2017 October 21 - شنبه 29 مهر 1396
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
کد مطلب: ٦٢٨٥ تاریخ انتشار: ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٥ تعداد بازدید: 64475
پرسش و پاسخ » امام حسين (ع)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟

بسم الله الرحمن الرحيم

بعد از شهادت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟

شيعيان ، اعتقاد دارند كه نصب امام و جانشين پيامبر به دست خداوند است و مردم اجازه دخالت در انتخاب امام ندارند ؛ همان طوري كه انتخاب پيامبر به دست خداوند است و مردم حق انتخاب نبي را ندارند . در قرآن كريم آيات بسياري وجود دارد كه اين مطلب را ثابت مي كند . خداوند كريم در باره امامت حضرت ابراهيم عليه السلام مي فرمايد :

إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما . البقره / 124 .

من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم !

و نيز مي فرمايد :

وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كلاًُّ جَعَلْنَا نَبِيًّا . مريم / 49 .

ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبري (بزرگ) قرار داديم !

طبق اين آيه ، جعل امامت حضرت ابراهيم به دست خدا بوده است ؛ همان طوري كه جعل نبوت او به دست خدا بود ؛ اما هيچ آيه در قرآن وجود ندارد كه انتخاب نبي و امام را به دست مردم سپرده باشد .

و نيز شيعيان اعتقاد دارند همان طوري كه پيامبران الهي براي اثبات نبوت و رسالت نياز به ارائه معجزه و كرامات خارق العاده داشتند ، اوصياء و جانشينان آنان نيز بايد براي اثبات امامت خويش از كرامت و معجزه استفاده مي كردند و گرنه سخن آنان پذيرفته نشده و قابل تصديق نيست .

و ائمه اهل بيت عليهم السلام ، هر كدام داراي معجزات و كراماتي بوده اند كه افراد با ديدن آن ها از ائمه ، سخن آنان را پذيرفته و به امامت آنان تن مي دادند .

حضرت سيد الشهداء عليه السلام امام سوم شيعيان ، داراي معجزات و كرامات زيادي در زمان حياتشان و حتي بعد از شهادتش بوده كه اين معجزات ثابت مي كند ، آن بزرگوار ، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشين شايسته بعد از برادرش امام حسن عليه السلام است ؛ زيرا محال است خداوند اين معجزات و كرامات را به دست نا اهلان و مدعيان دروغين ولايت الهي بسپارد و نعوذ بالله با در اختيار قرار دادن اين معجزات به دست آن ها زمينه هاي گمراهي مردم را مهيا سازد .

ما در اين مختصر ، سعي مي كنيم به معجزاتي از امام حسين بپردازيم كه بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است ، معجزات منحصر به فردي كه عقل هر عاقلي را مبهوت كرده مي كند . بي ترديد ، هر يك از اين معجزات براي روشن شدن حقيقت براي حق پرستان و كساني كه به دنبال هدايت الهي هستند كفايت مي كند ؛ البته به شرطي كه تعصب هاي جاهلي را كنار گذاشته شده و فقط با چشم دل به اين معجزات نگريسته شود .

و از آن جايي كه شيعيان و پيراوان اهل بيت عليهم السلام به امامت حسين بن علي عليهما السلام و معجزات و كرامات آن بزرگوار يقين دارند و از جانب ديگر ، طرف ما كساني هستند كه نمي خواهند ولايت فرزند رسول خدا را بپذيرند و به جاي پيروي از ثقلين ، دنبال رو دشمنان اهل بيت هستند ، ما سعي مي كنيم اين معجزات و كرامات را فقط از معتبرترين كتاب ها و از قول برترين عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت كنيم تا حجت و برهان بر همه حقيقت جويان تمام شده و راه انكاري باقي نماند .

1. برخورد ستارگان آسمان با يكديگر :

عن عيسي بن الحارث الكندي ، قال : لما قتل الحسين مكثنا سبعة أيام إذا صلينا فنظرنا إلي الشمس علي أطراف الحيطان كأنها الملاحف المعصفرة ، ونظرنا إلي الكواكب يضرب بعضها بعضا .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 - 433 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

عيسي بن حارث كندي مي گويد : هنگامي حسين بن علي (عليه السلام) را شهيد كردند ، تا هفت روز ، هر گاه كه نماز عصر را مي خوانديم مي ديديم آفتابي كه بر ديوارهاي خانه ها مي تابيد به قدري قرمز بود كه گويا چادر هاي سرخ است كه بر آن كشيده اند ، و مي ديديم كه برخي از ستارگان همديگر را مي زدند (با يكديگر برخورد مي كردند) .

2 . آسمان خون گريه كرد :

عَنْ نَضْرَةَ الْأَزْدِيَّةِ قَالَتْ : لَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بن علي (عليهما السلام) مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً فَأَصْبَحْتُ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ لَنَا مَلْآنُ دَما .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 ، 313 و الثقات ، ابن حبان ، ج 5 ، ص 487 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 - 228 .

نضره ازديه گويد : هنگامي كه حسين بن علي (عليهما السّلام) شهيد شدند ، آسمان خون باريد و ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء و اسباب ما مملو از خون است .

جعفر بن سليمان قال حدثني خالتي أم سالم قالت لما قتل الحسين بن علي مطرنا مطرا كالدم علي البيوت والجدر قال وبلغني أنه كان بخراسان والشام والكوفة .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 - 434 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 - 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 - 229 .

جعفر بن سليمان ، روايت كرده كه خاله ام ، ام سالم ، گفت : هنگامي كه امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد ، باراني همانند خون بر ديوارها و خانه ها مي باريد . و گفت : به من خبر داند كه همين باران خون ، در خراسان ، شام و كوفه نيز باريده است .

3 . اشك ريختن آسمان :

عن ابن سيرين قال لم تبك السماء علي أحد بعد يحيي بن زكريا إلا علي الحسين بن علي .

سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 225 - 226 .

ابن سيرين گفت : آسمان براي هيچ كسي جز يحيي بن زكريا و حسين بن علي (عليهم السلام) گريه نكرده است .

4 . تاريك شدن دنيا :

حدثنا خلف بن خليفة ، عن أبيه ، قال : لما قتل الحسين اسودت السماء ، وظهرت الكواكب نهارا حتي رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 431 - 432 و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226 .

خلف بن خليفه از پدرش نقل مي كند كه گفت : زماني كه امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد ، آن قدر آسمان تاريك شد كه هنگام ظهر ستاره هاي آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائي كه ستاره جوزا در عصر ديده شده و خاك سرخ از آسمان فرو ريخت .

وقال : وقال علي بن مسهر ، عن جدته : لما قتل الحسين كنت جارية شابة ، فمكثت السماء بضعة أيام بلياليهن كأنها علقة .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226 .

علي بن مسهر از جده اش نقل مي كند كه مي گفت: هنگامي كه امام حسين به شهادت رسيد من دختري نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود كه گويا لخته خون بود .

5 . سرخ شدن آسمان :

وقال علي بن محمد المدائني ، عن علي بن مدرك ، عن جده الأسود بن قيس : احمرت آفاق السماء بعد قتل الحسين بستة أشهر ، نري ذلك في آفاق السماء كأنها الدم . قال : فحدثت بذلك شريكا ، فقال لي : ما أنت من الأسود ؟ ، قلت : هو جدي أبو أمي قال : أم والله إن كان لصدوق الحديث ، عظيم الأمانة ، مكرما للضيف .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

علي بن مدرك از پدر بزرگش اسود بن قيس نقل مي كند كه گفت : پهنه آسمان پس از شهادت امام حسين به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود كه ما آن را شبيه خون در آسمان مشاهده مي كرديم ، علي بن محمد مدائني از وي سؤال كرد : چه نسبتي با اسود داري ؟ گفت : او جد مادري من است گفت : به خدا سوگند كه او راستگو وامانتداري بزرگ وميهمان نواز بود .

وقال عباس بن محمد الدوري ، عن يحيي بن معين : حدثنا جرير ، عن يزيد بن أبي زياد ، قال : قتل الحسين ولي أربع عشرة سنة ، وصار الورس الذي كان في عسكرهم رمادا واحمرت آفاق السماء ونحروا ناقة في عسكرهم فكانوا يرون في لحمها النيران .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 - 435 و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230.

يزيد بن ابي زياد مي گويد: من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتري را لشكريان ذبح كردند آتش از گوشتش زبانه مي كشيد .

عن هشام عن محمد قال تعلم هذه الحمرة في الأفق مم هو فقال من يوم قتل الحسين بن علي .

سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 .

هشام از محمد نقل مي كند كه گفت : مي داني سرخي افق از چه زماني بوده ؟ از روزي كه حسين بن علي به شهادت رسيد اين سرخي در افق ديده شد .

6 . ديوار دار الإماره خون گريه كرد :

حدثني أبو يحيي مهدي بن ميمون قال : سمعت مروان مولي هند بنت المهلب ، قال : حدثني بواب عبيد الله بن زياد أنه لما جئ برأس الحسين فوضع بين يديه ، رأيت حيطان دار الامارة تسايل دما .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 - 434 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 .

هنگامي كه سر مبارك امام حسين عليه السلام را در برابر ابن زياد نهادند ، ديدم كه از ديوارهاي دارالاماره خون جاري مي گشت .

7 . گرفتن خورشيد :

عَن أَبُو قَبِيلٍ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (عليه السلام) كُسِفَتِ الشَّمْسُ كَسْفَةً بَدَتِ الْكَوَاكِبُ نِصْفَ النَّهَارِ حَتَّي ظَنَنَّا أَنَّهَا هِي .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 و تلخيص الحبير ، ابن حجر ، ج 5 ، ص 84 و السنن الكبري ، البيهقي ، ج 3 ، ص 337 .

هنگامي كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، خورشيد گرفت و آن قدر تاريك شد كه هنگام ظهر ستاره هاي آسمان ظاهر گرديدند . از اين اتفاق چنين پنداشتم كه قيامت برپا شده است !

8 . جاري شدن خون تازه از زير سنگ ها :

( وقال ) يعقوب بن سفيان ثنا سليمان ابن حرب ثنا حماد بن زيد عن معمر قال َ أَوَّلُ مَا عُرِفَ الزُّهْرِيُّ تَكَلَّمَ فِي مَجْلِسِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ فَقَالَ الْوَلِيدُ أَيُّكُمْ يَعْلَمُ مَا فَعَلَتْ أَحْجَارُ بَيْتِ الْمَقْدِسِ يَوْمَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ فَقَالَ الزُّهْرِيُّ بَلَغَنِي أَنَّهُ لَمْ يُقْلَبْ حجرا إِلَّا وَ تَحْتَهُ دَمٌ عَبِيط .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 314 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 .

ابو بكر بيهقي از معروف روايت كرده كه وليد بن عبد الملك از زهري پرسيد سنگ هاي بيت المقدس در روز كشته شدن حسين بن علي چه حالتي به خود گرفتند ، زهري گفت : به من خبر دادند كه در روز شهادت حسين بن علي هر سنگي را كه از زمين بر مي داشتند در زير او خون تازه مي ديدند .

عَنْ أُمِّ حَيَّانَ قَالَتْ يَوْمَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ أَظْلَمَتْ عَلَيْنَا ثَلَاثاً وَ لَمْ يَمَسَّ أَحَدٌ مِنْ زَعْفَرَانِهِمْ شَيْئاً فَجَعَلَهُ عَلَي وَجْهِهِ إِلَّا احْتَرَقَ وَ لَمْ يُقَلَّبْ حَجَرٌ بِبَيْتِ الْمَقْدِسِ إِلَّا أَصْيب تَحْتَهُ دَماً عَبِيطا

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 و ...

از ام حيان نقل است كه گفت : روز شهادت حسين اسمان سه شبانه روز تاريك شد وهر كس دست به زعفران مي زد دستش مي سوخت و زير هر سنگي در بيت المقدس خون ديده مي شد .

محمد بن عمر بن علي عن أبيه قال أرسل عبد الملك إلي ابن رأس الجالوت فقال هل كان في قتل الحسين علامة قال ابن رأس الجالوت ما كشف يومئذ حجر إلا وجد تحته دم عبيط .

تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 - 230 .

عبد الملك شخصي را نزد پسر راس الجالوت فرستاد تا از وي بپرسد كه آيا نشانه اي از كشته شدن حسين درعالم ديده شده است يا نه ، او در پاسخ گفت : هيچ سنگي از زمين بر داشته نشد مگر اينكه خون تازه ديده مي شد .

9 . خاكستر شدن گياه ورس (اسپرك) :

( وقال ) ابن معين حدثنا جرير ثنا يزيد بن أبي زياد قال قتل الحسين ولي أربع عشرة سنة وصار الورس الذي في عسكرهم رمادا .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 - 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 .

يزيد بن ابي زياد مي گويد : من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد .

( وقال ) الحميدي عن أبن عيينة عن جدته أم أبيه قالت لقد رأيت الورس عاد رمادا ولقد رأيت اللحم كأن فيه النار حين قتل الحسين .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 .

ابن عيينه از مادر بزرگ پدري اش نقل مي كند كه گفت : هنگام شهادت حسين گياه ورس را ديدم كه تبديل به خاكستر شد و در گوشتها آتش مي ديدم .

وقال محمد بن المنذر البغدادي ، عن سفيان بن عيينة : حدثتني جدتي أم عيينة : أن حمالا كان يحمل ورسا فهوي قتل الحسين ، فصار ورسه رمادا .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

ام عيينه مي گويد : شخصي در حال حمل گياه ورس بود به ذهنش افتاد كه براي جنگ باحسين او هم شركت كند كه ناگهان گياه تبديل به خاكستر شد .

أخبرنا أبو محمد السلمي أنا أبو بكر الخطيب وأخبرنا أبو القاسم بن السمرقندي أنا أبو بكر قالا أنا أبو الحسين أنا عبد الله نا يعقوب نا أبو نعيم نا عقبة بن أبي حفصة السلولي عن أبيه قال إن كان الورس من ورس الحسين يقال به هكذا فيصير رمادا .

تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 - 231 .

ورس : همان اسپرك است كه گياهي است شبيه به كنجد با برگ هاي سبز رنگ كه از رنگ آن براي رنگ كردن لباس ها استفاده مي شود و در يمن زياد مي رويد و لباس ورسي ، لباس سرخ رنگ را گويند .

11 . تلخ شدن گوشت شتر غنيمت گرفته شده از امام :

عَنْ جَمِيلِ بْنِ مُرَّةَ قَالَ أَصَابُوا إِبِلًا فِي عَسْكَرِ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) يَوْمَ قُتِلَ فَنَحَرُوهَا وَ طَبَخُوهَا قَالَ فَصَارَتْ مِثْلَ الْعَلْقَمِ فَمَا اسْتَطَاعُوا أَنْ يُسِيغُوا مِنْهَا شَيْئا .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 306 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 - 436 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

جميل بن مره گويد : شتري از لشكرگاه حسين بن علي را در روز شهادت او غارت گرفتند ، و سپس او را نحر كرده و طبخ نمودند ، راوي گويد : گوشت او آن چنان تلخ شد كه آنان نتوانستند از آن گوشت استفاده كنند .

12 . ديده شدن آتش درگوشت شتر غنيمت گرفته شده :

وقال محمد بن عبد الله الحضرمي : حدثنا أحمد بن يحيي الصوفي ، قال : حدثنا أبو غسان ، قال : حدثنا ، أبو نمير عم الحسن ابن شعيب ، عن أبي حميد الطحان ، قال : كنت في خزاعة فجاؤوا بشئ من تركة الحسين فقيل لهم : ننحر أو نبيع فنقسم ؟ قالوا : انحروا ، قال : فجعل علي جفنة فلما وضعت فارت نارا .

تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

از حميد طحان روايت شده است كه در قبيله خزاعه بودم، از جمله چيزهائي كه از امام حسين عليه السلام چپاول شده بود و به آن قبيله آورده بودند، يك شتر بود. مردم آن قبيله گفتند : اين شتر را نحر كنيم و يا معامله نمائيم ؟ كسي كه شتر را آورده بود گفت : مي خواهم آن را نحر كنيد .

حميدگفت : سپر را براي نحر كردن آن حيوان آماده ساختم ، همين كه شتر را خوابانيده و سپر را به زمين گذاشتم و آماده كشتن آن بوديم، ناگهان آتشي از آن سپر مانند آب فوران كرد !

( وقال ) ابن معين حدثنا جرير ثنا زَيْدِ بْنِ أَبِي الزِّنَادِ قَالَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ وَ لِي أَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ صَارَ الْوَرْسُ رَمَاداً الَّذِي كَانَ فِي عَسْكَرِهِمْ وَ احْمَرَّتْ آفَاقُ السَّمَاءِ وَ نَحَرُوا نَاقَةً فِي عَسْكَرِهِمْ فَكَانُوا يَرَوْنَ فِي لَحْمِهَا النِّيرَان .

تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 - 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 .

ابن معين از جرير از يزيد بن زياد روايت مي كند كه او گفت : سالي كه امام حسين عليه السلام به شهادت نائل آمد ، من چهارده سال داشتم ( و همان روزها شنيدم كه آثاري در پي شهادت آن حضرت در لشكر مخالفان ظاهر گرديده ، از جمله آن كه) گياهان ورس در لشكرگاه آنها خاكستر شد ، و آسمان سرخ گون گرديد ، و در لشكرگاه شتري را نحر كردند ولي مثل اين بود كه آتش در آن نهاده بودند !

والسلام علي من اتبع الهدي





Share
121 | سورنا علوي | , ایران | ١٩:٤٠ - ٢٤ دي ١٣٩٣ |
باسلام وخسته نباشيد خدمت مسئولين سايت
من نظارات دوستان رو مطالعه کردم و خواستم که در جواب بعضي ازدوستان مطلبي بنويسم ابتدا ازدوستي شروع مي کنم که گفته بود اين مطالب باعث دوري مردم از اسلام ميشه مي خواستم بگم حرف شما بي پايه واساس واگر همچين حرفي رو قبول کنيم بايد به خود خدا نيز ايراد بگيريم که درقران مطالبي چون مار شدن عصا در آوردن شتر از داخل کوه و... را آورده شايد عده اي بگويند اينان معجزات پيامبران بوده وامام حسين همچين مقامي نداشته حتي اگر اين حرفم درست باشد مطمئنا حضرت محمد مقامي والاتر از سليمان نبي داشت واطرافيان او مقامي بالا تر از اطرافيان وي پس چگونه باور ميکونيم که عاصف بن برديا که يک علم بوده نه پيامبر توانست تخت ملکه سبا را بياورد ولي سرور جوانان اهل بهشت معجزهاي نداشته باشد.2-دوستي نوشته بود چرا خدا جلوي کشته شدن او را نگرفت که اينهمه براي دنيا سنگين بوده بايد بگويم از آنجايي که اهلبيت الگويي براي جامعه بودند ودر واقع همان صراط مستقيم بودند که مابايداز ان ها الگو برداري کنيم وزندگيمان راشبيه به آنها کنيم در سيره ومسائل زندگاني خويش هرگز از علم غيب ويا معجزات استفاده نمي کردند مثلا اگر امام حسين با کمک فرشتگان برظالمين پيروز ميشدند امروز شما چگونه مي توانستيد از ايشان الگو برداري کنيد ودر مقابل ظلم بايستيد شما که ياري فرشتگان را به همراه نداريد بعد از اين اگر قرار بود همه چيز گل وبلبل بود سخنان خدا در قران زير سوال مي رفت خود خدا مي گويد من خير وشر را افريدم تا وسيله ازمايش شما باشد واگر قرار باشد هميشه خير باشد پس ازمايشي در کار نيست که البته خدا دروغ گو نيست 3-دوستي گفته بودند خليفه دوم همه را مسلمان کرده واگر هيتلر درست اسلام را فهميده بود عمر را نمي پرستيد به نظر من اتفاقا هيتلر اسلام عمروهمپيمانانشان را به خوبي فهميده بود چون درآوردن چشم هزار نفر مردم غير نظامي يا سربريدن 70000نفر به خاطر يک قسم لغو يا امان دادن وخلف وعده کردن وکشتن همه مردم به غيراز يه نفر وهمچنين کنيز گرفتن مردمي که اهل کتاب هستن و خودشما به انها حمله کردهايد که کاملا با ايات سوره نسا که در مورد کنيز گرفتن زنان هست متضاد هست که جزئي از اسلام محمدي نيست درضمن اينکه انساني از افرادي چون چنگيز خان مغول متنفر است کينه يهود و فارس نيست فطرت پاک انسان هست که در مقابل اين جنايتها جبهه مي گيرد
122 | محمد احمدی | , ایران | ١٧:١٤ - ١٩ بهمن ١٣٩٣ |
سلام علیکم
چندین شب قبل آیت الله قزوینی در مورد سوزاندن خلبان اردنی فرمودند که سوزاندنش ریشه در فتوای ابن تیمیه دارد در حالی که در خلاصه الاقوال می خوانیم امیر المومنین (علیه السلام)عبدالله بن سبا را سوزاندن این عمل هم یک نوع فتوا است چه فرقی بین این دو است

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اولا: هر چند مسئله سوزاندن عبدالله بن سباء يا زنادقه در کتب شيعه و سني مطرح شده اما در برخي روايات اشاره شده است که اين سوزاندن بعد از کشتن انها بود که ادعاي الوهيت بر حضرت علي (ع) کرده و غلو کرد  و بعد کافر شد  و يا مرتد شدند يعني حضرت جسد را سوزاندن نه اينکه زنده زنده بسوزانند
در روايت صحيح چنين آمده است او را گردن زده بعد سوزاندند
کليني مي نويسد:
الْحَسَنِ قَالَ اضْرِبْ عُنُقَه فَضَرَبَ عُنُقَه قَالَ ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يَحْمِلَه فَقَالَ مَه إِنَّه قَدْ بَقِيَ مِنْ حُدُودِه شَيْءٌ قَالَ أَيُّ شَيْءٍ بَقِيَ قَالَ ادْعُ بِحَطَبٍ قَالَ فَدَعَا عُمَرُ بِحَطَبٍ فَأَمَرَ بِه أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ  فَأُحْرِقَ بِه.
الكافي الشيخ الكليني - ج 7 ص 199 ح 6 ،وسائل الشيعة ( آل البيت ) - الحر العاملي - ج 28 ص 158.
حتي علماي اهل سنت نيز به اين امر اشاره کرده اند
قال أبو عمر روي من وجوه أن عليا إنما حرقهم بالنار بعد ضرب أعناقهم وسنذكر بعض الأخبار بذلك في آخر هذا الباب إن شاء الله
از بزرگان نقل شده است که علي آنها را با آتش سوزاند بعد از اينکه گردن انها را زد
التمهيد  ج 5 ص 305، نشر : وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية ، تحقيق : مصطفى بن أحمد العلوي ,‏محمد عبد الكبير البكري.1387
ثانيا: در خصوص آتش زدن حضرت علي عليه السلام گفته اند حضرت آتش نزد بلکه آتش را جد ا در چاهي ريخت و مرتدين و کافر شده ها را نيز در چاهي ديگر و از چاهي که آنها بودند  حفر بر چاه آتش باز کردند که آنها با دود آتش مردند
ابن حجر نيز همين را گويد:
اجتمعوا فتذاكروا الذين حرقهم علي فقال أيوب فذكر الحديث فقال عمار لم يحرقهم ولكن حفر لهم حفائر وخرق بعضها إلى بعض ثم دخن عليهم فقال عمرو
فتح الباري  ج 6   ص 151
ابن عربي نيز اين را گفته است:
أيوب عن عكرمة عن ابن عباس أنه لما بلغه قال لو كنت أنا ما أحرقتهم لقول رسول الله لا تعذبوا بعذاب الله ولقتلتهم لقول النبي من ترك دينه فاقتلوه فقال عمار لم يكن حرقهم ولكنه حفر لهم حفائر وخرق بعضها إلى بعض ثم دخن عليهم حتى ماتوا فقال عمار قال الشاعر
أحكام القرآن لابن العربي  ج 3   ص 515
علامه اميني نيز در اين خصوص گويد:
فما فعل أمير المؤمنين عليه السلام بعبد الله بن سبأ وأصحابه فلم يكن إحراقا ولكن حفر لهم حفائر ، وخرق بعضها إلى بعض ، ثم دخن عليهم حتى ماتوا ك
اما کار حضرت علي عليه السلام  با عبد اللّه پسر سبا و ياران او كرد آدم سوزى نبود بلكه گودال‏ هائى بر ايشان كند و هر كدام را به ديگرى راه داد آن گاه گودال‏ ها را پر از دود كرد ت
الغدير - الشيخ الأميني - ج 7 ص 156
با اين بيان آتش سوزي نبوده است
ثالثا: اينها که ادعا مي کنند در کتب شيعه اينها آمده است اتفافا موارد فراوان نيز در کتب اهل سنت نقل شده است
حدثنا أبو النُّعْمَانِ محمد بن الْفَضْلِ حدثنا حَمَّادُ بن زَيْدٍ عن أَيُّوبَ عن عِكْرِمَةَ قال أتى عَلِيٌّ رضي الله عنه بِزَنَادِقَةٍ فَأَحْرَقَهُمْ فَبَلَغَ ذلك بن عَبَّاسٍ فقال لو كنت أنا لم أُحْرِقْهُمْ لِنَهْيِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَا تُعَذِّبُوا بِعَذَابِ اللَّهِ وَلَقَتَلْتُهُمْ لِقَوْلِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ
البخاري  ج 6   ص 2537
در اين روايت امده است که حضرت علي زنادقه را آتش زند
جرجاني نيز جريان سوزاندن عبدالله بن سبا را چنين نقل کرده است
أن السبئية غلت في الكفر فزعمت أن علياً إلهاً حتى حرقهم بالنار إنكاراً عليهم واستبصاراً في أمرهم حين يقول : لما رأيت الأمر أمراً منكرا أججت ناري و دعوت قنبرا .
الجوزجاني في أحوال الرجال  ص 38
ابن قتيبه نيز آورده است
فإن عبد الله بن سبأ ادعى الربوبية لعلي فأحرق علي أصحابه بالنار وقال في ذلك عبدالله بن سبا ادعاي ربوبيت براي علي کرد حضرت علي نيز اصحابش را سوزاند
تأويل مختلف الحديث ،  عبدالله بن مسلم بن قتيبة أبو محمد الدينوري الوفاة: 276 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1393 - 1972 ، تحقيق : محمد زهري النجار ج 1   ص 73
رابعا: اينها که اشکال مي کنند که حضرت علي چرا سوزاند چرا از کتابهاي خود جواب نمي دهند که پيامبر نيز اين کار را کرد
بخاري روايتي را چنين نقل کرده است:
وقال بن وَهْبٍ أخبرني عَمْرٌو عن بُكَيْرٍ عن سُلَيْمَانَ بن يَسَارٍ عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّهُ قال بَعَثَنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في بَعْثٍ وقال لنا إن لَقِيتُمْ فُلَانًا وَفُلَانًا لِرَجُلَيْنِ من قُرَيْشٍ سَمَّاهُمَا فَحَرِّقُوهُمَا بِالنَّارِ قال ثُمَّ أَتَيْنَاهُ نُوَدِّعُهُ حين أَرَدْنَا الْخُرُوجَ فقال إني كنت أَمَرْتُكُمْ أَنْ تُحَرِّقُوا فُلَانًا وَفُلَانًا بِالنَّارِ وَإِنَّ النَّارَ لَا يُعَذِّبُ بها إلا الله فَإِنْ أَخَذْتُمُوهُمَا فَاقْتُلُوهُمَا
ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) كه ما را به يك سريه، اعزام مي كرد، فرمود: «اگر فلاني و فلاني را ديديد ـ دو نفر از قريش را نام برد ـ آنها را بسوازانيد».
راوي مي گويد: سپس، هنگام حركت، نزد آنحضرت (ص) رفتيم تا ايشان را وداع كنيم. رسول اكرم (ص) فرمود: «من به شما دستور دادم كه فلان و فلان شخص را در آتش، بسوزانيد. ولي بايد بدانيد كه عذاب دادن با آتش، كار خداست. پس اگر آنان را دستگير نموديد، به قتل برسانيد».
صحيح البخاري  ج 3   ص 1079
خامسا: حکم سوزاندن يک نوع حدي است که حضرت علي عليه السلام به عنوان يک حاکم اسلامي در خصوص عبدالله بن سبا که غلو کرد و کافر شد و يا مرتدين بود اما داعش که اين کار را کردند آيا آن شخص مرتکب غلو در خصوص داعش شده بود ويا مرتد شد بود که داعش بخواهند حد جاري کنند بويژه اينکه اجراي حد دست حاکم اسلامي است مگر داعش حاکم هستند که بخواهند کسي را بسوزانند ؟!!
به نظر  کساني که کار داعش به کار حضرت علي عليه السلام تشبيه مي کند در حقيقت هدف آنها بد نام کردن حضرت علي و به دنبال آن شيعه بوده و توجيشه کارهاي غيرشرعي خودشان است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
123 | مجتبی | , ایران | ١٥:٥٩ - ١٢ تير ١٣٩٤ |
سلام
ایا روایتی داریم که بگه یزدید امام حسین (ع) رو شهید کرده ؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اينکه يزيد قاتل امام حسين عليه السلام بوده است، شک و ترديدي نيست حتي علماي اهل سنت گفته اند
لا يشك عاقل أن يزيد بن معاوية هو القاتل للحسين. هيچ عاقلي شك نمي كند كه يزيد بن معاويه قاتل حسين است.
الاتحاف بحب الاشراف. ص 62
جهت اطلاع بيشتر به اين دو آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
124 | سیدمجید | , ایران | ٢٣:٢٥ - ٠١ آبان ١٣٩٤ |
حضرت امام حسین(ع) حجت و ولی الله

بوی یاس و لاله در فضا بسیار*** که دل و جانم هوای یار کرد بسیار

یاری که به خاطرامربه معروف ونهی منکر*** سرو دست و جانهاداد برای اوبسیار

یاری که قربانی وجانهاداد برای او *** عباس وعلی وقاسم و اصغر ویاران بسیار

یاری که حجت و عشق خداست بحق*** برای احیاءوماندن اسلام خونهادادبسیار

یاری که امام و مولاوولی الله ست بحق*** بخاطرعشق خدا دادعزیزوجانهابسیار

یاری که نام اوبود حسین ابن علی*** فرزندزهراوعلی جانم به فدایش بسیار

یاری که فرزندنبی خداست بحق*** قران ناطق است بحق جانم به فدایش بسیار
125 | ب | , ایران | ١٨:٤٨ - ٢٤ آذر ١٣٩٤ |
یه جایی دیدم که پاسخ داده بودیید
اهای / اهای پاسخ این غلو را بدهید.
فکر میکنم مطالبی در مدح عمر بوده
((اى اهل كتاب! در دين خود غلوّ نكنيد ))
جایی خواندم که پیامبر اعظم به مولا علی گفت:
بعد از فوت من امت من به سه گروه تقسیم میشوند
1 - مومنانن
2 0 ناکسان یا منافقانند و سومین گروه از بدترین گروهند که از غلو کنندگانند که باعث انشقاق و پراکندگی در امت مومنمم میشوند .
ایا کسی مجبورمان کرده تا لب به غلو و یا دروغ باز کنیم تا اینکه مورد .... مخالفین قرار گیریم
مگر نگفته اند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد؟!
ایا این سخنان غلو امیز را باید در همه جا و برای همه کس با هر درجه و مقام اعتقادی و علمی بازگو رد؟!!

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
 تعجب ما از امثال شما اقاي بيژن اين است که هرگاه بيان چيزي از شيعه با مزاق شما نمي خورد زود آن را يا دروغ مي پنداريد و يا متهم به غلو مي کنيد درحالي که کتب شما و روايات شما پر از مطالبي است که هيچ شکي نيست که غلو است اما درباره آن سکوت مي کنيد.البته مطالب مقاله فوق نيز از منابع شما مي باشد؟!!
نمونه از غلو را از کتابهاي شما ذکر مي کنيم و خود قضاوت کنيد که آيا غلو هست يانه؟ 1-روزي در مدينه زلزله شديدي آمد و مردم ريختند بيرون و پناه آوردند به خليفه دوم، خليفه دوم شلاق خود را محكم بر زمين كوبيد و گفت: أسكني بإذن الله، فسكت. آرام باش به اذن خدا، زمين هم آرام شد؛ بعد از آن،‌ زمين مدينه ديگر زلزله نگرفت. تفسير فخر رازي، ج21، ص88 2-يكي از خانه هاي مدينه آتش گرفت و سرايت كرد به بخش أعظمي از خانه هاي مدينه. مردم مانده بودند حيران و سرگردان كه خانه ها آتش گرفته. عمر نوشت: فكتب عمر علي خزفة: يا نا أسكني بإذن الله، فألقوها في النار، فانطفأت في الحال. اي آتش به اذن خدا ساكن و خاموش شو، و آن را انداخت در آتش و آتش در همان لحظه ساكت  و خاموش شد. تفسير فخر رازي، ج21، ص88 3-جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد،البداية و النهاية، ج7، ص94،
اينها در نظر شما غلو نيست اما اگر در شيعه اين اتفاق بيفتد غلو است؟!
جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
اينکه اعتراض مي کنيد که نظر من را حذف مي کنيد پس اين همه نظر که به اسم بيژن پاسخ داده شده است و ظاهر شده مگر از آن شما نيست؟!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
126 | احسان الله | , افغانستان | ١٩:٣٧ - ٠٨ دي ١٣٩٤ |
سلام خدمت شما عزیزان سوالی داشتم دلیل یا علی گفتن ما شیعه ها چیه اگه میشه زود جواب دهید چون فردا بحث پیش رو دارم و میشه ایمیلی بدین که مجموعه سوال های خودمو براتون بفرستم ممنون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
وقتي شيعه مي گويد يا علي، در حقيقت از ايشان درخواست کمک مي کند  و بوسيله  ايشان به خدا توجه مي کند؛ حاجت خواهي مستقيم از خدا نيز مورد توجه شيعيان هست ولي اينکه چرا ما بدنبال وسيله هستيم مربوط مي شود به فرماني که خداوند متعال در آيه ي 35 سوره ي مائده به ما داده است و فرموده است (وابتغوا اليه الوسيله) ؛ مي بينيد که ما طبق دستور نبي مکرم اسلام (ص) خاندان آن حضرت را وسيله ي تقرب خود به سوي الله مي دانيم
بنابراين مسئله كمك خواستن و واسطه قرار دادن ، انبياء ، امامان و صالحان به پيشگاه خداوند  ريشه قرآني دارد چنانچه خداوند، در قرآن كريم مي‌فرمايد :يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ  .مائدة، آيه35 اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ، از خدا بترسيد و براي تقرب به او وسيله‌اي بجوييد .
اين آيه به تمامي مؤمنين دستور مي‌دهد كه به هر وسيله‌اي كه سبب تقرب به خداوند مي‌شود تمسك بجويند ؛ بنابراين تقرب به خداوند بدون وسيله و واسطه‌ امكان ندارد :شيعيان در حقيقت همان کار را مي کنند که خداوند به آن امر کرده است
شيطان نيز وقتي خداوند به او دستور دارد بر آدم سجده کند اما او گفت من فقط بر خدا سجده مي کنم آيا مي شود گفت او چون بر غير خدا سجده نکرد مقربترين افراد به خداوند است؟!!!
همچين اين کار شيعه يعني يا علي گفتن در حقيقت بر گرفته از سيره خود اهل بيت است که شعار آنها يا محمد يا محمد بوده است اگر اين کار اشکال داشت چرا ائمه نيز چنين مي‌کردند؟!!
در روايت صحيحي چنين آمده است
 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَوْمَ بَدْرٍ يَا نَصْرَ اللَّهِ اقْتَرِبْ اقْتَرِبْ وَ شِعَارُ الْمُسْلِمِينَ يَوْمَ أُحُدٍ يَا نَصْرَ اللَّهِ اقْتَرِبْ وَ يَوْمَ بَنِي النَّضِيرِ يَا رُوحَ الْقُدُسِ أَرِحْ وَ يَوْمَ بَنِي قَيْنُقَاعَ يَا رَبَّنَا لَا يَغْلِبُنَّكَ وَ يَوْمَ الطَّائِفِ يَا رِضْوَانُ وَ شِعَارُ يَوْمِ حُنَيْنٍ يَا بَنِي عَبْدِ اللَّهِ [يَا بَنِي عَبْدِ اللَّهِ‏] وَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ‏ حم* لَا يُبْصِرُونَ وَ يَوْمِ بَنِي قُرَيْظَةَ يَا سَلَامُ أَسْلِمْهُمْ وَ يَوْمِ الْمُرَيْسِيعِ‏  وَ هُوَ يَوْمُ بَنِي الْمُصْطَلِقِ أَلَا إِلَى اللَّهِ الْأَمْرُ وَ يَوْمِ الْحُدَيْبِيَةِ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ‏ وَ يَوْمِ خَيْبَرَ يَوْمِ الْقَمُوصِ يَا عَلِيُّ آتِهِمْ [ائْتِهِمْ‏] مِنْ عَلُ‏ وَ يَوْمِ الْفَتْحِ نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ حَقّاً حَقّاً وَ يَوْمِ تَبُوكَ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ وَ يَوْمِ بَنِي الْمُلَوَّحِ أَمِتْ أَمِتْ وَ يَوْمِ صِفِّينَ يَا نَصْرَ اللَّهِ وَ شِعَارُ الْحُسَيْنِ ع يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، ، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.ج‏5 ؛ ص47
علامه مجلسي گويد:
باب الشعار الحديث الأول‏: حسن.
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏18 ؛ ص385
پس وقتي خود ائمه عليهم السلام مستقيم يا محمد مي گفتند در اين خصوص چه اشکالي دارد که ما يا علي بگوييم؟!
البنه در اين خصوص خوب است به استغاثه عبد الله بن عمر از منابع اهل سنت نيز توجه داشته باشيد که وقتي فلج شد و بر زمين نشست، شخصى به او گفت: محبوب‌ترين فرد در نزد خود را بخوان (تا به فريادت برسد). او نيز گفت: يا محمد! به فريادم برس. سپس ايستاد و به راهش ادامه داد . اين جريان در اين آدرس بطور مفصل ذكر شده است
آيا مي‌شود گفت اين صحابي که اهل سنت قبولش دارند، بر خلاف قرآن عمل کرده است؟!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
127 | امید جوادی | , ایران | ١١:١٣ - ٢٢ مهر ١٣٩٥ |
سلام علیکم
و اما بعد مگر همه ما نمی گوئیم خدا اصل اسلام است و تنها هدف هموست. دوستان باید توجه کرد ما نیاز به الگویی کامل از انسانی که مطیع اوامر الهی باشد داریم مگر نعوذبالله خود خدا میتواند برای بشر مخلوق الگو باشد. خب این الگو امام است و کسی چون ابو عبدالله (ع) بهترین الگو برای بشر مخلوق که تا کجا باید عاشق معشوق بود. همین دلیل کافی است بر حقانیت شیعه. آنانکه صحابه (رضوان الله علیه) را قبول دارند ایا در بین صحابه الگویی کاملتر از حسین بن علی (ع) سراغ دارند که تا طفل شش ماهه اش را در راه خدا قربانی کند. جدا میگویم اگر سراغ دارند معرفی کنند من خود اولین نفر در ارادت به وی خواهم بود.
در ضمن با تشکر از این سایت خوب باید به عرض برسانم لازم هم نبوده پس از شهادت امام بزرگوار دنیا کن فیکون شود حقاینت امام شهید را جور دیگر باید جست.
والسلام
 [1] [2] [3] [4]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها