2019 April 25 - پنج شنبه 05 ارديبهشت 1398
اذان از ديدگاه فريقين : نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (1)
کد مطلب: ٦٧١٢ تاریخ انتشار: ٢١ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 1153
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (1)

جلسه دوازدهم 1386/08/21

 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/08/21

نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان :

حال مي خواهيم احاديث اهل سنت را نقد كنيم. توجه داشته باشيد كه در نقد و يا تقويت احاديث يك ظابطه كلي داريم و آن اين كه اگر بخواهيم روايتي را تضعيف و يا تقويت كنيم، اول مي رويم سراغ سند كه ببنيم آيا از نظر سند مشكلي دارد يا ندارد؟ اگر چنانچه مشكلي داشت، ادله اشكالات سند را مطرح مي كنيم و آن را كنار مي گذاريم. معمولاً رواياتي كه فاقد سند صحيح است ديگر نوبت به نقد دلالي آن نمي رسد؛ ولي اگر روايت صحيح السند بود، يا روايت در حد مستفيض بود(يعني حد اقل سه روايت) به تعبير اهل سنت (يقوي بعضها بعضاً) و به تعبير شيعه، روايات مستفيض غني عن البحث في السند ولذا مي رويم سراغ نقد دلالي.

لذا ما تعدادي از روايات اهل سنت را نقل كرديم، از سنن أبي داود، سنن ابن ماجه، صحيح ترمذي كه عمدتاً از صحاح سته اينها بود.

پس اول مي رويم سراغ اين كه آيا روايت از نظر سند از ديدگاه اهل سنت (نه از ديدگاه شيعه) اشكالي دارد يا ندارد؟ اگر چنانچه در كتاب هاي شيعه هزار نوع تضعيف آمده باشد، به درد اقامه حجت نمي خورد و لذا مي رويم سراغ كتب رجالي معتبر اهل سنت.

توضيحاتي پيرامون كتاب هاي رجالي شيعه :

اهل سنت در علم رجال از ما خيلي جلوتر هستند. اگر آنها در علم رجال هيچ كاري نكنند و ما دويست سال كار كنيم، به موقعيت فعلي آنها هم شايد نرسيم و علتش هم اين بود كه حكومت ها در گذشته با اهل سنت بود و امكانات زيادي براي آنها وجود داشت و وسائل تحقيق برايشان فراهم بود. ولذا هم در حوزه رجال و هم در حوزه حديث خيلي گسترده تر از شيعه كار كردند به خلاف فقه كه شيعه به مراتب جلوتر از اهل سنت بوده است. ولذا روي اين جهت در طول تاريخ تا قرن هشتم مجموع كتاب هاي رجالي شيعه از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كند. قديمي ترين كتاب رجالي شيعه، رجال برقي متوفاي 274هـ است. بعد رجال كشي است كه معاصر كليني است. حتي سال وفات كشي را نمي دانيم. اساسي ترين كتاب رجالي شيعه، رجال كشي است، ما نمي دانيم ايشان كي به دنيا آمده و كي از دنيا رفته است. فقط مي نويسم: «كان معاصراً للكليني.» بعد از آن رجال نجاشي و رجال شيخ است. اين چهار كتاب رجالي شيعه است از زمان معصومين عليهم السلام تا قرن هشتم هجري.

رجال برقي كه حدود سي چهل صفحه بيشتر نيست. فقط اسماء صحابه را آورده است بدون اين كه بگويد كه اين شخص ثقة است يا ثقة نيست. نزديك پانصد نفر از اصحاب ائمه را آورده است. قرن هشتم، قرن شكوفايي علم هم براي شيعه و هم براي اهل سنت است. يعني اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم، چه مسائلي بوده است كه بزرگان شيعه و اهل سنت در حوزه هاي مختلف، يك گسترش عجيب و غريبي ايجاد شد. مثلاً در شيعه مرحوم محقق صاحب معتبر، صاحب شرايع ظهور كردند. الآن ما از زمان محقق كه متوفاي 676 هـ است، نزديك هشت صد سال است كه حوزه هاي ما كنار سفره محقق نشسته اند. چون اصل بساط حوزه هاي علميه ما بر محور جواهر دور مي زند و جواهر هم شرح شرايع است. هيچ حوزه فقهي شيعه نيست، يك فقيهي درس خارج بگويد؛ اما اشاره به نظر صاحب جواهر نداشته باشد. يعني كتاب جواهر اسّ اساس فقه شيعه است و جواهر هم شرح شرايع است.

و همچنين شاگرد بزرگوارش علامه حلي كه متجاوز از هفتاد كتاب دارد در مسائل كلامي، در مسائل رجالي و... و بعد آقازاده بزرگوار ايشان فخر المحققين، محقق كركي صاحب كتاب جامع المقاصد و.. همه مال قرن هفتم و هشتم هجري هستند.

از آن طرف هم ابن تيميه كه در قرن هشتم هـ است. ذهبي كه فقط يك كتاب رجالي او سير اعلام النبلاء در 25 جلد و كتاب ديگر رجالش تاريخ الاسلام در 53 جلد است. مزي مال قرن هفتم هجري است كه 35 جلد كتاب رجال دارد كه الآن رجال اهل سنت بر محور اين كتاب دور مي زند. ابن كثير هم مال قرن هشتم هـ است. آنها هر چه دارند و به رخ ما مي كشند، مال قرن هفتم و هشتم است. از اين طرف هم اگر علامه حلي را از شيعيان حذف كنيد، شيعه ماند و حوزش كه حد واسط ميان متقدمين و متأخرين است.

در اين دو قرن دو تا كتاب رجال نوشته شده است: يكي خلاصة الأقوال في علم الرجال، از علامه حلي كه حدود دويست صفحه است و آمده از آن چهار كتاب قبلي خلاصه برداري كرده و برايش فهرست نوشته است و در حقيقت دفتر يادداشت مرحوم علامه حلي بوده است. البته در كنارش نظرات خودش را هم آورده است. بعد از ايشان هم ابن داود است كه ايشان هم تلخيصي از كتب اربعه رجالي داشته است. اين دو تا بزرگوار در يك زمان كتاب نوشته اند، هر دو، يك موضوع يك خط و خطوط و هر دو هم از يكديگر خبر نداشتند. كتاب آمد بيرون، ديدند كه علامه همان را نوشته است كه ابن داود نوشته و ابن داود هم همان را نوشته كه علامه نوشته است. و لذا اين دو كتاب حدود هفتاد هشتاد درصد از نظر كيفيت، موضوع بندي و... يكي هستند با يك تفاوت هاي خيلي كمي.

دوباره علم رجال شيعه حالت ركود و افول خودش را پيدا مي كند تا برسد به قرن دهم هجري. در اين قرن اولين كتاب رجالي را مرحوم قهبائي مي نويسد به نام مجمع الرجال كه آن هم در حقيقت كتاب رجال نيست؛ بلكه اقوال كتب اربعه را يك مقدار مبسوط تر از علامه حلي آورده و دسته بندي كرده است. اگر مثلاً كشّي در باره يك راوي در بيست جاي كتابش مطلب دارد، آنها را در يك جا جمع كرده است. مرحوم كشي رجالش بر محور طبقات است؛ يعني اصحاب نبي مكرم، امير المؤمنين و... تا برسد به آخر. اگر مثلاً مي خواهيد در باره هشام بن حكم مطالعه كنيد، بايد از اول كتاب تا آخر مطالعه كنيد تا بفهميد در باره ايشان چه سخناني گفته است.

بعد مرحوم استرآبادي اولين كتاب علمي رجالي شيعه را نوشت به نام منهج المقال في علم الرجال. يعني مباحث رجالي را با نگاه فقاهت بحث و بررسي كرده است. بعد مرحوم علامه وحيد بهبهاني ـ ملقب به استاد الكل ـ مي آيد و تعليقه اي بر او مي زند. بعد مرحوم علي ياري كتابي دارد به نام بهجة الآمال في علم الرجال، ابو علي حائري منتهي المقال دارد، يا مرحوم سيد تفرشي نقد الرجال دارد؛ ولي همه اينها خيلي نوآوري ندارند. مرحوم سيد استرآبادي آمد و زد به هدف و خوب هم زد. الآن كه از زمان مرحوم استرآبادي نزديك سيصد سال مي گذرد، حرف هاي سيد استرآبادي نو است. تا زمان مرحوم مامقاني رضوان الله تعالي عليه، متوفاي 1351 هـ كه كتاب تنقيح المقال را نوشت و تحول ديگري در دنياي علم رجال ايجاد كرد. مرحوم تستري صاحب قاموس الرجال آمد و حرف هاي آقاي مامقاني را پنبه كرد و بعد آقاي خويي آخر عمر يك كتاب رجالي نوشت به نام معجم رجال الحديث. قاموس الرجال در حقيقت تعليقه و انتقادي است؛ آن هم انتقاد خيلي تند و كوبنده بر نظريه مرحوم مامقاني. آقاي خويي هم بين اينها تعديل ايجاد كرد. آقاي خويي مردي اصولي و فقيهي تمام عيار بود و رجال را ايشان در اواخر عمرشان نوشتند. با اين كه كتاب ايشان كامل ترين و جامع ترين كتاب رجالي شيعه است؛ ولي مملو از اشتباه و اغلاط است. علتش هم اين است كه آقاي خويي در رجال به آن اندازه كه در فقه و اصول مسلط بود، مسلط نبود. و روي عللي لُجنه اي درست كردند و خود ايشان هم تقريباً نظارتي داشتند نه نظارت كامل. اين كتاب معجم الرجال آمد بيرون، با اين كه كامل ترين و جامع ترين كتاب رجالي شيعه است؛ يعني آبرو براي شيعه است؛ ولي با اين حال نه آقاي خويي مرد رجال بود و نه كتاب رجالي ايشان كتاب رجالي است. و با همه نقايصش حرف اول را در علم رجال مي زند.

ما در حوزه رجال شيعه، دو كتاب از ضرورياتي است كه طلبه بايد داشته باشد: يكي معجم الرجال آقاي خويي، و يكي تنقيح المقال آقاي مامقاني. اين دو كتاب به معجزه بيشتر شبيه است. مرحوم مامقاني اين كتاب را در سه سال نوشته است. بنده با بيست و پنج سال سابقه رجالي بخواهم اين كتاب را مطالعه كنم، در سه سال نمي توانم تمام كنم. حتي آقا زاده ايشان نقل مي كرد كه پدرم وقتي اين كتاب را مي نوشت، فقط براي نماز واجب؛ آن هم بدون تعقيبات و دو سه ساعتي هم كه استراحت مي كردند، حتي فرصت براي غذا خوردن نداشت. مادرم ديد كه پدرم دارد تحليل مي رود و حاضر نيست بيايد كنار سفره بنشيند، لقمه درست مي كرد و در لابلاي اين كتاب ها مي گذاشت. پدرم وقتي كتاب را ورق مي زد، مي ديد كه اين جا يك لقمه هست، آن را بر مي داشت و مي خورد. اول ما ديديم كه اين كتاب هاي پدر ما اكثراً روغني است. براي ما معما بود، بعد فهميديم كه علت روغني بودن اين كتاب ها لقمه هاي است كه مادرم داخل آنها گذاشته است. اين مرد كه متوفاي 1351 هـ است، آمد كل اقوال رجاليين شيعه را از زمان معصومين گرفته تا زمان خودش جمع آوري كرد. حتي اگر رجالي از پريدن كلاغ استفاده كرده وثاقت يك شخص را، اين را هم ذكر كرده است؛ يعني در حقيقت يك دائرة المعارف رجالي شيعه است.

مرحوم آقاي مامقاني در كارهاي رجالي خيلي متساهل بوده اند و نود و نه در صد همتشان را گذاشته اند تا راوي را توثيق كنند. ادله اي كه براي وثاقت يك راوي مي آورد، بعضاً اوهن من بيت العنكبوت است. به قدري ضعيف است به قدري بي رنگ است كه آدم تعجب مي كند كه يك فقيه مثلي مرحوم مامقاني براي وثاقت يك راوي از اين طور ادله استفاده كند؛ ولي من از اين ديد نگاه نمي كنم، از اين ديد كه تمام ما يمكن أن يقال في حق راوي را آورده است. خودت بايد صاحب نظر باشي و ببيني كه از اين ادله مرحوم مامقاني مي شود وثاقت را اثبات كرد يا نه. آقاي خويي با اين همه تلاشي كه كرده است، فقط نظر آن چهار بزرگوار اوليه را آورده است. برقي، كشي، شيخ طوسي و نجاشي. بعضي از موارد نظر مرحوم علامه را آورده است و تاخته است. آن جايي كه مي خواهد بكوبد، نظر ايشان را مطرح مي كند.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English