2018 April 21 - شنبه 01 ارديبهشت 1397
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
کد مطلب: ٧١٠٤ تاریخ انتشار: ٢٩ دي ١٣٩٤ - ١٣:١٠ تعداد بازدید: 5858
مقالات » عمومي
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت

 ابن أبی شیبه کوفی و دیگر بزرگان اهل سنت، نقل کرده‌اند که خلیفه دوم به در خانه فاطمه (ص) آمد و تهدید کرد که اگر مخالفان ابوبکر، برای بیعت نیایند، خانه را آتش خواهد زد. تعدادی از پژوهشگران اهل سنت و وهابیت، تصریح کرده‌اند که این روایت صحیح است؛ هرچند که در مواردی روایت را تحریف نیز کرده‌اند.

ابن أبی شیبه کوفی (متوفاي235 هـ) از بزرگان تاریخ اهل سنت ، در کتاب معتبر «المصنف في الأحاديث والآثار» داستان تهدید به آتش زدن خانه صدیقه شهیده سلام الله علیها را با سند صحیح نقل کرده است.

تعدادی از پژوهشگران و محققان برجسته اهل سنت و حتی وهابی، این روایت را تصحیح کرده‌اند که در این جا مستندات آن را خدمت شما تقدیم خواهیم  کرد.

اصل روایت:

حدثنا محمد بن بِشْرٍ نا عُبيد الله بن عمر حدثنا زيد بن أسلَم عن أبيه أسلم أَنَّهُ حِينَ بُويِعَ لأِبِي بَكْرٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) كَانَ عَلِيٌّ وَالزُّبَيْرُ يَدْخُلان عَلى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَيُشَاوِرُونَهَا وَيَرْتَجِعُونَ في أَمرِهِمْ، فَلَمَّا بَلَغَ ذالِكَ عُمَرُ بنُ الْخَطَّابِ خَرَجَ حَتَّى دَخَلَ عَلى فَاطِمَةَ، فَقَالَ: يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) مَا مِنَ الْخَلْقِ أَحَدٌ أَحَبُّ إِلَينا مِنْ أَبِيكِ، وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبُّ إِلَيْنَا بَعْدَ أَبِيكِ مِنْكِ، وَايْمُ اللَّهِ مَا ذَاكَ بِمَانِعِيَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ يُحْرَقَ عَليْهِمُ الْبَيتُُ، قَالَ فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِي وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَيَحْرِقَنَّ عَلَيكُمُ الْبَيْتَ، وَايْمُ اللَّهِ لَيُمْضِيَنَّ مَا حَلَفَ عَلَيْهِ.

فَانْصَرِفُوا رَاشِدِينَ، فِرُّوا رَأْيَكُمْ وَلاَ تَرْجِعُوا إِلَيَّ، فَانْصَرَفُوا عَنْهَا وَلَمْ يَرْجِعُوا إِلَيْهَا حَتَّى بَايَعُوا لأَبِي بَكْرٍ.

«هنگامى كه مردم با ابوبكر بيعت كردند، علي و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره پرداخته بودند، اين خبربه عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا! محبوب‌ترين فرد نزد ما پدر تو است و پس از او خودت!!! ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آن‌ها بسوزانند.

اين جمله را گفت و بيرون رفت، هنگامى كه علي (عليه السلام) و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر به علي (عليهم السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد!»

إبن أبي شيبة الكوفي، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 7، ص 432، ح37045، کتاب المغازي، باب ما جاء في خلافة ابي بکر وسيرته في الرده، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

 
 
 
 
 
 

تصحيح روايت:

تعدادی از بزرگان اهل سنت و حتی وهابیت، این روایت را تصحیح کرده‌اند:

سعد بن ناصر الششری

پروفسور سعد بن ناصر بن عبد العزیز الششری ، از علمای نامدار وهابی که شاگرد عبد العزیز بن باز مفتی اعظم سابق عربستان سعودی و همچنین شاگرد عبد العزیز بن عبد الله آل الشیخ مفتی اعظم فعلی عربستان به شمار می‌آید و کتاب المصنف را تحقیق کرده است، در پاورقی کتاب می‌گوید:

صحيح؛ أخرجه أحمد في فضائل الصحابه (532) وابن عبد البر في الإستذكار 3/975 ، وابن أبي عاصم في الآحاد (2952).

 
 
 
 
  

 

عمرو بن عبدالمنعم المصری

شیخ عمرو بن عبدالمنعم بن عبدالعال المصری، از علمای معاصر مصر که کتاب «المذکِّر والتذکیر والذکر» ابن أبی عاصم را تحقیق کرده است، در پاورقی همین روایت می‌گوید:

إسناده صحیح.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

حسن بن فرحان المالکی

دكتر حسن بن فرحان مالكي، استاد و محقق امور تربيتى در آموزش و پرورش رياض در «کتاب قراءة فی کتب العقائد المذهب الحنبلی نموذجا» تصریح می‌کند که این روایت هجوم به خانه فاطمه  با سند‌های صحیح نقل شده است:

ولكن حزب علي كان أقل عند بيعة عمر منه عند بيعة أبي بكر الصديق نظراً لتفرقهم الأول عن علي بسبب مداهمة بيت فاطمة في أول عهد أبي بكر، وإكراه بعض الصحابة الذين كانوا مع علي على بيعة أبي بكر، فكانت لهذه الخصومة والمداهمة، وهي ثابتة بأسانيد صحيحة وذكرى مؤلمة لا يحبون تكرارها.

«طرفداران علي (عليه السلام) در زمان بيعت با عمر، كمتر از زمان بيعت با ابوبكر بودند؛ چون در آغاز خلافت ابوبكر به خانه فاطمه (سلام الله عليها) هجوم برده شد و به همين جهت بعضى از صحابه از بيعت با ابوبكر اكراه داشتند. اين مدعا با سندهاى صحيحى كه وجود دارد، ثابت شده است و خاطره دردناکی است که تکرار آن را دوست ندارند.

و سپس در پاورقی کتاب مى‌نويسد:

 كنت أظن المداهمة مكذوبة لا تصح، حتى وجدت لها أسانيد قوية منها ما أخرجه ابن أبي شيبة في المصنف بسند صحيح عن أسلم مولى عمر وغير ذلك.

«من در ابتدا فكر مى‌كردم قصه هجوم دروغ است و صحت ندارد؛ تا این که سند محکم برای آن پیدا کرد؛ از جمله روایتی که ابن أبی شیبه در کتاب المصنف خود با سند صحیح از اسلم غلام عمر نقل کرده است».

 
 
 
 
 

 

تحریف روایت:

تعدادی دیگر از علمای وهابی با این که اعتراف می‌کنند سند روایت صحیح است؛ اما با کمال تأسف و به خاطر حفظ آبروی خلیفه دوم، متن روایت را تحریف کرده‌اند:

علی محمد محمد الصلابی:

شیخ دکتر محمد علی الصلابی مفتي کشور لیبی در کتاب «أسمی المطالب فی سیرة أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ، شخصیته وعصره دراسة شامله» روایت ابن أبی شیبه را تصحیح کرده است؛ اما در ابتدا متن اصل روایت را تحریف کرده و در آخر نیز مدعی می‌شود که ادامه روایت که تهدید به آتش زدن را ثابت می‌کند، توسط رافضه افزوده شده است !!!

وی ابتدا اصل روایت را این گونه تحریف می‌کند:

وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبُّ إِلَيْنَا بَعْدَ أَبِيكِ مِنْكِ و کلمها.

«وهیچ کس نزد من پس از پدرت محبوب‌تر از تو نیست . و عمر با فاطمه سخن گفت».

در حالی که اصل روایت این گونه است:

وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبُّ إِلَيْنَا بَعْدَ أَبِيكِ مِنْكِ، وَايْمُ اللَّهِ مَا ذَاكَ بِمَانِعِيَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ يُحْرَقَ عَليْهِمُ الْبَيتُ...

«وهیچ کس نزد من پس از پدرت محبوب‌تر از تو نیست ؛ ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آن‌ها بسوزانند».

سپس در باره سند روایت می‌گوید:

هذا هو الثابت الصحيح والذي مع صحة سنده ينسجم مع روح ذلك الجيل وتزكية الله له

و در ادامه، شیعیان را متهم می‌کند که آن‌ها به روایات اهل سنت دستبرد زده و مطالبی از پیش خود به آن افزوده‌اند !!!!

وقد زاد رواة الشيعة الرافضة في هذه الرواية واختلقوا إفكاً وبهتاناً وزوراً وقالوا بأن عمر قال: إذا اجتمع عندك هؤلاء النفر فسأحرق عليهم هذا البيت، لأنهم أرادوا شق عصى المسلمين بتأخرهم عن البيعة ثم خرج عنها، فلم يلبث أن عادوا إليها، فقالت لهم: تعلمون أن عمر جاءني وحلف بالله لأن أنتم عدتم إلى هذا البيت ليحرقنه عليكم وايم الله أنه ليصدقن فيما حلف عليه، فانصرفوا عني فلا ترجعوا إليّ، ففعلوا ذلك، ولم يرجعوا إليها إلا بعدما بايعوا.

وهذه القصة الباطلة لم تثبت عن عمر رضي الله عنه، ودعوى أن عمر رضي الله عنه همّ بإحراق بيت فاطمة، من أكاذيب الرافضة.

«اين همان چیزی است که ثابت و صحیح است و علاوه بر صحت سند، با روح این گروه و تزکیه آن‌ها توسط خداوند، سازگار است.

راویان شیعه رافضی در این روایت افزوده‌اند و دروغ ، بهتان و افترای بزرگی را ساخته‌ و گفته اند که عمر گفت: «اگر بار دیگر این افراد پیش تو جمع شوند، خانه بر سر آن‌ها آتش خواهم زد»

چون آن‌ها با تأخیر کردن در بیعت، قصد اختلاف افکنی در میان مسلمان را داشتند. عمر از پیش فاطمه رفت و پس از مدتی علی و زبیر پیش فاطمه آمدند. فاطمه به آن‌ها گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد! از پیش من بروید و دیگر برنگردید. آن‌ها نیز این چنین کردند و پیش فاطمه برنگشتند مگر پس از بیعت.

این داستان باطل است و از عمر ثابت نشده است. ادعای این که عمر قصد داشت خانه فاطمه را آتش بزند، از دروغ‌های رافضه است»

و در پاورقی کتاب می‌گوید:

أخرجه ابن أبي شيبة: «المنصف» (14/567)، وإسناده صحيح.

«این روایت را ابن أبی شیبه در کتاب المصنف آورده و سند آن صحیح است».

 

 

 

 

روشن است که این فرافکنی‌ها دردی از جناب صلابی و همفکران او دوا نمی‌کند؛ زیرا روایت ابن أبی شیبه را با سندی که خود شما تصحیح کرده‌اید، در کتاب‌های متعدد توسط بزرگان اهل سنت به همین صورت نقل کرده‌اند که ثابت می‌کند خلیفه دوم به خانه صدیقه شهیده سلام الله علیها آمده و تهدید کرده است که خانه را به آتش خواهد کشید.

شیخ حسن الحسینی:

دکتر شیخ حسن الحسینی، وهابی نامدار معاصر که مشاور شرعی و تاریخی سریال «الحسن والحسین»‌ نیز بوده است، در کتاب «موسوعة الحسن والحسین» ابتدای همین روایت را نقل کرده و می‌نویسد:

فهذا هو الثابت الصحيح...

اما متأسفانه ادامه روایت را حذف می‌کند تا مبادا مردم بفهمند خلیفه دوم ، سیده زنان اهل بهشت را تهدید کرده است که خانه‌اش را آتش خواهد زد.

 

 

 

 

در نتیجه روایت ابن أبی شیبه، مبنی بر تهدید به آتش زدن خانه صدیقه شهیده سلام الله علیها، صحیح است و ثابت می‌کند که اجماع صحابه بر خلافت ابوبکر و تنها دلیل اهل سنت بر مشروعیت خلافت ابوبکر، افسانه و دروغی بیش نیست.

 

اللهم عجل لولیک الفرج.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 




Share
1 | مهرتابان | , هلند | ١٠:٠٦ - ٢٦ اسفند ١٣٩٣ |
به نام خدا
با اجازه شما میخواهم به نام چند تن دیگر که این روایت را تصحیح کرده اند اشاره کنم.
*شاه ولی الله دهلوی
این عالم اهل تسنن معاصر سید محمد قلی کنتوری و میر حامد حسین هندی میباشد و پدر عبدالعزیز دهلوی صاحب کتاب تحفه اثنی عشریه میباشد.
وی در « ازالة الخفاء » (1) میگوید :
ابوبكر عن اسلم باسنادٍ صحيح علي شرط الشيخين انه حين بويع لابي بكرٍ بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم وكان علي والزبير يدخلان علي فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم فيشاورونها ويرتجعون في امرهم فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتي دخل علي فاطمة فقال: يا بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم والله ما من الخلق احب الينا من ابيكِ وما من احدٍ احبُّ الينا بعد ابيك منك وايم الله ما ذلك بمانعي ان اجتمع هؤلاء النفر عندك ان آمر بهم ان يحرق عليهم البيت قال فلما خرج عمر جاؤها فقالت: تعلمون ان عمر قد جاءني وقد حلف بالله لئن عدتم ليحرقن عليكم البيت وايم الله ليمضين لما حلف عليه فانصرفوا راشدين فروا رأيكم ولا ترجعوا اليّ فانصرفوا عنها فلم يرجعوا اليها حتي بايعوا لابي بكر .
آنچنان که معلوم است ، این عالم اهل تسنن روایت ابن ابی شیبه را صحیح بر اساس شروط بخاری و مسلم میداند.
نکته : خالی از لطف نیست که سخن شاه ولی الله دهلوی در مورد این روایت را بخوانیم وقتی میگوید :
در همين ايام مشكلي ديگر كه فوق جميع مشكلات توان شمرد پيش آمد و آن اين بود كه زبير و جمعي از بني هاشم در خانه ي حضرت فاطمه رضي الله تعالي عنها جمع شده در باب نقض خلافت مشورت ها بكار مي بردند حضرت شيخين آن را به تدبيري كه بايستي بر هم زدند و تدارك ملالي كه بر مزاج حضرت مرتضي عارض شده بود به حسن ملاطفت فرمودند .
توجه به عبارت « حسن ملاطفت » لازم است !
*دکتر بشار عواد معروف
وي از علماي مشهور معاصر اهل تسنن با مشی وهابی مي باشد . وي در ذيل روايتي از تاريخ بغداد ( تاليف خطيب بغدادي ) که سند روايت به ابن ابي شيبه مي رسد ،اين روايت را تصحيح کرده است .
اثر صحيح ، اخرجه ابن ابي شيبه 14/567 و فيه قصه (2)
*عبدالسلام آل عيسي
وی نیز از علمای وهابی بود و کتابي که راجع به روايات و سيره عمر بن خطاب به رشته تاليف در آورده است ، اين روايت را مطرح کرده و صحت آن را اذعان مي کند .
وقال رضي الله عنه لفاطمة بنت النبي صلى الله عليه وسلم: والله ما من أحد أحب إلينا من أبيك، وما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك .
رواه ابن أبي شيبة / المصنف 7/432، الخطيب البغدادي / تاريخ بغداد 4/401، صحيح من طريق ابن أبي شيبة. قال: حدّثنا محمّد بن بشر نا عبيد الله بن عمر، حدّثنا زيد بن أسلم عن أبيه أسلم (3)
*شيخ محمد صالح المنجد
این عالم وهابی نیز در جواب به پرسشی در مورد این روایت چنین میگوید :
روى أسلم القرشي - مولى عمر بن الخطاب - رضي الله عنه، قال: (حين بُويع لأبي بكر بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم، كان علي والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فيشاورونها ويرتجعون في أمرهم، فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال: يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم! والله ما من أحد أحب إلينا من أبيك، وما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك، وايم الله ما ذاك بمانعي إن اجتمع هؤلاء النفر عندك إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت.
قال: فلما خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون أن عمر قد جاءني، وقد حلف بالله لئن عدتم ليحرقن عليكم البيت، وايم الله ليمضين لما حلف عليه، فانصرِفوا راشدين، فَرُوا رأيَكم ولا ترجعوا إلّيَّ، فانصرفوا عنها، فلم يرجعوا إليها حتى بايعوا لأبي بكر)
أخرجه أحمد في "فضائل الصحابة" (1/364) وابن أبي شيبة في "المصنف" (7/432) وعنه ابن أبي عاصم في "المذكر والتذكير" (1/91) ورواه ابن عبد البر في "الاستيعاب" (3/975) من طريق البزار - ولم أجده في كتب البزار المطبوعة - وأخرجه الخطيب في "تاريخ بغداد" (6/75) مختصرا: كلهم من طريق محمد بن بشر ثنا عبيد الله بن عمر عن زيد بن أسلم عن أبيه به.
قلت: وهذا إسناد صحيح. (4)
*شیخ سعد بن ناصر الشثری
این محقق وهابی در ذیل روایت ابن ابی شیبه در طبع دار کنوز اشبیلیا میگوید :
صحیح (5)
*دکتر صلابی
صلابی وهابی در کتاب دیگرش نیز این روایت را ثابت وصحیح میداند و سندش را تصحیح میکند: (6)
1- ازالة الخفاء عن خلافة الخلفاء - مقصد دوم - ماثر فاروق اعظم
2- تاريخ بغداد ، ج 6 ص 75 رقم 2569، دار النشر : دار الغرب الإسلامي - بيروت 1422 هـ / 2001 م ، الطبعة : الاولي ، تحقيق : بشار عواد معروف
3- دراسه النقديه في المرويات الوارده في شخصيه عمر بن الخطاب و سياسته الاداريه ،ج 1 ص 467( المطلب الاول - فصل الثالث ) ، دار النشر : عمادة البحث العلمي بالجامعة الإسلامية، المدينة المنورة، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى1423هـ/2002م
4- القسم العربي من موقع (الإسلام، سؤال وجواب) ، ج 9 ص 21 رقم 98641 ، تم نسخه من الإنترنت: في 26 ذي القعدة 1430، هـ = 15 نوفمبر، 2009 م
5-مصنف ابن ابي شيبه ، ج 21 ص 143 – 144 ، ط : دار کنوز اشبیلیا ، تحقیق : شیخ سعد بن ناصر الشثری
6- أمير المؤمنين الحسن بن علي بن أبي طالب رضي الله عنه - شخصيته وعصره ، ص 121 ،الناشر: دار التوزيع والنشر الإسلامية، مصر ، الطبعة: الأولى، 1425 هـ - 2004 م
2 | سعیدعبدالحسین | , ایران | ١٢:٤٩ - ٢٦ اسفند ١٣٩٣ |
اساتید محترم سلام علیکم:
سابقا سوالی پرسیدم که متاسفانه پاسخ سایت وزین ولی عصر را دریافت نکردم:
آیا در کتب ما روایت معتبری وجود دارد مبنی بر لطم خد و کسر ضلع؟با تشکر.یا حیدر

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
همچنانکه قبلا اشاره کرديم روايت در خصوص شکستن پهلوي حضرت زهرا عليها السلام  زدن ايشان مستفيض هستند اين يک قاعده رجالي است که روايت مستفيض مورد استناد است اما با اين وجود اگر در روايت طبري در دلائل الامامه که معتبر نيز هست، آمده است «لكزها بنعل السيف بأمره»
 شيخ طوسي نيز روايات در اين خصوص را مشهور و مستفيض دانسته است
و مما أنكر عليه: ضربهم لفاطمة عليها السلام، و قد روي: أنهم ضربوها بالسياط. و المشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعة: أن عمر ضرب على بطنها حتى اسقطت، فسمي السقط (محسنا). و الرواية بذلك مشهورة عندهم.
و ما ارادوا من احراق البيت عليها- حين التجأ إليها قوم، و امتنعوا من بيعته- و ليس لأحد أن ينكر الرواية بذلك، لأنا قد بينا الرواية الواردة من جهة العامة من طريق البلاذري و غيره‏  و رواية الشيعة مستفيضة به‏، لا يختلفون في ذلك
تلخيص الشافي   ج‏3   156 
چند روايت را در اين خصوص ن نقل مي کنيم:
شيخ صدوق روايتي را در اين خصوص چنين نقل مي‌كند:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِيهِ‏ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: بَيْنَا أَنَا وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذِ الْتَفَتَ إِلَيْنَا فَبَكَى فَقُلْتُ مَا يُبْكِيكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ أَبْكِي مِمَّا يُصْنَعُ بِكُمْ بَعْدِي فَقُلْتُ وَ مَا ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَبْكِي مِنْ ضَرْبَتِكَ عَلَى الْقَرْنِ وَ لَطْمِ فَاطِمَةَ خَدَّهَا
امالي صدوق ص 134  بحارد الانوار ج28 ص 51
2- خصيبي نيز روايتي را چنين آورده است: وَ صَفَقَ‏ وَجْهِي‏ بِيَدِهِ . خصيبى، حسين بن حمدان، الهداية الكبرى ؛ ؛ ص179
، البلاغ - بيروت، 1419 ق.
3-وي هچنين در روايت طولاني چنين نقل کرده است:وَ هُجُومِ عُمَرَ وَ قُنْفُذٍ وَ خَالِدٍ وَ صَفْقَةِ عُمَرَ عَلَى خَدِّهَا حَتَّى أَبْرَى قُرْطَهَا تَحْتَ خِمَارِهَا .الهداية الكبرى 407
4-علامه مجلسي روايت طولاني را چنين نقل کرده است: وَ لَطَمَ‏ وَجْهَ‏  الزَّكِيَّةِ،
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏31 ؛ ص126
5-شيخ مفيد مي‌نويسد: وكَانَتْ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ‏ بَطْنِهَا ثُمَ‏ لَطَمَهَا
مفيد، محمد بن محمد، الإختصاص، ؛ ص185الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق.
بنابراين روايت در خصوص شکستن پهلو و زدن سيلي بر صورت حضرت زهرا عليها السلام در حد مستفيض و مشهور است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

 
1 |مهرتابان||٠٩:٥٠ - ٢٧ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
به نام خدا
به روایتی از رسول الله صلی الله علیه وآله در مورد شکسته شدن پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها به نقل از آیت الله العظمی وحید خراسانی اشاره میکنم :
در مصائب وارده بر حضرت فاطمه سلام الله علیها رسول خدا صلی الله علیه وآله چه کشید؟
بعد پیغمبر چه فرمود؟ بعد از این که این مطالب گفته شد، فرمود: وإنی لما رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدي. حالا چه گذشت به خاتم؟ هر وقت نگاه به قد و بالای فاطمه می‌‌کرد، پهلو شکسته می‌ دید، بازوی ورم کرده می‌ دید. این نص کلام است: وإنی لما رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدي کأني بها وقد دخل الذّلّ في بیتها وانتهکت حرمتها وغصب حقها ومنعت إرثها وکسر جنبها - لا اله الا الله - پهلوی شکسته را می دید! انی کلما ... یعنی چه؟ یعنی نفس کشیدن دخترم را با پهلوی شکسته در همه این مدت می‌ بینم. تا رسید به این جا: وأسقطت جنينها ، وهي تنادي : يا محمد! فلا تجاب وتستغيث فلا تغاث ، فلا تزال بعدي محزونة مكروبة باكية - دیگر گفتنی نیست.
http://www.shia-news.com/fa/news/86415/اعتراض-شدید-آیت-الله-وحید-خراسانی-به-منتقدین-عزاداری-همه-هیئت-های-عزاداری-بیرون-بیایند-دانلود
2 |ریکا||١٤:١٨ - ٠٧ آذر ١٣٩٥ |
0
 
0
لطفا ترجمه کنید.
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
3 | عمار | , آمریکا | ١١:٤٦ - ٢٧ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام .وقتی آنطور به سوال کامنت 2 عبدالحسین جواب میدهید این شاعبه ایجاد میشود که در این زمینه روایات صحیح وجود ندارد.آنطور هم که میگویید روایات مستفیض است این بز هم به درد نمیخورد چون اگر هزار روایت با اسناد ضعیف و کذب هم موجوود باشد باز هم یه درد نمیخورد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
روايت مستفيض نيازي به بررسي سند ندارد اين يک قاعده رجالي است که شيعه واهل سنت آن را قبول دارند
بسيارى از بزرگان شيعه تصريح كرده‌اند كه وقتى روايتى مستفيض شد، نيازى به بررسى سندى ندارد؛ از جمله مرحوم صاحب جواهر در بحثى مى نويسد :
فلا ريب في استفاضتها بحيث تستغني عن ملاحظة السند كما هو واضح ... .
ترديدى در مستفيض بودن سند آن نيست؛ به طورى كه ما را از ملاحظه سند روايت بى‌نياز مى‌كند؛ چنانچه اين مطلب آشكار است.
النجفي ، الشيخ محمد حسن (متوفاى1266هـ)، جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام ، ج10، ص286، تحقيق وتعليق وتصحيح: محمود القوچاني، ناشر : دار الكتب الاسلامية ـ تهران، الطبعة: السادسة، 1363ش .
و آقا رضا همدانى نيز اين گونه استدلال مى كند :
واستفاضة هذه الأخبار مغنية عن البحث عن سندها ... .
مستفيض بودن اين روايات، ما را از تفحص در سند آن بى‌نياز مى‌كند.
الهمداني ، الحاج آقا رضا (متوفاي1322هـ)، مصباح الفقيه (ط.ق)، ج2، ص375، ناشر : منشورات مكتبة الصدر ـ طهران
و مرحوم آقاى خويى نيز در بسيارى از موارد به مستفيض بودن روايت استدلال مى كند ؛ از جمله :
وإن كانت ضعيفة السند بأجمعها - فهي نصوص مستفيضة متظافرة مضافا إلى التسالم والاجماع وفيه الكفاية ، فخلاف ابن الجنيد لا يعبأ به .
الموسوي الخوئي ، السيد أبو القاسم (متوفاى1411هـ) ، مستند العروة الوثقى كتاب الخمس محاضرات زعيم الحوزة العلمية آية الله العظمى السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي مد ظله تأليف الشيخ مرتضى البروجردي ، شرح ص 308 ، ناشر: چاپخانه : العلمية ـ قم، 1364 ش.
مرحوم آقا ضياء عراقى در مطلبى مى نويسد :
أن نفس استفاضتها كافية في الوثوق الاجمالي بصدور بعضها ... .
همين كه سند آن مستفيض است، براى وثوق اجمالى به صدور آن كفايت مى‌كند.
العراقي ، الشيخ آغا ضياء الدين (متوفاى1361هـ)، تعليقة استدلالية على العروة الوثقى ، ص 215، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، الطبعة : الأولى، 1410هـ
در بين اهل سنت نيز اين مطلب مورد قبول است:
 همچنانکه ابن تيميه گويد:تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا . تعدد طرق و کثرت طرق برخي برخي را تقويت مي کند و موجب علم مي شود هرچند ناقلان روايت از فجار و فساق باشند . فتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية ج 18، ص 26
اين حرف شما که اگر هزار روایت با اسناد ضعیف و کذب هم موجوود باشد باز هم یه درد نمیخورد، اين علمي نيست بله اگر روايتي با اسانيد مختلف نقل شد در صورتي که جعلي نباشد، مورد قبول است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |مهرتابان||١٢:١٠ - ٢٨ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
1
به نام خدا
تعدد طرق روائی در نزد شیعه در صورتی با اصل در تعارض و تخالف نباشد سبب تقویت و استفاضه آن میگردد و این مبنایی است که متشددین در رجال همچون مرحوم خوئی بدان پایبند بوده اند.
از منظر دیگر باید در نظر داشت که برخی از روایات توسط متقدمین شیعه بیان شده و این اصل نیز در حدیث شیعه وجود دارد که شیوه متقدمین در بیان روایات بر اساس موثوق الصدور بودن روایت است و این امری است که مورد قبول قاطبه علمای شیعه میباشد (الفوائد الحائريه، ص141 تا 143، فائده 10 ؛ مصباح الفقیه ج9 ص60 ؛ درر الفوائد في الحاشية على الفرائد ج1 ص122 و غیره) .
در ضمن روایات شکسته شدن پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها در کتبی نیز بیان گشته که مولفین آنها خودشان را مستلزم به آوردن روایاتی کرده اند که در نزد شیعه صحیح میباشند.
از متقدمین روایتی از مرحوم صدوق که آیت الله وحید نیز در سخنرانی شان بدان اشاره کرده اند ، را بیان میکنیم :
الأمالي - الشيخ الصدوق (ص174 - 175)
حدثنا علي بن أحمد بن موسى الدقاق ( رحمه الله ) ، قال : حدثنا محمد ابن أبي عبد الله الكوفي ، قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد النوفلي ، عن الحسن بن علي بن أبي حمزة ، عن أبيه ، عن سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ، قال : إن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) كان جالسا ذات يوم إذ أقبل الحسن ( عليه السلام ).. الى ان قال : وأما ابتني فاطمة فإنها سيدة نساء العالمين ، من الاولين والاخرين وهي بضعة مني ، وهي نور عيني ، وهي ثمرة فؤداي وهي روحي التي بين جنبي وهي الحوراء الانسية ، متى قامت في محرابها بين يدي ربها جل جلاله زهر نورها لملائكة السماء كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض ، ويقول الله عزوجل لملائكة ، ياملائكتي انظروا إلى أمتي فاطمة سيدة إمائي قائمة بين يدي ، ترتعد فرائصها من خيفتي ، وقد أقبلت بقلبها على عبادتي ، اشهدكم أني قد أمنت شيعتها من النار . وإني لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي ، كأني بها وقد دخل الذل بيتها ، وانتهكت حرمتها ، وغصبت حقها ، ومنعت إرثها ، وكسر جنبها ، وأسقطت جنينها ، وهي تنادي : يامحمداه ، فلا تجاب ، وتستغيث ، فلا تغاث ، فلا تزال بعدي محزونة ، مكروبة ، باكية ، تتذكر انقطاع الوحي عن بيتها مرة ، وتتذكر فراقي اخرى ، وتستوحش إذا جنها الليل لفقد صوتي الذي كانت تستمع إليه إذا تهجدت بالقرآن.....
همچنین به روایتی دیگر اشاره میکنیم که مرحوم طبرسی در الاحتجاج ج1 ص83 و همچنین مرحوم مجلسی ثانی در مرآة العقول ج5 ص 320 آورده اند :
ثُمَّ رَجَعَ فَقَعَدَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ وَ هُوَ يَخَافُ أَنْ يَخْرُجَ عَلِيٌّ بِسَيْفِهِ لِمَا قَدْ عَرَفَ مِنْ بَأْسِهِ وَ شِدَّتِهِ ثُمَّ قَالَ لِقُنْفُذٍ إِنْ خَرَجَ وَ إِلَّا فَاقْتَحِمْ عَلَيْهِ فَإِنِ امْتَنَعَ فَأَضْرِمْ عَلَيْهِمْ بَيْتَهُمْ نَاراً فَانْطَلَقَ قُنْفُذٌ فَاقْتَحَمَ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ بِغَيْرِ إِذْنٍ وَ بَادَرَ عَلِيٌّ إِلَى سَيْفِهِ لِيَأْخُذَهُ فَسَبَقُوهُ إِلَيْهِ فَتَنَاوَلَ بَعْضَ سُيُوفِهِمْ فَكَثُرُوا عَلَيْهِ فَضَبَطُوهُ وَ أَلْقَوْا فِي عُنُقِهِ حَبْلًا أَسْوَدَ وَ حَالَتْ فَاطِمَةُ ع بَيْنَ زَوْجِهَا وَ بَيْنَهُمْ عِنْدَ بَابِ الْبَيْتِ فَضَرَبَهَا قُنْفُذٌ بِالسَّوْطِ عَلَى عَضُدِهَا فَبَقِيَ أَثَرُهُ فِي عَضُدِهَا مِنْ ذَلِكَ مِثْلُ الدُّمْلُوجِ‏ مِنْ ضَرْبِ قُنْفُذٍ إِيَّاهَا فَأَرْسَلَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى قُنْفُذٍ اضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا إِلَى عِضَادَةِ بَيْتِهَا فَدَفَعَهَا فَكَسَرَ ضِلْعاً مِنْ جَنْبِهَا وَ أَلْقَتْ جَنِيناً مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ مِنْ ذَلِكَ شَهِيدَة.
روایات زیادی نیز از در کتاب سلیم بن قیس آمده که وجود آنها در کتاب سلیم دلیل بر صحت آنها میباشند.
موفق باشید
2 |مدافع ولایت||١٨:٥٢ - ١٩ فروردين ١٣٩٤ |
0
 
1
سلام علیکم با تبریک به منلاسبت فرارسیدن ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) خدمت برادر عزیزم جناب عمار عارضم که همانطور که دوستان اشاره کردند روایات شهادت حضرت زهرا متواتر است پس اصلا نیازی به بررسی سندی روایات نیست اما من باب تذکر چند روایت با سند صحیح برای شما قرار می دهم اولین روایت در کتاب فوق معتبر سلیم بن قیس است که درحدیث جهارم باب قضیای سقیفه عن لسان سلمان فارسی به این روایت اشاره شده است فقالت فاطمة عليها السلام : يا عمر ، ما لنا ولك ؟ فقال : افتحي الباب وإلا أحرقنا عليكم بيتكم . فقالت : ( يا عمر ، أما تتقي الله تدخل على بيتي ) ؟ فأبى أن ينصرف . ودعا عمر بالنار فأضرمها في الباب ثم دفعه فدخل .

كتاب سليم بن قيس ، تحقيق اسماعيل انصارى، ص 150 .

... حضرت زهرا(عليها السلام) فرمود: اى عمر، ما را با تو چه كار است؟ جواب داد: در را باز كن و گرنه خانه تان را به آتش مى كشيم! فرمود: اى عمر، از خدا نمى ترسى كه به خانه من وارد مى شوى؟! ولى عمر ابا كرد از اين كه برگردد. عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد... .
روایت بعدی روایت ابن قولویه قمی در کامل الزیارات است
لَمّا اُسْرِيَ بِالنَّبيِّ‌صلّي‌الله‌عليه‌وآله إلَي السَماءِ قيلَ لَهُ: ... وَ أمَّا ابْنَتُکَ، فَـتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ يُؤْخَذُ حَـقُّها غَصْباً الَّذي تَجْعَلُهُ لَها وَ تُضْرَبُ وَ هِيَ حامِلٌ وَ يُدْخَلُ عَلَيْها وَ عَلي حَريمِها وَ مَنْزِ لِها بِغَيْرِ إذْنٍ. ثُمَّ يَمَسُّها هَوانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لا تَجِدُ مانِعاً وَ تَطْرَحُ ما في بَطْنِها مِنَ الضَرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذلِکَ الضَرْبِ.



هنگامي که پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله به سوي آسمان سير داده شد، به او گفته شد: ... و امّا دختر تو، پس به او ظلم مي‌شود و [از حقّش] محروم مي‌گردد و حقّش ـ که تو براي او قرار داده بودي ـ ، غاصبانه از او گرفته مي‌شود و در حالي که باردار است، کتک زده مي‌شود و [ظالمان و غاصبان،] بدون اجازه به حريم و خانه او وارد مي‌شوند؛ سپس ذلّت و خواري به وي مي‌رسد و مانعي [در برابر ظلم ظالمان] نمي‌يابد و فرزندي که در شکم دارد، به خاطر ضرب و شتم، فرو مي‌اندازد و او (حضرت زهراعليهاالسّلام) به خاطر همين ضرب و شتم، خواهد مُرد.

(کامل الزيارات، بابُ نوادر الزيارات، حديث 11 .)
مرحوم ابن قولويه عليه در مقدمه كتاب مي‌فرمايد :
وقد علمنا انا لا نحيط بجميع ما روي عنهم في هذا المعنى ولا في غيره ، لكن ما وقع لنا من جهة الثقات من أصحابنا رحمهم الله برحمته ، ولا أخرجت فيه حديثا روي عن الشذاذ من الرجال ، يؤثر ذلك عنهم عن المذكورين غير المعروفين بالرواية المشهورين بالحديث والعلم .
من به تمامي رواياتي كه از اهل بيت عليهم السلام در باره زيارت و غير آن نقل شده است ، احاطه ندارم ؛ ولي هر آن چه را كه در اين كتاب آورده‌ام ، از طريق افراد موثق از اصحاب ما است و هيچ روايتي را كه از افراد مجهول كه اخبار ائمه را از راويان غير معروف در روايات و غير مشهور در علم و حديث گرفته‌اند ، نقل نكرده‌ام .
كامل الزيارات ، جعفر بن محمد بن قولويه ، ص 37 .

بنابراين تمام روات موجود در اسانيد كتاب نيز ابن قولويه مورد وثوق هستند ؛ چنانچه آقاي خويي در اين باره مي‌فرمايند :
فإنك ترى أن هذه العبارة واضحة الدلالة على أنه لا يروي في كتابه رواية عن المعصوم إلا وقد وصلت إليه من جهة الثقات من أصحابنا رحمهم الله .
اين عبارت ، دلالت روشني دارد بر اين كه ابن قولويه روايتي را از معصومين عليهم السلام نقل نكرده است ؛ مگر اين كه از افراد موثق از اصحاب ما باشد .
معجم رجال الحديث ، السيد الخوئي ، ج 1 ، ص 50 .

و شيخ حر عاملي نيز بعد از اين كه به وثاقت روات تفسير علي بن ابراهيم شهادت مي‌دهد ، در باره روات كامل الزيارات مي‌گويد :
وكذلك جعفر بن محمد بن قولويه فإنه صرح بما هو أبلغ من ذلك في أول مزاره .
و همچنين جعفر بن محمد بن قولويه به وثاقت روات كامل الزيارات شهادت داده است و تصريح او در اول كتاب كامل الزيارات نسبت به تصريح علي بن ابراهيم رساتر است .
وسائل الشيعة (آل البيت) ، الحر العاملي ، ج 30 ، ص 202 .
روایت بعدی روایت است که طبری شیعی به سند معتبر در دلائل الامامه نقل کرده است
عن دلائل الإمامة للطبري بسند معتبر عن الصادق ( ع ) : ( ( . . . وكان سبب وفاتها أن قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السيف بأمره فأسقطت محسنا ) ) .
صراط النجاه ج3ص441 و کتاب حوار مع فضل الله حول الزهرا هاشمی ص310
وهذه هي الرواية التي أشار الميرزا التبريزي إلى ان سندها معتبر ، ومن قبله أكد الشيخ المامقاني على أن سندها قوي
مرآة الكمال : ج 3 ، ص 267
روایت را میرزا تبریزی گفته است معتبر است و شیخ مامقانی گفته است سندش قوی است
بررسی سند روایت
محمد بن هارون بن موسى التلعكبري : ذكره النجاشي في ترجمة احمد بن محمد الربيع و ترحمّ عليه . (رجال النجاشي ، ص 79) .
هارون بن موسي : قال النجاشي في ذكره :
هارون بن موسى بن أحمد ... كان وجها في أصحابنا ، ثقة ، معتمدا لا يطعن عليه . (رجال النجاشي ، ص 439) .
محمد بن همام بن سهيل : قال النجاشي : محمد بن أبي بكر همام بن سهيل الكاتب الإسكافي شيخ أصحابنا ومتقدمهم . له منزلة عظيمة ، كثير الحديث . (رجال النجاشي ، ص 379) .
احمد بن محمد بن خالد البرقي : قال النجاشي : وكان ثقة في نفسه (رجال النجاشي ، ص76) .
أحمد بن محمد بن عيسى: قال الشيخ الطوسي : وأبو جعفر هذا شيخ قم ووجهها وفقيهها
عبد الرحمن بن أبي نجران : قال النجاشي : وكان عبد الرحمن ثقة ثقة معتمدا على ما يرويه . (رجال النجاشي ، ص 235) .
عبد الله بن سنان : قال النجاشي : كوفي ، ثقة ، من أصحابنا ، جليل ، لا يطعن عليه في شئ (رجال النجاشي ، ص 214) .
عبد الله بن مسكان : قال النجاشي : ثقة ، عين . (رجال النجاشي ، ص 214) .
ابوبصير الأسدي : هو من اصحاب الإجماع
روایت بعدی روایت است که کراجکی در کنز الفوائد نقل کرده است
يا يونس قال جدي رسول الله ص ملعون ملعون من يظلم بعدي فاطمة ابنتي و يغصبها حقها و يقتلها
كنز الفوائد الکراجکی،ج1،ص59 -60
بررسی سند
محمد بن أحمد بن شاذان القمي كه كراجكي از او به عنوان شیخ الفقیه یاد می کند و او را توثیق عام کرده است و او از پدرش احمد بن شاذان القمی که او نیز پدرش را با کلمه رضی الله عنه توثیق عام کرده است
البته نجاشی در یک مورد هر دو نفر را توثیق کرده است
أحمد بن علي بن الحسن بن شاذان أبو العباس الفامي القمي شيخنا الفقيه، حسن المعرفة.... أخبرنا بهما ابنه أبو الحسن رحمهما الله.
رجال نجاشی جلد : 1 صفحه : 84

محمد بن الحسن بن وليد:

محمد بن الحسن بن أحمد: قال النجاشي: شيخ القميين وفقيههم، ومتقدمهم ووجههم ثقة ثقة، عين...

وقال الشيخ: جليل القدر، عارف بالرجال، موثوق به... جليل القدر، بصير بالفقه، ثقة.

معجم رجال الحديث، ج 16، ص 220، رقم: 10490.

محمد بن الحسن الصفار:

محمد بن الحسن بن فروخ: قال النجاشي: كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة، عظيم القدر، راجحا، قليل السقط في الرواية.

معجم رجال الحديث، ج 16، ص 263، رقم: 10532.

محمد بن زیاد به نظر می رسد او همان محمد بن زیاد العطار باشد که ثقه است
محمد بن الحسن بن زياد العطار: = محمد بن الحسن العطار. قال النجاشي: " محمد بن الحسن بن زياد العطار: كوفي، ثقة،
معجم رجال الحديث، ج 16، ص 229، رقم: 10503

اما اگر او هم نباشد مهم نیست چرا که راوی قبل از او سختگیری چون صفار است که جز از ثقات روایت نمی کند
مفضل بن عمر
او همان صاحب کتاب توحید مفضل است
كشي به نقل از امام کاظم علیه سلام در مورد او می گوید:قال: سمعت أبا الحسن عليه السلام يقول: لما اتاه المفضل بن عمر، قال: رحمه الله كان الوالد بعد الوالد، أما أنه قد استراح.
رجال کشی،ج2،ص612،رقم 582

شیخ مفید در مورد او می گوید:مِمَّنْ رَوَى صَرِيحَ النَّصِّ بِالْإِمَامَةِ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع عَلَى ابْنِهِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع مِنْ شُيُوخِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ بِطَانَتِهِ وَ ثِقَاتِهِ الْفُقَهَاءِ الصَّالِحِينَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ الْجُعْفِيُّ
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، جلد : 2 صفحه : 216

شيخ طوسی نیز او را جز سفرا ممدوحین اورده
الغیبه،ج1،ص346
ابن شهر آشوب نيز او را در كتاب مناقب آل ابي طالب خویش توثیق کرده است و او را جز خواص اصحاب امام صادق دانشته است
مناقب آل ابی طالب،ج3،ص434
فقط نجاشی به پیروی از ابن غضائری قائل به ضعف او شده که اعتباری ندارد چون تشضعیف او در مقابل توثیق شیخ مفید وشبخ الطائفه است
يونس بن يعقوب
قال النجاشي : " يونس بن يعقوب بن قيس ، أبوعلي الجلاب البجلي الدهني
فتولى أمره وكان حظيا عندهم
موثقا
وقال الشيخ يونس بن
يعقوب مولى نهد ، له كتب ، ثقة " .
ثالثة ) : في أصحاب الرضا عليه السلام ( 1 ) ، قائلا : " يونس بن يعقوب ،
ثقة له كتاب ، من أصحاب أبي عبدالله عليه السلام " .
وعده الشيخ المفيد في رسالته العددية: من الفقهاء الاعلام، والرؤساء، المأخوذ عنهم الحلال والحرام، والفتيا والاحكام، الذين لا يطعن عليهم ولا طريق إلى ذم واحد منهم
معجم الرجال الحدیث،ج21،239،رقم 13874

تصریح علامه جلیل القدر علامه حلی
وَ بَعَثَ إلي بَيْتِ أميرِالْمُؤْمِنينَ‌عليه‌السَّلام ـ لَمَّا امْتَنَعَ مِنَ الْبَيْعَةِ ـ فَأضْرَمَ فيهِ النّارَ... وَ ضُرِبَتْ فاطِمَةُعليها‌السَّلام فَألْقَتْ جَنيناً اسْمُهُ: مُحسنٌ...

و هنگامي که حضرت‌عليه‌السّلام از بيعت سر باز زد، سراغ خانه اميرالمؤمنين‌عليه‌السّلام فرستاد و در آن آتش افروخت... و فاطمه‌عليهاالسّلام مضروب شد و جنيني به نام محسن را فرو انداخت.
(شرح التجريد، ص 376 .)
بنابر این متوجه شدید که شهادت حضرت زهرا در منابع امامیه با اسناد صحیح نیز ذکر شده
والسلام
4 | عمار | , آمریکا | ١٩:٠٦ - ٢٧ اسفند ١٣٩٣ |
با درود و سلام فراوان.آیا برای استدلال ک عالم به یک کتاب او باید سند به آن کتاب داشته باشد یا بدون سند هم میتواند از آن استفاده کند.اصولا سند در این گونه موارد چه ضرورتی دارد.مگ ما الان که کتاب های مختلف را میخوانیم به آنها سند داریم.آیا برای اطمینان از صحت یا اعتبار آن است؟مثلا تفسیر عیاشی که نسخه بردار آن گفته به خاطر اینکه کسی کتاب را برای او روایت نکرده اسناد روایت های کتاب را حذف کرده است.یا مثلا شیخ طوسی یا نجاشی در کتابهایشان گفته اند فلانی از فلان کتاب را برای من روایت کرد.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اگر کتاب حدیثی روایتی را با سند نقل کند، برای استناد بیشتر کاربرد دارد گاهی مولف سند را حذف می کند اما دلائل و قرائنی برای خود داشته که برای ما  روش نیست اما اگر سند می بود تشخیص بهتر می بود
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
5 | سید | , ایران | ١١:٢١ - ٠٢ فروردين ١٣٩٤ |
خدا خیرتون بده
6 | اسماعیل | , ایران | ١٩:٣٤ - ١٠ فروردين ١٣٩٤ |
سلام.اگه میشه آرشیوهای تصویری که داخل سایت ولایت هستش باکیفیت بالاتر هم واسه دانلود بذارید.کیفیت کنونیش خیلی پایینه.
7 | مجتبی | , ایران | ١٦:٥٠ - ٢٦ تير ١٣٩٤ |
سلام
در ادامه روایت ابن ابی شیبه داریم که حضرت علی(ع) با ابوبکر بیعت کرد
ولی طبق روایت صحیح بخاری 6 ماه طول می انجامد. . این درست اما سوالی که دارم این هست که اهل سنت می گویند وقتی که نیمی از روایت رو قبول تدارید باید کلا اون روایت رو رد کنید
ایا این درست هست
.............
چون شیعه بقیه روایت رو قبول ندارد

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
عبارت «فلم یرجعوا إلیها حتى بایعوا لا بى ‌بکر» دروغ محض است كه توسط ایادى بنى امیه به حدیث افزوده شده است تا ثابت كنند كه تهدید عملى نشده است با این كه در صحیح بخارى و مسلم با صراحت آمده است كه حضرت علی علیه السلام تا شش ماه با ابوبكر بیعت نكرد.
اين روايت از کتب اهل سنت است نه ما اگر ما نقل مي کنيم از باب احتجاج براي طرف مقابل است نه براي خود ما. در کتب شيعه روايات فراواني براي اثبات هجوم  به خانه حضرت زهرا عليها السلام و شهادت ايشان وجود دارد لذا نقل اين روايت از کتب اهل سنت براي مجاب کردن انها مي باشد نه خودمان لذا از باب احتجاج مي شود به يک بخش روايت نيز استناد کرد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8 | سید | , آلمان | ٠١:٤٧ - ٠٥ اسفند ١٣٩٤ |
سلام ایا این روایت و این کتاب وجود داره ؟ اگر هست بی زحمت ادرس pdf کتاب رو از نت بزارین چون هر چی گشتم توی اینترنت نبود و همچنین در مکتبه شامله و الجامع الکبیر هم کتابش نبود :
ابن حمزه زیدی مذهب با سندش از زید بن اسلم از پدرش اسلم روایت می کند که گفت
كنت في من جمع الحطب إلى باب علي . قال عمر: والله ، لئن لم يخرج علي بن أبي طالب لأحرقن البيت بمن فيه
من در میان کسانی بودم که هیزم به در خانه ی حضرت علی (ع) می بردند . عمر گفت: به خدا سوگند ، اگر علی بن ابی طالب (برای بیعت کردن) بیرون نیاید ، خانه را با کسانش به آتش می کشم!
الشافی لابن حمزه - ج 4 ص 173

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اينکه اين کتاب وجود دارد و از آن ابن ابي حمزه هست، شکي نيست حتي خود علماء به سخن ابن ابي حمزه در کتاب الشافي استناد کرده اند از جمله شوکاني در الفتح الرباني من فتاوى الإمام الشوكاني ص 848 مي نويسد:عبد الله بن حمزه له قولان التوقف في کتابه الشافي
که اين نشان مي دهد که ابن ابي حمزه چنين کتابي دارد هر چند در اينترنت pdf  اين کتاب را پيدا نکرديم  و آن مطلب مورد نظر شما نيز در آدرس الشافي، عبد الله بن حمزة الحسني، ج 4 ص 173 (منشورات مكتبة اليمن الكبرى - صنعاء - 1406هـ) ج 4 ص 401 و 402 (منشورات مكتبة أهل البيت - صعدة  - 1429هـ) وجود دارد لازم به ذکر است اين آدرس را ما از جايي که آدرس داده بودند نقل مي کنيم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English