2021 May 7 - جمعه 17 ارديبهشت 1400
جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام) در قرآن و اعتراف بزرگان اهل سنت!
کد مطلب: ١٣٩٢٧ تاریخ انتشار: ٢٨ فروردين ١٤٠٠ - ١٥:٠٧ تعداد بازدید: 131
سخنراني ها » اهل بیت علیهم السلام
جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام) در قرآن و اعتراف بزرگان اهل سنت!

ویژه برنامه دانش افزایی حسینی 99/12/25

 

 

 لینک دانلود ویدئو

 بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 99/12/25


موضوع: جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام) در قرآن و اعتراف بزرگان اهل سنت!

ویژه برنامه دانش افزایی حسینی

فهرست مطالب این برنامه:

جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام) در قرآن و اعتراف بزرگان اهل سنت!

تحریفی خائنانه از مناقب اهلبیت (علیهم السلام) در منابع معتبر اهل سنت!

دستور عجیب امام صادق (سلام الله علیه) برای اثبات حقانیت مکتب تشیع!

«آیه تطهیر»؛ جلوه ای از جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام)

اعتراف عجیب آلوسیِ وهابی، در حق حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حاکم نیشابوری: من تعجب می‌کنم چرا «صحیحین» این روایت را ذکر نکرده‌اند!!

جنایتی که دست‌های ناپاک بنی امیه و ناپاک‌تر بنی عباس مرتکب شدند!

آیا روایت «أبوبکر وعمر سیدا کهول أهل الجنة» صحیح است!؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله

فرارسیدن ماه شعبان و اعیاد شعبانیه را خدمت مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان به اهلبیت عصمت و طهارت و شما گرامیان که شاهد برنامه هستید، تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.

خدا را به آبروی محمد و آل محمد و مولودین این ماه بزرگ قسم می‌دهیم عیدی ما را فرج موفور السرور مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم قرار بدهد، ان شاءالله.

موضوع بحث ما امام حسین (علیه السلام) در منابع اهل سنت و اشاره به بعضی از تحریفات است.

ابتدا ما آیاتی که در شأن و مقام و منزلت امام حسین آمده است در معیت برادر بزرگوار ایشان امام حسن مجتبی (علیه السلام) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است، اشاره می‌کنیم و در ادامه به برخی از روایاتی که در رابطه با حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) نقل شده است، می‌پردازیم.

جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام) در قرآن و اعتراف بزرگان اهل سنت!

یکی از آیاتی که جایگاه رفیع امام حسین (علیه السلام) را نشان می‌دهد، آیه مباهله آیه 61 از سوره مبارکه آل عمران است که در این رابطه می‌فرماید:

(فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِین)

هر گاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:" بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

سوره آل عمران (3): آیه 61

ما در منابع شیعه روایات متعدد و مفصلی داریم در رابطه با اینکه این آیه در حق حضرت سیدالشهدا و امام حسن نازل شده است.

به عنوان مثال در کتاب «عیون اخبار الرضا» جلد اول صفحه 78 و 79 همچنین در کتاب «أمالی» اثر «شیخ صدوق» صفحه 376 روایاتی در این خصوص آمده است.

حال به منابع اهل سنت می‌رسیم. در کتاب «صحیح مسلم» صفحه 1871 حدیث 2404 نقل شده است:

«وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآیةُ (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ) دَعَا رسول اللَّهِ عَلِیا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَینًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِی»

وقتی آیه (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ) نازل شد، رسول اکرم امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین را خواندند و فرمودند: این‌ها اهل بیت من هستند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1871، ح 2404

«ابن کثیر دمشقی سلفی» متوفای 774 هجری و شاگرد «ابن تیمیه» در «تفسیر القرآن» جلد اول صفحه 372 اشاره به این موضوع می‌کند و از قول «جابر» نقل می‌کند:

«قال جابر وفیهم نزلت (تعالوا ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم وأنفسنا وأنفسکم) قال جابر (أنفسنا وأنفسکم) رسول الله وعلی بن أبی طالب (وأبناءنا) الحسن والحسین (ونساءنا) فاطمة»

مراد از این آیه شریفه این است که می‌فرمایند: شما جانتان را بیاورید، ما هم جانمان را می‌آوریم. مراد از (نا) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است و مراد از (أنفس) علی ابن ابی طالب است.

اولاً این بالاترین دلیل بر افضلیت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نسبت به همه مؤمنین و صحابه و حتی نسبت به همه انبیاء است.

همانگونه که رسول اکرم اشرف انبیاء و افضل از تمام انبیاء است، امیرالمؤمنین که جان پیغمبر است هم از همه انبیاء افضل است. اگر قرار است خلیفه‌ای معین شود، آیا کسی که جان پیغمبر اکرم است باید چنین افتخاری نصیبش شود یا کسانی که این رتبه را ندارند؟!

در این حدیث مراد از (وأبناءنا) امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هستند و مراد از (ونساءنا) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌باشد. ایشان در ادامه نقل می‌کند که «حاکم نیشابوری» این روایت را آورده و گفته است:

«صحیح علی شرط مسلم ولم یخرجاه»

روایت صحیح است و شرایط «صحیح مسلم» را دارد.

تفسیر القرآن العظیم، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1401، ج 1، ص 372، باب آل عمران: (59 - 63) إن مثل عیسی... ..

این روایت همچنین از قول «ابن عباس» و «براء ابن عازب» نقل شده است. «حاکم نیشابوری» در کتاب «معرفة علوم الحدیث» که کتابی یک جلدی است صفحه 50 می‌گوید:

«وقد تواترت الأخبار فی التفاسیر عن عبد الله بن عباس وغیره أن رسول الله أخذ یوم المباهلة بید علی وحسن وحسین وجعلوا فاطمة وراءهم ثم قال هؤلاء أبناءنا وأنفسنا ونساؤنا»

روایات متواتری در تفاسیر از «عبدالله بن عباس» و دیگران داریم مبنی بر اینکه رسول اکرم در روز مباهله دست امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه زهرا را گرفت و فرمود: این‌ها فرزندان من و زنان من و جان من هستند.

«فهلموا أنفسکم وأبناءکم ونساءکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین»

شما هم بروید جان خود و فرزند خود و زنان خود را بیاورید تا با هم مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگو قرار دهیم.

معرفة علوم الحدیث، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1397 هـ - 1977 م، الطبعة: الثانیة، تحقیق: السید معظم حسین، ج 1، ص 50، باب معرفة أولاد الصحابة

کلمه «تواترت الأخبار» مسئله‌ای بسیار مهم و اساسی است. عزیزان دقت کنند روایت متواتر به منزله ورود در آیات قرآن است. حدیث متواتر حدیثی است که حتی «ابن تیمیه» می‌گوید:

«وَأَمَّا مَنْ أَنْکرَ مَا ثَبَتَ بِالتَّوَاتُرِ وَالْإِجْمَاعِ فَهُوَ کافِرٌ»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية ، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج1، ص 109

آقای «ألبانی» که یکی از استوانه‌های علمی رجالی وهابیت است، در کتاب «صحیح سنن ترمذی» جلد سوم صفحه 523 همین تعبیر را نقل می‌کند.

«زمخشری» در کتاب «تفسیر الکشاف» وقتی به این روایت می‌رسد، ابتدا این روایات را نقل می‌کند تا جایی که می‌گوید:

«وفیه دلیل لا شیء أقوی منه علی فضل أصحاب الکساء علیهم السلام»

هیچ دلیلی قوی‌تر از این بر افضلیت اصحاب کساء (علیهم السلام) نداریم.

«وفیه برهان واضح علی صحة نبوة النبی»

این دلیل واضح بر صحت رسالت و نبوت رسول اکرم است.

«لأنه لم یرو أحد من موافق ولا مخالف انهم أجابوا إلی ذلک»

دوست و دشمن کسی نقل نکرده است که نصاری نجران پاسخ داده باشد.

الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشری الخوارزمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، ج 1، ص 397، ح 171

وقتی رئیس نصاری نجران، رسول گرامی اسلام، امیرالمؤمنین، حضرت صدیقه طاهره، امام حسن و امام حسین نگاه کردند، نگران شد و گفت: من چهره‌هایی می‌بینم که اگر دست به دعا بردارند یک نفر از مسیحیان در کره زمین زنده نخواهد ماند. بنابراین از مباهله صرف نظر کردند و حاضر به پرداخت جزیه شدند. این مطالب کاملاً روشن و واضح است.

تحریفی خائنانه از مناقب اهلبیت (علیهم السلام) در منابع معتبر اهل سنت!

حال تحریفات را ملاحظه کنید در کتاب «مصنف ابن ابی شیبه» نمونه‌ای از این تحریفات نقل شده است.

ما در کتاب «صحیح مسلم» و دیگر کتب ملاحظه کردیم رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نام چهار نفر را برده‌اند؛ امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام). حال به این روایت دقت کنید.

«لما أراد رسول الله أن یلاعن أهل نجران قبلوا الجزیة أن یعطوها»

تا جایی که می‌نویسد:

«ولما غدا إلیهم رسول الله أخذ بید حسن وحسین وکانت فاطمة تمشی خلفه»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 7، ص 426، ح 37014

ملاحظه کنید در این روایت اسم امیرالمؤمنین حذف شده است. بنده نمی‌دانم این افراد چه توجیحی برای این تحریفشان دارند!! آیا با حذف کردن نام امیرالمؤمنین می‌توانند به اهداف خودشان برسند؟

ملاحظه کردید که این روایت در کتاب «صحیح مسلم»، «سنن ترمذی» و کتابهای دیگر آمده است به طوری که حتی ادعای تواتر کرده‌اند. حال ایشان اسم امیرالمؤمنین را حذف می‌کند. همچنین «ابن قیم جوزیه» شاگرد «ابن تیمیه» در کتاب «جلاء الافهام» در صفحه 264 می‌گوید:

«دعا النبی فاطمة وحسنا وحسینا وخرج للمباهلة»

جلاء الأفهام فی فضل الصلاة علی محمد خیر الأنام، اسم المؤلف: محمد بن أبی بکر أیوب الزرعی أبو عبد الله، دار النشر: دار العروبة - الکویت - 1407 - 1987، الطبعة: الثانیة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط - عبد القادر الأرناؤوط، ج 1، ص 264، باب المسألة الأولی فی لفظ‌ها وفی‌ها ثلاثة اقوال

در این روایت هم اسم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) حذف و تحریف شده است. «بیهقی» در کتاب «دلائل النبوة» جلد پنجم صفحه 388 کاملاً روایت را نقل می‌کند تا آنجایی که می‌گوید:

«مشتملاً علی الحسن والحسین فی خمیل له وفاطمة تمشی عند ظهره للملاعنة»

دلائل النبوة، اسم المؤلف: للبیهقی، ج 5، ص 388، باب وفد نجران وشهادة الأساقفة لنبینا

«حاکم نیشابوری» در جای دیگر نمی‌تواند چیزی را که قبلاً آورده بود، بازهم تکرار کند:

«فجاء النبی وجمع ولده والحسن والحسین»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 649، ح 4157

ایشان در اینجا حتی اسم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را هم حذف می‌کند. همه این روایات نشان می‌دهد وهابیت می‌خواهد برای کسانی که به دنبال بهانه جویی و عناد با اهل بیت هستند، مستمسکی قرار بدهد.

«حاکم نیشابوری» اسم امیرالمؤمنین را نیاورده است. همچنین «ابن قیم جوزیه» شاگرد «ابن تیمیه» هم اسم امیرالمؤمنین را نیاورده است.

این افراد می‌دانند اگر بنا باشد اسم حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آن هم به عنوان جان و روح رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آورده شود، دیگر جایی برای دیگران نیست که منسب خلافت را متصدی شوند!

همانگونه که امیرالمؤمنین برای اثبات رسالت و صداقت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آلهسس) شایسته بود، تنها کسی بود که این شایستگی را داشت بر صداقت و رسالت نبی گرامی اسلام شهادت بدهد.

قطعاً چنین فردی شایسته است جای پیغمبر اکرم را بگیرد و خلافت، وصایت و امامت بعد از پیغمبر را هم به عهده بگیرد. بنابراین مخالفین، چنین کارهایی را انجام می‌دهند. لذا این مطالب کاملاً واضح و روشن است.

دستور عجیب امام صادق (سلام الله علیه) برای اثبات حقانیت مکتب تشیع!

نکته‌ای که در مورد مسئله مباهله خدمت عزیزان عرض کنم، این است که مباهله یکی از معجزات اسلام می‌باشد و هنوز هم که هنوز است این معجزه در جای خود برقرار است.

در مواردی که با فردی اختلاف عقیدتی هست، تحت شرایطی می‌توان مباهله کرد. در کتاب «کافی» جلد دوم صفحه 513 باب مباهله روایت مهمی در این زمینه نقل شده است.

روایت از قول «ابو مسروق» نقل شده و صددرصد هم صحیح است. ایشان خدمت امام صادق (علیه السلام) عرضه می‌دارند:

«إِنَّا نُکلِّمُ النَّاسَ فَنَحْتَجُّ عَلَیهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فَیقُولُونَ نَزَلَتْ فِی أُمَرَاءِ السَّرَایا »

زمانی که با اهل سنت مناظره می‌کنم و برای حقانیت اهل بیت به آیه (أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ) استدلال می‌کنم، می گویند این آیه در رابطه با امراء است.

«فَنَحْتَجُّ عَلَیهِمْ بِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَی آخِرِ الْآیةِ فَیقُولُونَ نَزَلَتْ فِی الْمُؤْمِنِینَ»

زمانی که به آیه (إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ) استدلال می‌کنم، می‌گویند این آیه در مورد مؤمنین است.

«وَ نَحْتَجُّ عَلَیهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَیقُولُونَ نَزَلَتْ فِی قُرْبَی الْمُسْلِمِینَ»

زمانی که آیه (قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی) را می‌آورم، می‌گویند در رابطه با بستگان پیغمبر اکرم است.

«قَال فَلَمْ أَدَعْ شَیئاً مِمَّا حَضَرَنِی ذِکرُهُ مِنْ هَذِهِ وَ شِبْهِهِ إِلَّا ذَکرْتُهُ»

هرچه از آیاتی که در مورد حقانیت اهل بیت من ذکر می‌کنم، این افراد آن را توجیح می‌کنند.

«فَقَالَ لِی إِذَا کانَ ذَلِک فَادْعُهُمْ إِلَی الْمُبَاهَلَةِ»

امام صادق فرمود: این افراد را به مباهله دعوت کن.

مباهله چیزی است که اگر دو نفر باهم تحت شرایطی مباهله کردند، خدای عالم طرف باطل را بلافاصله محو و نابود می‌کند.

باید دید آیا این افراد به عقیده خودشان آنقدر پایبند هستند که از جانشان بگذرند؟! آیا این افراد به قدری یقین دارند که خودشان را فدا کنند یا چیزی را به زبان می‌گویند اما قلباً عقیده ندارند؟!

«قُلْتُ وَ کیفَ أَصْنَع»

«ابو مسروق» عرضه داشت: چگونه این کار را انجام دهم؟!

امام صادق فرمود: سه روز به اعمالت دقت کن، تقوا را رعایت کن، روزه بگیر و غسل کن. سپس به بیابان بروید، انگشتانتان را به همدیگر بچسبانید، این دعا را بخوانید و بگویید:

«وَ إِنْ کانَ فُلَانٌ جَحَدَ حَقّاً وَ ادَّعَی بَاطِلًا فَأَنْزِلْ عَلَیهِ حُسْبَاناً مِنَ السَّمَاءِ أَوْ عَذَاباً أَلِیما»

«ابومسروق» می‌گوید: بعد از اینکه با اینها مناظره می‌کردم و در مناظره عاجز و ناتوان می‌ماندند، آن‌ها را به مباهله دعوت می‌کردم.

«فَوَ اللَّهِ مَا وَجَدْتُ خَلْقاً یجِیبُنِی إِلَیه»

به خدا قسم یک نفرشان حاضر نشد برای مباهله بیاید.

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 513، ح 1

بنابراین این بالاترین دلیل بر حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) است.

«آیه تطهیر»؛ جلوه ای از جایگاه بی نظیر اهلبیت (علیهم السلام)

آیه دوم، آیه تطهیر است. قرآن کریم می‌فرماید:

(إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرا)

خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33): آیه 33

ما در کتب شیعه الی ماشاءالله روایت در این زمینه داریم. بنده نمی‌خواهم روی کتاب‌های شیعه بحث کنم، اما آدرس‌ها را یادداشت کنید.

در کتاب «کمال الدین» جلد اول صفحه 278 روایت مفصلی مطرح شده است. امیرالمؤمنین در روز شورای شش نفره خلیفه دوم، پنج نفر از بزرگان صحابه نظیر «عثمان»، «سعد ابن ابی وقاص»، «طلحه»، «زبیر» و «عبدالرحمن بن عوف» را سوگند داد و فرمود:

«أَیهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ فِی کتَابِهِ إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیراً فَجَمَعَنِی وَ فَاطِمَةَ وَ ابْنَی حَسَناً وَ حُسَیناً ثُمَّ أَلْقَی عَلَینَا کسَاء»

آیا شما می‌دانید وقتی که خدای عالم آیه (إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیراً) را نازل کرد، من و فاطمه و دو فرزندم را در زیر کساء جمع کرد؟

«لَیسَ مَعَنَا فِیهَا أَحَدٌ غَیرُنَا»

غیر از ما کسی در آنجا نبود.

کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 278، ح 25

همه گفتند: بله. کتاب «امالی» «شیخ طوسی» نیز این روایت را مطرح کرده است. حال از میان کتب اهل سنت بازهم به سراغ کتاب «صحیح مسلم» می‌رویم. در این کتاب حدیث 2424 روایتی از قول عایشه همسر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است.

«خَرَجَ النبی غَدَاةً وَعَلَیهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ من شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بن عَلِی فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جاء الْحُسَینُ فَدَخَلَ معه ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جاء عَلِی فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قال»

روزی پیغمبر اکرم آمد در حالی که عبایی همراه داشت که از موی سیاه بُز بافته شده بود. رسول اکرم، علی بن أبی طالب و فاطمه زهرا و حسن و حسین را زیر کساء قرار داد و فرمود:

«(إنما یرِیدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا)»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1883، ح 2424

در این که مصداق اهل بیت چه کسانی هستند، واضح و روشن شد. افرادی دیگری هم در این زمینه مطالبی را آورده‌اند.

در کتاب «اربعین» اثر «ابن عساکر» روایتی از قول «ابی سعید خدری» صحابه پیغمبر اکرم و «ام سلمه» همسر رسول گرامی اسلام نقل می‌کند وقتی این آیه نازل شد، «ام سلمه» گفت:

«یارسول الله ألست من أهل البیت»

من گفتم: ای پیغمبر خدا! آیا من از اهلبیت هستم؟

«قال إنک إلی خیر إنک من أزواج رسول الله صلی الله علیه و سلم»

پیغمبر اکرم فرمود: تو انسان خوبی هستی. تو از همسران پیغمبر اکرم هستی.

«قالت وأهل البیت رسول الله صلی الله علیه و سلم وعلی وفاطمة والحسن والحسین رضی الله عنهم أجمعین»

سپس می‌نویسد:

«والآیة نزلت خاصة فی هؤلاء المذکورین»

الأربعین فی مناقب أمهات المؤمنین رحمة الله علیهن أجمعین، المؤلف: أبو منصور عبد الرحمن بن محمد بن هبة الله بن عساکر، الناشر: دار الفکر – دمشق، الطبعة الأولی، 1406، تحقیق: محمد مطیع الحافظ, غزوة بدیر، ج 1، ص 105، الحدیث السادس والثلاثون

این روایت قول «أم سلمه» را به صراحت نفی می‌کند، زیرا زنان پیغمبر اکرم جزو اهل بیت پیغمبر نیستند.

«ابو حیان اندلسی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت متوفای 745 هجری در کتاب «تفسیر بحر المحیط» جلد هفتم روایتی در این زمینه نقل می‌کند و می‌نویسد:

«هو خاص برسول الله وعلی وفاطمة والحسن والحسین»

اهلبیت مخصوص پیغمبر اکرم و علی و فاطمه و حسن و حسین هست.

«وروی نحوه عن أنس وعائشة وأم سلمة»

مثل این روایت از قول أنس و عایشه و أم سلمه نقل شده است.

تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ -2001 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارک فی التحقیق 1) د.زکریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل، ج 7، ص 224، باب الأحزاب: (1) یا أیها النبی... ..

ایشان از قول «ابن عباس»، «ابوسعید خدری»، «انس بن مالک»، «عایشه» و «ام سلمه» نقل می‌کند که مراد از آیه تطهیر همین چهار نفر به علاوه رسول الله هستند و همسران پیغمبر اکرم وارد این آیه نیستند.

آقای «بغوی» متوفای 516 هجری در کتاب «تفسیر» خود که از تفسیرهای مورد اعتماد است، جلد 3 صفحه 529 می‌گوید:

«وذهب أبو سعید الخدری ودماعة من التابعین منهم مجاهد وقتادة وغیرهما إلی انهم علی وفاطمة والحسن والحسین»

ابو سعید خدری، جماعتی از تابعین، مجاهد، قتاده و دیگران می گویند: مراد از آیه تطهیر علی بن أبی طالب و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین هستند.

تفسیر البغوی، اسم المؤلف: البغوی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ج 3، ص 529، باب الأحزاب: (33) وقرن فی بیوتکن... ..

این روایات همگی نشان می‌دهد مراد از آیه تطهیر که خدای عالم هرگونه پلیدی را از اینها برداشته است، کسی جز علی بن أبی طالب و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین کسی نیست.

حال این افراد ادعا می‌کنند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از خودشان علی بن أبی طالب را برای خلافت و وصایت معین نکرده است، غدیری در کار نبوده و حدیث منزلت و حدیث خلافت و حدیث امامت هم در کار نیست!!

برفرض چنین باشد و تنها ما هستیم و می‌خواهیم کسی را برای خلافت پیغمبر اکرم انتخاب کنیم. آیا کسی که آیه تطهیر در حق او نازل شده و عصمت و نزدیکی او را به پیغمبر اکرم تثبت می‌کند شایسته خلافت است یا کسانی که یک عمر بت پرست بودند و اینک روی مسائلی مسلمان شده‌اند؟!

اگر بخواهیم از نظر عقلی خلیفه معین کنیم، کدامیک از این افراد شایسته خلافت هستند؟! آیا امام حسن و امام حسین شایسته‌تر هستند یا معاویه که مورد لعن پیغمبر اکرم قرار گرفته و یزیدی که شراب خوار است و با محارم خود ازدواج می‌کند؟!

یک میان برنامه ملاحظه کنید، برمی گردیم و در خدمتتان هستیم.

ما در رابطه با جایگاه رفیع حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیه) در منابع اهل سنت مطالبی عرض کردیم. بنده خیلی خلاصه نکته‌ای را یادآوری کنم و بعد به سراغ روایات برویم و ببینیم تا چه مقدار می‌توانیم جلو برویم.

اعتراف عجیب آلوسیِ وهابی، در حق حضرت زهرا (سلام الله علیها)

یکی از سوره‌هایی که در حق امام حسن و امام حسین و حضرت صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین نازل شده است، سوره هل أتی است.

ما در کتب شیعه إلی ماشاءالله در این خصوص روایت داریم، اما از میان تفاسیر اهل سنت کتاب «تفسیر ثعلبی» متوفای 427 هجری جلد دهم صفحه 99 روایت مفصلی در این زمینه نقل کرده است.

ایشان مفصل می‌نویسد امام حسن و امام حسین بیمار شدند. پیغمبر اکرم به عیادت این دو بزرگوار آمدند و فرمودند: برای شفای فرزندانتان نذر کنید. امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا فرمودند: اگر فرزندانمان شفا پیدا کنند، سه روز روزه می‌گیریم.

آن بزرگواران سه روز روزه گرفتند. روز اول فقیر آمد، روز دوم مسکین آمد و روز سوم اسیری در خانه امیرالمؤمنین آمد. امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا افطار خودشان را در اختیار این سه شخص قرار دادند و خودشان با آب افطار کردند.

«مناقب خوارزمی» صفحه 267 این قضایا را مفصل مطرح می‌کند. «آقای قرطبی» در کتاب «تفسیر» خود جلد 19 صفحه 130 می‌گوید:

«وقال أهل التفسیر: نزلت فی علی وفاطمة رضی الله عنهما وجاریة لهما اسمها فضة»

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 19، ص 130، باب الإنسان: (7) یوفون بالنذر ویخافون... ..

این هم از کم لطفی‌های آقایان اهل سنت است، اما با این حال ماجرای نذر روزه آن بزرگواران را نقل کرده‌اند و گفته‌اند: مسکین و اسیر و فقیر آمدند و اهلبیت افطارشان را در اختیار آنها قرار داد.

آقای «آلوسی » متوفای 1270 هجری در کتاب «روح المعانی» تمام این قضایا را آورده و جالب است که می‌گوید: خدا هرجا نعمت‌های بهشتی را آورده و من جمله حور العین را هم ذکر کرده است. حال در این سوره با وجود نام بردن نعمت‌های بهشتی اسمی از حور العین نیست. چرا؟

«لحرمة البتول وقرة عین الرسول»

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 29، ص 158، باب الإنسان: (12) وجزاهم بما صبروا... ..

حاکم نیشابوری: من تعجب می‌کنم چرا «صحیحین» این روایت را ذکر نکرده‌اند!!

من سریع عبور می‌کنم. حال از نظر روایت یکی از بزرگترین روایتی که در منابع اهل سنت به صورت مفصل آمده است، روایت:

«الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَأَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا»

حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند و پدرشان از آنها بهتر است.

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 19، ص 292، ح 650

بنده تقاضا دارم عزیزان به این مطالب خوب دقت کنند. این روایت در منابع شیعه زیاد نقل شده است. کتاب «امالی» اثر «شیخ صدوق» صفحه 99 این روایت را مفصل نقل کرده است.

از میان منابع اهل سنت آقای «ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» متوفای 235 هجری در کتاب خود جلد ششم روایات متعددی آورده است. در حدیث 32176 آمده است:

«الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنة»

امام حسن و امام حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 378، ح 32176

ایشان در حدیث بعد هم می‌نویسد:

«الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنة»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 378، ح 32179

«ابن ابی شیبه» در حدیث بعد می‌نویسد:

«أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

هرکسی با شما جنگ کند با من جنگ کرده و هرکسی با شما صلح کند با من صلح کرده است.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 378، ح 32181

«احمد حنبل» در «مسند» جلد 3 صفحه 3 همین تعبیر را نقل می‌کند و می‌نویسد:

«والحسین سیدا شباب أهل الجنة»

در مورد اسنادش هم می‌گوید:

«إسناده صحیح رجاله ثقات»

مسند أحمد بن حنبل، الکتاب: مسند الإمام أحمد بن حنبل، المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، الناشر: مؤسسة قرطبة – القاهرة، ج 3، ص 3، ح 11012

همچنین «ابن ماجه قزوینی» در «سنن» که یکی از صحاح سته است، جلد اول صفحه 44 حدیث 118 از قول «عبدالله بن عمر» نقل می‌کند که پیغمبر اکرم فرمود:

«الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَأَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا»

امام حسن و امام حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند و پدرشان از آنها بهتر است.

سنن ابن ماجه، اسم المؤلف: محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی، دار النشر: دار الفکر - بیروت -، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 44، ح 118

آقای «ألبانی» در کتاب «سلسلة الاحادیث صحیحه» حدیث 797 این مطلب را آورده است. آقای «طبرانی» هم در کتاب «معجم الکبیر» جلد 19 صفحه 293 همین تعبیر را آورده است.

«ترمذی» هم در کتاب «سنن» که یکی از صحاح سته است، در جلد 5 صفحه 656 این روایت را می‌آورد:

«الحسن و الحسین سیدا شباب أهل الجنة»

و می‌گوید:

«هذا حدیث حسن صحیح»

الجامع الصحیح سنن الترمذی، المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 5، ص 656، ح 3768

جالب این است که «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 182 این روایت را می‌آورد:

«الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنة»

و در ادامه می‌نویسد:

«هذا حدیث قد صح من أوجه کثیرة وأنا أتعجب أنهما لم یخرجاه»

این روایت از چند جهت صحیح است و من تعجب می‌کنم مسلم و بخاری چرا این روایت را ذکر نکرده‌اند.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 182، ح 4778

الحق که جا دارد آقای «حاکم نیشابوری» تعجب کند. همچنین آقای «البانی» در کتاب «صحیح سنن ترمذی» همین تعبیر را می‌آورد و می‌گوید:

«الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنة»

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 2، ص 423، ح 796

جنایتی که دست‌های ناپاک بنی امیه و ناپاک‌تر بنی عباس مرتکب شدند!

یکی از جنایت‌هایی که دست‌های ناپاک بنی امیه و ناپاک‌تر بنی عباس مرتکب شدند، این است که اولاً بسیاری از این روایات را حذف کردند. آن‌ها روایاتی که در فضیلت حضرت امیرالمؤمنین و اهلبیت بودند حذف کردند، ناقلان روایت را شلاق زدند و زندانی و شکنجه کردند.

آقای «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» در رابطه با یکی از رواتشان که روات صحاح سته هم است، تعبیری دارد و می‌گوید:

«وددت أنی قمت علی المنبر من غدوة إلی الظهر فأذکر فضائل علی بن أبی طالب رضی الله عنه ثم أنزل فیضرب عنقی»

دوست دارم بعد از نماز صبح تا ظهر بالای منبر بروم و فضائل علی بن أبی طالب را بگویم، سپس از منبر پایین بیایم و گردنم را بزنند.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 3، ص 489، باب عبد الله بن شداد ع

دقت داشته باشید «ذهبی» یکی از علمای اهل سنت است. ایشان راوی کتاب‌هایی از قبیل «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم»، «سنن ابن ماجه»، «سنن ترمذی» و دیگر کتب است.

این افراد برای جلوگیری از نقل فضائل امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) چه کارها کرده بودند. بنده یک نمونه از کارهایی که بنی امیه و بنی عباس کرده بودند را خیلی کوتاه عرض کنم. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«أنا مدینة العلم وعلی بابها فمن أراد المدینة فلیأت الباب»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 137، ح 4637

این افراد نتوانستند این روایت را حذف کنند، زیرا نزدیک به هفده سند دارد. آن‌ها برای این حدیث، شبیه سازی کردند و حدیث جعلی و بدلی درست کردند و نوشتند که پیغمبر اکرم فرمود:

«أنا مدینة العلم وأبو بکر أساسها وعمر حیطانها وعثمان سقف‌ها وعلی بابها»

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 9، ص 20، ح 751

همچنین روایت دیگری با این مضمون درست کرده‌اند که پیغمبر اکرم فرمود:

«أنا مدینة العلم وعلی بابها ومعاویة حلقتها»

من شهر علم هستم و علی بن أبی طالب در این شهر و معاویه حلقه در است.

المقاصد الحسنة في بيان كثير من الأحاديث المشتهرة على الألسنة، اسم المؤلف: أبو الخير محمد بن عبد الرحمن بن محمد السخاوي، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - 1405 هـ - 1985م، الطبعة: الأولى ، تحقيق : محمد عثمان الخشت؛ ج1، ص 70

ظاهراً آقایان یادشان رفته بود بگویند «یزید» هم توالت این شهر است!! پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«مَا أَنَا سَدَدْتُ أَبْوَابَکمْ وَفَتَحْتُ بَابَ عَلِی وَلکنَّ اللَّهَ فَتَحَ بَابَ عَلِی وَسَدَّ أَبْوَابَکمْ»

من نه در خانه‌های شما را بستم و نه در خانه علی بن أبی طالب را باز کردم، بلکه دستوری از جانب خداوند بود و من تنها اطاعت کردم.

جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی، ج 11، ص 121، ح 3349

بنی امیه برای این روایت هم روایتی جعلی درست کردند و ادعا کردند که پیغمبر اکرم فرمود:

«لَا یبْقَینَّ فی الْمَسْجِدِ خَوْخَةٌ إلا خَوْخَةُ أبی بَکرٍ»

تمام خوخه ها را به روی مسجد ببندید و تنها خوخه ابوبکر باز باشد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1417، ح 3691

«خوخه» که زمان قدیم به آن «باجه» هم می‌گفتند، سوراخ گردی به اندازه صورت بود که از آن بتوانند داخل ساختمان را ببینند.

پیغمبر اکرم فرمود: همانطور که ستارگان آسمان برای مردم زمین مایه هدایت هستند، اهل بیت من هم برای امت مایه هدایت هستند. بنی امیه این روایت را جعل کردند و ادعا کردند که پیغمبر اکرم فرموده است:

«أصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم»

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 2، ص 5، باب البقرة: (1) الم

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ولن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

المعجم الأوسط، اسم المؤلف: أبو القاسم سلیمان بن أحمد الطبرانی، دار النشر: دار الحرمین - القاهرة - 1415، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ج 4، ص 33، ح 3542

اما بنی امیه روایتی با مضمون «کتاب الله و سنتی» جعل کردند. ملاحظه کنید هرچه در رابطه با امیرالمؤمنین و اهلبیت بوده است، بدلی برای آن درست کردند. جالب این است که روایت:

«قال النبی لِعَلِی أَمَا تَرْضَی أَنْ تَکونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَی»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1359، ح 3503

در صحاحشان آمده است. «صحیح مسلم» این روایت را به صورت مفصل بیان کرده است، اما بنی امیه ادعا کرده است اگر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) علی بن أبی طالب را به هارون تشبیه کرده است، ابوبکر را به حضرت عیسی و حضرت ابراهیم تشبیه کرده است!!

«وان مَثَلَک یا أَبَا بَکرٍ کمَثَلِ إبراهیم علیه السَّلاَمُ قال (من تبعنی فإنه منی وَمَنْ عصانی فَإِنَّک غَفُورٌ رَحِیمٌ) وَمَثَلَک یا أَبَا بَکرٍ کمَثَلِ عِیسَی قال (إن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُک وَإِنْ تَغْفِرْ لهم فَإِنَّک أنت الْعَزِیزُ الْحَکیمُ)»

بنی امیه همچنین ادعا می‌کنند که پیغمبر اکرم در روایتی خطاب به عمر بن خطاب فرموده است:

«وان مَثَلَک یا عُمَرُ کمَثَلِ نُوحٍ قال (رَبِّ لاَ تَذَرْ علی الأَرْضِ مِنَ الْکافِرِینَ دَیاراً) وان مَثَلَک یا عُمَرُ کمَثَلِ مُوسَی قال رَبِّ (اشْدُدْ علی قُلُوبِهِم فَلاَ یؤْمِنُوا حتی یرَوُا الْعَذَابَ الأَلِیمَ)»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 383، ح 3632

به بیان بهتر شما هر روایتی در رابطه با فضیلت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و اهلبیت (علیهم السلام) پیدا کنید، مشاهده می‌کنید بنی امیه روایتی جعلی در کنار آن درست کردند.

آیا روایت «أبوبکر وعمر سیدا کهول أهل الجنة» صحیح است!؟

ملاحظه کنید در رابطه با حدیث:

«الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَأَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا»

حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند و پدرشان از آنها بهتر است.

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 19، ص 292، ح 650

هم همین کار را کرده‌اند. در کتاب «مصنف ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» جلد 6 می‌گوید:

«إذ أقبل أبو بکر وعمر فقال یا علی هذان سیدا کهول أهل الجنة»

ابابکر و عمر وارد شدند. پیغمبر اکرم فرمود: علی جان! این دو نفر سرور پیرمردهای بهشت هستند.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 350، ح 31941

مگر بهشت خانه سالمندان است!؟ همچنین کتاب «السنه» «ابن ابی عاصم» با تحقیق «ناصرالدین البانی» جلد 2 صفحه 617 می‌گوید:

«إذ أقبل أبو بکر وعمر فقال هذا کهول سیدا کهول أهل الجنة»

ابابکر و عمر وارد شدند. پیغمبر اکرم فرمود: علی جان! این دو نفر سرور پیرمردهای بهشت هستند.

السنة، اسم المؤلف: عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1400، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج 2، ص 617، ح 1419

مشاهده کنید این افراد چه مسخره بازی‌هایی به راه انداخته‌اند و چطور سنت پیغمبر اکرم را بازیچه دست خود درست کرده‌اند.

اگر قرار باشد کسی که بیش از صد سال عمر کرده و نه چشم دیدن دارد و نه پای راه رفتن دارد، برای چه به بهشت ببرند؟! مگر بهشت خانه سالمندان یا خانه معلولین است!!

بنده نمی‌دانم آقایانی که این احادیث جعلی را درست کرده‌اند، عقل هم داشتند یا خیر؟! اگر این روایات را در تیمارستان برای دیوانه‌ها بخوانید به ریشتان می‌خندند.

از طرف دیگر ملاحظه کنید بزرگان اهل سنت چه نظری روی این روایات دارند. کتاب «المعیار و الموازنه» اثر «ابوجعفر اسکافی» از علمای بزرگ اهل سنت در رابطه با فضائل حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است.

ایشان در این کتاب می‌گوید: وقتی قیامت برپا می‌شود و خلائق به بهشت می‌روند، همه مردم به صورت یک جوان محشور می‌شوند؛

«لیس فی الجنة کهل»

و اصلاً جایی برای پیرمردها نیست.

المعیار والموازنة، المؤلف: الشیخ الأقدم أبی جعفر الإسکافی محمد بن عبد الله المعتزلی، ج 1، ص 1، باب 09

آقای «محمد علی قاری» یکی از علمای بزرگ احناف در کتاب «مرقاة المفاتیح» می‌نویسد: این روایت که درست کردند و گفته‌اند ابوبکر و عمر سروران پیران اهل بهشت است، ضعیف است و ارزشی ندارد.

«سیدا من مات کهلا من المسلمین فدخل الجنة لأنه لیس فیها کهل بل من یدخلها ابن ثلاث وثلاثین»

کسانی که وارد بهشت می‌شوند همه به صورت جوان هستند. حتماً در سن سی و سه سالگی هستند.

«وإذا کانا سیدا الکهول فأولی أن یکونا سیدی شباب أهلها»

اگر بنا باشد سید بهشتیان باشند، باید بگویند سید شباب اهل الجنة.

مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، اسم المؤلف: علی بن سلطان محمد القاری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ - 2001 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: جمال عیتانی، ج 11، ص 211، ح 6059

طبق احادیث هم «سیدی شباب أهلها» تنها امام حسن و امام حسین هستند. آقای «مناوی» از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «فیض الغدیر» جلد اول صفحه 89 می‌گوید:

«لأنه لیس فی الجنة کهل»

اصلاً در بهشت پیرمردی نیست.

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوی، دار النشر: المکتبة التجاریة الکبری - مصر - 1356 هـ، الطبعة: الأولی، ج 1، ص 89، باب آخر أربعاء بالمد وکسر الموحدة علی الأشهر

نقل شده است تمامی کودکان، تمام نوزادانی که از دنیا رفته‌اند یا حتی جنین‌هایی که سقط شده‌اند، به امر خداوند متعال بزرگ می‌شوند و به سن سی و سه سالگی یا بیست و چهار سالگی می‌رسند.

همچنین کسانی که پیر شده و از دنیا رفته‌اند، به سن جوانی برمی‌گردند و به صورت جوان وارد بهشت می‌شوند و از نعمتهای بهشتی و حوری‌های بهشتی استفاده می‌کنند. چنین نیست که بهشت را خانه سالمندان و معلولین درست کنند.

همچنین آقای «مبارکفوری» متوفای 1353 هجری همین روایت را می‌آورد و می‌گوید: این روایت کاملاً ساختگی و جعلی است. کسانی که وارد بهشت می‌شوند همه جوان سی و سه ساله هستند.

افرادی که کوچک از دنیا رفته‌اند بزرگ می‌شوند و کسانی که در کهن سالی از دنیا رفته‌اند جوان شده و وارد بهشت می‌شوند.

بنده تنها کلامی از امام جواد (علیه السلام) بگویم و بحث را خاتمه بدهیم. در کتاب «احتجاج» جلد دوم صفحه 447 نقل شده است که وقتی «یحیی بن اکثم» با امام جواد مناظره می‌کند، همین روایت را می‌خواند. امام جواد (علیه السلام) در جواب فرمودند:

«وَ هَذَا الْخَبَرُ مُحَالٌ أَیضاً لِأَنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ کلَّهُمْ یکونُونَ شُبَّاناً وَ لَا یکونُ فِیهِمْ کهْل»

این خبر از محالات است زیرا اهل بهشت همگی جوان هستند و در میان آنها پیرمرد وجود ندارد.

«وَ هَذَا الْخَبَرُ وَضَعَهُ بَنُو أُمَیةَ لِمُضَادَّةِ الْخَبَرِ الَّذِی قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ ع بِأَنَّهُمَا سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة»

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 2، ص 447، باب احتجاج أبی جعفر محمد بن علی الثانی ع فی أنواع شتی من العلوم الدینیة

جالب است که در کتاب «عیون اخبار الرضا» نقل شده است وقتی «مأمون» با برخی از بزرگان اهل سنت بحث می‌کند، می‌گوید: این حدیث از محالات است زیرا در بهشت پیرمردی نیست.

امیدواریم ان شاءالله عزیزان از این مطالب استفاده کرده باشند و تلاش‌های ما و گوش کردن‌های شما مرضی مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بگیرد.

بنده از همه عزیزان التماس دعا دارم و مخصوصاً از بزرگوارانی که در مشهد مقدس این برنامه را می‌بینند تقاضا دارم هنگام تشرف به حرم امام رضا (علیه السلام) یک جمله از طرف ما بگویند: «السلام علیک یابن فاطمه الزهرا».

ان شاءالله عزیزان بیننده در مشهد مقدس از امام رضا بخواهند که یک نظر ویژه‌ای به این غلام و نوکر روسیاهشان داشته باشند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 



مطالب مرتبط:
توصیف خداوند از دیدگاه مکتب اهلبیت و مکتب اهل سنت!مثلثی مقدس، در تبیین معارف دینی اهلبیت (علیهم السلام)ارزش و جایگاه ویژه ائمه اهلبیت (علیهم السلام)خواص جاهلِ به معارف اهلبیت
Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها