2018 November 18 - يکشنبه 27 آبان 1397
ترک کردن سنت پیغمبر اکرم از سوی اهل سنت
کد مطلب: ٦٤٨٥ تاریخ انتشار: ٠٧ ارديبهشت ١٣٩١ تعداد بازدید: 895
خارج فقه مقارن » شهادت ثالثه از ديدگاه فريقين
ترک کردن سنت پیغمبر اکرم از سوی اهل سنت

91/02/07

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 91/02/07

موضوع: ترک کردن سنت پیغمبر اکرم از سوی اهل سنت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با شعائر دینی بود؛ عرض شد شهادت ثالثه جزء شعائر دینی و مذهبی هست و اهل سنت هم با توجه به رعایت برخی از شعائر خودشان برخی از مستحبات را ترک می‌کنند تا به شیعیان مشتبه نشوند.

به دیگر سخن، اهل سنت در رعایت شعائر خود تا این اندازه مقید هستند که سنت پیغمبر اکرم را ترک کنند تا به شعائر دیگران عمل نکنند و خود ملتزم به برخی از شعائر خودشان باشند.

ما چند نمونه از این شعائر را در گذشته عرض کردیم. یکی از این موارد تختم بر یمین است که روایات آن را عرض خواهیم کرد.

سنت و سیره پیغمبر اکرم این بود که انگشتر به انگشت دست راست می‌کردند، اما از این جهت که این فعل یکی از شعائر شیعه به حساب می‌آید اهل سنت گفته‌اند ما این سنت و سیره پیغمبر اکرم را ترک می‌کنیم تا شبیه به شیعیان نشویم.

آقای «حصکفی» متوفای 1088 هجری در کتاب «در المختار» که «ابن عابدین» بر همین کتاب حاشیه زده و یکی از کتاب‌های معتبر فقهی احناف می‌باشد، می‌گوید:

«ویجعله لبطن کفه فی یده الیسر وقیل الیمنی»

بحث سر این است که انگشتر باید در کدام دست قرار بگیرد و بعضی گفته‌اند باید در دست راست باشد.

«إلا أنه من شعار الروافض»

مگر اینکه انگشتر در دست راست کردن از شعائر شیعیان است.

«فیجب التحرز عنه»

واجب است ما از این امر اجتناب کنیم.

الدر المختار، اسم المؤلف:، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1386، الطبعة: الثانیة، ج 6، ص 361، فصل فی اللبس

این هم قرائتی از سنت پیغمبر اکرم و عمل به آن است! در جلد ششم این کتاب صفحه 485 وارد شده است:

«جعل فصه لبطن کفه أو لا»

سپس می‌نویسد:

«الیسری أو الیمنی»

انگشتر را در دست راست قرار دهد یا چپ؟!

تا جایی که می‌گوید:

«لکن قدمنا فی الحظر عن البرجندی هنا أنه شعار الروافض وأنه یجب التحرز عنه»

نظر آقای بیرجندی این است که باید از این کار اجتناب کرد، زیرا از شعائر روافض می‌باشد و واجب هست از آن اجتناب کرد.

آقای «حصکفی» سپس می‌گوید:

«فتنبه»

الدر المختار، اسم المؤلف:، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1386، الطبعة: الثانیة، ج 6، ص 485، باب فرع لو أن بازیا معلما أخذ صیدا فقتله

«ابن عابدین» که حاشیه‌ای بر «در المختار» دارد، در این خصوص چنین تعبیر می‌کند:

«قوله: (فی یده الیسری)»

بعد ایشان می‌گوید:

«وینبغی أن یکون فی خنصرها دون سائر أصابعه ودون الیمنی»

شایسته است انگشتر در انگشت کوچک باشد، نه دیگر انگشتان و نه انگشتان سمت راست.

«قوله: (فیجب التحرز عنه)»

واجب است انسان از انگشتر کردن در دست راست اجتناب کند.

«عبارة القهستانی عن المحیط: جاز أن یجعله فی الیمنی إلا أنه شعار الروافض»

عبارت «قهستانی» از کتاب «المحیط» این است: انگشتر در دست راست قرار دادن جایز هست، الا اینکه از شعائر شیعه‌ها شده است.

«ونحوه فی الذخیرة»

این عبارت در کتاب «ذخیرة» هم وارد شده است.

«قوله: (ولعله کان و بان)»

شاید این فعل از شعائر روافض بوده است و الان دیگر نیست.

«أی کان ذلک من شعارهم فی الزمن السابق»

این کار از شعائر شیعیان در زمان‌های سابق بوده است.

«ثم انفصل وانقطع فی هذه الأزمان»

شاید امروزه چنین نیست که انگشتر در دست راست کردن از شعائر شیعیان باشد.

«فلا ینهی عنه کیفما کان»

در این صورت نمی‌توان از این کار نهی کرد.

حاشیة رد المحتار، نویسنده: ابن عابدین، وفات: 1252، رده: فقه حنفی، خطی: خیر، تحقیق: إشراف: مکتب البحوث والدراسات، چاپ: جدیدة منقحة مصححة، سال چاپ: 1415 - 1995 م، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان، ج 6، ص 677، فصل فی اللبس

عبارت‌هایی که تا اینجا بیان کردیم از فقهای احناف بود. «محی الدین نووی» یکی از فقهای مشهور شافعی است که هم دوره با «مرحوم محقق حلی» بود. سال وفات ایشان با سال وفات «محقق حلی» استاد «علامه حلی» سال 676 هجری بود. «نووی» می‌نویسد:

«یجوز للرجل لبس خاتم الفضة فی خنصر بیمینه وإن شاء فی خنصر یساره کلاهما صح»

اگر مرد انگشتر را در انگشت کوچک دست راست یا چپ قرار دهد هر دو صحیح است.

«فعله عن النبی لکن الصحیح المشهور أنه فی الیمین أفضل»

این کار از پیغمبر اکرم نقل شده است، اما روایت صحیح مشهور بر این است که انگشتر قرار دادن در دست راست افضل است.

«لأنه زینة والیمین أشرف»

زیرا انگشتر دست کردن زینت است و دست راست هم شرافت دارد.

افضل است انسان شیء زینتی را در دست راست قرار دهد.

«وقال صاحب الإبانة: فی الیسار أفضل»

صاحب کتاب «الابانه» می‌گوید: انگشتر قرار دادن در دست چپ افضل از دست راست می‌باشد.

«لأن الیمین صار شعار الروافض»

زیرا انگشتر قرار دادن در دست راست یکی از شعائر شیعیان است.

انسان واقعاً نمی‌داند به این فتاوی بخندد یا گریه کند!

او فتوا می‌دهد انگشتر در دست چپ افضل است، زیرا انگشتر قرار دادن در دست راست شعار شیعیان است.

«وتابعه علیه صاحبا التتمة و البیان»

صاحب کتاب تتمه و البیان هم چنین نظری دارد.

صاحبان دو کتاب  «تتمه و بیان» با کتاب «الابانه» در این مورد هم نظر هستند. البته «محی الدین نووی» در ادامه می‌گوید:

«والصحیح الأول»

نظر اول و انگشتر قرار دادن در دست راست صحیح می‌باشد.

«ولیس هو فی معظم البلدان شعارا لهم»

در غالب شهرها انگشتر در دست راست قرار دادن از شعائر شیعه نیست.

«ولو کان شعارا لما ترکت الیمین»

اگر شعار شیعیان هم باشد چنین نیست که انگشتر قرار دادن در دست راست ترک شود.

«وکیف تترک السنن لکون طائفة مبتدعة تفعلها»

چگونه می‌شود انسان سنت پیغمبر اکرم را ترک کند به این خاطر که یک طایفه بدعت گذار -یعنی شیعه -این کار را انجام می‌دهند.

مشاهده کنید حتی زمانی که فتوا بر خلاف هم می‌دهند تماماً بودار است. حال چه اتفاقی افتاده است شیعه که مفتخر به عمل به سنت پیغمبر اکرم هست که در حدیث ثقلین فرمود:

«إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وأهل بیتی وإنهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 160، ح 4711

اهل بدعت شده‌اند! اما این آقایان که اهل بیت را کنار گذاشتند و سراغ امثال «ابوهریره» صاحب کارخانه حدیث سازی رفته اند، راست می‌گویند!!

ما سابقاً هم گفتیم حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، عمر بن خطاب و حتی عایشه «ابوهریره» را کذاب می‌خواندند!! «ابوهریره» حدیث جعل می‌کرد و زمانی که گیر می‌افتاد، می‌گفت: این حدیث از کیسه «ابوهریره» است و از پیغمبر اکرم نشنیده بودم!!

حال عمل به سخنان «ابوهریره» و «عبد الله بن عمر» و دیگران به سنت تبدیل شده است، اما عمل به سخنان اهل بیت بدعت شده است. فردای قیامت معلوم خواهد شد و به قول معروف جوجه را آخر پاییز می‌شمارند!

بزرگی نقل می‌کرد که شخصی به «بهلول» گفت: آیا ریش تو افضل است یا دُم سگ من افضل است؟! «بهلول» گفت: اگر به سلامتی از پل صراط گذشت ریش من افضل است، اما اگر نتوانست از صراط بگذرد و در جهنم افتاد دُم سگ تو افضل است.

حال ملاک آنجاست و مشخص خواهد شد چه کسی از صراط می‌گذرد و چه کسی با صورت وارد آتش جهنم می‌شود. «نووی» در ادامه می‌نویسد:

«وفی سنن أبی داود باسناد صحیح أن ابن عمر کان یتختم فی یساره»

به سند صحیح داریم که عبد الله بن عمر انگشتر خود را در دست راست قرار می‌داد.

«عبدالله بن عمر» همان کسی است که با امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی بیعت نکرد و در قضیه قیام صحابه بر علیه «یزید» گفت:

"ما با «یزید» بیعت کردیم؛ او امام و اولوالأمر ماست و از پیغمبر اکرم شنیدم هرکسی بیعت شکنی کند فردای قیامت همراه قانون شکنان و خیانت کننده‌ها محشور می‌شود." او همچنین در رابطه با «یزید بن معاویه» گفت:

«وَمَنْ مَاتَ وَلَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1478، ح 1851

همین عبد الله بن عمر در زمان «عبد الملک» نزد «حجاج بن یوسف ثقفی» می‌آید و می‌گوید من دیشب یادم آمد که پیغمبر اکرم فرمود:

«من مات ولا امام له مات ميته جاهلية»

ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج13، ص242

دستم به «عبدالملک» نمی‌رسد، لذا آمده‌ام با تو که نماینده او هستی بیعت کنم. «حجاج» هم که مشاهده کرد او بیش از حد ساده لوح است، گفت: فعلاً دستم مشغول است. -پایش را دراز کرد- و گفت: فعلاً با پای من بیعت کن تا ببینیم بعداً چه خواهد شد!

«نووی» هم در اینجا می‌نویسد:

«باسناد صحیح أن ابن عمر کان یتختم فی یساره»

سپس می‌نویسد:

«وباسناد حسن أن ابن عباس تختم فی یمینه»

و با اسناد حسن وارد شده است که ابن عباس انگشتر را در دست راست قرار می‌داد.

أبو زکریا محیی الدین یحیی بن شرف النووی (المتوفی: 676 هـ)، المجموع شرح المهذب، ج 4، ص 462، باب ما یکره لبسه وما لا یکره ، ناشر: دار الفکر.

آقای «مناوی» از «بخاری» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«والتختم فی الیمین أصح شیء فی هذا الباب»

انگشتر به دست راست کردن صحیح‌ترین روایاتی است که در این زمینه وارد شده است.

«والیمنی أحق بالزینة»

و دست راست هم سزاوار زینت است.

این گفتار به این معناست که شرافت دست راست بیشتر است.

«وکونه صار شعار الروافض لا أثر له»

اینکه ادعا می‌کنند انگشتر قرار دادن در دست راست شعار شیعیان است، اثری ندارد.

[فیض القدیر - المناوی]، الکتاب: فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، المؤلف: عبد الرؤوف المناوی، الناشر: المکتبة التجاریة الکبری – مصر، الطبعة الأولی، 1356، ج 5، ص 200، ح 6966

آقای «بخاری» شق القمر کرده که این مطلب را بیان کرده است. همچنین جناب «سیوطی» در کتاب خود به نام «الشمائل الشریفة» می‌گوید:

«ورد التختم فی الیمنی من روایة تسعة من الصحابة»

نُه تن از صحابه دستور دادند که انگشتر را در دست راست قرار دهیم.

«و فی الیسار من روایة ثلاثه»

سه روایت وارد شده است که انگشتر را در دست چپ قرار دهیم.

الکتاب: الشمائل الشریفة، المؤلف / الإمام جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی، دار النشر / دار طائر العلم للنشر والتوزیع، عدد الأجزاء / 1، تحقیق: حسن بن عبید باحبیشی، ج 1، ص 276، ح 497

او از بزرگان اهل سنت از جمله «عراقی» روایاتی را نقل می‌کند، سپس عبارت آقای «بخاری» را که خواندیم، نقل می‌کند.

با مطالعه روایاتی که علمای اهل سنت نقل کردند، مشاهده کردیم تنها مشکلی که آن‌ها با قرار دادن انگشتر در دست راست دارند این است که این کار شعار شیعه است و ظاهراً مانع دیگری نمی‌بینند.

آقای «ترمذی» که متوفای 279 هجری است، چندین روایت نقل کرده است. او در کتاب خود سنن ترمذی جلد چهارم صفحه 228 روایت 1742 از «عبد الله بن نوفل» نقل می‌کند و می‌گوید:

«رأیت ابن عَبَّاسٍ یتَخَتَّمُ فی یمِینِهِ»

«ابن عباس» را دیدم که انگشتر به دست راست کرده بود و می‌گوید

«ولا إِخَالُهُ إلا قال رأیت رَسُولَ اللَّهِ یتَخَتَّمُ فی یمِینِهِ»

آنچه به ذهنم می‌آید این است که ابن عباس گفت: دیدم پیغمبر اکرم را که انگشتر در دست راست قرار می‌دادند.

«قال أبو عِیسَی قال محمد بن إسماعیل حَدِیثُ مُحَمَّدِ بن إسحاق عن الصَّلْتِ بن عبد اللَّهِ بن نَوْفَلٍ»

«ترمذی» همچنین در مورد سند روایت می‌گوید:

«حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ»

این روایت به اعتباری حسن و به اعتباری صحیح است.

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 4، ص 228، ح 1742

در روایت بعد وارد شده است:

«حَمَّادِ بن سَلَمَةَ قال رأیت ابن أبی رَافِعٍ یتَخَتَّمُ فی یمِینِهِ»

همچنین حماد بن سلمه نقل می‌کند ابن ابی رافع را دیدم که انگشتر را در دست راست قرار می‌داد.

«فَسَأَلْتُهُ عن ذلک فقال رأیت عَبْدَ اللَّهِ بن جَعْفَرٍ یتَخَتَّمُ فی یمِینِهِ»

از او سؤال کردم: چرا انگشتر را در دست راست قرار داده‌ای؟ او گفت: عبدالله بن جعفر انگشتر را در دست راست قرار می‌داد.

«وقال عبد اللَّهِ بن جَعْفَرٍ کان النبی یتَخَتَّمُ فی یمِینِهِ»

عبدالله بن جعفر هم گفت: پیغمبر اکرم انگشتر را در دست راست قرار می‌دادند.

سپس از «محمد بن اسماعیل بخاری» نقل می‌کند و می‌گوید:

«هذا أَصَحُّ شَیءٍ رُوِی فی هذا الْبَابِ»

این روایت، صحیح‌ترین روایتی است که در این باب وارد شده است.

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 4، ص 228، ح 1744

دوستان ملاحظه می‌کنند آنچه اهل سنت از سنت پیغمبر اکرم نقل می‌کنند، تختم بر یمین و قرار دادن انگشتر در دست راست است.

«زمخشری» در کتاب «ربیع الابرار» جلد 5 صفحه 24 چنین تعبیر می‌کند: اولین کسی که انگشتر را در دست چپ قرار داد، «معاویة بن ابی سفیان» بوده است.

این روایات در کتب شیعه هم وارد شده است. آیت الله العظمی بروجردی در کتاب «جامع أحادیث شیعه» جلد دوم صفحه 176 روایات متعددی می‌آورند و می‌نویسند:

تختم بر یمین از سیره و سنت پیغمبر اکرم بود و اولین کسی که این سنت را تغییر داد، «معاویة بن ابی سفیان» بوده است و بعد از او این سنت باقی مانده است بر مبنای آنچه از اهلبیت وارد شده است، شیعه تختم بر یمین را جزء سنت اهل بیت و پیغمبر اکرم می‌داند.

البته چنین نیست که بگوییم تختم بر یسار حرام باشد، اما تختم بر یمین یکی از نشانه‌های شیعه بودن هست.

اهل سنت معتقدند از شعائر شیعه بودن چند چیز است که یکی از آن‌ها تختم بر یمین و مورد دیگر زیارت اربعین است. اهل سنت به جهت اینکه به شعائر شیعه عمل نکنند، تختم بر یمین را ترک می‌کنند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English