخاري و زمخشري ؟
و در آخر اينكه با وجود همه نصوصي كه در ذم و لعن معاويه در منابع خودتان آمده و با وجود آن همه جناياتي كه خود به اندازه كافي از آن اطلاع داريد به چه دليل باز هم اصرار بر پيروي از فرزند هند جگر خوار داريد ؟
لطف کنيد بدون جنجال و شلوغ بيهوده و منطقي به سوالها پاسخ دهيد .
16 | طاهر | | ١٢:٠٠ - ٢٩ مرداد ١٣٨٧ |
البته هر چند قدري دير شده است من امروز اين مطلب (نظرات) را خواندم خوشحال شدم كه جناب سوران رفته رفته از تنديش كاسته و منطقي تر شده اين نشان مي دهد اگر جناب سوران ادامه مي دادند با استدلالات و منطق قوي گردانندگان اين سايت مقدس به احتمال قوي به راه راست هدايت مي شدند
اي كاش شما تاريخ هر نظر را نيز در كنار نظر ذكر كنيد
17 | امير | | ١٢:٠٠ - ١٣ شهریور ١٣٨٧ |
ممنون از پاسخ هايتان. از آقاي سوران هم به خاطر سوالاتشان ممنونم.
18 | حسين | | ١٢:٠٠ - ١٥ شهریور ١٣٨٧ |
ااز قديم گفته اند گندم از گندم برويد جو زجو . از فرزند خورنده جگر حضرت حمزه سيد شهداي جنگ احد و صخر بن حرب ابوسفيان کافر توقعي بيش از اين نيست خداوند اورا و همه طرفدارانش را لعنت کند و به اسفل درکات حجيم واصل کند .
19 | ميلاد نوكر علي بن ابي طالب | | ١٢:٠٠ - ١٦ شهریور ١٣٨٧ |
با سلام خدمت برادران اهل سنت و شيعيان گرامي
بابا شما چي ميگين مقام پيامبر (ص) كجا تا مقام بزرگ و ارجمند و والاي حضرت ابوبكر من براي اثبات حرفم مدرك دارم
پيامبر (ص) در طور نبوتش 10ها جنگ كرده و 100 ها نفر رو گشته و در آن وقتي كه در بستر مرگ بود وضع سياسي اعراب خيلي آشفته بوده و ...
ولي آخرش پيامبر چي كار كرد هيچي ديگه بدون اينكه واسه خودش جانشيني انتخاب كنه و يا حتي بدون اينكه وصيتي كنه كه مردم رو از گمراهي در بياره داره فاني رو ودا گفت و فقط گفت من قرآن رو بهتون مي گم و همون طور كه دانشمند عالي قدر حضرت عمر فقط فهميد كه بايد قرآن جانشين پيامبر باشه و بدونه اينكه بگه شايد امتم بعد از من گمراه بشن لا اقل حتي واسه خودش وصيت نكرد در حالي كه قرآن به اون بشارت داده
ولي حالا مقام حضرت ابوبكر و عمر رو ببينيد حضرت ابوبكر همش 2سال خلافت كرد و در اين 2سال نه جنگي بود و نه كار مهمي ديگر با اين حال در اواخر عمر گراميش گفت برين زود عمر رو بيارين و وقتي كه آورد به مسلمين گفت من عمر رو جانشين خودم مي گنم تا بعد از من گمراه نشوين
حالا مي بينين كه پيامبر با اين كه رسول خدا بود و كلام وحي بر او نازل مي شد چه كار كرد كاري كرد كه خيلي از مردم بعد از گمراه شدن ولي حضرت ابوبكر به اين فكر بود و مي ترسيد مردم بعد از او كافر شوند.
خودتون فكر كنيد:
- آيا مي شه كسي كه كلام وحي بر او نازل مي شد و خداوند به گفته خود علماي اهل سنت جهان را براي او آفريد امتش رو بدونه جانشين بجا بگذارد و برود؟ آيا فقط قرآن كافي بود؟ اگر كافي بود پس خلفا 3گانه نبايد براي خود جانشين انتخاب مي كردند ؟ ( چراكه ابوبكر براي خود عمر را به جانشيني برگزيد)
- آيا با اين حال باز هم بايد فكر كرد كه پيامبر (ص) در آن روز گرم و طاقد فرسا و آن همه زحمت براي حاجي هايي كه از مكه باز مي گشتند ( كه افرادي كه جلو هستند برگردند و افرادي كه عقب هستند جلو بيايند) مي خواست بگه كه علي دوست منه ؟ آيا اين امر دوست داشتن رو در كارهايي كه و حديث هايي كه پيامبر براي حضرت علي بن ابي طالب (ع) ( پدر و مادرم فدايش) نمي توانست فهميد و حتما بايد در آن روز مي گفت كه علي دوست منه؟ مگر اصحاب پيامبر دوست او ( پيامبر (ص) ) نبودند پس ديگر چه نيازي به بازگو كردن آن است؟
- آن چه مطلبي است كه بايد در روز غدير حتما بايد پيامبر (ص) مي گفت تا رساله اش كامل شود ؟ آيا همان دوست داشتن است؟ اگر دوست داشتن است پس چرا پيامبر آن را فقط به علي بن ابي طالب (ع) ( پدر و مادرم فدايش) داده است ؟ در حالي كه مي توانست به ديگر اصحاب با وفايش بدهد؟
اين يك دليل از ميليون ها دليل است كه حقانيت علي بن ابي طالب ( ع) ( پدر و مادرم به فدايش) را ثابت مي كند اگر بخواهم حداقل 15 تا از آن دلايل رو كه خودم با تحقيق فراوان بدست آوردم را باز گو كنم حداقل بايد 65 صفحه مطلب تايپ كنم.
و از اين سايت واقعا مفيد و پر باز تشكر مي كنم كه حداقل نصف بيشتر شبهات من رو پاشخ داده است.

عبادت بي ولايت حق بازي ست اساس مسجدش بت خانه سازي ست
چرا سني نمي خواهد بفهمد وضوي اين نمازش آب بازي ست

در پناه حق باشين
يك نوكر علي بن ابي طالب
يا علي مدد
20 | عاطفه | | ١٢:٠٠ - ٠٢ آبان ١٣٨٧ |
من يكبار اين نظر رو براتون فرستادم اما فكر مي كنم به دستتون نرسيده كه نمايشش نداديد حالا دوباره براتون مي فرستم
باسمه تعالي
سلام
از همه شما عزيزان شيعه تشكر مي كنم به خاطر اين صبر و حوصله اي كه داريد كه اينقدر خوب و كامل به سوالات سني ها پاسخ مي دهيد.با دلايل محكم و منطقي شما ديگه جاي هيچ شبهه اي براي سني ها باقي نمي گذاريد اما حيف كه خيلي از انها اين را نمي خواهند بفهمند كه حق با علي (ع) بود و به گمراهي خويش ادامه مي دهند.راستي چرا از خر شيطون پايين نميان؟چرا آقاي سوران با اينكه با دلايل منطقي شما روبرو شد باز تسليم امر خدا نشد؟لجبازي تا كي؟دروغ تا كي؟تا قيامت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غريبي آقامون اميرالمومنين اينجاست كه مشخص ميشه.علي (ع) مي فرمايند: كه به اندازه ريگهاي بيابان به من ظلم شده .اين حرف كمي نيست واي واي واي بر شما سني ها روزي كه خدا بخواهد ازتون انتقام علي را بگيرد.اون روز نزديكه
حق پشت و پناه همه شما حق پذيران
21 | BLOODGARD | | ١٢:٠٠ - ٠٥ ارديبهشت ١٣٨٨ |
زمخشري : نسب معاويه به چهار نفر ميرسد = شخص شخيص ايشان فرزندي نامشروع !!!!به به - خيلي ممنون- قابلي نداشت . معلومه از انسانهايي مثل معاويه كه نطفه اشتراكي دارند چي در مياد . فتواي جديد يکي از شيوخ وهابي : اگر مردي 10 سال از خانه دور باشد و هنگامي که به آن مراجعه کند چند بچه را در خانه خود ببيند نبايد به زنش شک کرده و همه آن بچه ها فرزند اويند. نتيجه اخلاقي : يک : چهار پدر داشتن براي جناب معاويه عيبي نيست. دو : معلوم نيست در خانه اين مفتيان وهابي چه ميگذرد که مجبور به دادن چنين فتاواي انقلابي اي ميشوند . . اصلا" به ما چه مگر ما فضوليم که در کار بي پدران معاويه نزاد مداخليه و فضولي کنيم ؟!

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
با عرض پوزش از علني كردن نظر شما معذوريم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
22 | خيال | | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٨ |
ببخشيد سوالي داشتم :آيا خداوند به يك منافق مي فرمايد صاحب يعني رفيق آنجا كه در مورد غار نشيني ح ابوبكر فرمود (قال لصاحبه لا تحزن ان الله معنا ) دوما اگر ح ابوبكر يك منافق بيش نبود چرا در آن سفر برگزيده شد از طرف حضرت براي رفيقي و چرا در آنجا او را نكشت سوما اگر به قول شما خلافت بايد به ح علي مي رسيد و ابوبكر و عمر و عثمان (رض) ظلم كردند چرا ح علي بعدا وقتي به خلافت رسيد آن دو منافق (به قول شما ) را از آنجا بيرون نكشيد چون نبايد منافقين در جوار حضرت (ص) باشند (به ايميل توجه نكن جعليه )

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- خداوند در قرآن به كافر نيز صاحب پيامبر گفته است !!! (خطاب يوسف نبي به دو زنداني كافر) «يا صاحبي السجن»
2- ابوبكر براي سفر برگزيده نشد ، بلكه به اقرار علماي اهل سنت ، او بر خلاف دستور پيامبر (ص) به دنبال حضرت به راه افتاد ؛ احمد بن حنبل و بسياري از علماي اهل سنت اين روايت را نقل مي کنند که :
(عباس بن عبد المطلب) قَالَ وَشَرَى عَلِيٌّ نَفْسَهُ لَبِسَ ثَوْبَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ نَامَ مَكَانَهُ قَالَ وَكَانَ الْمُشْرِكُونَ يَرْمُونَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَاءَ أَبُو بَكْرٍ وَعَلِيٌّ نَائِمٌ قَالَ وَأَبُو بَكْرٍ يَحْسَبُ أَنَّهُ نَبِيُّ اللَّهِ قَالَ فَقَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ قَالَ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ إِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ انْطَلَقَ نَحْوَ بِئْرِ مَيْمُونٍ فَأَدْرِكْهُ قَالَ فَانْطَلَقَ أَبُو بَكْرٍ فَدَخَلَ مَعَهُ الْغَارَ....
مسند احمد بن حنبل ج 1 ، ص 331 ، باب مسند عبد الله بن عباس بن عبد المطلب ، چاپ :دار الصادر – بيروت ؛ المستدرک علي الصحيحين ج3 ، ص 133 ، کتاب معرفة الصحابة باب فضائل علي بن أبي طالب باب جمع النبي صلي الله عليه و آله و سلم اهل بيته و قرأ آية التطهير ، چاپ دار المعرفة – بيروت ؛ فضائل الصحابة ج 2 ، ص 684 ، ح 1168.
عباس بن عبد المطلب مي گويد : علي صلوات الله و سلامه عليه ( جانش را درطبق اخلاص گذاشته و ) آماده شد تا جانش را در راه خدا فداي رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم کند ، لباس پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم را پوشيد و درجاي آن حضرت خوابيد . ابن عباس مي گويد : مشرکين دنبال رسول خدا مي گشتند ، پس أبي بکر آمد و گمان کرد که اين شخصي که در اين مکان خوابيده است پيامبر خداست پس او را صدا زد : اي پيامبر خدا.... در اين هنگام علي عليه السلام به او فرمود : پيامبر خدا به طرف چاه ميمون رفته است اگر با او کاري داري به دنبالش برو.
پس ابي بکر به طرف چاه ميمون رفت و به پيامبر اکرم رسيد و با ايشان داخل در غار گرديد .
شيخ ابوهاشم بن صباغ مالکي نيز مي گويد :
«فأمر رسول الله علياً فنام علي فراشه و خشي إبن أبي قحافة أن يدل القوم عليه فأخذه معه و مضي إلي الغار»
النور و البرهان باب « قم فأنذر» و «فاصدع بما تؤمر»
پيامبراکرم صلي الله عليه و آله وسلم به علي عليه السلا م امر کردند که در آن شب در جاي ايشان بخوابد و ايشان هم اطاعت نمود اما ترسيدند که ابي بکر جاي ايشان را به مشرکين نشان دهد بخاطر همين او را با خود به غار بردند .
3- امير مومنان وقتي خواست يكي از بدعت هاي آنان را (نماز تراويح) بردارد ، مردم شورش كردند و «واسنة عمراه» سر دادند !!! شما توقع داشتيد كه آن دو را بيرون بكشد ؟
4- رسول خدا (ص) هيچ يك از منافقين را (حتي عبد الله بن ابي كه اهل سنت او را رئيس منافقين مطرح مي كنند) نكشت ! تا مبادا متهم شوند كه حضرت اصحاب خود را مي كشد !!! اين مطلب در صحاح اهل سنت آمده است و سوال در اين مورد ، از طرف يك سني جاي تعجب دارد !
5- بسياري از نظرات به خاطر تكراري بودن سوال ، يا سياسي بودن علني نمي شود ، اگر يكي از نظرات شما به اين علت علني نشد ، محروم شدن از پاسخ به خاطر كوتاهي خودتان در نوشتن ايميل صحيح خواهد بود .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
23 | خيال | | ١٢:٠٠ - ٢٨ ارديبهشت ١٣٨٨ |
اين دليلهاي تو جيبي تو بردار براي خودت شما از خودتان آدرس مي دهيد و هيچ كدام از آنها صحيح نيست مثلا چند وقت پيش يكي از اين وبلاگها ويا حتي خوتدن چند آدررس از صحيحين داده بوديد كه بنده بعد رجوع به آنان ديدما كاملا اشتباه است و چنين حديثي وجود ندارد و يا اگر بود اشتباه معني كرده بوديد و يا نقلياتي از امام غزالي كرده بوديد كه او در آن كتاب نقل از اهل تشيع مي كند دروغ نگوييد و جوانان را بدبخت نكنيد اين كه هم گفته بوديد خدا به كافر صاحب مي گويد ان دو دوست حضرت يوسف بودند چون ايمان اوردند نه كافربعدش هم حضرت علي مي توانست شورش را از بين ببرد چون هدف تبليغ مهم است نه حرف مردم چيز ديگري هم هست وان اينكه اولين كسي كه نهج البلاغه را جمع اوري كرد يك عالم سني بود كه دقيقا الان تو ذهنم نيست (مطهري به اين امر تصريح مي كند در كتاب سيري در نهج البلاغه )

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- شما كه با چند اسم وارد مي شويد و در هيچ كدام ايميل صحيح خود را وارد نمي كنيد ، توقع پاسخ گويي نداشته باشد ؛البته اين نظر را به اين علت كه به خوبي بيانگر پاسخ هاي متقن اهل سنت است ، علني مي كنيم تا همه متوجه شوند چه پاسخ هاي متقني داريد !
2- گفته ايد كه آدرس ها دروغ است !!! از همه عزيزان مي خواهيم كه يك خود اين مطلب را مورد بررسي قرار دهند . البته ما احتمال مي دهيم كه شما از چاپي غير از چاپ هاي مشهور استفاده كرده باشيد ، مي توانيد چاپ را مشخص كنيد تا ما براي شما آدرس دقيق روايت را طبق نسخه خودتان بدهيم.
3- در مورد نهج البلاغه ! اگر واقعا يك سني براي اولين بار آن را جمع كرده باشد ، قطعا براي اهل سنت حجت است ، و بايد موارد موجود در آن از جمله خطبه شقشقيه را بپذيرند ! پس چرا شما اين موارد را انكار مي كنيد ؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
24 | خيال | | ١٢:٠٠ - ٣٠ ارديبهشت ١٣٨٨ |
عزيزم اينكه مي گويم نهج البلاغه را يك نفر سني جمع آوري كرده منظور اين است كه اگه همه اين حرفها و رواياتي كه در آن هست نسبت به اينكه امير المومنين به خلفاي ثلاثه گفته اند رست مي بود و در متن اصلي نهج البلاغه مي بود مطمئنا اون علامه سني انها را حذف مي نمود پس معلوم است كه شماها اونو تحريف كرديد اينو هم بگم كه اگر حضرت عمر بدعتي در تروايح انجام دادند اون بدعت كردن نماز به جماعت و در مسجد بود با اضافه كردن چند ركعات كه اينها در زمان حضرت (ص) انجام نمي گرفت واين يك بدعه حسنه و اون مردمي كه مي گفتند واسنه عمرا نشانه بزرگي عمر است كه اينچنين در ميان قلوب مومنين نفوذ كرده و او و سنتش را دوست و پاس مي دارند .........به چند تا از سوالهاي بنده در متن قبلي جواب نداده بوديد مثل غزالي و ......... خداوند ما را به راه راست هدايت فرما . آمين
25 | خيال | | ١٢:٠٠ - ٣١ ارديبهشت ١٣٨٨ |
چيه چرا جواب نمي دي جواب نداري ؟
26 | خيال | | ١٢:٠٠ - ٠٤ خرداد ١٣٨٨ |
واقعا نمي دومن كه چرا جواب نمي دي شايد اين كارت يه نوع بي مبالاتي باشه كه مثلا فلاني بيكار ه و چرندو پرند ميگه ولي دوست عزيز اين طور نيست من بجز اينكه يميلم رو وارد نكرده ام كار ديگري رو انجام ندادم علت اين كار هم اينه كه ايميل قبليم مسدوده و حالا هم دسترسي به در ست كردن ايميل ندارم ولي تو ايميلو مي خواي چكار من فقط چند تا سوال مطرح كردم اگر جواب داري بده و گرنه اين همه لاف و گزاف چيه ؟
27 | جواد صفاري | | ١٢:٠٠ - ١٢ خرداد ١٣٨٨ |
جناب خيال !!!واقع كه جز خيال چيز ديگري نيستي اگر سوالي داري بسم الله وگرنه برو پي كارت مزاحم وقت ديگران نشو .
28 | يوسف | | ١٢:٠٠ - ١٧ شهریور ١٣٨٨ |
عجب چرت و پرت هاي عجيبي گفته اين يارو خيال: (إنّ الرجل يهجر)

کدوم عالم سني نهج البلاغه رو جمع کرده؟

... اگه همه اين حرفها و رواياتي كه در آن هست نسبت به اينكه امير المومنين به خلفاي ثلاثه گفته اند رست مي بود و در متن اصلي نهج البلاغه مي بود """""مطمئنا اون علامه سني انها را حذف مي نمود..."""" !!!!

احمق ! خودت داري نسبت تحريف به اون علامه ! سني ميدي بعد نتيجه ميگيري که شيعه نهج البلاغه رو تحريف کرده ؟؟؟!!!!
اگه واقعا اون مطالب تو نهج البلاغه باشه علامه سني چرا بايد اونا رو حذف کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لطفا يکي اين قسمتو ترجمه کنه من که هرچي زور زدم چيزي نفهميدم!

... """اگر حضرت عمر بدعتي در تروايح انجام دادند اون بدعت كردن نماز (!) به جماعت و در مسجد بود با اضافه كردن چند ركعات (؟!) كه اينها در زمان حضرت (ص) انجام نمي گرفت واين يك بدعه حسنه (!!!!!!!) و اون مردمي كه مي گفتند واسنه عمرا نشانه بزرگي عمر است!..."""""

فکر کنم منظورت اينه که بدعت خوبي بوده. البته از تو بعيد نيست مولاي تو عمر هم همچين اعتقادي داشت. خداوند انشاالله تو را با مولابت عمر محشور فرمايد!!
29 | مالك اشتر | | ١٢:٠٠ - ١٨ شهریور ١٣٨٨ |
سلام عليكم. و با عرض تسليت به مناسبت دردناك ترين غم عالم بعد از شهادت بي بيه دو عالم. ام المومنين و سرور بهشتيان و جداكننده ي شيعيان موحد از آتش دوزخ حضرت فاطمه ي بتول . فاطمه ي زهرا سلام الله عليها به خدمت تمام مسلمين ( شيعيان) . برادر عزيزم جناب ( يوسف) : برادر عزيز تر از جان ! اين سوال شما كه فرموديد : ( لطفا يکي اين قسمتو ترجمه کنه من که هرچي زور زدم چيزي نفهميدم!) لازم به ذكر كه براتون روشن سازي كنم. اين افراد به ظاهر سني براي اين درست نميتونن جمله بندي كنن كه يا از بلوچستان و يا پاكستان يا از تركمن هاي وهابي شمال ايران هستند و به زبان فارسي زياد وارد نيستن. ! شما زياد سخت نگير برادر.! اينا همينن ديگه يا از نسل مغول هستن يا .... ولي به قول لين شما : خداوند انشاالله تو را با مولابت عمر محشور فرمايد!! اين بهترين حرفي بود كه ميشد بزني. ما خيلي مشتاق ملاقات جناب آقاي عمر ابن خطاب در زمان بعد از ظهور ابا صالح المهدي هستيم. نگران نباش نوبتي هم باشه نوبت ما هم ميشه. انتقام سيلي و بهلو و محسن 6 ماه رو ميگيريم .!!!!!!!!!!!!!!!! يا منتقم الزهرا .
30 | مهدي ذ | | ١٢:٠٠ - ١٩ شهریور ١٣٨٨ |
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت دوستانم در موسسه حضرت وليعصر (ع) و به اميد ظهور حضرت و هويا شدن چهره دروغگويان ‚ خيانتکاران ‚ گناهکاران و خائنان ( كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ) . وام بعد ...
با سلام به دوست عزيزم جناب خيالاتي :
1. فرموديد :((آيا خداوند به يك منافق مي فرمايد صاحب يعني رفيق آنجا كه در مورد غار نشيني ح ابوبكر فرمود (قال لصاحبه لا تحزن ان الله معنا ))) .
دوست عزيز : صاحب به معناي همراه هم هست . چرا سعي در اثبات چيزهائي هستيد که علماي خودتان قبولش ندارند ؟ بزرگترين دليل بر اينکه در اين آيه { صاحب } به معناي { رفيق و يار } نيست ‚ همان اعتراف علماي شماست .ابن صباغ از مشاهير و فحول علماي شما مي گويد : پيامبراکرم صلي الله عليه و آله وسلم به علي عليه السلا م امر کردند که در آن شب در جاي ايشان بخوابد و ايشان هم اطاعت نمود اما ترسيدند که ابي بکر جاي ايشان را به مشرکين نشان دهد بخاطر همين او را با خود به غار بردند .النور و البرهان باب « قم فأنذر» و «فاصدع بما تؤمر» . خداوند چنين شخصي را رفيق پيامبر ميداند ؟ دليل ديگري که در اين آيه { صاحب } به معناي { رفيق و يار } نيست ‚ کلام علي (ع) ( که همواره حق با اوست و او نيز با حق است ) در مورد ابوبکر است . ايشان ابوبکر را خائن و دروغگو و خيانتکار ميدانسته است (صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ) . آيا خداوند ‚ خائن و دروغگو و خيانتکار را رفيق پيامبر خطاب مي کند ؟ رفيق پيامبر کسي است که به خانه دختر پيامبر سرکشي و هتک حرمت (تاريخ الإسلام ، ج3 ، ص118 و تاريخ الطبري، ج 2، ص 619، ج 3 ص 430 ط دار المعارف بمصر و الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري ، تحقيق الزيني - ج 1 - ص 24 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 30 - ص 422 و شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 2 - ص 46 – 47 و المعجم الكبير - الطبراني - ج 1 - ص 62 و مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 5 - ص 202 – 203 و مروج الذهب ، مسعودي شافعي ، ج1 ،‌ ص290 و ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 3 - ص 109 و لسان الميزان - ابن حجر - ج 4 - ص 189 و كنز العمال ، المتقي الهندي ، ج 5 ، ص631 ) نموده است ؟ براي اينکه بگوئيد ابوبکر رفيق و يار پيامبر است ‚ بايد غلط بودن دلايل ما را اثبات کنيد . آيا شما قادريد صحيح مسلم را غلط بدانيد ؟
2. فرموديد :((چرا در آنجا او را (ابوبکر) نكشت)) .
دوست عزيز : اگر قرار بود پيامبر منافقان را بکشد ‚ بايد اکثر اطرافيانش را مي کشت (صحيح البخاري ، ج 7 ، ص 209 ، ح 6587 ، كتاب الرقاق، ب 53 ، باب فِي الْحَوْضِ ) .در کل تواريخ اهل سنت رجوع کنيد ‚ ببينيد چند نفر به دليل نفاق ‚ بدست رسول خدا کشته شدند . آيا همين تعداد اندک ‚ تمام منافقان بودند ؟ دوست عزيز بنده ‚ قبل از ايراد سخن کمي فکر کنيد .
3. فرموديد :((چرا ح علي بعدا وقتي به خلافت رسيد آن دو منافق (به قول شما ) را از آنجا بيرون نكشيد چون نبايد منافقين در جوار حضرت (ص) باشند )) .
دوست عزيز : آيا عثمان که به گفته شما مومن بود ‚ بايد در کنار يهوديان دفن شود ؟ اگر چنين چيزي غيرممکن است پس بايد قبول کنيد که يا عثمان يک يهودي بوده يا بايد بپذيريد که يهوديان مدفون اطراف عثمان ‚ مسلمان شده اند ! علي (ع) وقتي خواست بدعت نماز تراويح را بردارد ، مردم شورش كردند و «واسنة عمراه» سر دادند ! . آيا علي (ع) ( طبق حديث نبوي ) حق نيست و اينکار او باطل بوده است ؟ آيا علي (ع) ميخواسته چيزي را بجاي سنت پيامبر به مردم القا کند ؟ علي (ع) ميخواهد سنت رسول خدا را پياده کند و نماز را به چيزي که رسول خدا انجام ميداده برگرداند ‚ اما مردم را ببينيد که چطور جلوي سنت حضرت رسول (ص) جبهه گرفته و همسنگر عمر مي شوند . در چنين شرايطي چگونه حرف شما قابل انجام بود ؟
4. فرموديد :((اين دليلهاي تو جيبي تو بردار براي خودت)) .
دوست عزيز : دلايلي که طبق نظر علماي شماست و نام کتاب و تاريخ نشر و صفحه و ... را با خود دارد ‚ تو جيبي هستند يا دلايلي که بدون مدرک و تنها مبتني بر نفس اماراه هستند ؟ کمي تفکر و تامل از ملزومات کشف حقيقت است ‚ جامعه شيعي شما را به اين موهبت خدادادي دعوت ميکند .
5. فرموديد :((چند وقت پيش يكي از اين وبلاگها ويا حتي خوتدن چند آدررس از صحيحين داده بوديد كه بنده بعد رجوع به آنان ديدما كاملا اشتباه است و چنين حديثي وجود ندارد)) .
دوست عزيز : کتابها اختلاف چاپ دارند و بديهي است که چنين مواردي نيز پيش بيايد . يعني باور کنيم که شما چيزي به اين واضحي را نيز نمي دانيد و دست به اظهار نظر زده ايد ؟ دوستان گروه پاسخگوئي به شبهات نيز فرمودند که {مي توانيد چاپ را مشخص كنيد تا ما براي شما آدرس دقيق روايت را طبق نسخه خودتان بدهيم} .
6. فرموديد :((نقلياتي از امام غزالي كرده بوديد كه او در آن كتاب نقل از اهل تشيع مي كند)) .
دوست عزيز : اولا ايکاش آدرس اين ادعاي خود را براي ما مينگاشتيد تا خداي نکرده خوانندگان نگويند اين حرف شما نيز مانند ديگر حرفهايتان که پاسخ داده شده است ‚ بي دليل و واهي است ! بر فرض صحت کلام شما ‚ باز هم دلايل شما مردود است چون از ديدگاه بزرگان و جمهور علماي شما ‚ شيعه بودن دليلي بر مردود بودن نقل قول ندارد . ذهبي در در ذيل شرح حال امام نسائي شما ‚ ميگويد او اندکي شيعه بود . در جاي ديگري مي گويد که اگر قرار باشد به صرف شيعه بودن ‚ سخنان آنها را کنار بگذاريم هيچ چيز از سنت و احاديث پيامبر (ص) باقي نميماند . آيا اينها سخنان ذهبي که بر تمام اهل سنت حجت است ‚ نيست ؟ تمام سخنان امام غزالي را ديگر دانشمندان شما نيز نقل کرده اند . دوست عزيز‚ کسي که خانه اش از شيشه است سنگ پراني نميکند ! کتاب طبقات حنابله ‚ طبقه الاولي ‚ باب الالف ‚ صفحه 35 را بخوانيد و ببينيد که چه دروغ هائي را به شيعه نسبت ميدهد . آيا اين همان حقي است که از آن دم ميزنيد و ميگوئيد { دروغ نگوييد و جوانان را بدبخت نكنيد } ؟
7. فرموديد :((حضرت علي مي توانست شورش را از بين ببرد چون هدف تبليغ مهم است نه حرف مردم)).
دوست عزيز : وقتي بدون فکر سخن برانيد عاقبتش همين است ! براي علي (ع) مصالح اسلام و نابود نشدن آن مهم بود . توهم شما چنين است که ايشان بخاطر حرف مردم ‚ شورش(!) را از بين نبرده است ؟ فرض کنيد همان وقتي که علي (ع) ميخواست بدعت نماز تواريح را از بين ببرد و اعنراض و مقاومت مردم را در نپذيرفتن سنت پيامبر ديد ‚ دست به شمشير ميبرد . آيا اينکار ايشان (ع) ‚ اسلام را زنده ميکرد و مردم ميگفتند { ما ديگر سنت عمر را نمي خواهيم } ؟ دوست عزيز ‚ پابرجائي اسلام مهمتر از اين توهمات است .
8. فرموديد :((اولين كسي كه نهج البلاغه را جمع آوري كرد يك عالم سني بود)) .
دوست عزيز : کدام يک از شارحان سني نهج البلاغه چنين ادعائي کرده اند ؟ مدارک شما براي اين سخنان چيست ؟ اين نسخه اي که اهل سنت ادعاي آنرا دارند کجاست ؟ کداميک از عالمان سني آنرا ديده اند ؟
9. فرموديد :((اينكه مي گويم نهج البلاغه را يك نفر سني جمع آوري كرده منظور اين است كه اگه همه اين حرفها و رواياتي كه در آن هست نسبت به اينكه امير المومنين به خلفاي ثلاثه گفته اند رست مي بود و در متن اصلي نهج البلاغه مي بود مطمئنا اون علامه سني انها را حذف مي نمود)) .
يعني عالمان سني رواياتي که به ضد ابوبکر و عمر و عثمان است را حذف ميکنند ؟ اين همان چيزي است که مي گفتيد {دروغ نگوييد و جوانان را بدبخت نكنيد } ؟ شما با اين سخنان خود پايه هاي مذهبتان را بر پايه سانسور دانستيد . البته اگر اهل سنت دقت داشتند اين کارها را در کتابهاي خود بيشتر مي بينند . مثلا" : احمد حنبل در کتاب العلل ج1ص60 ميگويد :ابوعوانه کتابي در معايب اصحاب رسول خدا نوشته بود ‚ سلام بن ابي نزد او آمد و گفت : ابوعوانه ! آن کتاب را به من بده . ابوعوانه کتاب را به او داد و سلام بن ابي آنرا گرفت و سوزاند .
10 . فرموديد :((اگر حضرت عمر بدعتي در تروايح انجام دادند اون بدعت كردن نماز به جماعت و در مسجد بود با اضافه كردن چند ركعات كه اينها در زمان حضرت (ص) انجام نمي گرفت)).
دوست عزيز : همه قبول کردند که اضافه کردن چند رکعت ناقابل به نماز و به جماعت خوندن چند تا نماز ناقابل که رسول خدا (ص) آنرا انجام نميداد ‚ بدعت و تغيير در دين خدا و سنت رسول او نيست !!! اصلا چرا چند رکعت زياد کنيم ؟ بجاي آن چند رکعت کم ميکنيم ! اصلا" حالا که همه اينها سنت پيامبرست ‚ کلا" نماز نخوانيم ! بعد از آن نيز بگوئيم عجب بدعت نيکو و حسنه اي !
11 . فرموديد :((واسنه عمرا نشانه بزرگي عمر است كه اينچنين در ميان قلوب مومنين نفوذ كرده و او و سنتش را دوست و پاس مي دارند)) .
دوست عزيز : اين نشانه نفاق و گمراهي مردم است . خداوند ميگويد کلام علي (ع) حق و علي (ع) نيز با حق است و حق به گردايه او ميچرخد ‚ بعد مردم کلام حق را نميشنوند و { وا سنت عمرا } سر ميدهند . گويا خود مردم قبول دارند که اين سنت اختراع شخص عمر است و به همين دليل است که نمي گويند { وا سنت رسول } . شما نيز بايد سخن عايشه را قبول کنيد ( اصلا نمي توانيد که قبول نداشته باشيد) که گفت : پيامبر كه از دنيا رفت همه اعراب مرتد شدند ونفاق همه جا را فرا گرفت. (البداية والنهاية ، ج 6 ، ص 336 ). همين مرتدها و منافقان نيز فرياد (واسنه عمرا) سر دادند .
قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين
31 | شاهين صفوي | | ١٢:٠٠ - ٢٠ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام و درود به سروران
و با صلوات بر محمد و ال محمد
از زحمات شما بينهايت متشكريم اجركم عند الله تعالى.
برادران عزيز ايا ممكن است اين مقاله را نيز بشكل بي دي اف دربياوريد؟ والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
32 | غلام مولا علي(ع) علي محمدي | | ١٢:٠٠ - ٢٣ شهریور ١٣٨٨ |
سلام جناب خيال اول بگو باخيالي يا بيخيال جناب خيال بدعت يعني بدعت حالا ديگه خوب و بد نداره بدعت بدعته يعني كاري غير ثواب جناب خيال نعوذ باا... جناف عمر بيشتر اسلام را ميشناخت يا اينكه باز هم نعوذ باا... بعد رسول گرامي اسلام خداوند متعال با جناب عمر تله پاتي يا قربون جبرائيل عزيز ايشان واسه جناف عمر وهي مياوردن ؟؟؟؟؟ تو را بجان عمر بجان معاويه بجان ابوبكر جواب بده ................. يبارهم شده ........... باشيد!!!!!!!
33 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٧ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام
برادر عزيز جناب اقاي سعيد جسيني , شما فرموديد كه " معاوبه چهار پدر داشت و مادرش هند جزو زنهاي بدکاره معروف ,,,, " .
نه عزيز دل برادر هز نظر علمي و فني يك پدر داشته , چهار نفر ادعاي پدر بودنش را داشتند , چند نفر كه احتمال پدر بودنش را داشتند در سفر بودند , چند نفر هم كه يا غلام بودند يا همسايه از ترس ابوسفيان دم نزدند ...........
يعني پرتقال فروش را ميتوان پيدا كرد اما پدر ايشان را نــــــــــــــــــــــــــــــــــه .
اما شرب شراب معاويه , بر اين ملعون حرجي نبوده چونكه اين ايات قراني مبني بر حرمت شراب را نخوانده بود و نشنيده بود و يا نفهميده بود, پش شرعاً بر او حرجي نبوده ,.
گل ان است كه خود ببويد ,,,, نه انكه مفسد بگويد .

حضرت علي ( ع ) در نامه شماره 16 نهج البلاغه مي‌فرمايد :

فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوه‏ .

به خدايي كه دانه را شكافت و جانداران را آفريد ، آن‌ها اسلام را نپذيرفتند ؛ بلكه به ظاهر تسليم شده و كفر خود را پنهان داشتند و آنگاه كه ياوراني يافتند آن را آشكار ساختند .

عمار نيز به تبعيت از امام خود مى گويد :

فقال واللّه ما أسلموا ، ولكن استسلموا وأأَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا رأوا عليه أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوهُ .

به خدا سوگند اين ها إسلام نياوردند ؛ بلكه به ظاهر تسليم شده و آنگاه كه نيرو يافتند ، كفر خود را اظهار نمودند .

الهيثمي ، علي بن أبي بكر الهيثمي ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 1 ص 113 ، ناشر : دار الريان للتراث / ‏دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت - 1407

تازه خود اهل سنت بهش ميكند " معاويه خالي بند المكارين " يك چيزي در اين معنا .

يا علي
34 | سعيد حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٧ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام و عرض ادب
قابل توجه آقا و يا احتمالا خانم سوران
معاويه در نامه اي به محمدبن ابي ابكر مي نويسد و اعتراف ميكند:
كه حق خلافت با حضرن علي عليه السلام بوده ولي ابوبكر و عمر آنرا غصب كرده و هيچ مشروعيتي نداشته اند.
شرح نهج البلاغه 3: 188
جالب است كه شما سني ها در جائي كه اوضاع بر وفق مرادتان باشد نهج البلاغه را قبول و در غير اينصورت آنرا رد ميكنيد.
سوران لابد ميدوني كه شرح نهج البلاغه توسط علماي خودتان نوشته شده است.
البته من فقط به يكي از اعترافهاي معاويه شما اشاره كردم
اگر قانع نشديد اطلاع دهيد تا اعتراافهاي ديگر معاويه و خلفاي شما را با ذكر سند از كتب خودتان بيان كنم

[email protected]
اين ايميل بنده است
يا علي مدد
خدانگهدار
35 | سعيد حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٧ شهریور ١٣٨٨ |
بازم سلام جناب سوران بخوانيد و اگر روي جواب دادن داشتيد ، جواب دهيد. بدون مقدمه خدمت همه عزيزان شيعه و سني : معاوبه چهار پدر داشت و مادرش هند جزو زنهاي بدکاره معروف و صاحب پرچم بوده است چنانچه زمخشري و ابوالفرج اصفهاني و ابن عبدربه و ابن الکلبي اين حقيقت را بيان کرده اند. ابن الکلبي گفته است : کان معاوية لعمارة بن وليد بن المغيرة المخزومي و لمسافر بن لبي عمرو، و لا بي سفيان و لرجل آخر سما و کانت هند امه من المغيلمات و کان احب الرجال اليها السودان . . . . . سند : مثالب العرب :72 محمدبن سائب کلبي ميگويد : معاويه يه چهار مرد نسب داده مي شود. 1 - عمارة بن وليد 2 - مسافر بن ابي عمرو 3 - ابوسفيان 4 - شخصي که ظاهرآ نام او را صباح برده اند. در ادامه مي نويسد مادر معاويه يعني هند از مردان سياه بسيار خوشش مي آمد. سند : ربيع الابرار 3: 549 الاغاني 9: 49 العقد الفريد 6: 86-88 يک سئوال هم رباي خودم پيش آمده است که دليل علاقه شديد هند به وحشي ( غلام سياه پوست هند ) چه بوده است؟؟؟ آيا علاقه هند به وحشي بخاطر به شهادت رساندن عموي بزرگوار پيامبر اسلام بوه است؟ يا اينکه هند به همه ي غلامان سياه پوست علاقه شديد داشته است؟؟؟!!! دوستان اگر جواب اين سئوال مرا بدهند ممنون خواهم بود. مبغض حيدر يقين در نطفه اش باشد خلل باورت گر نيست رو از مادرش تحقيق کن البته بازهم عرض ميکنم اين افتزاحاتي که عرض کردم قطره ايست از اقيانوس افتضاحات اينان يا علي مدد
36 | سعيد جسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٧ شهریور ١٣٨٨ |
بازم سلام محبين معاويه بخوانند و اگر خواستند به بنده جواب دهند. راستش و بخواهيد دلم نيومد به يکي ديگر از افتضاحات معاويه اشاره نکنم. معاويه يا به عبارتي رهبر و خليفه سني ها در دوران خلافت و رهبري امت اسلامي،شراب ميخورده و شراب وارد ميکرده است. احمدبن حنبل به نقل از ابن بريده آورده است : روزي با پدرم بريده بر معاويه وارد شديم از ما احترام کرده و طعام آوردندو تناول کرديم، سپس مشروب آوردند و معاويه نوشيد و به پدرم تعارف کرد. پدرم گفت : از روزي که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آنرا از طرف خداوند حرام اعلام کرده من به آن لب نزدم. متن عربي : عبدالله بن بريده قال : دخلت انا و ابي علي معاويه، فاجلسنا علي الفرش، ثم اتينا بالطعام فاکلنا ثم اتينا بالشرب، فشرب معاويه معاوية، ثم ناول ابي، ثم قال: ما شربته منذ حرمه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم . سند : مسند احمدبن حنبل 5: 347 ايميل من : [email protected] يا علي مدد
37 | سعيد حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٨ شهریور ١٣٨٨ |
سلام عليکم
برادر بزرگوار جناب آقاي مجيد م علي عزيز
از فرمايش شما ظاهرا بر مي آيد که معاويه بيش از چهار پدر داشته که از ترس ابوسفيان دم نزده اند.
اگر هم چنين باشد اصل موضوع زير سئوال نميرود
و آن حرامزاده بودن دشمنان اهل بيت ع است.
چرا که
مبغض حيدر يقين در نطفه اش باشد خلل
باورت گر نيست رو از مادرش تحقيق کن
در ضمن
بنده صرفا ميخواستم اهل سنت (( اهل بدعت )) از منابع خودشون نسبت به اين فرد ((معاويه)) آگاه شوند.
هر چند که خود بخوبي ميدانند اما دليل اينکه چرا از چنين فرد حرامزاده اي با اين افتزاحات تبعيت ميکنند نه تنها براي مسلمانان بلکه براي اديان ديگر هم مورد سئوال و تعجب است و قسمت مهم قضيه هم همين است.
بقول شما خود اهل بدعت به معاويه لقب خالي بندالمکارين ميدهند اما چرا راه و رسم معاويه برايشان سرمشق شده در هيچ عقل سليمي جايگاه ندارد
علي لعنت الله علي القوم الظالمين
يا علي مدد
38 | سيد علي | | ١٢:٠٠ - ٢٨ شهریور ١٣٨٨ |
سلام عليکم
خسته نباشيد بسيار ممنونم
من هم پيش از اين در وبلاگ "شيعه بر حق است" در پاسخ به مقاله اي از اهل سنت جنوب تحت عنوان "آيا معاويه با علي (ع)دشمني داشت "
در حد بضاعت خودمان به شبهات وارد شده پاسخ گفته بودم موفق ومويد باشيد اجرتان با شهيد اين ماه حضرت علي (ع)
39 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٨ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام
ضمن عرض تبريك بمناسبت عيد سعيد فطر و قبولي نماز روزه هاي همه دوستداران اهل بيت ( ص ) در سراسر جهان .
برادر عزيز جناب اقاي سعيد جسيني , بازهم تكرار ميكنم معاويه يك پدر داشت و حالا بايد برايتان اثبات كنم كه ابوسفيان نيز پدرش بوده :
مسلماً همه ميدانند كه رسول خدا ( ص ) ابوسفيان و دو پسرش را لعنت كرد :
عبد اللّه بن عمر مى‏گويد : پيامبر از مكانى در حال عبور بود ، چشمش به ابو سفيان افتاد كه سوار بر شتر بود و معاويه و برادرش يكى پيشاپيش و ديگرى پشت سر در حركت بودند فرمود : «اللّهمّ العن القائد والسائق والراكب » .
بار خدايا آنكه سواره است و آن دو كه همراه او و پياده هستند را لعنت كن ، افرادى كه اين حديث را از عبد الله بن عمر شنيدند ، سؤال كردند : آيا خودت از پيامبر شنيدى يا كسى ديگر برايت تعريف كرده است؟ گفت : آرى خودم شنيدم ، و اگر دروغ بگويم ، گوشهايم كر شوند همانگونه كه دو چشمم كور شده است‏
تاريخ الامم والملوك : 10 / 58 ، حوادث سال 284 هـ ، كتاب صفين : 247 ، چاپ مصر .
پس ميشود گفت كه حتما پدرش همان ملعون ابوسفيان و برادرش يزيد ابن ابوسفيان بود, وليكن حرامزادگيش براي اون كارهاي هند جگرخوار بود و مسلماً مادر ابوسفيان بوده
در ضمن
بنده هم صرفا ميخواستم اهل سنت (( اهل بدعت )) از منابع خودشون نسبت به اين فرد ((معاويه)) آگاه شوند همانطور كه خودتان فرموديد .

يا علي

40 | سعيد حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٩ شهریور ١٣٨٨ |
باعرض سلام خدمت عزيزان و آروزي قبولي طاعات و عبادات برادر گرامي جناب مجيد م علي به مصدر آدرسهاي بنده هم دقت بفرمائيد منظور بنده افرادي بودند كه مدعي پدري معاويه را كرده اند هر چند كه فرقي هم نميكند كه چند نفر ادعا كرده باشند كه معاويه بچه من بوده است ليكن مهم اين است كه دشمنان اميرالمومنين حضرت علي عليه السلام را زنازاده ها تشكيل ميدهند. در ضمن مقصود بنده از اينكه از منابع سني استفاده كردم صرفا همان دليل بود كه در كامنت قبلي عرض كردم وگرنه همانطور كه خود بهتر مي دانيد روايات متعدد شيعي زيادي مبتني بر حرامزادگي همه ي دشمنان اهل بيت ع وجود دارد . همانطور كه خودتان هم از تاريخ الامم مثال زده ايد ابوسفيان هم مانند بقيه از مدعيان پدري معاويه بوده است اما از آنجا كه همسر هند بوده است علي الظاهر بيشتر از مدعيان ديگر به پدري معاويه نزديكتر است به هر حال افعال و ادعاي ديگر مدعيان قابل بررسي مي باشد. در هر صورت از شما بخاطر يادآوري مطلب بالا ممنونم اما همه ما بخوبي مي دانيم كه فردي كه چندين نفر ادعاي پدري اش را داشته باشند نميتواند يك پدر داشته باشد و يا اينكه حد اقل پدرش براي هميشه ناشناخته خواهد بود و اگر چنين شود همه ي مدعيان پدر او خواهند بود. يا علي
  بعدی [1] [2]  
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها