2020 November 29 - يکشنبه 09 آذر 1399
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
کد مطلب: ٥٣٩٠ تاریخ انتشار: ١٦ فروردين ١٣٩١ تعداد بازدید: 6937
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير

جیش یمن دستاویزی برای تحریف واقعه غدیر
حبل المتين 91/01/16

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :  06 / 01 / 91 

مجري:

 قضيه به يمن رفتن اميرمؤمنان عليه السلام در تاريخ چند بار تكرار شده است . اين مطلب را براي بيننندگان عزيز بيان بفرماييد

استاد قزويني:

ما در جلسه گذشته هم اشاره كرديم كه آن چه كه براي ما ثابت شده ، اميرمومنان عليه السلام سه بار به يمن به دستور نبي اكرم مسافرت داشته اند . يك سفري داشتند براي دعوت مردم به اسلام كه قبل از او خالد رفته بود و بريده و اينها چهار ماه سپاه اسلام قفل شده بود و هيچكار انجام نداده بود بعد اميرمومنان به دستور نبي مكرم مي رود و فتوحات خيلي خوبي نصيب سپاه اسلام مي شود به ويژه قبيله همدان با عشق و علاقه مسلمان مي شوند همان قضيه

يا حار همدان من يمت يرني * من مؤمن أو منافق قبلا

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 18 ص 43

اي كه گفتي فمن يموت يرني *جان فداي كلام دل جويت

كاش روزي هزار مرتبه ميمردمي*تابديدمي رويت

مربوط به همين قضيه اول حضرت امير سلام الله عليه است و در اين سفر هم يك شكوائيه هايي توسط بريده و با تحريك خالد و ديگران صورت گرفته سفر دوم حضرت امير رفته براي امر قضاوت كه انشاء الله تفصيل آن را عرض خواهيم كرد. سفر سوم حضرت امير رفته براي جمع آوري ذكوات و بيت المال و از آنجا هم منتهي شده به حجة الوداع از آنجا آمدند به مكه و حضرت زهرا سلام الله عليها از مدينه همراه پيغمبر در مكه بودند كه بعد از قضيه پايان حجةالوداع در قضيه غدير خم داستان غدير به وجود آمد

مجري:

سفر يمن اول را براي بينندگان مطرح كنيد.

استاد قزويني:

شبهه وهابيون در سفر علي سلام الله عليه به يمن در اينجا بحث هايي مطرح است و ابن كثير دمشقي كه سال 774 از دنيا رفته يعني تقريبا 764 سال بعد از واقعه غدير و آمده ايشان شبهاتي را مطرح كرده. اميرالمومنين رفته بود يمن و آنجا كارهايي كرد و سپاه آمدند شكايت كردند و اين باعث شد كه پيغمبر اكرم قضيه

من كنت مولاه فعلي مولاه

را بگويد. آقايان مراجعه كنند به:

البدايه والنهايه جلد5 صفحه122

و آقاي دهلوي كه سركرده وهابيون است كتابي دارد به اسم تحفه اثني عشريه كه مملو از فحش و اهانت است و از اول تا آخر يك سطر حرف درست و حسابي در اين كتاب ديده نمي شود. ايشان هم صراحتا مي گويد:

وإن سبب هذه الخطبة - كما روي المؤرخون وأصحاب السير - يدل بصراحة علي أن الغرض إفادة محبة الأمير

حالا اين يدل بصراحة كدام روايت؟ اي كاش يكي از اين روايت ها را ايشان مي آوردند بعد ايشان ميگويد:

وذلك أن جماعة من الأصحاب الذين كانوا معه في اليمن

دسته اي از اصحاب كه در يمن با حضرت امير بودند مثل بريدة اسلمي و خالدبن وليد و از مشاهير اينها پيش پيامبر شكايت هايي را مطرح كردند كه بي مورد بود و جالب است كه مي گويد:

شكايات لا مورد لها

بعد پيغمبر اكرم ديد كه اين مطالب در ميان مردم منتشر شد وبعضي حتي نسبت به پيغمبر بدبين شدند دفاع پيغمبر از علي شايد به خاطر اين است كه حضرت علي پسر عموي پيغمبر است. بعد پيامبر اكرم آمد و گفت مردم من به شما علاقمندم

وليس الغرض الحماية عن أحد

يعني اين در حقيقت صحابه خود پيامبر را نستجير بالله متهم كرده بودند و سخن پيامبر براي آنان هيچ ارزشي نداشت تا آمد در غدير يه همچين حرفي زد و همچنين ازسايت سني نيوز ما براي شما مطرح كرديم و بعد آمديم براي شما اين قضايا را عرض كرديم طبق نظر آقاي زيني دهلان اين مسافرت سال 8هجرت بوده و اصلا ارتباطي به سال 10 هجرت و حجة الوداع نداشته و اونهايي كه گفته اند سال 10 بوده اينها دچار وهم و تخيلات شده اند. واين شكايت هم در مدينه صورت گرفته. اين آقاي دهلوي كه عبارتي از بريده و اينها مي آورد تمام اين قضايا را بزرگانشان مي گويند كه مربوط به مسجد پيغمبر و قبل از حركت حضرت امير براي مكه و دو سال قبل از قضيه غدير بوده است و همچنين نشانگر اين است كه صحابه عليه حضرت امير توطئه داشتند واين مسائل مطرح بوده و گفتند برو اين مطالب را به پيغمبر بگو تا علي بن ابيطالب از چشم پيامبر بيفتد چهار نفر از صحابه توطئه كردند بر ضد آقا امير المومنين سلام الله عليه. بعد نكته ديگر اينكه بريده مي گويد پيامبر غضبناك شد

فخرج مغضبا

از حجره اش در حال غضب خارج شد و فرمود

ما بال أقوام ينتقصون عليا ؟

اينها چه انگيزه اي دارند چه مرضي دارند كه از علي شكايت و تنقيص ميكنند.

من تنقص عليا فقد تنقصني

هركس از علي جدا شود از من جدا شده است.

الصواعق المحرقة في الرد علي أهل البدع والزندقة - أحمد بن حجر الهيتمي المكي - ص 173

اين قضايا كاملا مطرح است براي شما و جالب اينجاست كه اين روايات آنچه را كه آقايان وهابيون و اهل سنت بنا نهاده اند بر عدالت و سنت صحابه مثل سنت پيغمبر همه را به باد ميدهد. اينها آمدند از علي شكايت كردند و پيغمبر را به خشم آوردند و اذيت شدند ايشان . در سوره احزاب آيه 57 هم صراحت دارد:

ِانَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

و اين نشان مي دهد بر اينكه اين قضايا و همين شكايت موجب مي شود كه عدالت صحابه زير سوال برود و اضافه بر اينكه پيغمبر فرمود:

ومن فارق عليا فقد فارقني

بعد از رحلت پيغمبر كساني كه از علي جدا شدند در حقيقت از پيامبر جدا شدند.آنهايي كه در جنگ جمل و صفين در برابرعلي ايستادند در واقع در برابر پيامبر ايستادند. بعد ما گفتيم براي اينكه همين قضيه دلالت صريح دارد بر ولايت علي كه حضرت فرمود:

أنه وليكم من بعدي

ولي شما بعد از من هست يا

ولي كل مؤمن من بعدي

اگر واقعا مومن بودند پيغمبر مي گويد علي ولي همه مومنين بعد از من است.آقايان مراجعه كنند

مصنف ابن ابي شيبه جلد7 صفحه 500000

معجم الكبير طبراني جلد18 صفحه128

مستدرك حاكم نيشابوري جلد 3 صفحه 110

ميگويد :

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم

خوب اينها نشان ميدهد يا

من كنت وليه فعلي وليه

هركس من ولي او هستم علي هم ولي او هست. وما اينها را مفصل در جلسه گذشته مطرح كرديم و جالب اين است كه ما گفتيم كلمه ولي در لسان همه خلفا استعمال شده در خلافت و امامت. عمر مي گويد:

لما توفي رسول الله قال ابوبكر انا ولي رسول الله

ابوبكر مي گويد:

وليتكم و لست بخيركم

در مرضش و آخرين لحظه اي كه مي خواهد از دنيا برود مي گويد:

وليت عليكم عمر

عمر را ولي بر شما قرار دادم در آخرين لحظه اي كه ابوبكر دارد از دنيا مي رود عثمان وصيت نامه مي نويسد يك لحظه شدت مرض باعث شد كه ابوبكر غش كرد و بعد از اينكه از اين حالت بيرون آمد گفت كه عثمان چه كار كردي؟ اسم چه كسي را بعد از من خليفه نوشتي؟ عثمان گفت عمر بن خطاب را نوشتم بر گشت گفت:

اللهم وليته بغير أمر نبيك

الثقات - ابن حبان - ج 2 ص 193

بدون اينكه پيغمبر اكرم به من دستور بدهد من عمر را ولي امر مسلمانها كردم.

حالا آقايان بايد جواب بدهند. پيغمبراكرم در حالت احتضار مي گويد براي من قلم و كاغذ بياوريد:

اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي

إحقاق الحق ( الأصل ) - الشهيد نور الله التستري - ص 235

گفتند پيغمبر هذيان مي گويد، براي ابوبكر هم همين اتفاق افتاد، يعني به قدري خداي عالم حجتش را تمام كرده كه فرداي قيامت براي احدي عذري نباشد. پيغمبر اكرم كه قرآن مي گويد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

القرآن الكريم - كتاب الله تبارك وتعالي - ص 526 ( النجم 3-4 )

ميگه:

ان الرجل ليهجر

يا

قد غلبه الوجع حسبنا كتاب الله

همين اتفاق براي ابوبكر مي افتد اونجا هيچكس همچين حرفي نمي زند.

وليت عليكم عمر

عمر بعد از وفات ابوبكر مياد جلو و مي گويد: آي مردم ببينيد آقاي ابوبكر من را ولي و خليفه معين كرد، يك نفر هم نيامد اعتراض كند كه آقا ابوبكر همچين حقي نداشت پيغمبر خليفه معين نكرد. اين آقايان كه مي گويند پيغمبر اگر خليفه انتخاب مي كرد به شعور مردم جسارت مي كرد يعني مردم شما عقلتان نمي رسد شعور نداريد من بايد براي شما خليفه معين كنم؛ ولي وقتي ابوبكر مي آيد خليفه معين مي كند هيچكس حرفي نمي زند. پيغمبر به حالت بيماري غش هم كه نكرده مي گويندليهجر همين اتفاق براي ابوبكر افتاده ولي يك نفر نيامده بگويد كه

ان ابابكر كان يهجر غلبه الوجع

و امثال اين واز كلمه «وليت» هم استفاده مي كنند آقايان اينها قضايايي است كه خيلي در اينجا سخن زياد است و بنا شد كه به حول و قوه الهي بحث حديث ولايت را خواستيم مطرح كنيم اينها را آنجا مفصلا مطرح مي كنيم مثلا ابونعيم اصفهاني و ابن عساكر مي گويد:

كانت ولاية ابوبكر سنتين و اربعة اشهر

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 30 ص 452

مي گويند ولايت ابوبكر، نمي گويد خلافت ابوبكر،بيهقي ميگويد:

ولاية ابوبكر

ابن عربي داره:

ولاية ابوبكر

ابن تيميه:

ومن نازع في هذا فهو شبيه بمن نازع في ولاية أبي بكر وعمر وعثمان

منهاج السنة النبوية ج 4 ص 525

پس همه از كلمه ولي استفاده كردند و از كلمه خلافت استفاده نكردند و اگر واقعا در آن زمان كلمه ولي شايع بود و مستعمل بود در خلافت، خوب پيغمبر اكرم مي فرمايد:

من كنت وليه فعلي وليه

المعجم الكبير - الطبراني - ج 5 ص 166

علي ولي كل مومن بعدي

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 ص 198

ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 1 ص 410

أسد الغابة - ابن الأثير - ج 4 ص 27

سند هم كه گفتيم صحيح است آقايان مي گويند شرط صحيح مسلم را داره،خوب آقاياني كه دنبال اين قضايا هستند شنيدم جايزه هاي ميلياردي معين كردند حالا نميدانم اين ميلياردها پول را از كجا در آوردند.

مي گويند يك كسي براي خيريه آمده بود 100ميليون چك كشيده بود برده بودند بانك ديدند امضا نداره اومدند پيش صاحب چك كه آقا چك شما كه امضا ندارد، گفت: امكان نداره من امضا كنم من نمي خوام خودنمايي كنم نمي خوام ريا كنم اگر امضا كنم معلوم ميشه ريا كردم حالا آقايان براي اينكه ريا نشود، پول نمي خواهند بدهند چه هزار تومان باشد و چه هزار ميليارد تومان باشد، كرمشان زياده در اين حد.

امروز جلسه اي در محضر حضرت آية الله مكارم شيرازي بوديم گفتم واقعا ما از اول كه توانستيم تحقيق بكنيم بررسي داشتيم هم نسبت به اسلام و مسيحيت و يهوديت.

من واقعا در همان ورودم به حوزه اين شك براي من بود كه ما در يك خانواده شيعه بزرگ شديم پدر و مادرمان مسلمان بوده وما هم گفتيم اسلام حق است از كجا معلوم مسيحي حق نباشه يهودي حق نباشه خيلي من تلاش كردم خدا حفظ كند استاد عزيزمان را ِآية الله شوشتري خيلي به ما كمك كرد كتابهايي كه در رابطه با مسيحيت بود، مربوط به يهوديت بود را معرفي كردند و ما بررسي كرديم و با اسلام مقايسه كرديم ، و گفتيم براي ايشان مقايسه اسلام با يهود و نصاري مثل مقايسه طلا با خشت آجر است. من گفتم در ميان اسلام هم مذاهب مختلفي دارد از كجا بفهميم شيعه حق باشد؟

من 4سال تمام تلاشم اين بود كه ببينم مباني اهل سنت چيه؟

شافعي چه هديه اي آورده براي برادران شافعي كه امير المومنين وامام صادق براي شيعه ها نياورده؟

آقاي احمدبن حنبل چه كرده و چه شاخصه و امتيازي دارد كه امام صادق براي شيعه آن كار را انجام نداده؟

من در كتابخانه ام12000جلد كتاب از اهل سنت دارم، با خيلي از بزرگان اهل سنت هم بحث داشتيم نشستيم خيلي برام مهم بود كه ببينم آنها چي دارند و شايد آنها حق باشند ، چون ما يك دفعه به دنيا مي آييم و وقتي از دنيا مي رويم ديگر نمي توانيم برگرديم يك دفعه دم مرگ روشن بشه مذهب شافعي، مالكي يا حنفي حق است حنبلي حق است خوب ديگه ما نمي توانيم كاري كنيم ولي الان مي توانيم تحقيق كنيم.

من حدود 3 سال تمام كارم مقايسه مذهب شيعه با ديگر مذاهب بوده ومن يقين پيدا كردم همانطور كه روز روشن به وجود آفتاب يقين پيدا مي كنيم يقين داريم كه مذهب شيعه حق است آن هم با تحقيق من دارم عرض مي كنم، اين جوانان شيعه يك مقداري از اين حالت تقليدي يا به صورت پرسش يا سوال بيايند بيرون اوني كه ارزش دارد براي يك دين و مذهب آن است كه اون مذهب با پشتوانه علمي و تحقيقي باشد.

خدمت آية الله مكارم شيرازي گفتم آقا ما در اين 2سال اخير كه بحث هايي داشتيم وما حرفمان را مي زديم و اينها هم جواب مي دادند گفتم من اعتقاد و يقينم به مذهب شيعه صد برابر بيشتر شد يعني هر لحظه اي اين برنامه ها ادامه پيدا مي كند همانطور كه رسول اكرم عرضه مي دارد:

رب زدني علما

خدايا علم من را بالا ببر يا در رابطه با حضرت ابراهيم كه مي گويد خدايا اين مرده را زنده كن كه ميفرمايد:

وَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَي وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي

البقرة / 260

واقعا اين بحث هايي كه آقايان تو اين شبكه ها نشان دادند ما ديديم غير از حرف هاي بي اساس و بي پايه وجز مطالب خنده آور چيز ديگري نيست هر روز براي آقايان يه مشكلي ميشه باز خدا را شاكرند كه از اين بد تر نشده، رسوا مي شوند باز از رو نمي روند.

مي گويند يه كسي افتاده بود ته چاه زخم و زيلي شده بود همان جا افتاده بود به سجده كه الحمدلله اين چاه تهش سوراخ نبود حالا اين آقايان هر روز تو چاه مي افتند مي گويند الحمدلله اين چاه تهش سوراخ نبوده ، يعني واقعا خدا شاهده ما گفتيم براي مناظره آقايان نيامدند همين الان هم ما لحظه شماري مي كنيم چه با بنده چه با دوستان ما و چه با شاگردان دوستان ما اينكه بيايند با هم بنشينند بهترين راه بهترين روش كه واقعا روشن بشود كه آيا كدام مكتبي پشتوانه علمي دارد و مستند به قرآن و سنت است خوب من بيام اينجا داد بزنم كه مذهب شيعه حق است و هركس قبول نكند باطل است و همينطوري فحش بدم اينكه هنر نيست اين را اراذل و اوباش هم براي پيشبرد كارهاي خودشان تو كوچه و خيابان شعار مي دهند.

بهترين راه اين است مراجع ما هم بارها گفتند كه آقا، بزرگان اهل سنت و وهابيان و مفتي اعظم عربستان سعودي و رئيس الازهر بيايند با هم بنشينيم . الان الحمدلله عصر رسانه است و اين عصر رسانه هم در خانه همه مردم رفته حتي روستاهاي ما هم اين رسانه را دارند بيايند بنشينيم با هم صحبت كنيم مگر اينها نمي گويند كه ما حق هستيم خوب بيايند حقانيت خود را براي شيعيان ثابت كنند كه اين شيعه ها دسته دسته بروند وهابي شوند دسته دسته بروند سني شوند، آخه از اين بهتر؟ خوب چرا نمي آيند بگويند علتش چيه؟ ما چقدر خواهش كرديم تمنا كرديم هر شرطي آقايان گذاشتند ما گفتيم چشم ولي به هيچ وجهي زير بار نرفتند خوب همين نشان مي دهد كه حق چيه و حق كيه و برنامه چيه و اصلا نيازي به توضيح بيشتر نيست و ماهم بارها گفتيم آقا ما اصلا اهانتي به مقدسات و شخصيت هاي اهل سنت نمي كنيم و گناه نا بخشودني مي دانيم اگر از زبان بنده يا دوستان ما مطلبي حالا يا آگاهانه يا نا خود آگاه ما رسما مي گوييم ما پوزش مي طلبيم ما عذر مي خواهيم اگر مطلب تندي زده شود ما شهدالله، هدفمان اين نيست شايد آدم عصباني شود يك جمله اي بگويد همان لحظه انسان توجه به مضمون جمله نداشته باشد ولي بعد مي بيند شايد بوي اهانت بياد نه والله تالله بالله ما قصدمان اين نيست اصلا مكتب ما به ما اجازه نمي دهد مراجع ما به ما اجازه نمي دهد.

همين تقريبا نيم ساعت قبل اينكه بيايم اينجا حضرت مكارم تلفن كردند در رابطه با يك قضايايي، بازم ايشان توصيه مي كردند به دوستان بگوييد در اينجا با ادبياتي صحبت شود كه كه شايسته فرهنگ اهلبيت است صحبت ها و بيانات شما بيانگر ادبيات اهلبيت باشد و تلاش بشود از هرگونه عبارات تند پرهيز شود وما هم هدفمان اين است ولي اين آقايان هر روز يك بساطي در مي اورند يك توهين ها و جسارت هايي نسبت به مراجع شيعه آقايان ديگه ديدند در كارهاي علمي نمي توانند و ماهم وارد سياست نمي شويم الان 3،4 هفته است وارد سياست شدند فحش به شخصيت هاي جمهوري اسلامي به مراجع بابا آيت الله سيستاني يك پشه از دست ايشان نرنجيده مورچه اي زير پاي اين مرد بزرگوار نشده.

يكي از شخصيت هاي بزرگ و برجسته خود عربستان سعودي برگشته گفته شايسته است مفتي اعظم عربستان سعودي و رئيس دانشگاه الأزهر بروند دست آيت االه سيستاني را ببوسند اگر آيت الله سيستاني جلوي شيعه را نگرفته بود جويي از خون در عراق راه مي افتاد.

مگر شيعه ها عاجزند بروند يك ماشين پر از مواد منفجره جلوي مسجد اهل سنت منفجر كنند و100تا سني را بكشند ولي آيت الله سيستاني جلوي آنها را گرفت حالا يك آدم هتاك يك آدم نتراشيده و نخراشيده مياد شروع ميكنه جسارت كردن والله نميدونم چيه ، من الحق والانصاف ايشان آمده 200ميليارد از آمريكا رشوه گرفته بابا اين پول ها براي شما ارزش دارد براي اربابهاي شما ارزش دارد براي مراجع ما ارزش ندارد

بنده خوم حدود 3،4سال قبل كه به عتبات عاليات مشرف شدم رفتم خدمت آيت الله سيستاني و اصلا زندگي ساده اي كه من ديدم موكت هايي كه در خانه اش پهن است رئيس جمهور بياد روي همان موكت و فرش ها مي نشيند شخصيت ها مي آيند آنجا مي نشينند وبايد بگويم شايد قيمت عبا و قباي بنده 3 برابر قيمت عبا و قباي ايشان بود

آيت الله سيستاني اينقدر ساده اند واصلا دنبال اين قضايا نيستند. بيايند زندگي مراجع ما در قم را ببينند ما انشاالله به دوستان تدوين مان توصيه مي كنيم از مراجع بزرگ شيعه كه در قيد حيات هستند از زندگي اينها يك فيلم هايي تهيه كنند به نمايش بگذارند اين بزرگان ما مثل آيت الله مكارم شيرازي ماهي 7يا8 ميليارد شهريه مي دهند ايشان طلبه هاي قم طلبه هاي ديگر استان ها به نجف اشرف براي طلاب و علماي نجف شهريه مي فرستد براي پاكستان ، افغانستان هندوستان مرتب دارند شهريه مي دهند زندگي ايشان والله تالله بنده با ايشان شايد تقريبا از سال 47 ،48 آشنا هستم زندگي اين بزرگوار الان كه به عنوان يك مرجع است و هرماهي 6 ،7 ميليارد شهريه مي دهند با 20 سال قبل كه به عنوان يك استاد حوزه بودند هيچ تفاوتي نكرده وديگر مراجع ما اين شكلي هستند .

آقا ميگه آيت الله سيستاني دستش رسيده به دلار آمريكا نجس شده جناب آقاي حيدري اگه واقعا مي خواي دست نجس را بشناسي اولوالامر حضرت مستطاب عالي هست آقاي ملك عبدالله كه وقتي رفت عربستان سعودي دستش گيلاس شراب را گرفت و مي زد به گيلاس شراب رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير اسرائيل غاصب ، اگه مي خواهيد واقعا دست نجس كه قرآن مي فرمايد :

إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ

المائدة /90

اونجا ببينيد كه دست اين آقا نجس شده يا نشده ديگه ما را وادار نكنيد بيايم به خط قرمز هاي شما، ما بنا نداريم به اين قضايا وارد شويم؛ ولي شماها ما را وارد مي كنيد اين را من چندي قبل هم به دست اندر كاران دولت عربستان سعودي عرض كردم كه جلوي اين ياوه سرايي هاي اين شبكه ها را بگيرند ما شبكه مان نه سياسي است و نه وارد سياست مي شويم ؛ ولي اينها اگر سياست شيعه و مذهب شيعه و شخصيت هاي شيعه را زير سوال ببرند ما خط قرمزي براي اينها نمي گذاريم بماند، ما فيلم هايي مستندي از شخصيت هاي وهابي پخش مي كنيم كه اينها تا ابد از شرمندگي نتوانند سر بلند كنند.

البته اين آقايان ماشاالله به سنگ پاي قزوين گفته اند زكي، تو چاه هم ميفتند مي گويند الحمدلله اين چاه سوراخ نبوده تهش ؛ ولي اگر چنانچه وارد سياست شدند ما در حوزه سياست پاسخ مي دهيم پاسخ كوبنده مستند هم مي دهيم اينها اگر برمي دارند مثل اون روباهي كه گفتند شاهده كيه گفت دمم ، به قولي وزير جنگ آمريكا شده براي اينها مستند به قول واسطه و سند شده؛ يعني خيلي جالبه يعني اينها الحق والانصاف خودشان را هر روز دارند رسواتر مي كنند بر اينكه اين قضاياي كه مطرح مي كنند.

بله وزير دفاع آمريكا همچين حرفي زده و فلان سلفي همچين حرفي زده فلان صهيونيست همچين حرفي زده يعني مشخص شد آبروي خودتان را به دست خودتان داريد از بين مي بريد و خود را رسوا مي كنيد و اين قضايا براي 2002ـ2003 بود تازه آقا مثل اينكه كشفيات جديدي كرده مياد يك سري مطالبي را نمي دانم والله اين قضايا چي هست ما خيلي نمي خوايم وارد شويم؛ ولي به اين آقايان مي گوييم اگر واقعا بخواهند مقدسات شيعه را به اين شكل مورد هجمه قرار بدهند، ما ديگه سياسي كه هيچي بلكه بالاتر از سياست هم وارد ميشيم و مستند هم وارد ميشويم همان طور كه تا بحال اينها را رسوا كرديم از گذشته اينها را رسوا تر مي كنيم.

مجري:

آيا در سفر دوم هم كه حضرت امير براي قضاوت رفتند شكايتي از ايشان داشتيم يا نه؟

استاد قزويني:

نه آنچه كه مطرح است آقايان مي توانند مراجعه كنند به:

مسند احمدبن حنبل جلد اول صفحه 111

كه خود محققش هم احمد محمد شاكر مي گويد سندش صحيح است يعني مي گويد:

اسناده صحيح

آنجا مي توانند مراجعه كنند كه امير المومنين مي گويد من را داريد مي فرستيد به يمن من سن پاييني دارم شايد در قضاوت با مشكلي مواجه شوم و به مشكلي بر بخورم بعد مي گويد كه :

فوضع يده علي صدري

پيغمبر دست مباركشان را روي سينه من گذاشت وفرمود:

اللهم ثبت لسانه واهد قلبه يا علي إذا جلس إليك الخصمان...

خدايا زبان علي را ثابت بدار و قلبش را به هدايت راهنمايي كن

ميگه خلاصه بعد از اين حضرت فرمودند:

فما اختلف علي قضاء بعد أو ما أشكل علي قضاء بعد

مسند أحمد ، الإمام أحمد بن حنبل، ج1، ص111

بعد از آن ديگر هيچ امر قضاوتي بر من دشوار نبود و در اين مسائلش هم كه بين سال 8 ـ 10 بوده ظاهرا حضرت رفته براي قضاوت و برگشته و مرتبه سوم كه براي جمع آوري ذكوات رفته هيچ شكايتي ما نتوانستيم پيدا كنيم حتي گلايه اي هم از حضرت امير نبوده.

مجري:

حاج آقا بريم رو بحث سفر سوم كه اصل مباحث ما بيشتر بر روي آن است ، شكوائيه اي كه اونجا مطرح مي شود و منتهي شده به حجة الوداع اين را هم لطفا توضيح بدهيد.

استاد قزويني:

در رابطه با سفر سوم كه حضرت رفته عزيزان دارند دقت مي كنند كه عبارت هايي كه ابن هشام دارد در سيره شان ، طبري دارد در تاريخشان خلاصه همين عباراتي است كه آقايان مطرح مي كنند چون آقايان بي سواد هستند و خبر ندارند وقضيه «حلة من البز» را با قضيه كنيز قاطي مي كنند و حال آنكه اين قضيه جدا است و آن قضيه هم جداست. اون قضيه براي 8 هجري است و شكايت ها هم در مدينه بوده تمام شد، اين قضيه هم كه طبري و بقيه دارند كه حضرت امير رفته بود يمن براي جمع آوري ذكوات و پيغمبر نامه نوشت كه سريع بيايد به مكه حضرت آمد و يكي از يارانش را نماينده خود كرد و اينها آمدند « حلة من البز الذي كان مع علي رضي الله» يك سري لباسهاي نو و گران قيمتي بوده اينها را سپاه پوشيدند و بعضي از شترهايي كه مال بيت المال بود اينها را هم سوار شدند اميرالمؤمنين بعد از اينكه آمدند به مكه كه در صحاح سته هم هست كه با حضرت زهرا هم ديدار كرد و ديد حضرت زهرا لباس رنگي پوشيده و سورمه كشيده تعجب كرد خوب ما معمولا قبل از اين سفر هر كسي مي آمد محرم بود مي ماند تا روز هشتم يوم الترويه برود عرفات و مني و بعد بياد از احرام بيرون حضرت فرمود: زهرا جان چطور شد گفت بابام اينطور دستور داده كه ما از احرام بيايم بيرون و تمام محرمات احرام هم بر ما حلال است حضرت مثل ديگران كه محرم شده بودند در جيرانه آمدند طواف كردند سعي كردند تقصير كردند آمدند بيرون پيامبر به حضرت علي فرمود: كه علي جان برو به سپاهي كه داره مياد سركشي كن ببين تا كجا آمدند حضرت آمد تا به استقبال اين سپاه ديد كه لباس هاي بيت المال تن اصحاب است و سوار بر شتران بيت المال نيز شده اند حضرت امير ناراحت شد و فرمود اين لباسها را از تن خود بكنيد و اينها بيت المال است و پيغمبر بايد تكليف اينها را روشن كند . اين آقايان مراجعه كنند

سيره ابن هشام جلد 4 صفحه1021

تاريخ طبري جلد2 صفحه 401

بر مبناي مكتبه اهلبيت.

احمدبن حنبل هم همين قضايا را مطرح مي كند بعد جالب اينجاست كه اين آقايان آمدند از كاه كوه ساختند آمدند اين مطالبي كه مربوط به قضيه پوشيدن لباس هاي نو بدون اذن پيامبر و بدون اذن امير المومنين كه از بيت المال استفاده كرده بودند و اين باعث شد كه يك سري رنجش پيدا كنند در اينجا شكايت شده؛ ولي شكايت كجا بوده شكايت در مكه بوده عزيزان نگاه كنند اين ديگه منابع اهل سنت است گرچه آقايان وهابي ها نه سواد را دارند نه فرصتش را چون كسي كه روزي 6 يا7 ساعت برنامه زنده داشته باشد اصلا فرصت نمي كند برود ايت تحقيقات را ببيند خوب شما ببينيد عبارتي كه تاريخ طبري و سيره ابن هشام دارد بعد از آن قضايايي كه نقل مي كند كه وقتي سپاه رسيدند به مكه آمدند

اشتكي الناس عليا رضوان الله عليه

در مكه كه رسيدند به مجردي كه وارد مكه شدند از علي شكايت كردند

فقام رسول الله صلي الله عليه وسلم فينا خطيبا

پيغمبر اكرم در مكه ايستاد خطبه خواند بعد راوي مي گويد:

فسمعته يقول :أيها الناس ، لا تشكوا عليا

كسي حق شكايت ازعلي ندارد

فوالله إنه لأخشن في ذات الله ، أو في سبيل الله ، من أن يشكي .

علي بن ابيطالب در مسائل ديني سخت گير است و فراتر از آن است كه كسي بخواهد از او شكايت كند.

سيره ابن هشام جلد 4 صفحه1021

تاريخ طبري جلد2 صفحه 401

ابوسعيد خدري هم مي گويد كه در مدينه شكايت كرده اند. نگفته كه در مكه بوده است حالا بعدا خدمتتان مفصلا عرض مي كنم اين قضايا را، آمدند به خاطر اين سخت گيري هايي كه از حضرت امير ديده بودند پيش پيغمبر اكرم گلايه كردند و پيغمبر هم آنان را مذمت كرد كه شما همچين حقي نداريد خوب ما از اين آقايان سوال مي كنيم كه وقتي آمدند شكايت كردند پيغمبر فرمود لا تشكوا عليا خوب اين آقايان مي گويند پيامبر آمدند در غدير و ديدند هنوز هم از علي شكايت ها هست خوب طبق آيه36 سوره احزاب كه مي فرمايد:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا

الأحزاب/ 36.

پيامبر گفت كسي حق اعتراض ندارد پيغمبر در مكه آمد و گفت كسي حق شكايت ندارد اينها به چه مجوزي آمدند در غدير خم به فرضي كه اتفاق افتاده باشد آمدند از علي دوباره شكايت كردند و اين اشكال به صحابه است كه تابع پيغمبر نبودند و مخالفت با آيه 36 سوره احزاب كردند.

حضرات خوب اينها كاملا واضح و روشن است كه اين شكلي است و مسأله ديگري كه اينجا مطرح است اينكه ببينيد عزيزان گرچه ما مي دانيم اين آقايان كارشناس ها گوش بدهكاري ندارند حالا چكار كنيم ديگه ما هم گرفتاريم همانطور كه هابيل گرفتار قابيل بوده موسي گرفتار فرعون بوده و هر كسي در هر عصري گرفتار كسي بوده ما هم گرفتار اين آقايان هستيم خدا را هم شاكريم، اما واقعا درد آدم اينجاست كه طرف حرف نفهمه؛ ولي اگر خوب بفهمه حرف آدم را انسان زجر نمي كشد و اذيت نمي شه.

علامه حلي وقتي منهاج السنه ابن تيميه را ديد گفت اگر مي دانستم حرف من را مي فهمد جوابش را مي دادم. ما واقعا در طول اين 7 ، 8 ماه اخير واقعا بر ما ثابت شد همان حرفي كه ذهبي مي نويسد به ابن تيميه و پيروانش را معرفي مي كند يعني واقعا ذهبي خوب شناخته اينها را عالي شناخته، آدم شناسي و وهابي شناسيش خوب بوده خوب شما ببينيد اين روايت را:

أيها الناس ، لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله ، أو في سبيل الله ، من أن يشكي

بعد از اينكه صحابه شكايت كردند پيامبر هم خطبه خواند و فرمود مردم كسي حق شكايت از علي ندارد چون علي تمام كارهايش بر حق است

مضي رسول الله صلي الله عليه وسلم علي حجه

پيامبر شروع كرد به سمت عرفات حركت كردن

فأري الناس مناسكهم

به مردم مناسك حج را نشان داد

وأعلمهم سنن حجهم

سنت هاي حج را به مردم آموزش داد

سيره ابن هشام جلد 4 صفحه1021

تاريخ طبري جلد2 صفحه 401

خوب آقا بفرماييد چرا اينها را يك دفعه به مردم نشان نمي دهيد؟

اين مردمي كه بيننده شما هستند چه گناهي دارند فرداي قيامت همين بيننده ها يقه شما را بگيرند كه چرا خيانت كرديد؟ آيا اين كتمان حق هست يا نه؟ آيا اين برنامه خيانت در گزارش تاريخ كه واقعا به حق دارند به آن عمل مي كنند و نمايش مي دهند. خوب اينها را چرابراي مردم نمي گوييد؟ چرا نمي گوييد اين شكايت براي مكه بوده بعد از شكايت هم پيغمبر اين چنين فرموده و مردم هم رفتند حج و پيغمبر مراسم حج را به مردم نشان داده. آقايان پيامبردر عرفه خطبه خوانده در مني خطبه خوانده كنار مسجد خيف خوانده يعني 3، 4 تا خطبه خوانده است در مكه بعد از اين قضايا و اين در صحاح آقايان ثبت شده در صحيح بخاري صحيح مسلم مسند احمد اگر واقعا اين شكايت ها بوده چرا آنجا مطرح نكرده؟ همه بودند در آنجا و جالب اين است كه عزيزان دقت بكنند كه اگر چنانچه اين شكايت:

لو كانت الشكوي موجبة لحديث الغدير فلا بد من الاشارة لها اما من قبل رسول الله كما اشار في خطبته بمكة

و اگر واقعا اين شكايت مردم بود كه باعث حديث غدير شده خوب پيغمبر بايد يك اشاره اي بكند همان طور كه در مكه مردم شكايت كردند

قام فينا خطيبا وقال لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله

چرا در خطبه غدير يك روايت ما گفتيم ضعيف بياورند يك روايت مرسل كه پيغمبر در غدير خم يك اشاره اي به قضيه شكايت سپاه يمن داشته ما بودجه هاي ميلياردي نداريم جايزه بدهيم

شهريه اي كه الان در حوزه علميه به ما مي دهند با همه دبدبه و كبكبه اي كه ما داريم ماهي 600 هزار تومان بيشتر نمي شود الا اينكه عيد غديري يا ماه رمضاني بياد و 50هزار يا100هزار بيشتر شود بنده در طول اين مدت كل شهريه ام به 800 هزار تومان نرسيده اين حسابهاي ما مشخصه، دفاتر آقايان مراجع هم مشخص است چيزي هم نيست كه بخواهيم دروغ بگوييم ما ديگه سطح 4 هستيم و با حق استادي كه تقريبا يكسال و نيم است به ما مي دهند و گفتيم كه هركس يك روايت بياورد نصف حقوقم را بهشون مي دهم و مي دهيم مثل اون آقا چك بدون امضا نمي دهيم كه بگويند ريا نشود. رسما يك روايت بياورند از پيامبر در غدير خم كه اونجا شروع كرد كه:

ايها الناس الست اولي بكم من انفسكم لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله

آي مردم از علي شما نبايد كدورت داشته باشيد در قلبتان علي آدم خوبيه، يك اشاره اي كرده باشد، يا نه پيغمبر اكرم هم اشاره نكرد بيايند بگويند پيامبر بعد از اينكه گفت آي مردم علي آدم خوبيه از علي شكايت نكنيد صحابه يك نفر بلند شود بگويد يا رسول الله چشم ما ديگه از علي شكايت نمي كنيم ديگه محبت علي را در دلمان قرار ميدهيم ديگه از علي رنجشي نخواهيم داشت يك روايت بياورند و بگويند كه اشاره كرده باشد يكي از صحابه كه ما ديگه از علي شكايت نمي كنيم همانطور كه در رابطه با عمرو بن شاس و غيره هست كه:

فلما قدمت أظهرت شكايته في المسجد

ميگه من وقتي آمدم مسجد عمروبن شاس و ابو سعيد خدري بعد از قضيه غدير خم آمدند مدينه اونجا شروع كردند از اميرالمومنين شكايت كردن و داستان مفصل است، ميگه از علي شكايت كرديم پيش پيغمبر پيامبر هم اين چنين فرمود ما هم بلند شديم عذر خواهي كرديم وگفتيم ديگه بعد از اين از علي بن ابيطالب شكايت نمي كنيم ، خوب مشابه اين را بياورند نشان دهند كه آقا در غدير خم هم همچين اتفاقي افتاده باشد.

اين عبارت كه از خود بنده است در جواب قفاري كه اگر شكايت موجب حديث غدير بود واجب بود بر صحابه بعد از خطبه پيامبر رضايت خود را از علي اعلام كنند و ندامتشان را از شكايت خود اعلام كنند همانطور كه در شكايت بريدة و ابوسعيد خدري آمده:

أعوذ بالله أن أوذيك يا رسول الله

بعد از اينكه از علي شكايت كردند پيغمبر در مسجد فرمود: از علي شكايت نكن علي حق بالاتر از يك كنيز دارد

علي وليكم بعدي

عمروبن شاس گفت:

اعوذبالله ان اوذيك يا رسول الله

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 3 ص 483

اگر واقعا شكايت ها، نگراني ها كدورت ها باشد و خطبه غدير به وجود آمده باشد از اين 110هزار نفر يك نفر بلند مي شد و مي گفت: يا رسول الله چشم ما ديگر بعد از از علي كدورتي در قلبمان نمي گذاريم باشد در حالي كه عكس قضيه هست كه:

بخ بخ لك ياعلي اصبحت ولي كل مومن

كه اين در:

كتاب البدايه والنهايه جلد7 صفحه 350

بارها ما گفتيم و بينندگان ما هم اين آدرس ها را حفظ هستند يا نه در رابطه با ابو سعيد خدري وقتي مياد از علي شكايت مي كند پيغمبر مي گويد از اين حرف ها نزن بس كن ابوسعيد خدري پسر شهيد چرا داري از علي شكايت مي كني؟ علي ولي مومنين بعد از من است بعد ابوسعيد خدري مي گويد:

والله لا اذكره بسو ابدا سرا ولا علانية

البداية والنهاية - ابن كثير - ج 5 ص 122

دلائل النبو ة بيهقي جلد5 صفحه397

ديگه من از علي نه در پنهان و نه آشكارا از علي بد گويي نمي كنم دلائل النبوة بيهقي كه ابن تيميه مي گويد از كتاب هايي است كه متقن و صحيح است جلد 5 صفحه397 ،آيا در غدير خم داريد بعد از خطبه غدير يك نفر بلند شود بگويد:

والله لا اذكره بسوء

يا نه بگويد:

والله قد خرج كدورت علي او بغض علي

يك نفر بيايد اين مطالب را مطرح كند؟ ولي به هيچ وجهي اين مطالب وجود ندارد يك روايت ضعيف هم ندارند. نكته مهمتر از اين ، آقا چرا پيامبر در مكه نگفت؟ چرا در مني نگفت؟ چرا در عرفات نگفت؟ خوب پيغمبر اكرم تابع وحي است:

اتبع ما اوحي اليك

خود پيغمبر هم دارد كه:

ان اتبع الا ما اوحي الي

من تابع وحي هستم خوب آقا بفرماييد آقاي ابوحاتم با سند صحيح از عطيه عوفي از ابو سعيد خدري نقل مي كند و مي گويد:

نزلت هذه الآية: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك في علي بن ابيطالب

روز18 ذي الحجه اين وارد شد حالا ما انشاالله در بحث ولايت علي در قرآن مفصل مطرح مي كنيم كه بعد از آيه

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

پيغمبر اكرم دست علي را گرفت به مردم معرفي كرد اين را همه آقايان دارند خوب بفرماييد آلوسي آورده آقا مراجعه كنيد آلوسي بعد از روايت نقد كرده مناقشه كرده اعتراض كرده ميگه ابن مردويه از عبدالله بن مسعود آورده:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم

ما در زمان پيامبر آيه 67 سوره مائده را اين طوري مي خوانديم:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ ان عليا ولي المومنين

پيغمبر به مردم ابلاغ كن علي ولي مومنين است

وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

اگر ولايت علي را معرفي نكني رسالت را انجام ندادي

روح المعاني جلد 6 صفحه 193

يك نگاه كنيد ببينيد هست يا نيست شايد ما دروغ مي گوييم و اگر راست مي گوييم خوب روز18 ذي الحجة اين آيه نازل شده اگر روز 17 هم نازل مي شد همان روز علي را معرفي مي كرد 16 ذي الحجة بود معرفي مي كرد يا 10 ذي الحجة پيغمبر تابع وحي است اين فضولي ها نيامده به كسي كه چرا در اونجا نبوده در اينجا نبوده و اضافه پيغمبر اكرم بارها گفته كه فتنه ها همه براي مدينه است تمام شهرهاي اسلامي نگاه مي كنند به صحابه در مدينه مكان اجتماع انصار و مهاجرين مدينه است كسي براي سخنان صحابه در مكه و در يمن يا در جاهاي ديگر تره خرد نمي كردند و لذا پيامبر اكرم اين قضايا را براي كساني كه مال مدينه هستند دارد معرفي ميكند و اين مسائل هم در مدينه بناست اتفاق بيفتد مركز حكومت اونجاست.

آقا چرا در اونجا نگفت يمني ها رفته بودند مكه اي ها مانده بودند حالا بعضي ها مي گويند شامي ها هم رفته بودند بابا شام كه در زمان خلافت ابوبكر فتح شد اون زمان اصلا مسلماني در شام نبود تا اينكه آمده باشند براي مراسم حج و قبل از غدير راهشان جدا شده بابا راه شام از خود مدينه جدا مي شود نه از وسط راه . خوب اين قضايا كاملا روشن و واضحه و جالب اين است كه آقايان اين مسائل را كه ملاحظه مي كنند در همين قضايا.

آقاي قاضي عبد الجبار معتزلي در كتابي كه نوشته عليه شيعه در:

المغني في الامامة جلد 20 قسمت اول صفحه 154

ميگه اگر بنا باشد حديث غدير صحيح باشد ، صحيح هست كه هيچ، متواتر هم هست اگر بنا باشد دلالت بر ولايت ديني علي دارد واين دلالت كردن منافاتي با شكوائيه جيش يمن ندارد ولو اينكه حديث غدير باعثش شكايت يمن بوده و آمدند از علي شكايت كردند پيغمبر اكرم فرمود : آي مردم

الست اولي بكم؟ قالو بلي

وجالب است اينكه پيغمبر نگفت:

الست رسولكم، الست نبيكم

بلكه ميگويند:

الست اولي بكم من انفسكم

ولايت من بر شما از شما قوي تر نيست؟ خوب چرا اين را براي مردم توضيح نمي دهيد؟ آنچه پيغمبر گفته اين همه مقاماتي كه پيامبر داشته و مي آيد روي ولايت تامه اش پيغمبر اكرم دست مي گذارد. آيا ولايت من بر شما بالاتر از ولايت خود شما بر شما نيست؟

قالو بلي

بعد مي گويد:

من كنت مولاه فعلي مولاه

وانشا الله در رابطه دلالت حديث غدير عبارت هاي مختلفي دارد:

من كنت وليه فعلي وليه

خوب اينها را چرا براي مردم نمي گوييد؟ اينها گفتني نيست؟

من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

البداية والنهاية جلد5 صفحه211

المستدرك علي الصحيحين جلد3 صفحه613

به هر تعبيري بگوييد پيغمبر اكرم در حديث غدير در اين يكي دو ساعتي كه براي مردم صحبت كرده بيان كرده با سند هاي صحيح. ما انشاالله در بحث دلالت حديث غدير بر امامت حضرت علي سلام الله عليه مفصل در يك جلسه اي در خدمت بينندگان عزيز خواهيم بود.

مجري:

خيلي جالبه اينجا براي من كه ميگويد :

فقام فينا خطيبا

ولي در اينجا فقط يك جمله آمده و يك سطر بيشتر نيست. بقيه خطبه كجا رفته نمي دانيم. و در اينجا از حضرت شكايت كردند و حضرت هم فرموده كه از علي شكايت نكنيد. و5 خطبه ديگر كه در كتب اهل سنت است كه بعد از اين خطبه در مكه توسط حضرت رسول گفته شده و بحثي از اين شكايت نبوده و مطرح نشده اتفاقا مباحث خيلي اخلاقي و اجتماعي را حضرت فرمودند مضاف بر اينكه حاج آقا هم نشان دادند اون حديث را كه 18 ذي الحجه اون آيه نازل شد اگر واقعا اين امر رسالت همان شكايت امير المومنين است شما خيلي بالاتر از ما شيعه شدن را قبول داريد متاسفانه بعضي از دوستان چشمانشان را بسته اند و نمي خواهند ببينند ما اين مطالب را مطرح كرديم

ِانْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ

الشوري/ 48.

است قضاوت هم به عهده شما عزيزان است مطالعه كنيد كه آيا واقعا اين شكوائيه بعد از700سال توسط ابن كثير و امثال او مطرح شد آيا واقعا به جا است يا نه قضاوت انشاالله با خودتان.

بيننده : مسعود از قم

پيشنهاد ميكنم كه برنامه هاي توحيدي مثل همين برنامه هويت كه اخيرا قسمت هايي از صحبت هاي آقاي ابوالقاسمي رو پخش فرموديد ادامه دهيد آيا صلاح نمي دانند مسئولين شبكه كه اين برنامه ها را به صورت 10الي 15 دقيقه ادامه دهند و در اين حد به نظرم مفيد باشد.

يك نكته هم از برنامه شما خطاب به آقاي هاشمي عرض مي كنم راجع به اين گزارشي كه از غدير داشتند واقعا آقاي هاشمي، گفت:

خود بويي و خود خندي عجب مرد هنرمندي

اين جور براي خودتون سوت كشيدن و نوشابه باز كردن و ما پيروز شديم تصور نمي كنيد كه خردمندان را واقعا متنفر تر مي كنه از اين شيوه؟ خوب چي رو ثابت كردي خوب غدير يعني بركه آب و در آنجا توقف داشتند حضرت رسول و اين مطلب را اعلام كردند خوب چه چيزي در اين گزارش مستقيم اثبات شد؟ جنگل خرمي بود آبشار نيا گارا بود خوب چي بود مگر؟ اين طور براي خودتون هورا كشيدن و سوت زدن واقعا نفرت آوره.

نكته ديگر هم اينكه حاج آقاي قزويني تصور نمي فرماييد اين همه پرداختن به وهابيت نوعي ارزش بيش از حد دادن به اين فرقه باشد؟ ما از جوانب ديگري هم شيعه را مورد هجوم ميبينيم ، افرادي كه نظرياتي دارند در باب قرآن در باب تشيع در باب كل اسلام معاند هستند دشمني مي كنند به شدت هم فعال هستند تصور نمي كنيد برنامه اي هم براي پاسخ گويي به اين ها شبكه شما اگر بگذارد بد نيست؟

استاد قزويني:

ما خوب در اين شبكه فقط به بحث وهابيت نمي پردازيم شبهات قرآني رابرادرمان آقاي دكتر رضايي اصفهاني مطرح مي كنند و به آن مي پردازد. شبهات اعتقادي را و غيره وحتي مسيحيت را جناب آقاي محمدي مي پردازد و همچنين در رابطه با شبهاتي درباره تربيت را خواهران ما از اساتيد مي پردازند ولي چون الان وهابيت دشمن شاخص است و دارند با انتحار و وحشي گري كه واقعا كارهاي وهابي ها الحق و الانصاف دست سپاه هيتلر را كه از وحشي ترين لشگرهاي تاريخ است را از پشت بسته اند. من واقعا تا بحال در تاريخ نديدم كه اينها به اين شكل دست به انتحار بزنند، دست و پا قطع كنند، سر ببرند، بچه 10يا 12 ساله را ببرند براي آموزش سر بريدن شيعه ها. حالا اين قضايا كه فرموديد دارند نوشابه باز ميكنند وغيره خوب حق بدهيد به آقايان.

ميگويند يه شخصي ادعا كرد من سوار كار خوبي هستم و بسيار ماهر هستم، يك اسبي آوردند و ايشان هم رفت عقب و يك جفتكي زد تا برود و بالاي اسب سوار شود كه محكم به زمين خورد و سر و صورتش زخمي شد برگشت به رفيقش گفت:خوب آقا از اين وضعي كه من داشتم خوشت آمد؟ خوب خيزش برداشتم؟ خوب نمايش دادم؟ آيا از پرشم بيشتر خوشت آمد يا از دورخيزم؟ رفيقش گفت والله از هيچكدام ، از اعتماد به نفست خوشم آمد. حالا اينها اين همه شكست مي خورند اين همه مفتضح مي شوند ميخواي اين اعتماد به نفس را هم نداشته باشند؟

بيننده: زبيدي از اهواز(اهل سنت)

آقاي قزويني الان يك حديث بر روي مانيتور خود نشان داديد كه آيه اي بوده است كه علي مولاي همه مومنين مي باشد خواستم بگم اين طور كه شما گفتيد يعني اينكه زمان رسول خدا اسم امام علي در قرآن بوده و منظورتون اين است كه خلفاي راشدين كه ابوبكر و عمر و عثمان هستند اينها علي را از ولي مومنين بودن برداشتند؟ ماجواب مي دهيم كه اگر ما حذف كرديم يعني كه قرآن محرف است اگر مي خواهيد بگوييد كه قرآن محرف است طبق فرموده خداوند محرف نيست:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

الحجر/ 9.

اصلا جايز نيست كسي بگويد كه قرآن محرف شده است و اون هم جهنمي ما حسابش مي كنيم و اينكه آيه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

كه مي گوييد براي حضرت علي نازل شده با آيه :

اليوم اكملت لكم دينكم......

سه سال اختلاف دارد. وهيچ نسبتي براي حضرت علي نداشت اين آيه.

مجري:

آيا سه سال اختلاف بين اين دو آيه بوده؟ و اينكه اين سه سال اختلاف را از كجا مي گوييد؟

بيننده:

در كتاب هاي خود ما است كه 3 سال اختلاف است و اينكه آقاي قزويني مي گويد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ان علي ولي المومنين

اين در كجاست؟ شما مي خواهيد بگوييد كه قرآن محرف است.

استاد قزويني:

روح المعاني براي آقاي آلوسي است جلد6 صفحه193 بفرماييد در رابطه با اينكه:

وأخرج الجلال السيوطي في " الدر المنثور " عن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر راوين عن أبي سعيد الخدري قال : نزلت هذه الآية علي رسول الله صلي الله عليه وسلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب كرم الله تعالي وجهه ، وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال : كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم * ( يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ) * إن علياً ولي المؤمنين * ( وإن لم تفعل فما بلغت رسالته )

تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 6 ص 193

خوب بفرماييد اين روايتي را كه آقاي آلوسي مي آورد آيا دارد كه روايت جعلي است؟يا اينكه ضعيف است؟يا روايت موضوع است؟ من نقل قول كردم از آقاي آلوسي عزيز من

بيننده:

آقاي قزويني مي خواهيد بگوييد كه قرآن محرف شده است كه (علي ولي مومنين) را نياوردند داخل قرآن و مي خواهيد بگوييد كه در اين عصر و زمان قرآن محرف است.

استاد قزويني:

به ما چه ربطي دارد آقاي آلوسي بايد جواب بدهد؟ ما بايد جواب دهيم يا آلوسي كه اين را نقل كرده؟

بيننده:

اين روايت كه شما مي گوييد روايت ضعيفي است.

استاد قزويني:

از كجا مي گوييد سند ضعيف است؟

بيننده:

ضعيف است چون قرآن را بازديد كنيم علي ولي مومنين است وجود ندارد و ما مي گوييم كه حديثي كه طبق قرآن نباشد ضعيف است.

استاد قزويني:

شما پس يك دين جديدي بياوريد بگوييد آقا هر روايتي را كه ما نظر داديم ضعيف است ضعيفه. آخه عزيز من ضعيف بودن روايت يك ملاكي دارد يك قانون وقاعده اي دارد و آقاي آلوسي و سيوطي و آقاي محمد رشيد رضا همه اين روايت را آورده اند در تفسير شان يك نفر هم نيامده كه اين روايات صحيح نيست.

بيننده: مهدي از رفسنجان

حاج آقا ما مي خواستيم براي اين ملا نصر الدين يك سوالي مطرح كنيم و يك جايزه اي هم تعيين كنيم مايك وانت بيشتر نداريم و همين را به عنوان جايزه مي دهيم. و 4تا 5ميليون مي ارزد.

استاد قزويني:

اگر شما اين وانت خود را به عنوان جايزه بدهيد ما هم اون جايزه5 ميليون توماني را كه براي آوردن فتواي آيت الله سيستاني بود را به شما مي دهيم تا شما بدون وانت نمانيد يقين داشته باشيد.

بيننده:

حاج آقا ما عادت داريم پياده هم مي رويم. عرض كنم در رابطه با آيه مباركه سوره آل عمران آيه 61 در رابطه با آيه مباهله. ما از آنجايي كه مي گوييم پيامبر هم قولش هم فعلش و هم تقريرش يكي است وحجت است ما مي گوييم اهلبيت هم حجت هستند و پيامبر در رفتار هم تابع خداست:

ولا ينطق عن الهوي.....

ولذا چرا پيامبر به جاي نساء خود حضرت زهرا را مي برد به جاي انفس خود حضرت علي را مي برد و به جاي أبنا خود حسنين را مي برد؟ اين را به ما جواب بدهند و 5ميليون تومان را بگيرند.چرا پيامبر مرجوح را بر راجح ترجيح داده؟ و پيغمبر هم از آنجايي كه از روي هوا وهوس صحبت نمي كند.انشاالله اين سوال مقدمه باشد براي غدير اين را براي ما بياورند ثابت كنند و صحبت كنند وبراي ما روشن كنند.

استاد قزويني:

البته من در ضمن اينكه صحبت مي كردند بحث فرمايش آيت الله سيستاني شد آقاي يزداني كه آورد اما از جايزه خبري نشد شايد ترسيدند كه شايد اگر جايزه بدهند كسر شأن بشود ما براي مرتبه دوم به شما نشان بدهيم البته ما باز هم مياوريم اين مطلب را و نشان خواهيم داد.در سايت رسمي حضرت آيت الله سيستاني است كه:

موقع مكتب مرجع الديني الآعلي سماحة آيت الله العظمي الحاج سيد علي الحسيني السيستاني

در همين جا براي شما عرض كنم كه ايشان به صراحت مطرح مي كند براينكه:

واضاف ان خطابنا هو الدعوة الي الوحد ة

آيت الله سيستاني اضافه كرده كه ما دعوتمان به وحدت است

وكنت و لا ازال اقول

مي گفتم ، هميشه هم مي گويم

لا تقولو اخواننا السنة

نگوييد برادران سني ما

بل قولوا انفسنا اهل السنة

بگوييد عزيزان اهل سنت

اني استمع الي خطب ائمة الجمعة من اهل السنة اكثر مما استمع لخطب الجمعه من اهل الشيعه

من خطبه نماز جماعت اهل سنت را بيش ازخطبه هاي شيعه ها نگاه مي كنم

ونحن لا نفرق بين عربي و كردي

ما نه عربي رافرق مي دانيم و نه كردي را

بل اسلام هو الذي يجمعنا معا

افتخارمان اين است كه همه مسلمان هستيم

http://www.sistani.org/index.php?p=914883&id=684

اين هم عبارت آيت الله سيستاني كه البته 7 يا 8 جاي سايت اين عبارت آمده. قبلا هم من نشان داده بودم حالا اگر اين آقا اگر چك بي امضا مي خواهد بدهد تا ريا نشه هيچ مسأله اي نيست بدهند براي يكي از افرادي كه آنجا هستند و اگر به حساب اين آقا مهدي از رفسنجان هم بريزند ما قبول مي كنيم.

يوسف ازبندرعباس (اهل سنت)

اگر سوالات بنده را جواب بدهيد و من قانع شوم من قول مي دهم همين امشب تو برنامه شما مذهبم را عوض كنم من هيچ مشكلي ندارم.آقاي قزويني شما مي گوييد كه دينتان بر حق است من هم دنبال حقيقت هستم. اگر قانع شدم هر چه گفتيد قبول مي كنم. آقاي قزويني شما الان يك چيزي گفتيد در رابطه اين آيه كه :

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ان عليا ولي المومنين

استاد قزويني:

بنده نگفتم به من نبنديد من عرض كردم آقاي آلوسي و سيوطي گفته است.

بيننده:

شما اين را قبول دريد؟

استاد قزويني:

من نگفتم قبول دارم من نه قبول مي كنم و نه رد مي كنم گفتم آقا اين آقايان اين طور گفته اند.

بيننده:

آيا اينكه علي ولي مومنين است را قبول داريد؟

استاد قزويني:

بله شكي نيست كه قبول داريم.

بيننده:

پس قبول داريد اينكه ولايت از خدا بر علي محول شده است. و اينكه شما روايتي نقل كرديد كه:

ان عليا لاخشن في سبيل الله

سيره ابن هشام جلد 4 صفحه1021

تاريخ طبري جلد2 صفحه 401

يعني علي در رابطه با دين خدا خشن و سخت گير است و الان سوال من اين است كه چيزي كه ازجانب خدا به علي داده شده يعني چيزي خداوند به پيامبر وحي كرده و شما مي گوييد بايد به علي داده شود و اينكه مي گوييد ابوبكر و عمر و عثمان خلافت را غصب كردند علي چرا در اين مورد سكوت اختيار كرده؟

مگر اين چيزي نيست كه از جانب خداوند به او داده شده پس چرا سكوت كرده؟ اين هم در رابطه دين خداست.

بعد يك چيز ديگه شما قبول داريد كه عايشه جهنمي هستند درسته؟

استاد قزويني:

ما همچين حرفي نگفتيم

بيننده:

شما مي گوييد فاسق هستند درسته؟

استاد قزويني:

خلاف نظر امير المومنين و پيامبر عمل كردند

بيننده:

خوب پس هركس خلاف نظر پيامبر عمل كند جهنمي است.

استاد قزويني:

نه اينطور نيست من و شما روزي 10 بار غيبت مي كنيم و خلاف نظر پيامبر عمل مي كنيم

بيننده:

من الان از برادران اهل تشيع مي شنوم كه به عايشه لعن مي فرستند.

استاد قزويني:

شما در رابطه با برنامه ما صحبت كنيد.

بيننده:

آيا شما عايشه را به عنوان همسر پيامبر قبول داريد؟

استاد قزويني:

بله قبول داريم

بيننده:

خوب شما ايشان را چگونه شخصيتي مي دانيد؟ از نظر مراجع شما من الان تازه با شبكه شما آشنا شدم من مي خواهم بدانم عايشه از نظر شما چه مرتبه اي دارد؟

استاد قزويني؟

از نظر ما ايشان مخالف آيه قرآن:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

عمل كرده و در برابر امام زمان و ولي امرش قيام كرده است. وباعث شده 30 هزار نفر در جنگ جمل كشته شوند.اين عقيده همه شيعه است. ولي نه لعن مي كنيم نه فحش مي دهيم نه نسبت فحشا مي دهيم و همسر پيغمبر هم مي دانيم.

بيننده:

آقاي قزويني من نگفتم شما نسبت فحشا مي دهيد شما اين را از كجا مي گوييد؟ من اصلا كاري به اين ندارم هركسي به نظر من شخصيت خودش را مي رساند اون كس كه دارد با طرف مقابل برخورد مي كند.شما قبول داريد حضرت علي شبي كه قرار بود بيايند پيامبر را به قتل برسانند آمده و به جاي ايشان خوابيده درسته؟

مجري:

بله

بيننده:

پس اين چيزي است كه از جانب خداوند به پيامبر وحي شده است كه نقشه قتل شما را دارند و حضرت علي مي آيد و به جاي ايشان مي خوابد. آيا خداوند علام الغيوب است؟ اگر خداوند مي دانستند، خداوند كه بر همه قلبها چيره هستند خداوند وقتي مي دانستند كه قرار است عايشه با صحبت و روش پيامبر مخالفت كند و بيايد فتنه گر شود و جنگ جمل را به راه بيا ندازد پس چرا نيامد و پيامبر را از اين ماجرا مطلع نكرد؟ چرا نگفت عايشه مناسب شما نيست؟ در صورتي كه در قرآن داريم:

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ

النور/ 26.

الان نعوذ بالله اگر ما بگوييم حضرت عايشه در شأن پيامبر نبوده يا نعوذ بالله قرآن دروغ مي گويد يا اينكه اين چيزي كه شما مي گوييد درست نيست. كدام را ما قبول كنيم.

استاد قزويني:

قرآن در رابطه با حضرت نوح و حضرت لوط اين آيه را كه براي شما عرض كنم كه مي فرمايد:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا

التحريم/ 10

درسته؟

بيننده:

درسته

استاد قزويني:

آيا اين حضرت نوح وحضرت لوط پيامبر خدا بودند يا نه؟

بيننده:

بله درسته

استاد قزويني:

چرا خداي عالم حضرت نوح را مطلع نكرد داره كه:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا

التحريم/ 10.

خدا مي دانست كه اينها خيانت مي كنند يا نمي كنند آيا نستجير بالله اين

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ

النور/ 26.

آيا حضرت نوح با اون جلالتش طيب نبوده؟

بيننده:

حرف شما درست. الان شما مي گوييد:

فخانتاهما

يعني اين دو نفر بع همسرانشان خيانت كردند پس چرا خداوند نيامده در رابطه با حضرت عايشه بگويد كه ايشان به شما خيانت مي كنند چرا لفظ خيانت را به كار نبرده؟ شما از قرآن داريد تفصيل يك چيز ديگه مي دهيد به مردم، شما يك چيز مي گوييد من جاي ديگه مي بينم چيز ديگه اي است من بايد كدام را قبول كنم؟

استاد قزويني:

اگر شما مراجعه كنيد به صحيح بخاري و مسلم از قول خود عمربن خطاب كه از او سوال مي كند ابن عباس كه:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ

التحريم /10.

مراد خدا چيه؟ كه عمر ميگه: مراد عايشه و حفصه هستند. شما چي مي گوييد؟ برويد ببينيد آيا در كتب شما آمده يا نه؟

بيننده:

آدرسش را به من لطف مي كنيد بدهيد؟

استاد قزويني:

چشم آدرسش را هم مي دهم.

مجري:

مضاف بر اينكه حاج آقا يوسف مي گويند كه چرا پيغمبر تذكرشان را به عايشه ندادند با اينكه در قضيه سگ هاي حوأب با اينكه اونجا وقتي رسيدند يادشان آمد اون حديثي كه پيامبر گفته بود چرا اونجا آمدند شاهد دروغين درست كردند و گفتند كه اينجا حوأب نيست و اين سگان هستند كه پارس مي كنند.پس قبلش پيامبر تذكر داده.

استاد قزويني:

شما مراجعه بفرماييد به تفسير قرطبي

بيننده:

عذر مي خوام آقاي قزويني من از كتاب صحيح بخاري ميخواهم

استاد قزويني:

شما مراجعه بفرماييد عزيز دل من

تفسير قرطبي جلد 18 صفحه202

" ضرب الله مثلا للذين كفروا " مثل ضربه الله يحذر به عائشة و حفصة في المخالفة حين تظاهرتا علي رسول الله صلي الله عليه وسلم

آدرس ديگر: ابن قيم جوزيه شاگرد شخيص ابن تيميه ايشان كتابي دارند به نام :

اعلام الموقعين عن رب العالمين جلد اول صفحه 889

اين روايت را مي آورد. آقاي شوكاني كه همه مي گويند كتابهايش كتاب هاي زيبا و صحيح است در كتاب:

فتح القدير الجامع، جلد5 صفحه256

اين را مي آورد

آقاي فيروز آبادي مفسر،اديب و لغت شناس مشهور اهل سنت از قول ابن عباس همين عبارت را در:

تنوير المقباس جلد اول صفحه 478

نقل مي كند و ده ها كتاب ديگر حتي خود فخر رازي در كتاب:

المحصول في علم الاصول جلد4 صفحه 492

اين را آوردند عزيز من. اين قضايا كاملا واضح و روشن است.الان ذهنم ياري نكرد من اون قسمت صحيح بخاري را هم براي شما كاملا نشان مي دهم

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8435

كه اين قضايا كاملا واضح است كه مراد از اين آيه شريفه كه آقايان در رابطه با مسأله:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ

القرآن الكريم - كتاب الله تبارك وتعالي - ص 561 ( التحريم 10 )

تطبيق كردند با عايشه و حفصه. حالا شما به اين چند تا روايتي كه آورديم مراجعه كنيد ببينيد درست است يانه؟

بيننده:

به قول علماي ما، ما كتاب بخاري و مسلم را از همه بيشتر قبول داريم شما لطف كنيد از همان بخاري و مسلم آدرس بدهيد ممنون مي شوم.

استاد قزويني:

شما آيا تمام زندگيتون بسته شده به بخاري و مسلم؟

بيننده:

من اين طوري هستم و به هر كتابي نمي توانم اعتماد كنم. شما الان به من آدرس دادي كه در صحيح بخاري آمده من ميخواهم اين را به من ثابت كنيد من دنبال حقيقت هستم.منتظر شما مي مانم تا جواب من را بدهيد

استاد قزويني:

تظاهرتا علي النبي صلي الله عليه وسلم من أزواجه فقال تلك حفصة وعائشة قال فقلت والله ان كنت لا ريد ان أسألك عن هذا منذ سنة فما أستطيع هيبة لك قال فلا تفعل ما ظننت أن عندي من علم فاسألني فإن كان لي علم خبرتك به قال ثم قال عمر والله ان كنا في الجاهلية ما نعد للنساء امرا حتي انزل الله فيهن ما انزل وقسم لهن ما قسم

صحيح بخاري جلد6 صفحه 69 حديث 4913

در رابطه با آيه «تظاهرتا علي النبي من ازواجه» كه از آيات خيلي تند قرآني هست

بيننده:

لطف مي كنيد درباره حضرت علي هم به من پاسخ بدهيد كه چرا ايشان سكوت كردند و از حق خود دفاع نكرد؟

استاد قزويني:

بنده از صحيح مسلم

بيننده:

آقاي قزويني جواب من اين نيست كه بروم در صحيح مسلم را ببينم. چرا سكوت كرده ؟ شما مي گوييد علي سكوت كرده؟

استاد قزويني:

ما مي گوييم سكوت نكردند

بيننده:

پس چراخلافت را داد به ابوبكر و عمرو عثمان؟

استاد قزويني:

آخه عزيز من خلافت را به زور گرفتند از علي

بيننده:

مگر نمي توانست مقاومت كند در برابر آنها؟ مگر نمي توانست بجنگد؟ شما كه مي گوييد خشن بوده در راه خدا

استاد قزويني:

بله خشن بوده. پيغمبر چرا 13 سال در برابر كفار سكوت كرد؟

بيننده:

سكوت نكردند تبليغ مي كرد.

استاد قزويني:

تبليغ مي كرد آيا قيام كرد؟ پدر و مادر عمار را كشتند را كشتند بلال را شكنجه مي كردند پيامبر سكوت مي كرد حرفش را هم مي زد. امير المومنين هم حرفش را مي زد. در صحيح مسلم به صراحت ميگويد كه خود عمر به صراحت به علي مي گويد:

لما توفي رسول الله

پيغمبر كه از دنيا رفت ابوبكر گفت من ولي و جانشين پيامبر هستم

فرأيتماه عاصما كاذبا قادرا خائنا

شما ابوبكر را هم گنهكار هم خائن هم حيله گر مي دانستيد. خوب امير المومنين سكوت نكرد برادر عزيزم كه شما مي فرماييد علي سكوت كرد نه امير المومنين به هيچ وجه سكوت نكرد بلكه كاملا حق را مطرح كرد و بعد از آنكه به خلافت رسيد برگشت گفت كه:

فإن هذا الدين قد كان أسيرا في أيدي الأشرار

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 17 ص 59

اين دين قبل از من دست اشرار اسيربوده

بيننده:

پس مي گوييم حضرت علي با ذلت با ايشان بيعت كرده است درسته؟

استاد قزويني:

نه بيعت نكرده هركس مي گويد بيعت كرده اشتباه كرده. شيخ مفيد مي گويد:

والذي عليه محققون شيعه بان عليا لم يبايع ساعة قد

علي بن ابيطالب نه با ابوبكر بيعت كرده نه با عمر و نه با عثمان

بيننده:

پس با ذلت زندگي كرده.

استاد قزويني:

به هيچ وجه ذلت نيست عزيز من در عزت بوده. اگر زندگي پيغمبر در مكه ذلت بوده علي هم ذلت بوده.

بيننده:

آقاي قزويني امام حسين با يزيد بيعت نكرد و با عزت شهيد شد پس چرا حضرت علي سكوت كردند؟

استاد قزويني:

شما 20 دقيقه است وقت ما را گرفتي آسمان را به ريسمان مي بافي تو. يعني اصلا سر و ته حرفت مشخص نشد چيه تو. شما مي گوييد علي سكوت داشته من ميگم علي بن ابيطالب در همان زمان گفته كه شما چنين و چنان هستيد مي گويد:

أسيرا في أيدي الأشرار

در

نامه53 نهج البلاغه

يا مي گويد بعد از پيغمبر

علي سنة من آل فرعون

در خطبه 150نهج البلاغه

حضرت امير از اينها به عنوان غصب مطرح كرده كاملا از روز اول عمر مي فرستد قنفذ را پيش علي بن ابيطالب كه بيا بيعت كن علي عليه السلام ميگويند: شما غصب كرديد حق من را داريد دروغ مي گوييد شما ، امير المومنين از روز اول از خودش دفاع كرده اينها را غاصب دانسته و حتي تصميم بر جنگ مسلحانه داشته ولي نيرو نيامد تمام تلاش علي بن ابيطالب بر جنگ مسلحانه بود ولذا و قتي مي بيند نيرو نيست در خطبه شقشقيه به صراحت مي گويد:

من ماندم كه آيا با دست تنها در برابر حكومت غاصب بايستم يا نه صبر كنم

صبرت وفي العين قذي وفي الحلق شجي أري تراثي نهبا

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 10 ص 286

آخه برادر عزيزم شما 50 تا مساله رو سر و تهش را مطرح مي كنيد و به هيچ وجه هم ما متوجه نشديم كه چه گفتي.در زمان معاويه امام حسين بود خوب چرا قيام نكرد؟ امام حسين امام بر حق است تشخيص مي دهد كه يك بار قيامش نتيجه مي دهد قيام مي كند و لو با كشته شدن خودش و يك جا تشخيص مي دهد كه نجنگد كه امام حسين در زمان معاويه است و او معاويه را هم جزو اشرار مي دانست او را فاسق و خيانتكار مي داند.

در جاي جاي سخنان امام حسين مطرح است كه جنايات معاويه را بر ملا مي كند ولي مي بيند قيام كردن در برابر معاويه به صلاح اسلام نيست وقتي كه معاويه ميرود و يزيد مي آيد مي بيند الان زمينه براي قيام فراهم است و قيام مي كند.

امام حسن مي بيند قيام صلاح نيست و قيام نمي كند. اينها حجت خدا هستند معصوم هستند و آنچه را كه تشخيص مي دهند عمل مي كنند.امام حسين اگر جاي امام حسن بود قطعا صلح مي كرد و امام حسن اگر جاي امام حسين بود قطعا مي جنگيد چون موقعيت بايد سنجيده بشود. امام علي بيعت كرده دروغه دروغه دروغه. شما بياوريد يك روايت صحيح ، خود بخاري صراحت دارد بر اينكه علي بن ابيطالب تا 6 ماه بيعت نكرد. اگر اينها خليفه بر حق بودند چرا تا 6ماه بيعت نكرد؟ اونم آوردند كه علي بن ابيطالب

فمسح ابوبكر يده علي يد علي وهي مذمومة

ابوبكر آمد دستش را روي دست بيته علي كشيد. شما در كجاي دنيا به اين مي گوييد بيعت؟ وقتي مي آورند علي بن ايطالب را مي گويند:

بايع

امام علي ميگه:

ان لم ابايع فمه؟

اگر بيعت نكنم چه ميشه؟ عمر برمي گرده ميگه:

اذن نقطع الذي فيه عيناك

گردنت را ما مي زنيم.اميرالمومنين مي گويد:

قال : إذاً تقتلون عبدالله وأخا رسوله

يك بنده خدا و برادر پيامبر را مي كشيد.عمر برمي گرده ميگه:

أما عبدالله فنعم وأما أخو رسوله فلا

اين تصوير بيعتي است كه خودتان نقل كرديد در كتابهايتان.شما مراجعه كن

الامامة والسياسه ابن قطيبه دينوري اويلش صفحه 31

الفاروق - مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة - ص 263

ببين چقدر توضيح دادند و عبارت هاي متعددي از امير المومنين بر اينكه حكومت اينها غصبي است وجود دارد و حضرت زهرا مي آيد خطبه مي خواند به قولي ابوذر مي آيد خطبه مي خواند سلمان مي خواند و ديگران مي آيند و اعترض مي كنند. شما اين همه قضايا را گذشتي و مي گويي: علي چرا بيعت كرد؟

مجري:

خيلي ممنون حاج آقا ما هم به امثال آقا يوسف توصيه مي كنيم كه وقتي مي آيند روي خط از قبل سوالات را اگر واقعا سوالات استفهام حقيقي است و مي خواهند برايشان روشن شود دسته بندي كنند سوالات را و يك زاويه را بگيرند و مثل گنجشك از اين شاخه به شاخه ديگر نپرند.مباحث را به صورت تنظيم شده و هدف دار آماده كنند بعد به روي خط بيايند.اگر نه هدف ديگر است براي اينكه اينجا شلوغ كنند و آسمان را به ريسمان ببندند اين كار صحيحي نيست.

استاد قزويني:

من فقط يك نكته اي را كه اين آقايان به صراحت به خطبه 6 نهج البلاغه استناد مي كنند بحث شوري و غيره و مهاجرين و انصار اينها فقط دارند جهل و نفهمي خودشان را نشان مي دهند اونجا امير المومنين با معاويه داره از باب الزام خصم مثل قضيه حضرت ابراهيم كه با آفتاب پرست ها و ستاره پرست ها كه صحبت مي كرد همين روش را دارد. وآقايان هم وقتي مي آيند مي خوانند آخر خطبه را كه ميگويد هركس در برابر خلافت من بخواهد كارشكني كند همه اهل آتش جهنم هستند.حتي همين آقاي به قول دوستان همين آقاي نعثل كه رفته بود صحراي غدير تند تند خطبه6 را مي خواند ولي مي آمد آخر خطبه كه مخالفين علي اهل آتش هستند اينها را فاكتور مي گرفتند.

واضافه امير المومنين در خطبه سوم به صراحت مي گويد:

لهم خصائص حق الولايه وفيهم الوصيه والوراثه

اينها مال سخن علي بن ابيطالب است ديگه. حق امامت حق خلافت مربوط به اهلبيت پيامبر است. در خود

الامامة والسياسة جلد18 صفحه 18

ميگويد:

وتأخذونه منا أهل البيت غصبا

همان روز دوم يا سوم بعد از رحلت پيغمبر است كه مي خواهند علي بيايد و بيعت كند امام علي ميگويد: شما خلافت را از ما غصب كرديد.ميگه آقا علي چرا سكوت كرده؟ در:

شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد جلد 4 صفحه 104

اونجا مفصل ميگه:

غصبوني حقي

اينها حق من را غصب كردند يا وقتي قنفذ مي آيد پيش علي كه خليفه پيامبر مي گويد بيعت كن حضرت مي گويد:

لسريع ما كذبتم علي رسول الله

چه زود به پيغمبر داري دروغ مي بنديد همانطور كه در:

صفحه 30 الامامة والسياسة

است. اينجا هزاران قضايا مطرح است از همه بالاتر حديث صحيح مسلم است حديث شماره 4468جلد 5 صفحه 152 شما ببينيد امير المومنين به صراحت مي گويد من ابوبكر و عمر را گنهكار، دروغگو،خائن و حيله گر مي دانستم امير المومنين به هيچ وجه از حق خود كوتاه نيامد حتي تصميم قطعي بر جنگ مسلحانه هم داشت وهيچ شبهه ديگري هم نداشت ولي هرچه از مردم كمك خواست وحتي خود حضرت زهرا را سوار بر الاغ كردند و در خانه مهاجرين و انصار كه بيايند جمع شوند در برابر حاكم حكومت غاصب قيام كنند اما كسي جواب نداد. گفتند اونها زودتر آمدند.13 سال پيغمبر نستجير بالله با ذلت زندگي كرده خوب امير المومنين هم الگويش پيامبر اكرم:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

الأحزاب/ 21.

واگر نه شما مي گوييد پيغمبر اكرم به وظيفه اش عمل كرد چون نيرو نداشت در برابر قريش قيام نكرد همان روش را اميرالمومنين داشتند چون نيرو نداشت در برابر اينها قيام نكردند عين همان روشي كه آنها داشتند. خود حضرت لوط در قرآن است كه ميگويد: اگر نيرو داشتم در برابر شما قيام مي كردم امير المومنين مي گويد پيامبران الگوي من هستند چون نيرو ندارم مجبورم صبر كنم چون علي بن ابيطالب بخواهد در برابر اينها قيام كند علي را مي كشند و يك برچسب نفاق و تروريست بر علي بن ابيطالب مي زنند و هم خونش پايمال مي شود وهم به هدفش نمي رسد.

 

اللهم عجل لوليك الفرج






Share
1 | سلمان قوره جيلي | , چین | ٠٨:٢١ - ١٦ ارديبهشت ١٣٩١ |
با سلام بحث خوب و روشنگرانه اي بود. در اين زمينه ( خلافت حضرت علي (ع) پس از پيامبر ) تنها يک سوال براي بنده پيش مي آيد که اگر آن را پاسخ بفرماييد بسيار شما را دعا مي کنم. شما فرموديد که در غدير خم 110 هزار نفر حضور داشتند، اين افراد زماني که ابوبکر اعلام خلافت کرد کجا بودند ؟ آيا در بين اين افراد کساني نبودند بگويند که جناب ابوبکر مگر پيامبر در غدير خم حضرت علي رو به عنوان خليفه معرفي نکردند؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اولا تمام اين افراد اهل مدينه نبوده اند و ثانيا افراد زيادي اعتراض كردند ولي به جايي نرسيد كه مي توانيد در اين آدرس مطالعه كنيد: www.valiasr-aj.com/fa/page.php وثالثا چه بسا گزارش بسياري از اينها به ما نرسيده باشد چون تا چندي نوشتن ممنوع بوده و پس از آن هم رعايت خلفا در گزارشات تاريخي و...تا حد زيادي مي شده است. و رابعا آنها از قبيله اسلم براي تثبيت خلافت و بيعت مردم استفاده كردند و ... كه همه اينها شهادت مي دهد اقبال نبوده و بسياري از اينهائي كه بيعت كردند باميد بدست گرفتن جايگاهي سرعت به خرج دادند و در پايان براي ما عملكرد امام علي ع و فاطمه زهرا س و ياران خالص رسول الله همچون سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و...در اين مورد مهمتر است تا عوام الناس كه بسياري از آنها تابع رئيس قوم بوده يا حوصله و شجاعت چنين اعتراضاتي را نداشتند و... كه انشاء الله مقاله كاملي در آينده در اين مورد ارائه خواهد شد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | erkin | , ایران | ١٢:٠٤ - ٢٦ خرداد ١٣٩٣ |
حرفاتون تماما خنده داره .يه بار ميگيد عطيه عوفي ثقه ست يه بار هم که ابن مردويه مستقيما از ابن مسعود روايت کرده ميگيد روايت صحيحه.در جاي ديگه اي در باره نزول ايه تبليغ و اکمال روايتي از خطيب بغدادي اوردين که سندش رو خودتون جعل کردين. بين دارقطني و ضمره رو ميگم.در ضمن طبق روايات شيعه پيامبر ميدونست که اهل مدينه خيانت ميکنن و اصل ولايت امام علي رو انکار و به ساير بلاد اسلامي ابلاغ نميکنن.پس ايا وظيفه پيامبر نبود که دينش رو به اونها در مکه ابلاغ کنه با توجه به اين نکته که جمعيت حاضر در غدير فقط ده هزار نفر از اهالي مدينه بودن و مابقي مسلمين روحشون هم از ولايت علي خبر نداشته.جمعيت صدوبيست هزار نفري غدير افسانه اي بيش نيست که بعد از قرن پنجم جعل شده.

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

1. در مورد تعداد حاضران غدير در كتب تاريخي عددهاي مختلفي ارائه شده است:

جناب آقاي حلبي که از علماي بزرگ اهل سنت است مي‌گويد: «كان معه جموع لا يعلمها إلا الله تعالى قيل كانوا أربعين ألفا وقيل كانوا سبعين ألفا وقيل كانوا تسعين ألفا وقيل كانوا مائة ألف وأربعة عشرة ألفا وقيل وعشرين ألفا وقيل كانوا أكثر من ذلك»

جمعيتي که با پيغمبر در غدير بوده است، جز خدا کسي از آمارش خبر ندارد. برخي گفته اند چهل هزار نفر بودند و برخي گفته اند هفتاد هزار نفر بوده اند و برخي گفته اند نود هزار نفر بوده اند و گفته اند صدو چهاده هزار نفر بوده اند و برخي گفته اند بيست هزار نفر بوده اند و برخي آمار بيش از ان هم داده اند.

السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون ، اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي (متوفاي 1044) ، ج 3، ص 308، دار النشر : دار المعرفة - بيروت – 1400؛ الغدير في الكتاب و السنة و الأدب‏، نويسنده: علامه عبد الحسين الامينى (متوفاي 1349ش) ‏، ج‏1، ص32، ناشر: مركز الغدير للدراسات الاسلاميه‏، مكان نشر: قم‏، سال چاپ: 1416 ق

سبط بن جوزي مي گويد:

وكان معه من الصحابة ومن الاعراب وممن يسكن حول مكة والمدينة مائة وعشرون ألفا

از صحابه و اعراب و کساني که اطراف مدينه و مکه بودند، 120 هزار نفر با نبي مکرم بودند.

تذكره الخواص، ص30(ص18 طبق چاپ ديگر)، مكتبه نينوي الحديثه ، طهران ؛ العدد القوية لدفع المخاوف اليومية، علي بن يوسف المطهر الحلي، ص 183 ؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، علامه مجلسى(متوفاي 1111 ق)، ج 37، ص150 ، ‏‏ناشر: اسلامية، مكان نشر: تهران‏سال چاپ: 1363 ش به نقل از المناقب ابن جوزي‏؛ أقسام المولى، شيخ مفيد(ره)، ص 31، رسالة في معنى المولى، شيخ مفيد، ص16، الغدير، ج1، ص296(طبق چاپ ديگر ص546).

آقاي فريد وجدي که از علماي پر آوازه اهل سنت در عصر حاضر است، دائرة المعارفي دارد به نام دائرة المعارف قرن بيستم، ايشان در اين كتاب مي‌گويد:

کان مع رسول الله في تلک السنة نحو من تسعين ألف

حدود 90 هزار نفر با نبي اكرم صلي الله و عليه و آله بوده‌اند.

(ج 3، ص 542)

2. خطبه رسول الله صلي الله عليه و اله هم در جمع مردم ساير بلاد و مردم مدينه بوده ابن جوزي چنانکه گذشت مي گويد: مردم اطراف مکه و مدينه در اين ماجرا حضور داشته اند. اگر راست مي گوييد دليل ارائه نماييد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده