2019 November 14 - پنج شنبه 23 آبان 1398
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
کد مطلب: ٥٦٤١ تاریخ انتشار: ٢٨ بهمن ١٣٨٦ تعداد بازدید: 4382
سخنراني ها » وهابیت
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور

تبلیغات وهابیت و مشرک دانستن شیعه
پاسخ به شبهات 86/11/28

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :  86/11/28

استاد حسيني قزويني

يكي از موضوعاتي كه امروز حائز اهميت است و بايد توجه ويژه به آن داشته باشيم، سيل عظيم تهاجم عليه فرهنگ نوراني شيعه و فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) است. من از اينكه از طريق ماهواره، اينترنت، جزوات و كتب كه هجمه سنگيني مطرح است عليه شيعه، نمي خواهيم وارد شوم؛ ولي بحث ما در مورد آنچه كه داخل كشور مطرح است مي باشد و از طريق حوزه هاي علميه أهل سنت بويژه حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان، كه بحق، امروز محل پرورش افكار وهابيت و تكفيري شده، هيچ شك و شبهه اي نيست. حوزه هاي علميه سلفي ها، فعاليت ويژه اي در سيستان و بلوچستان دارند، مانند حوزه عليمه پشت كوه كه كلاً سلفي است و بعضي ديگر از افراد مانند امام جمعه سراوان كه علنا سلفي بودن خود را اعلام مي كند. اين قضايا در اين سه چهار ماه اخير بيشتر بروز داده شده است و خصوصا امسال كه مقام معظم رهبري سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام نهاده است، بين أهل سنت به ظاهر سني با أهل سنت سلفي، وحدت ويژه اي برقرار شده است. اگر بين ما مسلمانان اتحادي حاصل نشد، بين سني ها و سلفي ها اتحاد خوبي ايجاد شده است. آقاي عبدالحميد حدود يك ماه قبل رفته بود در يكي از مساجد سلفي ها در منطقه پشت كوه و رسما گفته بود: بيائيد دست به دست هم بدهيم و در صف واحد قرار بگيريم و حقوق مسلم خود را از نظام جمهوري اسلامي بگيريم. حتي اطلاع دقيق دارم كه برخي از اين جوان هاي وهابي و سلفي اعتراض كرده اند كه شما تا الان عليه ما تبليغ مي كرديد و چه شده است كه حالا دست در دست ما مي گذاريد. بنده هم چند شب پيش با امام جمعه سراوان كه وهابي بودنش، أظهر من الشمس است و ارتباطش با عربستان برقرار و فارغ التحصيل دانشگاه اسلامي مدينه است و يك وهابي و سلفي شناسنامه دارد است؛ با ايشان تلفني صحبت داشتيم، گفتم كه عبدالحميد آمده بوده منزل شما براي ديدن شما و چطور شد تا حالا شما با هم كارد و پنير بوديد و الان وحدت ايجاد شده؟ گفت بله ايشان همين اندازه كه به معتقدات ما و ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب احترام مي گذارد، اين براي ما قابل تقدير است.

امروز يك تلفن داشتيم كه ايشان (عبدالحميد) در حوزه علميه زابل رفته بود و يك پلاكارت نوشته بودند كه «تشريف فرمائي مفتي أعظم و رهبر أهل سنت ايران، عبدالحميد را گرامي مي داريم»؛ فقط همين مانده بود كه ايشان به عنوان مفتي أعظم و رهبر أهل سنت ايران لقب بگيرد. آنچه كه براي من نگران كننده است اين است كه حوزه علميه زاهدان، دارالعلوم مكي كه داعيه رهبري أهل سنت ايران را دارد؛ اينها سايتي دارند به نام سني آنلاين كه پايگاه رسمي أهل سنت زاهدان است؛ در اين سايت، كتاب هاي ابن تيميه و عبدالرحمان دمشقيه كه ليدر وهابيت است روي سايتشان است. ايشان كتابي دارد به نام كتاب الكافي عرض و نقد، و آنچه كه فحش و ناسزا زيبنده خودش و اربابان خودش بود، در اين كتاب نثار مرحوم كليني كرده است. كتاب ورد شبانه روزي براي عبدالرحمان بن شيخ عبدالله بن جبرين را همينطور و اولين كسي بود كه در سي چهل سال اخير، فتوا به كفر شيعه و وجوب قتل شيعه داد و هرگونه كمك به حزب الله حرام است، دعا كردن براي پيروزي حزب الله حرام است، فتوا به وجوب تخريب حرم ائمه شيعه را صادر كرد كه در اثر آن حدود 16 ماه قبل، حرم عسگريين تخريب شد، و يك ماه قبل هم گلدسته هاي حرم ويران شد. چند روز قبل بود كه ايشان تبريك گفت ويران شدن حرم عسكريين را و درخواست كرده كه باقيمانده حرمين عسكريين را با خاك يكسان كنند. حالا كتاب ايشان آمده روي سايت أهل سنت ايران.

دو كتاب ديگر گذاشته اند به نام توسل مشروع و غير مشروع براي جُهني و كتابي از بن باز به نام نواقض الإسلام. بنده بارها هم گفته ام در شبكه سلام كه با عزيزان أهل سنت مشكلي نداريم و اهانت به أهل سنت و مقدسات آنان را نابخشوده مي دانيم؛ ولي با وهابيت سر سازش نداريم و انتظار هم نداريم كه عزيزان أهل سنت در سايت خود كتاب هاي تكفيريين را بگذارند؛ خصوصا كتاب نواقض الإسلام بن باز كه رسما تكفير شيعه را ثابت كرده و در صفحه 5،6 اين كتاب مي گويد :

علماي اسلام در باب حكم مرتد، ذكر كرده اند كه ممكن است مسلمان مرتد و از دين خارج شود، آنهم با ارتكاب و بعضي اعمال كه آن را نواقض و مخالفت با اسلام ناميده اند و آن نواقض سبب مي شود ما ل و جان او حلال شده و از دايره اسلام خارج گردد.

در صفحه 7 اين كتاب مي گويد :

دومين چيزي كه انسان را از اسلام بيرون مي كند، كسي كه بين خود و خدا واسطه قرار دهد و از آن واسطه چيزي بخواهد و از او شفاعت بطلبد؛ چنين اشخاصي، اجماع علماء و دانشمندان اسلام بر كفر آنان است.

يعني تمام شيعه در سراسر جهان و أهل سنت (غير از وهابيت)، همه كافر و مرتد و مهدور الدم و المال هستند. من رسما اعلام كردم كه اين طور كتاب هاست كه جنايتكاراني مانند عبدالمالك ريگي تربيت مي كند كه در روز روشن، عزيزان جان بر كف ما را به رگبار مي بندد و در دل شب در قضيه تاسوكي، جناياتي كه شايد در تاريخ بي نظير بوده اتفاق مي افتد.

البته ما دو، سه جلسه در شبكه سلام نقد كرديم و حمله كرديم. تماس داشتند بعضي از اساتيد حوزه علميه زاهدان با بنده مثل عبدالمجيد مرادزهي و .. و من اين صفحات را كه از سايت خودشان گرفته بودم برايشان فكس كردم. البته بعضي از اين كتاب ها را ديدم برداشته اند و همين امروز بعد از نماز صبح كه وارد سايتشان شدم، ديدم از اين ده، دوازده كتابي كه مربوط به وهابيت است، دو سه كتاب آن را برداشته اند. از طريق برادر بزرگوارمان آقاي سليماني، نماينده مقام معظم رهبري در سيستان و بلوچستان هم اين مدارك را فرستاديم و از طريق دادگاه هم اقدام كرده اند. چون اينها قابل تحمل نيست كه در داخل كشور و زير پرچم نظام جمهوري اسلامي كه افتخارش به تشيع و فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) بودن است و اينها از اين همه امكانات استفاده كنند و از آن طرف عليه ما اعلان جنگ كنند، علنا كتاب هايي را كه كفر شيعه را تثبيت مي كنند و مال و جان شيعه را مباح مي كنند، روي سايت خود بگذارند. وقتي روي سايتشان كه علني است اينها را بگذارند، در كلاس هاي درسي آقايان چه مي گذرد؟

ما چند سالي است كه در همايش مذاهب زاهدان شركت مي كنيم. آنها حدود 150 نفر از طلاب و علمايشان را از سراسر كشور مي آورند آنجا و ما هم با هفت، هشت نفر از دوستان از كميسيون كلام حوزه علميه قم به آنجا مي رويم و بخش أعظم حرف زدن را دوستان به عهده من مي گذارند. امسال ديديم كه بعضي از علماء و اساتيد أهل سنت كه سال هاي گذشته، روحيه و تفكر ضد وهابي داشتند، امسال علنا در همايش، از افكار وهابيت دفاع كردند. اين براي من تكان دهنده بود؛ در حاليكه من با خيلي از آنها در ارتباط بودم به صورت حضوري و تلفني. همان هايي كه در سال هاي گذشته، در نقد وهابيت با ما همصدا بودند، امسال علنا در همايش، عليه ما شدند. بعد از جلسه من با اين دوستان خود جلسه گذاشتم و به آنها گفتم كه من اعلان خطر مي كنم، وهابيت روي روحانيت منطقه كار مي كند. در طول اين يكسال چه كار كرده اند كه يك روحاني سني معتدل كه سال گذشته مقاله اي نوشته در رابطه با أهل بيت (عليهم السلام) و دفاع كرده از موضع أهل بيت (عليهم السلام)، امسال آمده مي گويد يا علي و يا حسين گفتن شرك است و شما اين شرك را از جامعه برداريد.

لذا يكي از چيزهائي كه بايد در مناطق أهل سنت دقت كنيم اين است كه ما در اين خصوص كار كرده باشيم و بتوانيم آداب مناظره و حوار را رعايت كنيم، چون هر كسي را بهر كاري ساختند. اگر كسي بخواهد برود با حوزوي هاي آنان بحث و مناظره كند، بايد يك ادبيات ويژه اي داشته باشد. يكي از كارهايي را كه بايد در اولويت قرار دهيم اين است كه ارتباط را با حوزويان و دانشگاهيان برقرار كنيم و از اين طريق اعتقادات شيعي را انتشار دهيم و اگر از اين طريق موفق شديم اين بهتر از منبر رفتن براي هزاران نفر است. چون اينكه عوام چه كار مي كند، در اولويت نيست و آنچه كه بنده خبر دارم در سه، چهار سال اخير، قدرت تبليغي وهابيت متمركز شده است روي روحانيت أهل سنت و دانشگاهيان أهل سنت. چون براي فريب آنان شاخصه هاي بيشتري دارند تا اينكه يك جوان شيعه را بخواهند وهابي كنند.

يك كتابي اخيرا براي من فرستاده اند به نام توسل در يك تيراژ وسيع و بدون اجازه وزارت ارشاد كه در مناطق مختلف سيستان و بلوچستان و زابل و اطراف زابل منتشر كرده اند. اينها روي قضيه توسل و شرك دنبال چه مي گردند و از خارج چه دستوري مي گيرند كه مي خواهند بين شيعه و أهل سنت از طريق توسل اختلاف بياندازند. بحث هاي ديگري هم هست، ولي فعلا اين را در دستور كار قرار داده اند و روي اين سرمايه گذاري كرده اند كه توسل به غير خدا، انسان را به جايي مي رساند كه مهدور الدم مي شود. روي سايت هاي خود، اخيرا روي اين قضيه بسيج شده اند.

بنده چند نكته اساسي را در اينجا مطرح مي كنم:

سال 82 بود كه در تابستان، حدود 40 روز در مكه بودم و بحث هاي مختلفي داشتم. برنامه اي رديف كرديم با مفتي أعظم عربستان شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ كه بعد از بن باز ايشان مفتي عربستان است، يعني بالاترين مقام علمي و سياسي در عربستان. رفتيم طائف و يك ساعت با ايشان بحث داشتيم و تمام بحث را هم ضبط كرديم و اول جلسه هم از ايشان تقاضا كرديم كه اين بحث را ضبط كنيم و گفت اشكالي ندارد و همين جمله هم از ايشان ضبط شده است.

بحث هاي مختلفي داشتيم و يكي از محورهاي بحث من با مفتي أعظم، همين شرك توحيد و بحث توسل بود. ايشان شب هاي چهارشنبه كنار بيت الله الحرام مي آيد و حدود 2 ساعت براي مردم صحبت مي كند و به سؤالات پاسخ مي دهد. به ايشان گفتم: شما در هفته گذشته بحث توسل را مطرح كرديد و گفتيد: هرگونه توسل شرك است؛ مي شود دليل علمي بر شرك توسل را بيان كنيد؟ شروع كرد همان آياتي را كه ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و ... مي گويند كه خدا در قرآن مي گويد:

فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ.

سوره شعراء/ آيه213

و ... كه مي گويد هرگونه دعاي غير خدا و توسل به غير خدا شرك است و بين اينكه كسي بيايد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را دعا كند و اينها را بخواند با كسي كه بيايد بت را بپرستد و از او حاجت بطلبد و او را واسطه قرار دهد بين خود و خدا، فرقي نيست. آنها بت ها را شفيع خود قرار مي دهند و شما هم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) را.

عين اين نوار روي سايت است.

از ايشان پرسيدم: اينكه در زمان حيات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را شارع مقدس تصويب كرده و صحه گذاشته، شكي داريد؟ خداوند در قرآن، سوره نساء، آيه 64 دارد كه:

وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

اين صريح آيه قرآن است و همچنين آيه 97 سوره يوسف، برادران يوسف (عليه السلام) مي گويند:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

اين چه تفاوتي است بين برادران يوسف (عليه السلام) كه آن را مي گويند و كسي كه مي گويد:

يا رسول الله إشفع لنا عندالله يا يا علي إشفع لنا عندالله؟

اگر واقعا خواند غير خدا و واسطه قرار دادن غير خدا، شرك باشد، بايد حضرت يعقوب (عليه السلام) به اينها مي گفت:

يا أبنائي إنكم أشركتم بالله توبوا و إلا أقتلكم و ...

در حاليكه گفت:

قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

وقتي اين دو آيه را من خواندم گفت: اين مربوط به حيات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و بعد از رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، ارتباطش با اين دنيا قطع مي شود و نه صداي ما را مي شنود و نه قدرت بر قضاء حوائج دارد و عاجز از قضاء حوائج است. با اينكه ايشان تا دو، سه دقيقه قبل مي گفت مطلق توسل شرك است، چه در زمان حيات و چه در زمان ممات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم). گفتم: دليل شما بر اينكه بعد از وفات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) توسل به او شرك است چيست؟ گفت: رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عاجز است از قضاء حوائج، همانطوريكه بت ها عاجز بودند. گفتم: اگر ملاك شرك، عجز متوسل إليه باشد، بايد هم شامل زمان حيات باشد و هم زمان ممات؛ اين امر، امر باطل و عبث است و فرق است بين آن و شرك. چطور شد توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه در زمان حيات او مرضي شارع بود، ولي با رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، امري كه مرضي شارع بود، تبديل به شرك شد و موجب هدر رفتن خون و مال طرف شد؟ ايشان مقداري تأمل كرد و گفت: اگر واقعا توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در زمان رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جائز بود، صحابه قطعا معرفتشان نسبت به شريعت و مزار رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيشتر از ما بود و اگر اينها متوسل مي شدند، تاريخ براي ما ثبت مي كرد كه فلان صحابه و فلان صحابه بعد از رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به او متوسل مي شدند؟ گفتم: ما روايات متعدد داريم در منابع أهل سنت، مثل مصنف أبي شيبه كه استاد بخاري است ودلائل النبوة بيهقي كه ابن تيميه مي گويد از صحيح ترين كتاب هاي تاريخي و روائي است مي گويد:

در زمان عمر بن خطاب كه قحطي آمد، بلال بن حارث آمد كنار قبر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و به او متوسل شد و گفت:

يا رسول الله قد هلك الناس، فاستسقي لمتك

بعد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد به خواب او و گفت برو به عمر از طرف من سلام برسان و بگو مقداري به مردم توسعه بدهد و به داد مردم برسد و إن شاء الله در آينده نزديك باران رحمت خواهد آمد. ايشان آمد خدمت عمر و عمر گريه كرد كه ما قابل سلام رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيستيم و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بزرگواري كرده است.

گفتم: تمام علماء شما اين را در مناقب جناب عمر آورده اند. ايشان گفت: روايت ضعيف است. البته اين جديدا شده مبناي وهابيت كه اگر يك روايتي ارتباط كتاب هايشان مي خوانيم، حتي آيه قرآن را هم بخوانيم، اگر توجه نداشته باشند كه آيه قرآن است، مي گويند روايت ضعيف است. خدا بيامرزد شهيد مطهري را، يك روزي در خدمت ايشان بوديم و گفت با هواپيما با دكتر شريعتي به يك مسافرت خارج مي رفتيم و بحث شد بين ما و ايشان در رابطه با حقوق زن و مرد و من اين آيه را خواندم و توضيح دادم:

يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ...

سوره نساء/آيه11

آقاي شريعتي گفت آقاي مطهري، از شما بعيد است كه به يك سري روايات اسرائيليات استناد كنيد، از شما انتظار نداشتم؛ گفتم دكتر، اين آيه قرآن است نه حديث. حالا وهابيت هم همين گونه اند اگر آيه را تشخيص ندهند بلافاصله مي گويند روايت ضعيف است.

اخيرا هم أهل سنت داخل كشور در سايت سني آنلاين، يك مقاله اي گذاشته اند در رابطه با حديث: إن الرجل ليهجر كه در صحيح بخاري و مسلم آمده است؛ صراحتا مي گويد اين روايت ضعيف است و مخالفين أهل سنت اين حديث را داخل كتاب صحيح بخاري كرده اند. اينها اين را اخيرا ياد گرفته اند. همچنين اخيرا كتابي را با مجوز وزارت ارشاد چاپ كرده اند و مي گويد حديث حوض را، برخي مخالفين أهل سنت و برخي علماء شيعه اين حديث را در كتاب صحيح بخاري و مسلم وارد كرده اند.

خلاصه، ايشان گفت كه اين روايت ضعيف است. گفتم: آقاي ابن حجر عسقلاني كه از اركان علم رجال شماست، در كتاب فتح الباري كه شرح صحيح بخاري است، ج2، ص412 مي گويد روايت صحيح است. ابن كثير دمشقي سلفي كه او را شما امام نام مي بريد در كتاب البداية و النهاية، ج7، ص105 مي گويد روايت صحيح است. وقتي من اين دو روايت را با جلد و صفحه گفتم، شروع كرد و گفت: ملاك شرك اين است و ملاك توحيد اين است و 5،6 دقيقه به جاده خاكي رفت. يكي از معاونين او برگشت به او گفت: اين جوابي كه شما مي دهيد، ارتباطي به سؤال ايشان ندارد؛ ايشان مدعي است كه جناب ابن حجر و ابن كثير مي گويند روايت صحيح است، اگر شما راست مي گوئي، مناقشه كن در صحت روايت. گفت: اين كتاب ها را بياوريد ببينيم كه ايشان راست مي گويد يا نه. ايشان هم مثل بن باز نابينا است. كتاب را آوردند و خواندند. گفت: بله! آدرس درست است. ديدم بين خودشان يك اختلاف عجيبي افتاد.

وقتي با بالاترين مقام علمي ايشان صحبت مي كنيم، مي بينيم همان حرفي را مي زند كه دانشجويان و دانش آموزان و معلمان آنها مي زنند.



 

 
 




Share
1 | بي نام | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٢ فروردين ١٣٨٧ |
اززحمات شما بي نهايت سپاسگزارم اجر شما با خداوند اميد است در راه انسجام امت اسلام و دست بر داشتن از افكار انحرافي تلاشهاي بيشتري شود
2 | علي قزويني | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ٢٠ مرداد ١٣٨٧ |
بارك الله قزويني خوب زياد خودت و به آب وآتش مي زني ...........
3 | مهدي كاظم زاده | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ شهریور ١٣٨٧ |
لطفا از فعاليت هاو محل برگزاري جلسات مجموعه تان به اين ايميل ارسال كنيد تا فعاليت هايتان منعكس شود در كشور ...
4 | الهه محبي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٢ مهر ١٣٨٧ |
با عرض سلام و خسته نباشيد بسيار زياد خدمت جناب آقاي قزويني و همه عزيزاني که سعي در خدمت به معارف نوراني اهل بيت دارند. بنده دانشجوي کارشناسي علوم قرآني هستم و آمادگي خود را براي کمک کردن به شما اعلام مي دارم.
5 | مجاهدسيستاني | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٥ آبان ١٣٨٧ |
اززحمات آيت الله قزويني درراه مبارزه با وهابيت و بخصوص وهابيت خونخوار بلوچستان و درراس آن مولوي عبدالحميد كمال تشكر وقدرداني را دارم وبه ايشان بفرماييد كه مجاهدين سيستان آمادگي خود را براي مبارزه اعلام مينمايد

براي شادي روح شهيد مسلم كيخا كه با دستان خالي و با الگو برداري از مولايش حسين بن علي در راه مبارزه با وهابيت شهيد شد
6 | موحد موحديان | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ٢٣ آبان ١٣٨٧ |
وهابيتي که شماازآن حرف مي زنيديعني موحّدبودن مانندحضرت ابراهيم (ع)که موقعي فرشتگان آمدندبه اوکمک کنند فرمود: خداوند يکتا مرا مي بيندو از من دفاع مي کندونيازي به کمک شمابندگان خداندارم وبه خاطرچنين توحيدي بودکه آتش نمرودبرايش گلستان شد.
مسلمان وموحّدواقعي کسي است که اين گونه توحيدش خالص باشدوحتّي يک ذره شرک درعقيده نداشته باشد.هيچ يک ازافرادبشررادردعاشريک خداوندنکند.چون دعاعبادت است وبه عقيده سنّي وشيعه اين حديث کاملا صحيح مي باشد:«الدعاهوالعبادة»يعني دعاکردن عبادت است وعبادت براي غيرخداشرک محسوب مي شود.خواه اين غيرخداانبياءباشد،خواه اولياءباشدياهرمخلوق ديگه بخواهدباشد.اگه اين توحيدخالص درعقيده اسمش راوهّابيت مي گذاريدپس وهابيّون بهترين موحدان روي زمين هستندکه باوجودي که احترام وشخصيّت بالاي انساني براي انبياءواولياقائل مي باشندامّابه اين آيه قرآني هميشه عمل مي کنند.«قل إنّماادعوربّي ولااشرک به احدا»بگوهمانامن فقط پروردگارم رامي خوانم ودردعاکردن هيچ شخصي رابااوشريک نمي کنم.يابه اين آيه نوراني قرآن کريم عمل مي کنند:
«فلاتدعوامع الله احدايعني همراه باخواندن ودعاکردن به درگاه خداکسي رابااوشريک نکنيد.پس وهّابيون موحّدان حقيقي دين الهي هستندوادامه دهندگان واقعي راه ابراهيم خليل (ع) مي باشندوحق دارندکه مقتديان دين خاتم الانبياءوامامان موحّدان درخانه کعبه وجانشينان بحق رسول الله درمسجدالنّبي باشند.
وهمه مؤمنان مسلمان روي زمين به آنان اقتدانمايند.واين عقيده توحيدي اسلامي ،عقيده ناب محمدي(ص) مي باشدکه همه مسلمانان بايدازچنين عقيده ناب توحيدي برخوردارباشندتاآتش جهنّم مانندحضرت ابراهيم(ع) که آتش برايش گلستان شدجاي خودرابه بهشت برين الهي بدهد.
والسّلام علي من اتّبع الهدي

پاسخ:
جناب وهابي ! پس با اين تعريفي كه شما كرده&zwnjايد ، نعوذ بالله حضرت يعقوب و تمامي فرزندان وي مشرك هستند ؛ چرا كه آن&zwnjها از پدرشان خواستند كه واسطه شود و از خدا براي آن&zwnjها طلب استغفار كند ، حضرت يعقوب عليه السلام نيز به اين عمل شرك آلود آن&zwnjها جواب مثبت داد و ... .

از همه مهمتر اين كه عثمان بن حنيف نقل مي&zwnjكند كه پيامبر خدا صلي الله عليه وآله به يكي از اصحابش اين دعا را ياد داد :

اللهم اني اسئلك واتوجه اليك بنيك محمد نبي الرحمة .

اگر توسل شرك است ، آيا  پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم دستور به شرك داد ؟ آيا عثمان بن حنيف ناقل شرك است ؟ اين صحابي نا بينا را مشرك و محدور الدم مي&zwnjدانند ؟ و بعد آن صحابي اين گونه دعا كرد :

يا محمد ! اني توجهت بك الي ربي في حاجتي  هذه لتقضي لي اللهم فشفعه في .


در مسجد خطاب كن به من و بگو : يا رسول الله من به توسط تو به سوي خداي عالم متوسل مي&zwnjشوم .


سنن الترمزي ، ج5 ، ص229 نقل مي&zwnjكند و مي گويد :


هذا حديث حق ، حسن ،&zwnj صحيح .


آقاي الباني ، ليدر وهابي&zwnjها و بخاري دوران ، در صحيح سنن ترمزي ، ج3 ، 469 مي گويد اين روايت كاملاً صحيح است .


از اين مهمتر ، اگر دعا كردن و توسل به غير خدا شرك باشد ، جناب خليفه دوم قبل از شيعيان مشرك خواهد بود ؛ زيرا وي نيز به غير خداوند متوسل شده است . بخاري در صحيحش مي&zwnjنويسد :

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قَالَ فَيُسْقَوْن .


صحيح بخاري ، ج2 ، ص16 ، ح1010 ، كتاب الإستسقاء ، باب 2 ، باب سؤال الناس الإمامة استسقاء اذا قحطوا . و ج4 ، ص209 ، ح3710 ، كتاب فضائل الصحابة ، باب 11، باب ذكر عباس بن عبد المطلب .


آيا وهابي&zwnjها جرأت مي&zwnjكنند و به خليفه دوم مشرك مي&zwnjگويند ؟ اگر شيعيان به خاطر توسل به رسول خدا و فرزندان پاكش مشرك هستند ؛ خليفه دوم نيز به خاطر توسل به عموي پيامبر 1400 سال پيش و در زمان خلافتش مشرك بوده است .


والسلام علي من اتبع الهدي


گروه پاسخ به شبهات

7 | سجاد محمدي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ اسفند ١٣٨٧ |
با سلام خدمت شما وتشكر از زحمات شما ان شاالله موفق وپيروز باشيد
8 | مهدي موسوي | , بحرین | ١٢:٠٠ - ٠٤ فروردين ١٣٨٨ |
شما که هر کي از اهل سنت آمد و ردي بر شبهات نوشت اونو وهابي ميخوانيد در حالي که توسل از نظر اهل سنت اصلا با صحبتهاي شما مطابقت ندارد و تهمتهايي ميزنيد که کذب محض است اهل سنت توسل مشروع و توسل ممنوع دارند همانهايي که شما آنها وهابي صدا ميکنيد هم بر اين عقيده اند و بايستي بگويم که مذهبي به نام مدهب وهابي روي زمين وجود ندارد و اين از ساخت جنابعليست که مسلمانان را به جان هم بياندازيد اگر جرآت داريد کتابي نام ببريد که وهابيان اونو کتاب مذهب الوهابيه ناميده اند

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
بهتر است به جاي نوشتن اين مطالب بي دليل و مدرك ، كمي به كتب برادران اهل سنت ، نگاه كرده و ببينيد كه آنها توسل را مانند شيعه جايز مي دانسته اند :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=87
اما در مورد مذهب وهابيت كه مي گوييد چنين مذهبي وجود ندارد ، آري وهابيون ادعا مي كنند كه ما سلفي هستيم و مذهب حنبلي داريم !!! و مي گويند چيزي به اسم وهابيت وجود ندارد !!! اما در واقع دروغ مي گويند ، چون خود كتاب در دفاع از وهابيت نوشته و سخنراني ها دارند ، از جمله الباني صريحا در جواب سوالي بر ضد وهابيت ، وهابي را عنواني مشتق از اسم وهاب (از اسامي خداوند متعال) معرفي مي كند و به دفاع از آن مي پردازد :
نوار شماره 291 از مجموعه سلسلة الهدى والنور ، با عنوان ( اقتران العلم بالسّيف ) كه مي توانيد آن را به راحتي از اينترنت به دست آوريد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
9 | مجاهد في سبيل الله | , ایران | ١٠:٢١ - ٠٧ خرداد ١٣٩٠ |
اللهم عجل لوليک الفرج ...
با توجه به تبليغات وسيع وگسترده فرقه منحرف بهائيت، بايد خيلي بيش از اينها کار کنيم و سطح آگاهي مردم (اعم از شيعه،سني وحتي وهابيون ) را در زمينه رفع شبهات و دلايل خروج وهابيت از اسلام و ارتباط وهابيت و شيطان پرستي و ... را بالا برد. معتقدم بايد با زمان حرکت کرد آ نچه را وهابيون وسيله تبليغ قرار مي دهند را عليه خودشان بکار ببريم مثلا وهابيت که براي ساليان متمادي مسلط بر حرمين شريفين هستند و در تبليغات گسترده‌اي عنوان مي‌كردند كه شيعيان قرآن را قبول ندارند. در حالي که هدف نهايي قرآن تدبر در آن و عمل به آن است. اما وهابي ها نقطه مقابل قران انند.اونها حتي تو ظاهر هم احترام به قران نميزارند مثلا"محمد العريفي" چهره سرشناس وهابيت تو تلوزيون قرآن کريم را مسخره کرده يا اينکه تو مسجد النبي روي زمين دراز کشيده و به اصطلاح لم داده و قرآن ميخونند ديگه نميگم چه فتواهايي که از قران در ميارند مثلا زدواح با محارم- و فتواي وضو با شراب و يا خواندن نماز رقاصه با بدن نيمه عريان و....
کافيست تو گوگل سرچ کنيد .
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English