2021 June 18 - جمعه 28 خرداد 1400
وهابیت و شفاعت
کد مطلب: ٨٠١٣ تاریخ انتشار: ٢٨ آبان ١٣٩٤ - ١٣:٥١ تعداد بازدید: 3143
کتابخانه » عمومي
وهابیت و شفاعت

نویسنده:علی اصغر رضوانی

جناب آقای علی اصغر رضوانی از مؤلفین معاصر بوده و در زمینه نقد عقاید و مبانی وهابیت کتبی زیاد به رشته تحریر در آورده اند . یکی از کتبی که در این زمینه توسط ایشان تالیف شده است، کتاب وهابیت و شفاعت می باشد . ایشان در این کتاب به نقد نظریه وهابیون پیرامون شفاعت، چیسیتی و ماهیت شفاعت و همچنین تفکرات آنان پرداخته است .

مرفی کتاب :

این کتاب در 5 فصل اصلی تدوین شده است که در ذیل هر فصل ابوابی نیز شامل می شود.

 

فصل اول :

کلیات

 

مفهوم شفاعت :

 

شفاعت در لغت :

در این فصل مولف به بیان معنای شفاعت از منظر لغوین پرداخته به تبین مساله شفاعت از منظر لغت می پردازد .

شفاعت در اصطلاح :

در این فصل نویسنده محترم به مساله شفاعت از منظر اصطلاح پرداخته و نظرات علمای شیعه و اهل سنت در این زمینه را مطرح می کند . نظراتی از بزرگانی همچون : ابن اثیر، سفارینی، قاضی عبدالجبار معتزلی، سید مرتضی، شیخ طوسی، فخررازی و...نیز از جمله نظرات علمای فریقین در این باب می باشد .

 

شرایط شفاعت کننده:

1.نزد خدا عهدی داشته باشد

2.با علم به حق شهادت بدهد

در این دو فصل نیز براساس دو آیه از قرآن کریم استدلال کوتاهی پیرامون شخص شفاعت کننده مطرح می شود .

 

شرایط شفاعت شونده :

1.خدا از او راضی باشد

2.از خداوند بیمناک باشد

3.ستمکار نباشد

4.آراسته به صفات اخلاقی باشد

مولف برای کسی که قرار است در حق او شفاعت شود، چهار خصوصیت را ذکر می کند و به تبین و تشریح هر یک از موارد فوق می پردازد .

 

اثر شفاعت :

در این فصل نیز مولف به دونظریه در باب اثر شفاعت اشاره ای کرده و نظرات اکثر مسلمانان و در مقابل آنان گروهی از اهل سنت را نیز ذکر می رکند .

وی می نویسد:

درباره نتيجه واثر شفاعت دو نظر وجود دارد:

١ .شفاعت به معناى از بين رفتن گناهان وعقاب است.

٢. شفاعت؛ يعنى زيادى ثواب وترفيع درجات. بيشتر مسلمانان معتقد به قول اولند. ولى معتزله قول دوم را پذيرفته‌اند وحق با قول اول است؛ به چند دليل

که در ادامه به ذکر ادله می پردازند .

 مشروعیت شفاعت از دیدگاه عالمان اسلامی :

در این باب 14 مورد از نظرات علمای شیعه و سنی، در صدد اثبات اصل شفاعت از منظر فریقین را شامل می شود .

 

 اقسام شفاعت :

مولف در توضیح ابتدایی می نویسد :

گاهى شفاعت براى ترفيع درجه است كه اين قسم مورد قبول و اتفاق همه مذاهب اسلامى حتى معتزله است.

گاهى شفاعت براى مغفرت و بخشش گناهان مى‌باشد كه اين نوع را برخى همچون معتزله و خوارج قبول ندارند.

همچنين شفاعت بر دو نوع است؛ يكى شفاعت در امور اخروى مثل شفاعت پيامبر (ص) از گناهكاران، و ديگرى شفاعت در امور دنيوى مثل اينكه كسى نزد شخصى براى فردى در مورد كارى شفاعت و واسطه‌گرى مى‌كند تا حاجتش برآورده شود و اين كارى است كه حُسن و محبوبيت آن از آيات و روايات استفاده مى‌شود...

 

شفاعت خوب و بد :

در این باب مولف به شفاعت خوب و بد بر اساس آیه 85 سوره نساء اشاره ای کرده است و به نحو مختصر کلامی از مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله علیه را ذکر می کنند .

 

شفاعت از دیدگاه خوارج و معتزله :

از دیگر فصول این کتاب، شفاعت از دیدگاه خوارج و معتزله است .

مولف ضمن اشاره به دیدگاه خوارج و معتزله، در این زمینه می نویسد:

 

اين دو فرقه اصل شفاعت را قبول دارند، ولى مصداق آن را اهل ثواب (به جهت زياد شدن و بالارفتن درجه) مى‌داند. اما در مورد كسانى كه اهل گناهان كبيره بوده و مستحق عذابند و كسانى كه داخل جهنم شده‌اند، شفاعت را نمى‌پذيرند...

 

شفاعت در ادیان دیگر :

در این باب به نحو اختصار مبحث شفاعت در دیگر ادیان و بعضی کتب آنان مانند کتاب مقدس اشاره شده است .

دلایل مشروعیت :

در ابتدای این فصل مولف می نویسد :

 

با چند عامل مى‌توان شفاعت را معتبر دانسته و از جمله لوازم جامعه بشرى به حساب آورد .. . سپس به بیان سه عنوان به شرح ذیل می پردازد :

1.نظام معنوی بر اساس اسباب و مسببات

2.احتیاج به رحمت الهی

3.نجات اصل اولی در انسان

 

در این سه باب بر اساس آیات قرآن به نحو اختصار به دلایل مشروعیت شفاعترداخته شده است . 

 

فصل دوم : شفاعت در قرآن و روایات

آیات نفی کننده شفاعت :

1.آیاتی که شفاعت را نفی می کند :

در این باب یک مورد از آیاتی که شفاعت را نفی می کند اشاره شده است و نویسنده  تصریح می کند که شفاعت منفی در این آیه، شفاعت بدون اذن خداوند مراد است نه مطلق شفاعت .

2.ابطال عقیده یهود در شفاعت :

مولف در این زمینه و پیرامون عقیده یهود در مورد شفاعت با استناد به آیه 47 و 48 سوره بقره می نویسد :

قرآن اعتقاد به يك نوع شفاعت باطل را كه در يهود بوده، رد مى‌كند، شفاعتى كه هيچ‌گونه شرطى در شفيع يا كسى كه شفاعت شده قرار نمى‌دهد وهيچ نوع ارتباطى با اذن خداوند ندارد و اين مطلب با آيات ديگر كه اصل شفاعت به اذن خدا را ثابت دانسته و نيز با رواياتى كه ذكر خواهد شد به دست مى‌آيد.

3.نفی شفاعت از کافران :

بر اساس آیات46 الی48 سوره مدثر، شفاعت از کسانی که کافر بوده و روز قیامت را تکذیب می کردند نفی شده است .

4.نفی صلاحیت شفاعت از بت ها :

 

در این باب نیز نفى انتفاع از بت‌ها از جهت شفاعت مطرح است .

5.اختصاص شفاعت به خداوند :

بر اساس آیه 44 سوره زمر شفاعت مخصوص خداوند است .

6.شفاعت مشروط بر غیر خدا:

مولف ضمن اشاره به دو آیه که شفاعت حق اختصاصی خداوند بوده و می تواند اذن آن را به هرکسی که بخواهد بدهد، در این باب می نویسد:

مقتضاى جمع بين آيات اين است: -از آنجا كه طبق عقيده توحيد افعالى، واينكه مؤثرى بالاصاله در عالم به جز خدا نيست، وهر تأثيرى به اذن واراده اوست- برخى از آيات، شفاعت را منحصراً براى خدا قرار داده است، ولى منافات ندارد كه اين حقّ اختصاصى خود را به كسى بدهد، تا با اجازه او، اِعمال كند. همان‌گونه كه به پيامبر (ص) واولياى خود چنين اجازه‌اى داده است.

به تعبير ديگر اصل شفاعت براى خدا و حق مسلم اوست و به كسانى كه قابليت آن را داشته با شرايط خاص اذن اعمال آن را داده است.

ارتباط آیات منکر شفاعت به نفی استقلال :

همان‌گونه كه اشاره شد آيات منكر شفاعت، آن را به صورت استقلال و بدون اذن الهى نفى مى‌نمايد نه نفى كلى و اين ادعايى است كه وهابيان نيز قبول دارند.

ابن تيميه معتقد است آيات نافى شفاعت به نفى شفاعت به نحو استقلال مربوط است؛ زيرا مشركان معتقد بودند كه بت‌ها يا اوليا به نحو استقلال و بدون اذن الهى شفاعت مى‌كنند و در حقيقت شفاعتى كه گونه‌اى از ربوبيت است به آنها تفويض شده است.

مخالفت قران با شفاعت استقلالی :

از برخى آيات قرآن استفاده مى‌شود كه كافران درباره اولياى خود اعتقاد به استقلال در شفاعت‌كردن دارند؛ خداوند متعال مى‌فرمايد :وَ لايَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ ) ؛ «كسانى را كه غير از او مى‌خوانند قادر بر شفاعت نيستند» . (زخرف: ٨۶)

اين آيه دلالت بر نفى ملكيت شفاعت دارد، و اينكه كافران معتقد بودند كه شفيعان به طور مستقل شفاعت كرده و اذن الهى را در شفاعتشان لازم نداشتند.

قرآن كريم با اعتقاد كافران در شفاعت استقلالى شفيعان سخت مقابله كرده و آن را تصحيح نموده است؛ به اين نحو كه تنها شفاعتى قبول و صحيح است كه به اذن خدا و رضايت او باشد.

خداوند متعال مى‌فرمايد: (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ ) ؛ «كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ !» (بقره: ٢۵۵) بنابراين، شفاعت شفاعت‌كنندگان، براى آنها كه شايسته شفاعتند، از مالكيت مطلقه او نمى‌كاهد.

اشتباه مشرکان در اعتقاد به شفاعت :

از برخى آيات قرآن كريم استفاده مى‌شود كه مشركان به جهت آنكه شفيعان آنان را به خداوند متعال نزديك كنند آنها را عبادت مى‌كردند و لذا بدين جهت خداوند آنان را مورد مذمت قرار داده است .

آیات مربط به شفاعت پیامبر اسلام :

خداوند در قرآن شفاعت بى‌اذنش را از بت‌ها و شفعيان مشركان نفى نموده، اما شفاعت پيامبرش را در قرآن پذيرفته كه آياتى بر آن دلالت دارد .

آیه اول :

وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً

تفسیر های باطل از مقام محمود:

بر اساس اشتباه سلف وهابیون از مقام محمود تفسیر های اشتباهی شده است که منجر به تجسیم خداوند متعال شده است که علمای اهل سنت نیز به این مساله در کتب تاریخی خود مطرح کرده اند .

تاثیر پذیری از اهل کتاب در تفسیر آیه:

بعضی از علمای اهل سنت قائلند که این تفکر، یعنی اعتقاد به جسمیت خداوند متعالبر اسا تفسیر غلط از مقم محمود از اهل کتاب ریشه گرفته و حتی سقاف شافعی نیز به این مساله اشاره و به شدت خشمگین می شود .

آیه دوم :

 

دومین آیه ای که مورد استناد قرار گرفته است، آیه شریفه وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى می باشد .

در ذیل این آیه به کلامی از فخر رازی نیز اشاره شده است.

شفاعت در روایات :

در این باب نیز مولف، با ذکر دو مورد از موارد شفلاعت در حق دیگران، به اثبات مشروعیت شفاعت بر اساس سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله می پردازد .

 

فصل سوم درخواست شفاعت از اولیاء :

بعضی از انواع شفاعت را همه مسلمانان قبول دارند که بدین شرح می باشد :

1.موارد اتفاقی در شفاعت :

الف:درخواست شفاعت در زمان حیات ولی خدا

این قسم مورد اتفاق همه مسلمانان بوده و حتی وهابیون نیز قبول دارند .

ب:درخواست شفاعت در روز قیامت

این قسم نیز مورد اتفاق همه مسلمانان بوده و حتی وهابیون نیز قبول دارند .

2.مورد اختلاف از منظر وهابیان

مورد نزاع بين وهابيان با ساير مسلمانان، درخواست شفاعت از اولياى الهى در عالم برزخ است كه وهابيان از آنجا كه آن را قبول ندارند آن را جايز ندانسته بلكه شرك به حساب مى‌آورند.

نقد و بررسی نظر وهابیان :

در ابن باب نیز مولف ضمن اشاره به عقیده وهابیون پیرامون این مساله به دو نکته مهم اشاره می کنند .

نکته اول

مولف در این زمینه می نویسد :

همان‌گونه كه اشاره شد، شفاعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) وساير شفيعان در حقيقت درخواست آنان از خداوند متعال وطلب مغفرت از خداوند سبحان براى گناه‌كاران است. وخداى سبحان به آنان اذن داده تا در ظرفيت‌هاى خاص براى مردم دعا كنند، ودر همان موارد نيز، استجابت دعا را ضمانت كرده است. ولذا آنان در غير مواردى كه اذن داده شده، دعا نمى‌كنند. ومعناى جمله يا وَجِيهاً عِنْدَ اللهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ  همين است.

وی همچنین به نظرات علمای اهل سنت و وهابی پیرامون این قضیه و اختلاف وهابیون نیز اشاره می کند .

نکته دوم

نکته ی دومی که مولف محترم بدان اشاره می کند، پیرامون طلب دعا توسط دیگری در حق فرد دیگر است . مولف تصریح می کند: طلب دعا وخواستن از مؤمن نه تنها شرك وحرام نيست، بلكه امرى مستحب وراجح مى‌باشد وانسان مى‌تواند در حال حيات وممات از كسى بخواهد تا براى او دعا كند وكارى را براى او از خدا بخواهد.

درخواست دعا از شخصى؛ خصوصاً از اولياى الهى در حال حيات هيچ اشكالى ندارد ومطابق قرآن وحديث است

اشاره به آیاتی که دستور به رجوع به پیامبر را می دهد نیز از جمله ادله مطرحه در این باب می باشد .

شفاعت در برزخ :

در این باب به شفاعت در عالم برزخ و مشروعیت آن بر اساس نقل کلام از علمای اهل سنت اشاره شده است .

صحابه و درخواست شفاعت بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله:

با مراجعه به تاریخ، در میابیم که صحابه بعد از وفات پیامبر درخواست شفاعت از آن حضرت را داشته و این دقیقا همان کاری است که وهابیون آن را شرک بر می شمارند .

دلیل وهابیون بر عدم جواز:

در این فصل 10 دلیل ذکر و پاسخ داده می شود .

از فصول مهم و حائز اهمیت این کتاب، فصلی می باشد که پاسخ به شبهات اساسی وهابیون و پاسخ به اشکالات آنان در باب شفاعت می باشد .

مولف محترم ضمن بیان 10 شبهه از مهم ترین شبهات وهابیون، با دسته بندی ای آراسته و بر اساس شواهد و مستندات قرآنی و تاریخی و براساس کتب اهل سنت، به شبهات آنان پاسخی محکم و مستدل ارائه می دهد .

 

فصل چهارم :

وهابیون اصل شفاعت را قبول دارند ولی درخواست شفاعت از اولیاء در عالم برزخ را نپذیرفته اند . اما باز دیده می شود بعضی از افراد شفاعت به طور کلی را قبول نداشته و به طور کامل و مطلق رد کرده و به ذکر ادله هایی پرداخته که مولف ضمن اشاره به دلایل آنان، در مقام پاسخ به آن بر آمده است .

بررسی دلایل منکران شفاعت :

شبهه اول:شفاعت محرک معصیت است +پاسخ

شبهه دوم:شفاعت واسطه گری است

پاسخ:

1.امیدآفرینی

2.برقراری پیوند معنوی با اولیاء خدا

3.تلاش برای بدست آوردن شفاعت

شبهه سوم:چه نیازی به شفیع داریم + پاسخ

شبهه چهارم:شفاعت عامل دگرگونی در علم اراده الهی+ پاسخ

شبهه پنجم:لزوم یکی از دو محذور+ پاسخ

شبهه ششم:تغییر ناپذیری سنت های الهی+ پاسخ

شبهه هفتم:بی واسطه بودن شفاعت+ پاسخ

فصل پنجم: بررسی دیدگاه معتزله در مساله شفاعت :

نقد ادله معتزله

در این باب مولف با استناد به کلامی از قاضی عبدالجبار معتزلی، کلامی از وی پیرامون شفاعت در حق افراد را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل و به نقد کلام وی می پردازد.

مولف قبل از پاسخ به شبهات معتزله می نویسد :

معتزله كه شفاعت را حق مخصوص توبه‌كنندگان مؤمن مى‌دانند و شامل گناه‌كاران نمى‌دانند به ادله‌اى تمسك كرده‌اند، اينك آنها را نقل كرده و پاسخ مى‌دهيم

سپس مولف با ذکر ادله های معتزله به پاسخ شبهات آنان می پردازد .

دلیل اول:آیت وعید الهی+ پاسخ

دلیل دوم:آیات خلود+ پاسخ

دلیل سوم:استدلال به آیات نافی شفاعت+ پاسخ

دلیل چهارم:اشکال در روایات شفاعت گناه کاران+ پاسخ

دلیل پنجم:تقیید روایت شفاعت گناه کاران+ پاسخ

دلیل ششم:محال بودن خلف وعده از جانب خداوند+ پاسخ

دلیل هفتم:لزوم محذور+ پاسخ

 

براي دانلود کتاب برروي لينک زير کليک کنيد :

 

 

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها