2024 June 15 - شنبه 26 خرداد 1403
بطلان دیدگاه های افراطی در مورد وحدت شیعه و سنّی
کد مطلب: ١٥٦٦٨ تاریخ انتشار: ١٠ دي ١٤٠٢ - ١٦:٤٣ تعداد بازدید: 1505
خارج فقه الحکومه » فقه
بطلان دیدگاه های افراطی در مورد وحدت شیعه و سنّی

(جلسه نوزدهم – 09 08 1402)

 
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه نوزدهم – 09 08 1402)

موضوع:  بطلان دیدگاه های افراطی در مورد وحدت شیعه و سنّی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

ازآنجایی که خدای عالم، حکیم علی الإطلاق است امیر المؤمنین علیه السلام در اول خطبه همام می فرماید:

«فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُم‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص303، خطبه 193

خدای عالم خلایق را خلق کرده و طبق نظام احسن هر کسی را در یک جایگاهی قرار داده است. خدا به یکی علاقه داده راننده بشود، به یکی علاقه داده نانوا بشود و به یکی علاقه داده خیاط بشود. چون اگر این علاقه ها نباشد نظم جامعه به هم می خورد.

اگر فقط دنیا باشد بله شاید نسبت به بعضی ظلم شده است و به بعضی هم نعمت زیادی داده شده است اما این دنیا در برابر آخرت مثل سر سوزنی در یک بیابان لا یتناهی است.

خدای عالم در قیامت این هایی که محرومیتی داشتند به خاطر نظام احسن آنجا جبران می کند خوشحال و راضی هم می شوند. می گویند خدایا ممنون هستیم که در دنیا این محرومیت را به ما دادی و اینجا جبران کردی خیلی خوشحال می شوند.

 آن برای ما ملاک است.

 مسئله دیگر اینکه بعضی از افراد هستند به سنّت:

(وَأَنْ لَيسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى)

و اينکه برای انسان بهره ‌ای جز سعی و کوشش او نيست

سوره نجم (53): آیه 39

عمل می کنند. این هم سنت خدا است خدا می گوید اگر تلاش کنید به مقامی خواهید رسید اگر تلاش نکنید نه.

نابرده رنج گنج میسر نمی شود * مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

یک سری موفقیت ها تلاش خود انسان ها است این هم سنت الهی است. یک سری موفقیت ها تلاش پدر و مادر است چه در مسائل مادی باشد چه در مسائل معنوی باشد پدری زحمتی کشید و ثروتی به دست آورده است این ثروت به فرزند می رسد. این هم (وَأَنْ لَيسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى) پدر سعی کرده است اما برکت این به پسر نیز می رسد.

مسائل معنوی: پدر آدم متدینی است غذای حلال به خانه آورده است با نطفه حلال، نطفه اش بسته شده است موقع انعقاد نطفه دعا خوانده این در روحیه فرزند تأثیر دارد. به عکس آن کسی که اهل شراب،‌ دزدی، قمار و امثال این است این ها نیز اثر می گذارد.

همه این ها را باید در نظر بگیریم شاید بعضی از علل دیگری نیز باشد این که بگوییم مثلاً چرا فلانی این طوری است چرا فلانی چنین است؟ یک مسئله ای که مهم تر از همه این ها است (إِنَّ الْفَضْلَ بِيدِ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ)

(قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيدِ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

بگو: «فضل (و موهبت نبوت و عقل و منطق، در انحصار کسی نيست؛ بلکه) به دست خداست؛ و به هر کس بخواهد (و شايسته بداند،) می ‌دهد؛ و خداوند، واسع [= دارای مواهب گسترده‌] و آگاه (از موارد شايسته آن) است.

سوره آل عمران (3): آیه 73

مثلاً این جا ده نفر نشسته اند حضرتعالی به پنج نفرشان هدیه ای بدهید ولی به پنج نفر نمی دهید آیا شما حق این پنج نفر را ضایع کردید؟! نه! طلبی نداشتند تفضّلی کردید به این پنج نفر هدیه ای دادید. چون هیچ کدام طلبی از شما نداشتند.

خدای عالم تفضلی می کند یک بنده را دوست دارد یک تفضلی در حقش می کند. آن کسی که به او تفضل نکرده است نمی تواند بگوید در حق من ظلم کرده است چون طلبی از خدای عالم نداشت.

 

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.

در رابطه با آیاتی که آقایان آوردند استناد کردند بر این که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و خلفاء هیچ کدام شان حق تشکیل حکومت اسلامی نداشتند فقط مبلغ بودند.

(وَمَا عَلَينَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ)

و بر عهده ما چيزی جز ابلاغ آشکار نيست!

سوره یس (36): آیه 17

(فَإِنَّمَا عَلَيكَ الْبَلَاغُ)

در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی

سوره رعد (13): آیه 40

البته دوستان، شبکه جهانی حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف را پیگیری کنند شب های سه شنبه آقای یزدانی رساله دکترایش نقد عقاید مصطفی طباطبایی هست. مطالب مصطفی طباطبایی نسبت به شیعه به مراتب از مطالب وهابیت تندتر است و نسبت به ائمه علیهم السلام جسارت های خیلی وقیحی دارد.

هشت سال پیش سه ساعت و نیم با ایشان مناظره داشتیم. ایشان همین بحث را در کتاب هایش دارد. ایشان خودش را شیعه تر از هر کسی می داند! یکی از بحث هایش این است که پیامبر اکرم فقط مبلغ بود و حتی حق تفسیر قرآن هم نداشته است یعنی از وهابی ها نیز مقداری تندتر شده است. می گوید پیامبر حق تبیین قرآن هم نداشت چون اگر بگوییم پیامبر مفسر و مبین قرآن است معلوم می شود قرآن برای همه مردم حجت نیست واین توهین به قرآن است.

قرآن برای عموم مردم نازل شده است و فهمش هم برای عموم مردم است. ایشان یک کتاب مستقلی دارد به نام«قرآن بدون حدیث هم قابل فهم است» یعنی ما بدون حدیث باید قرآن را بفهمیم پیغمبر و ائمه علیهم السلام حق تفسیر و تبیین قرآن را نداشتند چون یا قرآن برای عموم قابل فهم بود یا قابل فهم نبود. اگر قابل فهم بود تبیین پیغمبر تحصیل حاصل است. اگر قابل فهم نبود این جا کسر بیان پیش می آید. خدای عالم کتابی فرستاده است برای مردم قابل فهم نیست.

پرسش:

قرآن می فرماید (لِتُبَينَ لِلنَّاسِ)

پاسخ:

این ها را می گوید به معنای قرائت قرآن است.

پرسش:

چطور نماز می خواند؟

پاسخ:

می گوید باید کاری کنیم آنچه که در روایات آمده است جمع بین روایات را داشته باشیم. اتفاقاً دیشب هم ایشان (آقای یزدانی) در پاسخ به همین سخن طباطبایی گفت جمع بین روایات چه کار کنیم الان می خواهیم وضو بگیریم بخاری وضو را یک طوری نقل کرده است می گوید به این شکل وضو بگیرید و پاهای تان را بشویید کافی می گوید پاهای تان را مسح بکشید.

بخاری می گوید وقتی نماز می خوانید بسم الله نباید بگویید تکتف داشته باشید، آمین بگویید کافی خلاف آن را می گوید. الا این که شما بگویید کتاب های شیعه برای ما حجت نیست.

 خودش هم دست بسته نماز می خواند، ظاهراً وضویش را هم مثل وضوی سنی ها می گیرد.

 آیت الله سبحانی (حفظه الله) چند بار گفتند من شبهه ای در ناصبی بودن طباطبایی ندارم. دوستان اگر بحث های شب های سه شنبه را پیگیری کنند که نقد حرف های ایشان است ایشان چنین حرفی دارد که پیامبر حق سلطنت ندارد حق تفسیر قرآن را هم پیغمبر ندارد.  بعد خودش می گوید تفسیر قرآن به عهده علماء و دانشمندان است! خیلی جالب است انسان وقتی از اهل بیت علیهم السلام جدا بشود همان تعبیر مستدرک، جلد 3، صفحه 162

«وأهل بيتي أمان لأمتي من الاختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس»

المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا؛ ج 3، ص 162، ح 4715

واقعاً حزب ابلیس را آدم در این چهره ها می بیند.

پرسش:

دلیلش چه است که می گوید: تفسیر بر عهده علما است؟

پاسخ:

اگر نگوید این همه جمعیت در کتاب تفسیرش نمی آیند شبکه کلمه و وصال هم معمولاً هفته ای یک جلسه بحث تفسیرش را پخش می کنند. بعضاً هم شبکه وُ آ یا شبکه من و تو بحث هایش را پخش می کنند. اگر تفسیر نگوید آن ها چه پخش کنند؟ آن ها نمی آیند حرف قزوینی و آقای سبحانی و بزرگان شیعه را پخش کنند. آن ها دنبال دنبال مفسّری هستند که با مرام آن ها سازگار باشد.

پرسش:

اگر مبنایش این باشد اعلم علماء به گواهی تاریخ ائمه (سلام الله علیهم) بودند برای آن چه جوابی دارد؟

پاسخ:

تناقضات الی ماشاء الله دارد تناقضاتی که (به نظر من) دیوانه ها به آن می خندند. دبیری در تهران جوابی برایش داد به چالش افتاده یک کتاب مستقلی برای جواب یک دبیر آموزش و پرورش - که تحصیلات حوزه هم ندارد.

یک سخنرانی از مقام معظم رهبری هست که می گوید خدای عالم امکاناتی به ما می دهد در برابر آن از ما مطالبات و بازخواست هم دارد، یکی از عنایات خداوند هم همین علم است. این علمی که خدای عالم به علما می دهد در کنار این هم مسئولیت دارند و هم فردای قیامت بازخواست دارند. آیا واقعاً به این وظیفه علم به این نعمتی که خدا به این ها داده است عمل می کنند یا نمی کنند؟

بنده بارها گفتم اگر در میان واجبات الهی ضروری ترین واجبات، عینی ترین واجبات، تعیّنی ترین واجبات از نماز و روزه هم واجب تر بخواهیم یک واجبی را معرفی کنیم آن پاسخ به شبهات است.

کسی که نماز نمی خواند خودش را گرفتار می کند اما کسی که به شبهات پاسخ نمی دهد صدها نفر را گرفتار می کند، اعتقادات صدها نفر متزلزل می شود.

نماز نخواند در قیامت ده ضربه شلاق می خورد، شبهات را بتواند پاسخ بدهد و جواب ندهد هزار ضربه شلاق می خورد. این را به عنوان تعبّد هم دوستان از بنده قبول کنند آنهایی که در این حوزه کار می کنند «هنیئاً لَهُم» آنهایی که کار نمی کنند و احساس تکلیف هم نمی کنند حواس شان باشد که در شب اول قبر در برزخ و قیامت با چه مشکلات و ظلمت هایی مواجه می شوند!

امروز مطالبات حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف از ما در مرتبه اول پاسخ به شبهات است. در خطبه اول نهج البلاغه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می فرماید خدا، پیامبر را مبعوث کرد ...یکی از وظایف رسول اکرم:

«أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ- وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّيَاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَيِّنَاتِ وَ تَحْذِيراً بِالْآيَاتِ وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلَاتِ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص47، خطبه2

«إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ» یکی از وظایف و رسالت نبی مکرم است. این خطبه تکلیف را برای همه ما روشن می کند.

در هر صورت...

 این بحث را این جا مطرح کردم خواستم این را خدمت تان عرض کنم شاید فرصتی بشود در آخر در این که آیا ائمه (علیهم السلام) و نبی مکرم تکلیف دارند آیا این آیات دلالت می کند که انبیاء از باب: (وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)

(وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)

و وظيفه نداری آنها را (به ايمان) مجبور سازی!

سوره انعام (6):‌ آیه 107

(لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ)

تو سلطه‌گر بر آنان نيستی که (بر ايمان) مجبورشان کنی

سوره الغاشیه (88): آیه 22

(وَمَا أَنَا عَلَيكُمْ بِحَفِيظٍ)

و من نگاهبان شما نيستم (و شما را بر قبول ايمان مجبور نمی ‌کنم)

سوره انعام (6): آیه 104

آیا این ها تکلیف سیاست هم را جدا می کند یا نمی کند؟ بحث زیبایی خواهیم داشت ان شاء الله دوستان دقت کنند.

بدر الدین عینی از بزرگان اهل سنت است معاصر ابن حجر است ابن حجر متوفای 852 است ایشان متوفای 855 است. ابن حجر هم کتابی در شرح صحیح بخاری دارد فتح الباری فی شرح صحیح البخاری ایشان هم کتابی دارد عمدة‌ القاری فی شرح صحیح البخاری.

عمده القاری در شرح واژگان صحیح بخاری خوب کار کرده است. ابن حجر خیلی زیاد اهمیت نداده، تقریباً صحیح بخاری را اجتهادی شرح کرده است. ابن حجر مقداری هم تعصب کور دارد نسبت به بعضی از روایاتی که مربوط به اهل بیت علیهم السلام است، و یا «حفاظاً لصحابه». اما بدر الدین عینی مقداری خوب شرح داده است.

البته بعضاً از ابن حجر مطالبی نقل کرده است مشخص است کتاب ابن حجر قبل از بدر الدین بوده است.

 دوستان در رابطه با شرح احادیث صحیح بخاری خواستند مراجعه کنند سه شرح مفصل داریم اولی فتح الباری تالیف ابن حجر دومی عمدة القاری تألیف بدر الدین عینی و سومی إرشاد الساری تألیف قسطلانی است. این سه شرح مفصل ترین شرح بر صحیح بخاری است.

در هر صورت...

بدر الدین عینی می گوید:

«لست عليهم بمسيطر ( ( الغاشية : 22 ) وفسر: المسيطر بالمسلط. قوله: (ويقرأ بالصاد والسين)، قرأ عاصم: بمسيطر بالسين، وحمزة بخلاف عن خلاد بين الصاد والزاي، والباقون بالصاد الخالصة بمصيطر»

می گوید تمام این ها نشان می دهد که:

(لَسْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)

عمدة القاري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج19، ص289

پیغمبر وکیل مردم نیست مردم خواستند اسلام بیاورند یا نیاورند. عمل کنند، نکنند شما وکیل مردم نیستی بگذار خودشان به اختیار خودشان هر کاری خواستند انجام بدهند. البته بعداً در جای دیگر هم دارد که این آیه، با آیات جهاد نسخ شده است.

(فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ)

مشرکان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد؛

سوره توبه (9): آیه 5

مبارک فوری کتابی دارد به نام تحفة الأحوزی از کتاب های مفصل اهل سنت است. ایشان متوفای 1282 است در خیلی از جاها مخصوصاً نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) روایات را خیلی صریح آورده است. یعنی حتی از بدر الدین عینی هم بی پرده تر آورده است. ایشان می گوید:

«قوله أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله الخ سبق شرحه في أول كتاب الإيمان إنما أنت مذكر أي ليس عليك إلا التذكير والوعظ لست عليهم بمصيطر وفي قراءة بالسين بدل الصاد أي بمسلط حتى تكرههم على الإيمان»

تو غیر از تذکر به مردم و موعظه کردن هیچ وظیفه دیگری نداری (لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ) بعد می گوید اول کتاب هم آوردیم یعنی تو مسلط نیستی «حتى تكرههم على الإيمان» این هم نکته ای از ایشان است.

(لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ)، (أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يكُونُوا مُؤْمِنِينَ)

(أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يكُونُوا مُؤْمِنِينَ)

آيا تو می ‌خواهی مردم را مجبور سازی که ايمان بياورند؟! (ايمان اجباری چه سودی دارد؟!)

سوره یونس (10): آیه 99

 بعد از نووی نقل می کند که نووی متوفای 676 و شافعی است دو تا کتاب مفصل دارد. یکی المجموع است و دیگری هم روضة الطالبین است. این دو تا کتاب فقهی ایشان است.

در میان کسانی که کتاب صحیح مسلم را شرح کرده اند مشهورش همین نووی است.

«قال النووي قال المفسرون معناه إنما أنت واعظ ولم يكن النبي صلى الله عليه وسلم أمر إذ ذاك إلا بالتذكير ثم أمر بعد بالقتال والمسيطر المسلط وقيل الجبار وقيل الرب انتهى قوله (هذا حديث حسن صحيح) وأخرجه أحمد ومسلم والنسائي والحاكم»

تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد عبد الرحمن بن عبد الرحيم المباركفوري أبو العلا الوفاة: 1353، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج9، ص186

ایشان می گوید نووی از مفسرین نقل کرده که معنای (لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ)؛ یعنی «إنما أنت واعظ ولم یکن النبي أمر إذ ذاك إلا بالتذكير» یعنی در آن وقت، وقت نزول این آیه، آیات دیگری هنوز نیامده بود، آیات سیف و آیات قتال نیامده بود. إذ ذاک یعنی آن زمان فقط مأمور به تذکر بوده است.

«ثم أمر بعد بالقتال» بعد دستور قتال آمد «والمسيطر المسلط وقيل الجبار وقيل الرب» ما در کتاب شرح مسلم خواندیم. بعد می گوید: «هذا حديث حسن صحيح، وأخرجه أحمد ومسلم والنسائي والحاكم»

این ها که مربوط به صحیحین بود تلاش کردم این ها را یک مقدار جلو بیندازم چون روایت صحیح بخاری و مسلم:

أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الناس حتى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَيُؤْمِنُوا بِي وَبِمَا جِئْتُ بِهِ ...»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص52، ح21

 بعد ابوبکر بر طبق همین می گوید اگر کسی زکات نداد من باید او را بکشم. را بعدا بیشتر بحث خواهیم کرد.

شرح صحیح بخاری را تمام کردیم به مفسرین قرآن برگشتیم نظر مفسران شیعه را عرض کردیم حالا ببینیم اهل سنت در رابطه با (لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ) چه مباحثی دارند.

از شصت و چهار تا آیه ای که عبدالرزاق آورده همین چهار تا آیه برای ما ملاک است. اگر این چهار تا آیه را خوب بتوانیم جواب بدهیم کار تمام است.

یک:

(لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ)

در قبول دين، اکراهي نيست.

سوره بقره (2): آیه 256

دو:

(أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يكُونُوا مُؤْمِنِينَ)

آيا تو مي‌خواهي مردم را مجبور سازي که ايمان بياورند؟! (ايمان اجباري چه سودي دارد؟!)

سوره یونس (10): آیه 99

سه:

(وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِجَبَّارٍ)

و تو مأمور به اجبار آنها (به ايمان) نيستي

سوره قاف (50): آيه 45

چهار:

(لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ)

تو سلطه‌گر بر آنان نيستي که (بر ايمان) مجبورشان کني

سوره غاشیه (88): آيه 22

این چهار آیه را ما جواب قاطع و قانع کننده بدهیم آن شصت آیه هم به طریق اولی جواب داده شده است. عمده کسانی هم که امروز امثال کدیور و دیگران استدلال می کنند عمدتا به همین چهار آیه استدلال می کنند. آیات دیگر را خودشان هم خیلی تمایل ندارند ذکر کنند.

تفسیر طبری از تفاسیر مشهور اهل سنت است می توان گفت اولین تفسیر مفصّل اهل سنت است. طبری متوفای 310 هجری قمری است. ایشان یک کتاب تاریخ دارد و یک کتاب تفسیر دارد.

طبری آدم خیلی مرموزی است. به تعبیر علامه امینی خیانتی که طبری کرده کمتر کسی کرده است، خیلی از حقایق را در تاریخش و در تفسیرش مخفی کرده است.

تاریخ طبری جلد 3 صفحه 321 در بعضی از چاپ ها جلد 1 صفحه 543 می گوید وقتی آیه: (وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

نازل شد پیامبر چهل نفر از قریش را دعوت کرد... راوی هم حضرت امیرالمومنین علیه السلام است:

«فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصيّی وخليفتي فيكم»

تاريخ الطبري ، اسم المؤلف:  لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 543

این سه تا جمله را دارد «أخي ووصي وخليفتي» در تاریخش این را آورده است. ولی در تفسیر می گوید:

«فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي وكذا وكذا فاسمعوا له وأطيعوا»

جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج19، ص122

اسم این ها را چه می شود گذاشت؟! ملاحظه کنید دارد: «قال إن هذا أخي وكذا وكذا»

همین روایت را که در کتاب تاریخ آورده آدرس هم دادند در تفسیرش از قول حضرت امیرالمومنین علیه السلام دارد: «فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي وكذا وكذا فاسمعوا له وأطيعوا»

پرسش:

استاد! بقیه همین را هم نیاوردند

پاسخ:

چه فایده ای دارد کذا و کذا آورده؟! مردم از کذا و کذا چه می فهمند؟! به قول معروف معمّا گفته است! کذا و کذا یعنی چه؟!

پرسش:

شاید در شرایطی بوده که نمی توانسته صریح بگوید.

پاسخ:

فردای قیامت به قول شیخ صدوق محکمه ی عدل حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) تماشایی است. با عوام ما کار نداریم، اما به تعبیر حضرت امام در وصیت نامه سیاسی الهی: اگر برای عوام عذری باشد برای علمای اهل سنت عذری نیست.

یعنی تندترین عبارت را حضرت امام در وصیت نامه اش آورده و تکلیف این ها را روشن کرده است. اما آقایانی که سنگ تقریب تبدیلی و تخریبی را به سینه می زنند ما تا به حال نشنیدیم بعد از رحلت امام این همه جلسات می گیرند این همه سخنرانی در رابطه موضوع تقریب دارند این عبارت را از مرحوم امام نقل کنند! این عبارت امام گویا یک امر قاچاقی شده است! این جمله امام را هیچ کدام شان به زبان نمی آورند. چون اگر این را به زبان بیاورند همه بساط شان به هم می ریزد!

پرسش:

خود حضرتعالی این عبارت امام را بیان می کنید؟

پاسخ:

من در همه جا می گویم. شاید امسال در شبکه ولی عصر بیش از ده – پانزده بار این عبارت حضرت امام را گفتم.

پرسش:

در برابر علمایشان منظورم است.

پاسخ:

بله می گوییم هیچ ابایی نداریم الان آقایان علیه ما هستند هر سال ما را به برنامه هفته وحدت دعوت می کردند ولی آن جوابی که برای واعظ زاده نوشتیم در نهج البلاغه بعد از او دیگر ما را دعوت نکردند ما هم گفتیم خیلی بهتر!

 آخرین سالی که در همایش وحدت بودیم نماز مغرب شد علمای اهل سنت کردستان یک نماز جماعتی در حیاط مصلی شروع کردند. علمای زاهدان هم این طرف نماز جماعتی شروع کردند. علمای طرف گرگان و آق قلا هم یک طرف دیگر یعنی سه نماز جماعت شروع کردند.

ما هم به زیر زمین رفتیم نمازمان را بخوانیم طلبه ها به ما حسن ظن داشتند پشت سر ما آمدند دیدیم سالن پر شد.

پرسش:

اهل سنت؟

پاسخ:

نه شیعه ها آمدند. جالب این بود آقای سید حسن ربانی بعد از نماز میکروفن را گرفت فرمود عجب هفته وحدتی؟ !عجب مبارکی؟! شافعی ها یک نماز جماعت، حنفی ها یک نماز جماعت، آقایان آق قلائی ها یک نماز جماعت، شیعه هم یک نماز جماعت! یعنی در هفته وحدت چهار تا نماز جماعت از این بهتر نمی شود!

مقام معظم رهبری اگر یک جا، یک عبارتی می گوید بوی این می آید که ما متعرض نشویم این را پر رنگ می کنند ولی آن جایی که می گوید از علمای اهل سنت می خواهم بروند کتاب الغدیر علامه امینی و المراجعات علامه شرف الدین را بخوانند ندیدم هیچ کدام از این آقایان یک دفعه این عبارت مقام معظم رهبری را گفته باشند. من تمام صحبت های شان را رصد می کنم.

پرسش:

شاید خود آقا این را یک بار گفتند مطالب دیگر را ده بار گفتند و تکرار کردند.

پاسخ:

مقام معظم رهبری بعضی وقت ها بحثی در یک جلسه ای مطرح می کند مقتضای آن جلسه این است. در جای دیگر چیزی دیگر می گوید بلا تشبیه بلا تشبیه مثل آیات قرآن است یک دفعه قرآن می گوید

(اللَّهُ يتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا)

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می ‌کند

سوره زمر (39): آیه 42

یک دفعه هم می گوید:

(قُلْ يتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ)

بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را می ‌گيرد؛ سپس شما را به سوی پروردگارتان باز می ‌گردانند.»

سوره سجده (32): آیه 11

آدم عاقل کنار می آید این ها را جمع می کند (اللَّهُ يتَوَفَّى الْأَنْفُسَ) استقلالاً (يتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ وُكِّلَ بِكُمْ).

 صحبت های مقام معظم رهبری را جامعه مدرسین چاپ کرده است در جلسه ای که به قم تشریف آوردند ایشان فرمودند در یک جلسه ای بودیم علمای بزرگ اهل سنت و نخبه هایشان از کشورهای مختلف آمده بودند از من خواستند جلوی نشر کتاب های دکتر تیجانی را بگیرم چون کتاب های ایشان باعث شده که تعدادی از اهل سنت شیعه شوند. من فهمیدم که کتاب ایشان خیلی کتاب تأثیر گذاری است به آقای تیجانی پیام دادم این کتاب تان را به صورت گسترده چاپ کنید هزینه اش را هم من می دهم.

 آقایان و منبری های ما چرا این را یک دفعه نمی گویند؟ جامعه مدرسین چاپ کرده است خواستید فردا تصویرش را خدمت تان می آورم همه این ها را ما جمع کردیم.

همین جا می گوید آقای هاشمی شاهرودی گفت امام جمعه مکّه تمایلی به تشیع دارد من از ایشان خواستم ایشان را به قم بیاورید یک نرمش و مشت مال علمی به ایشان بدهیم. یا مقام معظم رهبری می گویند: ما به هیچ وجه از اهل سنت نمی خواهیم شیعه بشوند اگرچه دل مان می خواهد شیعه بشوند اما از این ها مطالبه نمی کنیم.

همه باید کنار هم گذاشته بشود ببینیم خروجی فرمایشات این بزرگوار چه است؟ این که مثلا بنده بیایم فقط این ها را منتشر کنم آن عبارت های دیگری که دال بر تقیه و ... است این ها را مطرح نکنم خیانت است. آن آقا بیاید آن عبارت ها را بگوید این ها را نگوید این هم خیانت است.

پرسش:

پشت این جریان چه کسی است؟ سردمدار و اعضاء اش چه کسانی هستند؟

پاسخ:

در فضای مجازی باشید جستجو کنید امّت واحده همه چیز بیرون می آید !

پرسش:

نکته ای است که طبری با این که در تاریخش تمام مسائل جهان اسلام را مطرح کرده است اما هیچ اشاره ای به قضیه غدیر نکرده است این خیانت بزرگی است که طبری کرده است.

پاسخ:

بله، بخاری با آن عظمتش جلوتر از طبری است اسمی از غدیر نیاورده است! در صحیح بخاری از اول تا آخر اسمی از غدیر نیست مسلم هم آورده است ای کاش ایشان هم نمی آورد مسلم می گوید زید ابن ارقم گفت در غدیر پیغمبر اکرم فرمود:

«وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1873، ح2408

 

اصلاً اسمی از غدیر در آن جا نیست صحیح مسلم حدیث ثقلین را مطرح کرده است.

در هر صورت...

 یکی از تکالیف ما این است که در این وادی به صورت جدی وارد شویم. به مناسبتی خدمت آیت الله جوادی آملی بودیم. ما دو جلد از اسفار را خدمت ایشان خواندیم آدم خیلی متخلق به اخلاق است. از ایشان عصبانیت در عمرم ندیدم حتی شنیدم در خانه شان ایشان با عصبانیت انسی ندارند.

ولی در آن جلسه ای که ما بودیم با عصبانیت و خیلی تند به من گفتند آقای قزوینی! اگر این حقایق را نگویید (مربوط به اهل سنت) جوان های اهل سنت از شما نشنوند فردای قیامت همین جوان های اهل سنت سر پل صراط جلوی شما را می گیرند و شکایت می کنند. چون علمای شان این ها را نمی گویند خودشان هم مطالعه نمی کنند شما الان امکانات دارید در رسانه ها و ... هستید اگر نگویید فردا از خود شما شکایت می کنند.

بعد آن عبارت حضرت امیرالمومنین علیه السلام را خواندند:

«فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الْأَشْرَارِ يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق، ص435، نامه 53

یا:

«حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 209، خطبه 150

نامه 53 و خطبه 150 گفت این ها را برای جوان ها بگویید جوان های اهل سنت این مطالب را از شما بشنوند.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها