2019 December 8 - يکشنبه 17 آذر 1398
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
کد مطلب: ٥٣٦٢ تاریخ انتشار: ١٣ مهر ١٣٩١ تعداد بازدید: 4295
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»

آیه اکمال ویژگیهای منحصر به فرد و نزولش در حق امیرالمؤمنین - پاسخ به شبهات و نقل بزرگان اهل سنت
حبل المتين 91/07/13

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 13 / 07 / 91

استاد قزويني:

هنوز آتش فتنه اي كه دشمنان اسلام و دشمنان نبي مكرم صلي الله عليه وآله در جامعه ايجاد كرده اند و اهانت به ساحت مقدس نبي رحمت، پيامبر اعظم، هنوز فروكش نشده است و هر روز شاهد تظاهرات و اظهار برائت از عاملين آن فيلم موهن در گوشه كنار جهان و در ايران و در ديگر كشورها به چشم مي خورد، متأسفانه با خبر شديم كه در صربستان در شهر بلگراد، اهانت خيلي وقيحي، نسبت به ساحت مقدس حضرت عيسي علي نبينا وآله وعليه السلام صورت گرفته است و تصاوير موهني از حضرت عيسي (عذر مي خواهم از بينندگان عزيز و از ساحت مقدس اين پيامبر بزرگوار معذرت مي خواهم) در نقش يك همجنس گرا تصوير كردند.

با اين كه نخست وزير صربستان اين قضيه را كاملا محكوم كرده است و آن چه را كه اين طراحان و نمايشگاه تصويري دنبال آن بودند، خيلي از امكانات را از آن ها گرفته است؛ ولي بينندگان عزيز و مسلمانان و مسيحيان و يهوديان و آن هايي كه تابع پيامبران الهي هستيد، اين را بدانيد كه يك توطئه جدي عليه مقدسات ديني شروع شده است.

ديروز نبي مكرم و چند روز قبل نسبت به امام هادي عليه السلام و امروز به حضرت عيسي و فردا به حضرت موسي و روزهاي بعد به حضرت آدم و ديگر انبياء، دشمنان دين و مقدسات طرح هاي شيطاني در سر دارند.

ما در همان روزهاي آغازين پخش فيلم موهن نسبت به نبي مكرم، عرض كرديم و حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي، تأكيد داشتند كه اين تظاهرات و اين محكوميت ها و اين قيام ها مخصوصا در سطح رؤسا و سران كشورها بايد تا جايي پيش رود كه در مجامع بين المللي قانوني وضع شود كه هر گونه اهانت به مقدسات ديني و مذهبي، جرم و مجرم به اشد مجازات بايد كيفر شود.

ما به اين وسيله، هم اهانت به حضرت عيسي و هم اهانت به نبي مكرم و هم اهانت به ديگر مقدسات را به شدت محكوم مي كنيم و از همه عزيزاني كه صداي ما را مي شنوند، چه مسلمان و چه غير مسلمان، درخواست مي كنيم كه اين قيام ها و اين تظاهرات و اين خشم مقدس را تا نتيجه گيري كامل بايد ادامه دهند.

ما آنچه كه طرح آن را در نظر داريم كه بايد جلو برود، نتيجه گيري به صورت سالم و زيبا است.

عمدتا از رؤساي كشورهاي اسلامي كه متأسفانه آن كساني كه دم از اسلام و قرآن مي زنند و خود را خادم الحرمين مي نامند، نديديم كه كوچك ترين اشاره در اين زمينه داشته باشند.

كار به جايي رسيد كه رئيس جمهور آمريكا از سران كشورهاي اسلامي درخواست مي كند كه شما جلوي اين تظاهرات را بگيريد؛ چون براي ما چيزي مهمتر از حفظ جان ديپلمات هاي ما نيست.

آقايان سران كشورهاي اسلامي، يعني شما براي نبي مكرم به اندازه يك ديپلمات مسيحي و آمريكايي ارزش قائل نيستيد؟

آن ها براي يك ديپلمات شان و يك شهروند شان اين همه احترام و ارزش قائل هستند و اين همه تلاش مي كنند.

اميدوار هستيم كه ان شاء الله در كشورهاي اسلامي، اين سران بيدار شوند و دست به دست هم دهند.

ما بر اين عقيده هستيم كه اگر 24 ساعت، شير لوله هاي نفت بسته شود، هر آنچه كه مسلمان ها مي خواهند، در مجامع بين المللي تصويب مي شود.

خداي عالم سران ما را از خواب بيدار و به آن ها قدرت و نيروي دفاع از اسلام و نبي مكرم، كرم كند.

همان طوري كه ما بارها گفتيم، ما احترام به قوانين را در سراسر دنيا لازم مي دانيم و همه شيعيان در هر كجاي دنيا كه هستند، در آسيا، اروپا، آمريكا و آفريقا كه هستند، احترام به قوانين هر كشور لازم و رعايتش ضروري است.

همان طوري كه امام صادق عليه السلام فرمود: شما در ميان مخالفان طوري رفتار كنيد كه رفتار شما الگوي براي ديگران باشد.

من امروز از غير شيعه و از عزيزان اهل سنت تقاضا مي كنم كه در هر كجاي دنيا هستند، رعايت قوانين و احترام به ديگران در يك حدي باشد كه براي مسيحي ها و يهودي ها يا مسئولين و كاركنان اين كشورها، رفتار شما مسلمان ها الگو باشد.

متأسفانه امروز وهابيت با اين وحشي گريي كه انجام مي دهند و اين ترورها و انتحار ها و انفجارهايي كه انجام مي دهند، باعث شده اند كه نظر غرب نسبت به اسلام يك نظر منفي باشد و به اسلام به عنوان يك دين ترور و به مسلمان به عنوان يك تروريسم نگاه كنند.

من از همه تقاضا مي كنم كه در اين زمينه آن كمال ادب و رعايت قانون را كاملا نصب العين قرار دهند.

عزيزان شيعه كه به مدينه منوره و مكه مكرمه مشرف مي شوند، تلاش كنند كه قانون را رعايت و به قانون و مسلمان هايي كه از ديگر كشورها آمدند احترام بگذارند؛ حتي احترام به مسئولين كشورهاي عربستان سعودي را نصب العين خود قرار دهند و ما بايد با رفتارمان و اخلاق مان، به عنوان نماينده مكتب امام صادق سلام الله عليه، خودمان را معرفي كنيم و مكتب مان را به نمايش بگذاريم.

آنچه كه براي ما مهم است اين است كه با اين ترورها و كارهاي ضد ديني كه وهابيت انجام مي دهند مخالف هستيم؛ و گرنه با سياست دولت ها ما كاري نداريم؛ مخصوصا شبكه جهاني ولايت كه يك شبكه كاملا غير سياسي و غير دولتي است و در اين زمينه ما در اين 2 سال عملا اين را ثابت كرديم.

از شيعيان كه در مدينه يا مكه هستند تقاضا دارم كه بعضي از محروميت ها را تحمل كنند. شيعه در طول تاريخ همواره محروميت پذير بوده است.

از آن ها مي خواهم كه بهانه به دست دشمنان ندهند، در جملات شان يا در خواندن زيارت نامه ها يا عزاداري ها تلاش كنند كه بهانه به دست اين وهابيت پليد ندهند.

در رابطه با زلزله آذربايجان ما فراخوان داده ايم و دوستان و عزيزان و بزرگواران، كمك هاي قابل توجهي كردند و من همين چند روز قبل، گزارش كار را خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي دادم و حتي بعضي از بزرگواران خواسته بودند كه ما قبضي در اختيارشان قرار دهيم، من قبض از بعضي از مراجع را گرفتم و به آن ها دادم؛ حتي يكي از اين دوستان ما آقاي صدر زاده همين چند روز قبل، كه مبلغ 10 ميليون تومان براي زلزله زدگان آذربايجان به حساب شبكه جهاني ولايت ريخته بودند، بعد از ريختن زنگ زده بودند كه من مقلد حضرت آيت الله العظمي سيستاني هستم و از ايشان قبض مي خواهم.

من چند روز قبل، خدمت برادر بزرگوارمان جناب آقاي شهرستاني نماينده حضرت آيت الله العظمي سيستاني و داماد بزرگوارشان و مسئول دفترشان، رفتم و قضايا را گفتم و ايشان رسيد دادند.

اين رسيدها را خود آقاي شهرستاني امضا كردند و دادند و براي اين برادر عزيزمان دعا كردند.

جناب آقاي دكتر رضيعي كه جانباز هستند و پزشك متخصص پوست هستند، يك مبلغي را داده بودند و گفتند: من مقلد حضرت آيت الله العظمي مكارم هستم و ما از ايشان رسيد گرفتيم و توفيق اين كه اين رسيد را به ايشان پرداخت كنيم نداشتيم.

ما تصميم داريم كه اين كمك هايي كه دوستان مان كرده اند، اگر بتوانيم هفته آينده يك هيئتي از طرف شبكه جهاني ولايت به آذربايجان بروند و از نزديك هم با عزيزان مصيبت زده ديداري داشته باشند و هم اين مبلغي كه دوستان كمك كرده اند، در اختيار مسئولين مباشر قرار دهند.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي هم نظرشان اين بود.

اگر دوستان باز هم مي توانند، كمك كنند و اگر از بيوت ها هم نيازي به قبض باشد، (به خاطر مبلغ هاي كوچك ما را به بيوت ها نفرستند) ما مي گيريم.

بزرگواران و مراجع عظام براي ما احترام ويژه اي قائل هستند و اگر امضاي ما يا شبكه ولايت باشد، احترام ويژه اي به ما مي گذارند.

ما مي خواهيم اين هفته پرونده زلزله زده ها را ببنديم و هر آنچه كه دوستان مي خواهند در اين زمينه كمك كنند؛ از صدقات جاريه و از احسان و از وجوهات شرعي و رد مظالم، به همان شماره كه قبلا اعلام كرده بوديم مي توانند مبالغ خود را واريز نمايند.

اين حساب در بانك ملت حساب جام است كه شماره آن 4259151918 است.

ما اين هفته در نظر داريم كه پرونده را ببنديم؛ چون ارسال مبالغ كوچك براي ما دشوار است.

ما تا چهارشنبه بزرگواري هاي بينندگان عزيز چه داخل و چه از خارج را دريافت مي كنيم كه ان شاء الله آخر هفته آينده، دوستان ما بروند و اگر بنده توفيق داشته باشم كه خدمت عزيزان مان در آذربايجان برسم، مايه افتخار من است.

اگر هم كه نشد، بعضي از دوستان ما همراه با فيلم بردار مي روند و كمك هاي عزيزان مان را به مسئولين مباشر خواهند رساند.

مجري:

يكي از علل جاودانه بودن عيد غدير خم، نزول اين آيه اكمال است كه در حقيقت هم قضيه واقعه غدير را جاودانه كرده است و معرف شخصيت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

آيا اين آيه در كتب برادران اهل سنت مطرح شده است و يا براي آن اعتباري قائل هستند يا نه؟

استاد قزويني:

در رابطه با آياتي كه پيروامون غدير نازل شده است، يكي از اين آيات، آيه ابلاغ بود كه آيه 67 سوره مائده است كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

يكي ديگر از آيات، آيه اكمال است كه مي فرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه 3

كه اين الف و لام اليوم مشخص است كه يك روز مشخصي را در نظر دارد.

در اينجا سه ويژگي آورده است:

1- امروز دين شما كامل شد؛

2- نعمت ها تمام شد؛

3- اسلام به عنوان يك دين جاودانه مرضي خداي عالم قرار گرفت.

در رابطه با اين آيه، ما بايد روي چند مسئله كار كنيم.

يكي از مسائل رواياتي است كه در اين زمينه مطرح شده است.

ما اين پاورپوينت ها را ترجمه خواهيم كرد و هم به صورت دي وي دي و هم به صورت جزوه در اختيار علاقه مندان قرار مي دهيم.

اولين روايتي كه ما مي بينيم، خطيب بغدادي آن را با سند صحيح از ابو هريره نقل مي كند:

من صام يوم ثمان عشرة من ذي الحجة كتب له صيام ستين شهرا وهو يوم غدير خم لما أخذ النبي صلي الله عليه وسلم بيد علي بن أبي طالب فقال ألست ولي المؤمنين قالوا بلي يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولي كل مسلم فأنز الله اليوم أكملت لكم دينكم.

تاريخ بغداد، ج 8، ص 289

پيغمبر فرمود: هر كس روز 18 ذي الحجه روزه بگيرد، خدا پاداش 60 ماه روزه به او مي دهد و اين 18 ذي الحجه روز غدير خم است كه پيغمبر اكرم دست اميرالمؤمنين را گرفت و فرمود: آيا من ولي امر مؤمنين نيستم؟ گفتند: بله، بعد فرمود: هر كه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست.

خليفه دوم آمد و به اميرالمؤمنين تبريك گفت و خداوند اين آيه را نازل كرد.

از نظر سندي:

راوياني كه در اينجا وجود دارد:

اولين راوي عبد الله بن علي بن محمد بن بشران است كه از اساتيد جناب خطيب بغدادي است و مي گويد: من از او مطالبي يادداشت كردم و تمام شنيده ها صحيح بوده است.

يعني خطيب بغدادي بر صحت تمام مكاتباتش شهادت مي دهد.

تاريخ بغداد ج10، ص14

راوي بعدي علي بن عمر دار قطني است كه مشهور است و خطيب مي گويد:

فريد عصره

سير أعلام النبلاء، ج16، ص452

يگانه و امام زمان خودش بوده است و صداقت و ثقه را همواره با خود داشته است.

راوي بعدي حبشون بن خلال است كه تاريخ بغداد مي گويد:

صدوق.

تاريخ بغداد، ج8، ص289

راوي بعدي علي بن سعيد است كه ذهبي مي گويد:

صالح الامر.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج5، ص154

بعد مي گويد:

اصحاب كتب سته از او روايتي ندارند:

مع ثقته.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج5، ص154

با اين كه آدم ثقه اي هم بوده است.

راوي بعدي ضمرة بن ربيعه است كه احمد بن حنبل مي گويد:

من الثقات المأمونين، رجل صالح، صالح الحديث،

از ثقات است و مورد اعتماد است و مرد صالحي است.

أحمد بن حنبل، العلل: ج2 ص366،

راوي بعدي عبد الله بن شوذب است كه ابن حجر مي گويد:

صدوق عابد.

تقريب التهذيب ، ج1، ص501

آدم صادق و عابد بوده است.

راوي بعدي مطر الوراق است كه ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

الامام الزاهد الصادق

امام، زاهد و صادق بوده است.

ذهبي، سير أعلام النبلاء: ج5، ص452.

راوي بعدي آقاي شهر بن حوشب است كه در تاريخ اسلام از احمد بن حنبل وثاقت او را نقل مي كند.

قال حرب الكرماني: قلت لأحمد بن حنبل: شهر بن حوشب، فوثّقه، وقال ما أحسن حديثه، وقال حنبل: سمعت أبا عبد الله يقول: شهر ليس به بأس . قال الترمذي: قال محمد، يعني البخاري: شهر حسن الحديث ، قوي امره.

ذهبي، تاريخ الإسلام: ج6 ص387،

اين در حقيقت كل بحث هايي بود كه ما در رابطه با اين روايتي كه داشتيم از خطيب بغدادي با بررسي سندي آن كه اين روايت از ديدگاه ما صحيح است يا حداقل حسن است.

روايت حسن از ديدگاه برادران اهل سنت، روايت معتبر و قابل قبول است.

مجري:

آيا اين روايت در غير از كتاب آقاي خطيب بغدادي در ديگر كتب هم موجود است؟

استاد قزويني:

راويان متعددي اين قضيه را نقل كردند.

شايد بيش از 30 مورد از بزرگان اهل سنت اين قضيه را نقل كرده اند.

ابن مردويه كسي است كه ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

الحافظ الثبت العلامه كان بصيرا بالرجال.

ايشان از ابو سعيد خدري نقل مي كند:

لما نصب رسول الله صلي الله عليه وسلم عليا يوم غدير خم فنادي له بالولاية هبط جبريل عليه بهذه الآية اليوم أكملت لكم دينكم.

مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني - ص 231

پيغمبر علي را روز غدير خم نصب كرد (نفرمود هر كس من را دوست داشته باشد، علي را دوست داشته باشد) ولايت او را به مردم اعلام كرد، جبرئيل نازل شد و اين آيه اكمال را آورد.

ايشان از مجاهد نقل مي كند كه از مفسران نامي اهل سنت است:

نزلت هذه الآية بغدير خم ، فقال رسول الله ( صلي الله عليه وسلم ) : الله أكبر علي إكمال الدين وإتمام النعمة، ورضا الربّ برسالتي، والولاية لعليّ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني - ص 232

اين آيه اكمال در غدير خم نازل شد و پيغمبر اكرم بعد از نزول اين آيه تكبير گفت بر كامل شدن دين و اتمام نعمت و رضايت خداي عالم به رسالتش و ولايت علي بن ابي طالب.

ابن عساكر از ابو سعيد خدري نقل مي كند: پيغمبر اكرم مردم را در روز غدير خم به طرف علي بن ابي طالب دعوت كرد و در زير درخت هايي كه خار داشت، خار ها را از بين بردند تا پيغمبر اكرم اميرالمؤمنين را معرفي كرد:

ثم لم يتفرقوا حتي نزلت هذه الآية (اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينا ( فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم الله اكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و بالولاية لعلي من بعدي.

منهاج السنة النبوية، ج 7، ص 52 و تاريخ دمشق، ج42، ص237

مردم هنوز متفرق نشده بودند كه اين آيه نازل شد، تا اين كه پيغمبر تكبير گفت بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت خداي عالم از رسالتش و ولايت علي بن ابي طالب.

ابن مغازلي از ابو هريره همان قضيه اي را كه از خطيب بغدادي نقل كرديم، نقل مي كند: بعد از اين كه نبي گرامي علي را معرفي كرد و جناب خليفه دوم تبريك گفت:

فأنزَلَ اللهَ تَعالي اليومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُمْ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) - ابن المغازلي - ص 37

در رابطه با ابن مغازلي، سمعاني كه از اعيان اهل سنت است مي گويد:

كان فاضلا عارفا برجالات واسط وحديثهم وكان حريصا علي سماع الحديث وطلبه.

الأنساب - السمعاني - ج 2، ص 137

جناب حضرمي مي گويد:

كان ثقة أميناً صدوقاً معتمداً في منقولاته مسندا إليه في مروياته.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) - ابن المغازلي - ص 11

در منقولاتش آدم معتمدي بوده است و افراد ديگر سندها را به اين آقاي ابن مغازلي مي رساندند.

جناب خوارزمي همان روايتي را كه ديگران نقل كرده بودند از ابو سعيد خدري، با يك تغييراتي نقل مي كند كه اين آيه در روز عيد غدير خم نازل شده و بعد از نزول آن پيغمبر گرامي بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت خدا از رسالت شان و ولايت علي بن ابي طالب تكبير گفتند.

خوارزمي هم كه جناب زركلي كه از وهابيت است مي گويد:

كان فقيها أديبا.

الأعلام - خير الدين الزركلي - ج 7، ص 333

آقاي قفطي مي گويد:

له معرفة تامة بالأدب والفقه.

المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 13

جناب ابن فوطي مي گويد:

صدر الأئمة.

المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 13

همچنين جناب آقاي جويني هم كه استاد ذهبي است، همين تعبير را در كتاب فرائد السمطين جلد 1 صفحه 74 نقل مي كند.

ذهبي هم در حق استادش مي گويد:

الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام .

تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1500

جويني استاد من صاحب فرائد السمطين، هم امام و هم محدث يگانه و كامل است و مايه افتخار اسلام است.

اين ها نمونه هايي بود كه ما توانستيم در اين فرصتي كه داريم براي شما توضيح دهيم.

اگر دوستان بيش از اين بخواهند، ما در كتاب نقد قفاري به صورت مفصل تمام روايات را آورده ايم و در آن بررسي سندي هم كرده ايم.

يكي از اين دوستان بيننده باني شده اند و اين كتاب را ترجمه مي كنند كه ان شاء الله تا پايان امسال ترجمه اين كتاب را هم به فارسي و هم به انگليسي در اختيار شما قرار دهيم.

ما از همه عزيزان مي خواهيم كه دعا كنند.

اين مشكلات اقتصادي براي مسلمان ها در همه جا وجود دارد به ويژه در داخل جمهوري اسلامي ايجاد شده است و مردم از نظر صبر و تحمل يك مرحله خيلي نادرستي رسيده اند.

ما از خدا مي خواهيم كه به آبروي محمد و آل محمد و به آبروي آقا ولي عصر، اين مشكل اقتصادي كه ايجاد شده است و توان مردم را بريده است، اين مشكل را برطرف كند.

ما از پشت پرده خبر نداريم.

شبكه ما شبكه سياسي نيست؛ چون اگر سياسي بود ما حرف براي زدن زياد داشتيم.

آن آقاياني كه بر حضرت نوح ايراد مي گرفتند و مي گفتند: نوح مديريت نداشت، حالا اين آقايان در مديريت اين قضيه ارز گير كرده اند.

ما انتظارمان اين است كه مقدسات ديني ما مورد احترام قرار بگيرد.

وقتي يك شيعه نسبت به مديريت حضرت نوح كه از انبياء اولي العزم است و 950 سال شبانه روز زحمت كشيده است و جزء مظلوم ترين و پر تلاش ترين پيامبران است، اين قدر خلاف ادب نسبت به ساحت مقدس اين نبي مكرم صحبت مي كند، به هيچ وجه از ياد ما و مراجع و حوزه ها نخواهد رفت.

من از بيگانگان هرگز ننالم كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد.

ما همين جا از همه مسئولين تقاضا مي كنيم و پيشاني شان را مي بوسيم، به عنوان يك شهروند از همه عزيزان نمايندگان مجلس درخواست مي كنيم كه وارد عمل شوند و به تكليف و وظيفه شان را به نحو احسن عمل كنند و نگذارند كه خدايي ناكرده آتش فتنه دشمنان در داخل جمهوري اسلامي شعله شود.

كشور ما تنها كشوري است كه مدعي هستيم كه يك كشور شيعي هستيم.

دشمنان دنبال فرصت هستند و دنبال اين هستند كه بهانه به دست بياورند تا جرقه هاي فتنه را در گوشه كنار بزنند.

ما خودمان جزء كساني هستيم كه در اين آتش سوخته ايم.

ماه گذشته، اجاره اي كه نزديك به 80 ميليون بود، نزديك 300 ميليون تومان فقط پول داده ايم.

نمي خواهم امشب خاطر عزيزان بيننده را مكدر كنم؛ ولي يك سري مشكلاتي داريم كه براي يك مرتبه با بينندگان عزيزمان در ميان مي گذاريم.

بنده هم اين قضيه شبكه ولايت را در حد نماز واجب، همان طوري كه صبح نماز مي خوانم به عنوان يك امر واجب، در اداره اين شبكه جهاني ولايت و اين كه در خدمت عزيزان كارشناس هستيم و كفش آقايان را جفت مي كنيم، در حد يك واجب نگاه مي كنم.

ما كاسه گدايي باز نمي كنيم كه بگوييم: بده در راه خدا براي شبكه؛ ولي ما با مردم در ميان مي گذاريم و اگر خداي عالم صلاح ديد و امكانات داشتيم ادامه مي دهيم و اگر امكانات هم نداشته باشيم مي گوييم: حتما خدا صلاح نديده است و در يك جلسه براي هميشه خدا حافظي مي كنيم.

دل خوشي ما اين است كه توكل مان بر خداي عالم است و اميدمان به حضرت زهرا سلام الله عليها است.

ما يك طرحي داريم كه در آينده به سمع بينندگان عزيزمان مي رسانيم.

الان تنها شبكه اي هستيم كه در برابر اين وهابي ها ايستاده ايم.

يكي از شبكه هاي خيلي خوب مان ديشب به خاطر همين مشكلات مالي براي هميشه بسته شد. اميدوار هستيم كه دوباره جان بگيرند و به برنامه هايشان ادامه دهند.

مجري:

آقاي ابن كثير دمشقي اين قضيه را بعيد مي شمرد و مي گويد: امكان ندارد كه يك روز روزه بگيريم و 60 ماه ثواب بنويسند. لطف كنيد اين را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

اين آقايان برنامه شان اين است كه هر كجا كه به يك روايتي مي رسند، اگر توانستند از نظر سند وارد مي شوند و اين روايت را زير سؤال مي برند و اگر هم از نظر سندي نمي توانند روايت را زير سؤال برند، مي گويند: قلب ما شهادت مي دهد كه اين روايت باطل است؛ مثل جناب ذهبي در آن حديثي كه مي فرمايد:

وعدوَّك عدوّي وعدوّي عدوّ الله.

تاريخ الإسلام، ج20، ص40

مي گويد:

يشهد القلب انه باطل.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج1، ص 213

حتما قلب آقاي ذهبي مثل قلب آقاي ابن تيميه لوح محفوظ را مي بيند.

اين ها همين طوري اشكال و ايراد مي گيرند.

ابن كثير وقتي به روايت مي رسد مي گويد: اين روايت صحيح نيست؛ چون در روايت صحيح داريم:

صيام شهر رمضان بعشرة اشهر فكيف يكون صيام يوم واحد يعدل ستين شهرا.

البداية والنهاية، ج 5، ص 214

هر كس ماه رمضان روزه بگيرد، 10 ماه ثواب دارد، چه طور مي شود كه روزه يك روز معادل 60 ماه باشد.

ما نمي دانيم كه اين آقا از طرف خدا وكالت دارد كه براي تفضلات الهي حد و حدودي قرار دهد.

خداوند در اين آيه مي فرمايد:

إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ

سوره آل عمران آيه 73

اگر به جاي خدا بودند چه مي كردند يا اگر نماينده خدا بودند چه كار مي كردند؟

ما در جواب چند نكته را داريم.

ابن كثير در همين جا مي گويد: خدا كه براي صائمين شهر رمضان پاداش 10 ماه مي دهد، اين عبارت در صحيح ابن خزيمه هم وجود دارد و خود ذهبي هم نقل مي كند:

أن أباه كان يصوم بعد الفطر ستة أيام ويقول: تعدل صيام السنة، ثلاثين بعشرة أشهر، وستة أيام بشهرين.

تاريخ الإسلام، ج 52، ص 414

پدرم بعد از ماه رمضان، شش روز روزه مي گرفت و شش روز روزه بعد از ماه رمضان معادل 1 سال روزه بوده است.

خداي عالم است كه ماه رمضان را به 10 ماه و شب قدر را به هزار ماه كه بيش از 80 سال مي شود، قرار مي دهد.

اگر چنانچه خزائن خدا دست شما بود، روزي را براي مردم مي بستيد و نمي گذاشتيد كه خزائن الهي به دست مردم برسد.

اين كه مي گويند ماه رمضان اين طور است، معلوم مي شود كه خداي عالم مي تواند از تفضلش يك به 10 يا يك به 100 انجام دهد.

خود ذهبي كه استاد ابن كثير است، روايت را در كتاب احاديث مختاره جلد 2 صفحه 78 نقل مي كند و هيچ گونه تعرضي نه به سند روايت و نه به متن روايت نمي كند.

آقايان در بحث فضائل مي گويند: عمل به روايات ضعيفه در فضائل اشكالي ندارد.

من نمي دانم كه اين حرف را آقايان چه كار مي كنند؟

جناب آقاي ابن مفلح مقدسي كه بزرگان اهل سنت است و عمر رضا مي گويد:

فقيه اصولي محدث.

شاگرد مزي و ذهبي بوده است و تدريس مي كرده است و فتوا مي داده است.

اين آقا مي گويد:

والذي قطع به غير واحد ممن صنف في علوم الحديث حكاية عن العلماء أنه يعمل بالحديث الضعيف فيما ليس فيه تحليل ولا تحريم كالفضائل وعن الإمام أحمد ما يوافق هذا.

الآداب الشرعية، ج 2، ص 285

آن چيزي كه اكثريت علماء ما به آن قطع پيدا كرده اند اين است كه به روايات ضعيف در جايي كه حلال و حرام نيست مثل فضائل، عمل مي كنند.

فضيلت روز عيد غدير اين است كه هر كس روز عيد غدير روزه بگيرد، خداي عالم پاداش 60 ماه روزه مي دهد.

از امام احمد هم نقل مي كند كه ايشان هم همين را مي گويد.

امام نبوي كه از استوانه هاي علمي شافعي ها است، مي گويد: من چند جا گفته ام كه اهل علم بر عمل به روايت ضعيف در غير احكام و اصول عقائد اتفاق نظر دارند.

آقاي ابن كثير دمشقي، چه طور شد شما يك دفعه چيزي گفتيد كه بر خلاف مبناي اهل سنت است كه عمل به روايات ضعيف در فضائل اشكال نمي دانند و شما مي گوييد: اشكال دارد.

اين روايتي كه مي فرمايد:

عدوك عدوي وعدوي عدو الله.

شرح نهج البلاغة، ج 4، ص 65

فضيلت است و در آن نه حكمي بيان شده است و نه حرمتي و نه حلالي را در آن بيان كرده است؛ ولي آقا مي گويد:

يشهد القلب انه باطل.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج1، ص213

امثال اين فضائل در روايات متعددي آمده است.

آقاي ابن خزيمه از ابو ايوب انصاري نقل مي كند كه پيغمبر فرمود: هر كس ماه رمضان را روزه بگيرد و شش روز از شوال را هم به آن متصل كند:

فكأنما صام الدهر.

صحيح ابن خزيمة، ج3، ص 297

مثل كسي است كه تمام دهر را روزه گرفته است.

اين صام الدهر، دهر خودش است كه مثلا يك جوان 15 ساله است كه اولين ماه رمضاني را كه روزه گرفت، بعد از ماه رمضان 6 روز هم از شوال روزه بگيرد، گويا تمام عمرش روزه گرفته است.

اگر اين جوان 90 سال عمر كند، گويا 75 سال آقا روزه گرفته است.

اين روايت صحيح است.

آقاي نبوي مي گويد: به اسناد صحيح آمده است.

ابن قدامه مقدسي به اين روايت فتوا داده است.

آنجا آقاي ابن كثير جرأت مي كند كه بگويد: مگر مي شود كه يك كسي ماه رمضان و شش روز بعد از آن روزه بگيرد و به اندازه دهر روزه گرفته باشد.

اگر اين صام الدهر به معني دهر صائم باشد اين طور معني مي شود؛ ولي اگر صام الدهر به معني مطلق دهر باشد، معناي آن اين مي شود كه هر كس 6 روز بعد از ماه رمضان روزه بگيرد، گويا تمام عمر دنيا را روزه گرفته است.

از حضرت آدم تا قيام قيامت، روزه گرفته است.

آقاي ابن كثير، در اينجا چه كار مي كنيد؟

اينجا جرأت مي كنيد بگوييد: مگر مي شود كه انسان 6 روز روزه بگيرد و خدا ثواب يك عمر يا عمر دنيا به او پاداش دهد.

در ديگر كتب با سندهاي صحيح نقل مي كنند كه هر كس ايام البيض (روزه 13 و 14 و 15 هر ماه) را روزه بگيرد:

كَصَوْمِ الدَّهْرِ أو كَهَيْئَةِ صَوْمِ الدَّهْرِ.

سنن ابن ماجه، ج1، ص 544 و مسند أحمد بن حنبل، ج 5، ص 27

مثل روزه دهر است؛ يعني از اول خلقت تا آخر خلقت چه مقدار ثواب روزه دارد، به اين شكل براي اين شخص ثواب مي نويسد.

اينجا ندارد دهر صائم.

بخاري از عبد الله بن عمرو عاص نقل مي كند:

صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ صَوْمُ الدَّهْرِ كُلِّهِ.

صحيح البخاري، ج 2، ص 698

هر كس 3 روز ايام البيض را روزه بگيرد، گويا تمام دهر را روزه گرفته است.

در اينجا شما چه مي گوييد؟

3 روزه گرفتن پاداش روزه دنيا را دارد.

اگر كسي 3 روز روزه بگيرد، خداوند پاداش يك عمر روزه به او مي دهد، چه طور اگر روز عيد غدير اگر كسي روزه گرفت و خدا 60 ماه به او پاداشت دهد.

آقاي ابن كثير از جيب تو چه چيزي كم مي شود؟ به شما چه ضرري دارد؟

جز اين كه 18 ذي الحجه مربوط به اميرالمؤمنين است، در حقيقت به خاطر اميرالمؤمنين و به خاطر اكمال دين خداوند اين مطلب را مي دهد، به خاطر اين عداوتي كه با اهل بيت داريد، اين طور جوش و خروش داريد.

در رابطه با روز مبعث:

در آنجا هم دارد كه هر كس روز مبعث روزه بگيرد، خداي عالم پاداش 60 ماه روزه به او مي دهد. آيا اينجا هم آقاي ابن كثير اشكال مي گيرد؟

آقاي ابن جوزي اين را نقل مي كند و ايشان 200 سال زودتر از ابن كثير زندگي مي كرده است، آيا اينجا هم حاضر هستيد تعليقه بزنيد و بگوييد: مگر مي شود كه انسان روز مبعث روزه بگيرد و خداي عالم پاداش 60 ماه روزه به او دهد.

تفضل الهي است.

خداوند مي فرمايد: به خاطر نبي مكرم به هر كس كه روز مبعث روزه بگيرد، از روي تفضل پاداش60 ماه روزه گرفتن به مي دهم. به شما چه ارتباطي دارد؟

در روايت ديگري مي گويد: هر كس روز مبعث روزه بگيرد، گويا صد سال عبادت كرده است و روزه گرفته است.

جناب ديلمي در كتاب الفردوس بمأثور الخطاب جلد 3 صفحه 442 نقل مي كند.

در جاي ديگر مي گويد: در روز مبعث به اندازه هزار سال، روزه گرفتن ثواب دارد.

در آنجا 60 ماه بود و آن آقا اعتراض داشت.

ابن فاخر اصبهاني از علماي بزرگ شما است كه مال قرن 6 هجري است و نزديك 200 سال هم قبل از ابن كثير است مي گويد: هر كس روز مبعث روزه بگيرد، يك روز روزه بگيرد، خدا پاداش هزار سال ثواب مي دهد، اگر دو روز روزه بگيرد، 2 هزار سال و اگر 3 روز روزه بگيرد:

كتب له صوم ثلاثة آلاف سنة.

مجموع فيه عشرة أجزاء حديثة، ج1، ص 271

ثواب 3 هزار سال روزه به او مي دهند.

چرا شما اين طور برخورد مي كنيد.

 

 

آيا فرداي قيامت هم پاسخي داريد؟

 

 

آن آقاياني كه پيرو ابن تيميه و ابن كثير و ابن جوزي و محمد بن عبد الوهاب هستند و اين مطالب را هر جايي مطرح مي كنند، پاسخي هم براي قيامت دارند؟

مجري:

در شبكه هاي وهابي مي گويند: آيه اكمال در روز عرفه نازل شده است و اين مطالب براي مباحث روز عرفه بوده است. آيا واقعاً آيه اكمال در روز عرفه بوده است؟

استاد قزويني:

يكي از اشكلات اساسي اين ها همين قضيه است كه در صحاح خود هم دارند:

عن عُمَرَ بن الْخَطَّابِ أَنَّ رَجُلًا من الْيَهُودِ قال له يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ آيَةٌ في كِتَابِكُمْ تقرؤونها لو عَلَيْنَا مَعْشَرَ الْيَهُودِ نَزَلَتْ لَاتَّخَذْنَا ذلك الْيَوْمَ عِيدًا قال أَيُّ آيَةٍ قال ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا ) قال عُمَرُ قد عَرَفْنَا ذلك الْيَوْمَ وَالْمَكَانَ الذي نَزَلَتْ فيه علي النبي صلي الله عليه وسلم وهو قَائِمٌ بِعَرَفَةَ يوم جُمُعَةٍ.

صحيح البخاري، ج1، ص 25

يك مردي از يهود به خليفه دوم گفت: جناب عمر يك آيه در قرآن شما است كه مي خوانيد، اگر اين آيه بر ما يهودي ها نازل شده بود، آن روز را عيد مي گرفتيم.

عمر گفت: كدام آيه است؟ گفت: امروز دين شما را كامل كردم و نعمت را بر شما تمام كردم و از اسلام راضي شدم.

عمر گفت: من اين روز را مي شناسم و مكاني كه اين آيه در آن نازل شده است را مي دانم و آن روز جمعه بود و پيغمبر ايستاده بود و در عرفه هم بود.

اگر واقعا جناب خليفه در اينجا مي گويد: در روز عرفه بود و روز جمعه هم بود كه نازل شد، در برابر اين يهودي چرا اعلام نكرد كه ما روز عرفه را به عنوان روز عيد اعلام مي كنيم؟

چون در آنجا اليوم اكملت لكم دينكم شده است.

عيد قربان را براي چي شما عيد اعلام مي كنيد؟

براي اين كه ايام حج به يك جاي حساسي مي رسد و مردم قرباني مي كنند و به عنوان يك امر اسلامي و رعايت شعائر اسلامي است.

اگر واقعا آيه در اين روز و قبل از منا و عيد قربان نازل شده باشد، بايد اهميت اين روز چندين برابر عيد قربان باشد. چرا اين را عيد نمي گيريد؟

آقايان اهل سنت يا وهابي ها اگر واقعا مي دانند كه روز اكمال دين روز عرفه است، چرا روز عرفه را عيد نمي گيرند و به يكديگر تبريك نمي گويند؟

جناب ابن كثير هم مي گويد: اين آيه در روز عرفه و روز جمعه نازل شده است.

تفسير ابن كثير، ج2، ص14

جواب اول:

به فرض در روز عرفه نازل شده است.

آيا اين كه در روز عرفه نازل شده است، دلالت مي كند كه در غير عرفه نازل نشده است؟

يك آيه مي تواند در زمان هاي مختلف و به مناسبت هاي مختلف نازل شده باشد.

خود جناب زركشي در كتاب برهان خودش مي گويد: سوره فاتحه دو بار نازل شده است، يك مرتبه در مكه و يك مرتبه در مدينه نازل شده است.

در خود صحيحين آمده است:

يسئلونك عن الروح.

در مدينه نازل شده است با اين كه اين سوره در مكه نازل شده است.

چه اشكالي دارد كه «اليوم اكملت لكم دينكم» يك بار در عرفه نازل شده باشد و يك بار هم در روز غدير خم نازل شده باشد؟

شما كه در اينجا روايتي از پيغمبر نداريد و روايت نبوي نيست كه از پيغمبر رسيده باشد و پيغمبر فرموده باشد كه اين آيه در روز عرفه نازل شده باشد.

ولي رواياتي كه ما خوانديم همه مشخص بود كه بر نبي مكرم نازل شد و بعد از نزول آن پيغمبر فرمود:

الله اكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و بالولاية لعلي من بعدي.

منهاج السنة النبوية، ج7، ص52

همه قضايا از نبي مكرم بوده است و روايت هم كه صحيح است.

جواب دوم:

همين آقاياني كه اين روايت را آورده اند، خلافش را هم نقل كرده اند.

اين ها گفته اند كه در روز عرفه و روز جمعه بوده است.

در جاي ديگر نقل مي كنند كه جناب عمر مي گويد:

أُنْزِلَتْ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ.

سنن النسائي (المجتبي)، ج5، ص251

آنجا گفت: در روز جمعه و در روز عرفه پيغمبر ايستاده بود؛ ولي در اينجا مي گويد: شب جمعه بود و در عرفه با پيغمبر بوديم.

الباني هم مي گويد: اين روايت صحيح است.

سنن النسائي بأحكام الألباني، ج5، ص251

آقايان معين كنند كه روز نازل شده است يا اين كه شب نازل شده است.

جواب سوم:

در يك روايتي در صحيح مسلم است كه جناب خليفه مي گويد:

نَزَلَتْ لَيْلَةَ جَمْعٍ

صحيح مسلم ، ج4، ص 2313

جمع يعني مزدلفه.

مردم از عرفات آمده اند در مزدلفه و نزديك رسيدن به منا هستند و در آنجا اطراق كرده اند.

مي گويد: در شب بعد از عرفه نازل شده است نه شب عرفه.

شب مزدلفه يعني شب بعد از عرفه.

آنجا گفت: شب عرفه بوده است، روز عرفه بوده است، اينجا مي گويد: شب بعد از عرفه بوده است. آيا خود اين ها با يكديگر تعارض ندارد؟

يك قضيه خارجي است و امر اعتباري نيست كه بگوييم به اعتباري روز بوده است و به اعتباري شب عرفه بوده است و به اعتباري شب مزدلفه بوده است. ما نمي توانيم اين شكلي بيان كنيم.

جواب چهارم:

در صحيح بخاري آمده است:

قال سُفْيَانُ وَأَشُكُّ كان يوم الْجُمُعَةِ أَمْ لَا.

صحيح البخاري، ج4، ص1683

سفيان ثوري كه مي گويد: من شك دارم كه اين آيه در روز جمعه نازل شده باشد.

اگر روز عرفه جمعه بوده است، پيغمبر نماز جمعه خواند يا نه؟

در خطبه هاي نماز جمعه پيغمبر چه فرمود؟

شما كه مي گوييد: پيغمبر نماز جمعه را واجب مي دانستند، در زمان پيغمبر، هر كجا كه ايشان بوده اند نماز جمعه مي خواندند. اگر روز جمعه در عرفات بوده اند، چرا از نماز جمعه خبري نيست؟ در هيچ روايتي از شما اين قضيه نيامده است.

جواب پنجم:

ابن تيميه مي گويد: هر كسي بگويد: سوره مائده در عيد غدير نازل شده است، دروغگو است و افتراء بسته است.

ما از تاريخ خطيب بغدادي با سند صحيح آورديم كه ابو هريره از پيغمبر اكرم نقل مي كند: اين در غدير خم نازل شده است. پس از ديدگاه آقاي ابن تيميه، ابو هريره فاسد و كاذب و مفتر است.

جواب ششم:

از ابن عباس نقل مي كنند:

ولد نبيكم يوم الاثنين وخرج من مكة يوم الاثنين ودخل المدينة يوم الاثنين وأنزلت سورة المائدة يوم الاثنين اليوم أكملت لكم دينكم ورفع الذكر يوم الاثنين.

تفسير الطبري، ج 6، ص 84 و المعجم الكبير، ج 12، ص 237

پيغمبر روز دوشنبه به دنيا آمده است و روز دوشنبه از مكه خارج شد و روز دوشنبه وارد مدينه شد و فتح بدر روز دوشنبه بوده است و سوره مائده و آيه اكمال در روز دوشنبه نازل شده است.

جناب خليفه گفت: روز جمعه بوده است.

در اين روايت جناب ابن عباس ادعا مي كند كه اين در روز دوشنبه نازل شده است.

براي اين كه اذهان جمعيت را به يك طرف ديگر منحرف كنند مي گويند: در روز جمعه بوده است و در عرفات ايستاده بوديم و شب عرفه و شب عيد قربان بوده است و خود آقاي سفيان ثوري مي گويد: من شك دارم.

نمي خواهند كه مردم از اين مسائل اطلاع داشته باشند.

مجري:

آقاي هيثمي به اين روايت ابن عباس اشكال سندي مي كند. لطف كنيد اين را بيان كنيد.

استاد قزويني:

هيثمي مي گويد:

وفيه ابن لهيعة وهو ضعيف وبقية رجاله ثقات من أهل الصحيح.

مجمع الزوائد، ج1، ص 196

در اينجا ابن لهيعه است كه ايشان ضعيف است.

در آن روايتي كه از ابن عباس بود و مي گفت: روز دوشنبه آيه اكمال نازل شده است.

ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

بن لهيعة الامام الكبير قاضي الديار المصرية وعالمها ومحدثها.

تذكرة الحفاظ، ج1، ص237

ابن حجر مي گويد:

كان ابن لهيعة من الثقات.

تهذيب التهذيب - ابن حجر - ج 5، ص 331

خود هيثمي در چندين مورد، روايتي كه در سند آن ابن لهيعه است، مي گويد:

وفيه ابن لهيعة وحديثه حسن.

مجمع الزوائد، ج1، ص 155 و مجمع الزوائد،ج4، ص 18 و ص31 و ص82

اين ها همه نشان مي دهد كه جناب آقاي هيثمي يا حواسش نبوده است يا يك چيزي در ذهن شان بوده است يا اين كه با عقائد آقاي هيثمي همخواني نداشته است و ديده است كه ديواري كوتاه تر از اين آقا نبوده است و ايشان را تضعيف كرده است و فراموش كرده است كه در جاي ديگر معتبر دانسته است.

اين ها يك سري مباحثي است كه اگر انسان دقت كند و با نظر انصاف نگاه كند، آدم احساس مي كند كه زير كاسه نيم كاسه اي وجود دارد و در پشت پرده يك مسائلي است.

اين آقاياني كه در شبكه هايشان مي گويد: شيعه سنت ندارد و روايت ندارد و روايت صحيح ندارد، اين مباحثي كه خودشان دارند كه جناب خليفه اول احاديث پيامبر را آتش مي زند و رسما ديگران را از نقل حديث منع مي كند و جناب عمر هم همين كار را مي كند و بخش نامه صادر مي كند و افرادي كه نقل حديث مي كنند مثل عبد الله بن مسعود را زنداني مي كنند و بعد از آن جناب عثمان مي آيد و مي گويد: هر روايتي كه زمان شيخين كسي نشنيده است، حق نقل ندارند.

معاويه هم همين برنامه را اجرا مي كند كه به تعبير ذهبي تا سال 143 سنت پيغمبر نوشته نشده است و در سال 143 كه 130 سال بعد از پيغمبر است، تازه سنت نوشته شده است.

آن هم جناب آقاي بخاري مي گويد: من 600 هزار روايت در دست داشتم.

من در يك جلسه به اين آقايان گفتم: شما يك روايت صحيح از كتب شيعه به ما دهيد كه ازدواج ام كلثوم با عمر صورت گرفته باشد، مي گويند: مگر شما روايت صحيح هم داريد.

شما بزرگواري كنيد و اين شربت مگس را كم ميل كنيد تا ذهن مباركتان خوب كار كند.

آن روز مي گفتند: مگس يك بالش شفا است.

ديشب مي گفت: من نگفتم كه شفا دارد.

كليپ شما را كه ما پخش كرديم، دروغگو كم حافظه است نه بي حافظه.

روايت صحيح بخاري را ما آورديم.

بله دركتب شيعه هم وجود دارد و ما قبول داريم كه اين روايات ضعيف است و از منابع اهل سنت وارد شده است.

اگر باشد، علماء شيعه نگفته اند كه وقتي در داخل چايي يا آب مگس افتاد، ما مگس را فرو مي بريم داخل و هم مي زنيم و با قاشق شربت مگس درست مي كنيم و مي خوريم، تا به حال هيچ كدام نگفته اند؛ ولي جناب عالي رسما ادعا كرديد كه اگر در ليوان من مگس بيافتند، قاشق برمي دارم و اين را هم مي زنم و شربت درست مي كنم و ميل مي كنم.

ما اين اهانت ها و حرف هاي شما را مي شنيديم و رمز آن را نمي دانستيم.

خدا اموات شما را بيامرزد كه ما را از نگراني بيرون آورديد.

به نظر من اگر شما اين صحبت ها را انجام ندهيد يا يك مباحثي كه مربوط به خودتان است و از فضائل و مناقب جناب آقاي ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب است صحبت كنيد و برويد در فاز ديگر و كاري به كار شيعه و عقائد و كتب شيعه نداشته باشيد، من احساس مي كنم خيلي به صلاح شما است؛ چون شما به هر كاري دست مي زنيد، افتضاح و آبرو ريزي آن بيشتر مي شود.

يك سري مباحثي را ايشان آن هفته مطرح كردند كه وقتي من شنيدم، آخر شب بود خيلي هم خسته بودم، خيلي خنديدم و خستگي من رفع شد.

از اين كه بعضي وقت ها مايه خوشحالي و خنده ما را فراهم مي كنيد، ما از شما ممنون هستيم.

من يك تشكري هم به جناب آقاي هاشمي بدهكار هستم كه واقعا بايد تشكر كنم.

اين كليپ عجل الله فرجك را اگر به ما مي گفتند: يك پولي دهيد تا اين كليپ را پخش كنيم، من واقعا حاضر بودم كه پول خوبي دهم به اين آقايان تا اين كليپ عجل الله فرجك را پخش كنند كه هم عربي است و هم زير نويس فارسي دارد.

خداي عالم بعضا عقل بعضي ها را در يك زماني سلب مي كند.

آن شب اين كليپ را پخش كردند و خيلي عالي و زيبا بود و خيلي از بيننده هاي شما كه در شبكه ولايت اين را نشنيده بودند، شنيدند و لذت بردند؛ چون قضيه مهدويت فقط مال شيعه نيست. قضيه مهدويت فرا مذهبي و فرا ديني است.

من از اين آقايان به خاطر پخش اين كليپ در شبكه خودشان تشكر مي كنم.

بيننده خانم اسدي از تبريز:

دوتا سؤال دارم.

يكي در مورد يكي از شبهاتي كه شبكه كلمه مطرح كرد، اين ها ادعا دارند كه چه چيزي در روز غدير در آيه اكمال كامل شده است؟

ادعا مي كردند كه قرآن كامل نازل شده است و دين كامل بوده است، پس چه چيزي در آن روز كامل شده است؟

يكي در مورد دين پدر بزرگوار حضرت علي عليه السلام كه اين ها ادعا دارند كه ايشان كافر از دنيا رفته است، مي خواستم حاج آقا در اين موارد توضيح دهند.

بيننده آقاي حكيمي از پاوه از اهل سنت:

بحث روزه شوال كه حاج آقا گفتند، هيچ سني قائل به اين نيست كه هر كسي ماه رمضان را روزه بگيرد و بعد 6 روز بعد از ماه رمضان را روزه بگيرد، كل عمر را روزه گرفته است، فقط به اندازه دهر است كه دهر يعني سال. هيچ سني قائل نيست كه تمام عمر را روزه گرفته است.

مجري:

دهر يعني سال؟

بيننده:

بله، روزه يك سال محسوب مي شود.

استاد قزويني:

نگفته است كه سنة.

مجري:

مي شود اين معني كه شما مي گوييد را از يك كتاب مرجع آدرس دهيد كه نوشته باشد دهر به معني سال است؟

بيننده:

از هر سني حتي از يك بچه سني هم بپرسيد، همين نظر را دارد.

مي گويد: هر كسي ماه رمضان را روزه بگيرد و 6 روز بعد از آن را هم روزه بگيرد، به اندازه 1 سال روزه ثواب برده است.

مجري:

كلمه دهر را معني كنيد.

بيننده:

به هر معني كه مي خواهد باشد.

برداشت هر سني از اين حديث اين است كه يك سال ثواب مي دهند.

از حاج آقا مي خواهم كه جايگاه شيعه را در آيه 100 سوره توبه براي ما بيان كنند.

در مورد آيه اكمال كه حاج آقا گفتند، به حضرت عمر رضي الله عنه يهودي ها يادآوري كردند، قرار نيست كه ما عيد هايمان را از يهوديان بگيريم.

روزهاي عيد ما را خدا و پيغمبر تعيين كرده اند.

استاد قزويني:

چرا جناب عمر در همان جا به آن يهودي اعتراض نكرد؟

ايشان گفت: من مي دانم اين روز چه روزي است و مكان آن هم كجا است.

اگر واقعا نبايد عيد مي گرفتند، نبايد به آن يهودي اعتراض مي كرد كه به شما چه ربطي دارد كه همچين حرفي مي زنيد؟

بيننده:

نه. يادآوري كردن فرق مي كند با اين كه اصل عيد را از يهودي بگيريم.

مجري:

خليفه دوم تأييد كردند و گفتند: بله من مي شناسم اين روز را.

بيننده:

تأييد كردن يك بحث است و اين كه عيد را از يك يهودي بگيريم يك بحث ديگري است.

مجري:

شما از خليفه دوم بهتر مي فهميد؟

بيننده:

نه.

مجري:

ايشان در صدر اسلام بوده است و يك صحابي بوده است.

بيننده:

خاك به دهانم. من همچين حرفي نزده ام.

مجري:

اين طور كه شما حرف مي زنيد، يعني شما بيشتر از خليفه دوم مي فهميد.

بيننده:

مگر ايشان عيد اعلام كردند؟

استاد قزويني:

شما سوره جاثيه آيه 24 را نگاه كنيد كه مي فرمايد:

وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ

ما را دهر نابود كرده است. يعني سال ما را نابود كرده است؟

بيننده:

من گفتم كه از يك بچه سني هم بپرسيد، همان معني كه من براي شما كردم، همان معني را براي شما مي كند.

استاد قزويني:

شما ادعا مي كنيد. علماي بچه سني ها كتاب و تفسير و كتاب لغت دارند.

مفردات راغب صفحه 320 دهر را معني كرده است.

كتاب لسان العرب جلد 4 صفحه 293 مي گويد:

وقيل : الدهر ألف سنة.

لسان العرب، ج 4، ص292

به هر هزار سال دهر گفته مي شود.

من نمي دانم كه حرف شما را قبول كنم يا حرف آقاي ابن منظور كه از استوانه هاي اهل سنت است و كتاب لغت نوشته است.

بيننده:

ما آن چيزي را قبول داريم كه داريم عمل مي كنيم.

؟؟؟؟؟؟؟

مجري:

شما مطالب خودتان را مي گوئيد كه اهل سنت اين گونه عمل مي كنند؛ ولي وقتي روايت را ما بررسي مي كنيم، حكمي كه از اين روايت توليد مي شود، به اين معني است.

اين كه علماي شما اين را به عنوان سال به شما معرفي مي كنند يك چيز ديگري است.

بيننده:

برداشت شما اشتباه است. ما مي گوئيم كه از هر سني از مراجع تقليدمان تا بچه دبستاني مان مي فهمد كه به اين معنا نيست.

استاد قزويني:

اين ادعاي حضرت عالي است. در حالي كه كتب اهل سنت و آن اهل سنتي كه ما با آن ها مرتبط هستيم، چيز ديگري مي گويند.

اولين باري است كه من مي شنوم كه دهر را به سال معني كرده است.

بيننده آقاي زارعي از همدان:

السلام علي المهدي الذي يملؤ الارض قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا

ما مدت ها است كه خدمت شما نرسيده بوديم.

اگر به اندازه همين آقايي كه از پاوه تماس گرفته بودند به ما وقت دهيد، ممنون تان مي شوم. ايشان 5 دقيقه بيشتر صحبت كردند.

استاد قزويني:

اگر شما هم مثل ايشان حرف هاي بي اساس مي زنيد، ما به شما هم 5 دقيقه وقت مي دهيم.

بيننده:

در رابطه با آقايي كه هفته قبل آمدند و به آقاي نخعي گفتند كه ايشان خواب شان را تعريف مي كنند، نه.

ايشان از اساتيد بزرگي هستند كه از سيماي استاني قم از كارشناسان برجسته آن شبكه هستند و در راه دفاع از اهل بيت و جنگ با وهابيت، از سابقين اين راه هستند.

من تقاضا مي كنم كه اجازه دهيد تا نامه اي را كه من به آقاي جرج جرداق مسيحي نوشته ام بخوانم. وقتي از جرج سمعان جرداق مسيحي پرسيده شد شما كه مسيحي هستيد، چگونه كتابي چنين گران سنگ درباره امام اول شيعيان نگاشته اي؟

پاسخ داد: من مسيحي هستم؛ اما كور كه نيستم.

وقتي كه به برگ برگ صفحات تاريخ نظر افكندم، علي را پهلواني ديدم كه در از قلعه خيبر كنده است و هماوردي برايش در عرب نيست و باز ورق زدم و به نخلستان هاي كوفه و مدينه رسيدم و همين پهلوان را ديدم كه از خوف خداوند، شانه هايش مي لرزد و مثل مادر فرزند مرده گريه مي كند.

وقتي ديدم كه در مقابل درخواست نابجاي برادر، آهن گداخته بر دستانش نزديك مي كند؛ اما با دستان پينه بسته اش لقمه در دهان يتيمان مي گذارد.

وقتي ديدم كه از حكومت بر بيش از 100 كشور اسلامي، نعليني پاره بر پا و قبائي پشمي و وصله دار بر تن دارد ياد مي كند؛ ولي در عين حال در مقابل خلخالي كه از پاي دختر يهودي به در آورده بودند مي فرمايد: اگر همه از اين قصه بميريم، جاي ملامت نيست، بر خويش نهيب زدم كه كجايي بي چاره.

اگر ننويسي چنين كتابي را، فردا آيندگان خواهند گفت: جرج جرداق كور بوده و عظمت ابر مردي چون علي را نديد.

مي خواهم عرض كنم: دانشمند منصف مسيحي جناب جرج جرداق، شما يك مسيحي هستيد كه اين گونه مي گوييد؛ اما بيا و ببين كه نواصب دوران، آن هايي كه ادعاي محبت علي را دارند و برنامه دفاع از اهل بيت در شبكه هاي ضاله شان مي گذارند و مصداق همان نامرد مردماني هستند كه اميرالمؤمنين در مورد آن ها فرمود: چنان لباس پوسيده اي هستند كه از هر طرف شما را مي گيرند از طرف ديگر پاره مي شود، همين هايي كه ادعا مي كنند كه سيد هستند و از نسل رسول الله صلي الله عليه وآله هستند؛ اما بلا شك از نسل دودمان نحس بني اميه و يزيدي هستند و از تبار اشعث بن قيص هايي هستند كه به ادعاي محبت و كمك به علي عليه السلام خون به دلش كردند؛ تا جايي كه فرمود: خداوند اميري سزاوارتان، نصيب تان كند كه دلم را خون كرديد.

امروزه در شبكه هاي نفاق شان چنان ظلمي در حق اين ابر مرد تاريخ بشريت كرده اند و فضيلتي از علي عليه السلام نبود كه انكار نكرده باشند.

نواصبي كه روزي ممدوح ملائك را شراب خوار معرفي كردند، اگر روزي مظلوم ترين حاكم تاريخ فرمودند:

أنزلني الدهر حتي قيل معاوية وعلي .

فرحة الغري - السيد عبد الكريم بن طاووس - ص 7

امروزه منافقان شبكه هاي وهابي او را بدون حجت و پسر زن پرچم دار مكه، هند جگر خوار، معاويه اي كه چهار مرد عرب بر سر پدري اش دعوا داشتند، او را صاحب حجت و دليل شرعي مي دانند.

جناب جرج جرداق، شما كه از ترس اين كه تاريخ كور نخواندت، چنان اثر گران سنگي خلق كرديد، بياييد و ببينيد كه كساني كه مصداق اين آيه هستند كه مي فرمايد:

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ.

سوره بقره آيه171

براي كسي طلب استغفار مي كنند كه تمام ملكوت آسمان ها و زمين ثنا گوي او هستند و خداوند در آيات متعددي مداح او است؛ اما در مقابل يزيد شارب الخمر كه به مادرش نامحرم بود، رضي الله عنه مي خوانند و وقتي بيننده سني به نام فرهاد، يزيد را جنايتكار مي خواند، برآشفته شده و بيش از 20 دقيقه به دفاع از يزيد مي پردازند و اين بيننده اهل سنت را بايكوت مي كنند.

اي لعنت خدا بر چنين دهان هاي نجس و ناپاك.

اين ها گرگاني هستند كه در لباس ميش درآمده اند تا گزيده تر كالا برند و به پيروي از خال المؤمنين شان معاويه كه گفت:

لا والله إلا دفناً دفناً.

شرح نهج البلاغة، ج5، ص 72

تا نام محمد را از مأذنه ها نيندازم آرام نخواهم نشست، ريشه اسلام را بهتر بزنند.

عرض مي كنم: يزيديان مشغول در كلمه خبيثه، از ما بترسيد كه طائفه پر اراده هستيم. ما مثل كوه پشت علي ايستاده ايم.

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.

سوره صف آيه 8

اين يك جمله را هم من اضافه كنم.

ولو كره القناة الكلمة الخبيثة وأعوانهم.

بيننده آقا محبوب از مهاباد از اهل سنت:

آقاي حكيمي از پاوه زنگ زدند و شما گفتيد: جناب عمر كه در صدر اسلام بوده است و نمي دانم كه چه شد شما عمر را بالا كشيديد. شما كه عمر را قبول نداريد.

مجري:

بحث اعتقادي بحث جدايي است.

ما معتقد به حقانيت اهل بيت هستيم؛ ولي شما صحابه بودن عمر را كه رد نمي كنيد.

صحابه يعني كسي كه همراه پيغمبر بوده است، هر كسي كه مي خواهد باشد.

ما اين را مي گوييم.

بيننده:

من حرف شما را قبول دارم و حرف شما را متوجه شدم، شما متوجه حرف من نشديد. من مي گويم كه شما حضرت عمر را قبول نداريد و وقتي آقاي حكيمي زنگ زد شما يك جوري جواب آدم را مي دهيد كه فلان جا چنين چيزهايي نوشته است و بعد كه ما نگاه مي كنيم، اين چنين نيست. همه آدرس هايي كه مي دهيد دروغ از آب در مي آيد.

مجري:

كجا اين طوري بوده است؟ يك مورد بگوييد.

بيننده:

شما به جناب عمر توهين مي كنيد.

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

ما از اين آقايان در خواست مي كنيم در طول اين هفته (همين برادر عزيزمان كه تشريف آوردند) از شما مي خواهيم كه 3 مورد از آن آدرس هايي كه ما داده ايم و شما نتوانسته ايد پيدا كنيد، هفته آينده بياييد يا پيامك بزنيد، شايد ما اشتباه كرديم، حداقل اشتباه ما را برطرف كنيد.

اين اندازه ما از شما انتظار داريم. نه اين كه ما گشته ايم و پيدا نكرده ايم. اين با آن چيزي كه ما از عزيزان اهل سنت داريم تطبيق نمي كند.

اولا كتاب ها چاپ هاي مختلفي دارد.

در قم از صحيح بخاري 17 چاپ داريم.

ما عمدتا كه از كتب آدرس نمي دهيم، تلاش مي كنيم نرم افزار را نشان دهيم.

ما گفتيم كه اگر آن جايي كه نرم افزار نشان نمي دهيم، از نرم افزار مكتبه اهل بيت اين ها را گرفته ايم.

بنده كه در كتابخانه خودم نسخه هاي مختلف صحيح بخاري دارم، از كتاب هاي كتابخانه ام به هيچ وجه در برنامه استفاده نمي كنم؛ مگر اين كه در نرم افزار مكتبه اهل بيت يا الجامع الكبير نباشد. آنجا ما از كتاب هاي كتابخانه مان استفاده مي كنيم.

بيننده آقاي هليلي

در رابطه با بحث برنامه، مي خواهم دوتا مطلب را خدمت عزيزان عرض كنم.

يكي در رابطه با روايت من كنت مولي فهذا علي مولا، در كتب تفاسير اهل سنت در زيل اين آيه شريفه بيان كرده اند خصوصا در تفسير رازي جلد 6 صفحه 113 از نرم افزار مكتبة الشاملة بيان مي كند:

ولما نزلت هذه الآية أخذ بيده وقال: (من كنت مولاه فعلي مولاه الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه)

تا آنجايي كه بيان مي كند كه عمر به علي بن ابي طالب تبريك گفت:

فلقيه عمر رضي الله عنه فقال: هنيئاً لك يا ابن طالب أصبحت مولاي ومولي كل مؤمن ومؤمنة.

عزيزان بزرگوار اهل سنت متأسفانه به رواياتي كه در كتب خودشان آمده است، چشم شان را بسته اند و غالبا هم مي بينيم كه ما قبل اين روايت را نگاه نمي كنند كه مي فرمايد:

ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم.

بعد تشكيك مي كنند در رابطه با اين فقره كه مي فرمايد:

الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه.

و مي گويند اين در رابطه با محبت بوده است.

در تفسير ثعلبي جلد1 صفحه 769 همين روايت را با سند صحيح بيان كرده است.

در تفسير آلوسي جلد 5 صفحه 67 بيان مي كند: حتي پيامبر هم مي ترسيد كه اين را بيان كند تا اين كه آيه نازل شد در روز غدير خم:

وأخذ بيده فقال عليه الصلاة والسلام: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم والاه من والاه وعاد من عاداه.

اين رواياتي كه واقعا دركتب تفاسير اهل سنت وجود دارد، من تعجب مي كنم كه اين بزرگواران در مسائل كوچك يك حرفي مي زنند.

هر جائي كه بحث اميرالمؤمنين عليه السلام است يا در تقابل بين اميرالمؤمنين و دشمنان اميرالمؤمنين است، رو مي كنند به اجتهاد كه اين واقعا ظلم در حق اهل بيت است.

آن وقت اين ها برنامه دفاع از اهل بيت درست مي كنند.

در باب اين مسئله اي كه مي گويند: تا خدا وجود دارد چه نيازي است كه ما به خلق خدا روي بياوريم.

آيات متعددي داريم.

در سوره بقره آيه 52 مي فرمايد: زماني كه حضرت عيسي بيان مي فرمايد:

قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَي اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آَمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.

خود پيامبر يك گروهي به عنوان انصار دارد.

اين عزيزان بزرگوار چرا چشم هايشان را باز نمي كنند؟

خود پيامبر خيلي بهتر از ما مي دانست كه بايد رو به خداوند تبارك و تعالي بياوريد.

در باب توسل به اهل قبور يا اهل بيت عصمت و طهارت، مي گويند: مرده چه طور جواب مي دهد در حالي كه در در قبرستان بقيع نوشته است كه پيامبر فرموده است كه اين طور به مردگان سلام دهيد.

مرده اي كه نمي تواند جواب دهد چه جواب سلام را چه غير سلام را، برايش هيچ تفاوتي نمي كند كه چه طور به او سلام دهند و اين ها با هم فرقي نمي كنند.

عزيزان بزرگوار اهل سنت كه ما احترام خاصي براي شان قائل هستيم، يك مقداري به روايات توجه كنند. به حرف وهابي ها زياد توجه نكنند؛ چون اين ها قصد دارند كه دين را از بين ببرند. براي شان فرقي ندارد كه اهانت به پيامبر شده باشد.

در كل دنيا اعتراض شد به اين قضيه؛ ولي دريغ از يك اعتراض از اين وهابيت؛ بلكه توجيه مي كنند و مي گويند به اين كار نيازي نيست.

بيننده حسن آقا از عراق از اهل سنت:

خواهش من از آقاي قزويني اين است كه شما تجديد نظر كنيد، در حوزه علميه قم بنشينيد، شما نه تنها كارتان اين است كه به همسران پيغمبر توهين مي كنيد؛ حتي به پيغمبر توهين مي كنيد.

شما بنشيند يك فكري كنيد و يك جلسه تشكيل دهيد كه همبستگي بين مسلمان ها به وجود آوريد.

ما انتظار داريم از جمهوري اسلامي كه رهبر جهان اسلام شود؛ ولي متأسفانه ما داريم مي بينيم كه شبكه هاي شيعه تفرقه ايجاد مي كنند.

استاد قزويني:

مي شود كه من هم از شما خواهشي كرده باشم؟

بيننده:

بفرماييد.

استاد قزويني:

ما هم مي آييم يك جلسه هيئت علمي تشكيل دهيم براي تجديد نظر و حضرت عالي هم عضو آن هيئت باشيد و تشريف بياوريد و با هم بنشينيم و شما راهنمايي كنيد و ما از محضر شما استفاده كنيم. اين امكان دارد؟

بيننده:

من خودم بي سواد هستم وگرنه در خدمت بودم.

استاد قزويني:

وقتي شما اين طوري مي گوييد كه شما تجديد نظر كنيد، كسي كه بي سواد است از كجا مي داند كه ما اشتباه مان چيست و غير اشتباه مان چيست؟

وقتي شما مي گوييد: به پيغمبر و زنان پيغمبر توهين مي كنيد، اين ها افتراء است.

شما چه با سواد باشيد و چه بي سواد، در روايت داريم:

فإذا اتهمه انماث الايمان في قلبه كما ينماث الملح في الماء.

الكافي - الشيخ الكليني - ج 2، ص 170

هر كسي برادرش را متهم كند، ايمان او نابود مي شود همان طوري كه نمك در آب نابود مي شود.

شما الان 3 ادعا كرده ايد.

ما از دور پيشاني شما را مي بوسيم و رفيق هميشگي ما هستيد و هر دفعه تشريف مي آوريد يك نكات قشنگي مي گوييد و ما را خوشحال مي كنيد، خدا شما را جزاي خير دهد.

اگر بزرگواري كنيد و يك نمونه از اهانت ما به نبي مكرم يا همسران پيامبر يا از كارهاي ما يا جمهوري اسلامي نسبت به اختلاف، از هر كدام يك نمونه بيان كنيد.

بيننده:

ما بارها گفتيم؛ ولي متأسفانه قبول نمي كنيد. شما شب و روز مي گوييد: عائشه چنين و عائشه چنان. اين طوري كه شما مي گوييد: نعوذ بالله پيغمبر، پيغمبر نبوده است و فقط يك انسان بي غيرتي بوده است.

الان ما اجازه نمي دهيم كه اين كارهاي فاحشي كه شما مي گوييد: پستان در مي آورد و شير به ديگران مي داد، همسران مان انجام دهند. توهين از اين بالاتر چي باشد؟

مجري:

اين ها كه در كتب برادران اهل سنت است نه در كتب شيعيان.

بيننده:

اين ها همه مال دشمنان اسلام است كه آورده اند. هيچ سني نمي گويد: كه عائشه به مرد غريبه شير مي داد. كساني اين را مي گويند كه دشمنان اسلام هستند.

استاد قزويني

چه كسي گفته است كه عائشه به زنان نامحرم شير مي داد؟ شما مي توانيد بگوييد كه اين را چه كسي گفته است؟ نكند كه شما اين را خواب ديده ايد؟

بيننده:

شما شبكه هاي شيعي بارها اين را مگر نگفتيد؟

استاد قزويني:

از اين كه صحبت مي كنيد و ما را مي خندانيد از شما ممنون هستيم.

بزرگواري كنيد و يك جمله اي بگوييد كه مثلا بنده يا دوستان ما در يك جلسه در اين بيش از 2 سال گفته باشند كه عائشه به مردهاي نامحرم شير مي داده است. من گمان مي كنم كه هيچ ديوانه اي همچين حرفي نمي زند. حتما خواب نما شده ايد.

بيننده آقاي سالاري از كرمان

شانس ما است كه هر موقع ما با شما تماس مي گيريم، حسن آقا هم از عراق تماس مي گيرند.

مجري:

اين كه خوب است و اشكالي كه ندارد.

بيننده:

نه اشكالي ندارد، اين شانس ما است.

سؤالي دارم كه مي خواستم اهل سنت يا وهابيت و سلفي ها جواب دهند.

خليفه دوم به عنوان خليفه مسلمين، چرا از يك يهودي تازه مسلمان به نام كعب الاحبار، آموزش علوم قرآن و اسلامي اش را ياد مي گرفته است؟

خليفه دوم پس از غصب خلافت 4 گزينه را پيش روي خود گذاشتند:

1. اولين كسي كه گفت قرآن تحريف شده است خليفه دوم بودند؛ چون ايشان در رابطه با رجم گفتند كه در قرآن نيامده است.

2. آتش زدن احاديث رسول خدا، چرا ايشان احاديث را آتش مي زدند و چرا سنت رسول الله را نابود مي كرده است؟

3. مدعي بودند كه از بني هاشم نمي شود كه خليفه تعيين شود؛ چون نبوت از بني هاشم بوده است، خلافت نبايد از بني هاشم باشد، به چه استناد و اصولي اين صحبت را كرده اند؟

4. به اهل بيت اجازه نمي داده است كه احاديث را به مردم ارائه دهند.

در رابطه با حديثي كه از رسول اكرم است در مورد صحابه اي كه بعد از ايشان منحرف مي شوند و جهنمي مي شوند همان طوري كه بني اسرائيل جنهمي مي شوند.

به استناد 42 آيه از سوره هاي متعدد قرآن اين حرف صحيح است مثل: سوره بقره آيه18 و سوره حديد آيه 16 و سوره نساء آيه 65 و سوره مائده آيه 52 و سوره انفال آيه 6 و 22 و سوره توبه آيه 38 و 39 و 40 و سوره نور آيه 15 و 16 و 23 و سوره شعراء آيه 199 و سوره محمد آيه 20 و 29 و 38 و سوره آل عمران آيه 142 و غيره.

خواهش مي كنم كه اين را حاج آقا از طرف من توضيح دهند.

من دو هفته پيش مي خواستم زنگ بزنم و از آقاي عبداللهي كه اهل سنت بودند و از كردستان زنگ زده بودند، مي خواستم اين سؤالات را مطرح كنم كه وقت به من نرسيد.

حاج آقا دو هفته پيش گفتند: امام خميني اجتهاد اشتباه كرده است، اين براي ما سنگين بوده است.

امام خميني در فتواهايش همه اصول را رعايت مي كرده است، نه نظر شخصي به احكام داشته است و نه حب و بغض. آنچه را كه در حمايت اسلام و اهل بيت بوده است بيان مي كرده است.

حاج آقا قزويني اين مطلب اصلاح كنند و اين حرف شان را پس بگيرند.

امام خميني در اجتهاد اشتباه نكرده است.

ايشان هرچه گفته است حق بوده است.

استاد قزويني:

ما چندتا جواب داديم.

يكي اين كه گفتيم اين عبارتي كه امام راحل آورده است، ارتباطي به عائشه و طلحه و زبير و معاويه ندارد.

ايشان در رابطه با نواصب صحبت مي كند و متن عبارت شان هم، همان روايت امام صادق است كه چند صفحه قبل آورده است كه خداي عالم مبغوض تر از سگ نياورده است، نواصب و كساني كه به ما ناسزا مي گويند، از سگ نجس تر هستند.

عبارت امام راحل ناظر بر آن است.

جواب دوم ما اين است كه بزرگان شما مثل آلوسي به صوفي ها مي گويد:

أنجس من الكلب.

روح المعاني، ج 9، ص110

ما بالاي 350 ميليون سني صوفي داريم.

چرا شما آن ها را نمي گوييد؟

در جواب سوم گفتيم كه شما در جنگ جمل و در جنگ صفين كه نزديك 150 هزار انسان كشته شده است و بر خلاف دستور پيغمبر است كه مي فرمايد:

من خرج عن الطاعة وفارق الجماعة فمات فميتته جاهلية.

الحاوي الكبير، ج 13، ص 105

هر كس در برابر امام قيام كند، مرگش مرگ جاهلي است.

شما مي گوييد: طلحه و زبير و معاويه اجتهاد كردند و اشتباه كردند و مجتهد اگر در اجتهادش اشتباه كند، يك ثواب هم برده است.

گفتم: چه طور شد كه معاويه مجتهد شد و با اجتهاد 110 هزار نفر به كشتن داد و ثواب هم برد؛ ولي امام راحل مجتهد نيست.

نهايت آن اين است كه امام راحل اجتهاد كرده است و به نظر شما اشتباه كرده است، الان يك ثواب هم دارد؛ نه اين كه شما به ايشان فحش و ناسزا دهيد.

يعني بر مبناي شما ايشان اشتباه كرده است و ثوابي هم دارد همان طوري كه معاويه اشتباه كرد و عبد الرحمن بن ملجم اشتباه كرد و حضرت علي را كشت ثواب دارد و يزيد اشتباه كرد.

مبناي آقايان اين است.

نسبت به خودشان هر كجا جنايتي مي بينند مي گويند: اجتهاد كردند؛ ولي از علماي ما كه مي آيند يك نظري مي دهند، شروع مي كنند به مراجع ما اهانت كردن و فحش دادن و ناسزا دادن و لعن كردن.

مجري:

سؤال خانم اسدي را هم جواب دهيد.

استاد قزويني:

حسن آقا گفت: عائشه به مردها شير مي داده است، اين در كتاب هاي شما است. اگر اين ديوانگي و خلاف است از سمت خودتان است.

در كتاب فتح المنعم و تفسير التحرير آورده اند، به نظر ما همه اين ها ديوانه اند كه گفته اند: زن پيغمبر با اين كه بچه به دنيا نياورده است به ديگران شير مي دهد.

وقتي اين آقايان حرف مي زنند، ما از كتب خودتان مي خوانيم.

در رابطه با سؤال خانم اسدي، ما روايات را آورديم كه اليوم اكملت لكم دينكم؛ يعني كمال دين به اين است كه بعد از نبي مكرم اين رسالت امتداد دارد با ولايت علي بن ابي طالب.

يهودي ها و منافقين مي گفتند: پيغمبر ابتر است و بچه اي ندارد، وقتي از دنيا رفت دين او برچيده مي شود.

علي بن ابي طالب به عنوان خليفه پيغمبر كه استمرار دهنده دين نبي مكرم است و تمام تكاليفي كه نبي مكرم دارد غير از مسئله نبوت و اخذ وحي، تمام اين قضايا در حديث منزلت و در حديث غدير براي اميرالمؤمنين ثابت است. كمال دين به اين است كه اين دين استمرار دارد و قطع نمي شود.

در آينده اگر مشكلات و سؤالي پيش آيد، پاسخگو اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

خودشان هم فرموده است:

الله اكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و بالولاية لعلي من بعدي.

منهاج السنة النبوية، ج 7 ، ص 52

الله اكبر بر اكمال دين و تمام شدن نعمت و رضايت خدا بر رسالت من و ولايت علي بن ابي طالب.

در رابطه با قضيه حضرت ابو طالب سلام الله عليه، ما خيلي خلاصه عرض مي كنيم.

حاكم نيشابوري در مستدرك شعري را از ابو طالب در برابر نجاشي مي گويد:

ليعلم خيار الناس أن محمدا وزير لموسي والمسيح بن مريم

المستدرك علي الصحيحين، ج 2، ص 680

حضرت پيغمبر ادامه دهنده و وزير حضرت موسي و مسيح بن مريم است.

آيا اين دلالت بر ايمان ندارد؟

عبارتي ابن اسحاق دارد كه مي گويد:

ألم تعلموا أنا وجدنا محمدا نبيا كموسي خط في أول الكتب

سيرة ابن إسحاق، ج 2، ص 138 و البداية والنهاية، ج 3، ص 87

ما حضرت محمد را مثل حضرت موسي رسول و پيغمبر مي دانيم.

خود آقاي ابن تين كه در شرح صحيح بخاري در كتاب ارشاد الساري مي گويد: در شعر ابي طالب دلالتي دارد:

كان يعرف نبوت محمد حتي قبل ان يبعث

ارشاد الساري، ج 3، ص 26

قبل از اين كه پيغمبر به پيغمبري مبعوث شود، ابو طالب مي دانست كه اين پيغمبر است.

در قحطي كه در مكه آمد، حضرت ابو طالب قنداقه رسول اكرم را به دست گرفت و پشت به بيت الله الحرام اين شعر را خواند:

وَأَبْيَضَ يُسْتَسْقَي الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ رَبِيعُ الْيَتَامَي عِصْمَةٌ لِلأَرَامِلِ

مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص7 و صحيح البخاري، ج1، ص342

آن سفيد رويي كه به آبروي او باران رحمت مي آيد.

آيا اين نشان نمي دهد كه حضرت ابو طالب ايمان به نبوت پيغمبر داشت؟

آلوسي در روح المعاني جلد 18 صفحه 51 مي گويد: حضرت ابو طالب عقد حضرت خديجه را براي پيغمبر خوانده است قبل از اين كه پيغمبر به پيغمبري مبعوث شود.

مي گويد:

الحمد لله الذي جعلنا من ذرية إبراهيم .

شرح نهج البلاغة، ج 14، ص40

آيا اين كافر و بت پرست بوده است؟

من از همه عزيزاني كه مشرف مي شوند به بيت الله الحرام و مدينه منوره از باب اين كه به تعبير نبي مكرم يا نقل مي شود از اميرالمؤمنين كه مي فرمايد:

من علمني حرفا فقد صيرني عبدا

جامع السعادات - ملا محمد مهدي النراقي - ج 3، ص 112

يك كلمه از ما ياد گرفته باشند، ما حق به گردن شان داريم.

من از همه عزيزان مي خواهم كه خالصانه هم در حرم نبوي و هم در بقيع و در مكه و عرفات و منا ما و شبكه ولايت را دعا كنند وگرنه ما حق مان را حلال نخواهيم كرد.

برادرمان جناب آقاي موسوي مدير مسجد النبي لس آنجلس يك بيماري شديد و وخيمي دارند، دوستان خيلي نگران بودند، من از همه عزيزان مي خواهم كه براي ايشان هم دعا كنند.


پايان.

 
 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English