2019 March 20 - چهار شنبه 29 اسفند 1397
فضيلت خديجه (س) درگفتار بزرگان
کد مطلب: ٦٠٠٧ تاریخ انتشار: ٠٣ خرداد ١٣٩٧ تعداد بازدید: 3770
يادداشت » عمومي
فضيلت خديجه (س) درگفتار بزرگان

در روايات اسلامي كه از طريق شيعه و اهل تسنن نقل شده، و نيز در كلام بزرگان و انديشمندان، در شأن و مقام ارجمند ام المومنين حضرت خديجه كبري (س) سخن فراوان با تعبيرات گوناگون به ميان آمده است.

به گفته صاحب مستدرك سفينةالبحار، «فضائل حضرت خديجه (س) كه در ابواب مختلف روايات آمده، بيش از آن است كه (قابل) شمارش باشد».(1) حاصل توجه به اين روايات پيبردن به راز عظمت او، و شناخت شايستگيهاي او است.

از رسول اكرم (ص) نقل است كه :

«خير نسائها خديجة و خير نسائها مريم ابنة عمران» «بهترين زنان دنيا خديجه (س) و مريم دختر عمران هستند»(2) «خيرنساء العالمين مريم بنت عمران، و آسيه بنت مزاحم، و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد(ص)» بهترين زنان جهانيان عبارتند از: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه دختر خويلد و فاطمه (س) دختر حضرت محمد(ص)(3) ابن عباس ميگويد: روزي رسول خدا (ص) چهار خط كشيد. آنگاه پرسيد: آيا ميدانيد اين خطها چيست؟ گفتيم: خدا و رسولش داناتر است. فرمود:

«خير نساء الجنة مريم بنت عمران، و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد، و آسية بنت مزاحم امراة فرعون:

بهترين زنان بهشت، مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص) و آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون است»(4) پيامبر (ص) به عايشه كه در حال برتري جويي به فاطمه (ع) بود فرمود:

«او ما فاعلمت ان الله اصطفي آدم و نوحا و آلابراهيم و آلعمران و عليا و الحسن و الحسين و حمزه و جعفرا و فاطمة و خديجة عليالعالمين.

آيا نميداني كه خداوند، آدم، نوح، آلابراهيم، آلعمران، علي (ع)، حسن (ع)، حسين (ع)، حمزه، جعفر، فاطمه (ع) و خديجه (ع) را بر جهانيان برگزيد».(5) پيامبر (ص) فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: اي رسول خدا! اين خديجه (ع) است، هرگاه نزد تو آمد، براو از سوي پروردگارش و از طرف من، سلام برسان:

«و بشرها ببيت فيالجنة من قصب لاصخب و لانصب؛ «و او را به خانهاي از يك قطعه (زبرجد) در بهشت كه در آن رنج و ناآرامي نيست مژده بده»(6) «اربع نسوة سيدات سادات عالمهن مريم بنت عمران، و آسية بنت مزاحم، و خديجة بنت خويلد، و فاطمة بنت محمد، و افضلهن عالما فاطمة؛ چهار زن سرور زنان جهان خود ميباشند كه عبارتند از: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (ص)، و بهترين آنها در جهان فاطمه (ع) است»(7) «حسبك من نساء العالمين مريم بنت عمران، و خديجة بنت خويلد، و فاطمة بنت محمد (ص) و آسية بنت مزاحم.

درميان بانوان دو جهان، در فضيلت و كمال كافي است: مريم، خديجه، فاطمه و آسيه (عليهن السلام)»(8) پيامبر اكرم (ص) در تفسير (آيه 22 مطففين) «عينا يشرب بها المقربون، همان چشمه بهشتي كه مقربان از آن مينوشند.» فرمود:

«المقربون السابقون؛ رسول الله، و عليبن ابيطالب و الائمة، فاطمة و خديجة»(9) روزي پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود: «تو همسري مانند فاطمه (س) داري كه من چنان همسري ندارم، تو مادر زني مثل خديجه (س) داري كه من چنين مادرزني ندارم.»(10) روايت شده است؛ روزي جبرئيل به حضور پيامبر (ص) آمد و جوياي خديجه (ع) شد، پيامبر (ص) او را نيافت، جبرئيل گفت: «وقتي كه او آمد، به او خبر برده كه پروردگارش به او سلام ميرساند.»(11) پيامبر اكرم (ص) در چهل شبانهروز اعتزال از خديجه (ع) توسط عمار ياسر به خديجه چنين پيام داد: «ان الله عز وجل ليباهي بك كرام ملائكته كل يوم مرارا؛ همانا خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مكرر به فرشتگان بزرگش افتخار ميكند»(12) روزي رسول خدا (ص) در مسجد در حضور مردم در شأن حسن و حسين (ع) مطالبي فرمود، از جمله چنين گفت: «ايها الناس الا اخبركم بخير الناس جدا و جده؛ اي مردم! آيا شما را خبر ندهم به بهترين انسانها ازجهت جد و جده؟» حاضران عرض كردند: «آري، خبر بده!» فرمود:

«الحسن و الحسين، جدهما رسولالله و جدتهما خديجة بنت خويلد؛ آنها حسن و حسين (ع) هستند كه جدشان رسول خدا محمد (ص) است و جده آنها خديجه (ع) دختر خويلد ميباشد»(13) در آن هنگام كه پيامبر (ص) در بستر رحلت قرار گرفت، حضرت زهرا(س) بسيار پريشان و گريان بود، پيامبر (ص) حضرت زهرا را به وجود پربركت مولاعلي دلداري داد، و در فرازي ضمن ياد از خديجه (ع) فرمود: «دل خوش دار كه: ان عليا اول من آمن بالله عزوجل و رسوله من هذه الامة، هو و خديجة امك؛ همانا علي (ع) نخستين شخص از اين امت است كه به ذات پاك خدا و رسولش ايمان آورد، او و خديجه (س) مادر تو اولين افرادي هستند كه به اسلام پيوستند.»(14) پيامبر اكرم بعد از وفات خديجه كبري (ع) همواره از خاطرات شيرين و ايثار آن بانوي گرامي به نيكي ياد ميكرد و هرگاه به ياد او ميافتاد، اشك فراق بر ديدگانش جاري ميشد از جمله:

روزي پيامبر (ص) در نزد چند از نفر از همسران خود بود، ناگاه سخني از حضرت خديجه (ع) به ميان آمد، پيامبر (ص) آن چنان آشفته و پراحساس شد كه قطرههاي اشك ازچشمانش سرازير گشت.

عايشه به آن حضرت گفت: «چرا گريه ميكني؟ آيا براي يك پيرزن گندمگون از فرزندان اسد، بايد گريه كرد؟» پيامبر در پاسخ به او فرمود: «صدقتني اذ كذبتم، و آمنت بي اذكفرتم، و ولدت لي اذ عقمتم؛ او هنگاميكه شما مرا تكذيب ميكرديد، تصديق كرد و هنگاميكه كافر بوديد، او به من ايمان آورد؛ و براي من فرزنداني آورد در حالي كه شما نازا هستيد.»(15) نيز روايت شده:

روزي پيرزني نزد رسول اكرم (ص) آمد، آن حضرت او را مورد لطف سرشار قرار داد، وقتي آن پيرزن رفت، عايشه علت آن همه مهرباني به پيرزن را از پيامبر (ص) پرسيد، او در جواب فرمود:

«انهاكانت تاتينا في زمن خديجة، و ان حسن العهد من الايمان؛ اين پيرزن در عصر زندگي خديجه(ع)، به خانه ما ميآمد و از كمكها و الطاف سرشار خديجه(ع) برخوردار بود، همانا نيك نگهداري عهد و سابقه، از ايمان است.»(16) و مطابق روايت ديگر عايشه گفت: «هرگاه پيامبر (ص) گوسفندي ذبح ميكرد، ميفرمود: از گوشتش براي دوستان خديجه (ع) بفرستيد، يك روز در اين باره با آن حضرت سخن گفتم، فرمود:

«اني لاحب حبيبها: من دوست خديجه (ع) را دوست دارم.»(17) ياد خديجه در خواستگاري حضرت زهرا در جريان مراسم خواستگاري مولا علي (ع) از حضرت زهرا پس از آن كهام سلمه به همراه امايمن كنيز آزاد شده و برخي ديگر از همسران پيامبر نزد وي رفتند تا او را در جريان درخواست امام علي (ع) براي همسري با فاطمه الزهرا(س) قرار بدهند، در بخشي از گفتار خود به حضرت خديجه اشاره نمودند و آرزو كردند اي كاش آن مادر يگانه در اين مراسم حضور مييافت و ميتوانست در مراسم ازدواج جگرگوشهاش حاضر باشد.

تا سخن به نام خديجه رسيد ناگهان پيامبر اكرم (ص) به صداي بلند شروع به گريستن نمود؛ سپس فرمودند: «خديجة و اين مثل خديجة صدقتاني حين كذبني الناس، و وازرتني علي دين الله و اعانتني عليه بمالها، ان الله عزوجل امر في ان ابشر خديجة ببيت فيالجنة من قصب لا صخب فيه و لانصب؛ خديجه! كجاست همانند خديجه؟ در آن هنگام كه مردم مرا تكذيب ميكردند، او مرا تصديق كرد، و او براي دين خدا با من همكاري و همياري نمود، و با ثروت خود مرا براي پيشبرد دين كمك كرد، خداوند متعال به من فرمان داده است كه خديجه (ع) را به داشتن خانهاي از يك گوهر در بهشت كه رنج و ناآرامي در آن نيست مژده بدهم.» خديجه در احاديث معراج نبي ابوسعيد خدري ميگويد: رسول خدا (ص) فرمود: وقتي كه در شب معراج، جبرئيل مرا به سوي آسمانها برد و سير داد، هنگام مراجعت به جبرئيل گفتم: «آيا حاجتي داري؟» جبرئيل گفت: «حاجت من اين است كه سلام خدا و سلام مرا به خديجه(ع) برساني» پيامبر (ص) وقتي كه به زمين رسيد، سلام خدا و جبرئيل را به خديجه(ع) ابلاغ كرد، خديجه گفت: «انالله هو السلام، و منه السلام، و اليه السلام، و علي جبرئيل السلام؛ همانا ذات پاك خدا سلام است، و از او است سلام، و سلام به سوي او باز گردد و بر جبرئيل سلام باد.»(18) گفتار انبياي الهي، ائمه و اصحاب صدر اسلام ابنسعد مورخ عرب از قول آدم (ع) چنين ميگويد:

«آدم در بهشت به حوا گفت يكي از مزايايي كه خدا نصيب رسولالله كرد اين بود كه جفتي چون خديجه نصيب او نمود و خديجه پيوسته براي انجام رسانيدن مشيت خداوند به محمد كمك ميكرد در صورتي كه حوا سبب گرديد كه من در بهشت بر خلاف اراده خداوند رفتار نمايم.»(19) امام حسين (ع) در روز عاشورا در ضمن خطبهاي كه خود را به دشمن معرفي ميكرد، فرمود: «شما را به خدا سوگند، آيا ميدانيد كه جده من خديجه(ع) دختر خويلد است؟»(20) و نيز خطاب به دشمن فرمود: «آيا ميدانيد كه من فرزند همسر پيامبر شما خديجه (ع) هستم؟»(21) امام سجاد (ع) در مجلس شاهانه يزيد در دمشق در خطبه معروف خود، اين چنين خود را معرفي ميكند: «انا بن خديجة الكبري؛ من پسر خديجه بانوي بزرگ اسلام هستم.»(22) حضرت زينب (س) در كربلا در روز يازدهم محرم سال 61 هـ. ق هنگامي كه كنار پيكرهاي پاره پاره شهيدان آمد، و مطالبي جانسوز گفت، از جمله در آنجا پس از ذكر پيامبر (ص) و علي (ع) از خديجه ياد كرد و فرمود: «بابي خديجة الكبري: پدرم به فداي خديجه بانوي بزرگ باد.»(23) زيدبن علي (ع) كه انقلاب و شورش عظيمي بر ضد حكومت طاغوتي هشامبن عبدالملك نمود و سرانجام به شهادت رسيد، در سخني در برابر دشمن، چنين احتجاج ميكند:

«و نحن احق بالمودة، ابونا رسولالله وجدتنا خديجة...؛ و ما سزاوارتر به مودت و دوستي هستيم، چرا كه پدر ما رسول خدا (ص) وجده ما خديجه (ع) است.»(24) عبدالله ابنزبير با آن كه با خاندان رسالت دشمني كرد در گفتگويي باابنعباس، به خديجه(ع) به عنوان عمهاش افتخار نموده و ميگويد:

«الست تعلم ان عمتي خديجة سيدة نساء العالمين؛ آيا نميداني كه عمهام خديجه (ع) سرور بانوان جهان است؟»(25) «در عصر امامت امام حسن (ع) پس از آنكه معاويه بر اوضاع مسلط شد، به كوفه آمد و چند روز در كوفه ماند، و از مردم براي خود بيعت گرفت، پس از پايان كار بر بالاي منبر رفت و خطبه خواند و در آن خطبه آنچه توانست به ساحت مقدس اميرمومنان علي (ع) جسارت كرد و ناسزا گفت، با اين كه امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در مجلس حاضر بودند، حسين (ع) برخاست تا پاسخ معاويه را بدهد، امام حسن (ع) دست او راگرفت و نشانيد و خود برخاست و فرمود: «اي آنكه علي (ع) را به بدي ياد كردي؟ منم حسن و پدرم علي (ع) است، و تويي معاويه و پدرت ضحر ميباشد، مادر من فاطمه عليها سلام الله و مادر تو هند جگرخوار است، جد من رسول خدا (ص) است جد تو حرب است، «و جد تيخديجة و جدتك فتيله...؛ جده من خديجه (بانوي بزرگ اسلام) ولي جده تو فتيله (زن زشتكار جاهليت) است. خداوند لعنت كند از ما آنكس كه نامش پليد و حسب و نسبتش پست و سابقهاش بد، و داراي كفر و نفاق است.»(26) در حديث موثقي از حضرت زهرا (س) منقول است كه چون خديجه از دنيا رفت فاطمه عليهاالسلام بر گرد پدر بزرگوار خود ميگرديد و ميگفت: «اي پدر! مادر من كجاست؟ پس جبرئيل نازل شد و گفت: پروردگارت تو را امر ميكند كه فاطمه را سلام برساني و بگويي كه مادر تو در خانهاي است ازني كه كعب آنها از طلا است و به جاي پي، عمودها از ياقوت سرخ ميباشد و خانة او در ميان خانه آسيه و مريم دختر عمران است؛ چون حضرت رسول (ص) پيغام حق تعالي را به فاطمه (س) رسانيد. فاطمه (س) گفت: خدا است سالم از نقصها و از اوست سلامتيها و به سوي او برميگردد تحيتها»(27) خديجه (ع) در ادعيه، زيارتنامهها، و واژگان مقدس كتاب مقدس تورات حضرت خديجه (س) را به نهر آبي تشبيه نموده است كه آب آن، آب حيات است، و در دوطرف كنار آن آب، درخت حيات وجود دارد، آن درخت داراي دوازده نوع ميوه است، و برگهاي آن درخت، موجب شفاي امتها است.(28) در يكي از زيارتنامههاي رسول خدا (ص) چنين آمده است:

«السلام علي ازواجك الطاهرات الخيرات، امهات المومنين، خصوصا الصديقة الطاهرة، الزكية الراضيه المرضية، خديجة الكبري ام المومنين؛ سلام بر همسران پاك و نيك تو، مادران مومنان به خصوص سلام بر بانوي راستين و پاك و پاكيزه، خشنود و پسنديده، خديجه بانوي بزرگ، مادر مومنان.»(29) در يكي از زيارتنامههاي ديگر از خديجه (ع) چنين تعبير شده: «السلام علي خديجة سيدة نساء العالمين؛ سلام بر خديجه (ع) سرور زنان جهانيان.»(30) حضرت خديجه (ع) ارتباط عميق و بسيار بالايي با درگاه خداوند داشت، از اين رو داراي قوت قلب محكم واستوار بود. آن بانوي بزرگوار اسلام براي خود داراي حرز (كلمات پرمحتواي پناهندگي به خدا) بود و در پرتو آن همواره رابطه خود را با خدا برقرار ميساخت.

سيدبن طاووس در كتاب مهجالدعوات دو حرز را نقل كرده كه اين چنين است:

«بسم الله الرحمن الرحيم، يا حي يا قيوم، برحمتك استغيث فاغثني ، ولا تهلكن الي نفسي طرفة عين ابدا، و اصلح ليشائب كله؛ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر! اي خداي زنده و استوار! به رحمتت پناهنده شدم، به من پناه بده، و مرا هرگز به اندازه يك چشم برهم زدن به خودم وانگذار، همه حال و زندگي مرا سامان بخش.» 2ـ «بسمالله الرحمن الرحيم، يا الله يا حافظ يا حفيظ يا رقيب؛ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر! اي خدا، اي نگهبان، اي نگهدارنده و اي مراقب و پاسدار.» خديجه در كلام انديشمندان و بزرگان معاصر دانشمند عرب (سنيه قراعد): تاريخ در مقابل عظمت امالمومنين خديجه(ع) سر فرود ميآورد، و در برابرش متواضعانه دست بسته ميايستد، نميداند نام اين بانو را در كدام شناسنامه بزرگان ثبت نمايد.»(39) سليمان كتاني، نويسنده عرب: خديجه ثروتش را به محمد بخشيد. ولي اين احساس را نداشت كه ميبخشد، بلكه اين احساس را داشت كه از او هدايت را كه بر همه گنجهاي سراسر جهان برتري دارد، كسب مينمايد، او احساس ميكرد محبت و دوستي را به حضرت محمد (ص) اهدا ميكند، ولي در عوض همه ابعاد سعادت را از او كسب ميكند.»(32) عالم بزرگ شيخ حرعاملي متوفي به (1140 هـ.ق) صاحب كتاب وسايل الشيعه شعري در وصف او سورده است.

زوجتة خديجه و فضلها ابان عند قولها و فعلها بنت خويلد الفتي المكرم الماجد المويد المعظم لها من الجنة بيت من قصب لاصخب فيه ولالها نصب و هذه مورة لفظ الخبر عنالنبي المصطفي المطهر «همسر پيامبر خديجه كه فضل و برتري او از گفتار و رفتارش آشكار است، دختر خويلد آن جوانمرد بزرگوار، و ارجمند تاييد شده و بلند مقام براي خديجه و در بهشت خانهاي از يك قطعه گوهر بلورين آماده شده است كه در ناآرامي و رنج نيست.

اين موضوع عين سخن پيامبر برگزيده پاك خدا است كه خديجه در بهشت داراي چنين خانهاي ميباشد».

بنت الشاملي نويسنده عرب: آيا ديگري غير از خديجه را ميشناسيد كه با عشقي آتشين، و مهر و ايماني استوار بيآن كه اندك ترديدي به دل راه دهد يا ذرهاي از باورش به بزرگداشت هميشگي خدا و پيغمبر بكاهد، دعوت دين را از غار حرا پذيرا شود».(33)
------------------------------------------
1ـ خديجه، اسطوره مقاومت و ايثار، صفحه 186، اشتهاردي، محمدمهدي 2ـ صحيح بخاري، ج 4، ص 164.

3ـ الاستيعاب، ج 2، ص 720.

4ـ بحارالانوار، ج 13، ص 162، ج 16، ص 2.

5ـ خديجه؛ اسطوره مقاومت و ايثار، ص 187، نقل از بحار ج 37، ص 63.

6ـ اسدالغابه، ج 5، ص 438.

7ـ ذخائر العقبي، ص 44.

8ـ كشف الغمه، ج 2، ص 71.

9ـ جمعالبيان، ج 10، ص 320.

10ـ بحار، ج 40، ص 68 به نقل از خديجه؛ اسطوره مقاومت و ايثار ص 190.

11ـ همان، ج 16، ص 8.

12ـ كشفالغمه، ج 2، ص 72.

13ـ بحار، ج 43، ص 302، به نقل از خديجه، اسطوره مقاومت و ايثار، ص 198.

14ـ بحار، ج 22، ص 502.

15ـ همان، ج 16، ص 8.

16ـ خديجه اسطوره ايثار و مقاومت، ص 207.

17ـ رياحين الشريعه، ج 2، ص 206.

18ـ كشفالغمه، ج 2، ص 133.

19ـ محمد پيغمبري كه از او بايد شناخت، كنستان ويرژيل گئورگيو، ترجمه ذبيحالله منصوري، ص 50.

20ـ بحار، ج 44، ص 318.

21ـ همان، ج 45، ص 6.

22ـ همان، ج 44، ص 174.

23ـ همان، ج 45، ص 59.

24ـ خديجه، اسطوره ايثار و مقاومت، ص 200.

25ـ شرح نهجالبلاغه، ابنابيالحديد، ج 9، ص 325.

26ـ خديجه (ع) اسطوره مقاومت و ايثار، ص 201.

27ـ حيوهالقلوب، علامه محمدباقر مجلسي، ج 3، ص 218.

28ـ كتاب مقدس، عهد جديد، مكاشفه يوحنا، باب 22.

29ـ بحار ج 100، ص 189.

30ـ همان، ج 102، ص 272.

31ـ نساء محمد (ص)، ص 38.

32ـ خديجه (ع)، علي محمد دخيل، ص 32.

33ـ حياةالائمه، هاشم معروف الحسني، ص 67.





Share
1 | محب الزهرا | , ایران | ١١:٠٣ - ٢٢ مرداد ١٣٩٠ |
سلام بر بانوي منور عالم اسلام فخر زنان ومادر خير النساءو همسر خير البشر صل الله عليه واله حضرت خديجه کبري سلام الله عليه / يارسول الله ص هيچ جمله اي ز يباتر از فرمايش شما در وصف ان حضرت نمي باشد که يک دنيا معنادر ان نهفته است / براي کساني که انديشه نمايند . افلا تتفکرون . وان اين است . کجاست خديجه .کجاست خديجه . کجاست خديجه ....
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English