2019 September 16 - دوشنبه 25 شهرويور 1398
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
کد مطلب: ٦٣٧٦ تاریخ انتشار: ٢٩ مرداد ١٣٨٧ تعداد بازدید: 10301
مقالات » عمومي
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي

بسم ا... الرحمن الرحيم




اين متن تحليلي است كاملا" بي طرفانه از مناظره مولوي مرادزهي از علماي دسته اول اهل سنت با دكتر قزويني از علماي جهان تشيع . اميد است با مطالعه اين نقد و بررسي راه حقيقت بيش از پيش روشن شود . جهت بسط حقيقت اين مناظره به تمام حوزه هاي ديگر , آوردن اين نوشتار را حتي بدون ذكر منبع بدون اشكال مي بينم :



1/ سوال : قزويني : حديث { راستگوتر از فاطمه كسي نبود } با سند صحيح چنانكه هيثمي در مجمع الزوايد و ابن حجر در الاصابه آنرا صحيح مي دانند , آمده است . حضرت زهرا از خليفه اول مطالباتي داشت ولي ابوبكر آنها را رد كرد . آيا اين نشانگر تكذيب پيامبر نيست ؟

جواب : مرادزهي : با اشعاري از اقبال لاهوري و قسمتهائي از خطبه هاي مساجد اهل سنت , فضائل حضرت زهرا را تائيد مي كند .

تحليل : جناب مراد زهي با اشعاري كه خواندند به نوعي حديث ذكر شده را تا ئيد كردند و اعتقاد خود به اين حديث و بسياري از فضائل ديگر نسبت به حضرت زهرا را اذعان نمودند . اما سوال در مورد تكذيب سخن پيامبر توسط ابوبكر بود و هيچ جوابي به آن داده نشد و با شاخ و برگ دادن به مطالب و طولاني كردن بي مورد سخن , از شنيدن جوابي منطقي از سوي اهل سنت محروم شديم و همچنان اين سوال در اذهان جهان تشيع بدون پاسخ باقي ماند .



2/ سوال : مرادزهي : سوال خارج از موضوع بحث بود // با گذشت 14قرن از آن قضايا الان چه مستنداتي براي طرح اين قضيه وجود دارد ؟ نه مدعي عليه موجودست نه شهود وجود دارند .

جواب : قزويني : چند روايت صحيح از ديدگاه اهل سنت موجود است . يكي ندامت ابوبكر است كه مي گويد { اي كاش من خانه فاطمه زهرا را مورد هجوم قرار نمي دادم و آن خانه را كشف نمي كردم } سيوطي در مسند فاطمه ص 34 و مقدسي در الاحاديث المختاره ج 10 ص 81 و فرحان مالكي در قراءه في كتب العقائد ص 52 مي گويند : اين حديث با سند صحيح ثابت شده و هيچ شبهه اي در آن نيست . ديگر ابن ابي شيبه در المصنف ج 8 ص 752 مي گويد : عمر گفت با آنكه حضرت زهرا براي من احترام دارد اما اين مانع از آن نمي شود كه دستور بدهم خانه را با ساكنانش به آتش بكشند . همين روايت را بلاذري در الانساب ج 1 ص 586 و طبري در تاريخش ج 2 ص 443 نقل مي كند .

تحليل : جناب مراد زهي فرمودند موضوع خارج از بحث بوده اما خود ايشان و تمام اهل سنت وتشيع شاهد بودند كه از هفت الي ده روز قبل از مناظره قرار شده بود موضوع , حضرت زهرا و هر مساله اي كه مورد اختلاف شيعه وسني بوده و با وجود مبارك صديقه طاهره (س) حل مي شود , باشد . اما نمي دانم چرا هر وقت جناب مرادزهي با يك سوال مشكل روبرو مي شدند اصرار داشتند آنرا خارج از موضوع بحث كه به مدت ده روز روزانه حداقل شش يا هفت مرتبه گوشزد مي شد , بدانند . در ادامه مستنداتي براي قضيه هجوم خواستند كه آقاي قزويني چند نمونه را با سند صحيح از منظر اهل سنت بيان كردند .



3/ سوال : قزويني : بنا بر اعتراف آقاي مرادزهي اهل سنت عمر و ابوبكر را مثل اهل بيت دوست دارند .اما با توجه به حديث بخاري ومسلم در صحيحين فاطمه زهرا از آندو راضي نبوده و خدا و پيامبر هم از آندو راضي نيستند . محبت چنين اشخاصي ( عمر و ابوبكر ) بر خلاف عقل و شرع است . پاسخ بدهند .

جواب : مراد زهي : دلايلي كه آقاي قزويني آوردند اصلا" سنديت ندارد . در ادامه آنچيزي كه دكتر از انساب الاشراف خواندند آمده : علي و زبير رفتند پيش ابوبكر و گفتند كه دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنيم و بيعت كردند . فقط علي (ع) گلايه داشتند كه چرا ابوبكر با ايشان مشورت نكرد .

تحليل : آقاي قزويني از عدم رضايت حضرت زهرا از ابوبكر و عمر و حب اهل سنت نسبت به عمر و ابوكر كه بر خلاف اين نارضايتي و غضب است سوال كردند اما جناب مرادزهي اين سوال را ناديده گرفته و بي پاسخ رها كردند . اين هم در كنار سوال شماره 1 از جمله سوالاتي است كه در اين مناظره توانائي پاسخ به آن ديده نشد و كاملا" مسكوت ماند . در بعضي از مناظرات ديگر ديده بوديم كه وقتي به بن بست مي خورند راه جدل و سفسطه و مغلطه را پيش مي گيرند اما در باره اين دو سوال چيزي جز سكوت از آقاي مرادزهي ديده نشد . اما سراغ مطلبي برويم كه مرادزهي نقل كرده است . وي بدون اقامه دليل وبرهان اسناد هجوم را بدون سند مي خواند و همه آنها را در يك چشم به هم زدن باطل ميكند .البته در ادامه مناظره چند دليل مي آورد كه مطمئنا خود او نيز معتقد به اين دست و پا زدن هاي بيهوده و بدون هيچ پشتوانه علمي نيست . او ادامه حديث هجوم را از انساب الاشراف مي خواند كه با صحيح بخاري ( چنانچه بعدا" خواهيم ديد ) متضاد است و ماجراي هجوم را به يك گلايه علي (ع) از ابوبكر حل مي كند . مثل اينكه روايت ندامت ابوبكر كه در شماره 2 را در عرض چند دقيقه از ياد برد و صحه گذاردن علماي طراز اول اهل سنت بر اين حديث را ناديده گرفت . حديث ندامت نيز از جمله رواياتي است كه آقاي مرادزهي در طول مناظره ديگر از آن يادي نكرد و همان شيوه سكوت را در برابر آن اتخاذ كرد .



4/ سوال : مرادزهي : چگونه آقاي قزويني مي گويند آندو بر اثر هجوم به خانه وحي خيانتكار بوده اند اما در ج 1 ص 16 احقاق الحق قاضي نورا... شوشتري از امام صادق مي خوانيم : آنها عادل بودند , برحق بودند و بر حق هم فوت كردند .

جواب : قزويني : گفتيد كه طبق روايت انساب الاشراف علي (ع ) آمد و بيعت كرد اما در صحيح بخاري ج 5 ص 82 ح 4240 و صحيح مسلم ج 5 ص 154 آمده كه علي (ع) بعد از 6 ماه بيعت كرد .// جناب مرادزهي گفت كه ما آندو را خيانتكار مي خوانيم اما در صحيح مسلم ج 5 ص 159 ح 4468 آمده كه عمر رو به علي (ع) و عباس مي گويد : شما رايتان در مورد ابوبكر و خلافتش آنست كه هم دروغگوست هم گناهكارست هم حيله گر است و هم خائن است . پس از ابوبكر هم من خليفه شدم و مرا دروغگو و گنامكار و حيله گر و خائن مي دانيد // در مورد حديثي كه در احقاق الحق آمده : اولا" : آدرس را اشتباه گفتيد ج1 ص 69 . ثانيا" : اين حديث هيچ سندي ندارد . ثالثا" : در ادامه حديث آمده كه منظور من ( امام جعفر صادق ) از عادل اين بود كه آنهااز عدل عدول كردند و امام اهل آتشند و آيه { وجعلنا هم ائمه يدعون الي النار . قصص 4 } را خواندند و فرمودند : قاسطند يعني { و اما القاسطون فكانوا الجهنم حطبا . جن 3 }

تحليل : جناب مراد زهي براي اينكه ابوبكر و عمر را از اتهام هجوم به خانه وحي مبرا كند پا روي اصول اوليه اهل سنت و صحيح بخاري ومسلم مي گذارد كه شايد براي جهان اهل سنت اين حركت چندان خوشايند نبود . در ادامه خيانتكار بودن عمر و ابوبكر را به قزويني منتصب كرده و آنرا بر خلاف فرمايشات اهل بيت مي داند و گواهي از احاديث امام صادق را با سانسور قسمتي از حديث مي آورد . جناب قزويني بنا به نص صريح صحيح مسلم حضرت علي را صاحب نظر خيانتكار بودن آندو معرفي كرده و اين ادعا را ثابت مي كند . ضمن اينكه قسمت سانسور شده حديث امام صادق را بيان كرده و دست جناب مرادزهي را براي عوام اهل سنت رو ميكند . چرا كه هرجا مي نشستند مي گفتند امام صادق , ابوبكر و عمر را قاسط معرفي كرده است . حالا جهان اسلام اعم از شيعه و سني هستند كه بايد در مورد اين كار مراد زهي تفكر كرده و آيه النساء150 { إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً } را مورد تامل قرار دهند . از همه مهمتر آنكه جناب مرادزهي حديثي را سانسور كرده اند كه اساسا" سند روائي ندارد و كاملا" براي هر دو گروه شيعه و سني چنين احاديثي بي ارزش است .



5/ سوال : قزويني : در صحيح مسلم ج6 ص22 آمده هر كس بميرد و بر او امامي نباشد به مرگ جاهليت مرده است .از طرف ديگر در صحيح بخاري و مسلم آمده كه فاطمه (س) نه تنها با ابوبكر بيعت نكرد بلك غضبناك هم از دنيا رفت . آيا زهرا (س) به مرگ جاهليت مرده ( العياذ بالله ) يا خلافت ابوبكر مشروع نبوده ؟

جواب : مراد زهي : حديث نورا... شوشتري به زبان عربي است , عادل و قاسط در زبان عربي به چه معنائي هستند ؟ // اما در مورد حديثي كه علي (ع) ابوبكر و عمر را خيانتكار و دروغگو مي داند : مفهوم اين حديث استفهامي است و مي گويد آيا شما فكر مي كرديد كه ايشان كاذبا" غادرا" آثما" خائنا" است ؟ // در كشف الغمه اربيلي ج2 ص 291 از قول امام سجاد آمده كه نسبت به متعرضين و آنهائي كه نسبت به سه خليفه اول بدگوئي بودند فرموده اند ما بايد نسبت به اصحاب و مومنين گذشته دعاي مغفرت كنيم .

تحليل : گوينده سخن ( امام صادق ) منظور خود را به زبان عربي آورده است و آنرا تشريح نموده . جمله ( آنها از عدل عدول كردند و امام اهل آتشند ) به زبان عربي آمده است . آيه قرآن كه امام صادق بيان كرده اند { وجعلنا هم ائمه يدعون الي النار . قصص 4 } به زبان عربي است . منظور از قاسط هم با آيه قرآن روشن شده است { و اما القاسطون فكانوا الجهنم حطبا . جن 3 } كه اينهم به زبان عربي است . جناب مراد زهي وقتي كه دست خود را در ماجراي سانسور حديث روشده ديدند راه جدل را پيش گرفتند ولي مثل اينكه اساسا" حواسشان جاي ديگري بوده و نشنيدند كه اگر هم ما حديث را سانسور شده بپذيريم !!! نمي توانيم حديث بدون سند را گواهي قرار دهيم چرا كه با راه انصاف و اسلام و عقل در تضاد است . در ادامه پاسخ , ايشان دو مورد را بيان كردند كه از سوي جناب قزويني پاسخ داده خواهد شد .

قزويني : روايت كشف الغمه در سندش ابوهريره است و او به هيچ عنوان مورد وثوق نيست چون اميرالمومنين او را ذم كرده است // در مورد خيانتكار بودن ابوبكر و عمر از ديدگاه علي (ع) در صحيح مسلم و جواب مرادزهي :

1. خليفه دوم سوال نكرد بلكه مي گويد ( فرايتماني ) يعني راي و نظر شما اين بود كه من دروغگو , حيله گر و خائنم

2. اميرالمومنين و عباس وقتي كه خليفه دوم گفت شما رايتان اين بود , نه علي (ع) ونه عباس و نه بقيه اصحاب اين را تكذيب نكردند و نگفتند : نه , ما نسبت به شما چنين عقيده اي نداريم .

3. خود آقاي بخاري به خاطر اينكه اين موضوع را توهين به خليفه اول و دوم مي داند به جاي دروغگو و حيله گر و خائن كلمه كذا و كذا را آورده است .



6/ سوال : قزويني : سوال قبل و قبل تر من پاسخ داده نشد . بنا بر اعتراف آقاي مرادزهي اهل سنت عمر و ابوبكر را مثل اهل بيت دوست دارند .اما با توجه به حديث بخاري ومسلم در صحيحين فاطمه زهرا از آندو راضي نبوده و خدا و پيامبر هم از آندو راضي نيستند . محبت چنين اشخاصي ( عمر و ابوبكر ) بر خلاف عقل و شرع است . پاسخ بدهند .

جواب : مرادزهي : موضوع بحث ما اين نيست و بحث فاطمه زهرا (س) و بحث بيعت يك بحث مستقلي است // در مورد مساله هجوم به خانه زهرا (س) مدرك ارائه كنيد . نه خود علي و نه خود فاطمه و حسن و حسين اين ادعا را در طول 14 قرن مطرح نكرده اند // در خطبه 219 نهج البلاغه آمده ( متن عربي را نمي خوانم !! ) : خداوند شهرهاي عمر را آباد گرداند او كجي را راست نمود و بيماري را معالجه كرد و بر پا داشت و تبهكاري و فساد را پشت سر نهاد و پاك وبي آلايش از دنيا رفت و نيكوئي و خير خلافت را دريافت و از شر و بدي هم پيشي گرفت . در بخش كلمات قصار نهج البلاغه شماره 459 آمده بعد از ابوبكر بر مسلمانان فرمانروا شد پس امر خلافت را بر پا داشت و ... . اين كلمات مطاعن خليفه اول و دوم و هجوم به خانه وحي را رد مي كند .

تحليل : قزويني بعضي از سوالاتي را كه جناب مراد زهي پاسخ نداده اند و در برابر منطق آن سكوت نموده اند را مطرح مي كند اما متاسفانه مرادزهي با كلمه تكراري خود حوصله اهل سنت و تشيع را سر برد . ايشان دوباره اذعان نمود كه از موضوع بحث ما خارج است . تقريبا" نصف مناظره طي شده اما هنوز ايشان به موضوع بحث پي نبرده است . مرادزهي دوباره از آقاي قزويني مدرك هجوم به خانه علي (ع) را مي خواهد . خواننده اين تحليل به خوبي دريافته است كه تا به حال مدارك زيادي در اين مورد از طرف جناب قزويني مطرح شده است و به تمام شبهات اين مدارك به وسيله منابع موثق اهل سنت پاسخ داده شده است . اما چرا جناب مراد زهي دوباره حرف خود را تكرار ميكند ؟ هيچ كس آگاه نيست . اگر دلايل قزويني غلط باشند ناچاريم بپذيريم كتب اهل سنت اشتباه و مملو از غلط است , جانب مرادزهي با علم به اين مطلب , هيچ گاه دليلي براي رد ادله جناب قزويني نياورد چون در اينصورت بايد جلوي كتب معتبر خودشان مي ايستاد ولي براي خالي نماندن عريضه دوباره گوئي كردند . اما در ادامه جناب مراد زهي كه تمام سخنانشان را عربيمي گفتند با اشاره به خطبه نهج البلاغه شبهه اي را وارد كردند كه جناب قزويني به آن پاسخ ميگويند . اگر نگاهي به اين خطبه نهج البلاغه بيندازيم متوجه دليل عربي نخواندن مرادزهي ميشويم : لله بلاء فلان فلقد قوم الاود و داوي العمد و اقام السنه و ... . بازهم جناب مرادزهي دست به شيطنت زدند , انگار اصلا" براي روشن شدن حقيقت نيامده اند , گناه هزاران جوان شيعه و سني بي طرف كه به اميد روشن شدن حقيقت پاي مناظره نشسته اند چيست ؟ ايشان براي اينكه كلمه فلان را با خيال راحت به عمر نسبت دهند از خواندن متن عربي آن صرف نظر كردند . گويا يادشان رفته كه حتي شارحان سني مذهب نهج البلاغه كلمه فلان را به عمر نسبت نداده اند . مگر پنج دقيقه قبل ( سوال 5 را ببينيد ) به تمام بينندگان مناظره با دليل محكم از صحيح مسلم ثابت نشد كه نظر علي (ع) درباره عمر و ابوبكر خائن و دروغگو و گناهكار است . پس چطور دوباره با زير پا نهادن شعور بينندگان مناظره اين عوام فريبي ها را انجام مي دهند ؟



7/ سوال : مرادزهي : مستندات هجوم را بيان كنيد .

جواب : قزويني : قبلا" عرض كردم در المصنف با سند صحيح ( دكتر قزويني رجال اين حديث را با كتب رجالي اهل سنت بررسي كردند و صحت اين حديث را به اثبات رساندند ) آمده كه عمر گفت من دستور مي دهم خانه را به آتش بكشند و حضرت زهرا و علي (ع) و حسن (ع) و حسين (ع) را تهديد به سوزاندن مي كند . آيا خليفه حق دارد اگر كسي ممانعت از بيعت كرد اين كار را بكند ؟ بيعت كردن از قبول دين بالاترست ؟ قرآن صراحت دارد كه لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي . و نسبت به خود رسول خدا صراحت دارد كه تو وظيفه ات فقط ابلاغ است و حق شما اين نيست كه مردم را به زور وادار به اسلام كنيد . طبري و بلاذري هر كدام احاديثي را با مضمون هجوم به خانه را دارند كه سندا" صحيح است . روايت ندامت ابوبكر از تهاجم را هم داريم كه سيوطي و فرحان مالكي و مقدسي راي به صحيح السند بودن آن داده اند . ابن تيميه حراني در منهاج السنه ج4 ص220 مي گويد ابوبكر خانه زهرا را بهم ريخت و وارد خانه شد و خانه را كشف كرد . شهرستاني و عسقلاني در لسان الميزان ج1 ص268 و صفدي در الوافي و قرطبي همه اين قضيه را مطرح مي كنند . عبدالفتاح عبدالمقصود در كتاب الامام علي و محمد هيكل در كتاب ابوبكر صديق ص62 و عمر رضا كحاله اين روايت را قبول دارند و مشكلي ندارد .

تحليل : جناب قزويني در جواب مولوي مرادزهي مستنداتي را با سند صحيح طبق قواعد اهل سنت بيان مي كند . البته اين مستندات را بارها و بارها تبيين كرده بودند اما جناب مرادزهي برخلاف روح مناظره كه تلاش براي روشن شدن مطاللب است , با دست و پازدن هاي بيهوده و تكرار مكررات قصد شبهه افكني دارند ولي با اتمام اين تلاشها قزويني با منابع مورد وثوق اهل سنت اين شبهات را جواب دادند . حتي جناب مرادزهي اشكالي بر دلايل قزويني نمي گيرند و فقط مي گويند : ( دوباره بگو ) .



8/ سوال : قزويني : با توجه به مصادر عرض شده , قضيه هجوم ثابت است و اين هجوم نشان مي دهد كه اجماعي در كار نبوده و علي (ع) و عدهاي از بني هاشم از بيعت با ابوبكر خارج بوده اند . ابن حزم اندلسي در المحلي ج9 ص345 مي گويد : لعنت خدا به اجماعي كه حضرت علي (ع ) و صحابه اش در درون اجماع نباشند .

جواب : مرادزهي : از روايت المصنف در مورد هجوم حداكثر تهديد ثابت است و اينكه راوي اين حديث زيد بن اسلم است و بنابر كتاب تقريب التهذيب ابن حجر اين روايت منقطع و بي ارزش است // خانه علي و فاطمه زهرا متصل به مسجد النبي بود يعني اگر خانه آتش مي گرفت مسجد هم آتش مي گرفت . چگونه است با اين صحابه اي كه هر به مسجد مي آمدند , بايد حديث به حد تواتر مي رسيد . نه اينكه در چند كتاب كه راويشان مثل جابر جعفي كه كذاب است و زيد بن اسلم كه منقطع است مطرح شود .// روايت بلاذري در انسال الاشراف باطل است چون نمي توان مطلب به اين مهمي را از يك كتاب نسب نامه ثابت كنيم .

تحليل : خواننده عزيز مصادر آمده در شماره 7 را ببيند . آيا عجيب نيست كه با اين همه منبع جناب مراد زهي به المصنف تكيه زده اند . انگار كه اصلا" بقيه آنها را نشنيده اند و در مقابل روايتي مثل ندامت ابوبكر كاملا" بي پاسخ هستند و خود را به نشنيدن زده اند . ايشان با ايجاد اشكال در سند اين روايت قصد بي ارزش جلوه دادن آن را دارد اما قزويني در ادامه جواب ايشان را با كتب معتبر و نظر علماي طراز اول اهل سنت , مي دهد . جناب مرادزهي مي گويند اگر خانه را آتش زدند پس چرا مسجد همجوار آنجا آتش نگرفت . جناب مرادزهي فراموش كرده اند كه عمر و بقيه نمايندگان ابوبكر فقط در خانه را آتش زدند نه كل خانه را . مراد زهي گمان ميكند علي (ع) در آلاچيق زندگي مي كرده است كه با آتش زدن در خانه , ديوارهاي گلي هم آتش بگيرد و تمام خانه و ساكنان كوچه را با خاكستر يكسان كند . در ادامه جناب مرادزهي دست به اعلان نظر عجيبي مي زند و وقتي كه با سند صحيح روايت روبرو مي شود , به خاطر نام كتاب استناد به آن غلط است . جناب مرادزهي فراموش كرده اند سند صحيح اين روايت يعني يكي از شاهدان هجوم به خانه وحي ويكي از اصحاب رسول خدا كه از نظر اهل سنت ستارگان نجات امت هستند اين روايت را نقل كرده است تا به امروز به دست ما رسيده , يعني يكي از شهود ماجرا آنرا نقل نموده است و تمام علماي طول تاريخ اهل سنت با پشتوانه اي تقريبا" 1500 ساله اين شاهد را راستگو مي دانند و به او اعتماد كرده اند . اما در مورد اينكه اين روايت به حد تواتر نرسيده پس دروغ است بايد بگويم يكي از اهل سنت كه اتفاقا" با هم به اين مناظره گوش مي كرديم گفت {اين سخن مرادزهي كاملا" بي منطق است چون اين روايت در نزد شيعه ها در مقام تواتر است پس براي آنها قابل قبول است و در نزد ما سني ها هم خبر واحد اگر با سند صحيح باشد مثل آيات قرآن مورد وثوق است پس براي ما هم اين روايت مورد وثوق است هر چند به حد تواتر نرسيده باشد } . البته در طول تاريخ از طرق بسياري اين قضيه بدست شيعه و سني رسيده است اما جبهه گيري اهل سنت در برابر اين موضوع دليل ديگري است براي عدم تواتر در نزد ايشان . چون هر كس اين روايت را نقل مي كرد او را كافر مي دانستند مثل ابراهيم سيار . و وقتي هم براي قضيه هجوم از آنها دليل آورده شود مي گويند فلاني كافر بوده است . وقتي سوال مي كنيم چرا كافر بوده ميگويند چون قضيه هجوم را نقل كرده است !! . دليل ديگر عدم تواتر از بين بردن كتبي است كه اهل سنت با آنها مخالف هستند . اهل سنت هر وقت مطلبي را بر خلاف ميلشان مي ديدند آنرا از بين ميبردند . نمونه اي از آنرا در تحريف بخاري در شماره 5 ديديم .در العلل و الرجال ج1 ص60 ميخوانيم : احمد بن حنبل در كتاب العلل مي گويد : ابوعوانه كتابي در معايب اصحاب رسول خدا نوشته بود , سلام بن ابي مطيع نزد او آمد و گفت ابي عوانه آن كتاب را به من بده . ابوعوانه كتاب را به او داد و سلام آنرا گرفت و سوزاند . در الكامل ج5 ص519 ابن عدي درباره ابن خراش مي نويسد او دو كتاب درباره حركت هاي ناروا و معايب ابوبكر و عمر تاليف كرده است . سپس ابن عدي او را توثيق مي كند . به راستي آن دو كتاب الان كجا هستد ؟



9/ سوال : مرادزهي : بجاي سوال , پاسخ روايت طبري را مي دهم : كتاب طبري يك كتاب تاريخ است و طبري اين تعهد را نداشته كه روايات صحيح را بياورد وانگهي چه تضميني وجود دارد كه در تاريخ طبري هم دستبرد نباشد . پس نمي توان به آن استناد كرد . لطفا" از نهج البلاغه دليل بياوريد .

جواب : قزويني : كاش آقاي مرادزهي حدالقل به سند روايت المصنف يك نگاه مي كردند . در آنجا آمده { زيد بن اسلم عن ابيه اسلم } .اين حديث انقطاع ندارد جناب مراد زهي ! .او از پدرش حديث نقل مي كند . ابوزرعه و ابو حاتم و ابن سعد و نسائي و ابن خراش همه مي گويند زيد بن اسلم ثقه است ( تهذيب الكمال ج10 ص17 ) .پدرش اسلم قرشي است كه مزي ميگويد زمان پيامبر را درك كرده و عجلي هم گفته : مديني الثقه . ابوزرعه هم گفته ثقه است ( تهذيب الكمال ج2 ص330 ) // گفتيد از نهج البلاغه دليل بياورم , چشم . در خطبه 202 نهج البلاغه آمده : علي (ع) هنگام دفن حضرت زهرا خطاب به رسول گرامي فرمودند يا رسول ا... دخترت به تو خبر داد كه امت تو در حق فاطمه ظلم كردند . در منهاج البراعه ج13 ص14 مي خوانيم : اين اشاره دارد به شكستن پهلوي حضرت زهرا و سقط جنين حضرت زهرا . اين تعبير را عمر رضا كحاله در اعلام النساء ج3 ص21 و مامون غريب در خلافه علي بن ابي طالب ص33 و عبدالعزيز شناوي در سيدات نساء اهل الجنه ص151 نقل ميكنند .

تحليل : مولوي مرادزهي هرقدر كه تلاش كردند حدالقل يكي از منابع روائي هجوم به خانه اهل بيت را شبهه دار كنند به در بسته خوردند و با دلايلي از كتب خودشان روبرو شدند . در ادامه ايشان از منابع تشيع دليل خواستند كه قزويني مقداري را از نهج البلاغه و منابع اهل سنت كه شاهد بر سخن نهج البلاغه بودند ذكر كرد. اينكار براي اين بود كه اگر آقاي قزويني تنها از نهج البلاغه دليل مي آوردند جناب مرادزهي آنرا از تحريفات شيعي قلمداد ميكردند و براي جلوگيري از اين شبهه زائي ايشان قرائن اهل سنت را نيز از زبان بزرگترين و فحول علماي سني مذهب ذكر كردند . اما بنابر آنچه كه خواهيم ديد جناب مرادزهي براي فرار از سخن اهل سنت , علماي خودشان را لت و پار كرده و به مقام علمي آنها لگد پراني بي مورد مي كند . اما در مورد تحريف تاريخ طبري جناب مرادزهي بايد دليل اقامه كند وگرنه از وي پذيرفته نمي شود . به همان دليلي كه صحيح بخاري تحريف نشده است بايد بگوئيم تاريخ طبري نيز تحريف نشده است . جناب مرادزهي وقتي سند صيح روايت را مي بيند تهمت تحريف به تاريخ طبري را وي زند , همان كتابي كه اهل سنت درباره آن نوشته اند : { كتاب "تاريخ الطبري" تاريخ "الرسل والملوك" أو الأمم والملوك من أهم كتب المصادر في مجال التاريخ، إذ يعد أوفي عمل تاريخي بين مصنفات العرب أقامه مصنفه علي منهج مرسوم، وساقه في طريق استقرائي شامل، بلغت فيه الرواية مبلغها من الثقة والأمانة، أكمل ما قام به المؤرخون قبله، كاليعقوبي والبلاذري، والواقدي، ومهد لمن جاء بعده كالمسعودي، وابن مسكويه وابن الأثير وابن خلدون ولم يقتصر علي تاريخ الإسلام بل أرخ لما قبل الهجرة بل ابتدأ من القول في ابتداء الخلق ما كان أوله.. ..}



10/ سوال : قزويني : آقاي مراد زهي گفت اين روايت تهديد را ثابت مي كند . آيا تهديد فردي براي بيعت از ديدگاه قرآن سند دارد ؟ اين تهديد مخالف سوره نور آيه54 است : << اگر از رسالت تو ( كه به مراتب از امامت و خلافت بالاتر است ) رويگردان شدند , گناهشان مال خودشان است >>

جواب : مرادزهي : خطبه 219 نهج البلاغه اين خطبه اي كه جناب قزويني از نهج البلاغه نقل كردند نفي مي كند . خطبه اي كه ايشان خواندند دليل و سند روشني بر قتل فاطمه زهرا و سقط جنين او نيست . // شما از روزنامه نگاري مثل هيكل دليل مي آوريد كه سنديت ندارد و تنها رمان نويس واديب هستند .// در ناسخ التواريخ ميرزا تقي خان در شرح حال امام زين العابدين امده : از جناب زيد سوال كردند درباره ابوبكر و عمر چه مي فرمائيد ؟ فرمود : من و تمام اهل بيتم درباره اينها جز خير نمي گويند و ايشان به هيچكس ظلم نكرده اند و به كتاب الله و سنت رسول عمل كردند .

تحليل : در بخش سوال 6 جواب زرنگي و تحريف جناب مرادزهي در مورد خطبه 219 نهج البلاغه آمده است . البته در ادامه مناظره نيز آقاي قزويني جواب اهل سنت را به آقاي مرادزهي در مورد اين خطبه ميدهد . اما گفتند روايت نهج البلاغه دليلي بر شهادت حضرت زهرا (س) نيست . بايد بگوييم با روايات اهل سنت كه تا به اينجاي مناظره با سند صحيح از نظر اهل سنت اقامه شده چه كنيم ؟ اگر قرار است از منابع شيعه روايتي ذكر شود , اين مساله در حد تواتر است . خوب است آقاي مرادزهي مطلب شماره 9 را مطالعه كنند . اما روايتي كه از ناسخ التواريخ آمده اصولا" سند ندارد تا مورد احتجاج قرار بگيرد . اگر قرار باشد هر يك از طرفين شيعه و سني به روايات بدون سند اتكا كنند , هيچگاه حق ظاهر نمي شود واسلام در چشم بهم زدني نابود مي شود . در كدام سوال و جوابي در طول مناظره شاهد آن بوديم كه جناب قزويني شواهد و روايات بدون سند ذكر كند ؟ ولي تا جائي كه دلتان بخواهد آقاي مراد زهي اينگونه روايات را به شهادت مي آورد كه نه تنها مورد قبول تشيع نيست بلكه جمهور فحول و علماي اهل سنت با آوردن حديث بدون سند مخالفت دارند . كافيست براي اثبات دروغ بودن اين روايت بدون سند مطالعه اي دوباره بر مطلب شماره 4 و5 داشته باشيم . آقاي مرادزهي بار ديگر در مقابل سوال قزويني سكوت كرده اند و هنوز پاسخي به آن نداده اند . ايشان كلا" فراموش كرده مناظره براي پاسخ به سوال طرف مقابل است نه سكوت در برابر آن و تكرار مكررات .



11/ سوال : مراد زهي : بجاي سوال در مورد طبري يك چيز ديگر عرض كنم : نخستين راوي تاريخ طبري ابن حميد است كه از ديدگاه محدثين متهم به دروغ پردازي و منكرالحديث است . آخرين راوي نيز منقطع است .

جواب : قزويني : جناب مرادزهي ! آقاي مزي در تهذيب الكمال ج5 ص100 از يحيي بن معين و از ابوزرعه و از احمد بن حنبل توثيق ابن حميد را نقل مي كند . وقتي شخصيتي مثل احمد بن حنبل ( رئيس حنابله ) , يحيي بن معين و ابوزرعه كه از استوانه هاي علمي اهل سنت هستند وي را توثيق مي كنند حرف ديگران قابل قبول نيست . ايشان گفتند كه منكر الحديث است . ابن حجر عسقلاني در لسان الميزان ج2 ص308 مي گويد اگر بنا باشد هر كس منكر الحديث بود او را تضعيف كنيم , از محدثين يك نفر هم سالم نمي ماند . ذهبي هم ميزان الاعتدال ج1 ص118 اينرا نقل مي كند . پس روايت كاملا" سند صحيح دارد. بعضي از راويان صحيح بخاري مثل محمد بن عبدالرحمن طوافي و مفضل بن فضاله بنابر مقدمه فتح الباري منكر الحديث هستند . // جناب محمد هيكل كه گفتيد يك روزنامه نگار است , ايشان 2 مرتبه وزير معارف مصر و 1 مرتبه رئيس مجلس شيوخ مصر بوده .// در رابطه با آن خطبه اي كه از نهج البلاغه (219) مطرح كرديد كه مراد جناب عمر بن خطاب است , كافيست كه جناب آقاي صبحي صالح كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است ميفرمايد : مراد عمر بن خطاب نيست بلكه يكي از اصحاب علي (رض) است . روشن كننده اين قضيه مطاعن ديگري است كه در نهج البلاغه آمده است .

تحليل : وقتي مولوي مرادزهي ديدند كه با تهمت تحريف تاريخ طبري راه به جائي نمي برند در اسناد روايت شبهه اي ايجاد كردند كه احمد بن حنبل جواب جناب مرادزهي را داد و سند اين روايت را نيز بدون آلايش توصيف كرد. درمورد انقطاع آخرين راوي كاش مدركي هم ارائه مي شد چون با رجوع به تاريخ طبري چنين انقطاعي ديده نمي شود .



12/ سوال : قزويني : جناب مرادزهي تهديد به خانه وحي را قبول كردند . پس چرا عمر براي سعد بن عباده كه تا آخر عمر بيعت نكرد , به خانه ايشان هجوم نبردند ( تهذيب الكمال ج10 ص18 ) و يا ابن بن سعيد بن عاص جزء كساني هستند كه از بيعت خودداري كردند , چرا به خانه آنها هجوم نبردند ( اسد الغابه ج1 ص37 ) . چرا خليفه دوم دوگانه برخورد كردند ؟

جواب : مرادزهي : مسلمانان مدينه كه شبانه روز 5 بار در مسجد النبي نماز مي خواندند كجا هستند كه اين قضيه در حد تواتر ثابت مي شد . بني هاشم كجا بودند ؟ علي شير خدا كجا بود ؟ آيا اين زير سوال بردن تربيت پيامبر را نمي رساند كه بعد از 23 سال نتوانست اصحاب خود را تربيت كند و به محض فوت او اصحاب به جان دخترش افتادند ؟ عبدالفتاح عبدالمقصود شاهد اين قضيه نبوده كه بخواهد به خليفه دوم اتهام وارد كند . كجا هستند شاهدان اين قضيه ؟ // چون برخي از روايات نهج البلاغه مذمتي است پس همديگر را ساقط مي كنند پس بايد باز گرديم به قرآن : << و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار والذين اتبعوهم باحسان رضي الله عنهم و رضوا عنه >> . مهاجرين اول چه كساني بودند ؟ خليفه اول و دوم و سوم و چهارم . خداوند از آنها اعلام رضايت مي كند .

تحليل : قضيه تواتر حديث بطور مبسوط در شماره 8 توضيح داده شده است . اما اگر منظور مولوي مرادزهي از جمله " علي شير خدا كجا بود ؟ " اينست كه چون علي شير خداست پس بايد با شمشير خودش ذوالفقار عمر را مي كشت , سخني بدون منطق است زيرا : زماني كه زينب بنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم از دنيا رفتند زنان و اهل و عيال رسول خدا مشغول گريه و عزاداري بودند در اين هنگام عمر در حضور پيامبر خدا شروع كرد به تازيانه زدن آنها كه با مخالفت رسول خدا مواجه شد : عن ابن عباس قال : لما ماتت زينب بنت رسول الله صلي الله عليه (وآله) وسلم قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : ألحقوها بسلفنا الخير عثمان بن مظعون فبكت النساء فجعل عمر يضربهن بسوطه فأخذ رسول الله صلي الله عليه وسلم يده وقال:مهلا يا عمر دعهن يبكين ، وإياكن ونعيق الشيطان.إلي أن قال:و قعدرسول الله صلي الله عليه وسلم علي شفير القبر وفاطمة إلي جنبه تبكي فجعل النبي صلي الله عليه وسلم يمسح عين فاطمة بثوبه رحمة لها .

مسند أحمد 1 ص 237 ، 335 ، مستدرك الحاكم 3 ص 191 وصححه وقال الذهبي في تلخيص المستدرك : سنده صالح ، مسند أبي داود الطيالسي ص 351 ، الاستيعاب في ترجمة عثمان بن مظعون ج 2 ص 482 ، مجمع الزوائد 3 ص 17 . وأخرج البيهقي في السنن الكبري 4 ص 70 . عمر جلوي چشم پيامبر زن رسول الله را ميزند . آيا رسول خدا عمر را قصاص كرد و او را مورد ضرب قرار داد ؟ خير . علي (ع) پيرو پيامبر است و سنت و منش او را پياده مي كند . اوست كه پيامبر در وصفش فرموده علي مع الحق و الحق مع العلي . پس اين رفتار علي (ع) طيق سنت رسول خدا و پيامد آن طبق روش قرآن است و بنا به نص صريح روايت , حق هميشه با علي (ع) است و كار او حق بوده . جناب مرادزهي با جمله " زير سوال بردن تربيت پيامبر" خواستند به اصطلاح هوچي گري كنند اما غافل از اينكه خود رسول خدا فرموده اند امت من بعد از من مرتد مي شوند . تفصيل اين مطلب را دكتر قزويني در ادامه مناظره با دلايل محكم آورده است . ايشان گفتند " عبدالفتاح عبدالمقصود شاهد اين قضيه نبوده" . خير كسي هم چنين ادعائي نكرده است . در طول مناظره رواياتي با سند صحيح در نزد اهل سنت خوانده شد كه مويد هجوم بودند من جمله روايت ندامت ابوبكر . سند صحيح يعني چه ؟ جناب مرادزهي فراموش كرده اند سند صحيح اين روايات يعني يكي از شاهدان هجوم به خانه وحي ويكي از اصحاب رسول خدا كه از نظر اهل سنت ستارگان نجات امت هستند اين روايت را نقل كرده است تا به امروز به دست ما رسيده , يعني يكي از شهود ماجرا آنرا نقل نموده است و تمام علماي طول تاريخ اهل سنت با پشتوانه اي تقريبا" 1500 ساله اين شاهد را راستگو مي دانند و به او اعتماد كرده اند . ايشان فرمودند " چون برخي از روايات نهج البلاغه مذمتي است پس همديگر را ساقط مي كنند" . مثل اينكه وقتي جناب قزويني مطلب شماره 11 را بازگو مي كردند , جناب مولوي حواسشان كمي پرت بود . ولي در عوض ايشان تمام مسلمانان اعم از شيعه وسني دلايل قزويني را شنيدند . و دانستند كه اصلا" روايت مويد عمر در نهج البلاغه وجود ندارد ( چنانچه علماي سني و شيعه معترفند ) كه بخواهد روايات مذمتي را ساقط كند . ايشان آيه قرآن را شاهد بر صدق گفتارشان آوردند ولي اي كاش كمي در آيه دقت مي نمودند . السابقون يعني كساني كه در اسلام آوردن سبقت گرفتند و از همه براي دعوت به اسلام مشتاق تر بودند . اين حتما" شامل عمر و ابوبكر نمي شود زيرا با آن رواياتي كه جناب مرادزهي در طول 2 ساعت مناظره مشتاق شنيدنشان بود و در آخر هجوم را ثابت كرد در منافات است . چطور كسي مشتاق اسلام و عمل به آن است اما به سبط نبي مكرم حمله ور مي شود . از طرفي منظور آيه آن عده اي هستند كه در دينشان ثابت ماندند نه آنهائي كه بنا بر نص صحيح بخاري مرتد شدند . پس اين آيه مقصود آقاي مرادزهي را تائيد نمي كند .



سه دقيقه نهائي مرادزهي :

علي كه شاهد ماجراي هجوم است كجاست ؟ ذوالفقارش كجاست ؟ در شرح ابن ميثم ص488 مي خوانيم كه علي مي فرمايد ناصح ترين انسانها براي خلق خدا و رسول خدا خليفه صديق و خليفه فاروق هستند .آنها جايگاهي والا در اسلام دارند . و با وفات آنها زخم شديدي بر اسلام پديد آمد .خداوند به آنها جزا و پاداش خيرعنايت فرمايد. همچنين در كتاب شافي علامه علم الهدي ج2 ص428 از قول علي آمده بهترين امت بعد از پيامبر ابوبكر و عمر هستند .



سه دقيقه نهائي قزويني :

در رابطه با اين كه ايشان فرمودند صحابه كجا رفتند . آيا تربيت پيامبر زير سوال نميرود . بايد بگويم از آقايان اهل سنت سوال كنيد كه در صحيح بخاري ج7 ص207 ح6507 آمده : تمام صحابه بعد از من مرتد مي شوند و وارد آتش جهنم مي شوند . ابن كثير در البدايه و النهايه ج6 ص33 از قول عايشه نقل مي كند : همه عرب يعني همه مسلمانها مرتد مي شوند . اما در رابطه با اين كه ايشان مي فرمايد اين قضيه شهادت حضرت زهرا سندي ندارد , قبلا" هم گفتم از جويني كه استاد ذهبي است و ذهبي او را امام و پيشوا مي نامد نقل ميكند كه وقتي رسول خدا چشمش به فاطمه افتاد فرمودند من مي بينم روزي را كه حرمت او شكسته مي شود و حق او غصب مي شود و ارث او گرفته مي شود و پهلويش شكسته مي شود و جنين او محسن را سقط ميكنند ....

تحليل : در مورد سخنان مولوي مرادزهي كه فرمودند " علي كه شاهد ماجراي هجوم است كجاست ؟ ذوالفقارش كجاست ؟" در مطلب شماره 12 به تفصيل صحبت شد . اما ايشان حديثي را خواندند كه علماي اهل سنت به دروغ بودن آن اذعان دارند چرا كه علي (ع) عمر و ابوبكر را صديق و فاروق نمي دانست . طبق روايات صحيح السندي كه در بسياري از كتابهاي اهل سنت وجود دارد ، اين دو لقب مبارك ، از القاب اختصاصي علي عليه السلام بوده است ؛ اما جناب مولوي تلاش كرده اند كه اين فضليت را براي خلفاي ديگر نقل كنند . ما به چند روايت اشاره مي كنيم : بسياري از علماي اهل سنت ؛ از جمله ابن ماجه قزويني در سننش كه يكي از صحاح سته اهل سنت به شمار مي آيد ، با سند صحيح نقل كرده : عَنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ لَا يَقُولُهَا بَعْدِي إِلَّا كَذَّابٌ صَلَّيْتُ قَبْلَ النَّاسِ بِسَبْعِ سِنِينَ . عباد بن عبد الله گويد : علي عليه السلام فرمود : من بنده خدا ، برادر رسول خدا و صديق اكبر هستم ، پس از من جز دروغگو كسي ديگر خود را صديق نخواهد خواند ، من هفت سال قبل از ديگران نماز مي خواندم . سنن ابن ماجة ، ج1 ، ص 44 ، و البداية والنهاية ، ج3 ، ص 26 و المستدرك ، حاكم نيشابوري ، ج3 ، ص 112 وتلخيص آن ، تأليف ذهبي در حاشيه همان صفحه ، و تاريخ طبري ، ج2 ، ص 56 ، والكامل ، ابن الاثير ، ج2 ، ص 57 و فرائد السمطين ، حمويني ، ج 1 ص 248 و الخصائص ، نسائي ، ص 46 با سندي كه تمام روات آن ثقه هستند ، و تذكرة الخواص ، ابن جوزي ، ص 108 و ده ها سند ديگر .محقق سنن ابن ماجه در ادامه مي نويسد : في الزوائد : هذا إسناد صحيح . رجاله ثقات . رواه الحاكم في المستدرك عن المنهال . وقال : صحيح علي شرط الشيخين . درباره فاروق نيز گفتني است : محمد بن سعد در الطبقات الكبري ، ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق ، ابن اثير در اسد الغابة و محمد بن جرير طبري در تاريخش مي نويسند :قال بن شهاب بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق وكان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم ولم يبلغنا أن رسول الله صلي الله عليه وسلم ذكر من ذلك شيئا . ابن شهاب گويد : اين گونه به ما رسيده است كه اهل كتاب نخستين كساني بودند كه به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان از سخن آنها متأثر شدند و اين لقب را در باره عمر استعمال كردند و از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم هيچ مطلبي در اين باره به ما نرسيده است . الطبقات الكبري - محمد بن سعد - ج 3 - ص 270 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 44 - ص 51 و تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 267 و أسد الغابة - ابن الأثير - ج 4 - ص 57 . همچنين طبق عادتي كه براي مولوي در طول مناظره ديديم ايشان حديثي بدون سند را از الشافي آورده است : با مطلب به ابات رسيده در همين جلسه مناظره در تضاد است . كافيست ايشان سري به مطلب شماره 4 و 5 بزند تا نظر علي (ع) را در مورد ابوبكر و عمر جويا شوند . ايشان در هنگام نقل قول قزويني از علامه جويني وسط حرف ايشان پريده و گفتند " ذهبي به جويني "حاطب ليل" گفته است .اما بايد توجه كنند كه اين سخن كه ذهبي گفته باشد : جويني «حاطب ليل» است ، تهمتي است كه زركلي به ذهبي مي‌زند ، ذهبي در هيچ يك از كتاب‌هايش چنين جمله‌اي در باره جويني ندارد . وقتي ذهبي آن همه از وي تعريف و تمجيد مي‌كند و حتي از او در تذكرة الحفاظ با عناوين «الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الإسلام» ياد مي‌كند ، چگونه مي‌توان باور داشت كه در جاي ديگر او را «حاطب ليل» معرفي كرده باشد ؟!

در آخر از تمام حق طلبان خواهش مي كنم كمي تفكر كرده و راه تعصب و لجاج را پيش نگيرند و دنبال كلام مستدل جستجو كنند . براي انطباق صورت اين نقد و بررسي با مناظره ,پيشنهاد مي كنم فايل صوتي انرا تهيه و با اين مطالب تطبيق بدهيد تا راهي باشد براي يافتن حق .



قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين























Share
1 | محمد علي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٣٠ مرداد ١٣٨٧ |
اميدوارماين مطلب را عزيزان اهل سنت به خوبي مطالعه كنند و وجدان خود را قاضي قرار دهند . آْيا اينطور نبود؟
چرا آقاي مرادزهي از پاسخ به سوالات آقاي قزويني فرار مي كرد؟!!!!!!!!
اين در شان يكي از بزرگان اهل سنت نيست؟!!!!!!!!!
والسلام علي من التبع الهدي
2 | مجيد | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٣١ مرداد ١٣٨٧ |
بسم ا... الرحمن الرحيم
با سلام
متشكرم از اين تحليل زيبا و منطقي .
از جناب استاد قزويني . حجه الاسلام هدايتي براي برگزاري ان نيز متشكرم و اميد به تداوم انرا دارم .
جا دارد كه از حضور جناب مولوي عبد المجيد مراد زهي نيز تشكر كنم كه با وجود شناختي كه ايشان از استاد قزويني داشتند در اين مناظره شركت كردند كه البته وظيفه ديني خود را انجام دادند و از اينكه در برنامه قبلي شبكه سلام امادگي خود را براي تداوم مناظره اعلام كردند دليل بسيار خوبيست كه ايشان اهل منطق ميباشند و باشد كه انشاء الله بسياري از اختلافات بدينوسيله حل شود و خود نيز باعث بيداري كساني شود كه حل اختلافات را منوط به افتراح و استعمال طرق غير اسلامي بمانند خشونت, قتل و جرح ميدانند .
در ضمن از اقاي مولوي مراد زهي درخواست دارم كه به جنجال و سر و صداي و عو عو سگهائي كه مزدوران صهيونيستي وهابي از گلوي كثيف ملحداني مانند ملعون دنيا و اخرت <> بيرون مي اورند هيچگونه اهميتي ندهند .
3 | رحمان | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٢ شهریور ١٣٨٧ |
سلام و عرض ادب خدمت شما .
لازم به ذکر است که خطبه مذکور در نهج البلاغه که توسط آقاي مولوي گفته شد 219 نيست بلکه خطبه 228 مي باشد.
متن خطبه :
لله بلادُُِ فُلاَنٍ، فَلَقَدْ قَوَّمَالاََْوَدَ، وَدَاوَى الْعَمَدَ وَأَقَامَ السُّنَّةَ، وَخَلَّفَ الْفِتْنَةَ)ِ! ذَهَبَ نَقِيَّ الثَّوْبِ، قَلِيلَ الْعَيْبِ، أَصَابَ خَيْرَهَا، وَسَبَقَ شَرَّهَا، أَدَّى إِلَى اللهِ طَاعَتَهُ، وَاتَّقَاهُ بِحَقِّهِ، رَحَلَ وَتَرَكَهُمْ فِي طُرُقٍ مَتَشَعِّبَةٍ لاَ يَهْتَدِي بِهَا الضَّالُّ، وَلاَ يَسْتَيْقِنُ الْمُهْتَدِي
خداوند به او خير دهد!كه كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود،سنت را به‏پاداشت،و فتنه را پشت‏سر گذاشت،با جامه‏اى پاك و كم عيب از اين جهان رخت‏بربست‏به خير و نيكى آن رسيد،از شر و بدى آن رهائى يافت!وظيفه خويش را نسبت‏به خداوندانجام داد،و آنچنان كه بايد از مجازات او مى‏ترسيد!
خود رفت و مردم را بر سر چند راهى باقى گذاشت كه نه گمراهان در آن هدايت مى‏يافتندو نه جويندگان هدايت‏به يقين راه خويش را پيدا مى‏كردند.
پاسخ :
از کجا کشف شده که اين فلان، جناب عمر است؟ در متن نهج‌البلاغه هم دارد: «ومن کلام له عليه السلام يريد به بعض أصحابه؛ برخى از اصحابش را اراده کرده‌اند.» حالا از کى عمر جزو اصحاب حضرت على(ع) شده، لابد پيروان عمر خبر دارند!!.
ثانيا چگونه مي توان چنين پنداشت که اين خطبه در وصف خليفه دوم باشد . در حالي در خطبه سوم نهج البلاغه امام صراحتا خلفا را غاصب خوانده و دوران خلافت آن ها را محيطى كه پيران را فرسوده،جوانان را پير،و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگى‏به رنج وا مى‏دارد مي داند ./ (عَلَى طَخْيَةٍعَمْيَاءَ، يَهْرَمُ فيهَا الكَبيرُ، وَيَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ، وَيَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ)
در مورد اينکه اين شخص (فلان) چه کسى بوده، ميان شارحان نهج البلاغه اختلاف شديدى است. شارحان اهل تسنن مانند ابن ابى الحديد و محمد عبده، اين سخن را اشاره به خليفه دوم مى‌دانند و مى‌گويند على(عليه السلام) آن را بعد از فوت عمر گفت. در حالى که چنين چيزى با خطبه‌هاى ديگر نهج البلاغه هماهنگ نيست، زيرا امام(عليه السلام) در خطبه شقشقيه شکايت زيادى از حکومت خليفه دوم دارد و در خطبه‌ها و برخى نامه‌هاى نهج البلاغه از غصب خلافت، شديداً شکايت مى کند. چگونه مى‌توان آن همه را ناديده گرفت و اين کلام مبهم و مجمل را ناظر به خليفه دوم دانست؟!
جالب اينکه طبرى [تاريخ طبرى، ج3، ص285) که اين سخن را درباره عمر مى‌داند، آن را از مغيرة بن شعبه نقل کرده که از دشمنان على(عليه السلام) است و تنها کسى که بخشى از اين خطبه را قبل از سيّد رضى از على(عليه‌السلام) نقل کرده همان طبرى است!
عجب اينکه ابن ابى الحديد مى گويد: من در نسخه اى از نهج البلاغه که به خط رضى نوشته شده بود ديدم که در زير کلمه «فلان» عمر نوشته شده بود و اين نشان مى دهد که رضى هم چنين عقيده اى داشته است(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج12، ص3)، در حالى که هيچ بعيد نيست که اين نسخه (اگر اصالت داشته باشد) سالها دست اين و آن بوده و برخى اين کلمه را ذيل آن نوشته‌اند.
عجيب‌تر اينکه ابن ابى الحديد در چند صفحه بعد از اين عبارت (يعنى صفحه20 از جلد 12) حديثى از ابن عباس نقل مى‌کند که سابقاً آن را آورده‌ايم و مفهومش اين است که پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) مى‌خواست در بيمارى وفاتش صريحاً نام على(عليه‌السلام) را به عنوان خليفه و جانشين خود بنويسد و من مانع شدم.
آيا اين سخن با تفسير ابن ابى الحديد از خطبه مورد بحث، سازگار است؟!
شارحان شيعه که يقين دارند اين سخن نمى‌تواند درباره خليفه دوم باشد و اين مدح بليغ با مذمت شديدى که امام(عليه السلام) در خطب مختلف نهج البلاغه مخصوصاً خطبه شقشقيه و کلامى که به هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)(خطبه 202) در نکوهش آنان و نقدهايى که بر کارهاى آن دو دارد به يقين سازگار نيست.
لذا شارحان شيعه متفقاً بر آنند که اين خطبه اشاره به يکى از خاصان اصحابش است و عمدتاً نظرها به سوى مالک اشتر متوجّه شده است. به خصوص که در عبارات منقول از آن حضرت چنان مدح بليغى از مالک ديده مى شود که شايستگى او را براى اين کلام نشان مى‌دهد از جمله روايتى است که ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود از آن حضرت نقل کرده که مى فرمايد: «رَحِمَ اللهُ مالِکاً فَلَقَدْ کانَ لي کَما کُنْتُ لِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ؛ خداوند مالک را رحمت کند که به يقين براى من چنان بود که من براى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بودم»
«قطب راوندى‏» که شرح نهج البلاغه را پيش از ابن ابى الحديد تأليف‏کرده مى‏گويد: اين سخن را امام(ع)درباره يکى از اصحابش فرموده (بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته‏اند او مالک اشتر مرد مبارز و مجاهد بود) و از اين نظر که قلب‏راوندى نهج البلاغه را از شيخ‏ «عبد الرحيم بغدادى‏» معروف به‏ «ابن الاخوة‏» و اوآن‌ را از دختر سيد مرتضى و او ز عمويش ‏«شريف رضى‏»نقل کرده است. مى‏توان گفت که وى به مسائل مربوط به نهج البلاغه آشناتر است.
علاوه‏ «صبحى صالح‏»که خود از دانشمندان اهل سنت است تصريح مى‌کند که اين سخن را امام(ع) درباره يکى از اصحابش فرموده است، لذا اين تفسير از همه تفسيرها صحيحتر به نظر مى‏رسد، خصوصاً که مطالب سخن آن حضرت طورى است که نمى‏توان گفت آنرا درباره عمر گفته، زيرا مسئله تغيير مسيرخلافت و حکومت اسلامى و جسارتهايى که نسبت به دختر پيامبر نمود و همچنان اعتراضهايى که در موارد مختلف به پيامبر کرده است چيزهايى نيست که بتواندامام(ع)از آن تعبير کند به ‏«ذهب نقى الثوب‏» بويژه که تعبيرات امام در خطبه شقشقيه درباره او مخالف با اين حرف است. و احتمال تقيه در سخن بعيد به ‏نظر مى‏رسد و اگر چنين بود مسلماً سيد رضى به آن اشاره مى‏کرد.

پاسخ:
با تشكر از دوست گرامي جناب آقاي رحمان !
به زودي انشاء‌ الله مقاله‌اي تحت عنوان بررسي شبهات حضرت زهرا سلام الله عليها روي سايت گذاشته خواهد شد كه در آن به تمامي شبهات موجود جواب داده شده است . يكي از آن شبهات همين شبهه خطبه 219 و يا 228 (با اختلاف در نسخ) است . اين مقاله آماده است و انشاء الله بعد از تأييد استاد قزويني و اعمال نظر اين استاد بزرگوار روي سايت قرار داده خواهد شد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
4 | محمد رضا پرتو | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٤ شهریور ١٣٨٧ |
سلام خدا عمر استاد را طولاني گرداند و او را با محبوب خود محشور فرمايد .اجر شما و استاد با امير مومنين (صلوات الله عليه) يک خواهش از شما دارم البته براي دومين بار اين پيشنهاد داده مي شود: از شما خواهش مي کنم سال چاپ و محل چاپ اسناد را ذکر بفرماييد.همان گونه که مي دانيد در چاپهاي جديد خيلي دست کاريها ميشود لذا اين درخواست را از شما داريم هرچند اميدي نيست ولي از شما کمال تشکر را دارم.
5 | منطقي | | ١٢:٠٠ - ١١ شهریور ١٣٨٧ |
سلام عزيزان

من خيلي براي شما فرستادم ولي كسي به من جواب نداد و من خيلي محتاج جواب مي باشم

لطفا جوابي مفصل بدهيد

سوال اول:

جرا ما شيعيان صحابه را مرتد مي شناسيم بخاطر كه انها با امام علي بيعت نكردند

ولي خدا مي فرمايد : وككنتم خير امه اخرجت للناس

يعني صحابه از بني اسرايل بهتر مي باشند

ايا اين تناقض با قران نمي شود كه صحابه بهترين امت بشريت مرتد يا كمراه باشند؟؟؟


سوال دوم:

جرا شيعيان به بيعت با ابوبكر كه نه معصوم و نه نصي دارد اعتراض مي كنند؟؟؟؟

در حالي در .مان غيبت امام مهدي از علما و مراجع و ولي فقيه كه غير معصوم و ه نصي ندارد اطاعت مي كنند؟؟؟؟؟؟

ايا اين تناقض نمي شود با امامت؟؟

و اين كه خدا مردم را از اطلعت امام معصوم در مدت هزار سال محروم مي كند جه توجيهي عقلي دارد وايا اين منافي عدالت نيست؟؟؟؟؟

خواهان جواب شافي هستم به ايم سوالات عميق

سلام

پاسخ:
دوست گرامي جناب آقاي منطقي سلام !

ما به تمامي سؤالات شما جواب داده&zwnjايم ، حتماً آدرس ايميل خود را درست وارد نكرده&zwnjايد و لذا جواب را دريافت نكرده&zwnjايد .

اما جواب سؤال اول :

بهتر است كه شما اين سؤال را از علماي اهل سنت بپرسيد ؛ چرا كه طبق رواياتي كه در صحيح ترين كتاب&zwnjهاي اهل سنت آمده است ، تمامي صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بعد از وفات آن حضرت ، مرتد شده&zwnjاند . محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش مي&zwnjنويسد :

6215 حدثني إِبْرَاهِيمُ بن الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ حدثنا محمد بن فُلَيْحٍ حدثنا أبي قال حدثني هِلَالُ عن عَطَاءِ بن يَسَارٍ عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال بَيْنَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ فقلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت وما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

صحيح البخاري  ج 5   ص 2407 ، ناشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا .

تمام صحابه مرتد شدند ؛ مگر عده انگشت شماري .

و ابن كثير دمشقي سلفي به نقل از عائشه مي&zwnjنويسد :

لما قبض رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة .

زماني كه رسول خدا از دنيا رفتند ، تمامي عرب&zwnjها ؛ يعني تمامي مسلمانان مرتد شدند .

اما جواب سؤال دوم : شيعيان اگر از مراجع ، تقليد مي&zwnjكنند ، به اين خاطر نيست كه آن&zwnjها معصوم هستند ؛ بلكه به اين خاطر است كه آن&zwnjها نماينده معصوم هستند و امام معصوم حضرت صاحب الزمان به ما دستور داده است كه در  هنگام غيبت از آن&zwnjها در مسائل فقهي تبعيت كنيم .

اطاعت از مراجع تقليد ، در حقيقت همان اطاعت از فرماندهان و واليان رسول خدا است كه به دستور آن حضرت والي يك منطقه و يا فرمانده جنگ بودند . آن&zwnjها نيز معصوم نبودند ؛ اما چون نماينده پيامبر بودند و پيامبر دستور داده بود كه از آن&zwnjها اطاعت كنند ، مردم از آن&zwnjها اطاعت مي&zwnjكردند .

پس در حقيقت اطاعت از مراجع تقليد ، اطاعت از امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است .

جواب سؤال سوم :

در باره امام زمان عليه السلام و دليل غيبت آن حضرت به آدرس&zwnjهاي ذيل مراجعه بفرماييد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=20

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=21

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=22



والسلام علي من اتبع الهدي

6 | سارو | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٢ شهریور ١٣٨٧ |
بسمه تعالي
با سلام
نميدانم اين امام زمان شما کجا متولد وچرا هنوز هم بر سر اسم مادرش ميان شما اختلاف است وامام يازدهم(رض)بدون فرزند فوت شد؟؟؟؟چرا احاديثي از اين امام به اصطلاح زمانتان (عج)را مختص داده ايد که تنها زير 5سال داشتند.چرا هرگاه اهل سنت از شما ميپرسندچرا فحاشي به صحابه وخلفا را داريدواصحاب را مرتد ميدانيد ميگويد از علماي خودتان بپرسيد مگر ما کتب انها را نديديم وباالفرض اگر هم اينطور باشد چرا ما دنباله رو انها نيستيم؟؟؟؟؟؟؟خيلي جالبه.يعني ما پيرو علماي بزرگ خود نيسيتيم؟؟ذاتا ياد گرفتيم!!!!!!!!؟پساختلاف ما با شما مي ماند در امامت كه ان هم يه جوراي با هم كنار ميايم
بله من به کتاب مرحوم شيخ ابن تييمه با ترجمه مرحوم ايت الله برقعي قمي مراجعه ميکنم که شمارا به کساني که در شب هيزم جمع ميکنند تشبيه نموده همين طور هم هست چون يک سني که به سايت شما مراجعه ميکند ميداند 99درصداين مطالب شما کذب هستن بخصوص به دوستان شيعه ساده که به سايت شما امده فکر ميکنند تمام اين احاديث و روايات که از کتب اهل سنت گرفته ايد همه حقيقت ميباشند اما اينها نزد اهل سنت مرتد وضعيف ميباشند.والبته حق هم دارند
دوستان نظر شما درباره اين دو قضيه را خواستارم نه حالا اهل سنت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در مورد تحريف قران از ديد گاه شما که در ظاهر ميگيويد تحريف نشده ولي نمونه معتبرشما کليني که ميگويد قران مشتمل بر17000 ايه بوده و.........؟؟؟؟؟؟كه قابل انكار نيست واگر انكار كرديد خود را انكار ميكنيد چون تنها ايشان نفرمودند دوستان ديگرتان از جمله نوري طبرسي وجزايري و....
ادعا نمودند.
دوستان خواهشا به چند کتاب مرحوم ايت الله برقعي قمي مراجعه نماييد تا کمي از انزوا بيرون بياييد البته علماي شيعه خود ميدانندو ربايشان سخت است که قمي چه کسي بوده وتا 45 سالگي شيعه و بعداز ان به کتابهاي در راجب خرافات وافسانه هاي شيعيان در چندين جلد اشاره نموده البته مرحوم ابن تييمه بطور کامل به شبهات شما پاسخ داده ولي شما باز هم طبق ادعاي هميشگي در سايت به او هم بد گويي کرده ايد(حسود چون به هنر برنيايد خبيس به پوستينش افتد).البته جوابيه اهل بيت ازخود دفاع ميکند را هم ديدم جاي تاسف است که جواب کامل حضرت علي (رض) بر حرام بودن متعه را ،با اينکه امام تقيه نمودند تفسير کر ده ايد البته مجبوريدچون هرگاه شيعه عاجز از جواب ميشود ميگويد امام تقيه نموده.بسي ما را ميخندانيد.......ومواردي ديگر از جمله لواط را براي زن باز هم جايز اورديد؟؟!!!!!!!!ودر مورد داستان زني كه مردي با او صيغه نموده واز او يك دختر زاييده وپس از سالها دوباره مرد نفهميده وبا دختر خود دوباره صيغه نموده وباز هم از او بچه به دنيا امده را جواب نداديدكه نسبت نوه با پدر چه ميشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در مورد ابوهريره مظلوم تنها شما را به كتابخانه اهل سنت راهنمايي ميكنم و به عبدالحسين عقده ي جواب مفصل داد ه اندو جالب است تقريبا 80 كتب شيعه از احاديث ابوهريره (رض) استفاده نموده اندونمونه احايث به اصطلاح دروغ را در كتابهاي شما را يافته اندوراويان شما را برملا كرده اندكه چه كساني هستند كه البته همه سايت هاي اهل سنت فيلتر شده اند كه مبادا دوستان شيعه از عالم رحم به دنيا پاي گذاشته ودست شما را بخوانند!!!!!!
خواهشا مفصل جواب دهيداز حديث ضعيف خوداري فرماييد
با تشکر از شما

پاسخ:
جناب آقاي سارو ! اين كه شما نمي&zwnjدانيد ، دليل بر اين نيست كه حضرت مهدي به دنيا نيامده باشد . شما مي&zwnjتوانيد با مراجعه به اين لينك&zwnjها از اين مطلب آگاهي پيدا كنيد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=20



http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=21



http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=22



گفته&zwnjايد كه : " چرا فحاشي به صحابه وخلفا را داريدواصحاب را مرتد ميدانيد " اين مطلب را بايد شما از بخاري سؤال كنيد ؛ چرا كه وي در صحيح ترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن آورده است كه تمامي صحابه ؛ جز عده انگشت شماري ، كافر شدند و روز قيامت به جهنم فرستاده خواهند شد :

عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال بَيْنَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ فقلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت وما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

صحيح البخاري ، ج 5  ، ص 2407 ، ح6215 ناشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

و يا برويد از عائشه بپرسيد كه چرا گفته است :

لما قبض رسول الله ارتدت العرب قاطبة وأشربت النفاق

البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 6 ، ص 304 ، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت .

ابن تيميه ، از ديدگاه ما يك ناصبي و از دشمنان امير المؤمنين عليه السلام و ساير اهل بيت است . وقاحت وي به حدي رسيده بود كه فاطمه زهرا سلام الله عليها را به خاطر عدم بيعت با ابوبكر منافق (نعوذ بالله) مي&zwnjدانست . براي اطلاع بيشتر به اين آدرس مراجعه بفرماييد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=90



گفته&zwnjايد : "يک سني که به سايت شما مراجعه ميکند ميداند 99درصداين مطالب شما کذب هستن" شما يك نمونه&zwnjاش را نشان دهيد . ما هر آن چه نوشته&zwnjايم ، از كتاب&zwnjهاي اهل سنت بوده است ، اگر آن&zwnjها دروغ نوشته&zwnjاند&zwnj، تقصير ما چيست ؟

گفته&zwnjايد : "اما اينها نزد اهل سنت مرتد وضعيف ميباشند.والبته حق هم دارند " مثلاً بنده همين الآن به كتاب صحيح بخاري و ابن كثير دمشقي استناد كردم ، آيا از نظر شما اين دو نفر مرتد و ضعيف هستند ؟

گفته&zwnjايد : " کليني که ميگويد قران مشتمل بر17000 ايه بوده و.........؟؟؟؟؟؟كه قابل انكار نيست واگر انكار كرديد خود را انكار ميكنيد" بلي سيوطي نيز با سند صحيح از عمر نقل مي&zwnjكند كه :


بسند موثق عن عمر بن لخطاب، قالََََ: القرآن ألف ألف و سبع و عشرون حرف.


قرآني كه بر رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) نازل شد، يك ميليون و 27 هزار حرف داشته است


از توصيه شما در باره كتاب&zwnjهاي برقعي نيز ممنونيم ، ما هم به شما توصيه مي&zwnjكنيم كه كتاب&zwnjهاي بزرگاني همچون انطاكي ، تيجاني ، عصام العماد و ... را مطالعه بفرماييد .


جالب اين است كه خود اهل سنت نيز برقعي را به خاطر حرف&zwnjهاي نامربوطي كه زده بود ، تكفير مي كردند .


گفته&zwnjايد كه : "جاي تاسف است که جواب کامل حضرت علي (رض) بر حرام بودن متعه را ،با اينکه امام تقيه نمودند تفسير کر ده ايد"


براي اطلاع بيشتر در باره متعه به اين آدرس مراجعه بفرماييد :


http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=93


گفته&zwnjايد كه : " ومواردي ديگر از جمله لواط را براي زن باز هم جايز اورديد؟؟!!!!!!!! " اتفاقاً اين علماي شما است كه لواط با زنان را نه تنها جايز مي&zwnjداند ؛ بلكه عملي هم كرده و راهكار ها را به مقلدينشان نشان داده&zwnjاند .


ابن جرير طبري مي&zwnjنويسد :








عن قتادة قال : سئل أبو الدرداء عن إتيان النساء في أدبارهن ، فقال : هل يفعل ذلك إلا كافر


قال : روح : فشهدت ابن أبي مليكة يسئل عن ذلك ، فقال : قد أردته من جارية لي البارحة فاعتاص علي ، فاستعنت بدهن أو بشحم .


جامع البيان ، ج2 ، ص536 ، ذيل آيه نساؤكم حرث لكم و الدر المنثور ، ج1 ، ص266 .


از ابو درداء در مورد نزديکي کردن از پشت با همسر سوال شد ؛ پس گفت : آيا غير از کفار کسي اين کار را انجام مي دهد ؟


روح مي گويد : پس در نزد ابن ابي مليکه حاضر بودم که در اين زمينه از او سوال شد ؛ پس پاسخ داد : ديشب مي خواستم با کنيزي از کنيزکانم چنين کنم ؛ اما برايم سخت بود ؛ به همين جهت از روغن يا دنبه استفاده کردم!!!








و نيز سيوطي در تفسيرش مي&zwnjنويسد :


وأخرج الخطيب في رواة مالك عن أبي سليمان الجوزجاني قال سألت مالك بن أنس عن وطئ الحلائل في الدبر فقال لي الساعة غسلت رأسي منه .


الدر المنثور ، ج1 ، ص266 ، ذيل آيه نساؤكم حرث لكم .


از مالک بن انس سوال کردم که آيا مي توان با حليلة ( همسر يا کنيز) از پشت نزديکي کرد ؟ پاسخ داد : همين الان از همين کار غسل کردم!!!


در باره ابوهريره نيز به اين آدرس مراجعه بفرماييد :


http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=106





والسلام علي من اتبع الهدي


گروه پاسخ به شبهات

7 | مرتضي احساني | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٦ شهریور ١٣٨٧ |
از مطالب بسيار زيباي شما و تحليلتان متشکرم که کاملا بي طرفانه بود چون من خودم مناظره را کامل گوش دادم اگر امکان دارد درباره اختلاف اهل سنت و شيعه در مورد تاويل قران هم بحثي بشود البته من خودم در اين مورد کمي تحقيق کردم ولي هنوز در ذهنم شبهاتي وجود دارد
8 | محسن حبيبي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٧ شهریور ١٣٨٧ |
خسته نباشيد گرم خدمت برادران عزيز در گروه پاسخگويي
سلام مارو به آقاي قزويني برسونيد
يا علي مدد
9 | رضا جعفري | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢١ شهریور ١٣٨٧ |
نرود ميخ آهني در سنگ
اميدوارم كه منطق و عقل ما مثل سنگ نباشه كه هيچ حرف منطقي را باور نكنيم ...
با تشكر از شما دوستان عزيز كه زحمات بسيار زيادي براي ترويج فرهنگ صحيح شيعه و اسلام ميكشيد...
10 | شيعه | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٧ مهر ١٣٨٧ |
مناظره بسيار جالبي بود
از آقاي هدايتي حفظ الله و ديگر دست اندركاران شبكه جهاني سلام نهايت تشكر و سپاس را دارم
اين مناظره نتايج بسيار مطلوبي را نشان داد
اين مناظره ضعف و زبوني علما اهل سنت و جماعت را بخوبي نشان داد
اين مناظره حقانيت دين تشيع علوي را به اثبات رساند
اين مناظره در تحكيم و افزايش ايمان ما شيعيان نقش بسزايي داشت
اين مناظره نشان داد كه شيعه هميشه سرافراز و سر بلند است
اين مناظره نشان داد كه زبان شيعه هميشه گويا بوده و كم نمي آورد
اين مناظره براستي نشان داد كه چرا شيخ الاسلام مولوي عبدالحميد فرار را انتخاب نمود و حتي از مباهله نيز ترس داشت ؟!..
اين مناظره براستي نشان داد كه اهل سنت و جماعت حرفي براي گفتن ندارند
اين مناظره نهايت تسلط و استادي جناب دكتر قزويني حفظ الله را بر همگان ثابت نمود
اين مناظره ضعف و زبوني و در نهايت لكنت زبان مولوي عبدالمجيد را پيش روي همگان نهاد و خود اهل سنت نيز بر اين نكته معترف هستند
در پايان ذكر اين نكته ضروري است بجهت اينكه اين مناظره از شبكه جهاني سلام پخش گرديد و بازتاب جهاني داشت ، اهل سنت و جماعت بايد خيلي ممنون و سپاس گذار دكتر قزويني باشند !.... زيرا چرنديات كفر آميز و شرم آور صحاح مسلم و بخاري كه اكثرا" از زبان ابو هريره معلوم الحال كه عمر او را زير ضربات شلاق گرفت !... نقل شده را برملا ننموده و آبروي اهل سنت را بيش از اين نريختند ؟!....
11 | مهندس تنكابن | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٩ آبان ١٣٨٧ |
مناظره جالبي بود اما حيف که اين مولوي ها حريف قدرتمندي در مقابل آقاي قزويني نيستند تا مااز ظرفيت هاي علمي بيشترجناب قزويني بهرمند شويم هر انسان بيطرفي اگر ذره اي انصاف داشته باشد به سادگي ميتواند بفهمد که جناب مراد زهي هيچ جوابي نداده وسوال را با سوال درآميخته وبيشتر فرا فکني کرده من اگر جاي طلبه هاي مدرسه ايشان بودم ديگر در کلاس درس ايشان که به اصطلاح از وزنه هاي علمي اهل سنت هستند به هيچ قيمتي حاظر نميشدم وفکر بکري براي آبروي ازدست رفته اين جماعت ميکردم تامريدان متعصبي مثل اقاي -سارو- از عصبانيت اينقدر به اب وآتش نزنندو وقت اين سيد خدا را با هجوييات خود نگيرند ايکاش برادران اهل سنت ذره اي از خصوصييات محمد بن ابي بکر رابه ارث ميبردند يالا اقل قطره اي ازخون اسماء بنت عميس (همسر ابي بکر) در رگ هايشان جريان داشت تا در چنان غربتي امام خود راتنها نگذارند شايد هم بيم آن دارند که معاويه اي پيدا شود واز دست همچون عمري به صدارت برسد وآنها را در پوست الاغي بگذارد وآتش بزند
12 | عمرعلي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٣ آبان ١٣٨٧ |
اميدوارم جناب قزويني توانايي مناظره با دكتر ملازاده را نيز داشته باشند.

پاسخ:
جهت اطلاع شما ايشان سال 85 با آقاي ملازاده در همان شبکه سلام تي وي مناظره داشتند که شما مي توانيد حق و باطل را در مناظره آنها پيدا کنيد

لينک متن و صوت فايل مربوطه:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=116

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=monazerat&id=9

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=monazerat&id=8

معاونت اطلاع رساني


1 |مجتبی دهقانی ش||٠٩:٥٧ - ٢٨ دي ١٣٩٤ |
0
 
0
سلام اقای عمر؟
ملازاده می دونه که اقای ایت الله قزوینی نمیاد برای مناظره بنابراین اصرار می کند.
ایت الله قزوینی چون می دونه ه ایشان(ملازاده)
فحاشی می کند با او مناظره نمی کند.(شما می تونید فحاشی ایشون رو در سال 85 ببنید)
این در حالی هست که ملازاده نمی رود با اللهیاری مناظره کند و میترسد با وجود این که اللهیاری چندین بار ایشان را به مناظره دعوت کرده
به نظر من ملازاده و اللهیاری باید مناظره کند چون هر دو فحاش هستند
13 | سلامات | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ آبان ١٣٨٧ |
با سلام و آرزوي توفيق روز افزون :بنده شنيدم که اعراب قرآن طبق روات اربعه در بعضي جاها فرق مي کند.آيا اين مطلب صحت دارد؟ اگر صحت دارد باعث تحريف نمي شود؟

پاسخ:
دوست گرامي سلام ! اختلافات جزئي در بعضي از آيات قرآن در نحوه قرائت وجود دارد ؛&zwnj همانند آيه وضو كه برخي كلمه «ارجلكم » را به فتح و برخي به جر خوانده&zwnjاند . ولي اين سبب تحريف قرآن نمي&zwnjشود ؛ زيرا نه كلمه&zwnjاي اضافه مي شود و نه حذف ، فقط اختلاف در نحوه تلفظ است .



موفق باشيد



گروه پاسخ به شبهات
14 | عمرعلي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ آبان ١٣٨٧ |
با سلام به تمام مسلميني كه اسلام رو به خاطر خدا و رسولش ميخان نه اونهايي كه به خاطر شيخين ميخان و نه اونهايي كه به خاطر علي ميخان .
پيرامون سوال جناب سلامات . فكر ميكنم كتاب( شيعه و تحريف قرآن) رو يكي از حضرات آيت ا... نوشته اند .
15 | عبدالرحمن عثمان ال عارف | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ آبان ١٣٨٧ |
سلام:بنده با دقت كامل نوشته هاي فوق را مطالعه كردم.البته سوالهاي زيادي هم دارم.از همه دست اندر كاران تشكر مي كنم ازاقاي مراد زهي وقزويني هم تشكرميكنم.سوال بنده اين است كه چرا بعضي از علمائ بخا طر مصلحت انديشي از منا ظره شانه خالي مي كنند تا كي مي خواهند مردم در گمراهي باقي بمانند ؟ جواب خدا را چي مي دهند؟اگر به اين وضعيت ادامه دهند نسل جوان به اصل اسلام بد بين مي شوند.خلاصه يا اين گروه راست مي گويند يا ان گروه ويا هر دو گروه دروغ مي گويند نمي شود گفت شايد هردو گروه راست بگويند چون همديگررا نفي كرده اند.بايد از علماي تراز اول شيعه مثل اقايان:جوادي املي,جعفرسبحاني.مصباح يزدي و...وعلماي تراز اول اهل سنت مانند:امام جمعه محترم زاهدان جناب مولوي:امام جمعه بيروت جنا شيخ سعيد شعبان وعالم بزرگوارومتكلم قوي اهل سنت ابن عبد الجبار, ومفتي اعظم الشيخ قرضاوي دعوت شود در يك كشور سومي ودر يك شبكه اي كه نه سني باشد ونه شيعه با هم منا ظره كنند وتا حل نشدن مسئله ادامه دهند.واين مناظره به صورت زنده ومستقيم بدون كم وزياد از كليه رسانه هاي جهان اسلام پخش شود تا تكليف مردم معلوم شود.به بهانه اختلاف از اين پيشنهاد نترسيد قطعا مردم به رشدي رسيده اند كه حق را تحمل كنند.بلكه اگر كسي تحمل نكند علمايي هستند كه از حق گريزان ودنبال منافع خويشند.همان علمايي كه شبيه علماي يهود ونصارا مورد لعن ونفرين خداوند متعال اند.متشكرم.
16 | محمد رضا پرتو | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٤ آبان ١٣٨٧ |
بنام خدا
اين مناظره از يك جهت براي من طلبه و خانواده ام بسيار مفيد بود چون ما فكر ميكرديم اهل سنت شايد جوابي به اين سوالها دارند كه تا به حال به مذهب خود پايبند هستند ولي قلبا به اين نتيجه رسيديم كه علماي اهل سنت مردم را مستضعف از حيث علمي نگه داشته اند . و هميشه نميشود مردم را كر و كور نگه داشت به اميد آزاد شدن بندگان بي گناه خدا كه اسير زندان تعصب و شهوت پرستي عده اي شده اند.
خداوند همه را با محبانشان محشور فرمايد .
والسلام
17 | ترامپ | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٢ آذر ١٣٨٧ |
جناب قزويني مناظره از پيش برنامه ريزي شده و شکست فرمايشي و مصلحت گونه مرادزهي و شما را مطالعه نمودم و يک چيزي را باب اطلاع دوستان عزيز عرض مي کنم و ان اينکه در اين مناظره بايد هم اقاي مرادزهي شکست بخورند چرا که اگر اقاي مرادزهي جواب قطعي مي دادند و در اين مناظره پيروز مي گشت قطعا وي را به زندان احضار و بعد از مدتي مي کشتند . ترور و قتل و زنداني نمودن صدها تن از علماي اهلسنت و تخريب مساجد و حوزه هاي علميه دليل و شاهد گواه بنده مي باشند .
من علم مذهبي ندارم ولي کاش شما اقاي قزويني و ساير تندروها مثل اهل سنت تونس و ساير بلاد اسلامي که به شما اخوندها و تندروان انقدر ازادي داده اند که بدترين کتب را عليه انها نوشته و باهزينه دولت ايران در انجاچاپ و نشر مي کنيد . اما ايا شما اين ازادي را به سايرين نيز مي دهيد که جوابيه خود را در داخل ايران چاپ و نشر بکنند .
زنداني کرد ن و به شهادت رساندن علماي اهلسنت ايران تخريب مساجد و مدارس ديني و جلوگيري از سايت هاي مذهبي و عدم صدور مجوز چاپ و نشر کتب مذهبي اهل سنت نشان دهنده ترس و واهمه است که شما تندروهاي مذهبي از اهل سنت داشته و داريد و اين خود نشان و گواه و سند حقانيت ما بوده و به ان نيز افتخار مي کنيم .
18 | مهدي كرمي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ آذر ١٣٨٧ |
با سلام به خدمت آقا و امام زمانمان حجت بن الحسن عسكري و سلامي گرم به تمامي كساني كه در اين وانفساي كفر و شرك چراغ راهي شده اند تا كساني امثال بنده كه اطلاعات كافي در مورد دين شيعه نداريم هر چند كه من افتخار مي كنم به شيعه بودنم و داشتن اين چنين مراجع عاليقدر چون حاج آقاي قرويني .
من نيز مانند ديگز دوستان مناظره را ديدم و شنيدم و بايد به اطلاع كسي كه متني در مورد فرمايشي بودن اين مناظره را نوشته بود عرض كنم كه اگر آقاي مولوي مراد زهي واقعا پاسخي براي اين سوالات داشت بايد مصلحت انديشي را كنار ميگذاشت و جواب سوالها را مي داد برنامه زنده بود و اختيار زبان ايشان در دست بقول شما تندرو هاي مذهبي نبود اگر كسي بر حق باشد نبايد باكي از تهديدات داشته باشد در حالي كه كاملا مشخص بود كه ايشان بدليل نداشتن جواب و حتي مطالعات كافي در مورد مذهب خودشان چاره اي جز كشاندن بحث به موارد خارج از موضوع نداشتند آيا بجاي اين گونه تبرئه كردن هاي كوركورانه بهتر نيست عميق تر به اين مسائل بينديشيم .
در مورد ديگر در بعضي يا بسياري ار اين کشورهاي عربي چنين کارهايي نمي کنند و به علما, شيعه بي احترامي زندان و خيلي کارهاي ديگر نسبت به نويسندگان و علما, و ... توهين نمکنند آنوقت شما توقع داريد در کشوري که مذهبش شيعه و امام اولش مولا امير المومنين علي هست اجازه چاپ کتبي که به ايشان بي حرمتي کرده اند را بدهند مگر علماء شما از همان روزي که خلافت را از کلام خدا بر زمين مولا علي غصب کردند کم توهين به مولا علي وفاطمه و به اهل بيت پاک و امامان معصوم کرده اند
تا کي و کجا بايد به اين بي احتراميها جوابي نداد شما از يک مناظره بقول خودتون دروغي !!! اين چنين ناراحتي ولي ما نبايد اين همه ظلم و بي حرمتي را به روي خودمان بياوريم و اجازه دهيم که بي شرمانه تر از هميشه هرچه مي خواهيد انجام دهيد کمي هم به وجدانتان رجوع کنيد الان عصر ارتباطات است بخود بيا آفا يا خانمي که چنين حرفهايي ميزني حق عليست فاطمه و حسن و حسين و .... امام زمان آقا حجت بن الحسن عسگري مهدي صاحب الزمان است شک نکن چون روز پشيماني نزديک است براي گمراهان کمي مطالعه بدون تعصب مطمئن باشيد حقايق را مثل خورشيد برايتان روشن خواهد کرد به اميد آنروز
19 | امامي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ آذر ١٣٨٧ |
به نظرم اگر برادران اهل سنت يه مقدار به فتاواي خرافي و خرد ناپذير مفيان اهل سنت نگاه كنند تفاوت رهبري معصوم و افراد جاهل را به خوبي مي فهمند
براي آگاهي از اين خرافات به سايت هاي ذيل مراجعه شود:
http://www.vahhabi.com/
http://www.basirat2.blogfa.com/
20 | محمد رضا پرتو | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ آذر ١٣٨٧ |
سلام
آقاي مراد زهي در اين ماظره اين كتابها را انكار كرديد:
1) صحيح بخاري( بنابر گفته آقاي مراد زهي كه زيد ابن اسلم به هيچ عنوان وثوق ندارد.با اين كه از روات اين كتاب هستند)

2)صحيح مسلم(بنابر همان گفته قبلي با توجه به اينكه زيد ابن اسلم از روات مسلم هم است)

3)تاريخ طبري(با توجه به اينكه بنابر گفته آقاي مراد زهي هزاران حديث نادرست در آن است و شخصي مثل طبري هيچ ادعايي ندارد كه حديث صحيح بياورد واين كتاب صرف تاريخ است)

4)كتاب انسال الاشراف بلاذري( بنابر گفته آقاي مراد زهي صرف نسب نامه است و اعتباري ندارد)

5)نهج البلاغه(وقتي آقاي قزويني بر عليه خليفه دوم خطبه 3(شقشقيه را مي آورد ) آقاي مراد زهي پاسخ ميدهد اين خطبه مورد اعتماد نيست پس اذا تعارضا تساقطا رُدّ الي الاصل برگرديم به قرآن)

و.... (از جمله كتب آقاي هيكل و عمر رضا كهاله و..( بنابر گفته آقاي مراد زهي معاصر هستند آن دو و اعتباري نيست(خود آقاي مراد زهي هم معاصر هستند پس آقاي مراد زهي خودش را هم رد كرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

آقاي قزويني كمي هم پيش ميرفت آقاي مراد زهي حتما قرآن را هم ضعيف مي دانستند يا رد ميكردند.

21 | ترامپ | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ آذر ١٣٨٧ |
بنام خدا
دوستان عزيز و محترم هردين و مذهبي كه داريد مباركتان باد . هر آن كس كه پرهيزكارتر بوده و عبادات و مناجات خود را از روي خلوص نيت انجام بدهد قطعا نزد خدا محبوبتر خواهد بود حال شما چه سني بوده يا شش امامي يا دوازده امامي فرقي نميكند فقد محض خدا حرمت همديگر را داشته و نسبت به هم بي احترامي نكنيد گناه يا خطايي كه كسان ديگر مرتكب شده اند راست يا دروغ باشد خداوند خودش انهارا مجازات خواهد نمود و اما من و شما خداي نكرده از روي تعصب مرتكب گناه نشويم كه همانا در پيشگاه خداوند شرمسار نگرديم .
جناب اقاي مهدي كرمي يك چيز قابل تذكر به شما مي باشد و آن اينكه در ايران شما متاسفانه يك عده از اخوندهاي تندرو و متعصب در حكومت و قدرت نفوذ نموده و قضاياي مذهبي را كاملا معكوس و پنهان نموده و بنا به ترفندهاي مختلف قصد تخريب اهل سنت راداشته و در طي چندين سال اخير چنان ذهن ايرانيان عزيز را پر از اين مسئله نموده كه اهلسنت يعني فقط صحابه رسول منهاي اهل بيت پيامبر بوده و هستند و هيچ اعتقادي به خاندان پيامبر ندارند درحالي كه واقعيت اين نيست بلكه نزد اهلسنت خاندان و اولاد پيامبر جايگاه ويژه داشته و دارند .
برايتان خيلي عجيب خواهد بود اگر از نزديك به شهرهاي سني نشين ايران و ساير بلاد اسلامي سفر كرده و از نزديك شاهد دوستي و ولاي اهلبيت نزد سنيان باشيد اري واقعيت دارد ولي تندروهاي مذهبي ايران اهلسنت را منهاي خاندان پيامبر براي شما معرفي كردند در حالي كه اين چنين نبوده و نيست . اقاي مهدي كرمي ايا تا بحال به خود امده و از نزديك خطبه نماز جمعه اهل سنت كه قبل از اداي نماز جمعه به زبان عربي در تمام كشورهاي اسلامي خوانده مي شود توجه كرده و شنيده يا خوانده ايد قطعا اگر بخوانيد و مطالعه بكنيد متوجه دوستي اهلسنت به خاندان نبوت خواهيد شد و به اين امر گواهي خواي داد .
در پايان شهادت شيخ علي دهواري امام جمعه اهلسنت شهرستان سراوان در بلوچستان توسط تندروهاي مذهبي و جلادان نظام راكه به حق يكي از دوستداران واقعي اهلبيت و صحابه پيامبر بودند را تبريك و تهنيت عرض مي كنم .
دوستان عزيز اگر زماني گذرتان به زاهدان يا زابل افتاد حتما سي دي تخريب مدرسه ديني عظيم اباد اهلسنت زابل را تهيه و نگاه بكنيد در انجا خواهيد ديد و باورتان مي شود كه چگونه جلادان و تندروهاي مذهبي بنام قانون اسلامي و دستور حكومتي مدرسه ديني سنيان را تخريب نموده و قران ها را در چاههاي فاضلاب انداخته و به هيچ چيز رحم نكرده اند اري ما اگر فريادمان مرگ بر امريكا واسراييل بوده به خاط بي حرمتي انان به كتاب مقدس و عزيزمان قران مي باشد ولي واي بر ما كه حالا در ايران يك عده تندرو مذهبي در درون و بطن نظام از اسرايليان بدتر بود و گستاخي را تا جايي پيش بردند كه ديگر به قران همر رحم نكرده بلكه انهارا در چاههاي فاضلاب ريختند .
در آخر سالگرد شهادت شيخ ربعيي امام جمعه اهلسنت كرمانشاه توسط جلادان نظام در سال 1375 را خدمت تماي ملت ايران خصوصاجامعه اهلسنت كرمانشاه را تبريك و تهنيت عرض مي كنم .
22 | ابوزهرا | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٩ آذر ١٣٨٧ |
جناب ترامپ
کلام شما در رابطه با نگهداري حرمت همديگر را کاملا پسنديديم ، انشاءالله که اينچنين باشد نه تنها در اينجا براي در تمام بلاد مسلمين عربستان، عراق و ...
البته بايد همواره حساب مثلا تندروي در گفتار و .. را با اعمال ننگين ايادي استعماري و افرادي که بنام دين ضربه به تيشه اسلام مي زنند جدا کرد که از جمله اين افراد مي توانند به گروه طالبان ، گروه القاعده ، گروه سپاه صحابه پاکستان و... (که متاسفانه همگي داراي عقايد و افکاري منشعب از شما برادران اهل سنت دارند) که باعث قتل و کشتار بسيار از برادران شيعه توسطشان چه در پاکستان ، چه در عراق و حتي در همين ايران که بعد از مدتها جنازه هاي سربازان که توسط عبدالمالک ريگي به شهادت رسيده بودند ، پيدا شد و ... نام برد.
چند نمونه از اخبار اعمال ننگين برادران شما (به قول شما همان تندروهاي شما):
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=454
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=455
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=431
و....
اگر کمي تاملي نماييد خواهيد ديد اين شيعه بوده که همواره مورد تهديد و اعمال فشار و زور توسط به قولتان تندروهاي مذهبي شما بوده
تو خود حديث مفصل بخوان زين مجمل
شما اشاره به تندروهاي برخي به قول شما آخوندهاي تندرو کردند که قضاياي مذهبي را معکوس نشان داده اند ، بهتر است براي عنوان خود حداقل يک مورد مثال از اين تندرويها و يا پنهان سازي ها مي برديد. آيا اشاره به احاديث موجود در کتب منبع شما اهل سنت مبني بر غصب حق حضرت فاطمه زهرا(س) (قضيه فدک) و يا تهديد و به آتش کشيدن خانه دخت نبي اکرم (ص)، و يا ظلم در حق علي (ع) و صدها مورد ديگر که همگي از کتب منبع شما ذکر شده همان معکوس نمايش دادن است
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=107
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=105
ويا سعي و فعاليت شما در ارائه حسن روابط خلفاء با حضرت علي (ع) (همانند شب نامه اي که در سطح استان سيستان وبلوچستان پخش کرده بوديد)
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=108
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=241
و يا بزرگنمايي در فضايل جناب عمر (سخنراني جناب مولوي خيرشاهي)
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=112
مطمئنا ز نظر شما نزد اهل سنت خاندان و اولاد پيامبر جايگاه ويژه دارد ، ولي چگونه ممکن است جمع اضداد، چگونه ممکن است شما از طرفي عمر و ابوبکر و ... را خليفه و صحابي و مؤمن بدانيد و پيشواي خود بدانيد و از طرفي ديگر فاطمه زهرا (س) را دوست بداريد که عدم رضايت خود را از ايشان اعلام کرد، چگونه ممکن است حضرت زهرايي را دوست داشته باشيد در حالي که عمر به خانه اش حمله کرده و آن را به آتش کشيده (خواهشا دوباره وارد بحث کذب بودن اين مقوله نرويد که بارها و بارها در همين سايت و ساير سايتهاي و حتي در المستقله از منابع خود اهل سنت اين موضوع به اثبات رسيده و در آخر علماي شما در همان المستقله به اين موضوع اذعان کرده و نهايتا به جسارت تمام اعلام کردند که حقش بوده که اينچنين شده)
و يا علي اي را دوست بداريد که همين جناب عمر و ابوبکر حقش را خوردند و خانه نشينش کردند ، شما به ما بگوييد چگونه جمع اين اضداد امکان پذير است.
نه کسي منکر اين واقعيت همزيستي برادران شيعه و اهل سنت (که خود را داراي فرق مختلفي هستند) در بسياري از مناطق و بلاد مسملين نيست، ولي هر جا که ديد زمزمه هاي فتنه و توطئه و دسيسه مي آيد به يقين ردپايي از وهابيت در آن منطقه خواهيد يافت .
گفته ايد تندروهاي مذهبي ايران اهل سنت را منهاي خاندان پيامبر معرفي کرده اند، ما چنين تندرويي نديدم که از طرف مذهب ما باشد
ولي چرا در مذهب شما و هم مسلکان شما بسيار ديده ايم که با عملکرد خود چنين بيان داشته اند.
ما نيز در رابطه با جناب آقاي دهواري متاسفيم ولي بيشتر بابت دشمنان به ظاهر دوستاش ، بهتر بود به جاي متهم کردن دوباره تندروهاي مذهبي ما و يا حکومت و ... کمي در روابط ايشان با جناب عبدالحميد و درالعلوم زاهدان تامل بيشتري مي کرديد تا حقايق بيشتري از دشمني جناب مولوي عبدالحميد با ايشان بر شما آشکار مي شد ، چرا که هنوز هم که هنوز بسياري از اهالي منطقه احتمال فتنه و توطئه از سمت هم مذهبان شما در منطقه را بيشتر مي دانند تا .... .
در را رابطه با بحث تخريب مدرسه لوتک نيز گويا همچون موضوع قبلي اظهار نظر بدون اطلاع کامل از موضوع کرده ايد، و کاملا مشهود که چگونه تحت تاثير به قول خودتان تندروهاي مذهبيتان شده ايد و داستان دروغ جسارت به قرآن و ... را باور کرده و هزاران حرف و حديث ديگري که رواج داده اند.
در رابطه با موضوع فوق مي توانيد دو خبر ذيل را به نقل از اخبار استان و اظهارنظر افراد حاضر در موضوع بوده اند را بخوانيد تا حقيقت بيشتر برايتان آشکار شود:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=346
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=356
اميدوارم زين پس نسبت به هر موضوع و يا خبري که مي شنويد با دقت و اشراف اطلاعاتي بيشتري اظهار نظر کنيد.
والسلام علي من التبع الهدي


23 | احمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٤ دي ١٣٨٧ |
واقعا دستتون درد نکنه
سايت بي نظيري داريد
خدا حفظتون کنه
24 | سيد عليرضا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٨ فروردين ١٣٨٨ |
بسم الله الرحمن الرحيم.
جناب عمر علي.
ما شيعيان اسلام را به خاطر پيامبر و حضرت علي (ع)طبق سخن خداوند در قران مي خواهيم.
بعدشم ما تحريف کننده قرانيم يا شمايي که حتي کتب خودتون رو هم تحريف ميکنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
25 | سيد محمد حسيني | , ایران | ١٤:٥٣ - ٠١ مرداد ١٣٩٠ |
دوستان گرامي در موسسه.
با عرض پوزش
در اين مقاله جمله((سه دقيقه نهائي قزويني :

در رابطه با اين که ايشان فرمودند صحابه کجا رفتند . آيا تربيت پيامبر زير سوال نميرود . بايد بگويم از آقايان اهل سنت سوال کنيد که در صحيح بخاري ج7 ص207 ح6507
آمده است که ظاهرا منظور روايت شماره 6587 ميباشد نه روايت 6507.
البته دکتر قزويني در مناظره آدرس را صحيح فرمودند.
بابت اين جسارت پوزش ميطلبم.
يا علي
26 | شيعه جنوب | , ایران | ١٢:٠٥ - ٣٠ شهریور ١٣٩٠ |
سلام شرمنده كه نتوانسته ام چند هفته ايي مطالب سايت رو دنبال كنم مزاحم هميشگي شما: ببخشيد سوالي داشتم كه يكي ازسني هابراي من ارسال كرده بود ميخواستم جواب ان را به من بدهيد ممنون از راهنمايي شما گروه پاسخ به شبهات چيه!!! گفتم که دلايل ناقص نيار گير ميکني اونجا که حضرت علي مياد ابوبکر وعمر فحش ميدن! سالهاست با اين حديث ناقص سر ميکنيد در حالي : قزويني در همان صحيح بخاري که در حق ابو بکر و عمر لفظ (کاذبا آثما غادرا و خائنا) استعمال شده، در همان روايت قبل از اين الفاظ،حضرت عباس نيز همين جمله ها را درحق حضرت علي استعمال کرده و گفته: (اقض بيني و بين هذا الکاذب الاثم الغادر والخائن) آيا برداشت شما از قول عباس اين است که، علي را دروغگو وگنه کار و حيله گر و خائن مي دانست؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

يا اهل سنت بايد بگويند اين روايت جعلي است ، كه در اين صورت بايد اجماع سابق علماي اهل سنت را زير سوال ببرند و كل مذهب اهل سنت از بين مي‌رود ؛ و يا بايد اين روايت را قبول كنند كه در اين صورت هم اعتقاد حضرت علي عليه السلام راجع به ابوبكر و عمر مشخص مي‌شود ، و هم اهل سنت مجبور به قبول اين نكته مي‌شوند كه صحابه به يكديگر دشنام داده‌اند و ديگر چيزي به اسم عدالت صحابه باقي نمي ماند .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

27 | ييي | , چین | ٠٧:٥٧ - ١٠ فروردين ١٣٩١ |
هرچهاتفاق افتاد به نظر من خوب نيست که دوعالم اسلام بخواهند دررابطه با مذهب خودشون مناظره بکنند اگر مابخواهيم بااسلام خدابه سوي خدا حرکت بکنيم به نظر من مابايد مسيري که پيامبران خداپيموداند بپيمايم زندگاني ادم نبي نوح نبي ابراهيم نبي موسي نبي عيسي نبي ومحمد نبي راپيش بگيريم
28 | مريم س | , ایران | ١٥:٣١ - ٢١ مرداد ١٣٩٢ |
جناب ترامپ شما فرض کن استاد قزويني از قبل همه چيزو برنامه ريزي کرده بوده و مراد زهي هم مصلحت گونه شکست خورده خيلي احمقي به خدا يعني مذهبتون انقدر آبکيه که استادتون حاضر نشده به خاطر حقانيتش از خونش بگذره يعني حداقل آبروي استادتونو نبريد تو اگه شعور داشتي که آبروي استادتو نمي بردي البته تقصيري نداره اگه مصلحتي شکست خورده مثل خلفاي راشدينتون عمل کرده که مثل بز ترسو از جنگ فرار مي کرده چقدر جونتون عزيزه بدبختا يه ذره واسه مذهبتون خون بديد اگه راست مي گيد
29 | مريم س | , ایران | ١٥:٤٧ - ٢١ مرداد ١٣٩٢ |
جناب ترامپ مگه تو مکه و مدينه و کشورهاي اسلامي سني اجازه نشرو چاپ کتابهاي شيعه داده مي شه که ما تو کشور شيعه نشينمون به شما آدماي کثيف وهابي که سرکردتون ريگيه اين اجازه رو بديم تازه اجازه بهتون نمي دن اين همه کشتار راه مي ندازيد چطور نمي گي تو زاهدان همين ريگي کثيف اين همه آدم کشت مگه از شما نبود چطور مسجد اميرالمومنينو با عمليات انتحاري خراب کرديد نمي گي تازه اينهمه تو دنيا بر ضد شيعه کتاب مي نويسن با پولاي کثيف خود شماها بعد اگه با پول ايران کتاب چاپ بشه شما ناراحت مي شيد در ثاني هميشه اينو بدون تو طول تاريخ تعداد آدمايي که به خدا ايمان اوردن و دنبال حق بودن هميشه کمتر بوده مي بيني که شما کل دنيا رو برداشتيد پس اين نشان از جهل شما داره و تعداد شيعيان کمتره و اين دليل بر حقانيت ماست و بهش افتخار مي کنيم شما تعداد خودتونو تو يه کشور شيعه نشين نبين تو کل دنيا ببين، در ثاني مظلوم نمايي نکن ما سني ها دوستداران اهل بيت هستيم چقدر دروغ مي گيد آخه شما با دختر پيامبر لج مي کنيد بعد مي گي ما دوستدار اهل بيت هستيم شما همون با ابوبکر و عمر و عثمان و عايشه و امير معاويتون محشور بشيد واستون کافيه
30 | زكريا | , سوئد | ١٦:٤١ - ٢٣ مرداد ١٣٩٢ |
سلام به خدمت شما عزيزان سوالاتي که پرسيديد جواباشون کاملا با رنگ دروغ وکذب آغشته هستند جواباشونو اينجا پيدا کنيد دوست عزيزي که درمورد ارتداد صحابه سوال کرديد درحقيقت منظور حديث هاي بيان شده تمام صحابه نيست اگه تمام صحابه باشد آيا مگر علي وحسن وحسين وجعفرو..... (رضي الله عنهم) صحابه نبودن؟ مسلمه که ميگيد مگر تعداد انگشت شماري و اوناهم حضرت علي باپيروانش بودند يعني ابوبکرو عمر وعثمان وابوهريره و....جزو مرتدين بودند؟ اخوي عزيز گول اينها رو نخور واگه دنبال حقيقتي طالب حقيقت باش قول خداست که (يهدي اليه من ينيب) واما جواب واقي تو درزمان خلافت ابوبکر صديق چند قبيله اي از دين برگشتند و مرتد شدند از قبايل عرب اما بلافاصله حضرت صديق اکبر تمامشان راسرکوب کرد وبعضيها دو مرتبه به دين برگشتند واضح هست که منظور احاديث فوق از ارتداد صحابه همان قبايل سرکوب شده توست ابوبکرصديق ميباشد. شما براي تحقيق بيشتر ميتوانيد به کتاباي سيرت صحابه و پيامر مراجعه کنيد وسوالي از رافضيان داشتم: شما با اينکه ميدانيد بزرگان شما وعاقلان شما وکساني که واقعا طالب حقيقت هستند وبهشت را ميخواهند مي آيند سني ميشوند(سني بودن وشيعه بودن مهم نيست مهم مسلمان واقعي بودنست وپيرو سنت وکسي که پيرو سنت وطالب حقيقت ومسلمان واقعي هست وي راسني ميگويند لذا اهلسنت نبايد اهل شعار باشند ونبايد فقط ابوبکر و عمر و عثمان و علي و بگويند بايد بگونه آنها زندگي بکنند) ... مانند بسياري مثل آيةالله برقعي وبسياري ديگر ولي شما همچنان به پافشاري براي شرک ادامه ميديد و درضمن تيجاني و... وغيره اصلا سني نبوده اند که شيعه بشند گفتم سني به چه کسي ميگويد در فرانتز بالا . وجواب اگر غير از اينست بگيد جواب از نظريه خودم: وقتي که شيطان از بارگان خداوند ترد شد شيطان قسم ياد کرد که من همه بندگانت را گمراه ميکنم وآنهارا به آتش تو گرفتار ميکنم مگر آناني که بندگان مخلص توباشند پس پسران شيطان کساني هستند که قسمش را عملي ميکنند وآنها کيستند؟ آنها دعوت دهندگان سوي شرک هستند و دعوت دهندگان سوي شرک کي هستند خودتان ببينيد وملاحظه کنيد (صيغه. متعه. تقيه. غير خداراصدا زدن. عالم غيب دانستن غير خدا. پنج وقت نماز را درسه وقت خلاصه کردن. پرستش قبرها. سجده براي امام رضا در بارگاهش. طلب حاجت از غير خدا طلب شفا از غير خدا. علي را بالاتر از جبرئيل دانستن. وصدها شرک ديگر) ‏(وما علينا الا البلاغ المبين)

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ آنچه در كتب شما در مورد ارتداد صحابه آمده است خلاف آن چيزي است كه شما بيان داشته ايد مثلاً به اين روايت كه در كتاب صحيح بخاري آمده است توجه نماييد:

6215 حدثني إِبْرَاهِيمُ بن الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ حدثنا محمد بن فُلَيْحٍ حدثنا أبي قال حدثني هِلَالُ عن عَطَاءِ بن يَسَارٍ عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال بَيْنَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ فقلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت وما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

... بعد از تو اينها(كه ممكن است صدو پنجاه هزار نفر بوده باشند چنانكه در روايتي در بخاري آمده «يَدْخُلُ الْجَنَّةَ من أُمَّتِي زُمْرَةٌ هِيَ سَبْعُونَ أَلْفًا تُضِيءُ وُجُوهُهُمْ» گروهي از امت من روز قيامت وارد بهشت مي شوند كه هفتاد هزار نفرند...روايت 5474 بخاري) مرتد شده و به دوران جاهليت برگشته اند؛ از آنها بجز تعداد گوسفنداني كه از يك گله جدا مي مانند كسي از آتش نجات پيدا نمي كند.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 5، ص 2407

اما در مورد برقعي شما تنها يك دليل از كتب او بياوريد كه گفته باشد من سني شده ام! سني شدن برقعي دروغ شاخداري است كه شما به او نسبت مي دهيد.

در مورد مثالهايي كه در مورد شرك زده ايد همه نشان از بي سوادي و درك پايين شما نسبت به حقايق دين دارد.

پيامبر صلي الله عليه و آله در مكه تقيه مي كردند. ابوبكر تقيه مي كرد و به بلال مي گفت تقيه كن و خود را از شكنجه كفار نجات ده و قرآن هم به آن اشاره كرده است «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ (28/ آل عمران)» (مؤمنان نبايد كافران را -به جاى مؤمنان- به دوستى بگيرند؛ و هر كه چنين كند، در هيچ چيز [او را] از [دوستىِ‏] خدا [بهره‏اى‏] نيست، مگر اينكه از آنان به نوعى تقيّه كنيد و خداوند، شما را از [عقوبت‏] خود مى‏ترساند، و بازگشتِ [همه‏] به سوى خداست.) در مورد تقيه مي توانيد به مقاله «مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني» نيز مراجعه نماييد.

در مورد صيغه هم خوب است بدانيد اسما دختر ابوبكر در عقد موقت زبير بوده و براي او عبدالله را آورده است. صحابه هم در زمان رسول الله صلي الله عليه و آله و در زمان ابوبكر صيغه مي كرده اند ولي عمر مردم را از آن منع كرده است. در مورد ازدواج موقت مي توانيد به بخش «خارج فقه مقارن» مراجعه نماييد.

در مورد نماز كه شيعيان بعضي مواقع نماز ظهر و عصر را با همديگر و مغرب و عشا را با هم مي خوانند بايد بدانيد چنين كاري توسط رسول الله صلي الله و عليه و آله انجام شده و ايشان اجازه چنين كاري را داده اند البته نظر شيعه هم اين است كه جدا خواندن آن بهتر است مگر اينكه نماز در سه وقت به جماعت باشد كه جماعت مقدم و بهتر است. در اين مورد به مقاله اي تحت عنوان «چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي‌خوانند ؟» مراجعه نماييد.

در مورد علم غيب هم خود خداوند در قرآن مي فرمايد برخي را از آن آگاه نموده است مانند: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (جن/26 و 27)»؛ (داناى نهان است، و كسى را بر غيب خود آگاه نمى ‏كند، جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد، كه [در اين صورت‏] براى او از پيش رو و از پشت سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت.) شفاعت و توسل و زيارت قبور هم همه به همين صورت است كه مي توانيد با يك جستجوي ساده مقالاتي در اين مورد در سايت مشاهده نماييد.

السلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات

(1)
31 | مهدي مرادي | , آمریکا | ١٢:٠٦ - ٠٥ آبان ١٣٩٢ |
سلام بر اهالي جوياي حق و حقيقت
مراد زهي اگر وجدان و انصاف را در نظر بگيرد واقعا متوجه مي شود كه چقدر جاهلانه استدلال نموده است مرادزهي و علماي اهل تسنن اگر تعصب جاهلانه اي كه از ابابكر غاصب . عمر ظالم .و عثمان خائن با ارث بردند دور بياندازند جلوه زيباي حقيقت را مي بينند همان طور كه در زمان ما چند تا از علمايي كه سابقا از اهل تسنن بودند از در انصاف و تحقيق وارد شدند و حقيقت رو در اهل بيت رسول خدا يافتند و شيعه شدند
خداوند نور حقيقت رو تو ي جامعه جهاني منور گرداند .
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English