2019 March 22 - جمعه 02 فروردين 1398
اذان از ديدگاه فريقين : تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (1)
کد مطلب: ٦٧١٤ تاریخ انتشار: ١٤ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 681
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (1)

جلسه دهم 1386/08/14

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/08/14

كيفيت تشريع اذان از منظر مذهب حنفي :

بحث ما در تشريع اذان بود. قبلاً اين مبحث را از ديدگاه كتاب هاي روائي اهل سنت بحث و بررسي كرديم. و اما در رابطه با كتب فقهي اهل سنت مي خواهيم بدانيم آيا در مقام فتوا نيز به استناد آن روايات فتوايي نيز صادر كرده و يا نظري داده اند.

تشريع اذان از منظر سرخسي :

از جمله علماي حنفي، سرخسي است كه ايشان مفصل روي اين قضيه بحث كرده است. سرخسي متوفاي 483 هـ است. وي كه تقريباً معاصر با مرحوم شيخ طوسي متوفاي 460 هـ. است در كتاب المبسوط جلد 1، صفحه 127 و 128 كه كتابي فقهي است بابي باز كرده به نام الأذان و مي گويد:

باب الاذان :

الأذان في اللغة الاعلام ومنه قوله تعالي «وأذان من الله ورسوله» الآية وتكلموا في سبب ثبوته فروي أبو حنيفة رحمه الله تعالي عن علقمة بن مرثد عن أبي بردة عن أبيه قال مر أنصاري بالنبي صلي الله عليه وسلم فرآه حزينا وكان الرجل ذا طعام فرجع إلي بيته واهتم لحزنه صلي الله عليه وسلم فلم يتناول الطعام ولكنه نام فأتاه آت فقال أتعلم حزن رسول الله صلي الله عليه وسلم مماذا هو من هذا الناقوس فمره فليعلم بلالا الأذان وذكره إلي آخره. والمشهور أنه صلي الله عليه وسلم لما قدم المدينة كان يؤخر الصلاة تارة ويعجلها أخري فاستشار الصحابة في علامة يعرفون بها وقت أدائه الصلاة لكي لا تفوتهم الجماعة فقال بعضهم ننصب علامة حتي إذا رآها الناس أذن بعضهم بعضا فلم يعجبه ذلك. وأشار بعضهم بضرب الناقوس فكرهه لأجل النصاري وبعضهم بالنفخ في الشَبُور فكرهه لأجل اليهود وبعضهم بالبوق فكرهه لأجل المجوس فتفرقوا قبل أن يجتمعوا علي شئ. قال عبد الله بن زيد بن عبد ربه الأنصاري فبت لا يأخذني النوم وكنت بين النائم واليقظان إذ رأيت شخصا نزل من السماء وعليه ثوبان أخضران وفي يده شبه الناقوس فقلت أتبعيني هذا فقال ما تصنع به فقلت نضربه عند صلاتنا فقال ألا أدلك علي ما هو خير من هذا فقلت نعم فقام علي حذم حائط مستقبل القبلة فأذن ثم مكث هنيهة ثم قام فقال مثل مقالته الأولي و زاد في آخره قد قامت الصلاة مرتين فأتيت رسول الله صلي الله عليه وسلم وأخبرته بذلك فقال رؤيا صدق أو قال حق ألقها علي بلال فإنه أمد صوتا منك فألقيتها عليه فقام علي سطح أرملة كان أعلي السطوح بالمدينة وجعل يؤذن فجاء عمر رضي الله تعالي عنه في إزار وهو يهرول ويقول لقد طاف بي الليلة ما طاف بعبد الله إلا أنه قد سبقني فقال صلي الله عليه وسلم هذا أثبت. وروي أن سبعة من الصحابة رضي الله تعالي عنهم أجمعين رأوا تلك الرؤيا في ليلة واحدة. وكان أبو حفص محمد بن علي ينكر هذا ويقول: تعمدون إلي ما هو من معالم الدين فتقولون ثبت بالرؤيا كلا ولكن النبي صلي الله عليه وسلم حين أسري به إلي المسجد الأقصي وجمع له النبيون أذن ملك وأقام فصلي بهم رسول الله صلي الله عليه وسلم وقيل نزل به جبريل عليه الصلاة والسلام حتي قال كثير بن مرة أذن جبريل في السماء فسمعه عمر بن الخطاب رضي الله تعالي عنه.ولا منافاة بين هذه الأسباب فيجعل كأن ذلك كان.

... از بريده روايت شده كه مردي از انصار در حالي كه محزون و غمگين بود از كنار رسول خدا صلي الله عليه [وآله] وسلم عبور كرد و چون غذا و طعامي همراه داشت مردم به گرد او جمع شدند و بعد براي خواندن نماز وارد مسجد شد كه در اين حال او را خواب فرا گرفت كه در عالم خواب شخصي سراغ او آمد و به او گفت: من علت ناراحتي تو را مي دانم از اين رو قصه اذان را به او خبر داد و او هم پيامبر را از اين موضوع با خبر كرد و پيامبر هم فرمود: بلال را اين گونه تعليم دهيد تا به اين شكل اذان بگويد. مشهور اين است كه در ابتداي هجرت رسول خدا صلّي الله عليه وآله به مدينه گاهي آن حضرت نماز را با تعجيل و گاهي با تأخير اقامه مي نمود. تا اين كه پيامبر اكرم در اين باره با صحابه مشورت نمود تا براي اين كار راه حلي بيابند بعضي پيشنهاد دادند تا پرچمي نصب شود كه حضرت آن را نپذيرفت. بعضي پيشنهاد ساخت ناقوس دادند اما پيامبر اكرم به خاطر تشابه با نصارا آن را نپذيرفت و بعضي پبشنهاد ساخت شيبور دادند اما پبامبر آن را به خاطر شباهت به يهود نپذيرفت. و بعضي پيشنهاد ساخت بوق دادند اما باز هم پيامبر اين پيشنهاد را به خاطر شباهت با مجوس نپذيرفت. با اين پيشنهاد ها صحابه بيشتر به اختلاف و تفرقه افتادند. تا اين كه عبدالله بن زيد انصاري گفت: شب خوابيده بود اما بين خواب و بيداري بودم كه شخصي را ديدم كه دو جامه سبز بر تن داشت و در دست ناقوسي حمل مي نمود به او گفتم: آيا آن را به من مي فروشي؟ گفت: با آن مي خواهي چه كار كني؟ گفتم: مي خواهم تا آن را به هنگام نماز بنوازم تا با آن مردم را براي نماز با خبر سازم. او گفت: آيا مي خواهي تو را به كاري بهتر از آن راهنمايي كنم؟ گفتم: آري. او بر بلنداي ديواري ايستاد و رو به قبله نمود و لختي سكوت كرد و مانند آنچه كه در مرتبه اول گفته بود را تكرار كرد و با اين تفاوت كه در انتهاي آن قد قامت الصلاة را دو مرتبه افزود. من نيز آمدم و رسول خدا صلّي الله عليه وآله را از اين خواب با خبر ساختم. حضرت فرمود اين رؤياي صادقه اي بوده است. تو نيز آن را به بلال بياموز كه او از تو صدايي رساتر دارد. بلال هم بر بلندايي از مدينه ايستاد و شروع به اذان گفتن نمود. تا اين كه عمر آمد و در حالي كه ردايي بر دوش داشت و دوان دوان مي آمد. به رسول خدا صلّي الله عليه وآله عرض نمود ديشب همين خواب بر من هم عارض شد الاّ اين كه شخص ديگري از صحابه در اين كار بر من سبقت گرفت. رسول خدا صلّي الله عليه وآله هم فرمود با اين خواب تو اين موضوع بيشتر تثيبت گرديد. و نيز روايت شده است كه در همان شب هفت نفر از صحابه همين خواب را ديدند. ابو حفص اين موضوع را انكار كرده و مي گويد: به خواب و رؤيايي اعتماد مي كنيد و مي گوييد: با خواب اين موضوع ثابت گرديده است؟ هرگز! بلكه رسول خدا صلّي الله عليه و آله در آن شبي كه به مسجد الاقصي و بعد از آن به معراج سير داده شد و در آنجا تمام انبياء خداوند جمع بودند ملكي از ملائك خداوند اذان و اقامه گفت، و رسول خدا صلّي الله عليه و آله هم با آنها به نماز ايستاد و قولي هم گفته جبرائيل بر آن حضرت نازل شد و در آسمان اذان گفت و به اين شكل عمر بن خطاب متوجه شد و آن را شنيد. و بين تمام اين اقوال منافاتي نيست و تمام اين اقوال مي تواند به وقوع پيوسته باشد.

المبسوط للسرخسي، ج 1، ص 127، اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة - بيروت

كلمه «تكلموا» كه مي آيد، به سخن اختلافي اشاره دارد. ما اين روايت را به طور مفصل از جامع المسانيد ابوحنيفه، مسند ابو حنيفه، مجمع الزوائد و... نقل كرديم. اين نقلي است كه از ابوحنيفه بيان مي كند و نمي خواهد به اين روايت استناد كند. اهل سنت براي شهرت ارزش ويژه اي قائلند البته اگر از نظر سند، عالي السند باشد؛ ولي چنانچه مخالف مشهور باشد، اصلاً واژه صحيح به او اطلاق نمي كنند. يكي از شرايط صحت روايت، عدم شذوذ است. ما مي گوييم صحيح است؛ ولي مخالف مشهور است؛ ولي آنها اصلا صحيح نمي گويند. يعني شروع نماز پيامبر بستگي به جمع شدن صحابه داشت.

آقاي سرخسي از استوانه هاي علمي اهل سنت است، دارد اساس مشروعيت اذان را بيان مي كند. همه اينها پيام دارد. مي خواهد اين را برساند كه تشريع امور ديني از ناحيه پيامبر اكرم نيست. پيامبر هم اجتهادي مي كرده است و براي صحابه ارزش قائل بوده است، حتي اگر خوابي مي ديدند، اين خواب نما شدن صحابه مصدر تشريع شريعت مي شد.

با اين كه قضيه تشريع مربوط به سال اول هجرت است؛ و حال آن كه قضيه استقبال قبله، در سال سوم هجرت اتفاق افتاده است.

دقت كنيد كه ما داريم كتاب فقهي مي خوانيم نه كتاب روائي؛ يعني يك فقيه مي خواهد بر اساس روايات يك نظر فقهي صادر كند. بعد نوع استنباط سرخسي را مقايسه كنيد با نحوه استنباط احكام در كتاب هاي شيعه.

در حقيقت اين نظر يك فقيه حنفي است و مي خواهد بعد از نقل روايات و اقوال، خودش نظر بدهد. مي گويد: تمام اينها در تشريع اذان دخيل بوده، هم خواب عبد الله بن زيد، هم خواب عمر بن الخطاب، هم شنيدن آقاي عمر از جبرئيل، هم تأذين جبرئيل و هم نزول جبرئيل؛ با اين كه بين اينها تناقض و تعارض غير قابل جمع است. اين روايات صد در صد مانعة الجمع است. اگر جبرئيل نازل شده، راهي نبوده كه پيامبر اكرم سر گردان باشد. يا جبرئيل نازل شده كه در آن صورت خواب صحابه ارزشي ندارد.

تشريع اذان از منظر مذهب مالكي :

امام مالك، متوفاي 179 هـ در كتاب المدونة الكبري، جلد 1، صفحه 57 و 58 مي گويد:

يعني در وسط صفحه عنوان مي دهد. عنواني كه سرخسي داده بود، اين بود: باب الأذان. مالك مي گويد:

في الأذان:

قال مالك الأذان الله أكبر الله أكبر أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن محمدا رسول الله أشهد أن محمدا رسول الله قال ثم يرجع بأرفع من صوته أول مرة فيقول أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن محمدا رسول الله أشهد أن محمدا رسول الله قال فهذا قول مالك في رفع الصوت ثم حي علي الصلاة حي علي الصلاة حي علي الفلاح حي علي الفلاح الله أكبر الله أكبر لا إله الا الله.

مالك مي گويد: اذان اين گونه است «الله أكبر الله أكبر أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن محمدا رسول الله أشهد أن محمدا رسول الله» گفت: سپس با بلند ترين صدا از ابتدا اين گونه مي گويد: أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن محمدا رسول الله أشهد أن محمدا رسول الله سپس با صداي بلند مي گويد: حي علي الصلاة حي علي الصلاة حي علي الفلاح حي علي الفلاح الله أكبر الله أكبر لا إله الا الله.

المدونة الكبري، ج 1، ص 57، اسم المؤلف: مالك بن أنس، الوفاة: 179، دار النشر: دار صادر - بيروت

تفاوتي كه در نظر مالك با سرخسي وجود داشت در اين بود كه تكبير و شهادتين را دوبار بايد تكرار كند، يك بار آهسته و يك بار با صداي بلند.

قال فإن كان الأذان في صلاة الصبح في سفر أو حضر قال الصلاة خير من النوم الصلاة خير من النوم مرتين بعد حي علي الفلاح.

اگر اذان براي نماز صبح بود چه در سفر چه در حضر دو مرتبه بعد از حي علي الفلاح بايد بگويد: الصلاه خير من النوم الصلاة خير من النوم.

المدونة الكبري، ج 1، ص 57، اسم المؤلف: مالك بن أنس، الوفاة: 179، دار النشر: دار صادر - بيروت

در رواياتي كه ما خوانديم، خبري از «الصلاه خير من النوم» نبود. كه ان شاء الله بعدا بحث خواهيم كرد كه اين هم از اختراعات عمر بن الخطاب بوده است.

وأخبرني ابن وهب عن عثمان بن الحكم بن جريج قال حدثني غير واحد من آل أبي محذورة أن أبا محذورة قال قال لي رسول الله صلي الله عليه وسلم اذهب فأذن عند المسجد الحرام قال قلت كيف أؤذن يا رسول الله قال فعلمني الأذان الله أكبر الله أكبر أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن لا إله الا الله...

ابن وهب از عثمان بن حكم بن جريج روايت كرده است كه تعدادي از خاندان أبو محذوره روايت كرده اند ابو محذورة گفت: رسول خدا صلي الله عليه [وآله ] و سلم به من فرمود: برو و در مسجد الحرام برو و در مسجد الحرام اذان بگو. عرض كردم: يا رسول الله چگونه اذان بگويم. مي گويد: رسول خدا صلّي الله عليه [وآله] وسلم اذان را به من آموخت: الله أكبر الله أكبر أشهد أن لا إله الا الله أشهد أن لا إله الا الله...

المدونة الكبري، ج 1، ص 57، اسم المؤلف: مالك بن أنس، الوفاة: 179، دار النشر: دار صادر - بيروت

ان شاء الله به روايت ابو محذوره خواهيم رسيد. بعضي از اعاظم تصور كرده اند كه اين اذان در كنار بيت الله الحرام بوده است و لذا منافات دارد با روايت خواب عبد الله بن زيد، عمر و... ابو محذوره جزء مسلمين سال فتح مكه و جزء طلقاء است.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English