2020 February 28 - جمعه 09 اسفند 1398
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
کد مطلب: ٥٧١٨ تاریخ انتشار: ٢٨ تير ١٣٨٥ تعداد بازدید: 2860
سخنراني ها » وهابیت
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02

شرح تاریخ حکام آل سعود، وظیفه شیعه در مقابل وهابیت،علت عدم اکرام عمر بن خطاب و عایشه در شیعه
شبکه سلام 85/04/28

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 85/04/28

 پاسخ به سوالات

[سؤالات پرسيده شده است]

استاد حسيني قزويني

[در رابطه با تحريف قرآن و كتاب فصل الخطاب]

از جناب عمر بن خطاب نقل مي كنند كه در زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، سوره أحزاب به اندازه سوره بقره بود:

عن حذيفة قال: قال لي عمر بن الخطاب: كم تعدون سورة الأحزاب؟ قلت: ثنتين أو ثلاثا و سبعين، قال: إن كانت لتقارب سورة البقرة و إن كان فيها لآية الرجم.

يعني 286 آيه داشت. پس حدود 200 آيه ديگر كجا رفته است؟! از حذيفه و عايشه و أبيّ بن كعب هم مانند اين موارد نقل شده است.

الدر المنثور للسيوطي، ج5، ص180 ـ فتح القدير للشوكاني، ج4، ص259 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج2، ص415 و ج4، ص359 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج6، ص6 ـ مسند احمد بن حنبل، ج5، ص132 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج8، ص211 ـ فتح الباري لإبن حجر العسقلاني، ج9، ص58 ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج3، ص365 ـ السنن الكبري للنسائي، ج4، ص271 ـ صحيح ابن حبان، ج10، ص273 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج4، ص332 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج2، ص480 ـ تفسير السمرقندي، ج3، ص73 ـ نواسخ القرآن لإبن الجوزي، ص36 ـ تفسير القرطبي، ج2، ص63 ـ تفسير إبن كثير، ج3، ص473 ـ الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج2، ص66 ـ تفسير الآلوسي، ج21، ص142

اين مسائلي است كه خود آقايان أهل سنت در رابطه با تحريف قرآن در منابع خودشان دارند.

هم چنين طبق حرف جناب عمر، دو سوم قرآن حذف شده است. اين آقايان هر جوابي كه از اين روايات دادند، ما هم ياد مي گيريم و در رابطه با كتاب فصل الخطاب همان جواب را مي دهيم.

 

[در رابطه با كتاب التحفة الإثني عشرية آقاي دهلوي]

كتاب التحفة الإثني عشرية آقاي دهلوي، كتاب نيست؛ بلكه فحش نامه است و مطالب نيمه علمي و روايات را در غالب فحش و إهانت و إفتراء به شيعه گفته است. مرحوم مير حامد حسين (ره) هم در كتاب عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار مشت ايشان را باز كرده و تاكنون هم وهابي ها پاسخي به اين كتاب نداده اند. أخيراً هم اين كتاب با شرح مفصل و توضيحات زياد توسط حضرت آيت الله ميلاني به نام نفحات الأزهار در 20 جلد چاپ شده است. كساني كه التحفة الإثني عشرية ديده اند، لطف كنند جواب شبهات اين كتاب را در كتاب عبقات الأنوار ببينند و بعد قضاوت كنند.

 

[چرا نام أبوبكر و عمر را بدون احترام ذكر مي كنيد]

من مقيد هستم وقتي نام اينها را مي برم، با كلمه جناب ذكر كنم. من معتقدم هرگونه اهانت و جسارت به مقدسات أهل سنت يا به افراد مورد احترام أهل سنت گناه نابخشودني است و خودم را هم ملتزم به اين مسئله مي دانم و إن شاء الله تا آخر به اين مسئله ملتزم باشم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

سوال شده است كه چرا در اين آيه:

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

سوره ق/آيه16

از نحن استفاده شده است و نفرموده است أنا ؟

استاد حسيني قزويني

قرآن، كلام إلهي است و در بعضي آيات آمده است:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

سوره حجر/آيه9

و در بعضي آيات با متكلم وحده آمده است:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره/آيه30

إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

سوره بقره/آيه30

اين مسائل بستگي دارد به موارد ويژه اي كه خداوند در مقام تجليل و تعظيم مقام شامخ ألوهيت خويش دارد. در جايي كه حالت تشريفاتي دارد، با صيغه متكلم مع الغير آمده است. در بعضي از جاها كه حالت اقتدار و حاكميت دارد، با صيغه متكلم وحده آمده است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

به عنوان جمع بندي، خلاصه اي از گذشته و حال فرقه وهابيت را براي ما بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني

فعاليت وهابيت به عنوان يك فرقه و مكتب در سال 698 هجري در منطقه شامات آغاز شد و با مرگ إبن تيميه در سال 728 هجري در زندان قلعه دمشق، اين افكار فراموش شد. تا اين كه دودمان سعودي با همكاري محمد بن عبد الوهاب در سال 1157 هجري با نبردهاي خونين در منطقه حجاز و سواحل خليج فارس، توانستند بر آنجا مسلط شوند. دودمان سعودي در يك دوره حدوداً 75 ساله، قدرت را در اختيار داشتند و در سال 1233 يا 1234 هجري، آخرين حاكم وهابيت به نام عبد الله سعود توسط دولت عثماني دستگير شد و در استانبول به دار آويخته شد. وهابيت حدود 80 سال را در عزلت گذرانيدند و به كشورهاي همسايه فراري شدند. گرچه در رياض، دودمان آل سعود بعضاً طلوع و أفول موقتي داشتند.

محمد بن سعود ـ اولين حاكم دودمان وهابيت ـ از سال 1157 هجري تا سال 1179 هجري

عبد العزيز ـ پسر محمد بن آل سعود ـ تا سال 1218 هجري

سعود بن عبد العزيز تا سال 1229 هجري

عبد الله بن سعود تا سال 1234 هجري

بعد از اين كه تا 80 سال از دولت سعودي خبري نبود، عبد العزيز بن عبد الرحمن ـ از نواده هاي محمد بن سعود ـ از كويت به حجاز آمد و در منطقه نجد، با تكيه بر كمك هاي بي دريغ انگليسي ها و فرانسوي ها، 20 سال مبارزه كرد و توانست كشور جديدي به نام عربستان سعودي تأسيس كند و كشور حجاز تبديل به عربستان سعودي شد.

عبد العزيز تا سال 1373 هجري

ملك سعود ـ فرزند عبد العزيز ـ تا سال 1388 هجري

ملك فيصل ـ برادر ملك سعود ـ تا سال 1395 هجري

ملك خالد تا سال 1402 هجري

ملك فهد تا سال 1426 هجري

ملك عبد الله (الآن)

در دوران ملك فيصل بود كه قبرستان بقيع، آثار شهداء اُحد و آثار زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه در بقيع بودند، ويران شد.

الآن هم در جهان، افكار وهابي، عمدتا از عربستان سعودي منتشر مي شود. اينها هم الآن دو دسته هستند: يك سري اصلاح طلبان به رهبري ملك عبد الله هستند و يك سري هم راديكال ها مانند نائب و ديگران هستند و قضيه القاعده و كشتارهاي اخير در عربستان سعودي هم به خاطر اختلافات دروني بين اين دو گروه است. همين اختلافات باعث شد كه در همين كشور عربستان سعودي، شيعيان در اين سال هاي اخير، رشد بالنده و حضور فعالي داشته باشند. آمار جديدي كه از آمار شيعيان عربستان سعودي دارم اين است كه بين 30٪ تا 33٪ مردم عربستان سعودي شيعه هستند. ولي با كمال تأسف، وقتي از مفتيان وهابي إستفتاء كرده بودند:

آيا يك معلم شيعه اجازه دارد در دبيرستان هاي عربستان سعودي تدريس كند؟

جواب دادند:

خير؛ يك معلم و دبير با اعتقاد به شيعه گري، حق تدريس در مدارس عربستان سعودي را ندارد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

وظيفه امروز ما در مقابل وهابيت چيست و بايد چه كارهايي را انجام بدهيم و در اولويت بگذاريم؟

استاد حسيني قزويني

من عقيده ام بر اين است كه اگر بتوانيم راه گفت و گو با وهابيت را باز كنيم و شيعه را به آن گونه اي كه هست معرفي كنيم، بهتر است.

در ماه رجب سال گذشته كه حدود 50 نفر از علماء أهل سنت زاهدان به عمره رجبيه آمده بودند به مكه مكرمه، جلسه اي با مسئوليت خودم ميان اينها و بعضي از اساتيد وهابيت برگزار كردم. يكي از برادران أهل سنت گفت:

ما در ايران در هر كتابخانه شيعه مي رويم، كتاب هاي شيعه و سني وجود دارد. ولي وقتي به اينجا آمديم، نه در مدينه يك كتاب شيعي ديديم و نه در مكه و متأسفانه هر كتابي كه بر ضد شيعه نوشته شده است، همه اش إفتراء و ناسزا است. اين چيزهايي كه شما در اين كتاب ها آورده ايد، همه اش دروغ و إفتراء است و شيعيان اين چنين عقائدي را ندارند.

لذا اگر بتوانيم با آنها اين چنين جلساتي را برگزار كنيم، ـ عمومي يا خصوصي ـ مخصوصا در رسانه هاي بين المللي و حقايق شيعه را مطرح كنيم و آنها هم عقايد شيعه را از زبان شيعه بشنوند، نه از قول آقاي دهلوي و إبن تيميه و دكتر قِفاري و امثال اينها كه مغرضانه، حقايق شيعه را مخفي مي كنند و إفترائاتي را مي بندند و به نام شيعه در كشورشان منتشر مي كنند.

به نظر من اگر بتوانيم اين حقايق را اين گونه مطرح كنيم، به نتايج بهتري مي رسيم. بنده خودم در اين گونه جلسات، نتايج زيادي ديده ام و حداقل اين بود كه بدبيني شان نسبت به شيعه برطرف شده است. بايد در رابطه با تندروهاي شان هم بگوييم كه آن طور كه آنها عقايد شيعه را تصور مي كنند نيست و حقايق، غير آن است كه آنها بيان مي كنند.

* * * * * * *

سوالات بينندگان

سوال:

در روايات آمده است كه مثلاً برخي از مسيحيان و يهوديان، سؤالاتي را در زمان خلفاء مطرح مي كردند و آنها نمي توانستند پاسخ بدهند و وقتي به حضرت علي (عليه السلام) مراجعه مي كردند، جواب خود را دريافت مي كردند. آيا اين گونه روايات صحيح است؟

جواب:

از اين روايات زياد داريم. ولي بايد مفصل تر از اين بحث شود. بله، در روايات آمده است كه آنها مي آمدند از خلفاء سؤال مي كردند و خلفاء هم از جواب دادن عاجز بودند يا اين كه كساني سؤال مي كردند كه مي خواستند از اسلام برگردند و خلفاء نمي توانستند جواب بدهند و برخي از صحابه كه در صحنه بودند، آنها را به حضرت علي (عليه السلام) ارجاع مي دادند و ايشان هم جواب مي داد. در كتاب مجمع الزوائد هيثمي و المعجم الكبير طبراني و تاريخ طبري و الكامل إبن أثير آمده است. ولي بايد از نظر سند بررسي شود كه آيا مي توان به مضمون آنها ملتزم شد يا نه؟

* * * * * * *

سوال:

وهابيت مي گويند اگر 4 شيعه را به قتل برسانيد، به بهشت مي رويد. در اين مورد توضيح بدهيد.

جواب:

در گذشته از اين گونه مسائل بود كه فتوا بر كفر شيعه مي دادند. حتي آقاي نوح أفندي ـ از مفتيان تركيه ـ فتوا داد:

من قتل رافضيا واحداً وجبت له الجنة.

العقود الدرية في تنقيح الفتاوي الحامدية، ج1، ص102

أخيراً هم در عبارات زرقاوي، اين مطالب به صورت اشاره اي آمده است كه فتوا به وجوب جهاد بر ضد شيعه داد و كشتن شيعه را مساوي با رضايت خداوند و ورود به بهشت دانست.

بعضي از تندروهايي كه در پاكستان هستند، در سي دي هايي كه أخيراً به دست ما رسيده است، فتوا داده اند كه كشتن شيعه، نه تنها لازم است، بلكه واجب است و رضايت خدا را جلب مي كند. اين تندروهاي وهابي، در گذشته و حال، اين چنين بوده اند. البته خود إبن تيميه و محمد بن عبد الوهاب صراحت دارند كه اگر كسي به أنبياء (عليهم السلام) متوسل شود و از آنها حاجت بخواهد، خونش هدر و اموالش مباح است. اينها روشن است و نيازي به فتاواي جديد نيست و آنها از روز اول اين مسائل را گفته بودند.

* * * * * * *

سوال:

أهل سنت در قرائت سوره حمد در نماز، بسم الله الرحمن الرحيم نمي گويند و در آخرش هم آمين مي گويند. اين موضوع از چه زماني شروع شد؟

جواب:

اين سؤال، فقهي است و اگر بخواهيم وارد بحث شويم، بايد تمام تغييراتي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) شروع شد را مورد بررسي قرار دهيم. مانند تغييرات در وضوء، شستن سر و پا، تكتف و دست روي دست گذاشتن در نماز، حذف بسم الله الرحمن الرحيم از سوره حمد و آمين گفتن در آخر قرائت سوره حمد. با اين كه در تفسير فخر رازي آمده است كه جهر به بسم الله الرحمن الرحيم، عقيده حضرت علي بن أبي طالب (عليه السلام) است:

و أما أن علي بن أبي طالب رضي الله عنه كان يجهر بالتسمية فقد ثبت بالتواتر و من إقتدي في دينه بعلي بن أبي طالب فقد إهتدي.

تفسير الرازي، ج1، ص205 ـ تفسير الآلوسي، ج1، ص46

بقيه مطالب بماند براي بعد و إن شاء الله جلسه اي را به اين مسائل اختصاص بدهيم. چون در اين مدت كم، حق مطلب أداء نمي شود.

* * * * * * *

سوال:

در برنامه هاي قبلي گفته بوديد كه در زمان حضرت علي (عليه السلام)، به خاطر اين كه عمر، يك شلّاق داشت، حضرت هم نام فرزندش را عمر گذاشت و مجبور شد حرف عمر را گوش كند. آيا اين موضوع، دور از شأن حضرت علي (عليه السلام) نيست؟

جواب:

اين مسئله خيلي واضح و روشن است. اگر كسي كوچك ترين اطلاعي از تاريخ داشته باشد، مي داند كه جناب عمر، شلّاق داشت و همه از او حساب مي بردند. حتي در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است كه ابوهريره مي گويد:

من از ترس عمر، روايت نقل نمي كردم. اگر در زمان عمر، اين روايات را مي گفتم، با شلّاق، پشت ما را مي نواخت.

هم چنين آمده است:

كانت درة عمر أهيب من سيف الحجاج.

شلّاق عمر، ترسناك تر از شمشير حجاج بود.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج3، ص14 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج12، ص75 ـ مغني المحتاج لمحمد بن أحمد الشربيني، ج4، ص390 ـ حواشي الشرواني للشرواني و العبادي، ج10، ص134

در رابطه با اسم گذاري، دليل ويژه اي نداريم. ولي مشابه اين را داريم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) وقتي أم كلثوم را به عقد عمر در آورد، عقيل اعتراض مي كند كه چرا اين كار را كردي؟ أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

درة عمر أحرجته إلي ما تري.

شلّاق عمر بود كه كار را به اينجا رساند كه مي بيني.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج4، ص271 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج3، ص45

آقاي هيثمي هم مي گويد روايت صحيح است.

 

 

اين مسائل در چند مورد نقل شده است و أمير المؤمنين (عليه السلام) هم بنايش بر اين بود كه طبق وصيت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، دست به شمشير نبرد و اختلاف داخلي نياندازد تا مردم از دين برگردند و مسلماناني كه تازه با اسلام آشنا شده اند، بر اثر تفرقه، به طرف جاهليت كشيده شوند. در طول اين 25 سال أمير المؤمنين (عليه السلام)، هزاران شاهد بر اين قضيه داريم. يكي از بهترين اينها، قضيه أم كلثوم است كه 7 سال بيشتر نداشت و يك پيرمرد 57 ساله او را به زور به عقد خود در آورد. اين قضيه در سال 17 هجرت صورت گرفت و جناب عمر هم 57 سال داشت. چون در سال 23 هجرت كه از دنيا رفت، 63 ساله بود.

* * * * * * *

سوال:

چرا به حضرت عمر كه فتوحات انجام داد و اسلام را به ايران آورد و عايشه اي كه همسر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) است، از طرف شيعيان احترام نمي شود و توهين مي شود؟ اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را قبول داريد، بايد همسر او را هم قبول داشته باشيد.

جواب:

اگر أمير المؤمنين (عليه السلام)، طبق وصيتي كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) انجام داده بود، اين فتوحات را انجام مي داد، قطعا بهتر از زمان أبوبكر و عمر انجام مي داد. چون در دوران 23 ساله رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، تحكيم مباني اسلام با شمشير حضرت علي (عليه السلام) بود. خود جناب عمر هم مي گويد:

والله! لولا سيفه، لما قام عمود الإسلام.

به خدا قسم! اگر شمشير علي نبود، عمود اسلام برافراشته نمي شد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج12، ص82

فتوحاتي كه خالي از مسائل فرهنگي باشد، يك سري تالي فاسدهايي دارد و الآن هم آثار شوم آن فتوحات را در بعضي از مناطق مفتوحه مي بينيم. فتح يك كشور، فضيلت نيست. كورش و ديگران هم اين همه كشورگشايي كردند. كشورگشايي در چهارچوب مباني فكري اسلامي ارزش دارد. اين آقايان به ما بگويند در اين كشورهايي كه فتوحات انجام شده است، چه كارهاي اسلامي شده است؟ در خود ايران چه جناياتي را كه مرتكب نشده اند؟ انسان خجالت مي كشد كه اين مسائل را مطرح كند. تاريخ طبري و كامل إبن اثير و ديگران، اين مسائل را مفصل آورده اند.

اما در رابطه با زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، ما هيچ وجه به آنها جسارت و اهانت نمي كنيم. اگر حقايقي در تاريخ آمده، مانند قيام اينها در برابر أمير المؤمنين (عليه السلام) كه خليفه به حق بود، قيام در برابر ايشان را ما يك أمر خلاف قرآن و سنت مي دانيم و اين حقايق را مطرح مي كنيم؛ ولي نه به عنوان اهانت و جسارت. رسماً هم مي گوييم كساني كه زبان به جسارت و اهانت و إفتراء به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گشايند، ما از گفتار آنها به خداوند پناه مي بريم و از آنها تبرّي مي جوييم. ما ناسزا نمي گوييم و تهمت هاي ناروا نمي زنيم و از عاملان به اين كارها هم برائت مي جوييم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English