2019 March 22 - جمعه 02 فروردين 1398
اذان از ديدگاه فريقين : نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (4)
کد مطلب: ٦٧٠٩ تاریخ انتشار: ٢٦ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 569
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (4)

جلسه پانزدهم 1386/08/26

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/08/26

گذشته از اينها، گيريم كه روايات اذان همگي صحيحه مي بودند، هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنت اما از نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم روايت شده است: اگر روايتي از ما به شما رسيد، آن را به قرآن عرضه كنيد اگر با قرآن مخالفت داشت، آن را به ديوار بزنيد. البته عبارت «فاضربوه علي الجدار» در روايات اهل سنت وجود ندارد؛ ولي تعبير «ما خالف القرآن فدعوه» وجود دارد.

اساس تشريع، نزد اهل سنت صحابه هستند :

اساس تشريع نزد اهل سنت، اقوال صحابه است؛ ولو مخالف قرآن باشد؛ مثلاً « نحن معاشر الأنبياء لا نورث» مخالف نص صريح قرآن است. «وَوَرِثَ سُلَيمَانُ دَاوُودَ» و «وَزَكرِيا إِذْ نَادَي رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيرُ الْوَارِثِينَ» و «يرِثُنِي وَيرِثُ مِنْ آَلِ يعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيا» و همچنين قانون كلي قرآن « لِلذَّكرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيينِ» ؛ ولي چون اساس تشريع نزد اهل سنت اقوال صحابه است، اين روايت أبو بكر را دليل آ وردند بر محروميت حضرت صديقه طاهره و اهل بيت گراميش از فدك. اين خودش يكي از درد هاي بي درماني است كه بايد روي آن كار كرد. آن چه براي ما حجت است و سنديت دارد، قرآن است و سنت قطعي و مطابق با قرآن.

تضاد روايات تشريع اذان نزد اهل سنت با نصوص قرآني :

رواياتي كه از مصادر اهل سنت در تشريع اذان ذكر ، از چند جهت اشكال اساسي دارند و با منطق قرآن در تضاد هستند.

اولاً: در قرآن صراحت دارد كه نبي مكرم در تمام امور تشريع تابع وحي الهي است. سوره اعراف، آيه 203:

قُُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يوحَي إِلَي مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكمْ وَهُدًي وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ.

بگو: من پيرو چيزي هستم كه از پروردگارم به من وحي مي شود. و اين حجت هايي است از جانب پروردگارتان و رهنمود و رحمت است براي مردمي كه ايمان مي آورند.

سوره اعراف(7)، آيه 9.

با كلمه «انما» حصر شده است.

در سوره يونس آيه 15 مي فرمايد:

قُلْ مَا يكونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يوحَي إِلَي إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيتُ رَبِّي عَذَابَ يوْمٍ عَظِيمٍ.

بگو: مرا نرسد كه آن را از سوي خود دگرگون كنم. هر چه به من وحي مي شود پيرو همان هستم. مي ترسم كه اگر به پروردگارم عاصي شوم به عذاب آن روز بزرگ گرفتار آيم.

سوره يونس (10)، آيه 15.

باز هم در اين جا از واژه حصر استفاده شده است.

در سوره احقاف، آيه 9 مي فرمايد:

قُلْ مَا كنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يفْعَلُ بِي وَلَا بِكمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يوحَي إِلَي وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ.

بگو: من از ميان ديگر پيامبران بدعتي تازه نيستم و نمي دانم كه بر من، يا بر شما چه خواهد رفت. من از چيزي جز آنچه به من وحي مي شود، پيروي نمي كنم و من جز بيم دهنده اي آشكار نيستم.

سوره احقاف (46)، آيه 9.

و آيات مشابه آن كه نشان مي دهد در تمام مسائل تشريع، نبي مكرم تابع وحي است. روايات تشريع اذان كه عبد الله بن زيد، عمر و... خواب مي بينند، و خواب آنها ملاك تشريع قرار مي گيرد، صراحتاً مخالفت با اين آيات است.

ثانياً: آيه شريفه:

مَا ضَلَّ صَاحِبُكمْ وَمَا غَوَي. وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَي. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَي.

قسم به آن ستاره چون پنهان شد، كه يار شما نه گمراه شده و نه به راه كج رفته است. و سخن از روي هوي نمي گويد. نيست اين سخن جز آنچه بدو وحي مي شود.

سوره نجم (53)، آيه2-4.

در اين آيه عزيزان توجه كنند. بعضي ها تصور مي كنند كه مراد از «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَي» فقط شامل آيات قرآني است. اين درست نيست. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَي» يعني اين كه هر آنچه من نطق مي كنم، همه وحي من الله است.

ان الجبرئيل ينزل الي بالسنة كما ينزل الي بالكتاب.

چه در قرآن و چه در سنت. شوخي هم همين طوري است حاكم نيشابوري با سند صحيح نقل مي كند از نبي مكرم كه فرمود:

عن عمرو بن شعيب أن شعيبا حدثه ومجاهدا أن عبد الله بن عمرو حدثهم أنه قال يا رسول الله أكتب ما أسمع منك قال نعم قلت عند الغضب وعند الرضا قال نعم إنه لا ينبغي لي أن أقول إلا حقا

از عمرو بن شعيب روايت شده كه شعيب و مجاهد روايت كردند كه عبد الله بن عمرو براي آنها روايت نمود كه به رسول خدا صلّي الله عليه وآله عرض كرد يا رسول الله! آنچه از شما مي شنوم را مي نويسم. حضرت فرمود: بنويس. عرض كردم: حتي آنچه به هنگام غضب و خشنودي شما مي نويسم؟ فرمود: از من هيچ چيز به جز حق صادر نمي شود.

المستدرك علي الصحيحين، ج 1، ص 187، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، الوفاة: 405 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولي، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا

عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده قال قلت يا رسول الله أتأذن لي فأكتب ما أسمع منك قال نعم قلت في الرضاء والغضب قال نعم فإنه لا ينبغي أن أقول عند الرضاء والغضب إلا حقا صحيح الإسناد ولم يخرجاه

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت شده كه گفت: به رسول خدا صلّي الله عليه وآله عرض كردم: يا رسول الله! آيا به من اجازه مي دهيد تا آنچه از شما مي شنوم را بنويسم؟ حضرت فرمود: بنويس. عرض كردم: حتي آنچه به هنگام غضب و خشنودي شما مي نويسم؟ فرمود: از من هيچ چيز به جز حق صادر نمي شود. اين حديثي است با سند صحيح اما مسلم و بخاري آن را روايت نكرده اند.

المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 606، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، الوفاة: 405 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولي، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا.

تمام آنچه از پيامبر صادر مي شود وحي الهي است :

اما اين كه «ان هو الا وحي يوحي» فقط شامل قرآن مي شود يا شامل قرآن و سنت هم مي شود، از ديدگاه شيعه مشكلي نداريم. ما روايات متعدد داريم كه آن چه از زبان نبي مكرم بيرون مي آيد، جز وحي نيست. از ديدگاه اهل سنت، من چند مورد را ذكر مي كنم.

شوكاني از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و حتي وهابي ها نيز شوكاني را قبول دارند، مي گويد:

(وما ينطق عن الهوي) أي ما يصدر نطقه عن الهوي لا بالقرآن ولا بغيره

پيامبر از روي هوا سخني نمي گويد. از روي خواهش هاي نفساني سخن نمي گويد؛ چه قرآن باشد و چه هر چيز ديگر.

فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، ج 5، ص 105، اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني، الوفاة: 1250، دار النشر: دار الفكر - بيروت.

اين سخن شامل شوخي هاي پيامبر اكرم نيز مي شود.

وفيها أيضا دلالة علي أن السنة كالوحي المنزل في العمل

اين سخن همچنين بر اين نكته دلالت دارد كه سنت در عمل مانند وحي منزل است.

تفسير القرطبي الجامع لأحكام القرآن، ج 17 ص 85 اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671 ، دار النشر : دار الشعب - القاهرة

يعني، دلالت مي كند كه سنت دوشادوش قرآن است؛ يعني همان طوري كه دستورات قرآن لازم الإجراء هست، دستورات سنتي پيامبر هم لازم الإجراء است.

ابو بكر جزائري كه باز از بزرگان اهل سنت است، در تفسير ايسر التفاسير مي گويد:

وما ينطق بالقرآن وغيره مما يقوله ويدعو إليه عن هوي نفسه كما قد يقع من غيره من البشر إن هو إلا وحي يوحي أي ما هو أي الذي ينطق به ويدعو إليه ويعمله إلا وحي يوحي إليه.

در كلمات قرآني و غير آن از روي هواي نفس سخن نمي گويد و كسي را به چيزي دعوت نمي كند چيزي كه گاهي از افرادي غير او سر مي زند. هر آنچه او مي گويد وحي است به اين معني كه هر آنچه او مي گويد و به آن دعوت مي كند و مي آموزد وحي است كه به او نازل مي شود.

ايسر التفاسير، ج 5، ص 1837.

محمد علي صابوني از وهابيون معاصر و از اساتيد دانشگاه ام القراي مكه است و كتاب هم زياد نوشته است. و شخصيت برجسته و وهابي معتدل است نه يك وهابي تند رو. چند جلد كتاب در باره تجزيه و تركيب قرآن دارد كه يكي از بهترين تجزيه و تركيب هاي قرآن است. يعني كلمه به كلمه آيات و حروف را تجزيه و تركيب كرده است. ايشان كتابي دارد به نام صفوة التفاسير كه در غالب كتاب خانه ها هست. با اين كه ايشان از معاصرين است، روي دست بسياري از تفاسير اهل سنت زد. ايشان در جلد 3، صفحه 235 مي گويد:

ما ينطق عن الهوي اي لا يتكلم عن هوي نفسي ورأي شخصي ان هو الا وحي يوحي اي لا يتكلم الا عن وحي من الله عزوجل.

ما ينطق عن الهوي يعني: از روي هوي و هوس و رأي شخصي سخني نمي گويد. ان هو الا وحي يوحي يعني: سخني نمي گويد مگر از روي وحي الهي.

ايسر التفاسير، ج 3، ص 235.

هيچ سخني نمي گويد از هواي نفس و رأي شخصي خودش. آنچه از زبان حضرت به عنوان تكلم بيرون مي آيد؛ يعني مطلق تكلم؛ چه تكلم قرآني و چه تكلم سنتي، چه شوخي و چه جد، بر محور وحي است.

نطقي كه پيامبر مي كند، چه قرآني و چه غير قرآني، چه بگويد و چه دعا كند، از روي هواي نفس نيست

ما معمولا از اين آيه در بحث حديث دوات و قلم استفاده مي كنيم كه وقتي حضرت فرمود:

ائْتُونِي بِكتَابٍ أَكتُبْ لَكمْ كتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا

براي من كاغذي بياوريد تا برايتان نوشته اي بنويسم كه هرگز گمراه نشويد.

صحيح البخاري، الجامع الصحيح المختصر، ج 3، ص 1111، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا

عمر گفت:

قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلي الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ

عمر گفت: درد بر پبامبر غلبه نموده است كه اين گونه سخن مي گويد.

صحيح البخاري، ج 1، ص 54، الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا.

اين جا خيلي ها مي گويند كه اين سخن پيامبر يك رأي و اجتهاد شخصي بوده است، پيامبر مجتهد بود، عمر هم مجتهد، در حقيقت تضارب آراء دو مجتهد است. همان طوري كه مجتهدان ديگر با هم اختلاف دارند.

شما كتاب فتح الباري را ببينيد، تمام اقوال و آراء بزرگان اهل سنت را در اين زمينه مفصل آورده است. جلد 8 فتح الباري، صفحه 101 حدود 12 نظر براي توجيه عمل عمر بن الخطاب آورده.

ابن حجر عسقلاني تعبير قشنگي دارد. بعضي از اين موارد از عنايت اهل بيت عليهم السلام است كه خداي عالم كلمه حق را بر زبان آنها جاري مي كند. ايشان مي گويد:

ووقوع ذلك من النبي صلي الله عليه وسلم مستحيل لأنه معصوم في صحته ومرضه لقوله تعالي وما ينطق عن الهوي ولقوله صلي الله عليه وسلم إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا

پيامبر معصوم بود، اين سخني كه عمر گفت آن حضرت هذيان مي گويد، اين طوري نيست، پيامبر در حالت مريضي هم سخن بگويد، باز براي ما حجت است.

فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 8، ص 133، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، الوفاة:852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب.

خود عيني كه باز هم يكي از شارحين صحيح بخاري و يك مقداري منصف تر از ابن حجر است و صحيح بخاري را قشنگ شرح كرده است؛ يعني براي مبتدي اين كتاب خيلي بهتر از فتح الباري است. ايشان هم همان حديث قلم و كاغذ را مي آورد و مي گويد:

ولم يكن ، يقول في الغضب والرضا إلاَّ حقّاً ، قال الله تعالي : (وما ينطق عن الهوي)

پيامبر چه در حالت غضب و چه در حالت خوشحالي جز حق سخني نمي گويد.

عمدة القاري ج 24 ص 81 عمدة القاري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني، الوفاة: 855هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

باز در جاي ديگر مي گويد:

قلت نسبة مثل هذا إلي النبي لا يجوز لأن وقوع مثل هذا الفعل عنه مستحيل لأنه معصوم في كل حالة في صحته ومرضه لقوله تعالي «وما ينطق عن الهوي» ولقوله: إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا

نسبت دادن چنين سخني به پيامبر جايز نمي ياشد چون وقوع چنين چيزي از آن حضرت محال مي باشد براي اين كه او در حالتي چه در مريضي و چه در سلامتي معصوم است. و اين به خاطر سخن خداوند است كه مي فرمايد: و ما ينطق عن الهوي و به خاطر فرموده خود آن حضرت كه فرمود: من در خوشنودي و غضب سخني جز حق نمي گويم.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 18، ص 62، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

اين آيه شريفه «وما ينطق عن الهوي» نشان مي دهد كه تمام جملات پيامبر نشأت گرفته از وحي است و روايات اذان كه مي گويند عمر خواب ديد دلالت مي كند كه ينطق الي رؤيا الصحابة دون الوحي. يعني اين روايات تشريع اذان كاملاً مخالف است با اين آيه قرآن كريم.

قضيه عبد الله بن عمرو عاص كه سخنان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را مي نوشت، قريش نهي كردند و گفتند: تو چرا همه سخنان پيامبر را مي نويسي؟ پيغمبر بشري است همانند ديگران، غضبناك و عصباني مي شود، از حال عادي بيرون مي رود و سخناني كه بيان مي كند، قطعاً سخنان نادرستي است. عبد الله بن عمرو عاص مي گويد: من ننوشتم تا خدمت نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم رسيدم و قضايا را براي حضرت نقل كردم. حضرت به دو لب هاي خودش اشاره كردند و فرمودند:

قسم به خدايي كه جان من پيغمبر در قبضه قدرت او است، از اين دو لب من جز حق صادر نمي شود.

عن عبد اللَّهِ بن عَمْرٍو قال كنت أَكتُبُ كلَّ شيء أَسْمَعُهُ من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم أُرِيدُ حِفْظَهُ فنهتني قُرَيشٌ فَقَالُوا أنك تَكتُبُ كلَّ شيء تَسْمَعُهُ من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَرَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم بَشَرٌ يتَكلَّمُ في الْغَضَبِ وَالرِّضَا فَأَمْسَكتُ عَنِ الْكتَابِ فَذَكرْتُ ذلك لِرَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فقال اكتُبْ فوالذي نفسي بيده ما خَرَجَ مني الا حَقٌّ

عبدالله بن عمر روايت مي كند من براي اين كه هر آنچه از رسول خدا مي شنيدم را حفظ كنم تا از بي نرود مي نوشتم اما بعضي از قريش مرا از اين كار نهي كردند و گفتند رسول خدا صلّي الله عليه و آله بشري بيش نيست و در غضب و خشنودي سخناني مي گويد. از آن به بعد به خاطر اين سخن قريش از نوشتن دست بر داشتم تا اين كه موضوع را به اطلاع رسول خدا صلّي الله عليه و آله رساندم حضرت فرمود هر آنچه مي شنوي را بنويس قسم به آن خدايي كه جانم در يد قدرت اوست از من سخني جز حق صادر نمي شود.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 2، ص 162، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصرـ سنن أبي داود، ابن اشعث سجستاني، ج 2، ص 176 ـ سنن الدارمي، عبد الله بن بهرام دارمي، ج 1، ص 125 ـ المستدرك، حاكم نيشابوري، ج 1، ص 104 ـ تحفة الأحوذي، مباركفوري، ج 7، ص 357 ـ تفسير ابن كثير، ج 4، ص 264 ـ وسائل الشيعة(آل البيت)، شيخ حر عاملي، ج 1، ص مقدمة التحقيق 7 ـ تذكرة الفقهاء(ط.ج)، علامه حلي، ج 1، ص مقدمة التحقيق 14.

حاكم نيشابوري بعد از نقل حديث مي گويد:

هذا حديث صحيح الاسناد أصل في نسخ الحديث عن رسول الله صلي الله عليه وآله ولم يخرجاه.

اين حديثي با سند صحيح در ميان نسخه هاي حديثي از رسول خدا صلّي الله عليه و آله مي باشد اما بخاري و مسلم آن را روايت نكرده اند.

المستدرك علي الصحيحين، ج 1، ص ،186، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا

ذهبي نيز در حاشيه مستدرك اين حديث را صحيح دانسته است. الباني كه ايدئوژيست وهابي ها است و به تعبير بن باز امام الحديث است، اين روايت را در سلسلة الأحاديث الصحيحة، جلد4، صفحه 45، چاپ مكتبة المعارف، رياض عربستان، آورده است. و مي گويد: روايت صحيح است.

روايت ديگري كه مشابه اين است، حضرت صراحتاً مي فرمايند: من در غضب، در عصبانيت، در حال عادي و... جز حق سخن نمي گويم:

عن جَدِّهِ عبد اللَّهِ بن عَمْرِو بن العاص قال قلت يا رَسُولَ اللَّهِ اني أَسْمَعُ مِنْك أَشْياءَ أَفَأَكتُبُهَا قال نعم قلت في الْغَضَبِ وَالرِّضَا قال نعم فإني لاَ أَقُولُ فِيهِمَا الا حَقًّا

مي گويد: به رسول خدا صلّي الله عليه و آله عرض كردم: يا رسول الله! آيا من آنچه از شما مي شنوم را بنويسم؟ حضرت فرمود: آري. عرض كردم حتي آنچه در خشنودي و غضب مي فرماييد؟ فرمود: من سخني جز حق چيز ديگري نمي گويم.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 2، ص 215، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر ـ المعجم الأوسط، طبراني، ج 2، ص 153ـ الحد الفاصل، رامهرمزي، ص 364.

شوخي هاي پيامبر نيز حق و سنت است :

احمد حنبل در مسندش روايتي را نقل مي كند كه مدلولش از اين هم قوي تر است.

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يونُسُ ثنا لَيثٌ عَن مُحَمَّدٍ عن سَعِيدِ بن أبي سَعِيدٍ عن أبي هُرَيرَةَ عن رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم انه قال اني لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا قال بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَإِنَّك تُدَاعِبُنَا يا رَسُولَ اللَّهِ فقال إني لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا

ابو هريره مي گويد: رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: من به جز حق سخني نمي گويم. بعضي از اصحاب گفتند: ما مي بينيم كه شما با ما شوخي مي كنيد. حضرت فرمودند: من جز حق سخني نمي گويم.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 2، ص 340، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر.

و لذا حتي شوخي هاي نبي مكرم هم براي ما سنت است و بايد از آنها پيروي كنيم و از آن حد تجاوز نكنيم.

اين نشان مي دهد كه قريش در زمان خود نبي مكرم هم به دنبال اين بودند كه با سنت پيامبر با گفتار پيامبر مبارزه كنند. اگر بنا باشد تمام سخنان پيامبر نوشته شود، از جمله سخنان آن حضرت روايت «هذا اخي ووصي وخليفتي من بعدي» است. «علي وي كل مؤمن بعدي»«ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» و... تمام اين احاديث كه دال بر وصايت و خلافت حضرت علي عليه السلام است، اينها هم نوشته مي شود. اين باعث مي شود آنچه را كه آنها به خاطر آن اسلام آورده بودند كه بعد از پيامبر خلافت را تصاحب كنند، امكان پذير نباشد و لذا وقتي ابوبكر به خلافت مي رسد، اول كاري كه مي كند، دستور مي دهد كه تمام احاديث پيامبر را جمع كنند. و عايشه مي گويد كه گفت هر چه قدر حديث از پيامبر داريد بياوريد، ما تصور كرديم كه مي خواهد يك دائرة المعارف سنت نبوي بنويسد، هر كس حديثي يادداشت كرده بود آورد، عايشه مي گويد: من پانصد حديث از پيامبر آوردم، ابوبكر وسيله احراقي خواست و تمام احاديث را آتش زد.

اين احاديث حداقل مشتمل بر نام خدا، آيات قرآن و اسم پيامبر بود، اينها را آتش زدن خيلي دل و جرئت مي خواهد. جامع ترين كتابي كه در اين باره نوشته شده است، تدوين السنة الشريفه، تأليف آقاي جلالي است.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English