2017 September 21 - پنج شنبه 30 شهرويور 1396
آیه مباهله (2)
کد مطلب: ٨٦٤٩ تاریخ انتشار: ١٦ مهر ١٣٩٤ - ١٣:٤٥ تعداد بازدید: 1067
سخنراني ها » شبکه ولايت
آیه مباهله (2)

ویژه برنامه امامت و ولایت 94/07/16

 

بسم الله الرحمن الرحیم

94/07/16   

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

ذکر دلم مدح و ثنای علیست

حال خوشم حال و هوای علیست

ذات الهی که مرا خلق کرد

هر چه به من داد ولای علیست

خلوت من، جلوت من با علیست

دارو ندارم همه یک یا علیست.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

سلام و درود به پیشگاه یکایک شما بینندگان عزیز و ارجمند، خانم ها و آقایان محترم، هر کجا که بیننده ی شبکه ی جهانی ولایت، برنامه ی زنده ی امامت و ولایت از این شبکه ی نورانی در ایران اسلامی هر کجا که هستید و هموطنان عزیزی که به زبان و گویش فارسی سخن می گویند و در جای جای مختلف این کره ی خاکی، نگاه مهربانشان را هدیه دادند و همراه هستند با برنامه ی ما، بهترین ها را برایتان آرزومند هستم. ان شاءالله که زیر سایه مرتضی علی، زندگی تان سرشار از نور و معنویت باشد.

روزی که پشت سر گذاشتیم بیست و چهارم ذی الحجه و به عنوان روز «مباهله»، روزی که نام وجود مقدس و نازنین امیرمومنان علی (علیه السلام) و اهل بیت عصمت و طهارت بر تارک این روز می درخشد. و این روزی است که آیه ی مباهله نازل می شود و وجود نازنین آقا امیرمومنان به عنوان نفس پیامبر، به همه ی عالمیان معرفی می شود که انشالله جان ما، وجود ما و همه ی دار و ندار ما فدای نفس پیغمبر.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم. این هم یک صلوات؛ هدیه کنیم به روح پاک و مطهر آقا امیر مومنان و اهل بیت پاک و نورانی اش و انشالله که بتوانیم امشب هم با افتخار برنامه ی زنده ی امامت و ولایت را تقدیم حضور شما بکنیم.

مثل برنامه های گذشته ی «امامت و ولایت»، امشب هم در یک شب جمعه نورانی و باصفا توفیق داریم که در محضر استاد بزرگوار حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. جناب استاد خدمت شما سلام عرض می کنم. شب شما بخیر و خوشی و سلامتی. خیلی خوش آمدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی، خالصانه ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت بیش از پیش و قبولی دعاها و توسلات و شرکت در مراسم دهه ی ولایت و به ویژه عید غدیر و عید ولادت ولایت و امامت تقدیم می کنم.

خدا را به آبروی امیرالمومنین (سلام الله علیه) سوگند می دهم منّت بر ما نهاده و هر چه سریع تر لباس فرج بر اندام ملکوتی مولایمان ولی عصر ارواحناه فداء بپوشاند و ما را از یاران خاصش قرار دهد. دعاهایمان را به اجابت برساند ان شاءالله.

مجری:

ممنونم. ما هم تبریک عرض می کنیم خدمت شما روزی را که پشت سر گذاشتیم. امروز روز مباهله بود و ما صرفاً به عنوان بحث مقدماتی که خدمت حضرتعالی هستیم. مباهله را از نگاه اهل سنت بررسی کنیم و از زبان شما بشنویم.

اما قبل از این که این بحث را هم مطرح بفرمایید یک کلیتی بفرمایید چون ممکن است بعضی از دوستان بیننده ی ما خیلی اطلاعات کامل و جامعی نداشته باشند که مباهله یعنی چه؟ و داستان مباهله را یک اشاره ی کلی بفرمایید، بعد انشالله از نگاه علمای اهل سنت هم اشاره بکنید ممنون می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين. الحمدلله و الصلاة علي رسول الله و علي آله آل الله لاسيما علي مولانا بقية الله و اللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله.

الحمدُللّه الَّذِي هَدَانا لِهذا و ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أن هَدانا اللّه أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالْعِباد. حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

اجمالی از واقعه مباهله پیامبر اکرم با مسیحیان!

در رابطه با قضیه ی مباهله، با توجه به آیه ی 61 سوره ی آل عمران، داستان مباهله به این شکلی بود که انشالله عرض خواهیم کرد. نبی مکرم با ادیان مختلف و گرایش های مختلف اعتقادی بحث می کردند. مناظره می کردند. احتجاج می کردند. بعضی از قبایل قبول می کردند و ایمان می آوردند و بعضی قبول نمی کردند و راه لجاجت و عناد را در پیش می گرفتند.

از جمله از کسانی که قبول نکردند و تقریبا لجاجت به خرج دادند، نصارای نجران بود. و در ادیان گذشته این رسم بود بر این که اگر دو نفر در یک مسئله ی عقیدتی با همدیگر اختلاف اساسی دارند با همدیگر «مباهله» یا «ملاعنه» بکنند. مباهله یعنی همدیگر را نفرین کردن و از خدای عالم بر طرف باطل عذاب خواستن است.

و این از معجزات اسلام هست و ائمه (علیهم السلام) هم سفارش کردند که در مسائل اعتقادی و مذهبی می توانید با مخالفین مباهله کنید. مباهله شرایطی دارد که معمولاً روزه گرفتن و بعضی از دعاها هست.

دو نفر مخالف یک عقیده با همدیگر مباهله می کنند و معمولاً دست یکدیگر در دست هم و می گویند خدایا آنچه که ایشان می گوید حق هست و من باطل، بلا و عذابت را بر من نازل کن. طرف دیگر هم به همین شکلی می گوید. و این از معجزات اسلام هست که اگر کسی مباهله کند طرف مقابل با یک عذاب ویژه ی آسمانی در اسرع وقت نابود خواهد شد. این کل قضایای مربوط به مسئله ی مباهله هست.

مجری:

پس حالا غیر از این مباهله ای که مشهور و معروف هست که در واقع انجام نشد. آیا ما نمونه  دیگری هم در طول تاریخ داشته ایم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در طول تاریخ بوده است که افرادی مباهله کردند و طرف مخالف نابود شده است و البته معمولا در این طور قضایا، مخالفین ما مخصوصاً وهابی ها وحشت دارند.

مباهله ای که انجام نشد!!

من یادم هست حدود ده دوازده سال قبل که آقای «تیجانی» و آقای دکتر «ابوزهرا» که از اساتید دانشگاه عراق بود و ایشان الآن در «لندن» تدریس دارد؛ با «عثمان الخمیس» قرار شد مباهله کنند و قرار هم گذاشتند ولی «عثمان الخمیس» و دوستان او از مباهله فرار کردند. اول گفتند ما حاضریم. قرار هم شد در یک شبی با هم مباهله بکنند. بعد گفتند ما مباهله نمی کنیم. مباهله در کنار بیت الله الحرام باید باشد زیر ناودان طلا و حجر اسماعیل و یک شرط و شروط های من در آوردی درست کردن و از زیر مباهله در رفتند.

در رابطه با قضیه ی «مباهله» در اینجا سخن خیلی زیاد هست و من فقط به بخشی از این قضایایی که در کتب عزیزان اهل سنت آمده است، یک اشاره ای می کنم. بعد یک نکاتی را در این زمینه عرض خواهم کرد که خود آیه ی مباهله یکی از بزرگترین دلیل بر امامت امیرالمومنین(سلام الله علیه) است.

اولاً این آیه ی شریفه را ملاحظه کنید که خدای عالم در سوره ی آل عمران که سومین سوره قرآن است، در آیه ی 61 می فرماید:

(فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين)

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو:" بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم‏.

دیگر جائی برای دفاع از معاویه نیست!!

عزیزان دقت کنند. آنهایی که نسبت به معاویه می گویند: «معاویه (رضی الله عنه) حجر بن عدی (رضی الله عنه) را شهید کرد»!! و این هم یک مدل جدیدی هست. یا می گویند که معاویه (رضی الله عنه) با علی (رضی الله عنه) جنگیدند. می خواستند همدیگر را بکشند زودتر از طرف مقابل بروند بهشت!! چون عجله داشتند برای رفتن به بهشت طرف مقابل.

مخصوصاً که معاویه چون آدم بهشتی بود و علاقه ی خاصی به بهشت داشت و کاتب وحی بود و علی را هم خیلی از خودش بیشتر دوست داشت. می خواست سریع علی بن ابی طالب را بکشد و بفرست بهشت و آنجا صفا بکنند!!

بعضی وقت ها این عقلی که خدا به ما داده چرا نمی خواهیم به کار بیاندازیم که اگر هیچ روایتی ما نداشتیم غیر از همان جمله ی:

«علی مع القرآن و القرآن مع علی»

علی با قرآن هست و قرآن با علیست.

المستدرك على الصحيحين، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، (متوفای 405)، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت، 1411هـ - 1990م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص134، ح 4628

که حتی بچه های کوچک ما هم حفظ کردند، این برای ما کفایت می کند. علی با حق هست و حق با علی هست. ما در برابر حق، جز باطل چیز دیگری نداریم. نمی شود گفت که قاتل حق است و مقتول هم حق هست.

در «صحیح مسلم» می گوید:

«قال أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ»

معاویة بن ابی سفیان به سعدبن وقاص دستور داد به علی ناسزا بگوید. ولی او امتناع کرد. پرسید چه چیزی مانع تو شد که به علی ناسزا نگوئی؟

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، (متوفای 261)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح 2404

حالا من نمی دانم آیا واقعاً با این وضع، جا دارد که بعضی ها بیایند و از معاویه حمایت کنند!؟ این روایت صحیحی که پیغمبر اکرم فرمود:

«سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من سب عليا فقد سبني هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

از پیغمبر شنیدم که فرمود هر کس علی را سب کند مرا سب کرده است.

المستدرك على الصحيحين، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، (متوفای 405)، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت، 1411هـ - 1990م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص130، ح 4616

این دیگر خیلی واضح و روشن است. من نمی دانم آدم باید با چه زبانی با اینها حرف بزند. و این عبارت «ابن تیمیه» است در کتاب «منهاج السنة»، ج5، که حدیث «صحیح مسلم» را می خواهد معنا کند می گوید:

«وأما حديث سعد لما أمره معاوية بالسب فأبى فقال ما منعك أن تسب علي بن أبي طالب»

معاویه سعد بن ابی وقاص را امر کرد که به علی سب بکند. ولی او ممانعت کرد. گفت چرا علی را سب نمی کنی؟

منهاج السنة النبوية، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس (متوفای 728)، دار النشر: مؤسسة قرطبة، 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج5، ص42

گویا یک واجبی از واجبات الهی را ترک کرده و باید مجازات بشود آن هم در ملا عام، که چرا شما سب نمی کنی!؟

آیا واقعاً با رسیدن دستور نبی مکرم بر عدم سب امیرالمؤمنین، و این قضایا را مطرح کردن، آیا جا برای اجتهاد باقی می ماند یا نه؟

یک عبارتی را از «ابن تیمیه» دیدیم که ایشان می گوید اگر کسی روایتی از پیغمبر به او برسد و بعد از رسیدن روایت پیغمبر، بخواهد اجتهاد کند، کافر هست! بعد از رسیدن روایت از پیغمبر بخواهد از پیش خودش اجتهاد کند. و من تعجب می کنم این روایت چطور از نظر مبارک مرحوم «سید شرف الدین» مخفی مانده است.

حالا انشالله وقتی به موضوع «اجتهاد» می رسیم این را برای عزیزان از کتاب خود ابن تیمیه روایت خواهم کرد.

در هر صورت، ما می ببینم در اینجا «معاویه بن ابی سفیان» دستور می دهد به «سعد بن ابی وقاص» که به امیرالمؤمنین ناسزا بگوید و می پرسد که شما چرا علی بن ابی طالب را سب نمی کنی؟ ایشان می گوید: به سه دلیل من سب نمی کنم:

آیه مباهله، دلیلی محکم بر حقانیت امیرالمؤمنین!

یکی از آنها همین آیه ی مباهله هست. گفت: علت این که من به علی ناسزا نمی گویم این هست که وقتی آیه ی 61 سوره ی آل عمران نازل شد، پیامبر به همراه علی و فاطمه و فرزندانشان برای مباهله رفت.

نقل «مسلم نیشابوری»:

مسلم نیشابوری در صحیح خود نقل می کند:

«وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ ﴿ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ﴾ دَعَا رسول اللهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

وقتی این آیه نازل شد، پیامبر علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و فرمود: خدایا اینها اهلبیت من هستند.

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، (متوفای 261)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح 2404

عزیزان خوب دقت کنید! بزرگواران اهل سنت! این «صحیح مسلم» است که نقل کرده است: «دعا رسول الله علیا» نمی گوید: «دعا عمرا و ابابکرا و...». می گوید: «و فاطمه» نمی گوید حفصه و عایشه! «و حسنا و حسیناً» نمی گوید: سعد بن وقاص و عبدالله زبیر و اینها! این روایت «صحیح مسلم» است!

گرچه دودمان بنی امیه هر روایتی در فضایل امیرالمومنین و خمسه ی طیبه بودند، یک روایت بدلی درست کردند. «حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت هستند.» آمدند گفتند: ابوبکر و عمر هم سروران پیرمردهای بهشت هستند! پیغمبر فرمود: «من شهر علم هستم، علی هم درب آن است»؛ آمدند گفتند که ابوبکر سقف اوست، عمر هم دیوار اوست. عثمان هم حیاط اوست. معاویه هم حلقه ی اوست!!!

هر روایتی در فضایل اهلبیت آمده است این ها یک بدلی درست کرده اند. فقط می خواهم این عبارت را یادداشت بفرمایید اگر فرصت داشتیم سوال کنید تحریفات همان آیه ی مباهله را بگویم.

مسلم می گوید: « دَعَا رسول اللهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا» و کس دیگری را برای مباهله نبرد و فرمود اینها اهل بیت من هستند. نگفت عایشه اهل بیت من هست. حفصه اهل بیت من هست.

نقل «ابن کثیر دمشقی»:

مورد بعدی تفسیر «ابن کثیر دمشقی» است که سلفی هم هست:

«فأخذ بيد علي و فاطمة والحسن الحسين.»

پیغمبر برای مباهله، دست علی، فاطمه، حسن و حسین را گرفت.

تفسير القرآن العظيم، إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، (متوفای 774)، دار النشر: دار الفكر، بيروت، 1401، ج1، ص371

دست علی، فاطمه، حسن و حسین را گرفت نه دست عمر و ابابکر و حفصه و عایشه. البته ما قصد جسارت نداریم. ولی ما می خواهیم دوستان؛ آدم های بی عقلی که می آیند و روایت جعل می کنند را خوب بشناسند. ابن کثیر در ادامه می گوید:

«قال جابر﴿أنفسنا وأنفسكم رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي بن أبي طالب.»

مراد از «انفسنا» امیرالمومنین(سلام الله علیه) است که جان پیغمبر هست. مراد از «ابناءنا» امام حسن و امام حسین هست. و مراد از «نساءنا» فاطمه زهرا هست. همچنین ابن کثیر می گوید، مستدرک هم این روایت را آورده و گفته است: «صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه» این جمله ی ابن کثیر دمشقی سلفی است.

نقل «حاکم نیشابوری»:

همچنین در کتاب «معرفة علوم الحدیث» بیان می شود که:

««قال الحاكم وقد تواترت الأخبار في التفاسير عن عبد الله بن عباس وغيره أن رسول الله صلى الله عليه وسلم أخذ يوم المباهلة بيد علي وحسن وحسين وجعلوا فاطمة وراءهم ثم قال هؤلاء أبناءنا وأنفسنا ونساؤنا فهلموا أنفسكم وأبناءكم ونساءكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين.»

حاکم گفت که اخبار متواتر داریم از عبدالله بن عباس و دیگران که روز مباهله پیغمبر دست علی و حسن و حسین (سلام الله علیهم) و فاطمه (سلام الله علیها) را گرفت و گفت اینها فرزندان ما و جان ما و زنان ما، شما هم بیاورید جان خودتان را، فرزندانتان را، و زنانتان را و بعد ما با همدیگر مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان نثار کنیم.

معرفة علوم الحديث، أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاكم النيسابوري، (متوفای 405)، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت،1397هـ - 1977م، الطبعة : الثانية ، تحقيق: السيد معظم حسين، ج1، ص50

ابن تیمیه نیز می گوید:

«وأما من أنكر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو كافر»

ابن تيميه گفته است  هر كس منكر حديثي شود با تواتر و يا اجماع ثابت شده، كافر است 

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس (متوفای 728)، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج1، 109

نقل «ابراهیم بن محمد بیهقی»:

می رویم مدرک بعدی. ببینید آقای «بیهقی» ایشان تعبیرش چی هست؟ «ابراهیم بن محمد بیهقی» می گوید:

«من أفضل أصحاب رسول الله، صلى الله عليه وسلم؟ فقال: أبو بكر وعمر وعثمان وطلحة والزبير وسعد وسعيد وعبد الرحمن بن عوف وأبو عبيدة بن الجراح. فقال له: فأين علي بن أبي طالب، رضي الله عنه ؟ قال: يا هذا تستفتي عن أصحابه أم عن نفسه؟ قال: بل عن أصحابه. قال: إن الله تبارك وتعالى يقول: (قل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم)، فكيف يكون أصحابه مثل نفسه؟ »

افضل اصحاب رسول الله چه کسانی هستند؟ گفتند ابوبکر و عمر و عثمان و ... راوی گفت. اصحاب پیغمبر را شمردی ولی علی در میان آنان نبود. گفت از اصحاب پیغمبر سوال می کنی یا از جان پیغمبر سوال می کنی؟ گفت من از اصحاب پیغمبر سوال کردم. گفت: این هایی که شمردم اینها اصحاب پیغمبر بودند. بعد این آیه را خواند  و سپس گفت چطور می شود که اصحاب پیغمبر مثل جان پیغمبر باشند؟

المحاسن والمساوئ، إبراهيم بن محمد البيهقي، (متوفای320)، دار النشر: دار الكتب العلمية  - بيروت/ لبنان- 1420هـ - 1999م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عدنان علي، ج1، ص38 .

یک نفر هم نگفته که این آقای بیهقی، شیعه بوده یا شیعه زاده بوده است.

نقل «ابوسعید الخادمی»:

همچنین در «بريقة محمودية» آمده است:

«آيَةُ الْمُبَاهَلَةِ ﴿نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ لِأَنَّ الْمُرَادَ بِالْأَنْفُسِ عَلِيٌّ لِأَنَّ الْأَخْبَارَ الصَّحِيحَةَ أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ تَعَالَى عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَعَا عَلِيًّا إلَى هَذَا الْمَقَامِ .»

در آیه مباهله مراد از جان پیامبر علی بن ابی طالب است. چون اخبار صحیحی هست بر این که در مباهله پیامبر اکرم علی را انتخاب فرموند.

بريقة محمودية، أبو سعيد محمد بن محمد الخادمي (متوفاى : 1156)، ج2، ص7 بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر،

نقل «زمخشری»:

زمخشری که یکی از شخصیت های برجسته ی اهل سنت هست من گمانم هیچ سنی هم نباشد حتی غالب شیعه ها با شخصیت آقای زمخشری و مخصوصاً «الکشاف» ایشان که در تفسیر نوآوری هایی زیادی داشته و یک سر و گردنی از دیگر تفاسیر بالاتر می دانند، نشناسند.

در جلد اول در ذیل ﴿أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ﴾ ایشان بحثی را مطرح می کند که نبی مکرم آمد و دست حسنین و فاطمه و علی (علیه السلام) را گرفت و این ها را آورد برای مباهله. سپس:

«فقال أسقف نجران يا معشر النصارى إني لأرى وجوها لو شاء الله ان يزيل جبلا من مكانه لأزاله بها فلا تباهلوا فتهلكوا ولا يبقى على وجه الأرض نصراني إلى يوم القيامة فقالوا يا أبا القاسم رأينا ان لا نباهلك وان نقرك على دينك ونثبت على ديننا قال ( فإذا أبيتم المباهلة فأسلموا يكن لكم ما للمسلمين وعليكم ما عليهم ) فأبوا قال ( فإني أناجزكم»

اسقف نجران گفت ای گروه نصارا من چهره هایی را دارم می بینم این ها از خدا بخواهند کوه را از جا بکند، کوه کنده می شود. با این ها مباهله نکنید که هلاک می شوید در روی زمین یک نصرانی تا قیام قیامت نمی ماند. گفتند که یا رسول الله ما مباهله نمی کنیم تو  در دینت ما هم در دینمان، حضرت فرمود اسلام بیاورید. اینها حاضر نشدند. این ها آمدند و گفتند ما حاضریم جزیه بدهیم.

الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل،  أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري الخوارزمي (متوفای 538)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: عبد الرزاق المهدي، ج1،  ص396

زمخشری در ادامه مطرح می کند که عایشه همسر پیامبر هم می گوید در آیه ی تطهیر یعنی آیه ی سی و سه سوره ی احزاب آنجا هم پیغمبر امام حسن، امام حسین، حضرت زهرا و حضرت علی را زیر کسا قرار داد و فرمود: ﴿انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت﴾

آقای زمخشری این دو تا آیه را کنار هم می آورد، می گوید هم اهل البیت در آیه ی تطهیر و هم این چهار بزرگوار در آیه مباهله یک چیز بیشتر نیست. نه عایشه داخل اینها هست نه حفصه و نه ام سلمه و حتی خدیجه کبری (سلام الله علیها) هم در بین اینها نیست.

بعد ایشان یک جمله ی قشنگی را مطرح می کند و می گوید:

«وخص الأبناء والنساء لأنهم أعز الأهل وألصقهم بالقلوب وربما فداهم الرجل بنفسه وحارب دونهم حتى يقتل»

پیامبر فرزندان و همسران را اشاره کرد و اختصاص داد. زیرا ایشان عزیزترین افراد هستند و به قلب انسان چسبیده اند. و چه بسا انسان خود را برای آنها فدا می کند. نبرد می کند تا کشته شود.

الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل،  أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري الخوارزمي (متوفای 538)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: عبد الرزاق المهدي، ج1،  ص396

چرا پیغمبر آمد یگانه دخترش صدیقه طاهره فاطمه ی زهرا را برد. فرزندش امام حسن و امام حسین را برد. گفت اینها چون عزیزترین اهلش بودند نزدیک ترین و چسبنده ترین به قلبشان بودند. آقای زمخشری در ادامه نتیجه می گیرد و می گویند:

«وفيه دليل لا شيء أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم السلام، وفيه برهان واضح على صحة نبوة النبي»

این آیه ی مباهله دلیلی است که قوی تر از این دلیلی بر فضلیت اصحاب کساء نداریم. و برهان روشن و دلیل روشنی است بر صحت نبوت نبی مکرم.

نبی مکرم می خواهد برای اثبات نبوتش، برای صداقتش شاهد بیاورد. چه کسی را می برد؟ علی را می برد. کسی که می خواهد بعد از پیغمبر خلیفه ی پیغمبر شود. آیا آن کسی که شاهد بر نبوت او بوده است، شاهد بر صداقت او بوده است، بر فرض که پیغمبر، خلافت را به مردم واگذار کرده است؛ آیا با این دو تا آیه و خود آیه ی مباهله، دلیل نیست که علی (علیه السلام) از همه صحابه افضل بودند؟

اینها همه نشانگر این هست که امیرالمومنین(سلام الله علیه) افضل الصحابه است و احب الناس در نزد رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم).

مجری:

در حقیقت این مطالب قطره ای از اقیانوسی است که در منابع اهل سنت وجود دارد. اما حضرت استاد ما دیده ایم که وهابی های امروز که در حقیقت دشمن واقعی اهلبیت و امیرمومنان علی (علیه السلام) هستند، وقتی نمی توانند جواب بدهند به این که شما ثابت کردید از منابع اهل سنت که وجود امیرمومنان نفس پیامبر است، بر اساس این آیه و در منابع اهل سنت هم به صراحت آمده است؛ یک شبهه ای را مطرح کردند در خصوص این که امیرالمومنین نفس پیامبر هست.

اول این کلیپ را ببینیم و بعد من یک توضیح مختصری می دهم و پاسخش را از زبان حضرت استاد خواهیم شنید. واقعا ببینید چقدر گاهی چیزهای خنده داری مطرح می کنند. ببینید.

انکار جایگاه و فضیلت امیرالمومنین (علیه السلام) در آیه مباهله:

متن کلیپ:

«واقعیت را در نظر بگیریم اگر گفته شود که علی نفس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست، نعوذ بالله اهانت بزرگی است و آمده اید و این را گفته اید که شوهر فاطمه زهرا پدرش بوده رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)!!!»

«خداوند علی را نفس پیامبر گفته است. این تفسیر نادرستی است»

«اگر واقعا علی نفس پیامبر باشد، علی نفس رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد فاطمه دختر رسول الله و دختر نفس رسول الله است. یعنی این که علی با دختر خودش ازدواج کرده است!! نه از نظر فیزیکی و عملی و ظاهری می شود این را تطبیق دارد و نه از نظر فضایل، و خصوصیات و ویژگی ها می توان این را تطبیق داد که در واقع بگوییم امیر (رضی الله عنه) نفس پیامبر هست. این واقعا یک استدلال ناشناسانه است!! «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»: به حقیقت مومنان همه برادر یکدیگرند پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید.»

مجری:

استاد! این آیه ای که در پایان آمد یک جورایی کمک کرد. با یک بخش آیه، جواب تمام آن شبهات بی اساس و پوشالی داده شده است. واقعاً خیلی خنده دار هست. به قول شما به حرف های اینها مرغ پخته هم به خنده و گریه در می آید!!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

واقعاً ما خدا را شاکریم که دشمنان اهلبیت را از احمق ترین انسان ها قرار داده است. همین آیه ی شریفه ی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» تمام مومنین اخوه هستند پس باید بگوئیم که تمام این آقایان با خواهرانشان ازدواج کرده اند!!! طبق آیه ی قرآن همه ی مومنین برادر هستند. نمی گوید «مثل اخوه» بلکه می گوید « انما المومنین اخوه.» همه ی مومنین برادر هستند.

به این آقایان می گوییم شما که با خانم هایتان ازدواج کردید اینها مومن هستند یا مومن نیستند. هر جا «یا ایها الذین آمنوا» آمده است خطاب به زن و مردم، هر دو است مثلا:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد، روزه بر شما نوشته شد همان گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شده، تا پرهيزكار شويد.

سوره بقره(2): آیه 183

آیا درست است بگوئیم که بر شما مردان روزه نوشته شده است؟ یعنی زن ها نباید روزه بگیرند؟؟!!

شما ببینید که در رابطه با «یزید» که «عبدالله بن حنظله» گفت:

«ينكح الأمهات والبنات والأخوات.»

از نزد کسی می آییم که با مادرش و با خواهرش و با دخترش ازدواج می کند.

تاريخ مدينة دمشق، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي (متوفای 571)، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج27، ص429

از همه می خواهیم از این ها سوال کنند که این شبهه ای که شما مطرح کردید حداقل از این ها سوال کنند که ﴿ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ  معناش چی هست؟ آیا شما واقعا با خواهر خودتان ازدواج فرمودید؟

یا در مورد این روایت «صحیح مسلم» از این آقایان سؤال کنید. ببینید در حدیث 2383 که سه چهار تا تکرار شده است دوستان بعداز 2282 تقریبا اولین روایتی هست ببینید می گوید:

«قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن مَسْعُودٍ يحدث عن النبي صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ قال لو كنت مُتَّخِذًا خَلِيلًا لَاتَّخَذْتُ أَبَا بَكْرٍ خَلِيلًا وَلَكِنَّهُ أَخِي»

از عبدالله بن مسعود شنیدم که گفت پیامبر فرمود اگر قرار بود دوستی را برای خود انتخاب کنم ابوبکر را انتخاب می کردم. ولی ابوبکر برادر من است.

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفای261)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1855، ح 2383

پس «عایشه» دختر برادر پیغمبر است!! و پیغمیر با دختر برادرش، با محرم خودش ازدواج کرده است!!؟؟

این یک سوال است که آقایان لطفاً جواب بدهند؟

البته عرض بکنیم که اگر همچنین روایتی از نبی مکرم صادر شده است چرا در قضیه ی «سقیفه» به این روایت ها استدلال نکردند؟ این سوال را ما هزار بار پرسیده ایم!

پیامبر اکرم این را در گوش عبدالله مسعود که نگفته است. اگر این روایت را می فرمود، قبل از هر کسی عایشه باید از این روایات خبر داشته باشد، خود ابوبکر باید از این روایت خبر داشته باشد.

 اما سوال بعدی در کتاب «فضائل الخلفاء الراشدين» آمده است:

« قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ادع لي أخي قلنا: أبو بكر قلنا: عمر قال: ادع لي أخي قلنا: عثمان: قال نعم فخلا به النبي صلى الله عليه وسلم فقال له: إن الله مقمصك قميصافإن أراد المنافقون خلعه فلا تخلعه حتى تلقاني»

پیامبر گفت برادر من را بخوانید بیاید. گفتیم ابوبکر. گفت نه. گفتیم عمر گفتند نه، برادرم رابگویید بیاید. گفتیم عثمان. پیغمبر فرمود بله، عثمان برادر من هست. بعد پیغمبر اکرم عثمان را خواست و با او یک مقداری گفتگوی خیلی دوستانه ای کرد. و فرمود خدا پیراهن خلافت را به تن تو کرده است اگر منافقین خواستن این پیراهن را در بیاورند بیرون نیاوری حتی اگر کشته بشوی.

فضائل الخلفاء الراشدين، أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد الاصبهاني (متوفای 430)، ج1، ص64

پیغمبر می فرماید عثمان برادر من است. پس عثمان دو تا دختر برادر خودش را به عقد خودش در آورده است. این را هم آقایان به ما جواب بدهند؟

ببینید دودمان بنی امیه چکار کرده است؟ پیغمبر فرمود خدای عالم پیراهن خلافت را به تن تو کرده است. اگر منافقین خواستند این پیراهن خلافت را از تن تو بیرون بیاورند، مبادا بیرون بیاوری. اصلاً و ابداً. این خلافت تو عطیه ی الهی هست این را از تنت بیرون در نیار. تا این که مظلومانه شهید بشوی و کشته بشوی.

ما هم از کتاب های متعدد آورده ایم که صحابه ی پیغمبر آمدند و عثمان را کشتند. انشالله در رابطه با قتل عثمان هم ما مدارک را مستند می آوریم. که قاتلین عثمان جز صحابه کس دیگری نبوده است. فریب عبدالله سبا را خورده باشند باز نقص بر صحابه هست. این صحابه ای که واقعاً نمی توانند تشخیص بدهند عبدالله سبای یهودی بیاید و این ها را تحریک کند تا خلیفه ی مسلمین را بکشند، به درد نمی خورند.

البته اگر این «عبدالرحمن دمشقیه» آن زمان بود می گفت این قضا و قدر الهی هست. یا صحابه ای که آمده اند عثمان را کشتند، اینها همان طیراً ابابیل هستند که آمدند و این عثمان را نابود کردند.

ایشان در همین قضیه ی منا و مکه گفت که «طیراً ابابیل» بود و آمد حجاج ایرانی ها را کشت!! حالا نسبت به حجاج غیر ایرانی چطور بود؟ ایشان اظهار نظر نکردند. البته این حرفها با توجه به پرونده اش خیلی زیاد بعید نیست.

به طوری کلی در تمام موارد ﴿ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» یا ﴿ وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ و... اینها مقامات دینی است. آن آقایی که می گوید نه مقامات فیزیکی هست و غیره نمی دانم این آقایان واقعاً کجا درس خوانده اند؟ به قول امام جمعه ی محترم زاهدان، جناب آقای سلیمانی. به قول ایشان که می گویند در کدام اصطبل و طویله ای اینها تحصیل کردند که این طور می آیند نسبت به مقامات حضرت امیر(سلام الله علیه) اینطور جسورانه حرف می زنند.

این مشخص هست که وقتی می گوید پیغمبر اکرم بین مهاجرین و انصار اخوت برقرار کرد و این ها با همدیگر برابر شدند؛ یعنی نمی توانند با همدیگر ازدواج کنند؟؟!! اینها مشخص هست که بحث اخوت و غیره اینها مقامات دینی است. اخوت، اخوت اسلامی هست. اینها برای اینکه همین قضیه را در ابوبکر گیر نیافتند، یک روایت را جعل کرده اند و این روایت در صحیح مسلم هم هست.

خواندیم پیغمبر فرمود که ابوبکر برادر من هست. از آن طرف توی ذهنشان می آید که شاید یک احمقی از یک اصطبلی فارغ التحصیل بشود و بگوید از نظر فیزیکی جور در نمی آید.

در حدیث صحیح مسلم ما نقل کردیم از رسول اکرم که فرمود من ابوبکر را برادر خودم قرار دادم، در ذیل آن می آورد ولکن «اخوة الاسلام».

«وقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ أَمَنَّ الناس عَلَيَّ في مَالِهِ وَصُحْبَتِهِ أبو بَكْرٍ وَلَوْ كنت مُتَّخِذًا خَلِيلًا لإتخذت أَبَا بَكْرٍ خَلِيلًا وَلَكِنْ إخوة الْإِسْلَامِ»

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفای261)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1854، ح 2382

یعنی این برادر، برادر فیزیکی نیست آقای عبدالشیطان!! برادر، برادر اسلامی هست. اخوت، اخوت اسلامی هست. نه اخوت فیزیکی. اگر پیغمبر می آید و می گوید علی جان من هست. اگر فیزیکی هست اتحاد علی و پیغمبر لازم می آید. حتی آن خل و چل های دیوانه خانه ها هم این را درک می کنند. که می گوییم مثلاً فلان بچه جان من هست. فلان آقا جان من هست اگر فیزیکی باشد یعنی در حقیقت، با همدیگر حلول کرده اند یک چیزی شدند!

من کیستم لیلی، و لیلی کیست من، ما یکی روحیم اندر دو بدن.

علی ای حال، این ها همه در حقیقت امر اعتباریست که می گوید جان رسول اکرم چقدر در نزد خدای عالم عزیز هست، جان علی بن ابی طالب هم این قدر عزیز است. جان پیغمبر چقدر فضیلت دارد؛ جان علی بن ابی طالب هم آنقدر ارزش دارد.

یعنی در حقیقت یک تسویه ی فضیلت میان امیرالمومنین و نبی مکرم است، «الا ما خرج بدلیل.» مثل قضیه ی پیغمبر اکرم، که نبی هست، ولی علی نبی نیست. به پیغمبر وحی می شود. به علی وحی نمی شود. پیغمبر دارای شریعت هست، علی دارای شریعت نیست. اگر این دو سه مورد را شما حذف کنید، در تمام موارد مثل همه هستند.

دفاع زیبای یک بی سواد؛ از امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)!

من آن روز دیدم که یک بنده ی خدایی با یک زبان عوامانه که من خیلی خوشم آمد. یعنی واقعا لذت بردم. بعضی وقت یک حرف هایی افراد عادی می زنند، ما که شبانه روز هم با این روایات و غیره سرکار داریم، نمی زنیم و دقت نمی کنیم.

می گفت که یکی از این وهابی ها از من سوال کرد. که آیا علی افضل هست یا انبیاء افضلند؟ خیلی قشنگ حرف می زد یعنی آدم عوامی هم بود. همان کسی که شما برنامه اجرا می کردید در همان شب عید غدیر. آمده بود کنار من نشسته بود. یک آدم خیلی سواد آنطوری هم نداشت.

فکر کنم گفت که راننده است، می گفت با یکی از این وهابی های کردستان با هم بحثمان شد. گفت علی افضل است یا انبیاء افضلند؟ گفتم ببین من سواد ندارم ولی یک چیز را فهمیده ام. وقتی مادر حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) می خواست حضرت عیسی را به دنیا بیاورد در کنار خانه ی خدا بود خدای عالم گفت بلند شو مریم برو زیر یک درختی و آنجا حضرت عیسی را به دنیا بیاور.

ولی مادر حضرت علی وقتی می خواست علی را به دنیا بیاورد حتی نگفت برو در را باز کن برو تو. که مبادا بعضی از (تعبیر ایشان این بود) افراد حرامزاده بگویند حالا یک کسی آمده و در را باز کرده و هل داده فاطمه بنت اسد را داخل. نه، برای اینکه این حرامزاده این شبهه را نکنند خدای عالم دستور داد دیوار کعبه شکافته شد. فاطمه بنت اسد آمد داخل کعبه و علی بن ابی طالب را در آنجا به دنیا آورد تا برای همگان ثابت بشود که جایگاه علی از حضرت عیسی بالاتر هست.

به قدری این را قشنگ بیان کرد که آدم لذت می برد. البته این روایت است. یکی از مواردی که حضرت امیر خودش استدلال می کند در جواب «صعصعة بن صوحان» در آخر عمرشان، همین هست. ولی من دیدم این عبارت را با یک تعبیر عوامانه ای مطرح می کند، من واقعاً لذت بردم که بعضی از افراد هستند که یک قسمت هایی را به ذهنشان می آورند و استدلال می کنند که آدم واقعا لذت می برد. این ها را آدم جزو الهامات ربانی می داند. خیلی واضح و روشن هست، قرآنی هم هست. تاریخی هم هست. روایت هم ما داریم. ولی خوب اینها را در یک قالب عوامانه ریختند. تأثیرگذاریش چند برابر بیشتر هست.

البته در «مجمع الزوائد» هم آمده که در شب زفاف حضرت زهرا (سلام الله علیها) وقتی که ایشان به اتاق زفاف رفت، پیامبر به ام ایمن فرمود:

«يا أم أيمن ادعي لي أخي فقالت أخوك هو وتنكحه ابنتك قال يا أم أيمن ادعي لي فسمع النساء صوت النبي صلى الله عليه وسلم فتحسحسن فجلس في ناحية ثم جاء علي رضي الله عنه فدعا له ثم نضح عليه من الماء ثم قال ادعو إلي فاطمة فجاءت وهي عرقة أو حزقة من الحياء فقال اسكتي فقد أنكحتك أحب أهلي إلي»

 ای ام ایمن! برادرم را صدا کن (یعنی علی را)، ام ایمن گفت: علی برادر توست، دخترت را به او دادی؟ نبی مکرم فرمود: یا ام ایمن علی را صدا کن بیاید و وقتی زن ها که شنیدند همه از خانه بیرون رفتند و بعد فرمود فاطمه را صدا کن او هم آمد و بعد فرمود که زهرا جان تو را به عقد کسی در آوردم  که محبوب ترین اهل بیت من در نزد من است.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفای 807)، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت – 1407، ج 9، ص 210

لذا پیغمبر فرمود وقتی من می گویم برادر من، یعنی این برادر، برادر اسلامی است، اخوت، اخوت اسلامی هست. چون انسان برادرش جزء عزیزترین عزیز هست. می گوید این احب اهل بیتی نه تنها محبوب ترین صحابه هست، بلکه محبوبترین مسلمان حتی میان اهل بیت من هم محبوبترین هست.

برداشت بسیار زیبای یک عالم اهل سنت، از آیه مباهله!

من یک جمله ای دیدم، همین یک ساعت قبل که داشتم مطالعه می کردم  و تصویر کتاب را هم گرفتم ولی الان در ذهنم نیست کدام کتاب بود. یک جمله ی قشنگی یکی از علمای بزرگ اهل سنت آورده بود. خیلی خوشم آمد. می گفت ببین خدای عالم در این آیه چه کار کرده است. اجازه بدهید این آیه را بیاورم که دوستان ما این آیه را هم ببینند. یک جمله ی خیلی ظریف بود. من واقعا لذت بردم از تعبیری که این عالم بزرگوار اهل سنت نسبت به این آیه داشته است. اگر به ذهنم بیاید تصویر کتابش را هم می آورم.

ایشان می گفت: قرآن می گوید: «ندع ابناءنا، و نساءنا و انفسنا» پیغمبر آمد حسن را جلو انداخت. زهرا را جلو انداخت. مرتبه ی سوم علی را آورد. یعنی می گوید ما قبل از آن که علی فدا بشود. حسن و حسین جلو هستند. قبل از این که علی فدا بشود زهرا هم جلو هست. خیلی تعبیر جالبی است.

یعنی در حقیقت در این قضیه ی مباهله که می خواهد بیاید پیغمبر اکرم می فرماید بناست اگر فرض من باطل هستم. بگذار پسران من اول فنا بشوند، دخترم فدا بشود. بعد نوبت علی برسد. یعنی مشخص هست که حسن و حسین هم فدایی علی هست. زهرا هم فدایی علی هست. علی فدایی پیغمبر هست. ببینید خیلی جالب هست. تقدیم «ابناءنا و نساءنا» بر «انفسنا»، این نشان می دهد بر این که در فدا شدن هم حضرت حسن و حسین و زهرای مرضیه این ها مقدم هستند تا امیرالمومنین (سلام الله علیه).

من به قدری لذت بردم این تعبیر را دیدم که حد نداشت. 

علی ای حال؛ اینجا این نشان می دهد بر این که واقعاً کاملاً آیه ی مباهله همان تعبیر زمخشری هست. اقوی دلیلی هست بر افضلیت خمسه ی طیبه و افضلیت امیرالمومنین (سلام  الله علیها).

مجری:

البته حضرت صدیقه ی طاهره در عمل هم فدایی امیرالمومنین شد. و جان عزیزشان را فدا کردند. حضرت زهرای مرضیه، زهرای شهیده (سلام الله علیها).

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، اولین شهیده ی اهل بیت شدند.

مجری:

استاد شما فرمودید که من یادآوری بکنم بحث تحریفات را. بحث تحریفات در آیه مباهله، از گذشته بوده و الان هم کم و بیش متاسفانه می بینیم که این وهابی ها این کار را انجام می دهند. یک کلیپی هست که خیلی جالب هست وقتی من دیدم چقدر غصه خوردم.

الان هم خودشان می دانند منظور از «انفسنا و انفسکم» وجود مقدس و نازنین آقا امیرمومنان علی(علیه السلام) هست ولی به خاطر آن بغض و عداوت و کینه ای که دارند حتی این بخش از آیه را هم از آیه حذف می کنند.

حذف فضائل امیرمومنان از آیه قرآن!!

شصت و یکمین آیه از سوره ی مبارکه آل عمران معروف به آیه مباهله، یکی از مهم ترین ادله ی قرآنی در خصوص فضیلت و برتری اهل بیت (علیهم السلام) بر دیگران محسوب می گردد. اما از آنجا که دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) چشم دیدن اینگونه فضائل را ندارند. دست به حذف آن ها زده اند که این کلیپ بیانگر این واقعیت می باشد:

متن کلیپ:

«رسول خدا آنها را به مباهله دعوت کرد آنها [مسیحیان نجران] گفتند چگونه؟ فرمودند: همگی بیرون می رویم و با خود کودکان خود و پسران خود و زنان خود را می بریم و جمع می شویم من و شما و هر که دروغگو باشد از خدا می خواهیم لعنت بر او نازل کند. گفتند پس انجام می دهیم. وقتی که صبح شد رسول خدا حسن و حسین و فاطمه را صدا زد خدا از همه آنها راضی باشد. و با آن سه نفر آمد تا این که بر طبق آیه قرآن عمل کرده باشند هنگامی که حضرت رادیدند ترسیدند.»

در این کلیپ «انفسنا و انفسکم» را نمی خواند!!!!

مجری:

ببینید عداوت و دشمنی را که با وقاحت تمام بخشی از آیه را حذف می کند. این از گذشته هم بوده است و الان هم می بینیم متاسفانه این اتفاقات می افتد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در اینجا حرف برای زدن زیاد داریم. اجازه بدهید من چند تا نکته ای را از خود کتاب های اهل سنت بیاورم.

حذف نام حضرت زهرا و امیرالمؤمنین از روایت مباهله!!

«حاکم نیشابوری» وقتی این روایت را مطرح می کند، با کمال تعجب، هم اسم حضرت زهرا را حذف می کند و هم اسم حضرت امیرالمومنین را:

«فجاء النبي صلى الله عليه وسلم و جمع ولده و الحسن و الحسين»

پیغمبر آمد و فرزندانش را جمع کرد و حسن و حسین را جمع کرد.

المستدرك على الصحيحين، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري (متوفای 405)، دار النشر: دار الكتب العلمية- بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص649

مورد بعدی «مصنف ابن ابی شیبه» است که نقل می کند:

«ولما غدا إليهم رسول الله صلى الله عليه وسلم أخذ بيد حسن وحسين وكانت فاطمة تمشي خلفه»

وقتی پیامبر به سمت آنها راه افتاد، دست حسن و حسین را گرفت و فاطمه نیز پشت سر اینها حرکت می کرد.

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي (متوفای 235)، دار النشر: مكتبة الرشد – الرياض – 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص426، حدیث37014

ببینید که اسم امیرالمومنین نیست. من از اینها حدود ده دوازده مورد دارم. نمی خواهم این شب ها ذهن مبارک آقایان را یک مقداری آشفته کنم به خاطر این قضایا.

در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» که چهار تا کذّاب بیان می کنند که از عزیزان می خواهم که این راویان را بررسی کنند:

«أخبرنا أبو عبدالله محمد بن إبراهيم أنبأ أبو الفضل بن الكريدي أنبأنا أبو الحسن العتيقي أنا أبو الحسن الدارقطني أنا أبو الحسين أحمد بن قاج أنا محمد بن جرير الطبري إملاء أنا سعيد بن عنبسة الرازي أنا الهيثم بن عدي قال سمعت جعفر بن محمد عن أبيه في هذه الآية ﴿ تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم  قال فجاء بأبي بكر وولده وبعمر وولده وبعثمان وولده وبعلي وولده »

وقتی این آیه نازل شد ابوبکر با بچه هایش، عمر با بچه هایش عثمان با بچه هایش، علی هم با بچه هایش آمدند.

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي ( متوفای571)، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج39، ص177

حالا ﴿ و نساءنا  دراین جا چه شد؟! این آقا یادش رفته بود که بگوید ابوبکر با زن و بچه اش، عمر با زن و بچه اش، عثمان با زن و بچه اش... .

کلمه ی «ولد» را آورد ولی زنش را فراموش کرد چون نمی دانست در اینجا ﴿ و نساءنا و نساءکم  هم در آیه هست.

و همچنین آقای «آلوسی» وقتی می آید در تفسیر «روح المعانی» می خواهد این بحث را مطرح بکند. یک تعبیری دارد، تعبیر خیلی قشنگی دارد. می گوید:

«وأخرج ابن عساكر عن جعفر بن محمد عن أبيه رضي الله تعالى عنهم أنه لما نرلت هذه الآية جاء بأبي بكر وولده وبعمر وولده وبعمر وولده وبعثمان وولده وبعلي وولده وهذا خلاف ما رواه الجمهور»

ابن عساکر آمده و گفته است وقتی این آیه آمد ابوبکر و عمر و عثمان و علی همه با بچه هایشان آمدند در حالی که این خلاف نظر جمهور است.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي ( متوفای1270هـ)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج3، ص190

آلوسی سلفی متوفای (1270)، این قدر انصاف شده که می گوید این خلاف جمهور هست و همچنین در کتاب «المغنی فی الضعفا» که فقط به عنوان نمونه بیان می کنم که برای خود «ذهبی» هست، نسبت به یکی از راویان این قضیه  که «سعيد بن عنبسة الرازي» هست می گوید:

«سعيد بن عنبسة الرازي عن عباد بن العوام، كذبه ابن معين وغيره.»

ابن معین و دیگران گفته اند که این فرد کذّاب و آدم دروغ پرداز و دروغگو بوده است.

المغني في الضعفاء، الإمام شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي ( متوفای 748هـ)، تحقيق: الدكتور نور الدين عتر، ج1، ص264

اگر یکی یکی راویان را بررسی کنید خواهید دید که همگی افرادی هستند که معلوم الحال هستند. دودمان بنی امیه بساطی درست کرده اند که نه تنها هر مرغ پخته خنده اش می آید، بلکه کودکان شیرخواره در گهواره به عقل و ریش اینها می خندند.

مجری:

بله، ممنون. می بینیم که در گذشته چه تحریفاتی صورت گرفته است و امروز هم می بینیم که یک جوجه وهابیمی آید و در این آیه دست می برند و می دانند که این آیه آن نفسی که آمده است ﴿انفسنا و انفسکم  امیر مومنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما روایت را از صحیح مسلم آوردیم. حاکم نیشابوری هم ادعای تواتر می کند. ولی این آقایان برای اینکه یک فضیلتی را درست بکنند، می آیند و روایت را تحریف می کنند.

مجری:

از قدیم من یادم هست که هرگاه می خواستند نام امیرالمؤمنین را ببرند. مخصوصاً برای کسانی که از عتبات عالیات برمی گشتند، یا از مدینه برمی گشتند و نیز در مساجد، این شعر را می خوانند که:

بارها گفت پیمبر که علی جان من است

هم به جان علی و هم به جان پیمبر صلوات

تماس بینندگان:

مجری:

ان شاءالله که زیر سایه مرتضی علی باشید. عزیزانی که در جای جای ایران اسلامی برنامه زنده امامت و ولایت را همراهی می کنید. بینندگان عزیزی که تپش قلبشان با نام امیرالمؤمنین (علیه السلام) حرکت می کند. و هر تپشی که می کند مثل اینکه یک یا علی می گوید.

در خدمت بینندگان عزیز هستیم. که تماس بگیرند و سؤالاتشان را بپرسند. با افتخار در خدمت عزیزان، چه شیعه باشند و چه عزیزان اهل سنت هستیم.

بیننده: آقای امیرعلی از چابهار ـ اهل سنت:

سلام علیکم. وقت بخیر. خدمت مجری و حاج آقای قزوینی. عرض تسلیت دارم برای شهادت عده ی کثیری از حجاج اهل سنت و اهل تشیع در عربستان و در فاجعه ی منا. از خداوند متعال برای خانواده های داغدار اجر عظیم خواستارم چه اهل سنت و چه تشیع.

ما همگی مان آرزویمان این هست که در منا و در جایی که حج خدا هست و این کسانی که آنجا شهید شدند یا وفات کردند در واقع در راه خدا رفته بودند. ما باید به خانواده های داغدار یک قوت قلبی باید به آنها بدهیم به جای این که مثلا بگوییم یا آل سعود یا وهابی، دیگر از آنها زیاد حرف نزنیم. بگوییم خداوند خودش هر کسی را که این کار را مرتکب شده است روز قیامت جوابش را از آنها پس می گیرد.

مجری:

یعنی نباید بگوییم کسانی که مقصر بودند دراین امر و بی کفایتی کرده اند، بی مدیریتی کرده اند.

ادامه تماس بیننده:

باید در جوامع بین المللی پاسخگو باشند. کسی که الان از کشور عربستان کسی اینجا وفات می شد یا کشته می شد. عربستان مگر پیگیری نمی کرد؟ چرا پیگیری می کرد.

مجری:

آنها بی مسئولیت کردند آقا امیرعلی. ما صحبتمان سر آنهاست. می گوییم آنها بی کفایتی و بی مسئولیتی کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای امیر علی! قرآن در هر کجا می آید یک جنایتی را مطرح می کند، بلافاصله جنایتکار را معرفی می کند شما ببینید قضیه ی قتل حضرت هابیل را مطرح می کند، نمی آید بگوید آن کسی که هابیل را کشت در جهنم هست! بلکه بلافاصله قابیل را مطرح می کند. جنایاتی که بر بنی اسرائیلی روا داشته شده و خدای عالم می آید مطرح می کند، بلافاصله جنایتکار، فرعون را هم معرفی می کند. در رابطه با قضیه ی حضرت ابراهیم آن جنایت ها را مطرح می کند بلافاصله «نمرود» را هم کنارش می آورد.

ما از بزرگواری حضرتعالی تشکر می کنیم. برای همه دردآور هست. که البته خودشان هم گفته اند حتی از خود سازمان عفو بین الملل گفته اند اگر ایران پیگیری نمی کرد، عربستان سعودی این قضایا را آنچنان مخفی می کرد، سرپوش می گذاشت که آب از آب تکان نخورد.

شما ببینید جناب آقای امیرعلی بزرگوار، جنایاتی به این وضع که دو میلیون حاجی آنجا شاهد بوده است، و عصر، عصر رسانه هم هست. شما دیدید که تصویر را نشان می دادند خود حاجی ها داشتند عکس می گرفتند. خودشان هم هفت هزار دوربین داشتند تا حالا عربستان سعودی حاضر نشده است که آمار واقعی را بدهد. حالا شما ببینید برادر بزرگوارم من نمی خواهم حاشیه بروم ولی قضیه ی غدیر که صد و ده هزار نفر بودند و با آن وضع و آن زمان نه فیلمبرداری بود، نه عکس برداری بود و بلندگو هم نبود. افرادی ایستاده بودند در وسط، صدای نبی مکرم را تکرار می کردند. این که آمده اند در طول تاریخ اتفاقاتی که افتاد نسبت به حضرت زهرا، نسبت به حضرت امیر و حتی نسبت به آقا امام حسین (سلام الله علیه) حتی نسبت به خود عثمان. شما ببینید این ها چقدر حقایق را مخفی کردند، چقدر قضایا را مخفی کردند، نسبت به قضیه ی خود خلیفه ی دوم، چرا نمی آیند حقایق را بگویند.

ابولؤلؤ مسلمان بود، کافر بود، لا مذهب بود، هر چه بود. خلیفه ی دوم به عنوان خلیفه ی مسلمین هست، آمده و در مسجد در حال نماز حمله کرده است. بیایید و حقیقت را مطرح کنید برای مردم، چرا سرپوش می گذارید به قولی فقط و فقط می گویند که ابولؤلؤ کافر بود، مجوسی بود و ...

ما از اینها سوال کردیم که این فرد که مجوسی بود، کافر بود، تو مسجد چکار می کرد. مگر همه ی اینها صحابه ی پیغمبر نبودند. یک نفر نبود بگوید که این مجوسی هست و آمدن مجوسی به مسجد حرام هست. خلاف شرع هست، پیامبر اکرم در آخرین جمله گفت:

«أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ من جَزِيرَةِ الْعَرَبِ »

مشرکین از جزیرة العرب بیرون کنید.

الجامع الصحيح المختصر(صحیح بخاری)، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفای256)، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1111

جناب آقای امیرعلی بزرگوار! همین قضیه را ملاک قرار بدهید که چه حقایقی در تاریخ بوده است که آن روز مخفی کردند، امروز هم علمای وهابی در رسانه هایشان دارند مخفی می کنند حقایق را.

بعضی از علمای بزرگوار و عزیز اهل سنت هم یا اطلاع ندارند ، و یا اطلاع دارند و می ترسند و یا ملاحظات دیگری می کنند و حقایق را مطرح نمی کنند. ما خواهشمان از عزیزان اهل سنت، طلاب اهل سنت، دانشجویان اهل سنت، پیشانی شان را ما می بوسیم، خواهش می کنیم یک بازخوانی دیگری از تاریخ صدر اسلام داشته باشند. این پنجاه سال اول صدر اسلام را مطالعه کنند این شصت سال تاریخ صدر اسلام را مطالعه کنند. از زمان نبی مکرم تا قضایای کربلای معلی، این را خواهشمان این هست که بیایند واقعیات را از همین کتاب های تاریخی خودشان ملاحظه کنند.

ادامه تماس بیننده:

خیلی عالی هست این حرف هایی که زدید ولی به نظر خود من وقتی فاجعه ی به این عظیمی یعنی فاجعه ی منا رخ می دهد بعد از مدتی باید صبر بکنند مسئولین و یا کشورها و یک کمی وقت بدهند تا این که آن موضوعی که پیش آمده بود علت حادثه ای که پیش آمده بود، علت را پیدا بکنند نه این که مثلا رسانه های ایران ...

مجری:

آقا داشتند مخفی کاری می کردند و جنازه ها را می خواستند دفن کنند.

ادامه تماس بیننده:

الان یک حادثه ای توی ایران رخ می دهد مردم باید تحمل داشته باشند و موشکافانه بروند سراغ این قضیه و مشخص بشود که علتش چی بوده است؟ عربستان سعودی هم که من در رسانه هایی که دیدم، این که پیش از این که عربستان سعودی آمار بدهد سر و صدا راه انداخته بودند.

مجری:

چرا الان آمار نمی دهند؟

ادامه تماس بیننده:

چند روز پیش چند تا فیلم منتشر کرده بودند که سیصد تا ایرانی، حادثه ی منا را به وجود آورده است، این ها تظاهرات کرده بودند.

مجری:

عیبی ندارند همان دوربین هایشان را نشان بدهند.

ادامه تماس بیننده:

من تا جایی که متوجه شدم گفتند نزدیک هفتاد، هشتاد نفر ایرانی مسئول اینها بودند، این ها را دستگیر کردند و دارند از آنها بازجویی می گیرند که بفهمند این موضوع چی بوده است تا این مستندات را پخش کنند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 آقای امیر علی عزیز! فرض ایرانی ها باعث شدند، این که الان تمام اهل سنت می آیند - و ما کلیپش را هم قبلاً پخش کردیم – و می گویند حتی این مأمور عربی فهمید که ما ایرانی هستیم با پوتینش گذاشت روی گلویم، داشت مرا خفه می کرد، مردم می گفتند ما آب نداریم بخوریم، آب چرا به این ها نمی رساندند ایرانی ها مقصر بودند!؟ مصری ها چه گناهی داشتند؟ اول گفتند مقصر اصلی افریقایی ها بودند بعد گفتند ایرانی ها. البته آنها نگفتند بلکه در شبکه های شیطانی گفتند.

برادر بزرگوارم! یک دفعه یک اتفاقی، قتلی، در بیابان اتفاق می افتد یک فیلم جنایی درست می کنند می خواهند بررسی کنند. در یک قضیه ای که عزیز من، دو میلیون نفر شاهد قضایا هستند. این مردم تمام مشاهداتشان را مطرح می کنند، جای برای تحقیق نمی ماند. هفت هزار دوربین خود آقایان می گویند ما داریم. این هفت هزار دوربین آن لحظه ای که اتفاق افتاده است، کل این قضایا سه ساعت بیشتر اتفاق نیفتاده است. این سه ساعت را بخواهند بررسی کنند. در عرض ده ساعت می آیند و بررسی می کنند که همچین اتفاقی افتاده است. پنج هزار نفر کشته شده است.

و این دودمان آل سعود که امروز تمام مردم شدیدترین لعنتشان را بر این دودمان و بنیانگذار این دودمان، یعنی عبدالعزیز، دارند نثار می کنند، یک دفعه آمده اند عذرخواهی کنند؟؟ آمده اند عذرخواهی کنند؟!

عجیب بود من اخبار مصر را می دیدم، دیدم که در خود تلویزیون های مصر آمده اند و می گویند نزدیک صد و بیست نفر یا کمتر یا بیشتر از مصری ها، ما کشته دادیم در منا، به جای این که بیایند و تسلیت بگویند. سفیر عربستان در مصر، روز عید قربان جشن گرفت و دودمان «السیسی» که کمتر از آنها نیست دعوت کردند به آنجا برای رقص و پایکوبی، تعجب می کنم، می گویند ما نمی دانیم چکار کنیم. با چه وضعی ما مواجهه هستیم. این ها به جای این که بیایند و تسلیت بگویند، خود آقای السیسی بیایند تسلیت بگوید و عذرخواهی بکند به پادشاه عربستان تبریک می گوید و رقص و پایکوبی دارند در مصر راه انداخته اند به خاطر عید قربان!!!

آیا پنجاه شصت نفر جنایتکار که رفته بودند از امارات و در یمن کشته شدند سه روز عزای ملی اعلام نکردند؟ یعنی این پنج هزار نفر به اندازه ی شصت نفر ارزش نداشت که بیاند و یک عزای ملی اعلام بکنند. برادر بزرگوارم یک مقداری انصاف هم خوب چیزی است.

این ها بی کفایت هستند، این ها همه ی نیروهایشان فرستاده اند در یمن، 60 نفر را در یک عروسی شهید کردند.

اضافه این که هیچ کشوری مثل ایران از کشته هایش قدردانی نکرد چه رهبری باشد و چه ریاست جمهوری و چه وزارت بهداشت و چه وزارت ارشاد باشد با تمام توان ایستاده اند جلو، با تمام توان. این ها گفته اند تا آخرین نفر ما تکلیفش روشن نشود ما دست بر نمی داریم. این دولت پاکستان چقدر کشته داده است؟ چرا حتی یک کلمه حرف نزدند؟ مصر این همه کشته داد چرا حرف نزدند؟ تونس این همه کشته داد چرا حرف نزدند؟ نیجریه این همه کشته داده چرا چیزی نگفت؟ ظاهرا دلارها و ریالهای عربستان، رؤسای جمهور این کشورها را ساکت کرده بود!

ببین عزیز من، شما یک مقداری چشمتان را باز کنید و به این شبکه های وهابی زنگ بزنید و بگویید واقعا ننگتان باد ای جیره خواران آل سعود که این طور دارید توهین می کنید.

مجری:

ان شالله به همین زودی شاهد نابودی آل سعود و آل سقوط و آل یهود باشیم. و ان شالله همه ی مسلمانان از دست اینها راحت بشوند.

بیننده: نارویی از ایرانشهر ـ اهل سنت:

خدمت حاج آقا قزوینی سلام عرض می کنم. من دو تا سوال داشتم. یکی مربوط به برنامه است و سوال دیگرم مربوط به برنامه نمی شود.

سوال اولم: این بود که نظر فقها و علما و اندیشمندان اهل تشیع در مورد کسانی که ولایت الهی حضرت علی را قبول نداشته باشند چی هست؟

سوال بعدی: در مورد این که آیات زیادی هست که خداوند فرموده اند که من شما انسانها و اجنه را آفریده ام که عبادت خداوند را انجام بدهید و عبادت های خداوند در قرآن و احادیث پیامبر آمده است. خواستم بپرسم که آیه ای هست در قرآن که مثلا گفته باشند که سینه زنی و این ها جزو عبادت حساب می شود؟ یا حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) که فرموده باشند که برای علما و برای شهدا گریه کردن یا عزاداری و سینه زنی اجر و ثواب دارد و فردای قیامت در نامه ی اعمال ثبت و ضبط می شود!؟

مجری:

نکته ی دیگری نیست؟ در مورد برنامه چی می خواستید بگویید؟

ادامه تماس بیننده:

من به نوبه ی خودم به عنوان یک اهل سنت حادثه ای که در منا اتفاق افتاد من هم محکوم می کنم و این عربستان سعودی را مسئول می دانم در مورد کسانی که آنجا به شهادت رسیدند. و سوال اینجاست که ما الآن نزدیک چهار سال هست که نزدیک دویست و پنجاه هزار نفر در سوریه کشته شدند، کسانی نیامد از کشته شده ها دفاع کند. در حالی که مثلاً الان جمهوری اسلامی به بشار اسد هم کمک می کند، مسئول کشته شدگان کی هست؟

مجری:

بله مردم دارند کشته می شوند، همه بر می گردد به همان آل سعود!

ادامه تماس بیننده:

اتفاقی که در سوریه افتاده است چکار به آل سعود دارد؟ حکومت بشار باعث کشته شدن مردم می شود!!

مجری:

این وهابی ها و داعشی ها را کی تربیت کرده است

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای نارویی! در خود سوریه آمده اند همین سال گذاشته انتخابات انجام دادند یا نه؟

بیننده:

این انتخاباتی که فقط در دمشق بود. پنج شش میلیون نفر آواره هستند. کجا در انتخابات شرکت کردند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آیا سازمان های بین الملل نظارت داشتند یا نداشتند؟

بیننده:

انتخابات فقط در دمشق بود در شهرهای دیگر نبود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

انتخاباتی که در سوریه، اتفاق افتاد آیا همین مخالفین و عربستان سعودی آمدند و اعتراض کردند و گفتند انتخابات فرمایشی هست؟

در هر کجایی که امنیت بود این ها آمدند و انتخابات راه انداختند. بیش از نود درصد مردم هم گفتند ما بشار اسد را دوست داریم. چکار کنند مردم؟ الان حدود صد و بیست هزار نفر از هشتاد و چهار کشور آنجا دارند می جنگند. این ها چکار می کنند آنجا؟ اینها این حقوق های ماهیانه ای که می گیرند، این حقوق ماهیانه را چه کسی می دهد غیر از عربستان سعودی؟

بیننده:

من کاری با داعش و با النصره ندارم. صحبت مردم هست.

مجری:

مردم را چه کسانی می کشت؟ همین داعشی ها و اینها هستند و همین هایی که وهابی ها و عربستانی ها از آنها حمایت می کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای نارویی عزیز، هر شهری را آزاد می کنند مردم می ریزند توی خیابان ها جشن و پایکوبی راه می اندازند. چه در عراق و چه در سوریه، آیا این ها جزو مردم هستند یا نه، جزو مردم نیستند؟

مجری:

آقای ناروئی آیا این داعشی ها اهل سوریه هستند به نظر شما؟

بیننده:

نه، اینها از کشورهای دیگری آمده اند. اینها وقتی دیدند مردم دارند مظلوم واقع می شوند رفتند کمکشان کنند!!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این مفتی اعظم سوریه، جناب آقای بدر الدین حصون، این جزو مردم سوریه هست یا جزو مردم سوریه نیست ؟

بیننده:

جزو مردم سوریه هست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

زنده باد، نظر این مفتی اعظم در قبال این اتفاقات چی هست؟ یعنی بالاترین عالم و به قولی کارشناس دینی مفتی اعظم هست. الان نظر مفتی اعظم سوریه چی هست؟ شما می توانید بفرمایید که آیا ایشان معتقد هست بر این که مردم بشار اسد را نمی خواهند، بشار اسد دارد مردم را می کشد؛ یا ایشان طرفدار داعش هست یا طرفدار مردم هست؟ آقای «رمضان الحوتی» از علمای طراز اول اهل سنت سوریه بود، اینها را کی کشت؟ مردم سوریه کشتند یا داعشی ها کشتند؟ پسر مفتی اعظم را چه کسی کشت؟

بیننده:

این را قبول دارم که داعشی ها دارند جنایت می کنند. درسته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا اموات شما را بیامرزد. داعش توسط عربستان سعودی وارد سوریه شده، وارد عراق شده است و دارد مردم را می کشد. هم شیعه و هم سنی را می کشد. آقای بدرالدین حصون فرزندش جزو کسانی هست که همین ها شهیدش کردند. آقای رمضان الحوتی یکی از شخصیت های طراز اول اهل سنت سوریه هست. فیلمش را ما بارها پخش کردیم، لحظه ای که ایشان را ترور کردند ما فیلمش را پخش کردیم.

برادر عزیز من، برادران بزرگوار، آقایان نارویی های عزیز! امروز در سوریه نه بحث بشار اسد هست و نه غیره. ما در این شبکه هم یک دفعه از بشار اسد نه تجلیل کردیم و نه تعریف کردیم و نه گفته ایم آدم خوبی هست و نه آدم بدی هست.

ما معتقد هستیم بشار اسد با آن یکی روسای کشورهای عرب هیچ فرقی ندارد. «کلهم ملة واحدة» ولی ما برای مردم هر کشوری احترام قائل هستیم، ارزش قائل هستیم. می گوییم همانطوری که زیر نظر سازمان ملل انتخابات شد، زیر نظر سازمان ملل بیایند در خود بحرین انتخابات برگزار کنند. چه کسی رأی می آورد؟ در عربستان سعودی بیایند زیر نظر سازمان ملل انتخابات برگزار کنند. ببینند آیا آل سعود ده درصد رأی مردم را می تواند کسب کند برادر بزرگوارم؟

دوست داریم که اهل سنت داخل کشور ما یک مقداری آگاه باشند. حواسشون باشد الآن در سوریه هم شیعه کشته می شود عزیز من، هم سنی کشته می شود.

این کردها! حداقل شما اینقدر باید عرق مذهبی داشته باشید. کردهای سنی که اینچنین دارند قطعه قطعه می شوند. فرزندانشان کشته می شود، زنانشان کشته می شود. آیا این ها جزو مردم سوریه نیستند؟ از آمریکا و اروپا آمده اند آنجا؟ یا نه، آنهایی که این کردها را دارند قتل عام می کنند توسط عربستان سعودی آمدند آنجا.

بیننده: مشرفی از مشهد مقدس ـ شیعه

عرض سلام دارم خذمت حاج آقای قزوینی. حاج آقا اینها در عقاید حرفی برای گفتن پیدا نمی کنند اکثرا می آیند به رفتار شیعیان استناد می کنند برای خرابی. شیعیان هم مثل باقی مردم دنیا هستند و امامان هم فرموده اند که شیطان به غیر از شیعیان فارغ شده است و کاری ندارد فقط مثل زنبورها بر سر شما می ریزد تا شما را در نظر مردم خراب جلوه بدهد. که از مذهب حقّه ی شما بیزاری کنند.

نمی دانم شما روز دوشنبه برنامه ی آقای خدمتی را دیدید؟ یک صحبت هایی می کرد و می گفت که علی (علیه السلام) چون در جنگ یمن که رفته بود و خیلی بداخلاقی و سختگیری می کرده با صحابه، اینها همه برگشته بودند و شکایت می کردند. پیامبر صد و بیست هزار نفر جمعیت را نگه داشت و فرمود هر کس من را مولای خودش می داند و دوست دارد باید که علی را دوست داشته باشد.

همین بهترین دلیل بر این هست که علی (علیه السلام) حقش را غصب کردند. یعنی مثل این که خدای متعال به شیطان و ملائکه گفت که به آدم سجده کنید. گفتند این تازه از راه رسیده است ما چرا باید به او سجده کنیم؟ این چه ارزشی دارد ما عمری هست که طاعت و عبادت کردیم و بزرگتر از این هستیم و این خودش بهترین دلیل شد که آقای خدمتی حرفی که شما زدید.

و همچنین این ها حرفشان این هست که چرا بزرگان صحابه و شیخین با حرف پیامبر مخالفت کردند؟ آنها از خود پیغمبر شنیدند نتوانستند اطاعت کنند و زیربار بروند مثل خود شیطان از خود خدای متعال دستور سجده را شنید و نتوانست اطاعت کند. ما که پیروان آنها هستیم و بعد از آن سالها می خواهیم از داخل کتاب ها بفهمیم. ما می خواهیم ولایت علی را قبول کنیم یعنی واقعا این قدر سخت است آقای خدمتی ولایت علی را قبول کردن؟؟!!

بعد هم می گوید در قرآن هیچی اسمی از امامت این ها نیامده است. دوازده بار اسم امام در قرآن آمده است یکبار شما نباید بگویید امام بعد از پیامبر چه کسانی هست؟ مگر آن روز پیامبر هم نگفت در امت موسی هر چه که بوده در امت من هم هست. مگر خدا در مورد امت موسی نفرموده است که:

﴿وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ

 یا ﴿وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ یا ﴿ وَ کُلَّ شَیْء أَحْصَیْناهُ فِی إِمام مُبِین

این همه اسم امام آمده است. ولی می آیند و می گویند «ولی» به معنای دوست هست پس ولی امر، دوست امر هست!! یعنی کسی که به او می گویند اولی الامر یا ولی امر، این ها باید بگویند ولی در اینجا به معنای دوست است؟

مجری:

ممنونم. ما بارها و بارها و به شکلهای مختلف، این مسئله ای که مطرح کردید را جواب دادیم. ان شاءالله در حرم آقا علی بن موسی الرضا دعاگوی ما باشید.

بیننده: وزیری از اهواز ـ شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض ادب و سلام خدمت حاج آقای گرامی و خدمت شما مجری عزیز! من یک شعری را آماده کردم که بخوانم، البته از خودم نیست. می گوید:

دانی که چرا زمین به دور خود می گردد

نه بهر من، نه بهر تو می گردد

یک بار به عمر خود علی را دیده

دیوانه شده و دور خودش می گردد!

تسلیت عرض می کنم شهادت مظلومانه ی حجاج عزیز ایرانی را و خیلی متاسف هستم از ایرانی های عزیزی که می آیند روی خط و اظهار انزجار می کنند بابت اعتراضی که دولت عزیز جمهوری اسلامی به آل سعود کرده است! من واقعاً متاسفم. این عرق ملی را این ایرانی جماعت باید نگه دارند. من واقعاً این را متاسف هستم. دوستانی که می گویند خواهش می کنم که طرفداری نکنند از این آل سعود.

من از خدا می خواهم به حق فاطمه زهرا، اینها را لعنت کند. سید گرامی! من خیلی دوست داشتم بیشتر از این از شما استفاده کنم. من اهواز ساکن هستم منتهی بچه لرستان هستم. و مفتخر هستم که در لرستان ما سنی نداریم، همه شیعه اند. این را جدی خدمتتان عرض می کنم اگر فتوایی صادر بشود والله و بالله و تالله عربستان را با خاک یکسان می کنیم. اگر بخواهند دوباره همچین کاری بکنند کاری می کنیم که در تاریخ ثبت بشود. اینها دنبال چی می گردند؟ علی در و ذهبا مصفا و الباقی الناس کلهم ترابا.

به قول دکتر گرامی! اینها را دوستداران علی نگفتند اینان را دشمنان علی گفتند. علی از همه چیز بالاتر است.

مجری:

آقای وزیری عزیز! خیلی متشکرم از شما من عذرخواهی می کنم چون فرصتمان تمام شده است و دو تا سوال هم هست که استاد باید خیلی مختصر پاسخ بدهند. با شما آقای وزیری خداحافظی می کنیم. و همینجا یک درود و سلام ویژه خدمت همه اهالی دیار خوزستان، به خصوص اهوازی های عزیز و همچنین مردم خوب و دوست داشتنی لرستان.

استاد! آقای نارویی دو تا سوال مطرح کردند، نظر فقهای شیعه را گفتند در خصوص کسانی که ولایت را قبول ندارند چیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کسانی که فضایل را قبول ندارند، یا ولایت را قبول ندارند ما عقیده مان بر این است که اگر کسی برای او ثابت بشود ولایت ائمه(علیه السلام) یا فضیلت ائمه، جزو ما جاء به النبی هست و انکار کند، ما او را «مرتد» می دانیم. شیعه باشد یا سنی. علم داشته باشد. فرمایش آقای خوئی هم این است. شیخ مفید هم می گوید: « جحدوا بها» یعنی انکار عن علمه.

ولی نه، اگر کسی ولایت اهل بیت را یا فضایل اهل بیت را به این دلیل که روایت به نظر ما صحیح نبوده یا به خاطر تقلید از علما، تقلید از آباء انکار کند، آقای خویی می گوید اشکالی پیدا نمی کند، جز این که جاهل است. حالا یا قاصر است یا شبه قاصر یا مقصر هست که بحث دیگری دارد. ولی از علمای اهل سنت آقای «حسن بن فرهان مالکی» از علمای بزرگ اهل سنت عربستان است. ایشان کتابی دارد به نام «نحو انقاذ تاریخ الاسلامی»، ص298 ایشان می گوید اگر کسی فضایل علی بن ابی طالب را منکر باشد ناصبی است! ناصبی هم حکمش روشن هست.

مجری:

سؤال دوم بیننده، بحث حدیث برای عزاداری بود که آقای نارویی پرسیدند، که نسبت به علما چطور است گفتند که البته بیشتر بحث عزاداری برای اهل بیت مطرح است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این آقایان کتاب «مسند احمد بن حنبل» را باز کنند. ما باید از این ها سوال کنیم. از قول عایشه همسر پیغمبر آمده است که می گوید پیغمبر از دنیا رفت، کوچک بودم، عقلم نمی رسید، پیغمبر در دامن من افتاد دوباره او را بر روی تخت گذاشتم:

«وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي »

برای پیغمبر همراه با زن ها ما عزاداری می کردیم. و به صورتمان می کوبیدیم.

ابن حنبل شيباني، احمد بن محمّد (م 241)، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط وعادل مرشد وآخرون، مؤسسة الرسالة، چاپ اوّل، 1421 هـ. ق. ج43، ص 369، ح 26348

محقق کتاب هم، جناب آقای الأرنؤوط، که تفکر سلفی و وهابی دارد در پاورقی می گوید:

« اسناده حسن»

سند این حدیث معتبر هست.

و همچنین در تحقیق احمد الزین، در ج18، همین روایت را آورده است و می گوید: «اسناده صحیح»

ما از شما سوال می کنیم مگر شما عایشه را همسر پیغمبر، ام المومنین، و صحابیه نمی دانید. مگر نمی فرمایید بر این که پیغمبر فرمود:

«أصحابي كالنجوم بأيهم أقتديتم اهتديتم»

اصحاب من مانند ستارگان هستند به هر کس اقتدا کنید هدایت می یابید.

شما روز شهادت یا رحلت پیغمبر اکرم چرا به تقلید از عایشه سینه زنی نمی کنید؟ به صورتتان نمی کوبید؟ چرا زنهایتان اقتدا نمی کنند به عایشه؟ شما به ما جواب بدهید؟

روایت هم صحیح هست. «البانی» هم می گوید روایت معتبر هست. شما بفرمایید چرا شما عزاداری نمی کنید؟ ما که دهها روایت از پیغمبر اکرم داریم از ائمه (علیهم السلام) داریم. سیره ی مراجعمان را داریم. شما بفرمایید.

در روایت هم که ندارد بر این که عایشه گفت این حکم مخصوص من هست. بعد از من کس حق ندارد همچین کاری بکند! این روایت، سیره ی ام المومنین، سیره ی همسر پیغمبر، سیره ی صحابیه پیغمبر است، چرا شما عمل نمی کنید؟

مجری:

آقای نارویی ان شالله پاسخشان را دریافت کرده باشند. استاد! دعا بفرمایید حسن ختام برنامه ما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می دهیم به آبروی محمد و ال محمد و به آبروی امیرالمومنین (سلام الله علیه) فرج مولایمان امام زمان را نزدیک بفرما.

خدا به آبروی امام زمان، ما را از یاران امام زمان قرار بده. قلب مقدسش را از ما راضی بگردان. ما را مشمول عنایات ویژه آن بزرگوار قرار بده.

خدا به آبروی امیرالمومنین خیر دنیا و آخرت به ما ارزانی بدار. شر دنیا و آخرت از ما سلب بگردان. خدایا به حق محمد و آل محمد بر تمام بیماران شفای عاجل کرم فرما.

خدایا به حق محمد و آل محمد، رفع گرفتاری از همه ی گرفتاران بنما. خدایا به حق محمد و آل محمد حوائج همه ی حاجتمندان به ویژه حوائج ما، حوائج دست اندرکاران شبکه ی جهانی ولایت، حوائج بینندگان عزیز، مخصوصاً ولایت یاوران گرامی به حق محمد و آل محمد حوائج همه و همه را برآورده نما. دعاهای ما را به اجابت برسان. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم. فردا روز جمعه هست و متعلق است به وجود مقدس و نازنین آقا و مولایمان امام زمان(علیه السلام).

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا با سلامت دارش.

یا علی مدد. خدا نگه دار





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها