2020 November 30 - دوشنبه 10 آذر 1399
سه عامل مهم و اساسی در شکل گیری حادثه کربلا
کد مطلب: ١٣٥٨٨ تاریخ انتشار: ٠١ آبان ١٣٩٩ - ١٥:٤٩ تعداد بازدید: 117
سخنراني ها » پاسخگویی به شبهات
سه عامل مهم و اساسی در شکل گیری حادثه کربلا

سخنرانی عمومی 99/06/18

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 99/06/18

   

موضوع: سه عامل مهم و اساسی در شکل گیری حادثه کربلا

دادگستری استان مرکزی

فهرست موضوعات این سخنرانی

شگفتی حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی از شنیدن این روایت!

سه ذکر کارگشا، سرلوحه آغاز زندگی در هر روز

توفیق ها و سلب توفیق ها، نتیجه اعمال و کردار دنیوی

مهمترین علل و عوامل بروز حادثه کربلا

1- دوری از اهلبیت (علیهم السلام)

تعداد روایات نقل شده از اهلبیت (علیهم السلام) در منابع اهل سنت

2- دور ساختن جامعه از سنت راستین نبوی

«شمر بن ذی الجوشن»: من انسان شریفی هستم!!

3- جایگزین کردن صحابه به جای اهلبیت (علیهم السلام)

فرقه انحرافی «احمد الحسن» خطر جدی برای مکتب تشیع

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می گوییم و خدا را شاکریم که امسال هم به ما توفیق داد محرم و ایام عزاداری را درک کردیم و نام ما در لیست عزاداران سرور آزادگان (علیه السلام) ثبت گردید. باشد که ذخیره‌ای برای شب اول قبر و قیامت ما باشد.

بنده هم ایام جانسوز شهادت حضرت سیدالشهدا و یارانش و اسارت دلخراش اهلبیتش را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان و دلباختگان به اهلبیت عصمت و طهارت بالاخص مقام معظم رهبری و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی این پاکان سوگند می‌دهیم پاداش ما را در این مصائب جانکاه فرج موفور السرور مولایمان حضرت ولی عصر قرار بده و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار دهد و به ما توفیق دهد به آنچه رضای خود و رضای ولی آن هست عمل کنیم.

شگفتی حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی از شنیدن این روایت!

بنده قبل از آغاز سخن روایتی را خدمت عزیزان از امام صادق (علیه السلام) عرض کنم. بنده روزی این روایت را خدمت حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی عرض کردم. ایشان فرمودند: یکی از بهترین روایاتی که من در عمرم شنیدم، این روایت بود.

مرحوم «بحرانی» در کتاب «البرهان في تفسير القرآن‏» نقل می کند که امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«عجبت لمن فزع من أربع، كيف لا يفزع إلى أربع؟ عجبت لمن خاف كيف لا يفزع إلى قوله عز و جل: حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ. فإني سمعت الله عز و جل يقول بعقبها: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ.

و عجبت لمن اغتم، كيف لا يفزع إلى قوله عز و جل لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فإني سمعت الله عز و جل يقول بعقبها: فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ.

و عجبت لمن مكر به، كيف لا يفزع إلى قوله تعالى: وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ. فإني سمعت الله عز و جل يقول بعقبها: فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا.

و عجبت لمن أراد الدنيا و زينتها، كيف لا يفزع إلى قوله تعالى: ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ؟ و فإني سمعت الله عز و جل يقول بعقبها: إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ، و عسى موجبة».

البرهان في تفسير القرآن‏، نويسنده: بحرانى، سيد هاشم بن سليمان‏، تاريخ وفات مؤلف: 1107 ق‏؛ محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة، ناشر: مؤسسه بعثه‏، قم‏، 1374 ش‏؛ ج‏3، ص: 637

امام صادق در این روایت می‌فرماید: خداوند در قرآن کریم چهار چیز از ما خواسته و چهار وعده هم به ما داده است.

نکته اول اینکه: اگر کسی خوف و ترس دارد، چرا نمی گوید:

(حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ)

خدا ما را كافى است و بهترين حامى ما است‏.

سوره آل عمران (3): آیه 173

چرا که خداوند خود وعده داده است:

(فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظيم‏)

بهمين جهت آنها (از اين ميدان) با نعمت و فضل پروردگار بازگشتند در حالى كه هيچ ناراحتى بانها نرسيد و از فرمان خدا پيروى كردند و خداوند داراى فضل و بخشش بزرگى است‏‏.

سوره آل عمران (3): آیه 174

خداوند عالم در مقابل، نعمت و تفضلی را به ما می‌دهد که آن تفضل عاری از سوء است. بنده بارها مثال می‌زنم و می گویم: مگر فضل خداوند هم سوئی دارد که می فرماید:

(فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوء)

گاهی اوقات تفضل الهی است که انسان ماشین می‌خرد، اما فردا تصادف می‌کند. فضلی است، اما در کنار آن سوء است.

گاهی اوقات خداوند فرزندی به انسان می‌دهد، اما ناقص الخلقه است. گاهی انسان منزلی می‌خرد، اما با مشکل مواجه می‌شود. حال اگر کسی گفت:

(حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل)

خداوند این وعده را به ما داده است؛

(فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوء)

نکته دوم اینکه ما همواره خود را در محضر خداوند عالم، مقصر بدانیم و

(رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی)

پروردگارا! من به خود ستم کردم.

سوره نمل (27): آیه 44

را با تمام وجود اعتراف کنیم. خداوند متعال چه وعده‌ای داده است؟

(فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذلِک نُنْجِی الْمُؤْمِنِین)

ما دعای او را به اجابت رساندیم، و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم، و همین گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.

سوره انبیاء (21): آیه 88

نکته سوم این است که خداوند عالم از ما خواسته است بگوییم:

(وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّه)

من کار خود را به خداوند یکتا واگذار می‌کنم.

سوره غافر (40): آیه 44

این بدان معناست که ما در تمام کارها تلاش کنیم به این نکته برسیم: «لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم». تمام حرکات و سکنات ما از آن خداست.

(اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَی‌ء)

خدا خالق همه چیز است.

سوره رعد (13): آیه 16

هر حرکت و فکری که از ما صادر می‌شود، به تعبیر «علامه طباطبایی»:

«کل مولود یولد علی الفطرة یعنی علی المعرفة بأن الله خالقه»

المیزان فی تفسیر القرآن، نویسنده: طباطبایی، سید محمد حسین، ج 16، ص 239، باب بحث روائی

ما باید کارمان را به خدا واگذار کنیم.

(وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد)

من کار خود را به خداوند یکتا واگذار می‌کنم که او نسبت به بندگانش بیناست.

سوره غافر (40): آیه 44

خداوند در مقابل چه وعده‌ای داده است؟!

(فَوَقاهُ اللَّهُ سَیئاتِ ما مَکرُوا)

خداوند او را از نقشه‌های سوء آنها نگهداشت.

سوره غافر (40): آیه 45

کسی که از مکر و توطئه‌های دیگران واهمه دارد، تنها راهش این است:

(وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد)

خداوند متعال این را از ما خواسته است. در مقابل چه وعده‌ای داده است؟!

(فَوَقاهُ اللَّهُ سَیئاتِ ما مَکرُوا)

نکته چهارم این است که خداوند عالم از ما خواسته بگوییم:

(ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ)

قوت (و نيرويى) جز از ناحيه خدا نيست‏.

سوره کهف (18): آیه 39

ما کار را انجام می‌دهیم، اما با توکل بر خداوند عالم و اتکاء به قدرت الهی و استناد از عنایت الهی انجام دهیم.

(حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل)

خداوند متعال این را از ما خواسته است. در مقابل چه وعده‌ای داده است؟!

(إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ)

اما اگر مى‏بينى من از نظر مال و فرزند از تو كمترم (مطلب مهمى نيست) شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد.

سوره کهف (18): آیه 39 و 40

سه ذکر کارگشا، سرلوحه آغاز زندگی در هر روز

من همیشه به دوستان عرض می‌کنم صبح که از خواب بیدار می‌شوید، قبل از آنکه از رختخواب بلند بشوید، این سه ذکر را سرلوحه آغاز زندگی خود قرار دهید.

بنده خودم هم ملتزم هستم و شاید بیش از چهل سال است صبح که از خواب بیدار می‌شوم، قبل از اینکه از رختخواب فاصله بگیرم، این سه آیه را می‌خوانم:

(لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ) و: (وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد) و: (حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل)

هرچه هست از خداوند است:

«لا مؤثر فی الوجود إلا الله»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 57، ص 170، باب 34

و:

«مَا شَاءَ اللَّهُ کانَ وَ مَا لَمْ یشَأْ لَمْ یکن»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 572، ح 10

توفیق ها و سلب توفیق ها، نتیجه اعمال و کردار دنیوی

نکته دیگر این است که آنچه به ما می‌رسد، چه از خوبیها و چه از بدی‌ها، عمدتاً نتیجه عملکرد خود ماست.

(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها)

اگر نیکی کنید بخودتان نیکی می‌کنید، و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید.

سوره إسراء (17): آیه 7

گاهی اوقات گناه کوچکی از ما سر می زند، اما عواقب سختی به دنبال دارد. به تعبیر مرحوم آیت الله بهاءالدینی گاهی اوقات انسان بر سر زن و فرزند خود داد می‌کشد و همین داد کشیدن بسیاری از توفیقات الهی را از انسان سلب می‌کند.

گاهی اوقات یک مجرم و متهمی در برابر ما قرار گرفته است. ما به مجرم و متهم باید به عنوان یک مریض نگاه کنیم و خودمان در مقام یک پزشک باشیم. ما به فکر جمع کردن اتهامات و جمع کردن جرائم او نباشیم تا پرونده را سنگین کنیم.

«اصالت الصحة» و «اصالة البرائة» ها و اصالت‌ها و اصول عقلیه یا عملیه که ما در حوزه علمیه خواندیم را در عملمان رعایت کنیم.

وقتی من بر سر زن و فرزند خود داد می‌کشم یا وقتی بر سر مخاطب خود داد می‌کشم، این را بدانم خداوند عالم مافوق مرا وادار می‌کند که بر سر من داد بکشد. دنیا این است!

(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکا)

و هر کس از یاد من روی‌گردان شود زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت.

سوره طه (20): آیه 124

یا:

(سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلا)

این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است، و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.

سوره فتح (48): آیه 23

از طرف دیگر هم خداوند متعال می‌فرماید:

(وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِب)

و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد.

سوره طلاق (65): آیات 2 و 3

بنابراین ما باید تلاش کنیم در تمام کارها خداوند عالم و اهلبیت (علیهم السلام) و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) را ناظر ببینیم و قدری روی شناخت امام و علم امام به خودمان اطلاعاتمان را بیشتر کنیم.

بنده یکی از زیباترین جملاتی که در وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی دیدم را برایتان بیان می‌کنم. حتماً عزیزان بارها دیده‌اند.

بنده خودم هر ماه یک بار یا هر دو ماه یک بار یک مرتبه این وصیت نامه را از ابتدا تا انتها مطالعه می‌کنم، به طوری که هرگاه مطالعه می‌کنم بُعد جدیدی در روح من ایجاد می‌شود.

امام خمینی چند نکته در این وصیت نامه دارد. یکی از این موارد این است که ما بدانیم ائمه اطهار (علیهم السلام) از تمام اعمال ما آگاه هستند.

در کتاب «بحارالانوار» جلد 53 صفحه 175 وارد شده است که حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نامه‌ای به «شیخ مفید» می‌نویسد و در آن آمده است:

«فَإِنَّا یحِیطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِکمْ وَ لَا یعْزُبُ عَنَّا شَی‌ءٌ مِنْ أَخْبَارِکم»

ما احاطه علمی بر تمامی کارهای شما داریم و چیزی از شما بر ما پوشیده نیست.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 53، ص 175، ح 7

امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) تعبیری دارد و می‌نویسد: اگر ما برای خدا و اهلبیت به اندازه یک کودک خردسال که کنارمان هست اهمیت بدهیم و اعتقادمان به خداوند عالم و علم الهی به همین اندازه باشد، کافی است.

این دو نکته‌ای که خدمت شما عرض شد، نکاتی بود که بنده خواستم برای خودم در حد ذکری باشد.

(وَ ذَکرْ فَإِنَّ الذِّکری تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِین)

و پیوسته تذکر ده، زیرا تذکر برای مؤمنان سودمند است.

سوره ذاریات (51): آیه 55

مهمترین علل و عوامل بروز حادثه کربلا

نکته سوم اینکه ایام، ایام عاشورای حسینی است. معمولاً در جلساتمان از مصائب حضرت سیدالشهدا به اندازه کافی سخن گفته می‌شود. حال بعضی از منبری‌ها در خصوص اهداف امام حسین و نتیجه قیام امام حسین حرف زیاد می‌زنند.

یکی از موضوعاتی که در جامعه ما مورد غفلت قرار گرفته است که باید روی آن حساسیت داشته باشیم و سرمایه گذاری و اطلاع رسانی کنیم، ریشه‌ها و عوامل عاشوراست.

چه اتفاقی در طول این پنجاه سال بعد از رحلت رسول گرامی اسلام افتاد که با وجود زحمت‌های طاقت فرسای رسول گرامی اسلام، امت پیغمبر فرزند رسول الله را با آن وضع جانکاه به شهادت رساندند.

چه عواملی دست به دست هم داد که امت پیغمبر اکرم خیمه‌های حضرت سیدالشهدا را غارت کردند و اهل بیت حضرت را مورد ضرب و شتم قرار دادند و با وضع فجیع جوانان حضرت را به شهادت رساندند!

این از موضوعاتی است که معمولاً در جلسات ما مورد غفلت قرار گرفته است. چند نفری همانند «دکتر جعفر شهیدی» و «مرحوم هاشمی نژاد» نکاتی دارند، اما به نظر بنده حق مطلب ادا نشده است.

1- دوری از اهلبیت (علیهم السلام)

من در این فرصتی که دارم، چند نکته را به عنوان یک سرلوحه مخصوصاً برای عزیزان فضلا و کسانی که خطابه دارند و به دنبال این هستند که حقیقت روشن شود بیان می‌کنم.

یکی از عواملی که باعث شد عاشورا به وجود آمد و این اتفاقات افتاد، دوری جامعه از قرآن و اهلبیت بوده است. حتی کسانی که شعار:

«حَسْبُنَا کتَابُ اللَّهِ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1612، ح 4169

سر دادند، به دستورات قرآن کریم پایبند نبودند و اهلبیت را هم با اینکه «حدیث ثقلین» در حق آن بزرگواران وارد شده بود، کنار گذاشتند. تأکیدی که رسول اکرم روی حدیث ثقلین داشتند، در هیچ حدیث دیگری نداشتند.

«ابن حجر هیثمی» متوفای 974 هجری در کتاب «الصواعق المحرقة» می‌گوید: پیغمبر اکرم «حدیث ثقلین» را در «عرفات» فرمود، در «منا» فرمود، بعد از برگشتن از «طائف» فرمود و در آخرین لحظه زندگی که حجره‌شان مملو از صحابه بود گوشزد کرد.

ولی امت اسلامی نه به قرآن کریم عمل کردند و نه به فرمایشات اهلبیت (علیهم السلام) عمل کردند. امت اسلامی این دو فرمایش نبی گرامی اسلام را کاملاً کنار گذاشتند.

یکی از نکاتی هم که «امام خمینی» در وصیتنامه خود دارد، این است که آغاز وصیتنامه ایشان با «حدیث ثقلین» شروع شده است. شاید نصف و یا بیشتر وصیتنامه امام خمینی روی حدیث ثقلین دور می زند.

ما باید قدری در جامعه خود این دو را بیشتر کنار هم مطرح کنیم. رسول اکرم در غدیر خم فرمودند: کتاب و اهلبیت در کنار هم هستند.

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ولن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

المعجم الأوسط، اسم المؤلف: أبو القاسم سلیمان بن أحمد الطبرانی، دار النشر: دار الحرمین - القاهرة - 1415، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ج 4، ص 33، ح 3542

این حدیث هم عصمت اهلبیت (علیهم السلام) را ثابت کرده است و هم قرین بودن و عدیل بودن اهلبیت را با قرآن کریم تثبیت کرده است. در مقابل، امت اسلام در حق ثقلین چکار کردند؟! بنده تنها اشاره‌ای خدمت عزیزان داشته باشم.

بزرگ‌ترین کتابی که از عزیزان اهل سنت ما مطرح است، «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است که معتقدند بعد از قرآن کریم، أصح الکتب است.

تعداد روایات نقل شده از اهلبیت (علیهم السلام) در منابع اهل سنت

در تمام کتاب «صحیح بخاری» از امیرالمؤمنین تنها بیست و نه روایت آمده است. آقایان کتاب «مقدمه فتح الباری» اثر «ابن حجر عسقلانی» صفحه 471 را ملاحظه کنند. تمام روایاتی که آوردند، بیست و نه روایت است.

«ابن حزم أندلسی» هم ادعا می‌کند تنها پنجاه روایت از علی بن أبی طالب صحیح است و مابقی غیر معتبر است. حال از «ابوهریره» نزدیک به چهارصد و پنجاه روایت آمده است.

«ابن حزم أندلسی» کتابی تحت عنوان «اسماء الصحابة الرواة و ما لکل واحد من العدد» دارد که در این کتاب، تمام روایات صحابه را از صحاح و سنن و مسانید و تاریخ و تفسیر در این کتاب جمع کرده است.

ایشان می‌گوید: ما در تمام منابع روایی پانصد و چهل و اندی روایت از علی بن أبی طالب داریم، اما از «ابوهریره» پنج هزار و هفتصد روایت داریم!!

ابوهریره هجده ماه با پیغمبر اکرم بود. او در سال فتح خیبر مسلمان شد سپس به بحرین رفت و بعد از رحلت پیغمبر اکرم برگشت، اما این همه روایت از او نقل شده است.

«محمد ابو ریه» یکی از علمای بزرگ دانشگاه الأزهر می‌گوید: امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از ابتدای کودکی در دامن پیغمبر اکرم بزرگ شده است و در تمام سفرها و حذرها با پیغمبر اکرم بوده است. اگر بنا بود علی بن أبی طالب هر روز یک روایت از پیغمبر اکرم شنیده باشد، باید ما از امیرالمؤمنین دوازده هزار روایت داشتیم.

«ولو كان على رضي الله عنه قد حفظ كل يوم عن النبي - وهو الفطن اللبيب الذكي الحافظ ربيب النبي - ( حديثا واحدا ) وقد قضى معه رشيدا أكثر من ثلث قرن، لبلغ ما كان يجب أن يرويه أكثر من 12 ألف حديث. هذا إذا روى حديثا واحدا في كل يوم، فما بالك لو كان قد روى كل ما سمعه - وكان له الحق في روايته، ولا يستطيع أحد أن يماري فيه»

اگر علی در هر روز فقط یک روایت از پیغمبر حفظ بود، تعداد روایاتی که باید نقل می کرد بیش از 12000 روایت بود. این تنها در صورتی است که علی در هر روز فقط یک روایت نقل  کند. حال اگر می خواست تمام آنچه که از پیغمبر شنیده را نقل کند، چه می شد.

شيخ المضيرة أبو هريرة، نويسنده: محمود أبو رية، وفات: 1385، ناشر: منشورات مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت – لبنان؛ ص 128

حال از «عایشه» همسر پیغمبر اکرم در کتاب «صحیح بخاری» حدود دویست و چهل و اندی روایت نقل شده است، اما از حضرت فاطمه زهرا تنها یک روایت نقل شده است. ما نمی‌گوییم چرا از عایشه روایات زیادی نقل کرده‌اند، اما آیا این انصاف است؟!

کتاب «فتح الباری» مقدمه‌ای دارد و طبق حروف الفبا پیش می‌رود. در تمام جوامع روایی از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تنها هجده روایت نقل شده است، اما از عایشه دو هزار و دویست و ده روایت نقل شده است!!

عرض کردم ما گلایه نداریم، اما شأن دختر پیغمبر اکرم چنین نیست. یکی از اساسی‌ترین کارهایی که «بنی امیه» و «بنی عباس» انجام دادند، این بود که اهلبیت را کنار زدند. بنابراین همین خیانت‌ها زمینه به وجود آمدن عاشورا و حوادث بعد از آن گردید.

در کتاب «صحیح بخاری» از امام حسن و امام حسین حتی یک روایت هم نقل نشده است!!

بنده یک مرتبه این قضیه را نقل کردم. یکی از آقایان گفت: امام حسن و امام حسین در آن زمان خردسال بودند. بنده گفتم: «عبدالله بن زبیر» هم خردسال بود و تنها پنج ماه از امام حسن بزرگتر بود. مشاهده کنید چند روایت از او در «صحیح بخاری» هست!؟

2- دور ساختن جامعه از سنت راستین نبوی

نکته دیگری که من خیلی فشرده عرض کنم، دور ساختن جامعه از سنت راستین نبوی بود.

وقتی اهلبیت (علیهم السلام) که مبین قرآن کریم هستند کنار رفتند، امثال «کعب الاحبار یهودی» و «تمیم داری مسیحی» در مسجد النبی کرسی تدریس در مسجد النبی گذاشتند، اما امیرالمؤمنین در حاشیه قرار گرفت.

این افراد یک سری احادیث جعلی و اسرائیلی در میان مردم منتشر کردند که همین احادیث جعلی زمینه شهادت امام حسین را فراهم کرد. به قول «آلوسی» که می‌گوید:

«أن الحسین قتل بسیف جده صلی الله تعالی علیه وسلم»

امام حسین را با شمشیر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کشتند.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 26، ص 73، باب محمد: (23) أولئک الذین لعنهم... ..

بنده دو روایت برای شما از کتاب «صحیح بخاری» می‌خوانم که نگویند این روایات از کتاب‌های ضعیف ماست.

در کتاب «صحیح بخاری» جلد 1 صفحه 198 از قول «أنس بن مالک» غلام و خادم پیغمبر اکرم روایتی نقل شده است. او گریه می‌کند و اشک می‌ریزد. وقتی از او علت گریه‌اش را سؤال می‌کنند، می‌گوید:

«لَا أَعْرِفُ شیئا مِمَّا أَدْرَکتُ إلا هذه الصَّلَاةَ وَهَذِهِ الصَّلَاةُ قد ضُیعَتْ»

از سنت پیغمبر اکرم غیر از نماز چیزی باقی نمانده است که نماز را هم ضایع کردند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 198، ح 507

«ابودرداء» متوفای 33 هجری است که در زمان خلافت امیرالمؤمنین از دنیا رفته است. او می‌گوید:

«فقال والله ما أَعْرِفُ من أُمَّةِ مُحَمَّدٍ شیئا إلا أَنَّهُمْ یصَلُّونَ جمیعاً»

او گفت: به خدا سوگند از امت محمد نشانه‌ای از شریعت پیغمبر نمی‌بینم، مگر اینکه دسته جمعی نماز می‌خوانند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 232، ح 622

ببینید این مسائل بود که زمینه شهادت حضرت سیدالشهدا را فراهم کرد. سنت واقعی رفت و سنت‌های دروغین به نام رسول اکرم در جامعه رشد کرد.

مشاهده کنید آقای «بخاری» متوفای 256 هجری است و یک سال بعد از ولادت حضرت بقیة الله الأعظم از دنیا رفته است. مجموع روایات «صحیح بخاری» با حذف مکررات دو هزار و هفتصد روایت است.

او می‌گوید من روایات کتاب «صحیح» خود را از میان ششصد هزار روایت انتخاب کردم. یعنی پانصد و نود و هفت هزار روایت را کنار زدم و این دو هزار و هفتصد روایت را انتخاب کردم!

همچنین «مسلم» متوفای 261 هجری می‌گوید: من روایات کتاب خود را که هفت هزار روایت دارد، از میان سیصد هزار روایت انتخاب کردم.

«احمد بن حنبل» رئیس حنابله متوفای 241 هجری است و کتاب «مسند» او دارای سی هزار روایت است. او می‌گوید: من روایات کتاب خود را از میان هفتصد و پنجاه هزار روایت انتخاب کردم. این افراد میدان را برای جاعلین و وضاعین حدیث باز کردند.

روایتی هست که بنده دلم نمی‌آید آن را برای شما عزیزان نخوانم. بنده وقتی به این روایت نگاه می‌کنم، قلبم درد می‌گیرد. «حذیفه» از قول رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند و از آینده جهان اسلام می‌گوید. حضرت می‌فرماید:

«یکونُ بَعْدِی أَئِمَّةٌ لَا یهْتَدُونَ بِهُدَای ولا یسْتَنُّونَ بِسُنَّتِی وَسَیقُومُ فِیهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیاطِینِ فی جُثْمَانِ إِنْسٍ»

بعد از من پیشوایانی می‌آیند که هدایت مرا قبول ندارند و به سنت من عمل نمی‌کنند و مردانی در آن قوم خواهند بود که قلوبشان قلوب شیاطین است که در جسم انسان هستند.

«قال قلت کیفَ أَصْنَعُ یا رَسُولَ اللَّهِ إن أَدْرَکتُ ذلک»

گفتم: ای رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردم چه کنم؟

«قال تَسْمَعُ وَتُطِیعُ لِلْأَمِیرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُک وَأُخِذَ مَالُک فَاسْمَعْ وَأَطِعْ»

حضرت فرمود: حرف شنوی داشته باش و از امیر اطاعت کن. اگر تو را زد و مالت را گرفت، بازهم وظیفه‌ات این است که حرف شنوی داشته باشی و اطاعت کنی.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1476، ح 1847

یا به تعبیر «سوید بن غفلة» که می‌گوید:

«إن ضربک فاصبر وإن حرمک فاصبر وإن أراد أمرا ینتقص دینک فقل سمع وطاعة دمی دون دینی فلا تفارق الجماعة»

اگر تو را زد صبر کن، اگر تو را محروم کرد صبر کن، اگر به تو دستور ضد دینی داد، بگو سمعا و طاعة، دینم فدای جانم باد!

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 544، ح 33711

«شمر بن ذی الجوشن»: من انسان شریفی هستم!!

مشاهده کنید این روایت‌ها بود که امثال «شمر بن ذی الجوشن» را درست کرد. راوی می‌گوید: من کنار بیت الله الحرام بودم که دیدم «شمر» در قنوتش می‌گوید:

«اللهم إنک تعلم أنی شریف فاغفر لی»

خدایا می دانی که من انسان شریفی هستم، مرا مورد بخشش قرار بده.

راوی می‌گوید که من به او گفتم: بدبخت تو چطور انسان شریفی هستی که فرزند پیغمبر اکرم را به شهادت رساندی!؟ برگشت گفت:

«فکیف نصنع إن أمراءنا هؤلاء أمرونا بأمر فلم نخالفهم»

چه باید می‌کردیم؟ حکام به ما دستوری دادند و ما مخالفت نورزیدیم.

«ولو خالفناهم لکنا شرا من هذه الحمر السقاة»

اگر با آنها مخالفت می‌کردیم، از الاغ‌های آبکش بدتر بودیم.

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیخة - بیروت - 1995، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 3، ص 385، ح 3747

او به صراحت ادعا می‌کرد: اگر من دستور حاکم را عمل نمی‌کردم شریف نبودم، بلکه از این الاغی که آب می‌برد پست‌تر بودم!!

این مسائل باعث شد در جامعه جوی درست شود که مردم از روی تقرب به سوی خداوند اقدام به قتل امام حسین کنند.

صحابه از امام سجاد سؤال می‌پرسند: یابن رسول الله! شنیدیم بعد از اینکه امام حسین بی رمق افتاده بود، با شمشیر و سنگ بدن فرزند پیغمبر اکرم را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. چرا این کار را می‌کردند؟! حضرت می‌فرماید: به جهت تقرب به سوی خدا!!

3- جایگزین کردن صحابه به جای اهلبیت (علیهم السلام)

یکی از مسائلی که باعث به وجود آمدن عاشورا شد، جایگزین کردن صحابه به جای اهلبیت است. ما باید روی این قضیه زیاد کار کنیم، اما متأسفانه کار خوبی نشده است.

بنده بارها گفتم: اگر ما هزاران ساعت وقت بگذاریم و تاریخ صحابه را مطالعه کنیم، آنچه در قرآن کریم و سنت در رابطه با صحابه آمده و آنچه در رابطه با اهلبیت آمده را در دو کفه ترازو قرار دهیم، بسیاری از مسائل برای ما روشن می‌شود.

خداوند عالم این توفیق را به ما داده که در حال حاضر حدود بیست و پنج سال است در شبکه‌های مختلف، حتی شبکه‌های متعلق به عربستان سعودی همانند «شبکه المستقله» مناظرات مختلفی داشتم.

بنده همچنین در «شبکه نور» متعلق به اهل سنت افغانستان یا «شبکه سلام» و دیگر شبکه‌ها بحث داشتم. به طور کلی زندگی ما با این بحث‌ها گذشته است.

یکی از افتخارات بنده این است که بیش از دویست مناظره در خاک عربستان سعودی داشتم که در کتابی سه جلدی تحت عنوان «قصة الحوار الهادی» به چاپ رسیده است.

روزی در قم خدمت حاج آقای محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری بودیم. من موبایلم را خدمت ایشان دادم تا پیامی که از بخش شرق کشور آمده بود را بخواند. آقایی که شماره تلفنش هم در پیام موجود بود، نوشته بود:

"با بحثی که شما مطرح کردید و روشنگری کردید، بنده شیعه شدم و این بحث را در میان قبیله خود منتشر کردم. شب عید غدیر قبیله ما که پانصد نفر بودند، همگی یک جا شیعه شدند!"

ما کارخانه شیعه سازی درست نکردیم، بلکه می‌خواهیم اتمام حجت شود. بنده خدمت آیت الله جوادی آملی بودم و ایشان گفتند: "اگر شما این مطالبی که در کتب اهل سنت آمده است را مطرح نکنید، جوانان اهل سنت قیامت از شما شکایت می‌کنند! شما باید این مسائل را اطلاع رسانی کنید."

فرقه انحرافی «احمد الحسن» خطر جدی برای مکتب تشیع

نکته‌ای که بنده از عزیزان تقاضا دارم، این است که در خصوص شبهاتی که امروزه در فضای مجازی و رسانه‌ها مطرح می‌شود تنها به این جمله مقام معظم رهبری دقت کنید که فرمودند: "فضای مجازی به قتلگاه جوانان تبدیل شده است."

امروز حتی در حوزه‌های علمیه خودمان افرادی آمده‌اند شبهاتی مطرح می‌کنند که حتی وهابیت جرئت مطرح کردن آن را ندارند.

امروز قضیه «احمد الحسن» مطرح شده است که مدعی است من فرزند پنجم امام زمان هستم و مأموریت دارم تمام مراجع و روحانیت را قتل عام کنم تا امام زمان ظهور کند!! بنده بارها گفتم: والله تالله فرقه «احمد الحسن» به مراتب از منافقین بدتر هستند.

ما غالباً در شهرستان‌ها با قضات صحبت می‌کنیم. آن‌ها می گویند: این افراد را می‌گیرند و می‌آورند و ما خلأ قانونی داریم.

از طرف دفتر حاج آقای رئیسی که بنده افتخار بیش از بیست و پنج سال رفاقت و دوستی با این بزرگوار را دارم، از ما خواسته شد مفاسد اعتقادی «احمد الحسن» را به صورت ماده قانونی درآوریم تا در مجلس تصویب شود.

ما چندین جلسه گذاشتیم و چند تن از قضات پیشکسوت دادگستری قم به دادگاه ویژه روحانیت تشریف آوردند و چندین جلسه گذاشتیم.

ما ده الی دوازده ماده قانونی آماده کردیم و خدمت دفتر حاج آقای رئیسی دادیم تا در مجلس تصویب شود که دست قضات هم باز باشد.

هر روز فرقه جدیدی درست می‌شود. ما باید قدری حواسمان به این افراد باشد و مراقب این افراد باشیم.

به عنوان مثال عوامل این فرقه انحرافی، به شخص اطلاع می‌دهند که شما قرار است فرداشب خواب ببینید و شخص فرداشب خواب هم می‌بیند.

بعد از دیدن این خواب از این شخص می‌پرسند که خواب را دیدی یا نه؟ او می‌گوید: بله. آن‌ها می گویند: آن خانمی که در خواب دیدی، حضرت فاطمه زهرا بود و این نشانه این است که «احمد الحسن» حق است. با هیپنوتیزم هرکاری می‌توان کرد!

همچنین طرفداران «احمد الحسن» به شخص می گویند که قرآن را باز کن و ببین چه آیه‌ای می‌آید.

این افراد با ترفندهایی جوانان ما را صید می‌کنند، مصداق فرمایش مقام معظم رهبری که فضای مجازی به قتلگاه جوانان تبدیل شده است!! بنده بیش از این مصدع اوقات عزیزان نشوم.

خدا را به آبروی حضرت صدیقه طاهره سوگند می‌دهم فرج مولایمان حضرت ولی عصر را نزدیک بگرداند و انقلاب ما را به انقلاب جهانی حضرت بقیة الله الأعظم متصل نماید.

از خداوند متعال می‌خواهیم همه خدمتگزاران به اسلام و قرآن و اهلبیت بالأخص مقام معظم رهبری را بر توفیقاتشان بیفزاید. دشمنان مقام معظم رهبری که دشمنان دین هستند اگر قابل هدایت هستند هدایت وگرنه محو و نابود و مضمحل بفرماید.

هدیه به ارواح پاک انبیاء، اولیاء، شهداء، صدیقین، صالحین بالأخص امام راحل و دو یادگارش صلواتی عنایت فرمایید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



مطالب مرتبط:
ذکر حوادث مهم شب عاشورا در کربلاچرا غارتگران کربلا، در حین غارت اموال، گریه می کردند!؟فاجعه دردناک کربلا، محصول تفکرات مکتب سقیفه!
Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها