2024 June 13 - پنج شنبه 24 خرداد 1403
چرایی دشمنی قریش و بنی امیه با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
کد مطلب: ١٥٦٤٩ تاریخ انتشار: ٢٨ آبان ١٤٠٢ - ١٥:٥٣ تعداد بازدید: 1004
حبل المتین » عمومی
چرایی دشمنی قریش و بنی امیه با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین28-08-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

28/08/1402

موضوع: چرایی دشمنی قریش و بنی امیه با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این سخنرانی:

اهل سنت هم مدیون فداکاری حضرت زینب کبری هستند!!

منظره ای دردناک در راهپیمایی دیروز اصفهان!

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته پیرامون ریشه های واقعه عاشورا

قوام حکومت بنی امیه به سب و شتم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

چرایی دشمنی و کینه قریش نسبت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

نگاهی کوتاه به شخصیت شیر زنی به نام «أم الخیر»!

تماس‌های بینندگان برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

دوستان عزیزم، همراهان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» خانم‌ها و آقایان محترم سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین» در یک یکشنبه شبی دیگر.

یکشنبه شبی که عید است و ولادت باسعادت و نورانی و موفور السرور عقیله بنی هاشم شیر زن کربلا، اسوه صبر و پایداری و مقاومت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) که خدمت همه شما تبریک عرض می‌کنم.

امروز روز پرستار هم بود. روز خاص و ویژه‌ای که به نام پرستاران عزیز و مهربان و بامحبت است. ان شاءالله بر همه‌شان مبارک باشد و خداوند توفیق خدمتگذاری به همه‌شان عنایت کند. این شب‌ها و روزها دل وجود نازنین مولایمان امیرالمؤمنین (سلام الله علیها) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شاد است به یمن قدوم پرخیر و برکت دختر نازنین و بزرگوارشان. ان شاءالله که همه‌تان حاجت روا شوید.

زینب زین أب؛ یعنی زینت بابا. پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین زینت همه عالم هست و زینت زمین و آسمان است و این دختر زینت بابا است. اگر نبود فداکاری‌ها و خطبه‌های حضرت زینب و حضرت سیدالساجدین، نامی از امام حسین و کربلا نبود.

این عید بر همه‌تان مبارک باشد. البته ساعات پیش هم خبر خوشی را شنیدیم. خنجر انصار الله یمن گلوی اسرائیل جنایتکار را گرفت و یکی از کشتی‌هایی که متعلق به رژیم صهیونیستی بود، توسط انصار الله یمن توقیف شد.

به هر صورت مرحم کوچکی است بر دل کسانی که این روزها دلشان زخمی است از جنایاتی که در فلسطین و غزه اتفاق می افتد. ان شاءالله که یک به یک از این خبرهای خوش بشنویم.

البته خبر خوش دیگری هم ساعات پیش منتشر شد. جمعی از سربازان رژیم صهیونیستی در خانه‌ای در غزه جمع بودند که مورد هدف حماس قرار می‌گیرند. جالب اینجاست بعد از اینکه دو موشک می‌زنند، رزمندگان حماس می‌روند و با رگبار گلوله آنها را نابود می‌کنند.

ان شاءالله این خبرها ادامه پیدا کند و باعث خرسندی مستضعفان عالم شود و باعث آزادی قدس شریف و نابودی اسرائیل جنایتکار شود.

امشب هم با افتخار در کنار شما هستیم و توفیق داریم در محضر استاد عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم. استاد سلام علیکم و رحمة الله، ایام بر شما مبارک باشد، خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله؛ خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

میلاد عقیله بنی هاشم یادگار حضرت صدیقه طاهره، قهرمان کربلا حضرت زینب کبری را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) و همه علاقه مندان به اهلبیت عصمت و طهارت و دلدادگان حرم پاک زینبی تبریک عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی حضرت زینب کبری سوگند می‌دهیم به قلب شکسته این بانو و به دل داغدیده این بانو فرج مولایمان حضرت ولی عصر را نزدیک کند و با آمدنش بساط ظلم و ستم در سراسر جهان برچیده شود. ما طبق برنامه همیشگی اشاره‌ای به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌کنیم تا زندگی و دنیا و آخرتمان را بیمه آن بانوی دوسرا کنیم.

فتادم زیر ضرب تازیانه بارها از پا * ولی نگذاشتم کم گردد از مولا سر مویی

به خون دیده بنویسید بر دیوار این کوچه * که اینجا کشته راه ولایت گشته بانویی

مدینه ثبت کن این را که در امواج دشمن‌ها * حمایت کرد از دست خدا بشکسته بانویی

اهل سنت هم مدیون فداکاری حضرت زینب کبری هستند!!

حضرت زینب کبری هم در همین مکتب درس گرفته بود که در کربلا ولایت مداری‌اش و دفاع از حریم ولایت را به اوج اعلی رساند.

خدا در مکتب صبر علی پرداخت زینب را * برای کربلا با شیر زهرا ساخت زینب را

بسان لیلة القدری است که پنهان است قدر او * کسی غیر از حسین بن علی نشناخت زینب را

قضا به کرب و بلا تا کشید زینب را * بلا به قیمت جانش خرید زینب را

مگو چرا ز حسینش جدا نمی‌گردد * خدا برای حسین آفرید زینب را

اگر فداکاری‌های زینب نبود دودمان نحس بنی امیه این شجره ملعونه در قرآن نه تنها از کربلا و شهادت امام حسین اثری نمی‌گذاشتند و آنها را پایمال می‌کردند و با تبلیغاتشان همه مسائل را زیر پوشش قرار می‌دادند بلکه امروز از اسلام و قرآن هم خبری نبود.

امروزه جهان اسلام نه شیعه بلکه اهل سنت هم مدیون فداکاری حضرت زینب کبری هستند. اگر زینب کبری نبود امروز قرآنی در میان ما نبود، نام رسول الله و «أشهد أنّ محمّدا رسول الله» در مأذنه ها نواخته نمی‌شد.

بنابراین همه باید نسبت به این بانوی بزرگوار اظهار ارادت و انجام وظیفه کنیم و بعد از نماز و در قنوت نماز و سجده نمازمان بر آن بزرگوار درود بفرستیم و خدا را به آبروی آن بانوی بزرگوار سوگند بدهیم برای رفع گرفتاری‌ها و رفع مشکلات.

نکته زیبایی که بنده تنها به آن اشاره‌ای داشته باشم و بگذرم، این است که در زندگی حضرت زینب کبری موضوع ولایتمداری و عشق به ولایت و عشق به امامت و دلباختگی به مکتب اهلبیت موج می زند و در بالاترین قله بود.

ملاحظه کنید وقتی حضرت زینب در عصر عاشورا آن مصائب و مشکلات و گرفتاری‌هایی را می‌بیند که شاید در تاریخ بشریت نمونه نداشت، این جمله را می‌فرماید:

«بأبی من عسکره فی یوم الإثنین نهبا»

پدرم فدای کسی باد که خیامش روز دوشنبه به غارت رفت.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 45، ص 59

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) با این جمله خیلی پیام رساندند. قضیه «یوم الإثنین» روز رحلت نبی گرامی اسلام و تشکیل سقیفه است. نکته بسیار ظریفی است.

در روز یازدهم محرم زمانی که کنار جنازه قطعه قطعه شده حضرت سیدالشهدا قرار می‌گیرند، قطعاً برای خواهر و دختر و فرزند خیلی سخت است که بدن بی سر و قطعه قطعه شده و بدن زیر سم اسبان له شده عزیزشان را ببینند. نقل شده است وقتی حضرت سید الساجدین چشم مبارکشان به جنازه پدر افتاد، نزدیک بود روحش از بدن جدا شود. اینجا بود که حضرت زینب کبری عرضه می‌دارد:

«لَا یجْزَعَنَّک مَا تَرَی فَوَ اللَّهِ إِنَّ ذَلِک لَعَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ إِلَی جَدِّک وَ أَبِیک وَ عَمِّک»

فرزند برادرم چرا اینقدر منقلب شدی. به خدا سوگند این حوادثی که می‌بینیم وصیت و عهدی بود که پیغمبر به جدت و پدرت و عمویت گفته است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 45، ص 179، ح 30

در طول مسیر هم عمدتاً سرپرستی این هشتاد و چهار زن و فرزند و مدیریت کاروان به عهده حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بود.

حتی در مجلس عبیدالله بن زیاد وقتی به جلاد دستور می‌دهد که سر مطهر امام سجاد (علیه السلام) را از بدن جدا کند، حضرت زینب کبری خود را به روی برادرزاده می‌افکند و می‌فرماید: اگر می‌خواهید سر برادرزاده‌ام را جدا کنید، اول سر مرا از بدن جدا کنید. عبیدالله بن زیاد از این فداکاری و ایثار و عشق مبهوت می‌ماند و نمی‌تواند نسبت به حضرت زینب کبری جسارتی کند.

منظره ای دردناک در راهپیمایی دیروز اصفهان!

البته عزیزان این را هم بدانند که در کربلا سپاهیان یزید هر جنایتی بود مرتکب شدند، اما نسبت به زن و فرزند امام حسین کوچکترین تعرضی نداشتند. ما در واقعه کربلا سراغ نداریم یکی دو مورد از زنانی که در صحنه جنگ بودند را بکشند و کودکان را سر ببرند.

در مقابل این رژیم سفاک و جنایت پیشه بدتر از یزید بن معاویه و عمر بن سعد و شمر بن ذی الجوشن هستند و هر روز زنان و فرزندان و کودکان را قتل عام می‌کند.

در راهپیمایی دیروز اصفهان کار خیلی زیبایی انجام شده بود و من خیلی خوشم آمد. وقتی من این تصویر را دیدم واقعاً قلبم به درد آمد. هرکسی هم در راهپیمایی این منظره را دیده بود اشکش جاری شده بود. در این راهپیمایی پستونک درست کرده بودند و روی آن نوشته بودند: "شهادت نورسیده مبارک!" امروز واقعاً در فلسطین باید گفت: شهادت نورسیده مبارک، نه قدم نورسیده مبارک!

رژیم صهیونیستی واقعاً جنایتی مرتکب شدند که دنیا را تکان داد. اگر جمهوری اسلامی هزار سال زحمت می‌کشید و میلیارد میلیارد دلار برای معرفی اسلام و جنایت پیشگی صهیونیسم هزینه می‌کرد، به اندازه این چهل و اندی روز روشنگری صورت نمی‌گرفت.

اینقدر که در این چهل و اندی روز اسرائیل به اسلام خدمت کرد و برای اسلام و مسلمانان روشنگری شد، هیچ موقع اینقدر روشنگری صورت نگرفته بود. عزیزان در فضای مجازی هستند. بسیاری از هنرپیشه‌ها که اصلاً در فاز اسلام و مذهب نبودند، در این قضایای فلسطین با قرآن و اسلام و مکتب سیدالشهدا آشنا شدند.

موجی که در دنیا علیه صهیونیسم ایجاد شد، اگر میلیاردها میلیارد توسط عزیزان فلسطینی هزینه می‌شد هم نمی‌توانست ایجاد شود. با جنایتی که صهیونیسم بین الملل به سرکردگی آمریکا و فرانسه و انگلیس انجام شد، مظلومیت فلسطین برای همه دنیا روشن شد. کار به جایی رسید که یهودیان آمریکا علیه صهیونیسم تظاهرات کردند و پلیس آمریکا هم آنها را با خشونت دستگیر کرده است.

امیدواریم ان شاءالله تمامی این وقایع مقدمه‌ای برای پیروزی عزیزان فلسطینی و نابودی صهیونیسم برای همیشه در صفحه گیتی و حذف صهیونیزم از کره زمین و مقدمه‌ای باشد برای فرج حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه).

برای همه جهانیان ثابت شد که سازمان‌های به اصطلاح حقوق بشری و دفاع از کودکان تنها حرف می‌زنند. آنها در جایی که منافع شخصی خودشان و منافع استکبار جهانی تأمین می‌شد اقدام می‌کردند، اما جایی که برخلاف مصالح استکبار جهانی بود ساکت می‌شدند و سخن نمی‌گفتند.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنون و متشکرم. ان شاءالله این روزها دور نخواهد بود و ببینیم و شاهد باشیم که مردم مظلوم فلسطین و جبهه مقاومت پیروز خواهد شد و ان شاءالله روزهای نه چندان دور را با هم ببینیم و شاهد باشیم.

به جهت اینکه امشب شام ولادت باسعادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری است، فضا را معطر می‌کنیم و دوستان میان برنامه‌ای آماده کردند تا تقدیم حضور شما کنیم سپس برگردیم و مباحث هفته‌های گذشته را ادامه خواهیم داد.

السلام علیک یا زینب

ان شاءالله که قسمت و روزی همه‌مان شود دمشق، زینبیه و حرم نورانی و ملکوتی و باصفای عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها).

همانطور که در خاطر شریفتان هست، ما در برنامه زنده «حبل المتین» یکشنبه شب‌ها بحث عوامل و ریشه‌های واقعه عاشورا و حادثه کربلا را بحث می‌کردیم.

حضرت استاد مرتب در برنامه‌های مختلف به این موضوع عنایت و توجه داشتند که داستان عاشورا و شهادت امام حسین و جنایتی که در کربلا در سال 61 هجری رخ داد، محصول چند روز و چند شب و یک هفته باشد.

این قضایا یک سری پیشینه‌ای داشت که به دوران پیامبر گرامی اسلام و بعد از آن دشمنی و عداوت و کینه‌ای که بنی امیه ایجاد کردند و از وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و اهلبیت عصمت و طهارت در دل داشتند.

من از حضرت استاد خواهش می‌کنم خلاصه‌ای از مباحث گذشته را مختصراً بیان کنند تا بنده سؤالات جدید را عرض کنم.

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته پیرامون ریشه های واقعه عاشورا

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

پیامبر اسلام از آغاز و طلوع خورشید اسلام یکی از اساسی‌ترین مباحثی که مطرح کردند، بحث جانشینی خود و وصایت و خلافت امیرالمؤمنین بود. بعد از نزول آیه شریفه:

(وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِین)

خویشاوندان نزدیکت را انذار کن.

سوره شعراء (26): آیه 214

در جمع سران قریش در مکه دست بر شانه امیرالمؤمنین گذاشتند و فرمودند:

«إن هذا أخی ووصی وخلیفتی فیکم فاسمعو له وأطیعوا»

براستی که او برادر و وصی و جانشین من در میان شماست. از او شنوایی داشته و یاری‌اش کنید.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 1، ص 542 - 543، باب ذکر الخبر عما کان من أمر نبی الله عند ابتداء الله تعالی ذکره إیاه بإکرامه بإرسال جبریل علیه السلام إلیه بوحیه

هر مناسبتی پیش می‌آمد، بحث ولایت امیرالمؤمنین توسط رسول اکرم مطرح شد. در قضیه تبوک، در جنگ خندق، در جنگ احزاب، در قضیه حدیث منزلت، در قضیه حدیث اخوت ولایت امیرالمؤمنین مطرح شد. پایان بخش آنها هم قضیه حدیث غدیر در جمع بیش از صد و بیست هزار نفر بود، اما متأسفانه سخنان نبی گرامی اسلام لباس عمل نپوشید.

در آخرین لحظات عمر حضرت کاری کردند که نبی گرامی اسلام با قلبی شکسته و چشمی گریان و دلی پر از حزن و غم از امت خداحافظی کردند. این درست برخلاف نص صریح قرآن کریم بود که می‌فرماید:

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است.

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

نستجیر بالله نسبت هذیان به رسول اکرم دادند و در زمان پیغمبر اکرم جلوی چشم نبی گرامی اسلام توصیه‌های حضرت را نادیده گرفتند.

این سنگ بنای مخالفت‌ها بعد از رحلت نبی اکرم شد که در نهایت در کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی گرامی اسلام به حادثه عاشورا و شهادت فرزند نبی گرامی اسلام و اسارت عزیزان پیغمبر اکرم منجر شد. این قضیه محصول یک شب و دو شب و یک ماه و دو ماه و یک سال و ده سال نبود. همانطور که در سخنان حضرت زینب کبری به آن اشاره شد، خیمه گاه حضرت سیدالشهدا در روز دوشنبه به غارت رفت!

ما بحث‌های مفصلی داشتیم تا به اینجا رسیدیم که دودمان نحس بنی امیه شجره ملعونه در قرآن برای خاموش کردن نور رسالت و نور قرآن کارهای خطرناکی کردند که یکی از آنها این بود که با امیرالمؤمنین مبارزه‌ و تبلیغات منفی کردند.

بنی امیه بالای منابر و در خطبه‌های نماز جمعه سب و لعن امیرالمؤمنین را به عنوان سنت پیغمبر اکرم رسم کردند. با وجود اینکه این سنت شیطانی بود و شیاطین و شیطان صفتان یا به عبارت زیباتر، شجره ملعونه در قرآن آنها را انجام دادند.

ما در جلسه گذشته هم اشاره کردیم که مسئله عداوت بنی امیه با امیرالمؤمنین و اهلبیت عصمت و طهارت کاملاً مشهود بود. ما از زبان پیامبر هم روایاتی را مطرح کردیم که حضرت فرمودند: بعد از من ظلم‌هایی در حق امیرالمؤمنین و دخترم فاطمه زهرا خواهد شد و اهلبیت من با مصائب و مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهند شد.

مجری:

ممنون و متشکرم. حضرت استاد آیا در منابع اهل سنت با سندهای معتبر روایاتی داریم که بنی امیه به صراحت گفته باشند ما عداوت با اهلبیت را به خاطر شمشیر علی بن أبی طالب در دوران جنگ‌هایی که در کنار پیغمبر بودند و کفار را کشتند؟!

قوام حکومت بنی امیه به سب و شتم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سؤال زیبایی است. حق آن است که از زبان دشمن بیان شده باشد. حال اگر ما مطالبی را از پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) نقل کردیم، گرچه تماماً از منابع اهل سنت بود و تنها یک مورد هم از شیعه ذکر نکردیم؛ در مقابل نسبت به اینکه بنی امیه خودشان هم این قضیه را مطرح کرده باشند به چند مورد اشاره می‌کنم.

«خوارزمی» متوفای 568 هجری یکی از علمای بزرگ اهل سنت است به طوری که «ذهبی» و دیگران او را توثیق کرده‌اند. ایشان در کتاب «مناقب» صفحه 207 از قول معاویه در جلسه‌ای که در رابطه با امیرالمؤمنین صحبت می‌کردند، می‌نویسد:

«قال معاویة: مامنا احد إلاوقد قتل علی اباه أو أخاه أو ولده»

معاویه گفت: هیچکدام از ما از شمشیر علی در امان نبودیم. او در جنگ‌ها یا پدران ما را کشت، یا برادران ما را کشت و یا فرزندان ما را کشت.

او به عتبة بن أبوسفیان و ولید و افرادی که آنجا بودند اشاره کرد و گفت:

«قتل یوم بدر أباک یاولید»

ولید مگر علی بن أبی طالب پدر تو را در جنگ بدر نکشت؟!

«وقتل عمک یا أبا الاعور یوم احد»

ای أبا الاعور مگر علی بن أبی طالب عموی تو را در احد نکشت؟!

«وقتل یابن طلحة الطلحات أباک یوم الجمل»

ای پسر طلحه! مگر علی بن أبی طالب پدر تو را در جمل نکشت؟!

«فاذا اجتمعتم علیه ادرکتم ثارکم منه وشفیتم صدورکم»

المناقب، تألیف: الموفق بن احمد بن محمد المکی الحنفی الخوارزمی المتوفی سنة 568، ه مؤسسة: النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة تحقیق: فضیلة الشیخ مالک المحمودی، ص 207

او در حقیقت داشت تحریک احساسات می‌کرد تا همه مردم را علیه امیرالمؤمنین بسیج کند! خیلی جالب است که «ابو نعیم اصفهانی» متوفای 430 هجری در کتاب «معرفة الصحابة» جلد اول گفتگویی میان عثمان و امیرالمؤمنین را نقل کرده است.

حال اینکه پشت این گفتگو چه قضایایی بوده مطرح نشده است. «ابن عباس» می‌گوید بعد از این گفتگوها عثمان به امیرالمؤمنین گفت:

«مَا ذَنْبِي إِنْ لَمْ تُحِبَّكَ قُرَيْشٌ، وَقَدْ قَتَلْتَ مِنْهُمْ سَبْعِينَ رَجُلًا كَأَنَّ وُجُوهَهُمْ سُيُوفُ الذَّهَبِ؟»

گناه من چیست که قریش تو را دوست ندارد. در یک روز هفتاد نفر از آنها را کشتی که سیمای آنها مانند طلا می‌درخشید.

معرفة الصحابة؛ المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن مهران الأصبهاني (المتوفى: 430هـ)، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي، الناشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: الأولى 1419ق، ج 1، ص 86، ح 338

مفهوم حرف عثمان به امیرالمؤمنین این بود هفتاد تن از کسانی که زیباترین و قهرمان‌ترین افراد قریش بودند را در بدر به قتل رساندی! در حالیکه در رابطه با «مروان» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد پنجم صفحه 240 از قول نبی گرامی اسلام تعبیری آمده که «هیثمی» سند روایت را توثیق می‌کند. در روایت آمده است:

«لهو اشر علی هذه الأمة من فرعون لقومه»

شرورترین انسان‌ها در امت من ولید است و شر او بر امت من از فرعون نسبت به بنی اسرائیل بیشتر است.

«رواه أحمد واسناده حسن»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 5، ص 240، باب فی ائمة الظلم والجور وائمة الضلالة

ملاحظه کنید در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» مذاکره‌ای که مروان با امام سجاد (علیه السلام) بعد از واقعه کربلا دارد، آمده است. در این مذاکره آمده است که «مروان» به امام زین العابدین عرضه می‌دارد:

«ما کان فی القوم أحد أدفع عن صاحبنا من صاحبکم یعنی علیا عن عثمان»

در قضیه هجوم به خانه عثمان هیچکسی مثل علی بن أبی طالب از عثمان دفاع نکرد.

خیلی جالب است! جنگ صفین را راه انداختند به خاطر اینکه علی بن أبی طالب قاتل عثمان است و به قاتلین عثمان امان داده و انتقام نمی‌گیرد. حال این شخص می‌گوید در قضیه هجوم به خانه عثمان هیچکسی مثل علی بن أبی طالب از عثمان دفاع نکرد.

امام سجاد فرمود:

«فما لکم تسبونه علی المنبر»

پس چرا علی را بالای منبر سب می‌کنید؟!

مروان حکم گفت:

«قال لا یستقیم الأمر إلا بذلک»

اصلاً قوام حکومت ما با سب علی بن أبی طالب است.

تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 438، باب آخر الجزء التاسع والتسعین بعد الأربعمائة من الفرع

ملاحظه کنید تعبیر بسیار عجیبی است! به گفته او خلافت بنی امیه و سوار شدن بر گرده مردم و سواری گرفتن از مردم با غیر از سب علی بن أبی طالب ممکن نیست!!

بنی امیه معتقد بودند که اگر ما علی بن أبی طالب را سب نکنیم و او را به عنوان مبغوض ترین انسان‌ها برای مسلمانان معرفی نکنیم، آن‌ها احادیثی در فضیلت و خلافت علی بن أبی طالب مطرح می‌کنند و کسی به سراغ ما نمی‌آید.

ما باید کاری کنیم که مردم به سراغ فضائل و شجاعت و قهرمانی‌های علی بن أبی طالب نروند و این جز با ناسزا گفتن و شتم و لعن راه دیگری ندارد. در کتاب «أنساب الأشراف» اثر «بلاذری» هم همین تعبیر آمده است و می‌نویسد:

«ما کان أحد أکفّ عن صاحبنا من صاحبکم»

هیچکسی از عثمان همانند علی بن أبی طالب دفاع نکرد.

«قال: فلم تشتمونه علی المنابر؟»

امام سجاد فرمود: پس چرا علی را بالای منبر سب می‌کنید؟!

«قال: لا یستقیم لنا هذا إلا بهذا»

مروان حکم گفت: خلافت و حکومت ما جز با سب علی بن أبی طالب دوام ندارد.

أنساب الأشراف، اسم المؤلف: أحمد بن یحیی بن جابر البلاذری (المتوفی: 279 هـ)، ج 1، ص 295، باب وأما أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام

ما از اینجا نقیبی به قضیه حضرت سیدالشهدا می‌زنیم و در جلسه آخر یک جمع بندی کلی و نتیجه گیری خواهیم کرد. «ابن ابی الحدید معتزلی» در کتاب «شرح نهج البلاغه» جلد چهارم صفحه 71 می‌گوید:

«و أما مروان ابنه فأخبث عقیدة و أعظم إلحادا و کفرا»

مروان خبیث‌ترین انسان‌ها از نظر عقیده و بزرگترین ملحد و کافر است.

«و هو الذی خطب یوم وصل إلیه رأس الحسین ع إلی المدینة و هو یومئذ أمیرها»

روزی که سر بریده امام حسین به مدینه رسید، امیر مدینه او بود.

«ثم رمی بالرأس نحو قبر النبی و قال یا محمد یوم بیوم بدر»

او سر بریده امام حسین را به طرف قبر پیغمبر پرت کرد و گفت: ای محمد! کشتن فرزندت به تلافی کشته‌های بدر.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 4، ص 71، فصل فی ذکر الأحادیث الموضوعة فی ذم علی

ان شاءالله در این زمینه مفصل بحث خواهیم کرد. «ابن ابی الحدید» که این مطالب را نقل می‌کند یک انسان سنی است و شیعه نیست. او «شیخ مفید» و «شیخ طوسی» و «سید مرتضی» نیست، بلکه یک عالم اهل سنت است. او می‌نویسد مروان گفت:

«یا محمد یوم بیوم بدر»

ای محمد! کشتن فرزندت به تلافی کشته‌های بدر.

یزید هم گفت:

«لیت أشیاخی ببدر شهدوا جزع الخزرج فی وقع الأسل»

ای کاش اجداد من که در بدر کشته شدند، بودند و می‌دیدند چطور انتقام آنها را از فرزندان پیغمبر اکرم گرفتم.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 4، ص 55

کاملاً واضح و روشن است. به قول خلیفه دوم:

«و الله لو لا سیفه لما قام عمود الإسلام»

به خدا سوگند اگر شمشیر علی نبود پرچم اسلام برافراشته نمی‌شد.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 12، ص 82، باب نکت من کلام عمر و سیرته

اگر فداکاری‌های امیرالمؤمنین را در جنگ‌ها مخصوصاً جنگ بدر و احد حذف کنید، چیزی باقی نمی‌ماند. در جنگ احد همه صحابه فرار کردند و همانند بز کوهی از کوه بالا می‌رفتند، اما امیرالمؤمنین با حدود هشتاد زخم پروانه وار اطراف رسول اکرم می‌چرخید.

امیرالمؤمنین نگذاشت قریش نبی گرامی اسلام را به شهادت برساند، اما صحابه از بالای کوه داد می‌زدند: پیغمبر از دنیا رفته است، پیغمبر از دنیا رفته است. سپس آیه نازل شد:

(وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکم)

محمد (ص) فقط فرستاده خدا بود و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب برمی‌گردید؟

سوره آل عمران (3): آیه 144

این قضایا کاملاً واضح و روشن است. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

 

خیلی ممنون و متشکرم. سؤال دیگری که در اینجا مطرح است، این است که آیا در لسان مبارک وجود نازنین امیرالمؤمنین یا دیگر اهلبیت عصمت و طهارت این مطلب آمده است که دشمنی قریش با امیرالمؤمنین به خاطر دفاع حضرت از اسلام بود؟!

در این زمینه باید قدری پا را فراتر بگذاریم. به جهت اینکه امیرالمؤمنین از اسلام دفاع کرده است، دشمنی قریش با ایشان سبب این جنایت شده است؟!

چرایی دشمنی و کینه قریش نسبت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته بسیار زیبایی است. امیدواریم مباحثی که ما در رابطه با عوامل شهادت حضرت سیدالشهدا داریم، توسط دوستان ما تدوین شود و به صورت مجموعه‌ای چاپ شود و همچنین پاورپوینت خوبی آماده شود و در فضای مجازی منتشر شود. این هدیه ناچیز و ران ملخی به پیشگاه مقدس سلیمان عالم هستی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) خواهد بود.

«ابن ابی الحدید» در کتاب «شرح نهج البلاغه» جلد 20 صفحه 328 از قول حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌نویسد:

«کل حقد حقدته قریش علی رسول الله أظهرته فی و ستظهره فی ولدی من بعدی»

قریش هر کینه‌ای که از رسول الله داشت، انتقام آنها را از من گرفتند و از فرزندان من هم خواهند گرفت.

«ما لی و لقریش إنما وترتهم بأمر الله و أمر رسوله أ فهذا جزاء من أطاع الله و رسوله إن کانوا مسلمین»

قریش از جان من چه می‌خواهند؟ اگر من با آنها جنگیدم، به امر خدا و رسولش بود. آیا پاداش کسی که از خدا و پیغمبر اکرم اطاعت کند این است؟

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 20، ص 328، ح 764

آیا پاداش کسی که از خدا و پیغمبر اکرم اطاعت کند این است که همسرش را بکشند، حقش را پایمال کنند، فتنه‌ها علیه او ایجاد کنند؟! نتیجه دفاع از اسلام به امر الهی و به امر رسول الله همین است؟!

«ابن ابی طیفور» متوفای 280 هجری است و زمان امام هادی و امام حسن عسکری (علیهم السلام) و بخشی از غیبت صغری را درک کرده است. ایشان که یکی از علمای برجسته اهل سنت است، کتابی به نام «بلاغات النساء» دارد.

«ابن ابی طیفور» خطبه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در مسجد النبی را مطرح می‌کند و می‌نویسد که حضرت فرمود:

«و ما الذی نقموا من أبی الحسن»

چه باعث شد که این چنین انتقام کشنده از علی بن أبی طالب بگیرید؟!

«نقموا و الله منه نکیر سیفه و شدة وطأته و نکال وقعته و تنمره فی ذات الله»

خوش نداشتند از علی برندگی شمشیرش را و سخت لگد کوب کردنشان را به سخت کیفر دادن در کارهایش را و سختگیری‌اش را در راه خدا.

بلاغات النساء، نویسنده: ابن طیفور، احمد بن أبی طاهر، ص 32، باب کلام فاطمة بنت رسول الله ص

این انتقام نیست جز ضرب شست علی بن أبی طالب در جنگ‌ها که از سران قریش بوده است. این نتیجه اعتقادات قوی او و دفاع جانانه و حماسی او از اسلام بوده است.

خانه نشین کردن امیرالمؤمنین و آتش زدن خانه آن بزرگوار و کتک زدن حضرت و به یغما بردن حق علی بن أبی طالب چیزی نیست جز نتیجه شمشیر امیرالمؤمنین در هشتاد و اندی جنگ با کفار. حضرت خود می‌فرماید:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی نَهْبا»

به همین دلیل شکیبایی پیشه کردم در حالی که گویی در چشمم خاشاک بود و استخوان راه گلویم را گرفته بود، زیرا با چشم خود می‌دیدم میراثم به غارت می‌رود.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 48، خ 3

بنده مطلبی از زبان پیغمبر اکرم مطرح کنم که شاید تا به حال عزیزان این مطلب را از من نشنیده‌اند. «حسکانی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت و مورد تأیید آقایان است. ایشان در کتاب «شواهد التنزیل» جلد اول روایتی را در رابطه با حجة الوداع و بحث غدیر خم مطرح می‌کند. این روایت خیلی نکته عجیبی دارد. رسول اکرم ذیل آیه شریفه:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

فرمودند که جبرئیل آمد و گفت:

«إن الله یأمرک أن تدل أمتک علی صلاتهم. فدلهم علیها»

خداوند دستور داد تا مردم را به نماز خواندن دعوت کنی، دعوت کردی.

«ثم هبط فقال: إن الله یأمرک أن تدل أمتک علی زکاتهم. فدلهم علیها»

جبرئیل بازهم نازل شد و گفت: خداوند دستور داد تا مردم را به زکات دادن دعوت کنی و ابلاغ کردی.

«ثم هبط فقال: إن الله یأمرک أن تدل أمتک علی صیامهم. فدلهم»

جبرئیل بازهم نازل شد و گفت: خداوند دستور داد تا مردم را به روزه گرفتن دعوت کنی و ابلاغ کردی.

«ثم هبط فقال: إن الله یأمرک أن تدل أمتک علی حجهم ففعل»

جبرئیل بازهم نازل شد و گفت: خداوند دستور داد تا مردم را به حج رفتن دعوت کنی و انجام دادی.

«ثم هبط فقال: إن الله یأمرک أن تدل أمتک علی ولیهم علی مثل ما دللتهم علیه من صلاتهم وزکاتهم وصیامهم وحجهم»

سپس جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند امر می‌کند تا ولی مسلمین را به مردم معرفی کنی همانطور که نماز و زکات و روزه و حج را به مردم ابلاغ کردی.

«فقال رسول الله: یا رب إن قومی قریبوا عهد بالجاهلیة وفیهم تنافس وفخر»

رسول اکرم فرمود: ای پروردگارم! امت من تازه از دوران جاهلیت بیرون آمدند و هنوز تفاخر و تأثیرات دوران جاهلیت روی آنها هست.

«وما منهم رجل إلا وقد وتره ولیهم»

هرکدام از آنها از شمشیر علی بن أبی طالب کینه دارند.

مراد از فرمایش رسول اکرم این بود که به هرکدام از امت نگاه می‌کنم، می‌بینم یکی از بستگانش به واسطه شمشیر علی بن أبی طالب به درک واصل شده است!

«وإنی أخاف»

و من می‌ترسم.

«فأنزل الله تعالی: (یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک وإن لم تفعل فما بلغت رسالته یرید فما بلغتها تامة (والله یعصمک من الناس)»

سپس آیه نازل شد: ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای. نگران فتنه‌های مردم نباش.

«فلما ضمن الله [له] بالعصمة وخوفه أخذ بید علی بن أبی طالب ثم قال: یا أیها الناس من کنت مولاه فعلی مولاه»

وقتی خداوند ضمانت کرد که پیغمبر را از توطئه و فتنه مردم در امان نگه می‌دارد، دست علی بن أبی طالب را گرفت و فرمود: ای مردم! هرکسی من مولای او هستم، علی مولای اوست.

«اللهم وال من والاه وعاد من عاداه، وانصر من نصره واخذل من خذله وأحب من أحبه وأبغض من أبغضه»

هرکسی او را یاری کند، خدا او را یاری می‌کند. هرکسی با او دشمنی کند، خداوند با او دشمنی می‌کند. هرکسی علی را دوست داشته باشد، خدا او را دوست می‌دارد. هرکسی با او دشمنی کند، خداوند او را دشمن می‌دارد.

شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، نویسنده: الحاکم الحسکانی، وفات: ق 5، رده: مصادر تفسیر سنی، خطی: خیر، تحقیق: الشیخ محمد باقر المحمودی، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1411 - 1990 م، ج 1، ص 254 و 255، ح 248

این روایت خیلی واضح و روشن است. رسول اکرم می‌فرماید: اگر من بخواهم علی بن أبی طالب را به عنوان ولی امر معرفی کنم، آن‌ها از من نمی‌پذیرند.

هرکدام از کسانی که در اطراف من هستند، یکی از بستگان خود را با شمشیر علی از دست داده‌اند و آنها با علی بن أبی طالب عداوت دارند.

نگاهی کوتاه به شخصیت شیر زنی به نام «أم الخیر»!

در کتاب «بلاغات النساء» نکته‌ای آمده که خیلی جالب است و من به صورت خلاصه عرض می‌کنم.

یکی از شیرزنانی که در جنگ صفین بود و احساسات سپاهیان علی بن أبی طالب را برای جنگ با معاویه تحریک می‌کرد یک شاعر زبردست و خطیبی توانا بود که در تاریخ همانند او را کم دیدم. این زن «أم الخیر بنت حریش بن سراقه» نام داشت و بسیار سخنرانی مفصل و اشعار زیبنده محرک سروده است.

در جنگ هشت ساله دفاع مقدس آقای «آهنگران» اشعاری می‌خواند که همه سپاهیان سر از پا نمی‌شناختند.

شاید بتوان گفت «أم الخیر» در جنگ صفین با سخنرانی‌ها و اشعارش صد برابر از آقای «آهنگران» سپاه امیرالمؤمنین را تحریک می‌کرد.

معاویه به حاکم مدینه می‌نویسد: «أم الخیر» را از مدینه به شام بفرست و تلاش کن احترام او را حفظ کنی. اگر در این سفر به او بی احترامی شود، من می دانم و تو. زندگی و پست و مقام تو به برخورد خوب و بد تو نسبت به «أم الخیر» دارد.

حاکم مدینه از ترس مقام خود قضیه را با «أم الخیر» در میان گذاشت، او را به همراه کاروانی به شام فرستاد و سفارش کرد که نسبت به او احترام کنید و بسیار از او پذیرایی کنید. «أم الخیر» آمد و در مجلس یزید و یارانش نشست. معاویه رو به یاران کرد و گفت:

«أیکم حفظ کلام أم الخیر»

کدام یک از شما سخنرانی‌های أم الخیر را حفظ هستید؟!

«قال رجل من القوم أنا أحفظه یا أمیر المؤمنین کحفظی سورة الحمد»

مردی بلند شد و گفت: یا امیرالمؤمنین! من اشعار و سخنان أم الخیر را همانند سوره حمد حفظ هستم.

او بلند شد و در سپاه علی بن أبی طالب شروع به شعر خواندن کرد، گویا شتر جوانی که راه می‌رود و شیحه می‌کشد و از دهانش کف می‌ریزد و عاشقانه شعر می‌خواند. سخنرانی او در قلب سپاه علی بن أبی طالب زلزله انداخت و روح و روان آنها را به حرکت درآورد. در بخشی از اشعار او آمده است:

«فإلی أین تریدون رحمکم الله أفراراً عن أمیر المؤمنین أن فراراً من الزحف أم رغبة عن الإسلام أم ارتداداً عن الحق»

چرا دارید سستی می‌کنید؟! آیا دارید از امیرالمؤمنین فرار می‌کنید؟! آیا دارید از جنگ فرار می‌کنید؟! آیا دارید از اسلام فرار می‌کنید یا می‌خواهید به ارتداد از حق برسید؟!

«أما سمعتم الله عز وجل یقول ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم والصابرین»

او سخنرانی‌های «أم الخیر» را مفصل مطرح کرد و موجی در اصحاب معاویه ایجاد کرد. معاویه از «أم الخیر» پرسید: الآن نظر تو نسبت به علی بن أبی طالب و من چیست؟!

معاویه‌ای که از دهانش آتش می‌بارید، همو که امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و «حجر بن عدی» و یارانش و «قنبر» را به شهادت رسانده است این حرف‌ها را می زند. «أم الخیر» در جواب معاویه که پرسید نظرت نسبت به من چیست، گفت:

«رحمکم الله إلی الإمام العادل والوصی الوفی والصدیق الأکبر»

من درباره صدیق اکبر و امام عادل و وصی وفادار به پیغمبر اکرم چه بگویم!

«إنها إحن بدریة وأحقاد جاهلیة وضغائن أحدیة»

هرچه که نسبت به علی بن أبی طالب انجام دادید، همه کینه‌های بدر و احد و حقد و حسدهای جاهلی بود.

خیلی عجیب است! یک زن در میان معاویه و یارانش این چنین صحبت می‌کند. معاویه از «أم الخیر» پرسید: نظر تو نسبت به کارهای علی بن أبی طالب چیست؟! او گفت:

«قاتلوا أئمة الکفر»

او پیشوایان کفر را می‌کشد.

بلاغات النساء، اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبی طاهر ابن طیفور (المتوفی: 280 هـ)، ج 1، ص 17، باب کلام أم الخیر بنت الحریش البارقیة

معاویه سپس از او پرسید: نظر تو نسبت به عثمان چیست؟! «أم الخیر» گفت: همان صحابه‌ای که با او بیعت کرده بودند، همان‌ها او را کشتند!!

«أم الخیر» جواب‌های بسیار زیبایی به معاویه داد. واقعاً انسان مبهوت می‌ماند از اینکه می‌بیند یک زن در دل دشمن خونخوار اینطور با شهامت و شجاعت صحبت می‌کند. معاویه از او در رابطه با عثمان، «طلحه»، «زبیر» سؤال می‌کند. «أم الخیر» همان شجاعتی که در صفین داشت، همان شجاعت را در مجلس معاویه هم دارد.

شاهد مثال من این بود که معاویه از این زن می‌پرسد: جنگ علی بن أبی طالب با ما را چطور ارزیابی می‌کنی؟! «أم الخیر» می‌گوید: من جز کینه‌های احد و کینه‌های بدر و حنین چیز دیگری در این جنگ‌ها ندیدم.

قرار نبود تو در مجلس خود بخواهی با یک زن مقابله کنی. من وظیفه‌ام بود و این مطالب را گفتم. اگر قرار است مرا بکشی من برای کشته شدن آماده هستم، اما برای تو ننگ است که زن غریبی که اینجا هیچکسی را ندارد بکشی!!

معاویه می‌بیند که اگر این زن را بکشد آبرویش می‌رود و به صلاحش نیست و باعث می‌شود خطبه‌های او را سایر مردم هم همانند حمد و سوره حفظ کنند. معاویه این زن را به مدینه برمی گرداند و می‌گوید با همان احترامی که او را آورده بودید، با همان احترام برگردانید.

مجری:

بسیار عالی، حضرت استاد خیلی خیلی از شما ممنونم. همانطور که استاد فرمودند بحث ما ادامه دارد. ان شاءالله در برنامه‌های بعدی ابعاد دیگری از این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم و ان شاءالله بحث به جاهای خوبی خواهد رسید. مجموعه آنچه در این برنامه گفته می‌شود مورد استفاده و عنایت دوستان عزیز بیننده قرار خواهد گرفت و گرفته است.

ما از امیرالمؤمنین و مظلومیت مولا گفتیم. البته همانطور که این شیرزن از وجود نازنین مولای متقیان امیر مؤمنان علی (سلام الله علیه) دفاع می‌کند، در طول تاریخ کسانی بودند که جانشان را کف دست گرفتند برای حمایت و دفاع از مولا امیرالمؤمنین. ان شاءالله ما هم جزو مدافعین حریم امامت و ولایت باشیم و تا آخرین نفس پای اعتقاداتمان بایستیم.

السلام علیک یا أمین الله فی أرضه و حجته علی عباده السلام علیک یا أمیرالمؤمنین

الهی شکر. الحمدلله رب العالمین که خداوند به ما این توفیق و لیاقت را داده است تا زیر لوای مولا و آقاجانمان امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (سلام الله علیه) هستیم.

در خدمت بینندگان و مخاطبین عزیزمان هم هستیم. برخی از عزیزان روی خط ارتباطی و بعضی افراد به صورت پیام با ما در ارتباط هستند. ان شاءالله در این بیست دقیقه‌ای که از برنامه باقی مانده است برخی از تلفن‌های شما را دریافت کنیم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

آقای محمدی از اصفهان روی خط ارتباطی ما هستند. آقای محمدی سلام به شما، بفرمایید:

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم خدمت مجری محترم و سلام بر استاد ارجمند، شب شما بخیر.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

ضمن تبریک خدمت شما به مناسبت این عید بزرگ می‌خواستم عرض کنم علی رغم تبلیغاتی که وهابی‌ها برای از بین بردن و کتمان فضائل حضرت امیرالمؤمنین دارند، اخیراً به مناسبت عید مبارک غدیر خم شاعر یمنی چکامه‌ای سرود که بیت اول آن این است:

دولة قصة تطول مهر علی موجه حطول

نکته قابل تأمل این است که مداح سلفی آن را خوانده و در فضای مجازی منتشر شده است. من این ابیات را به فارسی منظوم برگرداندم که سه چهار دقیقه می‌شود.

من عین این شعر را برگرداندم که حدود پانزده بیت است. این ابیات متصل به هم است و از زبان یکی از شاعران اهل سنت است و خواننده آن هم سلفی است. به نظر می‌رسد که مقداری تصحیح موضع می‌کنند.

قهرمانی قصه‌اش طولانی و ژرف و بلند است

موج دریای فضائل فوق البرز و سهند است

گو کدام از واژگان حق سخن ایفا نماید

یا کدامین ناطق اسراری ز جان بر ما گشاید

اولین لبیک گوی دعوت توحید بیت مؤمنین بود

دوستدار او خداوند و رسولش رحمة للعالمین بود

بوتراب آنکس که در نور و هدی یار و برادر با رسول است

ابن عم مصطفی داماد او زوج گرانقدر بتول است

هست بابای حسین و مجتبی سبط پیامبر

مژده فردوس و رضوان از خدا بگرفته حیدر

عادلی کو در عدالت خانه‌اش حقی نمی‌گردد تباه

کمترین از شاهدان عدل او هر کوکب و خورشید و ماه

از گواهی‌های پیغمبر که زیبا منجلی شد

عاشق الله آن سرور بودن فخر علی شد

جام هجرت گشت حاضر بهر خفتن بر فراش انبیاء

تا کند از صدق دل بهر پیمبر جان شیرین را فدا

تا علمدار نبرد بی امان با مشرکان است

سرنگون سازنده پرچم‌های جور کافران است

آن سلحشور و سخنور صاحب مجد و کرامت

آخته شمشیر در راه خدا بی چشم و اجرت

در مقامش پرسش از خندق نما وز بلوه أم القری

ضربه‌ها برکوفت دشمن را که محکم گردد آیین خدا

بدر و خیبر از علی مرتضی خروارها گفتار دارد

درب و قلعه از ورود آنید الله خاطره بسیار دارد

ذوالفقارش چون گواهی داد جنگ آور علی است

نیک دانی شاهد پیروزی اندر کام کیست

هیچ شمشیری ندارد تاب میدان و مصاف آن غضنفر

نیست خیلی مانده در گیتی پس از فقدان بازوی پیمبر

چون موفق بر هدف شد زین جهان وقت خروج

صورتش رخشنده از خون گشت از شوق عروج

لحظه حساس بنموده است یاران مات و دل فکار

بر خدای کعبه سوگند رسای او که گشتم رستگار

(سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق)

به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می‌دهیم تا آشکار گردد که او حق است.

سوره فصلت (41): آیه 53

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

احسنتم، دست شما درد نکند. متشکرم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم از آقای محمدی عزیز از اصفهان. ان شاءالله که در پناه حضرت مولا امیرالمؤمنین باشید. آقای سیامک از بوکان بیننده بعدی ما روی خط ارتباطی هستند. آقا سیامک سلام، بفرمایید:

بیننده (آقا سیامک از بوکان – اهل سنت):

سلام علیکم خدمت استاد عزیز دکتر حسینی قزوینی و مجری محترم آقای اسماعیلی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

فکر کنم بعد از چهار سال است که شما را می‌بینم. شبکه‌تان مبارک باشد. یک هفته است شبکه شما را نگاه می‌کنم.

می‌خواستم شبکه شما را تبریک عرض کنم. البته یک هفته است که فرکانس شبکه را پیدا کردم. خواستم خدمت دکتر خسته نباشید بگویم. من خودم سنی مذهب هستم و در ایران زندگی می‌کنم.

شاید آقای دکتر بدانند در هر فامیلی که بگردید اهل سنت باشد، اسم علی اول است سپس حسن و حسین و فاطمه است. در میان خاله‌ها و اقوام من نام فاطمه و زینب تا دلتان بخواهد هست.

من یک گلایه خدمت آقای دکتر حسینی قزوینی دارم. اگر ایشان در خارج از کشور بودند، می‌گفتیم خارج از کشور هستند.

در جنگ احد روشن است که همه فرار کردند. الآن شما نمی‌توانید ثابت کنید که پیغمبر اکرم هم بالای کوه نرفت. آیا کسی می‌تواند ثابت کند حضرت علی هم بالای کوه نرفت؟! خیر، زیرا جنگ بود! اگر پیغمبر اکرم و حضرت علی می‌ماندند و تا آخرین قطره خون جنگ می‌کردند، دیگر اسلامی نبود. در این صورت نه شیعه‌ای بود و نه سنی!

مجری:

آقا سیامک شما می گویید پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین هم فرار کردند؟!

بیننده:

مگر آنها هم بالای کوه نرفتند؟!

مجری:

این مطلب را کجا نوشته است؟!

بیننده:

آقای اسماعیلی شما می‌توانید به من بگویید که آنها کجا رفتند؟!

مجری:

آن‌ها در محدوده جنگ بودند. امیرالمؤمنین در کنار پیغمبر اکرم بودند.

بیننده:

مگر در جنگ احد شکست نخوردند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا سیامک عزیز! کتاب «صحیح بخاری» را قبول دارید؟!

بیننده:

بله.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

تصویر را می‌بینید؟!

بیننده:

الآن آمد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 2864 آمده است:

«قال رَجُلٌ لِلْبَرَاءِ بن عَازِبٍ أَفَرَرْتُمْ عن رسول اللَّهِ یوم حُنَینٍ»

شخصی از براء بن عازب پرسید: آیا در جنگ حنین پیغمبر اکرم فرار کردند؟

«قال لَکنَّ رَسُولَ اللَّهِ لم یفِرَّ»

او گفت: خیر، پیغمبر اکرم فرار نکرد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1051، ح 2709

شما می گویید ما دلیل نداریم که پیغمبر اکرم فرار نکرده است!

بیننده:

آقای دکتر من فقط یک سؤال دارم. در تاریخ نوشته است که در جنگ احد یک سری افراد به طمع جمع کردن غنیمت رفتند و به همین خاطر «خالد بن ولید» از پشت حمله کرد. در این جنگ افراد بسیاری شهید شدند و این را تاریخ نوشته و همه آن را قبول دارند.

البته فکر می‌کنم بی ادبانه بود که اسم فرار را گذاشتم. اگر حضرت علی و پیغمبر اکرم عقب نشینی نکرده بودند، الآن چیزی به اسم اسلام نبود. بنابراین همه عقب نشینی کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا سیامک عزیزم! شما باید قدری بیشتر تاریخ خودتان را مطالعه کنید. من احساس می‌کنم شما نسبت به تاریخ خودتان هم ناآگاه هستید.

در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده است که در قضیه جنگ احد همه بالای کوه رفتند. تنها دوازده نفر با نبی گرامی اسلام بودند که یکی از آنها حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بود و نزدیک به هفتاد زخم برداشتند.

مجری:

اول تعداد زیادی از مسلمانان فرار کردند و رفتند و پیغمبر اکرم را رها کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر قرار بود پیغمبر اکرم هم فرار کنند، مگر فرار کردن از جنگ از گناهان کبیره نیست؟!

بیننده:

حاج آقا بنده مدرک تحصیلی ندارم، اما نزدیک به نُه سال است که هم برنامه‌های شبکه‌های سنی را نگاه می‌کنم و هم برنامه‌های شما را نگاه می‌کنم.

مجری:

آقا سیامک می دانید منظور از آیه شریفه:

(وَ الرَّسُولُ یدْعُوکمْ فِی أُخْراکم)

و پیامبر از پشت سر شما را صدا می‌زد.

سوره آل عمران (3): آیه 153

چیست؟!

بیننده:

بنده عربی بلد نیستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یعنی پیغمبر اکرم در صحنه جنگ بود و به مردم می‌فرمودند فرار نکنید.

بیننده:

من این را قبول دارم. من می‌خواهم از زبان شما به این نتیجه برسم که آیا یازده نفری که با پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین بودند، تا آخرین قطره خون جنگیدند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، تا آخرین قطره خون جنگیدند و تا آخرین لحظه هم با پیغمبر اکرم بودند.

بیننده:

یعنی کسی از آنها اسیر هم نشدند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

چند نفر از این افراد کشته شدند.

بیننده:

می دانم شهید زیاد دادیم، اما می گویم پیغمبر اکرم با حضرت علی عقب نشینی کردند یا نکردند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اصلاً و ابداً! ما یک روایت ضعیف هم در صحاح اهل سنت و کتب شیعه نداریم که امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم عقب نشینی کرده باشند.

بیننده:

چطور از دست کفار نجات پیدا کردند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر شما روایتی پیدا کردید هفته آینده برای ما بیاورید تا ما از دور دست شما را ببوسیم.

بیننده:

نه قبول دارم. حاج آقا شما تاج سر ما هستید، جای پدر ما هستید و از این حرف‌ها نزنید. من این را نمی‌دانم، زیرا ما وقتی در شهر بوکان بودیم جنگ زیاد دیدیم. متأسفانه ما از هردو طرف خوردیم و اینجا جنگ را زیاد دیدیم. اینجا وقتی یک نفر پیروز می‌شود، شهر را می‌گیرد. بقیه خانه می‌روند، استراحت می‌کنند و تجدید قوا می‌کنند.

من هرچه در منابع خواندم آمده بود که سپاه اسلام به مدینه رفتند و تجدید قوا کردند و بعداً صلح کردند و بعد از ده سال پیغمبر اکرم پیروز شد و مکه را گرفت.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من صحابه در دو جنگ فرار کردند. یکی از آنها جنگ احد بود و دیگری جنگ حنین بود. در جنگ حنین سپاه اسلام دوازده هزار نفر بودند، اما در جنگ احد هزار نفر بودند.

سیصد نفر از این افراد در وسط راه با تحریک «عبدالله أبی» برگشتند و تنها هفتصد نفر باقی ماندند. سپاه دشمن سه هزار نفر بودند و هفتصد نفر در برابر سه هزار نفر قرار گرفتند. سپاهیان دشمن سپاه اسلام را شکست دادند.

پیغمبر اکرم به چند نفری که بالای کوه احد بود، فرمودند: از جایتان تکان نخورید. اگر دشمن ما را قطعه قطعه کرد و بدن‌های قطعه قطعه شده ما را هم کلاغ‌ها بردند شما از جایتان تکان نخورید.

در مقابل همین که صحابه دیدند دشمن فرار کرد و اموال زیادی باقی گذاشت، به طمع مال پایین آمدند و هرچه فرمانده گفت نروید گوش ندادند.

در مقابل وقتی «خالد بن ولید» دید سنگر خالی شده است، از پشت سر حمله کرد و هفتاد نفر از بهترین عزیزان پیغمبر اکرم را به قتل رساند. به نقل کتب صحیحین ابوبکر و عمر و عثمان جزو کسانی بودند که به بالای کوه فرار کردند.

ملاحظه کنید در کتاب «تفسیر طبری» جلد چهارم صفحه 144 آمده است که خلیفه دوم می‌گوید:

«لما کان یوم أحد هزمناهم ففررت حتی صعدت الجبل»

در روز جنگ احد من جزو فراری‌ها بودم که بالای کوه رفتم.

«فلقد رأیتنی أنزو کأننی أروی»

ما مثل بز کوهی فرار می‌کردیم.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 4، ص 144، باب آل عمران: (155) إن الذین تولوا... ..

این مطلب را ما نیاوردیم و اینها کتاب‌های شیعه هم نیست، بلکه کتاب «تفسیر طبری» یکی از کتب معتبر اهل سنت است. همچنین کتاب «تفسیر الدر المنثور» و «تفسیر ابن کثیر دمشقی» همگی این مطالب را آورده‌اند.

مجری:

آقا سیامک اگر شما خودتان در آن نبرد در کنار پیغمبر اکرم بودید، حاضر می‌شدید پیغمبر اکرم را رها کنید تا حضرت آسیب ببینند و شهید شوند؟!

بیننده:

آقای اسماعیلی من از سال هفتاد با توجه به بیماری که داشتم نصف بدنم سر شده است، اما برای اولین بار برای جنگ غزه ثبت نام کردم به خاطر اینکه پای اسلام در میان است.

مجری:

بنابراین اگر شما بودید تا آخرین نفس و آخرین قطره خونتان می‌ایستادید.

بیننده:

بنده خودم جنگ زیاد دیدم و در جنگ بودم و ضربه هم دیدم. ما جنگ ایران و عراق را هم دیدیم. در جنگ برادران ما عقب نشینی کردند، حمله کردند و شکر خدا عراق و سوریه را هم گرفتیم. این قضایا برای کشور ما مایه افتخار است.

بعضی افراد می گویند که چرا این قضایا را می گویید. من می گویم: هرکسی اگر پرچم خودش را که ارتش قوی نداشته باشد، از زمین و زمان و زیر زمین هم ویروس وارد آن می‌شود. باید افتخار کنید اگر ارتش قوی داشته باشید.

من این را متوجه نمی‌شوم و باور کنید چند سال است فکر می‌کنم و می گویم چطور می‌شود در این جنگ که «خالد بن ولید» این همه فتوحات برای اسلام آورده است، چرا این کار را کرده است!

«خالد بن ولید» معصوم که نبوده است و انسان باید روراست باشد. شاید خطا هم کرده باشد.

مجری:

آقا سیامک شما دارید همه مباحث را با هم قاطی می‌کنید. آیا این سه نفر در جنگ فرار کردند یا خیر؟!

بیننده:

من این را از شما می‌پرسم که وقتی کفار قریش آن میدان جنگ را گرفته بودند، پیغمبر اکرم و حضرت علی کجا بودند؟!

مجری:

اگر شما بودید پیغمبر اکرم را رها می‌کردید و بالای کوه می‌رفتید؟!

بیننده:

خیر، اگر پیغمبر اکرم دستور می‌دادند اطاعت می‌کردم.

مجری:

پیغمبر اکرم که چنین دستوری ندادند، آن‌ها خودشان فرار کردند.

بیننده:

اگر خودشان فرار کردند، چرا این همه دوستدار دارند؟! آن موقع این همه صحابه پیغمبر اکرم بودند. ما که به انگشتان صحابه نمی‌رسیم.

مجری:

آقا سیامک نباید تعصب داشته باشید. بالاخره یک واقعیتی بوده است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا سیامک در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 2651 آمده است که وقتی مسلمانان فرار کردند، بعد از اینکه جنگ تمام شد پیغمبر اکرم عرضه داشت:

«اللهم إنی أَعْتَذِرُ إِلَیک مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ یعْنِی أَصْحَابَهُ»

خدایا من از اینکه اصحابم در این جنگ فرار کردند معذرت خواهی می‌کنم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1032، ح 2651

اگر پیغمبر اکرم خودشان هم فرار کرده بودند، می‌توانست بگوید معذرت می‌خواهم؟! این یعنی کسانی که فرار کردند کار زشتی کردند و پیغمبر اکرم دارد از طرف آنها از خداوند متعال عذرخواهی می‌کند!

آقا سیامک عزیز قدری اطلاعاتتان را بیشتر کنید. این قضیه را کتاب «تاریخ طبری» که بزرگترین کتاب تاریخ شما اهل سنت است نقل کرده است.

همچنین کتاب «الکامل» اثر «ابن اثیر» را ملاحظه کنید. در این جنگ «أم دجانه» یکی از زنان صحابیه شمشیر به دست گرفت و در اطراف پیغمبر اکرم جانانه از حضرت دفاع کرد به طوری که چندین زخم هم برداشت. این زن تا آخرین لحظه با پیغمبر اکرم بود!

شما در اینترنت جستجو کنید که چه کسانی در جنگ احد تا آخرین لحظه با پیغمبر اکرم ماندند تا ملاحظه کنید سایت‌های مختلف اهل سنت نظیر «اسلام وب» چه مطالبی آورده‌اند.

ببینید چند نفر تا آخرین لحظه با پیغمبر اکرم ماندند و چه کسانی فرار کردند و بالای کوه احد رفتند. ما که نمی‌خواهیم اینجا دروغ بگوییم. شما الآن هرچه بخواهید من از کتب صحیحین یا دیگر صحاح شما مدرک می‌آورم.

مجری:

آقا سیامک از اینکه روی خط ارتباطی آمدید بسیار از شما ممنونم. ما که می دانیم شما محب اهلبیت عصمت و طهارت هستید. برخی از بینندگان عزیزی هم که از افغانستان و دیگر بلاد تماس گرفتند و اعلام کردند.

اهل سنت محب اهلبیت هستند و ما این را قبول داریم و ارادت خاص و ویژه به وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین و اهلبیت عصمت و طهارت دارند، در مقابل تعصب نباید باعث شود که یک سری مباحث تاریخی جلوی چشمانمان را بگیرد.

این‌ها یک واقعیت تاریخی است و اتفاق افتاده است. وقتی اتفاق افتاده که ما نمی‌توانیم منکر آن شویم. بالاخره یک عده ترسیدند، فرار کردند و خودشان هم اعتراف کردند که ترسیدند.

حضرت استاد از شما هم ممنونم، بزرگواری فرمودید. خداوند به شما سلامتی و طول عمر باعزت عنایت کند.

همچنین از تک تک مخاطبین و بینندگان عزیز و نازنین «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و برنامه زنده «حبل المتین» ممنون و سپاسگذارم.

ان شاءالله که در پناه حضرت حق و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی باشید. با تمام وجودمان برای ظهور و فرج مولایمان حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) دعا می‌کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه‌تان کم نشود، خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
1 | احمد | Germany - Falkenstein | ١٥:٤٧ - ١٨ دي ١٤٠٢ |
باسلام وادب
در پاسخ به این شبهه غزالی چه باید گفت؟
«وَلم يكن نَص رَسُول الله صلى الله عليه وسلم على إِمَام أصلا إِذْ لَو كَانَ لَكَانَ أولى بالظهور من نَصبه آحَاد الْوُلَاة والأمراء على الْجنُود فِي الْبِلَاد وَلم يخف ذَلِك فَكيف خَفِي هَذَا وَإِن ظهر فَكيف اندرس حَتَّى لم ينْتَقل إِلَيْنَا
قواعد العقائد، ج 1 ص 226

پاسخ:
 با سلام
ایشان خود اعتراف می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرماندهان و والیان خود را با نص صریح معرفی می کردند؛ در حالی که مدت کوتاهی را از میان مردم می رفتند؛ چطور می شود که برای بعد از خود که برای همیشه از بین مردم می روند هیچ کسی را والی و رهبر قرار ندهند و نصی برای او صادر نکنند؟
ثانیا بسیاری از علمای اهل سنت سعی کردند که برای ابوبکر نص تراشی کنند؛ چون فهمیده اند که رها کردن امت به حال خود کاری است که از هیچ عاقلی سر نمی زند چه رسد به رسول خدا صلی الله علیه و آله؛ لذا به روایاتی مثل نماز ابوبکر و حدیث خوخه و آیه غار برای نص ابوبکر بر خلافت استناد کرده اند، آن وقت غزالی می گوید هیچ نصی وجود ندارد.
ثالثا آیات و روایات بسیاری در خلافت و امامت امیرالمومنین علیه السلام در منابع اهل سنت وجود دارد که یکی از آن ها حدیث متواتر غدیر است که به ما هم رسیده است و روایات بیشمار زیادی از پیامبر صلی الله علیه و آله در وصایت و امامت امیرالمومنین علیه السلام در منابع شیعه و سنی وجود دارد.
شاید این حجم را روایات برای آقای غزالی کم به نظر می آید که ما در پاسخ می گوییم علت این که روایات بیش از آنچه امروزه وجود دارد در اختیار مردم نیست هم به خلفاء برمی گردد که قانون منع تدوین حدیث را وضع کردند و امت اسلامی را بیش از 100 سال از سنت و حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله محروم کردند و الان ادعا دارند که اهل سنت ما هستیم.
موفق و موید باشید
گروه پاسخ به شبهات
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها