2020 February 16 - يکشنبه 27 بهمن 1398
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
کد مطلب: ٧٦١٧ تاریخ انتشار: ٠٩ اسفند ١٣٩٣ - ١٣:١٢ تعداد بازدید: 3289
خارج کلام مقارن » شبهات شهادت حضرت زهرا (س)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1

جلسه شصت و نهم 1393/12/09

 
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 جلسه شصت و نهم  1393/12/09
 
 
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

با توجه به اینکه ایام فاطمیه (سلام الله علیها) در پیش است و دوستان برای تبلیغ این ایام در حال آماده شدن هستند، مطالبی در این زمینه تقدیم آقایان می کنیم تا در این ایام مورد استفاده قرار بدهند.

در زمینه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ما چند تا سؤال مطرح کردیم و اگر دوستان پیگیر برنامه های شبکه «ولایت» باشند، چه از طریق ماهواره، چه از طریق اینترنت، و چه از طریق تلفن همراه؛ ما با توجه به جلسات متعددی که در این زمینه داشتیم، ده سؤال را در زمینه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطرح کردیم و از بینندگان می خواستیم که به این سؤالات پاسخ بدهند.

شهادت حضرت زهرا را باید کنار بگذارید!!

دوستانی که برای تبلیغ این ایام اعزام می شوند، اگر این ده سؤال را البته باید تلاش بشود که در طرح این مباحث تنش بین شیعه و سنی ایجاد نشود، چون قضیه شهادت حضرت صدیقه طاهره برای خیلی از اهل سنت قابل هزم نیست. فرقی هم نمی کند طرف سنی باشد یا وهابی، همه اینها از طرح قضیه شهادت حضرت زهرا نگران و ناراحت هستند.

یکی از بینندگان شبکه «ولایت»، که از برادران اهل سنت مؤدب و معتدل هم هست، دو هفته پیش از کردستان تماس گرفت و بعد از تشکر و قربان صدقه رفتن برای ما، گفت من یک خواهش از شما دارم.

گفتم: بفرمائید.

گفت: شما در دعای آخر برنامه، وقتی خدا را قسم می دهید به پهلوی شکسته حضرت زهرا، قلب ما اهل سنت شکسته می شود، ما ناراحت می شویم و احساساتمان جریحه دار می شود. این کلام اهل سنت مؤدب و معتدل ماست.

بارها توسط برخی از روحانیون افراطی اهل سنت مثل مولوی گرگیج و عبدالحمید و...این مسئله را مطرح کرده اند که اگر جمهوری اسلامی مدعی وحدت میان شیعه و سنی هست، قضیه فاطمیه را باید تعطیل کنند!! باید حذف کنند!! شهادت حضرت زهرا را باید کنار بگذارند!! این مسئله را بارها این آقایان مطرح کرده اند.

شهادت حضرت زهرا سند حقانیت شیعه است

این سخنان در حالی است که هم مراجع و هم رهبری نظرشان بر این است که قضیه شهادت حضرت زهرا یک اصلی از اصول مذهب شیعه هست و قابل مصالحه با هیچ چیزی نیست. و هیچ منافاتی هم با مسئله «وحدت» ندارد.

شهادت حضرت زهرا اتفاقی است که در صدر اسلام افتاده است و سند حقانیت شیعه است و چیزی که به عنوان سند حقانیت شیعه هست مصالحه پذیر نیست و عقب نشینی نسبت به او ظلم در حق شیعه است.

اساسی ترین شبهه: تقویم ها قبلاً «وفات» نوشته بودند!!

در زمینه مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبهات زیادی از طرف مقابل مطرح شده است، و یکی از اساسی ترین آن شبهات که امروز مطرح می کنند و دوستان هم که برای تبلیغ این ایام قصد اعزام دارند باید این شبهه را در نظر داشته باشند که قطعاً مورد سؤال قرار خواهند گرفت، این است که قضیه شهادت حضرت زهرا از کشفیات مجلس شورای اسلامی ایران است.

در سال 1371 با توجه به دستور آیة الله العظمی وحید خراسانی، روز شهادت حضرت زهرا را به عنوان تعطیل رسمی اعلام کردند، آقایان اهل سنت شروع کردند که بله، قبلاً در تقویم ها «وفات» می نوشتند ولی بعد از سال 71، واژه «شهادت» را به کار بردند. گویا تقویم وحی منزل است و جبرئیل آخر شب بر منجم نازل می شود و می گوید این را «وفات» بنویس، آن را «شهادت» بنویس!! به منجمین ما که وحی نمی شود، حالا به منجمین شما وحی می شود یا نه، ما خبر نداریم!

اولاً: تقويم نمي‌تواند ملاك صحت عقيده باشد:

این شبهه را ما بارها جواب دادیم و گفتیم که اولاً قبل از انقلاب هم در بعضی از این تقویم هائی که منتسب به آقای منجم زاده بود و به صورت یک دفتر بزرگ چاپ می کردند و مسائل ریزی مثل قمر در عقرب و...را مشخص کرده بود؛ در آن تقویم ها غالباً کلمه «شهادت» می نوشتند.

به فرض هم که در تقویم کلمه «وفات» نوشته شده باشد، برای ما که تقویم ملاک نیست. تقویم نویس ها اشتباه کردند، دیگر بالاتر از این که نیست. تقويم که نمى‌تواند ملاك درستى يا نادرستى وقايع و اعتقادات باشد.

ثانیاً: کلمه شهادت برای حضرت زهرا در کلام معصومین استعمال شده است:

ما روایت صحیح در کتاب کافی داریم از حضرت امام کاظم (سلام الله علیه) که واژه شهادت را به کار برده است:

«عَن أَبِي الْحَسَنِ (عليه السلام) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ»

امام کاظم فرمودند: همانا فاطمه راستگوی شهیده است.

الكافي، الشيخ الكليني، ج‏1، ص 458، ح 2

آقا امام کاظم (سلام الله علیه) در سال 148 هجری به امامت رسیده است و اگر چنانچه این روایت در اوایل امامت حضرت صادر شده باشد، حدود 1250 سال قبل، امام کاظم شهادت حضرت زهرا را مطرح کرده است.

آیا از این بهتر و واضح تر!؟ این که دیگر مربوط به سال 71 و رأی مجلس و ...که نیست. روایت کاملاً صریح و شفاف هم هست.

مرحوم شيخ مفيد متوفاي 413هجری، دركتاب فقهي خود «المقنعة» در باب زيات حضرت زهرا اين چنين مي‌نويسد:

«السلام عليك أيتها البتول الشهيدة الطاهرة»

سلام بر تو ای بتول پاکیزه و شهیده

المقنعة : ص 459؛ بحارالأنوار ج 97 ص 195

این اعلان شهادت توسط شیخ مفید، حدود هزار و اندی سال قبل است، نه سال 71.


«جويني » متوفاي 730 هجری، که از علماي اهل سنت، طي روايتي از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل مي‌كند كه فرمود:

«تَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»

فاطمه اول فردي از اهل بيت من هست كه به من ملحق مي‌شود او با حالت محزون و اندوه و غم در حالي كه حق او به غارت رفته و خودش به شهادت رسيده، نزد من خواهد آمد.

فرائد السمطين  ج2، ص 34 و 35

آقای جوینی حدود 800 سال قبل اشاره به شهادت حضرت زهرا کرده است. کلمه «مقتوله» هم معادل کلمه «شهادت» است.

شخصیت ممتاز آقای «جوینی» در نزد «ذهبی»

آقای جوینی، استاد ذهبي است، و ذهبی هم از او تعبیر می کند به:

«الإمام، المحدّث، الأوحد، الأكمل، فخر الإسلام»

امام و پیشوا، یگانه دوران، دارای تمامی کمالات و مایه فخر اسلام

تذکرة الحفاظ ج 4، ص  1505- 1506، رقم 24

ذهبی در جای دیگر می گوید:

«إِذَا ثبتَتْ إِمَامَةُ الرَّجُلِ وَ فَضْلُهُ، لَمْ يَضُرَّهُ مَا قِيْلَ فِيْهِ»

وقتی امامت و فضیلت یک فردی ثابت بشود، تضعیف دیگران در حق او هیچ ضرری ندارد.

سیر اعلام النبلاء، ج8، ص 448

شهادت حضرت زهرا، مطلبی است که جوینی آورده است، و رد هم نکرده است، و طبق گفته ذهبی، کلام آقای جوینی چون «امام» است، مورد پذیرش است. حتی اگر روایت ضعیف هم بود باز هم با مبنای آقایان اهل سنت جور در می آمد؛ چرا که آقایان معتقدند که در مسائل تاریخی، ما به روایت ضعیف هم عمل می کنیم.

آقای نووی در این باره ادعای اجماع کرده و می نویسد:

«وَ قَدْ قَدَّمْنَا فِي مَوَاضِعَ أَنَّ أَهْلَ الْعِلْمِ مُتَّفِقُونَ عَلَى الْعَمَلِ بِالضَّعِيفِ فِي غَيْرِ الْأَحْكَامِ وَ أُصُولِ الْعَقَائِدِ»

در جاهای مختلف گفتم که اتفاق اهل علم بر این است که به روایت ضعیف در غیر احکام و اصول عقائد عمل می کنند.

المجموع نووی، ج5، ص 62

ما فرض می کنیم که روایت شهادت حضرت زهرا، صد در صد ضعیف است، شهادت حضرت زهرا هم که از احکام و اصول عقائد هم نیست، یک مسئله تاریخی است، طبق ادعای اجماع آقای نووی، اهل سنت به روایت ضعیف هم عمل می کنند.

آقای «محمد بن مفلس مقدسی» هم در این زمینه ادعای اجماع کرده است:

«وَ اَلَّذِي قَطَعَ بِهِ غَيْرُ وَاحِدٍ مِمَّنْ صَنَّفَ فِي عُلُومِ الْحَدِيثِ حِكَايَةً عَنْ الْعُلَمَاءِ أَنَّهُ يُعْمَلُ بِالْحَدِيثِ الضَّعِيفِ فِيمَا لَيْسَ فِيهِ تَحْلِيلٌ وَ لَا تَحْرِيمٌ»

بسیاری از کسانی که در زمینه علوم حدیث کتاب تألیف کرده اند، بر اساس آنچه که از علما نقل کرده اند، قطع و یقین پیدا کرده اند که به حدیث ضعیف در مسائلی که در آن حرام و حلالی نباشد، عمل می شود.

الآداب الشرعية، ج2، ص 285

ما در خیلی از موارد برای اثبات ادعای خود، باید قرائن و شواهد را کنار هم بچینیم تا مطلب خودمان را اثبات کنیم. می گوید این روایت ضعیف است، خب بفرمائید، شما قاعده رجالی دارید که به تمام روایات ضعیف در غیر احکام و اعتقادات عمل می شود.

ثالثاً: واژه «وفات» با واژه «شهادت» هیچ منافاتی ندارد:

نکته دیگری که در زمینه استعمال واژه وفات برای حضرت زهرا وجود دارد این است که استعمال کلمه وفات با کلمه شهادت هیج منافاتی ندارد.

در كتب تاريخي و روايي شيعه و سني كلمه وفات هم در مرگ طبيعى و هم در شهادت استعمال شده است:

الف) استعمال كلمه وفات برای امير المؤمنين در روايات:

شیعه و سنی قبول دارند که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به شهادت رسیده است ولی آقای «ابن ابي شيبه» متوفاي 235 و احمد بن حنبل متوفاي 241 از علماي بزرگ اهل سنت کلمه «وفات» را در مورد ایشان به کار برده اند:

«عن عمرو بن حبشي قال: خطبنا الحسن بن علي بعد وفاة علي فقال: لقد فارقكم رجل بالأمس لم يسبقه الأولون بعلم»

عمرو بن حبشی می گوید: حسن بن علی بعد از وفات علی برای ما خطبه خواند و گفت: دیروز مردی از شما جدا شد که هیچ یک از گذشتگان در علم بر او سبقت نگرفت.

 

 

المصنف، ج 6 ص 371 و ج7، ص 476؛ فضائل الصحابة، ج 2 ص 600؛ أنساب الأشراف، بلاذري ج1 ص 383

آیا آقای «ابن ابی شیبه» و «احمد بن حنبل» با استعمال واژه وفات، منکر شهادت حضرت امیر می شوند!؟

ب) استعمال كلمه وفات برای امام حسين در روايات شیعه:

در مورد امام حسین (سلام الله علیه)؛ شیعه، سنی، یهودی، مسیحی و بودائی همه معتقدند که حضرت به شهادت رسیده است. با این همه، در خود کتاب های شیعه، واژه وفات برای ایشان استعمال شده است:

ابن قولويه متوفاي 367، شيخ طوسي متوفاي460، ابن شهرآشوب متوفاي 588 در رابطه با  امام حسين (سلام الله علیه) نوشته اند كه رسول خدا  درباره امام حسين فرمود:

«أَمَا إِنَّ أُمَّتِي سَتَقْتُلُهُ فَمَنْ زَارَهُ بَعْدَ وَفَاتِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَجَّةً مِنْ حِجَجِي‏»

آگاه باشيد كه امتم حسين را مى‌كشند، پس هر كس پس از وفاتش او را زيارت كند، خداوند ثواب يك حج از حجهاى مرا براى وى مى‌نويسد.

كامل الزيارات، ص 144؛ أمالي شيخ لطوسي، ص 668؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 272؛ وسائل الشيعة، ج 14 ص451؛ بحار الأنوار ج 44 ص 260

آیا این استعمال کلمه وفات، با شهادت امام حسین منافات دارد!؟ آیا ابن قولویه و شیخ طوسی با به کار بردن واژه وفات، منکر شهادت امام حسین شدند!؟

ج) وفات حضرت حمزه سيد الشهداء در روايات:

حضرت حمزه عموى پیغمبر در ميان شيعه و سنى به «سيد الشهداء» مشهور است،  عاصمي مكي شافعي متوفاي 1111، درباره او كلمه «وفات» را به كار برده است:

«بعد وفاة حمزة بن عبد المطلب و رسول الله»

سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 1 ص 426، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية

د) وفات جعفر بن أبي طالب در روايات:

شهادت جفعر بن أبي طالب از ديدگاه شيعه و سنى قطعى است؛ اما در عين حال «ابن ابي شيبه» متوفاي 235 درباره وى نيز كلمه «وفات» را به كار برده است:

«عن عَائِشَةَ قالت لَمَّا أَتَتْ وَفَاةُ جَعْفَرٍ عَرَفْنَا في وَجْهِ رسول اللهِ صلى الله عليه وسلم الْحُزْنَ»

عائشه گفته است که وقتی خبر وفات جعفر را آوردند، حزن و اندوه را در چهره پیامبر مشاهده کردیم.

المصنف في الأحاديث والآثار، ج 3، ص 62 و ج 7، ص 414، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

تمام دنیا، حتی ملائکه زمین و آسمان و أجنه، همه معتقدند که جناب جعفر طیار شهید شده است.

ه) وفات عمر بن الخطاب در روايات اهل سنت:

از اینها مهمتر، این مورد است؛ ما سؤال می کنیم که آیا خلیفه دوم وفات کرده است یا به شهادت رسیده است؟ می گویند در شهادت عمر بن خطاب شکی نیست. اهل سنت اتفاق نظر دارند كه خليفه دوم توسط ابولؤلؤ به شهادت رسيده است؛ اما در كتاب‌هاي خود درباره او از كلمه «وفات» استفاده كرده‌اند.

«بلاذرى» متوفاي 279، در انساب الأشراف مى‌نويسد:

«و خطب فاطمة بنت عمر الخطاب رضي الله تعالى عنه، بعد وفاة عمر»

فاطمه دختر عمر بن خطاب بعد از وفات عمر، خطبه خواند.

أنساب الأشراف، ج2، ص 257

آیا بلاذری با این کلام خود، منکر شهادت خلیفه دوم است!؟

«طبري» متوفاي 310، مورخ بزرگ اهل سنت مي‌نويسد

«و يقال: كان فتح الري قبل وفاة عمر بسنتين»

گفته شده است که فتح شهر ری دو سال قبل از وفات عمر بوده است  

تاريخ طبري، ج2، ص 536

«ابن كثير» دمشقي سلفي متوفاي 774 که یک سر و گردن هم از دیگران به وهابیت نزدیکتر است، مي‌نويسد:

«ثم دخلت سنة ثلاث و عشرين و فيها وفاة عمر بن الخطاب»

سپس سال 23 قمری داخل شد و در آن سال وفات عمر بن خطاب بوده است.

البداية والنهاية، ج 7، ص 130؛ شرح النووي على صحيح مسلم، ج 12، ص 205؛ سير أعلام النبلاء، ج 5، ص 132

و) وفات عثمان در كتب اهل سنت:

در مورد عثمان نه تنها معتقد هستند که شهید شده است، بلکه در رأس شهدا هم هست؛ اگر خجالت نکشند می گویند که سید الشهداء هم هست! با لب تشنه هم شهید شد!

ابن جوزي متوفاي 597، مي‌نويسد:

«ذكر وفاة عثمان بن عفان رضي الله عنه»

الثبات عند الممات، ج 1، ص 101

آقای «سخاوى» متوفاي 902، از بزرگان اهل سنت در رابطه با عمر بن خطاب و عثمان و حضرت امير (سلام الله علیه) مي‌نويسد:

«وفاة عمر بن الخطاب كانت فى سنة ثلاث و عشرين، و ذلك فى آخر يوم فى ذى الحجة شهيدا. وفاة عثمان بن عفان كانت فى سنة خمس و ثلاثين و ذلك فى ذى الحجة أيضا شهيدا. وفاة على بن أبى طالب كانت فى سنة أربعين، و ذلك فى رمضان شهيدا.»

وفات عمر در سال 23 هـ.ق بود كه در آخر ذى الحجه، شهيد شد. وفات عثمان در سال 35هـ بود كه در ذى الحجة همان سال شهيد شد. وفات علي بن أبي طالب در سال 40هـ بود كه در رمضان همان سال به شهادت رسيد.

الغاية في شرح الهداية في علم الرواية، ج1، ص 315

جالب است که آقای سخاوی واژه «وفات» و «شهادت» را با هم جمع کرده است. پس معلوم می شود که کلمه «وفات» با کلمه «شهادت» هیچ منافاتی ندارد. و کسانی که به استعمال کلمه وفات برای شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشکال می کنند، معلوم است که از کتاب های خودشان و مبانی خودشان هم خبر ندارند.

لذا شبهه ای که امروز دارند مطرح می کنند، یک شبهه کاملاً بی اساس است و فقط برای تحریک عواطف و احساسات مردم صورت گرفته است. اتفاقاً این ها را مطرح می کنند تا آتش اختلاف شیعه و سنی را شعله ور کنند.

طرح و نقشه سیاستمداران آمریکائی برای مسلمین

سیاستمداران آمریکا گفته اند که تا می توانید بین شیعیان و اهل سنت اختلاف بیاندازید، تا مشغول یکدیگر بشوند، و از مبارزه با آمریکا و اسرائیل منصرف بشوند.

شما مصاحبه های سیاستمداران آمریکائی را ببینید که در فضای مجازی منتشر می شود؛ مصاحبه «هانتینگتون» را ببینید؛ مصاحبه «مایکل برانت» معاون سابق سازمان سیا را ببینید.

رسماً اعلام کرده است که سیاست سازمان سیا این است که بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد بشود تا به یکدیگر مشغول شده و از مبارزه با آمریکا غافل بشوند. مبلغ 900 میلیون دلار برای ساماندهی جریانهای تخریب و نابودی تشیع اختصاص داده شده است.

دوستان اگر عبارت « طرح شوم علیه تشیع»، و یا عبارت « طرح سیا برای براندازی تشیع» را در اینترنت بزنند، متن مصاحبه «مایکل برانت» و اظهارات او و نقشه های سازمان سیا را علیه اسلام و تشیع خواهند دید.

هدف اصلی تأسیس تمام این گروهک های تروریستی داعش و النصره و... این است که شیعه و سنی را به هم مشغول کنند، درگیر یکدیگر باشند، به قتل و کشتار یکدیگر مشغول بشوند و از مبارزه با اسرائیل و آمریکا غافل بشوند. این مواضع را علنی مطرح می کنند و مخفی کاری هم نمی کنند. حتی می گویند ما برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی باید کار تحقیقی انجام بدهیم.

تمام شبهاتی که امروز دارد بر علیه شیعه مطرح می شود، و یا احساسات اهل سنت را دارند جریحه دار می کنند، و ایجاد اختلاف می کنند، تمام اینها خواسته یا ناخواسته، پیاده کردن برنامه ها و طرح های امریکا برای نابودی اسلام است.

 

والسلام علیکم و رحمة الله





Share
1 | لبیک یا حسین | , ایران | ١٤:٣٦ - ١٧ مرداد ١٣٩٤ |
جزاک الله خیرا کثیرا. چقدر دنبال این مطلب می گشتم/ یا علی مدد
2 | محمد زمانی | , ایران | ١١:٤٦ - ١٨ مرداد ١٣٩٤ |
سلام علیکم بما صبرتم - در پاورقی کتابی تهدید آتش زدن خانه وحی را به نقل از مروج ذهب 3/86 آمده چون بنی هاشم از بیعت ابوبکر خودداری کردند عمر هیزمی ساخت تا خانه را به رویشان آتش بزند . این مطلب را از مروج ذهب با ذکر فصل و نام باب برای بنده بیان آدرس بدهید . در پناه مهدی باشید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
عبارت مورد نظر در مروج الذهب دست خوش تحريف قرار گرفته عبارت مورد نظر در ذيل تهديد بني هاشم و امر به سوزاندن آنها توسط پسر زبير آمده بود که حذف گرديده است
جمعه لهم الحطب لتحريقهم، ويقول: إنما أراد بذلك إرهابهم ليدخلوا في طاعته إذ هم أبوا البيعة ف
مروج الذهب ج1ص381
شاهد اينکه ابن ابي الحديد نيز اين قضيه را از مسعودي نقل مي کند:
قال المسعودي : وكان عروة بن الزبير يعذر أخاه عبد الله في حصر بني هاشم في الشعب ، وجمعه الخطب ليحرقهم ويقول : إنما أراد بذلك ألا تنتشر الكلمة ، ولا يختلف المسلمون ، وأن يدخلوا في الطاعة ، فتكون الكلمة واحدة ، كما فعل عمر بن الخطاب ببني هاشم لما تأخروا عن بيعة أبي بكر ، فإنه احضر الحطب ليحرق عليهم الدار
شرح نهج البلاغة  ج 20   ص 75
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English