2019 March 23 - شنبه 03 فروردين 1398
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
کد مطلب: ٧٢٣٠ تاریخ انتشار: ١٦ شهریور ١٣٩٣ - ١٩:٣٨ تعداد بازدید: 3356
سخنراني ها » حبل المتین
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید

حبل المتین 93/06/16

 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ : 16 / 06 / 93
مجری :

سلام خداوند بر پیامبر رحمت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) و شما عزیزان . فرا رسیدن میلاد باسعادت هشتمین خوشید امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را تبریک و تهنیت عرض می کنیم . طبق معمول هفته های گذشته در برنامه حبل المتین در خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و ارجمند شبکه ولایت در هر جای این کره خاکی که هستند ، سلام عرض می کنم . میلاد نور ، میلاد بزرگترین هدیه الهی برای شیعیان به ویژه ایرانیان ، میلاد امام هشتم (علیه السلام) را به پیشگاه مقدس فرزند بزرگوارشان ، آقا بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه ) و همه علاقمندان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به ويژه شما بینندگان عزیز و گرامی تبریک عرض می کنم .

خداوند را قسم می دهم به آبروی امام هشتم عیدی ما را فرج موفور السرور بقیه الله الاعظم ﴿عجل الله تعالی فرجه الشریف ﴾ قرار دهد و در مرتبه بعد همه ما و شما را حاجت روا فرماید . گرفتاری ها و دغدغه های فکری ما را بر طرف کند ، دعاهایمان را به اجابت برساند . ان شاء الله

مجری :

بینندگان عزیز ! همان گونه که می دانید و در جریان آن قرار دارید ، امروز روز عید و روز میلاد آقا امام رضا (علیه السلام) ، ولی نعمت ما ایرانی ها بود و الان در آمریکا و کانادا روز ولادت آقا علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیه والسلام ) است .

بنده در این جا از حضرت استاد سؤالی داشتم مبنی بر این که حضرت استاد ! یکی از کارهای شما که در بین صدها کار شما انصافا ماندگار شده و به عنوان باقیات الصالحات خواهد ماند ، موسوعه امام رضا (علیه السلام) است . کار بسیار ارزشمند که شاید لازم باشد بیش از این بینندگان و شيعيان عزیز و اهل سنت با آن آشنا شوند . به همین علت از شما تقاضا دارم که به مناسبت میلاد با سعادت آن حضرت ، گزارشی در خصوص این کتاب بدهید .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

 یکی از توفیقات خدای عالم منت گذاشت از باب يا مبتدءا بالنعم قبل الاستحقاقها به ما کرم نمود ، توفیق نوشتن موسوعه بعضی از معصومین بزرگوار است که موسوعه امام جواد ﴿علیه السلام) در دو جلد تألیف و چاپ شد . موسوعه امام هادی ﴿علیه السلام ) در چهار جلد ، موسوعه امام حسن عسگری ﴿علیه السلام ) در شش جلد ، موسوعه امام رضا ﴿علیه السلام) در هشت جلد است که این ها در حقیقت محصول حدود نه سال کار ما و دوستان ما در لجنه تحقیق بوده .

این موسوعه در حقیقت می توان گفت زندگینامه امام رضا ﴿علیه السلام) است از لحظه ولادت تا آخرین روز شهادت می باشد . سخنان آن حضرت در موضوعات مختلف از جمله احکام ، تاریخ ، تفسیر ، طب است که ما کل این موضوعات را در 9 باب ، 62 فصل با 3476 حدیث تدوین شده ؛ یعنی ما فقط از امام رضا (علیه السلام) 3476 حدیث داريم ، به اندازه یک سوم از صحاح آقایان اهل سنت .

هم چنین سخنان دیگر معصومین و بزرگان دینی اعم از شیعه و سنی در باره امام رضا (علیه السلام) را در این هشت جلد بیان کرده ایم كه اگر بخواهیم جلد به جلد این ها را معرفی کنیم ، جلد اول این کتاب شامل تاریخ ولادت ، نسب ، نام ها ، مدت عمر ، تاریخ شهادت ، مدفن و فضائل حضرت و نصوصی که دلالت بر امامت ایشان از ائمه گذشته یا از خود حضرت و یا از بعضی از صحابه داریم را بیان کردیم .

 علائم امامت در وجود حضرت ، معجزاتی که از امام رضا ( علیه السلام) در زمان حیات حضرت ثبت شده است . البته بنده عرض کنم که اولین کتابی که از من چاپ شده ، کتاب در حریم طوس بود که شامل کلیه زیارت های امام رضا (علیه السلام) ، فضائل زیارت آن حضرت ، معجزات و کرامات ایشان تا سال 1374 که این کتاب چاپ شد ، بنده به حرم امام رضا (علیه السلام) رفتم و کل پرونده های شفا یافتگان را دوستان در اختیارم قرار دادند و به دقت مطالعه کردم . بعضی از این افرادی که مثلا در تهران یا جاهای دیگر برای درمان بیماری به پزشک مراجعه کرده بودند و پاسخی از آن ها در یافت نکرده بودند ، به امام رضا (علیه السلام) پناه آورده و شفا پیدا کرده بودند و پزشکان هم صحت آن ها را تأیید کردند .

تعدادی از این معجزات را بنده در این کتاب بیان کردم . در کنار آن ها زیارت عاشورا ، زیارت جامعه کبیره را سعی کردم با یک قلم سلیس و روان ترجمه نمودم . به صورت جیبی هم چاپ شد تا به هر کس به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفت ، آن را با خود داشته باشد . خدا بیامرزد آقای طباطبایی ، نوه صاحب عروه ، می گفت : من هر زمان که به زیارت امام رضا (علیه السلام) می روم ، این کتاب شما را همراه خود می برم و تعدادی از روایاتی را که در فضائل زیارت امام رضا (علیه السلام) هست را می خوانم و حال خوبی پیدا می کنم و بعد شروع به زیارت می کنم .

بانی پیدا شد و حدود 5000 جلد چاپ شد و الان هشت سالی می شود که چاپ آن تمام شده و دیگر چاپ نشد . مگر این که باز هم بانی پیدا شود ؛ چون من دوست ندارم روی این کتاب قیمت بخورد . حتی تعدادی از کتاب فروشی های مشهد آمدند و از بنده تقاضا کردند ، کتاب دوباره چاپ شود و حق التألیف هم بدهند ؛ اما بنده حاضر نیستم نه از این کتاب و نه از دیگر تألیفاتم حق التألیف بگیرم .

اگر کسی حاضر است این کتاب را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دهد ، چاپ کند ؛ ولی این که روی کتاب قیمت بگذارند ، بنده معذورم .

 علی ای حال در این کتاب معجزات امام رضا (علیه السلام) را تا سال 1374 به صورت مفصل بیان کردیم . در جلد دوم موسوعه امام رضا (علیه السلام) شامل زیارت ، توسل ، سخناني از بزرگان شيعه و اهل سنتدرباره شخصیت امام رضا (علیه السلام) ، سیره و سنن حضرت ، برخورد ایشان با خلفای معاصر خود و مسائل اعتقادی اعم از توحید ، نبوت و امامت و آن چه که در این رابطه بوده ، در این کتاب بیان کردیم .

در جلد سوم در ادامه همان بحث جلد دوم ، مباحث مربوط نبوت ، امامت ، امامت خاصه ، معاد ، شفاعت و بخشی از احکام فقهی را ما مطرح کرده ایم .

جلد چهارم کلا مربوط به مباحث فقهی است که از طهارت تا دیات ، بیان نمودیم . در ادامه بحث صلاه ، صوم ، خمس ، زکات و جهاد و تقیه را هم آورده ایم .

جلد پنجم این کتاب در حقیقت سخنان امام هشتم (علیه السلام) در تفسیر آیات قرآن کریم است. هر چه از سوره حمد تا سوره ناس در کتب شیعه و سنی از امام رضا (علیه السلام) در تفسیر آیات آمده ، ما بیان کردیم . دعا ها ، پند ها و موعظه ها یا بعضا اشعاری که از حضرت نقل شده را هم آورده ایم .

جلد ششم شامل فلسفه و علل احکام است که از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند که فلان حکم چرا این چنین است ؟ و حضرت فلسفه آن را بیان کرده است . احتجاجات و مناظراتی که از امام رضا (علیه السلام) بوده ، نامه هایی که امام رضا (علیه السلام) به شخصيت ها و بزرگان نوشته اند ، در همین جلد قرار گرفته است .

جلد هفتم ، مجموعه ای از احادیث امام رضا (علیه السلام ) است كه از دیگران نقل شده است مثلا امام جواد (علیه السلام) یا امام هادی (علیه السلام) يا امام حسن عسگری (علیه السلام) نقل کرده و هم چنین فرق مذهبی که در زمان امام رضا (علیه السلام) بوده مثل فرقه فتحی ها ، واقفی ها . وکلای حضرت که در شهرهای مختلف بوده را هم در این جلد بیان کرده ایم . در بخش پایانی جلد هفتم کل اصحاب امام رضا (علیه السلام) و کل کسانی که از امام رضا (علیه السلام) روایت نقل کرده اند .

هر آن چه که در توانمان بود در کتب شیعه و سنی ، رایانه و اینترنت و غیره ، کسانی که از امام هشتم (علیه السلام) روایت نقل کرده چه شیعه باشند و چه سنی یا مربوط به فرق غیر دوازده امامی باشد را بیان کرده ایم .

در جلد هشتم ما براي اولين بار سي و يك رقم فهرست براي موسوعه بيان كردیم که شامل آیات ، روایات ، اماکن ، بلاد ، فرق را آورده ایم . بنده احساس می کنم کمتر کتابی است حتی در میان اهل سنت برای یک کتاب معمولا چهار یا پنج نوع فهرست بیان نمی کنند . ما در این موسوعه سی و یک رقم فهرست که هر کس از هر کانالی بخواهد به این گنجینه احادیث امام هشتم (علیه السلام) برسد ، بیان کردیم .

این هم خلاصه ای از هشت جلد کتابی بود که به توفیق خدای عالم تألیف شد و در مشهد مقدس هم رونمایی شد و دوستان از ما تقدیر کردند . در آخر عرضم اجازه دهید جمله ای را که حافظ دارد را بیان کنم :

ای دل غلام شاه جهان باش ، شاه باشد پیوسته در حمایت لطف اله باش

آن را که دوستی علی نیست ، کافر است گو زاهد زمان و گو شیخ راه باش

امروز زنده ام به ولای تو یا علی فردا به روح پاک امامان ، گواه باش

قبر امام هشتم و سلطان دین رضا از جان ببوس ، بر در آن بارگاه باش

دستت نمی رسد که بچینی گلی ز شاخ باری به پای گلبن ايشان ، گیاه باش

مرد خدا شناس که تقوا طلب کند خواهی سفید جامه و خواهی سیاه باش

حافظ طریق بندگی شاه پیشه کن و آن گاه در طریق چو مردان راه باش

این هم شعر حافظ شیرازی که بنده معتقدم حق مطلب را با این شعر ادا کرده اند . شعری هم جناب حسان دارد که بد نیست در پایان عرائضم آن را بیان کنم :

در زمان ما که هر کالا به هر جا در هم است/ خوب و بد ، معیوب و سالم ، زشت و زیبا در هم است

گر خریداری کند کالای خوب از بد جدا / با تشر گوید فروشنده که آقا در هم است

یا علی ! یاران خوبت را مکن از بد جدا / رو سیاه و رو سفیدش جان مولا در هم است

از محبانت کسی از لطف تو محروم نیست / چون که در دریا صدف ها با خزف ها در هم است

مجری :

امشب به مناسبت میلاد با سعادت آقا امام رضا (علیه السلام) ، می خواهیم بیشتر به زندگینامه حضرت بپردازیم . یکی از موضوعات و برهه هايي كه در زندگی آقا امام رضا (علیه السلام) به چشم می خورد و استاد هم در معرفی کتابشان یکی از عناوینی که به صورت مجزا به آن پرداخته اند ، بحث مناظرات امام رضا (علیه السلام) می باشد ؛ چه در داخل دایره اسلام و مخالفان مذهبی و چه با سایر ادیان

حضرت استاد ! ما دوست داریم از این مناظرات بیشتر بدانیم و محور مناظرات ایشان داشتند و مباحثی که مطرح شده با مذاهب اسلامی و سایر ادیان چه بوده . ما از شما تقاضا داریم که کلیاتی را در این خصوص بیان نمایید .

مناظرات امام رضا (علیه السلام)‌ و محور آن ها

در رابطه با مناظراتی که حضرت داشتند ، شاید حدود ده الی دوازده جلسه نیاز است که مجموعه ای از این مناظرات را که حضرت داشتند ؛ چه با علمای اهل سنت و چه با صائبی ها که همان تابعین دین حضرت ابراهیم (علیه السلام) بودند ، چه با یهودی ها و چه با مسیحی ها ، بیان شود؛ چون این مناظرات بسیار مفصل است .

یکی از مناظراتی که خیلی سر و صدا ایجاد کرد و به قول امروزی ها مثل توپ صدا کرد ، مناظره امام رضا (علیه السلام) با عمران صائبی بود که خودش مشرک بود ؛ اما در علم کلام و فن خطابه متخصص و شهره جهانی داشت . امام به سؤالات و مناظرات ایشان پاسخ دادند و نتوانستند به سؤالات حضرت جوابی بدهند ، در همان جلسه به اسلام مشرف شدند و به حقانیت اسلام و امامت حضرت اعتراف کردند .

هم چنین مناظره حضرت با آقای جاسلیق که از علمای بزرگ یهود و از شخصیت های شناخته شده بود و آوازه جهانی داشت . امام رضا (علیه السلام) با ایشان هم مناظرات طوفانی داشتند که الحق خواندنی است و دوستان می توانند در جلد ششم از موسوعه امام رضا (علیه السلام) ، صفحه 129 بخوانند.

و هم چنین با علمای بزرگ مسیحیت ، مثل علی بن غره نصرانی که باز هم از شخصیت های مشهور و جهانی بود و در بحث مناظره ید طولایی داشت که در جلد ششم ، صفحه 88 از این کتاب آورده ایم . هم چنین مناظراتی که با اهل کلام و علمای بزرگ اهل سنت داشتند . دوستان می توانند به جلد ششم ، صفحه 122 مراجعه کنند .

یکی از مناظراتی که بنده می توانم به عنوان نمونه عرض کنم . مناظره ای بود که مأمون عباسی داشتند. مأمون با همه خباثتی که داشتند با تحریک بعضی از عباسی ها ، به دنبال این بودند که آن حضرت در پاسخ دادن عاجز بدانند و از محبوبیت ایشان در بین مردم کاسته شود.

عباسی او را تحریک کردند که شما مناظره ای با امام رضا (علیه السلام) و علماي اهل سنت به همین منظور ترتیب دهید .

مأمون هر چه گفت که من این خاندان را می شناسم و این مناظرات جایگاه اجتماعی امام رضا (علیه السلام) را بالا می برد ، باور نکردند حتی نسبت به امام جواد (علیه السلام) هم چنین برداشتی داشتند. مأمون عباسی دستور داد تعدادی از علمای بزرگ اهل عراق و خراسان جمع شدند .

در آن مناظره بحث بر سر این مسأله بود که آیا اهل بیت (علیهم السلام) انتخاب شده خداوند هستند یا نیستند ؟ این ها سؤال کردند که یابن رسول الله ! شما كه مدعی هستید اهل بیت (علیهم السلام) مصطفی و انتخاب شده خدا هستند ، دلیل قرآنی شما چیست ؟

معمولا روش ائمه (علیهم السلام) این بود که در ابتدا نسبت به اولیات و بدهیات بحث از طرف مقابل اعتراف می گرفت ؛ چون روش منطقی هم این گونه است و زمانی که طرف مقابل اعتراف کرد ، دیگر نمی تواند انکار کند .

لذا آقا امام رضا (علیه السلام) در غالب مناظراتشان و سایر ائمه (علیهم السلام) و صحابه آن ها هم اين گونه بودند و بنده هم به دوستان و علما و طلاب ، مخصوصا عزیزانی که در بحث مناظره شرکت می کنند ، تلاش کنند در هر موضوعی که می خواهند بحث کنند ، اولیات و پایه های آن بحث را جدا کنند . مثل ساختمانی که می خواهند بسازند ، ابتدا پایه ها را می سازند و بعد دیوار ها بر آن قرار می گیرد .

اول بدیهیات را به طرف مقابل می گوییم و از او اعتراف می گیریم که آیا قبول دارد یا نه ؟ اگر قبول داشت ، وارد بحث می شویم . مثلا از کتاب ها ، کدام کتاب را قبول داری ؟ اگر حدیثی از صحیح بخاری بیاورم ، آیا می پذیری ؟

لذا روی این جهت امام رضا (علیه السلام) از آن ها پرسیدند : مراد از ياسين در قرآن کیست ؟

آن ها دیدند هیچ راهی ندارد ؛ چون يس . وَالْقُرْآَنِ الْحَكِيمِ . إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ، خطاب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است . همه آن ها گفتند : بدون شک مراد از یاسین ، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است . بعد امام رضا (علیه السلام) چند آیه از سوره صافات را برای آن ها خواند . فرمودند : حضرت نوح (علیه السلام) انتخاب شده خداوند هست یا نه ؟ گفتند : بله . فرمودند : خداوند عالم در آیه 80 سوره صافات می فرماید : سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ. این آیه درست است ؟ گفتند : بله .

حضرت ابراهیم (علیه السلام) انتخاب شده خداوند هست یا نه ؟ گفتند : بله . خداوند عالم در آیه 110 می فرماید : سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ. حضرت موسی و هارون (علیهم السلام) انتخاب شده خداوند هستند یا نه ؟ گفتند : بله . خداوند در آیه 120 می فرماید : سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ .

 حضرت فرمودند : خداوند بر نوح سلام فرستاد ، نفرمود : بر آل نوح . بر ابراهیم سلام فرستاد ، نگفت : سلام بر آل ابراهيم . بر حضرت موسی و هارون سلام فرستاد ؛ ولی به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) که رسید ، گفت : سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ.

 خداوند به حدی برای آل یاسین احترام قائل است که در ردیف مصتفین ، کسانی که انتخاب شده هستند ، آورده است . پس مراد از آل یاسین ، آل محمد (صلی الله علیه و آله) است و این دلیل قرآنی است که آل محمد (صلی الله علیه و آله) از منتخبین خداوند هستند .

این جا بود که مناظره کنندگان از پاسخ دادن ، عاجز شدند و مأمون به آن ها گفت : من به شما نگفتم که این ها معدن نبوت و آگاه به تمام معانی و مفاهیم قرآنی می باشند .

 اگر دوستان بخواهند این مناظره را در موسوعه امام رضا (علیه السلام) ببینند ، در جلد پنجم ، صفحه 155 ، در عیون اخبار الرضا مرحوم شیخ صدوق (ره) ، جلد 3 صفحه 214 و آقای قندوزی حنفی در ینابیع الموده ، چاپ جدید جلد اول ، صفحه 142 این مناظره را آورده اند .

بنده برای روشن شدن این قضیه که ال یاسین است یا آل یاسین ، روایتی را از صحیح بخاری می خوانم . گرچه مدتی قبل یکی از کارشناسان این شبکه های وهابی گفته بود هر کس بگوید : آل یاسین است ، کافر هست .

 در صحیح بخاری ، جلد 4 ، صفحه 138 ، حدیث 3431 ، کتاب احادیث الانبیاء ، بخاری در این کتاب در تفسیر آیه 33 سوره آل عمران : ان الله اصطفی آدم و نوح وآل ابراهیم و آل عمران علی العالمین.

از ابن عباس نقل می کند :

 قال بن عَبَّاسٍ وَآلُ عِمْرَانَ الْمُؤْمِنُونَ من آلِ إبراهيم وَآلِ عِمْرَانَ وَآلِ يَاسِينَ وَآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله عليه وآله﴾ يقول ﴿إِنَّ أَوْلَى الناس بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ﴾ ...

صحیح بخاری ، ج3 ، ص 1264

در رابطه با این که مراد از آل یاسین ، در این جا آل یاسین است یا الیاسین ؟ قبلا هم این مطلب را در شبکه به صورت مفصل بحث کرده ام که آقایانی که می گویند مراد آل یس است نه ال یس ، به این روایت استدلال می کند :   

طبری می‌گوید: :

وقرأ ذلك عامة قراء المدينة : سلام علي آل ياسين بقطع آل من ياسين .

طبری می گوید : همه قراء مدینه ، سلام علی آل یاسین می خوانند .

طبری ، جامع البیان ، ج 23 ، ص 115

قابل توجه کارشناس وهابی که گفته اگر آل یاسین بخواند ، کافر است . یعنی در این جا همه قراء مدینه کافر هستند.

شوکانی می‌گوید:

قرأ نافع وابن عامر والاعرج وشيبة علي آل ياسين باضافة آل بمعني آل ياسين .

شوکانی ، فتح القدیر ، ج 4 ، ص 409

ابن ابی حاتم که ابن تیمیه می گوید : تفسیر ابن ابی حاتم و تفسیر طبری از تفاسیر مورد اعتماد است ، من التفاسیر التی یعتمد علیها فی المنقولات . که ابن تیمیه این مطلب را در منهاج السنه ، جلد 6 ، صفحه 167 بیان کرده است .

روی ابن ابي حاتم عن الحسن في قول الله : يس والقرآن الكريم قال : يقسم الله بما يشاء ، ثم نزع بهذه الآية سلام علی آل ياسين كانه يري انه سلم علي رسوله .

 ابن ابی حاتم در تفسیر خود از حسن بصری نقل می کند که می گوید : سلام علی آل یاسین .

تفسير ابن ابي حاتم ، ج 10 ، ص 3188

ابن ابی حاتم از ابن عباس نقل می کند که گفت:

سلام علی آل ياسين قال : نحن آل محمد ال ياسين .

: سلام علی آل یاسین . و گفت : ما آل محمد ، آل یاسین هستیم .

تفسیر ابن ابی حاتم ، ج 10 ، ص 3225

قرطبی هم در تفسیر خود می گوید :

وروی عن ابن عباس مسعود و غيرهما : ان معناه يا انسان وقالوا في قوله تعالي : سلام علي آل ياسين (صافات / 130 ) اي آل محمد .

ابن عباس از عبد الله بن مسعود و غیرهما نقل می کند که مراد در این جا سلام علی آل یاسین ...

قرطبی ، تفسیر قرطبی ، ج 15 ، ص 4

ابن کثیر هم در تفسیر خود چنین بیان کرده :

سلام علی آل ياسين يعني آل محمد صلي الله عليه وسلم .

ابن كثیر ، تفسیر ابن کثیر ، ج 4 ، ص 22

به نظر شما همه این علمای اهل سنت ، کافر هستند ؟ بنده اگر بخواهم می توانم بیش از شصت مورد از کتب اهل سنت را سراغ دارم که آل یاسین را الیاسین نخوانده اند ؛ بلکه سلام علی آل یاسین خوانده اند . حال اگر آقایان می خواهند تکفیر کنند ، حرفی نیست ؛ چون اولین شرط وهابیت ، تکفیر است و اگر تکفیر را از این ها بگیرید ، چیز دیگری ندارند . چون تفسیر قرآن که نمی دانند ، به احادیث هم که آشنایی ندارند و هیچ کس غیر از این ها ، معصوم نیستند . نه مسلم ، نه بخاری ، نه عبد الله بن مسعود و نه دیگر صحابه معصوم هستند ؛ حتی قرآن را هم می گویند : قابل نقد است و اگر بخواهیم تکفیر را از این ها بگیریم ، چیزی برایشان باقی نمی ماند و اصولا وهابیت با تکفیر است که زنده است .

شما عزیزان هم دیدید که این همه از بزرگان اهل سنت ، صحابه و شخصیت های علمی ، آل یاسین خوانده اند و آل یاسین یعنی آل محمد (صلی الله علیه و آله) .

مجری :

این هم نمونه ای از مناظرات آقا امام رضا (علیه السلام) بود که مناظره و استدلالی قرآنی بود و اگر به کتاب موسوعه امام رضا (علیه السلام) مراجعه کنید ، می توانید این مناظرات را به صورت کامل مشاهده کنید .

اما یکی از مواردی که وهابیت با آن مشکل دارد ، بحث توحید است . فکر می کنم که کاملا مشخص شده که این ها اساسا با توحید مشکل دارند و بهانه هایی که می آورند ، مربوط به بحث توحید می باشد . یکی از فجایع اعتقادی که آن ها دارند ، بحث رؤیت خداوند در روز قیامت است و این که منکرین این موضوع را کافر می دانند .

حضرت استاد ! ما تقاضا داریم که در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

رؤیت خدا در قیامت ،‌ از دیدگاه وهابیت:

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

اگر به فتاوای آقای بن باز ، مفتی اعظم عربستان سعودی ، مراجعه کنید که در سایت ایشان هم وجود دارد . در برج 8 ، سال 1407 حدود 28 سال قبل شماره 2 / 717 :

از ایشان سؤال کردند آیا کسانی که معتقد به رؤیت خداوند ، مخصوصا رؤیت در قیامت نیستند ، آیا می توان پشت سر او نماز خواند یا نه ؟ ایشان فتوا داده اند :

من ينكر رؤيت الله في الآخرة لا يصلي خلفه وهو كافر عند اهل السنة و الجماعة .

كسي كه منكر رؤیت خداوند در آخرت باشد ، نمی توان پشت سر او نماز خواند و او نزد اهل سنت و جماعت ، کافر است .

بنده کاری ندارم که در این جا اهل سنت چنین عقیده ای را دارند یا نه ؟ اما زمانی که از امام رضا(علیه السلام) پرسیدند : يا بن رسول الله ! اخبرنی اما اختلف فيه الناس من الرؤية ؟

این جا اختلاف فقط مربوط به بن باز نیست ، در زمان امام رضا (علیه السلام) هم بوده است . مردم اختلاف دارند که خداوند در قیامت دیده می شود یا نه ؟ امام رضا (علیه السلام) فرمودند :

مَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِخِلَافِ مَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ فَقَدْ أَعْظَمَ الْفِرْيَةَ عَلَى‏ الله .

هر کس خداوند را به غیر آن چه که خودش توصیف کرده ، توصیف کند به خداوند افتراء بسته است .

در ادامه آیه شریفه : لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ را نقد می کند و می فرماید :

ُ

 هَذِهِ الْأَبْصَارُ لَيْسَتْ هِيَ الْأَعْيُنَ إِنَّمَا هِيَ الْأَبْصَارُ الَّتِي فِي الْقُلُوبِ لَا تَقَعُ عَلَيْهِ الْأَوْهَامُ وَ لَا يُدْرَكُ كَيْفَ هُوَ.

در این آیه مراد از ابصار ، چشم ظاهری و سر نیست ؛ بلکه مراد از ابصار در هر کجا که کلمه رؤیت آمده ، رؤیت و چشم قلبی است . خدای عالم و ذات اقدس ربوبی ، به قدری عظمتش بالا و لا یتنها است که وهم ها و خیال ها به آن جا نمی رسد .

شیخ صدوق (ره) ، امالی ، ص 334

ما هر آن چه که از خداوند تصور می کنیم ، تصورات و مخلوقات ذهنی ما است نه ذات اقدس ربوبی . خدای عالم را تصورات قلبی نمی تواند ، درک کند ؛ چون قلب ما محدود است و ذات اقدس الهی نامحدود است . محدود نمی تواند محیط به نامحدود باشد . زمانی که تصورات قلبی ما نمی تواند او را تصور کند ، چگونه این چشم های سر بتواند او را ببیند.

هم چنین ما این بحث را به صورت مفصل در موسوعه امام رضا (علیه السلام) ، جلد پنجم ، صفحه 24 بیان کرده ایم .

جالب این است که امام رضا (علیه السلام) در رابطه با قضیه حضرت موسی (علیه السلام) اشاره می کند كه مي گوید:

رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي

حضرت موسی (علیه السلام) با توجه به درخواست بنی اسرائیل می گوید : خدایا خود را به من نشان بده تا به تو نگاه کنم . خداوند فرمود : هرگز نمی توانی مرا ببینی ،

در این جا نمی گوید لن ترانی فی الدنیا بل ترانی فی الاخره . لن، نفی ابد است و ابد هم برای ابد دنیوی نیست ، ابد برای تمام دنیا و آخرت است .

در ادامه خداوند برای این که به حضرت موسی (علیه السلام) بفهماند که ذات اقدس الهی ، قابل رؤیت نیست ، فرمود :

وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ.

موسی به کوه نگاه کن . خداوند عالم به کوه تجلی کرد و گفت : ببین این کوه با تجلی من می تواند بر جای خود بماند ؟ خدای عالم ذره ای از عظمت خود را بر کوه تاباند . کوه از هم پاشیده شد و حضرت موسی (علیه السلام) هم از این عظمت الهی و نابودی کوه افتاد و غش کرد . زمانی که به هوش آمد و عرضه داشت خدایا من به سوی توبه کردم. زمانی که نزد قومش رسید ، گفت : اگر چنین باشد....

موسوعه امام رضا ‍(علیه السلام) ، ج 5 ، ص 39

امام رضا (علیه السلام) در رابطه با بعضي از آیاتی که وجود دارد مثل وجوه یومئذ ناظره می فرماید :

مُشْرِقَةٌ تَنْتَظِرُ ثَوَابَ رَبِّهَا.

صورت هايي كه در روز قیامت خشنود هستند یا نگاه می کنند ، عظمت پروردگارشان را می بینند . نه این که نستجیر بالله ذات اقدس ربوبی را ببینند .

 اگر کسی واقعا بخواهد موجودی را ببیند ، این موجود باید محاط فکر انسان باشد . علاوه بر این که در دیدن شرائطی است که نور در چه جهتی باشد و در چه شرائطی شکسته شود تا یک جسم دیده شود . ذات اقدس ربوبی منزه از هر گونه جسم و جسمانیت است . این عقیده ای است که از ناحیه بنی اسرائیل وارد شده و از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) چه در دنیا و چه در آخرت امکان پذیر نیست و این عقیده یک عقیده باطل از دیدگاه آن حضرات است ، حال گوینده هر کسی که می خواهد باشد .

مجری :

این هم نظر دیگری از وهابی ها که هر کس رؤیت خداوند را قبول نداشته باشد ، تکفیر می کنند . اما استاد عزیز ! یکی از موارد اختلافی که در زمان امام رضا (علیه السلام) ، به خصوص زمانی که بحث اشاعره و معتزله هم مطرح شده بود و یک انحراف توحیدی به حساب می آمد ، بحث اعتقاد به مخلوق بودن یا نبودن قرآن هست . دوست داریم در این خصوص هم توضیحاتی را بیان کنید و این که موضع آقا امام رضا ﴿علیه السلام) در رابطه با این موضوع چه بود ؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

بحث خلق قرآن ، یکی از مصیبت های بزرگی بود که بر جامعه اسلامی تحمیل شد . در زمان هارون الرشید شخصی گفت : قرآن مخلوق است و هر کس بگوید مخلوق نیست ، کافر است . مأمون خلاف آن را مطرح کرد . غرض این بود که می خواستند علمای اسلامی را مشغول این بحث ها کنند و از این که فکر کنند که یک حاکم ظالم و مستبدی هم هست و این که به فکر قیام و براندازی این حکومت ها باشند ، به خودشان مشغول شوند .

در حقیقت بحث خلق قرآن یک توطئه حکومتی بوده است . هر کسی یک نظری داد ، ابن تیمیه در کتاب درء التعارض ، جلد 2 ، صفحه 96 می گوید :

 من قال مخلوق فهو کافر عليه لعاعن الله و الملائکة و الناس اجمعين .

، هر کس بگوید قرآن مخلوق است ، کافر است و لعنت ملائکه ، خداوند و همه مردم بر او باد .

ابن تیمیه ، درء التعارض ، ج 2 ، ص 96

همین مطلب را از امام رضا (علیه السلام) می پرسند :

يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنِ الْقُرْآنِ أَ خَالِقٌ أَوْ مَخْلُوقٌ فَقَالَ لَيْسَ بِخَالِقٍ وَلَا مَخْلُوقٍ وَلَكِنَّهُ كَلَامُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .

یابن رسول الله نظر شما اهل بیت (علیهم السلام) در مورد مخلوق بودن یا نبودن قرآن چیست ؟ حضرت فرمودند : نه خالق است و نه مخلوق ؛ بلک قرآن کلام خداوند است .

شيخ صدوق (ره ) ، توحید ، ص 223

مخلوق بودن یا نبودن قرآن هر دو مورد نادرست است . قرآن کلام خداست ، به شما ارتباطی ندارد که مخلوق است یا غیر مخلوق و اصولا این واژه در مورد قرآن نادرست است . امام رضا (علیه السلام) با این کلام خود خط بطلان بر هر دو گروه کشید ؛ چه کسانی که قائل به غير مخلوق بودن قرآن بودند و چه کسانی که قائل به مخلوق بودن قرآن بودند .

این بحث ها ، بحث هایی بود که مي خواستند جامعه اسلامی را مشغول كنند و حکومت ها را در حاشیه امن قرار دهند .

مجری :

حضرت استاد ! شما در فرمایشات خود عباراتی را در خصوص فضیلت زیارت امام رضا (علیه السلام) بیان کردید که در کتاب حریم طوس خود هم مطرح کرده بودید . با توجه به این که ایرانی ها بیش از مردمان سایر بلاد اسلامی به زیارت آن حضرت می روند ، شاید دوست داشته باشند که مقداری از آن فضائل را هم ذکر کنید .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

در این خصوص حدود پنجاه روایت در کتاب حریم طوس آورده ایم . در کتاب عیون اخبار الرضا ، جلد 2 ، صفحه 255 از امام رضا (علیه السلام ) نقل شده كه مي فرمايند :

لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا أَلَا وَإِنِّي لَمَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَمَدْفُونٌ فِي مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِيَارَتِي اسْتُجِيبَ دُعَاؤُهُ وَغُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ.

اين كه اگر کسی بخواهد قصد سفر کند برای زیارت قبری غیر از قبور ما اهل بیت (علیهم السلام) باشد ، جایز نیست . من با سم کشته می شوم و در یک جای غریبی ، دفن می شوم . هر کس بار سفر به طرف زیارت من ببندد ، دعای او به اجابت می رسد و گناهش بخشیده می شود .          

 عیون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 255

همین امروز شنیدم که آقای عباسی عبارت ابن حبان را نقل کردند که می گوید :

 من بارها به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفته ام ، دعا کردم و دعاهای من به اجابت رسيد و مشکل من حل می شد . من این را بارها تجربه کرده ام .

ابن حبان یک شخصیت مشهور اهل سنت است که ذهبی در مورد او می گوید :

الحافظ الامام العلامة .

ذهبی ، تذکره الحفاظ ، ج 3 ، ص 920

این آقایانی که می گویند توسل و زیارت ، شرک است در این باره چه می خواهند بگویند . این کلام از کسی است که ذهبی در باره او واژه علامه و امام را به کار برده شده و تضعیف هیچ تضعیفگری در باره او مورد قبول نیست .

بنده در این باره روایات زیادی را سراغ دارم که از خود امام رضا (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) است که فرمودند :

هر کس مرا زیارت کند ، ثواب صد هزار شهید دارد ....

نكته جالب دیگری را بیان کنم که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که می فرمایند :

سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّي بِخُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مَكْرُوبٌ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَرْبَهُ وَ لَا مُذْنِبٌ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ

پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد ، هیچ گرفتاری نیست که در حرم امام رضا (علیه السلام) زیارت کند ؛ مگر این که خداوند گرفتاری او را برطرف کند . ( شیعه ، سنی و ادیان دیگر باشد )

روایت دیگری که هم در کتب شیعه نقل شده و هم در کتب اهل سنت که امام رضا (علیه السلام) فرمودند :

مَنْ زَارَنِي عَلَى بُعْدِ دَارِي وَشُطُونِ مَزَارِي أَتَيْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي ثَلَاثِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَايَرَتِ الْكُتُبُ يَمِيناً وَ شِمَالًا وَعِنْدَ الصِّرَاطِ وَعِنْدَ الْمِيزَان‏.

هر کس مرا در این دیار غربت زیارت کند ، من در سه جا به زیارت او می روم و از گرفتاری ها او را نجات می دهم . اولین جا ، جایی است که پرونده ها را بررسی می کنند ، پرونده خوب ها را به دست راست می دهند و پرونده بدها را به دست چپ می دهند . آن جا ست که من به فریاد زائرین خود می رسم ؛ اگر پرونده اش به دست چپش بود و باید راهی جهنم شود ، پرونده اش را به دست راستش می دهم .

دومین موقع ، زمانی است که می خواهند از صراط عبور کنند . سومین موقع هم آن جایی است که خوب و بد را می سنجند .

شیخ طوسی (ره) ، من لایحضره الفقیه ، ج 2 ، ص 584

حاکم نیشابوری ، تلخیص تاریخ نیشابور ، ج 1 ، ص 26

بنده جمله ای را از فرزند مؤسس حوزه علمیه قم ، شیخ مرتضی حائری (ره) نقل کنم که می گفتند : ایشان از علاقمندان خاص زیارت امام رضا (علیه السلام) بودند . با این که از مراجع و بزرگان بودند ، سوار اتوبوس می شدند و به مشهد می رفتند . بنده فکر می کنم در سال 57 بود که یک سفر که به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفتم ، با ایشان همسفر بودم . در مشهد هم بنده با ایشان هم منزل بودیم .

بعد از رحلت ، یکی از علما ایشان را در خواب می بیند و یقین هم داشته که ایشان از دنیا رفته . به ایشان می گوید : جناب حائری ! اوضاع آن جا چگونه است ، زمان جان کندن ، برزخ ؟ فرمودند : زمانی که مرا دفن کردند ، همه رفتند و من روحم از بدنم جدا شد . بدنم در یک طرف و روحم در طرف دیگر .

دیدم دو نفر آمدند که شعله های آتش از آن ها زبانه می کشید ، یک ترس عجیبی مرا گرفت . هر چه آن ها به من نزدیک می شدند ، حرارت آتش آن ها هم به من نزدیک تر می شد و دچار وحشت زیادی می شدم . فریاد می زدم خدایا به فریادم برس که در همان لحظه دیدم از پشت سرم یک نوری پیدا شد . با پیدایش آن نور ، شعله های آتش هم از من دور تر می شدند . برگشتم ، دیدم بزرگواری است ، به ایشان سلام کردم . به من گفت : شیخ مرتضی ترسیدی ؟ گفتم : در عمرم چنین ترس و وحشتی برایم اتفاق نیافتاده بود . اگر شما یک لحظه دیرتر رسیده بودید ، کارم تمام می شد .

بعد از این که صحبت ما تمام شد ، پرسیدم آقا جان شما چه کسی هستید که مرا امروز نجات دادید ؟ فرمودند : شیخ مرتضی ! من امام رضا (علیه السلام) هستم . هفتاد بار به زیارت من آمدی ، این اولین بار بود . شصت و نه مرتبه دیگر هم به دیدن تو خواهم آمد .

دوستداران آقا علی بن موسی الرضا ! قدر این آقا را بدانید ؛ حتی کسانی که در خارج از کشور هستید ، این قدر ارزش دارد که بخشی از اموالتان را مصرف کنید تا این فضیلت بی انتها از دست شما نرود .

تماس بینندگان

بیننده : آقای نظری از تهران ـ شیعه

با توجه به تخصصی که در زمینه تاریخ ایران دارم ، لازم دانستم که مطالبی را بیان کنم . در باب تاریخ ایران و حرم امام رضا (علیه السلام) در مشهد ، ما در گذشته ای نه چندان دور طبق فتاوي علماي حنفي اهل سنت بخارا و مرو ، کشتار های وحشتناک و هولناکی در خراسان بزرگ و به ویژه در شهرهای مشهد و اطراف آن را شاهد بودیم که نیازمند این است که تاریخ گذشته ما برای شیعیان عزیز روشن شود .

اخیرا آقای عزت الدوری ، معاون فراری بعثی صدام و هم چنین آقای ایمن الظواهری و سجودی بدنام همیشه بر ایران صفوی تأکید دارند ؛ ولی لازم است که مقداری از تاریخ توضیح داده شود تا مردم بدانند که این ها چه کشتار های زیادی از مردم بی پناه خراسان کردند و با سرکار آمدن سلسله معظم صفوی ، این کشتارها و جنایت ها و تجاوز ها به نوامیس ملت ایران و مردم بی پناه خراسان پایان پیدا کرد.

بنده می خواستم از شیبک خان ازبک بگویم که این فرد در زمان آمدن شاه اسماعیل صفوی جنایت ها و تجاوزات گسترده ای داشت که با دلاوری شاه اسماعیل و لشکر غیرتمند قزلباش ، شرش برای همیشه از ملت ایران کم شد ؛ اما متأسفانه فتاوی این علمای اهل سنت تمام شدنی نبود .

در تاریخ است که در سال 999 هجری قمری در ابتدای سرکار آمدن شاه عباس صفوی ، عبد الله خان ازبک به صحن رضوی هجوم بردند و کشتار هولناکی در حرم رضوی انجام دادند . مردم ، سادات ، خدام ، مدرسین را قتل عام کردند و عبد الله خان ازبک به حدی گستاخ بود که با اسب تا مضجع شریف امام رضا (علیه السلام) آمد و یکی از بزرگان سادات که در حال قرآن خواندن بود را هم کشتند .

این مسائل را باید ملت ایران بدانند و این بحث هایی که می گویند تشیع خرافات است ، دروغی بیش نیست و این ها همیشه به دنبال نابودی مردم ایران بودند .

مطلب پایانی بنده هم این است که شاه عباس کبیر ، دو بار با پای پیاده از اصفهان تا مشهد برای زیارت امام رضا (علیه السلام) رفتند که هر بار سفرشان 33 روز طول کشید . به كوري چشم امثال سجودی ازبک که خود را به دروغ ایرانی می خواند ، سلاطین معظم و معزز صفوی ، همیشه برای ما عزیز هستند .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

اگر دوستان بخواهند جنایاتی که بر شیعیان مخصوصا توسط عبدالرحمان خان رذل و پست و وحشی تر از هر وحشی بدانند ، کتابی طالب قندهاری نوشته به نام نگاهی به گذشته و حال افغانستان ، صفحه 24 به بعد را دوستان ببینند که این ها افراد را در سرزمین های شیعه نشین ، زنان و کودکان و پیرمردان را قتل عام کردند و حتی مردم را زنده زنده سوزاندند و جنازه شیعیان را جلوی سگ ها می انداختند و زن های شیعه را به عنوان برده خرید و فروش می کردند ؛ حتی قیمت خرید و فروش آن ها را هم در این کتاب بیان کرده ، دقیقا همین کاری که داعش انجام می دهند .

فقط در مورد شهر قندهار 46 هزار زن و کودک و دختر شیعه فروخته شد و به کشورهای دیگر بردند و خلاصه ده ها جنایت دیگر که در حق شیعیان انجام دادند . این ها را آقایان فراموش کردند .

جنایت از هر کسی که باشد ، از هر مقامی که باشد . چه صفوی باشد و چه عثمانی باشد . هر کس که باشد ؛ حتی ما ظلم به یهود را هم جایز نمی دانیم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : اگر در حکومت اسلامی ، خلخالی از یک زن یهودی کنده شود ، غیرت مسلمین به قدری به جوش آید که اگر زیر خاک بروند ، بهتر است این است که روی خاک باشند .

ولی ای کاش این آقایان زمانی که مطالبی را از این طرف می گویند ، چند مطلب هم از طرف مقابل بگویند و آن را فاکتور نگیرند .

بیننده : ایوب از سنندج ـ اهل سنت

 بنده یک سؤال داشتم که تا قبل از انقلاب شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در تقویم نبود و وفات نوشته می شد . شما این کشف را از کجا انجام دادید که به شهادت تبدیل شد .

بیننده : علی از اندیمشک ـ شیعه

بنده یک سال است که شبکه شما را نگاه می کنم و از زمانی که برنامه های شما را پیگیری می کنم ، تازه متوجه شده ام که در دنیا چه می گذرد و ما در کجای آن هستیم . اطلاعات بنده به حدی رسیده که منی که تا یک سال قبل اطلاع چندانی از فرق اسلامی نداشتم ، الان می توانم پاسخ هر وهابی را با سند و مدرک بدهم . همه این ها را مدیون برنامه ها و کارشناسان شبکه ولایت هستم .

در خصوص این وهابی ها هم باید بگویم که بنده برای آن ها متأسفم که این قدر گمراه و نادان هستند . این ها کسانی هستند که آخرت خود را به مال دنیا فروخته اند و هر جنایتی را به خاطر پول انجام می دهند . زمانی که کارشناس آن ها بگوید بیایید وهابی شوید تا پول زیادی به شما برسد ، معلوم می شود که چه دینی است و چگونه پیروانی دارند ؟ این ها نام انسان را هم خدشه دار کرده اند . خداوند به انسان عقل داد تا تمایزی بین انسان و حیوان باشد ؛ اما متأسفانه عقل چیزی است که این وهابی ها ندارند.

انسانیت هم که ارتباطی به دین و مذهب ندارند و این چیزی است که فقط در وهابیت دیده نمی شود . این ها که این همه الله اکبر می گویند ، الله کجا گفته که این همه جنایت و کشت و کشتار انجام دهید . ان شاء الله امام زمان (عجل الاله تعالی فرجه ) بیاید ، همه این خوارج را نابود می کند . اللهم عجل لولیک الفرج .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

در مورد سؤالی که در خصوص شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) پرسیدند . ببینید برادر عزیز ! این کتاب کافی ،تألیف شیخ کلینی (ره ) ، متوفای 329 هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه تهران :

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ عليها السلام صِدِّيقَةٌ شَهِيدَة...

علی بن جعفر از برادر امام کاظم (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند : مادر ما فاطمه (سلام الله علیها ) صدیقه شهیده است .

امام کاظم (علیه السلام) در سال 183 هـ به شهادت رسیدند و در سال 148 هـ هم به امامت رسیدند ؛ یعنی اگر در اوایل امامت خود گفته باشند ، حدود سال 150 هـ ، این مطلب را که مادرشان حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شهیده هستند را بیان کردند .

مرحوم شیخ مفید (ره ) هم که متوفای 413 هـ ، هستند که در کتاب المقنعه خود در صفحه 159 زیارت نامه حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را بیان کرده و گفته :

السلام عليك يا فاطمة بنت رسول الله ، السلام عليك ايتها البتول الشهيدة الطاهرة ...

سلام بر تو ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) سلام بر تو ای بتول و این شهیده و ای طاهره .

در این جا شیخ مفید (ره) حدود هزار سال پیش عبارت شهیده را در زیارت نامه حضرت به کار می برد . پس این مطلب تازگی ندارد ، حال تقویم نوشته باشد یا ننوشته باشد . تقویم که برای ما حجت نیست. بنده تقویم های قبل از انقلاب را دارم که این ها کلمه وفات را نوشته اند . فرضا کلمه وفات را نوشته باشند ، آیا کلمه وفات دلیل بر مشروعیت است .

مجری :

مثلا اگر در تقویم پایان ماه مبارک رمضان را فلان روز نوشته باشند ، آیا شما می گویید چون در تقویم فلان روز را مشخص شده ، شرع هم باید بر اساس آن تقویم باشد ؟ ظاهرا تقویم برای این ها شریعت می آورد .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

بنده واقعا نمی دانم که قضیه این ها چیست . در این جا مطلبی در خصوص وفات نسبت به عمر بن خطاب نقل کنم . شما همه معتقدید که خلیفه دوم شهید شده ، در این که شک و شبهه ای ندارید . در کتاب تاریخ طبری نقل شده است :

... کان فتح الری قبل وفاة عمر بسنتين ...

دو سال قبل از فتح ری عمر وفات پیدا کرد .

طبری ، تاریخ طبری ، ج 2 ،ص 536

 به نظر شما چون در این جا کلمه وفات به کار رفته ، کلمه شهادت را نباید به کار برد ؟

باز آقای ابن کثیر دمشقی در کتاب البدایه و النهایه می گوید :

ثم دخلت سنة ثلاث وعشرين وفيها وفاة عمر بن الخطاب .

زمانی که سال 23 داخل شد ، عمر بن خطاب وفات کرد .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج 7 ، ص 130

در این جا هم چون وفات نوشته اند ، نباید کلمه شهادت را به کار برد .

اما نسبت به خلیفه سوم ابو الفرج ابن جوزی در کتاب الثبات عند الممات می گوید :

ذکر وفاة عثمان بن عفان

ابن جوزی ، ابوالفرج ، الثبات عند الممات ، ج 1 ، ص 101

در این جا هم چون وفات نوشته شده ، نباید کلمه شهادت را به کار برد . آیا این منطق شما است ؟

هم چنین آقای جزری در کتاب الغایه فی شرح الهدایه فی علم الدرایه که از بزرگ ترین کتاب های اهل سنت است ، می گوید :

... الي ان وفاة عثمان بن عفان كانت في سنة خمس وثلاثين ...

وفات عثمان بن عفان در سال 35 هجری صورت گرفت . قبل از این هم وفات عمر بن خطاب را می گوید . در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم کلمه وفات را به کار می برد .

جزری ، الغایه فی شرح الهدایه فی علم الداریه ، ج 1 ، ص 315

آیا شما قائل به شهادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیستید ؟ این شبهات از شبهات تاریخ مصرف گذشته است که شما خیلی دیر متوجه آن شده اید . این شبهه را بارها آقایان گفته اند و ما پاسخ داده ایم و الان جرأت بیان آن را ندارند . چون ما جواب نقضی به آن ها داده ایم و سخن بزرگان آن ها در مورد خلیفه دوم و سوم بیان کردیم که گفته بودند وفات . آیا وفات گفتن آن ها دلیل بر این است که کسی بگوید شهید ، دروغ گفته است .

کلمه وفات یعنی از دنیا رفتن که گاهی می تواند با مرگ طبیعی باشد و گاهی هم می تواند با شهادت باشد ، کلمه وفات که ضد شهادت نیست . این شبهات را بعضی از این افراد مغرض ایجاد کرده اند تا شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را زیر سؤال ببرند .

بیننده : آقای سعادتی از تکاب ـ اهل سنت

به نظر بنده ما اهل سنت و اهل تشیع همه زیر یک پرچم و در یک کشور زندگی می کنیم و به کشور مان افتخار می کنیم . ما در تکاب شیعه و سنی در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی می کنیم .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

ما در شبکه ولایت برای اهل سنت بیش از شیعه احترام قائل هستیم و شیعه ها همیشه به این مسأله به ما می کنند که به اهل سنت بیشتر از شیعیان زمان می دهیم . ما بارها فرمایش آیت الله العظمی سیستانی گفته ایم که ایشان فرمودند : لاتقولوا اخوان اهل السنه بل قولوا انفسنا . نگویید برادران اهل سنت (چون شاید برادر با برادر با هم اختلاف داشته باشند ) بلکه بگویید ، این ها جان ما هستند. چون انسان با جان خود دیگر اختلاف ندارد .

عقیده ما این است و بارها هم گفته ایم که اگر یک شیعه برخورد بدی با یک سنی داشته باشد ، آن را محکوم می کنیم ؛ چون این اخلاق ، اخلاق علوی نیست .

بیننده : آقای هیثمی از اهواز ـ شیعه

 ضمن تشکر از شما عزیزان ، سؤالی در مورد کتاب نقد قفاری داشتم که حضرت استاد زحمات زیادی متحمل شده اند را چگونه و از کجا می توان پیدا کرد .

مورد دوم هم در مورد پاورپونت هایی است که حضرت استاد ارائه می دهند ، را به صورت کامل روی سایت قرار دهند تا ما به آن ها دسترسی داشته باشیم .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

شما این کتاب را در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه ) در قسمت کتب و مقالات ، تمام بحث های ما در آن یافت می شود . در همین قسمت هم اگر کتاب نقد اصول الشیعه را جستجو بزنند ، به آن دسترسی پیدا کرده و می توانید دانلود کنید یا این که می توانید در همین سایت سفارش کتاب را بدهید ، کتاب را برای شما ارسال می کنند .

در مورد پاورپونت هم در آینده نزدیک ان شاء الله به صورت نرم افزار در دسترس عموم قرار خواهد گرفت .

بیننده : احمد از شهر ری ـ شیعه

 بنده ضمن تبریک میلاد باسعادت امام رضا (علیه السلام) ، از حضرت استاد سؤالی داشتم . مدتی پیش روایتی را دیدم که آدرس آن را نمی دانم . مضمون روایت این است که در زمان امام رضا (علیه السلام) عده ای از مدینه با پای پیاده برای دیدن آن حضرت آمدند ؛ ولی حضرت آن ها را نپذیرفتند و فرمودند که این ها دوستداران واقعی ما نیستند .

از حضرت استاد تقاضا دارم در خصوص این روایت توضیحاتی را بیان کنند .

حضرت آیت الله حسینی قزوینی :

روایت به این صورت است که آن ها ادعا کردند که ما از شیعیان شما هستیم . سه بار هم رفتند ؛ اما حضرت قبول نکردند .مرتبه بعد گفتند ما از دوستداران شما هستیم که حضرت آن ها را پذیرفتند .

روایت در کتاب کافی مرحوم کلینی (ره ) در جلد 1 ، صفحه 475 نقل شده است . ادعای شیعه بودن از ادعاهای بزرگ است . شیعه یعنی کسی که از هر جهت تابع واقعی امام باشد . مثل کسی که پشت سر امام صادق (علیه السلام) راه می رفت و از حضرت پرسید : شیعه یعنی چه ؟ چون هوا بارانی بود و روی زمین گلی ، این شخص برای این که گلی نشود ، دقیقا پای خود را جای پای حضرت قرار می داد . مقداری که راه رفتند ، حضرت فرمودند شما چه پرسیدی ؟ شخص گفت : شیعه یعنی چه ؟ فرمودند : شیعه یعنی همین کاری که تو انجام دادی یعنی پای خود را دقیقا جای پای ما بگذاری .

شیعه امام صادق (علیه السلام) کسی است که عينا اخلاق و رفتار امام صادق (علیه السلام) را داشته باشد و رعایت کند . اما اگر گفت : محبیم ، از دوستان شما هستیم . اشکالی ندارد ؛ چون گاهی دوستان حرف گوش می کنند ، گاهی هم نمی کنند .

لذا حضرت می فرمایند : چون شما ادعای بزرگی کردید و من آن ادعا را در شما ندیدم ، شما را نپذیرفتم ؛ اما زمانی که گفتید از دوستان ما هستید ، پذیرفتم . ولی شیعه ای که تمام اعمال ما را رعایت کنید ، نیستید . از این بابت ما شما را معطل کردیم .

در روایات معصومین است که ما برای احدی برگه خلاصی از جهنم نیاورده ایم . هر کس مطیع خداوند باشد ، دوستدار ما هستند و کسی که گنهکار و عاصی باشد ، دوستدار ما نیستند .

وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.

معنای برائت از جهنم : ما برای کسی برگه آزادی از جهنم برای کسی نیاورده ایم . هر کس مطیع خدا باشد ، دوستدار ما است . هر کس عصیان خدا را کند ، دشمن ما است . به ولایت ما هم کسی نمی رسد مگر با عمل و ورع .

خدایا تورا قسم می دهیم به آبروی محمد و آل محمد به ویژه آبروی آقا امام هشتم (علیه السلام) فرج مولای ما بقیه الله الاعظم نزدیک بفرما .

خدایا به آبروی امام هشتم قلب نازنین حضرت را با ظهورش مسرور بگردان .

بر تمام بیماران شفا عنایت بفرما .

به آبروی امام هشتم حوائج حاجتمندان را برآورده بفرما .

دعا های ما را به اجابت برسان .

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .

مجری :

از شما حضرت استاد و شما بینندگان عزیز تشکر و سپاسگذاری می کنم .

 

 

 





Share
1 | سید عبدالزهرا حسینی | , ایران | ١٥:٣٧ - ١٧ بهمن ١٣٩٤ |
بسم الله الرحمن الرحیم.
باسلام
سوالی خدمت کارشناسان عزیز در مورد توحید داشتم اگر لطف کنید جواب بدهید کمال تشکر دارم.
در کتاب شریف اصول کافی بابی به این مضمون نوشته شده است (( زمین و آسمان از ان امام است)) آیا این باب واحادیثی که در این باب مشاهده میشود با ایات صریح قران تنافی ندارد چرا اینکه خداوند میفرماید : ولله ما فی السموات والارض . ایات دیگر که خداوند میفرماید: اسمان و زمین از ان خداوند هستند.!!! باتشکر

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
شکي در اين نيست که زمين و آسمان از آن خدا مي باشد و مالک اصلي خدا مي باشد
اما اختصاص داشتن اين به خدا منافاتي با اين ندارد که خدا ديگران را نيز مالک بگرداند و حقي بر آنها قرار بدهد  
اگر در قرآن دقت کنيد در يک جا آمده است وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ . آل عمران اما در حاي ديگر نيز آمده است:
وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً مِنْهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته در اين نشانه‏هاى (مهمّى) است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند!  جاثيه13
لذا اين موارد مانند همان قضيه قبض روح است که در جايي قبض روح فقط به خدا نسبت داده شده است اما  در جاي ديگر به ملائکه نيز نسبت داده شده است
نکته ديگر نيز در اين خصوص اين است که  از آنجا که ثبات زمين و آسمان بخاطر وجود امام است و اگر آنها لحظه اي در زمين نباشند کل دنيا از بين مي رود، از اين جهت گفته شده است که زمين وآسمان همه از آن امام است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | عبدالله | , ایران | ١١:٢٧ - ٢٠ بهمن ١٣٩٤ |
باسلام.
بنده چندین پرسش خدمت کارشناسان عزیز داشتم و ان این است که :
1-کتاب( مرآة الانوار )نزد شیعیان چه اعتباری دارد؟ و مولف این کتاب ایا شخصیتی مورد وثوق است؟
2- در این کتاب مذکور روایتی از امیرمومنان علی(علیه السلام) نقل شده است به این مضمون : (( من همان رب و پروردگار زمین هستم که انرا آرام نگه میدارم)) آیا این روایت صحیح هست؟ و اگر صحیح باشد چگونه میتوانیم آنرا از دیدگاه قران ثابت کنیم؟ از پاسخ به این دو پرسش کمال تشکر دارم.

پاسخ:

باسلام
دوست گرامي
در خصوص مؤلف کتاب و شخصيت او به اين آدرس رجوع کنيد
marifat.nashriyat.ir/node/1914
اما درباره آن جمله بعدي از حضرت علي عليه السلام که فرموده است :انا رب الارض الذي يسكن الارض به» بايد بگوييم
اولا: رب داراي معاني مختلفي دارد همچنانکه در قرآن آمده است:
اذكُرنِي عِندَ رَبِّكَ (يوسف:42) و قَالَ ارجِع إِلَى رَبِّكَ فَاسأَلهُ(يوسف:50) و  أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسقِي رَبَّهُ خَمرًا  (يوسف:41)
اين ربها در اينجا به معناي خالق نيست که بگوييم هر جا «رب» استعمال شد بگوييم به معني آفريدن است؟!! بلکه به معاني مختلفي مانند مدبر، سيد، رئيس و مالک نيز مي آيد
ثانيا: شکي در اين نيست که زمين و آسمان از آن خدا مي باشد و مالک اصلي خدا مي باشد اما اختصاص داشتن اين به خدا منافاتي با اين ندارد که خدا ديگران را نيز مالک بگرداند و حقي بر آنها قرار بدهد  
اگر در قرآن دقت کنيد در يک جا آمده است وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ . آل عمران اما در حاي ديگر نيز آمده است:
وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً مِنْهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ جاثيه13
او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته در اين نشانه‏ هاى (مهمّى) است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند! 
يا در جاي ديگر آمده است
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ( انبياء 105 )
در اين آيه آمده است زمين را صالحان به ارث مي برند آيا اين منافات با خالقيت خدا دارد؟!!
ثالثا: نکته ديگر نيز در اين خصوص اين است که  از آنجا که ثبات زمين و آسمان بخاطر وجود امام است و اگر آنها لحظه اي در زمين نباشند کل دنيا از بين مي رود، از اين جهت گفته شده است که زمين وآسمان همه از آن امام است
در منابع اهل سنت آمده  است که اهل بيت امان زمين هستند
حدثنا أبو القاسم الحسن بن محمد السكوني بالكوفة، ثنا عبيد بن كثير العامري، ثنا يحيى بن محمد بن عبد الله الدارمي، ثنا عبد الرزاق، أنبأ ابن عيينة، عن محمد بن سوقة، عن محمد بن المنكدر، عن جابر رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم {وإنه لعلم للساعة} [الزخرف: 61] فقال: «النجوم أمان لأهل السماء، فإذا ذهبت أتاها ما يوعدون، وأنا أمان لأصحابي ما كنت، فإذا ذهبت أتاهم ما يوعدون وأهل بيتي أمان لأمتي، فإذا ذهب أهل بيتي أتاهم ما يوعدون»
المستدرك على الصحيحين للحاكم ( ج2 / ص486 ) ح3676
رابعا: در منابع اهل سنت نيز موارد اين چنيني نقل شده است مثلا آمده است که مهدي موعود مالک زمين مي شود:
 حدثنا عُبَيْدُ بن أَسْبَاطِ بن مُحَمَّدٍ الْقُرَشِيُّ الْكُوفِيُّ قال حدثني أبي حدثنا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ عن عَاصِمِ بن بَهْدَلَةَ عن زِرٍّ عن عبد اللَّهِ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حتى يَمْلِكَ الْعَرَبَ رَجُلٌ من أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِي قال أبو عِيسَى وفي الْبَاب عن عَلِيٍّ وَأَبِي سَعِيدٍ وَأُمِّ سَلَمَةَ وَأَبِي هُرَيْرَةَ وَهَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ
سنن الترمذي  ج 4   ص 505
بنابراين انچه از سخن امام با قرينه «يسکن به» استفاده مي شود که مراد امان و حفظ زمين بخاطر وجود ايشان است که در روايات نيز آمده است که اگر حجت در زمين نباشد زمين از بين مي رود
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | رضا مهدوی | , ایران | ١١:٤٦ - ٢٠ بهمن ١٣٩٤ |
بسم رب الشهدا
سلام علیکم
یکی از افراد فرقه ضاله وهابیت به بنده گفته بود که شما شیعیان جایگاه الله را به امام میدهید و آیات توحیدی که در قران هست را به امام نسبت میدهید!!! در ادامه استناد کرد به ایات قران و تفاسیر مهم شیعیان.
میگفت: در سوره زمر 65 خداوند میفرماید (( ولقد اوحی الیک والی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین)) در کتاب تفسیر قمی و همچنین علامه کلینی در اصول کافی در ذیل این آیه امده است که : اگر در خلافت کسی را باعلی شریک گردانی تمام اعمال صالحه تو بر باد خواهند رفت)) تفسیرقمی ج2ص251 . اصول کافی ج1ص251

لطفا به این شبهه سخیف پاسخ دهید . باتشکر

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
گذشته از ضعف روايت در ابتداء بايد بگوييم شرک به معني شريک قرار دادن است يعني اگر کسي مثلا در برابر خدا شريکي قائل شود او مشرک است يعني کسي را همتاي خدا دانسته است همچنين اگر کسي در مقابل نبي، نبي ديگري را شريک او قرار بدهد، اين را گويند شريک قرار دادن در اينجا نيز همين مراد است اگر کسي در برابر ولايت حضرت علي عليه السلام که در حقيقت همان ولايت خداوند است، کسي را ولي قرار بدهد، عملش باطل است؛ چون طبق آيات قرآن مانند آيه ولايت، ولايت پيامبر صلي الله عليه و آله و حضرت علي عليه السلام در حقيقت برگرفته از ولايت خدا مي باشد، لذا اگر کسي اين ولايت را که به نص الهي است، قبول نکند و ديگري را که به نص الهي نمي باتشد، قبول کند و با ولايت الهي شريک قرار بدهد اين موجب حبط عمل مي شود
پيامبر نيز مي فرمود من کنت مولاه فعلي مولاه، در اينجا ولايت حضرت علي عليه السلام با پيامبر يکي مي باشد آيا کسي قبول مي کند اين اشتباه است؟!!!
ثانيا: اين نوع روايات در حقيقت تاويل است همچنانکه در منابع اهل سنت نيز در ذيل آیه ی ۳۱ سوره توبه میفرماید:
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ
اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جاى خدا به الوهیت گرفتند با آنکه مامور نبودند جز اینکه خدایى یگانه را بپرستند که هیچ معبودى جز او نیست منزه است او از آنچه [با وى] شریک مى‏گردانند.
مفسران اهل سنت در ذيل اين آيه چنين روايات را ذکر کرده اند:
وَفِی الْمُسْنَدِ وَالتِّرْمِذِیِّ کَمَا سَیَأْتِی أَنَّ عَدِیَّ بْنَ حَاتِمٍ قَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا عَبَدُوهُمْ. قَالَ «بَلَى إِنَّهُمْ أَحَلُّوا لَهُمُ الْحَرَامَ وَحَرَّمُوا عَلَیْهِمُ الْحَلَالَ، فَاتَّبَعُوهُمْ فَذَلِکَ عِبَادَتُهُمْ إِیَّاهُمْ» .
یعنی:
از عدی بن حاتم نقل شده است که به پيامبر گفت ای پیامبر آنها چه کسی را عبادت کردند؟!
رسول الله فرمود آنها حرام را بر خود حلال کردند و حلال را بر خود حرام کردند و تبعیت کردند از آنان و عبادتشان اینگونه بود.
تفسير ابن كثير  ج 2   ص 349
حتي خود وهابيت امثال سليمان نوه محمد بن عبد الوهاب نيز اين روايت را در تاويل آيه چنين مي آورد:
 تعالى ) اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله ( الآية
ش الأحبار هم العلماء والرهبان هم العباد وهذه الآية قد فسرها رسول الله صلى الله عليه وسلم لعدي بن حاتم وذلك أنه لما جاء مسلما دخل على رسول الله صلى الله عليه وسلم وهو يقرأ هذه الآية قال فقلت إنهم لم يعبدوهم فقال إنهم حرموا عليهم الحلال وحللوا لهم الحرام فاتبعوهم فذلك عبادتهم اياهم رواه أحمد والترمذي وحسنه وعبد بن حميد وابن سعد وابن أبي حاتم والطبراني
شرح كتاب التوحيد   سليمان بن عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1233 ، دار النشر : مكتبة الرياض الحديثة - الرياض ج 1   ص 116
پس همانطور که حلال کردن حرام و حرام کردن حلال می تواند شرک باشد، ولايت حضرت علي عليه السلام نيز که همان ولايت خداست، اگر کسي براي آن شريک قرار بدهد، مي توان يک نوع شرک باشد و موجب حبط اعمال شود
ثالثا: در صحيح بخاري آمده است که عمر در نبوت پيامبر صلي الله عليه و آله شريک بود مثلا آمده است
حدثنا عَمْرُو بن عَوْنٍ قال حدثنا هُشَيْمٌ عن حُمَيْدٍ عن أَنَسِ قال قال عُمَرُ وَافَقْتُ رَبِّي في ثَلَاثٍ فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ لو اتَّخَذْنَا من مَقَامِ إبراهيم مُصَلًّى فَنَزَلَتْ ) وَاتَّخِذُوا من مَقَامِ إبراهيم مُصَلًّى ( وَآيَةُ الْحِجَابِ قلت يا رَسُولَ اللَّهِ لو أَمَرْتَ نِسَاءَكَ أَنْ يَحْتَجِبْنَ فإنه يُكَلِّمُهُنَّ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ فَنَزَلَتْ آيَةُ الْحِجَابِ وَاجْتَمَعَ نِسَاءُ النبي صلى الله عليه وسلم في الْغَيْرَةِ عليه فقلت لَهُنَّ ) عَسَى رَبُّهُ إن طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبَدِّلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ ( فَنَزَلَتْ هذه الْآيَةُ
صحيح البخاري  ج 1   ص 157
مگر نبوت در زمان پيامبر از آن ايشان نبود پس چطور آيات طبق خواسته عمر نازل مي شد و در دريافت وحي که از اختصاصات پيامبر بود، شريک بود آيا کسي قبول مي کند عمر کار شرکي را انجام داده است؟!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English