2019 March 27 - چهار شنبه 07 فروردين 1398
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
کد مطلب: ٨٩٦٣ تاریخ انتشار: ٣٠ فروردين ١٣٩٤ - ٠٩:٢٣ تعداد بازدید: 1324
سخنراني ها » حبل المتین
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!

حبل المتین 94/01/30

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 94/01/30

 

خلاصه مطالب این برنامه

لزوم استغفار و طلب بخشش از خداوند، در ماه مبارک رجب!

یکی از بهترین اعمال امت، استغفار هست که رسول اکرم فرمود:

«طُوبَى لِمَنْ وُجِدَ فِي صَحِيفَةِ عَمَلِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- تَحْتَ كُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.»

خوشا به حال کسی که در روز قیامت در نامه عملش زیر هر گناهی که مرتکب شده یک استغفار نوشته شده باشد.

وسائل الشيعة؛ ج‏16؛ ص69، ح 21004

شخصیت امام باقر(سلام الله علیه)، از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت!

مشهور بر این است که حضرت در سال 57 به دنیا آمدند. سال 114 از دنیا رفتند. مدت عمرشان 57 سال بوده. مدت امامتشان 20 سال بوده. مادر بزرگوارشان جناب «فاطمه بنت الحسن» بوده است.و امام باقر اول علویه ای هست که به امام حسن و امام حسین می رسد. و در رابطه با مادر بزرگوارشان؛ حضرت امام صادق (سلام الله علیه) دارد که:

« كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ‏ تُدْرَكْ‏ فِي‏ آلِ‏ الْحَسَنِ‏ امْرَأَةٌ مِثْلُهَا.» : زنی راستگو بوده و در آل امام مجتبی زنی با عظمت تر از ایشان نبوده است.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏1، 469، ح1 

دیدگاه «فخر رازی»: «فخر رازی» متوفی 604 که وقتی به سوره کوثر می رسد، تعبیرش این هست که: ثم أنظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر والصادق و..»: شما نگاه بکن ببین که چه مقدار از علماء و بزرگان در میان اهل بیت هستند. مثل باقر و صادق و...

دیدگاه «عبدالله بن عطا»: آقای «عبدالله بن عطا» از علمای بزرگ اهل سنت است می گوید: «ما رأيت العلماء عند أحد أصغر منهم علما عنده»: ندیدم هیچ یک از علما آنچنان که در برابر امام باقر احساس حقارت می کردند احساس حقارت کنند.

دیدگاه «شمس الدین ذهبی»: آقای «ذهبی» در سیر الاعلام النبلاء، ایشان می آید به امام باقر (سلام الله علیه) که می رسد می گوید:

«ابوجعفر الباقر سید، امام، فقیه یصلح للخلافة»: ابو جعفر باقر سید، امام ، فقیهی است که صلاحیت برای خلافت دارد

دیدگاه «ابن کثیر دمشقی»: ایشان وقتی به امام باقر (سلام الله علیه) می رسد می گوید:

«جليل كبير القدر كثيرا أحد اعلام هذه الامة علما و عملا وسيادة وشرفا»: بزرگوار، با عظمت فراوان، یکی از اعلام و نشانه های امت اسلامی است از نظر علم و عمل و سیادت و شرافت.

حکایت جالب دیدار «جابر بن عبدالله انصاری»، با امام باقر(سلام الله علیه)!

پیغمبر به «جابر بن عبدالله انصاری» بشارت داده بود که فرزند امام باقر را خواهی دید. جابر در سن پیری دائم در کوچه های مدینه می گشت و می گفت:

«کان یمشی بالمدینه و یقول یا باقر متی القاک» جابر در مدینه راه می رفت و می گفت ای باقر! چه وقت تو را خواهم دید؟

رابطه حدیث «بضعة منّی» با مطالبه «فدک» از ناحیه حضرت زهرا!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی: همانطوری که ما در جلسات قبل هم آوردیم قضیه آیه تطهیر، آیه مباهله، حدیث «فاطمة اصدق الناس بعد رسول الله» یا «ما رأیت اصدق لهجة من فاطمه الا الذی ولدها» یا «افضل من فاطمة غیر ابیها» و... اینها همه نشانگر این هست که جایگاه حضرت زهرا یک جایگاه خیلی بالاست که اصلا به ذهن او خطور نمی کند که بیاید یک چیزی را که حق مسلم او نیست بخواهد نستجیر بالله طلب بکند. حتی نه تنها این بلکه حتی سهوا و خطأ هم از او کار خلاف سر نمی زند جایگاه حضرت زهرا این هست. پیغمبر می فرماید:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»

ما قبلا هم عرض کردیم جناب «آلوسی سلفی» تعبیرشان این هست می گوید: «والذی أمیل الیه أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات و المتأخرات من حیث إنها بضعة رسول الله»: آنچه که من قبول دارم این است که زهرای مرضیه با فضیلت ترین زنان گذشته و آینده هست چون او پاره وجود پیغمبر است.

ارتباط ادعای «رؤیت هلال» با ادعای ملکیت «فدک»!؟

در کتب اهل سنت آمده این است که پیامبر گرامی اسلام با شهادت یک نفر به دیدن هلال ماه، دستور به صوم و روزه گرفتن دادند. آیا این قضیه فدک مهمتر از صوم بوده یا نبوده؟ که اولا ادعای حضرت زهرا (سلام الله علیها) پذیرفته نمی شود و ثانیا شهادت حضرت امیر هم رد می شود.

این «عبدالله بن عمر» هست می گوید:

«تَرَاءَى النَّاسُ الْهِلالَ فَرَأَيْتُهُ فَأَخْبَرْتُ فَصَامَ وَأَمَرَ النَّاسَ بِصِيَامِهِ» : مردم اول ماه رمضان بود دنبال دیدن ماه بودند من فقط تنها دیدم به رسول الله خبر دادم. هم خودش روزه گرفت و هم دستور داد مردم روزه بگیرند.

آیا پیامبر در نمازخود، بعد از حمد؛ «آمین» می گفت!؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی: ببینید ما در روایات متعدد در کتب عزیزان اهل سنت داریم که رسول اکرم (صلی اله علیه و آله و سلم) نمازی که حضرت می خواندند نماز نبی مکرم را توسط یکی از صحابه که نقل شده با سندهای صحیح و در تمام کتابهای عزیزان اهل سنت هم آمده به هیچ وجهی کلمه آمین نیست.

 

تفصیل مطالب این برنامه

 

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم  

نو کنید جامه را / پاک کنید خانه را / گل بزنید قبله را / ماه رجب می رسد / هوش کنید مست را / آب زنید دست را / سجده کنید هست را / ماه رجب می رسد / سیر کنید گشنه را / آب دهید تشنه را / دور کنید غصه را / ماه رجب می رسد

السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده السلام علیک یا امیر المومنین

سلام و درود و ارادت و تهیت به پیشگاه یکایک شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت. خانم ها، آقایان محترم هر کجا که هستید، در ایران اسلامی، یا فراتر ازاین مرزها بهترین درود و سلام و ارادت خودم را تقدیم حضور شما می کنم و بهترین ها را هم برایتان آرزومندم.

امشب شب اول ماه رجب المرجب ماه بندگی بندگان خوب خدا هست. و ماه مولایمان آقایمان امیر عرشیان و فرشیان امیر مومنان علی (علیه السلام) هست. و شب ولادت با سعادت پنجمین امام همام شیعیان آقا امام محمد باقر (علیه السلام)برنامه را با یک میان برنامه قشنگ و زیبا و تبریک ولادت آغاز می کنیم و ان شاء الله بر می گردیم.

به به عجب شبی است امشب. شب ولادت با سعادت آقایمان امام محمد باقر (علیه السلام) شب اول ماه رجب، اصلا ماه رجب همه اش زیبایی و قشنگی هست. با ولادت پنجمین امامان آقا امام محمد باقر (علیه السلام) شروع می شود. وسط این ماه سیزدهم ماه رجب المرجب ولادت با سعادت مولایمان امیر مومنان علی (علیه السلام) هست کعبه شکافته می شود و آنجاست که چهره ماه و زیبای آقا امیر مومنان علی (علیه السلام) به عالم معرفی می شود.

با ولادت این آقای عزیزمان پایان ماه رجب هم مبعث نبی گرامی اسلام هست خلاصه ماه رجب ماه بسیار نورانی و مبارکی هست بر همه شما مبارک باشد ان شاء الله.

امیدوارم دلهایتان آبی آسمانی و سرهایتان سبز باشد. همیشه ان شاء الله و عشق و اردادت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت همیشه در دلهایتان باشد.

یک تبریک هم بگویم به همه آنهایی که زندگی مشترکشان را در این ایام آغاز می کنند. ماه رجب که ماه بسیار مبارکی است خانمها ،آقایان ،جوان ها ،دختر خانم ها ، آقا پسرها بر همه تان مبارک باشد ان شاء الله. و امیدوارم خدا به شما فرزندانی سالم و صالح عنایت بکند.

دوستانم در اتاق فرمان هم همه از صدایی که به گوش من می رسد معلوم هست که همه سر و حال و قبراق هستند تا امشب یک بار دیگر با برنامه زنده «حبل المتین» در خدمت شما باشیم و این برنامه را تقدیم حضور شما بکنیم.

 اگر می خواهید بدانید که چطور می توانید با ما ارتباط داشته باشید مثل همیشه آقای کیان زحمت می کشند زیر نویس می کنند پیامک جهانی ولایت را 30001203 برای عزیزامان در ایران اسلامی است و همچنین پیامک بین المللی شبکه جهانی ولایت.

البته این را هم بگویم علاوه بر عشقتان، محبتتان، حرفای دلتان از آن جگرتان وقتی در می آید عشق و اردات و محبت به امیر المومنین تبدیل به یک پیامک قشنگ می کنید و برای ما می فرستید آنکه سر جای خودش. ما دوست داریم حتما پیامک های شما را می بینیم و می خوانیم.

اما اگر سوالی هم در خصوص موضوع برنامه ما دارید که حالا ان شاء الله طرح می کنیم موضوع را و همچینن سوالی به ذهنتان می رسد در خصوص مباحث شبهاتی که گاهی مطرح می شود از این طریق هم شما می توانید پیامک بدهید. ما با افتخار پیامکهایتان را دریافت می کنیم بر و بچه های اتاق فرمان مخصوصا آقای مسلمی و آقای موسوی دوستان دیگر و آقای شرفی وهمه بچه هایی که دارند زحمت می کشند. آقای رشیدی عزیز که پشت این دوربین و بقیه بچه های دیگر پشت دوربین های دیگر هستند ان شاء الله کمک می کنند تا بتوانیم برنامه را هم تقدیم حضور شما بکنیم. و هم ان شاء الله پیامک ها به دست من برسد و من بتوانم آنها را در فواصل برنامه حتما بخوانم پس ما منتظریم یادتان نرود پیامک های قشنگتان را برای ما ارسال بکنید.

مثل همیشه امشب هم توفیق داریم در برنامه زنده «حبل المتین» شبکه جهانی ولایت در خدمت استاد بزرگوار حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید بر شما مبارک باشد ماه رجب!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

بنده هم خدمت همه بیننده گان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این کره خاکی از آمریکا و کاندا گرفته یا در سراسر اروپا و آفریقا و آسیا و اخیرا در استرالیا و اقیانوسیه که بیننده برنامه ما هستند یا تکرار برنامه را می بینند، من خالصانه ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت و تبریک فرا رسیدن ماه «رجب المرجب» و «رجب الاصب» اصب یعنی ریزان رحمت الهی که در این ماه ریزش دارد. این ماه را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم.

خدا را قسم می دهم به آبروی محمد و آل محمد بهترین و زیباترین پاداش ما را فرج مولایمان بقیة الله الاعظم قرار بدهد. و همه ما را از یاران ویژه آن بزرگوار بسازد. همه ما و شما را حاجت روا نموده؛ دغدغه های فکری و ذهنی ما را برطرف کند. دعای همه ما را به اجابت مقرون سازد. ان شاء الله.

مجری:

الهی آمین ان شاء الله.

همین که اسم مولا امیرالمومنین می آید و هم این که ما از شما درخواست می کنیم  محبتهای خودتان را از طریق پیامک و عشق و ارادت و محبت خودتان را به وجود مقدس اهل بیت عصمت و طهارت و آقا امیرالمومنین نشان بدهید، معلوم می شود که همین ابتدای برنامه سیل پیامکها راه افتاده که ان شاء الله حتما در فواصل ما  پیامک های شما را می خوانیم.

بحث امشب ما طبق معمول برنامه گذشته مان، بحث «فدک» هست. که چند وقتی است این بحث را آغاز کردیم. نکاتی که در پیرامون آن می خواهیم صحبت کنیم. اما امشب شب ولادت با سعادت آقایمان امام محمد باقر (علیه السلام) هست و شب اول ماه رجب فضیلتهای بسیار بسیار زیادی هست. اعمال بسیار زیادی به ذهنم رسید.

حضرت استاد! اگر صلاح بدانید ما گفتگوی ابتدایی مان را در خصوص ماه رجب و وجود مقدس امام باقر (علیه السلام) مخصوصا آن جایگاه ویژه ای که حضرت امام باقر از نگاه علمای اهل سنت هم دارد این را بفرمایید و بشنویم و لذت ببریم بعد برویم سراغ بحثهای شما.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر الناصر و معین الحمد الله و الصلواة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و لعن دائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدنا الله اللهم وفقنا لما  تحب و ترضی و لا تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا.

خب عزیزان مستحضرند که امشب شب اول ماه رجب المرجب، اولین ماه از ماههای حرام که هر گونه قتال در این ماه حرام هست. و احترام ویژه ای دارد.

حتی در زمان جاهلیت، ماه «اصب» یعنی ریزش رحمت الهی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود ماه رجب برای امت من ماه استغفار هست. در این ماه به محضر پروردگار عالم پوزش بطلبید از خدای عالم طلب مغفرت کنید. چون ماه رجب و شعبان در حقیقت مقدمه هست برای رفتن به ضیافت الله. رفتن به ضیافت الله هم، یکی از شرائطش این هست که انسان در ضیافت الهی نباید آلودگی هایی از گناه و معصیت داشته باشد.

لزوم استغفار و طلب بخشش از خداوند، در ماه مبارک رجب!

ان شاء الله در این ماه، با استغفار، آمادگی باید پیدا کنیم برای ضیافت الهی. و در حقیقت یکی از بهترین اعمال امت، استغفار هست که رسول اکرم فرمود:

«طُوبَى لِمَنْ وُجِدَ فِي صَحِيفَةِ عَمَلِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- تَحْتَ كُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.»

خوشا به حال کسی که در روز قیامت در نامه عملش زیر هر گناهی که مرتکب شده یک استغفار نوشته شده باشد.

وسائل الشيعة؛ ج‏16؛ ص69، ح 21004

‏یا فرمودند که:

«التَّائِبُ‏ مِنَ‏ الذَّنْبِ‏ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ.»

کسی که از گناهی توبه کند مثل اینکه اصلا گناهی مرتکب نشده است.

وسائل الشيعة؛ ج‏16؛ ص75، ح 21022

امیدوارکننده ترین آیات قرآن کریم!

قرآن دو تا آیه دارد خیلی امیدوار کننده هست. خب معمولا افرادی از بزرگان آدم نسبت به او مثلا بی ادبی کند یا مثلا کم احترامی کند، خب باید افرادی را واسطه بگذارد که آقا این بزرگ ما را ببخشد ولی خدای عالم خودش به پیغمبر می گوید:

 (نَبِّئْ عِبادي)

 پیغمبر به بنده های من بگو

(أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحيم)

به درستی که من خدای مهربان و بخشنده هستم

سوره حجر (15): آیه 49

می گوید خودت به بنده هایم بگو، اعلام کن، من می بخشم. یعنی خودش دارد می خواهد بنده هایش بروند در خانه اش. و دارد که بنده گنهکار که در خانه خدا می رود خدای عالم خوشحال می شود. مثل آن فردی که شترش را در یک بیابان پهناور گم کرده وقتی شترش را پیدا می کند چه حالی به آن دست می دهد.

در آیه دیگر هم دارد که:

(قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ)

از امام باقر (سلام الله علیه) سوال کردند امیدوار کننده ترین آیه قرآن کدام است حضرت فرمود این آیه (قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا)

می فرماید ای پیغمبر! بگو به بنده هایم. یعنی خدا دارد التماس می کند بیایید در خانه من. گناه کردی پا شو بیا. معصیت کردی پا شو بیا. بدی کردی پا شو بیا. خدا خودش دارد واقعا دیگر نمی دانم آدم یعنی واقعا قدر این خدا را نداند دیگر اوج بی انصافی است.

به آن بنده هایم که به قدری گناه کردند دیگر حد اسراف رسیدند نه اینکه گناه کردند زیاده روی در گناه کردند به آنها بگو:

 (لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله)

 از رحمت خدای عالم نا امید نشوید

(إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً)

خدا تمام گناهان را می بخشد

سوره زمر (39): آیه 53

و لذا رسول اکرم می فرماید که این ماه، ماه استغفار امت من هست.

پاداش عظیم روزه گرفتن، در ماه مبارک رجب!

نکته دیگری که در این جا مطرح هست از امام کاظم (سلام الله علیه) هست که می فرماید هر کس یک روز در ماه رجب روزه بگیرد خدای عالم آتش جهنم را یک سال از او دور می کند. اگر چنانچه دو روز روزه بگیرد به اندازه دو سال از او دور می کند. هر کس سه روز روزه بگیرد خدای عالم بهشت را بر او واجب می کند.

این دیگر خیلی عجیب است. عزیزانی که واقعا می توانند روزه بگیرند، غفلت نکنند. البته این را عزیزان توجه داشته باشند کسی که روزه واجب داشته باشد روزه مستحبی نمی تواند بگیرد!

مجری:

همان روزه واجب را هم بگیرد خدا ثواب روزه ماه رجب را می دهد

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله همان روزه واجب را در ماه رجب بگیرد خدای ارحم الراحمین دو تا کار می کند برایش. یک روزه قضایش را حساب می کند و ثواب روزه ماه رجب را هم برای او می نویسد. دیگر از این بهتر؟ یا کسی نماز شب می خواهد بخواند دارد بر اینکه بابا شما نماز قضا داری نماز قضایت را بخوان. یک رکعت هم وتر بخوان. خدا همین نماز قضایی که می خوانی می برد جای نماز شب هم می نشاند. حالا بهتر است آن سه رکعت آخر یعنی شفع و وتر؛ انسان بخواند به جای آن هشت رکعت نماز قضا بخواند.

و لذا در این ماه ان شاء الله روزه گرفتن خیلی مهم هست. و حتی دارد براینکه حضرت نوح اول ماه رجب بود سوار بر کشتی شد و از آن غرق و گرفتاری که واقعا به ذهن نمی شود آورد یعنی من بعضی وقت ها فکر می کنم که آن همه باران غیبی کل کره زمین را آب بگیرد اصلا فکرش هم آدم را دیوانه می کند که وقتی سوار بر کشتی شدند حضرت نوح به شکرانه این نعمت دستور داد آنهایی که در کشتی هستند روزه بگیرند!!

برخی اعمال ماه مبارک رجب!

و لذا ان شاء الله عزیزان دقت کنند و در مفاتیح هم دعاهای خیلی خوبی هست و البته بعضی از دعاهای کوچک هست

«استغفر الله الذی لا اله الا هو وحده لا شریک له و اتوب الیه»

 که این را هر روز صد مرتبه انسان بگوید خیلی خوب است و همچنین:

 «استغفر الله و اتوب الیه»

که صبح 70 مرتبه، شب هم 70 مرتبه. یا من یکی از استغفارهایی که خیلی من خوشم می آید خیلی به من می چسبد این است که:

«استغفر الله ذالجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و آلاثام»

خیلی دلنشین است. این استفغار «استغفر الله ذاالجلال و الاکرام» آن خدای صاحب جلالت و در کنار جلالت، کرم دارد. کریم را استغفار می کنم. «من جمیع الذنوب و آلاثام» از تمام گناهان و از تمام بدی ها خیلی جالب هست.

من مقیدم قبل از نماز یعنی عادت کردم این هم مثل اذان و اقامه که چطور عادت کردیم قبل از نماز بخوانیم. من این را دیگر به صورت اتوماتیک همیشه می گوییم حالا یک دفعه اش را هم ان شاء الله خدای عالم قبول کند ان شاء الله کارها درست می شود و همچنین این دعایی که دارد:

«یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شر...»

بعد از هر نماز عزیزان اگر دقت کنند بتوانند بخوانند خیلی خوب است یا یک دعای خیلی شیرینی دارد:

«اللهم انی اسئلک صبر الشاکرین لک و عمل الخائفین منک و یقین العابدین لک...»

یعنی خدایا از تو می خواهم چه چیزی می خواهم صبر آن بنده هایی که شاکر تو هستند و عمل آن بنده هایی را که از تو می ترسند یقین آنهایی که تو را عبادت می کنند

مجری:

استاد من دارم فکر می کنم واقعاً چه چیزهایی ما داریم این دعاهای قشنگ گاهی به آن توجه نداریم و گاهی از آن غفلت می کنیم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله در این فراز یعنی همه چیز در آن خوابیده و همچنین باز دعای دیگری در مفاتیح هست که:

«خاب الوافدون علی غَیرک و خَسِرَ المُتَعَرِّضون الا لک و ضاع المُلمّون الا بک»

این هم دعای خیلی قشنگی است. خیلی زیباست. عزیزان دقت کنند من معتقدم ائمه (علیهم السلام) با این دعاها، زبان حرف زدن با خدا را آموزش می دهند.

یعنی عزیزان دقت کنند این دعاها را که می خوانند مضامینش را دقت کنند. فقط برای ماه رجب نشود. در غیر ماه رجب هم ادامه بدهند. بعضی از دعاهایی است که درست است که مربوط به ماه رجب است ولی این طور نیست که در غیر ماه رجب نمی شود خواند.

یا مثلا بعضی از دعای امام حسین (سلام الله علیه) روز عرفه، یک سری فرازهایی دارد واقعاً بدن آدم را به لزره در می آورد. یعنی اگر تمام خلائق جمع بشود بخواهد همچنین تعبیری را بکار ببرد نمی تواند مگر اینکه با سرچشمه وحی مرتبط باشد که بتواند همچنین تعابیری را بکار ببرد.

الان در «عربستان سعودی» هم یک جمله ای را درست کردند شبیه این دعاهایی که از ائمه علیهم السلام هست! دنبال این هستند که خلاصه از دیگران و بنی امیه و صحابه و اینها جور کنند خلاصه بدل سازی دارند می کنند!! که بله اینطور نیست که فقط از ائمه هست از دیگر بزرگان هم همچنین تعابیری هم هست! از بزرگان دیگر هم هست از بزرگان صوفیه و غیره! اگر هر کس برود واقعا یک مقداری عمیق کار کند می بیند تمام این دعاهای خوب و عالی و دارای مضامین و معارف بالا همه از خانه ائمه (علیهم السلام) می باشد.

شخصیت امام باقر(سلام الله علیه)، از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت!

اما در رابطه با آقا امام باقر (سلام الله علیه) که سخن خیلی زیاد هست من تلاشم این است در عرض چهار، پنج دقیقه نکاتی را عرض کنم.

اولاً مشهور بر این است که حضرت در سال 57 به دنیا آمدند. سال 114 از دنیا رفتند. مدت عمرشان 57 سال بوده. مدت امامتشان 20 سال بوده. و چهار سال از حیاتشان در زمان امام حسین (سلام الله علیه) بوده است.

37 سال از عمرشان در زمان پدر بزرگوارشان امام سجاد (سلام الله علیه) بوده. مادر بزرگوارشان جناب «فاطمه بنت الحسن» بوده است.و امام باقر اول علویه ای هست که به امام حسن و امام حسین می رسد. اولین علویه ای است که از مادر به امام مجتبی از پدر به امام حسین می رسد. حتی بعضی ها که می گویند حضرت مهدی از امام حسن هست به اعتباری اینکه فرزند دختری امام حسن سلام الله علیه هست.

و در رابطه با مادر بزرگوارشان؛ حضرت امام صادق (سلام الله علیه) دارد که:

« كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ‏ تُدْرَكْ‏ فِي‏ آلِ‏ الْحَسَنِ‏ امْرَأَةٌ مِثْلُهَا.»

زنی راستگو بوده و در آل امام مجتبی زنی با عظمت تر از ایشان نبوده است.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏1، 469، ح1 

علی ای حال ما در رابطه با امام باقر سلام الله علیه سخن زیاد داریم.

دیدگاه «فخر رازی»:

همین کافی است که «فخر رازی» متوفی 604 که وقتی به سوره کوثر می رسد، تعبیرش این هست که:

«فالمعنى أنه يعطيه نسلاً يبقون على مر الزمان ، فانظر كم قتل من أهل البيت ، ثم العالم ممتلىء منهم ، ولم يبق من بني أمية في الدنيا أحد يعبأ به ، ثم أنظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر والصادق والكاظم والرضا عليهم السلام والنفس الزكية وأمثالهم»

معنی کوثر این است که خداوند نسلی را به پیامبر داده که در امتداد زمان باقی می مانند. شما نگاه کن ببین که چه مقدار از اهل بیت کشته شده؟ ولی دنیا پر از نسل پیامبر است! ولی از بنی امیه یک نفر باقی نمانده است. شما نگاه بکن ببین که چه مقدار از علماء و بزرگان در میان اهل بیت هستند. مثل باقر و صادق و کاظم و رضا و نفس زکیه و دیگران.

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة: الأولى؛ ج32، ص117

فخر رازی می گوید مردم ببینید از فرزندان حضرت زهرا چقدر کشتند، چقدر شهید کردند، چقدر آواره کردند، ولی عالم مملو از فرزندان حضرت زهرا هست. و شخصیتهای بزرگی مثل امام باقر و امام صادق، امام کاظم و امام رضا. ولی بنی امیه را کسی متعرض نشده کیف کردند، خوردند، خوابیدند ولی هیچ اثری از وجود نحسشان نیست.

دیدگاه «عبدالله بن عطا»:

آقای «عبدالله بن عطا» از علمای بزرگ اهل سنت است می گوید

«ما رأيت العلماء عند أحد أصغر منهم علما عنده»

ندیدم هیچ یک از علما آنچنان که در برابر امام باقر احساس حقارت می کردند احساس حقارت کنند.

شذرات الذهب في أخبار من ذهب، اسم المؤلف: عبد الحي بن أحمد بن محمد العكري الحنبلي، دار النشر: دار بن كثير - دمشق - 1406هـ ، الطبعة: ط1 ، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط؛ ج 1 ص 149

دیدگاه «شمس الدین ذهبی»:

و همچنین «ذهبی» با اینکه خب می شود گفت تقریبا ایشان از نواصب هست! خیلی میانه خوشی با اهل بیت یا امیر المومنین (سلام الله علیه) ندارد. حالا خود آقایان اهل سنت تعبیر دارند نواصب. حالا ان شاء الله من یک شب اگر فرصت بکنم حضرت عالی یادتان باشد سوال بفرمایید علمای بزرگ اهل سنت تصریح دارند که ناصبی هست. ما هیچ چیز نمی گوییم اقوالی که از خودشان آمده که آقا اینها از نواصب هستند. مثل ابن کثیر و ذهبی و اینها را می گویند از نواصب هستند.

در هر صورت همین آقای «ذهبی» در سیر الاعلام النبلاء، ایشان می آید به امام باقر (سلام الله علیه) که می رسد می گوید:

«ابوجعفر الباقر سید، امام، فقیه یصلح للخلافة»

ابو جعفر باقر سید، امام ، فقیهی است که صلاحیت برای خلافت دارد

سير أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي؛ ج 13، ص 120

خیلی عجیب است. وقتی ذهبی می آید همچنین حرفی می زند دیگر به قول می گویند دیگر بالاتر از این نمی شود رویش کار کرد.

دیدگاه «ابن کثیر دمشقی»:

یا خود آقای ابن کثیر که باز یکی دیگر آقایانی است که می گویند ناصبی است. به ما چه می گویند. مال خوب و بد بیخ ریش صاحبش! «العهدة علی الراوی» ایشان وقتی به امام باقر (سلام الله علیه) می رسد، دوستان می توانند کتاب «البدایه و النهایة» ابن کثیر دمشقی را ببینند ایشان وقتی به امام باقر (سلام الله علیه) می رسد می گوید:

«جليل كبير القدر كثيرا أحد اعلام هذه الامة علما و عملا وسيادة وشرفا»

بزرگوار، با عظمت فراوان، یکی از اعلام و نشانه های امت اسلامی است از نظر علم و عمل و سیادت و شرافت.

البداية والنهاية، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت؛ ج 9 ص 309

خب ببینید این خیلی تعبیر عجیبی است. بعد خود همین «ابن کثیر دمشقی» در همان صفحه می گوید شخصیتهای بزرگی از اهل سنت، افتخار شاگردی امام باقر را داشتند. بعد اینها را می شمارد. مثل آقای حکم بن عتیبه و ربیعه و اعمش ابو اسحاق السبيعي و الاوزاعی که آقایان افتخار می کنند به وجودش. ابن جریح و عطا و عمر بن دینار و خود الزهری سفیان بن عییبه. اینها خلاصه شاگرد امام باقر و امام صادق سلام الله علیه بودند. من گمانم به همین اندازه اکتفا کنیم. و انشاء الله به بحثمان هم بتوانیم برسیم.

مجری:

 بله می گویند که:

خوش تر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران

 وقتی که به هر صورت علمای اهل سنت این شکلی در مورد وجود مقدس امام باقر (علیه السلام) که حالا یک بخشی را شما فرمودید بیان می کنند، دیگر کار تمام است.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

حالا چون شما فرمودید که خوش تر از آن باشد که سر دلبران...؛ من یک نکته ای را که جناب آقای «صفدی» در «الوافی بالوفیات» آورده را مطرح کنم. من یک دفعه ای به ذهنم آمد.

حکایت جالب دیدار «جابر بن عبدالله انصاری»، با امام باقر(سلام الله علیه)!

آقایان می توانند مراجعه کنند ج 4 الوافی فی الوفیات ص 77؛ آقایان مراجعه کنند آنجا از قول «جابر بن عبدالله انصاری» پیغمبر بشارت داده بود که فرزند امام باقر را خواهی دید.

خب جابر دیگر پیر شده بود و دیگر امروز و فردا به قول امروزی ها خلاصه «الرحمانی» شده بود. بله دائم در کوچه های مدینه می گشت و می گفت:

«یا باقر متی القاک»

دیگر پیر شدم رفتنی هستم چه وقت پس تو را می بینم.

این عبارت خیلی جالب است. می گوید:

«کان یمشی بالمدینه و یقول یا باقر متی القاک»

جابر در مدینه راه می رفت و می گفت ای باقر! چه وقت تو را خواهم دید؟

تا اینکه یک روزی در همین کوچه های مدینه امام باقر (سلام الله علیه) را دید و:

«فضمه الی صدره و قبّل رأسه و یدیه»

امام باقر چون کودک بود، جابر او گرفت به سینه اش چسباند. و سر و دستان او را بوسید.

واقعا آدم احساس افتخار می کند. جابر صحابی پیغمبر است ولی افتخارش زیارت امام باقر هست. وقتی او را دید، سر امام باقر را که دو، سه ساله بیشتر نبود و دو دست امام باقر را بوسید.

آقایان وهابی ها! عزیزان اهل سنت! اهل بیت لا یقاس بهم احد؛ با هیچ کسی قابل مقایسه نیستند. بعد جابر گفت:

یا بنی!

خطاب می کند به امام باقر ای بچه ام فرزندم

جدک رسول الله یقرئک السلام

جد تو رسول خدا، بر تو سلام رساند.

الوافي بالوفيات ، اسم المؤلف:  صلاح الدين خليل بن أيبك الصفدي ، دار النشر : دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م ، تحقيق : أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى؛ ج4 ص 77

می گوید از قول جدت پیغمبر حامل سلامی هستم. پیغمبر به من فرمود که فرزندم امام باقر را خواهی دید یکی از نواده های من، فرزندان من، از من به او سلام برسان. آرزوی دیدنت را داشتم می گویند همان شب جابر از دنیا رفت. خیلی جالب است. این هم نکته ظریفی بود دوستان هم باز آدرسش را می گویم الوافی بالوفیات ج 4 ص 77 دوستان مراجعه کنند آنجا مفصل این قضیه آمده است.

مجری: 

بسیار خوب! خیلی متشکرم از شما جناب استاد! ابتدای برنامه مان مزین شد هم با نام ماه رجب. فضائلی که در این ماه هست. خوب انشاء الله برنامه ریزی بکنیم بتوانیم استفاده بکنیم همانطور که حضرت استاد فرمودند استغفار را فراموش نکنیم. هزینه ای هم ندارد. خرجی هم ندارد.

گاهی همینطور مشغول کار هستیم، سر کار هستیم، در راه هستیم، در ماشین هستیم، ذکر استغفار را به هر شکلی که می توانیم بر زبان جاری بکنیم. ان شاء الله ما هم جزء «این الرجبیون» روز قیامت باشیم و دیگر شأن و منزلت آقا امام باقر عليه السلام هم ابتدای برنامه مان مزین شد.

اما همانطوری که می دانید بحث و گفتگو ی ما در خصوص «فدک» بود. باز هم عرض مي كنم ما سولات شما را هم مي توانيم در این زمینه یعنی موضوع بحثمان و همچنین در مباحث شبهات هر شكلي که هر سوالی که به ذهنتان می رسد می توانید از طریق پیامک هم برای ما ارسال بکنید. دیگر حالا آن عشق و ارادت و محبتتان سر جای خودش هست.

استاد! ما در برنامه گذشته بحثمان رسید به اینجا که فدک در واقع ملک حضرت زهرای مرضیه «سلام الله علیها» بود و پیامبر گرامی اسلام بخشیده بودند در زمان حیاتشان. و به عنوان ملک شخصی هم رفتند از خلیفه اول طلب کردند.

ولی ابوبکر، بعد از طلب حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آمد بینه و شاهد خواست. كه شاهد و بينه ارائه كنيد و شما فرمودید اصلا مطالبه بینه مخالفت با کتاب و سنت دارد. اصلا مخالف با این هست. چون جایگاه ویژه ای برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) ما قائل هستیم و در روایات اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

اما من به ذهنم رسید هفته گذشته برنامه قبل می خواستم این را بپرسم که شما یک اشاره ای فرمودید و گذاشتیم برای این برنامه که این حدیث «بضعة منی» که جایگاه ویژه ای را برای حضرت صدیقه طاهره پیغمبر گرامی اسلام قائل شدند، این خودش تنها همین حدیث دلالت نمی کند بر اینکه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) اگر مطلبی را فرمود اگر درخواستی کرد اگر مطالبه ای را نمودند دیگر نیازی بینه و شاهد اینها نباشد؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

همانطوری که ما در جلسات قبل هم آوردیم قضیه آیه تطهیر، آیه مباهله، حدیث «فاطمة اصدق الناس بعد رسول الله» یا «ما رأیت اصدق لهجة من فاطمه الا الذی ولدها» یا «افضل من فاطمة غیر ابیها» و... خب اینها همه نشانگر این هست که جایگاه حضرت زهرا یک جایگاه خیلی بالاست که اصلا به ذهن او خطور نمی کند که بیاید یک چیزی را که حق مسلم او نیست بخواهد نستجیر بالله طلب بکند. حتی نه تنها این بلکه حتی سهوا و خطأ هم از او کار خلاف سر نمی زند جایگاه حضرت زهرا این هست.

رابطه حدیث «بضعة منّی» با مطالبه «فدک» از ناحیه حضرت زهرا!

و یکی از چیزهایی که همانطوری که حضرت عالی اشاره فرمودید حدیث بضعیت هست که خوب این را ما قبلا نقل کردیم از کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» و کتابهای دیگر. که پیغمبر می فرماید:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»

فاطمه پاره تن من است، هر کس او را خشمگین سازد، مرا خشمگین نموده است.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج3، ص 1361، ح 3510

خوب فاطمه زهرا می آید می گوید فلان چیز برای من است وقتی که نمی دهند یک نوع تکذیب حضرت زهرا است! اینکه حضرت زهرا زن عادی نیست که بعد از این قضایا غضبناک می شود. و قسم یاد می کند که تا آخر عمر حرف نزند. وصیت می کند شبانه دفن کنند. خب این چیز کوچکی نیست و همچنین در کتاب «صحیح مسلم» دارد که:

«انما فاطمة بضعة منی یؤذینی ما آذاها»

همانا فاطمه پاره تن من است. هر چه او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است.

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج4 ص1903، ح 2449

و دیگر نگفته که مثلا اذیت کند کسی فاطمه را من را چه کسی باشد. قیدی در اینجا نیست. بچه هایش بیازارند پیغمیر را آزردند. صحابه باشد ابوبکر باشد هر کسی باشد! قید و شرطی نیست در آنجا. قید و شرطی نیست «یؤذینی ما آذاها» به صورت مطلق آنچه را که زهرا را اذیت کند من را اذیت کرده. قرآن هم در رابطه با اذیت کردن پیغمبر می فرماید:

(إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَة)

همانا کسانی که خدا و رسولش را بیازارد، خداوند در دنیا و آخرت او را مورد لعن خود قرا داده است.

سوره احزاب (33): آیه 57

«آلوسی سلفی» چه چیزی را در مورد حضرت زهرا، قبول دارد؟

اینجا حکم کسی که حضرت زهرا را اذیت کند مشخص کرده. و ما قبلا هم عرض کردیم جناب «آلوسی سلفی» تعبیرشان این هست می گوید:

«والذی أمیل الیه أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات و المتأخرات من حیث إنها بضعة رسول الله»

آنچه که من قبول دارم این است که زهرای مرضیه با فضیلت ترین زنان گذشته و آینده هست چون او پاره وجود پیغمبر است.

سخن او سخن پیغمبر است ایذای او ایذای پیغمبر است. رضای او رضای پیغمبر است. بعد ایشان می گوید:

«اذ البضعیة من روح الوجود و سید کل موجود لا أراها تقابل بشیء»

پاره از روح وجود و سید کل موجودات قابل مقایسه با هیچ نیست.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ج3، ص 155

خب، وقتی یک فردی در این مرتبه هست که مثل آلوسی که سلفی العقیده هست می آید نسبت به حضرت زهرا همچنین تعبیری به کار می برد، فرض بگیریم این فدک برای او هم نبود، آیا این قدر نمی ارزید که زهرا آزرده نشود؟

پس آقای ابوبکر بیاید سخنرانی کند ایها المسلمون! دختر پیغمبر پاره وجود پیغمبر آمده می گوید که این فدک را به من بدهید. من از شما می خواهم به من اجازه بدهید فدک را به او بدهم! آیا این هزینه ای داشت؟

پیغمبر اکرم یک فرزند بعد از خودش گذاشته بود بیش از آن که نیست. درباره یک فرزندش گفته «بضعة منی»! درباره یک فرزندش گفته یا فاطمة آنچه را که تو را اذیت کند خدا را  اذیت کرده. «ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک» درباره دیگر بچه های دیگر صحابه هم این را که نگفته. به احدی نگفته. این را اگر گفته آقایان بیاورند به ما نشان بدهند. اگر گفته پیغمبر بیاورند به ما نشان بدهند. خب آیا این نمی ارزید به مجرد ادعای صدیقه طاهره و لو از بیت المال مسلمین هم بود آیا می ارزید یا نمی ارزید؟ من در خدمت شما هستم!

مجری:

خیلی متشکرم حضرت استاد! حالا ما از اینکه خیلی مختصر مفید فرمودید ممنون هستم. چون من سوالات دیگری هم در همین فاصله ای که داشتید فرمایشاتتان را می فرمودید من یادداشت کردم که انشاء الله می خواهیم بپرسم. تلفنها را هم امشب داشته باشیم و بیشتر صدای گرم عزیزان را بشنویم.

ارتباط ادعای «رؤیت هلال» با ادعای ملکیت «فدک»!؟

اما نکته دومی که جناب استاد در کتب اهل سنت آمده این است که پیامبر گرامی اسلام با شهادت یک نفر به دیدن هلال ماه، دستور به صوم و روزه گرفتن دادند.

یعنی یک نفر آمد گفت که آقا ماه دیده شده گفتند آقا فردا اول ماه مبارک رمضان هست. دیگر روزه بگیرید. یا مثلا ماه شوال ماه را آمدند رویت کردند گفتند آقا عید فطر هست فردا و نباید روزه گرفت.

حالا من می خواهم بدانم این قضیه فدک مهمتر از صوم بوده یا نبوده؟ که اولا ادعای حضرت زهرا (سلام الله علیها) پذیرفته نمی شود و ثانیا شهادت حضرت امیر هم رد می شود یعنی دو تا بحث هست هم حضرت زهرا هم وجود مقدس امیرالمومنین!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر دوستان مانیتور من را محبت کنند نکته قشنگی است این کتاب «صحیح ابن حبان» هست که با تحقیق «شعیب الارنؤوط» در ج 8 عزیزان دقت کنند از «عبدالله بن عمر» هست می گوید:

«تَرَاءَى النَّاسُ الْهِلالَ فَرَأَيْتُهُ فَأَخْبَرْتُ فَصَامَ وَأَمَرَ النَّاسَ بِصِيَامِهِ»

مردم اول ماه رمضان بود دنبال دیدن ماه بودند من فقط تنها دیدم به رسول الله خبر دادم. هم خودش روزه گرفت و هم دستور داد مردم روزه بگیرند.

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط؛ ج8 ص231، ح3447

ببینید یک نفر می آید می گوید من ماه را دیدم. نه قسمش می دهد نه می گوید یک نفر دیگر هم بیاید. نه گفت برو شاهد بیاور. و آقای شعیب الارنؤوط می گوید:

«اسناده صحیح علی شرط مسلم»

سند این روایت هم صحیح هست و شرائط صحیح مسلم را دارد.

خوب این یک مورد. مورد بعدی کتاب «نصب الرایة لاحادیث الهدایة» هست از جناب آقای الزیلعی با تحقیقات جناب «محمد عوامة»، جالب این هست ببینید در اینجا از عکرمه از ابن عباس نقل کرده است که گفته:

«جاء اعرابی الی النبی»

یک اعرابی به نزد پیامبر آمد.

اعرابی یعنی عربی که بیرون شهر می نشیند. بادیه نشین یا عشایر که خیلی زیاد هم با روح اسلام آشنا نبودند «الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً» هم، خیلی روشن می کند. می گوید: یک اعرابی خدمت پیغمبر آمد عرضه داشت یا رسول الله من ماه را دیدم حضرت فرمود:

أتشهد ان لا اله الا الله

آیا به وحدانیت خدا تو شهادت می دهی؟

گفت بله!

أتشهد ان محمد رسول الله

به رسالت من هم شهادت می دهی

گفت بله! پیغمبر فرمود:

یا بلال اذن فی الناس فلیصوموا»

بلال برو اذان بده و به مردم بگویید فردا روزه بگیرند.

نصب الراية لأحاديث الهداية، اسم المؤلف: عبدالله بن يوسف أبو محمد الحنفي الزيلعي، دار النشر: دار الحديث - مصر - 1357، تحقيق: محمد يوسف البنوري؛ ج2، ص 443

این یک حکم الهی است و کسی هم ندیده، یک اعرابی می آید، پیغمبر فقط سوال می کند تو مسلمانی یا نه؟ آیا با این وضعی که حضرات دارند، صدیقه طاهره از یک اعرابی هم جایگاهش کمتر بوده!!؟

بعد ایشان می آید از ابن حبان در صحیح خود حاکم در مستدرک و غیره این قضیه را می آورد می گوید اینها گفتند این روایت صحیح الاسناد هست ولی آقای بخاری و مسلم این را نیاوردند. این هم نظریه جناب آقا الزیلعی.

باز آقای هیثمی در کتاب «موارد الظمآن الی زوائد ابن حبان» می آورد که اعرابی آمد:

 «فقال ابصرت الهلال اللیلة...»

یا رسول الله شب گذشته ماه را دیدم...

موارد الظمآن إلى زوائد ابن حبان، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي أبو الحسن، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، تحقيق: محمد عبد الرزاق حمزة؛ ج1، ص 221، ح 870

باز پیغمبر فرمود شهادت به وحدانیت خدا و رسالت من می دهی ؟ گفت بله پیغمبر هم گفت بلال بلند شو بگو مردم فردا روزه بگیرند

خب ببینید این مسائلی است که این حضرات می آوردند و با شهادت یک نفر نبی گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور می دهد روزه بگیرد باز در ادمه نقل می کند از «ابن عمر» که:

«تراءی الناس الهلال فرایته فاخبرت رسول الله فصام وأمر الناس بصيامه»

 مردم دنبال رؤیت هلال بودند. من هلال را دیدم و به پیغمبر خبر دادم. حضرت روزه گرفت و به دیگران نیز دستور داد تا روزه بگیرند.

در اینجا هم می گوید:

 اسناده صحیح

سندش صحیح است

خوب ببینید عزیزان بیننده! اینها نمونه های زیادی دارد. حالا ما به چند مورد از اینها در کتابهای علما و بزرگان اهل سنت آمده اشاره کردیم. که یک نفر در یک سال، عبدالله بن عمر ماه را به تنهایی می بیند. در یک سال هم هیچ کس نمی بیند. فقط یک اعرابی می بیند پیغمبر هم نمی گوید برو یک شاهد دیگر هم بیاور. می گوید آیا تو مسلمان هستی؟ یا نه؟ همین کافی است شهادتش را می پذیرد. هم خودش روزه می گیرد. و هم دستور روزه گرفتن به همه مسلمانها را صادر می کند.

آن موقع شهادت مولا امیرالمومنین اینجا پذیرفته نمی شود! ولی شهادت حضرت علی پذیرفته نمی شود! شهادت امام حسن و امام حسین پذیرفته نمی شود! شهادت ام ایمن که پیغمبر شهادت به بهشتی بودنش داده، که حالا خواهیم عرض کرد از منابع اهل سنت شهادتش در اینجا پذیرفته نمی شود! من در خدمت شما هستم.

مجری:

درست است در برنامه گذشته یک اشاره کوچکی به «ذو شهادتین» و آن داستان پیامبر و یهودی و آن اختلافی که وجود داشت پیغمبر فرمودند که کسی هست بیاید شهادت بدهد و اینها در واقع شهادت یک نفر باز دوباره اینجا پذیرفته شد که همان ذو شهادتین هست البته قول هم دادید یک مقدار مفصل تر در موردش صحبت کنید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله آقای اسماعیلی در اینجا، من بعضی از تعابیر هست که وقتی نقل می کنم اصلا منقلب می شوم. نمی توانم. خیلی حالم خراب می شود!

حالا من می سوزم بگذار بگویم همه بسوزند. چرا من به تنهایی بسوزم؟! من چه گناهی کردم!؟

عزیزان دقت کنند حالا آنجا که باید جای سوز هست عرض می کنم. آن شب هم عرض کردم «ابو منصور الثعالبی» متوفی 429 می گوید:

«خزيمة بن ثابت الأنصارى سماه رسول الله ذا الشهادتين»

خزیمة بن ثابت انصاری پیغمبر اکرم او را «ذا الشهادتین» نامید. داستانش این هست که یهودی آمد خدمت پیغمبر گفت:

 اقضنی دینی

این شتری که فروخته بودم پولش را به من ندادی. بدهکاری مرا به من بده.

پیغمبر گفتند:

«أو لم أقضك قال لا فقال إن كانت لك بينة فهاتها وقال لأصحابه ايكم يشهد أنى قضيت اليهودى ماله فأمسكوا»

آیا به شما ندادم؟ گفت نه! اگر بینه داری بیاور! پیغمبر اکرم به اصحاب گفت چه کسی می آید شهادت بدهد؟ ولی کسی نیامد.

تا اینکه خزیمه آمد گفت: من شهادت می دهم. گفت چگونه شهادت می دهی و حال آنکه موقع اینکه من پول می دادم به این نبودی تو و آگاهی نداشتی. عرض کرد:

«یا رسول الله نحن نصدقک علی الوحی من السماء»

یا رسول الله من شهادت می دهم. تو وقتی از آیه قرآن برای ما می خوانی می گویی وحی رسیده تو را ما تصدیق می کنیم.

ثمار القلوب في المضاف والمنسوب، اسم المؤلف: أبي منصور عبد الملك بن محمد بن إسماعيل الثعالبي، دار النشر: دار المعارف – القاهرة؛ ج1 ص287، ح 430

خیلی استدلال قشنگی است. می گوید که تو در وحی الهی مورد وثوق ما هستی. آن وقت در رابطه با یک چند درهم بدهی که داشته به این یهودی ما بیاییم قبول نکنیم!

بعد نبی مکرم آمد این را تنفیذ کرد و شهادت آقای خزیمة بن ثابت را به جای دو نفر قبول کرد. یعنی پیغمبر او را ذو شهادتین یعنی یک شاهد به جای دو شاهد معرفی کرد.

همین تعبیر در فقهی «الحاول الکبیر» جناب آقای «ماوردی» هست که در حقیقت «الحاوی الکبیر فی فقة مذهب الامام الشافعی» و هو شرح المختصر آقای مزنی هست در ج 17 ایشان هم در اینجا می گوید: نبی مکرم آمد شهادت او را به جای یک شاهد قبول کرد.

بعد می گوید که بله قضیه ای که پیغمبر اکرم یک اسبی را فروخته بود و آمد به پیغمبر اکرم اسبی فروخت بعد گفت که پولش را ندادی و داستانش مفصل است در کتب شیعه هم مفصل آمده.

قضاوتی بسیار عجیب از امیرالمؤمنین؛ در حضور پیامبر!

حالا اگر یادم باشد این قضیه در کتابهای شیعه هم آمده من در ذهنم هست مجله مجمع فقهی جده هست آنجا هم من دیدم. که اگر من بتوانم این را برای عزیزان بیاورم خیلی جالب هست که در منابع شیعه یک طوری آمده که الحق و الانصاف خیلی برای من جالب بود. این که این قضیه را می آورند و خیلی برای من شیرین بود.

این قضیه که پیغمبر اکرم یک چیزی را می خرد از یک عربی شتری را پولش را می دهد بعد این صاحب شتر می گوید شتر برای من است این پولها هم برای من است. می گوید بابا پول به تو دادم. می گوید برو شاهد بیاور. بعد می آید تعدادی از افراد را می رود می آورد می گوید خب این آقا بیاید قضاوت کند قبول داری می گوید بله! می آید یکی از صحابه گفت یا رسول الله می گوید برو بینه بیاور شاهد بیاور چکار کنم؟

پیغمبر اکرم می گوید بنشین نفری بعدی هم می آید آن هم می گوید که خب ما که نمی دانیم علم غیب نداریم بر اینکه این بابا دارد راست می گوید. یا دروغ می گوید. الان هم درهم دست او است هم افسار شتر دست او است.

می گوید پیغمبر! اگر این درهم برای توست دادی شاهد بیاور تا اینکه دیدند یک جوانی دارد می آید گفت مرد عرب! اگر این قضاوت کند چه؟ گفت قطعا قبول دارم. آمد دیدند امیرالمومنین سلام الله علیه است!

امیرالمومنین آمد گفت داستان چیست؟ پیغمبر فرمود: من این شتر را خریدم پولش را هم دادم. حالا این بابا خودش را زده به وضع دیگری می گوید شتر برای من است! پول هم برای من است!

امیرالمومنین فرمود: که ای مرد عرب قضیه چیست؟ قضیه اش گفت اگر پیغمبر شاهد دارد بیاورد این چیزها برای من است.

امیر المومنین رفت داخل منزل و شمشیر را برداشت آمد گردنش را زد. گردن این مرد عرب را زد. پیغمبر اکرم فرمود بر اینکه چطور شد گردنش را زدی؟

گفت یا رسول الله ما تو را به وحی الهی تصدیق می کنیم. وقتی می آیی می گویی جبرئیل آمد خدا گفت، ما قبول داریم. این دارد تو را تکذیب می کند! یعنی دارد می گوید دروغ می گویی تو که درهم به من دادی.

کسی که به پیغمبر نسبت دروغ بگوید مهدور الدم است. پیغمبر اکرم فرمود بر اینکه حق با توست و قضاوت درست هم تو کردی. حالا من این را از این مجله بیاورم جالب بود برایم که در مجله ای که برای جده هم بود این را من آنجا دیدم خیلی برایم جالب بود بر اینکه حالا من این را اگر پیدا کردم بیان می کنم.

مجری:

بخشی از پیامکهای بینندگان برنامه:

خب حالا شما استاد تا یک دوری بزنید و پیدا بکنید، من چند تا از پیامک های دوستان را بخوانم. به هر صورت خیلی از عزیزان هم لطف می کنند همراهی می کنند.

آقای مرتضی بدیعیان پور از بندرعباس برای ما یک مطلبی را نوشتند و تبریک گفتند و از ما هم خواستند که دعا کنیم انشاء الله حاجت روا بشوید و مشکلی که در زندگی تان هست حل بشود.

 آقای غلامحسن از زابل از شما هم ممنون و سپاسگذار هستیم بر شما هم ماه رجب انشاء الله مبارک باشد.

 آقا محسن لوایی از مشهد هم که دیگر یا علی مدد را برای ما فرستادند ان شاء الله که همیشه زیرسایه مرتضی علی باشید.

عرض کنم که آقا داوود از ارومیه یا شاسین سید قزوینی فرستادند. دیگر با همان زبان آذری و ترکی از شما ممنون هستم.

یک عزیزی گفتند بخوان پیامک من را، سلام حاج علی مجری با اخلاص ممنونم از شما و همچنین از حضرت. با نام آقا امیر المومنین علی علیه السلام قلبم روشن می شود شارژ می شود به خدا عشق می کنم تظاهر هم نمی کنم.

بله همیشه همین طور است. به هر صورت عزیزانی که عشق و محبت مولا امیر المومنان علی علیه السلام در دلهایشان هست همه زندگی شان با محبت امیرالمومنین گره خورده واقعا همین هست. ما با اینها شارژ می شویم در زندگی و یک نکته دیگری هم بگویم ان شاء الله استاد اگر پیدا کردند آدرس را بیان بکنند.

علی آقا از خوزستان تشکر کردند از برنامه و گفتند که به مذهب خودم و به ولایت امیر المومنین می بالم. گوارای وجود شما باشد علی آقای عزیز از خوزستان.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله دوستان مانیتور من را محبت کنند این مجله «مجمع الفقه الاسلامی التابع لمنظمة المؤتمر الاسلامی بجده»؛ مجله مجمع فقه اسلامی که تابع سازمان کنفراس اسلامی جده هست؛ ج 9 ص 1864 که نقل می کند که می گوید:

فاستقبله اعرابی و معه ناقه فقال یا محمد تشتری هذه الناقه

یک اعرابی آمد گفت یا پیغمبر! این شتر را از من می خری؟

پیغمبر گفت بله. گفت چند می فروشی؟ گفت 200 درهم. بعد حضرت فرمود که شتر تو از شتر این آقا خیلی بهتر است. این آقا دارد می گوید 300 درهم. شتر شما پیش شتر این آقا 400 می ارزد. این انصاف پیغمبر است. پیغمبر اکرم 400 درهم را به این می دهد.

«ضرب الاعرابی یده الی زمام الناقه فقال الناقة ناقتی و الدراهم دارهمی»

 مرد اعرابی بر زمام شتر زد و گفت شتر برای من. پول هم برای من.

 فان کان لمحمد شیء فلیقم البینة

 اگر پیغمبر شاهدی دارد بیاورد

شاهد بیاور که پول به من داده. به قول معروف می گویند اگر رسید داری بیاور. مردی آمد به پیغمبر فرمود آیا این پیرمردی که دارد می آید قضاوت کند قبول داری؟ گفت بله. آن آمد قضاوت کرد گفت حق با این اعرابی است. شاهد باید بیاوری این هم واقعا مظلومیت پیغمبر است خلاصه گفت بشین نفر بعدی آمد همین طور تا اینکه از دور آقا امیرالمومنین سلام الله علیه که داشت می آمد پیغمبر اکرم فرمود بر اینکه:

اترضی بشاب المقبل

این جوانی که دارد می آید حاضری به قضاوت او تن دهی؟

 قال نعم فلما دنا قال النبی یا ابالحسن اقضی فی ما بینی و بین هذا الاعرابی

وقتی علی نزدیک شد، پیغمبر به او فرمود: علی جان بین من و بین این اعرابی قضاوت کن

فقال تکلم یا رسول الله

یا پیغمبر حرفت را بزن

پیغمبر فرمود بر اینکه:

الناقة ناقتی و الدارهم دراهم الاعرابی

پول برای اعرابی است شتر برای من است من خریدم

فقال الاعرابی لا بل الناقة ناقتی و الدراهم دراهمی

فرد اعرابی گفت: نه، هم شتر برای من است هم پول برای من است.

 و ان کان لمحمد شیَئ فلیقم البینة

 اگر پیغمبر ادعای دارد،شاهد بیاورد.

 امیرالمومنین فرمود:

خل بین الناقة وبین رسول الله

ناقه پیغمبر را رها کن برو اعرابی

قال الاعرابی ما کنت بالذی افعل او تقیم البینة

شتر را نمی دهم مگر اینکه پیغمبر شاهد بیاورد

فضربه علی ضربة

امیرالمؤمنین با آن شمشیرش یک ضرب زد کله اش از تنش جدا شد.

بعد می گوید:

فقال النبی ما حملک علی هذا یا علی

علی جان چطور گردن این اعرابی را زدی؟

فقال یا رسول الله نصدقک علی الوحی من السماء

ما تو را تصدیق می کنیم به وحیی که از آسمان می آید

و لا نصدقک علی اربعمأئة درهم؟

ولی به 400 درهم تو را تصدیق نکنیم؟

مجمع الفقه الاسلامی التابع لمنظمة المؤتمر الاسلامی بجده؛ ج 9 ص 1864

در روایتی که «من لا یحضر الفقیه» دارد که می گوید این فرد اعرابی با این کارش تو را تکذیب کرد. نسبت دروغ داد. و کسی نسبت دروغ به پیغمبر بدهد مهدور الدم است.

مجری:

خیلی عالی خوب خیلی متشکرم استاد! حالا داستان ذو شهادتین را به یک جایی برسانید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

هفت هشت دقیقه هم از وقت بینندگان گذشت!

مجری:

خب پس فقط اشاره ای بفرمایید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله این قضیه ذو شهادتین این مسائلی است که مطرح شده می آید یک نفر شهادت می دهد پیغمبر اکرم شهادت او را به جای دو شاهد قبول می کند شهادت یک نفر را بجای دو شاهد قبول می کند.

آنهم یک آدم معمولی. که نه جزء آیه تطهیر است. نه جزء آیه مباهله هست. نه پیغمبر بشارت بهشتش را داده. نه جزء عشره مبشره هست. جزء هیچ کدامش هم نیست.

ولی پیغمبر شهادت او را به جای دو شاهد می پذیرد. ولی زهرای مرضیه چه امیرالمومنین چه حالا من این قسمت بعدی که در رابطه با جابر هست در آنجا یک نکته ظریفی ابن حجر دارد و بدر الدین عینی دارد که خیلی سوزناک است حالا دیگر امشب شب میلاد است اجازه بدهید دیگر ما برای جلسه بعد که خاطر بینندگان را امشب را دیگر ما خیلی آزرده نکنیم.

مجری:

بسیار عالی. خیلی متشکرم از شما. آن سوزی که شما به آن اشاره فرمودید که هر موقع خلاصه می خوانید و یادش می افتید واقعاً جگرتان می سوزد، آن را ان شاء الله می گذاریم برای یک وقت دیگر.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ان شاء الله برای شب جمعه

مجری:

ان شاء الله. خیلی متشکرم از شما. دوستان خوب بیننده برنامه زنده «حبل المتین» از شبکه جهانی «ولایت»، تقدیم حضور شما می شود. شب ولادت با سعادت آقایمان امام باقر (علیه السلام) هست. پنجمین امام همام شیعیان و شب اول ماه رجب ماه مولایمان امیر مومنان علی (علیه السلام).

همه عاشقان و محبین آقا امیر مومنان علی (علیه السلام) ما ان شاء الله از این لحظه به بعد ما در خدمتتان هستیم و یک فاصله کوتاه برویم اتاق فرمان و برگردیم.

ما سولات شما را به صورت تلفنی می توانیم دریافت کنیم. می توانید تماس بگیرید نکات خودتان را بیان بفرمایید و هم از طریق پیامک از این طریق هم می توانید پیامک بدهید سوالات خودتان را مطرح بکنید ما با افتخار در خدمت شما هستیم. 

دارم به دل ولای تو یا باقر العلوم / بر سر بود هوای تو یا باقر العلوم / عهد ولادت توجشن و سرور ماست / جانم شود فدای تو یا باقر العلوم /

انشاء الله به حق وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) و به دعای شما یک روزی شاهد باشیم آن قبر بی شمع و چراغ آن قبر غریب و مظلوم در سالروز ولادت آقا امام محمد باقر (علیه السلام) روزی شاهد باشیم که گنبد و بارگاه و حرمی برای امام باقر و چهار امام غریب و معصومان آنجا در کنار قبرستان بقیع آنجا بنا بشود. و شیعیان وقتی می روند کنار قبرستان بقیع با دلی آرام و ان شاء الله با دلی امیدوار دیگر آنجا آن سوزهای دل و آن غصه ها دیگر نباشد ان شاء الله به زودی با نابودی آل سعود و همه دشمنان اسلام و مسلمین.

تماس بینندگان برنامه:

ما از این لحظه در خدمتتان هستیم دوستان خوبم ان شاء الله می توانید تماس بگیرید که نکات خودتان را بیان بفرمایید. فقط خواهشم این هست با توجه به اینکه ما معلوما تلفن هایمان زیاد هست و عزیزان مخاطبی که می خواهند صحبت بکنند هر چه مختصر و مفید باشد فکر می کنم بهتر باشد که ما بتوانیم تلفنهای بیشتری را پخش بکنیم.

اما اولین بیننده عزیز ما جناب آقای اصغری هستند از آلمان آقای اصغری سلام و درود به شما

آقای «اصغری» از «آلمان» (شیعه):

سلام علیکم آقای اسماعیلی. سلام خدمت حاج آقا قزوینی. ولادت امام محمد باقر را پیشاپیش به تمام جمیع شیعیان جهان تبریک می گویم و دوم پیشاپیش ماه رجب را به همه شیعه ها مسلمانان جهان تبریک می گویم.

سلام خدمت حاج آقا قزوینی این نور چشم ما شیعیان. من راجع باغ فدک یک دو سه تا سخن داشتم که بگویم به حاج آقا.

مجری:

بله خواهش می کنم بفرمایید فقط عنایت کنید آقای اصغری صدای گیرنده تان را ببندید فقط از طریق از تلفن با ما ارتباط داشته باشید.

بیننده:

راجع فدک که آیا اینها خودشان برادران اهل تسنن ما، اینها در زمانی که یک صحابه هم مثلا ده سال یا پنج سال یا چهار سال با حضرت رسول خدا همنشین یا هم صحبت بودند سخنشان را سند می دانند. آیا فاطمة الزهرا بنت محمد رسول الله که از وجود حضرت محمد علیه السلام هست آیا صحبت ایشان سند نیست حجت نیست ؟

این را از خودشان سوال کنند برادران اهل تسنن ما که یک صحابه ده سال یا 15 سال یا پنج سال زیاد یا کم با حضرت رسول خدا همنشین بودند حرف آنها برای اینها حجت است و فاطمه زهرا که خودش دختر رسول خداست حرف ایشان حجت نیست که باغ فدک را گفتند برای من است و برای شما نیست و سند بیاور. شاهد بیاور. به ایشان نمی دهند این صحبت من راجع باغ فدک.

یک سوال هم داشتم از خدمت حاج آقا قزوینی. خیلی عذر می خواهم این برادران اهل تسنن ما بعد از حمد که نمازشان را می خوانند آمین می گویند بعد از «والضالین» آخرش آمین می گویند، آیا این در زمان رسول خدا هم بود یا نه؟ یا این کلمه اضافه شده بر نماز. از شما تشکر می کنم. پیشاپیش عید را بر همه شما تبریک می گویم.

مجری:

خواهش می کنم. ممنونم آقای اصغری عزیز ممنونم از تماس شما. ان شاء الله که موفق باشید و سپاس فراوان.

بیننده بعدی ما محمد آقای عزیز هستند از میناب محمد آقا سلام به شما.

آقای «محمد آقا» از «میناب»(شیعه):

سلام علیکم آقای اسماعیلی عزیز! حال شما چطور است آقای اسماعیلی؟

مجری:

الحمدالله خدا را شکر

بیننده:

سلامت باشید. خدمت آقای استاد عزیز آقای قزوینی سلام عرض می کنم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

محمد جان لطف کن صدای تلویزیون را ببندید ما در خدمتتان هستیم.

بیننده:

چشم آقای اسماعیلی! این وهابی های کثیف چرا این کارهای پلید می کنند خیلی کارهای بدی می کنند در عربستان. مثلا کارهای زشتی کردند اینها باید نابود بشوند محو بشوند.

مجری:

ان شاء الله اگر سوالی دارید محمد آقا بفرمایید

بیننده:

سؤال من این است که چرا مثلا فدک را ندادند به حضرت فاطمه؟ اینها خیلی پلیدند!

مجری:

درست است خیلی متشکریم از شما محمد آقا موفق باشید خدا نگهدارتان باشد از این که تماس گرفتید سپاسگذاریم. آقای صالحی از تهران بیننده بعدی ما هستند آقای صالحی سلام به شما.

آقای «صالحی» از «تهران»(شیعه):

سلام عرض می کنم آقای اسماعیلی و سلام می کنم خدمت آقای دکتر آیت الله قزوینی. فقط قربان یا علی گفتن هایتان بشوم ما با آن یاعلی گفتن ها واقعا دلمان شاد می شود. و انشاء الله کور بشود هر کسی که نمی تواند یا علی را ببیند.

یک سوال داشتم از خدمت آقای دکتر قزوینی. دیروز در تریبون آزاد آقای نارویی از زاهدان صحبت می کردند با استاد عباسی. درباره احادیث مربوط به حضرت زهرا (سلام الله علیها) ایشان می گفتند در اسنادی که ما می گوییم صحیح است با اسنادی که زیرش نوشته حسن فرق دارد.

آنهایی که صحیح هست قابل اعتنا هست 21 دقیقه هم با استاد عباسی به قول گفتنی صحبت کردند و به احادیث ایراد می گرفتند  که یکی از راویان حدیث حمله «منکرالحدیث» است به شرط مسلم.

این جریان را خواستم ببینم جریان منکرالحدیث و حدیث صحیح و حدیث حسن اینها را یک لطفی بکنند توضیح بدهند. سوال دومم این هست که در  بحار الانوار ج 29 ص 157 و ص 192و همچنین  ج 48 ص 157 بیان می کند که آقای ابوبکر سندی امضا می کند و به حضرت زهرا سلام الله علیها داده می شود ولی توسط خلیفه دوم گرفته می شود و گوشواره در گوش حضرت زهرا شکسته می شود و الی ما شاء الله.

این دادن سند آیا پذیرفتن ادله حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت علی علیه السلام و حجتهایشان بوده یا برنامه دیگری درپشت این قضایا همراهی بوده؟ چون جناب خلیفه دوم بدون تایید خلیفه اول کاری را انجام نمی داده.

از آن طرف ما در صحبتهایی که درباره ایام فاطمیه داشتیم ما تا جایی پیش رفتیم که گفتیم منزل حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اهل سنت تهدید شده به آتش زدن! آیا این تهدید در منابع اهل سنت واقع شده؟ یا نه؟ ما شیعه ها که قبول داریم ولی از لحاظ اهل سنت این آتش زدن اتفاق افتاده و یا حضرت محسن فقط بر اساس ضربه ای که بر سر شمشیر به طرفین بدن حضرت زهرا سلام الله علیها خورده به شهادت رسیدند؟

مجری:

بسیار خوب. خیلی متشکریم آقای صالحی عزیز ممنونم ان شاء الله موفق باشید زیر سایه مرتضی علی باشید ان شاء الله خدا نگهدارتان باشد.

آقا ابراهیم از بیرجند بیننده بعدی ما هستند آقا ابراهیم سلام به شما

آقا «ابراهیم» از «بیرجند» (شیعه):

سلام عرض می کنم خسته نباشید می گویم خدمت حاج علی آقا و استاد قزوینی عزیز

مجری:

 ممنونم در خدمتیم برادر.

بیننده:

خواهش می کنم. من در مورد «توسل» یک صحبتی داشتم  من متاسفانه قبلا توسل را قبول داشتم ولی راستش را بگویم یک کم تردید داشتم  تا وقتی که تقریبا یک روز یک مشکلی برایم پیش آمد در مورد مشکل استخدام رسمی من بود.

من به آقا امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام) و به شبکه شما که دفاع می کرد از مولا علی و اهل بیت توسل کردم. به خدا قسم مشکل من به راحتی هر چه تمام تر حل شد. خودم فکر نمی کردم اینطور مشکلم حل بشود.

از آن روز به بعد من بیشتر برنامه تان را نگاه می کنم با اینکه من الان یک سال بیننده شما هستم. یک مطلب دیگر اینکه وقتی من حدیث کساء را گوش می کنم از اول تا آخرش ناخودآگاه اشک می ریزم نمی دانم چرا از وقتی که این توسل را کردم باور کنید خیلی ممنونم.

مجری:

الحمد الله. خب این هم نعمتی است آقا ابراهیم به شما دادند. بالاخره این محبت اهل بیت و اینکه با توسل شما به نتیجه می رسید و دعایتان هم مستجاب می شود و مخصوصا اینکه گفتید حدیث کساء را وقتی می خوانید حال معنوی به شما دست می دهد. این هم خودش این نعمت بزرگی است باید قدرش را بدانید ممنونم از شما با شما خداحافظی می کنیم آقا ابراهیم از بیرجند.

اما آقای عمرانی از بندر دیر بیننده بعدی ما هستند آقا عمرانی سلام به شما.

آقای «عمرانی» از «بندر دیر» (شیعه):

سلام وقت عالی بخیر. خدمت حاج علی بزرگوار و سید گرانقدر سید بزرگوار آقای حسینی قزوینی ضمن تبریک ولادت باقر علم النبیین حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) چند موردی را چند وقتی است در نظرم بوده موفق نشدم خدمتتان عرض کنم.

یکی این بود که یک سری در محضر آقا بودم و پای گیرنده تلویزیونی در رابطه با مقایسه اصحاب رسول و حضرت امیر متاسفانه یک کمی اشتباه لفظی صورت گرفت و شنیدم که اساتید فرمودند که علی قابل قیاس با دیگران نیست. باید می فرمودند که دیگران قابل قیاس با علی نیستند!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

«لایقاس بهم احد». تعبیر متن عبارتشان این هست عزیز من. یعنی کسی را  نمی شود با اینها مقایسه کرد.

بیننده:

جناب حضرت آیت الله، «لا یقاس بهم» یعنی کسی قابل قیاس با علی نیست. نه اینکه علی قابل قیاس با دیگران نیست.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

زیاد فرقی نمی کند عزیز من.

بیننده:

یک موقع می گویند فلانی ارزش ندارد. عذر می خواهم من کوچک تر از آن هستم که در محضر سید بزرگوار عرض به قول معروف می کنم این موارد را. ولی من می گویم فلان چیز ارزش مقایسه شده با فلان چیز را ندارد. یعنی که آن چیزی که می گویم ارزش ندارد کم ارزش دارد.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

باشد چشم. اینها فراتر از این هستند که کسی را با اینها بخواهیم مقایسه کنیم. یا اینها را بخواهیم مقایسه کنیم «و لم یکن له کفوا احد» این دیگر آیه قرآن است دیگر سوره توحید هر روز هم می خوانید دیگر.

مجری:

بله خدا را هم وقتی می خواهیم بگوییم همین است. خدا با هیچ کسی قابل مقایسه نیست. حالا اشکالی ندارد.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

یا می فرماید «لیس کمثله شیء» وحالا فرمایشتان چشم. ما به دیده می گذاریم بعدا این عبارت را می گوییم که کسی با اینها قابل مقایسه نیستند. چشم!

بیننده:

ممنونم آقا. اجرت با جده ات زهرا.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

خواهش می کنم. ما واقعا تشکر می کنیم که بعضی از عزیزانمان خیلی دقیق هستند و ذره بین هم هستند

مجری:

خب اما آقای حسین زاده از اردبیل را هم ما صدایشان را بشنویم. بعد این دوستانی که سوال مطرح کردند پاسخ بدهیم. بعد مجدد سری بعدی تلفنها را می توانیم دریافت کنیم. آقای حسین زاده از اردبیل سلام و درود به شما.

آقای «حسین زاده» از «اردبیل» (شیعه):

سلام به حاج علی آقا و جناب آقای قزوینی استاد بزرگوار.

من تولد نورانی امام باقر را به همه شیعیان تبریک عرض می کنم و ابتداءً من یک سوال ذهنم همیشه مشغول کرده در رابطه با «فدک». آن هم اینکه پیامبر بزرگوار اسلام اگر قرار بود که کسی ارث ببرد باید به وارثش اطلاع می داد که آقا شما ارث می برید یا نمی برید! به کسی که اصلا هیچ نسبتی با ایشان ندارد(ابوبکر) چطور شده که این کلمه و این حدیث(معاشر الانبیا لانورث) به ایشان گفتند ولی وارثش خود حضرت زهرا هست این را نمی دانست یک سوال خیلی بزرگی است که ذهن ما را مشغول کرده!

مجری:

نکته خوبی را اشاره فرمودید آقای حسین زاده! اگر قرار است بگویند خب باید به کسانی بگویند که در واقع از ایشان ارث ببرد به آنها این روایت و حدیث را باید می گفتند.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله همین عبارت را «ابن عباس» در مناظره ای که با خلیفه دوم داشت همین را مطرح کرد گفت اگر بنا بود همچنین حکمی باشد پیغمبر قبل از آنکه به آقای ابوبکر و شما بگوید به خانواده اش به ما می گفت. ما که وارث پیغمبریم. باید به ما اهل بیتش می گفت. ما باید آگاهی داشتیم از این قضیه.

بیننده:

عرضم به خدمت مبارکتان. این شبکه های ضد شیعه می آیند استدلال می کنند شما قرآن را که باز کنید هر کجایش را باز کنید. یک در میان، دو در میان، اسم رسول الله هست. ولی اسم هیچ کدام از ائمه نیست!

یعنی معنایشان این هست که هر چه چیزی که اسمی که در قرآن نیامده قابل استدلال نیست. ولی جالب است خودشان وقتی می خواهند استدلال کنند می گویند اگر کسی به نزول حضرت عیسی ایمان نداشته باشد کافر است! به نزول یأجوج مأجوج ایمان نداشته باشد کافر است! حتی به حضرت مهدی هم اگر ظهور حضرت مهدی ایمان نداشته کافر است!

حالا این سوال را می پرسیم چطور شما این حکم خیلی بزرگ هم هست کافر یعنی از دین خارج شده استدلال می کنید ولی ما که به حرف پیامبر عظیم الشأن اسلام آن طوری که حضرت امیر الان فرمودید استدلال کرد سر یکی را فقط بخاطر اینکه به پیامبر دروغ بسته بود از تنش جدا کرد، یعنی واقعیتش این است که شما به پیامبر اعتقاد ندارید با این وضعتان یعنی اگر ایمان به پیامبر جزء اصول دین ماست، ایمان به حرفش هم جز اصول دین ماست یعنی این نکته نکته مهمی است.

 ثانیا اگر قرار به اسم باشد کجای قرآن در رابطه با وقایع تاریخی به اسم آمده صحبت کردند؟ که اصلا این اصلش هم غیر منطقی است. کسی که به دنیا نیامده مثلا قرآن بیاید بگوید قانون اساسی جالب است که قانون اساسی بیاید بگوید مثلا امام باقر امام شما است!

اینکه امام اصلا به دنیا نیامده بیاید بگوید این دیگر از منطق قانون اساسی بودن قرآن خارج می شود. این شعورش را هم ندارند! واقعیتش این هست که این بحثهایی که مطرح می کنند آدم یک کم که فکر می کند می بینم که آقا اینها یک مقدار عقل دارند واقعا یا ندارند نمی دانم. این را ببخشید.

مجری:

همان یک مقدار هم احتمالا ندارند. خیلی متشکریم آقای حسین زاده عزیز از اردبیل! همین جا هم یک سلام و درود ویژه به همه عزیزان آذری زبانی که در آذربایجانهای شرقی و غربی و اردبیل و قزوین نمی دانم زنجان و بعضی از شهرهایی که به زبان شیرین زبان آذری و ترکی خلاصه سخن می گویند، همین جا درود و سلام خودم را تقدیم می کنم مخصوصا مردم خوب اردبیل که ارادت ویژه و خاصی هم به آقا قمر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس هم دارند.

خب آقای جهان پور از آمریکا هم اجازه بدهید با ایشان هم صحبت کنیم بعد انشاء الله سوالات عزیزان را پاسخ خواهیم داد آقای جهان پور سلام به شما.

آقای «جهان پور» از «آمریکا» (شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت شما و جناب استاد. بنده یک سوال داشتم یکی دو تا پیشنهاد اگر اجازه بفرمایید وقت باشد عرض کنم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

از کدام ایالت آمریکا زنگ می زنید از کجای آمریکا؟

بیننده:

از آتالانتا، ایالت جرجیا، اینجا یک تلوزیون هست که از کانادا پخش می شود بنام «اندیشه» دیشب در آن آقایی به نام «بهمن شاهنگیان» صحبت می کرد درباره اینکه به طور کلی ادعا می کنند البته ایشان می گفت که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) الله را معرفی کرده درست نیست برای اینکه قبل از آن هم در عربستان یک بتکده هایی بود در آن بتکده هایک بتی اسمش الله بود و قبل از حضرت رسول این مسئله الله بوده!!

و حتی ادعا می کرد چون اسم پدر حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هم عبدالله بوده بنابراین این مسئله در قبل هم بوده و مردم که آن زمان بت پرست بودند! در کمال صلح و آرامش با همدیگر زندگی می کردند و هیچ مشکلی با هم نداشتند ولی بعد از پیدایش اسلام این همه مشکلات و جنگ و فلان ابداع کرده می خواستم ببینم این موضوعی که ایشان ادعا می کند جوابش چیست سوالم این است.

در مورد پیشنهاد با توجه به اینکه استحضار دارید مسئله داعش یکی از کارهایی که می کنند ایجاد ترس و وحشت است. به هر کجا که پا می گذارند شروع می کنند به خراب کردن جاهای دیگر.

بنده فکر می کنم اگر این داعشی ها را که بعضی از آنها خدا را شکر در سوریه و یا در عراق دستگیر می شوند پس از این که اطلاعات کامل اینها را گرفتند اینها را تحویل بدهند به خانواده شهدا همین رفتاری که اینها کردند با مردم همان رفتار را با آنها انجام بدهند. و فیلمهایشان را نشان بدهند و پخش بکنند تا این کسانی که از جاهای مختلف به خاطر پول و مقام و فرصت یا هر دلیلی که می آیند آنجا بفهمند این چنین فاجعه ای هم در انتظار آنها خواهد بود این یک اثر روانی در آنها شاید داشته باشد و ریشه اینها ان شاء الله کنده بشود.

مسئله دومی که می خواستم عرض کنم با توجه به اینکه خانواده ها تا می بینیم در شهرشان این مسئله پیدا می شود شروع می کنند به فرار کردن! به عقیده من بهتر است که یک کار بکنند فقط پیرمردها و پیرزن ها و بچه ها را در جای امنی ببرند ولی آن جوانها حتی کسانی که قدرت در دست گرفتن تفنگ هم دارند بلند بشوند و قیام کنند با اینها بجنگند.

برای اینکه ما معتقدیم مرگ شرافتمندانه بهتر از زندگی ننگین است. می روند زیر چادرها با آن فقر و بدبختی زمستان و تابستان در خاک دشمن زندگی می کنند. بعد انتظار دارند که دیگران برای آنها بجنگند و وطنشان را آزاد بکنند. این پیشنهاد من بود التماس دعا دارم و در مورد جواب سوالم بنده هم از تلوزیون می شنوم.

مجری:

خواهش می کنم آقای جهان پور ان شاء الله موفق باشید خدا نگهدارتان باشد برایتان آرزوی سلامتی داریم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

موفق و موید باشید ان شاء الله

مجری:

منتظر باشید ان شاء الله سوال شما را هم پاسخ خواهیم داد. خب استاد، آقای «اصغری» از آلمان در خصوص «آمین» گفتن اهل سنت گفتند آیا در زمان رسول خدا هم چنین چیزی بوده؟

آیا پیامبر در نمازخود، بعد از حمد؛ «آمین» می گفت!؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید ما در روایات متعدد در کتب عزیزان اهل سنت داریم که رسول اکرم (صلی اله علیه و آله و سلم) نمازی که حضرت می خواندند نماز نبی مکرم را توسط یکی از صحابه که نقل شده با سندهای صحیح و در تمام کتابهای عزیزان اهل سنت هم آمده به هیچ وجهی کلمه آمین نیست. الان این عبارت «ابن قدامه مقدسی» هست. من الان همین را از خود نرم افزار عزیزان بیاورم ببینید که آقای «ابو حمید ساعدی» در میان ده نفر از صحابه می گوید:

«قال ابو حمید انا اعلمکم بصلاة رسول الله»

من عالم ترین شما به نماز پیغمبر هستم

می خواهید نماز پیغمبر را بخوانم ببینید؟ می گویند بله. ابو حمید ساعدی بلند می شود نماز می خواند از اول نماز تمام واجبات مستحبات نماز را می خواند ولی به هیچ وجهی اثری نه از تکتف هست دست رو دست گذاشتن نه آمین گفتن.

این را عزیزان می توانند مراجعه کنند کتاب المغنی آقای ابن قدامه مقدسی که نقل کرده است:

«سمعت ابا حمید ساعدی فی عشرة من اصحاب رسول الله منهم ابو قتاده فقال ابو حمید انا اعلمکم بصلاة رسول الله قالوا فاعرض قال کان رسول الله اذا قام الی الصلاة یرفع یدیه حتی یحاذی بهما منکبیة»

از ابوحمید ساعدی که در میان ده نفر از اصحاب پیامبر مثل ابوقتاده صحبت می کرد، شنیدم که گفت من عالم ترین شما به نماز پیغمبر هستم. گفتند نشان بده. گفت پیغمبر وقتی برای نماز قیام می کرد دستهایش را به آسمان بلند می کرد تا مقابل گوشها.

المغني في فقه الإمام أحمد بن حنبل الشيباني، اسم المؤلف: عبد الله بن أحمد بن قدامة المقدسي أبو محمد، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1405 ، الطبعة: الأولى؛ ج 1 ص 274

حتی مستحبات نماز را هم ابو حمید می گوید. مثلا دستش را در تکبیر تا این اندازه بالا می برد. وقتی می آمد تکبیر می گفت می ایستاد تمام واجبات و مستحبات را که نبی مکرم انجام می داد. تمامی اینها را ابوحمید ساعدی انجام داد.

مجری:

 این زمانش برای چه وقت هست؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بعد از رحلت پیغمبر اکرم هست. که در میان ده تا صحابه ابو حمید ساعدی بلند می شود نماز پیغمبر را می خواند. می گوید پیغمبر اکرم این چنین نماز خواندند. خب با توجه به این قضایا اصلا هیچ آثاری از آمین گفتن در اینجا نیست. اگر واقعا پیغمبر آمین گفته بود باید ایشان می آوردند.

و دهها نفر از بزرگان اهل سنت این قضیه را آوردند. «ابن حزم آندلسی» در کتاب «المحلی» ج 4 ص 91 آورده. سنن ابن ماجه ج 1 ص 208 این روایت را نقل کرده. عمدة الفقاری ج6 ص 104 .مصادر متعدد این روایت را نقل کردند ولی در اینجا به هیچ وجهی از آمین اثری نیست!

مجری:

آقای صالحی هم سوالی مطرح کردند. اینکه حالا در بعضی از روایت پایین روایت مثلا  نوشتند «صحیح» یا «حسن» اولا با هم فرق دارد یا نه؟ بعد آن «منکر الحدیث» هم گفتند چه کسی هست؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید این آقایان که این مسائل را مطرح می کنند، والله من نمی دانم اینها حداقل به کتابهای خودشان هم مراجعه دارند یا به کتابهای خودشان مراجعه ندارند؟

یک نکته رجالی مهم: آیا هر منکرالحدیثی، مردود و ضعیف است؟

برادر عزیزمان جناب آقای نارویی! اولا بر اینکه ایشان در رابطه با «علوان بن داود» نهایتش گفتند «منکر الحدیث» است. بالاتر از این نیست که؟

برادر عزیزمان جناب آقای عباسی گفتند اگر بنا باشد ما هر کس که منکر الحدیث باشد روایتش را بگذاریم کنار، ما به هیج وجهی کسی دیگری از محدثین ما سالم نمی ماند. این برادرمان آقای نارویی الان بیننده برنامه هستند یا تکرار برنامه را دارند می بینند. مهم تر از  همه این کتاب «المغنی فی الضعفاء» نوشته «ذهبی» است برادر عزیزم! شما ببینید ایشان می آید در شرح حال «خالد بن مخلد» می گوید: «خ م » یعنی هم در «بخاری» روایت دارد هم در «مسلم» روایت دارد. درست شد؟ ذهبی در مورد ایشان می گوید:

 «خَالِد بن مخلد الْقَطوَانِي من شُيُوخ البُخَارِيّ... قَالَ أَحْمد بن حَنْبَل لَهُ أَحَادِيث مَنَاكِير وَقَالَ ابْن سعد مُنكر الحَدِيث... وَذكره ابْن عدي فِي الْكَامِل فساق لَهُ عشرَة أَحَادِيث مُنكرَة وَقَالَ الْجوزجَاني كَانَ شتاما»

 خالد بن مخلد از اساتید بخاری است... احمد گفته که او احادیث منکری دارد. ابن سعد گفته او منکر الحدیث است. ابن عدی در کامل گفته او بسیار فاسق است. او ده حدیث منکر دارد. جوزجانی گفته که او به خلفاء فحش می داد.

المغني في الضعفاء؛ المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، المحقق: الدكتور نور الدين عتر؛ ج1، ص 206، شماره 1881

ببینید آقای «ابن عدی» می گوید که «فساق له عشر احادیث منکرة». حتی «جوزجانی» گفته که کان شتاما یعنی خلفا را فحش می داده!

 ولی این بابا که منکر الحدیث است، خلفا را فحش می داده؛ بیش از ده تا حدیثش هم آوردند که منکر بوده، - فرق است بین کسی که «روی المناکیر» أو «منکر الحدیث» خیلی با هم دیگر فرق می کند. - با همه اینها هم آقا منکر الحدیث است هم روی المناکیر است با همه اینها ایشان هم از رجال بخاری است هم مسلم است. آیا حضرت عالی و یا همفکران شما حاضرند روایات خالد بن مخلد را از بخاری و مسلم بردارند حذف کنند!؟

در «الامالی المطلقة» که از «ابن حجر عسقلانی» است، ببین برادر بزرگوارم در رابطه با «ابو نعیم اصفهانی» است می گوید:

«قُلْتُ نُعَيْمٌ مِنْ شُيُوخِ الْبُخَارِيِّ »

نعیم از اساتید آقای بخاری است

بعد ببین درباره اش چه گفته است:

« وَقَرَأْتُ بِخَطِّ الذَّهَبِيِّ... نُعَيْمٌ وَهُوَ مُنْكَرُ الْحَدِيثِ عَلَى إِمَامَتِهِ »

یادداشت ذهبی را دیدم که گفته بود نعیم بن حماد با اینکه از ائمه اهل سنت است، ولی منکر الحدیث است.

الأمالي المطلقة؛ المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، المحقق: حمدي بن عبد المجيد بن إسماعيل السلفي، الناشر: المكتب الإسلامي – بيروت، الطبعة: الأولى، 1416 هـ -1995م؛ ج1، ص 147

این آقا استاد بخاری هم هست آیا حاضرید دست بردارید از آقای نعیم!؟

این «تهذیب الکمال» از آقای «مزی» است در ج 25 می گوید که «محمد بن عبدالرحمن الطفاوی» از رجال بخاری، ابو داود، ترمذی، و نسائی؛ یعنی از صحاح سته چهار نفر آن از این روایت آوردند. خب این آقا چکاره هست؟ ابوزرعه گفته «منکر الحدیث» آیا حاضرید دست بردارید از این آقا؟

این «التعدیل و الترجیح لمن خرج عنه البخاری فی الجامع الصحیح» از آقای «باجی مالکی» است ایشان در رابطه با «محمد بن عبدالرحمن» که حالا اسمش را بردیم، دارد که ابوزرعه راوی گفته هو منکر الحدیث آیا حاضرید شما دست از او بردارید!؟

شما بیا من پنجاه تا از راویان صحیح بخاری برایتان برادر بزرگوار بشمارم که اینها گفته اند درباره اش منکر الحدیث. اگر منکرالحدیث را شما بخواهید حذف کنید به قول آقای «ابن حجر عسقلانی» هیچ کسی از محدثین سالم نخواهند ماند:

««فَلو كان كُلّ مَن رَوى شَيئاَ مُنكراً استَحق اَن يُذكر في الضُعفاء لَما سَلُم مِن المُحدثين أحَد»

اگر بنا باشد هر راوی که روایت منکر نقل کرده است، اسمش در زمره راویان ضعیف قرار بگیرد، هیچ کسی از محدثین سالم نخواهند ماند.

لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج2، ص 307»

خوب برادر عزیزم! اینها را یک مقداری دقت کنید شما. حالا چون آقا گفته منکر الحدیث فلان آورده فلان آورده فلان آورده، گیرم آقا گفته منکر الحدیث ابن حبان که توثیق کرده خب ابن حبان توثیق کرده عقیلی نقل کرده از بخاری و حال آنکه گفتیم دروغ است.

هیچ کس در هیچ کتابی از کتابهای آقای بخاری در رابطه با «علوان ابن داود» هیچ کس نگفته که ایشان گفته او «منکر الحدیث» است.

تمام کتابهای ایشان را ما دیدیم. خب ایشان گفت در «ادب المفرد» نمی دانم کجا هست تاریخ کبیر است کجاست! خوب آقا بفرمایید نشان بدهید! در کجای تاریخ آمده؟ ما که گشتیم پیدا نکردیم!

ما ممنون می شویم اگر بیایید در کتابهای بخاری «علوان ابن داود» را بگویند که این آقا منکر الحدیث است و اضافه این آقا شد منکر الحدیث. آقای ابن حبان توثیقش کرده. توثیق ابن حبان هم خود بزرگان شما می گویند آقا ابن حبان توثیقاتش مورد قبول است.

این کتاب «الموقظه فی علم مصطلح الحدیث» است از ذهبی. ایشان در رابطه با «ابن حبان» می گوید:

 «و ینبوع معرفة الثقات»

 سرچشمه آشنایی به ثقات است.

الموقظة في علم مصطلح الحديث؛ المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، اعتنى به: عبد الفتاح أبو غُدّة، الناشر: مكتبة المطبوعات الإسلامية بحلب، الطبعة: الثانية، 1412 هـ؛ ج1، ص 79

خب این آقا توثیق کرده آن آقا گفته منکر الحدیث است. مورد وثوق است. با اینکه منکر الحدیث از الفاظ ذم نیست. ولی توثیق کرده و جالب این هست در مقدمه صحیح ابن حبان آقای شعیب الارنؤوط تعبیرش این هست می گوید:

 «من هنا برزت أهمية توثيق ابن حبان ، ولأهميتها فقد اعتمد الحافظ المزي على كتاب الثقات له، والتزم في تهذيب الكمال إذا كان الراوي ممن له ذكر في الثقات أن يقول: ذكره ابن حبان في الثقات. وتابعه الحافظ ابن حجر في تهذيب التهذيب»

از اینجا روشن می شود اهمیت توثیقات ابن حبان و به خاطر اهمیت این قضیه، مزی بر کتاب الثقات ابن حبان اعتماد کرده است. وی در کتاب تهذیب الکمال ملتزم شده است که وقتی یک راوی در الثقات ابن حبان ذکر شده است، بگوید که این راوی را ابن حبان در الثقات خود ذکر کرده است. و همچنین حافظ ابن حجر هم در تهذیب التهذیب به توثیقات آقای ابن حبان اهمیت گذاشته است.

صحیح ابن حبان، ج1، ص 37

نهایت این است که برادر عزیزم آقایان گفته اند یکی گفته صحیح است ثقه هست. یکی هم گفته ضعیف است. خب این شما قاعده ای دارید اگر کسی بیاید درباره یک فردی بیایند بگویند آقا یکی صحیح است ثقه هست، یکی گفته ضعیف است، می شود آقا روایتش «حسن»!

الان دیگر فرصت نیست من کتابهایش را نشان بدهم. ولی اینکه گفت روایت حسن را ما عمل نمی کنیم. این خیلی عجیب است. این را شما ببینید آقای «ابن کثیر دمشقی» در «الباعث الحثیث شرح الاختصار علوم الحدیث» از آقای حافظ ابن کثیر ببینید می گوید:

 «النوع الثانی الحسن. و هو فی الاحتجاج کالصحیح عند الجمهور»

نوع دوم روایت حسن است. روایت حسن در نزد جمهور اهل سنت مثل صحیح است.

 بعد می گوید:

«و هو علیهم مدار اکثر الحدیث و هو الذی یقبل اکثر العلماء و یستعمله عامة الفقهاء»

این قاعده در اکثر احادیث است. و این قاعده را بسیاری از علماء و بزرگان پذیرفته و تمام فقهاء آن را به کار برده اند.

الباعث الحثیث شرح الاختصار علوم الحدیث؛ أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)، المحقق: أحمد محمد شاكر، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية؛ ج1، ص 37

این فرمایش آقای ابن کثیر دمشقی هست.

و همچنین جناب آقای نووی در «التقریب و التیسیر» ببینید که می گوید:

«ثم الحسن کالصحیح فی الاحتجاج»

روایت حسن مثل روایت صحیح است در احتجاج کردن.

التقريب والتيسير لمعرفة سنن البشير النذير في أصول الحديث، المؤلف: أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف النووي (المتوفى: 676هـ)، تقديم وتحقيق وتعليق: محمد عثمان الخشت، الناشر: دار الكتاب العربي، بيروت، الطبعة: الأولى، 1405 هـ - 1985 م؛ ج1، ص 29

اگر کسی بخواهد به یک روایت احتجاج کند، استناد کند، روایت حسن عینا مثل صحیح است. هیچ تفاوتی ندارد. گرچه قدرتش پایین تر است. ولی در احتجاج مثل صحیح است.

مجری:

خب استاد! سوال دوم که آقای صالحی مطرح کردند اشاره به روایتی در بحار کردند و گفتند که آنجا ابوبکر سند فدک را به حضرت صدیقه می دهد و در مسیر راه حالا خلیفه دوم آن را با اجبار می گیرد و چیزهایی از این قبیل. این را یک توضیح بفرمایید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید این را ما در بخش قضایای حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) ما آوردیم که خود آقای «حلبی» هم در «تاریخ حلب» مفصل تاریخ حلبی آنجا دارد که سند را نوشتند دادند و جناب خلیفه دوم آمد و از دست صدیقه طاهره (سلام الله علیها) گرفتند و پاره کردند. این ما را دیگر مفصل آوردیم.

ببینید الان دوستان من این را من آورم که ج 3 السیرة الحلبیة هست ص 488 ببینید از قول سبط ابن جوزی نقل می کند که:

أنه رضي الله تعالى عنه کتب لها بفدک دخل علیه عمر رضی الله عنه و قال ما هذا فقال کتاب کتبته لفاطمه بمیراثها من ابیها فقال مماذا تنفق علی المسلمین و قد حاربتک العرب کما تری ثم اخذ عمر الکتاب فشقه

ابوبکر سند فدک را برای حضرت زهرا نوشت. عمر بر ابوبکر وارد شد و پرسید: این چیست که نوشته ای؟ ابوبکر گفت: نوشتم که این ملک حضرت زهراست. عمر گفت: اگر فدک را دادی با چه امکانات مالی می خواهی مواجب مسلمین را بدهی و یا در برابر شورشی ها بایستی؟ سپس عمر این نامه را از دست حضرت زهرا گرفت و پاره کرد.

السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت – 1400؛ ج3، ص488

در کتابهای شیعه هم، این قضیه مفصل آمده است.

مجری:

حالا می گویند تناقض ندارد. با اینکه شما چند روز دارید بحث می کنید چند جلسه است که ابوبکر بینه خواست و نداد و قبول نکرد. این دو تا با هم تناقض ندارد این موضوع با آن ؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آن را هم می رسیم اگر این آقا صبر کند. ما همه اینها را مطرح می کنیم. حضرت صدیقه طاهره به عنوان ملک شخصی خواستند به عنوان ارث خواستند. آمدند در سخنرانی مطرح کردند. باز حضرت زهرا دنبال قضیه بود. مراجعه کرد ظاهرا این قضیه بعد از خطبه حضرت زهرا در مسجد بوده که می آیند این را می نویسد می دهد و پاره می کنند.

حالا اینها را ان شاء الله ما مفصل می گوییم این دوستمان اگریک مقدار تحمل بکنند ان شاء الله می رسیم.

مجری:

خب، آقای جهان پور از آمریکا در خصوص بحث کلمه «الله» اشاره کردند. شبکه ای این موضوع را توضیح می داده. من فکر کنم در یکی از برنامه ها مطرح کردیم حالا می گفت قبلا هم کلمه الله هم بوده. این را هم توضیح بدهید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

شبکه «اندیشه» برای شبکه بهائی ها هست. آن دیگر اصلا گردانندگانش همه چیزش دست بهائی هاست. که متاسفانه بعضی از این آخوندهای لس انجلسی ما هم می روند آنجا افتخار می دهند به این بهائی ها  آنجا صحبت می کنند.

حالا این هم دیگر از مصیبت های جهان اسلام است. از مظلومیت اسلام است. که یک آخوند عمامه به سر برود در یک مرکز بهائی آنجا شروع کند علیه علما و مراجع حرف بزند!! این هم از اعجب اعجائب است. ان شاء الله از علائم ظهوراست. می گفت اگر حضرت ولی عصر بیاید باید یک سری گردن هایی برای شمشیر زدن باشد!!

در هر صورت ببینید برادر بزرگوارم خود قرآن می گوید:

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ الله)

هر گاه از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده، و خورشيد و ماه را مسخر كرده است؟ مى‏گويند: اللَّه، پس با اينحال چگونه (از عبادت خدا) منحرف مى‏شوند؟

سوره عنکبوت(29): آیه 61

می فرماید اگر از این مشرکین مکه سوال کنید آسمان و زمین را چه کسی آفریده شمس و قمر آفتاب و خورشید را چه کسی مسخر کرده همه می گویند الله آفریده. و در آیه 63 هم می فرماید:

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ الله)

و اگر از آنها بپرسى چه كسى از آسمان آبى نازل كرد و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش احيا نمود؟ مى‏گويند: اللَّه، بگو ستايش مخصوص خداست، اما اكثر آنها نمى‏دانند.

سوره عنکبوت(29): آیه 63

دیگر از این واضح تر. از اینها سوال کنید بابا چه کسی از آسمان باران می فرستد و این گیاهان می رویند؟

ببینید بحث اینکه اینها معتقد به الله بودند شکی نیست. ولی این آقایان دو اللهی بودند! یک الله که در آسمانهاست یک الله که آمارش 360 تا در داخل بیت الله الحرام است. ببینید اسلام آمده شرک را از میان اینها بردارد.

می گوید بله بگوئید «قل هو الله احد»؛ «قولوا لا اله اله الله تفلحوا»؛ بگویید «وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِله»: هم خدای آسمان، الله است. و هم خدای زمین، الله است.

و لذا اینها می گفتند نه آقا، دو تا خدا هست. یک خدا در آسمانهاست. یک خدا هم در خانه های ماست. اینها را ما عبادت می کنیم تا ما را به آن خدای بزرگ برساند:

(ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏)

اينها را نمى‏پرستيم مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند

سوره زمر(39): آیه 3

عبادت خدا نمی کردند. عبادت الله. ولی عبادت بت می کردند. چرا عبادت بت می کردند برای اینکه این بت بیاید پیش خدای عالم برای شفاعت. قرآن آمده این خدایان دروغین را از بین ببرد گفت «لا اله» تا «لا اله» نگویند، «الله» معنا پیدا نمی کند.

و لذا اینکه نمی دانم قبلا الله بوده غیره بوده در آن شک و شبهه ای نیست. خود کفارش هم دو خدایی بودند. یا خیلی از افرادی که مجوسی و غیره اینها اهورا و مزدا بعضی ها قائل به دو خدای نور و ظلمت بودند. یعنی خلاصه جزیرة العرب مملو از آراء و عقائد بوده البته اینها یک دسته بودند عزیزان این را دقت کنند یک دسته هم دهرین بودند اصلا اینها منکر وجود خدا بودند:

 (أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض)

آیا در خدایی که آفریننده آسمان ها و زمین است، تردید دارید.

سوره ابراهیم (14): آیه 10

این دیگر خطاب به مشرکین نیست، خطاب به کفار است. آنهایی است که دیگر کافرند. یعنی اصلا قائل به خدا نیستند. نه به خدای آسمان. نه به خدای زمین.

لذا ما باید نگاهمان به قضیه توحیدی که اسلام منتشر کرده یک مقداری دقت کنیم با هر کدامی از این طیف مناسب با عقائد خودشان چیست حرف زده با کفار «أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» با مشرکین؛ نمی دانم «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» با یهودی ها؛ یک طوری با مسیحی ها که معتقد به سه خدا بودند. نه یک خدا. با آنها هم قرآن یک طوری رفتار کرده و لذا در این قضیه ما باید یک مقداری جامع نگاه کنیم کل آن جامعه ای که قرآن در آن جامعه فرود آمده و نازل شده و وحی بر نبی مکرم آمده تطبیق کنیم هر بخشی را به آن قسمتی که مربوط به آن است.

مجری:

آیا دین اسلام، با آمدنش، جنگ و خونریزی ایجاد کرد!؟

استاد اصلا فرصت نداریم. حالا آن چیزی هم که مطرح کردند گفتند در آن شبکه به این موضوع هم اشاره کردند که قبل از اسلام همه چیز خوب بوده و گل و بلبل اسلام که آمد شد جنگ و خونریزی و فلان و این چیزها؛ این را هم بیان بفرمائید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

والله ما در مدینه بین «اوس» و «خزرج» یک جنگ 400 ساله بوده با آمدن اسلام اینها با یکدیگر الفت پیدا کردند:

(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً)

و همگى به ريسمان خدا (قرآن و اسلام و هر گونه وسيله ارتباط ديگر) چنگ زنيد و پراكنده نشويد، و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود بياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او برادر شديد، و شما بر لب حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آنجا برگرفت (و نجات داد) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد هدايت شويد.

سوره آل عمران(3): آیه 103

این دیگر ایه قرآن است و تمام مورخین شیعه ، سنی ، مسیحی ، مستشرقین همه قضیه جنگ 400 ساله میان اوس و خزرج را بیان کردند و این کاملا واضح و روشن است.

اصلا در خود مکه، قتل و غارت میان عرب یک چیز عادی بوده .حتی ما در بعضی از روایات داریم که یک عربی می آید خدمت پیغمبر پیغمبر بهشت را تعریف می کردند که او آنجا حوری هست و غیره. عرب گفت یا رسول الله آنجا جنگ و بکش بکش هم هست؟ غارت هم هست؟ یا نه؟

پیغمبر می فرماید بابا آنجا دیگر جای این قضایا نیست. بلند می شود می رود می گوید آقا من بهشتی که جنگ و قتل و غارت در آن نباشد قبول ندارم!!!

خوب این تفکر را پیغمبر اکرم آمد به قول دکتر «گستاو لوبون فرانسوی» می گویند اگر اسلام نبود ما از وحشی گری نجات پیدا نمی کردیم. اسلام بود ما را از توحش و بربریت نجات داد. اگر تمدن اسلامی نبود تمدن اروپا بیش از 400 سال به تاخیر می افتاد!!

مجری:

در واقع این اسلامی که همه آن خشونت است، الان دارد ترویج می شود. که همان اسلام آمریکایی است. که واقعا اسلام نیست و فقط یک لباسی از اسلام به تن کردند و متاسفانه شعار اسلام می دهند.

خب ان شاء الله  که آقای جهان پور عزیز هم سوالاتشان را پاسخش را دریافت کرده باشند استاد دیگر اصلا فرصت نداریم دعای شما حسن ختام برنامه است.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

حالا اگر این عزیزمان مطالبی دارند ما اصلا این شبکه های اینها را خیلی زیاد در این فاز نیستیم. یک زمانی هم برادر عزیزمان آقای ربانی گلپایگانی که ازخبره های فن کلام جدید هست برنامه هایی هم آنجا داشتند و یک سلسله برنامه هایی داشتند.

حالا ان شاء الله اگر دوستانمان در امپکس اگر بتوانند محبت کنند این نوارهای ایشان را هم دوباره بتوانیم پخش کنیم خوب است. چون جدیدا یک تحرکات زیادی لا مذهب های لس انجلس اینها هم از یک گوشه ای شروع کردن به پیکره اسلام دارند ضربه وارد می کنند.

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما ولی عصر نزدیک بگردان.

ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده.

رفع گرفتاری از گرفتاران بنما.

خدایا عزیزان ما در سوریه در عراق در بحرین مخصوصا در یمن در میانمار حتی در عربستان سعودی گرفتارند به آبروی محمد و آل محمد تمامی این گرفتاران را از گرفتاری خلاصی عنایت بفرما.

شر اشرار به ویژه شر وهابیت و شر آل سعود را خدایا از مسلمین و بلکه جهان بشریت رهایی عنایت بفرما.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد مکه و مدینه را از دست اشرار آل سعود نجات بده.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد این شرارت هایی که امروز آل سعود در منطقه ایجاد کرده و زن بچه و مراکز آموزشی و درمانی و غیره را دارد ویران می کند. خدا با آبروی محمد و آل محمد اینها را به آه این فرزندان و کودکان و پدران و مادران داغ دیده گرفتار بگردان.

خدا به آبروی محمد و آل محمد بر تمام بیماران بویژه بیماران مورد نظر شفای عاجل کرم فرما.

خدا به آبروی محمد و آل محمد حوائج ما حوائج دست اندر کاران شبکه ولایت حوائج بیننده گان عزیز بویژه ولایت یاوران عزیز برآورده بگردان.

دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عل فرجهم

خیلی خیلی ممنون و سپاسگذار هستم از توجه و عنایت شما دوستان خوب بیننده که امشب هم حبل المتین برنامه زنده ما را همراهی کردید از شبکه جهانی ولایت.

تشکر از همه دوستانی که لطف کردند پیامک دادند. عزیزانی که تماس گرفتند. و البته ما نرسیدیم پیامک ها را همه را بخوانیم. تلفن ها را صدایشان را داشته باشیم. ان شاء الله که در فرصتهای بعد خدمت عزیزان باشیم.

باز هم تبریک به شما می گویم امشب شب ولادت با سعادت آقا امام محمد باقر علیه السلام پنجمین امام همام امام شیعیان و فرا رسیدن ماه رجب المرجب ما را هم در لحظات معنوی خودتان دعا کنید.

 مدح علی و آل علی بر زبان ماست / اصلا زبان برای همین در دهان ماست

 یا علی مدد   

 







Share
1 | میهمان | , ایران | ١٩:٢٠ - ١٥ دي ١٣٩٥ |
با سلام و خسته نباشید ببخشید سایت های وهابی در مورد غصب صدیقه طاهره چنین ادعایی دارند لطف می کنید توضیح بدهید با تشکر :
اما بعضی از روایات صحیح خود شیعیان برخلاف آن آمده است؛ یعنی فاطمه از سخن أبوبکر نه تنها ناراحت نشد، بلکه راضی گشت؛ همانگونه که «إبن میثم بحرانی و دنبلی شیعی» در شرح نهج البلاغه آورده اند:
«أبوبکر به فاطمه گفت: آنچه را که برای پدرت بود، برای تو نیز هست، رسول خدا از درآمد فدک مایحتاج شما را برمی‌داشت و ما بقی را در راه خدا تقسیم می‌کرد، شایسته است که تو نیز همین کار را بکنی که او کرد، سپس فاطمه آن را پذیرفت و راضی شد و به أبوبکر وعده داد که همین کار را بکند».( شرح نهج البلاغة، إبن میثم بحرانی، ج5، ص107)
شارحان شیعی نهج البلاغه آورده اند:
«أبوبکر محصولات و سود آن فدک را گرفته به قدر کفایت به اهل بیت می‌داد وباقیمانده را میان مستمندان تقسیم می‌کرد، عمر وعثمان نیز همین کار را کردند وبعد از ایشان حضرت علی نیز همین کار را ادامه داد».{ نهج البلاغه، شرح إبن أبی الحدید، ج4- إبن میثم بحرانی، ج5، ص107- شرح فیض الإسلام، جزء 5، ص969- شرح دنبلی به نام «الدرة النجفیة»، ص332.}

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
اگر در عبارت ابن میثم و مولف کتاب الدرة النجفیة دقت کنید متوجه می شود که عبارت فوق نقل قول از کسان دیگر است یعنی دارند از جای دیگر نقل می کنند و حرف خودشان نیست لذا عبارت به این صورت آمده است : وروي أنّه لمّا سمع كلامها أحمد اللَّه وأثنى عليه وصلَّى على رسوله ، ثمّ قال ....
كمال الدين ميثم بن علي بن ميثم البحراني ، شرح نهج البلاغه ، ج 5 ص107 الدر النجفیه ص 333
لذا این سایتهای وهابی تدلیس کرده عبارت را از ابتدا که واژه « و روی » دارد، نقل نمی کنند پس مرحوم ابن میثم و برخی دیگر در حال نقل یک روایت است و سخن خود ایشان نمی باشد
گذشته از آن این روایت بدون سندی که ایشان بدان اشاره کرده اند دقیقا همان روایتی است که ابوبکر جوهری در کتاب « السقیفه و فدک » آورده و ابن ابی الحدید معتزلی شافعی او حنفی آن را در شرح نهج البلاغه اش بیان نموده است
رسول الله صلى الله عليه وسلم كان يقسمها ، قال أبو بكر : صدقت يا ابنة رسول الله صلى الله عليه وسلم ، وصدق على ، وصدقت أم أيمن وصدق عمر ، وصدق عبد الرحمن بن عوف ، وذلك أن مالك لابيك ، كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يأخذ من فدك قوتكم ، ويقسم الباقي ، ويحمل منه في سبيل الله ، فما تصنعين بها ؟ قالت : أصنع بها كما يصنع بها أبى ، قال : فلك على الله أن أصنع فيها كما يص
شرح نهج البلاغه ، ج 16 ص 216، اسم المؤلف : عز الدين عبد الحميد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 656 هـ ، دارالنشر : دار احياء الكتب العربية - عيسى البابي الحلبي وشركاه ، الطبعة
برای روشن شدن تدلیس وهابیت خوب است  اصل سخنان ابن میثم را نقل می کنیم:
مرحوم بحرانی در مورد فدک چنین میگوید :
واعلم أنّ فدك كانت خاصّة لرسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله ..... ثمّ المشهور بين الشيعة والمتّفق عليه عندهم أنّ رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله أعطاها فاطمة عليها السّلام ، ورووا ذلك من طرق مختلفة : منها عن أبي سعيد الخدري قال :
لمّا أنزلت « وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ » أعطى رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله فاطمة عليها السّلام فدك فلمّا تولَّى أبو بكر الخلافة عزم على أخذها منها . فأرسلت إليه تطالبه بميراثها من رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله وتقول : إنّه أعطاني فدكا في حياته واستشهدت على ذلك عليّا عليه السّلام وأمّ أيمن فشهدا لها بها . فأجابها عن الميراث بخبر رواه هو : نحن معاشر الأنبياء لا نورّث فما تركناه فهو صدقة
بدان که فدک مخصوص رسول الله صلی الله علیه و آله می باشد .... این مطلب در بین شیعه مشهور و متفق علیه در نزد ایشان است که رسول الله صلی الله علیه و آله فدک را به فاطمه سلام الله علیها اعطا کرد و صحت این مطلب را به طرف مختلف روایت می کنند همانند روایتی از ابوسعید خدری که میگوید : وقتی آیه وآت ذی القربی حقه نازل شد ، رسول الله فدک را به فاطمه سلام الله علیها داد و وقتی ابوبکر زمامدار خلافت شد خواست که فدک را از او بگیرد. پس فاطمه سلام الله علیها کسی را برای مطالبه میراثش به نزد ابی بکر فرستاد و میگفت : پیامبر ، فدک را در زمان حیاتش به من اعطا کرد و علی علیه السلام و ام ایمن را بعنوان شاهد این امر آورد و آنها نیز شهادت دادند.
پس ابوبکر در مورد میراث پیامبر با این روایت جواب داد : ما پیامبران ارث نمیگذاریم هر انچه از ما میماند بعنوان صدقه است.
شرح نهج البلاغه ، ج 5 ص 105، اسم المؤلف : كمال الدين ميثم بن علي بن ميثم البحراني الوفاة: 679 هـ ، دارالنشر : مركز النشر مكتب الاعلام الاسلامي - الحوزة العلمية - قم – ايران( موسسه النصر ) ، الطبعة : الاولی 1362 ش . محقق : عني بتصحيحه عدة من الأفاضل وقوبل بعدة نسخ موثوق بها
آن عبارتی که باعث شد وهابیها توهم کنند که ابن میثم بحرانی قائل به رضایتمندی حضرت زهرا سلام الله علیها از ابی بکر می باشد عباراتی است که وی بعد از بیان خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها آورده است که گفته شده ایشان با واژه روی آورده است که قبلا بیان شد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English