2019 April 23 - سه شنبه 03 ارديبهشت 1398
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
کد مطلب: ٩٧١١ تاریخ انتشار: ٠٩ خرداد ١٣٩٥ - ٠٨:٣٠ تعداد بازدید: 1185
سخنراني ها » حبل المتین
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)

حبل المتین 95/03/09

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 95/03/09

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید....

ما در جلسات گذشته بحثی را در رابطه با شبهات وهابیت آغاز کردیم که شعار می‌دادند اگر یک روایت پیدا کنند که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زمان ابوبکر، عمر و عثمان به امامت خودشان استدلال کرده باشند ما شیعه می‌شویم و... و تحدی می‌کردند.

ما روایات متعددی از کتب اهل سنت و شیعیان آوردیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زمان حیات نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرمود: من برادر پیغمبر و ولی و جانشین پیغمبر اکرم هستم.

در زمان عثمان در جمع 200 نفره فضائل و مناقب خودشان و اولویت خودشان را بر خلافت مطرح کردند.

در آن شورا از «عامر بن واثله» صحابه نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل شده است که ایشان می‌گوید: من دم در نشسته بودم و صدای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام را می‌شنیدم که فرمودند: «وأیم الله، لو أشاء أن أتکلّم ثمّ لا یستطیع عربهم ولا عجمهم ولا المعاهد منهم ولا المشرک أن یردّ خصلة منها» به خدا سوگند، من آنچنان بر حقانیت خودم در این جلسه استدلال می‌کنم که نه عرب، نه عجم، نه مشرک و نه هم پیمان نتواند یک مورد از این‌ خصلتها را انکار کند.

ادامه بیان فضائل مورد استناد امیرالمؤمنین بر اولویت خویش در شورای شش نفره:

«صاحب پرچم فتح خیبر»:  «أنشدکم بالله أمنکم مَن أعطاه النبی (صلی الله علیه وآله) الرایة، ففتح الله علی یده خیبر غیری؟» شما را به خدا سوگند آیا غیر از من کسی در میان شما هست که در قضیه جنگ خیبر نبی مکرم اسلام پرچم را به دست او داده باشد و پیروزی به دست او برای مسلمانان رقم بخورد؟

کتاب «صحیح بخاری» چاپ عربستان سعودی است که در حدیث 2782 از «سهل بن سعد انصاری» مطلبی نقل می‌کند که می‌گوید: شنیدم نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در روز فتح خیبر خلیفه اول را به جنگ فرستادند.

بعد از آنکه خلیفه اول رفت شکست خورده برگشت و خلیفه دوم رفت شکست خورده برگشت که این مطالب را با سند صحیح عزیزان اهل سنت آوردند و من نمی‌خواهم متذکر این مطالب بشوم و اگر هم لازم بشود ما این مطالب را مطرح می‌کنیم.

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) ناراحت شدند و فرمودند: «لَأُعْطِینَّ الرَّایةَ رَجُلًا یفْتَحُ الله علی یدَیهِ» فردا من پرچم را به دست کسی می‌دهم که این پیروزی به دست او رقم خواهد خورد.

«فَقَامُوا یرْجُونَ لِذَلِک أَیهُمْ یعْطَی» تمام صحابه‌ای که آنجا بودند همگی انتظار داشتند و امیدوار بودند که به کدام یک از این‌ها این پرچم داده می‌شود

«فَغَدَوْا وَکلُّهُمْ یرْجُو أَنْ یعْطَی» صبح شد و همه امیدوار بودند پرچم به دست آنان داده بشود

«فقال أَینَ عَلِی» پیغمبر اکرم فرمودند: علی کجاست؟

«برادر و وزیر پیغمبر»: «أمنکم أحد أخا رسول الله (صلی الله علیه وآله) ووزیره غیری؟» آیا در میان شما کسی غیر از من هست که افتخار برادری رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) و افتخار وزارت ایشان را داشته باشد؟

در کتاب «أنساب الأشراف» وارد شده است و این تعبیر را ببینید:

« عَنْ زَيْدِ بْنِ أرقم قال: آخى رسول بَيْنَ أَصْحَابِهِ فَقَالَ عَلِيٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ آخَيْتَ بَيْنَ أَصْحَابِكَ وَتَرَكْتَنِي ؟» زیدبن ارقم می گوید پیغمبر بین اصحاب برادری و اخوت ایجاد کرد امیرالمؤمنین عرضه داشت: یا رسول الله بین اصحابت برادری ایجاد کردی اما من را ترک کردی و میان من و هیچکدام از صحابه اخوت ایجاد نکردی؟

تعبیری جالب از «ابن حجر عسقلانی»:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بین افراد برادری ایجاد کرد تا کسانی که رتبه پایین‌تر دارند با کسانی که رتبه بالاتر دارند برادر شوند!!

«وبهذا تظهر مؤاخاته لعلی» با این مطالبی که توضیح دادیم روشن شد که بحث اخوت پیغمبر اکرم با علی چیست!  «لأنه هو الذی کان یقوم به من عهد الصبا من قبل البعثة واستمر» این نبی مکرم است که تربیت علی را از دوران بچگی و قبل از بعثت به عهده گرفته است و همچنین هم ادامه دارد. فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 7، ص 271.

«مثل و مانند پیغمبر»: «أمنکم أحد قال له رسول الله (صلی الله علیه وآله) هو منّی وأنا منه غیری؟» آیا در میان شما غیر از من کسی هست که ادعا کند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در حق او فرموده باشد: او از من است و من از او هستم؟

تماس بینندگان برنامه:

بیننده (زهرا کاجی از شهر رضا – شیعه)؛ بیننده (زینب کاجی از شهر رضا – شیعه):

بیننده (آقای کرامت از زرین شهر – شیعه): سلام علیکم خسته نباشید. یکی از افتخاراتم این است که الان با حضرت آیت الله قزوینی و شما هم صحبت هستم.  وهابیت و داعشی‌ها می‌خواهند ما را از چه چیزی بترسانند؟! فکر می‌کنند ما با حرف‌های آنان می‌ترسیم؟! ما با شهادت زنده می‌شویم، مولای ما امام حسین است،

بیننده (آقای قاسمی از خوزستان – شیعه): سلام علیکم و رحمة الله خدمت شما و سید عزیزمان؛ در وهله اول تقاضا دارم همه بینندگان چه افرادی که در اتاق فرمان هستند و چه بینندگان عزیز در منزل همگی صلواتی به چهره نورانی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هدیه کنند.

نکته‌ای خدمت سید عزیز عرض کنم و آن این است که جناب آقای یزدانی برنامه‌ای را ترتیب داده است و دروغ‌های «ابن تیمیه» را عنوان می‌کنم. خواستم از همین جا از شما تشکر کنم که این برنامه را ایجاد کردید.

بیننده (آقا امید از ارومیه – اهل سنت): سلام علیکم؛ من هم خدمت شما و استاد عزیز و تمامی بینندگان سلام عرض می‌کنم. بنده دوتا سؤال از استاد داشتم؛ در مورد برادران تشیع خیلی سؤال داشتم که اگر امکان داشته باشد استاد در این مورد برای ما با مدرک و دلیل قانع کننده از قرآن توضیح بدهند.

اول اینکه آیا خود پیامبر یا حضرت علی (علیه السلام) به غیر از الله کسی را صدا کردند در زمان حیات خودشان مثلاً پیامبر بزرگوار به غیر از خودشان و خدا کسی دیگر را صدا کند؟ دوم اینکه آیا اهلبیتی که بنده یا شما پیرو ایشان هستیم آیا امامان بعد از پنج تن هم جزو اهلبیت می‌شود یا نمی‌شود؟

بیننده (خانم حسینی از تهران – شیعه): سلام و عرض ادب خدمت شما مجری توانا و سید بزرگوار؛ هم خودم و هم خانواده‌ام واقعاً از برنامه شما تشکر می‌کنیم. با برنامه‌های شما دوتا از بچه‌های خواهرم که اهل تسنن بودند که یکی از آنان زاهدانی هست شیعه شدند.

یکی از خواهرانم که در شهرستان مشهد یکی از شهرهای سرخس روستای آصف آباد هستند دوتا از بچه‌هایش شیعه شدند که یکی از آنان فاطمه زهرا و دیگری علی رضا نام دارد. واقعاً نمی‌دانم چطوری تشکرم را از برنامه شما بیان کنم و اشکم درمی‌آید.

استاد قزوینی واقعاً پدرانه زحمت می‌کشند؛ من خودم پدر و مادرم را در بچگی از دست دادم اما وقتی آقای قزوینی را می‌بینم یک آرامشی به من می‌دهد و واقعاً تشکر می‌کنم که دارد برای شیعه زحمت می‌کشند.

آیا امامان بعد از پنج تن؛ «اهلبیت» محسوب می‌شوند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی: ما روایات متعددی داریم و سر جایش هم این مطالب را مفصل مطرح کردیم که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان نزول آیه تطهیر می‌فرماید: مراد از آیه تطهیر من، علی بن أبی طالب، زهرای مرضیه، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هستیم.

نبی مکرم اسلام در روایات متعدد از شیعه و سنی می‌فرماید: ائمه‌ای که معصوم هستند همگی بعد از امام حسین به نام علی بن الحسین، بعد از او امام باقر، بعد از او امام صادق به همین شکل تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هستند. دوستان به سایت «ولی عصر» مراجعه کنند قسمت عصمت ائمه را سرچ کنند ما آنجا این مطالب را مفصل آوردیم.

«ابن کثیر دمشقی» در کتاب «تفسیر» ذیل آیه 33 از سوره احزاب نقل می‌کند زمانی که امام سجاد (علیه السلام) وارد شام شدند و پیرمردی به امام سجاد و اسراء اهانت می‌کند؛ امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: آیا قرآن خوانده‌ای؟! می‌گوید: بله. می‌فرماید: آیا آیه تطهیر را خوانده‌ای: (إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً)

پیرمرد گفت: بله چه ارتباطی دارد؟ حضرت فرمودند: مراد از آیه تطهیر ما هستیم. همچنین این برادر برود به «تفسیر طبری» جلد 22 صفحه 8 مراجعه کند که در آنجا امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: «أما قرأت فی الأحزاب إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا»

آیا آیا سوره احزاب آیه إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا را خوانده‌ای؟!

«قال ولأنتم هم قال نعم » گفت: شما همان هستید؟ فرمودند: بله ما هستیم

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 22، ص 8.

شما اگر به همین سایت مراجعه کنید استشهاد امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام کاظم و امام جواد (علیهم السلام) را در همان مقاله‌ای که در رابطه با عصمت ائمه (سلام الله علیه) است در سایت «ولی عصر» موجود است.

توصیه استاد به فرزندان شیعه که والدینشان سنی هستند چیست؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی: توصیه من این است که احترام پدر و مادر را نگهدارند، احترام پدر سنی را نگهدارند، اگر قبلاً 30 درجه احترام می‌کردند الان 90 درجه احترام بگذارند زیرا توصیه ائمه (علیهم السلام) است که به پدر و مادرتان احترام بگذارید.

در مسائل دینی و مذهبی نظر پدر و مادر ملاک نیست؛ شما اگر می‌خواهید به دنبال حق بروید می‌توانید بروید. مثلاً اگر آنان بگویند: نماز نخوان! احترامشان را نگهدارید، عصبانی نشوید و داد نزنید و به آرامی نمازتان را بخوانید یا اگر بگویند روزه نگیرید با صرف گفتن پدر و مادر روزه ساقط نمی‌شود.

در رابطه با ولایت امیرالمؤمنین قطعاً ولایت امیرالمؤمنین هزاران برابر از نماز و روزه مهم‌تر است اصلاً نماز و روزه با ولایت امیرالمؤمنین پذیرفته است و این دیگر روایات است و خود آقایان اهل سنت دارند.

آقای «خوارزمی» در کتاب «مناقب» صفحه 61 روایتی از پیغمبر اکرم آورده است که رسول الله می‌فرماید:

یا علی! اگر یک نفر به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کند یعنی 950 سال عبادت کند و همانند کوه احد طلا و نقره در راه خدا صدقه بدهد و هزار بار با پای پیاده به زیارت خانه خدا برود، بین رکن و مقام مظلومانه کشته بشود اگر ولایت علی (علیه السلام) را نداشته باشد بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد.

 

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

در هردو جهان حضرت مولاست علی

از بعد نبی بر همه اول است علی

هم رهبر ما بود به هر دوره و عصر

هم شافع ما به روز عقب است علی

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین

سلام و درود خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی ولایت»؛ برنامه زنده «حبل المتین» را از این شبکه تقدیم حضور شما می‌کنیم و خیلی خوشحال هستیم که امشب هم افتخار پیدا کردیم با این برنامه به خانه‌های شما بیاییم.

همان‌طور که می‌دانید حال و هوای بسیار خوبی است و در اتاق فرمان همه همکاران پرنشاط هستند تا امشب برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما کنیم؛ هرچند با چند دقیقه تأخیر اما با نشاط آمدیم تا این برنامه را به حضور شما تقدیم کنیم.

خیلی خوشحال می‌شویم که بزرگواری بفرمایید و همین ابتدا از عشق و ارادت و محبتتان به ساحت نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از طریق شماره‌هایی که زیرنویس شده است به ما پیام بدهید.

سامانه پیام کوتاه ما «30001203» که دیگر برای شما آشناست و همچنین راه‌های ارتباطی که خیلی راحت می‌توانید از طریق واتس‌آپ و تلگرام و وایبر هرجای عالم هستید با گوشی تلفن همراه خودتان برای ما پیام بدهید که هم باعث انرژی ما می‌شود و هم عشق و ارادت و محبتتان را به مولا و آقا و نور چشم ما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به این واسطه نشان بدهید.

امشب هم توفیق داریم در برنامه زنده «حبل المتین» در محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم و موضوع هفته‌های گذشته که در خدمتتان بودیم و هستیم و عرض خواهم کرد را دنبال کنیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قراردادند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

از خداوند متعال موفقیت همگان را طلب می‌کنم و خدا را به آبروی محمد و آل محمد سوگند می‌دهم فرج موفور السرور مولایمان را نزدیک نموده، همه ما و شما را از یاران خاص و ملازمان حضرت قرار بدهد، گرفتاری و دغدغه‌های فکری همه گرامیان و ما را برطرف سازد، دعاهای ما را به اجابت برساند ان‌شاءالله.

مجری:

استاد خیلی متشکرم از اینکه امشب هم افتخار دادید و ما توفیق داریم در خدمت شما باشیم. دوستان بیننده اگر در ذهن شریفتان باشد ما مدت‌هاست در برنامه زنده «حبل المتین» وارد موضوع استدلال وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت، خلافت و وصایت خودشان شدیم.

گاهی شبکه‌های وهابی در گوشه و کنار مطالبی را بیان می‌کنند که شما یک روایت پیدا نمی‌کنید که آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر حدیث غدیر یا به امامت و ولایت خودشان احتجاج کرده باشند و ما مدت‌هاست داریم از جنبه‌های مختلف به این موضوع می‌پردازیم و حرفی هم برای گفتن ندارند.

چند جلسه‌ای است که رسیدیم به احتجاج وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت و خلافت خودشان در شورای 6 نفره و آن خطبه بسیار غراء و آتشینی که وجود نازنین امیرالمؤمنین بیان فرمودند و فکر می‌کنم استاد قرار است یک خلاصه‌ای برای ما بفرمایند تا ان‌شاءالله سؤالات جدید را خدمت شما تقدیم کنم.

استاد یک خلاصه‌ای از مطالب گذشته بیان بفرمایید تا دوستان آمادگی داشته باشند.

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

ما در جلسات گذشته بحثی را در رابطه با شبهات وهابیت آغاز کردیم که شعار می‌دادند اگر یک روایت پیدا کنند که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زمان ابوبکر، عمر و عثمان به امامت خودشان استدلال کرده باشند ما شیعه می‌شویم و... و تحدی می‌کردند.

ما روایات متعددی از کتب اهل سنت و شیعیان آوردیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زمان حیات نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرمود: من برادر پیغمبر و ولی و جانشین پیغمبر اکرم هستم.

در لحظه‌ای که در «ثقیفه» جمع شده بودند و امیرالمؤمنین خبردار شد که این‌ها بحث خلافت را مطرح می‌کنند در همان لحظه بحث غدیر را مطرح کردند و فرمودند: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) من را به عنوان خلیفه در غدیر نصب کردند.

روز هفتم رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بحث استدلال به غدیر را مطرح کردند، در زمان عثمان در جمع 200 نفره فضائل و مناقب خودشان و اولویت خودشان را بر خلافت مطرح کردند.

یکی از حساس‌ترین مطالبی که حضرت مطرح کردند این بود که در شورای 6 نفره در پی مسائلی که پیش آمد و آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مجبور شدند در آن شورا شرکت کنند علی رغم اینکه «ابن عباس» و دیگران پیشنهاد دادند که در آن شورا شرکت نکنند زیرا خروجی آن از قبل معین شده بود و کاملاً مشخص بود.

خلیفه دوم نتیجه شورای 6 نفره را از قبل بیان کرده بود و همه هم می‌فهمیدند قضیه چیست اما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در آن شورا شرکت کردند و در آنجا پرده از بسیاری از اسرار برداشتند و مطالبی را بیان کردند که شاید برای خیلی از عزیزان ما تازگی داشت.

در آن شورا از «عامر بن واثله» صحابه نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل شده است که ایشان می‌گوید: من دم در نشسته بودم و صدای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام را می‌شنیدم که فرمودند:

«وأیم الله، لو أشاء أن أتکلّم ثمّ لا یستطیع عربهم ولا عجمهم ولا المعاهد منهم ولا المشرک أن یردّ خصلة منها»

به خدا سوگند، من آنچنان بر حقانیت خودم در این جلسه استدلال می‌کنم که نه عرب، نه عجم، نه مشرک و نه هم پیمان نتواند یک مورد از این‌ خصلتها را انکار کند.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 127، ح 161.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شروع کردند و فرمودند: آیا غیر از من کسی که اولین بار خدا را به وحدانیت خوانده باشد و پشت سر پیغمبر اکرم به دو قبله نماز خوانده باشد در میان شما هست؟ گفتند: خیر.

ما ادله متعددی از کتب اهل سنت آوردیم که گفتند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: من 7 سال قبل از آنکه مردم نماز بخوانند و خدا را به وحدانیت بپذیرند موحد بودم و نماز می‌خواندم.

حضرت در ادامه فرمودند: آیا کسی غیر از من هست که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) تمام امانت‌ها را در اختیار او قرار داده باشد تا به صاحبان امانت برگردانند؟ گفتند: والله خیر.

حضرت فرمودند: آیا کسی غیر از من همسری همانند حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارد؟ گفتند: خیر. فرمودند: آیا هیچ کدام از شما همانند من در قرآن دستور به مودت او صادر شده است؟

(ِ قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء

سوره شوری (42): آیه 23.

گفتند: خیر. امیرالمؤمنین فرمودند: آیا غیر از من کسی هست که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) اجازه داده باشد در حال جنب وارد مسجد شود؟ گفتند: خیر.

حضرت فرمودند: آیا غیر از من کسی هست که نمازش قضا بشود و رأس مطهر نبی مکرم اسلام در زانوی او باشد و پیغمبر اکرم دعا کند و آفتاب برگردد و نمازش را ادا کند؟! گفتند: خیر.

امیرالمؤمنین فرمودند: آیا غیر از من کسی را سراغ دارید زمانی که مرغ بریان خدمت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) آوردند فرمود: خدایا محبوب‌ترین خلایقت را بفرست تا با من در غذا خوردن شریک شود؟! گفتند: خیر.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مطالب را بیان می‌فرمودند تا جایی که به این مطلب رسیدند و فرمودند: آیا غیر از من کسی هست که نبی مکرم اسلام دستور داده باشد تمام درهای ورودی به مسجد را ببندند و تنها در خانه او به مسجد باز شود؟! گفتند: خیر.

حضرت فرمودند: آیا بعد از آیه شریفه

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ناجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْواکمْ صَدَقَة)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید وقتی با رسول نجوی می‌کنید قبلاً صدقه بدهید

سوره مجادله (58): آیه 12.

کسی به این آیه غیر از من عمل کرد؟! گفتند: خیر. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام فرمودند:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله (صلی الله علیه وآله) یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟»

شما را به خدا سوگند آیا غیر از من کسی در میان شما هست که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در روز غدیر برای ولایت مردم نصب کرده باشد؟!

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا سوگند نه.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 132، ح 162.

این مواردی بود که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در اینجا اشاره و استدلال کردند و این 5 نفری که آنجا حضور داشتند اعم از «طلحه»، «زبیر»، «عبدالرحمن بن عوف»، «سعد بن أبی وقاص» و «عثمان» بوده است که همگی از شخصیت‌های برجسته صدر اسلام هستند.

پس از اینکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) این‌ها را سوگند می‌دهد و می‌فرماید: شما را به خدا سوگند غیر از من کسی این ویژگی‌ها را دارد؟! گفتند: به خدا سوگند خیر.

این مطالب خلاصه بحث گذشته ما بود که در جلسات گذشته آن را مطرح کردیم.

مجری:

خیلی خوب، مختصر و مفید بود؛ استاد من داشتم به این فکر می‌کردم که این قسم‌هایی که وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) یاد می‌کنند و آنان در مقابل این قسم‌ها حرفی برای گفتن ندارند و هرچه حضرت بیان می‌فرمایند ذوق و شوقی را در وجود انسان ایجاد می‌کند که آن نشان از اثبات ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.

ای کسانی که داد و فریاد می‌زنید و هر روز یک بهانه‌ای را ایجاد می‌کنید که کجا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) گفته و اشاره کرده است به این مطالب دقت کنید زیرا این مطالب از کتب اهل سنت آمده است.

استاد بقیه مطالب را بفرمایید تا باز هم بشنویم و بهره ببریم و لذت ببریم.

ادامه بیان فضائل مورد استناد امیرالمؤمنین بر اولویت خویش در شورای شش نفره:

در اینجا کاملاً مشخص است که آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اشاره می‌کنند:

14) «صاحب پرچم فتح خیبر»:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن أعطاه النبی (صلی الله علیه وآله) الرایة، ففتح الله علی یده خیبر غیری؟»

شما را به خدا سوگند آیا غیر از من کسی در میان شما هست که در قضیه جنگ خیبر نبی مکرم اسلام پرچم را به دست او داده باشد و پیروزی به دست او برای مسلمانان رقم بخورد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا سوگند نه.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 132، ح 162.

در اینجا من چند عبارتی را از کتب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» برای این فرمایش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بیاورم که خیلی روشن است.

کتاب «صحیح بخاری» چاپ عربستان سعودی است که در حدیث 2782 از «سهل بن سعد انصاری» مطلبی نقل می‌کند که می‌گوید: شنیدم نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در روز فتح خیبر خلیفه اول را به جنگ فرستادند.

بعد از آنکه خلیفه اول رفت شکست خورده برگشت و خلیفه دوم رفت شکست خورده برگشت که این مطالب را با سند صحیح عزیزان اهل سنت آوردند و من نمی‌خواهم متذکر این مطالب بشوم و اگر هم لازم بشود ما این مطالب را مطرح می‌کنیم.

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) ناراحت شدند و فرمودند:

«لَأُعْطِینَّ الرَّایةَ رَجُلًا یفْتَحُ الله علی یدَیهِ»

فردا من پرچم را به دست کسی می‌دهم که این پیروزی به دست او رقم خواهد خورد.

در بعضی از روایات وارد شده است که پیغمبر اکرم فرمودند: او خداوند و پیغمبر اکرم را دوست دارد، خداوند و پیغمبر اکرم هم او را دوست دارد که این مطالب را خواهیم آورد.

«فَقَامُوا یرْجُونَ لِذَلِک أَیهُمْ یعْطَی»

تمام صحابه‌ای که آنجا بودند همگی انتظار داشتند و امیدوار بودند که به کدام یک از این‌ها این پرچم داده می‌شود

«فَغَدَوْا وَکلُّهُمْ یرْجُو أَنْ یعْطَی»

صبح شد و همه امیدوار بودند پرچم به دست آنان داده بشود

«فقال أَینَ عَلِی»

پیغمبر اکرم فرمودند: علی کجاست؟

«فَقِیلَ یشْتَکی عَینَیهِ»

عرض کردند: به بیماری چشم مبتلا هستند و در داخل خیمه استراحت می‌کنند.

«فَأَمَرَ فَدُعِی له»

پیغمبر اکرم دستور داد و علی (علیه السلام) آمد،

«فَبَصَقَ فی عَینَیهِ فَبَرَأَ مَکانَهُ حتی کأَنَّه لم یکنْ بِهِ شَیءٌ»

رسول اکرم آب دهان مبارکش را بر چشمان علی زد و آنچنان چشم او خوب شد و بیماری برطرف شد گویا که اصلاً بیماری در چشم علی وجود نداشت.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1077، ح 2782.

وهابی‌هایی که بحث تبرج را انکار می‌کنند توجه کنند که این مطالب از کتاب «صحیح بخاری» است. همچنین در موارد متعددی از جمله حدیث 3972 باز همین تعبیر است. راوی می‌گوید:

«فَنَحْنُ نَرْجُوهَا»

همه ما امیدوار بودیم که این پرچم به دست ما برسد.

در حدیث 3973 پیغمبر اکرم فرمودند:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قال یوم خَیبَرَ لَأُعْطِینَّ هذه الرَّایةَ غَدًا رَجُلًا یفْتَحُ الله علی یدَیهِ یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ»

فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم و پیروزی به دست او رقم می‌خورد و آن کسی است که هم خداوند و هم پیغمبر را دوست دارد و خداوند و پیغمبر هم او را دوست دارند.

«فَبَاتَ الناس یدُوکونَ لَیلَتَهُمْ أَیهُمْ یعْطَاهَا»

همه رفتند که در رختخواب بخوابند و انتظار داشتند ببینند این پرچم فردا به دست چه کسی داده می‌شود.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1542، ح 3972 و 3973.

این مطالب در صحیح بخاری در موارد متعدد آمده است و جالب این است در صحیح بخاری باز در حدیث شماره 2812 تعبیری از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارد که حضرت می‌فرماید:

«فقال رسول اللَّهِ لَأُعْطِینَّ الرَّایةَ أو قال لَیأْخُذَنَّ غَدًا رجلا یحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ أو قال یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یفْتَحُ الله علیه»

فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم و پیروزی به دست او رقم می‌خورد و آن کسی است که هم خداوند و هم پیغمبر را دوست دارد و همچنین خداوند و پیغمبر هم او را دوست دارد.

«فإذا نَحْنُ بِعَلِی وما نَرْجُوهُ»

دیدیم علی می‌آید و اصلاً گمان نمی‌کردیم پرچم به دست او داده بشود.

«فَقَالُوا هذا عَلِی فَأَعْطَاهُ رسول اللَّهِ فَفَتَحَ الله علیه»

گفتند: این علی است و رسول الله پرچم را به دست او داد و پیروزی به دست او رقم خورد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1086، ح 2812.

این قضایا در موارد متعددی آمده است تا جایی که خود خلیفه دوم می‌گوید: من در طول عمرم آرزوی ریاست داشتم جز آن شب، آرزوی امارت نداشتم جز آن شب که رسول الله فرمود: پرچم را به دست کسی می‌دهم که خداوند و پیغمبر او را دوست دارد.

اینکه کسی خداوند و پیغمبر اکرم را دوست داشته باشد همه ادعا دارند و می‌گویند: من خدا و پیغمبر را دوست دارم اما اینکه خدا او را دوست داشته باشد و آن هم از زبان پیغمبر اکرم که...

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید آنچه می‌گوید به جز وحی‌ای که به وی می‌شود نمی‌باشد.

سوره نجم (53): آیه 3 و 4.

این یک فضیلتی است که در میان آن همه صحابه که نقل شده است عموم صحابه در جنگ خیبر بودند و کسی در مدینه نمانده بود نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) همچین فضیلتی را بیان می‌کند و آن هم به نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رقم می‌خورد.

لذا در آنجا می‌گوید:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن أعطاه النبی الرایة، ففتح الله علی یده خیبر غیری؟»

شما را به خدا سوگند آیا از میان شما غیر از من کسی هست که در جنگ خیبر نبی مکرم اسلام پرچم را به دست او داده باشد و پیروزی به دست او رقم بخورد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

15) «برادر و وزیر پیغمبر»:

سپس فرمودند:

«أمنکم أحد أخا رسول الله (صلی الله علیه وآله) ووزیره غیری؟»

آیا در میان شما کسی غیر از من هست که افتخار برادری رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) و افتخار وزارت ایشان را داشته باشد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 133، ح 162.

چندی قبل بود دیدم یکی از این شبکه‌ها بحث اخوت را مطرح می‌کنند؛ نمی‌دانم این‌ها به دنبال چه می‌گردند و چشمشان را در روز روشن می‌بندند و منکر آفتاب می‌شوند؟! می‌گویند: همچین چیزی نبوده است و همه دروغ است.

وهابیت می‌گویند: اگر پیغمبر اکرم کسی را برای برادری و اخوت انتخاب می‌کند و پیغمبر اکرم برای اینکه صحابه با همدیگر رفیق و مأنوس باشند و به همدیگر کمک مالی کنند بین آنان اخوت و برادری ایجاد کرد اما بین علی و پیغمبر که رابطه‌ای نبود!!

ما نمی‌دانیم اسم این افراد را منافق بگذاریم، ناصبی بگذاریم، منکر فضایل اهلبیت بگذاریم، منکر سنت پیغمبر بگذاریم اما ببینید من چند موردی را در اینجا می‌آورم که عزیزان دقت کنند. این عبارت در کتاب «فتح الباری» وارد شده است، در کتاب «أنساب الأشراف» وارد شده است و این تعبیر را ببینید:

« عَنْ زَيْدِ بْنِ أرقم قال: آخى رسول بَيْنَ أَصْحَابِهِ فَقَالَ عَلِيٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ آخَيْتَ بَيْنَ أَصْحَابِكَ وَتَرَكْتَنِي ؟»

زیدبن ارقم می گوید پیغمبر بین اصحاب برادری و اخوت ایجاد کرد امیرالمؤمنین عرضه داشت: یا رسول الله بین اصحابت برادری ایجاد کردی اما من را ترک کردی و میان من و هیچکدام از صحابه اخوت ایجاد نکردی؟

أنساب الأشراف؛ المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ)، تحقيق: سهيل زكار و رياض الزركلي؛ الناشر: دار الفكر – بيروت؛ الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م؛  ج2، ص 45، ح 143

این مطلب برای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سنگین بود که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بین همه صحابه اخوت ایجاد کند اما بین آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و بین کسی اخوت ایجاد نکند.

من به ترتیب کتب را برای شما می‌آورم: در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» جلد سوم می‌گوید:

«وروی أبو یعلی برجال الصحیح»

ابویعلی با رجال صحیح نقل کرده است.

آقایان وهابیت ولو یک لحظه هم شده پنبه را از گوششان بردارند ببینند روایت چه می‌گوید! از «زید بن حارث» نقل شده است:

«إن رسول الله آخی بینی وبین حمزة بن عبد المطلب، وبین عثمان وعبد الرحمن بن عوف، وبین الزبیر بن العوام وابن مسعود، وبین عبیدة بن الحارث بن المطلب بن عبد مناف وبلال، وبین مصعب بن عمیر وسعد بن أبی وقاص، وبین عبیدة وسالم مولی أبی حذیفة وبین سعد بن أبی زید (بن عمرو بن نفیل) وطلحة بن عبید الله، وبین علی بن أبی طالب ونفسه»

زید بن حارث می گوید: رسول الله میان من و حمزه بن عبدالمطلب، و بین عثمان و عبدالرحمن بن عوف، و بین زبیر بن عوام و ابن مسعود، و بین عبیده بن حارث و بلال، و بین مصعب بن عمیر و سعد بن ابی وقاص، و بین عبیده و سالم مولی ابی حذیفة و بین سعد بن ابی زید و طلحه بن عبیدالله و بین علی بن أبی طالب و خودش پیوند برادری ایجاد کرد.

سپس می‌گوید:

«وروی الحاکم والخلعی عن ابن عمر رضی الله عنهما قال: ' آخی رسول الله بین أصحابه، فآخی بین أبی بکر وعمر»

حاکم و دیگران نقل کردند: نبی مکرم اسلام پیوند اخوت میان اصحابش ایجاد کرد و همچنین پیوند اخوت میان ابوبکر و عمر ایجاد کرد.

«حتی بقی علی رضی الله عنه تدمع عیناه»

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) داشتند گریه می‌کردند و اشک از چشمان مبارکشان جاری بود.

«فقال: یا رسول الله آخیت بین أصحابک ولم تؤاخ بینی وبین أحد»

عرضه داشتند: یا رسول الله میان همه اصحاب پیوند برادری ایجاد کردید اما میان من و هیچیک از اصحاب پیوند برادری ایجاد نکردید

«فقال رسول الله: ' أما ترضی أن أکون أخاک '؟»

رسول الله فرمودند: راضی نیستی که من برادر تو باشم؟

چقدر زیباست! کسی که هم تراز نبی مکرم اسلام است علی (علیه السلام) است و کسی که نفس نبی مکرم اسلام است علی بن أبی طالب است.

حالا ما کاری به مباحث شیعه و سنی نداریم و اصلاً پیغمبر اکرم هم کسی را برای خلافت معین نکردند و گفتند: شما بیایید انتخاب کنید! آیا همین روایت کافی نیست که در میان همه اصحاب تنها کسی که شایستگی دارد برادر پیغمبر اکرم باشد آن هم با این تعبیر:

«فقال رسول الله: أما ترضی أن أکون أخاک ؟»

رسول الله فرمودند: راضی نیستی که من برادر تو باشم؟

«قال: بلی یا رسول الله رضیت»

فرمودند: بله یا رسول الله راضی هستم.

«قال: ' فأنت أخی فی الدنیا والآخرة»

پیغمبر اکرم فرمودند: پس تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.

سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1414 هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ج 3، ص 363.

آیا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شایسته هستند جای پیغمبر اکرم بنشینند یا کسان دیگری که این شایستگی را نداشتند که لیاقت برادری نبی مکرم اسلام به نام آنان رقم بخورد؟!

تعبیری جالب از «ابن حجر عسقلانی»:

خیلی واضح و روشن است؛ در کتاب «فتح الباری» در شرح «صحیح بخاری» در جلد هشتم با تحقیق آقای «براج» صفحه 734 می‌گوید:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بین افراد برادری ایجاد کرد تا کسانی که رتبه پایین‌تر دارند با کسانی که رتبه بالاتر دارند برادر شوند!!

«وبهذا تظهر مؤاخاته لعلی»

با این مطالبی که توضیح دادیم روشن شد که بحث اخوت پیغمبر اکرم با علی چیست!

این مطلب را آقای «ابن حجر» بیان می‌کند که پیغمبر میان صحابه آمد و میان افرادی از مهاجرین و انصار که رتبه بالا و پایین داشتند پیوند اخوت ایجاد کردتا حالا کسانی که ثروت دارند به کسانی که ثروت ندارند بدهند و کسانی که قدرت دارند از افراد ضعیف دفاع کنند.

پیغمبر اکرم در ادامه میان خودش و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پیوند برادری ایجاد کرد؛

«لأنه هو الذی کان یقوم به من عهد الصبا من قبل البعثة واستمر»

این نبی مکرم است که تربیت علی را از دوران بچگی و قبل از بعثت به عهده گرفته است و همچنین هم ادامه دارد.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 7، ص 271.

این مطلب به معنای این است که تربیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از دوران کودکی و بعد از بعثت با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و حالا که آمدند مدینه دارد میان همه برادری ایجاد می‌کند می‌خواهد تربیت علی حتی در مدینه هم به عهده شخص پیغمبر اکرم باشد.

پیغمبر اکرم مراقب علی است، پیغمبر اکرم مربی علی است، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تربیت یافته شخص نبی مکرم اسلام است نه در دوران بچگی بلکه در آخرین لحظات عمر نبی مکرم اسلام هم علی پرورش یافته اوست.

خیلی تعبیر زیبایی است! باز ایشان می‌گوید: حاکم و دیگران با سند صحیح آوردند که

«آخی رسول الله بین أبی بکر وعمر وبین طلحة والزبیر وبین عبد الرحمن بن عوف وعثمان وذکر جماعة قال»

نبی مکرم اسلام بین ابوبکر و عمر و بین طلحه و زبیر و بین عبدالرحمن بن عوف و عثمان و جماعتی دیگر پیوند برادری ایجاد کرد.

«فقال علی یا رسول الله إنک آخیت بین أصحابک فمن أخی»

علی فرمود: یا رسول الله بین همه اصحابت پیوند برادری ایجاد کردی پس برادر من کیست؟

«قال أنا أخوک»

پیغمبر اکرم فرمودند: من برادر تو هستم!

«وإذا انضم هذا إلی ما تقدم تقوی»

این روایت‌ها در کنار هم روایات متعددی هستند که همدیگر را تقویت می‌کنند.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 7، ص 271.

«سنن کبری» کتاب دیگری است که آقای «نسائی» با تحقیق «دکتر ترکی» در جلد هفتم این کتاب بیان می‌کند:

«سَمِعْتُ عَلِیا، عَلَی الْمِنْبَرِ یقُولُ: أنا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ،»

امیرالمؤمنین بر بالای منبر می‌فرمود: من بنده خدا هستم، من برادر پیغمبر هستم،

«لَا یقُولُهَا إِلَّا کذَّابٌ مُفْتَرٍ»

هرکس ادعا کند برادر پیغمبر است هم دروغ گفته است و هم افترا بسته است!

«فَقَالَ رَجُلٌ أَنَا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ »

یک نفر آنجا گفت: من هم ادعا می‌کنم که بنده خدا و برادر پیغمبر هستم،

«فَخَنَقَ فَحَمَلَ»

همانجا چیزی در گلویش گیر کرد و خفه شد و جنازه‌اش را از مسجد بیرون بردند.

السنن الکبری، المؤلف: أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی الخراسانی، النسائی (المتوفی: 303 هـ)، حققه وخرج أحادیثه: حسن عبد المنعم شلبی، أشرف علیه: شعیب الأرناؤوط، قدم له: عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1421 هـ - 2001 م، ج 7، ص 432، ح 8398.

خیلی عجیب است و این چنین نیست که هرکسی ادعا کند؛ آن شخص همانجا خفه شد و جنازه‌اش را بیرون بردند.

امیرالمؤمنین می‌فرماید: من برادر پیغمبر و بنده خدا هستم و هرکسی چنین ادعایی کند یا کذاب است و یا افترا بسته است.

این‌ها نمونه‌هایی بود که من حداقل 30 یا 40 مورد از منابع اهل سنت دارم که در رابطه با بحث اخوت نبی مکرم اسلام با امیرالمؤمنین (علیه السلام) مطرح شده است.

بحث دیگری امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینجا مطرح می‌کند بحث جالبی است که ما در گذشته هم بارها این مطلب را گفته بودیم و عزیزان ما آن را حفظ کردند.

آن‌ها می‌گویند: روایاتی که شما می‌خوانید اگر صحیح است چرا خود علی بن أبی طالب به این روایات استدلال نکرده است؟! خب گوشهای خود را باز کنید و این ها را ببینید!

16)«مثل و مانند پیغمبر»:

بحث دیگری که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در اینجا مطرح می‌کند این است:

«أمنکم أحد قال له رسول الله (صلی الله علیه وآله) هو منّی وأنا منه غیری؟»

آیا در میان شما غیر از من کسی هست که ادعا کند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در حق او فرموده باشد: او از من است و من از او هستم؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 133، ح 162.

آن‌ها گفتند: به خدا سوگند در میان ما کسی همچین ادعایی ندارد. این مطالب را ما در جلسات قبل هم مطرح کردیم و در کتاب «مستدرک» جلد 3 صفحه 143 که آقای «حاکم نیشابوری» با شرط مسلم نقل می‌کند:

« وَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ: «أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي وَمُؤْمِنَةٍ»

رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرمایند: تو ولی امر تمام مسلمین بعد از من هستی.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652.

آقای «ذهبی» هم می‌فرماید: صحیح است! آقای «ألبانی» هم در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» جلد 5 صفحه 222 می‌گوید: روایت صحیح است!

در موارد متعدد این مسائل آمده است که نه یک و دو مورد بلکه صدها مورد این مباحث در منابع متعدد اهل سنت آمده است.

 من انتظار داشتم بتوانیم این هفته این بحث را تمام کنیم اما ظاهر قضیه این است که این موضوع استدلال امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر حقانیت خودشان در شورای 6 نفره تمام شدنی نیست و باید در یک یا دو جلسه دیگر هم این بحث را ادامه بدهیم.

مجری:

استاد خیلی متشکرم؛ امروز یکی از گرم‌ترین روزهای بهار بود! حالا نمی‌دانم شما دوستان خوب بیننده‌ای که در ایران اسلامی هستید یا شاید اخبار را دنبال کرده باشید متوجه شده باشید که شهر مقدس قم به نزدیک 40 درجه رسیده است.

شما تصور کنید که در یک هوای بسیار گرم قرار می‌گیرید و آفتاب سوزان و گرما شما را اذیت می‌کند و عرق می‌ریزید و خوردن یک لیوان آب خنک چطور جگر انسان را خنک می‌کند و به انسان نشاط می‌دهد؛ با شنیدن مطالب استاد همچین حالتی برای من اتفاق افتاد و مطمئنم دوستان خوب بیننده هم همین احساس را دارند.

بگذارید خیالتان را راحت کنم ما بچه شیعه‌ها و محبان امیرالمؤمنین با شنیدن این مطالب جگرمان خنک می‌شود و دلمان آرام می‌گیرد! زمانی که مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را می‌شنویم و البته از آن‌طرف مظلومیت آقا را هم می‌بینیم که امیرالمؤمنین با این ویژگی‌ها و خصوصیات باید 25 سال خانه‌نشین بشود درد آن را احساس می‌کنیم.

زمانی که فضایل مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را می‌شنویم که علی (علیه السلام) تنها باید برادر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) باشد و آن همه فضیلتی که یک به یک با لسان زیبا و بیان رسای خودشان یک به یک بیان می‌کنند و کسی نیست آن را انکار کند.

تمام آنچه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بیان می‌فرمایند را همگان تأیید می‌کنند و این نشان از جایگاه ویژه مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارد و هرآنچه امشب بیان شد گوارای وجودتان باشد و اگر می‌خواهید لذتش چند برابر بشود ببینیم روح الله موسمی چه میان‌برنامه‌ای برای ما انتخاب کرده است!

میان برنامه را تماشا کنید و در کنار عشق و ارادت به مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) لذت ببرید.

عمری است که دم به دم علی می‌گویم

در حال نشاط و غم علی می‌گویم

تا حال علی گفته‌ام ان‌شاءالله

تا آخر عمر هم علی می‌گویم

ان‌شاءالله که همیشه زیر سایه مرتضی علی باشید؛ همیشه وقتی نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بر زبانتان جاری می‌کنید آرامشی در زندگی‌هایتان بیاید که انگار هیچوقت نبوده و نیست.

این عشق ماست، این ارادت و محبت ما به ساحت آقا و مولای عرشیان و فرشیان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است و بعضی وقت‌ها زمانی که می‌خواهیم کسی را راهی کنیم می‌گوییم یا علی مدد! علی پشت و پناهت باشد! چرا که اعتقاد داریم دست خداوند متعال همراه امیرالمؤمنین است و دست امیرالمؤمنین هم همراه ماست.

این باور به ما در زندگی عشق و انرژی و صفا می‌دهد؛ مخصوصاً خانواده‌های عزیزی که «شبکه جهانی ولایت» و برنامه زنده «حبل المتین» را می‌بینید اگر وقتی کوتاهی و قصور و مشکلی در زندگی‌تان ایجاد شد به حق امیرالمؤمنین از همدیگر بگذرید.

ماه مبارک رمضان در راه است و چقدر خوب است که زندگی‌هایمان شیرین باشد؛ اگر دعوا و اختلاف نظری هست مردان ما بگویند: به خاطر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) گذشت می‌کنم و زنان ما بگویند: به خاطر صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌بخشم.

اگر چنین عمل کنیم زندگی‌مان خیلی شیرین می‌شود؛ ما اگر ادعا می‌کنیم باید در عمل هم رهرو راهشان باشیم و زمانی اتفاقی در زندگی ما نیفتد که باعث غصه فرزندان بشود و مشکلاتی را در زندگی ایجاد کند.

بیایید از همین جا با هم عهد ببندیم و اگر اختلاف نظر یا دعوا داریم یا خدای نکرده با دوست، فامیل، برادر، خواهر قهر هستیم به خاطر امیرالمؤمنین امشب و همین الان یک یا علی بگوییم با یک پیام و تلفن و یک سلام همه چیز را تمام کنیم. ان‌شاءالله روز از نو و روزهای خوش در پیش روی شما خواهد بود.

باید با مدد مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خودمان را برای مهمانی بزرگ ماه مبارک رمضان آماده کنیم.

تماس بینندگان برنامه:

از این لحظه ما در خدمتتان هستیم؛ تقریباً حدود نیم ساعت از برنامه باقی مانده است و در اختیار شما دوستان خوب بیننده قرار دارد. بزرگواری بفرمایید اگر در ایران اسلامی هستید یا در خارج از کشور به سر می‌برید زمانی که ارتباط برقرار شد صدای گیرنده‌ها را ببندید و از طریق تلفن صدای ما را بشنوید تا ببینیم چه مطالبی را برای گفتن دارید.

اولین بیننده ما زهرا خانم چه نام زیبایی دارند؛ هشت سالشان هست و از غنچه‌های ولایت هستند و از شهررضا ارتباطشان برقرار شده است. زهرا خانم سلام به شما:

بیننده (زهرا کاجی از شهر رضا – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد قزوینی و مجری محترم و همه بینندگان «شبکه جهانی ولایت»؛ با کسب اجازه از محضر استاد بزرگوار یک شعر در مدح مولا علی (علیه السلام) می‌خوانم:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا با اسم اعظم یا علی گفت

ملک بر اولین دم یا علی گفت

عجب سری است در خلقت که از خاک

چو برمی‌خاست آدم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد

کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

مسیحا دم از آن گردید عیسی

که در دامان مریم یا علی گفت

محمد در شب معراج برخاست

به قصد قرب اعظم یا علی گفت

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت

به مجنونی رسیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت

دعایی کرد و او هم یا علی گفت

نسیمی غنچه‌ای را باز می‌کرد

به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می‌شد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت

مجری:

احسنت؛ الان با چه کسی برنامه ما را می‌بینید؟

بیننده:

با پدر و مادرم و خواهرم

مجری:

می‌خواهیم همه با هم یک «یا علی» بگویید و ما اینجا بشنویم. از شما ممنونم؛ گوشی را به پدر یا مادرتان بدهید.

بیننده:

خواهرم می‌خواهد یک حدیث بگوید.

مجری:

گوشی را به خواهرت بده.

بیننده (زینب کاجی از شهر رضا – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می‌کنم خدمت مجری محترم و استاد گرامی حضرت آیت الله قزوینی و بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولایت»؛ چند روایت خیلی جالب از آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آماده کردم که به فضایل خودشان از جمله وصایت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) اشاره کردند.

مجری:

شما اسمتان را برای ما نگفتید.

بیننده:

من زینب کاجی هستم، ما از شهر رضا تماس می‌گیریم.

مجری:

فرقی نمی‌کند، مهم این است که محب امیرالمؤمنین هستید. خواهرم بفرمایید.

بیننده:

به نام خدا. امام علی (علیه السلام) در کتاب «میزان الحمکة» صفحه 186 خطاب به مردم می‌فرمایند: من رهنمایم، رهیافته‌ام، پدر یتیمان و مستمندانم، سرپرست بیوه‌زنان هستم، پشت و پناه هر ناتوانی هستم و مأمن هر وحشت‌زده‌ای هستم.

من رهنمای مؤمنان به سوی بهشت هستم، ریسمان استوار خداوند و کلمه تقوا هستم، من چشم خداوند و زبان راستگوی او هستم، من بزرگ و مهتر مؤمنان هستم، من نخستین پیشگامان هستم و جانشین فرستاده پروردگار جهانیان هستم.

من تقسیم کننده بهشت و دوزخ هستم و من صاحب اعراف هستم، من حجت خدایم، خلیفه خدایم، راه خدایم، دروازه خدایم و خزانه‌دار علم خدایم، من امین راز خدایم، من بعد از بهترین آفریدگان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیشوای مردمان هستم.

من جانشین و وزیر و وارث پیغمبر خدا هستم، من برادر و وصی و دوست پیامبر خدا هستم، من یار و همدم پیغمبر خدا هستم، من پسرعمو و داماد و پدر فرزندان رسول خدایم، من سرور اوصیا و وصی سرور پیامبرانم، من حجت عظمی و آیات کبری و نمونه والا و دروازه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) هستم. من حلقه استوار و کلمه تقوا و امین خداوند تعالی بر مردم دنیا هستم.

با تشکر از همه برنامه‌های خوبتان و ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

مجری:

ممنونم، سلامت باشید، سلام به پدر و مادر بزرگوارتان هم برسانید. یک یا علی بگویید و خداحافظی کنید.

بیننده:

یا علی، خدا نگهدار.

مجری:

خدا نگهدارتان باشد، التماس دعا. به زرین‌شهر برویم؛ بیننده بعدی ما جناب آقای کرامت و از شیعیان مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستند. آقای کرامت سلام علیکم:

بیننده (آقای کرامت از زرین شهر – شیعه):

سلام علیکم خسته نباشید. یکی از افتخاراتم این است که الان با حضرت آیت الله قزوینی و شما هم صحبت هستم. اولاً اینکه می‌خواستم از شما بابت زحمتی که برای تشیع و مسلمانان می‌کشید تشکر کنم. رحمت بر آن شیری که شما خوردید، واقعاً دمتان گرم! به شما خسته نباشید می‌گویم و از شما واقعاً تشکر می‌کنم.

مجری:

آقای کرامت عزیز از شما ممنونم و ان‌شاءالله با دعای شما بتوانیم باز هم در این مسیر و در این راه موفق باشیم. نکته‌ای هست در خدمتیم والا با شما خداحافظی کنیم.

بیننده:

بله من می‌خواستم در رابطه با این مطلبی که شما فرمودید شیعیان لذت می‌برند بگویم که واقعاً این حرف درست است. وهابیت و داعشی‌ها می‌خواهند ما را از چه چیزی بترسانند؟! فکر می‌کنند ما با حرف‌های آنان می‌ترسیم؟!

ما با شهادت زنده می‌شویم، مولای ما امام حسین است، ما امثال «أم وهب» را داریم، ما امثال زینب کبری (سلام الله علیها) را داریم، ما تا آخرین قطره خونمان در راه ولایت مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ثابت قدم هستیم.

بنده عرضی ندارم و فقط خواستم از شما تشکر کنم. خیلی ممنون خدا خیرتان بدهد.

مجری:

سلامت باشید، خدانگهدارتان باشد. می‌خواهیم به دیار خوزستان برویم؛ عزیزانی که در آن دیار بیننده «شبکه جهانی ولایت» هستند ما خیلی خیلی به آنان ارادت داریم. دیار شقایق‌های پرپر و مردم خوب و خونگرمی که همیشه عاشق ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودند.

بیننده عزیزی به نام آقای قاسمی پشت خط هستند؛ آقای قاسمی به شما سلام می‌گویم و شب شما به خیر و خوشی:

بیننده (آقای قاسمی از خوزستان – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت شما و سید عزیزمان؛ در وهله اول تقاضا دارم همه بینندگان چه افرادی که در اتاق فرمان هستند و چه بینندگان عزیز در منزل همگی صلواتی به چهره نورانی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هدیه کنند.

مجری:

بچه‌ها در اتاق فرمان هم صلوات فرستادند و صدایش در گوش من آمد.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ می‌خواهم خدمت سید و سرور عزیز آیت الله قزوینی این مطلب را عرض کنم که روایاتی که شما بیان می‌کنید و مطالبی که در مورد فضایل اهلبیت (علیهم السلام) بیان می‌کنید و حقانیت امیرالمؤمنین را اثبات می‌کنید واقعاً ما لذت می‌بریم و به وجود شما افتخار می‌کنیم.

نکته‌ای خدمت سید عزیز عرض کنم و آن این است که جناب آقای یزدانی برنامه‌ای را ترتیب داده است و دروغ‌های «ابن تیمیه» را عنوان می‌کنم. خواستم از همین جا از شما تشکر کنم که این برنامه را ایجاد کردید.

واقعاً دروغ‌هایی که سید عزیزمان یزدانی در این شبکه عنوان می‌کند جگر وهابی‌ها را سوزانده است. بنده زمانی که این دروغ‌ها را می‌شنوم و به آنان زنگ می‌زنم اصلاً جواب نمی‌دهند و هردفعه به حاشیه می‌روند.

من به عنوان آخرین تماسی که با شخص آقای «عقیل بی عقل» که معرف حضور همه هست گرفتم به او گفتم خودم کتاب «منهاج السنة» اثر «ابن تیمیه» را خواندم و خدا شاهد است هزاران برابر بیشتر از قبل جگرم برای مظلومیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌سوزد.

«ابن تیمیه» در این کتاب هر روایتی را نسبت به علی (علیه السلام) و آل علی (علیه السلام) و دوستان علی (علیه السلام) چشم بسته می‌گوید ضعیف است و دروغ است و هیچکس نقل نکرده است اما زمانی که ما نگاه می‌کنیم می‌بینیم همه نقل کردند و سندش هم صحیح است.

از طرف دیگر در مورد ابوبکر و عمر روایاتی می‌آورد و می‌گوید: در «صحیحین» و «سنن» آمده است که به خدا ما به نرم‌افزارها و کتب مراجعه می‌کنیم و می‌بینیم دروغ است.

مجری:

آقای قاسمی عزیز از شما ممنونم، تشکر از تماستان و ان‌شاءالله عاقبت به خیر شوید. آقای قاسمی و دوستان عزیز بیننده توجه کنید بعضی‌ها با شنیدن مدح و منقبت و محبت و عشق و ارادت آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به هر صورت جگرشان خنک می‌شود و عده‌ای هم جگرشان می‌سوزد.

در این عالم وهابیت هستند که حتی یک فضیلت از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را نمی‌توانند تحمل کنند؛ اشکالی ندارد آن‌ها در حال خودشان باشند و ما هم در حال خودمان هستیم.

عزیز دیگری پشت خط هستند از برادران اهل سنت هستند، آقا امید به شما سلام می‌گویم و شب شما بخیر:

بیننده (آقا امید از ارومیه – اهل سنت):

سلام علیکم؛ من هم خدمت شما و استاد عزیز و تمامی بینندگان سلام عرض می‌کنم. بنده دوتا سؤال از استاد داشتم؛ در مورد برادران تشیع خیلی سؤال داشتم که اگر امکان داشته باشد استاد در این مورد برای ما با مدرک و دلیل قانع کننده از قرآن توضیح بدهند.

اول اینکه آیا خود پیامبر یا حضرت علی (علیه السلام) به غیر از الله کسی را صدا کردند در زمان حیات خودشان مثلاً پیامبر بزرگوار به غیر از خودشان و خدا کسی دیگر را صدا کند و مثلاً بگوید یا ابراهیم، یا نوح یا هر کسی دیگر یا حضرت علی این کار را کردند که ما از ایشان پیروی کنیم و کار ایشان را انجام بدهیم؟

دوم اینکه آیا اهلبیتی که بنده یا شما پیرو ایشان هستیم آیا امامان بعد از پنج تن هم جزو اهلبیت می‌شود یا نمی‌شود؟ اگر می‌شود پس چرا پیامبر اکرم فرموده است که این‌ها اهلبیت من هستند یعنی حضرت علی و امام حسن و امام حسین و خانم فاطمه زهرا (علیهم السلام) اهلبیت هستند؟

از طریق قرآن چطور می‌شود ثابت کرد که این‌ها جزو اهلبیت هستند؟! اگر جزو اهلبیت هستند استاد در این مورد پاسخ بدهند تا ما هم متقاعد بشویم.

مجری:

آقا امید شما تا به حال «شبکه جهانی ولایت» را دیده بودید یا اولین بار است که بیننده این شبکه هستید؟

بیننده:

من خیلی با این شبکه تماس گرفتم و خیلی هم مزاحم شما شدم و خیلی هم از این شبکه استفاده کردم اما این دوتا سؤال برای من سؤالات پیچیده‌ای است. من تا به حال در هیچ کتابی اعم از قرآن و نهج البلاغه ندیدم که حضرت علی به غیر از خدا کسی را به فریادرسی صدا کند یا از کسی کمک بگیرد.

مجری:

عرضم این بود که ما این دوتا سؤالی که شما گفتید خیلی سخت گرفتید والا بارها و بارها ما این سؤالات را در «شبکه جهانی ولایت» اساتید بزرگوار ما پاسخ دادند. ان‌شاءالله شما پای گیرنده باشید، استاد بعد از لحظاتی که ما یکی دو تلفن دیگر هم بگیریم در خدمت شما هستیم. خدا نگهدار

بیننده:

خیلی ممنون، خداحافظ

مجری:

سرکار خانم حسینی از پایتخت ایران اسلامی پشت خط هستند، خانم حسینی به شما سلام می‌گویم و شب شما به خیر و سلامتی:

بیننده (خانم حسینی از تهران – شیعه):

سلام و عرض ادب خدمت شما مجری توانا و سید بزرگوار؛ هم خودم و هم خانواده‌ام واقعاً از برنامه شما تشکر می‌کنیم. با برنامه‌های شما دوتا از بچه‌های خواهرم که اهل تسنن بودند که یکی از آنان زاهدانی هست شیعه شدند.

یکی از خواهرانم که در شهرستان مشهد یکی از شهرهای سرخس روستای آصف آباد هستند دوتا از بچه‌هایش شیعه شدند که یکی از آنان فاطمه زهرا و دیگری علی رضا نام دارد. واقعاً نمی‌دانم چطوری تشکرم را از برنامه شما بیان کنم و اشکم درمی‌آید.

استاد قزوینی واقعاً پدرانه زحمت می‌کشند؛ من خودم پدر و مادرم را در بچگی از دست دادم اما وقتی آقای قزوینی را می‌بینم یک آرامشی به من می‌دهد و واقعاً تشکر می‌کنم که دارد برای شیعه زحمت می‌کشند.

من خودم بچه زاهدان هستم اما ده سال است که در تهران زندگی می‌کنم؛ در آن چند سالی که آنجا بودیم اهل سنت همانند خواهر و برادر کنار همدیگر زندگی کردیم اما پدر شوهر خواهرم راضی به شیعه شدن فرزندانش نبود و رابطه‌اش را با فرزندانش قطع کردند.

این فرزندان هیچ رفت و آمدی با پدر و مادرش ندارند؛ این فرزندان می‌گویند: زمانی که پیش پدر و مادر می‌رویم آنان مغز ما را شستشو می‌دهند و اصلاً قبول نمی‌کنند که ما شیعه شدیم و می‌گویند نباید شیعه می‌شدید!

خواهرم می‌گویند: وقتی این بجه‌ها می‌آیند مجبورم طرف شوهرم را بگیرم. حالا این فرزندان می‌گویند: اگر ما نرویم در آن دنیا یا این دنیا به مشکلی برمی‌خوریم؟!

مجری:

خانم حسینی ان‌شاءالله استاد راهنمایی لازم را خواهند کرد اما اعتقاد ما شیعیان هست و در آداب ما هست که اگر حتی پدر و مادر سنی که سر جای خودش هست حتی اگر دین و مذهب دیگری هم دارند بر آنان واجب و لازم است احترامشان را نگاه بدارند و زمانی بی حرمتی نشود حالا استاد بیشتر توضیح می‌دهند و کمک می‌کنند.

تشکر از تماس شما ان‌شاءالله موفق باشید.

بیننده:

عرض دیگری هم داشتم و آن این است به استاد بگویید من هرکاری می‌کنم به مشکل برمی‌خورم؛ به عنوان یک پدر و یک سید حتماً برای من دعا کنند. همین الان برای خودم و برای عاقبت به خیری خانواده‌ام دعا کنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدا ان‌شاءالله به حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) شما و همه بینندگان را یک لحظه از محمد و آل محمد (علیهم السلام) جدا نکند، حوائج شما را برآورده کند و مشکلات شما را به حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) برطرف کند.

مجری:

خدانگهدارتان باشد. فرصتمان خیلی کم هست؛ استاد آقای امید از ارومیه دوتا سؤال مطرح کرده بودند. سؤال اول اینکه گفتند: خود پیامبر یا حضرت علی در دوران خودشان کسی را صدا زدند که بگویند ما این کار را انجام می‌دهیم؟!

آیا توسل به غیر خداوند مشروع است؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اولاً این عزیز ما برود مراجعه کند و آیه 64 سوره نساء را بخواند:

(ِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیما)

و اگر نامبردگان بعد از آن خلاف‌کاری‌ها- یعنی تحاکم نزد طاغوت و اعراض از رسول و سوگند دروغ- از در توبه نزد تو آمده بودند، و از خدا طلب آمرزش کرده بودند، و رسول برایشان طلب مغفرت کرده بود می‌دیدند که خدا توبه پذیر و مهربان است.

سوره نساء (4): آیه 64.

خود قرآن کریم می‌فرماید: کسانی که گناه کردند پیش پیغمبر بروند و از پیغمبر بخواهند برای این‌ها طلب مغفرت کند؛ این توسل است یا توسل نیست؟! مطلب از این روشن‌تر وجود دارد؟!

تمام فقهای اهل سنت اعم حنفی‌ها و مالکی‌ها و شافعی‌ها و حنبلی‌ها در کتب فقهی خودشان گفتند: کسی که مدینه منوره می‌رود کنار قبر نبی مکرم برود و به پیغمبر اکرم متوسل بشود و این آیه 64 سوره نساء را هم بخواند.

الان فرصت نیست من مطالب را بازگو کنم اما ما این مطالب را مفصلاً بیان کردیم. همچنین به آیه 35 سوره مائده مراجعه کنید که قرآن کریم می‌فرماید:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسیلَة)

هان ای کسانی که در زمره مؤمنین در آمده‌اید، از خدا پروا داشته باشید، و در جستجوی وسیله‌ای برای نزدیک شدن به ساحتش- که همان عبودیت و به دنبالش علم و عمل است برآئید.

سوره مائده (5): آیه 35.

خود قرآن کریم فرموده است: تقوا پیشه کنید و بین خودتان و خدا واسطه قرار بدهید و نفرموده است چه وسیله‌ای و نفرموده است عمل صالح که الان وهابی‌های پلید دارند می‌گویند بلکه وسیله می‌گوید.

مورد بعدی در سوره مبارکه یوسف آیه 97 است که فرزندان حضرت یعقوب می‌آیند و می‌گویند:

(قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا)

گفتند: ای پدر! برای گناهان ما آمرزش بخواه

سوره یوسف (12): آیه 97.

اگر شرک است چرا حضرت یعقوب یک مرتبه برنگشت به این‌ها بگوید: چرا کار شرک انجام می‌دهید؟! اگر برای این عزیز ما کار صحابه حجت است و صحابه را قبول دارد آقای «بلال بن حارث» کنار قبر نبی مکرم اسلام می‌آید و به قبر پیغمبر اکرم متوسل می‌شود و می‌گوید:

«یا رسول الله استسق لامتک فإنهم قد هلکوا»

ای رسول خدا مردم هلاک شدند برای مردم طلب باران کنید.

ایشان خواب پیغمبر را می‌بیند و پیغمبر اکرم به او می‌فرماید: باران می‌آید، برو به عمر بگو بر اینکه نسبت به مردم خیلی سختگیری نکند. بلال نزد عمر بن خطاب آمد و به او گفت و او هم گریه کرد.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 2، ص 495.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 7، ص 92.

اینکه آیا نبی مکرم متوسل شدند یانه؟! این مطالب کاملاً واضح و روشن است.

«اغفر لأمی فاطمة بنت أسد ووسع علیها مدخلها»

شواهد الحق فی الاستغاثة بسید الخلق، ص 154.

همچنین امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در نهج البلاغه به هنگام دفن رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:

«بأبی أنت وأمی اذکرنا عند ربک»

پدر و مادرم فدایت در نزد خداوند عالم ما را یادتان نرود.

نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص 355، ح 235.

همچنین در کتاب «التعازی و المراثی» اثر «ابو العباس محمد بن یزید» معروف به «مبرد» متوفای 286 در صفحه 6 می‌گوید: از علی بن أبی طالب به سندهای مختلف نقل شده است زمانی که پیغمبر اکرم را دفن می‌کرد عرض کرد:

«بأبی أنت وأمی. أذکرنا عند ربک»

پدر و مادرم فدایت ما را در نزد خدا یاد کنید.

التعازی والمراثی، اسم المؤلف: أبو العباس محمد بن یزید الثمالی الأزدی المعروف بالمبرد، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: خلیل المنصور، ج 1، ص 6.

برادر بزرگوارم آن آیه قرآن و آن توسل پیغمبر به خودش و انبیاء گذشته و این هم توسل امیرالمؤمنین به نبی مکرم اسلام است؛ دیگر چه می‌خواهید؟! از این بهتر می‌خواهید؟!

مجری:

خیلی عالی؛ سؤال دومشان هم این بود که پرسیده بودند امامان بعد از پنج تن آیا اهلبیت محسوب می‌شوند و به آنان هم می‌شود اهلبیت خطاب کرد یا خیر؟!

آیا امامان بعد از پنج تن؛ «اهلبیت» محسوب می‌شوند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما روایات متعددی داریم و سر جایش هم این مطالب را مفصل مطرح کردیم که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان نزول آیه تطهیر می‌فرماید: مراد از آیه تطهیر من، علی بن أبی طالب، زهرای مرضیه، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هستیم.

نبی مکرم اسلام در روایات متعدد از شیعه و سنی می‌فرماید: ائمه‌ای که معصوم هستند همگی بعد از امام حسین به نام علی بن الحسین، بعد از او امام باقر، بعد از او امام صادق به همین شکل تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هستند. دوستان به سایت «ولی عصر» مراجعه کنند قسمت عصمت ائمه را سرچ کنند ما آنجا این مطالب را مفصل آوردیم.

«ابن کثیر دمشقی» در کتاب «تفسیر» ذیل آیه 33 از سوره احزاب نقل می‌کند زمانی که امام سجاد (علیه السلام) وارد شام شدند و پیرمردی به امام سجاد و اسراء اهانت می‌کند؛ امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: آیا قرآن خوانده‌ای؟! می‌گوید: بله. می‌فرماید: آیا آیه تطهیر را خوانده‌ای:

(إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً)

خدا جز این منظور ندارد که پلیدی را از شما اهل بیت ببرد، و آن طور که خود می‌داند پاکتان کند

سوره احزاب (33): آیه 33.

پیرمرد گفت: بله چه ارتباطی دارد؟ حضرت فرمودند: مراد از آیه تطهیر ما هستیم. همچنین این برادر برود به «تفسیر طبری» جلد 22 صفحه 8 مراجعه کند که در آنجا امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید:

«أما قرأت فی الأحزاب إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا»

آیا آیا سوره احزاب آیه إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا را خوانده‌ای؟!

«قال ولأنتم هم»

گفت: شما همان هستید؟

«قال نعم»

فرمودند: بله ما هستیم

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 22، ص 8.

این‌ها مواردی است که نشانگر این مطلب است؛ شما اگر به همین سایت مراجعه کنید استشهاد امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام کاظم و امام جواد (علیهم السلام) را در همان مقاله‌ای که در رابطه با عصمت ائمه (سلام الله علیه) است در سایت «ولی عصر» موجود است.

عزیزم بروید ببینید که تمام این موارد آنجا هست که حداقل شما امام صادق (علیه السلام) را به عنوان امام قبول ندارید اما به عنوان یک ثقه که قبول دارید که دروغ نمی‌گوید و ایشان می‌فرماید: مراد از آیه تطهیر ما هستیم! مراد از اهلبیت ما هستیم!

شما امام کاظم را به عنوان یک راوی ثقه قبول دارید و ایشان می‌فرماید: مراد از آیه تطهیر ما هستیم، امام جواد به همین شکل می‌فرماید و مفصل است که در این قضایا ائمه (علیهم السلام) خودشان ادعا فرمودند: مراد از آیه تطهیر ما هستیم، مراد از اهل البیت ما هستیم.

مجری:

استاد فرصتمان هم تمام شد اما در حق خانم حسینی دعا کردید که از شما ممنونم؛ ایشان گفتند: فرزندان خواهرشان توفیق پیدا کردند شیعه شدند اما پدر و مادرشان از این موضوع رضایت ندارند. توصیه و سفارش شما به این بچه‌ها چیست و اینکه به هر صورت پدر هنوز اهل سنت هستند.

توصیه استاد به فرزندان شیعه که والدینشان سنی هستند چیست؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

توصیه من این است که احترام پدر و مادر را نگهدارند، احترام پدر سنی را نگهدارند، اگر قبلاً 30 درجه احترام می‌کردند الان 90 درجه احترام بگذارند زیرا توصیه ائمه (علیهم السلام) است که به پدر و مادرتان احترام بگذارید.

در مسائل دینی و مذهبی نظر پدر و مادر ملاک نیست؛ شما اگر می‌خواهید به دنبال حق بروید می‌توانید بروید. مثلاً اگر آنان بگویند: نماز نخوان! احترامشان را نگهدارید، عصبانی نشوید و داد نزنید و به آرامی نمازتان را بخوانید یا اگر بگویند روزه نگیرید با صرف گفتن پدر و مادر روزه ساقط نمی‌شود.

در رابطه با ولایت امیرالمؤمنین قطعاً ولایت امیرالمؤمنین هزاران برابر از نماز و روزه مهم‌تر است اصلاً نماز و روزه با ولایت امیرالمؤمنین پذیرفته است و این دیگر روایات است و خود آقایان اهل سنت دارند.

آقای «خوارزمی» در کتاب «مناقب» صفحه 61 روایتی از پیغمبر اکرم آورده است که رسول الله می‌فرماید:

یا علی! اگر یک نفر به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کند یعنی 950 سال عبادت کند و همانند کوه احد طلا و نقره در راه خدا صدقه بدهد و هزار بار با پای پیاده به زیارت خانه خدا برود، بین رکن و مقام مظلومانه کشته بشود اگر ولایت علی (علیه السلام) را نداشته باشد بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد.

عزیزان اهل سنت برای ما عزیز و بزرگوار هستند و ما احترام آن‌ها را داریم، اهانت به مقدسات آنان را گناه نابخشودنی می‌دانیم اما دلمان هم می‌سوزد که خدای نکرده یک دفعه چشم باز کند در برزخ یا قیامت هستند و دیگر دیر شده است. واقعاً من بعضی اوقات فکر می‌کنم به والله گریه‌ام می‌گیرد.

ما اهل سنت را از خودمان می‌دانیم حتی آیت الله سیستانی گفتند: نگویید برادران بلکه بگویید عزیزان اهل سنت و آنان جان ما هستند. من نه تنها به عنوان شیعه بلکه به عنوان یک فرد بی‌طرف قرآن به صراحت در سوره زمر آیه 17 و 18 می‌فرماید:

(فَبَشِّرْ عِباد الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَه)

پس بندگان مرا بشارت ده همان‌هایی را که به هر سخنی گوش می‌دهند پس بهترین آن را پیروی می‌کنند.

سوره زمر (39): آیه 17 و 18.

کلمه (فَبَشِّرْ) در قرآن در موارد خاص استعمال شده است و معنای آن این است که بشارت و مژده بده به آن بنده‌هایی که تحقیق می‌کنند و راه درست را انتخاب می‌کنند. عرض کردم راه تحقیق باز است و اگر کسی تحقیق کرد و بعد از تحقیق به این نتیجه رسید راه اهل سنت درست است همان را برود و ما به او تبریک می‌گوییم.

اگر چنانچه تشخیص داد راه اهلبیت (علیهم السلام) درست است و راه شیعه است دیگر پدر و مادرها اینقدر تعصب به خرج ندهند و این صحیح نیست؛ همان‌طور که این آقا اگر حنفی است و برگردد مالکی بشود عین خیالش نیست و مالکی است حنبلی بشود ناراحت نمی‌شود اما همین که شیعه می‌شود عصبانی می‌شوند.

اگر شما واقعاً شیعه را از مذاهب می‌دانید دیگر ناراحتی ندارد و اگر از مذاهب نمی‌دانید بیایید با هم بحث کنیم و ثابت کنیم که از مذاهب است و بلکه از «أحسن المذاهب» است.

مجری:

خیلی متشکریم؛ ان‌شاءالله خانم حسینی این پیام استاد را به خواهرزاده‌هایشان هم می‌رسانند و در نهایت ادبی که نسبت به پدر و مادر دارند باید سفت و سخت اعتقاداتشان را به هیچ قیمتی رها نکنند و شک نکنند که راه نجات در همین راه است.

استاد وقت ما تمام شد؛ چند دعا در حق دوستان بیننده و افرادی که التماس دعا گفتند بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد و به آبروی آقا امیرالمؤمنین و به ولای علی (علیه السلام) سوگند می‌دهیم فرج مولای ما ولی عصر (ارواحنا له الفداه) نزدیک بگردان، رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما.

به آبروی امیرالمؤمنین (علیه السلام) مقدمات خلاصی تمام زندانیان بی‌گناه را فراهم بگردان، قرض مقروضین به حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) ادا بفرما، خدایا به حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) خیر دنیا و آخرت به ما ارزانی بدار، شر دنیا و آخرت از ما دور بگردان.

خدایا به حق محمد و آل محمد (علیهم السلام) رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران به ویژه عزیزان ما در سوریه و عراق و یمن و میانمار و پاکستان و افغانستان و هرجا که گرفتارند بنما.

خدایا حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» و حوائج بینندگان عزیز به ویژه حوائج ولایت یاوران عزیز به حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از توجه و عنایت شما دوستان خوب بیننده که با برنامه زنده «حبل المتین» همراه بودید ممنونم. الهی که دلتان پر از عشق و ارادت و محبت مولا امیرالمؤمنین باشد و زیر سایه مرتضی علی زندگیتان پر از نور و معنویت باشد به ویژه خانم‌ها و آقایانی که تازه زندگی‌هایشان را شروع کردند. یا علی مدد، خدانگهدار.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English