2019 March 27 - چهار شنبه 07 فروردين 1398
اذان از ديدگاه فريقين : انگيزه خليفه دوم از حذف (حي علي خير العمل) از اذان
کد مطلب: ٦٦٨٧ تاریخ انتشار: ٢١ بهمن ١٣٨٦ تعداد بازدید: 683
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : انگيزه خليفه دوم از حذف (حي علي خير العمل) از اذان

جلسه سی و هفتم 1386/11/21

 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/11/21

انگيزه عمر از حذف حي علي خير العمل چه بود؟

آيا واقعا جنگ با اصحاب ردّه علت حذف «حي علي خير العمل» از اذان بود؟ اگر علت اين بود، در زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هم جنگ ها و غزوات بيشتري اتفاق افتاد و هم خطرش براي اسلام بيشتر بود، چرا نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم اين كار را نكردند؟ اگر به خاطر جهاد ترك شدن بود، چرا بعد از تمام شدن جنگ ها، حي علي خير العمل به جاي خودش باز نگشت؟ اگر بر فرض، دستور، دستور حكومتي بوده و در زمان ضرورت صادر شده، بايد بعد از رفع ضرورت اين حكم برداشته مي شد، حال آن كه بعد از نهي عمر، هنوز حي علي خير العمل به اذان بر نگشته است.

عمر سه چيز حلال را بر مردم حرام نمود :

تفتازاني تعبيري دارد در شرح تجريد:

أن عمر بن الخطاب خطب الناس و قال: أيها الناس! ثلاث كن علي عهد رسول الله و أنا أحرمهن و أعاقب عليهن: متعة النساء و متعة الحج و حي علي خير العمل.

سه چيز در زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و من آن سه چيز را نهي مي كنم و هر كس آنها را انجام دهد، او را معاقبه و تنبيه مي كنم: متعه زنان و متعه حج و حي علي خير العمل.

شرح تجريد قوشجي، المقصد الخامس الإمامة، ص 374 - طبري در المسترشد، ص 15.

اين حديث صراحت دارد بر اين كه عمر، به قول آقايان اهل سنت، از ولايت تشريعي يا حكومتي خود استفاده كرده است.

اهل سنت براي عمر حق تشريع قائلند :

آقايان اهل سنت به شيعه اعتراض مي كنند كه شما براي ائمه عليهم السلام ولايت تشريعي قائل هستيد. اگر ما براي ائمه عليهم السلام ولايت تشريعي قائل هستيم، براي كساني است كه آية تطهير و آيه مباهله و آيه أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم در شأن آنان نازل شده و حديث ثقلين صراحت دارد؛ ولي خليفه دومِ شما، تا سال 7 يا 8 بعثت مشغول بت پرستي بود، حتي خيلي از افراد از ترس عمر جرأت مسلمان شدن هم نداشتند. بعد از مسلمان شدن عمر تعداد زيادي از قريش اسلام آوردند، كه حتي بعضي اين را جزء كرامات عمر دانسته اند و مي پندارند كه به قدري قدم عمر مبارك بود كه با مسلمان شدنش، افراد زيادي اسلام آوردند. بله! ما هم اين را قبول داريم؛ ولي اينها از ترس او جرأت اسلام آوردن نداشتند و بعد از اسلام آوردن او، اين ترس رفت. نه تنها اين فضيلت نيست، بلكه يك نقطة ضعف بود كه جلوگيري مي كرد از اسلام آوردن عده اي كه از صميم قلب مي خواستند مسلمان شوند.

حافظ علوي كه مورد تأئيد ذهبي و ابن حجر است عمر را مانع گفتن حي علي خير العمل مي داند :

غير از اين روايت، روايات متعددي در كتاب اهل سنت هست كه خود خليفه دوم مانع از گفتن حي علي خير العمل بود. مثلا آقاي حافظ علوي كه مورد تأئيد ذهبي و ابن حجر و ديگران است، از صائب بن مالك نقل مي كند:

عن عمر كان يؤذن بحي علي خير العمل، ثم ترك ذلك و قال عمر أخاف أن يتكل الناس.

عمر در اذان، حي علي خير العمل مي گفت: سپس آن را ترك كرد و مي گفت مي ترسم كه مردم به نماز تكيه كنند و از امور ديگر باز بمانند.

الأذان بحي علي خير العمل حافظ علوي، ص 99 - حي علي خير العمل محمد سالم عزان، ص 34.

همچنين در كتاب الإحكام كه از كتب زيديه است، نقل مي كند از يحيي بن الحسين:

قد صح لنا أن حي علي خير العمل كانت علي عهد رسول الله، يؤذن بها و لم تطرح إلا في زمن عمر بن الخطاب و إنه أمر بطرحها و قال أخاف أن يتكل الناس عليها و أمر بإثبات الصلاة خير من النوم مكانها.

با سند صحيح براي ما ثابت است كه (حي علي خير العمل» در زمان رسول خدا صلّي الله عليه و آله در اذان بوده است؛ و از اذان حذف نشد مگر در زمان عمر بن خطاب به بهانه اين كه مي ترسم موجب مشقت و سختي مردم شود امر به حذف آن نمود و به جاي آن (الصلاه خير من النوم» را در اذان قرار داد.

الإحكام، ج 1، ص 84.

همچنين در الأذان بحي علي خير العمل، صفحه 79 آمده كه:

آقا امام باقر عليه السلام مي فرمايد: پدرم امام سجاد عليه السلام در اذانش حي علي خير العمل مي گفت.

و كان عمر لما خاف أن يثبت الناس عن الجهاد و يتكلوا، أمرهم فكفوا عنها.

عمر ترسيد كه مردم به نماز تكيه كنند و جهاد را كنار بگذارند، دستور داد كه مردم از گفتن حي علي خير العمل دست برداشتند.

باز هم در كتاب الأذان بحي علي خير العمل، صفحه 63 از خود زيد بن علي عليه السلام نقل مي كند:

مما نقم المسلمون علي عمر، أنه نهي من النداء في الأذان حي علي خير العمل، قد بلغت العلماء كان يؤذن بها لرسول الله حتي قبضه الله عزوجل، كان يؤذن بها لأبي بكر حتي مات و طرفا من ولاية عمر حتي نهي عنها.

از چيزهائي كه مسلمانان بر عمر انتقاد مي كردند، نهي او از حي علي خير العمل در اذان بود، رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هم در زمان خود، حي علي خير العمل مي گفت و ابوبكر هم مي گفت و عمر هم در مقداري از زمان ولايت خود، حي علي خير العمل را مي گفت، ولي بعدا آن را نهي كرد.

از ائمه عليهم السلام هم روايات متعددي نقل كرده اند و همچنين قاضي زيد كلاري كه از بزرگان زيديه است مي گويد:

فأما حي علي خير العمل فكانت في الأذان فسمعها عمر يوما، أمر بالإمساك فيه عنها و قال إذا سمعها الناس ضيعوا الجهاد لموضعها و يتكلوا عليها.

عمر گفت اگر مردم احساس كنند كه نماز بالاتر و برتر از جهاد است، به نماز تكيه مي كنند و از جهاد باز مي مانند.

الأذان بحي علي خير العمل، ص153، به نقل از شرح تحرير قاضي زيد.

روايت ديگري از حسن بن يحيي بن حسين بن زيد مي گويد:

لم يزل النبي يؤذن بحي علي خير العمل حتي قبضه الله و كان يؤذن بها في زمن ابي بكر، فلما ولي عمر قال: دعوا حي علي خير العمل لا يشتغل الناس عن الجهاد.

رسول خدا صلّي الله عليه و آله همواره در اذان خود (حي علي خير العمل»

الإعتصام بحبل الله المتين، جلد 1، صفحه 296 باز هم به همين شكل مي گويد:

فقال عمر بن الخطاب إني أخاف أن يتكل الناس علي الصلاة إذا قيل (حي علي خير العمل) و يدع الجهاد، فأمر أن يطرح من الأذان حي علي خير العمل.

عمر بن خطاب گفت: من مي ترسم با گفتن (حي علي خير العمل» در اذان مردم براي نماز به سختي بيافتند و جهاد را ترك كنند، از اين رو امر كرد تا (حي علي خير العمل» را از اذان حذف كنند.

الإعتصام بحبل الله المتين، جلد 1، صفحه 296.

اشكال ديگري كه در اينجا مطرح است، اگر حي علي خير العمل مانع از جهاد بوده، سخت ترين جنگ براي هيئت حاكمه، جنگ با اصحاب ردّه در زمان ابوبكر بوده و هيچ كس حاضر نبود برود. حتي ابوبكر فرستاد دنبال عمر و با او مشورت كرد و گفت كه مردم به جهاد نمي روند، اگر علي را بتواني تهديد و وادار كني كه به جهاد بيايد، همه مي آيند؛ عمر گفت: اين كار به صلاح نيست؛ چون اگر او بيايد و پيروزي نصيب شود، به نام او تمام مي شود و مردم به سمت او مي روند و اين به صلاح ما نيست. بگذار او در مدينه بماند و از او مشورت بگير.

حال سؤال اين است كه چرا در اين شرايط سخت، حي علي خير العمل ترك نشد؟ و شايسته بود كه او اين كار را انجام مي داد.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English